All language subtitles for Ducktales_S02E03_x265_720p_WEBRip_PSA

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫کجا میری؟

‫تو سایه منی، میشنوی؟

‫لعنت بهت!

‫هی فیشر، اینو ببین

‫ها. این چهارمین چیز عجیبیه ‫که امروز گرفتیم

‫دست‌های ماهی‌ایت رو بهم نزن، ‫مَرد ماهی‌گیر کثیف!

‫واه، واه، واه! ‫"شخص ماهی‌گیر"

‫یعنی، اسمت مَن هستش، مَن

‫آره خب، اون نمیدونه ‫من واقعا ماهی‌گیرم، فیشر

‫این یارو رو تا حالا ندیدم

‫کافیه! ‫نمیدونین من کی‌ام؟

‫نه. کی هستی؟

‫نمیدونم!

سی نما تقدیم میکند [30nama.com]

« Stef@n | تــرجمه از تـورج پاکاری » telegram: Tooraj_pk

‫بعد از گذشت چهار ماه ‫از گم شدن مدیر عامل شرکت گلامگلد،

‫این شرکت بالاخره ‫تحت مدیریت جدید و غیر دیوونه هست

‫زنه با اشتیاقه. ‫هیجان‌انگیزه

‫هیچوقت تهدید نکرده ‫از کسی انتقام میگیره

‫اون زن آولسن هست

‫آم سلام به همگی. ‫خوشحالم...

‫شاگرد ممتاز دانشکده تجارت ماوستون

‫آولسن خیریه جهانی ‫"تغییر برای جوجه‌ها" رو بنا کرد

‫اون جانشین قدرتمندی...

‫به جای رهبر ناموفق قبلی این شرکت ‫فلینتهارت گلامگلد هستش

‫ما بخش‌های غیر ضروری رو بستیم

‫مثل توطئه وحشیانه، ‫انتفام بی‌فکرانه

‫شرکت کلی پول خرج کوسه‌ها میکرد

‫آولسن حتی داره یه خیریه دیگه

‫همراه با رئیس شرکت رقیب، ‫تشکیلات مک‌داک تشکیل میده

‫وقتشه این شرکت ‫مردم رو به سود ترجیح بده

‫اینجا در صنایع جدید گلامگلد

‫جامعه ما بزرگترین گنجینه‌ست

‫آه، ماهی‌گیری

‫تقلای نجیبانه بین انسان و طبیعت...

‫اینکه تو منو آروم...

‫7 ساعت دور بدی ‫تا چرت بزنم

‫پردن و پرت کردن چوب سر تیز! ‫ها!

‫اَخ، حال بهم زن! ‫نمیشه فقط از اینا استفاده کنی؟

‫حتما. ولی هیچ قلاب ‫ماهی‌گیری قدیمی‌ای بدون...

‫طعمه! ‫اینجا طمعه بخرید!

‫آه! گلامگلد!

‫سلام بچه‌ها، ‫طعمه فروشی دارم

‫7 تا شاخک بخرین، هشتمی مفتی میبرین. ‫کلی دیگه هم هست که ذخیره کنین

‫آه، گلامگلد

‫چرا لهجه‌ت عین آفریقای جنوبی شده؟

‫چرا حالت وایسادنت اینقدر خوبه؟ ‫روی صورتت چیه؟

‫فقط یه ریش پر پشت

‫بخاطر زندگی‌ای روی دریا بوجود اومده

‫چی تو سرته، گلامگلد؟

‫چی چی گفتی ‫گلامدر... چی؟

‫شما بچه‌ها به کارگر جدیدمون بی‌احترامی کردین؟

‫چون ناحیه طعمه فورشی ‫زد و خورد آزاده‌ها

‫فقط داشتم خودم رو معرفی میکردم

‫اسم من دوک کالباسیه. ‫مثل گوشت خاشع ساندویچ

‫بیشتر پر از کالباس بهت میخوره ‫[لاف زدن]

‫- یه لحظه ما رو ببخش، آقای کالباس ‫- "پر از کالباس"

‫یه اصطلاح خیلی قدیمیه. ‫میدونی، یعنی...

‫میفهمم، ولی وقت جوک‌های خنده‌دار نیست

‫گلامگلد چند ماهه گم شده، ‫بعد بوم!

‫به عنوان یه شخص کاملا متفاوت برگشته

‫معلومه که یه جور فراموشی گرفته. ‫باید کمکش کنیم

‫بیخیال. جعل فراموشی ‫راست کار کلاهبردارهاست

‫این معلومه یه جور طرحه که ‫ما رو به دام بندازه و دایی اسکروج رو نابود کنه

‫یه بار که آدم بده باشی، ‫همیشه آدم بده‌ای

‫هی

‫اوه، ای...

‫شاید این آدم بده ‫داره آدم خوبه میشه

‫مثل یه گرگینه معکوس!

‫واسه بار آخر میگم، ‫هیچ گرگینه معکوسی وجود نداره

‫دارم بهت میگم، اون گلامگلده

‫از کجا مطمئنی خودشه؟

‫لعنت بهت، طناب

‫خودشه

‫شرمنده داد زدم. ‫تا حالا اینطوری رفتار نکرده بودم

‫که ازش با خبر باشم

‫این یارو. بدون حافظه ‫تو خلیج پیداش کردیم

‫فقط عزمش...

‫و توانایی تحمل کرن درد عجیبش

‫انگار واسه زندگی...

‫سخت بروی دریای آزاد ساخته شده

‫تنها چیزی که باید بدونم اینه که ‫من از دریا اومدم،

‫و توسط دریا هم میمیرم

‫زندگیش مثل یه هایکوئه ‫[کوتاه‌ترین گونه شعری در جهان است که مبدع آن ژاپنی‌ها هستند]

‫آره. آشغال مبهمی که ‫از نظر ساختاری اصلا معنی نمیده

‫معلومه دروغ میگه. ‫اون گلامگلده، و منم ثابتش میکنم

‫هی، ساندویچ کالباس، ‫میدونی کی رو باید ببینی؟ دایی ما

‫- اوه، جدی؟ ‫- آره. خیلی پول‌داره،

‫خیلی اسکاتلندی، ‫بدون ریش

‫ولی راحت، ‫بهترین میلیونر دنیا

‫اسکروج مک‌داک! ‫منو نزن

‫به نظر آدم خوبی میاد

‫دوک، مطمئنی...

‫اسم گلامگلد به نظر آشنا نمیاد؟

‫صبر کن. فکر میکنی ‫دوک فروتنِ قوی

‫افسانه اسکله‌ها،

‫اون مَرد خشکیده، ‫و حال بهم زنه؟

‫هی دوک، ‫حالا که میلیونری

‫یه دور نوشیدنی پِپ واسه همه میخری؟

‫- حتما. چرا که نه؟ ‫- دوک! دوک!

‫- دوک! دوک! ‫- دوک! دوک! دوک! دوک!

‫چیه؟ یه پِپ مفتی میخوام

‫دوک! دوک! دوک! ‫صبر کن. ها؟

‫دوک! دوک! دوک! دوک!

‫چرا باید یه ماهی فروش ساده ‫همچین گیره پولی داشته باشه؟

‫نمیدونم،

‫ولی ته‌توش رو در میاریم

‫اوه، به نظر میاد قایق ماهی‌گیری ‫شرکت مک‌داک برگشته

‫به خونه خوش اومدی

‫بهترین قایق ماهی‌گیری روی دریا

‫منظورت دومین قایق برتره

‫چون بدون شک ما ‫بهترین قایق روی دریاییم

‫آه، چه لطف داری

‫حتما، یه حلبی در حد ‫طبقه کارگری داریم، ولی...

‫ولی نداره. ‫شماها حرف ندارین

‫ما باید بهترین باشیم

‫دوم بودن هیچ ایرادی نداره

‫میدونی شنیدم اول بودن بدترینه...

‫و دوم بودن بهترینه

‫دلیلش رو نمیدونم، ‫ولی از اون قایق متنفرم

‫بیا، دوک

‫نِیمه که خودش خونده نمیشه! ‫[آوازخوانیِ افرادی که روی دریا کار میکنن]

‫دارم میام

‫دیدی؟ ‫هیچ توطئه‌چینی‌ای دیده نمیشه

‫گلامگلد واقعا فراموش گرفته ‫و الان مشخصه که یه ماهی‌ فروش ساده‌ست

‫وقتی یه "پستچی فروتن" هم بود ‫همین حرف رو زدی

‫و "یه سرآشپز شیرینی بی نظیر"

‫صبر کن. خودش رو لو میده

‫هوم

‫سلام، رفقا! ‫بیاین بپرین بیرون آب

‫و با من وقت بگذرونین!

‫دوک، چیکار میکنی؟

‫سلام، رفقا!

‫و خانوم‌ها!

‫حالا دو برابر ماهی میگیرم!

‫ها. نمیدونم والا این ‫چی رو ثابت میکنه

‫جلسه اعضای قایق!

‫واه. ‫دوک، حالت خوبه؟

‫به نظر میاد زیاد نخوابیدی

‫وقتی یه توطئه‌ بی‌نقص کِشیدی ‫دیگه چه نیازی به خواب هست؟

‫بنگرید! ‫نقشه نبوغانه من

‫تا بیشتر از قایق مک‌داک ‫ماهی بگیریم

‫معنی جوک رو نمیفهمم

‫اینجا با یه پختن ساده میگو شروع میکنیم

‫یا اینطور به نظر میاد

‫میدونستم! ‫گلامگلد داره چیزی رو نشون میده

‫مشخصه داره با خاطرات سرکوب شده ‫تقلا میکنه. باید بهش کمک کنیم

‫دقیقا میخواد ما همین‌کارو بکنیم، ‫و بعد سورپرایز

‫تو یه آتشفشان پر از بمب کوسه‌ای ‫گیر افتادیم

‫گلامگلد ممکنه این‌کارو بکنه، ‫ولی دوک‌مون نه

‫و اینطوری بمب‌ها رو میچسبونیم ‫به کوسه‌ها. حالا...

‫بعد از اینکه از دانشگاه دولتی منطقه ‫مدرک مهندسی‌مون رو گرفتیم

‫ماهی‌های رباتیک قدم 17ای که از قبل ‫شستشوی مغزی داده شده رو برنامه‌ریزی میکنیم

‫تا قایق مک‌داک رو محاصره کنن ‫و بهشون حمله کنن

‫درحالی که عزت نفس‌شون از هم پاشید، ‫ما دنبال چیزی میگردیم که به نظرم...

‫یه سرپوش گنده ‫روی سطح خلیجه

‫خلیج رو خشک میکنیم، ‫بعد کل ماهی‌ها رو واسه خودمون جمع میکنیم!

‫هی دوک، طراحی‌های ورقه‌ای قشنگی‌ان

‫ولی اگه زیادی ماهی بگیریم، ‫ماهی‌ای واسه بقیه نمیمونه

‫چون همه ماهی‌ها مال ما میشه

‫ولی همونطور که همیشه میگی، ‫"سهیم شدن یعنی اهمیت دادن"

‫به نظر حرف خودم میاد. ‫یا معلوم نیست؟

‫بعلاوه، داره طوفان میاد

‫درکل نباید کسی ماهی بگیره

‫واسه همین ماهی ‫اصلا انتظارش رو نداره!

‫فقط شوخی کردم؟

‫آه، این دوک ‫چقدر شوخه

‫دوک جوک‌ها بیشتر بهش میاد، ها؟

‫قضیه تموم نشده، قایق

‫گفت که داشت شوخی میکرد

‫یادش نمیاد گلامگلد باشه

‫هر کلاهبرداری وقتی مچش رو بگیرن ‫همینو میگه. من همیشه اینو میگم!

‫چی تو سرته، گلامگلد؟

‫- فقط یه راه واسه فهمیدنش هست! ‫- اوه، جان جدت نگو

‫پیش به سوی تحقیق!

‫خیلی‌خب، این تمام اطلاعاتیه ‫که داریم

‫اگه یه راه تصویری ‫واسه سازماندهی اینا بود خوب میشد

‫حدس میزنم، یه تخته درست کردی؟

‫یه تخته درست کردم! ‫دوک،

‫گلامگلد، گیره پول

‫- و کلی علامت سوال داریم ‫- همین؟

‫هیچ‌جا نتونستم اطلاعاتی ‫از دوک کالباسی بدست بیارم

‫همینطورم هیچ سوابقی ‫از فلینتهارت گلامگلد...

‫قبل از اومدنش به داکبورگ ‫در سال 1980 وجود نداره

‫"اسکاتلندی‌ترین؟"

‫ما ساعت‌ها صرف فهمیدن اینکه ‫دوک کالباسی کردیم

‫و حالا حتی نمیدونیم ‫گلامگلد کیه؟

‫باید یکی باشه که بتونه بهمون کمک کنه

‫کی بیشتر از هر کسی ‫با گلامگلد سر و کار داشته؟

‫نزدیک نشو. ‫الان من مسئولم

‫دیگ بخار لنچ خاموش شده

‫باید بری زیر عرشه ‫تا روشنش کنی

‫دیگ بخار لنچ خاموش شده

‫کی اونجاست؟

‫وایسا!

‫یه سنگ آتشزنه قلب شکل؟

‫دیگ بخار لنچ خاموش شده

‫این طلا داره بهم میچسبه

‫فقط یه خوابه

‫اونا هیچوقت معنی‌ای ندارن

‫صبح بخیر، آفتاب جون

‫یه چیزی برات گرفتیم

‫"مَن-فیشر-دوک"

‫حالا رسمی شد. ‫تو جزئی از خانواده‌ای

‫چیزه خاصی نیست

‫حالا ما دوک ماهی‌گیران میشیم

‫آه خدایا، نشانه خیلی بهتری میشد

‫عجب. این مهربونانه‌ترین...

‫کاریه که یکی واسه من کرده، ‫فکر کنم

‫اوه، هیچی نمیتونه این روز رو خراب کنه

‫من دنبال دوک کالباسی میگردم

‫یادت باشه عمو اسکروج،

‫فقط باید بفهمی ‫گلامگلد چش شده

‫میدونم. من که فراموشی ندارم

‫کاش میدونستیم چی دار میگن

‫خوبه که من لب‌خونی بلدم

‫دارم از تعجب شاخ در میارم!

‫هی، حق با وبی بود ‫و فراموشی گرفتی؟

‫درسته گفته

‫دهنت سرویس! ‫اون جوون آینده درخشانی داره!

‫والا راست میگی. پسر، کاش اون ‫نوه خدمتکار خونه من بود

‫اوه، نه! ‫میخوان...

‫همدیگه رو بغل کنن؟ ‫قضیه چیه؟

‫اون گلامگلده، خب

‫و بدون شک فراموشی گرفته

‫ها! بهتون که گفتم! ‫پس، بهش کمک کنیم؟

‫- نه ‫- ها! منم به تو گفته بودم!

‫چون هنوزم اساساً ‫یه آدم بده، درسته؟

‫- نه ‫- ببخشید، دوباره بگو؟

‫تو تمام سال‌های درگیری من...

‫با اون شرور آشفته،

‫تا حالا فلینتی رو اینقدر خوشحال ‫و در آرامش ندیدم

‫بذارین دوک کالباسی باشه

‫- بخاطر صلاح خودشه ‫- ولی ممکنه آسیب مغزی دیده باشه

‫فلینتهارت گلامگلد ‫هر روز خودش رو منفجر میکنه

‫یه آسیب مغزی ساده ‫والا پیشرفته براش

‫بیخیال این یکی بشین

‫من میرم تا از خیریه جدیدم ‫با زن آولسن پرده بردارم

‫"سکه ده سنتی برای جوجه‌ اردک‌ها"

‫امیدوارم بتونم به جاش نظرش رو ‫راجع‌به "سکه یک سنتی برای ناتوان‌ها" جلب کنم

‫- ها ‫- پس، بهتره بریم...

‫ماهی‌گیری یا...

‫اوه، درسته. ‫کاری که میخواستم قبل از این قضیه انجام بدیم

‫بسوی ماهی‌گیری!

‫نمیدونم قبلا کی بودم،

‫ولی میدونم الان کی هستم... ‫دوک کالباسی

‫وقتشه گلامگلد بره پی کارش! ‫آه!

‫گفتم، برو پی کارت!

‫آه! بچه‌‍ها! ‫داره طوفان میاد!

‫نجاتتون میدم،

‫یا اسم من...

‫آه. پاپایای خوش بو دارم

‫برق کفش!

‫برق کفش! ‫پیش من کفش‌هاتون رو برق بندازین!

‫میتونی یه جفت کفش اسپتز رو برق بندازی؟

‫تا حالا کفشی ندیدم ‫که نتونم برق بندازم

‫خب، چی تو رو به آفریقای جنوبی کشونده؟

‫فقط بذار بگیم یه اسکاتلندی زرنگ...

‫ملکه باران بلابدو رو مجبور کرده

‫که صحرای بزرگ آفریقا ‫یکم از خشکی در بیاره

‫فقط یه روزی کاری دیگه ‫واسه اسکروج مک‌داکه

‫حتما آدم بزرگی هستی...

‫اگه داری بصورت سوم شخص ‫به خودت اشاره میکنی

‫میدونی، دوک کالباسی ‫هم یه جورایی آدم بزرگیه

‫کلی نقشه داره که ‫خودش رو...

‫پول‌دار ترین اردک دنیا کنه!

‫اول، پول کار کفش برق اندازیم رو میگیرم

‫و یه معدن زغال میخرم

‫بعد اونقدر سفت زغال سنگ‌ها رو لگد میکنم، ‫تا به الماس تبدیل بشن

‫پات درد نمیکنه؟

‫نه، آقا. چون اونقدر کله‌شقم ‫که بدونم چه زمانی صدمه دیدم!

‫بگذریم، یه دریل غول‌پیکر میسازم

‫با یه مته‌ی الماسی ‫تا واسه طلا زمین رو بکنم و پول‌دار بشم

‫چرا الماس‌ها رو نمیفروشی خب؟

‫اون وقت دریل رو واسه چی به کار ببرم؟

‫موفق باشی، جوون

‫یه سکه؟ برق انداختن یه دلاره. ‫کفش اسپتز بیشتره

‫بعلاوه انعام!

‫میخواستم سر اتکاء به خود ‫درسی بهت میدادم

‫اینطوری من پول‌دار ترین اردک دنیا شدم

‫تو پول‌دار ترین اردک دنیایی،

‫و فقط یه سکه بهم دادی؟

‫یه حرکت نمادینه که ‫بهت یاد بدم واسه ثروتت کار کنی

‫که بهتر از طرح توطئه‌چینی ‫نصف و نیمه توئه

‫داری منو مسخره میکنی؟ ‫چطور جرئت میکنی؟

‫فکر میکنی خیلی پول‌داری،

‫و خیلی اسکاتلندی!

‫از کمک کردن پشیمون شدم

‫اوه، معلومه که پشیمون میشی

‫چیزی گم کردی، مک‌داک؟

‫طرح‌های من نصف و نیمه‌ست، ها؟

‫خب، این چی، کامله؟

‫ اول، از پول خودت استفاده میکنم

‫ تا یه شخصیت اسکاتلندی ‫ برتری بوجود بیارم

‫ لطفا چغور پغور رو رد کنین

‫بهم نگو چیکار کنم!

‫ آخر سر، بقیه عمرم

‫ رو صرف بهتر بودن ‫ از اسکروج مک‌داک میکنم

‫پشیمون میشی که اون روز منو...

‫- دوک! دوک! دوک! ‫- دوک میخواد اون بچه‌ها رو نجات بده!

‫- واه! ‫- از ماهی‌گیری متنفرم!

‫کمک! نجاتمون بدین!

‫دست‌هات رو بده بهم!

‫آه!

‫حتی وسط طوفان هم ‫میتونم بیشتر ماهی بگیرم!

‫اینو داشته باش، قایق مک‌داک

‫که الان دارم میفهمم ‫یه استعاره...

‫واسه نفرت من از اسکروج مک‌داکه!

‫چرا همچین کاری کردی؟

‫چون من فلینتهارت گلامگلد ام،

‫و همیشه هم خواهم بود!

‫اون کل این مدت تو جیبش بود؟

‫تو الان از بچه‌ها دزدی کردی؟

‫اون دوک کالباسی من نیست

‫اگه نظر منو بخوای، ‫بهتره بگیم کالباس تقلبی

‫تو مزخرفی!

‫دوک کالباسی رو تو آفریقای جنوبی ‫جا گذاشتم رفت

‫زنده باد گلامگلد!

‫گلامگلد! گلامگلد!

‫فقط سکه‌های ده سنتی‌ان ‫که خیلی گرون در میان

‫مطمئنی نمیتونیم با ‫"سکه پنج سنتی برای نوزادان" پیش بریم؟

‫آقای مک‌داک، این بحث رو کردیم

‫گلامگلد! گلامگلد!

‫گلامگلد! گلامگلد!

‫ها! فکر میکردی منو گول زدی، ‫اسکروج ها؟

‫تو خوابم تظاهر کردی ‫که یه قایقی؟ تلاش خوبی بود!

‫خداحافظ، دوک کالباسی

‫سلام، فلینتی

‫آقای گلامگلد، من زن آولسن

‫درحال حاضر پست مدیر عامل ‫صنایع گلامگلد رو کنترل میکنم

‫- باعث افتخاره که.. ‫- اینا رو بخیال، آول

‫اسکروج امیدوار بود همه ‫فلینهارت گلامگلد رو یادشون بره

‫ولی من فراموش نشدنی‌ام!

‫تو به معنای واقعی خودت ‫رو فراموش کردی!

‫و خوشحالم بودی

‫من فقط زمانی خوشحالم ‫که تو خوشحال نباشی!

‫حراست رو خبر کنم یا...؟

‫بهتره بذاریم داد و بیداد کنه

‫دیگه فراموش نمیشم!

‫یه شرط‌بندی پیشنهاد میکنم... ‫تو علیه من

‫هرکی که تا آخر سال...

‫پول‌دار ترین اردک دنیا باشه، ‫برنده میشه

‫بیخیال، فلینتی ‫چرا باید با همچین شرط‌بندی مسخره‌ای موافقت کنم؟

‫اوه، دلیلی به ذهنم میاد

‫اون رو از کجا آوردی؟

‫اوه، این؟

‫از موقتی که از تو زدمش دارم

‫اونم تو دوران بچگی!

‫اون تو بودی؟

‫قبلا شکستت دادم، ‫و دوباره هم میتونم

‫مگه اینکه میترسی دوم باشی

‫من هرگز بخاطر مغرور کلاهبرداری ‫مثل تو دوم نمیشم

‫پس ثابتش کن

‫برنده شرکت بازنده نصیبش میشه

‫و پول‌دار ترین اردک دنیا میشه

‫- تا ابد! ‫- رواله!

‫من...

‫از طرف جفتتون مدارک خیریه ‫رو امضاء میکنم

‫از کار باهاتون خوشحال شدم

‫اسکروج! ‫گلامگلد برگشته! اون...

‫همین الانشم اینجاست

‫حس میکنم صحنه مهمی ‫رو از دست دادیم

« Stef@n | تــرجمه از تـورج پاکاری » telegram: Tooraj_pk

سی نما، مرجع دانلود فيلم و سريال [30nama.com]

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.