All language subtitles for Badh.2025.FRENCH.1080p.WEB-DL

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian Download
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional) Download
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew Download
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American) Download
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish Download
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫فیلمی از: ‫گیوم دُ فونتنای

‫[ در سال 1985 سازمان حفاظت اطلاعات و امنیت برون مرزی ‫یک واحد مخفی به نام " سلول الفا " ایجاد کرد. ]

‫[ این واحد از ماموران نخبه‌ای تشکیل شده است که وظیفه دارند ‫افرادی که دشمن فرانسه محسوب می‌شوند را حذف کنند. ]

‫[ اقدامات آنها و هویتشان محرمانه نگه داشته می‌شود. ]

‫[ رَقِه ] ‫[ سوریه - 2018 ]

‫[ ارائه‌‌ای از گروه ترجمه فرانکوفیلم ] ‫FRANCOFILMS@

‫ترجمه و زیرنویس: ‫علی کلان

‫یک. یک، دو.

‫یک.

‫یک.

‫یک، دو، سه.

‫کیف، قرمز،

‫چپ.

‫سبز،

‫راست.

‫یک. یک، دو، سه.

‫یک، دو.

‫یک.

‫یک.

‫یک.

‫یک، دو، سه.

‫یک، دو.

‫یک.

‫یک.

‫کیف،

‫دست راست.

‫راه‌راه.

‫قرمز.

‫آبی.

‫چپ.

‫- هویت رو تأیید کن. ‫- هرزه!

‫هویت تأیید شد.

‫به نقطه خروج برید.

‫منطقه رو پاکسازی کنید.

‫قرارمون هیچوقت این نبود.

‫دستور صریح برای پاکسازی منطقه داریم.

‫دستور پاکسازی منطقه. ‫تمام.

‫تأیید کن الکس.

‫عملیات تأیید میشه. ‫منطقه رو پاکسازی کنید.

‫سم؟

‫سم!

‫جوانا!

‫[ بَذ ]

‫[ صویره - مراکش ]

‫[ هفت سال بعد ]

‫الیاس! بیا!

‫ برو!

‫تا فردا.

‫برای امروز خیلی ممنونم.

‫می‌خوای در موردش باهام حرف بزنی؟

‫چیزی نیست.

‫خوبم.

‫حرف می‌زنی!

‫راه بیفت!

‫نسیم.

‫بهم بگو تا ولت کنم برگردی.

‫- من چیزی نگفتم. ‫- هان؟

‫- چیزی نگفتم. ‫- چیزی نگفتی؟

‫- در ازای چی گذاشتی رفتی؟ هان؟ ‫- قسم میخورم.

‫- با کی حرف زدی؟ ‫- رامی!

‫با توام!

‫در ازای چی گذاشتی رفتی؟

‫بابا خیلی دوستت داشت، نسیم.

‫ولی خیانت به خانواده...

‫به کی؟

‫به کی؟

‫ما رو به کی لو دادی؟

‫به کی؟

‫به کی؟

‫ما رو به کی لو دادی؟

‫الیاس.

‫کدوم الیاس؟

‫- کدوم الیاس؟ ‫- الیاس سیراسین.

‫الیاس سیراسین که یه پلیس پاپتیه.

‫تو چی فکر میکنی، داداش؟

‫بریم یه صبحونه بزنیم؟

‫اگه تو بخوای.

‫من برم لباس بپوشم.

‫یالا، بهم بگو. زود باش.

‫بگو.

‫چیه؟

‫نمی‌خوای بهم بگی؟

‫ازم دلخوری؟

‫نمی‌تونم ازت دلخور باشم.

‫فقط نگرانم، همین.

‫می‌دونی که من اینجام.

‫آره، میدونم.

‫- باکش پره؟ ‫- آره.

‫ما رو هیچوقت ندیدی.

‫- فهمیدی؟ ‫- آره.

‫بزن به چاک.

‫دوستت دارم.

‫به اورژانس زنگ بزنید!

‫لطفا.

‫پیداشون می‌کنیم.

‫بهت قول میدم.

‫برمیگردم.

‫ببخشید، معذرت میخوام..

‫تصاویر دوربین‌های ‫مغازه‌های اطراف رو داریم.

‫الیاس داره روی منصور خوری، ‫پدر اونایی که تیراندازی کردن، کار می‌کنه.

‫ردشون رو تو رستوران «رنگ‌های شرق» زدیم.

‫لعنتی.

‫- چی؟ ‫- قاضیه.

‫مدارک لازم برای صدور ‫حکم بازداشتشون رو نداره.

‫رضا...

‫اگه بفهمن زنده‌اس، برمیگردن.

‫کاری ازم برنمیاد، روالش همینه.

‫آدرس آپارتمانم تو صویره رو برات میفرستم.

‫می‌تونیم الیاس رو اونجا قایم کنیم.

‫به نورا زنگ بزن.

‫اون حواسش بهش هست.

‫اومدم برادران خوری رو ببینم.

‫با این تیپ و قیافه‌ت... گمشو!

‫زانو بزن.

‫زانو بزن!

‫پاشو!

‫دستها روی سر!

‫یالا.

‫ دستها روی سر!

‫[ شهر مراکش ]

‫جنس، جمعه میرسه.

‫بهمون میگن کانتینر رو از کجا تحویل بگیریم.

‫عزیزترینم...

‫کمال و رِمی...

‫دیشب کشته شدند.

‫کار کیه؟

‫یه زن فرانسوی...

‫زن یه پلیس از صویره.

‫اون تو حموم جَمِل دستگیر شده.

‫«فرانسوی» رو برام بگیر.

‫آقای خوری، داشتم بهتون زنگ میزدم.

‫کی پسرهای منو کشته؟

‫هنوز نمی‌دونیم. اطلاعاتی نداریم.

‫به پاریس زنگ بزن.

‫- رسیدگی میکنم. ‫- میخوام. همه‌چیز رو در موردش بدونم.

‫خیلی خب، من...

‫[ پاریس ]

‫عدم توازن‌های ژئوپلیتیکی

‫بر استراتژی‌های ما در مواجهه با ‫ظهور مجدد گروه‌های تروریستی تأثیر می‌گذارد

‫در آفریقا، آسیای جنوب شرقی،

‫و در شبه‌جزیره عربستان.

‫بهره‌برداری از آسیب‌پذیری‌های سیاسی این مناطق

‫توسط دشمنان ما، ‫در حالی که کشورهای ما در بحران هستند،

‫زمینه مساعدی را برای مخالفان ما فراهم می‌کند.

‫[ پسرهای خوری توسط یه زن فرانسوی کشته شدند. ]

‫- به عنوان مدیر تحقیقات و عملیات DGSE، ‫«سازمان حفاظت اطلاعات و امنیت برون مرزی» :DGSE

‫آیا حرفه شما ‫با آرمان‌ها و ارزش‌های جوامع ما سازگار است؟

‫جنگ علیه تروریسم تنها یک مسئله پاسخ نظامی نیست،

‫بلکه چالشی است که نیازمند بازنگری ‫در رویکردها و شیوه‌های ماست.

‫و این امر باید از طریق

‫یک اقدام اجتماعی، آموزشی، ‫فرهنگی، سیاسی و دیپلماتیک نیز صورت بگیرد.

‫این جنگ علیه تروریسم

‫آیا ایجاب میکند که شما اصولی را ‫که از آنها دفاع می‌کنید، کنار بگذارید؟

‫ما باید خودمون رو برای موقعیت‌هایی

‫که به طور فزاینده‌ای پیچیده ‫و غیرقابل پیش‌بینی هستند، آماده کنیم.

‫ما باید موفق بشیم کاری کنیم ‫که آنچه ممکن است اتفاق بیفتد،

‫اتفاق نیفتد.

‫خودِ خودش بود.

‫نمی‌فهمم.

‫یعنی ممکنه برای منافع دیگه‌ای کار کنه؟

‫نه، بعید میدونم.

‫از بعد از استعفاش بعد از ماجرای رقه، ‫زندگیش رو عوض کرده.

‫سرویس‌های اطلاعاتی ‫مراکش می‌تونن رد ما رو بزنن؟

‫رسماً، «بَذ» دیگه وجود نداره.

‫هیچی در موردش پیدا نمیکنن.

‫نه، مشکل منصور خوریه.

‫می‌خواد انتقام پسراش رو بگیره.

‫برو پیش «فرانسوی» و تسلیت ما رو به منصور برسون.

‫کمکش کن ‫و هر چی می‌خواد بهش بده.

‫هر چی میخواد؟

‫هر چی میخواد.

‫اطلاعاتش باید جلوی ‫یه حمله تروریستی دیگه رو بگیره.

‫نورا حواسش به الیاس هست.

‫برام توضیح میدی؟

‫اگه می‌خوای کمکت کنم، باهام حرف بزن.

‫سه روز دیگه، ‫به «عین السبع» منتقل میشی.

‫بله؟

‫میخوای چی کار کنی؟

‫با توجه به شرایط، بهترین کار ممکن رو.

‫شما نمی‌تونید...

‫تو آموزشش دادی، برات مهمه، ‫ولی این چیزا جزو قوانینه.

‫- ببخشید. ‫- بله؟

‫پرواز شما تأیید شده.

‫قولی بهت نمیدم، ‫ولی هر کاری از دستم بربیاد انجام میدم.

‫خوبی؟

‫خب؟

‫چهارشنبه ساعت دو بعد از ظهر به ‫«عین السبع» منتقل می‌شه.

‫میخوان ازش درس عبرت بسازن.

‫خوبه.

‫با منصور حرف زدی؟

‫نه از وقتی با هم حرف زدیم.

‫- الان خطرناکه. ‫- آره.

‫باید یه راهی برای آروم کردنش پیدا کنیم.

‫و محموله؟

‫دارم مسیر کشتی باری رو دنبال میکنم. ‫طبق برنامه میرسه.

‫منطقه تخلیه بار رو ‫به زودی بهشون اعلام میکنم.

‫چه گندی زده شد.

‫- نمیشه بدون هزینه کاری کرد... ‫- بس کن بابا با این ضرب‌المثل‌هات!

‫رسیدند.

‫آقای خوری...

‫دوست بسیار عزیزم،

‫تسلیت صمیمانه ما رو بپذیرید.

‫" همه از خداییم و بسوی او بازمی‌گردیم ".

‫عملیات تو رقه، کار اون بود.

‫گفته بودم شاهدی نَمونه.

‫اون به طور معجزه‌آسایی زنده موند.

‫دیگه با ما کار نمیکنه.

‫اون می‌دونه که اون بزرگترین ‫قاچاقچی اسلحه برای داعش بود.

‫ولی چیزی در مورد ما نمی‌دونه.

‫شما اشتباه بزرگی کردید.

‫عصبانیتت رو درک میکنم، ‫ولی کاری نکن.

‫توجه جلب نکن. ‫تاسینی روی این موضوع خیلی قاطع بود.

‫بسپارش به ما.

‫این خواسته بزرگیه از من.

‫ما خیلی بهت دادیم.

‫الو؟

‫برای انتقال اون اومدن.

‫باشه.

‫اومدم.

‫برو جلو!

‫برگرد!

‫بازش کن.

‫عادی باش.

‫کد درب 11.

‫صبر کن.

‫برگرد.

‫بیفت جلو!

‫یالا، باز کن! بازش کنید!

‫بازش کن!

‫بیا بیرون.

‫راه بیفت.

‫بجنب! بجنب!

‫- بله، الو؟ ‫- بگو.

‫منصور آدماشو فرستاده.

‫- اون مرده. ‫- جنازه رو دیدی؟

‫نه بابا.

‫ردها رو گم کن، اثری از خودمون به جا نذار.

‫- باشه. ‫- و محموله؟

‫ کشتی باری جمعه تو بندر کازابلانکا خواهد بود.

‫آروم.

‫آروم.

‫الیاس چطوره؟

‫هنوز بیهوشه.

‫[ هشدار طوفان... ] ‫[ فردا بادهای شدیدی می‌وزد! ]

‫[ قرار ملاقات در روف تاپ مجیک آور ساعت 12 ]

‫[ می‌بینمت، جان. ]

‫بیاین اینو ببینید.

‫همین الان ردیابیش کردیم.

‫سم فردا باهاش قرار گذاشته.

‫اونم همین الان جوابشو داده.

‫جوانا؟

‫- اون زنده‌اس. ‫- ببخشید؟

‫یه مکالمه رو ردیابی کردیم. ‫سم داره میره صویره.

‫فردا ظهر با «بَذ» قرار داره.

‫- اطلاعات رو برات می‌فرستم. ‫- رسیدگی میکنم.

‫نمی‌تونید پیداش کنید.

‫بهت گفته بودم. ‫بذار ما کارمون رو بکنیم، منصور.

‫- منو مسخره کردی؟ ‫- بیا سر قرار تو بندر.

‫برای مبادله.

‫یا اون رو به من می‌دید ‫یا همه‌تون رو به باد میدم.

‫ما رو تهدید نکن. ‫اسلحه‌ها رو می‌گیری

‫اگه اطلاعات رو داشته باشی. ‫دیگه وقتی برای تلف کردن نیست.

‫لازم نیست.

‫ما خانواده‌ایم.

‫نمی‌تونم قبول کنم.

‫من دارم میرم و نمیدونم...

‫نگران نباش.

‫من حواسم بهش هست.

‫برو، عزیزم.

‫تو براش خیلی عزیزی، خودت میدونی.

‫تصاویر «مجیک آور» رو میخوام..

‫نمی‌بینمشون.

‫زوم کنید.

‫باشه.

‫زوم کنید، بیشتر زوم کنید!

‫پیدا کردنشون سخته، ‫ممکنه زیر آلاچیق‌ها باشن.

‫برای الیاس متاسفم.

‫بهتره، حالش خوبه.

‫بگیر.

‫باید بری.

‫منصور ول‌کن نیست.

‫منم همینطور.

‫دقیقاً، من جوانا رو تعقیب کردم.

‫اون منو به منصور رسوند.

‫از زمان رقه، اون منبعش بوده.

‫در این بین، اون تبدیل به بزرگترین ‫تأمین‌کننده اسلحه داعش شده.

‫جوانا هر کاری میکنه تا ازش محافظت کنه.

‫یه قهوه؟

‫یه شکر و نصفی؟

‫جوانا رو بده به من.

‫بله؟

‫هیچی نمی‌بینیم.

‫نیروی کمکی دارم، الان می‌گیریمشون.

‫اونه که با منصور معامله میکنه.

‫بهش میگن «فرانسوی».

‫فرش میفروشه.

‫یه مغازه تو بازارهای مراکش داره.

‫فعلاً بیشتر از این نمیدونم.

‫به حرفش میارم.

‫ولی از اینجا گمشو.

‫دخالت نکن.

‫دخالت نکن.

‫خواهش میکنم.

‫- بله؟ ‫- اینجا نیستن.

‫پشت‌بوم‌های دیگه رو نگاه کن ‫ببین می‌بینیشون.

‫ببین بار دیگه‌ای به اسم «ویندی» هست یا نه.

‫پیدا کردم.

‫بزرگش کنید. سمت چپ.

‫بازم، بازم، بازم. نزدیک‌تر.

‫بازم، بازم. نزدیک‌تر کنید.

‫بازم، بازم.

‫بیخیال، پیداشون نمی‌کنیم.

‫ اگه سم رو دیده باشه، میره پیش «فرانسوی».

‫الکس رو می‌فرستم.

‫[ کازابلانکا ]

‫[ شهر مراکش ]

‫آقا.

‫دنبال مغازه «فرانسوی» میگردم. ‫فرش میفروشه.

‫سمت چپه، ته کوچه.

‫ویژگی خاص این فرش، رنگ‌های طبیعی‌ اونه.

‫رنگ زردش از زعفرونه.

‫قرمزش از شقایق.

‫آبی‌ش از کبالت.

‫یه دونه کوچیکتر ولی با رنگ‌های ‫زنده‌تر اون پشت دارم.

‫میرم بیارمش، خوشتون میاد.

‫تعریف کن.

‫تو رقه چه اتفاقی افتاد؟

‫تو یه قاچاقچی اسلحه رو حذف کردی ‫تا ما منصور رو بجاش بذاریم.

‫و انفجار؟

‫منصور شاهد نمی‌خواست.

‫جوانا قبول کرد؟

‫آره.

‫قبول کرد.

‫منصور کجاست؟

‫نمیدونم.

‫تو کازابلانکا.

‫قراره یه محموله اسلحه تحویل داده بشه.

‫منصور در ازاش به جوانا اطلاعات میده.

‫کی؟

‫امشب، ساعت ده.

‫کجا؟

‫تو بندر.

‫ترمینال سی.

‫ردش رو گم کردیم، غیبش زده.

‫داره میره کازابلانکا.

‫همه وسایل نقلیه رو چک کنید.

‫هیچ پرواز مستقیمی از ‫مراکش به کازابلانکا نیست.

‫همه‌چیز رو چک کنید.

‫تاکسی‌ها، اتوبوس‌ها، قطارها. ‫باید پیداش کنیم.

‫یه چیزی پیدا کردم.

‫خودشه.

‫قطار بعدی برای کازابلانکا کیه؟

‫خب...

‫قطار 626 الاطلسه، حرکت ساعت 17:50.

‫ - به سرویس‌های اطلاعاتی مراکش خبر بدید. ‫- باشه.

‫[ کازابلانکا ]

‫مدارک...

‫شیشه رو بدید پایین.

‫برید.

‫این رو برام باز کن.

‫بقیه‌اش هم اونجاست.

‫همه‌اش هست.

‫ردیفه. همه‌اش اونجاست.

‫خسته به نظر میای.

‫از کی تا حالا DGSE ‫به داعش اسلحه میفروشه؟

‫ما جون آدما رو نجات می‌دیم.

‫به چه قیمتی؟

‫به هر قیمتی.

‫مثل رقه؟

‫تو که تو رقه نمردی.

‫منظورم خودم نیستم.

‫چاره‌ای نداشتیم.

‫چاره؟

‫اسلحه‌ات.

‫راه بیفت.

‫میارمش جلو دوربین.

‫بدون که بعد از کشتن تو،

‫من کار نیمه تمومِ پسرهام رو تموم میکنم.

‫انتقامشون رو بگیر.

‫FrancoFilms@

‫موافقت DGSI رو گرفتیم. ‫DGSI: «سازمان حفاظت اطلاعات و امنیت داخلی»

‫به BRI خبر بدید، عملیات رو شروع کنن. ‫BRI: « تیپ جستجو و مداخله (پلیس ملی) »

‫بله؟

‫این نه یه رویاست و نه یه کابوس.

‫این چیزیه که از خودم به جا گذاشتم.

‫ترس، پوچی، ویرانی.

‫منو ببخش.

‫[ پاریس ]

‫سه هسته جهادی در پاریس متلاشی شد.

‫پلیس‌های BRI به طور همزمان عمل کردند

‫در سه منطقه مختلف.

‫هشت مظنون، هفت مرد و یک زن دستگیر شدند.

‫آنها بین 24 تا 55 سال سن دارند

‫و قصد اجرای یک حمله را داشتند.

‫مواد منفجره و مواد شیمیایی

‫در یکی از آپارتمان‌ها کشف شد،

‫این خبر توسط آدرین تاسینی، مدیر عملیات DGSE، اعلام شد.

‫ترجمه و زیرنویس: ‫علی کلان

‫[ ارائه‌‌ای از گروه ترجمه فرانکوفیلم ] ‫FRANCOFILMS@

با حضور: [ نیلز اشنایدر ]

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.