All language subtitles for The.Gorge.2025.1080p.ATVP.WEB-DL.DDP5.1.Atmos.H.264-HONE

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian Download
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian Download
cs Czech
da Danish
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

ارائه‌ای از وب‌سایت دیجی‌موویز :.:.: DigiMoviez.Com :.:.:

:دیجی‌موویز در شبکه‌های اجتماعی @DigiMoviez

« دره »

« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و آریـن » ::. Ali99 & Cardinal .::

▷ Instagram: @AliAkbar.1999

‫هی

‫« ساعت ۱۳ روز ۶ جولای بیا پادگان پندلتون »

‫« یه شاسی‌بلند رأس ساعت ۱۲ میاد دنبالت »

‫« فرستنده در لیست مخاطبین شما نیست »

‫« پایگاه تفنگداران دریایی پادگان پندلتون »

‫« درب اصلی»

‫«شما وارد منطقه‌ی فدرال می‌شوید»

‫سرهنگ، لطفاً تنهامون بذارید

‫چهار ساله بازنشسته شدی، ‫ولی دو بار احترام نظامی می‌ذاری؟

‫- نشونه‌ی احترامـه ‫- بشین

‫می‌دونی من کی‌ام؟

‫نه

‫حالا یه حدسی بزن

‫با توجه به سن و ظاهرت

‫و اینکه یه سرهنگ تفنگدار دریایی ‫بی‌چون‌وچرا ازت اطاعت کرد،

‫حدس می‌زنم یه جاسوس رده‌بالایی

‫پدر و پدربزرگت تو ارتش خدمت کردن؟

‫بله

‫به‌عنوان یه تک‌تیرانداز زبده ‫آمار۱۱۳ شلیک موفق

‫و ۸۱ تا شلیک احتمالاًموفق رو ثبت کردی

‫این آمار درستـه؟

‫نه

‫- در اصل کمتره یا بیشتر؟ ‫- بیشتر

‫به‌عنوان یه کهنه‌سرباز، ‫با چندتا پیمانکار خصوصی کار کردی؟

‫یازده تا

‫ولی هنوز هم گهگداری ‫با تفنگداران دریایی همکاری داری؟

‫هر وقت تماس بگیرن

‫درحال‌حاضر قرارداد خصوصی یا نظامی داری؟

‫نه

‫کسی به استعداد تو سخت پیدا میشه، لیوای

‫چرا نداری؟

‫تو ماه ژوئن، یکی از روانپزشک‌های نیروی دریایی ‫بهم گفت به‌درد مأموریت نمی‌خورم

‫البته مطمئنم شما خبر دارید

‫پس چرا دارید ازم می‌پرسید؟

‫به‌نظر خودت آماده‌ی خدمتی؟

‫نظر من اهمیتی نداره

‫خب، الان دوست‌دختر داری؟

‫کسی که برات عزیز باشه؟

‫کسی که بهت وابسته باشه؟

‫- نه ‫- چرا نه؟

‫چرخ دنیا واسه من این‌جوری نمی‌چرخه

‫دارو، موادمخدر یا الکل چطور؟

‫مواد که نه

‫ولی اگر سر وقت

‫درست قبل از خواب ‫۱۰۰ سی‌سی مشروب بزنم،

‫از شر کابوس‌هام خلاص میشم

‫نیترازپام یا پرازوسین رو امتحان کردی؟

‫تا حالا از دور کسی رو کُشتی؟

‫قرص رو دقتم تأثیر می‌ذاره

‫لیوای، می‌تونستی به تست روانشناسی ‫اعتراض کنی و

‫بری پیش یه دکتر دیگه

‫چرا این کارو نکردی؟

‫انگیزه‌ای نداشتم

‫انگیزه نداشتی؟

‫این روزها کلاً انگیزه‌ی چندانی ندارم

‫اگه بهت یه انگیزه بدم چی؟

‫« لیتوانی، پروالکا »

♪ Yo-Yo Ma - Bach: Cello Suite No. 1 ♪

‫سلام، بابایی

‫« دوروتیا لویتا کانایته »

‫به‌ افتخار موسیقی

‫به‌ افتخار موسیقی

‫بچه‌شیر من…

‫حالت چطوره؟

‫خودت می‌دونی

‫الان که می‌بینمت بهترم

‫شایعه شده که تو بلاروس ازت عکس گرفتن

‫با پهپاد

‫ممکنه؟

‫مسکو نمی‌تونه خطر کنه

‫نباید ردی از خودش ‫توی قتل اون الیگارش به‌جا بذاره

‫چهارتا بچه داشت

‫بذارش رو دوشِ من

‫کوله‌بار شرمندگیت رو میگم

‫اون بلاروسیه با معامله‌ی ‫بمب‌های فسفر سفید و مین

‫پول پارو کرده بود

‫این وسط چند تا بچه پاشون رو از دست دادن؟

‫صورت چندتا طفل‌معصوم سوخت؟

‫کوله‌بار شرمندگیت رو بذار روی دوش من…

‫و به زندگیت ادامه بده

‫دیگه مثل قبل آسون نیست

‫خواب به چشمم نمیاد

‫گاهی تا چند روز

‫یکی دو هفته پیشم بمون

‫یه خورشت تروتمیز واسه جفتمون درست می‌کنیم

‫نمی‌تونم

‫رابینوویچ دستور داده فردا اول صبح ‫برای توجیه مأموریت برم مسکو

‫گور بابای رابینوویچ و مسکو

‫تو روس نیستی، لیتوانیایی هستی

‫میگه حداقل یه سال ‫از چشم همه دور می‌مونم

‫چه‌بسا بیشتر

‫میگم

‫رفتی پیش دکتری که هماهنگ کرده بودم؟

‫همون متخصصه؟

‫- آره، رفتم ‫- خب؟

‫کاری از دستش برنمیاد

‫ببین به چه حال‌وروزی افتاده‌ام

‫سرطان مثل خوره افتاده به جونم

‫کبد، لوزالمعده

‫با آغوش باز از مرگ استقبال می‌کنم

‫اگه اون‌وقت برنگشته باشم چی؟

‫تنها می‌مونی

‫من حتی خبردار هم نمیشم

‫یه راه ساده هست

‫تصمیمم رو گرفتم

‫۱۴ فوریه، روز ولنتاین

‫چی داری میگی؟

‫خودم تمومش می‌کنم

‫البته اگه تا اون موقع نمُرده باشم

‫بابا

‫- بابا، تو حق نداری… ‫- خودم حق دارم زندگیم رو تموم کنم

‫اون موقع بالاخره می‌تونم ‫اینجا کنار مادرت آروم بگیرم

‫پس هر جا که هستی، ‫یه شمع برام روشن کن

‫به صورت‌فلکی شکارچی ‫تو آسمون شب نگاه کن

‫اون‌وقت خبردار میشی

‫بیا بچه‌شیر من

‫بیا آبجومون رو بخوریم

‫یه آهنگ بزنیم

‫و درست‌وحسابی خداحافظی کنیم

‫« سپتامبر »

‫دست چپت رو بذار روی صفحه

‫ساعت، گوشی و کارت شناساییت رو بذار تو جعبه

‫فقط ساعت رو نشون میده

‫تا سه دقیقه‌ی دیگه می‌رسیم به ‫مرز منطقه‌ی پروازممنوع

‫فقط تا اونجا می‌تونیم ببریمت

‫از محل فرودت باید ‫۳۸ کیلومتر پیاده بری سمت شمال

‫تا ساعت ۱۶ فردا باید رسیده باشی

‫روی زمین بازش کن

‫اینجا کجاست؟

‫اجازه ندارم بگم

‫شازده‌ی دلربامون بالاخره اومدش

‫سروقت هم اومدی. ‫چه گل‌پسری.

‫جاسپر دی دریک، تکاور نیروی دریایی سلطنتی

‫بهم بگو جی‌دی

‫لیوای کین، ‫تک‌تیرانداز سابق تفنگداران دریایی

‫مزدور؟

‫پیمانکار خصوصی

‫راجع‌به این مأموریت چی بهت گفتن؟

‫مطلقاً هیچی

‫یه نقشه‌ی توپوگرافی بدون علامت بهم دادن

‫حتی نمی‌دونم تو کدوم کشورم

‫من یه سال آزگاره اومدم و حتی نمی‌دونم کجام

‫ناجوره، نه؟

‫تازه کجاشو دیدی؟!

‫خیلی خوشحالم که می‌بینمت

‫زیاد با کسی ارتباط نداری، نه؟

‫تو اولین نفری هستی که بعد از یه سال ‫رودررو باهاش حرف می‌زنم

‫اینجا تنهای تنهایی؟

‫دوره‌ی من رسماً نصفه‌شب تموم میشه

‫- پس من جایگزینتم؟ ‫- دقیقاً

‫ببین، یه نوشیدنی می‌زنیم و ‫همه‌چی رو برات توضیح میدم

‫اونجاست

‫برج دیدبانیِ غربی

‫خونه‌ی دومت توی ۳۶۵ روز آینده

‫کاملاً خودکفاست؛ ‫با انرژی خورشیدی کار می‌کنه

‫ژنراتور پشتیبان و ‫سامانه‌ی جمع‌آوری آب بارون هم داره

‫شکار فت‌وفراوونـه، ‫پشتش هم که باغـه

‫هر چی لازم داری هست

‫اون طرف چیه؟

‫اون برج شرقیـه

‫ارتباط با اون طرف اکیداً ممنوعـه

‫البته به‌خاطر مین‌ها و ‫موانع تاکتیکی مرگباری که

‫شمال و جنوب دره هست ‫نیاز به همچین قانونی نیست

‫در هر صورت نمیشه رفت اون طرف

‫از نظر عملی، برج شرقی دردسرساز نیست

‫اونها کار خودشون رو می‌کنن، ‫تو هم کار خودت رو

‫امروز صبح تو اون طرف حرکت دیدم

‫فکر کنم اونها هم ‫جابه‌جایی سالانه‌شون رو انجام دادن

‫روی کاغذ، کار ساده‌ایـه

‫تو حکم سنگر مقاومت رو نداری

‫بیشتر شبیه یه تعمیرکار ماهری

‫هر روز میری دور لبه‌ی غربی گشت می‌زنی

‫هر ۶۰۰ متر یه برج مجهز به مسلسلِ خودکار داری

‫مهمات مسلسلِ خودکار رو شارژ می‌کنی

‫حصار، مخفی‌سازها و ‫مین‌های هوایی رو بررسی می‌کنی

‫زاغه‌ی بیرون انبار مهماتـه

‫اسلحه، ابزار، مهمات یدکی، مین

‫هر چی لازم داری

‫هر ۳۰ روز یک بار ‫با بی‌سیم اعلام وضعیت می‌کنی

‫مخفی‌ساز چیه؟

‫مخفی‌ساز یه نوع فرستنده‌ی ماهواره‌ایـه

‫به فاصله‌ی یک کیلومتر از هم ‫لب دره کارشون گذاشتن

‫هر کدوم منبع تغذیه و ‫برق پشتیبان مخصوص خودش رو داره

‫- کارشون چیه؟ ‫- مخفی‌سازی

‫به تمام ماهواره‌هایی که در طول روز

‫از بالای سرمون رد میشن، ‫سیگنال جعلی می‌فرستن

‫وظیفه‌شون اینـه که دره رو ‫از دید ماهواره‌های جاسوسی مخفی کنن

‫ولی حتی رو چیزهایی ‫مثل گوگل ارث هم اثر دارن

‫اینجا هیچ ارتباطی با خارج نداره

‫نه موبایل، نه ماهواره، هیچی

‫یه دکمه‌ی هشدار مختص شرایط اضطراری

‫گذاشتن روی بی‌سیمی که هر ماه ‫باهاش اعلام وضعیت می‌کنی

‫دکمهه یه سیگنال می‌فرسته تا بفهمن…

‫کی‌ها بفهمن؟

‫دست‌های پشتِ پرده، پسر

‫هر کی

‫آژیر حمله‌ی هوایی قدیمی رو بالای برج دیدی؟

‫اگه یه‌وقت تمام مخفی‌سازها ‫با هم از کار بیفتن

‫یا دره مورد هجوم قرار بگیره

‫سیستم خودکارشون چیزی به اسم ‫پروتکل سگ ولگرد رو اجرا می‌کنه

‫پروتکل سگ ولگرد

‫- چیه؟ ‫- نمی‌دونم

‫ولی اگه صدای ‫اون آژیرهای حمله هوایی رو شنیدی

‫عین چی فرار کن

‫گرفتم

‫ببین، قضیه اینه

‫اینجا قدیمیـه

‫مال آخر جنگ‌جهانی دوم و اوایل جنگ سرده

‫و ایضاً سرّیـه

‫تو اون دوران، یه توافق انجام شد و

‫یه ائتلاف شکل گرفت ‫تا اینجا مخفی بمونه

‫الان، هر سال، یه نماینده ‫از یکی از کشورهای غربی

‫حاشیه‌ی غربی رو گشت می‌زنه،

‫یه نفر از اون طرف حاشیه‌ی شرقی رو

‫اون میشه همکار تو

‫داری میگی رهبران شرق و غرب

‫۷۵ ساله مخفیانه همکاری دارن؟

‫نه، میگم از زمان شکل‌گیری ائتلاف‌ها ‫شوروی و روسیه ۹ تا

‫و ایالات متحده ۱۳ تا رئیس‌جمهور به خودش دیده

‫هیچ‌کدومشون هم چیزی راجع‌به دره نمی‌دونستن

‫ببین این چطوره

‫ودکای سیب‌زمینی. ‫دستگاه تقطیر تو انبار مهماتـه.

‫خوبه

‫طرز تهیه‌اش نسل‌به‌نسل چرخیده. ‫خواهشاً خرابش نکن.

‫ببین، شرمنده، ولی احساس می‌کنم ‫یه چیزی رو نمی‌گیرم

‫فارغ از مخفی‌نگه‌داشتن اینجا، مأموریت من چیه؟

‫نذارم ملت برن تو دره؟

‫نه

‫باید نذاری چیزی که تو دره‌ست بیاد بیرون

‫یه سال پیش من جای تو بودم و

‫نفر قبلی همین حرف‌ها رو بهم زد

‫من پیش خودم چی گفتم؟

‫- گفتی داره دروغ تحویلت میده ‫- دقیقاً

‫ولی باور کن، ‫چشمت به دیواره‌های میانی دره باشه

‫راحت‌تر میشه ازشون بالا رفت

‫مسلسل‌های خودکار شمال و جنوب ‫از پسِ بقیه‌شون برمیان

‫بالا… از پس چی برمیان؟

اون چیـه دیگه؟

‫اسمشون رو گذاشتیم «مردان پوک»

‫هیچ‌کس دقیقاً نمی‌دونه چی هستن

‫حتی نمی‌دونم چرا این اسم رو گذاشتن روشون

‫اسم یکی از شعرهای تی‌اس الیوتـه

‫من اطلاعی ندارم. ‫فقط می‌دونم یکی که مدت‌ها پیش اینجا بوده،

‫این اسم رو گذاشت روشون ‫که موندگار هم شد

‫اینو بگم که اواخر دهه‌ی ۴۰ میلادی

‫سه گردان کامل فرستادن

‫۲۴۰۰ نفر سوار اسب، ‫ریختن تو دره که پاکسازیش کنن

‫یک نفرشون هم برنگشت

‫بعدش دیگه رفتن سراغ استراتژی بازداری مطلق

‫- اینها رو از کجا می‌دونی؟ ‫- مثل خودت

‫نفر قبلی واسه‌مون تعریف می‌کنه

‫- خب، پس ممکنـه… ‫- بین چند نسل یک‌کلاغ چهل‌کلاغ شده باشه

‫آره

‫جی‌دی واقعاً به‌نظرت اینجا چه خبره؟

‫خب، نظریه‌ای که به‌نظرم شسته‌رفته ‫وضعیت توضیح رو میده اینه:

‫دره دروازه‌ی جهنمـه؛ ‫ما هم نگهبان دروازه‌ایم

‫- مراقب خودت باش ‫- موفق باشی، پسر

‫وای، چقدر خوشحالم می‌بینمت

‫آره، داداش!

‫می‌خوام هویتت رو سریع تأیید کنی

‫جاسپر دی دریک. .‫رمز عبور: پیکان آبی

‫ممنون بابت خدمتت

‫جابه‌جایی انجام شد

‫دریافت شد

‫« اکتبر »

‫« سامانه فعال است »

‫« بررسی سامانه‌ها »

‫اینجا برج غربیـه، ‫در حال اعلام وضعیت

‫دریافت می‌کنید؟

‫تکرار می‌کنم، ‫اینجا برج غربیـه، در حال اعلام وضعیت

‫دریافت می‌کنید؟ تمام

‫کد شناسایی؟

‫آلفا، براوو، نه، هفت، امگا

‫- مواجهه با دشمن؟ ‫- خیر

‫وضعیت مخفی‌سازها؟

‫سبز

‫اتمام بررسی

‫۳۰ روز تا اعلام وضعیت بعدی

‫- وایسا، می‌خوام بپرسم… ‫- اتمام بررسی

‫رابرت فراست

‫«اگر در تنهایی‌هات احساس بی‌کسی می‌کنی ‫یعنی همدم خوبی برای خودت نیستی.

‫سارتر.

‫جاسپر جی‌دی دریک.»

‫«همه چیز مثل یک ماده‌ی مخدر خطرناکـه؛ ‫به‌جز واقعیت، که غیرقابل‌تحملـه.

‫کانلی. سروان گتی فردریک. ۱۹۸۶.»

‫«تنها کسانی که خطر پیش‌رَوی را به جان می‌خرند ‫گستره‌ی مرزها را درمی‌یابند.

‫تی‌اس الیوت.

‫سروان بردفورد شاو. ۱۹۴۷.»

‫گوه توش

‫« نوامبر »

‫♪ ۱۲۰ ساله بشی ♪

‫♪ آرزو داریم ♪

‫♪ مدت‌ها ♪

‫♪ عمر کنی ♪

‫♪ هورا، هورا، هورا ♪

‫« اسمت چیه؟ »

‫« اجازه‌ی ارتباط نداریم »

‫« اسم من دراساست. ‫امروز تولدمـه »

‫« هر کاری دلم بخواد می‌کنم »

‫« اسم من لیوایـه »

‫« یه نوشیدنی به مناسبت تولدت بزنیم؟ »

‫« رامونز »

♪ Blitzkrieg Bop - Ramones ♪

‫« بیا یه کم با هم برقصیم، لیوای»

‫«بلد نیستم. ‫رقصم افتضاحـه. »

‫« بالاخره یه کاری رو که خوب بلدی. ‫اون چیه؟ »

‫« تیراندازیم خوبـه »

‫« چقدر؟ »

‫« بهترین تولد عمرم بود »

‫« دسامبر »

♪ Silent Night ♪

‫« کریسمس مبارک، دراسا »

‫« وزیر به خونه‌ی پنجِ قلعه »

‫« اسب به اسب »

‫« فوریه »

‫« ۱۴ فوریه »

‫« تو گشت‌زنی ندیدمت. چیزی شده؟ »

‫« روز سختی بود »

‫« کاش یجوری می‌تونستی بیای پیشم »

‫«تنها کسانی که خطر پیش‌رَوی را به جان می‌خرند ‫گستره‌ی مرزها را درمی‌یابند.»

‫داری چیکار می‌کنی؟

‫گندش بزنن

‫یا خدا

‫« امشب شام بخوریم؟ »

‫عصر بخیر، دراسا

‫هر چند نباید بیام اینجا

‫عصر بخیر، لیوای

‫مخفی‌سازها فعالن. ‫کی می‌بینتمون؟

‫خورشت خرگوش درست کردم

‫خورشت خرگوش دوست داری؟

‫قراره دوست داشته باشم

‫اینها چیه؟

‫برات گل آوردم

‫صد البته

‫مرسی

‫بهم زل زدی

‫ببخشید. فقط…

‫چیه؟

‫انتظار نداشتم چشم‌هات انقدر سبز باشه

‫بوی بدی میدی

‫نمیشه تحملش کرد

‫می‌دونم

‫شل‌بودن کابل رو دست‌کم گرفتم

‫مجبور شدم نصف راه خودمو بکشونم

‫آره. با این بو که نمیشه بیای تو

‫چطوره بری یه دوش تو حموم بگیری؟

‫یه دست لباس تمیز مال نفرات قبلی ‫می‌ذارم پشت در

‫یوکان؟ سیبری؟

‫شاید یه جای دورافتاده تو اسکاندیناوی؟

‫نمی‌دونم. تو هواپیما بی‌هوشم کردن

‫- نمی‌دونم چند وقت بی‌هوش بودم ‫- من هم

‫ولی یه جایی تو نیم‌کره‌ی شمالیـه

‫این رو مطمئنم

‫از کجا این‌قدر مطمئنی؟

‫از روی فصل‌ها

‫وقتی از آمریکا راه افتادم اوایل پاییز بود

‫وقتی هم رسیدم همچنان پاییز بود

‫نظامی هستی؟

‫تفنگدار سابق نیروی دریایی

‫دورترین تیرت از چه فاصله‌ای به هدف خورد؟

‫نگو که نمی‌دونی

‫هر تک‌تیرانداز درجه‌یکی مسافت تمام تیرهایی که

‫تو زندگیش زده رو یادشـه؛ بگو ببینم

‫۳۲۴۱ متر

‫سه هزار و…

‫به هدف خورد؟

‫آره

‫پس جزو…

‫پنج نفر برتر دنیام

‫شلیک استثنایی پارسال ‫تو یمن داخل ماه مِی کار تو بود؟

‫من نرفتم اونجا

‫هیچ اطلاعی هم از هیچ عملیاتی ‫تو یمن تو ماه مِیِ پارسال ندارم

‫میگن باد شدیدی می‌وزیده؛

‫با سرعت ۲۵ گره از شرق به غرب، ‫با تندبادهایی تا ۴۰ گره

‫شلیک طرف حرف نداشته

‫۳۸۰۰ متر

‫رکورد جهانیـه

‫من دست تک‌تیراندازش رو می‌بوسم

‫حیف که تو نزدی

‫چیه؟

‫شیش ماهه که هر روز به این دره نگاه می‌کنم

‫باید بگم که منظره‌اش از اینجا خیلی بهتره

‫می‌دونی شب‌ها که روی اون سکو می‌شینم

‫به چی فکر می‌کنم؟

‫به اینکه با چه روشی منو بکشونی رو تخت؟

‫خب، بعد از اون

‫آره، بعد از اون، ببخشید

‫خواهش می‌کنم، بگو به چی فکر می‌کنی؟

‫قضیه‌ی اینجا چیه؟

‫ماجرای این مردان پوکِ ته دره چیه؟

‫می‌دونی

‫مدت‌ها پیش، قبل از تولدم

‫پدرم تو کاگ‌ب بود

،چندین سال بعدش که بچه بودم بهم می‌گفت

،دراسا، بچه‌شیرِ من» دلت نمی‌خواد حقیقت رو بدونی

«بهتره ندونی

من هم کلی غر می‌زدم و می‌گفتم «چرا، بابا؟

«چرا بهتره حقیقت رو ندونم؟

اون چی می‌گفت؟

،می‌گفت

چون حقیقت زیاد قلب رو اندوهگین و»

«ذهن رو مجنون می‌کنه

نمی‌دونم

تجربه‌ی من ثابت کرده که اینا تأثیر پنهان کردن حقیقتـه

کِی این رو فهمیدی؟

اولین باری که ماشه رو کشیدم

برام تعریف می‌کنی؟

بیرون از بلیز بود و

من سوار یه قایق ماهیگیری بودم که دو کیلومتر با هدف فاصله داشت

از اونموقع همش دارم همون کابوس رو دربارش می‌بینم

این رو دیگه به کی گفتی؟

فقط تو

چرا این کار رو انتخاب کردی؟

...آم

بچه که بودم، توی اوریگن شکار جزو چیزهایی بود که یاد گرفتم و

پدرم بهترین معلمی بود که توی عمرم داشتم

عاشقش بود

من رو عاشقش کرد

دقیقاً عاشق چی؟

هنر شلیکِ دقیق

آره

هنوزم عاشقشی؟

نه مثل سابق

دیگه نمی‌تونم مثل قبل افکارم رو سر و سامون بدم

آها

پدرم همیشه به اسرارم گوش می‌داد

مجبور نبودم چال‌شون کنم

،اگه خیلی اسرارت رو چال کنی دیگه قبرستون جاش تموم میشه

تشکت رو آوردی بالا که اینجا بخوای

به خاطر دلایل استراتژیک

من هم همین کار رو کردم

♪ Yeah Yeah Yeahs – Spitting Off The Edge of the World ♪

‫«دیجــــی موویـــــز»

بهم دروغ گفتی، لیوای؟

درباره‌ی چی؟

اینکه رقصیدنت افتضاحـه

شاید یه کوچولو

اونجا

اون سه‌تا که نزدیک همدیگه‌ان

کمربند شکارچیـه

دیدم

بهم گفت روز ولنتاین به صورت‌فلکی شکارچی نگاه کنم و

بدونم که به زندگیش پایان داده

متأسفم

وقتی غرق غم و اندوهی چیکار می‌کنی؟

گاهی شعر می‌خونم

شاید هم یکی بنویسم

شعر می‌نویسی؟

تقریباً هر روز

خدایی؟

حتی کلاس هم رفتم

چهارشنبه شب‌ها، از ۴ تا ۷ توی دانشگاه منطقه‌ای میسا

خب، بااستعدادی؟

نه، داغونم

آره جونِ خودت. همونطور که رقصیدنت افتضاحـه؟

آره

واسم یه شعر افتضاح می‌نویسی؟

شاید قبلاً نوشته باشم

برام بخونش

عمراً - بیخیال -

مگه خوابشو ببینی

حداقل اسمشو بهم بگو - نه -

خب، پس حرفتو باور نمی‌کنم

واسم یه شعر افتضاح ننوشتی، مگه نه؟

نوشتم

ولی تازه شروعش کردم

پس اسمش رو بهم بگو

دارم روش کار می‌کنم - همین اسمی که روش کار می‌کنی رو بگو -

«شب را فرو پاشاند»

بده؟

عاشقشم

لعنتی

عاشقشم

نه، باید بهم بگی

یالا. خواهش. خواهش - ...نه -

آماده نیست به خدا

خورشت خرگوش رو دوست داشتی؟

نه

عاشقِ خورشتِ خرگوش شدم

!نه

!لیوای

دست نزن. یجور ماده‌ی چسبناکـه

باشه

اومدی نجاتم بدی

تو هم بودی همین کار رو می‌کردی

اینجا کجاست؟ - نمی‌دونم -

بگو که یه بالابر خودکار آوردی

معلومـه که آوردم

بیا بریم سمت دیوار شرقی و کابل رو پیدا کنیم

دراسا

خوبی؟ - آره -

به نظرت چی می‌خواستن؟

ندیدی چقدر لاغر مُردنی‌ان؟ لابد می‌خوان بخورن‌مون

یکی‌شون فرار کرد

آره، دیدم

نه

چیـه؟ - بالابر خودکار -

.حتماً افتاده توی رودخونه .تا بالا هم ۵۰۰ متر راهـه

اینجا گیر افتادیم

رودخونه رو دنبال می‌کنیم و میریم جنوب

حتماً آبش یه جایی از دره خارج میشه

یونیفرمِ نظامیـه

قدیمیـه. لشکر یکم هوابرد آمریکا

من هم سرویس هوایی ویژه بریتانیا و اسپتسناز شوروی دیدم

مال بعد جنگ

تمام این یونیفرم‌ها مال دهه‌ی چهلن

سواره‌نظام

اینا گُردان‌های گمشده‌ان

باید خیلی وقت پیش می‌مُردن، لیوای

بهتره ادامه بدیم

.بدینگونه جهان پایان می‌یابد»

«نه به بانگی، بلکه به نجوایی

مال یه شعر تی‌اس الیوت درباره‌ی کساییـه که بین زندگی و مرگ گیر افتادن

اسمش «مردانِ پوک»ـه

مردانِ پوک

آره

انگار کار یه زمین‌لرزه‌ست

احتمالاً زلزله اومده

سیانوره

تصمیم گرفتن خودشون جون خودشونو بگیرن

چی از مرگ بدتره؟

اینجا شیطانیـه

!نارنجک میندازم

.لعنتی. همه جا هستن .اینجا بی‌دفاعیم

دیوار دره

لیوای

اگه گیر بیفتیم، دهن‌مون سرویسـه

همینطوریش دهن‌مون سرویسـه

پشت در رو بستن

« خدا ما رو ببخشه »

لیوای

یه ژنراتور پشتیبانـه

...پروپان هیچوقت تجزیه نمیشه پس

امروز ۱۲ یا ۱۳اُمِ جولای ۱۹۴۶ هستش

جامعه‌ی ما به عنوان بخشی

از یک ائتلاف فوق سری بین ملت‌های شرقی و غربی شکل گرفت

،طی سال‌های آخر جنگ جهانی دوم

وقتی رابرت اوپنهایمر و افرادش داخل لُس آلاموس

،بمب اتمی رو ساختن

ما هم در حال ساخت سلاح‌های زیست‌شیمیایی نابودگر بودیم

شش روز پیش، اینجا یک زلزله‌ی ۸.۱ ریشتری اومد و

شدیداً تأسیسات ما رو تخریب کرد

،وظیفه‌ی ما اینجا دیگه تحقیقات نیست بلکه قرنطینه‌ست

،ما داریم شبانه‌روز تلاش می‌کنیم

تا نذاریم این سم از دره خارج شه

استنشاق این آلاینده‌ی زیست‌شیمیایی

عملاً باعث تلفیق دی‌ان‌ایِ موجوداتِ زنده‌ی دره شده

،دی‌ان‌ای انسان با گیاه‌ها، حیوانات و حتی حشرات ترکیب شده

بعضی افراد در برابر این سم ،مقاومت بیشتری دارن

علی‌الخصوص اگه در حد چند ساعت در معرضش قرار گرفته باشن، و نه چند روز

جهش‌های ژنتیکی در افراد آلوده ظرف پنج روز خودشونو نشون میدن (نمونه‌ی نهایی)

.جهش‌ها به طور فیزیکی خودشون رو نشون میدن .مثلاً اینطوری

دوراندیشی ما و انتخابِ این موقعیت دورافتاده و بسته

احتمالاً تنها عاملیـه که از بشریت در برابر

سرنوشتی که ما برای خودمون رقم زدیم، دفاع می‌کنه

واقعاً متأسفم

خدا روح همه‌ی ما رو قرین رحمت کنه

انگار اگه چند ساعت در معرضش قرار بگیریم، چیزی‌مون نمیشه

خب، پس بیا سریع یه راه فرار پیدا کنیم

چی شده؟

فکر کنم یه راه فرار باشه

این که مال دهه‌ی چهل نیست

مال طرفای ۲۰۱۰ـه

چرا یه گُردان بمب‌افکن نمی‌فرستن؟

تا اینجا رو با خاک یکسان کنن و قال قضیه کنده بشه؟

دارک‌لیک. شبه‌نظامی هستن

،دره رو بمبارون نکردن

چون هنوز دارن موجودات داخلش رو مطالعه می‌کنن

ما واسه ارتش کار نمی‌کنیم

تمام این کارها واسه کارگذاری پهپادهای تحقیقاتی‌شونـه

دارک‌لیک یه شرکت بزرگـه که تخصصش تحقیقات ژنتیکیـه

پهپادهاشون دارن از دورگه‌ها نمونه می‌گیرن

دارن ابر سرباز می‌سازن

این راز خیلی بزرگیـه

سربازها و دانشمندهای جوونی که دارن عین موش آزمایشگاهی مطالعه میشن

پیمانکارهای نظامی خصوصی ده‌ها سالـه که

روی تقویت ژنتیکی سربازها تحقیق می‌کنن و

هر چی که اینجاست به لحاظ ژنتیکی تازگی داره

ما رو گذاشتن اینجا تا از اسرارشون حفاظت کنیم

« سگِ ولگرد »

« سگِ ولگرد »

« محرمانه »

« پروتکل تخریب خودکار دره »

:سگِ ولگرد » « پروتکل تخریب خودکار دره

پروتکل در صورت برملا شدن دره » « به صورت خودکار فعال می‌شود

:فاصله‌ی ایمن در برابر تشعشعات »

« ‏۴.۲ کیلومتر

قبل اینکه بریم، باید یه چیزی بهت بگم

بذار حدس بزنم

می‌خوای شعرت رو بخونی؟

نه، شعرم نیست

اگه طوری شد و از اینجا ...جون سالم به در نبردیم و

...دنیای ما اینطوری تموم شه

برای من ارزشش رو داشت

چون با تو آشنا شدم

کار راحتی نبود

آشنا شدن با همدیگه

نه، نبود

همم

آماده‌ای؟

با تمام قوا میریم جلو

.کیف تجهیزاتم. گذاشتمش اینجا .تمام مهمات توش بود

این موجودات تفکر استراتژیک دارن

دارن بازی‌مون میدن

می‌دونن هیچی نمی‌بینیم

بیا جلوی دید اونا رو هم بگیریم

!دراسا

!دراسا

همون یه ذره‌ای که از ریختِ بی‌ریختت مونده رو هم خط‌خطی می‌کنم

خوبی؟

خوبم. خوبم - آره -

«بی شاو»

بردفورد

اون اولین سرباز برج غربی بود

اسم مردان پوک رو اون گذاشته

لیوای

اینجا کجاست؟

ما توی یه تأسیسات شیمیایی موشکی هستیم

یه سیلوی موشکی رو اومدم پایین

تنها راه خروج همونان

زلزله به موشک‌ها آسیب زد و نشتی پیدا کردن

آلاینده توی مه هستش

می‌دونم چطوری باید بریم بیرون

این جیپ‌های قدیمی، قرقره‌های قوی دارن

میشه عین بالابر خودکار ازشون استفاده کرد

برو سمت دیوار شرقی

کابل باید همین اطراف باشه

اوناهاش. خودشـه

تیرم تموم شد

لیوای

!لیوای

جعبه ابزار

!نه

!پروپان

طناب رو ببُر

لیوای

اون پایین خیلی عجیب بود

عین یه کابوس بود

بیشتر از اون نمی‌خوام به جهنم نزدیک شم

باید خودمونو قرنطینه کنیم

پنج روز

اگه آلوده شده باشیم چی؟

کاری که لازم باشه رو می‌کنم

من هم همینطور

فردا باید با بی‌سیم اعلام وضعیت کنم

همچنین

نمی‌دونم چطوری باید برگردم

توی انبار یه قلاب‌اندازِ سی۱۹ هست

کارت رو راه میندازه

خب، گمونم روس‌ها اسلحه‌خونه‌شون رو بهتر پُر کردن

ودکای بهتری هم تولید می‌کنن

بیا

به افتخار زنده موندن

اصلاً می‌دونی چرا این کار رو بهم دادن؟

به خاطر اون شلیک استثنایی توی یمن؟

نه، اون رو دروغ نگفتم

کار من نبود

می‌دونم

خوب می‌دونم کار کی بوده

چرا کار رو دادن بهت؟

من رو انتخاب کردن چون می‌تونستن قربانیم کنن

قربانیت کنن؟

هیچ وابستگی‌ای نداشتم

اگه غیبم می‌زد، کسی ککش نمی‌گزید

تنها هدف زندگیم مأموریت بعدی بود

ولی الان همه چی عوض شده

یکی به زندگیم معنی بخشیده

می‌تونیم فرار کنیم

.یه جایی رو توی فرانسه می‌شناسم .اونجا خطری تهدیدمون نمی‌کنه

تا هر وقت بخوایم می‌تونیم بمونیم

.دراسا، من می‌خوام با تو از اینجا برم .بزرگترین خواسته‌ام همینـه

ولی اینجا چی؟

سربازهای بعدی‌ای که میارن اینجا تا اسرار و دروغ‌هاشون رو گردن بگیرن چی؟

تمام مردان پوک هم واگیردارن

...پس اگه یکی‌شون فرار کنه

باید دره رو نابود کنیم

یادت باشه، جهش‌ها ظرف پنج روز خودشون رو نشون میدن

پس اگه به روز ششم رسیدیم، سالمیم

...ولی در غیر این صورت - در غیر این صورت می‌میریم -

ولی اگه سالم باشیم، هفته‌ی بعد همدیگه رو می‌بینیم

با تمام قوا میریم جلو

درستـه؟ - همیشه -

...گوش کن - خداحافظی نکن -

نمی‌خوام خداحافظیت رو بشنوم

نمی‌خواستم خداحافظی کنم

باشه. چی می‌خواستی بگی؟

می‌خواستم بگم دوستت دارم

.اینجا برج مراقبت غربیـه، در حال اعلام وضعیت دریافت می‌کنید؟

‫تکرار می‌کنم، ‫اینجا برج غربیـه، در حال اعلام وضعیت

‫دریافت می‌کنید؟ تمام

‫کد شناسایی؟

دلتا، تتا، چهار، یک، اُمگا

صبر کن

لیوای؟ می‌دونی من کی‌ام؟

آره

سیستم کامپیوتری پهپادهای تحقیقاتی‌مون فعال شده

تو وارد دره شدی؟

منفیـه. ولی دیدم یکی از پهپادهاتون از اینجا اومد بیرون

گویا واقعاً جاسوس نیستی

این روزا مهم‌ترین پیشرفت‌های علمی

توی بخش خصوصی به دست میان

می‌دونی کار من اینجا چیـه؟

لابد کاری که جیبت رو خوب پُر می‌کنه

بذار اینطوری بگم که هدف اصلی تحقیقات ما

اینـه که نیروهای زمینی آمریکایی رو در برابر

ارتش هر کشور دیگه‌ای توی دنیا شکست‌ناپذیر کنیم

مطمئنم درک می‌کنی با چنین ارتشی چه کارهایی که نمی‌تونیم بکنیم

صد البته

لیوای، متوجه حرکتی از سمت همکارت توی شرق نشدی؟

منفیـه

چون اگه تو سیستم کامپیوتری‌مون توی ،دره رو فعال نکردی

حتماً کار همکار شرقیت بوده

هر چی نباشه فقط شما دوتا اونجایید

باید همکارت رو از رده خارج کنی

الساعه

متوجه شدی؟

حله

دریافت شد. ممنون، لیوای

فرمانده، لیوای کین دیگه مهره‌ی سوخته‌ست

.تیمت رو جمع کن .فردا صبح حرکت می‌کنیم

شما هم میاید، خانم؟

اون اشتباه منـه

اگه لازم باشه، خودم می‌کُشمش

« من هم دوستت دارم »

!فرار کن

توی برج یا محوطه‌ی اطراف

اثری از لیوای کین نیست

اگه تصمیم گرفته باشه فرار کنه چی؟

پهپادهای نظامی رو بفرستید توی آسمون

اثری از همکارش هم نیست

،اگه لیوای سر پُستش نمونده قریب به یقین اون رو هم نکُشته

دو دسته‌شون کن

...پروتکل پهپادهای نظامی، تأیید سازی

فرمانده، اون چیـه روی دیوار؟

:سه چیز در نهایت پدیدار می‌گردند»

خورشید، ماه، و حقیقت

بودا

«لیوای کین

اون دیگه چی بود؟

مخفی‌سازها. مخفی‌سازها رو بمب‌گذاری کرده

دره لو رفته

سگِ ولگرد

دو دقیقه وقت داریم

آماده شید سریع بلند شیم

!ما رو بلند کن. الان

!بیخیال ارتفاع! باید فاصله بگیریم

!سریع

،اگه به موقع نرسیدم » « غروب بازش کن

« فرانسه، ئز »

« شب را فرو پاشاند »

« آوریل »

« من خورشتِ خرگوش می‌خوام »

سلام، دراسا

سلام، لیوای. دیر کردی

شرمنده. من...سر شغل قبلیم مجروح شدم

،خب، اگه دنبال شغل جدید می‌گردی آشپزخونه نیرو می‌خواد

مهارت خاصی داری؟

تیرانداز ماهریم

چقدر ماهری؟

آخرین شلیک موفقم از فاصله‌ی ۳۹۰۰ متری بود

حتماً باید رکوردم رو می‌زدی، نه؟

باید برمی‌گشتم پیشت

« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و آریـن » ::. Ali99 & Cardinal .::

ارائه‌ای از وب‌سایت دیجی‌موویز :.:.: DigiMoviez.Com :.:.:

:دیجی‌موویز در شبکه‌های اجتماعی @DigiMoviez

▷ Instagram: @AliAkbar.1999

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.