All language subtitles for Misdirection.2025.1080p.KING_SUBTITLE-FA

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian Download
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified) Download
zh-TW Chinese (Traditional) Download
co Corsican
hr Croatian Download
cs Czech
da Danish
en English Download
eo Esperanto
et Estonian Download
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German Download
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew Download
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian Download
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian Download
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish Download
pt-BR Portuguese (Brazil) Download
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American) Download
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish Download
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish Download
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫زیرنویس سریع و بدون سانسور ‫Telegram: t.me/king_subtitle

‫اسمش دیوید بلومه.

‫سخنرانیش ساعت ۷ شروع میشه. شام هم بعدشه.

‫تا ۶:۳۰ راه میفته.

‫یارو مثل ساعت کار می‌کنه.

‫من همین الان به دفتر زنگ زدم، همه رزروها رو اوکی کردم.

‫فکر نکنم زودتر از ۱۰ خونه باشه.

‫خب، لحظه حقیقت. بزن بریم.

‫اومدیم تو.

‫آها. اوکی.

‫آره، خودشه.

‫خودشه.

‫داره میره برای مراسم. برو سراغ سیستم دزدگیر.

‫هیچی نمی‌بینم. خیلی تاره.

‫هیس، هیس، هیس.

‫آروم باش، پسر. صبر داشته باش.

‫خب. چی می‌خوای؟

‫یه آفرین بهت بگم؟

‫یعنی...

‫شاید یه چیز دیگه به جاش؟

‫۲-۴-۷-۱.

‫اوهوم. اوکی.

‫گرفتم.

‫می‌دونی، فقط همون ساعته ۱۵ هزارتا می‌ارزه.

‫وایسا، داره کجا میره؟

‫از در که نرفت بیرون.

‫ببینیم با چی طرفیم.

‫خب. چندتا دوربین داخل و بیرون،

‫مثل آب خوردنه.

‫تو دفترش هم یکی داره؟

‫بیا ببینیم.

‫اوه، اوه، اوه!

‫یه چیز باارزشی اون تو هست.

‫-تو گاوصندوق؟ شک نکن. -آره.

‫می‌دونی که من عاشق گاوصندوقم.

‫دلم برای این همه خوب بودن تو یه کاری تنگ میشه.

‫منم همینطور. یادت باشه، توافق کردیم.

‫این آخریشه.

‫حتماً.

‫و بهترینشو برای آخر نگه داشتیم.

‫عجب.

‫اون گوشی خیلی کثیفه.

‫چقدر احتمالات مختلف.

‫خب تو چطوری این یارو رو پیدا کردی؟

‫تو کار خودتو بکن عزیزم. منم کار خودمو می‌کنم.

‫فکر کنم وقتشه.

‫آماده‌ای؟

‫معلومه که هستم.

‫من قبلاً فکر می‌کردم اعتیاد یه انتخابه.

‫که اگه کسی بخواد، می‌تونه راحت بذارتش کنار.

‫اشتباه می‌کردم.

‫وحشتناک اشتباه می‌کردم.

‫اعتیاد یه بیماری فریبکار و وحشتناکه

‫که می‌تونه به شکل فاجعه‌باری

‫زندگی آدما رو نابود کنه.

‫خانواده‌ها رو از هم بپاشونه،

‫شغل‌ها رو،

‫به بچه‌هامون آسیب بزنه.

‫این بیماری‌ای هست که تو زندگی من،

‫تو زندگی شخصی من،

‫بین خانواده‌ام، دوستام،

‫و بین همکارام ویرانی به بار آورده.

‫به همین دلیله که من بی‌وقفه و مدام می‌جنگم

‫و از این بنیاد فوق‌العاده حمایت می‌کنم

‫و از بنیان‌گذارش،

‫دوست عزیزم مگان توماس.

‫به همین دلیله که امشب من ۲۵۰ هزار دلار دیگه

‫به این بنیاد فوق‌العاده کمک می‌کنم.

‫مگان با دلسوزی و پشتکارش،

‫جون صدها، اگه نگم هزاران،

‫آدم و خانواده رو نجات داده.

‫اون آدما رو از لبه پرتگاه برگردونده.

‫به همین دلیله که من...

‫خوشحالم که به روی این صحنه بیارم

‫دوستم و یکی از قهرمانانم رو،

‫مگان توماس.

‫ممنونم دیوید، برای این کمک سخاوتمندانه‌ات.

‫همونطور که همه‌مون می‌دونیم،

‫اعتیاد می‌تونه درون همه ما زندگی کنه.

‫این مال تو.

‫سه ساعت تا پرواز آزادیمون مونده.

‫بیشتر از کافیه.

‫می‌خوای بذارم یه کم با هم تنها باشین؟

‫خفه شو. این کمکم می‌کنه فکر کنم.

‫جدی میگم. یعنی اگه می‌خواین با هم حرف بزنین،

‫من تنهاتون میذارم و--

‫تو فقط حسودیت میشه.

‫به این؟ این در مقابل من هیچه.

‫اون با ما نمیاد.

‫شوخی کردم. بذارش تو کیف.

‫-خیلی برات عزیزه. -نه.

‫وقت دل کندنه.

‫مطمئنی؟

‫شروعی دوباره.

‫بزن بریم.

‫باشه. من بیرون می‌بینمت.

‫وقتشه این چیزا رو ناپدید کنیم.

‫آره.

‫بیا دیگه، باب.

‫خب.

‫برنامه امنیت خونه...

‫غیرفعال شد،

‫و ما وارد خونه شدیم.

‫بدون من چیکار می‌کردی؟

‫وقت بازیه.

‫-شروع کنیم؟ -آره. بزن بریم.

‫یالا. مسیر پاکه.

‫خب.

‫اومدیم تو.

‫بریم.

‫ساعت‌ها یادت نره.

‫باشه.

‫یالا عزیزم. شروع کنیم.

‫سلام، خوشگله. بیا یه کم حال کنیم.

‫شما یه جهانگردی، آقای بلوم.

‫اون اینجاست!

‫لعنتی.

‫نه.

‫خونه رو اشتباه اومده.

‫جیسون!

‫-گندش بزنن! -خوبی؟

‫-بهم شلیک کرد! -خوبی؟

‫-بذار ببینم. -هیس. لعنت. لعنت.

‫-لعنت! -لعنتی!

‫-بذار کمکت کنم. -آخ!

‫باشه. باشه. بذار زخمو ببینم.

‫اسلحه آوردی؟ چی؟

‫اصلاً چرا اینجاست؟ تو گفتی برنامه‌شو چک کردی.

‫کردم. نمی‌دونم چرا اینجاست.

‫نه. نه. ماسک من. بذارش رو زخم.

‫-باشه. -برو.

‫-هول نکن. یه لحظه. -باشه. چه غلطی بکنیم.

‫باید وسایلمونو برداریم و از اینجا بزنیم به چاک

‫قبل از اینکه، قبل از اینکه به هوش بیاد.

‫-باشه. -گرفتم. گرفتم.

‫-خواهش می‌کنم، بریم. بریم. -باشه. باشه.

‫نه، وایسا، وایسا. نمی‌تونیم.

‫باید اینجا رو تمیز کنیم. باشه؟

‫بیا ببریمش تو اتاقش.

‫یالا. باشه.

‫طنابو بده من.

‫باشه، بیا. بیا ببندیمش.

‫باشه.

‫-باشه. -گرفتم. گرفتم.

‫-بریم. -آره.

‫هی، جیسون.

‫یالا حرکت کن. - اون صورتتو دید.

‫برام مهم نیست.

‫دوتا راه داریم.

‫آره. راه اول،

‫از اینجا می‌زنیم به چاک و به پرواز آزادیمون می‌رسیم.

‫راه دوم، می‌مونیم.

‫گیر میفتیم و میریم زندان.

‫چرا الان داریم بحث می‌کنیم؟

‫نمی‌تونیم همینجوری ول کنیم بریم.

‫چرا نتونیم؟ اصلاً حرفات منطقی نیست.

‫من هیچ‌جا نمیرم.

‫از این کارت پشیمون میشی.

‫سارا!

‫راه اول، ما میریم. اون به پلیس زنگ می‌زنه.

‫می‌تونه تو رو شناسایی کنه، ولی اون واقعاً مهم نیست،

‫چون خون تو همه‌جاست.

‫جمعش می‌کنن، آزمایشش می‌کنن.

‫تو تو سیستم ثبت شدی.

‫می‌تونیم تمیزش کنیم. می‌تونم از وایتکس استفاده کنم.

‫نه. فقط مسئله‌ی وقته تا ردمونو بزنن.

‫و وقتی پیدامون کنن، کارت تمومه.

‫-و اگه-- -اگه!

‫اگه پیدامون کنن...

‫ببین. به نقشه پایبند می‌مونیم.

‫اون پرواز به کنکون رو می‌گیریم.

‫ولی وقتی رسیدیم اونجا، میریم جنوب.

‫می‌تونیم تمام راه رو با قایق از ساحل بریم،

‫غیرقابل ردیابی، و خودمونو به بلیز برسونیم.

‫و وقتی اونجا بودیم، من یه جای دیگه رزرو می‌کنم،

‫مثلاً مکزیکوسیتی.

‫اگه دارن دنبالمون می‌کنن،

‫اینقدر گیجشون می‌کنه که بتونیم یه کم وقت بخریم.

‫یه زندگی جدید شروع کنیم.

‫راه دوم.

‫ردهامونو پاک می‌کنیم،

‫و صداشو برای همیشه خفه می‌کنیم.

‫هی، لازم نیست کسی جز ما بفهمه اینجا چی شده.

‫من دیگه این بحثو ادامه نمیدم.

‫من تو رو از دست نمیدم!

‫-نمیدی. -چرت و پرت نگو!

‫با سوابقی که تو داری، بیست سال به بالا حبس می‌خوری.

‫ما اون مردو نمی‌کشیم.

‫من تمام زندگیمو تنها بودم.

‫نمی‌تونم دوباره این کارو بکنم. نمی‌کنم.

‫ترجیح میدم بمیرم.

‫من هیچوقت نمیذارم بری.

‫لعنت.

‫تو لعنتی!

‫مادر...

‫دو دقیقه وقت داری، کابوی.

‫خفه شو.

‫دارن میان سراغت.

‫نمی‌دونم دنبال چی می‌گردی.

‫احمق.

‫چی شد؟

‫دکمه اضطراری.

‫باید یه فکری به حال این بکنم.

‫آره.

‫تو خوشگلی.

‫-من؟ -آره.

‫وقت زیادی نداری.

‫من می‌تونم خیلی پول بیشتری برات جور کنم--

‫حرف نزن. تکون نخور.

‫وگرنه ماشه رو می‌کشم.

‫می‌کشی؟

‫باید دقیقاً الان خراب می‌شدی.

‫لعنتی.

‫هی.

‫سلام آقای بلوم. آژیر شما فعال شده.

‫آیا مشکلی هست--

‫می‌دونم، می‌دونم. ببخشید. اتفاقی بود.

‫برادرزاده‌ام ریموت رو برداشته بود.

‫بچه‌ها رو که می‌شناسین.

‫آیا نگرانی در مورد امنیت

‫سلامتی یا ایمنی شما وجود داره؟

‫نه، ولی ممنونم که پیگیری کردین.

‫ممنون از پاسخ به موقعتون.

‫خواهش می‌کنم، قربان. خوشحالم که می‌شنوم چیزی نشده.

‫میشه لطفاً رمزتون رو تأیید کنید؟

‫قربان، هنوز اونجا هستین؟

‫بله، هنوز اینجام.

‫صدامو نشنیدین؟

‫نشنیدم.

‫آنتن‌دهی من اینجا خیلی بده.

‫بلوم ۲۶۵۶۹.

‫این اشتباهه.

‫شما ماه پیش آنلاین تغییرش دادین.

‫رمز جدید یادتونه؟

‫آه، بله، یادمه. اون...

‫آره، ممنون میشم اگه فقط بهم اعتماد کنین

‫وقتی میگم همه چی کاملاً مرتبه.

‫نمی‌تونم این کارو بکنم، قربان.

‫شما با شرایطی که من دارم اجرا می‌کنم موافقت کردین.

‫ببینید، فراموش کردن رمز عادیه.

‫می‌تونم یه نفر رو بفرستم و اونا می‌تونن--

‫نه، نه، نه، نه. لازم نیست.

‫الان دارم میرم تو فایل‌هام.

‫من میرم یه واحد رو اعزام کنم

‫و بفرستمشون سمت شما.

‫ماداگاسکار ۲۶۶۹.

‫درسته. ممنونم، آقای بلوم.

‫شاید بهتر باشه ریموتتون رو جایی بذارین

‫که کمتر احتمال داره اتفاقی فعال بشه.

‫ریمویتو یه جای امن‌تر بذار.

‫چه بامزه، شرلوک.

‫تو به من شلیک نمی‌کنی.

‫تو خیلی حوصله‌سر بری.

‫تو نمی‌خوای قاتل بشی.

‫-حله؟ -بذارش کنار.

‫جیسون، حله؟

‫اسلحه رو بیار پایین. من حلش کردم.

‫ای خدا.

‫باشه، بیا پاهاشو ببندیم که نتونه تکون بخوره.

‫-لازم نیست ببندین-- -طناب بیشتری داریم؟

‫-من نمی‌خوام-- -نه، همش همین بود که آوردم.

‫باید یه چیزی تو این اتاق باشه.

‫چرا اون کشو رو نمی‌گردی؟

‫هیچی تو اتاق من نیست.

‫اینجا طناب نیست. برو تو گاراژ.

‫چرا فقط از خونه من گم نمیشین بیرون؟

‫اینجا هیچی نیست.

‫چیزی پیدا کردی؟

‫این چیه؟

‫اوه، لعنتی.

‫گندش بزنن.

‫لعنتی.

‫اون چیه؟ - تو کثافت عوضی.

‫-اونا مال من نیستن. -این چه کوفتیه؟!

‫من نمی‌دونم اونا چین. من هیچوقت اونا رو ندیدم.

‫-اینا بچه‌ان. -اونا عکسای من نیستن.

‫اینجوری پول درمیاری؟

‫اینجوری پولتو درمیاری؟

‫شما پولدارای عوضی بچه‌ها رو می‌گیرین، هان؟

‫-اونا مال من نیستن-- -منو نگاه کن!

‫-لعنت بهت! -جیسون! آروم باش.

‫باشه. باشه. آروم باش.

‫این مزخرفات رو تحویل من نده.

‫نمی‌دونم داری چیکار می‌کنی، ولی قراره...

‫-من برمی‌گردم. -باشه.

‫ای خدا. بچه‌های بی‌گناه.

‫زیرنویس سریع و بدون سانسور ‫Telegram: t.me/king_subtitle

‫اون قراره تو رو بدجور تو دردسر بندازه.

‫می‌خوای بهت بگم تو زندان با زنایی مثل تو

‫چیکار می‌کنن؟

‫دهنتو ببند!

‫دیگه نمی‌خوام حرف بزنی!

‫لعنت. لعنت.

‫اونا حسابی از خجالتت در میان!

‫خودت دیدی.

‫فکر می‌کنی اون گرفته اینا رو؟

‫اونم بخشی از هر کوفتی که این هست، هست؟

‫احتمالاً.

‫اون یه هیولای به تمام معناست.

‫باشه.

‫چجوری انجامش بدیم؟

‫باید ببریمش یه جای دیگه.

‫این باعث میشه احتمال وجود شاهد بیشتر بشه.

‫یه جسد یعنی یه صحنه جرم. آخ!

‫اینجا همین الانشم صحنه جرمه.

‫صحنه‌ای که می‌تونیم تمیزش کنیم.

‫هیچ جوره نمیشه یه جسد رو تمیز کرد.

‫پس ما هم نمی‌کنیم.

‫خودکشی.

‫اگه شبیه خودکشی باشه،

‫هیچ شکی به قتل عمد نمی‌مونه، پس...

‫تحقیقاتی هم در کار نیست.

‫جای طناب روش می‌مونه.

‫این مشکوکه.

‫با توجه به اسباب‌بازی‌هایی که تو کشوی میزش پیدا کردیم،

‫جای طناب‌ها قابل توجیهه.

‫بدنش خیلی کبوده.

‫خب شاید یه سقوط بد داشته.

‫بذار خفه شه.

‫این خیلی شبیه خودکشی نیست، هست؟

‫ببین. باشه، باشه، باشه.

‫بیا- بیا یه معامله کنیم. یه معامله می‌کنیم.

‫ما پولتو داریم، عوضی.

‫خب، پس فقط پولو بردارین و برین.

‫من هیچی نمیگم. فقط بردارینش.

‫شما قاتل نیستین. شما دزدین.

‫شما نمی‌خواین تو این قضیه گیر بیفتین.

‫کافیه!

‫من تو رو تو زمین چال می‌کنم

‫و با اون عکسا دفنت می‌کنم.

‫-اونا عکسای من نیستن. -هی، هی، جیسون.

‫لعنتی

‫می‌دونی که اونا عکسای من نیستن چون تو گذاشتیشون اونجا.

‫گوش کن، هی، هی، هی.

‫باید خودتو جمع و جور کنی، باشه؟

‫اسلحه‌شو بده من.

‫نه، این دیگه خیلی ضایع‌ست.

‫گاراژ در بسته. ماشین روشن.

‫اونوقت باید دردسر انتقالشو به اونجا بکشیم.

‫آره، راست میگی. و خیلی بی‌درده.

‫اون کبودی بیشتری لازم نداره. فهمیدی؟

‫فعلاً، بیا روی یه چیز تمرکز کنیم.

‫باید تمیزکاری کنیم.

‫اوهوم.

‫برو وایتکس رو بیار. من پیشش می‌مونم.

‫چی؟ این خون توئه.

‫تو برو وایتکس رو بیار.

‫تو بدجوری به دردسر میفتی.

‫تو از این شب زنده بیرون نمیری.

‫تو کی هستی؟

‫می‌فهمی.

‫باشه.

‫وقتشه بقیه رازهای کثیفتو پیدا کنم.

‫می‌دونم داری چیکار می‌کنی.

‫نمی‌دونی. تو اصلاً نمی‌دونی.

‫تا جایی که میشد تمیز شد.

‫عالی. من به گشتن کمد ادامه میدم.

‫دنبال چی می‌گردی؟

‫مطمئن نیستم، ولی باید یه چیزی باشه

‫که بتونیم به نفع خودمون استفاده کنیم.

‫باید مراقبش باشی.

‫خفه شو.

‫-اون داره بازیت میده. -باشه.

‫می‌بینی. داره بازیت میده.

‫داره بازیم میده؟

‫تو هم با اون به فنا میری.

‫آروم باش، پیرمرد.

‫جیسون.

‫وای. رازهای بیشتر.

‫اون شوخی نداره. اینا از نوع پزشکی‌ان.

‫داری به همون چیزی فکر می‌کنی که من فکر می‌کنم؟

‫نه خیلی خودکشی، بلکه...

‫اوردوز تصادفی.

‫وکیل. قاچاقچی. معتاد.

‫این یارو دیگه چه کوفتیه؟

‫اون یه مرده متحرکه.

‫فکر کنم تو باید بری خودتو تمیز کنی،

‫و من می‌تونم اینو حلش کنم. باشه؟

‫باشه.

‫دوست‌پسرت نمی‌دونه داری چیکار می‌کنی، نه؟

‫تو کارت درسته.

‫تو رسماً یه عنکبوت سیاهی.

‫اونم می‌خوای بکشی؟

‫هیچ‌جا نرو.

‫من همینجا می‌مونم.

‫چه خبره؟ اوه، لعنتی.

‫نمی‌تونم گلوله رو در بیارم.

‫باشه، باشه.

‫کشوهارو چک کردی؟

‫آها. اونو نگاه کن.

‫چه به‌موقع.

‫اینو بگیر. باشه.

‫واو. گرفتمش. باشه.

‫باشه. باشه.

‫آماده‌ای؟

‫داره در میاد.

‫همینه. اینم از اون لعنتی.

‫کارت عالیه.

‫نگهش دار. باشه.

‫خوب. بازو. یالا.

‫یادت میاد کوله‌پشتیتو کجا گذاشتی؟

‫رو بالکن طبقه پایین.

‫لعنتی.

‫می‌تونست همینجا سقوط بدشو داشته باشه، می‌دونی؟

‫اون زخم رو سرش می‌تونه بخاطر...

‫خوردن به سینک باشه، وقتی داره اوردوز می‌کنه.

‫-دقیقاً. -اوهوم.

‫-آره؟ -اوهوم.

‫کارت عالیه.

‫آخ، لعنت.

‫بفرما.

‫پسر خوب.

‫بهت افتخار می‌کنم.

‫حالا لعنتی. بفرما.

‫اینو بده من.

‫باید همه جا رو تمیز کنی، باشه؟

‫هیچ ردی نمونه. می‌شنوی؟

‫من سطل رو می‌برم بیرون.

‫تر و تمیزش کن.

‫اون اسلحه‌ای که دستشه مال من نیست، رفیق.

‫و اونا هم مواد من نیستن.

‫و قطعاً عکسای منم نیستن.

‫تو طبقه پایین داشتی پولای منو برمی‌داشتی.

‫اون اینجا بالا چیکار می‌کرد؟

‫اون گذاشتشون اونجا.

‫اون می‌دونست من دارم میام خونه. می‌دونست من اینجا می‌رسم.

‫اون برای پول نیومده بود. اون یه چیز دیگه می‌خواد.

‫اون هیچ عجله‌ای برای رفتن از اینجا نداره.

‫این اصلاً هیچ جوره‌ای با عقل جور درمیاد؟

‫بهش فکر کن قبل از اینکه با این یکی به فنا بری.

‫من دارم حقیقتو بهت میگم.

‫همش به زمان‌بندی ربط داره، نه؟

‫اگه ده دقیقه زودتر از اینجا رفته بودیم،

‫الان داشتیم جشن می‌گرفتیم.

‫نه اینکه یه مردو بکشیم.

‫اگه من پنج دقیقه دیر نکرده بودم،

‫ایمی رو نمی‌بردن.

‫اون هنوز اینجا بود.

‫باید ازش محافظت می‌کردم.

‫دختر کوچولوم...

‫وظیفه من بود که مراقبش باشم.

‫باید می‌دونستم.

‫این کثافت‌کاری تمام عمرم دور و برم بوده.

‫مثل یه نفرین لعنتیه که دنبالم می‌کنه.

‫تقصیر تو نبود، جیسون.

‫می‌تونستم جلوشو بگیرم، ولی نگرفتم.

‫تو اینو نمی‌دونی.

‫بله، می‌دونم.

‫و گفتم دیگه هرگز.

‫وقتی دوران محکومیتم تموم شد، تموم شد، یه شروع تازه.

‫تو اینو می‌دونستی.

‫و حالا من اینجام.

‫تو باید بری.

‫-شاید باید بریم. -نه، فقط تو.

‫من می‌تونم بمونم و کارشو تموم کنم. من خوبم.

‫مسخره نباش.

‫من می‌تونم این کارو بکنم، برم،

‫پشت سرم بذارمش.

‫ولی فکر نکنم تو بتونی.

‫می‌دونم نباید این حسو داشته باشم، ولی...

‫می‌خوام بمیره.

‫می‌میره... فقط نه به دست تو.

‫من تنهات نمیذارم.

‫ولی واقعاً می‌خوام بری.

‫-ببین، من حالم خوب میشه. -سارا.

‫تو لجبازی.

‫منم دوستت دارم.

‫جولی!

‫جولی!

‫جولی، فرار کن!

‫دیوید؟

‫دیوید؟

‫دیوید؟

‫اوه، لعنتی.

‫اوه، سلام.

‫ببخشید.

‫نمی‌دونستم دیوید مهمون داره.

‫تو کی هستی؟

‫باشه. دیوید!

‫لعنتی.

‫اون سرش شلوغه.

‫با چی؟ فقط بهش بگو بیاد پایین.

‫دیوید!

‫اون منتظر منه.

‫فکر نکنم باشه،

‫چون ما وسط یه کاری هستیم.

‫می‌فهمی چی میگم؟

‫می‌فهمم.

‫حتی فکر داد زدن هم به سرت نزنه.

‫یه لطفی در حقم بکن.

‫به اون عوضی بگو کار من باهاش تموم شده.

‫باشه؟

‫حتماً.

‫لعنتی.

‫اوه، خدای من. اوه، نه.

‫اوه، نه، نه.

‫اوه، خدای من.

‫اوه، خدای من.

‫این چه کوفتیه؟

‫متاسفم.

‫اون منو هدف گرفته بود، نه؟

‫این نقشه اون بود.

‫از خودت بپرس تو خونه من چیکار می‌کنی.

‫می‌دونی من کی‌ام؟

‫شهری پر از آدمای پولدار.

‫اون یه وکیل مدافع سرشناس رو هدف می‌گیره،

‫یه وکیل مدافع خیلی معروف؟

‫این به نظرت منطقیه؟

‫دزدا پول دوست دارن، نه ریسک.

‫باید تمومش کنی.

‫اوهوم.

‫من خوبم.

‫ما خوبیم؟

‫آره، خوبیم. اون رفت.

‫اون حالش خوبه؟

‫اون دیگه مشکلی نیست.

‫این یعنی چی؟

‫خب، یه وکیل سرشناس مثل تو

‫نباید با جای سوزن رو دستش گیر بیفته.

‫درست میگم؟

‫چی شده؟

‫یکی اینجاست.

‫لعنتی. دوباره؟

‫من میرم ببینم چه خبره.

‫اوه-اوه.

‫نه، نه، نه، نه، نه.

‫برو. برو رد شو.

‫آره. آره.

‫فقط یکی داشت دور می‌زد.

‫خطر رفع شد.

‫تو قبلاً جوابمو ندادی.

‫چرا اسلحه آوردی؟ - دلایل خودمو داشتم.

‫می‌تونی کمکم کنی نگهش داریم تا کارو تموم کنیم؟

‫ما اسلحه نمیاریم، سارا. خودت می‌دونی.

‫جیسون، می‌دونم. بعداً برات توضیح میدم.

‫الان، باید از این خونه بریم بیرون، باشه؟

‫بیا این کارو تموم کنیم.

‫یه چیزی درست نیست.

‫جیسون، ما خوبیم. تو داری زیاد فکر می‌کنی.

‫تو برای یه کار اسلحه آوردی. ما خوب نیستیم.

‫باید بدونم چرا.

‫داره سرکارت میذاره، رفیق.

‫اوه، خدای من.

‫میشه بعداً در موردش حرف بزنیم؟

‫الان، باید کارو تموم کنیم،

‫از اینجا بریم بیرون. می‌تونیم این کارو بکنیم؟

‫قیافه‌شو نگاه کن.

‫من دارم حقیقتو بهت میگم.

‫کارت تمومه.

‫ساعت‌ها کجان؟

‫من همین الان گذاشتمشون سر جاشون.

‫داره دروغ میگه.

‫کِی؟

‫وقتی داشتی طبقه پایینو تمیز می‌کردی، باشه؟

‫میشه فقط این کارو بکنیم؟

‫دوباره داره دروغ میگه.

‫ساعت‌ها هیچوقت تو کیفت نبودن.

‫داری چی میگی؟

‫تو میگی ساعت‌ها رو گذاشتی سر جاشون.

‫تو اصلاً اونا رو برنداشتی.

‫برداشتم. من-من گذاشتمشون سر جاشون.

‫چرا داری اینو زیر سوال می‌بری؟

‫بهش اعتماد نکن.

‫من فقط دارم سعی می‌کنم بفهمم واقعاً--

‫نه، نه. تو داری سعی می‌کنی از زیر این کار در بری.

‫داری چی میگی؟

‫می‌دونستم عرضه این کارو نداری!

‫حتی ازت خواستم بری.

‫تو داری دروغ میگی. - من دروغ نمیگم.

‫من دیگه نیستم. این حس خوبی نداره.

‫-نه، یالا. جیسون. -تو تنهایی.

‫-یالا. -تو اسلحه آوردی.

‫تو هیچ‌جا نمیری.

‫از جلو چشمام دور شو!

‫این چه کوفتیه؟

‫باب.

‫اسمش همینه که به این چیز میگی...

‫سارا؟

‫تو بهش می‌گفتی باب.

‫هیچوقت از جلو چشمت دورش نمی‌کردی.

‫همیشه با خودت داشتیش، سارا.

‫سارای لعنتی. می‌دونستم قیافه‌ات آشناست.

‫اون بازیت داده.

‫بهش گوش نده. بهش گوش نده. داره دروغ میگه.

‫اون از کجا باب رو می‌شناسه؟

‫بهش بگو.

‫بهش بگو چجوری منو می‌شناسی، سارا.

‫اون اسمتو از کجا می‌دونه؟

‫اون باب رو نمی‌شناسه. فقط یه تصادفه.

‫در مورد خواهرت بهش بگو. در مورد لوسی می‌دونی؟

‫دهنتو ببند!

‫اون یه خواهر خوشگل داشت، خیلی خوشگل‌تر از تو.

‫تو خواهر داری؟ - من خواهری ندارم.

‫در مورد اون پدر دیوونه‌اش می‌دونی

‫که اونا رو دیوونه کرد؟ در مورد خانواده‌اش می‌دونی؟

‫خواهرش معتاد بود.

‫قضیه همینه، سارا؟

‫-من سعی کردم خواهرتو نجات بدم. -نه.

‫اون اسمتو از کجا می‌دونه؟

‫چه خبره؟

‫این یارو داره چی میگه؟

‫اون عاشق این بود که خمار باشه بیشتر از اینکه تو رو دوست داشته باشه.

‫این حقیقت نداره.

‫بیشتر از اینکه زندگی خودشو دوست داشته باشه.

‫حقیقت اینه که، اون خودکشی کرد.

‫تو کشتیش! من دیدم کشتیش!

‫آه...

‫من با چشمای خودم دیدم!

‫تو این کارو کردی!

‫تو کشتیش!

‫بفرما.

‫اون داره راست میگه.

‫نه، من--

‫تو منو بازی دادی.

‫تو این نقشه رو چیدی.

‫بله، اون چید.

‫-تو دروغگوی لعنتی. -اینجوری نیست.

‫تو دیگه چه کوفتی هستی؟

‫جیسون، می‌تونم توضیح بدم.

‫بهش بگو واقعاً چرا اینجایی.

‫به من گوش کن. توضیح میدم.

‫تو دیگه چه کوفتی هستی؟

‫اون خواهر منو کشت!

‫من نکشتمش.

‫باشه، من همین الان این کارو می‌کنم--

‫ازشون فاصله بگیر! شوخیت گرفته یا چی؟

‫من خودم این کارو می‌کنم! جیسون!

‫نه! دور شو!

‫بازی تموم شده.

‫نه، نشده. - تموم شد.

‫تموم نشده.

‫من اینو تمومش می‌کنم.

‫تو می‌دونستی وقتی ما اینجاییم اون برمی‌گرده خونه.

‫اسلحه، مواد، اون عکسای لعنتی.

‫همه کار تو بود.

‫و می‌دونستی من قبول می‌کنم چون عاشقتم.

‫و گفتم هر کاری برات می‌کنم.

‫بهم بگو. هان؟ هان؟

‫بهم بگو. منو نگاه کن.

‫منو نگاه کن.

‫بهم بگو چرا این کارو کردی.

‫بهم بگو چرا. هان؟

‫حقیقت لعنتی رو بهم بگو! من لیاقت حقیقتو دارم!

‫قسم می‌خورم نمی‌خواستم بهت آسیب بزنم، جیسون.

‫خواهش می‌کنم. خواهش می‌کنم باورم کن.

‫تو هم همین کارو نمی‌کردی؟

‫و ما هنوزم می‌تونیم درستش کنیم.

‫قسم می‌خورم، جیسون، فقط به من گوش کن. خواهش می‌کنم.

‫زیرنویس سریع و بدون سانسور ‫Telegram: t.me/king_subtitle

‫وقتشه ولش کنی بره.

‫نه. نه، جیسون، وایسا.

‫جیسون، گفتم نه. نه!

‫وایسا.

‫بیا رو زمین.

‫جیسون، نذار دوباره ازت بخوام.

‫جیسون، شوخی ندارم.

‫داری چیکار می‌کنی؟

‫تو داری مجبورم می‌کنی این کارو بکنم.

‫بیا پایین!

‫تو حق نداری تو نقشه من دخالت کنی.

‫دستاتو بده.

‫جیسون، دستاتو بده.

‫متاسفم.

‫تو کی هستی؟

‫دیگه نمی‌دونم.

‫بهت گفتم، نگفتم؟

‫سارا. سارا، یالا، خواهش می‌کنم.

‫بهش فکر کن.

‫مجبور نیستی این کارو بکنی، سارا.

‫سارا!

‫تو خواهرشو کشتی؟

‫معلومه که نه.

‫من عاشقش بودم.

‫اون خیلی گیجه، مشخصه.

‫لعنتی.

‫ما جوون بودیم، پرشور، دیوونه،

‫زندگی یه مهمونی بزرگ بود،

‫تا اینکه مهمونی شد خود زندگی.

‫و خواهرش نمی‌تونست تمومش کنه.

‫گرفتارش شده بود.

‫من با دختر رئیسم ازدواج کرده بودم،

‫شریک موسسه حقوقی‌ای که توش کار می‌کردم.

‫من بدبخت بودم.

‫و بعد یه شب وارد یه مهمونی شدم،

‫و لوسی رو دیدم.

‫و اون فوق‌العاده بود،

‫و باحال و پر از زندگی.

‫و اون یه معتاد بود،

‫و برام مهم نبود.

‫چی شد؟

‫ما چند ماه خیلی خوش گذروندیم،

‫و بعد زنم فهمید.

‫و تهدید کرد که نابودم می‌کنه.

‫شوخیت گرفته؟

‫من هول کردم

‫و فوری همه چیو تموم کردم،

‫و اون نتونست باهاش کنار بیاد.

‫یه بخشی از من فکر می‌کنه شاید من کشتمش.

‫قلبش تو دستام بود،

‫و من فشارش دادم.

‫من یه ترسو بودم،

‫و اون تنها جوری که بلد بود کنار اومد...

‫با یه سرنگ لعنتی.

‫فقط اون دفعه، زیاده‌روی کرد،

‫و من خیلی دیر رسیدم.

‫می‌دونستم می‌خواد چیکار کنه.

‫من عاشقش بودم.

‫خیلی زیاد عاشقش بودم.

‫ولی من نکشتمش.

‫و این حقیقت محضه.

‫سارا عقلش سر جاش نیست.

‫اون هردومونو می‌کشه. می‌تونم ببینم.

‫-می‌تونی طناباتو شل کنی؟ -نه.

‫-تلاش کردی؟ -معلومه که تلاش کردم.

‫باید ببریمشون.

‫یه چاقو تو جیب پشتمه،

‫-نمی‌تونم -جیب راست پشتم.

‫دستت بهش می‌رسه؟ هیس.

‫-گرفتمش. گرفتمش. -خیلی خب.

‫سارا، این مسخره‌بازی رو تموم کن.

‫تو اشتباه می‌کنی. اون این کارو نکرده.

‫اون لوسی رو نکشته.

‫بهش گوش کن، سارا.

‫داری زندگیتو به باد میدی.

‫سارا.

‫نکشش. دیگه نمی‌تونی برگردی.

‫خواهش می‌کنم، فکر کن.

‫سارا.

‫باشه، ببین. قبل از اینکه این کارو بکنی،

‫فقط به این سوال جواب بده. اینو بهم بدهکاری.

‫من از اول بخشی از این نقشه بودم؟

‫تنها چیزی که براش نقشه نکشیده بودم

‫این بود که عاشقت بشم.

‫کمکم کن، رفیق.

‫حالا بی‌حساب شدیم.

‫سارا؟

‫سارا.

‫بیا بیرون، بیا بیرون.

‫سارا.

‫کجا میری؟

‫سارا.

‫فکر کن. فکر کن لعنتی. فکر کن.

‫جک؟

‫دیوید، دیوید، دیوید.

‫الان وقت خوبی نیست، جک.

‫تو با زن من مهمونی گرفتی و من دعوت نیستم.

‫نه، من هیچ مهمونی‌ای نگرفتم، جک.

‫ولی چند نفر اینجا هستن، جک.

‫جولی کجاست؟ - اون اینجا نیست.

‫اوه؟ اون اینجا نیست؟

‫اون اینجا نیست، جک.

‫و تو یه کم مستی، می‌تونم بفهمم.

‫جولی!

‫این چه کوفتیه؟ - جولی!

‫جولی! - بشین.

‫تو باهاش رابطه داشتی، هان؟

‫من با زن تو رابطه ندارم، جک.

‫-جولی. -اون اینجا نیست.

‫جولی!

‫جک، تو نمی‌خوای این کارو بکنی.

‫الان واقعاً وقت بدی برای منه.

‫دهنتو ببند.

‫شما دوتا فکر کردین من احمقم، هان؟

‫من فکر نمی‌کنم تو احمقی. فکر می‌کنم مستی.

‫می‌خوای بازی کنی، هان؟

‫جک، خواهش می‌کنم.

‫پنج ثانیه بهت وقت میدم زنمو بیاری اینجا.

‫باشه؟

‫-جک. -یک!

‫پنج.

‫لعنتی.

‫جک؟

‫جک!

‫بهت گفتم، جک!

‫لعنتی!

‫سارا؟

‫سارا!

‫سارا.

‫متأسفانه، افسرها، من اومدم خونه و دیدم

‫دوتا دزد معتاد دارن ازم دزدی می‌کنن.

‫اونا دوست من جک رو بی‌رحمانه به قتل رسوندن!

‫مجبور شدم از خودم دفاع کنم.

‫و حالا به خودت نگاه کن.

‫رو دست و پات افتادی.

‫درست مثل خواهرت نشئه کردی.

‫حتی یه کم بوی اونم میدی. هان؟

‫آخ!

‫آخ، تو بی‌شرف!

‫سارا!

‫حالا کجا داری فرار می‌کنی، عزیزم؟

‫حالا تو خونه‌ی منی.

‫هیچ راه فراری نیست.

‫اوه، من همون کاری رو باهات می‌کنم که با خواهرت کردم.

‫هی، جک.

‫کجا میری، سارا؟

‫دارم میام سراغت، عزیزم.

‫خوب زدی تو پام، سارا.

‫فرار نکن، سارا.

‫ما تقریباً فامیلیم.

‫می‌برمت طبقه بالا

‫تا ببینی چطور کله‌ی دوست‌پسرتو له می‌کنم.

‫کجا می‌خوای بری؟

‫اوپس.

‫مواد نکش.

‫منو نگاه کن.

‫من خواهرتو نکشتم.

‫من فقط بهش اونقدر مواد دادم که خودشو بکشه.

‫و اونم این کارو کرد.

‫درست مثل کاری که تو می‌خوای بکنی، سارا.

♪ Oh, Father tell me ♪

♪ Do we get what we deserve ♪

♪ Oh, we get what we deserve ♪

♪ And way down we go ♪

♪ Oh, oh, oh, oh ♪

♪ Oh, way down we go ♪

♪ Oh, oh, oh, oh ♪

♪ Oh, way down we go ♪

♪ Way down we go ♪

♪ And way down we go ♪

♪ Oh, oh, oh ♪

♪ Oh, way down we go ♪

♪ Oh, oh, oh ♪

♪ Say way down we go ♪

♪ Ooh ♪

♪ Oh, 'cause they will run you down ♪

آخ!

♪ Oh, way down we go ♪

♪ Ooh, ooh, ooh, ooh Ooh, ooh, ooh, ooh ♪

♪ Ooh, ooh, ooh, ooh Ooh, ooh, ooh, ooh ♪

♪ Ooh, ooh ♪

♪ Ooh, ooh, ooh, ooh Ooh, ooh, ooh, ooh ♪

♪ Ooh, ooh, ooh, ooh Oh-oh ♪

♪ Oh, baby, yeah ♪

♪ Oh, baby ♪

♪ Baby ♪

♪ Way down we go ♪

♪ Yeah, oh, oh, oh ♪

♪ Way down we go Oh, oh, oh, oh ♪

♪ Oh, way down we go ♪

♪ Oh, oh, oh, oh ♪

♪ Say way down we go ♪

♪ Ooh ♪

♪ Way down we go ♪

♪ Before you live ♪

♪ Before you die ♪

♪ Consider this ♪

♪ I might decide ♪

♪ To leave ♪

♪ Your love ♪

♪ Believe ♪

♪ Your love ♪

♪ Deceive ♪

♪ Your love ♪

♪ Conceive ♪

♪ Your love ♪

♪ Your blood runs dry ♪

♪ My blood runs blue Ooh, ooh, ooh ♪

♪ And my blood runs blue ♪

♪ Can't save you ♪

♪ I can't save you ♪

♪ Can't save you ♪

♪ I can't save you ♪

♪ I can't save you ♪

♪ I won't save you ♪

♪ I can't save you ♪

♪ Cause your blood runs dry ♪

♪ My blood bleeds blue ♪

♪ And my faith runs dry

♪ And my faith is blue

♪ My blood bleeds dry ♪

♪ And my faith is blue ♪

♪ I can't save you ♪

♪ And I can't save you ♪

♪ Can't save you ♪

♪ I can't save you ♪

♪ Can't save you ♪

♪ And I can't save you ♪

♪ Cause your blood runs dry ♪

♪ Can't save you ♪

♪ And my blood bleeds dry ♪

♪ And my blood bleeds dry ♪

♪ Oo-oo-ooh ♪

♪ And my faith is blue ♪

♪ And I can't save you ♪

♪ And I can't save you ♪

♪ Nothing is sacred on Thursday now ♪

♪ Guilt is stuck to my skin ♪

♪ There was no trip to Paris, France ♪

♪ She never married him ♪

♪ I just cannot ♪

♪ Help the dust settle down ♪

♪ I just cannot ♪

♪ Help the dust settle down ♪

♪ We're stuck apart For forever and always ♪

♪ I wish I understood ♪

♪ I drove myself away Again and again ♪

♪ And I won't come back for good ♪

♪ Come back for good Come back for good ♪

♪ I just cannot ♪

♪ Help the dust settle down ♪

♪ Telegram: t.me/king_subtitle ♪

♪ I just cannot ♪

♪ Help the dust settle down ♪

♪ Ooh, ooh, ooh ♪

♪ Ooh, ooh, ooh ♪

♪ Ooh, ooh, ooh ♪

♪ Ooh, ooh, ooh ♪

♪ I just cannot ♪

♪ Help the dust settle down ♪

♪ I just cannot ♪

♪ Help the dust settle down ♪

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.