All language subtitles for Le.casse.AKA.The.Burglars.1971.1080p.BluRay.FLAC

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian Download
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese Download
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

ترجمه و زيرنويس:اميرشاهرودي 400/5/24

سارق ها

خاموش کن

وايسا، تو روي شماره سريال هستي

شماره ها را روي صفر تنظيم کن

اينجا صبر کن

اين ماشين توست؟

متعلق به يک دوسته . خراب شده

مشکلش چيه؟

اين چيزيه که ميخوام بدونم

اين اطراف گاراژ هست؟

من از جاده بالا رفتم، همه جا بسته شده

در اين موقع از شب، تعجبي نداره

مدارک شناسايي همراهت داري، لطفاً؟

اميدوارم

فروشنده

سفر کسب و کار يا تفريح؟

کاري

با اينا امرار معاش مي کني؟ -بستگي داره

در مورد اين که چقدر ماشين خراب ميشه

ميتوني تا شهر برسونيم؟

اوه، ميخوام، ولي، ميدوني...

برخي از مقررات ما عجيبه

نميتونم تو رو ببرم تو ماشينم مگر اينکه بازداشت شده باشي

باشه. پس،من تا روشنايي روز تو ماشينم،مي خوابم.

موفق باشيد.از بازديد خود لذت ببريد

متشکرم

رديف شد؟ بله

E-M-P-S.

اونا رو ول کن، اونا بايد شماره سريالش ثبت شده باشن

-چه خبره؟ -نميتونم گيرش بيارم

اسم قايقت چي بود؟ -آراکس، اون بايد لنگر مي انداخت

خب، پيداش کن اين کار خودته، لعنتي

قرار بود آراکس ساعت 2 بامداد پهلو بگيره اونو در حال ورود به بندر ديدن

اگر به بندر اومده، بايد يه جايي باشه

وقتي من با کاپيتان تماس گرفتم، با همه چيز موافق بود

و تو شفاف سازي کردي،کارو سازمان دهي کردي؟

دو هزار تا براي براي کلاس درجه سه

اون لعنتي خوب مي دونست اين براي تفريح و لذت نبود

باشه. اگر اون يه کشتي ارواح نباشه، ما پيداش مي کنيم

نميشه سوار يه کشتي ديگه بشيم؟

چرا ميشه...

اما ما بايد يه کاپيتاني پيدا کنيم که زياد ازمون سوال نپرسه

آسيب ديده، چيز جدي اي نيست . تا پنج روز ديگه آماده ميشه

لعنت

-تقصير من نيست . - من تو رو سرزنش نمي کنم

کاپيتان وقتي برگه ها رو ميخونه نظرش عوض نميشه؟

او مي‌تواند بهتر از اونچه مي‌تونه، بخونه

تا پنج روز ديگه حرکت مي کنيم، مشکلي نيست

وايسا...

از ماشين بيا بيرون

رنزي، تو تا آخر اسکله رانندگي کن و منتظر ما بمون

ما وقتي از سيلو رد شديم ،اونجا ميبينيمت

تو ديوانه اي. هيچ دليلي وجود نداره از اونجا رد بشين

منم ميدونم دليلي وجود نداره . اما، بحث در موردش نکن، اينکارو بکن

چيکار کنيم؟

توي يه هتل کوچيک مخفي مي شم

نيازي نيست،که ريسک کنيم

پليسي که ديشب ديدم،صورتم رو فراموش نميکنه

ما بايد زمردها رو مخفي کنيم، من ازش مراقبت ميکنم

-کجا؟ -تا پنج روز ديگم بهت خبر ميدم

اينجا وايسا

تو و رنزي برميگردين به مخفيگاهتون

تو مشکلي نداري . هيچکي تو را نديده

سرپرست ويلا تو رو ميشناسه؟

من سه بار به اونجا رفتم تا فرش هاشون رو اندازه گيري کنم

بايد تو رو از شهر خارج کنم

-تلفن ميکنم و بهت ميگم کجام -باشه

عالي! هتل هاي درجه يک

من دو ماه اينجا موندم تا مقدمات اين کارو آماده کردم، ميتوني چهار روز تحمل کني

ميخواي خداحافظي کني؟

روزي که ميخواي بري چين، باهات خداحافظي مي کنم

يادت نره ظهر هر روز بهم زنگ بزني، توي بارهيلتون. حالا برو

ميدوني توي اين شهر محدوديت سرعت وجود داره؟

ببخشيد، من يه خارجي هستم. من نميتونم نشانه ها رو به زبان شما بخونم

اعداد در هر زباني يکسان هستند

ما نسبت به خارجي ها خيلي گذشت داريم ...

به شرطي که اونا زياده روي نکنن

ميدوني با چه سرعتي رانندگي مي کردي؟

بيست؟ سي؟

چهل؟

پنجاه؟

نکنه مي خواي بگي که داشتم با 60 تا درست وسط شهر مي روندم

تو داشتي 90 تا مي روندي

حتما پام به پدال گاز چسبيده بوده

معمولا ، من راننده با احتياطي هستم

تو خوش شانسي که سر و کارت بامن افتاد

هر افسر ديگه اي بود،گواهينامتو مي گرفت

خداحافظ آقا...

آقاي؟

آزاد. معنيش که مي دوني چيه؟ يعني کسي که گرفتار نيست

اسم من آبل زکرياست

هيچ معني اي نداره

بازرس زکريا

صبح بخير بازرس، اسم من مالوچ ه

من نماينده شرکت بيمه هستم . آقاي "تسکو" منتظر شماست

ايشون تازه از سنت موريتز، با هواپيماي خصوصيشون برگشته

سلام ليديا؟ اميدوارم بيدارت نکرده باشم

نه، نه، عزيزم، من ديگه توي سنت موريتز نيستم

از خونه بهت زنگ ميزنم،امروز صبح برگشتم

ازم دزدي شده،عزيزم

زمردها

کل کلکسيونشو

بيا با "ايزابل" صحبت کن. پليس اينجاست .

ايزابل

اوه، عزيزم، تو چقدر از اين داستان هاي پليسي ميخوني

در زندگي واقعي، اونا اون همه باهوش نيستن

اونا پرونده هاشون رو با کاغذ پر ميکنن و بعدش پرونده رو فراموش ميکنن

سلام. بله

من از اين بابت خيلي ناراحتم . آهان راستي

فکر کنم پليس يکي رو فرستاده

مگه ديوونه شدي ؟ البته ما برنامه هامون رو تغيير نمي ديم

تا دو هفته ديگه، ما به سمت منطقه ي استوايي حرکت ميکنيم

خدمه همه آماده هستند و من يک آشپز اضافه هم مي گيرم

يه آشپز چيني اون شگفت انگيزه

من اونو از دينسي ها دزديدم

بهشون نگو

خب، فکر کنم نيازي نيست بپرسم، که سرنخي پيدا کردين يا نه

آقاي "تسکو"، من بي قراري شما رو درک ميکنم. اونا زمرد هاي شما هستن

اما هيچوقت از يه پليس، نپرس که سرنخي پيدا کرده

اوه، واقعا؟ چرا که نه؟

خرافات

براي گرفتن يک دزد سرگردان در اطراف...

در وسط يک ميليون نفر، شما بايد ايمان داشته باشيد

شما بايد به چيزاي ماوراءطبيعي اعتقاد داشته باشين

من معتقدم

هر کاراگاهي وظيفه داره کاري رو که دنبالشه

تا تموم نکرده،اونو بايگاني نکنه

اجازه هست؟ هر جور راحتي

بله شوهرم با وزير تماس گرفت به منظور جلوگيري از افشاي جزئيات بد

رئيس پليس؟

اونا چيزي جز زمردها نبردن

و اين مجموعه يک ميليون دلار ارزش دارد

-مراقب خودت باش . دوشنبه ميبينمتون . -اونا بايد متخصص باشه

همش مال توست، بازرس

البته اگه زمرد هاي من رو پيدا کني ،

و شرکت من هم حاضره بهت 10 درصد پاداش بده

خب، آقايون...

شايد بتونيم دفاترمون رو مدرن کنيم مطمئنا ً ميتونيم ازش استفاده کنيم

اگر من بودم، يه ماشين جديد ميخريدم

شنيديم که از يه مايل دورتر اومدي و سارق ها گوش هاي خيلي تيزي دارن

ميدوني، بازرس، به دست آوردن يا از دست دادن ثروت مهم نيست

آنچه که مهمه، موفقيت است

سارقان ما يک امتياز به دست آورده اند.

پس به دنبالشون بريد

من ميرم دنبالشون، آقاي "تسکو"

خانم - ميتونين ببرينش تو بار، قربان -

سلام

بله، من آقاي آزاد هستم

از همين جا صحبت مي کنم

سلام هلن آره، همه چي اينجا آرومه.

شما چطور؟ از اونجا خوشت مياد؟

هتل خوبي پيدا کردي؟

اينجا همه چيزش خوبه

مثل محل "ريويرا"ست

عالي

تو به تعطيلات احتياج داشتي

ميخواستم يه چيزي ازت بپرسم

ميتونم برم بيرون؟

منظورت چيه؟ البته که ميتوني

منظورم اينه که، با کسي؟

چرا که نه؟ فقط زياد حرف نزن

از اين بابت ناراحت نمي شي؟

چرا بايد بشم؟ اگر کسي ازت خواست، برو،

خب، فقط ميخواستم اينو بدونم...

چيو بدوني؟

اگر ميتونستم با يک مرد برم بيرون

اين چيه، يه معما؟

اين اولين باريه که اينطوري ازم سوال ميپرسي

چون اين اولين باريه که بدون تو ميرم بيرون

گوش کن. بسه ديگه. گوشي رو بزار سرجاش پولات هدرميره...

اونوقت نميتوني بري بيرون ...

فردا بهم زنگ بزن، همين موقع

خيلي بد

مثل اين

حالا ميتوني روي تختت سنجاقش کني

هيچوقت نتونستم بخوابم فقط دارم مي‌بينم که بدجوري زخمي شدم

ميتونم اينجا بشينم؟

-البته . -حالا که ما دوستاي خيلي صميمي هستيم

کار و بار چطوره؟ -بستگي به عکاس داره

...اگر من عکاس بودم - ولي تو نيستي -

اونطوري که به من نگاه ميکني عکس هات از فوکوس خارج ميشدن

ميتونم رويا ببينم، نميتونم؟

نه، نميتوني

من فقط براي فروش توي مجله فروشي ها هستم

اين اذيتت نميکنه که لخت ژست بگيري؟... مثل اين؟

نه، ميدوني، دو سال پيش فقط پاهام رو نشون دادم و اين برام تکان دهنده بود

حالا تموم بدنم رو نشان مي دم و کمتر شوکه مي شود. واقعا عجيبه، نه؟

قديما مردم اين ها را در اتاق هاي خونشون مي خواندند، به تنهايي با تصورات داغ شان

حالا اين فرياد براي سکس در همه جا است

اين چيزيه که منو شوکه ميکنه

اوه ، نه . يالا، گوش کن

در مورد لذت ها، ميدوني که مشروب زياد خوردن به "رعشه" منجر ميشه...

و مواد مخدر به بخش عصبي آسيب ميزنه

اما سکس، منظورم اينه که سکس فقط منجر به يه عمل عشقي ميشه

دوست داري مدل عکس بشي ؟ ما دنبال يه مرد ميگرديم

من يک اصل دارم: هرگز جايگزين يک حرفه اي نشو

درسته، کسي با حرفه اي شدن شما مخالف نيست؟

تا معلمم کي باشه؟

به من(ليدرت) اعتماد کن

سکسي ترين کاباره جهان، الدورادو

اينجا بهشته ، اينجا جهنمه . نمايشي که شما رو درگير ميکنه، ميگيرتت، به رويا ميبرت

-سلام -سلام . چطوري؟

همينجا منتظر بمون تا چند ثانيه ديگم برميگردم

الدورادو ،شهواني ترين تئاتر را ارائه مي دهد ...

جسورانه ترين منظره اي که تا به حال به روي صحنه آمده

و اينجا، مستقيم از هامبورگ...

سيگريد و مارلين،يک نمايش سکسي فوق العاده را براي شما اجرا مي کنند به نام...

"خانه عشق"

سلام سيگريد؟

يه ليوان آب، لطفا

-خوش ميگذره، نه؟ -در موردش بهم بگو

به هر حال، اسم من "ليلا" ه. و تو؟

- آزاد. - آزاد

يه اسم خيلي پويا اما خيلي آرامش بخش هم هست

چه کار مي کني؟

اگر بهت بگم که عروسک بچه ها رو ميفروشم ...

حرفت رو باور نميکنم

طرف پوياي من بايد بر طرف ملايمم غلبه کند

واسه همين حرفم رو باور نميکني

هي، اون رو نگاه کن

عصر بخير آقايون

همونطور که ميبيني من منتظرتون بودم

دوست ندارم تنهايي مشروب بخورم

به نظر مياد که شما بيشتر از دونفر هستين

چي مي خواي؟

زمردها

ما چيزي نميدونيم

نبايد از اسلحه هاتون،اينجوري استفاده کنين

چون در صورت وقوع حادثه، تحقيقات به پايان ميرسه...

و ميگم براي دفاع از جونم اينکارو کردم و من پرونده را مي بندم

بشينين، لطفاً

ميخواستم يه نوشيدني بهتون پيشنهاد بدم

اما شما منطقي نيستين

سال هاست که من حتي يک قطره مشروب نخوردم

اولين ليوان

حالا خواهيم ديد که آيا الکل بر هدف من تاثير مي گذاره يا نه

خيلي بد

به طور کلي من معمولا،اطراف هدف رو مي زنم

يه جورايي فکر ميکنم الکل و سلاح گرم با هم جور درنميان

ليوان دوم

گوش کن...

شما مي توانيد اينجا رو جستجو کنيد. اما چيزي پيدا نميکني .

و به علاوه، بذار بهت بگم، داري به حقوق ما تجاوز ميکني

اين براي اولين اظهار نظر احمقانه ات ه

و اين براي دومي است

حرومزاده

الکل داره اثر مي کنه

من نزديک بود، تو رو بکشم

اگر من آدم معقولي بودم...

من ديگه مشروب نميخوردم

زمردها کجان؟

گوش کن، بازرس...

ما نبوديم که دزديديم...

چي؟

زمردها

اعتراف کردي

يه يادداشت بگير، گروهبان، اونا به همه چيز اعتراف کردن

خيالتون راحت باشه...

من تنها اومدم

آخرين خشاب

پس عجله کنين...

نشونه گيري من خيلي بد شده

زمردها کجان؟

ما بهت گفتيم ، ما چيزي نميدونيم

از کجا ميتونم کسي رو پيدا کنم که بدونه؟

من تمام واکنش هام رو، دارم آزاد ميکنم، بايد مواظب باشين.

شما گزينه هاي زيادي براي رفتن از اينجا ندارين

مي بينيد...

حوادث اتفاق مي افتد

من فقط يک دور ديگه دارم

ولي نمي خوام، از اين نزديکي،بهت شليک کنم

آزاد کجاست؟

سلام آقاي آزاد

منو يادته؟

چه شهري

به محض اينکه آدم مياد بيرون، به يه آشنا بر مي خوره

استيک و سيب زميني سرخ کرده فرانسوي؟

اين غذاي آدماي پولدار نيست

بفرماييد

مثل هميشه، براي دو نفر

براي آقاي زکريا، براي دو تا

-واقعا، من ... -نگران نباش امشب، شما مهمون مني

به طور محرمانه، من هيچوقت اينجا پول نميدم.

بهم بگو، کار اصلي شما چيه؟

من، به عنوان مثال...

من کلاهبردارهاي کوچيکي مثل تو رو تعقيب ميکنم

من براي تمام اين ريسک ها ماهي 300 دلار ميگيرم

اينو ظالمانه نميبيني؟

تو امتيازاي ديگه اي هم داري

تو با ماشينت مسابقه ميدي...

تو سر هر ميزي که بخواي ميشيني...

تو رستوران ها پول نميدي

همه ي اين چيزا پاداشه

خوب اين حرف ها به جاي خودش، زمردها کجان؟

فقط براي يه...

-اسم اين چيه؟ -دولمه

برنج پيچيده شده در برگ تاک، خيس در روغن است

بخورش، زبونت رو شل ميکنه

24ساعتي هست که ما از همديگه جدا نشديم

اين چيزي است که من 20 سال خوردم، تمام جواني من

نميتونست ادامه داشته باشه

اما از وقتي که که با آدم هايي مثل سرکار طرف شدم،علاقه به تجمل پيدا کردم

حالا تصميم گرفتم، يکم براي خودم کار کنم

از کي تا حالا؟

از ديشب جلوي ويلا

وقتي کليد ماشين رو گرفتم همه چيز رو حدس زدم

به همين دليل ماشين رو روشن نکردم

کار بديه براي يه پليس، ما هر کدوم يه کار داريم که بايد انجام بديم

ميخواي هر دو تا را انجام بدي . که دردسر هايي ايجاد مي کنه

نه به هيچ عنوان، خيلي ساده است.

من هر دو طرف رو بازي ميکنم

اگر اوضاع اشتباه پيش بره، دوباره مثل يه پليس رفتار ميکنم

پس چرا بهم نميگي زمردها کجان ؟

تو واقعا ً فسدي

فاسد، شايد...

اما با گذشت هستم

دارم وقت کافي بهت مي دم، تا هضمش کني

تمومش کن. تا ساعت 5 فردا بعد از ظهر وقت داري...

تا اون زمردها رو شخصا بهم تحويل بدي...

وگرنه مي اندازمت زندان

ما از هم جدا شديم؟

من کل مجموعه را ميخوام

من کارها رو با نيمه ها انجام نميدم

اگر قبول کنم چي؟

مجاني خوبه

تو و دوستات بدون هيچ نگراني شهر رو ترک ميکنين

بيخيال، آقاي آزاد، من اين امکان رو بهتون پيشنهاد ميکنم...

تا با استيک و سيب زميني سرخ کرده زندگي کنين وزبون درازي کنين

خوبه

اسم اين چيه؟

به اين ميگن بايلدي

داستانش اينه که يه سلطان وقتي مزه اش رو چشيد غش کرد...

پس نام غذا رو به نام او نامگذاري کردند

اينطوري بهتره

بد نيست

تو چي داري ميخوري؟

بهش ميگن موسکا

يک لايه بادمجان سرخ شده تکه تکه شده...

يک لايه گوشت چاشني شده با گياهان محلي...

مثل نعنا، مارجورام، کمي دارچين...

لايه ديگري از بادمجان...

لايه اي از گوجه فرنگي تازه...

يک لايه سس سفيد، مقداري پنير رنده شده...

و بعد توي فر پخته ميشه

و اونوقت نميخواي اين غذاي لذيذ و عالي رو با من تقسيم کني؟

اين يه جور خاويار مخصوصه

مثل اينکه اينجا بايد همه غذاهارو باهم مخلوط کرد،خورد

بستگي داره. اينجا. ببين، اين مثلاً...

يک پنير خوب در کره قهوه اي است

ميخواي يکم امتحان کني؟

نه ممنون

ديگه گرسنه نيستي؟

-اميدوارم اشتهات رو خراب نکرده باشم؟ -تو اينکارو کردي

با آرامش داشتم يه تيکه استيک کبابي ميخوردم...

اين چيزيه که من بهش ايراد دارم

ميخواستي تنهايي خودت غذا بخوري

خيلي خب ، من بايد به حريم خصوصيت احترام بذارم

فردا قبل از ساعت 5 ميبينمت

با يه سيگار برگ بهتر ميشه فکر کرد

و آقاي آزاد، شما در شهر اقامت مي کنيد، مگه نه؟

صورتت براي پليس مرزي ما خيلي آشناست

اين ميز با منه

بهت گفتم نزديک من نياي

چه اتفاقي افتاده؟

اون همين الان به رنزي شليک کرد

لعنت

-ميخواي يه دکتر ببيني؟ -فراموشش کن، چيزي نيست

فردا يه کاريش ميکنم

شماره تلفن "تاسکو" رو داري؟

بله، چرا؟

بده به من

اينجا

بريم

سلام...

ميخوام با آقاي "تسکو" صحبت کنم، لطفا

من بابا نوئل هستم

نه، اين يه شوخي نيست. بهش بگو در مورد زمردها هستن

سلام آقاي "تاسکو"؟

فردا بعد از ظهر ساعت 5 در دفتر بازرس زکرياس باشيد...

شايد اونجا،زمرداتون رو پس بگيرين.

ميخوام يکي از دوستام رو ببينم

نيم ساعت ديگه بياين سراغم

من غير مسلح اومدم

اشتباه کردي

بگير بشين

کشتن يه حرومزاده کثيف توي اين کشور خون بهاش چقدره؟

تو به دار آويزون ميشي...

من يه مدال ميگيرم، بعد از مرگ

اونا هميشه يه قاتل پليس رو ميگيرن

اين ريسکيه که من ميکنم .

مرگ دوست شما...

يه تصادف بود

اونجا چي داري...

يه دندان خراب؟

فکت رو تکون نده، ممکنه خودش تکون بخوره.

من شليک ميکنم...

و ديگه دندون نداري...

ولي تو زنده ميموني

زنده بدون فک

ديگه خبري از، برگ تاک نيست...

ديگه دلمه در روغن خيس نمي شه

شايد اينجا

نه...

اينجا

اينجا وارد ميشه...

و از پشت در مي آيد

دو تا سوراخ تميز خوب...

به بزرگي زمرد

اما چه مصيبتي!

بدون مغز...

فقط نور روز رو نشون ميده

گوش کن...

من اومدم اينجا تا با هم حرف بزنم

تو نميخواي اون زمردها رو مفت تحويل بدي

من پيشنهاد شما را قبول دارم

پنجاه - پنجاه، و تو کشور رو ترک ميکني

گرفتمش

من اينجا شليک ميکنم...

تو يه چشم ميشي...

و فلج شده

ديد شما پنجاه و پنجاه خواهد بود

يک

دو.

پس...

سهم هر دو مون مساوي ميشه

شايد زمردها رو نگيرم ولي يه چيزي ميگيرم

من تو رو بازداشت ميکنم

مال خودت

نگاه کن...

اگر به توافق دوستانه اي نرسيم...

آقاي تاسکو زمردهاش رو پس ميگيره

اون فقط يه کم پولدارتر ميشه

اون تو رو فراموش نميکنه

اوه، 10 درصد

و 90 درصد ديگه هم افتخارشو بدست مياري

افتخار

با آدمايي مثل تو اين اطراف، تصادفات ممکنه اتفاق بيفته

و اگر به اندازه کافي خوش شانس بودم که زنده بمونم...

من اگه شما را بگيرم، به نظر همه کار ساده اي مياد

اما، اگه تو فرار کني...

من يه احمق به نظر ميام

متاسفم که ميگم، شما همون احمق تشريف دارين

يادم رفت بهت بگم، تنها نيومدم

متاسفم...

اما بازي کوتاه خواهد شد...

چون من تمام پيش بيني ها رو کردم...

و اونو رو در دست گرفته‌ام

آره، ولي من گلوله ها رو دارم

تو يه چيزي ميدوني...

فکر کنم اينطوري بهتره

يه نفر ممکنه آسيب ببينه

خلع سلاح، ميدوني، اون ميتونه جذاب باشه

به اميد ديدار

رالف

اگر من در زدم، تو زمردها رو بردار

ميز توي لابي هتل "هيلتون" رو ميشناسي؟ -آره، ميدونم

يه نقشه توي پاکتي پيدا ميکني که خطاب بهت باشه

يادت باشه، فقط در صورت اضطرار

يادم ميمونه . ولي هيچ اتفاقي برات نميافته پنج شنبه ميبينمت

-سلام-سلام

خانم، ببخشيد، الان برميگردم

سلام. آزاد صحبت ميکنه

سلام هلن آره ، منم

حالت چطوره؟ بدون من حوصله ات سر رفته؟

همه چي خوبه . ما پس فردا ميريم

نشوني هتلت رو بهم بده، تا بيام دنبالت

-با آدم هاي که ميخواستي ببيني،ملاقات کردي؟ فکر ميکني من وقت اينکارا رو دارم؟

يه چيزي در مورد يه زن بور شنيدم

از کي؟

بور با يک کتاب بزرگ، کلاه بزرگ و بد سليقه

اون سواد نداره، داره وانمود ميکنه تا روشنفکر به نظر بياد

اين حرفا چيه که مي گي؟

الو؟

اينجا چه غلطي ميکني؟

من فقط دو روز تو رو ترک ميکنم و تو تبديل به يه ديوونه سکس ميشي

تبريک ميگم

اون چه کارست؟

يه حرفه اي؟

من هم اول اين طور فکر مي کردم، اما...

ميبينم،کار تو از اول گذشته!سريع کار مي کني .

هلن، تو يه دردسري! بهت گفتم که بيرون شهر بموني،با دهقان ها

ديگه بيشتر از اين نمي شد،بمونم

اما پيش دهقانا، با پسري آشنا شدم که همه چيزايي رو داره،که تو نداري

خيلي خوش تيپ ، خيلي مودب ، خيلي با محبت

-بس کن، مردم نگاهمون ميکنن -چرا؟

چون ميخوام بهت اهميت بدم

چون کسي جرات کرد منو ببره بيرون؟

بهم نگو حسودي ميکني؟

اوه، عزيزم، بايد انتخاب کنم.

از يک سو، محبت و امنيت، از سوي ديگه...

ماجراجويي

به هر حال، بهش گفتم که آزاد نيستم.

درست بود،مگه نه ، که بهش بگم من آزاد نيستم؟

تو اومدي اينجا تا اين کاراي روزمره تو رو بهم بگي؟

حق نداشتم،بهش بگم که آزاد نيستم؟

نه، اشتباه کردي.

بسيار خوب...

من هنوز وقت دارم

ميشه کارت شناساييت رو ببينم، لطفاً؟

اتوبوس شهري رو دنبال کنيد

سريعتر

و در اينجا، در نهايت، طاق هادريه است

در قرن دوم ميلادي از سنگ مرمر ساخته شد...

به شکل طاقي که توسط دو ستون نگه داشته ميشه

دو تا فريزه...

آقاي آزاد...

ميدونم که اينجايي

اگر تسليم نشوي، ما به هر چيزي که حرکت بکنه شليک مي کنيم

من تا 10 مي شمارم

يک!

دو.

سه.

چهار

پنج

شش. هفت

هشت

نه

ده

اومدم

سلام

آره ، منم

نه. هنوز نه

بسيار خوب. بهت زنگ ميزنم

خداحافظ

برا منم بريز

-خيلي وقته اينجا بودي؟ -من تازه اومدم اينجا

اين اصل زندگي ست

ويسکي خوبي بود...

اتاق دنج...

تصاوير زيبا...

اما نور بيش از حد زياده

ميتونم امتحان کنم؟

يه کف زدن براي خاموشي، دو تا کف زدن براي روشن شدن

اين تنها بازيه که داري؟

نه، من يه بازي ديگه ميشناسم

بازي خيلي سکسي

من اون رو ميخرم

چشمات رو ببند

حالا هر وقت دوست داري جلوي منو بگير

قوانين مي‌گويند که شما نمي‌توانيد بحث کنيد در برابر تصميم سرنوشت

از اونجايي که من در دست سرنوشتم...

يه ثانيه ديگم برميگردم

فقط ميدونم که تو يه مرد جهنمي هستي

و من فقط ميدونم که تو يه عوضي هستي

کدوم رو ترجيح ميدي...

پليس يا دزد؟

تو بهم فرصت ندادي که اونا رو مقايسه کنم

بس کن

واسه همين منو به نمايشت کشوندي؟

من اينکارو براي زکاريا کردم

اون نگاه ديگه اي داره، تا جايي که مربوط به نمايشه

اون تو رو انتخاب کرد تا حواست به من باشه؟

آره، ولي نگفت چرا

اولين باري که تو رو ديدم بايد ميفهميدم

من مثل يه توريست بودم

تنها چيزي که کم داشتم يه دوربين دور گردنم

چه آشفته بازاري

وقتي افراد گمرک اين عکس ها رو ببينن، شهرتم رو خراب ميکنه

اونا فکر ميکنن من مستقيم از يه تيمارستان اومدم بيرون

اون همه پليس امروز توي هيلتون چي؟ دنبالمن

من هم همين طور

آفرين تو به خودت افتخار مي‌کني

نه

يالا. لباس بپوش . تو با من مياي

تو به من اعتماد نداري؟

اوه ، نه

اوه، نه، خيلي بد بود

درست وقتي که داشتم دزد ها رو به پليس ها ترجيح مي دادم

فعلا که داري باهام مياي

بريم

بزرگتر از اون چيزيه که فکر ميکردم

اوه، خب، فقط 54 تا هتل هست...

75تا پانسيون، و 150 اتاق براي اجاره

تو کوچيکترين مشکلي براي پيدا کردن عزيزجونت نداري

حتي نميدونم داره از چه اسمي استفاده ميکنه

گوش کن، ما هميشه مي تونيم صبر کنيم...

براي آب و هواي گرم...

و ما اون رو پيدا ميکنيم در سواحل دراز کشيده ...

و يو يو رو پيدا ميکنيم که روي برنزه اش کار ميکنه

گور باباش. اگر اون از روي لج بازي رفته باشه ، ميتونه از خودش مراقبت کنه

بهم بگو، اين دختره در نظر تو چه طوريه؟

هيچ چي

اون روي من حساب ميکنه، همش همين

من 15 سالم بود،که پدرش از من نگهداري کرد

من آخر خط بودم

اون يه نابغه الکترونيکي بود

اون بهم ياد داد که چطوري، باعلم مخصوص يه گاو صندوق رو باز کنم

تخصص ما بيشتر در سنگ هاي قيمتي بود

هلن 5 ساله بود، که پدرش درگذشت.

اون از اون موقع تا حالا منو ترک نکرده

در واقع اين دينيه،که من دارم بهش ادا مي کنم

تنش مرگ،شما را بر روي پاي خود ميخکوب مي کند با جهش سه گانه مرگ

با پادشاه جادو ، پروفسور مارسي

بليط هاتون رو همين الان بگيرين

تمام خانواده رو بياوريد تا از نمايش لذت ببرند...

امشب توي سيرک کورنليوس

تيکه و تنها در سيرک کورنليوس

يه نمايش بزرگ توي يه چادر کوچيک

با شيرهايي از آفريقا...

ميمون هاي وحشي

آخرين کشتي ظهر حرکت مي کند

هلن، من توي اسکله منتظرت ميمونم

سوزن سوزن شدن ستون فقرات ...

با جهش سه گانه مرگ

تعليق با پادشاه جادو، پروفسور مارسي

ظهر توي اسکله...

آخرين کشتي ظهر ميره صداي منو ميشنوي هلن؟

امشب فقط توي سيرک کورنليوس...

يه نمايش بزرگ توي يه چادر کوچيک

شيرهاي سفيد از آفريقا

ظهر توي اسکله

صداي منو ميشنوي هلن؟

بليط هاتون رو همين الان بگيرين

تمام خانواده رو بياوريد تا از نمايش لذت ببرند...

امشب توي سيرک کورنليوس

آخرين کشتي ظهر جزيره را ترک مي کند. هلن، تو اسکله منتظرت ميمونم

هلن، آخرين کشتي ظهر جزيره رو ترک ميکنه

توي اسکله منتظرت ميمونم

امشب فقط توي سيرک کورنليوس...

يه نمايش بزرگ توي يه چادر کوچيک

تمام خانواده رو بياوريد تا از نمايش لذت ببرند...

امشب توي سيرک کورنليوس

بهتره روشت رو عوض کني، داري از خودت يه احمق درست ميکني

-چه جوري بهش بگم ؟ -بهش بگو دوستش داري ...

و ديگه از اين مزخرف نمي گي در مورد بدهي و افتخار

تو اونو نميشناسي اون وقت فکر ميکنه راست ميگم!

اين راسته

واقعا؟

خودشه؟

ميخواي برگردي پيشش؟

نه ، من ميمونم .

اثاثت رو جمع کن،راه بيوفت

هلن با تو نمياد

پس تنهاش بذار و بزن به چاک

گرفتي؟

تو چه مي‌گي پسر پانک جوان؟ "

چي؟

بيا بريم ، بريم

بس کن

ميتوني برگردي پيش پليست...

ولي بهش بگو براي ميليونر شدن،روي من حساب نکنه

با يه پليس که حتي ميليونر هم نيست چيکار کنم؟

از دستم عصباني هستي؟

ميدونم تقصير منه

گوش کن آزاد ، بذار توضيح بدم

من ديگه بزرگ شدم

تو هيچوقت متوجه نشدي ولي من بزرگ شدم

تو با من خيلي خوب رفتار کردي ، مثل وقتي که من بچه بودم...

اما چيزي که ميخواستم اين بود که...

چه انتظاري داري؟

نميتونستم مجبورت کنم باهام ازدواج کني، ميتونم؟

بايد اينکارو ميکردي، تو رو از دردسر دور ميکرد

ميدوني، هيچوقت اينقدر خوش تيپ نديده بودمت

و اين چيزيه که تو بهش ميگي بزرگ شدن؟

يالا ، بيا بريم .

زکريا اينجاست

هيچ راهي نبود که بهت هشدار بدم . تقصير منه

تو توي هتل هيلتون گير افتادي.

آره، مثل يه احمق. ميخواستم بدونم زمردها کجان

حالا ميدوني

من حتي وقت نداشتم نقشه ات رو بردارم

فراموشش کن

خب، اون چي ميخواد؟

زمردها

يه ذهن پيگير

بگو، اين يه تعريفه...

يک بسيج عمومي

لعنتي، اجازه بده سوار قايق بشيم و بريم

اگر زمردها رو بهش بديم، چي تضميني وجود داره پليسا ما رو نميگيرن؟

ميرم ازش بپرسم

اون مي گه: حق با شماست

هيچکدوم از پليس ها جز اون ما رو نميشناسن

پس يا اون محکم ميشينه سر جاش و ما سوار قايق ميشيم...

يا سرش رو تکون مي‌ده و امشب تو زندان مي‌خوابيم

-و همين طور؟ -پس فکر ميکنه خنده داره

گوش کن. اون ساديست داره . اون هر کاري ميکنه

اون ميخواد مرگ رنزي رو روي من سنجاق کنه

من سهم خودمو ميدم

منم همين طور

برو بهش بگو که معامله قبوله

اين يه معامله ست

ميتوني بري تو، خانم

نه متشکرم. منتظرش ميمونم

برو سوار. من همين الان با تو برميگردم

ما با هم شريک هستيم؟

نه، آقاي آزاد، ما شريک نيستيم

نمياي پايين؟

تو که سرگيجه نمي‌گيري، مگر نه؟

اگر من شليک کنم، ديگر مغز...

فقط سوراخ، آقاي آزاد

چيزي جز سوراخ نيست

و اسلحه من واقعيه و پر شده

پنجاه-پنجاه؟

اوه، نه،

همه شو

پنجاه-پنجاه؟

نه

آقاي زکريا

بازرس

- آزاد. بله

-تو خوبي؟ -من خوبم

خوب؟

-خب چي؟ -زمردها؟

من از مرغ برشته شنيده ام...

مرغ در يک سبد...

جوجه سرخ شده...

جوجه، پادشاه

و حالا يه گونه جديد داريم جوجه مرغ، زمردي

ترجمه و زيرنويس:اميرشاهرودي 400/5/24

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.