All language subtitles for Angelica.2017.LiMiTED.720p_-_persian

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian Download
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

آنجــــلیکا

برای هماهنگ سازی این زیرنویس زحمت و زمان زیادی صرف شد

هرگونه کپی برداری از این اثر ممنوع

:متــرجم ** شــادزي ** Email: shadzii88@gmail.com

آنجلیکا

براووو

خواهش میکنم، آنجل

مادرت فرستاده دنبالت میخواد تو رو ببینه

براوو

خب پس امشب نمکشو زیاد کردی

یه چرت و پرت ملودرام بود

شهرستانیا کلافه کننده ن (شهرهای دیگه به جز لندن)

اما خوب پول میدن

و یه چند نفری هستن حتی بیرون از اینجا

همه متأهل؟

یکی تظاهر میکنه

میدونی دکتر فروید در این زمینه چی میگه

آره، خب چیز خوبی نمیگه

اگه بابا نزده بود به چاک هیچوقت تو رو نداشتم

بعنوان یه خاله

در واقع یه مادر

فرشته ی من

و یه باحالترش

نه، نه

تو اونو نشناختی

بیاین داخل بیاین داخل

تو این سرما یخ میزنین

منو ببخش، عزیزم

شبی نیست که سر نزنی، میدونم اما

مادرتو به سادگی نمیشه منصرف کرد

باید فوراً آنجلیکاش رو می دید

و حالش چطوره نورا؟

هیچوقت اونو تو این حال ندیده ام

چرا واسه همه مون یه فنجون چای ملوس نمیاری؟

باشه

اون داره میاد، خانم داره میاد بالا

آنجلیکا، صبرکن، آنجل

ذهنش اون چیزی که بوده دیگه نیست

نه، نه گوش کن اون بیشتر درگیر شده

با گذشته و با تصوراتش

دارم میمیرم آنجلیکا

نه، نمیمیری

مامان، تو هنوز جوونی و سرحال

کی باید بهت بگه من باید وجدانم رو پاک کنم

کنستانس، شب از نیمه گذشته

وجدانت نمیتونه تا صبح صبر کنه؟

من زنده نمی مونم تا طلوع آفتاب رو ببینم

من یه معجون خواب براش درست کنم

امشب پیشت میمونم مامان، و تمام فردا رو

الان دیگه بخواب

موضوع راجع به پدرته

اون ما رو ترک نکرد اون ناپدید نشد

موضوع دقیقا اونطوری نیست که من همیشه واست گفتم

من تو رو بیشتر از جونم دوست دارم، آنجلیکا

میدونم

اگه دست از دوست داشتنم بکشی باید همه چیو بهت بگم

ادامه بده ماما ادامه بده

روزی که پدرتو دیدم خیلی جوان بودم

خیلی جوان

جناب بارتون خوش اومدید

ایشون بارتون هستن رسما پندلتونه

و باید از لوازم تحریر خوشم بیاد تا روش تأمل کنم

البـــته

...همینطور دسته های قلم، جوهر و

شما اینجا تازه واردی

همینطوره آقا

خب، پس، تبریک میگم

از طرف یکی از مشتریان آقای پندلتون

شما بسیار باوقار هستین

کنستانس، اگه ممکنه به آقای بارتون کمک کن

البته

وقتی لوازمتون آماده شد آقای پندلتون براتون بفرستن؟

نه، من خودم میام

حقیقت نداره

قطعا داره

اما کتابی که برای من خوندی اون شخص ناتورالیست

اون یارو بیگل، میگفت: ما میمون هایی خوش رفتار هستیم

این تو بودی که اینو باور داشتی و حالا داری برعکسشو میگی

نه برعکس نمیگم

صرفاً یه اشاره به محدودیت هاست

درسته که ما بیشتر موز میخوریم

اما دلایلی هست که آشکارا ما میمون نیستیم

و در این مورد چطور اینو تنوع ذائقه نامگذاری کنیم

ما بریتانیائی ها برعکس اونچیزی هستیم که میگن

فرانسوی ها خیلی از لحاظ ظاهری شبیه ما هستن

ولی شما ایتالیایی هستین

عزیزم، بریتانیایی همونقدر که تو هستی

ما انگلیسی هستیم به خاطر نوع برخوردمون

رفتاری که ما رو در غرایز حیوانیمون متعادل میکنه

به بزرگترین و مهیج ترین سیرک کلارک خوش آمدید

بیاین و چیزای عجیب غریب از سراسر جهان رو تماشا کنید

افسونگر مار، حوا که با پست ترین

و زشت ترین مخلوقات زمین همنشین میشه

مهاراجای جوان از پنجاب هر نقطه از بدنش

تتو های وحشتناکی داره و همسر 50 زنه

اون 100 تا پسر بوجود آورده

چطور جرأت می کنی؟

کراو، حلقه ی گمشده، نیمه انسان نیمه میمون

باعث مورمور شدنت نمیشه؟

چرا، وقتی به اون احمقهایی فکر می کنم که همچین چیزایی رو باور دارن

ایناهاش آقای بارتون این یه عکسه

میشه هر چیو که با چشمهات میبینی باور نکنی؟

من هر چیزی که در تو میبینم باور دارم خانم داگلاس عزیز

زیبایی دل انگیز و سادگی خاص تو رو

باید بهتون میگفتم من یک یتیم هستم

اول خواهر برادرهام اول اونا فوت کردن و

بالاخره این وظیفه مادرانه ست که باید به سادگی محکوم شه

که فقط مراقب باشه و هیچوقت نباید منتظر بمونه

اتفاق ناگواری برای بچه ش رخ بده

...اونا رو یکی پس از دیگری از دست داد و اون

و بعدش خیلی ازش بازخواست کردن ... بعد نوبت پدرم بود

اونا به خواب عمیقی رفتن همگی شون

اینها دشمن هستن

اینها هیولاهایی هستن که باعث مرگ میشن

اینها؟

همه شون؟

اینطور انتظار دارم

پزشک ها تا چه حد میتونن چنین شیاطین کوچیکی رو بگیرن؟

اونا نمی تونن به چنگ بیان

فقط میشه شرایط مطلوب رشدشون رو سلب کرد

احتمالش هست پایان تمام بیماریها رو کشف کنی؟

احتمالش هست

ما خیلی خوب میتونیم

پس، چه کارا میتونیم بکنیم

میشه تا ابد زندگی کنیم؟

خانم داگلاس

تو یه سپر محافظ نداری هیچکس نداره

منو به عنوان محافظت میخوای؟

آیا ممکنه؟

میشه محل کارت رو نشونم بدی؟

آزمایشگاه مکان مناسبی برای یه خانم نیست کان

یه روزی؟

یه روز، شاید

اون هیجان زندگیه منه

اون یه مرده، کانی

اکثرشون هیچ رمز و رازی بیشتر از اون صندلی در خودشون ندارن

هیجان زندگیم

بیا داخل، عزیزم

تو از جوزف خودت میترسی؟

تو خیلی خوشگلی

کنستانس

کی عزیزه، دختر خوب؟

همونجا نگه دار

آروم

همینجاست پسر، نگه دار

جوزف

آیا نورا وقتی ما اینجا نبودیم

کارشو به نحو احسن در چیدمان خونه انجام نداده؟

گمونم الان میخوای یه لذت رو تجربه کنی

درش بیار و کارتو بکن

تا غروب آفتاب منو دنبال خواهی کرد

و بعد از تاریکی هم

تا نیمه شب نگذار چشم رو هم بذارم

جای تعجب نداره که تمام روز بیحالم

نورا باعث میشه بیشتر عاطل باطل بشم

بیا درباره نورا حرف نزنیم

آزمایشگاه فرستاده دنبالم عشق من

تو زندگی رو واسه بچه مون تأمین میکنی

میدونم

واقعا

این تنها هدفمون هست

اما تو خودش نیستی البته که هستی

تو همون دختره پندلتون ها هستی

عالی شدی

اما جیمز پندلتون هیچوقت از یادم نمیره

گرچه با کارای تحویل جنس شأن تو رو پایین میاره

نه، نه من الان ساکن اینجا هستم

با جناب جوزف بارتن ازدواج کردم

راستی

فروشنده بی کلاس

پس حقیقت داره تو باید بهتر عمل میکردی

میدونی چرا باهات ازدواج کردم کان؟

به همون دلیلی که امید دارم تو باهام ازدواج کرده باشی

به خاطر عشق

درست مثل داستانها

درست مثل داستانها عشقم

باید فشار بدی، فشار بده

با این وجود اشتباهه

میتونی انجامش بدی

دیگه بیشتر از این فشار نیار

محض رضای خدا روشو بپوشونید

دیگه به شما نیازی نیست برامون کمی چای بیارید

بله دکتر

برید حوله های بیشتری بیارید تا جلوی خونریزی گرفته شه

من نمیتونم تضمینی واسه جون مادر یا بچه بدم

تسلیم نشید خانم تسلیم نشید

دوباره ازدواج خواهی کرد با زنی با مقاومت بدنی بالا

و با اخلاق

این هیچ ربطی به اخلاقیات نداره

برای رضای خدا، شما کلروفورم ندارین؟

حقیقتا خیر، آقا

این وحشیانه ست

فشار بدین خانم زور بزنین، زور

تموم شد خانم، انجامش دادین، یه دختره

اوه خانم، یه دختر

شما خیلی خوش شانسید که زنده موندین

هم شما و هم بچه

حتی خدا هم راضی نیست همه زنها مادر بشن

دیگه نباید ریسکشو به جون بخرید

چطور نباید؟

شما باید کاملا جلوگیری کنید

واسه شهوتت هم یه فکر دیگه کن

این تقصیر تو نیست

عزیزدلم

بیا خوشگلم

بذاریم مامان عزیزت یه کم استراحت کنه

نه ازینجا نبرش، نورا

میدونی کی دلش برات تنگ شده؟

عروسکت

عزیزم

مامان

بیا اینجا عزیزم، این طرف

گرگ وارد شد و لبهایش را لیسید

و از ته گلوش غرش کرد

وقت خوابه، عزیزم

آنجلیکا، بیا بغلم

هر چی بابا میگه

وقت خوابه، ممنون

مراقب باش

بگیر بخواب

بچه

دکتر گفت اینکارو نکنیم

نگران نباش

نمی کنم

نمی کنم

منو ببخش، نمیدونم

آنجلیکا

وقتشه بریم خونه

...نورا بهمون قول یه چیز خوب

دلت میخواد دخترت بی مادر بشه اینو میخوای؟

ولی من چیکار کنم؟

من همون بدو تولد بهش گفتم

شما باید خودتون رو یه قلعه غیرقابل تصرف نگه دارید

یه باغ مهر و موم شده متوجه منظورم هستین؟

مگه اینکه شما کشش زیادی روی قوای جنسی و اراده ناخواسته ای دارید

خدایا نه

شما امیال خودتون رو به خانواده تون ترجیح میدین

... اما همسر من

من با آقای بارتون صحبتی خواهم داشت

عصر بخیر، قربان

همسرتون به لطف پروردگار زنده می مونه

این ممکنه چند ماه طول بکشه

تا سلامتیشو دوباره بدست بیاره

آنجلیکا چطوره؟

خوبه کان، با نوراست

اونو بیارش پیشم

قدرتتو نگه دار عزیزم

قدرتم از آنجلیکاست

نورا کجاست؟

اون تو روز مرخصی ماهانه هست عشقم

به نظر هر هفته داره میره

آنجلیکا، اون اسباب بازی نیست

پدرت در تاریکترین جاهای آفریقا شجاعانه نبرد کرد

اون اینو برای شجاعتش دریافت کرد

ببخشید مامان

خیلی بیشتر از حد معمول ابرو ترش کردی

نمیخوام با ناملایمات زندگیم سرت رو درد بیارم

جو؟

اون منو از خودش میرونه

خب چند بار با دوستای پولی مون تماس گرفتی؟

من با اونا معاشرت نمیکنم توام نباید بکنی

حالا تو بیا

خودت میگی همسرت امتناع می کنه از مشارکت در توافق معقولانه (ازدواج) خب

امتناع میکرد

می فهمم

میدونم وضعیت سلامتش

برای همین نقش بازی نکن، پاپ

یه سرگرمیه بی رحمانه و شرم آور از یک لذت بسیار زودگذر

چیزای دیگه ای سراغ داری؟

خیلی وقته این اهانت رو تحمل می کنم

آنجلیکا امشب تو گهواره خودش میخوابه

مرد جوان از پشت قو بالا رفت

سپس قو آن بالهای بزرگ آبی را گسترانید و به آسمان پرواز کرد

و آنها دیگر به زمین بازنگشتند

و نوکر شیطون دیگه هیچوقت خانواده اش رو ندید

دیدی، اینم از این

مرد جوان پرواز می کنه

می بینم

میشه پیشت بمونم، عزیزکم؟

تا وقتی خوابت ببره

نه، ممنونم مامان

پرنسس آرزوی تنهایی خودش رو داره

خیلی خب، عزیزم

میشه درو باز بذارم؟

نه، ممنونم مامان

ماما، ماما، ماما، ماما، ماما

تو اینجا با من خوابیدی رو صندلی اون

آره خوابیدم

تو خواب بودی و من تو را بیدار کردم

ساکت، موش کوچولو بابا بیدار میشه

یا باید بریم بیدارش کنیم؟

نه نه فقط مامان و بچه

رفتی پیش اون کل شب رو اونجا خوابیدی

برام بیقراری می کرد

و وقتی که نری

یاد میگیره خودش آروم بگیره

خودش آروم بگیره؟

نمیتونم باز این بحثو باهات شروع کنم

ایناها

میدونم، مامان

این چه طرز خوش آمدگوییه؟

یه میمون - بهش دست نزن، اوه وای -

پاپا، اون مال ماست؟

نه فقط واسه یه دیدار کوتاه اومده

اون کاملا اهلیه؟

کاملا اهلی

اه چه آرومه

سلام آقا کوچولو

خیلی بامزه ست، پاپا

از کجا پیداش کردی؟ باغ وحش لندن؟

نه، نه

از یه همکار

سلام آقا کوچولو

خیلی خوش قیافه ست

اسمش چیه؟

خبر ندارم

نمیتونیم نگهش داریم؟

نه عزیزم، همونطور که شنیدی اون خودش خونه داره

و باید برگرده خونه ش

باید بازم خیلی زود واسه دیدنمون بیای

اوه عزیزم

عشقم

برگرد بخواب

عزیزترینم کان

پزشک ها ما رو از هم سوا کردند

ترسناکه اینطور نمیشه زندگی کرد

برو، من رهات می کنم

تا اونچه که طالبش هستی جای دیگه پیدا کنی

اوه، نه، کان، نه

راه حلهایی برای مشکل ما وجود داره روشهای دیگه

من اجازه نمیدم آسیبی بهت برسه، تو اینو میدونی

روشهای دیگه ای هست که زن و مرد میتونن این نقض تعهد رو برطرف کنن

مثلا یکیش این

این...

با زبان کان، و لبها

خطرناک نیست این هیچ خطری نداره

تو یکی یه دونه منی کان

و زبون بزن

آه آره، همینطوری

باید جفتمون اینو امتحان کنیم

وقتی قلب هامون از هم دور باشه

فضا پر از افکار سرد و تاریک میشه

می شنوی؟

نمیشنوی؟

عزیزم، عزیزکم

چی شده؟

آه عزیزم

اوه عزیزکم، ترسیدی

ترسیدی

ممکن نیست

غیرممکنه

یه صبحونه ی عالی پرنسس، می بینی؟

یکم امتحان کن

صبحونه از این بهتر داشتی، پرنسس؟

حتی توی کاخ خودت؟

... باید همیشه از این چیزا برداریم

پاپا یه دریانورده؟

نه اون یه زمانی سرباز بود الان کار می کنه

کار چیه؟

کار چیزیه که هر مردی باید انجامش بده

بابا باید چکاری انجام بده؟

اون باید مواظب ما باشه و ازمون مراقبت کنه

باید مریضی ها رو درمان کنه

دلت میخواد آزمایشگاه بابا رو ببینی؟

شاید یه روز بتونیم بریم و اونو ملاقات کنیم

دکتر جوزف بارتون؟

بله، درست اون پایین

آزمایشگاه دکتر بارتون؟

ورودی پزشکان پایین گذرگاه سمت راسته

بانو؟

آزمایشگاه دکتر بارتون اینجاست؟

بازدیدکنندگان معمولا اجازه ورود ندارن

ایشون همسرمه و مرد بانفوذی هست

ما قادر به شناساییه

شناسایی 29 عملکرد مختلف در سراسر پوسته هستیم

چی باعث شده پاشی بیای اینجا؟

غافلگیریه

ممکنه اول متوجه نشی

نمی فهمم

:ترجمه و هماهنگ سازی زیرنویس ** شــادزي **

...فکر می کردم

... اینا همه

تمام مدت اینو از من محروم کردی

اونا درد نمی کشن قادر نیستن

تو نمیتونی اینو با چشای خودت ببینی؟

امروز آبله هایی وجود داره که دیگه برای آنجلیکا خطری نیست

اسم اونو تو این اتاق نیار

کنستانس کنستانس برگرد

چطور اینا رو طاقت میاری؟

این با تولید علم در تضاد نیست

برو خونه، کنستانس

قلبتو به درد نمیاره؟

عمرا بیاره

آنجلیکا

تو نباید اونطوری بخوابی عشقم

نباید نباید ترکم کنی

منو ترسوندی

نفس نمی کشیدی

مامانو بغل کن

ببخشید مامان

جوزف جوزف

یه چیزی تو اتاق بچه دیدم

بیا لطفا

همینجا بود

به نظر داشت صاف به بچه نگاه میکرد

اما بعد رفت وارد کمد شد

از اینجا

و اینجا

هنوز خیسه

خیس بود

- فکر می کنی چی بوده؟

نمیتونم بگم

یه چیزی

بیمارگونه

پرواز میکرد

کنستانس - ...یه بیماری در حال پرواز -

برگرد به تخت تا بچه رو بیدار نکردی

و اونو بی پناه ول کنم؟

در حال حاضر که اینجا چیزی نیست، موافقی؟

آنجلیکا در امانه، عزیزم

بیا

بیا بریم به تخت

خوب خوابیدی آنجلیکا؟

عالی، پاپا

شب کسی نیومد به دیدارت؟

دیشب، فقط یکی

مامان

اون قسمتی از شب بود اما

بعدش فکر کنم اون رفت به تخت خوابش

اون شبا بهت سر میزنه

واسه اینکه نگرانته

فکر می کنی دلواپسی مادرانه نیاز هست؟

فکر می کنم درسته که نگرانه

این کاریه که مادرا انجام میدن

ماما، تو اینجایی

گاهی وقتا اینجا نیستی

ببخش برای اون وقتها

میشه امروز بریم پارک بگردیم؟

اگه تو رو خوشحال می کنه

امروز باید تو پارک بدویم

مامان؟

اون مرد رو در حال پرواز دیدی؟

فکر کنم دیدم

میخوای دربارش بهم بگی؟

گاهی اوقات اون صورتیه گاهی اوقات آبی

اون به تو آسیب میزنه؟

فکر می کنی اینکارو می کنه؟

نه نه اون اینکارو با تو نمیکنه چون من ازت محافظت میکنم

من خیلی عاشقتم بذار صورت ماهت رو ببینم

قسم میخورم نمیذارم

الان موضوع چیه؟

آدم به سختی میتونه تو این خونه نفس بکشه

به نظر تو آشفتگی دست و پا میزنی

من دیدمش

تو هیچی ندیدی؟

حس نمیکنی یه چیزی خارج از تعادله؟

تو جواب موندم والا

شک دارم نه از حرفم نه از لحن بیانم خوشت بیاد

من دیشب دوباره دیدمش یه چیزی روی اون معلق مونده

اون هم دیدتش

شناور ، یک جریان نور آبی ، یک شبح

منظورم اینه که یه چیز ناجور مردانه بود به وضوح

یا خدا، این تصورات رو توی کله اونم کردی

نه، من همچین کاری نکردم

من ساکت بودم اون خودش به من گفت

اونچه که من دیدم اونم به وضوح دیده بود

پس تو تخیلات کودکانه اونو تأیید میکنی

چه جور تخیلی که جفتمون می بینیمش؟

واقعا نمیبینی؟

نورهای آبی رو؟

ذرات معلق خوفناک رو؟

تو مزخرف بیرون میدی اون هم تقلید می کنه

و تقلید اونو بعنوان بینش برداشت میکنی؟

محض رضای خدا، از دکتر ویلت بخواه یه دستور خواب برات بده

خانم

اوه خانم، منو عفو کنید

دستمال لازم ندارید؟

اگر ممکنه کمکی بکنم

میدونم ، البته میدونم که در جایگاه من نیست

نورا، لطفا بشین اینجا کنارم

خانم، اگه هر چیزی در توانم باشه

یه چیزی آنجلیکا رو تهدید می کنه

من بازم دیشب دیدمش همونطور که تو رو الان می بینم

چیزی که میخواد قابل گفتن نیست (شرم آوره)

خانم

میترسم بگم ولی

کسی رو میشناسی؟

اوه، نورا

یه زنی هست که از تمام چیزای تاریک سر در میاره

اما مثل یه مرد بی پرواست

می تونم اونو بیارم

آره لطفاً

یالا بهش بگو شدیدا بهش نیاز دارم

فقط یکبار اونو بیار اینجا

و اگه آقای بارتون پرسید

فقط بگو نمیدونم چیزی بهش نگو

همون روش معمول، آنی

دقیقا چه جور پریشونی داره؟

نمیدونم

نور آبی، یه مرد شناور تا حالا ندیدم

حالا هرچی چیش به تو؟

زنه تو وهم و خیاله تو میای

و اجی مجی میکنی همه جا رو اینطور نیس؟

و منم 20 درصد میگیرم

میدونستی امروزه تمساح ها همون شکلی هستن

که زمانی دایناسورها رو این زمین بودن؟

در حالی که حیوانات دیگه تغییر شکل دادن

طوری که به سختی قابل تشخیصه

برای مثال آدمها

مرد یه حیوانه؟

هم مرد و هم زن

ما حیوان بودیم، حالا چیزی بالاتریم اصیل تریم

چرا تمساحها گریه میکنن؟

اونا گریه نمی کنن

این یه داستان عامیانه ست

از غذا طلب بخشش کن

می ترسم بعد از سالها تمرین کم ارتباطمو از دست بدم

عزیزم این خوراک فوق العاده ایه

نورا آرزوهای تو رو زمان صبحانه برآورده میکنه

خانم، منو ترسوندین

خب، ایشون خانم مونتاگو همونطور که گفتم

و شما خانم بارتون؟

البته که هستی

تو مخلوق ناز بیچاره

...سپاسگزارم از

آیا خوب نخوابیدی عزیزم؟

باید وحشتناک شده باشم

بهیچ وجه فقط یکم خسته ای

باید نظر شخصی منو ببخشید

سخته احساستو از اونایی که دوسشون داری پنهان کنی

اینقد زود منو شناختین؟

بیا

دستتو بده

خواهش می کنم بفرمایین

دستمو بگیر و راهنماییم کن خانم بارتون

شیطانی که برای این خونه مزاحمت ایجاد کرده

باید ببینه منو به عنوان مهمان دعوت کردین

برام خیلی تسلی بخشه که همفکری شما رو دارم

همینطوره

دو زنی که با هم از پس همه چی برمیان

خوش قیافه ست

بله

و چه کاره ست؟

منزل تون بسیار زیبا و رشک برانگیزه

خانم مونتاگیو - ممنون -

اون یه دانشمنده

روی حیوانات بدنبال درمان بیماریهاست

یه دامپزشک؟

نه

منظورم

اون درون حیوانات رو بررسی می کنه

تا علت بیماریها رو کشف کنه

یه تشریح کننده ی جانداران؟

اون استدلال هایی برای دفاع از این کارش داره

مردها ذاتشون همینه، خانم بارتون

نمیتونیم اونا رو مقصر بدونیم

نورا، تنهامون بذار

خب پس از در و دیوار چیزای نامرئی میباره

من در خدمتم

خانم بارتون تمام این سالهایی که به بانوانی مثل شما کمک کردم

چیزای وحشتناک زیادی شنیدم

از چیزی شوکه نمیشم

همچنین من، تمنا دارم از هر لحاظ روشن کنم

که مرد نیستم

مثل یه مرد فکر نمی کنم و نمیخوام هم بکنم

پس به من نگو چی میدونی یا چیو میخوای ثابت کنی

بهم بگو چی حس می کنی از اولش

یه چیزی که انگار در هم تنیده ست

و داخل اون شخص شکاف خورده

...امیال اون، به نظرم اون میخواد

کل این خونه پر از شکافه

اینجا داخل این ظرف

اینجا و اونجا

و ایناها

که اون چیز پلید رفت اون تو

دیدین؟ توام دیدی؟

سعی کردم یجوری راضیش کنم

که نمیتونم به خاطرش خودمو ببخشم

البته که میتونی ببخشی تو یک زنی

و یک همسر

فرزندم اون لحظه در رنج و عذابه

من مطیع شوهرم هستم

درک می کنین؟

هستم

پس اون تو رو وادار میکنه؟

نه اون

منو وادار می کنه خودمو وادار کنم

یا من اون رو وادار کنم منو وادار کنه و

و این قسمتش برام خوشاینده

این فراتر از حد توان منه

و من توان مقاومت ندارم

که بچه ام جیغ بکشه

خانم بارتون خانم بارتون

تو دختر شجاعی هستی

و ما این جریانات سمی رو

از خونه زیبات پاک می کنیم و قول میدم همه چیز خوب میشه

آنی، همون طوری که گفتم شد

اون جوری که تو گفتی نیست

منظورت چیه؟

تو باید خودتو خوش شانس بدونی

که همچین بانوی صاحبکاری داری

شجاعت، عزیزم، و بالاتر از همه

باور به معصومیت خالص خودت

بسیار خب بسیار خب

آنجلیکای عزیز دل

به خانم سلام کن

ماما؟

برو

چقدر به اسمش میاد

والتر، والتر

شب بدون حادثه گذشت

خیالم راحت شد

وردها و محافظتت موفقیت آمیز بودن

من باید هزینه تون رو پرداخت کنم خانم مونتاگو

اوه، خانم بارتون

اه عزیزم، ما تازه شروع کردیم

راحتی این شبها ممکنه برای این باشه که ما تو مسیر درستی هستیم

یا ممکنه اصلا معنی نده

و تو سعی کن منو بگیری

تو در قبال شوهرت مسئولیتی داری

اما اون بچه پشت بچه آوردن نیست

و این هم نیست که مثل یه کنیز بدبخت

توی حرمسرای شیخ هر ساعت ازت بهره ببره

قرار نیست شوهرها مثل جوانکها هلاک باشن

و خودشونو با امیال بی سر و ته خفه کنند

نه، نه ما میخوایم مردامون رو آزاد بگذاریم

با متانت و شرم و تواضع زیاد

تا خودشون رو جمع و جور کنند

اون تمایلاتشون رو، هر چند بار

برای بقای نسلمون و بعد تربیت اونها

شما خیلی خوش صحبتید خانم مونتاگو

این صراحت گفتار رو از کجا یاد گرفتین؟

تحصیلات من در تئاتر بود

یک بازیگر

یه زمانی

شما عیب می دونین؟

ماما، ماما، ماما مرد پرنده توی پارکه

او پرواز کرد رفت پشت یه قو

منو تعقیب کرد اما پشت یه شاخه درخت جا موند

بچه جون تو نباید هیچوقت دروغ بگی

درسته، درسته اما نباید از گفتن حقیقت ترسید

حالا عزیزم

حالا بیا ما سه تا خانم دربارش حرف بزنیم

تو واقعا اونو پشت درختا دیدی؟

من دوست ندارم تو رو بترسونم

تصور نمیکنم اینکارو کردی

تو از من و ماما محافظت می کنی؟

بله که می کنم

من تمام شب در یورک هستم، خانم بارتون

پاپا رو دوست دارم

اونم تو رو دوست داره عزیزم

شک ندارم

اون کاملا خوابیده

اوه، عزیزم چه میز شاهانه ای

بفرما بشین

سوپ نورا سرد نشه

این عالیه

اون خرچنگه؟

تو با من مثل اعیانها رفتار میکنی

مثل یه دوست گرانقدر

تاحالا به این فکر کردی که چرا باید زنها خرامان راه برند؟

این واقعا خیلی راحته

اگه اینطور راه بریم پس لابد اصلا پا نداریم

و اگه ما پا نداریم پس نیازی نیست

مردها با فکر پاهای ما عذاب بکشند

ولی اینجا رو داشته باش

هر جا که واقعا زنها بدون مردها زندگی می کنن

با پا زندگی می کنن

خدایا توبه

روم به دیوار

خب خانمها من گفتم شاید خوشتون بیاد

از این شراب استادانه ی ساحلی با پنیر

متوجه نشه که کم شده؟

تابه حال که نشدن، مادام

شگفتا

باشه

اون فردا برمیگرده

اگه شب بی حادثه سپری شه

آیا این نقش اون رو ثابت نمی کنه؟

خب، احتمالا نکنه

مطمئنا اون چیز در جسم همسرت نیست

ببین، شرارت ممکنه بی غرض

یا حتی بی خبر به تصویر کشیده بشه

بخواب عزیزم وحشتناک بهش نیاز داری

من مراقبم، مطمئن باش

بخواب

خدا حفظت کنه

عزیزم؟

ای پدر ما، که در بهشت هستی نامت مقدس باد

فرمانروایی ات آنگونه که در بهشت است در زمین نیز فرو خواهد آمد

نان کفاف امروز ما را بده و گناهان ما را ببخش

آنهایی که به ما ستم می کنند را ببخش

و ما را به وسوسه سوق نده

ما را امتحان نکن از شیطان دور نگهمان دار

ای پدر ما که در بهشت نامت مقدس است

فرمانروایی ات آن گونه که در بهشت است در زمین نیز فرو خواهد آمد

و گناهان ما را ببخش آنهایی که به ما ستم می کنند را ببخش

ما را به وسوسه نینداز و از شیطان دور نگهمان دار

تو گذاشتی این فاجعه فراتر از حد پیش بره

حالا با عصبانیت، رنجش، خستگی روحی

و هذیان گویی صحبت می کنی

راستشو بخوای هیچکدوم اینا غیرمعمول نیست بارتون

در زنهایی مشابه همسر تو

حالا در این نمونه ی تأسفبار

همسرت به نظر مصمم هست خودشو رها کنه

و صرفنظر از شخصیت

اون، تو ، این خونه و فرزندت رو

تحت یک تأثیرگذاری مهلک قرار داده

و من نگرانم که از مرحله درمان راحت گذر کرده باشیم

مادام

نورای عزیز اجازه دارم از خونه خودم خارج شم؟

آقا در مورد نیاز به آرامش شما تأکید کردند امروزو استراحت کنید

میتونی آنی رو برای من بیاری؟

لطفا کاری که نمیتونم انجام بدم ازم نخواید

تا وقتی اونو بیاری من کار تورو میکنم

لازم نیست اون بفهمه

خواهش میکنم مادام

که اینطور

مادام

برو بیرون

مادام لطفا

طبق فرمایش آقا اعصابو آروم میکنه

خودت بنوش

تو لایق آرامشی توی مفلوک

کاش حداقل به آقای بارتون گزارش میدادم

که اینو به شما دادم خانم لطفا

بسیارخب

پس بده بیاد

نه

اینجا

منو بگیر

من باب میلت نیستم؟

آره اینجا

نه، نه نه

!نورا !نورا!

نورا بگو، اون کجاست؟

لطفا بگو اون کجا زندگی می کنه یالا بگو دیگه

چیزی نیست مشکلی نیست

مادام، توروخدا شما چتون شده؟

چی شده؟

لطفا نورا؟

کی؟

برات جبران می کنم

جبران می کنم لطفا بهش نگو من کجا رفتم

نرید، نرید، نرید

آدرسش نورا

کالسکه

!کالسکه

نمیتونم، نمیتونم ...آخه فقط

تو درک نمی کنی خدایا

این(چیز) واسه اون میاد

و بازم بخاطر اون میاد

و بازم و بازم

آنه، اگه من خودمو بکشم، تموم میشه؟

نه، نه میدونم نمیشه

چون این موجود واسه خاطر اون میاد

آنه، لطفا، لطفا اون هیچوقت پیدامون نمی کنه

خواهش میکنم قول میدم نکنه

اینجا بمونیم و با هم زندگی کنیم

هیسس_ لطفا -

عزیزم اینم میگذرونیم، میگذرونیم

باید بگذره، میگذره

کنستانس؟ کنستانس؟

این همونیه که آرزو دارم

بیدار شدن توی دستای تو

فقط چند دقیقه فرصت داری

کالسکه بیرون منتظره

کجا؟

نه، نه، میدونی که باید بری

نمیتونم

مجبوری

چی میشه اگه بیدار شه و بفهمه که فرار کردی؟

اون میاد سراغت

آنجلیکا رو ازت میگیره

به احتمال زیاد تو رو میفرسته آسایشگاه

کنستانس، باید برگردی خونه و نقشت رو ایفا کنی

من میام پیشت

اون از دم در بهت اجازه ورود نمیده

من یه راهی پیدا میکنم با هم این اهریمنو نیست و نابود میکنیم

و آرامش رو به خونه ت برمیگردونیم

واسه اینکارا دیره

یادته با چه حساسیتی

تصویرشو روی کمد دیواری بهم نشون دادی؟

یادت میاد؟

من یه بار خیلی ازش خوشم اومد

و بازم این حسو خواهی داشت ولی تا اون زمان باید شجاعت به خرج بدی

باید جسور باشی و نترسی

کاری میکنم بهم افتخار کنی

سربلندت می کنم

بازم خودتو داغون کردی

با خوابیدن رو صندلی

شب واسم بیقراری کرد

میدونم باید برمیگشتم پیشت

باید برمیگشتی

اما همونطور که گفتی بچه بهت نیاز داشت

آره خب، داشت

و تمام شبو رو این صندلی بودی؟

البته

اینجا؟

آنجلیکا کجاست؟

با نورا ست

رویاهای عجیب غریبی داشت

اون باید به مرور عادت کنه

طبق گفته خودت

حداقل یک روز دیگه استراحت نیاز داری

باید به نورا دستورات لازمو بدم

ماما

اه عزیزم

مادام عالی به نظر میاین

بیا ماما با ما بشین

ببخشید واسه چای دیر کردم

فکر می کنی خاطر پرنسس الیزابت رو رنجوندم؟

کنستانس، ایشون یک همکاره مدتهاست میخواستم

با دکتر داگلاس مایلز ملاقات کنی

چه افتخاریه که می بینمتون دکتر مایلز

عزیزم، چقد خوبه که زود اومدی خونه

نورا، بچه رو ببر و برای مهمونمون کمی چای بیار

الساعه، خانم

باید حسن سلیقه تون رو

در چیدمان منزل ستایش کنم خانم بارتون

کنستانس لطفا دکتر مایلز راحت باشن

من متأسفانه یه چیزی یادم رفته منو ببخشید

آخ طفلکم

امیدوارم کنجکاوی این پیرمرد رو ببخشی

خب، کنجکاویه یه دوست رو

امیدوارم منو مثل یه دوست بدونین

البته

بیشتر همسران اینروزا شکایات بجایی دارند

و لطفا از اختیار مطلق من مطمئن باشید

خب، من یه شکایت دارم

جوزف ساعتها کار می کنه

جوری که من لذت همراهی با اونو ندارم

هیچ ناراحتی دارین؟

ازش می ترسین؟

چه سوال خنده داری

چراباید ترس داشته باشم؟

آقای بارتون به من گفتن که شما محل کارشو دیدین

شما رو آشفته کرد؟

ممکنه آدمو بهم بریزه

آیا من بهم ریخته ام دکتر مایلز؟

شغل جوزف یه سیر حیاتیه

اما شما نمیتونین از من بخواین دربارش خوب حرف بزنم

تنها اینو میدونم تلاشهاش چقدر برام باعث افتخاره

یه برش دیگه کیک میخواین، دکتر؟

بله، ممنون

شما ملکه ی هنرهای خانگی هستین

تعجبم اون چیو یادش رفت

میدونین، یه وقتایی احتمالش هست

خودتون رو از نیاز به استراحت معاف کنید

من بخوبی میفهمم چطور زنها از جانب ما در رنج اند

تحت فشار احساساتی که برای ما کاملا ناشناخته ست

زمانی برای تجدید روحیات

میتونه یه لحظه درخواست بشه

یه استراحت؟

کدوم زن انگلیسی میتونه چنین لطف غیرمنصفانه ای رو بپذیره

وقتی همسرانمون ناملایمات رو تاب میارن

درحالیکه ما زنان لطیف نتونستیم بیاریم

برای میل به آرامش باید اینو شرم آور بدونم

میشه بعنوان یه دوست بینمون بمونه دکتر

فکر میکنین بتونم با دخترتون صحبت کنم؟

باعث افتخاره

تا حرف زدنش رو نشونتون بدم

فوق العاده ست، آنجلیکا بارتون تو واقعا

یه نسخه ی کوچیک از مادر باوقارت هستی

تشکر میکنم، آقا

مامان خیلی دوست داشتنیه

فکرکنم من یه چیزی دارم ببینم، آها دارم

یه تیکه ی خاص از یه آبنبات کوچولو

برای یه دختر کوچولویی که بتونه بهم بگه

که چطور شد تختش آتیش گرفت؟

وقتی توی بن حوادث قرار میگیریم سریعا اعتراف می کنیم

ماما روی عروسک من سر خورد و من بابتش متأسفم آقا

دختر زرنگ

و شما خانم بارتون یه میزبان شایسته هستین

و من میترسم زیادی وقتتون رو گرفته باشم

نمیتونم تصور کنم چه چیزی اونو معطل کرده

اوه مهم نیست

خانم بارتون شما همسری دارید

که دل نگران سلامتی شماست

قوی باش

و اون مرد بهت رجوع خواهد کرد

شجاعت

شجاعت

فرشته من

دیگه نترس

پدرت برمیگرده

و صبح همه مون سلامت خواهیم بود

کان؟

کنستانس، تو خیلی محشری

خیلی منتظر بودم، واسه این

اوه خدای من

آره

نه

نه

نه

آه خدای من

خدایا

عشق من

تنها عشق من

میدونم واسه اونچه مرتکب شدم لعن و نفرین در انتظارمه

برای اونچه که کردم تا تو باور کنی و من براش آماده ام

کاش منو ببخشی آنجلیکا

آنجل، آنجل ...ذهنش اون چیزی نیست که

نمیدونم چیو باور کنم

منو ببخش آنجلیکا

آنه، نورا

چیزی نیست، خانم

آنجلیکا، اون عقل و هوش درستی نداره

این فرق میکنه، آنه

حالا آتشسوزی رو یادم میاد

و اون مرد با آبنبات

پدرت ناپدید شد همونطور که بهت گفته شده

آنه، یه کمکی برسون، ممکنه؟

ما میخوایم حالا از تخت بیاریمت پایین

آنی

کنستانس، ببین با خودت چیکار کردی

بیخیال، عزیزم

یا مسیح، خیله خب تو پاها رو نگهدار

اه خدای من

ول کن عزیز من

کنستانس

دختر خوب

آنی

آروم

امـیدوارم از تماشـای این فیلم لذت برده باشــید

:ترجمه و هماهنگ سازی زیرنویس ** شــادزي ** Email: shadzii88@gmail.com

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.