All language subtitles for Ducktales_S02E07_x265_720p_WEBRip_PSA_30NAMA

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫سی نما تقدیم می‌کند 30nama.com

‫~ مترجم: iredprincess ~ ‫« دوم اردیبهشت ماهِ سال 99 »

‫کمک! کمک!

‫کسی صدام رو میشنوه؟!

‫ای مزخرفِ بدردنخور...

‫- دلا! ‫- عمو اسکروج!

‫برگرد! ‫خیلی خطرناکـه!

‫طوفانِ کیهانی داره سمتت میاد!

‫دلا!

‫

‫

‫

‫

‫- یک روز بعد از پرتاب -

‫

‫نه!

‫نه، نه، نه!

‫نه، نه، نه، نه!

‫

‫

‫ایول! آدامس‌های اکسیژنی!

‫

‫

‫با طعم شیرین بیان؟

‫

‫

‫

‫

‫

‫

‫

‫- دو ماه بعد از سقوط -

‫

‫دارم میام پسرا

‫

‫ایول! کار میکنه!

‫تو دهنت ای علم!

‫خیله‌خب. سلام عمو اسکروج ‫یا دونالد

‫یا رسما هرکسی که میتونه ‫صدام رو بشنوه

‫من دلا داک هستم!

‫

‫

‫درسته، خب موضوع از این قراره:

‫طوفانِ کیهانی شدید اکثرِ ‫سیستم‌های من رو از کار انداخت

‫اما چون بنده خلبانی عالی هستم،

‫به سلامت این سفینه رو فرود آوردم

‫بیشتر قسمت‌هاش

‫

‫

‫

‫پای مصنوعیِ خیلی خفن

‫هنوزم دارم روش کار میکنم

‫شاید چندتا جت یا در ‫باز کن بهش اضافه کردم

‫بگذریم... من تونستم که زنده بمونم

‫توی اتمسفر قمری به لطفِ ‫آدامس‌های اکسیژنیِ جایرو

‫اکسیژن، آب و مواد مغذی رو در بر داره

‫و مزه‌اش افتضاحه

‫شیرین بیان، بدترین طعم دنیا

‫مشکلی نیست

‫مطمئنم مزه‌اش به زودی ‫از بین میره

‫

‫امواج خطر رو فعال کردم

‫پس اگه این فرافرستی ‫به دستتون رسیده،

‫میتونید موقعیتـم رو بدست بیارید ‫و بیاید دنبالم

‫

‫خودم سعی کردم که از ‫اینجا بیام بیرون

‫

‫

‫

‫

‫

‫خیلی خوب پیش نرفتم

‫در همین حین، یه گناهگاهِ ‫خیلی خوبی رو هم درست کردم

‫تخت خیلی راحتی دارم

‫یه تقویم که روزایی که اینجا بودم ‫رو علامت بزنم

‫و... اتاق خونوادگی

‫شرط میزنم پسرا دیگه سر ‫از تخم درآورده باشن

‫اصلا نمیدونم چه شکلی‌ان

‫صبر کنید

‫ایناهاش!

‫اینجوری بهتر شد

‫دونالد اگه اونجایی، صفحه ‫رو ببر پیش گهواره

‫سلام بچه‌ها! من مادرتونم!

‫میدونم که توی یه سفر کوچیکم فعلا،

‫اما به ارسال این فرافرستی‌ها ‫ادامه میدم

‫اصلا متوجه نمیشید که نبودم!

‫قول میدم که بیام خونه، ‫یه جوری

‫هیچ چیز نمیتونه جلوی ‫دلا داک رو بگیره!

‫وای پسر، وقتی برگردم به ‫ماجراجویی‌های خیلی

‫خفنی میریم

‫درواقع، یه آهنگ قدیمی درمورد ‫ماجراجویی هست

‫که قبلا میخوندم..

‫

‫تو چی هستی؟!

‫صورتـش شاخک داره!

‫

‫

‫خبر خوب: من تنها نیستم

‫خبر بد: یه هیولای حشره‌ای وحشتناکی هست

‫که سعی داره منو بخوره

‫یچه‌ها، درمورد هیولاهای ‫حشره‌ای باید بدونید:

‫باید حواستون به گازانبری‌ها باشه

‫اما اینم یادتون باشه که بزاغـشون مخربـه

‫

‫امروز روز 192ـه

‫آدامس هنوز مزه‌اش رو ‫از دست نداده

‫

‫ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید @officialcinama

‫- نُه ماه بعد از سقوط -

‫خب...

‫چند ماهی شده

‫از کسی خبری هم نشد

‫

‫باید یه راه دیگه برای ‫کمک خواستن پیدا کنم

‫خوشبختانه، این کتاب کهنه رو پیدا کردم!

‫کتاب راهنمای وودچاک جونیور قدیمیم!

‫«چگونه از کشتی‌های غرق شده زنده بمانیم

‫علامتی برای کشتی‌های در حال ‫تردد بسازید.:

‫سفینه نه کشتی

‫

‫بیا!

‫

‫«سلام اسکروج، منم دلا

‫من رو سیاره ماه زنده‌ام

‫کمک بفرست با غذا

‫این آدامس خیلی بده

‫ارادتمند، دلا»

‫عالیه!

‫

‫

‫وای نه!

‫

‫

‫

‫خب اون ضروری نبود

‫

‫تیکه‌های کافی برای نوشتن ‫«کمک» نیست

‫به چیزی نیاز دارم که توجهِ ‫اسکروج رو جلب کنه

‫ترکوندم!

‫- یک سال بعد از سقوط -

‫♪ تولدتون مبارک! ♪

‫♪ تولد پسرام مبارک! ♪

‫♪ تولدتون مبارک! ♪

‫

‫

‫

‫متاسفم که نمیتونم برای اولین ‫تولدتون اونجا باشم،

‫اما دارم سعیـم رو میکنم

‫

‫امروز سربه‌سرِ من نذار، کرم ماه!

‫

‫

‫کیک رو فراموش کنید!

‫حدس بزنید کادوی تولدتون چیه؟

‫مامانتـون!

‫هی! از اونجا دور شو! ‫بیا یه قراری بذاریم...

‫برای ده ثانیه فقط، «کمک»ِ من ‫رو دست نزن،

‫و وقتیکه از این سیاره‌ی ‫مزخرف رفتم،

‫میتونی کل سفینه‌ی کوفتیم رو بخوری!

‫

‫

‫

‫

‫

‫وِ لـش کن!

‫

‫

‫

‫

‫سفینه‌ی عقاب صحبت میکنه، ‫از برج نظارت مک‌داک

‫به نظر میاد یه جور شهاب سنگ ‫به سطح برخورد کرده

‫هیچ نشونِ قابل دیدی از ‫زندگی وجود نداره

‫

‫

‫

‫نه! وایسا! برگرد!

‫

‫

‫

‫

‫خیله‌خب، نقشه جدید

‫

‫نقشه سوم: دشنه‌ی سلین رو بازسازی میکنم!

‫خب چقدر سخت میتونه باشه؟ ‫یه سفینه‌ست دیگه

‫وای پسر

‫تمرکز کن دلا!

‫همونجوری که دونالد همیشه میگه، ‫کارهارو طبق کتاب انجام بده

‫

‫

‫

‫خداروشکر دونالد اینجا نیست

‫

‫

‫

‫

‫

‫

‫

‫

‫خیله‌خب، یکمی زمانبر شد...

‫اما بالاخره موفق شد

‫من دشنه‌ی سلین رو بازسازی کردم!

‫♪ بهترین مامانِ دنیا! ♪

‫

‫خیله‌خب فقط باید این خوشگل ‫رو راه بندازم

‫و به سمت خونه برگردم!

‫

‫

‫

‫

‫

‫بجنب!

‫«روشن کردن موتور: کلید رو بزن»

‫آره، نه، کتاب!

‫

‫آدامس مزخرفِ جایرو

‫کم بود که با هربار جویدنش

‫مزه‌اش بیشتر میشه،

‫حالا انگار مجبور بود که برای روشن شدن

‫موتور از تکنولوژی طلا استفاده کنه!

‫از کدوم قبرستونی میخوام یه ‫طلای مزخرف پیدا کنم الان؟!

‫

‫خیله‌خب، 20 سال زندگیم

‫رو با بهترین شکارچیِ دنیا گذروندم

‫اگه طلایی روی این سفینه باشه،

‫پیداش میکنم

‫

‫

‫

‫

‫خب هیچ طلایی اینجا نیست

‫«دهنـم صاف،

‫من ثروتمندترین اردک دنیام

‫اما نمیتونستم یه طلای ‫بکآپ کنار بذارم

‫که شاید موتور بهش احتیاج داشته باشه»

‫درس زندگی بچه‌ها: ‫ماجراجویی سخته

‫میدونید، بعضی وقتا یه ‫تندیسی طلسم شده وجود داره

‫که به یه اهریمن تبدیل میشه

‫یا گاهی اوقات روی ماه سقوط میکنید

‫و تلاش میکنید که زنده بمونید،

‫اما یه کرم ماه همه چیز ‫رو نابود میکنه،

‫اینجا نگهت میداره وقتیکه بچه‌هات ‫دارن با عموهاشون بزرگ میشن

‫اما همچنان سلامتیت، یه پای روباتیِ خفن،

‫و آدامسی رو داری که هر روز خدا ‫مسخره‌ات میکنه!

‫

‫دندون طلا؟!

‫

‫تموم این مدت توی دهنم طلا داشتم!

‫تموم این مدت توی دهنم طلا داشتم؟!

‫بخاطر همینه که وقتی بچه بودم ‫اسکروج مجبورم میکرد به دندونپزشکی برم

‫موضوع اصلا بهداشت نبود!

‫طلای بک‌آپ دارم!

‫دیگه هیچی جلودارم نیست!

‫

‫

‫نه نه نه نه! ‫این دفعه نه!

‫

‫

‫

‫

‫

‫

‫

‫

‫

‫

‫

‫

‫

‫به نام ماه ایست!

‫صبر کن، چی؟ کی؟ چی؟!

‫

‫نه، نه، نه نکن!

‫وقتی تهدیدت میکنم منو نادیده نگیر!

‫به سلطه گریم احترام بذار!

‫

‫تو کی هستی و چطوری ‫به اینجا اومدی؟!

‫سلام! دلا داک هستم. من خودم 13 ‫میلیون سوال ازت دارم!

‫اما الان باید سفینه‌ام رو پس بگیرم ‫و به زمین برگردم!

‫ایست ستوان پنومبرا!

‫درود ای زمینی

‫من ژنرال لوناریس از ‫سیاره ما هستم

‫چی؟ ‫ماه که سیاره نیست

‫به رئیس ماه احترام بذار،

‫وگرنه عواقب بدی خواهد داشت

‫ببین، من هر عاقبتی که بخوای ‫رو به جون میخرم

‫بعد از اینکه این کرم رو پیدا کنم

‫جنگجویان شجاع سیاره ماه

‫بیشتر از سه چرخه‌ست که در حال ‫شکار این هیولا هستن.

‫پس دقیقا یه زمینیِ بدبخت چطور ‫میخواد اینکار رو بکنه؟

‫

‫

‫

‫

‫

‫

‫

‫

‫هی، کرم رو پیدا کردم!

‫

‫شلیک کن ستوان پنومبرا!

‫

‫فورا! زمینی رو به هیولا تحویل بدیم!

‫وقتیکه داره استخونای ضعیفش ‫رو میشکونه، میکشیمش!

‫گوش بدید، همه ما میدونیم ‫که چه اتفاقی میفته:

‫اولش از همدیگه متنفریم،

‫بعدش به یه ماجراجوییِ ‫متحولانه میریم، بعد...

‫بوم!

‫دوستای صمیمی!

‫پس میتونیم به کارمون ادامه بدیم پنی؟

‫

‫اسم من ستوان پنومبراست!

‫

‫

‫

‫

‫

‫

‫انقدر شلیک نکن ستوان!

‫به دلا میزنی!

‫نمیتونی جلوی من رو برای برگشتن ‫به پیش پسرام بگیری،

‫ای هیولای مسخره!

‫

‫

‫دوباره ناامیدشون نمیکنم!

ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید @officialcinama

‫

‫

‫

‫

‫

‫

‫

‫

‫

‫صبر کنید، این کرم هیولا نیست

‫یه مادرـه!

‫کی اهمیت میده؟

‫کرم دشمنِ ما نیست

‫فقط داره تلاش میکنه که زنده بمونه

‫جون خودش رو به خطر میندازه،

‫با تهدیدات ناشناخته روبه‌رو میشه،

‫تموم این سیاره رو برای ‫پیدا کردنِ یه تیکه فلز میگرده

‫چون یه مادر برای بچه‌هاش

‫دست به هرکاری میزنه

‫

‫

‫

‫

‫

‫بذار یه چیزی رو امتحان کنم

‫همیشه یه آهنگی رو برای پسرام ‫قبل از اینکه از تخم بیرون

‫بیان میخوندم

‫

‫

‫♪به ستاره‌ها نگاه کنید، ‫پسربچه‌های عزیزم ♪

‫♪ زندگی عجیب و پهناوره ♪

‫♪ مملو از شگفتی‌ها و لذت‌هاست ♪

‫♪ با هر خورشید جدید رو‌به‌رو بشید ♪

‫♪ با چشمانی باز و راستین ♪

‫♪ از ناشناخته‌ها نترسید ♪

‫♪ چون من درکنار شما خواهم ماند ♪

‫زود باشید، تفنگ‌هاتون رو بهم بدید

‫نقشه خوبیـه

‫هیولاهارو با حس اشتباهِ امنیت آروم کن

‫تنها برای اینکه در حساستـرین ‫زمان بهشون خیانت کنی!

‫شاید داریم بهترین دوستای هم میشیم

‫وای! به هر طریقِ ممکنی ‫ناامیدم میکنی!

‫

‫در ادوار مختلفی با کرم‌ها جنگیدیم،

‫اما تو نه تنها با جنگ بلکه با محبت، ‫ورق رو برگردوندی

‫اگه به راحتی طلا رو به اشتراک بذاریم،

‫دیگه نیازی نیست که با هیولاها ‫در جنگ باشیم

‫امروز به سیاره ماه خدمت ‫بزرگی کردی، دلا داک

‫

‫دیگه هیچ راهی وجود نداره که درستش کنم

‫متاسفم پسرا. من سعیم رو کردم

‫شاید نتونی به خونه برگردی،

‫اما به این معنا نیست که نتونی ‫خونه جدیدی برای خودت بسازی،

‫با ما

‫برای مدت زیادی، کرم‌ها ‫به خونه‌ی ما حمله میکردن،

‫اما مردم من دیگه با ترس ‫مخفی نمیشن

‫چه خونه تمیزی

‫از جایی که من میام، ‫به این میگیم «سنگ»

‫ژنرال، هنوزم نمیتونم تجزیه‌اش کنم؟

‫

‫چی... ؟!

‫به «ترنکوئیلیتی» خوش اومدی

‫صبر کن. تموم این مدت اینجا ‫یه شهری وجود داشته؟!

‫و من توی بیابون زندگی میکردم؟!

‫بهت که گفتم اسکلی

‫و شما غذا و تسلیحات و...

‫طلا دارید!

‫حاصلخیزترین منبع ماست

‫ما برای همه‌چیز ازش استفاده میکنیم

‫گاهی اوقات همینجوری ‫میندازیمش توی سطل زباله،

‫که اونم حتی از طلا ساخته شده

‫وای خیلی رو مخـه اما جالبـه!

‫من میتونم سفینه‌ام رو تعمیر کنم!

‫تلاشت برای کشتی گرفتن با من ‫بر روی سطح زمین حال به هم زنـه!

‫دیدی؟ بهترین دوستیم!

‫

‫باورم نمیشه که بخوای اجازه بدی

‫یه ضدماه اینجا آزادانه بچرخه

‫خیلی باهاش خوبی

‫این شخص زمینی تونست بزرگترین ‫دشمن ما رو شکست بده

‫جوری که انگار مسئله مهمی نبوده

‫ممکنه سودمند باشه

‫یا خطرناک

‫حواست رو جمع کن زمینی!

‫~ مترجم: iredprincess ~ ‫« دوم اردیبهشت ماهِ سال 99 »

بزرگترین مرجع دانلود فیلم و سریال 30nama.com

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.