Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
« تـرجمـه از صاحب » .:: SAHEB ::.
اینستاگرام و کانال تلگرام @SAHEB2485
[ هفده پوند و 81 پِنی ]
بن، بیا امروز نمیشه
بذارش سرجاش.
ممنون
بن!
بن خواهش میکنم، اونو نخور
آخه از دست تو چیکار کنم؟
خوشش اومده.
زیاد حرف نمیزنه، درسته؟
- بیا، پسره شیطون - هی هی، وایستا عزیزم
موقع پرداخت این لازمت میشه.
و... پسرم...
پسم اینو موقع برگشت خورد.
نمیتونستی بیشتر صبر کنی، عزیزم؟
- شد هجده پوند و 14 پنی - مامان
بله. یه لحظه...
راستش فکر کنم یذره پولم کمه
حالا شاید پول کافی توی کیفت بود، عزیزم
نه راستش... وایستا ببینم.
میشه اینها رو حذف کنی؟
این مشکلات واسه همه پیش میاد، عزیزم
به ایمی تیلور رای بدید.
برابری و آزادی رو به دوستانتون هدیه بدید!
آینده ما به ایمی تیلور بستگی داره، بچهها!
ایمی تیلور! ایمی تیلور!
- بله، ممنون - اون همهچیز رو درست میکنه
امید رو برمیگردونه!
خیلی ازت ممنونم.
لعنت به این دیزل کوفتی!
خوبه.
پولت رو پس نمیدیم، کله کیری.
بن، با غذات بازی نکن
بن
♪ وقتی پنجرها از رنگ دریا شده تیره و سبز ♪
♪ و کشتی روی آب تکون میخوره و نداره نبض ♪
♪ و مهماندار زمین میخوره چون کمی خستهس ♪
♪ و بارها به اطراف میرن چون زمین لغزندهس ♪
♪ وقتی نرسی میخوابه رو زمین توی...
رَخت ♪
♪ مامان میگه بگیر بخواب قبل از اینکه بشه...
سخت ♪
♪ حموم نرفتی قبل از اینکه بری توی...
- تخت ♪ - ♪ اگه نمیدونستی
- پس الان خیالت... - تخت ♪
♪ چشمهات آبیه با موهای...
لَخت ♪
آفرین!
از داستان خوشت اومد، بن؟
خیلی خب
دیگه وقت خوابه
- من از داستانش خوشم اومد - آره، منم از داستان خوشم اومد!
خب، دیگه دراز بکشید برید زیر پتو
آفرین
دوستت دارم
دوستت دارم
بخوابید.
لعنتی
این نمیخوره
لطفا، لطفا، لطفا، لطفا
خدایا، ممنونم.
- سلام - اسم؟
میشه با کارآگاه بیکر یا بارنز حرف بزنم؟
اونا منو میشناسن، مسئول پرونده شوهرم...
اسمتو بگو، عزیزم
نه، فکر نکنم متوجه شده باشید
اونا مسئول پرونده شوهرم هستن.
استفان کالینز.
این پرونده به دستور «منع ملاقات» مربوط میشه؟
نه
سارا؟
- بله - میشه سارا صدات کنم؟
بله
لطفا بذار کارآگاهها کارشون رو بکنن.
الان اونو میریزه
بن
لیوانت رو صاف نگه دار.
این رومیزی رو تازه خریدم.
صداها رو میتونه بشنوه، درسته؟
بله، میتونه بشنوه
نمیفهمم، میتونه حرف بزنه
پس چرا حرف نمیزنه؟
قرار ملاقات کِیه؟
- پنجشنبه - منم باهات میام
- اصلا لازم نیست - من تو رو میشناسم
همونجا میشینی و میذاری هرچی خواستن بارت کنن.
اگه میخوای توی این زندگی کاری از پیش ببری
باید یذره سلیطه باشی
خودت منو میشناسی، مگه نه مامان؟
فقط میخوام مطمئن بشم چهارتا جواب ازشون میگیری
و مثل یه بچه اونجا نمیشینی.
زیادی نرمی، سارا
همیشه بودی.
از پلیس چیزی دستگریت نشد؟
نه
اون خونه
همیشه بدشگون بوده
- ولی استفان بدشگون نبود - چرا بود
توی خونه میموند و تو ازش لذت میبردی.
خب، به این میگن ازدواج.
نمیدونم چرا برنمیگردی همینجا زندگی کنی.
پول لازم نداری؟
نه، چیزی نمیخوام.
- ما خوبیم - ولی قیافهتون خوب بنظر نمیاد
نظر تو چیه، پرنسس؟
میخوای پیش مامانبزرگ زندگی کنی؟
سلیطه!
بن، میخوای اینا رو به بابا بدی؟
شاید دلت بخواد یه چیزی بهش بگی
میخوای؟ باشه؟
آفرین، پسر
این دیگه چه کوفتی بود!
هی! هی!
عوضی!
وایستا، نه! نه!
- هیچی نگو! - نه برو بیرون! بیرون!
برو بیرون!
بریم اونطرف
بشین! صدات در نیاد!
لعنتی!
نه، وایستید، وایستید، وایستید!
مگه دارید فیلم نگاه میکنید؟
- وایستا - دیگه کی اینجاست؟
- دیگه کی اینجاست؟ - فقط ما سه تا
خوبه
میشه دیگه به من نگاه نکنی؟
میشه اینا رو ببرم به اتاقشون؟
همینجاست. همینجاست.
برو
همینجا بمونید، باشه؟
الان مرده میره فقط درو باز نکنید
باشه؟ قول بدید درو باز نکنید.
پس چرا اونجا توالت ندارید.
خیلی خب، اصلا منو نمیشناسی
نمیشناسم.
اینجوری بهتره.
منو نمیشناسی
و شتر دیدی ندیدی.
- فهمیدی؟ - آره
لطفا دیگه برو.
برم؟
لعنت به من
میشد یذره بیشتر...
لعنتی
مهمون باز باشی. مهمون نواز باشی.
مهمون نواز.
- باشه؟ - باشه
- ولش کن - نه وایستا
هی!
دوتا کوچیک بریز
محض رضای خدا
دست لعنتیم
روز سختی بود
لعنتی، بیا بریم دیگه
آخ
میای یا نه؟
محض رضای خدا
لعنتی
هیچ ردی نیست
طرف با هیچکدوم از گروههای ما کار نمیکنه
پس شما چرا اومدید اینجا؟
تمام افراد دنبالش هستن.
پس شما چرا اومدید اینجا؟
با خودمون گفتیم که...
- بیا - گم شیم؟
چه کسی فقرا رو فقیرتر کرد؟
چه کسی بیکاری رو گسترش داد؟
چه کسی اختلاف طبقاتی رو بیشتر کرد؟ ما نبودیم!
لازم نکرده راجع به فقر برای ما سخنرانی کنی.
تو در کمک کردن به فقیرترین مردم کشور شکست خوردی.
درو باز کن
درو باز کن
زودباش
در کوفتی رو باز کن
درو باز کن وگرنه شیشه رو میشکنم. زودباش!
بازش کردم، بازش کردم
وایستا. وایستا، وایستا
ذره ذرهش طلاست.
لطفا پای منو بکش بیرون
نمیخوام...
از چی ترسیدی؟
هیچکس خبر نداره من اینجام
هیچکس خبر نداره این اینجاست.
همهچیز عالیه.
من امروز دهتا از اینا رو فروختم
هر کدوم بیست پوند.
کلا شد 200 پوند.
سهم تو رو هم آوردم.
چهل درصد واسه تو، بخاطر اینکه به من کمک کردی.
چهل درصد واسه تو.
نه، نه، نه، من پول تو رو نمیخوام
اصلا نمیخوام اینا اینجا باشه، ازت میخوام که بری.
نه. ببین من توی دردسر افتادم
جایی ندارم که اینو قایم کنم
من با دوتا عوضی زندگی میکنم
نمیشه همیشه حواسم بهشون باشه
پس با خودم گفتم اینا رو همینجا بذارم
هر شب میام و میرم.
هیچکس منو نمیشناسه. هیچکس منو نمیبینه.
هیچکس به تو و اون دوتا موش شک نمیکنه.
عالیه. فقط پنج روز. باشه؟
سهم تو رو هم میدم. و همه خوشحالن.
اون ماری جواناـه، دختر ماری جواناـه
ببین، من نمیخوامش
فقط میخوام که بری، باشه؟
نکن، نکن!
نکن!
همینه که هست، فهمیدی؟
- اوهوم - وگرنه پوست خودت
و اون دوتا توله رو میکنم.
بن
عزیزم، خیلی ببخشید
خیلی زود میریم، قول میدم، باشه؟
یادت میاد که...
وقتی اینجا کنار بابا وایستاده بودی...
بابا تو رو توی پارک تنها گذاشت؟
آره؟ اون از کنارت رفت؟
یادته بابا با کی حرف میزد؟
یا کسی رو اونجا ندیدی؟
باشه، ببخشید
ببخشید
دیگه سوال نمیپرسم. ببخشید.
در کوفتی رو باز کن
بیرون بدجور سرده
تو هم میخوای؟
نه
اگه خود آبجو هم بگه نمیخوری؟
اول حساب کتاب
امروز 16 تا فروختم،
- این واسه تو، هشتاد درصد - نمیخوام
- بهت که گفتم این پول رو نمیخوام - دوباره اون مزخرفات رو شروع نکن
لعنت به من
یه نگاهی به اون عوضیها بنداز
عوضیهای به ظاهر خوب
لعنت به من.
حق داشتن بخوان اون عوضیها رو به گا بدن
اسمشو چی میذاری؟
همون انفجار کیری.
انگار خیلی با اون کلمه حال میکنی.
چی؟ تو چه مرگته؟
از فحش دادنم خوشت نمیاد، از مشروب خوشت نمیاد
- سیگار میکشی؟ - نه سیگار نمیکشم
از اون مذهبیا هستی؟
گوربابای مسیح و بقیه مزخرفاتش.
اگه من جای مسیح بودم، اوضاع فرق میکرد
دستهام رو از اون میخها بیرون میکشیدم
و پرتشون میکردم جلوی اون رومیها
اینجوری حساب کار دستشون میاومد.
فکر نکنم نکته ماجرا این بوده باشه
کدوم نکته؟
اینا رو واسه اون دوتا موش کوچولو گرفتم
- گفتم شاید هنوز بیدار باشن - نه
خوابن. روی تخت.
خب، وقتی بیدار شدن بهشون بده.
یا خودت بخورش.
این یکی رو دیگه بخور. باید از پاستیل خوشت بیاد.
دخترهای لاغر از پاستیل خوششون میاد، درسته؟
دخترای چاق کیک دوست دارن.
حالا بچههات چندسالشونه؟
- یکی شیش یکی چهار - مـــم
از بچهها خوشم میاد
دوست دارم بچه داشته باشم.
باید یه زن پیدا کنم
ولی نه از این جندهها که همهجا هستن.
اگه آخر هفته بری توی شهر
نمیتونی جنده رو از دختر خوب تشخیص بدی
کیر آدم میخواد بیفته دنبالشون.
خب، میشه که...
میشه یه سوالی ازت بپرسم؟
- تیتو - اوه، بله
- تیتو، خب... - تیتو
اسم مستعارم نیست، اسم اصلیم همینه.
اسم متفاوتیه ولی ازش خوشم میاد.
آدم وقتی بچهست میخواد مثل بقیه باشه
ولی وقتی بزرگتر میشه، دوست داره متفاوت باشه.
اسم تو چیه؟
سارا
اسم خوبیه
مثل دخترهای بالغ.
ممنون
ببین...
چرا تلویزیون همش کصشر پخش میکنه؟
همش این برنامهها مزخرف راجع به آشپزی.
تا حالا چیزی راجع به استفان کالینز شنیدی؟
آدم مشهوریه؟
نه، اون...
اون شوهرم بود.
ولت کرد، درسته؟
نه، فوت شد.
سرطان؟
نه، سرطان نداشت
اون به قتل رسید.
چاقو خورد
درست توی همین شهر
یا خدا
- اون عکس خودشه؟ - آره، آره
این تویی؟
آره
الان اصلا شبیه این عکس نیستی
ممنون
شبیه نیستی ولی...
باید یذره بیشتر به خودت برسی.
کی شوهرت رو کشت؟
نمیدونم
هیچکس ندیده چه اتفاقی افتاده...
یا حداقل کسی تا الان ازش حرفی نزده.
فقط بن زنده پیدا شد.
کنارش گریه میکرد...
بن کنارش بوده
بن پسرمه.
گفتم شاید تو چیزی از این قضیه بدونی.
هرچیزی.
من؟ آخه من از کجا باید بدونم؟
آدم توی جایی که زندگی میکنه نمیرینه.
باشه، پس...
پس دیروز چه اتفاقی افتاده بود؟
پلیس اومده بود؟
نکنه احمقی چیزی هستی؟
خدایا. نه.
تیتو، الان خیلی خیلی گیج شدم
تو داشتی از یه نفر فرار میکردی
- از کی فرار میکردی؟ - افراد میلر
من اون کیف رو از افراد میلر دزدیدم.
مثل اینکه یه مشت شکلات از فروشگاه بدزدی.
- افراد میلر؟ - آره، لئو میلر
اون یه بار توی شهر داره
یه حیوون واقعیه.
از لئو میلر دزدی کردی؟
مگه الان همینو نگفتم؟
یعنی الان دنبالتن، درسته؟
الان همه جا اسمتو پخش کردن یا اینکه...
همهجا پخش کردن؟ جدی داری میگی؟
نه، فقط چند روز وقت میخوام تا اوضاع درست بشه
اگه واقعا منو گیر بندازن
چندتا حقه براشون توی آستینم دارم.
باید از خونه من بری بیرون
نمیشه برگردی اینجا
واقعا نمیشه.
دوباره مزخرفاتت رو شروع نکن
نه
تیتو، لطفا درک کن، برو
من دوتا بچه کوچیک دارم. باشه؟
اونا تازه باباشون رو از دست دادن. من...
نمیتونم توی خونه مواد نگهداری کنم، نمیتونم.
گفتی اسم شوهرت چی بود؟
استفان
آره
کالینز؟
- آره - خودشه
اسمشو شنیدم
توی روزنامه بود
اون مواد میفروخت.
استفان مواد نمیفروخت
اون ساقی مواد نبود
تمام شواهد داره نشون میده...
- طرف ساقی بوده - بن همراهش بود
- هرگز ممکن نبود که... - باهوش بود
از بچه به عنوان رد گم کنی استفاده کرده
طرف ساقی بوده دیگه، مشکل کجاست؟
شوهر من یه ساقیِ کیری نبوده
ساقی کیری؟
چطور جرئت میکنی به ساقیها توهین کنی؟
ببخشید، ببخشید
یذره بهش احترام بذار.
- باشه - میدونی...
کار ما اصلا آسون نیست
کار ما خیلی سخته، فهمیدی؟
حالا میشه بدون اینکه تن لشت رو ببینم
- با آرامش این برنامه رو نگاه کنم؟ - باشه
لعنت.
آره، برو یکی بردار
اینو میخوای؟
باشه
امروز حقوق گرفتی، عزیزم؟
حالا چقدر پول با خودت آوردی؟
چی گفتی؟
میخوام بهتون یاد بدم چجوری اسپاگتی بخورید
قاشق. چنگال
نه، لوسی با دست نخور که!
مامان!
به خودم گفتم بهترین افرادم کدوم دو نفر هستن؟
البته، فقط یه جواب براش هست
فقط یه جواب.
تری. مارکز.
و جفتشون توی اون ماشین نشسته بودن
با خودم گفتم من احمقم؟
البته که احمق نیستم
یه تجارت بزرگ رو میچرخونم
کلی نوچه دارم
آدم مهمی هستم.
با خودم گفتم نهایت ظرف دو ساعت برمیگردن.
اما الان اینجاییم، و ساعت 8 شبه.
نوبت منه
بن، خواهش میکنم اونو نخور!
اونو نخور!
بیا، بیا
حالت خوبه؟
باید بشورمت، باشه؟
خیلی سریع تموم میشه
بن، منو نگاه کن
فقط میخوام بشورمت
نه، نه، اونجوری نکن
فقط میخوام بشورمت
خوبی؟ خوبی؟
بن؟
چیزی نیست
هی، چیزی نیست، چیزی نیست
چیزی نیست.
آفرین پسر. چیزی نیست
بن، اگه حالت تهوع داشتی حتما به من بگو
باشه؟
گوش کن چی میگم. حتما به من بگو.
الان حالت خوبه؟
آره؟
احساس تهوع نداری؟
- هیس، تکون نخورید - درو باز کن، سارا
- سارا، در کوفتی رو باز کن - لوسی، تکون نخور
نذار درو بشکنم.
درو باز کن.
لعنت به من.
ببین مجبورم کردی چیکار کنم
محض رضای خدا.
دختره عوضی احمق.
تیتو
چیه؟
چی شده؟
تیتو
همینجا بمونید. همینجا بمونید.
باشه
تیتو، گوش کن
نه
تیتو
تیتو، فقط یه اشتباه بود
اون فقط یه بچهست، نمیدونست داره چیکار میکنه
ببین، من پولشو میدم
هرچی دارم بهت میدم.
فقط یه اشتباه بود
باشه؟ میتونم جبرانش کنم
جبرانش میکنم. هرچی که بخوای.
تیتو، تیتو
خواهش میکنم نکن
نکن!
نکن! نکن!
نکن. دستت رو بکش!
بهم بگو چقدر دوستم داری
خواهش میکنم
بگو دوستم داری
بگو دوستم داری
بگو منو دوست داری
وگرنه بچهت رو میکشم
انتخاب با خودت
- دوستت دارم - منو دوست داری؟
آره
- آفرین دختر - دوستت دارم
منم دوستت دارم.
دوستت دارم
همیشه میدونستم از من خوشت میاد
همیشه میدونستم.
چقدر سکسی هستی.
منو بکن
- میخوای بکنمت؟ آره. لطفا منو بکن
- نمیخوام دردت بگیره - من میخوام درد بگیره
میخوام درد بگیره. آره
عاشقتم.
عاشقتم، سارا
سارا، عاشقتم
- منم عاشقتم - سارا، عاشقتم
چقدر سکسی شدی....
آخ!
لعنتی!
خدایا! لعنتی!
- جنده عوضی! - نکن! نکن! نکن!
ولم کن! ولم کن!
تو هم مثل بقیه اون جندهها هستی، مگه ئه؟
مگه نه؟
دختره جنده!
لعنتی
خدای من
لعنت
لعنت
لعنت
مامان؟
درو باز کن
نه، درو باز نکن! درو باز نکن!
- مامان - درو باز نکن!
مامان داره میاد، مامان داره میاد
- درو باز نکن! - لعنتی
مامان داره میاد
- خدای من - مامان! مامان!
خدای من. خدای من.
دارم میام!
مامان!
اون آقاهه...
افتاد زمین و سرش ضربه خورد
میخواد یذره دراز بکشه
خیلی خستهست.
میخواید برید یه دیویدی نگاه کنید؟
- باشه - باشه؟
بن، میشه خواهرت رو ببری؟
درو ببندید.
تیتو؟
تیتو؟
لعنتی
لعنتی
- شما حالتون خوبه؟ - آره
اون مرده رفت.
باشه
اون مرده رفت.
خانم کالینز؟
بله؟ شما کی هستید؟
پلیس
- شما خانم کالینز هستید، درسته؟ - بله
ممکنه درو باز کنید؟
گزارش شده سر و صدای مشکوکی از خونه شما اومده.
لعنت
همونطور که گفتم، سر و صدای مشکوکی از اینجا گزارش شده
امــم...
دوست پسر جدید برای خودت پیدا کردی، عزیزم؟
ببخشید
ببخشید، کجا میرید؟
گفتن صدای داد و فریاد شنیده شده
شاید هم دعوا
مشروب خوردی؟
اینو گزارش میکنم.
نمیخوای چیزی اضافه کنی؟
خب؟
مگه مهمه؟
تو دیگه چرا؟
ببخشید؟
از این کارا خوشت میاد، ها؟
برید بیرون! از خونهم برید بیرون!
همین الان برید بیرون
داریم میریم
نگران نباش، عزیزم
زود برمیگردیم.
بهتره این گند رو جمع کنی.
بخاطر بچهها.
لوسی، مامان یذره کار داره
- باشه؟ - باشه
وای خدا
تایتو؟
تیتو
انگار تیتوها همشون عوضیان.
یوگوسلاوی، قبل از تمام اون اتفاقات.
بعضی وقتا منو سوپرایز میکنی، مارکز
اون دیروز توی «دانلم» بوده.
امروز هم «گراتن» و «فارست ساید».
- تیتو... - رایلی
هنوز نمیدونیم کجاست.
ولی تا فردا میفهمیم.
تیتو رایلی.
مثل گوشت گوسفندی
تیکه تیکهش میکنم.
مامان
مامان، مامان
- فقط واسه امشب - بار؟
آره، فقط چند ساعت. روی شیشه اعلامیه زده بودن.
«کار موقت» فقط امشبه.
و شاید یک شب دیگه توی همین هفته.
کدوم بار؟ مطمئن نیستم بار برات مناسب باشه، سارا
آره، چیزی که ازش مطمئن نیستی همیشه بد نیست.
شیطونی نکنید.
خداحافظ!
خداحافظ، عزیزم
بن، دوستت دارم.
وقتش کِیه؟
وقت دکتر!
اوه...
فردا.
- یادت رفته بود؟ - نه، نه، نه
فقط... فقط...
قبلش میرسم اینجا، باشه؟
شاید بهتره
- کار امشب رو فراموش کنی - قبلش میام. باشه؟
قبلش میام.
- سارا - چیه؟ چیه؟
قیافهت داغونه.
- مامان، خوبم - نه نیستی
خوب نیستی.
بنظرم بهتره با یه مرد آشنا بشی
قبل از اینکه توی این وضع بیفتی بمیری.
مامان، واقعا وقت این کارا رو ندارم
واسه سلامتیت وقت نداری؟
- سارا، تو دوتا بچه داری - محض رضای خدا
- بخاطر خودت میگم! - میدونم، میدونم
اینکه همینجوری بیخیال همهچی بشم.
- من اینو نگفتم - دقیقا...
- همینو گفتی - نه!
مامان، من عاشق استفان بودم
- عشق! - آره...
آره، عشق
این چیزیه که از درک تو خارجه.
خیلی وضعت خراب شده.
از نظر تو اون فقط مردی بود که اومد دخترت رو ازت گرفت، ها؟
آره! دخترم آیندهی خودش رو داشت
ولی حالا نگاش کن.
یه دختر با استعداد!
- اون ساقی مواد بود - نه
بود!
- نبود! - بود!
روزنامه همینو گفت و مردم همینو میگن.
طرف یه ساقی مواد بوده
مگه سابقه نداشت؟
اون... اون ربطی نداره.
چرا منطقی نیستی، سارا؟
متاسفم، ولی حرفیه که باید گفته بشه.
باشه، حالا که گفتیش
میتونی گورتو گم کنی.
تیتو رایلی
ما نمیدونیم کجاست
قسم میخورم. راست میگم.
دیشب اصلا برنگشت
ببین، ما زیاد اونو نمیشناسیم، پسر
به من نگو «پسر»
یه اسم دیگه پیدا کن
ولی نمیشناسیمش
فقط میاد و میره.
دوباره همینو بگو، با یه اسم خوب.
اون فقط میاد و میره...
قربان؟
بهتر شد
تیتو
تنها «تیتو»ای که اسمشو شنیده بودم ژنرال تیتو بود.
رئیس جمهور یوگوسلاوی.
ولی اون مُرد.
و خونهش نابود شد.
همچین اتفاقی هم توی عراق افتاد.
صدام پیر، شاید خیلی خر بوده باشه
ولی کشور کاری کرد
که به گا بره.
مردم فقط کارهای معمولی و روزمره خودشون رو انجام میدن
سوریه رو در نظر بگیر
چرا روسها از رژیم حمایت میکنن؟
پوتین و اسد.
دوتا خر دیگه.
ولی اونا بلدن چطور رهبری کنن.
و ترس راه بندازن.
بهش میگن، سیاست واقعی.
سیاست واقعی برات جالبه؟
وقتی وضعیت موجود تهدید شده باشه،
سقوط تنها راه چارهست.
ممنون، تری
به عبارت دیگه
ما باید خوبترین رو انتخاب کنیم، آقایون.
متوجه استعارهای که به کار بردم شدید، آره؟
استعاره
یه استعاره مثال بزن.
سیاه مثل زغال.
نه، این که «تشبیه»ـه
سیاه مثل زغال.
لعنتی!
خواهش میکنم، نزنید!
خواهش میکنم، خدای من.
افتادی رو کفشم، کصکش!
گوش کن، گوش کن
- لطفا، لطفا - بس کن
صورتت رو پاک کن
- لطفا، لطفا - صورتت رو پاک کن
- لطفا - نه «لطفا، لطفا، لطفا»
- این که استعاره نیست - امم...
بذار خودم یه استعاره بگم
- تا خِرخره توی کثافتی. - نه، خواهش میکنم
آره، تا خرخره توی کثافتی.
« تـرجمـه از صاحب » .:: SAHEB ::.
اشکال نداره از شر چندتا پول خرد خلاص بشم؟
همیشه پول خرد به درمون میخوره، عزیزم.
راههای ساده تری هم هست، عزیزم
بندازشون دور. (منظوش پولها هست)
از این کارا بهتره.
من میتونم. من میتونم.
خدایا
سلام، مامان
سلام!
- سلام - مامان
سلام، عشقم!
هردو آمادهاید؟ آره؟
باید با مامانبزرگ حرف بزنم.
باشه
مامان
ببین، بخاطر دیروز من...
عذرخواهی چه فایدهای داره؟
هرگز فکر نمیکردم روزی رو ببینم که دخترم...
خیلی بد شده.
اینو نگو.
چطور اینجوری شد، آقا؟
جغ میزدم.
از بازی کردن با خواهرت خوشت میاد؟
تیتو
عزیزم...
اون مرد دیگه مزاحم ما نمیشه
لطفا دیگه اسمش رو به زبون نیار.
- باشه - باشه؟
لُب کلام، خانم کالینز...
بن میتونه دوباره حرف بزنه.
به زبان ساده، بن فقط نمیخواد راجع به اتفاقی که افتاده حرف بزنه.
یا به زبان سادهتر،
اون نمیدونه چطور اون اتفاق رو توصیف کنه.
نمیتونه تشخیص بده.
براش منطقی نیست.
به این دلیل مغزش همهچیز رو قفل کرده.
اون اتفاق رو یه گوشهی غبارآلود حبس کرده.
صحبت کردنش هم همینطور.
چون مغزش میدونه وقتی که حرف بزنه
دوباره اون حادثهی تلخ براش زنده میشه.
و مغزش در حال حاضر...
نمیتونه با اون اتفاق کنار بیاد.
ببخشید
میدونم توصیف کردن یه بخش ماجراست
و رسیدن به راه حل یه بخش دیگه
ولی روانشناسی یه علم دقیق نیست.
خب.
یه گوشهی غبارآلود از مغزش؟
این یه استعارهست، سارا
میدونی، درواقع...
لازم نکرده به من توضیح بدی استعاره چیه.
خودم میدونم استعاره چیه
همونطور که میدونم دلیل تراشی چیه.
تیتو!
لوسی، خواهش میکنم بس کن
تیتو
عزیزم، لطفا دیگه نگو. بیا
میریم خونه.
تیتو نبود.
تیتو نبود.
کجا تصادف کردید؟
میدونم توی محل بود،
بگو دقیقا کجا تصادف کردید؟
خانم کالینز؟
من امیلی اسکات هستم. مددکار اجتماعی.
باید اون شیشه رو درست کنید، خانم کالینز
آره، دارم درستش میکنم.
متوجهای که مددکار اجتماعی
باید چنین چیزهایی رو گزارش کنه.
ولی این فقط یه گفتگوی سادهست، چیز خاصی نیست.
خب، با توجه به گزارش پلیس...
شما ایجاد مزاحمت داشتید؟
خونه بهم ریخته بود؟
- بهم ریخته؟ - نامرتب
شام درست کرده بودم
و وقت نکردم که ظرفها رو بشورم.
باور کن، منم مادر هستم.
بعد از شام
آدم فکر میکنه یه بمب توی آشپزخونه ترکیده.
شواهدی بوده که
شما الکل مصرف کردید.
فقط با شام شراب خوردم.
دقیقا چقدر خوردی؟
میدونم این سوالات ممکنه فضولی بنظر بیاد، خانم کالینز
ولی باور کنید، من فقط اینجام تا از شما حمایت کنم.
خبر دارم که شوهرتون فوت کرده.
اون به قتل رسید.
خیلی متاسفم.
حتما برات خیلی سخت بوده.
اینکه شوهرم به قتل رسید؟
آره، خیلی سخت گذشت.
منظورم مدارا کردن بود.
حتی با این موضوع که پلیس هیچکاری برای پیدا کردن قاتل انجام نداده؟
- منظورم مدارا با بچهها بود - نه
اونا بچههای من هستن
من مادرشون هستم و عاشقشون هستم.
مطمئنم که اینطوره.
بله، همینطوره.
و مطمئنم که همه موافقیم...
هیچ چیزی مهمتر از بچهها نیست، سارا.
بگو پریشب چه اتفاقی افتاد، سارا
خیلی خب، ببین...
خب؟
تو از دیلدو برقی استفاده میکنی؟
من چی؟
مردی که اینجا بود
همون مزاحم
با دیلدو زدم به چشمش.
متوجه نمیشم.
اون میخواست منو بکنه، ولی من راضی نبودم
واسه همین با دیلدو زدم به چشمش.
این اتفاقیه که پریشب افتاد.
میخوای اینو توی گزارش بنویسم؟
این اتفاقیه که پریشب افتاد.
شب بخیر. شب بخیر، عزیزم.
- قصه! - نه، مامان خیلی خستهست
نهنگ، نهنگ
تو هم میخوای؟
اشکال نداره داستان بخونم، بن؟
خیلی خب
ولی یه قصه کوتاه میگم، باشه؟
باشه
میدونستی مامانبزرگ قبلا این کتاب رو واسه من میخوند؟
نه، نمیدونستم.
این کتاب رو برام میخوند.
«روزی روزگاری توی دریا
بچههای خوب،
یه نهنگ بود که ماهی میخورد.
ستاره دریایی میخورد، نیزه ماهی میخورد،
خرچنگ و ماهی دَب.
ماهی پلایس، ماهی دایس.
و اسکیت، حتی رفیقش.
ماهی مکرل، ماهی پیکرل.
و مارماهیِ خیلی پیچ پیچی.
هرماهی که توی دریا پیدا میکرد
اونا رو میخورد.
تا اینکه عاقبت...
فقط یک ماهی کوچولو توی دریا باقی موند.
اون یه ماهی گوشتخوار کوچولو بود.
خیلی آروم شنا کرد به سمت گوش سمت راست نهنگ
تا نهنگ نتونه اونو بخوره.
و نهنگ روی دمش وایستاد و گفت:
«من گشنمه»
و ماهی گوشتخوار کوچولو با صدای نازکش گفت:
«ای نهنگ نجیب و سخاوتمند...
تا حالا مزه انسان رو چشیدی؟»
نهنگ گفت: نه.
«چه مزهایه؟»
ماهی کوچولو گفت: «خوشمزهست»
«خوشمزهست، اما به طرز بد»
پریشب به اون دختره گفتم:
- خب - «میخوای عشق کنیم و پیتزا بخوریم؟»
گفت: چی؟
گفتم: «پیتزا دوست نداری؟»
پسره عوضی!
پیداش شد
- کجاست؟ - اون گوشه
گرفتمت.
زنگ بزن.
فقط واسه چند ساعت میخوایم بریم بیرون
باشه؟
خوبه، گرم و نرم.
از این طرف بریم بیرون.
هیس، از این طرف میریم بیرون.
برو، برو
بریم، بریم
سرده؟
نه از این طرف...
دوست پسرت کجاست؟
دوست پسر؟
تیتو
توی خونهست؟
من تیتو نمیشناسم.
وایستا، بن، بن، بن!
بن!
بن، وایستا!
همهچیز مرتبه، آقایون
قضیه چیه؟
قضیهای که اینجاست به شما مربوط نیست.
اگه یذره عقل داشته باشید
برمیگردید توی کامیون
و گورتون رو گم میکنید.
ولی ما عاقل نیستیم
مامور شهرداری هستیم.
مامور شهرداری...
و یه روانی عوضی.
بن، حالت خوبه؟
ببینم چقدر دووم میاری
بن، اون خودشه؟ همون مرده؟
آره؟ آره؟
باید فرار کنیم
اینجا توی تاریکی چیکار میکنی؟
نه، بذار خاموش باشه
ببخشید.
گرسنهت نیست؟
نه
باید یه چیزی بخوری.
کسی دنبالت نیست
مثل اون دختره توی فیلم ملوان زبل شدی.
اولیو اوی. شبیه اولیو اوی شدی.
همیشه خوب بلدی واسه خودت ببُری.
همیشه میدونستی چطور حالم رو بهتر کنی.
واسه خودت میگم.
مامان خوبی برام بودی.
- دیگه داری منو میترسونی - نه، راست میگم
مامان خوبی بودی.
یه مامان پراراده بودی.
اینجوری بگم بهتره.
زیاد اهل بغل کردن و بوسیدن نبودی
ولی همیشه کنارم بودی.
احساس میکنم پیر شدم
انگار اولین باره که واقعا حسش میکنم
انگار...
من خیلی کم راجع به مسئلهای که الان درگیرش هستی میدونم.
شاید هیچی.
وقتی پدرت مُرد...
چه حسی داشتم؟
وقتی ازدواج کردیم...
فقط از روی ناچاری بود.
من یه بچه میخواستم
اونم فقط سکس دوست داشت.
یا خدا، مامان!
فکر نکنم واقعا عاشقش بوده باشم.
شاید یه زمانی شیفتهش شده باشم، ولی عشق...
اصلا مثل تو و استفان نبود.
متاسفم
تو تنها کسی هستی که واقعا عاشقش هستم.
و این قلب پیر و کهنه منو به درد میاره.
میدونم، مامان
میدونم، مامان
فکر نکن که نمیدونم.
♪ وقتی پنجرها از رنگ دریا شده تیره و سبز ♪
♪ و کشتی روی آب تکون میخوره و نداره نبض ♪
♪ و مهماندار زمین میخوره چون کمی خستهس ♪
♪ و بارها به اطراف میرن چون زمین لغزندهس ♪
♪ وقتی نرسی میخوابه رو زمین توی...
رَخت ♪
♪ مامان میگه بگیر بخواب قبل از اینکه بشه...
سخت ♪
♪ حموم نرفتی قبل از اینکه بری توی...
تخت ♪
♪ اگه نمیدونستی پس الان خیالت...
تخت ♪
بن، اون مرد...
هرگز نمیتونه دوباره بهت آسیب بزنه.
متوجه شدی؟
بن، لطفا به من نگاه کن
لطفا
هرگز.
♪ حموم نرفتی قبل از اینکه بری توی تخت ♪
♪ اگه نمیدونستی پس الان خیالت تخت ♪
♪ چشمهات آبیه با موهای...
لَخت ♪
آره
لَخت.
خدای من.
یعنی چی؟
در خونه باز بود.
- چطور تونستی... - در خونه باز بود
چه عکسهای قشنگی.
تیتو رو میخوای؟
باشه، تیتو رو برات میارم
ولی باید این قضیه تموم بشه
باید از بچههای من فاصله بگیری.
من و بچههام...
فقط بگو اون کجاست!
این بازیا دیگه واسه چیه.
اونو میارم پیشت.
تا یه ساعت دیگه اونو میارم پیشت.
که اینطور؟
حالا، گورتو از خونهم گم کن بیرون.
منتظرت میمونم.
مامان؟
مامان؟
مامان!
چی شده؟
داشتی با کسی حرف میزدی؟
نه، فقط داشتم با خودم حرف میزدم.
خودم.
همیشه میای اینجا، عشقم؟
عشقم؟
گمشو.
اول شما.
گمشو، ری.
برو تو!
رایلی کجاست؟
گفتم کجاست!
اون...
اون کیف رو باز کن
آره
کیف رو باز کن.
این دیگه چه کوفتیه؟
تیتو رو میخواستی؟
آره؟
آره؟
ایناهاش!
دختره روانیه.
نگاش کن!
چی؟
نگاش کن عوضی!
پشمام!
از دست این دختر!
چقدر تخم داری، دختر
که چی؟
چه انتظاری داری؟ چی میخوای؟
اسم شوهرم رو یادته؟
چی؟
اسم شوهرم رو یادته؟
چی...
شوهرت دیگه کیه؟
استفان کالینز.
دوباره بگو
اسم شوهرم استفان کالینز بود.
تیکه تیکهش کردم!
پس شلیک کردن بهت برام کاری نداره
نه، وایستا!
برو عقب!
شلیک کن، عوضی!
چرا اونو کشتی؟
کون لقت، جنده.
چرا شوهرم رو کشتی؟
پاشو از گلیمش دراز کرده بود، مگه نه؟
دنبال یه نفر بودم که بهم بدهکار بود.
پیداش کردم
شوهرت ما رو دید
تصمیم گرفت قهرمان بازی در بیاره
زیاد از این کارا خوشم نمیاد
درواقع از نظر من، کون لق هرچی آدم خوب.
بعد از کشتنش، شایعه کردم اون ساقی مواد بوده.
پلیس هم مثل بقیه آدماست
چیزی رو باور میکنه که دلش میخواد...
کون لقت، عوضی.
جنده عوضی!
آه! لعنتی!
لعنتی!
با توجه به گزارشات پلیس
تمام بارهای شهر تبدیل به کشتارگاه شدهاند.
چند مورد از قتلها
به پیدا شدن تیکههای بدن فردی در زبالهها مرتبط بوده است.
ممکن است این کشتهها ناشی از درگیری چند قاچاقچی مواد باشد
همچین ممکن است به دلیل نفوذ شبه نظامیها باشد.
بن؟
لوسی؟
بن؟
لوسی
من به شما چی گفته بودم؟
ها؟
هیچوقت گوش نمیکنن.
بیاید
انگار خوب بهتون پول دادن.
دیگه منم دارم وسوسه میشم.
میخوای یه شکلات برداری؟
یکی هم واسه لوسی بردار
حالا از این آقای مهربون تشکر کن
- ممنونم - چی؟
ممنونم
احتمالا این موقع پرداخت این لازمت میشه.
منظورت چیه؟
قراره پول اینا رو بدی.
وگرنه میرم توی دفتر مدیریت
با مدیرت حرف میزنم
و بهش میگم کیرت رو به بچههام نشون دادی.
چی؟
این دیگه چه حرفیه؟
دقیقا
ولی اون باور نمیکنه
چه اهمیتی داره؟
بیاید. از این طرف.
کیر!
« چیزی که سخت پیدا میشه، زن خوب »
« تـرجمـه از صاحب » .:: SAHEB ::.
اینستاگرام و کانال تلگرام @SAHEB2485
« امیدوارم لذت برده باشید »
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.