All language subtitles for Birds_in_Peru-eng.fa

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German Download
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian Download
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

ترجمه از میلاد

خدای من ، خدای من...

خدا رو فراموش کن از مشکلات ، او در حال حاضر به اندازه کافی هست.

باید با پلیس تماس بگیری - پس همه می فهند؟

هیچ وقت نباید چشم ازش برمیداشتی

من به اندازه کافی بهت پول می دهم - شما برای این کار به من پول نمی دید.

لحظه ای چشم ازش برداشتم

و...

چه ایده ای برای شب نشینی با آن همه آدم

ما نباید مردم را تحقیر کنیم ، آقا. خیلی خوب

مخصوصاً وقتی جوان هستند با نشاط ، بسیار خونگرم

احمق

بله قربان. معذرت می خواهم

اون جا رو ببین!

یک زن و شوهر عاشق اند ، او نمی تواند باشد

آه ، پرو... من به یاد می آورم.

و برزیل نیز هست. و مراکش ، الجزایر...

کافیه

و چه کسی می داند که هنوز چند مکان را به گردشگران قرار است معرفی کنذ

از فکرش وحشت زده نمیشی؟

که حالا ، شاید ، او در یکی از این سواحل دراز کشیده ؟

شاید ، خفه شده باشه.

مطمئن باشید هیچ اتفاقی نیافتاده. فهمیدین؟ هیچ چی

هر روز صبح مردگان را از کارناوال جمع می کنند. اینجا ، دیشب...

تنها چیز از دست رفته زمرد است. اما آنها را میشود دوباره خرید.

آدم بدبینی هستی اما حق با توِئه

اخلاق من مثل گذشته نیست

اما هیچ کس مانع نمی شه

میتونیم بدون خدمات تو هم بگذرونیم

علاوه بر این ، خیلی استثنایی نیستند

در رانندگان قبل از من چقدر تغییر کرده؟

شاید او به هتل برگشته ما تلفن کردیم ، درسته؟

هیچ اتفاقی نیفتاده به قول شما "زنی که "در زیر یک ستاره شانس به دنیا اومده

حواست باشه ، من نگفتم زن خوشبختیه

من فقط گفتم که خوش شانسه

او زیبایی ، جوانی ، ثروت داره

شوهري مثل شما ، راننده اي مثل من

بسه ، رامون بسیار خوب ، آقا -

ببخشید آقا

وایسا

آقا

اینجا

یا به جاده ای که از اون طرف میره رسیده یا آنجاست

اون چیه؟ فاحشه خانه -

برای درخواست کمک خواهد آمد

تو یه حرومزاده ی باهوشی

آقا باید در زندگی حرفه ای داشته باشید

.متاسفم. تعطیله

دخترانم همه در حال استراحت هستند

متاسفم. خداحافظ.

آیا شما فرانسوی هستید؟

خوب ، بستگی داره... من از ته قلب فرانسوی هستم ، بله

بقیه ، بین المللیه

شما به طور تصادفی یک زن جوان بلوند را ندیده اید

چشمهای آبی...

دهان... خیلی خالص ،

معصوم،

شیرین...

بسیار زیبا...

نه هیچ بلوندی ندیدم

من یک سبزه زیبا دارم

آقا به دنبال همسرش است آه بله؟

خوب ، اینجا برای من کار نمی کند

خانه ای دیگر کمی جلوتر آن طرف جاده است. شاید آنجا کار می کند

شما سرشار از نشاط هستید...

دختران من تازه از پاریس هستند

اگر میخواید یه حالی به خودتون بدین راحت باشین

رامون ، کافیه

آنها از پاریس نمی آیند. آنها از لژیون خارجی می آیند

در چه هنگی بودی؟ سومین. فراموش کردی؟

توی هنگ سوم میجنگیدم

دیگه خاطرات بچگی رو به یاد نداری؟

ژاک ژاک

فراموش کردی آشغالا رو بریزی دور

یک لباس سبز...

واقعا خیلی قشنگه

صورت یک فرشته...

گردن قو...

خوب ، هیچ جوابی؟ نمی بینی که با اشک به پایان میرسه؟

میلیون ها سال هم بگردی همچین دختری اینجا پیدا نمبکنی

این یکی شکمش سوراخ میشه

من دوست ندارم

تو دیوانه ای

کشتن یک سرخپوست در سحر بدشانسی میاره

اون باید یه جایی تو همین ساحل باشه

خفه شده

باید اتفاق می افتاد

نگران نباش ، برمی گرده همیشه برمی گرده

این بار هم برمیگرده

به ژنرال دو گول سلام برسون

اونا رفتن

دختر بیچاره

نباید ناراحت باشی

داری می سوزی

عوضی ها

از پا افتادی ها؟ من میفهمم

این برای همه ما اتفاق می افته در آغاز ، همیشه همینطوره

ولی بعدش عادت میکنی

میدونی زیبا هستی؟

بیا ،درستش کن

مراقب باش قیمتش بالاس

میتونستی شوهرت رو ببینی درک میکنه درسته؟

در ضمن باید بری خونه درسته؟

گریه نکن...

دستات زیباست ، می دونی؟

سخت نگیر

آدم به همه چیز تو زندگی عادت می کنه

مشکل همینجاست

چیز بی ارزشیه بهش فکر نکن

داری کبود میشی

کتکت زدن؟

نمیتونم اینجوری زندگی کنم نمیتونم

احمق نباش

کجا زندگی می کنی؟

یه تاکسی میگیرم تا برسونتت خونه

نمیتونم باید همینجا بمونم

مگه نمیدونی چه چور جایی هستی؟

مرد ها میان اینجا تا آتیششون بخوابه

بیا ، کارهای اون ها را انجام بده ..

و بعد میرن

همیشه عجله دارن مردها

تو خیلی مهربانی من؟ نه -

فاحشه با قلب طلا. این فقط تو فیلم های قدیمی و فرانسویه

نمردیم و لبخندت هم دیدیم

خوب ، من با یک تاکسی تماس می گیرم.

ببین عزیزم ، تجربه بدی داشتی

خوب ، تو عادت نداری ، من می دونم ، اما این پایان جهان نیست

چی باید بگم؟

در واقع تو خیلی دور شدی ممکن بود بکشنت

اونها نمی خواستند چرا متاسفی؟ -

بله ، من التماس کردم

به حرف من گوش ندادند

تقصیر من نیست

اونا همه

نابود شده بودند

وحشت زده

یک تاکسی خبر کن

واسه هردومون بهتره

چون منو خسته کردی منو خسته میکنی

اما من چیکار کردم؟

خودتو بپوشون سرما میخوری

میرسونمت تو کدوم هتل اتاق داری؟

هتل سفیر اما...اما چی؟

میتونی یکی رو بفرستی وسایلمو بیاره؟

میخوای همینجا بمونی؟

فقط چند روز

چطور؟ اینجا با من؟

من نمی دونم کجا برم

و شوهرت؟

اگه اینجا پیدات کنه میکشتت

برام مهم نیست

زنان محترمی هستند که به اینجا می آن ، میدونی؟

چطور میتونن این کارو بکنن؟ نمی تونم تصور کنم -

منظورت چیه... همون که گفتم -

همچین زنایی هستن؟ آره هستن

وحشتناک است وحشتناک؟-

معنی "وحشتناک" چیه؟ وحشتناک نیست ، فقط همینه که هست

من هرگز نمی دونستم نه؟ حالا میدونی

هنوز می خوای بمونی؟

خوب ، حالا ترسیدی

بله می ترسم از چی؟ -

نمیدونستم یه همچین چیزایی وجود داره

همه چیز وجود داره

اون زنها چرا؟

امیدوارند که یک ابر انسان پیدا کنند

از بین همشون فقط یکی راضی کننده است لطفا-

امیدوارند که باشه آدم با امید زندگی میکنه درسته؟

امید همه چیزه.

خب اگه میخواید میتونم

این اتاقو بهت بدم مال منه

تو خیلی مهربونی

و امیدوارم که تو هم با من مهربون باشی

البته تا جایی که میتونم سعی میکنم مزاحمت نشم

درکت نمیکنم اصلا نمیتونم درکت کنم

احساس می کنم قصد دارم حماقت های بیشتری انجام بدم...

و چطور

چرا اجازه میدی من اینجا بمونم؟

اما اهل کجایی؟ ماه؟

همانطور که هستی...

من در تمام عمرم همچنین دختر زیبایی ندیده ام

خیلی احساس احمق بودن میکنم

چرا ناگهان اینقدر جدی شدی؟

دلیلی نداره

من هرگز همچین دستهایی ندیدم

باید کمی بخوابی - بله ، من خسته ام

دیگر بهش فکر نکن

مردا مهم نیستند

واسه شوهرت تو هتل پیغام بزار

بگو نگران نباشه در غیر اینصورت دوباره برمیگرده اینجا

من مستقیم میرم پیش دکتر

اما من پولی ندارم. کیفم رو گذاشتم پیش راننده

من یه کم دارم

اگر می خوای ، باهات میام مکزیک؟

من یک گردنبند زمردی داشتم

اما آن مردان از من دزدیدنش

حواسم به همه چیز هست کبوتر کوچک من

آه ، این

حرامزاده ها اینجا هستن می خوان با تو صحبت کنند

چه جراتی؟ من به پلیس زنگ می زنم

و گردنبندی که گرفتند؟

برام مهم نیست اوه نه! این پایان کار نیست

از این همه آدم امیدوارن یه نفر بتونه راضیشون کنه

گردنبند تو را پس دادند

ظاهرا درآوردنش که

تو راحت تر باشی

هیچ ترسی از پلیس ندارند

به نظر می رسه که هرگز به شخصی تجاوز نکردن

گوش کن

تو تصادفی اومدی اینجا یا؟

اما تو

شیطان رو تو خودت داری

سلام ، چه خبر؟ دیوانه ای؟

اون زن شیطان رو تو خودش داره

متولد شده تا رنج بکشه کمی رنج شما را زنده می کنه

این آخرین باریه که باهاش میرم مسافرت

دنیا خیلی پرجمعیته خیلی زیاد

به زودی جمعیتش کمتر میشه

منتظر سفارشات من هستی؟

خانم به من دستور میده

چرا با من تماس گرفتی؟

شما می خواین قضیه رو تمومش کنید.

موافقید درسته؟

حمله بعدی که بهش میشه

شما برمیگردین

کدوم اتاق؟

اون کجاست؟

بانو ، همانطور که شما مهربان بودید

برای تماس با ما...

به من دستور داد به شما بگویم که او در ساحل منتظر شماست

آنجا

مکان خلوتیه

شما می تونید همه کارها رو بی سر و صدا انجام بدید

تو باید منو ترک می کردی...

من می خواستم بمیرم و تو باید می ذاشتی بمیرم

ناامیدی در عشق؟

اون چیه...

یک قلب شکسته؟ نمی دونم -

چرا جلوی من رو گرفتی؟ می دونی که اوضاع چجوریه -

چند متر دیگه تموم می شد

گریه نکن

نه ، آبه...

نمیتونستم بزارم غرق شی متاسفم

اتفاق بدی افتاده ؟ من شبیه سنت برنارد هستم

میدونی چطوریه؟ من همیشه باید کسی رو نجات دهم

تو مهربون به نظر میرسی

التماست می کنم ، از اینجا برو

چه اتفاقی واست افتاده؟

میدونی کاری که میخوای بکنی اسمش چیه؟ تخریبگری

تا حالا بهت گفتن که خیلی خوشگلی؟

مثل اینه که یه رافائل مدونا رو بگیری و بندازیش تو دریا

یک مدونا...

آره. بیا دیگه!

نه ، به من دست نزن کثیفت می کنم

پرنده ها از کجا اومدن؟

از جزایر

اونجا زندگی میکنن و واسه مردن میان اینجا

چرا؟باید یه دلیلی داشته باشه واسه هر چیزی یه دلیلی هست

و تو چرا ؟ همونطور که گفتی همیشه یه توضیحی هست

چرا می خواستی بمیری؟

بدنم از من بیزاره

دنبال کسی میگردی؟

شما باید دفعه قبل بعد از برزیل این کارو میکردین

حالا اون خودخواه شده و شروع به لذت بردن کرده

منظورت چیه؟ بس کن! میدونی منظورم چیه -

دوست داره رنج بکشه از درد کشیدن لذت میبره

و بقیه اش

میفرستمت بری رامون

این پسرخاله شدنات رو دوست ندارم

اونم وقتی دارم بابتش بهت دستمزد میدم

هیچکس نمیتونه واسش کاری بکنه نه دکترا نه....-نه تو

خب نه.

آقا فقط به لذت دردش فکر می کنه

شکسپیر دروغ گفت

داستان واقعی اتللو...

اینه که ، دزدمونا...

صد بار به او خیانت کرد

و اتللو هرگز شجاعت

خفه کردنش رو نداشت

خالیه

باید لباساتو دربیاری وگرنه سرما میخوری

من هرگز بیمار نمیشم

در پرو چیکار میکنی؟

مسافرت

با کی؟

سفر تفریحیه؟

بله تفریحیه

تو و کی؟

شوهرم...

و راننده اش ، دستیارش.

فرار کردی ، درسته؟

اونا دنبالتن و تو میترسی

اون پرنده ها

چرا واسه مردن میان اینجا؟

میلیون ها پرنده توی جزایر وجود داره

روی سنگای سرد و برهنه

آفتاب تابستون اون سنگ های سرد رو داغ میکنه

اما هیچ کس هیچ وقت به اونجا نمیره

و واسه پرنده ها چیزی که مهمه اینه که آدمی اونجا نباشه

اغلب خواب اون مکانای مقدس رو میبینم

اون جاهایی که طبیعت پادشاهه و آسمون پهناور

جایی که حالا حالاها باید واسش صبر کنیم

هنگامی که پرندگان احساس می کنند که پایان کار نزدیکه ،

با آخرین نفساشون به سمت شن های داغ پرواز میکنن

اجازه میدن سقوط کنن و منتظر میمونن

چرا تصمیم گرفتی بمیری؟

برای تو هرگز اتفاق نیفتاده است؟

نه

برای یک زن؟ آره چه دلیل دیگه ای هست؟ -

خیلی زیبا بود؟ بسیار زیبا -

موجودی رویایی

اما من هرگز ملاقاتش نکردم

فهمیدم وحشتناکه

وحشتناکه...

انتظار ، جستجو...

من باور داشتم که زیباترین داستان عاشقانه

متعلق به دو موجوده که همدیگه رو میخوان ولی هرگز همدیگه رو ندیدن

اما نظرم عوض شد

گاهی اوقات ، واقعیت زیباترین رویاست

واقعیت...

اینجا مال شماست؟

این مکان؟

نه. واسه یه سال اجاره اش کردم

من در آستانه شکست هستم

من کسی ام که همیشه شکست می خورم

و دوباره شروع میکنم

خب یه چیزی تو همین مایه ها

پنهان میشی؟ آره -

از پلیس؟

پلیس؟

نه ، چرا؟

نه نه. چیزی بسیار خطرناک تر

واقعیت. چیزی که خیلی خطرناک تره

میدونم

اینجا کاملا دورفتاده است

یه چیزی وجود داره که بهش میگن حاشیه امنیت

برای رسیدن به اینجا ، واقعیت باید حداقل ده کیلومتر پیاده بیاد

بهتره برم

چرا میخوای بری؟

تو عاشق تنهایی هستی کی ، من؟ نه ، اصلاً -

نه فقط...

سعی می کنم... عادت کنم.

اینجا من فقط یه انزوای فیزیکی دارم

تا یه روز بتونم جلوی اون یکی انزوا مقاومت کنم

(انزوای واقعی(ذهنی

اسمت چیه؟

آدریانا

واسه چی اینجا اومدی؟ شما چطور؟-

من گم شدم

من هم همینطور

من یک کتاب شعر نوشتم که هیچ کس هرگز نخونده و هرگز نخواهد خواند

و من برای کمک به آفریقایی ها رفتم.

دو سال در گینه. بیرونم کردن بیش از حد سفید بودم

شش ماه در کوبا: اخراج شدم.

به نظر میومد یه جورایی ایده آلیست ،بورژوا و عیاش بودم

سپس بولیوی : از نظر سیاسی نامطلوب است

من یکی از کسانی هستم که دلزدگی خودم رو با یه هدف جبران می کنم.

خلاصه ساحل به ساحل گشتم تا به اینجا رسیدم

بد نیست. چیزی نیست

در طی یک سال سه پرنده رو نجات دادم

در حال حاضر چیزیه واسه خودش

تو خیلی ناراحت هستی؟

من؟

بیشتر از دیگران نیست

وقتی تو بری بیشتر خواهم بود

به نظر میرسه ترسیدی

چیه؟

اون حرومزاده ها باهات چیکار کردن؟

اونا میدونن اینجایی؟

باهاشون قرار گذاشتم

اما تو سعی کردی خودت رو بکشی...

از انتظار خسته شدم

شوهرت ، ها؟

اینجا جات امنه

مجبورم که الان برم کجا میخوای بری؟ -

دفعه بعدی که دیدی یه زن میخواد خودشو غرق کنه

مهربون باش

سعی نکن جلوشو بگیری

اما اگه خودت باشی دوباره نجاتت میدم

دست خودم نیست،ضعیفم

نرو

چیزی نیست فقط یک پرنده است

لطفا بمون

یکشنبه بچه ها میان تا پرنده هایی که هنوز زندن رو له کنن

یک ورزش محلی

من سعی میکنم جلوشون رو بگیرم باید بزاری کارشونو بکنن-

بهتره درجا بمیرن تا اینکه زجر بکشن

آدریانا...

ترکم نکن

میخوای باهام عشق بازی کنی؟ انتظاراتم خیلی بیشتره-

تو هم مثل بقیه ای

تو هم چیزی که درون منه رو احساس میکنی

همون چیزی که مردا رو جذب میکنه

نمیتونن مقابلش مقاومت کنن درسته زیبایی غیر قابل مقاومته -

و تو بسیار زیبایی

بیشتر...

بیشتر

منو ببخش

تو نباید از من لذت ببری

تقصیر منه

شکارچی سعی میکنه طعمه اشو بکشه

گویی در آخرین لحظه میخواد فرار کنه

نباید گریه کنی؟

چه کسی دلداریم میده؟

پشیمونی؟

نمیخوای هیچی بگی؟

کی هستی؟ باهات چیکار کردن؟

آخرش حق با توئه

من از واقعیت وحشت دارم

کمی شاعر ،

کمی رویاپرداز آها-

داری مسخره ام می کنی

من لیاقتش رو دارم

نمیخوام عذاب بکشه

به آرومی انجامش میدم اما شما در اشتباهید

برای یه بار هم که شده چیزی رو حس میکنم

تحقیرت کرد ، ها؟

بیچاره رامون...

یک مرد بزرگ مثل تو ، و هیچ چیز

تاثیری نداره

در مواجهه با غیرممکن تسلیم می شه

من فکر کردم که یک حرفه ای...

من می تونم یخ رو ذوب کنم ، نه سنگ مرمر

منتظرم باش

امیدوارم خداوند متعال مرا ببخشد

دیگه طاقت ندارم

مظلوم نمایی نکن

تا حالا چیزی از عشق نشنیدی؟

فقط با پرداخت هزینه پس ، اولین باره -

تو عاشقشی

نمیتونی نباشی اینطور نیست ، رامون؟

با 2000 دلار در ماه ، من هرکسی رو دوست دارم

بیچاره رامون... خیلی عاشقه

دیوانه وار عاشق

میفهمم چقدر تحقیر شدی سه سال در لژیون

تنها ، دلال محبت زنان از هر نوع...

و بعد ، ناتوانی جنسی. این یک ضربه سخته ، ها؟

می خواهید من شما رو بکشم؟

خوب ، بله ، می دونی او چیزی بیشتر نمی خواست

خوب ، روی من حساب نکن 5000 دلار -

پیش پرداخت

اول خانم

من حرفم رو زدم. و حرف من مقدس است

بدون او نمی توانم زندگی کنم. بعدش اینو میگی-

هیچی نگو هیچی نگو خواهش میکنم

بیا بریم یه آبجو بخوریم یه قهوه فرانسوی

کجا؟ در ساحل. یک نوشیدنی بخوریم -

فکر کردم رفتی

این دوستمه

البته که نه! به هیچ وجه. دوباره جستجو کن

اونا باید همینجاها باشن

نمیفهمم تو ازشون میترسی یا دنبالشون میگردی

مشتاقم

از ترسیدن خسته شدم

از کی؟ از چی؟

از خودم

باهاش نمیری

اون زن بهم گفت باهاش تماس میگیره

چه زنی؟

زنی در یک خانه ساحلی

اما میدونی اونجا چطور خونه ایه؟

آره آدریانا -

داری یه چیزیو پنهان میکنی یه چیز وحشتناک

بذار کمکت کنم

فقط خدا میتونه کمکم کنه

اما متاسفانه،

خدا یک سنت برنارد نیست

بهتره اون پایین منتظرشون باشم

اگه منو اینجا پیدا کنن رامون به راحتی میکشتت

کشتن ...تنها چیزیه که اون توش مهارت داره

اونا میان که تو رو بکشن؟

البته

به نطر میاد واست لذت بخشه

آره

همونطور که میبینی من با کم هم راضی میشم

اما چرا؟ شوهرت به چه جرمی میخواد بکشدت

توافق کردیم پس دلیلی نداره-

من از یک بیماری رنج می برم...

لاعلاج

اما به زودی تموم میشه

من بزرگ ترین پزشکای دنیا رو ملاقات کردم

خیلی خوب صحبت میکردن

نمیتونی تصورش هم بکنی

بعضی رو با انزجار از خودم دور میکنم

اما بیشترشون

اونا رو هیجان زده میکنم

ازشون متنفرم

بیا ، خوب نگاه کن

میتونی چیزی ببینی؟

من به نظرت بی اعتبارم؟

مسخره است

حتی سرطان هم یه بیماریه مث بقیه

اینجا یه مردی هست که 12 سال با سرطان خون زندگی کرده

آره میدونم میشه زندگی کرد

با هر چیزی میشه زندگی کرد

فقط اینکه من به اندازه کافی زندگی کردم

به اندازه کافی تحمل کردم

بدنم منو وحشت زده میکنه

ما دیگه تو قرون وسطی نیستیم

تو جذامی نیستی

نیمه شاعر...

و نیمه رویا. آدریانا ، به حرف من گوش کن -

میتونی خودتو نجات بدی حسش میکنم آسونه

آره...

شاید خودم رو نجات دادم

به هر حال اونا خیلی دیر میرسن خیلی دیر؟ -

من قبلاً باهات آشنا شده ام تو هیچی درباره من نمیدونی -

بهتره همه چیز تازه میشه نه من باید توضیح بدم-

نمبخوام بدونم اما تو یه توضیح خواستی -

بدنم پوسیده است

در حال حاضر ، همه چیز در گذشته است.

منصرف شو من میخوام بمیرم

رامون تو رو میکشه

مث تو من دوس ندارن تنها بمیری

این اسلحه فشنگ نداره

من تهدیدش میکنم ، میترسه و من هم مث تو میکشه

هرگز تو زندگیم کار خوبی نکردم این یه فرصته

یک روز ، یک ساعت ،

یک لحظه...

الان چه اهمیتی داره؟

بهتر ، دیگه نمیتونی فراموشش کنی

چرا می خواهی بمیری؟ من ارزش تلاش ندارم

نه در اشتباهی تو با ارزشی

و چطور فک میکنی من با همچین جنایتی کنار میام؟

این جرم نیست،یه اسم دیگه داره درست نیست - چرا اسمش مرگ راحته-

به هیچ وجه

میدونم که حس خوبی نسبت به من داری

بدون تحقیر ، بدون کنایه

نمیدونی که مردها چقدر میتونن بدخواه باشن

و بی رحم

خنده هاشون... این بدترین چیز در جهانه

صحنه های عاشقانه میدونی چه شکلی ان؟

بازرسی گمرکی

از آغوششون خارج میشی همونطوری که بازرس کارش باهات تموم میشه

همشون کثافتن

منو ببخش

دیگه نمیدونم چه بگم

نه ، حق با توئه

شبیه کسایی ان که میان کار پرنده ها رو یه سره کنن

برو کنار آروم باش مرد-

من قبل از تو با اون بودم دیشب ، خونه فرناندا

همراه بقیه دخترا اونجا بود

اگه باور نداری ، از فرناندا بپرس

اگه من جای تو بودم بیرونش میکردم

دارم بهت میگم ، مریضه اگه نبود اون کارو نمیکرد

دروغ بقیه هم بودن از اونا بپرس-

نمیتونی چیزیو ثابت کنی فاحشه ها،من بهشون احترام میزارم-

اما مریضایی شبیه این حالمو بهم میزنن

بیرون! بیرون!

برو بیرون

باشه باشه آروم باش

ما فقط اومدیم ببینیمت میریم یه جای دیگه

این درست نیست همش دروغه

اون دروغ میگه

اونا با یه ماشین منو به یه خونه متروکه بردن

و و...

سپس...

حرف منو باور میکنی؟ البته-

من ازت بیزار نیستم اوه نه-

ازم متنفر نیستی؟ نه-

اینم یه بیماریه مث بقیه اینطور نیست؟ آره آره-

کمکم کن...

هرگز منو ترک نکن

هرگز ترکت نمیکنم

هر اتفاقی هم بیافته؟ آره -

مهم نیست چه اتفاقی می افته

آقا...

یک بطری اسکاچ...

لطفا

من آماده ام

خالی...

خشک

متاسفم ، من چیزی برای ارائه به شما ندارم.

می شنوی ، رامون؟ چیزی واسش باقی نمونده

خالی

خوب ، رامون؟ تموم شد؟

نه. من فقط یه پرنده رو ترسوندم.

خورشید ، امواج ، زیبایی طبیعت...

مرد جوان خوش تیپ.

حتی اونم موفق نشده درسته عشقم؟

از اینجا برو بیرون. بیا بیرون! بیرون!

فک کنم فرانسوی هستین؟

و حتی شما پرچم سفید را برافراشته اید

ما بیش از 6 ماه در فرانسه بودیم. بی فایده بود

آنچه در مورد فرانسوی ها میگن درست نیست

و اسپانیایی ها. راننده من اینجا اسپانیایی است

ثابت شد که کاری ازش ساخته نیست

یه کلمه دیگه بگی میکشمت لطفا بشین-

خداوند خودش میکشه

روی زمین نیروهایی بالاتر از نیروی انسان وجود داره

شلیک کن

یالا

عجله کن

من حتی یک جایزه پیشنهاد می کنم

5000 دلار

پول نقد

ادامه بده

این یه معامله است

فک نمیکردم جراتشو داشته باشی

میخوای شرط ببندیم؟ خوب -

بزار این زمرد ها رو بزارم

میتونی باهاشون خونه رو سر و سامون بدی

اگر کافی نیست برام بنویس دوست من

روانکاوی هزینه بالایی داره

متوجه منظور من خواهید شد؟

میفهمه

دکتر گلاسکو مونته ویدیو رو به خاطر میارم

درخشان ترین شاگرد فروید

معالجات معجزه آسایی به دست آورد. راست نمیگم عزیزم؟

علاوه بر این ، او همه اینها رو در کتاب خودش شرح داد

چی بهش میگن؟

چیزی ابدی...

نه... نه ، شاید من اشتباه می کنم.

زندانیان یخ". نه "

عنوان رو به خاطر نمیارم.

یادت میاد؟

اون بارون...

که فقط با جکی ها هیجان زده میشه

که وزنش دقیقن 52 کیلو و 300 گرم بود

و کسی که فقط میتونست تو آسانسور عشق بازی کنه

یا اونی که باید اسلحه بگیری طرفش

تا داغ کنه

اسرار روح انسان غیرقابل درک ان

و همسر اون بانکدار...

که نمیتونه بدون زنگ خطر انجامش بده

و این خیلی ناراحت کننده بود چون همش شوهر رو بیدار میکرد

خوب ، دکتر گلاسکو همه آنها را شفا داد

همه اون زنا پاک و صادق شده ان.

روانکاوی همه چیز رو حل می کنه

راستش ما دکتر گلاسکو رو امتحان کردیم

اینطور نیست عزیزم؟

و هیچ چیزی رو حل نکرد

دلگیر نشو مرد

چرا که نه؟ هم همینطور بود Messalina

البته اون یه ملکه بود

آقا ، شما نمی خواهید به من شلیک کنید؟

می بینی ، رامون؟ من تصور می کنم که دوست نداره انجامش بده

می بینی که من محکوم به زندگی هستم. تسلیم نشو -

درسته! فراموش کردم...

یکی که همیشه نیاز داشت...

وسط خیابون عشق بازی کنه

کسی که به تنهایی در کویر به وجد میومد

گوش دادن به فریاد موذن

و کسی که شوهرش مجبور بود ده بار دور تخت بدوه

و تمام وسایل خونه رو جابه جا کنه

خوب ، دکتر گلاسگو...

به همه این موارد جالب آسیب شناسی استناد می کن

در کتاب معروف او...

آه ، بله ، اینجا!

"رازی که زن نامیده می شود."

خوب پس؟

چرا به من شلیک نمی کنی؟

کمی بیشتر تحریکت میکنه اگه واکنشی نشون ندی

ناامیدکننده است

رامون میدونستی که مسالینا به فاحشه خونه ها میرفته

و خودش رو به مردا پیشنهاد میداده؟

یک ملکه...

و مطمئنا باید بدونید که شخصیت های ناراضی زنان

در زنانی مانند او تایید شده

لازم نیست امیدوار باشی که کاری رو شروع کنی

یا با استقامتت بتونی موفق بشی

حق داری که پافشاری کنی نیمف(معتاد سکس) کوچولوی من

اما چرا منو نجات دادی؟ فقط چند متر مونده بود تا کارم تموم شه

آقا بزار ازت تشکر کنم

میخوام به نمایندگی از

تمام مردان گذشته حال و آینده

ازت تشکر کنم

بزار زنده بمونه

تا درس عبرتی بشه واسش

بله قربان ، هرطور امر میکنین

یالا نگران نباش تموم میشه

رامون ، منو فراموش نکن بله قربان ، نگران نباشید -

جای منو میخواستی بگیری ، ها؟

کلیدهای ماشین و بلیط هواپیما اینجاست

سه تا هستن

میتونی رانندگی کنی؟

من باهات میمونم

هر اتفاقی هم بیافته؟

آره هر اتفاقی میخواد بیافته

میتونی رانندگی کنی؟

پس یاد بگیر

همیشه به درد میخوره

مردا همیشه عجله دارن

همیشه عجله دارن

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.