All language subtitles for Midnight_Horror_Six_Nights-NDA-EP04

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

مترجم و ویراستار: Nadia

[وحشت نیمه شب: شش شب]

'غریبه هایی در سوپرمارکت'

یک، دو، سه

یه مرد جوون معتادِ سیگاری

من یهو برام سوال شد که این قفسه های بيسکویت واقعا تا پنج سال دوام دارن یا نه.

بعد اونا دوباره با کارتشون حساب میکنن.

یک

دو

سه

چهار

من میتونم فقط با نگاه کردن به چهره های افراد بگم کی حالش خوبه و کی نیست

عذرمیخوام!

چهره شناسی یه نوع علمه.

بهم یه فرصت بده.

به جای ۵٠٠ وون بهم سکه بده.

چشم.

زود باش.

زود باش.

بجنب دیگه.

گفتم زود با‌ش.

بدو.

زود باش، زود باش، زود باش.

مشکلی وجود داره؟

چه اتفاقی افتاده؟

اوه... اونجا یه...

تو به ما زنگ زدی چون قضیه فوری و حیاتی بوده.

اونجا یه مرد بود...

کجا؟

هیچ کس دیگه ای اینجا نیست.

بیرون هم همینطور.

ولی اون سرو مرو گنده اینجا بود.

همینطوری الکی زنگ اورژانسی رو به صدا در نیار، خب؟

ولی...

امروز زود اومدید، رئیس.

منم یه تماس فوری داشتم.

اوه نه!

بهت گوشزد نکردم چهرت یجوریه که به راحتی میتونه تو دردسر بندازدت؟

تو باعث میشی یه مشت حیوون که نصفه شب دارن تو جامعه ول میچرخن بهت جذب بشن.

پول درآوردن آسون نیست.

دنبالم بیا.

(مظنون دزدی و تحت تعقیب ویژه)

چرا انقدر تعجب کردی؟

بجنب بیا بریم فیلم های دوربین رو با هم ببینیم.

هیچ جایی مناسب تر از اینجا نیست واسه وقتی که میخوای یه کلکسیون از چهره های افراد ناشناس راه بندازی.

پشمام!

این خیلی خوب گیرش انداخت.

یه نگاه بنداز.

پیشونی و استخون بندی بزرگ گونه.

این نمونه چهره یه خلافکاره.

و اینکه،

متوجه شدی که بینی‌اش مثل خوکه؟

و اینکه ایشون وحشی ترین قاتله.

از بین انواع مختلف جرم.

به دندون‌هاش نگاه کن.

چهره منم اینجوری نگه داشتی؟

هوش مصنوعی تصویر همه کسایی که تو فروشگاه ـن رو حفظ میکنه.

که شامل خودمم میشه.

بهرحال،

بیا اینجا یه نگاه بنداز.

یه شکوفه هلو و یه ظاهر که خواستار ثروته.

اون جا بین ابروهات، جایی‌ـه که میتونه هرکسی رو جذب خودش کنه.

این خودش یه درآمدزایی خوب واسه فروشگاه ـه.

هر چند که...

هیچ اهمیتی نداره.

رئیس، من...

یه دهن کوچیک و بینی باریک

میتونه خطر به همراه داشته باشه.

چهره‌ات یه ترکیب از خوب و شر ـه.

خیلی کنجکاوم میکنه

درباره تاثیری که این میتونه روی زندگی واقعی بذاره.

رئیس، من...

میدونم اینجا داری تجربه کسب میکنی و میدونم چقدر خطرناکه.

ولی من بازم باهات راه اومدم.

ولی امروز واقعا ترسناک بود.

قرارمون یک هفته انجام دادن این کار بود.

و پنج برابر حقوق نرمال ساعتی.

مگه جوونای نسل ام زد از این خوششون نمیاد؟

مطمئن نیستم.

من فقط میخوام یه مهماندار هواپیما بشم.

اگه یه مهماندار شده بودی،

حتی اگه هواپیمایی که اونجاست یه هواپیمای عالی می‌بود

بازم سقوط می‌کرد.

بهت توهین نمیکنم.

این چهره‌ات ـه که اینو بهم گفت.

البته که چهره ها رو میشه تغییر داد.

بعنوان یه انگیزه.

دو میلیون وون

برای هر آزمایش چهره.

اون یه

هندونه‌ست.

میدونی، نه؟

'سوباک'

خب...

اگه میخوای یکم ازش بخور.

این چیه؟

این چه کوفتیه؟

(شوکر برقی)

(اضافه کردن به سبد خرید)

لطفا بر روی صندلی‌هاتون بنشینید، هواپیما رو به پروازه.

از تمامی اعضای خدمه درخواست میشه که بنشینند و برای فرود آماده شوند.

(موارد زیر بازم بحث این موضوع رو که چقدر مهمه که یه ظاهر حرفه ای از خودتون نشون بدید رو پیش می‌کشن.)

ترجمه شده توسط: Nadia

هی سلام.

چرا بعد این کار نریم مرغ و آبجو بزنیم؟

امروز شیفت شب رو توی سوپرمارکت کار میکنم.

مگه نگفتی استعفا دادی؟

صاحب کارم گفت پول بیشتری بهم میده.

چیکار میتونم بکنم دیگه؟ باید پول شهریه رو هم بدم.

یه همچین اتفاقی برات افتاده... تو حالت خوبه؟

با مشتری های بیشتری با مهربونی رفتار کن تا دلشون رو بدست بیاری.

این همون رفتاریه که یه مهماندار هواپیما باید داشته باشه، نه؟

منو ببین.

نظرت راجع به چهره‌ـم چیه؟

چهره ـت؟

یجوریه که انگار همیشه چهره های مشتری های دردسرسازِ رو مخ رو به خودش جذب میکنه.

چی میشه اگه

یه چهره تو جهان وجود داشته باشه که باعث بشه یه هواپیما سقوط کنه؟

چی؟

شاید افرادی باشن که با این مشکل رو به رو میشن، درسته؟

مصاحبه کننده ها باید بتونن خودشون افراد رو کنار بذارن و در کنارش افراد خاصی رو انتخاب کنن.

الان داری از چی حرف میزنی؟

بیخیالش.

من میرم که اول پول دربیارم.

خداحافظ.

چی؟ به این زودی میری؟

متاسفم.

در اصل،

تو باید دنگ خودت رو واسه این ته مونده های غذا بدی.

کدوم آدمی واسه ته مونده غذا پول میده؟

بهت گفتم فقط بدش بهم.

من مجانی از شرش خلاص میشم.

متاسفم.

مهم نیست چی میگی،

ما بنتو* نداریم، شما هم که میخوای بخوری... *پک غذای ژاپنی

هی، من از این بو خوشم میاد.

هی، این بوی گوشته؟ ها؟

هی، بهم بدش.

گوشته، آره؟

گوشته، مگه نه؟

صورتت نمیتونه طمعی که داری رو کنترل کنه.

چون پولی برای خرید غذا نداری.

صورتی که داره تو سوپرمارکت التماس میکنه.

ولی حداقلش

من مابقی کار ها رو انجام میدم.

چطوره؟

باعث میشه دهنت باز بمونه، نه؟

چهره‌اش یجوریه که ارزش اضافه شدن به کلکسیون رو داره.

رئیس، من میخوام تمومش کنم.

حتی اگه حقوقمو بهم ندی هم مشکلی نیست.

لطفا، من واقعا میخوام که برم.

قیافه‌ـت نحسی و بدبختی میاره.

منم اینجا بودم.

خیلی ناراحت کنندست.

دیگه راجع به چهره‌ـم حرفی نزن.

چهره ـت

هنوزم شبیه همون چهره ای ـه که توی جعبه بود.

بخاطر ترکیب شما دوتاست که

اون یارو کله خوکی به اینجا جذب شده.

من فقط سعی دارم که این چهرهٔ خطرناکت رو درستش کنم.

حتی نتیجه آخر بازم بدبختی های بیشتره.

تو عقلت رو از دست دادی!

اولا،

چشمای تو مشکل اصلیه.

میخوای اون داخل چیکار کنی؟

ها؟

چه کار دیگه ای میتونی انجام بدی؟

سوهیون.

نظرت درباره صورتم چیه؟

صورت میتونه واقعا...

زندگیت رو تغییر بده.

بخاطر همینه که صورت من...

جنسیت و صدا

اونا همشون به چیز بهتری تغییر پیدا کردن.

خودم تغییرش دادم.

کمکت میکنم.

[غریبه هایی در سوپرمارکت]

ارتباط با مترجم از طریق ایمیل Dazaisilvia@gmail.com

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.