Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
:مترجم sarayefilm
مرد من
...هی دختر کوچولو
خانواده ت کجان؟
نخست وزیر میازاوا، برای بازرسی مناطق آسیب دیده فردا وارد
.جزیره اوکوشیری می شود
جستجوی برای افراد گمشده پس از زلزله و سونامی هوکایدو
.از دیشب تا صبح امروز ادامه داشته
میلرزیم .داریم میلرزیم
.بفرمایید
.متاسفم
.این یه شمعه
.ازش استفاده کنید
به زودی هوا تاریک میشه .پس لطفا شمعا رو روشن کنید
برق نیست؟
.نه متاسفانه نداریم
تو تاریکی گیر افتادیم؟
.آره، همه مون همینجوری هستیم، متاسفم
.ببخشید
...هی
پول داری؟
از صبح تا حالا دارم میگردم
.ولی نتونستم شوهر و نوه هامو پیدا کنم
یکم آب میخوای؟
...یکم بده
آبتو نمیخوری؟
.میخورم
تنهایی؟
خانواده ت کجان؟
کسی رو داری؟
آقای کوسارینو؟
.سلام
همه ی چیزی که میتونی بگی همینه؟
.خیلی وقته ندیدمت
واقعا؟
کی رسیدی اینجا؟
.همین الان
.پلیس هوکایدو رو با خودمون آوردیم
تو شهر مونبستو زندگی میکنی؟
.نه، واسه یه کار شخصی اومدم اینجا
.اینجا فک و فامیل دارم
و...حالشون چطوره؟
.یکیشونو پیدا کردم
.دخترمو
به گزارش دفتر شهرداری اوکیشیری
مفقودین شامل دانش آموزان کلاس ششم دبستان آیونائه
...ساکی موری و خواهرش آیاکا هستن، در کلاس سوم
...عمو
.هی عمو
اون بچه گمشده؟ .بچه های گمشده رو میبرن اونجا، ازشون بپرس
.آقای اوشیو
.باشه بابا
...از خانواده تاناکا
جسد پسر و زنش اینجاست
.و دوتا بچه ی دیگه شون هم جسدشون در ساحل ماتسوه پیدا شدن
...و
.اونوقت من هنوز یه بچه هم پیدا نکردم
.این هاناست
تو هانا کوچولویی؟
.تو روزگار سختی رو گذروندی
ولی الان همه چی روبراهه باشه؟
.عجیبه که از این مصیبت جون سالم به در بردی
تو شگفت انگیزی .کارت عالیه
...بابام
چی؟
.بهم گفت زنده بمونم
.اون منو بغل کرده بود و میدویید
.یه لحظه
یه لحظه صبر کن، باشه؟
.ببخشید
.بیا بریم
.خودتو گرم کن
.اون یکی از فامیلای دورمه
.موهات بهم ریخته ست
عصبانی یا یه همچین چیزی هستی؟
.نخیرم نیستم
.جونگو
.اونا میگن میتونیم دختره رو با خودمون ببریم
تا حالا جزیره ی اوکشیری رفتی؟
.آره
.وقتی معلم دبیرستان بودم حدودا شش ماه اونجا بودم
یه اتفاقی افتاد و
.منو فرستادن تا تو خونه تون بمونم
این موضوع خیلی قبل تولد تو نیست .این آخرین باری بود که رفتم اونجا
.نمیتونم ببینمش
.من واقعا مامانتو دوست داشتم
.ولی با این حال، نمیتونم صورتشو به یاد بیارم
.جونگو
داری برمیگردی خونه؟
آقای تاکنا یه دختر کوچیک داشت یادته؟
.درسته، هانا کوچولو
.یه موضوعی هست که میخواستم بهت بگم
.باشه...فهمیدم
خب من شبو اینجا میمونم و .فردا میام مغازه ت
.یه وقت خالی واسه صحبت کردنمون بذار
.میخوام شبو اینجا بمونم
.من میتونم بهش کمک کنم و یه جا و مکانی براش پیدا کنم
.یالا هانا کوچولو
.اون پیش من میمونه
.ما با هم توافق کردیم
.من قراره باباش بشم
.این مثله زندگی با یه زن نیست
.خودم میدونم
.منم میخوام خانواده داشته باشم
تو اونقدر خوب نیستی که .بتونی یه خانواده داشته باشی
.زیاده روی کردم
.ببخشید
.بدویید
.فرار کنید
.ما حالمون خوبه
.همه چی خوبه
...از این به بعد
.ما مال همیم
.خانم کماچی
.صبح بخیر
.صبح بخیر
چیکار میکنی؟
صبح بخیر سگی .سلام
جونگو کجاست؟
.نیستش
در حال انجام وظیفه ست؟
.چه خوشگله
.اونو میگم
.به منم یاد بده بزنم
.تو برای این چیزا هنوز بچه ای
چی؟
.هنوز دهنت بو شیر میده
تو یه همچین شهری
هنوز بهت خوش میگذره؟
.روبی
.دیگه باید برم
.بیا بریم، روبی
.اینجا آخر دنیاست
.بعد ازظهر بخیر
.بعد ازظهر بخیر
وقت کشی میکنی، افسر تائوکا؟
.نه اتفاقا خیلی هم سرم شلوغه
.میدونی، در حال گشت زنی هستم
مگه معمولا گشت زنی تو محیط بیرون انجام نمیشه؟
.ممکنه اینجا یه مشکل بدی براتون پیش بیاد
درسته؟
مثلا چه مشکلی؟
...مثل دزدی از بانک ...یا دزدی از بانک
.یا شایدم دزدی از بانک
.این کارو نکنید
دیروز کجا بودی؟
در حال انجام وظیفه بودی؟
.رفته بودم آساهیکاوا
تنهایی؟
.رفته بودم خرید کنم
.هنوز هیچی نشده بابا مست شده
به این زودی؟
.اونا رو بذارشون اونجا
کوماچی؟ آکیرای من داره چیکار میکنه؟
.با اونا مشغول غذا خوردنه
میشه صداش کنی بیاد؟
الان؟
.آره
.عصربخیر، آقای کوجیما
.شرمنده دیر کردم
.بیا بشین
.اینجا بشین
.تو بندر، روسها داشتن با کشتیشون گوش ماهی صید میکردن
جدی؟
.کوماچی، برامون مشروب بیار
.مواظب باشید، داغه
.و اینجوری بگیرشون...
.برخلاف ظاهرشون، اونا خیلی ماهرن
.این روسها خیلی مکارن
دیگه وقتشه، نه؟
وقت چی؟
.ازدواج کنی
تو مدتی با جونگو بودی، درسته؟
.یه چیزی بنوش
.ممنونم
.بلاخره اومدن
.معلومه حسابی بهش خوش گذشته
.انگار خوب با هم کنار میان
.خوب نگاشون کن
نگاه کن .ببین چطور بهش لبخند میزنه
.هانا کوچولو، عصربخیر
.عصربخیر
.بفرمایید
.بلاخره اومدید
.ببخشید که مزاحم شدم
.بیا تو
.آکیرا، هانا اومده
.ما اومدیم
.عصربخیر
.سلام هانا کوچولو
.کم پیدایید
خوابت میاد؟
.حوصله م سررفته
بریم؟
.انگشتت زخم شده
.آره
جونگو؟
میشه حرف بزنیم؟
.الان نه
.باید باهات حرف بزنم
.گفتم الان نه
بو بد میده؟
.متاسفم
.اگه عجله نکنی پاره ش می کنم
.من دارم میرم
از نو شروع میکنم .یک دو سه
.فوق العاده ست
.نوبت منه
.میرم یکم استراحت کنم
.سلام
.سلام
چطوری؟
احمقن، نه؟
.نگاه کن
آبنباته؟
.حدست غلط بود
.اونا رو برای تولدم گرفتم
...که اینطور
وقتی ازش خواستم اینا رو برام بخره .گفت هنوز بچه م
...درست گفته
.ولی من هرجور شده گرفتمشون
بابات واست خریدشون؟
.تا ابد برام ارزشمندن
...دوباره اونا رو خرید
.هانا، ما داریم میریم خونه
باشه .بدون من برید
تو باهاشون نمیری؟
...نه میخوام بیشتر بمونم، ولی
برات مهم نیست اگه جونگو بکشتت؟
منظورت چیه؟
هست یا نیست؟
.خب معلومه که مهمه
چون جدا شدید؟
.ما از هم جدا نشدیم
و اگه از هم جدا نمی شدید؟
.تو خیلی زیبایی
.به گمونم همینطوره
".زیباترین گل هم به زودی پژمرده می شود" مگه نه؟
.همچین بدمم نمیاد اگه منو بکشه
.اون یه عالمه تنهایی درونش داره
اون میخواد معنیه خانواده رو بفهمه .این تموم چیزیه که نیاز دارم"، اون اینو گفت"
متوجه هستی؟
.باید یکی رو بگیره که از بستگان خونیش باشه میدونی؟
برای همین به جونگو گفتم که .کوماچی به دردش نمیخوره
.اون خیلی نازه
خانواده ت چه جور آدمایی بودن؟
.خانواده م گوه بودن
چی شدن؟
.همه شون باهم مردن
.نیازی نیست احساساتتو پنهون کنی
.بذار ببوسمت
.از نظر من اشکالی نداره
.بوسم کن
.فکر نمیکنم لازم باشه منتظر باشی اون واست قدم برداره
.میبینمت
.بیا بریم خونه
.بیاید مسابقه بدیم
.دیگه نا ندارم
.تو همیشه توی اوقات فراغتت میای و به اقیانوس زل میزنی
.تو هم همیشه اینکارو میکنی
.نه نمیکنم
.میکنی
.نمیکنم
.حرومزاده
.خیلی سرده
تو مزخرفی .بدترینی
.هانا کوچولو
داری چیکار میکنی؟
.سلام
.سلام
.آره، یه مدتی میشه رفته
...دیشب
.موبایلش زنگ خورد و رفت
روسها بودن؟
.آره، خودش گفت اونا بودن
.الان یه مدتی میشه اوضاع اینجوریه
.تائوکا هم همین حرفا رو میزد
تو ساحل .اونا هر روز کالاهای مسروقه رو بازرسی میکنن
ولی بازم .هر روز سالم و سلامت برمیگرده خونه
چون مردا همه شون اینجوری هستن، درسته؟
ببخشید؟
گفتی مردا همه شون اینجوری هستن؟
.خیلی بزرگ شدی
خوشحالی؟
.به صورتم نگاه کن
.گاهی وقتا به گذشته فکر میکنم، مثله الان
به چی فکر میکنی؟
.به اونا
.کوماچی همیشه از جونگو مراقب میکرد
...ولی کوماچی رفت توکیو
...خیلی دلم میخواست که
.اون دو تا با هم ازدواج کنن
.ولی دیگه امکانش نیست
.مراقب باش
.ممنون که باهام صحبت کردی
گاهی وقتا آکیرا رو میبینی؟
.تو فعالیتای باشگاهی مدرسه میبینمش
.خیلی حرف نمیزنه
.لطفا دوست خوبی براش باش
.اون جونگویه
اون توی اتوبوسه؟
.میتونم حسش کنم
.واقعا میتونی حسش کنی
هر چی نباشه اون بابامه، نه؟
.خداحافظ آقای اوشیو
.مراقب باش نخوری زمین
منتظر من بودی؟
.آره
چیه؟
.هیچی
اینجا؟
.هی وقت بیدار شدنه
.صبحونه حاضره
در ساعات اولیه صبح امروز از بندر مونبتسو تا خط ساحلی اوموسارو
شناورهای یخ به حرکت در آمدن
.امروز آغاز اولین روز از فصل شناورهای یخ در مونبتسوست
دمای امروز در مونبتسو به حداکثر منفی نه خواهد رسید
.امروز سردترترین روز زمستان امسال است
.و باد شدیدی از سمت شمال شرقی میوزد
با توجه به این بادهای شدید
اولین شناورهای یخ وارد ساحل مونبتسو شدهاند
.هی، شناورهای یخ رو ببین
شناورها ده روز زودتر از موعد وارد شدن
.و دو هفته زودتر از پارسال
.صنعت گردشگری، فصل تماشای شناورهای یخ را آزاد اعلام کرده است
اما بعد از اینکه مراسم شب سال نو سه سال پیش با جابجایی گردشگران توسط جریانات اقیانوسی و
سپس نجات توسط یک قایق گشتی به پایان رسید
پلیس و آتش نشانان هشدار جدی نسبت به راه رفتن بر
.روی یخچالها را صادر کردهاند
.آره من کوسارینو هستم
.فهمیدم
.کوسارینو هستم
.آره حدودا ده روز
.باشه
.یخ اینجاست
.خیلی نمیمونم
.فقط صبور باش
.ده روز بیشتر نیست
.داری پیرهنمو میمالونی
.داری قلقلکم میدی
اون...؟
آقای اوشیو بود؟
.هی
.دیر کردی
.و هوا هم سرده
یک هفته تنها میمونی، درسته؟
نمیخوای بیای پیش ما؟
.بابا بزرگم همش در این مورد ازم میپرسه
.نه
.اون هر روز نگرانته
تو عاشق شدی حالا میخوای چیکار کنی؟
.اون امروز صبح برای پیاده روی رفت بیرون
ندیدیش؟
:همش میگه "خوب غذا میخوره؟"
"تنها که نیست؟"
منم میگم که از کجا باید بدونم؟
.اون باید نگران نوه ی خودش باشه
واقعا زیبا نیست؟
.سلام
.سلام
.داشتم دنبالت میگشتم
...میدونی امروز
برای چیزی که مربوط به تو میشد .به آساهیکاوا رفتم
...و هانا
.هانا
.هانا
.هانا
.وایسا هانا
.هانا
.هانا .وایسا دیگه
.هانا .هانا
.خطرناکه .بیا برگردیم
.هانا
.هانا
.لطفا بهم گوش کن
،اولین باری که دیدمت
تو تنها بودی و بی صدا میلرزیدی
.فقط تو زنده موندی
.دیدن تو منو به گریه انداخت
.فقط اینقدر بودی
.خوشگل بودی
...هی
پول داری؟
...همش مال منه
ها؟ چی گفتی؟
اونو خیلی وقته که
.میشناسم
.شما دو تا یکم شبیه همید
In the heat of passion, you lose it.
.درست قبل از تولد تو اتفاق افتاد
عقلش رو از دست داد .و مادرش رو خفه کرد
میبینی؟ داشتن خونواده
.واسه مردی مثل اون غیرممکنه .میدونستم
.هیچم غیرممکن نیست
...چیزی که میخوام بهت بگم اینه که
.هانا، جلوتر نرو .خطرناکه
باشه؟
.تو در آساهیکاوا قوم و خویش داری
.آقای تاکناکا که میشه پدرت ...پسر عموت
...گفتش که
تا وقتی از دبیرستان فارغ التحصیل بشی .میتونی پیششون بمونی
.لازم نیست نگران چیزی باشی
.برای کمک بهت هر کاری انجام میدم
.ببند دهنتو
.اونا آدمای خوبین
.اونا خونواده واقعیتن
.هر چه زودتر بری پیششون بهتره
.حتی همین الان
.منم هیچی نمیگم
.یه کلمه هم به کسی چیزی نمیگم
.این بین خودم و خودت میمونه
باشه؟
.غیب میشم
هانا، داری چیکار میکنی؟
.برگرد اینجا
.اون میخواست یه قلب داشته باشه
.پس منم قلب خودمو بهش دادم
...تو هنوز بچهای
.میخواست یکیب بغلش کنه
.طبیعیه که مردها و زنها جذب هم بشن
.اصلا ربطی به زن و مرد و اینجور چیزا نداره
.احساسات، مردم رو دیوونه میکنه
درک میکنی؟
...شاید متوجه نشی، ولی
...تو و اون مرد
.باید غرق بشی
چیکار میکنی؟
.غرق شو
.نکن این کارو
.غرق شو
.خطرناکه
.من خوب همه جیو میدونم
...اون
پدر واقعی منه، باشه؟
...همهی وجود من
.داره بهم همینو میگه
هانا؟ الان چی گفتی؟
.بذار برم
واقعا باورت اینه؟
.کاری نیست که نتونم انجامش بدم
هانا، واقعا؟
.در رگهای من و اون، یه خون جاریه
.حتی در اینجا
...اینجا و اینجا و .کل بدنم
...تو و اون مرد
فکر میکنی واقعا پدر و دخترید؟
.ما با خون به هم پیوند خوردیم .ارتباطمون پاکه. هیچ دروغی توش نیست
.این از بیخ و بن اشتباهه
.این یه چیز متفاوته .کاملا متفاوت
.تو دیوونهای .این کارت همه چیو به هم میریزه
چه اشکالی داره؟
...این چیزیه که
.خدا هیچ وقت نمیبخشه
.من باید ببخشم
.اصلا برام مهم نیست. اون فقط مال منه
.کمک
.هانا
.کمک خبر کن
.شنا کن .مثل اون موقع شنا کن
.آقای اوشیو
.آقای اوشیو
.عمو اوشیو
.عمو اوشیو
.آقای اوشیو
.عمو اوشیو
.عمو اوشیو
.بله، به منزل کوسارینو زنگ زدید
هی، حالت خوبه؟
.آره
.یه کم خستهـم
تنهایی، درسته؟ .فکر کردم ممکنه چیزی لازم داشته باشی
.هانا کوچولو
.فکر میکردم خودت باشی
.ولی اولش نشناختمت
...سلام
چون اون داره برمیگرده الکی به مدرسه گفتی مریضی؟
.باشه، اشکالی نداره
...تو همچنین نگرانه
.عمو اوشیو هم بودی
منم میخوام برم دیدن جنازهش .ولی هنوز نمیتونیم برم
.هنوز چیزهای مشکوک زیادی واسه بررسی وجود داره
در واقع...عمو اوشیو روی یه تیکه یخ شناور پیدا شد
.کاملا یخ زده بود
.جونگو به این زودی ها برنمی گرده
.این داستان خیلی غم انگیزه
.هوای ایشیکاری صاف و سپس ابری خواهد بود
.آب و هوای سوراچی آرام خواهد بود
.در شیربیشی کولاک پیش بینی می شود
.هوای اوشیما صاف خواهد بود
در هیاما هوا صاف همراه با ابر و به دنبال آن کولاک پیش بینی میشود
.خوش برگشتی
.سلام
غذا درست کنم؟
...جونگو
.عمو اوشیو در اقیانوس مرد
.هر وقت در فریزر کشتی را باز می کردم، اون اونجا بود و بهم زل زده بود
.من بودم که کشتمش
عینکت چی شده؟
...بابا
.بیا انجامش بدیم
واقعا کار تو بود؟
.اصلا احساس پشیمونی نمیکنم
و نمیخوامم عشقمم
.همچین حسی داشته باشه
.خیلی ممنونم
.آقای اوشیو هوای همه رو داشت و بهشون کمک میکرد
.افسر تائوکا، بدون کمک اون نمیتونست کارشو شروع کنه
.آقای اوشیو یه مزاحم واقعی بود
.البته اون بازیگوشیهای خودش رو هم داشت
یه حموم عمومی که توش فاحشهها بودن رو .در سوسوکینو میگردوند
.دروغه
.دارم راستش رو میگم
.و خانما هم خیلی قربون صدقهـش میرفتن
.دوست دخترای زیادی داشت
کی میتونسته همچین کاری با آدم خوبی مثل اون کنه؟
میگن حادثه نبوده، درسته؟
.آخه یه شایعاتی اینور اونور راه افتاده
.ببخشید دیر اومدم
...لعنتی
...ببخشید
...راجع به دستمزدم
دستمزد؟
میشه زودتر بگیرمش؟
چرا؟
.خب، دخترم لباس لازم داره
پولت کمه؟
".پولم رو پس بده"
.رئیس، دوباره در مورد آقای ماروکاوایه
.نمیخوام بدونم
.پس میندازمش دور
.باشه، باشه، فهمیدم
.هی
دخترت چند سالشه؟
.هفده سال
و تو چند سالته؟
34...
35.
...آهان، که اینطور .فهمیدم
آقای کوسارینو؟
.اینقدر عصبانی نباشید .فقط اینجا رو مهر بزنید
.هر بچهای مهر زدن رو بلده، یالا
.اوه پسر
.دخترای نوجوون یه چیز دیگهـن
.بو میدی
ها؟
.باشه، باشه
اجازه هست؟
.وقت شامه؟ ببخشید
اتفاقی افتاده؟
.مونده بودم شما دو نفر کجا هستید
چی داری درست میکنی؟
.خورشت
برای من بس میشه؟
.حالا هر چی
اوضاع چطوره؟
اوضاع من؟
...نه
.اون الان مدرسهست
همه چی روبراهه؟
.کوماچی بهم گفت کجایی
.اسمش رو یه حدس بذار
تو خوبی؟
میگم... چرا نقل مکان کردی به توکیو؟
.هانا اینطور میخواست
ها؟
و تو چی؟
کِی برمیگرده خونه؟
.اون جندهی فسقلی
.من اومدم
.اون همه چیو میدونست
.منم مثل تو هستم
...هانا
هانا؟
...لعنتی
.امکان نداره
.نگران نباش، اونا کارگرای موقتن
.میتونیم از همکارش هم بخوایم که بهمون ملحق بشه .یه سکس چهار نفره
.بیا بخاطر من قبول کن
این چیزها رو خیلی دوست داری، مگه نه؟
.به تو میگن یه رفیق باحال
.ببخشید اگه دوست من خیلی جدیه
این چطوره؟ هر چهار تاییمون؟
.آره، ما چهارتایی
باید شام بخورید، درسته؟
...آره
قبل اینکه من ببرمش اونجا .هیچ وقت به یه میخونه نرفته بود
خداییش؟
.بیشتر اوقات نمیتونم درکش کنم
.من هم تنهایی میرم اونجا
همه به اونجا میرن، درسته؟
.فقط بین خودمون بمونه
.رو همین میز باقی میمونه
.پدرش عضو هیئت مدیرهی شرکت مادره
.یا خدا
.اونقدرا هم جالب نیست
یعنی قبلا پدرش رو دیدیم؟
.معلومه که دیدید
وای! کی هست؟
.پس گول طرف رو نخورید
.تنها جذابیتش، قدرتیه که پشتش رو داره
.مثل یه نوع نوع هاله میمونه
.دیوونه کنندهست
.بگوش اوزاکی
باید بگم، قدرت من جذابیت منه؟
.خدایا
.نمیتونی اینو بگی .اصلا قشنگ نیست
.داشتم تو بار واسش موعظه میخوندم
.بهت زنگ میزنم
.شما خیلی مهربونید آقای اوزاکی
دعوتمون کردید که فقط مسخرهمون کنید، درسته؟
...خب
درسته؟
خودت فکر میکنی دعوتتون کردیم که مسخرهتون کنیم؟
.آره، همینطوره
داری میری خونه؟
.آره
واقعا؟
.بیا، خجالت آوره اینجا وایسی
.گفتی باهام ازدواج میکنی
من گفتم؟
.نگفتم
.چقدر اون احمقه
،آخر سر
.هر کدوم از ما تو دنیای متفاوتی زندگی میکنیم
.هی بچهها، ما داریم میریم
.بیاید بریم
.بیا
.بریم
چیکار میکنی؟
.از فرط پشیمونی دارم میمیرم
.ما هیچ کار اشتباهی نکردیم
.من هیچ کار اشتباهی نکردم
.جونگو یکی از بستگان منه
.من به فرزندی پذیرفته شده بودم
.اون بیشتر از هر کسی ازم مراقبت کرد
.ما همیشه با هم بودیم
.اون همچین آدمیه
دوستش داری، آره؟
...ما آزادی زیادی داشتیم
،شاید
.نتونستیبم همدیگه رو درک کنیم
کجاست؟
.الان میبینیش
.لطفا همینجا نگه دارید
حالت خوبه؟
.من اومدم
.ببخشید که خیلی دیر کردیم
.تا اولین قطار صبح بمون
.بیا تو
.برو بخواب
خوبی؟
چی شده؟
.لنزامو دربیار
.شب بخیر
.آب
.ممنونم
...تو
میشه لخت شی؟
جانم؟
.فقط همون بدنتم نشون بدی کافیه
.پاشو
.فقط پاشو
.فقط یه لحظه
داری چیکار میکنی؟
.نکن
.دربیار، یالا
.نه، عمرا
.باشه، فقط بدنم
.سریعتر
.خودم انجامش میدم
.چه کوفتیه
.دستتو باز کن
.بس کن
چه خبره؟
...باورم نمیشه
اون خوب بود؟
چی؟
کارش تو تخت خوب بود؟
.قضیه اینطور نیست که فکر میکنی
.دیگه از دستت بریدم
.برو بیرون
.تو در حدش نیستی
.من فقط میخوام یه پدر باشم
...وقتی بچه بودم
.همه چیز رو در مورد اون میفهمیدم
...ولی
.الان دیگه نمیفهممش
.ما فقط میخواستیم یه خانواده باشیم
.ما مثل دو تا بچه بودیم
.عصر بخیر
کسی از قبل منتظرتونه؟
داریئ برای فردا آماده میشیئ؟
خونهی جدیدتون چطوره؟
.هنوز نرفتیم خونه جدید
...که اینطور
چرا اینجوری لباس پوشیدی؟
.واقعا زیبا شدی
سه سال از رفتنت میگذره، درسته؟
.ببخشید
نوشیدنی میل داری؟
پدر؟
...اصلا حوصله ندارم
.خب، فکر کنم اولش این طبیعیه
.تو در حدش نیستی
.گوش ماهی تفت داده شده
.گوش ماهی تفت داده شده با سس سبزی
.اردک دودی
.اردک دودی با سس سیب
(...جونگو)
(به من تبریک نمیگی؟)
:مترجم sarayefilm
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.