Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
کیمونوی سرخ
ترجمه و زیرنویس از عرفان کریمی mjalalkarimi@gmail.com
اون دوست پسر ژاپنی داشت؟
من به شما گفتم، من هرگز تو کارای شخصیش دخالت نمی کردم
چی علیهش داشتی؟
کی گفته من علیه اون چیزی دارم؟
اون مثل دود، فرار بود، اما من دوستش داشتم
پس چرا وقتی یارو با اسلحه رفت دنبالش سعی نکردی جلوش رو بگیری؟
من اونقدرا دوستش نداشتم
اما یارو رو خوب دیدی، نه؟
نه اونقدر خوب که بشناسمش
همینجوریش هم نگرانی، ها؟
خب معلومه کی می خواد سرش رو برای شناسایی یکی دیگه به باد بده؟
این رومئویی که اون تو مغازه کیو تی دیده، راز بزرگ چیه؟
من به شما گفتم من مدیرش بودم نه پرستارش
همه ما می دونستیم که اون با یه یارویی وقت می گذرونه
چرا اون می خواست قایمش کنه کی می دونه؟ کی اهمیت می ده؟
این اثر هنری شرقی مال اون بود یا مال خونه اس؟
همه اش مال شوگره همه اینا
تحقیق روی کیمونوی سرخ نمایشنامه جدیدی که اون روش کار می کرد
میشه جزییات بیشتری بهمون بگی؟
روالش رو میخوای؟ آره
این فقط نمایشی بود که اون قصد داشت باهاش وگاس رو شکست بده، همین
واقعاً می خوای بشنویش؟ درسته
مطمینا مطمینا
باعث خوشحالی خواهد شد، آقایان
وضعیت این گیشاسرا رو تصور کنید
و پرده به آرامی بالا می ره
و این مرد که یک آجر واقعی را با دستان خالی از وسط می شکنه
دقیقا مثل این کاراته؟ ها؟
آره اسمش همینه
این مرد می تونست با کف دستش هر چیزی رو از وسط نصف کنه
تو دیدی که یک آجر رو از وسط بشکنه؟
من هرگز نگاش نکردم شوگر کلی از این چیزا به من گفته بود
اسمش چیه؟ می گیری چی می گم
نمیدونم کجا زندگی میکنه یا می پلکه
چطور؟ خوب، اونا هیچوقت
معمولا اینجا وقتش رو نمی گذروندن فقط تو آپارتمانش
آیا اون همیشه توافقات رو انجام می داد؟ قبل از این، هرگز
این همون چیزیه که تو این مورد عجیب غریبه
اما اون به تو اجازه ورود به برنامه روزانه رو می داد؟
اون نمیتونست جلوش رو بگیره چون خیلی فکر خوبی بود
خب، برگردیم به نمایش حتما
حالا فقط از تخیل خودتون استفاده کنید
این... این گیشای زیبا ورودش با یک کیمونوی سرخه
همونی که باهاش برای اون نقاشی ژست گرفته بود
این شوگر تورچه اما یک شوگر جدید
حتی یک سانت از بدنش هم نمایان نیست فقط صورتش
اون شروع به رقصیدن با موسیقی ژاپنی می کنه
و بعد اون شروع می کنه به یک پوست اندازی (لخت شدن) آهسته و واقعی و این کاراته کار آجر شکن که داره نگاش می کنه
ناگهان، دوست پسر حسودش می پره وسط
یک جنگجوی سامورایی با شمشیر
هیدکا، اون به این اسم صداش کرد ویلی هیدکا؟
آره آره. می شناسیش؟
خوب دارید بازی می کنید آقای کازال ادامه بدید
خب... خوب دو مرد شروع به مبارزه با هم سر دختره می کنن
دست برهنه در مقابل شمشیر
آجرشکن با یک ضربه، هیدکا را می کشه بر می گرده که شوگر رو بغل کنه
اما اون خودش رو روی جنگجوی مرده می اندازه و شروع به ضجه زدن می کنه
آجرشکن خشمگین می شه اونو می کشه و خارج می شه
در حالی که پرده به آرامی بر روی دو عاشق مرده فرود می آد
یه جور حس رومئو و ژولیتی
برای یه نمایش استریپ تیز دوستش دارین؟
گروهبان بنکرافت
آقای کازال، این کریس رو کجا می تونم پیدا کنم؟ کی؟
کریس، هنرمندی که این نقاشی رو از شوگر کشیده
تا حالا چیزی در موردش نشنیدم از کجا آوردتش؟
کی می دونه؟ شاید مک آلیستر بدونه
مک؟ من باهاش حرف می زنم
به اندازه کافی بلدی که نقش بابا نوئل رو بازی کنی؟
درستش می کنم
تو کاراته فقط قدرت مهم نیست، ویلی
این ترکیبی از هماهنگی و تمرکزه
بذار امتحانش کنم
چطوری، قهرمان؟ سلام جو
چیو می خوای ثابت کنی؟
من باید برای یه چیزی واجد شرایط باشم، جو من حتی تو کندو (نوعی ورزش رزمی) هم خوب نیستم
می تونی جای من رو بگیری فکر نمی کنم چارلی و من، این دفعه وقت داشته باشیم
داری شوخی میکنی؟ شماها الان نمی تونید عقب نشینی کنین ما سر یه پرونده ایم
کلی مایه تیله برای تبلیغ این مسابقه خرج شده درسته، جو
شما بچه ها پنج ساله که هیچ مسابقه ای رو از دست ندادین
به هر حال، پول من می گه که چارلی، امسال
قراره یه کیک ماهی رو له کنه روت
ویلی هیداکا، جنگجوی سامورایی
راست کار خودته پسر
هی، از کجا متوجه شدی؟
به اون مشنگ های اون پایین، تو استخر که چیزی نگفتی، گفتی؟
فکر کردم دلیلی برای این محافظه کاریت داری
چطوری کارو گرفتی؟
تو هم می خوای وارد نمایش بشی؟ ممکنه
تو اینو باور نمی کنی جو
اما یه روز یه تماس از یه دختری داشتم که می خواست برم به آپارتمانش
شوگر تورچ استریپر
چطوری بهت زنگ زد؟
گفت که یکی از دوستاش منو تو توکیوی کوچیک دیده
و منو برای اون قسمت از نمایش توصیه کرده چون من عین یه ساموراییم
استعدادیاب کی بود؟
هیچوقت فرصت دیدنش رو پیدا نکردم
جو، اگه پدرم می دونست که من قراره با یک استریپر کار کنم
منو مثل یه موز رسیده ریز ریزم می کرد
من، هیداکا دارم با شوگر تورچ نمایش بازی می کنم
یک سیب بخور قرار نیست هیچ نمایشی باشه
اون که منو با یکی دیگه جایگزین نکرده، کرده؟
یک نفر اونو با گلوله کشت
اون کلوچه بیچاره کوچولو
سلام، مک چارلز، پسر عزیز. آبجو بزن
شایعه به اسکید رو رسیده که
شوگر تورچ (مشعل شکر) در یک درخشندگی شکوهناک خاموش شد
در مقابل تماشاچی های مجانی چارلز داری کی رو شکار میکنی؟
اون نقاشی کیمونویی از اون رو چقدر دوست داشتی؟
اثری پر از ارتعاش کامل جوانی
تکه های کوچک بی شماری از رنگ سرخ خالص به جای ترکیب رنگ ها در پالت
کار کریس رو دوست داری، ها؟ اون یک عهد و پیمان رو نشون می ده
خوب، کجا می تونم این رامبراند متعهد رو پیدا کنم؟
اجرام برهنه آسمانی معراج
کجا می تونم کریس رو پیدا کنم؟ هنرمندی که اون رو تو کیمونو نقاشی کرده
کدوم نقاشی؟ کی کاراته رو برای نمایش استخدام کرد؟
شوتو، اون کره ایه یه بار با یک ضربه یک گاو نر رو کشت
می دونی کجا زندگی می کنه؟
نه. اون تازه وارد شهر شده و یک کلمه هم انگلیسی صحبت نمی کنه
ژاپنیش چطوره؟ تقریباً به بدی من
آها! فکر می کنی هنرمند حسود مدل خودش رو روشن کرده؟
احتمالا
فکر می کنم می تونم برآمدگی یک دوست شکننده رو
تو جیبات ببینم، پسر عزیز
بوربون (نوعی مشروب)
لاتینه، چارلز، و به معنای قرار دادن یا خفه کردنه
دوستت دارم چارلز تو یه مرواریدی مک
عشق کارهای زیادی انجام می ده اما بوربون همه کارها رو انجام می ده
حالا این کریس کجاست؟
پسر عزیز، من باید سیاه مست بشم تا یادم بیاد
دایره جنایی بنکرافت
مک آلیستر گزارش می ده مهم و محرمانه
کی؟ هیچ چی مثل یه مشروب سنگین نیست
برای روشن کردن ذهن و
و حافظه هشیار
ممنون، مک
من تو رو دوست دارم
آره منم دوستت دارم
سرویس اتاق
۶۱۰ قهوه فوری
صبح بخیر، گروهبان صبح بخیر نات
اون قتل استریپ تیز تو همه روزنامه ها هست
سوسیس؟
دفعه قبل باعث دل درد شد
بگم، من اون شوگر تورچ رو دیدم خیلی بده
هی، هی سوسیس؟
دو تا گنده دو تا گنده
تخم مرغ آب پز، آب میوه دو برابرش کن. فهمیدی نات؟
بله، گروهبان
سرویس اتاق؟ هی، کی پولشو می ده؟
مجانیه؟ امروز صبح داریم عشق و حال می کنیم، جو
عشق و حال؟ تو کله پوکت سنگه یا یه چیز دیگه؟
چی کار کردی، گنج پیدا کردی؟
نه. مک بهمون اطلاعات داد
عالی. عالی بوربون بهش دادی، ها؟
بریز بیرون
خب، اون نقاش، کریس
اون تو دانشگاه کالیفرنیای جنوبیه
خوب، ببینم که من چی می تونم از شوتو بکشم بیرون
هی، بی خیال میشه؟ یالا دیگه
به هر حال، این موضوع را تا قبل از یکشنبه تمومش می کنیم
یکشنبه چه ربطی بهش داره؟
اون روز نمایش برای تو و اون خوشگله اهل گاردینا
چی؟ اون خوشگله اهل گاردینا، یادت نیست؟
یا مسیح فراموش کردم
باید ازش عذرخواهی کنم
احمق نباش، جو
باید اون روز مرخصی بگیری
از اد جوکیش میخوام که جات رو پر کنه
می خوای چی؟ از اد جوکیش می خوام که جات رو پر کنه
گوش کن، چارلی من تا آخرش هستم تا تمومش کنیم
خواهر گرترود
خب، چارلی
این دو تامون رو سر کار نگه می داره
فکر کنم میدونم شوتو کجاس جو، می شه سخت نگیری؟
هیچ کس اهمیت نمی ده کی اون جنده رو کشته خب ما می دیم
جو می شه انقدر زور نزنی؟
تو قبلا نصف اون دفترچه راهنما رو حفظ کردی
میتونی دوباره بگی
تو گروهبان می شی بدون اینکه یه روز هم
پای اون رقاص لختی تلف کنی به هر حال شهرت اینا رم داره
اون زیباروی گاردنا قصد داره تو رو با خانواده اش آشنا کنه
این دلیل دیگه ایه که من می خوام یه میان بر داشته باشم
اون یه کی بیه، می دونی اینجا به دنیا اومده، اما تو ژاپن بزرگ شده
خب؟
خب؟ بنابراین ما هرگز در مورد چیزی به توافق نمی رسیم
تنها کاری که ما می کنیم اینه که در مورد کشور قدیمی با هم مشاجره کنیم
شوخی می کنی؟ خیلی اداییه، ها؟
پسر بدجوری داری به فنا می ری
اگه همش در مورد اون خوشگله جر و بحث کنی
گوش کن، دون خوان
تو رو پای رامبراند تو مدرسه تکل می ری
منم شوتو رو می ندازم تو تله آفساید
کله پوک
بفرمایید منو کار داشتید؟
خوب، من دوست دارم این موضوع رو بعدا با شما مطرح کنم
می خوام در مورد هنرمندی که این نقاشی رو کشیده بدونم
به طرز شگفت انگیزی خوب کپی شده، اینطور نیست؟
تو کریس هستی؟
کریستین؟ کریستین داونز
علاقه داری مدل من بشی؟
چرا، ناامید به نظر می رسی
خب، نه در مورد شما، خانم داونز، اما
من امیدوار بودم کریس یه مرد باشه
به زنان هنرمند حساسیت دارید؟
خب، من اینجا نیستم که مدل یک پرتره باشم به هر حال فعلا نه
پس من رو ببخشید من برای کار پلیسی اینجا هستم
کارآگاه گروهبان بنکرافت
چه جور کاری؟
شوگر تورچ اون چیه؟
چرا، تیتر امروز روزنامه ها را ندیدین؟
این یکی، حتی؟
توجه خاصی نکردم چرا؟
خوب، زنی که شما نقاشیش کرده بودی شوگر استریپر بود
اون شب گذشته تو خیابون اصلی گلوله خورد و کشته شد
ببینید، یک نفر به نقاشی شما گلوله شلیک کرده
و یه گلوله دیگه تو گردن اون
هی، حالتون خوبه؟ می تونم برات آب بیارم؟
نه ممنون خب، می بینید، خانم داونز
نقاشی شما تو اتاق رختکن اون تو یه گیشاسرا (رقاص خونه) آویزون بوده
تا اینجای کار، این تنها سرنخیه که باید ادامه اش رو بگیریم
اون زن بیچاره چقدر وحشتناک
پس ازش خوشت می اومد؟ البته، بله
کجا اونو ملاقات کردید؟
درست همین جا چند هفته پیش نمایشگاه هنر ژاپنی برگزار کردیم
خانم ترنت از کار من خوشش اومد و آقای هانسل به من سفارش داد
اسم کوچیک هانسل رو می دونی؟ نه
اون به من ۷۵ دلار داد
این اولین باریه که به من دستمزد می دن
می دونید کجا زندگی می کنه یا چه نوع کاری انجام می ده؟
نه. اون با دانشش از
رسوم شرقی منو تحت تأثیر قرار داد
چند سالشه؟ می تونید اونو برای من توصیف کنید؟
خوب، اون در اواسط سی سالگیه
موهای قهوه ای و چشمای بله چشمان قهوه ای
حالا کجا نقاشیش کردید؟ تو آپارتمانش
چرا، اون هر بار اونجا بود منظورت هانسله؟
اون کیمونو و کمربند و کلاه گیس رو مرتب می کرد
چرا یکی می خواد اونو بکشه؟
اون همیشه خیلی مهربون بود خیلی همکاری می کرد
خوب، وقتی این شخصیت هانسل رو پیدا کردیم شاید همه چی با هم جور در بیاد
نمی دونم بتونی لطف بزرگی در حق من بکنی؟
فکر می کنید بتونید یه طرحی ازش بکشید؟
منظورتون هانسله؟ بله، هانسل
همین الان؟ مطمئنم که انجامش می دی
خیلی خوب
خانم داونز
هیچکدوم از اونا به مردی به نام شوتو اشاره نکردن؟
نه
عصبیت می کنم وقتی نگات می کنم؟
خوب، فقط من
خب من ببین
خیلی از شهروندا تو آخرین لحظه زیر فشار تسلیم می شن
وقتی که فکر کنن شناسایی یک نفر ممکنه اونو بفرسته اتاق گاز
این همون چیزیه که منو آزار می ده
می دونید، شما از ضربات کوچیک زیاد قلم مو برای اون نقاشی کیمونو استفاده کردین
به جای اینکه رنگا روی پالت مخلوط کنید
یه منتقد هنری؟ نه
من فقط حرف یکی از دوستان رو تکرار می کنم
اون کار شما رو "ارتعاش کامل جوانی" نامید
اون هنرمنده؟ بله
مک یک هنرمنده
میدونی من
من از ظاهر شما تو اون روپوش خوشم می آد
ای کاش می تونستم این حرف رو تحت شرایط دیگه ای می شنیدم
فکر می کنید وقتی کارتون با این طرح تموم شد
من می تونم کمی بیشتر از وقت شما رو بگیرم؟
تو شبیه پلیس ها نیستی
خب، این کلمه
به لب های خشگل شما نمی خوره
خوب، ببینید، ما دوست نداریم که به ما بگن پلیس
همونطور که دخترها دوست ندارن که بهشون بگن هرزه
متاسفم عیب نداره
می تونم بپرسم از من چی می خواید؟
مواکدا یک کار پلیسی
صادقانه
این آقای شوتو که دیشب دیدید
آقای شوتو؟ من کسی رو به این نام به خاطر ندارم
اون کره ایه، یه مرد گنده که مثل کوهه
اوه، اون باید همون مرد بدبختی باشه که به طرز وحشتناکی ترسیده بود
و خیلی مریض سیاه مست؟
متاسفانه مست بود می دونید کجا زندگی می کنه یا پاتوقشه؟
متاسفم، جو، اما ما چیزی در مورد اون نمی دونیم
کنسول کره را امتحان کردی؟ من همه جا رو امتحان کردم
سالن های ورزشی، مدارس جودو پاتوق های کشتی، استادیوم ها
گفتی ترسیده بود گفت که از چی یا کی؟
اون به طرز تاسف باری بی زبون بود، جو
اما اون اصلا چیزی گفت؟
اون جورج یوشیناگا رو می خواست
بله، و اون به اندازه کافی مهربان بود
که بیاد و به اون مرد بیچاره کمک کنه
یوشیناگا اونو با خودش برد؟
آره متوجهم
ممنونم خواهرا ممنون
گروهبان بنکرافت چطوره؟ سلام ما رو بهش برسونید
حتما این کارو خواهم کرد، خواهر ها بازم ممنون
هی، بنرها و فانوس ها رو نگاه کن جشن بزرگ برای چیه؟
خوب، پس فردا جشنواره هفته نیسی با صدای بلند افتتاح می شه
آیا تا به حال اینجا تو توکیوی کوچیک بودید؟
نه. من هرگز نمی دونستم که مقر پلیس
دقیقاً روبروی بخش ژاپنیه
برای هفته نیسی چی کار می کنن؟
اونا نمایشگاه های عروسک، مسابقات جودو و کندو دارن
خوب، اون خیابان با رژه ها، گروه های موسیقی، دختران زیبا با کیمونو منفجر خواهد شد
باید ایده های زیادی برای نقاشی بهت بده
دوست داری با من تماشاش کنی؟ دوست دارم
خوب برگردیم سر کار
حالا اولین کاری که می کنیم اینه که مظنون هامون رو
به آشنایان سابق شوگر محدود کنیم
سلام آقای یوشیناگا سلام جو
حالتون چطوره؟ خیلی خوب، ممنون
آقای یوشیناگا، من فهمیدم که شما دوست آقای شوتو هستید
بله. امیدوارم امروز حالش بهتر باشه
میدونید کجا میتونم پیداش کنم؟ چند جا را می شناسم
چرا اونجا رو امتحان... ممنون می شم اگه با من بیاید
می بینید، من اونو نمی شناسم اون مشکل پلیسی داره؟
نه، اما می تونه تو یه پرونده به ما کمک کنه
خب من برای مراسم
یادبود پسرم قرار دارم
من هرگز تو این نه سال یکی رم از دست نداده ام
مطمئنم آقای شوتو را بلافاصله بعد از مراسم پیدا خواهیم کرد
معبد کویاسان؟ بله
خوبه، بریم این بخش خبری
برای خدمات عمومی قطع شده است
پلیس لس آنجلس
به دنبال این مرد است
بیاید کارخانه کیک برنجی را امتحان کنیم باشه
دیدیش؟ بله
اون قرار نیست صدمه ببینه، نه؟
نه، من فقط می خوام ازش
چند تا سوال بپرسم، همین
اون همون کت و شلوار خاکستری است مرد گنده
می دونید، چند سوال در مورد استریپر، شوگر تورچ دارم
وضمعون چطوره؟ هنوز شانسی نداریم
نه
ما یک کتابخونه کامل از این کتاب های چهره نگاری داریم
به شما فرصتی برای یاد گرفتن پرتره می ده
از این به بعد فقط منظره می کشم
مشکلی هست؟
نه. فقط سعی می کنم چیزی را بفهمم
چی؟
خوب، چی برای از دست دادن داریم؟
فکر میکنی اگه امشب تو انجمن خیریه ات
حاضر نشی، نگرانت میشن؟
صاف وایسا
کلاهت را بگذار
برگرد
دوباره برگرد
ببخشید
ایشون خانم داونز هستن
چطوری، کریس؟ منو فقط مک صدا کن
اینجا بشین عزیزم
خیلی مشتاق دیدارت بودم
من خواستم شما را ملاقات کنم
چرا این همه فوریت؟ می خوای بری تو کلاس هنرش؟
شکار خوبی تو نمایش امشب داشتی؟
پوچ من یه اشتباه بزرگ مرتکب شدم
من فکر کردم مظنون شماره ۵ هانسله
نمی دونی، معلوم شد که اون یک افسر پلیسه
من طرح تو را تو تلویزیون دیدم، کریس
از کجا فهمیدی من کشیدمش؟ این سبکته
متشکرم
کنجکاوم که اسم هانسل واقعاً چیه؟
چرا، از کجا میدونی اسمش نیست؟
شما سگ های خونخوار تا الان دراز و چهار تیکه اش کرده بودین
اگه هویتش رو می دونستین
من داستان های رنگارنگ زیادی در مورد کارتون شنیده ام
نقاشی های دیواری من را در بهترین بارها و فاحشه خانه های اسکید رو پیدا می کنی
عاشق داری؟
چرا می پرسی؟
چون فقط یک مورد دیگه برای اضافه کردن به کار تو وجود داره
قبل از اینکه به این موضوع بپردازیم که چرا میخواستم ببینم آیا ارزش این دردسر را دارید یا نه
چه دردسری؟ اشکالی نداره اگه پیشنهاد بدم
نقد من بر کار اون قبل از اینکه شروع کنیم به شمشیر کشیدن
گل زدی؟ نه
اون شوتو به عنوان یه مرد گنده همین دور و اطرافه
هنوز سفارش دادی؟ نه هنوز
خوب، مک، موضوع مهمی که باید
در موردش با کریس صحبت می کردی چی بود؟
کریس مرده
تو مرده ای کریس، اگه هانسل طرحی رو که ازش کشیدی ببینه
چرا با این حرفا اونو نگران می کنی؟
مک، این به تو مربوط نیست ما می دونیم که داریم چه کار می کنیم
میدونم اگه اتفاقی براش بیفته چیکار میکنید
در موردش احساس وحشتناکی خواهید داشت
بیا از اینجا بریم، کریس بیا جو
تو خیلی مهربونی مک
و تو عزیزم خیلی جونی که گردنت با یه گلوله بشکنه
کسی مجبورت نمیکنه
هيچ كس میدونم
من خوبم، مک شب بخیر
گلوله سوم به شوگر در حال فرار در خیابان اصلی اصابت کرد
فورا کشتش
می خوای بیشتر بشنوی؟ نه دیگه
نقاشی قاتل را دیدی؟
این می گه که اون قاتله؟
نه، اما اون شبیه یکیه من دوستش ندارم
منظورت چیه؟ اونا باید از یک هنرمند واقعی مثل تو می خواستن
که اونو بکشه منظورن اینه که این کاملا آماتوریه
سلام بله فقط یک دقیقه
کریس، برای تو عه
سلام؟ من آقای هانسل ام، کریس
نقاشی که از من برای پلیس کشیدی، آخرین اثر هنری تو بود
مطمئنی قهوه ات رو خوردی؟ نه. نه، متشکرم، مک
چیزی که حالا کار را سخت می کنه اینه که باید دو تا دلقک رو پیدا کنیم
و فکر می کنم کریس تو بیمارستانه
نه. چیزیش نشده
خانواده اش چطور؟ بهشون اطلاع داده اید؟
اون می ترسه که اونو با جت به خونه برگردونن
چرا که نه؟ به نظرم حس خوبیه
نه برای اون، اونم مثل ما مشتاقه که هانسل رو گیر بندازه
بیا، یالا، یه ذره بخور برات خوبه. یالا. مجانیه
چرا اونو از شهر بیرون نمی برین؟
بیا. یالا
الان برات ردیفش می کنم
خوب، حالا، چرا اونو خارج شهر مخفیش نمی کنین؟
اون نمی خواد. حتی یک اتاق هتل با نگهبان ۲۴ ساعته را رد کرد
خوب، اون اونقدر احمق نیست که تو اون لونه خیریه بمونه؟
اون اومد پیش ما
جدی؟ اومد؟ بی خیال، مک
محل اقامت پر از مردای لباس شخصیه وضع ما سالمه، به جز یک چیز
آها، می خواید من نقش پرستار بچه رو بازی کنم
خوب، تو به زبون اون حرف می زنی
وقتی که یک زن به عنوان اسکورت
دعوت می شه، این دیگه تعارف نیست
چارلی متوجه شد که تحقیقات برای تو جذاب نیست
با این حال، من برای چارلز عزیز هر کاری می کنم
و بوربن رایگان تنها کاری که باید انجام بدی اینه که براش زنگ بزنی
الان احساس بهتری داری؟
سعی می کنم با هر صدایی نپرم
خب طبیعیه
درست بعد از جنگ، هر بار که صدای به هم خوردن یه فنجون به یه ظرف رو می شنیدم، فرو می ریختم
اشکالی نداره که در حین نگاه کردن به اینها با شما صحبت کنم؟
به نظر می رسه که گذر زمان را سریعتر می کنه
حرف بزن، اما فقط روی اون برندگان مسابقات زیبایی تمرکز کن
هر چه زودتر هانسل را پیدا کنیم، سریعتر به هدف می رسیم
کی پیانو می زنه؟ جو، من حتی نمی تونم یه نت بزنم
می دونید، این آپارتمان خیلی شیکیه برای دو تا پلیس
اجازه نده که گیجت کنه
بعضی از مردا همه مایه شون را خرج لباس یا اسب یا زن می کنن
ما هر پولی که به دست میآریم خرج این قصر می کنیم
تا زمانی که حقوق بازنشستگی به شش درصد دستمزدمون برسه
و کسورات تموم بشن ما ورشکست می شیم
به محض اینکه جو گروهبانی رو بگیره رسیدگی به این وضع کمی آسون تر می شه
خیلی وقته که میشناسیش؟
آره، تو یه سوراخ سنگر با هم آشنا شدیم من یک افسر فرمانده بودم، اونم یه تفنگدار بود
اون ستاره نقره ای گرفت همه نیسی ها اینقدر قهرمان بودند؟
فقط یکی تا حالا تو ارتش غیبت نداشته
اون تخت بیمارستان را رها کرد تا دوباره به دسته من ملحق بشه
وقتی ما دوباره به عملیات برگشتیم
عیب نداره، کریس
ممنون
بیا چند تا عکس دیگه از مظنونان برای تو، کریس
کریس، حالت خوبه؟
کریس؟
هی حالت خوبه؟
خیلی احساس حماقت می کنم که اینجوری به هم ریختم
بگذار بریزه بیرون این بهت کمک می کنه
به نظر نمی رسه که بتونم خودم را کنترل کنم
تو بهترین دلیل دنیا را برای گریه کردن داری
من دیدم که آدم بزرگ ها مثل بچه ها در هم می شکنن
و اون لب پایینی تو
مشکلش چیه؟
جوری که تو ترش می کنی باعث میشه یاد ستاره های سینما بیفتم
مثل همونا مال خودشون رو تر می کنن که سکسی تر به نظر بیان
تو از خونواده بزرگی میای؟
همه اعضای خانواده ات چنین بینی ای دارن؟
میدونی من دماغ سر بالا دوست دارم
حدس میزنم وقتی سرت را بلند میکنی، دخترها بهت میگون فخرفروش، درسته؟
بگو، اون دبیرستان مختلط؟ اینطور نیست؟
آیا تو... آیا تو یک...
من فقط کنجکاوم، همین
میدونی کریس
من خیلی بی هدف، این در و اون در وقتم رو تلف کردم
فکر می کنی بعد از اینکه ما این پرونده را بستیمش
می تونی با یه پلیس بیای بیرون
آره، می خوای؟
سلام. خب تو کمک فرستادی؟
خوب، کار احمقانه ای نکن جو من الان میام اونجا
من نمی خوام به تو شلیک کنم
نمیخوام بهت آسیبی برسونم نمی خوام بهت شلیک کنم، شوتو
شوتو
آروم باش شوتو نمیخوام بهت آسیبی برسونم
هیچ کس به اسم هانسل اینجا کار نمی کنه
اما می دونید، این چیز عجیبیه
وقتی نقاشی را تو روزنامه دیدم به پل نشونش دادم
حتی بابت شباهت شگفت انگیزش شوخی کردم
پل کیه؟ پل سند. اون متخصص آسیاس
ما دوست داریم باهاش صحبت کنیم
یعنی به پل مشکوک هستید؟
باور کنید، افسر ها
وقتی دیدینش خواهید دید که چرا خنده داره
منظورم اینه که مسخره اش نمی کنم
اما پل سند درگیر یک رقصنده فاحشه است؟
از آقای سند بخواهید به دفتر من بیاد
اون چی؟
کی؟
بله، بله، بفرستیدش بالا
این یک تصادف فوق العاده است
پل سند بدون هیچ توضیحی استعفا داده
هیچ چیزی؟
خوب، هر لحظه اس که یک کلاه گیس ساز سفید پوست بیاد اینجا
اونا فکر می کنند شاید اون بدونه چون اکثرا این دور و بره
جو، یادت هست که تو کره چقدر به یه مردی می خندیدم که
مادام العمر به یک زن بسته شده بود؟
کره؟ چی تو رو تا این حد عقب برد؟
یادت میاد؟ حتما، یادمه
تو مشکل بزرگت این بود که طبقه متوسط چطور ازدواج می کنن
من یه بابیت هستم
در مورد چی حرف می زنی؟ کریس
صد در صد زدی تو خال آره
کریس چطور؟ اونم جذب تو شده؟
مطمئنا اون می دونه که من چه احساسی دارم
و فکر می کنم در به روم بازه
خب، چارلی، به نظر من عالیه یک جورهایی ناگهانیه، اما عالیه
من، من معتقدم که یه نگاه دوباره بندازم میدونی فقط برای اطمینان
آره
خوب، من سالهای زیادی را تلف کردم جو
اما مطمئنا ارزشش را داشت
حالتون چطوره؟ سلام
من نه تا ازشون تو نمایشگاه دارم
برای جشنواره؟ سال گذشته نمایشگاه داشتید؟
نه. من تمام عمرم را در سانفرانسیسکو زندگی کرده ام
تو تجارت کلاه گیس هستید؟
نه، ما پلیس هستیم تا حالا این مرد رو دیدی؟
کی ندیده؟ این هانسله اونو میشناسی؟
کی نمی شناسه؟ اون تو هر روزنامه و هر برنامه تلویزیونی حضور داره
منظورم اینه تا به حال اونو به صورت فیزیکی دیدید؟
نه، ندیدم اینجا جای عجیبی نیست که دنبالشید؟
منظورم اینه که تو کار کلاه گیسه؟
خوب، اون دوستی دارده که تو این کاره
اون تو مدل موی شرقی تخصص داره
سفید پوسته؟ نمی دونیم
خب، ما تو این تجارت زیاد نیستیم
ممکنه تعدادی وجود داشته باشن که من نشناسم اسمتون چیه؟
روما ویلسون دوشیزه ویلسون
خب، ممنون از وقتی که گذاشتید، دوشیزه ویلسون
به نمایشگاه می آیید؟ دنبالشید؟ بخواید برای دخترتون عروسک بخرید
خوب، من ممکنه بیام یه هدیه عروسی برای از دوستان بردارم
ما دقیقا برای شما هدیه خواهیم داشت
تماس تلفنی که چارلی گرفت درباره قتل بود؟
راز بزرگ چیه؟ رازی نیست
گاهی اوقات ما باید به خبرچینا وابسته باشیم
و زیگی یکی از آدمای چارلیه
زیگی؟ این یک اسمه؟ مال اونه
خوب، او شوگر رو می شناخت؟
اون جور آدما، اون پایین همه رو می شناسن
به طور معمول، من با چارلی بیرون می رفتم
می دونی، یک تیم تو یک کار شبانه کنار همدیگه ان
اما زیگی در مورد اینکه می خواست چارلی رو تنهایی ببینه کار بزرگی کرد
زیگی، بهتره من رو به خاطر یه چیز ساختگی نیاورده باشی این جا قرار نیست ازش خوشم بیاد
من غرق ریزون، چهارچشمی دور و بر رو می پام بنابراین من فروشنده خبر دروغ نیستم
تا بدونی من بخاطر تو انگشت نگاری شدم بریز بیرون
خب، من... من یک یارویی رو با شکر یه دو سه باری دیدم
امشب دوباره اونو با اون(یک مرد) دیدم به همین دلیل با شما تماس گرفتم
شوگر آدم های زیادی را می شناسه
بله، اما این یکی عکسش تو همه روزنامه ها هست
عالی کار می کنی کجا دیدیش؟
فراموش نمی کنی این زیگی بود که شست بزرگت بود (باعث موفقیت)؟
اون کجاست؟
چارلی به من می گه تو در این کندو کاملاً متخصص هستی
اون بهترین خبرنگار منه تا زمانی که ما شروع کنیم به زدن همدیگه با اون چوب های بامبو
اون توضیح داد که این نوعی شمشیربازیه
من هنوز نمی فهممش
در واقع، این فقط برای برگزاری گردهمایی سالانه نیسی است
یک مهمونی رنگارنگ نمایش خوبیه
ما ردا و دستکش و محافظ سینه و ماسک می پوشیم
می دونی، یک مبارز کندو شبیه یک راهب در لباس شکارچی است
یه موسیقی بعد از شام چطوره؟
ترجیح میدم زنده بشنوم
هی، چارلی که منو به عنوان یک موتزارت قالب نکرده، کرده؟
لطفا؟ باشه
چی بود؟ آکاتونبو به معنای سنجاقک قرمز
این یک آهنگ قدیمی کودکانه است
زیبا است. دوباره می زنیش؟ مطمئنا
چی شد که پلیس شدی، جو؟
من این کارو دوست دارم
فقط کنجکاوی چرا؟
من مدتی پیش متوجه امضای روی این شدم
به جای اسلحه باید قلم مو حمل کنی
این نزدیک کوجاکو است، بسیار خوب اما نه این یکی. پدرم این رو کشیده
بدیعه
اون یک هنرمند خالص بود
اون می تونست رد چرم روی زین های فرسوده رو کپی کنه
اون می توانست نقش ظریفی از تار عنکبوت رو بکشه
اون مناظری کشید از غروب شناور در غبار سرخ مایل به زرد
این آخرین اثر لاکی ای بود که کشید اسمش رو گذاشت طلا در یخ
آره، پدرم آرمان شهر خود را پیدا کرد
و تو مال خودت را در بخش کارآگاهی پیدا کردی؟
این دفتر کارآگاهی، بخش جناییه
متاسفم منو می بخشی؟
برای بسیاری از مردم، ما یک نژاد عجیب هستیم کریس
و شاید هم باشیم، اما کار ثابته
نمیتونی اخراج بشی مگر اینکه خرابکاری کنی و حقوق بازنشستگی هم هست
واقعاً به این دلیل نیست که من نشان می زنم میدونم
از کجا می دونی؟ پیشگویی
خانه پله دار پشت سرم
اتاق بالایی با چراغ
نه، نه، اونجا
اون اون بالاست
فراموش نخواهید کرد که این زیگی بود که اونو برای شما پیدا کرد؟
- فراموش نمی کنم، زیگی گروهبان فراموش نمی کنی؟
پلیس پلیس
خانم آروم باش من افسر پلیس هستم. من یه
آروم باش اونجا بشین
حالا خیالت راحت باشه اوکی؟
حالا می بینید که این منم. باشه؟
باشه اوکی
حالا مردی که اینجا زندگی می کنه کجاست؟
در مورد چی حرف می زنی؟
این مرد؟ می شناسیش؟ برعکسه
میشناسیش؟
آره آره آره رفته
کجا؟ نمی دونم، اهمیتی هم نمی دم
چن وقته؟ ده دقیقه نیست. و اون برنمیگرده
خب از اون پله ها پایین رفت؟
نه از در جلویی
از کجا میدونی که برنمیگرده؟
کتی، داره از من می پرسه از کجا بدونم؟
کیفش را برد برای همین دارم تمیز می کنم
از کجا بدونم؟ چه جور کیفی داشت؟
کتی، چه نوع کیفی؟ من نمی دونم اهمیتی هم نمی دم
اونجا چه خبره؟
لعنتی کی داره کی رو میزنه؟
کسی از شما میدونه که آقای هانسل کجا رفت؟
مردی که اینجا زندگی می کرد؟
تو پلیسی؟ آره
من هیچی نمی دونم بقیه تون چطور؟
ببین خانم، مادر...
و این یک بچه زیبا است که شما دارید، یک فرزند زیبا
تا حالا با کسی دیدیش؟ نه
اینجا تلفن داری؟ نه
خوب، ببین، اگر دیدیش
میشه لطفا با پلیس تماس بگیری
و سراغ منو بگیری؟ گروهبان بنکرافت
من نه آقا و می دونید چرا؟
چون سرم رو تو کار پلیسا نمی کنم
و می دونید چرا؟ اینطوری صورتم را حفظ می کنم
یک لحظه فکر کردم که می خواهید
منو با رامبراند یا داوینچی مقایسه کنید
قصدم این نیست که استعداد شما را دست کم بگیرم
اما هر وقت به چیزی از اون مردا نگاه می کنم هفته ها گیج و منگم
خوب، متاسفم که شما را تحت تاثیر قرار نمی دم
اشتباه برداشت نکن کریس من اون نقاشی کیمونویی که کشیدید را دوست دارم
چرا؟ چرا؟
برای من سخته که توضیح بدم که چرا کار شما را دوست دارم
به همون اندازه که توضیح بدم چرا به نوعی ناتمامه
مک با شما صحبت می کرد؟ منظورت چیه؟
در مورد نقاشی من؟ نه چرا؟
به نظر من خیلی عجیبه که شما...
من واقعاً علاقه مندم که بدونم منظور شما از "ناتمام" چیه
به نوعی سخته که چنین احساسی را در قالب کلمات بیان کنم
اما انگار به دنبال چیزی بودید و هرگز نتونستید پیداش کنید
من دنبال چی ام؟
من نمی دونم، کریس من منتقد هنری نیستم
اما سعی می کنم توضیحش بدم
از لحظه ای که نقاشی تو را دیدم احساس کردم دنبال یه چیزی هستی
که هرگز اتفاق نیفتاده
انگار در لبه یک آتشفشان نشستی
من نمی دونم، کریس من حتی نمی دونم
چطوری این حرفای بی معنی رو شروع کردم
من منتقد هنری نیستم
شما منتقد بسیار حساس تری
از آنچه تصور می کنید هستید
حدس می زنم این استعداد را از پدرم گرفته ام
اون همیشه تنها با دیدن آثار یک هنرمند می تونست ضربان قلبش رو بخونه
دوست دختر داری جو؟ یعنی تو قلاب افتادم؟
آره
یک روز دختر مناسب از راه می رسه
و هر دو شما در نگاه اول متوجه خواهید شد
تو به این چرندیات اعتقاد داری؟
نه
من هم همینطور
جو؟ بله؟
آیا باور داری افرادی هستند که هرگز عاشق نمی شدن
اگر هیچوقت در مورد عشق نمی شنیدن؟
شما نمی تونید با یک احساس طبیعی مبارزه کنید
پس چرا تو می کنی؟
کریس
نذار چاشنی بمب رو فعال کنیم
برگرد سر کار
چه خبره جوزف؟ چه اتفاقی افتاده؟
لطفا انگلیسی صحبت کن
می دونی که چقدر به من در مورد زبانم کمک کرد
من یه مشکلی دارم یه دختر
دوستش دارم اون کیه؟
کریس داونز اسم ژاپنی اش چیه؟
اون سفید پوسته؟ بله
الان میتونم ببینم مشکل چیه
مشکلم این نیست
مدام از خودم می پرسم دختری مثل کریس رو چطور ازریابی کنم؟
من، جو کوجاکو چطوری ارزیابیش کنم؟
نمی فهمم
چون اشتباهه برای کی؟
تمام شب همه درون منو پر کرده، سنسی
من کلا قاطی کردم
من نمی دونم چه کار کنم، یا چطوری انجامش بدم
برای کمک پیش من اومدی؟
من باید با کسی در موردش صحبت کنم
من چطوری می تونم بهت کمک کنم وقتی نمی دونم مشکلت چیه؟
من به دنبال این نبودم که عاشق اون بشم اتفاقی شد
خب اون اینجا نیست یالا بزن بریم
خوب، من نمی دونم اون تو کدوم سوراخ می تونه قایم شده باشه تو چی فکر می کنی؟
ببین، من خوشم نمیاد تنها با خودم حرف بزنم جو
اما یه چیزی داره تو رو اذیت می کنه
قضیه چیه اون چو اذیتت می کنه؟
اون گلوله دوباره داخل بدنت داره تکون می خوره؟
مشکلت چیه؟ احساس می کنم با یک زامبی هستم
یالا دیگه
اینجا رو چک می کنم چشمات رو باز نگه دار
در صورتیکه خواست از در جلو در بره
مشکلت چیه؟
کشیدن سیگار مثل نوشیدن آبجو با انگشتانه است
یه مرد فقط یک مرده عزیزم
اما یک سیگار خوب یک دوده
تا حالا عاشق مردی از یه دنیای متفاوت بودی؟
بارها و بارها
خوب، آیا اون از یه نژاد دیگه بود؟
یک هندو تو بمبئی بود
آیا اون نسبت به تفاوت بین شما حساس بود؟
اون نبود، اما پدرش
نگاه تکبر آمیز از بالایی به من داشت
چرا؟
من عاشق جو کوجاکو هستم
اون بین ما دیوار کشیده چون ژاپنیه
بهش گفتی که دوستش داری؟
میدونه و چی گفت؟
چی می تونست بگه؟ یخ کرد
چون ژاپنیه دیگه چی؟
من این رو از نحوه صحبتش می دونستم از صحبت های ساده و بی غل وغشش
می تونستم خجالتش را حس کنم تمام اتاق ازش پر شده بود
تو جو کوجاکو رو نمی شناسی
اون بهم اجازه نمی ده اون با هیچ چیز نژادی ای مبارزه نمی کنه
پس دیگه چی می تونه وجود داشته باشه؟ ممکنه چارلی وجود داشته باشه
مک، چارلی چه ربطی به این داره؟
اون عاشق توعه، کریس این چیزیه که اون باید باهاش کنار بیاد
اون به من گفته به جو گفته
و تا فردا همه اون درجه دارا تو مقر پلیس خواهند دونست
که چارلی بالاخره سقوط کرد
متوجهم فکر نمی کنم باشی
کریس، برای درک جو
باید درک کنی که چارلی براش چه معنایی داره
من درک می کنم
مک، چنین چیزهایی قبلاً اتفاق افتاده
شاید اما چیزایی که اون دو تا با هم تو جنگ داشتن
هیچکس نمی تونه لمس کنه
این خون جو بود که چارلی رو تو کره زنده نگه داشت
و حالا این دوستی چارلیه که جو را زنده نگه داشته
مثل اینه که... خوب، مثل مخلوط کردن دو لایه رنگ با همه
هرگز نمی تونی اونا را از هم جدا کنی
ببین، مک، من هرگز چارلی را تشویق نکردم
من هرگز... تو تو همه چیز خیلی زیاده روی می کنی
حالا که می دونم پشت ناراحتی جو چیه، می خوام...
اما منطقیه هست، اینطوره؟
ببین، مک، من می تونم اینو بدون هیچ ملودرامی درستش کنم
خیلی راحت به چارلی می گم که چه احساسی دارم اینکارو بکن
سلام چارلی سلام کریس
مک به بن بست خوردی؟
آره، ما به اندازه کافی مامور داریم تا یک گردان تشکیل بدیم
جو کجاست؟ کی اهمیت می ده؟
خب چی شده؟ داره دیوونه بازی در میاره
یه چیزی داره اونو می خوره طوری که تو خودش فرو رفته
تا حالا انقدرافسرده ندیده بودمش
ببخشید من برم به خودم برسم
خوب، اون حتی اشاره نکرد که چرا اینقدر عجیب رفتار می کنه؟
نه
کریس، امشب اتفاقی افتاده؟
بین تو و جو؟
امشب اینجا اتفاقی افتاده که بتونه اونو ویران کنه؟
منظورت چیه؟
خوب، گاهی اوقات مردم یه چیزایی می گن
یک دونه بی ضررش، میدونی
نه نمیدونم
خوب، گاهی اوقات مردم فراموش می کنن
که کلمات اشتباه می کنن
منظورت یک کلمه در مورد ژاپنی هاست؟
منظورت همینه، چارلی؟ چارلی تو فکر می کنی که من می گم
فکر می کنی که من اونو شرمنده کنم؟
چارلی، چطور تونستی؟
متاسفم کریس
متاسفم که اذیتت کردم
شب بخیر کریس شب بخیر
عشق مثل یک جنگه کریس
یکی باید دماغش خونی بشه
برای کسانی که با کندو آشنا نیستند
می شود آن را به عنوان یک هنر حمله منظم توصیف کرد
اگر طبق قوانین اجرا نشود می تواند خطرناک باشد
هنگامی که یک قهرمان سر، تنه یا مچ دست را هدف می گیرد
اهداف، قابل قبول نخواهند بود
هنگامی که یک شرکت کننده به یکی از این سه نقطه ضربه بزند
او مبارزه را می بازد
خانم ها و آقایان ما مسابقات کندوی خود را آغاز می کنیم
در جشنواره هفته نیسی با قهرمانان سال گذشته
و نماینده یوشاندای سفیدپوستان
کارآگاه گروهبان چارلز بنکرافت هستند
از اداره پلیس لس آنجلس
و نماینده نیسی یودانشا کارآگاه جو کوجاکو است، همچنین...
کوجاکو چشه؟
اون داره همه قوانین را زیر پا می گذاره
داره از درون منو می خوره و وقتی تو منو زدی من قاطی کردم
متاسفم چی داره از درون تو رو می خوره؟
کریس
درسته کریس
من عاشق اونم اونم عاشق منه
همین طوره، چارلی
به خاطر تو، من هرگز بهش دست نزدم
می خواستم اونو در آغوشم بگیرم اما نمی تونستم
من نمی خواستم تو رو اینطوری بزنم، چارلی
اما طبیعی نیست که احساساتم رو سرکوب کنم
همینه. نیستش درد داره و کاری از دستم بر نمیاد
یه چیزی بگو خودتو بریز بیرون
شلاقم بزن تو حق داری منو بزنی
یعنی میخوای باهاش ازدواج کنی؟
اگر من سفید پوست بودم اینطور نمی گفتی
چی داری می گی؟ خودتو ببین. از چهره ات معلومه
دیوونه شدی؟ چیزی که تو رو می سوزونه اینه که اونو به من باختی
این چیزیه که فکر می کنی؟ این چیزی نیست که من فکر می کنم، چیزیه که می دونم
این فکر باعث شده به هم بریزی
به صورتت نگاه کن
این فقط یک حسادت معمولی نبود
به همین دلیل اون کلمات از من ریخت بیرون
وقتی صورتش را دیدم فهمیدم
تو فقط چیزی رو دیدی که می خواستی ببینی تو اونجا نبودی
می دونم چه احساسی نسبت به اون چیزها داره
من اون نگاه رو دیدم، کریس
این نگاهیه که قبلاً هرگز ندیده بودم روی صورت اون یا هر کس دیگه
من آدم ناتوانی نیستم یه چیزی مثل اون نباید منو ضربه می کرد، اما کرد
منظورش اینطوری نبود
لازم نیست منظورش رو داشته باشی یا بگی همیشه هست
این چیزیه که تو فکر می کنی پشت هر کلمه و هر نگاهی وجود داره
تو باید جای من باشی تا بفهمی من در مورد چی دارم صحبت می کنم
اما من می دونم از کجا تونستی بدونی؟
عزیزم چطور می تونستی بدونی؟
تا وقتی که خود من نباشی نمی تونی به من احساسی داشته باشی. خوب نگاه کن کریس
من از نظر تو با دیروز فرق دارم؟
جو صورتم عوض شده؟
اینو نگو باید بگم
من هرگز این رو در ارتش و پلیس احساس نکردم
شاید پنج هزار سال خون پشت سر من باشه که به جلو پرت میشه
برای اولین باره که احساس متفاوتی دارم
من با پوست و گوشتم حسش می کنم
برای اولین بار، خودم را در تلاش برای فهمیدن اینکه کی هستم می بینم
من اینجا متولد شدم من آمریکایی هستم
من احساسش می کنم و زندگیش می کنم و دوستش دارم، اما در عمق وجودم، من چی ام؟
ژاپنی-آمریکایی؟ آمریکایی-ژاپنی؟ نیسی؟
من تحت چه برچسبی زندگی می کنم، کریس؟ تو بهم بگو
متاسفم عزیزم
چرا اینا رو برای تو بیرون ریختم؟
چون تو آسیب دیدی، و این دردیه که من نمی تونم از بین ببرمش
جو
اگه گفته بودی هیچ بخشی از وجود من رو نمیخوای، اون درد داشت
اما من درکش می کردم خریدارش بودم
اما، چارلی
الان کنجکاوم این سالها چی تو ذهنش بود؟
اون چه شکافی توش ایجاد شده بود وقتی من اونجا نبودم
هیچوقت حل نمیشه کریس
اگر اون چنین احساسی داره من از تو چه انتظاری می تونم داشته باشم؟
همه چيز
چون دوستت دارم
تو فقط اون چیزی رو تو صورت من می بینی که می خوای ببینی
خداحافظ کریس
اگه حرف بزنم فایده ای نداره؟
نه
حتي اگه برات دلیل بیارم؟
من دنبال عذرخواهی نیستم عذرخواهی برای چی؟
من وقتی اشتباه می کنم عذرخواهی می کنم نه وقتی که حرف تو دهنم بذاری
داری وقتت رو تلف می کنی
جو، وقتی در مورد کریس با من حرف زدی گیجم کردی
شاید قیافم یه جوری بود
اون یک نگاه نفرت انگیز بود
نفرت عادی، سالم، حسادت آمیز
به من نگاه کن جو
تو منو بهتر از هر کس دیگه ای می شناسی
من حتی یک پیمانه از خون تو رو تو خودم حمل می کنم، یادته؟
هیچوقت یادم نمی ره
خوشحالم که یه تیکه ای از عضله مغزت نیست
کی نشانت رو تحویل می دی؟
به محض اینکه رئیس به دفترش برسه
جو، پرونده هنوز بسته نشده
مال منم همینطور
خب، سعی کردم کریس باور کن سعی کردم
تو اینجا چی کار میکنی؟
هیچ چی
هرچی که بتونم متقاعدت کنم چقدر اشتباه میکنی
جو، فرار نکن
در نرو
این راهش نیست
این همون چیزیه که تو تموم زندگیت بهت نشون داده شده
اگه الان به تهش برسی، سخت ترین و دردناک ترین چیزی خواهد بود که
به چی؟ سعی کنم چیزی رو که نمی خوام به یاد بیارم؟
جو
چی شده؟
کریس؟
مطمئنم که هانسل را دیدم
چارلی
چیزی نداره
پل سند، خیلی خب این اسم واقعیته؟
بله آقا چرا رومانتیک بازیت با شوگر رو
انقدر رازامیز نگه داشتی؟
هیچ عاشقانه ای وجود نداشت باشه، دوستیتون
نمیتونستم موقعیتم رو تو کتابخانه به خطر بیاندازم
رابطه من با اون کاملاً حرفه ای بود
هیچ کس اینو باور نمی کنه
بنابراین من فعالیت هام رو پنهان کردم
اون فهمید و همکاری کرد
چطور اون خانوم رو ملاقات کردی؟
اون برای کتابی در مورد ژاپن اومد تو
اون ایده ای در مورد اجرای کیمونو داشت
و من چند تا پیشنهاد بهش دادم
پس این نمایش ایده تو بود؟
بله آقا من بهش پیشنهاد کردم که اونو تو یه گیشا سرا ببره رو صحنه
و توش شخصیت های کاراته و سامورایی بگنجونه
من بهش پیشنهاد دادم که این تیپ ها رو براش پیدا کنم و اون برای خدماتم به من پول می داد
پس چرا کشتیش؟
ببینید آقای سند چرا کارها را برای خودت آسون تر نمی کنی
و به ما نمی گی چه اتفاقی افتاده؟
اون یک زن زیبا بود
هر کسی می فهمه که چرا براش نمایشنامه می نویسی
حالا چی اتفاقی افتاد؟ اون تو صورتت خندید؟
همین باعث شد بهش شلیک کنی؟ چون نتونستی بهش دست بزنی؟
اسم اون کلاه گیسسازی که تو نمایشنامه کیمونو کمک کرد چی بود؟
کسی به من کمک نکرد آقای سند، وقتی به اون خانم جوون
تلفنی هشدار دادی کی بهش شلیک کرد؟
پل، با من بیا
آمبولانس خبر کن، می تونی؟
پل مال من بود
قبل از اینکه اون وارد زندگیش بشه
مطمئن بودم که اونو از من گرفته
برای همین رفتم تا نمایشش رو ببینم
اونو دیدم که جلوی همه مردم لباس هاش را درآورد
وقتی هیکلش رو دیدم مردم
به همین دلیل کشتمش اما من اشتباه می کردم
خیلی اشتباه کردم
اون هرگز بهش نگاه نکرد
اون حتی انگشتش هم بهش نخورده بود
همش توی ذهنم بود
فکر کردم اونو روندمش
می دونین منظورم چیه
جوری که اون نگام می کرد
خیلی خجالت کشیدم، خیلی حسادت کردم
خواهش میکنم خدای مهربون منو ببخش
منو ببخش، من...
نه نه. نکردم... نکردم...
چارلی اونو گرفتی؟ آره
مرده؟ نه
اون شوگر رو کشت چرا؟
بچه بیچاره اون فکر می کرد که هانسل اونو به خاطر شوگر ول کرده
بخاطر همین کشتش
همش تو ذهنش بود اون فکر می کرد که مریضش کرده
اون فقط اونچه رو که می خواست تو صورتش می دید
نمیدونم الان چطوری بهت بگم چه حسی دارم
مجبور نیستی تو قیافت معلومه
چطور تونستم اون طور اسلحه بکشم؟ چطوری؟
چون احمقی اینجوری
چارلی
ما هنوز رفیقیم؟ نه
سخته
تا اونجا که به کریس مربوط می شه همیشه برای من سخت خواهد بود
اما در مورد من و تو، جو
میدونی، من هم مثل تو خوشحالم
که بالاخره پرونده خودت رو کامل کردی
جو
جو
هی، گروهبان
سخته
بیا، چارلز، بیا چنتا شلاقت بزنم
مک، تو یه مرواریدی
ممنون پسر عزیز، اما من چیزی رو ترجیح می دم که توسط انسان ساخته شه
نه چیزی که توسط صدف ساخته بشه
ترجمه و زیرنویس از عرفان کریمی mjalalkarimi@gmail.com
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.