All language subtitles for Big.Doll.House.1971.1080p.BluRay.

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

دانلود فيلم و سريال با هاردساب فارسي .::WWW.KINGMOVIE.BIZ::.

جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام ما telegram.me/KINGDVD telegram.me/KING_MOVIE

.اين فيلم داراي صحنه ها و کلمات +18 ميباشد

تيــــم ترجـــمه ســــايت .:: KING MOVIE ::. .تــقــديم ميـــکـــند ....::::ترجمه : هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::....

.همتون , از اينطرف

. همينجا منتظر بمونيد

. از اينطرف

. بگذار ببينم

: چانگ لو

، آدم ربايي و جنايت عليه دولت

.حبس ابد

دوپري: , فحشا و جاسوسي

. 20سال با اعمال شاقه

کالير: قتل، 99 سال با اعمال شاقه

. شانس چاقي

. داخل و خارجش را بگرد

. يالا , تو

. اوه

. هي , يک دقيقه صبر کن

!آه

. بسيارخوب , بعدي

, ميشه اونجا بشيني لطفا ؟

خب , تو شبيه جنايتکارها , به نظر نميرسي

. اوه , سرده

.ببخشيد , فکر کنم کمي عصبي شده باشم

چرا ؟ انتظار يک بچه را داشتي ؟

تو يک دکتر واقعي نيستي ؟

. خب , نه

.فقط ,منهم روز اوليه که اينجا هستم

خب , من حتي نبايد اينجا باشم

.دادگاه من يک شوخي واقعي بود

. اون پليسهاي جمهوري لعنتي موزي

. من امروز صبح سرپرست را ملاقات کردم

. اون مثل آدمهاي با حرارت به نظر ميرسه

.. راحته که بدوني

. اون نگران زندانيهاست ..

. شرط ميبندم هست

. نفست را بده بيرون

. بريم , زن جوان

. هنوز کارم تموم نشده

اون تا حالا چطور به نظر ميرسيده ؟

- خيلي خوب. - خوبه.

. اين همون چيزيه که تو , توي گزارشت مينويسي

. راهتونو بريد

.سبز، ترسيده، و زيبا

,هو هو هو . قراره بهمون خوش بگذره

من مارن هستم، مارن کالير

کالير " همه چيزيه که تو اينجا احتياج داري "

.من آلکوت هستم اون گريره

. و بادين , اون بالاست

. سلام

. و سعي نکن بهش پيله کني

.حتي گرير هم با بادين سرو کله نميزنه

. فرينا

, و اون "هاراد"ه . هموني که پشتش رو بهت کرده

. سلام کن - . سلام -

. به اون , احمق

. سلام

, ميدوني , دختري که از اونجا واسه خوابيدن استفاده ميکرد

. ديشب مرد ..

. بفرما , عسلم

, تو ميتوني اونطرف بخوابي . جائيکه من مراقبت باشم

. هاراد

هاراد ا

هوم ؟ - . بيرون -

. تو ميتوني اون تخت رو برداري

. برو جلو . بيرون

! تکون بخور , احمق

. باشه . باشه

.. اوم

تو پائين را نميخواهي ؟

. من دوست دارم بالا باشم

. هو , هو , هو

. حالا , اينجا را ببين , آلکوت

. اون ميگه ميخواد باهات صحبت کنه

صداش را ميشنوي ؟

اون چي ميگه ؟

. اون گفت شب پر شگفتيه

داري چه غلطي ميکني ؟

هي , اينجا چه خبره ؟

چي شده ؟

. اون يک خبرچينه

چي ؟

. اونها اون رو انداختند اينجا تا جاسوسي ما رو بکنه

. تو هيچي نميفهمي

چي فکر ميکني ، فرينا ؟ . بهمون بگو

. آره , اون جاسوسه

.. چرا نميري يک مگس بگيري

. بگيرش , آلکوت

. يالا . ازش اعتراف بگير

. اوه , بيخيال , بچه ها

داريد چيکار ميکنيد ؟

. اوه , ببُرش

! اوه

. يالا . به حرفش بيار

! نه

اون کيه , کالينز ؟

! هيچکي

. بهمون بگو , لعنت بهش

. خوبه , خوبه , خوبه

. واسم جالبه اين تو رو به حرف بياره

. بهمون بگو

اوه , لطفا اينکارو نکنيد

،اوه، نه، نه . خواهش ميکنم اينکارو نکنيد

لطفا ؟

. کافيه

. از اين دور بمون , بادين

. اون فقط يک بچه ترسيده است

. تنهاش بگذاريد

. همش با مزه است

. گفتم کافيه

. باشه , بادين . باشه

. بنابراين جسدت را به زمين ميسپاريم

خاکستر به خاکستر و غبار به غبار

.. به دنبال رستاخيز عمومي

.. در آخرين روز زندگي آخرت ...

از طريق خداوندگار ما عيسي مسيح ..

.. کسي که در آن آينده باشکوه ..

, قاضي جهان خواهد بود ..

. زمين و دريا مردگان ما را پس خواهند داد

.. و اجساد فاسد کساني که به خواب رفته اند ..

.. دوباره در بدنهاي باشکوهشان زنده خواهند شد ..

.. با توجه به قدرت پروردگار توانا ..

. که همه چيز را نزد خود , به زانو در خواهد آورد ..

فيض خداوند ما عيسي مسيح

و عشق به خدا

و ياران روح القدس

. همراه همه شما باد ..

. آمين

.خانم ديتريش

چيه ؟

. در مورد اوکانره

. من باور نميکنم اون در راه فرار کشته شده باشه

،آلکوت فکر کردي چيکار داري ميکني ؟

. بگذار اين بحث رو موقع ديگه اي انجام بديم

در آغوش عشق واقعيم ميروم"

" و تا وقتي بميرم در آنجا خواهم ماند ..

. نگهش دار , رفيق - اون دود چيه ؟ -

يک کون خوشگل ديگه , که هدر رفته

خب , منظورت چيه ؟

.بر فراز دود

. ادامه بده , فرد

، وقتي واسه اولين بار تو انفرادي افتادم

. اوکانر اونجا بود

لوسين اومد و اون رو برد بيرون

. بعد من صداي جيغش رو شنيدم

از کجا ميدوني اين صداي جيغ اوکانر بوده ؟

. صداش رو تشخيص دادم

. اما وقتي يکنفر جيغ ميزنه ، صداش عوض ميشه

. با اينحال , خوشحالم اينو اينجا بيان کردي

. قول ميدم اين موضوع رو در نظر بگيرم

. هروقت مشکلي داشتي , بهم بگو

. فکر کنم الان يکي دارم

. ميترسم من نفر بعد باشم

هي , مرد , توام دنبال يکجور منفعتي , ها ؟

.اوه، به جهنم، آره

.. بعضي از اونها

. سالهاست نزديک تُف يک مرد هم نبودند ...

- آره؟ - ميدوني چيه؟

چيه ؟ - . اونها خيلي حشري هستند -

آره ؟

, بعضي وقتها , آخراي شب , وقتي خيلي ساکت ميشه

.ميتوني صداي بوق زدنشون رو بشنوي ..

ميخواي از اينجا بيائي بيرون ؟

. اينو بگذار اونجات

. سلام , پسرها

چيکارا ميکني , جيگر ؟ - . خوبم -

. سلام

.. هي , هي , تو اصلا تا حالا

دستت به دخترهاي اينجا رسيده , ها ؟ ..

. هنوز نه , فردي

.هميشه يک گروه نگهبان اطراف اينجا هستند

. بماند که همشون زنجير شدند

. يکي از همين روزها , زپ

منظورت از " زپ " چيه , مرد ؟

اون " زپ " چيه ؟

! زپ

. ت-جا-وز , زپ rape هم وزن

.يک دقيقه صبر کن .يک دقيقه صبر کن

.. منظورت اينه که ميخواهي با وجود اين نگهبانهائي که اطراف

اين دخترها هستند , بهشون تجاوز کني ؟ ...

. من نميخوام به اونها تجاوز کنم

. يکي از اونها قراره بهم تجاوز کنه

.برو، لوسين،برو . بي خيال

. يالا , مندوزا . يالا

. همينه . برو , پسر

. همينه ! يالا , پسر

... همينـــ . هي

چيکار کردي ؟

. عادلانه نيست

. من قرار بود به مندوزا آموزش بدم

. اي بابا

. من با اون که بهش ميگفتيد لوسين ملاقات کردم

اما اين مندوزا کيه ؟

.سرهنگ مندوزا رئيس پليس مخفيه

.اون جوري اين زندان را اداره ميکنه , انگار مسابقات خصوصي خودشه

. اينطور که اونها ميگن

. اما هيچکس تا حالا اون رو نديده

. اصلاح ميکنم , هيچکس تا حالا زنده اون رو نديده

. نگران نباش , کالير

.. اونها فقط به زندانيان سياسي علاقه دارند

. مثل بودين که اينجاست ..

منظورت چيه ؟

.. دوست پسر اون توي کوهستانه

. داره سعي ميکنه انقلاب راه بندازه ..

. همين الانش اونجا انقلاب به پا شده

رافائل فقط شخصيه که نسبت بهش متعهده

و تو هم به اون متعهدي ؟

. اوه , تماشا کن , غريبه

. اون يکم نسبت به اون جريان زودرنجه

. من ميتونم داخلش فرو برم

آره ؟ تو کسي را اون بيرون داري , عسلم ؟

. خب , ديگه نيست

. راستش , من يک زن بيوه هستم

و واسه همين اينجائي , درسته ؟

. آره

, اون خيلي ثروتمند بود .. يک دخترباز خيلي خوش تيپ

. با يک زخم سياه , روي يکي از چشمهاش ..

.نه، واقعا، درسته

. فرناندو

پدر او صاحب نيمي از کشور بود

. پولي که شما نميتونيد باور کنيد

.به هر حال , من فهميدم يک دختر ميتونه کارهاي خيلي بدتري انجام بده

, و طبيعتا اون زير آب منو زد

... و کار من در اين جاده فوق العاده به ...

.دوجين خدمتکار ختم شد ..

همه کارها , درسته ؟

. درست شبيه يک رويا

. فقط يک چيز مهم اونجا بود که از دست رفت

. گرفتمش . بي حرکت

بعدش چي ؟

خب , من اون رو با يکي از خدمتکارهاش گير انداختم

خانمهاي نظافت چي ؟

. پسر نظافت چي

. نه ، گه تو چيکار کردي ؟

خب , فکر ميکني چيکار کردم ؟

.يعني , ميدوني , پسره به نظر منهم خيلي خوب ميومد

. به عنوان يک جسم , چيز خوبي بود

.فقط فرناندو به اون روشن فکري که من بودم , نبود

. پس تصميم گرفت منو بکشه

خب , منهم گفتم به جهنم

, پس من رفتم و اسلحه اش را برداشتم

, هموني که زير بالشت خودش ميگذاشت

. و اون رو دقيقا روي زخمش گذاشتم ..

, خوش به حالت . عجب حرامزاده اي بوده

و تو چي , گرير ؟

تو چيکار کردي؟

. فقط واسه کلاهبرداري . همش همين

.ببين , من جان را داشتم که واسه دولت کار ميکرد

. اون زيادي صحبت ميکرد

... بنابراين يک روز , يک نفر به ذهنش رسيد اون چيزي به من گفته

.که نبايد ميدونستم ...

. پس 30 سال واسه کلاهبرداري

. واي

و اون ؟

هاراد , تو واسه چي اينجائي ؟

. کودک کشي

, آره , اون بچه خودش را کشته

.تنها چيزي در اين دنيا که اون واقعا عاشقش بوده

چرا ؟

کي ميدونه ؟ .او يک معتاده

. بيا داخل , فرد

. سلام ليته , عشق من

. بفرمائيد , شيرينم . يکي از اينها را داشته باش

. همونجا نگهش دار , فرد

. ميخوام تو با ليته ملاقات کني

.ليته سريعترين تفنگدار جنوب پاگوپاگوئه

.ليته , اين همکار جديدمه , فرد

آه , امروز واست آناناس خوب آوردم

نظرت چيه اينو ببري به خونه ات , ها ؟

. يالا , فرد

. هي , يک دقيقه صبر کن

عرق نارگيل من کجاست ؟

! آه . ليته , اصلا يادم رفت

. متاسفم

. گوش کن , من قراره برم بالاي کشور

اوه , حدود سه شنبه همين هفته

. من واست يک کوزه بزرگ ميارم

چطوره ؟

. يادت نره

. باشه . يالا , فرد

. بسيارخوب , دخترها

هري پير , دوباره اومده شما را ببينه

حالتون چطوره ؟

. بسيارخوب , باشه . کافيه ديگه

.گوش کنيد , ميخوام با همکار جديدم آشنا بشيد , فرد

. سلام , دخترها

. باشه , کافيه

. ميزولا رو بياريد بالا "اسکناس"

. ميزولا رو بياريد بيرون , دخترها

. بريم سراغ ميزولا

, تو در موردش بهم گفته بودي . مرد

, اون پيرمردِ خودش رو کشته

. به تميزي يک سوت , از وسط نصفش کرده

.ذرت بو داده

.ذرت بو داده.ذرت بو داده.بسيارخوب - . آب نبات -

, آب نبات , آب نبات . يکم آب نبات بهش بده

قراره اينجوري باشه , دخترها ؟

. باشه , دفعه ديگه ميبينمتون

. فرد , راه بيفت بريم

. تکونش بده جلو

! خداحافظ

. خدانگهدار - . آره -

آه , بورلي , عشق من , حالت چطوره ؟

. بسيارخوب , دخترها

. سلام , هري - . سلام , هاراد -

. سلام , هري امروز چي واسم آوردي ؟

.يک نامه قاچاق

قراره در عوضش چي بهم بدي ؟

. هيچي

. باشه

. بسيارخوب

. بيا اينجا

. هوم

فکر ميکني بتوني از بين ميله ها انجامش بدي , هري ؟

. فقط تماشا کن

. نميتونم منتظرش بمونم

. باشه , کافيه

! حرامزاده

. اين مال بودينه

. تو فاسدي , هري

ميدوني چرا ؟ چون تو يک مرد هستي

. همه مردها کثيف هستند

همه مردها ميخوان کاري را انجام بدن که تو انجام دادي

, واسه مدت طولاني . من اجازه دادم منو داشته باشند

. واسه همينه که من توي اين آشغال دونيم

. اما ديگه نه صدامو ميشنوي ؟

!ديگه نميخوام اجازه بدم يک مرد دستهاي کثيفش رو به من بزنه

. يالا , فرد

از رافائله ؟

.نيروهاي دولتي اردوگاه اون رو پيدا کردند

.ميگه فقط اون و چندتاي ديگه تونستند زنده بمونند

. ميگه اونها به من نياز دارند

. اون به من نياز داره

خب , اين يک ديوار بلند و يک فرار سخته

. هي , تو , بيا اينجا

.يالا

. اين يک نامه بدون سانسوره

. اين نامه توسط مقامات بازرسي نشده

. ميدوني که اين مجازات شديدي داره

, تو بعدي خواهي بود . بهت قول ميدم

! هوي . هاراد

. هاراد

. پيرمردت واقعا خوب هواتو داره

نکردم , عسلم ؟

. بله , گرير , واقعا کردي

. و ديدي که فراموشش نکردي

چه اتفاقي واسه اون افتاده ؟

منظورم اينه , حالش خوب ميشه ؟

. خب , يک چيز حتميه

. اون يک عالمه نور آفتاب لعنتي گير مياره

. نگران نباش

. بادين خيلي محکمه

.آه، به هر حال، خانم بادين

. من ميدونم تو باهوش و قوي هستي

. اما بايد درک کني

.. نزديک بود به يک مرگ دردناک نزديک بشي

. و هنوز حالت خوبه ..

,براي جلوگيري از اين

. بايد به يک سوال ساده پاسخ بدي

اون کجاست ؟

. گائيدنت

اون کجاست ؟

اون کجاست ؟

, بادين , يک چيزي بگو . لعنتي

. رافائل

.اون سعي داره مجبورم کنه بهش بگم اون کجا مخفي شده

هيچکدوم از شما جنده ها , نميخواهيد کمک کنيد ؟

آروم , آروم

، تمام مدتي که اون داشت روي من کار ميکرد

. يک مرد اون گوشه بود ..

. اون داشت منو تماشا ميکرد

اون کي بود ؟ ميتوني بگي ؟

. نه , اصلا صحبت نکرد

. اما ظاهرش مثل يک افسر ارتش بود

. تو بايد خودت را به دکتر نشون بدي , فيليپ

, وقتي اين علامتها رو ببينه . اون حرفهات رو باور ميکنه

فيليپ ؟

. اون خودش رو فروخته

, اون واسه اونها کار ميکنه

.و هيچ راه ديگه اي , غير فرار از اينجا وجود نداره

فرار ؟ . عقلت رو از دست دادي

هيچوقت نميتوني نصف بدنت رو هم از اينجا خارج کني

. تو خودت را به کشتن ميدي

اوضاع از اينهم بدتر ميشه ؟

و تو چطور ؟

. تو ديگه هيچوقت قرار نيست بيرون را ببيني

"بدون امکان آزادي مشروط،" . اين چيزيه که اونها ميگن

.نه

. زندگي هميشه بهتر از مرگ حتميه

. اين چيزيه که با هم اختلاف نظر داريم

.. اگه واقعا فکر ميکردم قابل انجام باشه

, اگه واقعا ميخواي اينکارو انجام بدي . ما يک راهي پيدا ميکنيم

يک چيزي رو ميدوني ؟

, راحت نيست که چيزهائي را از دست بدم ... مثل لباسهاي قشنگ و

. موضوع مرد هست

, بيشتر از هر چيز ديگه اي . واسه داشتن يک مرد دلم تنگ ميشه

. بگذار ببينم

. اوه , هلش بده و بهش تنه بزن

. مجبوري بقيه اش را خودت تنهائي خالي کني

. خب , اون اعداد

.. خب , من بايد اون بالا به دفتر برم و

. به چند تا اعلام وصول , رسيدگي کنم ...

اونها روي ستون درآمد من حريص هستند

.آه , اين جعبه اي که اينجاست - اين يکي ؟ -

.آره , اين يکي رو ببر توي زيرزمين

, بقيه اين چيزها رو .. فقط بگذار

. کنار انبار , همونطور که هميشه انجام ميدي ..

. بعدا توي کاميون ميبينمت . اوه

، بهتره کونت رو به موقع نجات بدي , پسر

, چون اگه چنددقيقه ديرتر از زمانش اينجا را ترک کنيم

. اونها شب ما رو اينجا حبس ميکنند ..

فکر بدي هم نيست , ها ؟

.اگه فقط خودم و خودت توي سلول باشيم , خوب نيست , فرد

. پشتم رو بشور

. بيشتر

. خب ، کافيه

.عجله کن تا از اينجا بيائي بيرون و موهام رو درست کني

. ممنونم , اما تشکر نميکنم

.ديگه نميخوام کاري واسه گرير بکنم

. ميخوام واسه تو کاري انجام بدم

. من يک دوست لازم دارم

. فراموشش کن , کولير

, من از هيچکس مراقبت نميکنم . و هيچکس هم مواظب من نيست

. من فقط مراقب خودمم

. توهم بايد همينکارو بکني

. سلام , فرد - . سلام -

, تو از وسط پنجره به من نگاه ميکردي

نميکردي ؟

.نه

.. باشه , من

چيزي که ديدي , دوست داشتي ؟

.. آره , اما من , من منظورم

پس چرا برش نميداري ؟

. يالا , پسر عاشق . کارت رو بکن

. وقت واسه اين چيزا نيست

. باشه

. لباست رو نه , احمق

. بلندش کن والا ميبرمش

, ببين

ميشه اينو بگذاري کنار ؟

.من .. نميتونم تمرکز کنم

. خيلي خوبه , خانم آلکوت

. صبر کن , صبر کن

. ديدي , همونطور که بهت گفتم

. تو بعدي هستي

کدوم گوري ميري ؟

. سوار شو . واست توضيح ميدم

. عجله کن

مشکلت چيه , پسر ؟

اون انباري که منو فرستادي اونجا ؟

. خب

. اين دختر , اون يک چاقو داشت

. زپ

زپ ؟

.ت-جا-وز , زپ

. آره

. کونمو ببوس

. صبر کن , بايست . فقط يک دقيقه

. دکتر

. دکتر , کمکم کن

.اين زنداني در انفرادي ديوانه شده

مجبوريم اون رو از دست خودش محافظت کنيم

. شبيه همون غلطي که کردي

. اون کبوديها خيلي بد به نظر ميرسند

. بهتره يک نگاهي بهش بندازم

. موافقم , دکتر

.داشتم همين الان واسه معاينه به درمانگاه مياوردمش

.درمانگاه , براي اطلاع شما , خانم لوسين

. از اون طرفه

.. هميشه يک مقدار خاص ظلم وجود داره

, وقتي يک گروه تحت يک قدرت قرار ميگيرند ...

. اونها هميشه اينو گفتند

, نفرت اونها نميتونه قدرت بيان بشه

. اونها همديگه را بيان ميکنند

خانم ديتريش، من در مورد ساديسم صحبت مي کنم

. در مورد تعدادي از کارکنان شما

.اوه مي فهمم

شما چيزي مشاهده کرديد ؟

, خب , داستانهائي شنيدم

به خصوص شهادت يکي از زندانيان

کي ميتونه باشه ؟

اين يک چيز خصوصي بين بيمار و دکتره

.. راه هاي زيادي هست

. که زندانيها ميتوند به خودشون صدمه بزنند ..

،اون به اتاقي با حضور يک شخص ديگه اشاره کرد , يک مرد

. کسيکه تمام مدت داشته تماشا ميکرده

چه زماني چنين چيزي اتفاق افتاده ؟

. شب ديروقت

.. ميدونم تنها کسيکه

.. مجازه اون موقع شب , بيرون باشه ...

. خود شمائيد ..

. شايد من نبايد اين موضوع را پيش ميکشيدم

. نامعقول نباشيد

. شما آزاديد که در مورد هر چيزي که ميخواهيد , صحبت کنيد

. خب , متشکرم

. خب من دوست دارم در مورد خودتون باهاتون صحبت کنم

من ؟

. بله

.. براي مثال ,شما از چيزي که من انتظار داشتم , خيلي جوانتر هستيد

. و خيلي زيباتر ..

. خب , ممنونم

, و فکر ميکردم ميشه يک زماني شام را با هم بخوريم ؟

. گمان کنم ممکن باشه

.. مجبور نيستيم اين را اينجا داشته باشيم

. نه , نه , همينجا خوبه

. من دوست ندارم دور باشه

پنجشنبه چطوره ؟

.وقت کافي بهم ميده که کارهاي خاصم را انجام بدم

. من دوست ندارم که يک شام عادي باشه

. اون سيم ها قطع نميشه

خيلي سخته که ازش بگذريم

. بايد راه ديگه اي وجود داشته باشه

بايد از در جلوئي باشه

. درسته

، خارج از فرينا . من به هيچکدوم از اونها اعتماد ندارم

. من هيچوقت به هيچکس اعتماد ندارم

. فقط روي اونها شرط ميبندم

.. و شرط ميبندم يکنفر اونجا باشه

. که شديدا بخواهد از اونجا خارج بشه ..

, بفرما . درست شبيه عروسک کوچک خودم

. جائي نرو . من برميگردم

. باشه

. بگيرش , خزنده . واسه من نگهش دار

... ميدوني , هيچي واسه من ديدني تر از ديدن

.يک زنداني که از زندانبانش لذت ميبره نيست ...

.هر روز, به نظر ميرسه از روز قبل , بيشتر لذت ميبري

وزوز ممنوع

البته , اون بهاي چيزيه که بدست آوردي

چرا اون لب هاي لجنت رو نميدوزي ؟

اوف , وقتي ديوانه ميشي ناز ميشي

چرا نميري به گرير نشون بدي , چقدر نازي ؟

خيلي بد ميخواي از اينجا بري بيرون , ها ؟

خب , بودين و من يک نقشه فرار داريم

. ما به کمکت احتياج داريم

چي داري ميگي ؟

. دستت رو ازش بکش , آلکوت

. من مجبورش نکردم

, بيا اينجا . هرزه کوچولو

. انتخاب با خودشه

, کونت رو بيار اينطرف . والا توش حفاري ميکنم

. تو انتخاب کردي

.. بهرحال , هروقت حس کنم وقتشه جرت ميدم

. يا قرارش رو بگذاريم ..

. بيا قرار بگذاريم

. من تخت خوابم را لازم دارم

. من در مورد زمان و مکان تصميم ميگيرم

. ميدوني کجا پيدام کني

اگه گرير برنده بشه , چي سر من مياد ؟

. اون تصميم گريره

منظورت اينه من حتي حق انتخاب هم ندارم ؟

, تو همين الان خودت را فروختي . کولير

, از حالا . تو فقط اموال هستي

چه حسي داره ؟

آماده اي ؟

گرير ؟

. يالا

! اوه

ها . حالا من توي عنصر طبيعي خودم هستم

. بيا اين پائين و بجنگ

کارمون تمومه ؟

! ميکنمت , جنده

! اووه

خب ؟

.. تو ! آي

. رئيس توئي

. و يادت نره چي گفتي

.. و هر کسي قصد نداره با ما باشه

.بهتره از سر راهمون کنار بايسته و دهنش را بسته نگه داره ...

.بهتره ذهنت رو از اين راه يا راه ديگه درست کني

تو چطور , کولير ؟ تو هستي ؟

. تو روي کونت شرط بستي که من هستم

فرينا ؟

. باشه , منم ميام

تو چطور , هاراد ؟

. من هرکار گرير بکنه , ميکنم

گرير ؟

قراره چجوري خارج بشي ؟

با پاره کردن يکي از بلوک هاي زندان , تو چيکار ميکني ؟

تو از حمايت اصلي دست ميکشي ؟

و حمايت اصلي در اين زندان بزرگ دخترها کيه ؟

. لوسين

و کجا ميشه لوسين را کاملا تنها پيدا کرد ؟

. جعبه داغ

. گه

, بسيارخوب , حالا ايني که اينجاست شانه فشنگه

. و تو اين را با يک قلاب آزاد ميکني

، بعد از اينکه يک خشاب تازه بجاش گذاشتي

.. بايد يک خشاب تازه توي

تفنگ قرار بدي ...

, با کشيدن اين دسته به عقب

. اينطوري

. امتحان کن

. وقتي گير کرد , بکِشِش

. خوبه

.اما گوش کنيد , ميخوام هردوتون اينو هرروز امتحان کنيد

منظورم اينه , ميخوام تقريبا طبيعت دوم شما بشه

. درسته - . باشه -

،اوه , و وقتي اين شليک ميکنه ، واقعا بيرون ميده

پس بايد محکم بگيريد و نگهش داريد

چون از دستتون بيرون ميپره

. نشونتون ميدم

, بسيارخوب . بگذاريدش روي شانه

. نگران نباش , بچه

. فردا واست يک چيزهائي گير ميارم

. فقط تا اون موقع تحمل کن

قول ميدم , ميشنوي ؟

. سعي کن الان يکم بخوابي

حالش چطوره ؟

. توي حال وحشتناکيه , مرد

. بدون گه

تو چي فکر ميکني , بودين ؟

. من فکر نميکنم از پسش بربياد

چطور ميتوني همچين غذاي بي مزه اي را بخوري ؟

. من از اين بدترش را هم خوردم

چقدر بدتر ؟

. خيلي بدتر

به بدي اين ؟

, گوش بده , آلکوت . فکر نکنم بامزه باشه

دوست داري کسي باهات اينکارو بکنه ؟

. بسيارخوب

. هي , تو

! هوي

! نگهبانها , متوقفش کنيد

! هي ! هي

! بريد پشت به ديوار بايستيد

. تا 24 ساعت ديگه , هيچ غذائي نخواهيد داشت

.. حالا

. ميخوام بدونم کي اين را شروع کرد

, چيکار ميکني خانم گرير ؟

اون چيزها از کجا اومده ؟

. امروز از جنگل برشون داشتم

زيبا نيست ؟

. در اسارت شاد نيست

. من ميتونستم کشته بشم

, اما اگه توي دفتر من جاسوسي نميکردي

. لازم نبود از چيزي بترسي

. من اومدم يک چيزهائي بردارم

. فکر نميکردم برگردي

. بشين

ديروز هم سلولي تو يک کار عجيب و خطرناک انجام داد

تو ميدوني چرا ؟

من ؟ چطور بايد بدونم ؟

مطمئني چيزي نيست که به من بگي ؟

. آره

خوبه

چون امروز هيچ هروئيني واست ندارم

سعي داري چيکار کني ؟

, تو هيچ اطلاعاتي نداري . منم هيچ هروئيني ندارم

.اگه به هاراد چيزي نرسونم , ميميره

. اون رنج ميکشه

. اون نخواهد مرد

. من هميشه هرچي ميدونم به تو ميگم

. دوباره فکر کن

شايد چيزي رو فراموش کرده باشي

. اونها قصد دارند فرار کنند

. اونها هميشه قصد دارند فرار کنند

. واسه همينه که ما نگهبان ميذاريم

. اين همه چيزيه که من واسه گفتن دارم

, شايد وقتي بيشتر يادت اومد

. منم کمي هروئين پيدا کنم

. همراهم بيا , فرد

سلام , ليته

. سلام

عرق نارگيل منو گرفتي ؟

. آه , عرق نارگيل

, گوش کن , ليته , عمرا باورت نميشه

.اما پيرمرده هنوز داره توي گردباد فوت ميکنه

. اما نگران نباش

. اون قراره همه چيز رو بهمون برگردونه

... اون بايد يك گروه آبجوي سن و سال دار حدود

، سه ،چهار روز ديگه داشته باشه ... . و اونموقع واست ميگيرم

، واسه اطمينان ، قول ميدم باشه ؟

. فرد ،‌ بريم

. دخترها ،‌ كارت اينجاست

هي ، دخترها ،‌چي ميخواهيد ؟

، من قراره کي ساخته بشم گرير ؟

. ساكت باش

. هري داره مياد

. ببينم چيكار ميتونم بكنم

. بفرمائيد

. من هيچكدوم از اونها را ندارم

.. هري ،‌فكر ميكني

اينجا شانس داشتن امتياز داري ؟ ...

در مورد چي شاكي هستي ؟

. حدافل تو يكم داري

.آره ، فقط اونقدر كافيه كه شب بيدار نگهم داره

. خب ، بگذار من يك چيزي بهت بگم

. در كل خيلي بهتر از هيچيه

. سلام ، عزيزدلم

چطوري ؟

همون معمولي رو ميخواي ؟

،‌ تو كه نميخواي يك ماچ صدادار رو اونجا قائم كني

ميخواي ؟

. يالا . ببُرش

تو كه جدي نميگي ،‌ها ؟

. شايد ،‌شايدم نه

بودين كجاست ؟

. بهش مرخصي دادن

گوش كن ، اينو ميخواي يا نه ؟

. البته

پول داري ؟

. بيا اينجا

. خدا لعنتت كنه ، گرير

بهتره پولش رو داشته باشي

.والا به لوسين ميگم ..

. دستت رو بده من

اين بهتر از پول نيست ، هري ؟

. زيباست

، خيلي زيباست

. اما نميتونه جاي ميسولاي واقعي رو بگيره

تو ميسولاي واقعي ميخواي ، هري ؟

. ميتوني داشته باشي

. فراموشش كن ،هلن

. من ميدونم تو به دخترها فرو ميكني

من توي اين راه نيستم . چون ميخوام باشم

. اين همينجاست

،خيلي زود ، يك دختر خواسته عجيب و غريبي خواهد داشت

. و اين مثل يك بيماري روي تو ميخزه ..

. اما اين قابل علاجه

اين چي رو ميگيره ؟

. يك مرد واقعي مثل تو رو

. واي ، بيخيال ،‌هلن

. نه از وسط ميله هاي زندان

.. تو بايد بتوني يكشب بيائي اينجا

. و يك كليد رو از يكي بدزدي ..

. يالا ،‌هري . نگهبانها دارند برميگردند

. يكي هم واسه فرد اونجا هست

. اون ميتونه هاراد رو داشته باشه

. يالا . بريم

امشب ، هري ؟

چي ميگي ؟

گه. خوب

. اون مثل يك گيره است

. نگهبان ، يادم رفت بهت بگم

. ما يك انبه خيلي بزرگ داريم

واقعا جدي هستي ؟

ميتونم اين ريسك رو بكنم يا نه ؟

نظرت در مورد هفته ديگه چيه ؟

. تو ترسيدي

. باشه

. باشه ،‌امشب

. فكر كنم يك راه بلدم

. از موها يادت نره

، وقتي خانم لوسين عجيب بازي ميكنه

. نميتونه به كس ديگه اي اجازه بده اسباب بازي داشته باشه

. اون رو ساكت كن

! واي

اين چيه ، يك حموم تركي ؟

. نميتوني به اين زودي بخندي

ظرف 72 ساعت ، مثل آلوخورشتي ميشي

نگهبانها ، من ديگه امشب بهتون نيازي ندارم

. ميتونيد بريد

. چشم ، خانم

اون حيوان تيره ذهن كجاست ؟

شايد اون نتونسته گربه را پيدا كنه

. شايد اصلا سعي نكرده

. ميخوام يك بحث خصوصي با يكي از شماها بكنم

. هممون ميدونيم بحث خصوصي تو چه شكليه

. من ميخوام با خانم كولير صحبت كنم

. ميخوام در رو باز كنم

. به هر كس ديگه اي كه بياد جلو ، شليك ميكنم

. بيائيد جلو ، خانم كولير

ديدي ؟ . هيچ نگهباني اونجا نيست

. حق با تو بود

. اون هيچ شاهدي نميخواد

. سلام ، فردي

. آره

اينه ؟

. ها

. بليط ما به بهشت ، فرد

. عرق نارگيل

عرق نارگيل ،‌ها ؟ - . آره -

مزه اش چجوريه ؟

. اوه ،‌خوبه

، خب ، منظورم اينه اين واست چيكار ميكنه ؟

.. اوه ، بعضيا واقعا

آره ؟

.. خب

خوبه ، ها ؟ - . هوم -

ميگذاري منم يكم امتحان كنم ؟

واقعا ميخواي ؟ - . آره -

،خب ، فرد ، اگه واقعا مطمئني كه چيكار ميكني

چرا يك بطري مردافكن برنميداري ؟ ..

. بسيارخوب ، برميدارم

.. اما اجازه نده دهان تمساحت

. كون مرغ مگس خوارت را ناديده بگيره ..

!آه عزيزم

. بسه ديگه

.يالا , فرد

. سوار ماشين شو

.عصر به خير، آلفرد

خب , تو مثل يک ملاقاتي از اون دنيا ميموني

. بيا تو

. قول يک چيز خاص رو بهت داده بودم

.. يک گيلاس واسه يک ميزبان جذاب

.. و واسه دوتامون ..

. به اميد اينکه شب موفقيت آميزي داشته باشيم ...

. کاملا موفقيت آميز

. من يک تحويل ويژه واسه سرپرست دارم

اوه , شام مهماني رسيده

. درسته , شام مهموني

, آره , همينه . شام مهموني

. وارد بشيد

. من لازمش دارم , هلن

لطفا ؟

. يکم واسم گير بيار

دهنتو ببند , ميتوني ؟

, هروقت از اينجا خارج شدي

ميتوني بري به خيابون و .. هر آشغالي که لازم داري گير بياري

. ببين , من نميتونم اونقدر منتظر بمونم

. من مريضم

. همين الان لازمش دارم

. خدا لعنتت کنه

. گوش کن , عوضي مزخرف

, من ميخوام از اينجا ببرمت بيرون

.اما اگه داد بزني نميتونم اينکارو بکنم ...

.حالا , امشب اون آشغال رو فراموش کن

! چون راهي وجود نداره

. حالا اون دهن کثيفت رو ببند

. تو ديگه منو نميخواي

. تو اون کولير جنده رو ميخواي

خفه شو , ميتوني ؟

. فردا يک چيزي واست گير ميارم

.. تو ميخواي با اون بري

. و منو جا بذاري ...

اگه منو جا بذاري چطور خوب بشم ؟

چطور کاري انجام بدم ؟

حرفمو گوش نميدي ؟

! گرير

, تو هيچي به من نميدي نه ؟

. هوم

.. اوه , من فقط واسه روشن کردن سيگارت خوبم

. و بوسيدن کونت ..

, من اونقدر خوب نيستم هستم ؟

. من فقط يک حلزونم

. من چيزي به حلزونها نميدم

. فقط پامو ميذارم روشون

, تو ميخواي مرگ منو ببيني نه ؟

. همينه , عسلم

. من اينو فهميدم

. ميخوام اول من ، مرگت رو ببينم

, اين خيلي ساده است . خانم کلير

. تو بمن در مورد فرار ميگي

. منم تو رو از اين کابوس آزاد ميکنم

. پس , بسيارخوب

. مارکبرا سم کشنده اي داره

.اما هنوز راه داره تا بتونه به تو برسه

. اونقدر وقت هست تا نظرت رو عوض کني

زهر کبرا به سيستم عصبي حمله ميکنه

, قرباني با تشنج ميميره .. دهنش کف ميکنه

.. ميتونه چيز غم انگيزي باشه

. براي يک جوان تا اينطور وحشيانه بميره ...

! بودين

! کمک , بودين

! خواهش ميکنم کمک کن , بودين

. خواهش ميکنم کمک کن

! تمومش کن

! خواهش ميکنم تمومش کن

! بيا بيرون

! کمک

. نميتونم تحمل کنم

خونسرد باش , ميتوني ؟

. ما بايد کمکش کنيم

اون گربه لعنتي کجاست ؟

. به زودي مياد

.آه، ليته، ليته، عشق من

امشب چطوري؟

هي , اينموقع شب اينجا چيکار ميکني ؟

. هي , يک غافلگيري واست دارم

. آب

. عرق نارگيل من

!ها . اين يک اتيکوي خالصه

. اوتيکوي خالص

. اوه , فقط واست 200 پزو هزينه داره

چي ؟

. خب , اوتيکوي خاص

, منظورم اينه . اين بهترين چيز اونجاست

. اون شبنم کوهسانه

فرد , ميدوني مشکل چيه ؟

مشکل چيه ؟

.. فکر کنم بايد اجازه بديم اين بانوي کوچک

.. اين اوتيکوي خاص رو مزه کنه ..

. قبل از اينکه در مورد قيمت باهاش صحبت کنيم ...

. اگه فقط چيزي اينجا بود که ميتونستيم سرو کنيم

! اوه

. خيلي اتفاقي من يک ليوان همينجا دارم

. ميتوني با اون اوتيکوي خاص پُرش کني

, حالا , يکم ازش امتحان کن

. فقط .. فقط يک جرعه کوچک

. اوه , تو عاشقش ميشي

. اون واقعا خوبه

. باشه

خيلي خوبه

. اما 200 پزو نمي ارزه

. خب , واسه اينه که فقط يک ليوان خوردي

يعني , بايد يکم ديگه مزه کني

. تا همه شربت رو بگيري

بهتره کمي بيشتر بريزي , باشه ؟

فرد , من واقعا از خودم شرمگينم

منظورم اينه , ما واقعا در اين مورد نجيب نبوديم

فکر کنم تو هم بايد همينجا بشيني

, و کمي با اين بانو بنوشي

, يکجور نگهداري گروهبان

ميدوني منظورم چيه ؟ .البته، حتما

. آلکوت

! لوسين

صدامو ميشنوي ؟

نگهبانها هم موقعيت همون پليسها را دارند

.. اونها آزادند تا هرکاري دلشون بخواهد انجام بدن

. مگه اينکه يکنفر از نزديک نگاهشون کنه ..

, نظارت به اينگونه افراد خيلي دشواره

چون اونها معمولا نگهبان نگهبانهاي خودشون هستند

.. خب , به نظر من شما بايد وقت بيشتري براي

.گوش دادن به شکايت و بررسي آنها بگذاريد ...

اما ممکنه بخاطر ظلم اونها آشفته بشيد

آشفته ؟ . من از اينها بيزارم

. من از همه اعمال ضدانساني بيزارم

! شنکجه کردن اون دختر رو تموم کن

. من بهت ميگم اردو کجاست

. ساکت شو , بودين

. دهنت رو ببند

صدامو ميشنوي ؟

من هرچي بخواهي بهت ميگم

. معذرت ميخوام

بايد واسه چندلحظه اي به چيزي رسيدگي کنم

.تا زماني که من به بعضي کارها ميرسم , از خودتون با کمي براندي پذيرائي کنيد

! لوسين , حرفمو گوش کن

. تو بردي

. خفه شو , بودين

من هرچي بخواهي بهت ميگم

, درو باز کن . والا سرت رو قطع ميکنم

. باشه

! آه

. دورش کن , خواهش ميکنم

. اينو بگير

. و تکون نخور

. اون رو بده من . من ميکشمش

. الان نه . وقت نداريم

. اون اسلحه روغني رو بردار

. يالا

. ديتريش

, تمام اين مدت .. اون داشته اين پائين پيچ و تاب خوردن

. ما رو تماشا ميکرده ...

, فرينا , کمي پارچه بيار . و اونها رو گره بزن

. پوزه بند بيار و دهنش رو ببند

. آلکوت , ماشين رو چک کن

. بشين

. دستهات رو ببر پشت سرت

, همونجائي که معمولا هست , پارک شده

.نزديک سطل زباله

گرير رو ديدي ؟

. نه - . شايد مخفي شده -

. بهتره حرکت کنيم

.خانم آلکوت، شما داريد يک اشتباه احمقانه ميکنيد

. فرينا , فکر کنم بهت گفتم دهنش رو ببندي

. حرفمو گوش کن . يک راه امن تر وجود داره

. بگذار حرف بزنه

به من فرصت بده , و من اين زندان را اصلاح ميکنم

. من فقط ميخوام برم بيرون

نميخواي ببيني چيزها بهتر شده ؟

, قبل از اينکه تو هرکاري اينجا بکني

. خيلي چيزها بايد بيرون تغيير کنه

, اينطرف . شما کشته خواهيد شد

. نه اگه سريع از اينجا خارج بشيم

. بي صدا

. نگهبان را صدا کن

! هوم . سلام

. فکر کنم رئيست تو رو ميخواد

. اون اونجاست

بيا بنوشيم , باشه ؟

! واي

. نگران نباش , عسلم

. فرد قراره ظرف يک دقيقه , اينجا باشه

هلن ؟

هري , بهتره از اينجا گورمون رو گم کنيم

. هري

. هري , يالا

حالا , فقط کافيه از ورودي نگهبانها بگذريم

. نگهبانها , دو تا از اونها اونجا هستند

داري چه غلطي ميکني ؟

گرير کجاست ؟

. اون مرده , از خون پوشيده شده بود

کي اون رو کشته ؟

. حدس ميزنم , هاراد

چيزي داري که پشت کاميون را باهاش بپوشوني ؟

. آره , يک پارچه کرباس داريم

باشه , عاليه

حالا, ما قراره چندنفر رو اون پشت داشته باشيم

و شما قراره اونها را پنهان کنيد

. و جوري از اينجا بيرون بريد انگار هيچ اتفاقي نيفتاده ..

باشه ؟

چي واسه ما داره ؟

. تو ميتوني خانم ديتريش رو داشته باشي

. هي , من ازش خوشم مياد

. اوه , خوبه , بودين

باشه , عجله کن , سوار بشيد

. تو رانندگي ميکني

. حالا تو

. يک دقيقه صبر کن

چي ميشه اگه ما نتونيم از دروازه بگذريم ؟

. اونوقت هممون سعي کرديم بميريم

. فرينا . کولير

گرير ؟

گرير ؟

کجا داريد ميريد ؟

. صبر کنيد منم بيام

! منو اينجا نگذاريد

. واسه منهم صبر کنيد

. من مريضم

. من ميخوام گرير رو پيدا کنم

چطور اومدي بيرون ؟

.صبر کن

! بايست

!گرير

. صبر کنيد منم بيام

. گفتم بايست

! اوه

. هاراد

. ما ديتريش و دکتر فيليپس رو گرفتيم

, دروازه رو باز کن ! والا اونها رو ميکشم

! صبر کن . اين سرپرسته

. بهشون اجازه نده

. دروازه رو باز کن

. بهشون بگو دروازه را باز کنند

. اينکارو نکنيد

. نگذاريد اونها خارج بشن

! اونها را بکشيد !بهشون شليک کنيد

. برو جلو , هري . دروازه را بشکن

. نميتونم . خيلي خطرناکه

ببين , تو نبايد با اين گلوله بميري , هري

. اما اينو ميخواي

. باشه

. بگذار رانندگيمو بکنم

! نه ! نه , برگرد

! فرينا

. سخت بهش بزن , هري

! بگيرش

! ئـــــي هــــــا

حالا ميتونيم , لطفا ؟

.باشه

. اما خيلي دور نشو

حالا قراره با اون دکتر چيکار کنيم ؟

, خب , ميدونم دوست داري باهاش چيکار کني

. اما فکر کنم وقت نداريم

. آره

. ما بايد از اينجا خارج بشيم

. آره

رافائل محبوب من، من اکنون مي دانم "

. که ديگه هرگز در اين دنيا همديگه را ملاقات نخواهيم کرد "

, زندگي ما با هم , بسيار زيبا بود "

. حتي با همه اون دردها و رنج هائي که اطراف ما بود"

, يکروز " ..زماني که همه استثمارگران

" از کشور ما بيرون رانده بشن ....

. بسيار نوراني خواهد شد

خب , لباسهاي دکتر رو نميخواي ؟

. بهشون احتياجي ندارم

. اوه , خداي من

الکوت ؟

بله , خانم ديتريش ؟

.قبل از اينکه بميري , ميخوام بدوني چرا ازت متنفر بودم

, ميبيني , آلکوت

. تو فضاي پرارزشي را گرفتي

, تو توي هواي پاک نفس ميکشي . و غذاي باارزشي را ميخوري

و چي برميگردوني ؟

. ناخوشي

. تو عفونتي هستي که بايد پاک بشه

. تو نجس , فاسد ،کثافت و تفاله هستي

. ادامه بده

هي، من متاسفم

يک چيزي رو ميدوني , خانم ديتريش ؟

ميدونستي من ديشب همه گلوله ها را مصرف کردم ؟

. تو بايد از اين يکي استفاده کني

.آه , من احمق بودم که فکر ميکردم ميتونم از اينجا خارج بشم

ميدوني ميخوام چيکار کنم ؟

. تو بهم بگو

, اول از همه . ميخوام يک ماشين بخرم

, بعدش ميخوام برگردم به ايالات

, يک کوله پشتي بردارم

. و مستقيم بزنم به بيابون

. اون رو به من نده

. تو بدون زنها احمقي

.اوه، فرد، گوش کن

, من اينو توي روزنامه خونده بودم

, در يک جائي در کوهپايه موهاوي

اونها يکي از اون دسته هاي لخت رو پيدا کرده بودند

. حالا , در موردش فکر کن ، پسر

صدها نفر ... منظورم صدها .. دختر کم سن و ساله

. که دارند اون اطراف کون لخت ميگردند

. و تنها مردشون توئي

. درسته

درست همينجوري که ما داريم کاميون تو رو فرماندهي ميکنيم

.همه اون مال توئه

همينجا جلوي چشم همه ؟

. و عجله کن

من نميخوام تو صبح , نيرويت را از دست بدي

. آه , فرد , اول تو برو

. نه , نه , مشکلي نيست

. خجالت نکش

. خب , من خجالت نميکشم

منظورم اينه , تو کسي هستي که اين بساط رو راه انداختي

. من نميخوام همه فکر کنند من اينو ازت قاپيدم

.نميخوام فکر کني قاپيدي , فقط برو جلو

. فرد

من دارم بهت يک فرصت واسه همه عمرت ميدم

اوه , جدي ؟

!آه

!آه

. حرکت , دهن گشاد

. خانم

. نه

. تو به اون اسلحه احتياجي نداري

. نه

. نه

, اميدوارم ازش لذت ببري . خانم ديتريش

. نه

! نه

. اوه , آره

! توجه کنيد

. شما همتون محاصره شديد

. اسلحه هاتون را بندازيد

. شليک نکنيد . شليک نکنيد

, اين زنداني شما دکتره . دکتر فيليپس

. مارن , اين بخاطر رافائله

. تو اينو بخاطر اين بدست مياري

. حالا از اينجا برو

. از اونطرف

.اوه، نه، بودين

. جنده احمق . کاري که بهت گفتم بکن

. آلکوت , خودت رو تسليم کن

. تو شانسي نداري

. من کنارت مي ايستم

. چرته

. اسلحه ما به طرف ديتريشه

. شليک کنيد , اون مرده

! شليک کنيد ! شليک کنيد

. نگذاريد اون فرار کنه

مشکل چيه , دکتر ؟

سرپرست زن خيلي بيماريه

اون مجاز نيست تا سر وظايف خودش برگرده

او يک فرد اسکيزوفرني مبتلا به هذيان شديده

شما بايد اون رو بازداشت کنيد

... دکتر , من براي بازداشت ايشون به چيزي

.بيشتر از راي شما احتياج دارم ...

. به محض اينکه به زندان برگرديم , مدارک بيشتري وجود داره

. اون تشخيص بسيار دقيقيه , دکتر

. فقط يک چيز اشتباه اونجا وجود داره

. اين روي تو بکار ميره

. تو کسي هستي که داره هذيان ميگه

.يک دقيقه صبر کنيد

نميبينيد داره چيکار ميکنه ؟

. من دقيقا ميدونم دارم چيکار ميکنم

. من به دنبال رفاه کارکنان خودم هستم

. بهش دستبند بزنيد

. او خطرناکه

. خدانگهدار , کون چرب

... چند هفته براي اشخاص لطيف

... خيلي طولانيه

. سلام کدوم سمت ميري ؟

. هرجائي که تو بخواي بري

.. خوشحالم که اينو ازتون ميشنوم , خانم کالير

. چون من شما را مستقيم به زندان برميگردونم

. ما تمام روز داشتيم دنبال شما ميگشتيم

تقديمي از هـادي عليزاده و مهدي عليـزاده wWw.FaceBook.com/Hadializade60 KING MOVIE تيم ترجمه

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.