Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
.:. کاری از تـيـم تــرجـــمه شـــوتايـم .:. .:. WwW.Show-Time.iNFO .:. .::. wWw.Forums.Show-Time.Info .::.
براساس داستانی واقعی
"حیوانات، بیسوادها، قشر پایین جامعه و زنها مستحق کتک خوردن هستند " "نقل قول از متون کتاب مذهبی هندو "مانو سمریتی
رویدادها اتفاق افتاده در این فیلم براساس ~ خاطرات نوشته شده پولان دِوی در زندان است. ~ الهه گلها ملکه راهزن
من پولان دِوی هستم، حرومزاده من هستم
هشدار: این فیلم حاوی صحنههای جنسی و الفاظ رکیک است
:تـرجـمـه، ویـرایـش و زمـانـبندی مـجـدد زیـرنـویـس JOnAhBalouch
!پولان! پولان
او فقط 11 سالشه
بش بگو یه مدتی صبر کنه
.. اما من پولش رو
...با این دوچرخه و گاو دادم
چیزی که زیاده دختر
اینم زنگ زده
قبول میکنید یا برم؟
گاومم از گرسنگی داره میمیره
چقدر میخوای صبر کنی؟ تا کی میخوای دست روی دست بزاری؟
شش ماه دیگه، خواهش میکنم
یک دختر همیشه یه بار اضافیه، قیاقهـشو که دیدی اونقدرا هم خوشگل نیست
من باید زن بگیرم مادرم پیره و نمیتونه کار کنه
بابا تو رو کار داره، پولان - همین الان دوتا سطل آب آوردم -
با این حال او تو رو میخواد
دومادت اومده
به اون حرومزاده نشون میدم
نمیترسی؟
برای چی؟ همه مردها پدرسوختهان
کی گفته؟
زنها سر چاه و توی مزرعه
میدونی یعنی چی؟
نمیدونم یعنی چی، باید یه چیز خوبی باشه
سریع باش
زودباش عجله کن
عجله واسه چی؟
پاهای شوهرت لمس کن
ازش برکت بگیر
تو مُشتت چیه؟ نشون بده
این گوشوارهها چیه، هان؟
من اونا رو بهش دادم
جزو قرارمون نبود
حالا برو
،این طرف واسه طبقه تاکورها ست ماله خدمتکارا و نوکرها اونطرفه (تاکور: شبیه به خان در ایران)
!زنِ مرتیکه پیرخر
!حرومزاده ها
!عمه خرابها
ایشالا یه عفریته گیرتون بیاد
خب شکست دیگه
چرا یک ظرف برنجی نگرفتید؟ مثل ماله همسرهای تاکور
عقلتو دست دادی؟
!دخترای امروزی رو میبینی
به شوهرت بگم؟
! پوتیلال
! پوتیلال
فکر کردی زن پادشاهی، آره؟
واسه مادرم زبون درازی میکنی
احترام گذاشتن رو بهت نشون میدم
حالا ساکت باش
بچه دوست داشتنی
بیا اینجا
هنوز باکرهای
بزار لمست کنم
زود بزرگ شو
چه احساسی داری؟
نترس
چیزی نیست
از شوهرت میترسی؟
بعد ازدواج باید اینکارو انجام بدی
صورتت قشنگه
تو زن منی باید واسم اینکار انجام بدی
بیا ... بیا
...بیا ... بیا
هنوز قهری؟ کی میخواد به بزها غذا بده؟ من؟
اینجام درد میکنه
اگه نری کاری میکنم دردش بیشتر بشه
مــلکــه راهـــــزن
دخترمون زندگیشو کف دستش گذاشته
حالا دخترمون مثل یک جوانه، تازه سر از خاک درآورده
او یک ملاح هرزه ـست (ملاح به قشر پایین جامعه گفته میشه، شبیه به کارگران،خدمتکاران و فقرا )
هنوزم، میخوامش
او از دست شوهرش فرار کرده
باید خیلی حشرش بالا باشه
سلام پولان
بالاخره پاهاشون واسم باز میکنه منم یه حالی بهش میدم
خیلی مغرورـه
نمیشنوی صدات میکنم؟
من بخاطر تو اینجام
بقچهـتو با دوچرخه ـم میارم
در عوضش یک لطفی باید برام انجام بدی، ها؟
،من و لطف برای یک مرد بزرگ مثل تو پسر رئیس؟
تو از من کمتر نیستی
کمتر از یک تاکور نیستم؟ !جُک میگی
به هر حال، من ازت خوشم میاد
بزار کمکت کنم - نمیخواد، خودم میتونم -
.فردا میخوام برم بازار چیزی نمیخوای؟
نه
!چکار میکنی؟ بس کن
میگیرمت عوضی
،سعی داشت منو گول بزنه !زنیکه ملاح
بهت یه درسی بدم
او مثل یک هرزه هوسبازـه !استخوناشو بشکن
دیودین، بزرگای دِه از دخترت سوال و جواب میکنن، مشکلی نداری؟
نه، آقا - !هی دختر -
چرا تنها توی مزرعه بودی؟
من همیشه تنها میرم
انگار دخترت احترامی به تاکورها قائل نیست
چرا آشوک رو صدا زدی؟
من صدا نزدم، خودش اومد
که اینطور، خودش اومد؟
آشوک،پسرم فکر کنم میخواستی بقچه ـش رو واسش بیاری؟
... درسته، و او هم گفت که میخواد منو - میدونم -
اما تو توی راه برگشت چه پیشنهادی بهش دادی؟
هیچی
پسرم، سورش؟ - بله عمو -
تو بهمون بگو
خجالت نکش
.. خب، او گفت
که او میخواد باهاش هوسبازی کنه
نخند
بودن این دختر هوسباز اینجا واسه جوونای دِه خوب نیست باید روستا رو ترک کنه
حتی نمیتونی یک دوچرخه برونی - ترمزش کار نمیکنه -
مرتیکه گامبو
واستا، صبر کن
واسه هیچکی صبر نمیکنم
این روزها مثل بزغاله اینور اونور میری
"من گفتم: " این روزها اینجا زیاد بزغاله و بز هست
عجب منظره ای شگف انگیزه
داری درمورد من صحبت میکنی؟ - آره، تو هم میتونی در مورد چیزی بگی -
مثلاً؟
،کیلاش، چقد تو خوش قیافه ای !درست مثل ستاره سینمایی
تو فقط یک کله طاسی
نخند، بشین روی ترکه زنم اینجا نیست
خب که چی؟ من دختر عموتم
ای کاش نبودی
من رکاب میزنم، تو بشین روی ترکه خودم میرونم، الان نشونت میدم
نمیتونم اینجا بشینم اون پشت میشینم
خیلی خب گامبو برو پشت بشین
مراقب باش
مستانا، او اینجاست
!اینقد منو اذیت نکن
این چیه؟ - سلام، داداش مادهو -
چرا اینقد طولش دادی؟ او کیه باهاته؟
این؟ راننده منه
بهت خوب سواری داد؟
اون دختره کیه؟
هیچکی
هیچی نمیتونه بگه
لال ـه
اگه در مورد من صحبت میکنی با خودم حرف بزن
،که لال ـه کیه؟
گفتم بهت، با خودم صحبت کن
او میدونه ما کی هستیم؟ - راهزنید دیگه -
احمق که نیستم
مثه اینکه خودم همینجا بزرگ شدم
شوهرش کجاست؟
ولِش کردم
پدرش کجاست؟ - اونم ولِش کردم -
کیلاش، دارم با تو صحبت میکنم - بهت میگم -
از قشر خودمونه
یک تاکور میخواست بهش دست درازی کنه اونو و پدرش رو کتک زدند
اونو از روستاش بیرون انداختن تو خونه من زندگی میکنه
!هِی دختر
اون عوضی باید بیچاره شده باشه که تو رو میخواسته
بهت اجازه ندادم که بری
حالا میتونی بری
پس دوباره ویکرام رو دیدی؟ - سرت به کار خودت باشه -
شبیه داماد شدی
سلام خواهر
الان بهش بگو - چی رو؟ -
چی رو؟؟ - چیزی که تصمیم گرفتیم -
من نظرمو عوض نمیکنم
خیلی خُب، پس خودم بهش میگم
ساکت باش
به اندازه کافی اینجا بودی قصد نداری بری؟
پـــولان! گوش کن چی میگم
هِی پولان ،کجا داری میری؟
!به تو ربطی نداره برو ظرفهاتو بشور
!زن ذلیل
تاکورها نمیزارن دوباره بری اونجا
بچه بازی درنیار پولان - میبینیم -
!قطار داره میاد
.از روستا بیرونت کرده بودند چرا برگشتی؟
چونکه جایی نداشتم برم
زیر چندتا مرد تابحال بودی؟
چرا منو بازداشت کردید؟
دیشب از خونه کدخدا دزدی شده
من اینجا نبودم
فکر کردی ما احمقیم؟
میدونیم با اون پسرعمو چاقالوت پیش راهزنا رفتی
او تو رو به اونا فروخت، هان؟
خوب کارشونو باهات کردند؟
چرا شوهرت رو ول کردی؟ نمی تونست تو رو راضی کنه
شما نمیتونید منو اینجا نگه دارید
هردوتامونو میخوای؟
یکی از جلو یکی از پشت؟
اهل حرف نیست فقط اهل عمله
نگران نباش، ما بهتر از اون راهزنا هستیم
اینجا چی میخوای مثل مجسمه واستادی؟
!تکون بخور
چی این توئه؟ - چمدان -
چمدان؟
خیلی خب
برو، زودباش برو
اینجا رو انگشت بزن
دخترت اینجاست دیویدن صحیح و سلامت
ممنونم قربان
پاهای تاکور رو لمس کن
برات ضمانت 25هزار روپیهای گذاشتن
نگاه کن، ببین باهام چکار کردن
گروهبان، اینا چیه؟
آقای تاکور، چجوری بگم همش فحش و ناسزا میگفت
بقیه دخترات مثل همینن؟
حالا چی به سرم میاد؟
،این تاکورها ضمانتت رو کردن ازشون قدردانی کن
او نمیتونه به روستاش برگرده .از بالا دستور دادن
پاشو با ما بیا
خدا بچه بده، ولی دختر نده
دخترت میدونست اجازه نداره بیاد بازم اومد اینجا
کجا میتونستم برم؟ پیش تاکور گلاب سینگ؟
نمیدونی اونا قصدشون چی بود؟
اونا ضمانتت رو کردن
تا منو به تختشون ببرن؟
تو پدر منی یا جاکش من؟
پولان، خیلی بی شرمی
!نه به بیشرمی اونا
!پولان! بیا بیرون
دار و دسته بابو گوجار ـه
ما اومدیم واسه پولان دِوی بقیه داخل بمونن
هِی ملاح دخترت رو بفرست بیرون
چی شده؟ تو کی هستی؟
هِی ملاح، بیا اینجا
مادهو بگیرش
ولِش کنید
تو داداش پولانی؟
پسرمو کجا میبرید؟ - دخترت رو کجا قایم کردی؟ -
او پیش خالهـشه
همین یک ساعت پیش اینجا بود
ویکرام، برو داخل بگرد
چرا این بیچاره رو میزنید؟ - چونکه اونم مثل تو ملاحه -
پسر رئیس پول داده اینکارو انجام بدم برو بیارش
یادت باشه، او ماله منه ماله تو بی ناموس نیست
او اینجا نیست
خیلی دور نشده
برادر پولانی؟
پولان، برادرت پیش منه
... اگه نیایی
گوش و دماغش رو میبرم
اسم من بابو گوجرـه
من همیشه روی حرفم هستم
من اینجام
برادرمو وِل کن
زنده باد تاکور
!برو! راه بیفت
!برو! برو
تاریکا، بیا
مادهو، اونو بیارش
منو کجا میبرید؟ - من رئیس نیستم -
میخوان منو بُکشند؟
چی شده؟
بابو، اون نمی تونه راه بره
تاریکا، او نمیتونه راه بره
گوش و دماغش رو ببرید بندازیدش توی رودخونه
واسش سخته
که نمیتونه راه بره
باید ملاحظه زنها رو بکنیم - حالا واسه من واعظ شدی؟ -
او ماله منه، عوضی هر کاری دلم بخواد باهاش میکنم
مگه خواهرته؟
!بلند شو، هرزه
حالا، نگاه کنید با خواهرش چکار میکنم
اونا اینجان
من بهشون اعتماد ندارم
پس کی برامون مهمات میاره، ملاح؟ بابات میاره؟
اگه امنه، چرا اون دوتا ملاح بیچاره رو فرستادی؟
چرا تاریکا رو نفرستادی؟
چونکه تاریکا می تونه پدرت بشه
میخوای اینو بفرستم؟
!پلیسهای حرومزاده ـن
!تاریکا فرار کن
به مادر ناتو خبر بدیم؟
نیازی نیست مادرش میدونه، مُرده
همونطور مادر من و مادر تو میدونن
یا مادر این عوضی هم میدونه
آروم باش، کی بهت گفت بیایی راهزن بشی؟
شانس آوردی هنوز زنده ای داری صحبت میکنی، حرومزاده - بخاطر اینکه عُرضهـشو داشتم -
دوباره حرومزاده
!گوجــار
!هیچکی تکون نخوره
!ملاحهای حرومزاده
!گفتم کسی تکون نخوره
"بگو " ویکرام ملاح زنده باد
زنده باد ویکرام ملاح
زنده باد ویکرام ملاح
زنده باد الهه بهوانی
بابو گوجار حرومزاده، اونو هرزه خودش کرده بود
از اینجا برین اینجا نحسه
مادهو جسدها رو بگرد هرچی پیدا کردی به فقرا بده
این پولا بدبختی میاره
هیچکی به این دختر دست نمیزنه
مادهو لباسهای تاریکا رو بده به پولان
...اهالی دِه آستا
اسم من ویکرام ملاح مستاناـست
درود بر الهه رام
ما پلیس نیستیم... تاکور هم نیستیم
نمیخواد از ما بترسید
ما هم مثل شما ملاح هستیم
ما اومدیم یک پیشکش به الهه بدیم و بریم
...ای خدای شیوا
..و الهه بهوانی
ما قسم میخوریم از این دهکده محافظت کنیم
تا وقتی اون ما رو حمایت کنه
بارات، پیشکش رو برای کامیابی این دهکده بیار
باشد الهه از شما محافظت کنه
بخاطر دهکده بیایید
اون یک زنه
اون بخاطر شما اینجاست، اسمش پولانه
پولان دِوی. دورگا الهه اون فرستادتش تا از دهکده محافظت کنه
اسم الهه دورگا رو شنیدید؟
این پیشکش رو از الهه بگیر
زنها توی گروهها ممنوعن، ویکرام بدیومنی میارن
ببخش منو، بابا
اما راهزنا اونو خوش شانسی خودشون کرده بودن
از شما یاد گرفتم
پدرش 25هزار روپیه برای ضمانتش از تاکور گلاب سینگ قرض گرفته
پس پولش رو برمیگردونم
مادهو، پولا رو آماده کن
تاکور صاحب باید آشفته باشه
اینجور بحثها جلوی این زن نباید گفته بشه
تو برو بخواب
..ویکرام، تو یک ملاح هستی
اما مثل پسرم میمونی
اینکارو نکن
یادت باشه رئیس اصلی افرادت تاکور سریرام ـه، فعلا زندانه
میدونم، تاکور قنسیام
می تونم از چشمات نفرتت از تاکورها رو ببینم
این خوب نیست من نمیتونم با تو بمونم
پس منو 25هزار از تاکورها خریدی
انسانها قیمت خودشون رو میدونن، خوبه تو ماله خودتو میدونی
اگه قرار بود پول منو بدی، پس چرا منو دزدیدی؟
بابو گوجار تو رو دزدید، نه من
مستانا هرگز تو رو نمیخره به انسانها احترام میزارم
حتی زن ها
حالا بخواب
زُل نزن
بخواب
به من شلیک کن
اگه کُشته بودمت چی میشد؟
هنوز زوده بتونی یکی رو بکشی
!زودباش
!نمیتونم
!لعنتی
!بدو
!پلیس داره میاد! بدو
زیر صندلیها رو بگردید - یک رادیو، ویکرام -
پلیس هستیم، بیا پایین
گفتم پلیسیم، عوضی
پس، این چیه؟ که هیچی نداری، هان؟
پلیسهای سگ مردم بیگناه رو بخاطر این مقصر ندونید
این حمله توسط گروه ویکرام ملاح و پولان دِوی صورت گفته
... ویکرام ملاح و
بنویس: ویکرام ملاح و راهزن زیباش
بیا پایین
داره میخنده
بیارش بیرون
لالا رام، کِی برمیگردی؟
سری رام صاحب امیدوارم از موندنتون لذت برده باشید
شکایتی نیست انگار از یک خونه یه خونه دیگه میرم
شما دوتا مهمان ما هستید اشاره کنید، دوباره شما رو دعوت میکنیم
اینجا رو امضا کن
سری رام
سلام قربان
روز خوبیه واسه شما چای میخورید؟
باعث افتخارمونه قربان حتما حتما
شنیدم توی دار و دستهـتون یک زن هست، هان؟
اما میگن پادشاهی تاکورها تموم شده
!اسمش کی بود، ویکرام ملاح حالا ملاحها دار و دسته رو میچرخونن، درسته؟
،اینطور نیست قربان کی میتونه دار و دسته ما رو بگیره
او دست نشانده منه من همه چیو بهش یاد دادم
شنیدم خیلی خطرناکه
نه قربان، مثله میمونـه، میمون
با آهنگ من میرقصه
!تاکورها دارن میان
درود بر، تاکور صاحب
زنده باد الهه بهوانی
اینم تفنگ ـتون
خب ملاح، واسه خودت اسم و رسمی درست کردی
...یک دار و دسته بزرگ
اسلحههای جدید، همچنین یک زن
به لطف شما
عجب، یک زن به لطف من؟
بارات، چای بیار
فکر کنم شما چای بدون شکر میخورید
،اگه یک زن هست چرا یک مرد چای بیاره؟
منظورتون اونه؟
پس در مورد کی حرف میزنم؟
پولان مثل ماـست - عجب،مثل ما؟ -
بزار ببینیمش
بیا اینجا بشین
خجالت نکش
توی زندان راجع به تو تصور میکردم
خیلی وقته یک زن رو لمس نکردم
من یک کلاغ روی گاو مُرده دیدم این بدشگونه
چرا توی دهن سری رام نزدی؟
،اگه هر حرومزادهای بهت دست بزنه یک گلوله حرومش میکنم
حتی رئیست؟
که چی؟ از تاکورها میترسم؟
من به اون تاکورهای بی ناموس اعتماد ندارم
اسلحه ـت کجاست؟
به هیچکی اعتماد نکن، پولان تفنگت کجاست؟
!جلوشونو بگیر
!همونجا هستید، بمونید
کی شلیک کرد؟
پولان نگران نباش دکتر خوبش میکنه
!گمشو
همونجا هستید، بمونید
پولان، من کارم تمومه - این چه حرفیه داری میزنی -
!من میکُشمت، بیناموس
بارات، مادهو پولها رو جمع کنید، همشو
باید ویکرام رو پیش دکتر توی شهر ببریم
گلوله استخون رو خراش انداخته، ولی میتونم درمانش کنم
او میدونه ما کی هستیم
چطور بود؟
تو چیکار کردی؟ من همه کارا رو کردم
اینطوری مردها توی شهر انجامش میدن - واقعاً؟ چرندـه -
بزار بدنت رو ببینم فقط یکبار
خیلی کثافتی
توی شهر اونا لخت انجامش میدن - جیغ میزنما -
!من پولان دِوی اَم، ویکرام میخواد بهم تجاوز کنه
کیه؟ - منم، دکتر منو فرستاده، همون که گلوله رو درآورد -
چی میخواد؟ - پول -
پولو که دادیم - اون برای مرهم بود -
حالا دستمزدش رو میخواد چونکه عروسی خواهرشه
،داماد یک موتور میخواد فقط 6هزار روپیه میشه
فردا - فردا دیره -
الان پول ندارم، باید برم پول رو بیارم
منم باهات میام
پول دکتر رو بهش بدم، قرار نیست جای کل پولا نشونش بدم برو
خیلی خُب، یک ساعت دیگه برمیگردم
،او به اندازه کافی باعث بدبختی شده واسه چی برگشته؟
پولان دخترمونه، کجا باید بره؟
پیش شوهرش
جاییکه باید بره
اونجا بدتر از زندانه
...میدونی چیه
پولان، مردم فهمیدن که اینجایی
بهتره بریم وگرنه توی دردسر میافتیم
،بهت توهین نمیکنم ویکرام
ولی یک دختر باید پیش شوهرش باشه
!هر دفعه همون حرف همشگی
ببین چطور با پدرش صحبت میکنه؟
ویکرام، من حرف اشتباهی زدم؟
.. او باید بره
باشه، باشه میرم پیش شوهرم
من چیزی رو که خیلی وقت پیش باید انجام میدادی، انجام میدم
بریم ویکرام
!بیا بیرون پوتیلال، حرومزاده - خواهش میکنم، منو نزن -
از من چی میخوایی؟ من یک بدبختم
من هیچی ندارم
منو ببخش - ببخشمت؟ -
اینو واسه پلیس بنویس
چی؟
...هر مَردی با یک دختر بچه ازدواج کنه
من میکشمش
هیچوقت اینطوری ندیده بودمت
از کجا این همه دل و جرأت آوردی؟
نمیدونم، همش درد بود
اما من احساس آرامش پیدا کردم مثله اینکه زیارت رفته باشم
خوبه
افراد قراره بیان اینجا
میخوام برم روی تپّه - و من؟ -
تو استراحت کن
تو تلافی شرافتت رو گرفتی
،حالا تو یک راهزن واقعی هستی مثل بقیه ما
...ولی یک چیزی
میخوای مثل ما بشی، حداقل 20 نفر باید بکُشی
چرا؟ - یکی بکُشی، فراموش میشی -
20نفر بکُشی، مشهور میشی
دولت واسه تسلیم شدنت التماست میکنه
حتی بهت حقوق میدن
مستانا
نگفتی چرا راهزن شدی؟
واسه اسم و رسم راهزن نشدم
شنیدم ... متاهل بودی
منم شنیده بودم، تو هم متاهل بودی
ازدواج مثله اینه والدینم چطوری هستند
...که با عشق ازدواج کرده باشند
یا بخاطر عشق زوری؟
!خودتونو نشون بدید، حرومزادههای بیناموس
منو نزن - بدرد چه چیز دیگهای میخوری؟ -
ویکرام یک احمق بود ناز تو رو میخرید
سه روز بعد
برو از چشمه آب بیار
من تشنه ـم شده
اینطوری بهتره
میری یا بزنمت
!نگاه کنید، این ملکه درههاست
اسمش پولان دِوی، اسمش چیه؟ پولان دِوی خوب قیافهـشو نگاه کنید، این پولان دِویـه
!این ناچیز منو حرومزاده صدا میزد
!این کاریه که ما با الهه فقرا انجام میدیم
کیلاش
پولان
...ویکرام
هیسس، یکی داره میاد
تو هم میتونی بهم تجاوز کنی
دیوونه شدی؟
تو پولان هستی، پولان دِوی
منو ببین من فقط یک چاقالو ـم
اما مردم دِه هنوز بهم احترام میزارن
چرا؟ چونکه من پسر عموت هستم
او بهم کمک میکنه؟
مان سینگ رفیق ویکرام بود
به هیچ مَردی اعتماد ندارم - به ویکرام که اعتماد داشتی -
بابا، من این زن رو بدون اجازه شما آوردم
اون بدنبال کمکه
میشناسمش خودشو دِوی معرفی کرده
درود بر بابا
او زنه ویکرام بود
هزار مرتبه به ویکرام هشدار دادم که بیخیال سری رام و لالارام بشه اونا خبرچین پلیس هستن
اما او حرف منو باور نکرد، حالا هم مُرده
نه فقط این برادرها (سریرام و لالارام)
قسم خوردم با همه خاندان تاکور مبارزه کنم
مواظب زبونت باش تو یکی زنی و از نوکرهایی
ساکت
راهزنان هیچ خاندانی نمیشناسند
اون دوتا خودشونو راهزن میدونن
..اونا بهم تجاوز کردن
... منو لخت کردن و
میدونم. متاسفم اما حالا چی میخوای؟
افرادت اکثراً مسلمان هستن
اونها هنوز به طبقهای اعتقاد ندارند
اما زود قضیه طبقات کل قلمرو راهزنا رو از بالا تا پایین تغییر میده
این زن مشکل سازه، بابا، چی میخواد؟
او افراد خودش رو میخواد
بزار ببینیم کی حمایتش میکنه
کی با این زن همراه میشه؟
من باهاش هستم
منم هستم
من با مان سینگ هستم
مان سینگ، تو همیشه دنبال گروه خودت بودی
حالا یک شریک داری
برو ببینم چکار میکنی
یک زن چکار میتونه بکنه؟
و یک سهم واسه اسلحه دیگهام
یک اسلحه اضافی همیشه یک سهم اضافی بهمراه داره
یونیفرم پلیس، 25تا
و 16 اسلحه
چندتا کار نمیکنه؟ - 5تا -
... 25نفر، 16 اسلحه، 5تا خراب
و تو میخوای به جانگاماجپور حمله کنی
حداقل 50 پلیس هست، حتی بابا مستقیم این ریسک رو نمیکنه
ویکرام انجام میداد
!مردم جانگاماجپور، خوب گوش کنید
این دار و دسته مان سینگ و پولان دِوی ـه
فقرا نمیخواد بترسند
هر کی بخواد جلو ما وایسته یا مغازهـشو ببنده بهش شلیک میشه
زن و بچهها برن داخل، نمیخواد بترسن
!بازش کن
!بیا بیرون، حرومزاده
!پلیس داره میاد
چی؟
!بدو پولان
پولان بدو، بدو !پلیس اینجاست
دنبال من میگردید، حرومزادهها؟ !من اینجام
اسمت چیه؟ - دامیانتی -
پدرت چکاری انجام میده؟ - (مشروب میخوره (مَسته همیشه -
با من میایی؟
اینو بگیر، واسه عروسیت
!زنده باد پولان دِوی
!زنده باد بابا مستقیم
اسمت همه جا پیچیده
خیلی خطرناک شدی
به لطف شما، بابا
خبرهایی دارم
فقط یک چیزه میخوام بشنوم - میدونم -
سری رام و لالارام قراره توی یک عروسی حضور داشته باشند
کجا؟ - بِهمئی -
گوش کن
کار عجولانهای نکن
مردم بهمائی گوش بدید
ما واسه سری رام و لالارام اینجاییم
میدونیم اونا اینجان
بدون سروصدا تحویل بدید
نتیجه هر مقاومتی، عاقبتش گلوله ـست
زنها و بچهها نمیخواد بترسن
ما واسه سری رام و لالا رام اومدیم
!پیداشون کنید
درها رو بشکنید، مردها رو بیارید بیرون
به زن ها و بچه ها کاری نداشته باشید
اونا تماشا میکردن و لذت میبردن در حالی که بهم تجاوز شده بود
تاکورهای بیناموس
شما اینجا عزت و آبرو منو از بین بردید
رئیسـتون کجاست؟
نمیدونم
کجا قایم شده؟
نمیدونم - ! بگو -
!قسم میخورم نمیدونم
من تنها اومدم
رئیست کجاست، بیناموس؟
امیدی هست پولان دِوی و دار و دستهـشو بگیرید؟
او یک زن، ملاحـه دیر یا زود میگیریمش
شما روزنامه نگارها الکی اونو بزرگش میکنید
او نتونست سری رام و لالارام گیر بیاره عوضش 24تاکور بیگناه رو کُشت
منم آدم کُشتم، نه همینطور الکی
...اینجا غُلغُله میشه
پلیسها مثل مور و ملخ سرازیر میشن اینجا
بزودی اونا ارتش واسمون میفرستن
هر کدوم از اون تاکورها که مُردند یک خویشاوند لعنتی توی دولت دارند
او یک مرگ وحشتناک در انتظارشه
کِرمها از جسدش تغذیه میکنن دِوی عوضی
!ما تسلیمیم، شلیک نکنید
بقیه کجان؟
پلیس حمله کرد ... کنار رودخونه ... همه مُردند
واضح صحبت کن
فرار کن، نزدیک آب نرو
اینو نگاه کن
گلولهها رو آوردی؟
او میگه همه چی تموم شده
خب، او تبدیل به یک بزدل شده که با اولین علامت ترسیده
به اندازه کافی نیروی دولتی دیدم - با دقت نگاه کن -
بارات و مادهو
از نزدیک بهشون شلیک شده
مانا فرار کرد. پاهاش رو زدند
بعد یک سرنیزه توی گلوش فرو کردند
گیداری یک گلوله داشت
به خودش شلیک کرد
پلیس به روستای عتیق و سلطان رفت
اونا رو جلوی چشم خونوادههاشون کُشتند
پلیس گفته که اونا همهـمون رو میکُشن
تسلیم شدن بی فایدهـس
اونا آب رو مسموم کردند
کیلاش، اسلحه آوردی؟
آب آوردم
کیلاش، اومدی بهم کمک کنی، مگه نه؟
کیلاش، صبر کن
افراد من میان
میری بیاریشون؟
!هِی کله طاس من
هیچکی نمیاد، همه ـشون مُردن
یک گروه دیگه درست میکنم یا به گروه دیگه ملحق میشم
اونا تو میکُشن ... همینطور منو
چرا تو، کله طاس من؟
بخاطر اینکه، من پسر عموتم
!من پولان دِوی هستم
ملکه درّه ها
من همینجا وامیایستم
دره ها منو توی خودشون مخفی میکنن
اونا(درهها) نمیتونن تو رو مخفی کنن
بیا بیرون پولان، وقتشه خودتو تغییر بدی
وقتشه با دنیای واقعی روبرو بشی
بابا کارِت داره - من همین الان دوتا سطل آب آوردم -
بیا بیرون، هرزه
میتونم بوی گندت رو حس کنم، هرزه کثیف
بوی گندت بدتر از همیشه ـست
،میدونیم از گرسنگی مثل چوب شدی فشنگ هم نداری
اخبار از تو یک الهه ساختن
اما تو حالا فقط بدرد یک چیز میخوری
خودت میدونی که، منظورم چیه؟
بهتر از ویکرام بهت حال میدم
اژدهای منو یادته؟
تو باید دلت واسش تنگ شده باشه
بیا بیرون میخواییم بدن لختت رو ببینیم، بیشتر از بهمئی مشتاقیم
!مادر قحبه
ویکرام رو کُشتیم، حالا نوبت مان سینگـه بخاطر تو کُشته بشه
بیا بریم
!برو گمشو! نزدیک من نیا
!برو تسلیم شو
!به ویکرام میگم تو یک بُزدلی !میکشتت
من مورد غضب خداوند قرار گرفتم
واسه همه گلوله داشتم. هم برای بارات هم مادهو
ولی الان واسه خودم هیچ فشنگی ندارم
میخوام مامانمو ببینم
میخوام پدرمو ببینم
:شرایط تسلیم شدنم
...خونوادههای ما باید حمایت بشن
و بهشون زمین داده بشه
بعد از آزادی، باید اجازه حمل اسلحه داشته باشیم
...همه بچههاـمون
باید آموزش رایگان داشته باشند
..راهزن معروف پولان دِوی
..و دار و دستهـش تسلیم خواهند شد
در محضر نخست وزیر
..پولان دِوی راهزن
در زندان باید اجازه ملاقات با خونوادههامون داشته باشیم و بعد 8سال آزاد بشیم
ما را در تلگرام دنبال کنید
زنده باد پولان دِوی
:تـرجـمـه، ویـرایـش و زمـانـبندی مـجـدد زیـرنـویـس JOnAhBalouch
.:. مرجع تخصصی ترجمه و زیرنویس فیلم و سریال .:. .:. WwW.Show-Time.iNFO .:. .::. wWw.Forums.Show-Time.Info .::.
در صورت تمایل جهت حمایت از مترجمین شوتایم می توانید از آدرس زیر استفاده نمایید pay.show-time.info
!من پولان دِوی هستم، حرومزاده
در نوامبر سال 1993 یک دولت از قشر پایین * * جامعه در ایالت اوتار پرادش به قدرت رسید
این دولت همه 55 اتهام وارده به پولان دِوی را * * که شامل 22 اتهام قتل بود، پس گرفت
* پولان دِوی در تاریخ 18 فوریه 1994 تحت امنیت شدید از زندان آزاد شد *
تاکور، سریرام که از قتل عام بهمئی جان سالم بدر برده بود * * طی درگیری بین دار و دستهای، در حالی که پولان دِوی در زندان بود، کُشته شد
* برادر سریرام، " لالارام" تا روزی که پولان دِوی از زندان آزاد شد، زنده بود *
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.