All language subtitles for power.bangers

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali Download
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian Download
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean Download
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ml Malayalam Download
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian Download
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American) Download
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish Download
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese Download
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

(دوستان عزيز 15 سال به بالاها لطفاً)

*تقديم به تمام پارسي زبان هاي سراسر دنيا پرشين دريم تيم تقديم ميکند* "Parnaz - Baran" :مترجم

واقعاً خیلی به پول نیاز داری؟

-= www.OpenSubtitles.org =-

هي، هان جي‌وون. جرئت داري به خانومم بگو بالا چشمم ابروئه

"خانومم؟"

!هردوتون، تمومش كنين

(قسمت 2) وايسا

مي‌دونم افراد مثل تو نمي‌دونن پولشون رو چطور خرج كنن

اما بعضيا هم براش سگ دو مي‌زنن

وايسا

كي هستي؟ - چكار مي‌كني؟ -

علاقه‌اي به حرفات ندارم پس بكش كنار باد بياد

به عبارت ديگه، از كانگ‌ هيون‌مين دور بمون

اگه واقعاً نمي‌خواي اوضاع بي‌ريخت بشه

اسمت كانگ جي‌وونه، نه؟

انقدر درباره چيزايي كه نمي‌دوني سخنراني نكن

اين آخرين هشدارم بهته

اگه بازم بهم دست بزني، قول مي‌دم فردا رو به چشمت نمي‌بيني

وايسا

ناراحت شدي؟

فكر كردي سهل و الوصولم؟

...نه، اينطور نيست

انگار از جادو پُر شده

(هر ماجراجويي‌اي قدم اول خودشو مي‌خواد)

ديگه بايد بري خونه، نه؟

اوه، رسيديم؟

چرا از اين دنيا انقدر فاصله داري؟

انقدر كانگ هيون‌مين رو دوست داري؟

حتي وقتي قدر سوزن برات ارزش قائل نيست؟

مي‌خوام كاري كنم منم ببينه. نگران نباش

كانگ مين‌هيون. مي‌خواي چكار كني؟

خوب، فقط دوش گرفتم

مي‌دوني امروز سر عروسي چكار كردي؟

اوه. چي، هديه‌اي كه براي پدربزرگ آوردم بد بود؟

به جاش، اينشونم برات هديه‌اي آماده كرده

كيه؟

Kنامزد واقعيت. دختر رئيس شركت

چي؟ مي‌گي بايد سياسي ازدواج كنم؟

فردا مي‌بينيش

حواست باشه رفتار خوبي باهاش داشته باشي، اولين برخورد خيلي مهمه

اوه، بيخيال! چرا اينكارو باهام مي‌كني؟

واقعاً فكر كردي اين شيرين كاريت بي‌جواب مي‌مونه؟

اوه، برو بابا

اگه مي‌خواي وارث شركت هانول بموني بهتره اينكارو بكني

لعنتي

!اوه، بيخيال

تا حالا 5 بار ازدواج كردم اما ديروز بهترينش بود

چيز جالبي ديدم

وايسا

مي‌دونم افراد مثل تو نمي‌دونن پولشون رو چطور خرج كنن

اما بعضيا هم براش سگ دو مي‌زنن

اون دختره عادي نيست

دنبال اون دختر جووني كه به عروسي اومده بود بگرد

چشم

!اوه، صبح بخير

!هي، بايد صبحانه بخورم

وقتي يه كار درستم نمي‌توني بكني چطور مي‌خواي روي پات وايسي؟

ببخشيد. خواب موندم. سريع !يه چيزي درست مي‌كنم

لعنتي به خاطر تو روده كوچيكه !داره روده بزرگه رو مي‌خوره

!خموش

چي مي‌خواي؟

اوم، يه خواهشي ازتون دارم

نه؛ وقتت رو هدر نده

...ببينين

مي‌شه فقط يه بار گوش بديد؟

چيه، ها؟

مي‌شه براي شهريه ترم اول دانشگاه يكم بهم پول قرض بدين؟

قول مي‌دم انقدر كار كنم !تا پولتون رو پس بدم

شهريه؟ چي داري مي‌گي؟

درباره شهريه يونام حرف مي‌زني؟

دعا دعا مي‌كردي يونا نتونه بره تا تو بري دانشگاه؟

...نه... نه... اصلاً اينطور نيست

!ديروز كه مي‌باليدي كلي پول داري

اما چي؟ مي‌خواي شهريه يونام رو بدم تو؟

ديوونه شدي؟ اون عقل نخودتيم ديگه تمومه؟

چرا انقدر سروصدا مي‌كنين؟

!بذارين بخوابم، لعنتي! بذارين بخوابم

هي. برو. فقط برو

با اجازه

"تبديل شد به "دختر خرشانس ملي

نامزد كانگ هيون‌مين، بخت اول وارث شركت هانوله

اما اين دختره كيه كه تا اينجا رسيده؟

اين دختره كيه؟ تو زندگي] [قبليش ناجي كشور بوده؟

[!بالاخره يه عكس ازش آپلود شد] [!منم با اينكه پسرم حسوديم شد]

[چيزي درباره دختره شنيدي؟] [فكر مي‌كردم حتماً خوشگله]

:صدر خبرهاي ديروز كانگ هيون‌مين، وارث شركت هانول

!نامزدش رو به عروسي پدربزرگش رئيس كانگ آورد

خبري كه به دستمون رسيده و گل سر سبده، درسته؟

بفرما. اينم از عكس دختر خرشانسيه كه سر زبونا افتاده

اون دختره شبيه اون هاوون نيست؟

!اون هاوون؟ عمراً! امكان نداره

نه،‌ يه جورايي شبيهن - !مامان -

الان واقعاً حساس شدم، خوب؟ سربه سرم نذارين

!الو، عزيزم؟ البته كه خوبيم

هاوون و يونا با هم فارغ‌التحصيل شدن

!جدا نشدنين

اوه، مي‌فهمم. چي، فردا مي‌آي؟

!دولت مي‌خواد اينكارو بكني !خداي من، ناراحتم مي‌كنه

رئيس - چيه؟‌ -

روز حقوقه - و؟ -

مي‌شه جلو جلو حقوق ماه بعدمم !بديم؟ قول مي‌دم خوب كار كنم

مسخره بازي در نيار اين چيزا رو بذار در كوزه

!هي، بايد كار كني تا پول بگيري

جور در مي‌آد قبل از كار پول بگيري؟

لعنتي. اگه جدي گفته باشي مي‌كشمت

!بايد كار كني تا پول بگيري

اين چه درخواست مسخره‌ايه؟ ها؟

تو سوپر ماركت كار پاره وقت مي‌كنه

و بعدشم براي كار مي‌ره كافه و رستوران و تئاتر

به عنوان سگ گردانم تو شهربازي كار مي‌كنه

درحال حاضر 10 تا كار پاره‌ وقت داره

تنها حامي خانواده‌ست؟

نه دقيقاً، اما درسته كه آخر و عاقبتش كارش به اينجا كشيده

مادر خودش وقتي بچه بوده از دنيا رفته

و پدرش دوباره ازدواج كرده

الانم داره با نامادري بالا سرشه

و نامادريشم دختري داره كه همسن اونه

باباش راننده كاميونه، اما بيشتر مواقع حومه كار مي‌كنه

براي همين گه‌گاهي خونه پيداش مي‌شه

خانواده‌اش وضعيت چندان خوبي ندارن

براي همين به نظر مي‌رسه فقط يكي از بچه‌ها رو مي‌تونن بفرستن دانشگاه

براي همين خانم هاوون نهايت تلاشش رو مي‌كنه تا شهريه دانشگاهش رو در بياره

تعجبيم نداره رفتارش با سنش نمي‌خونه

شايد بهتر باشه كسي مثل اون رو كه همسنشونم باشه بياريم

به جاي كسي كه سعي كنه پسرا رو كنترل كنه

هزينه مراسم هانول 3.995.000وون] [كمترين موجودي: 800 وون

[!مهلت پرداخت شهريه! رويام برام مهمه]

آره... سال ديگه مي‌تونم برم دانشگاه

مطمئنم مي‌تونم با بي‌وقفه كار كردن !يه ساله 4 ميلیون وون رو در بيارم

نه. بايد بيشتر در بيارم. اينجوري مي‌تونم مادرمم به آرامش برسونم

[!هدف:4 ميليون وون براي شهريه! شروع دوباره]

چرا بابا جواب نمي‌ده؟

!ها؟ لعنتي؟ اينكه مال من نيست

اوه نه... تو هتل عوض شدن؟

خانم اون هاوون يكي مي‌خواد ببينتتون

چي؟

سلام

اوه. يه چيزي رو لباسته

چي؟

تعظيمت خوب بود. مطمئنم اگه !دوبار تعظيم كني بهترم مي‌شه

شوخ‌ طبيعيون قابل پيشبيني بود

الان تعريف بود ديگه، نه؟

به خاطر اتفاقي كه اون روز افتاد خيلي متأسفم

خيلي نگران بودم كه عروسي رو بهم زده باشم

نمي‌خواد نگران باشي

اما، چرا مي‌خواستيد منو ببينيد؟

متأسفم، اما يكم درباره‌ات كندكاو كردم

اولين باره با كسي همسن و سالت حرف مي‌زنم

اونم با سليقه مشابهي درباره كتاب

مامانم بهم گفته اينا مي‌تونن

چيز بهتري ازم بسازن

محشره. مي‌خواي يكم از اين خرد رو بهت قرض بدم؟

ببخشيد؟

بذار اول همه چيزو برات توضيح بدم

خانه آسماني برگرفته از معماري طبيعت

يكي از 100 معماري مدرن دنياست

فوق‌العاده امن،‌به طوري كه هيچ‌ خارجي‌اي نمي‌تونه واردش بشه

واو. كي اونجا زندگي مي‌كنه؟

نوه‌هاي رئيس كانگ

بزرگترين نوه رئيس، كانگ‌ هيون‌مين، كسي كه

...افراد زيادي رو عاشق خودش كرده

يا به زبان ساده‌تر، يه هوس‌باز حرفه‌اي

...دومين نوه رئيس كانگ جي‌وون

كسي كه هيچ حد و مرزي نمي‌شناسه ...و كسي نمي‌تونه مهارش كنه

يا يه گردن كلفت حسابي

و كوچيكترين نوه رئيس كانگ سووو

تمام ويژگي‌هاي خواننده و آهنگساز ستاره رو داره و بي‌نظيره

به عبارت ديگه، به درد هيچي نمي‌خوره

اين سه تا عموزاده‌هايي هستن كه از پارسال تو خونه آسموني زندگي مي‌كنن

و به خاطر اون حيف نونا بهت پيشنهادي مي‌كنم

نوه‌هام رو آدم كن

چي... منظورتون چيه؟

مي‌خواين ادبشون كنم؟

مي‌شه همچين چيزي گفت

نه‌بابا. فكر مي‌كردم بچه خر پولا عمداً ادب ندارن

چون تو ناز و نعمت بزرگ شدن و تو پول غلط مي‌زنن

براي همين فكر مي‌كردم اونا آدماي وحشتناكي تبديل شدن

!كه فكر و ذكرشون فقط پوله

واقعاً؟ پس، اونا رو برام آدم مي‌كني؟

براي اصلاحشون برنامه‌اي دارم

فقط كافيه كارايي كه بهت مي‌گم رو براي 3 ماه انجام بدي

چطور مي‌تونم اينكارو بكنم؟

مطمئناً مي‌توني

اگه اينكارو بكني، منم شهريه دانشگاهتو مي‌دم

حتي برا ادامه تحصيل مي‌فرستمت اونور آب و هرچيزي خواستي بهت مي‌دم

دانشگاه؟

مي‌خوام بگم، مي‌تونم زندگيت رو از اين رو به اون رو كنم خانم هاوون

باشه؟

براي يه ثانيه واقعاً زبونم رو بند آوردين

اما مطمئنم همچين كاري ازم بر نمي‌آد

ببخشيد

!استراتژي 36، فصل 1، بخش 5 !به خونه در حال سوختن نگاه كن

يا از هر فرصتي استفاده كن

فكر نمي‌كني اين برات همچين فرصتي باشه؟

!فصل 3، بخش 14: در كالبد ديگري روحت رو بدم

بايد از چيزهايي كه بهشون اميدي نيست اجتناب كني

و راستش، اين يه جورايي از سر نااميديه

فصل 3، بخش 18: با گرفتن !سركرده‌هاي دشمنت نابودش كن

تا وقتي نبرد رو شروع نكني نمي‌توني از نتيجه‌اش مطمئن بشي

بايد با چشماي خودت ببيني كه

برات فايده‌اي داره يا شكسته، نه؟

!فصل 6، بخش 36: همه‌اش نابوده، عقب نشيني

فكر مي‌كنم اينطور آموزش بهم مي‌آد

لازمه براش تا انقدر پيش برين؟

كسي كه نخواد زندگيش تغيير كنه به جايي نمي‌رسه

حالا كه مي‌بينمت خوشگلتري

اصلاً از چاپلوسي خوشم نمي‌آد

واقعاً از اينجور لباسا خوشم مي‌آد

واقعاً فكر مي‌كنم يه مرد خوشگذروني

همه درباره شايعه‌اي كه دختري رو

به عروسي رئيس بردي حرف مي‌زنن

شايعه نيست. فكر مي‌كنم قبل از اومدنت نرفتي سوابقم رو در بياري

البته كه اينكارو كردم

اما نمي‌دونم مي‌خوام با يه همچين آدم بد نامي

همچين جايي باشم يا نه

يا اين ترفند جذبته؟

چرا بايد به خاطر اينكه يه زن رو به خودم جذبش كنم همچين نقشه‌اي بكشم؟

چرا امروز رو خوش نگذرونيم؟‌ فقط ما دوتا

گفتم بهت امروز با همكار تجاريم قرار دارم

در اين صورت فكر مي‌كنم شما آقاي كانگ هيون‌مين نيستيد

بيا اول مذاكره كنيم

اومدي؟

هيون... مين

شايعات رو شنيدم اما واقعاً حرف نداري

انگار مذاكراتمون با شكست مواجه شد. اميدوارم ديگه نبينمت

ببخشيد

!كانگ هيون‌مين

چكار مي‌كني؟‌ - چي مي‌گي؟ -

هرطور دوست داري با بقيه بازي نكن

و براي اينكار عذرخواهي كردم

برات چي‌ام؟

فقط يكي كه بچگي باهاش دوست بودم؟

فقط همين؟

پس ديگه چي؟

دوباره مي‌خواي گذشته رو وسط بكشي؟

...مي‌دونم بعد اون روز عوض شدي؛ اما

البته همه آدما بعد 10 سال عوض مي‌شن

درسته. منم عوض شدم

اما مي‌دوني، اين زننده‌ترين كاري بود كه از وقتي عوض شدي كردي

اما مطمئنم هنوزم اون بچه 10سال پيش

يه جايي تو وجودت هست

آقا، ديروز اينو جا گذاشتيد

فكر نمي‌كنم... نه صبر كن، هست

ممنون

فقط يه لحظه لطفاً

فكر مي‌كنم گوشيم عوض شده و يه جايي همين اطراف گذاشتمش

هركسي نمي‌تونه سوئيت‌ها رو بازرسي كنه

ديروز رفتم اونجا، امروز چرا نمي‌تونم برم؟

ديروز با يكي از مهمونا اومده بودي، نه؟

فكر نمي‌كنم امروز كسي باشه كه پول اتاقت رو بده

چي؟

ممكنه ديروز به خاطر اينكه با يكي از مهمونا اومده بودي گذاشته باشيم بري

اما امروز رو نمي‌تونم بذارم بري

لطفاً برو - !وايسين‌، آقا، فقط همين يه بار -

!فقط يه ثانيه طول مي‌كشه! لطفاً؟ لطفاً

!هي، گرمكن پوش

اينجا چكار مي‌كني؟ بريم

كسي گوشيش رو اشتباهي بر نداشته؟

لباس مدرسه چي؟ و دست گل سفيد؟

همچين چيزايي نديدم

چون يكم كهنه و نخ‌نما بود كه ننداختيشون دور، نه؟

خوب، نمي‌دونم

ممنون. مطمئن باش جبران مي‌كنم

از كانگ هيون‌مين بخواه جديدش رو برات بخره. برا همين نبود كه رفتي ديدنش؟

اينطوري مي‌تونه برات هرچي بخواي بخره؟

تموم شد؟

اين نقشه‌ايه كه دخترايي مثل تو مي‌كشن تا غرور نشون بدن

و به نفع خودشو كارارو پيش ببرن، نه؟

اون روز چون دختري گذاشتم بري

اما واقعاً ديگه جلوم ظاهر نشو

الان جدي‌اي؟ - !اوه! هي -

چي؟ و پسرايي مثل تو چي، ها؟

نشون مي‌دي باحالي‌ اما با دخترا مثل يه تيكه آشغال رفتار مي‌كني

!مي‌دوني اينكارت مثل احمقاست

!تو، كوتوله

تو دختر خرشانس كشوري؟

چرا صاحب اين گوشي تلفنو بر نمي‌داره؟

!واو، واقعاً؟ محشره

حالا ديگه تو خونه آسموني زندگي مي‌كني؟

نه. تصميم گرفتم نرم

ديوونه‌اي؟ مي‌دوني اونجا چجور جاييه؟

جاييه كه عموزاده‌هاي كانگ از !شركت هانول زندگي مي‌كنن

!جزو 1%دان! خانواده‌هاي سلطنتي كره

شانس اينو داري كه اونجا زندگي كني

اما لگ به بختت زدي و اومدي تو همچين كافه‌اي؟

براي من اين صدا مثل صداي پولايي !كه تو بانك رو هم تلنبار مي‌شه

!بايد براي كاراي پاره وقتم سگ دو بزنم

زده به سرت؟ اين شانسيه كه اين زندگي نكبتيت رو ول كني

پس چرا تو نمي‌ري؟

برا همين نمي‌رم. ممكنه از خانواده‌‌ي مرفهي نباشم

اما غرور دارم، از خودم محافظت مي‌كنم

!كنسرت امروز محشر بود، كانگ سووون

مي‌شه گوشيم رو بدي؟ - باشه -

ممنون

!چي؟‌ اين مال من نيست

چي؟ - تلفنت رو قرض بده -

باشه

12... 09 مشترك مورد نظر

!لعنتي، بر نمي‌دارن - بر نمي‌دارن؟ -

!لعنتي، تمام آهنگا و دموشون او توئه

!ها؟ اوه نه! تلفنت خاموش شد

امروز شارژرم رو نياوردم! زنگ نزدن بهت؟

!اين گوشيم، باتريش تموم شده

لعنتي، اگه گوشيم رو پيدا نكنم چي؟

خيلي ممنونيم كه برنامه !ساعت عاشقي" رو انتخاب كرديد"

!ميزبان شما، كونگيونگ يونا هستم

!تادا

!حتي تو برنامه تلوزيونيم رفتم

!فكر مي‌كنم خيلي طول نمي‌كشه كه مشهور بشم

!خيله خب، برنامه زيباي امروز رو شروع مي‌كنم

خيله خب

مي‌دونيد كه قزل‌آلا 14 ويتامين مختلف داره، نه؟

!حالا ماهي رو مي‌ذاريم رو پوستمون

واو! پوستتون رو صاف مي‌كنه و چين و !چروك‌ها رو از بين مي‌بره! امتحان كنين

اومدم خونه

خيله خب، حالا نشونتون مي‌دم ...چطور ماسك خونگي بسازيد

تو دختر خرشانسي، نه؟

شما؟

صبر كنين، اين دختر كسي نيست كه دنبالش مي‌گردين! اينجا چكار مي‌كنين،‌ آقا؟

چرا ازش فيلم مي‌گيرين؟

!ايشون نامزد كانگ هيون‌مينه

خوب چه احساسي داره كه دختر خرشانس كشور شدي؟

اينطور نيست

...اوم - ...اما -

!بريد بيرون! همين الان - ...صبر كنين، اما -

فكر كردم اومدين از يونا فيلم بگيرين! يه دفعه‌اي چي شد؟

تو... دختر خرشانسي؟

چطور مي‌توني نامزد كانگ هيون‌مين باشي؟

چطور به اون عروسي رفتي؟

اتفاقي... شد

دقيقاً چه اتفاقي؟

نمي‌تونم بگم، اما... رفتنم به خواست خودم نبود

!دارم راستشو مي‌گم

کم مثل آدمای خوب و مهربون رفتار کن؛ اون‌ هاوون

مگه همینو نمی‌خواستی

که برای فرار از بدبختیات یه پسر پولدار رو از راه بدر کنی و سر کیسش کنی؟

حالا چرا توی همچین موقعیت لعنتی گورتو گم نمی‌کنی؟

واقعاً هیچی بینمون نیست

و نمی‌خوام بخاطر عوض شدن زندگیم از کسی سوء استفاده کنم

نمی‌خوام مثل یه انگل زندگیمو بگذرونم

برو بیرون، برو گمشو. برو به درک

خواهر جون

فکر کردم گفتی نمی‌خوای مثل انگل زندگی کنی

ولی همیشه مثل زالو خونمون رو خوردی

اما... ما...یه خونواده‌ایم

تا حالا یه بار هم به عنوان خونوادم حسابت نکردم

لطفاً؛ از زندگیم برو گمشو بیرون

می‌د‌ونی؛ پدرت گفت فردا داره میاد

واقعاً می‌خوای بیرونش کنی؟

نمی‌دونم. حالا هر چی! ولش کن

لعنتی... حتی لباس دیگه‌ای هم ندارم بپوشم

شرط می‌بندم لکه می‌ندازه

لعنتی؛ حالا قراره با این چه غلطی کنم؟

اما مطمئنم هنوزم اون بچه 10سال پيش

يه جايي تو وجودت هست

"Parnaz - Baran" :مترجم

قبلاً حساب کردین

خب؛ لطفاً یه اتاق دیگه بهم بدین - بله؛ آقا -

این کارت اعتبار نداره

آقای کانگ جی‌وون؛ رئیس می‌خوان برگردین خونه

نمی‌آم

پس؛ نمی‌تونین از هیچکدوم از حقوق و مزایاتون استفاده کنین

که شاملِ همه چیزای هست که به گروه هانول مربوط میشه

می‌تونم بدون این چیزا هم زندگی کنم

انگار زخم آقای جی‌وون خیلی عمیق‌تر از این حرفاست و ناراحتیشون ادامه داره

و به نظر می‌رسه ایشون نمی‌تونن به خونه جدید عادت کنن و باهاش انس بگیرن

...جسارته اما؛ آقا

معتقدم که برگردوندن آقای جی‌وون به خونه خیلی سخت و مشکله

واسه همین مجبوریم هر چه سریعتر برش گردونیم

قبلاً به یه راهی فکر کردم

از این طرف لطفاً

کارت اینجا تموم شد؛ آره؟ - بله -

توی سالن سه هیچ تماشاگری نیست خودمون بریم فیلمو ببینیم

فیلم و پاپ کورن؟ بهتر از این نمی‌شه

بریم اونجا- باشه-

لعنتی؛ احضار شدم باید برم اونجا؛ خوش بگذره

کجا می‌ری؟

چرا دارم فرار می‌کنم؟ من که کاره اشتباهی نکردم

اوه خدای من! ترسوندیم

تو... پول داری؟

واقعاً بچه پولداری؟ آخه چطور یه بچه پولدار حتی ده هزار وون هم نداره؟

فکر کنم به اندازه‌ی کافی فضولی کردی

حالا پول داری یا نه؟ فقط جواب سوالو بده

دارم؛ یا داشتم البته اگه بدهیتو به فروشگاه صاف می‌کردی

واو! 5000 وون دارم

واو؛ چه پول هنگفتی داری

حالا هرچی؛ اصلاً فراموش کن

واو؛ حرفات و رفتارت با هم نمی‌خونن؛ نه؟

همه‌ی اینا بخاطر این بود که گشنته؟

یه چند لحظه وایسا لباسامو عوض می‌کنم و برمی‌گردم

فقط با همین می‌تونم حساب همه چیو برسم

بدهیم بهت برای اینکه بهم کمک کردی از هتل بیام بیرون الان صاف شد؛ نه؟

بعدا جرئت داری بگو بهت مدیونم؛ فهمیدی؟

کمکم بهت فقط 1500 وون ارزش داشت؟

قیمت بقیه‌ی چیزا چی؟ پنیر؟ با اون می‌شه 2500 وون

خوبه خودم بهت گفتم مزش با پنیر بهتره

خودم قبلاً می‌دونستم فهمیدی؟ فقط یادم رفته بود

چی؟ یعنی می‌خوای اون 1000 وون اضافی که دادم رو بیخیال شی و حسابش نکنی؟

هی؛ پنیر رو برگردون زود باش؛ برش گردون

برش گردون. جرئت داری می‌خوریش

می‌دونی بدون پنیر چقدر مزه‌اش بده؟ زود باش برش گردون

هی؛ ببخشید؛ نمی‌خواستم موقعی که می‌خوری اذیتت کنم؛ بخور

مگه نگفتی گشنته؟ زود باش بخورش

پس خورد و جیم شد؛ ها؟

تلفنمو گم کردم و از خونه ..هم که بیرونم انداختن

...امروز چرا اینجوری بود؟ واقعاًكه

می‌تونم یه لحظه اینو شارژش کنم؟

اگه رئیس بفهمه؛ تو دردسر می‌فتیم تو که خودت می‌شناسیش

پس؛ می‌شه تلفنتو بهم قرض بدی؟

مطمئنم که خودتونم می‌دونین که بستن حسابام بی‌فایده است

اگه برنگردی خونه می‌تونم بدتر از اینا رو سرت بیارم

دیگه هیچوقت برنمی‌گردم اونجا

گفتم برگرد - گفتم نه -

همه چیزی که می‌خوام اینه که همه چیز برگرده سرجای اولش

دقیقاً متوجه منظورت هستی؛ نه؟

همه‌ی چیزای که باور داری مال خودتن می‌تونن توی یه چشم بهم زدن ناپدید بشن

این همون قدرتیه که من ادارش می‌کنم و به زودی مال خودت می‌شه

به همچین قدرتی نیاز ندارم

اینقدر هم منو تعقیب نکنین از این به بعد هم به عنوان هان جی‌وون زندگی می‌کنم

بریم

مشکلی نیست که همینطوری ولشون کنیم؟

اشکال نداره؛ به زودی با پای خودش برمی‌گرده

اوم؛ شما؟ - من صاحب اون تلفنم -

چرا زنگ زدم جواب ندادین؟

منم خیلی وقته که منتظر تماستونم

بهرحال؛ بخاطر شما نتونستم هیچکدوم از مسیجامو بخونم

اوه؛ کلی مسیج داری - واقعاً؟ -

احتمالاً از خونه بوده می‌تونین قفل گوشیمو باز کنین؟

چی؟ - رمزشو بهتون می‌گم -

از 5 شروع کن؛ و بعد 7-2-9-4-3-8-6-1

وایسین؛ چطوری می‌تونم قفل گوشیتون رو باز کنم؟

فقط انگشتتون رو روی اعدادی که گفتم حرکت بدین

چرا اینقدر سخت و پیچیده است؟ مگه شما سلیبرتی یا همچین چیزی هستین؟

عجله کنین؛ آروم روی اعداد حرکت کنین 5-7-2-9-4-3-8-6-1!

اوه؛ باز شد؛ جواب داد

جدی؟ کی بهم مسیج داده؟

...یه لحظه وایسین؛ اوم "...خواهر جون یونا"

چی گفته؟

زود باشین بگین

...اوم

اوه؛ گفته که...اوم فردا شب شامو باهم میخورین

‌و اینکه پدرتون فردا برمی‌گرده

جدی؟ واقعا گفته که پدرم فردا برمی‌گرده؟

ازم خواسته باهاشون شام بخورم؟

تو...دختره ی هرزه؛ بعد از اینکه) (شامت تموم شد زود گورتو گم می‌کنی

بله - واو؛ ممنونم -

اما؛ دقیقاً الان کجایین؟

اوم؛ ببخشید

اومدم که گوشیمو پس بگیرم

نکنه اون سلبرتی یا همچین چیزیه؟

نامزد كانگ هيون‌مين؟

(پیام‌ها حذف شوند؟)

ها؟ مسیجام کجا رفتن؟ فکر کردم گفتی کلی مسیج دارم

اوه...اونا؟ اتفاقی حذفشون کردم

چی؟

بهرحال؛ اونا بهت گفتن که فردا شب باهاشون شام بخوری

واقعاً ازم خواستن برم خونه؟

واقعاً گفت که پدرم فردا می‌آد خونه؟

بله

ممنونم که گوشیمو پیدا کردی. من دیگه می‌رم

وای؛ چرا حس خوبی ندارم ؟

...شنیدم که فردا می‌آین خونه

چرا اصلاً باهام تماس نگرفتین؟

فردا می‌بینمتون

اون واقعاً اینجا کار میکنه؟ چند ساعت دیگه باید منتظرش بمونیم؟

!دختر خرشانست

خانم اون‌هاوون - واقعاً خودتونین؟ -

واقعاً خانم اون‌ هاوون شمایین؟

حقیقت داره شما نامزدِ آقای كانگ هيون‌مين از شركت هانول هستین؟

چطور همدیگه رو ملاقات کردین؟

اوم؛ من هیچ نوع رابطه‌ای با اون آقا ندارم

ببخشید! لطفاً برین. ببخشید

لطفاً؛ فقط یه توضیح بدین - چطور همدیگه رو ملاقات کردین؟ -

!ببخشید! ببخشید

بریم

چطور همدیگه رو ملاقات کردین؟ - از کی با هم قرار می‌زارین؟ -

لطفا‌ً؛ یه چیزی بگین - چطور همدیگه رو ملاقات کردین؟ -

کجا می‌رین؟ - خانم اون‌ هاوون -

هی؛ خیلی باحالم؛ نه؟

از وقتی منو دیدی بهت لقب"دختر خرشانس" دادن

و همچین مردی رو گیر آوردی که توی همچین وضعیتی می‌آد و نجاتت میده

متوجه نشدی خودت باعث این وضعیت شدی؟

باعث این وضعیت؟ منظورت اینه که چطوری نجاتت دادم؟

فقط نگاه کن ببین چطوری همه چیز بخاطر دروغ احمقانه‌ات بهم ريخته

برو به خبرنگارا بگو که هیچ رابطه‌ای باهم نداریم

این چیزیه که می‌خوای؟ - آره -

باشه؛ خیلی خب فقط بهم 5 دقیقه وقت بده

از کل اینترنت اسمتو حذف می‌کنم

چی؛ نکنه تو یه هکر نابغه یا شعبده باز یا همچین چیزی هستی؟

چطوری همچین چیزی ممکنه؟

چرا نمی‌تونی بهم اعتماد کنی؟

هی؛ جون‌میونگ؟ منم؛ كانگ هيون‌مين

شما به عنوان معروفترین وب هترین سایت پورتال تو کره نمی‌تونین از پسش بربیاین؟

شایعه‌هایی درباره‌ی نامزدم همه جا پخش شده که

پره تهمت و افترا و توهینِه

و می‌تونه شان و بزرگی یه نفر رو خدشه دار کنه

فقط بخاطر عدالت اجتماعی نمی‌تونین این کار رو بکنین

می‌خوای یه جوره دیگه برات توضیح بدم که خوب بفهمی؟

همه‌ی تبلیغاتمون رو می‌آرم تو سایت شما

هر چیزی که به "نامزدِ كانگ هيون‌مين" ربط داره رو حذف کنین و نذارین منتشر بشه

الان ازم خوشت اومد؛ نه؟ خوشت اومد؛ نه؟

اگه بعد این ازم خوشت نیاد یه مشکلی داری و مثل آدما نیستی

واو... موندم چطوری اینقدر ریلکس و عادی بودم

چطوری همیچین چیزی می‌شه؟ - البته که برای خیلی از آدما نمی‌شه -

راستش الان که فکر می‌کنم واقعاً خیلی باحال و فوق‌العاده بودم

این چیه؟ رگای گردنمه؟ نگاه کن نگاه کن! رگای گردنمو می‌بینی؟

شنیده بودم که اگه پول کافی داشته باشی می‌تونی سایت‌های پورتال رو کنترل کنی

اما واقعاً راسته؟

خیلی به منابع آنلاینم اعتماد داشتم باور نمیکنم... واقعاً؟

جداً! باور نمی‌کنم

چطوری می‌تونی توی همچین لحظه‌ای به یه همچین چیزی فکر كنی؟

چی؟

فکر می‌کنم فقط یه چیز هست که نمی‌شه با پول خریدش

چی؟ - لبخند تو -

اون دیگه به تو ربطی نداره؛ بهرحال ممنونم که جلوی انتشار عکسا رو گرفتی

الو؟

چی؟ پدرم خاکستر مادرمو برده؟

هی؛ داری چکار می‌کنی؟ - من اومدم -

چیه؟ چیزی شده؟

از اینجا برو

بچه ها؛ اینا رو تمیز کنین - بله؛ آقا -

هی؛ چی شده؟

‌هیچی نپرس و فقط برو

دفعه‌ی دیگه می‌آم

جی‌وون

این پولی که رئیس کنار گذاشته بود

خیلی متاسفم؛ اما لطفاً دیگه برنگرد

چی؟

به پدربزرگت قول دادیم که دیگه هیچوقت نبينيمت

و یه جوری رفتار کنیم که انگار هیچوقت تو رو نمی‌شناختیم

خب؛ اونم به اندازه ی کافی بهمون پول داد که بهش این قول رو دادیم

شركت هانول حتماً خیلی قدرتمنده

مطمئنم که عوض کردن زندگی یه نفر مثل آب خوردنه براشون

پس، عالیه

چی؟

اینکه از فروشم پول خوبی گیرتون اومده

اشكال نداره

متاسفم

این همون قدرتیه که پدربزرگ درموردش حرف می‌زد؟

قدرت خریدن مردم؟

اگه بتونن همه چیزایی که براتون عزیزن رو پاک می‌کنن

واو؛ عجب آدم جالبیه

توی این دنیا دیگه آدمی به اسم هان جی‌وون وجود نداره

الان فقط کانگ جی‌وون وجود داره

بهت گفتم؛ هان جی‌وون‌ام

خیلی نمی‌تونین اونطوری که خودتون می‌خواین زندگی کنین

همین جاهاست K هی؛ دختر وارث گروه

و داره تلاش خودشو می‌کنه که تو نتونی با آدمای دیگه مراوده کنی

بیخیالش

مطمئناً برات مهم نیست

برای آدمای مثل ما ازدواجها تقریباً از پیش تعیین شده است

حتی اگه نتونی همسر دلخواهتو پیدا کنی هیچ فرقی بحالت نمی‌کنه

اگه موقعیتتو بعنوان وارث برای این کار به خطر بندازی چی؟

چی؟ - خب؛ آره -

الان کانگ سووو داره تو خونه هانول زندگی می‌کنه

و کانگ جی‌وون از ناکجا آباد اومد ظاهراً باهاتون فامیله و نسبت داره

با آدمای زیادی باید مسابقه بدی و رقابت کنی

برای یک ماه لطفاً

(کارت ملي: کانگ جی‌وون)

خب...اون واقعاً نامزد هیون‌مین نیست؟

فکر کنم فقط برای پول اینطوری وانمود می‌کرد

چه بچه‌ی گستاخ و چشم سفیدی

بهش گفتم بره و توی خونه‌ی هانول با نوه‌هام زندگی کنه

چه چیزه اون دختر رو اینقدر دوست داری؟

با اینکه ثروتمندم؛ بعضی وقتا برام سواله که کی واقعاً اربابه؟ من یا پول؟

تا حالا؛ بخاطر مشکلات مالی و حل و فصلشون خودش رو نباخته و تسلیم نشده

فکر می‌کنم اگه دورور پسرا باشه خیلی بهتره

بله؟

خب؛ چطور پیش رفت؟

موضوع مربوط به جی‌وون رو حل کردم

و دختره چی؟

یکی رو گذاشتم که ایشون رو بپاد

اما فکر نمی‌کنم نظرشون عوض بشه

بعید می‌دونم قصد داشته باشه باهاتون معامله کنه

همونطور که انتظار می‌رفت نتونستم شکستش بدم

اوه خدایا؛ هاوون عزیزمون هم اومد

خواهر جون! بیا بشین شام بخور

مامان کجاست؟

عزیزم؛ مامانت اینجاست

شنیدم که خاکستر مامان رو بردین

مادرت اینجاست؛ داری دنبال کدوم خر می‌گردی؟

اوه؛ اشکال نداره؛ عزیزم

چطور تونستین این کار رو بکنین؟

شنیدم هیچوقت هزینه‌ی نگهداریشو ندادین

اونا گفتن که 5 میلیون وون بهشون بدهکاریم؛ منم 4 میلیون وون بهشون دادم

اگه شما بقیه اشو می‌دادین مامان می‌تونست تو آرامش باشه

چرا باید همچین پول زیادیو برای کسی که مُرده خرج کنم؟

اون همسرتون بود

حالا نه که اون خاکسترا همچین چیزه با ارزشین

قبلاً اونا رو توی رودخونه یا اقیانوس می‌ریختیم

یه جوری رفتار نکن که انگار خیلی باارزش

مامان جایگاه ابدیشو از دست داده و اینطوری بهش بی‌احترامی شده و کنار گذاشته شده

چطوری می‌تونم همینجوری وایسم و بروبر نگاه کنم و کاری نکنم؟

چطوری می‌تونی جلوی مادر خوندت که

اینقدر بهت می‌رسه و اهمیت می‌ده؛ اینطوری رفتار کنی؟

آفرین؛ همینطوری مامان مُردتو بچسب؛ کارت حرف نداره

عزیزم؛ گفتم که؛ خوبم؛ سعی می‌کنم کمی پول گیر بیارم

کمی پول کنار گذاشته بودم که یونا و ‌هاوون رو بفرستم دانشگاه

شما که بهم گفتین فقط می‌تونین یکی از ما دو تا رو بفرستین دانشگاه

‌هاوون. می‌دونم الان عصبی هستی اما نباید یه همچین دروغی رو بگی

راستی؛ وسایلم که توی بالکن بودن؛ کجان؟

چون پدر اومده؛ دوباره همه‌ی وسایلمو پخش و پلا کردین

باید کلی بگردم چون عکسای مامانم نیستن و گم شدن

درمورد چی حرف میزنی؟

‌وسایلت که تو اتاقتن

اتاق مشترک تو و یونا

نه؛ اتاق من همون بالکنه

واقعاً مي‌خواي منو آدم بده نشون بدی؟

نه؛ فقط دارم واقعیتو می‌گم

بسه دیگه! چطوری جرئت می‌کنی اینطوری با مادرت حرف بزنی؟

حتی از مهربونیش که این همه سال بزرگت کرده قدردان و متشکر نیستی

و الان داری کاری می‌کنی که اونو دروغگو نشون بدی؟

هیچوقت بهم اعتماد نداشتین؛ نه؟

نباید هیچوقت بچه‌ی یه نفر دیگه رو بزرگ می‌کردم

‌منظورتون... چیه؟

تو از یه مرد دیگه‌ای

یعنی... دختر واقعیتون نیستم؟

می‌خواستم باور کنم که دختر واقعی خودمی

وایسا؛ عزیزم؛ منظورت از این حرفا چیه؟

چی؛ یعنی شما پدرش نیستین؟

خب؛ خودم حدس می‌زدم اصلاً فامیل نیستیم

کجا میری؟ پدرت این حرفا رو از روی عصبانیت زد

عالیه؛ وقتی که بری همه چیز خوب می‌شه

خوبه؛ بریم - بریم -

مواظب باش

خوبه؛ تقریباً رسیدیم. بله؛ رسیدیم

بریم - بریم -

چون پرنسس کوچولومون نتونسته کمربند مشکی بگیره ناراحته؟

اون‌ هاوون بهت چی گفتم؟

استراتژیهای 36 فصل 1؛ بخش 4

در حالیکه دشمن داره تقلا میکنه؛ منتظر بمون" و استراحت کن" صبر کن تا زمان مناسب برسه

درسته! از الان به بعد میتونی بهتر انجامش بدی درسته هاوون؟

البته

چرا؛ تو

(جا یونگ)

الو؟ - خانم ‌هاوون -

در مورد پیشنهادم فکر کردی؟

رئیس؟

پیشنهادم هنوز سرجاشه؛ چی شده؟

جوابتون مثل دفعه‌ی قبله و تغییر نکرده؟

خونه هانول به روت بازه

همه چیز توی خونه‌ی هانول) (تغییر میکنه؛ خودت بیا و ببین

بذار ببینم - بذار یه بار دیگه ببینم. کجا؟ -

همه چیز توی خونه‌ی هانول) (تغییر میکنه؛ خودت بیا و ببین

من میرم - چی؟ کجا؟ -

ببخشید, خیلی خب؛ الان باید بریم یه اجرای رادیویی

باشه

بعد از این که کارمون تموم شد کمی استراحت کنیم؛ وو سوک

باشه؛ بریم کجا؟

همه چیز توی خونه‌ی هانول) (تغییر میکنه؛ خودت بیا و ببین

هی - چیه؟ -

ماشینو برگردون - چرا؟ -

پدربزرگم - وو سوک؛ ماشینو برگردون -

بله؛ آقا

همه چیز توی خونه‌ی هانول) (تغییر میکنه؛ خودت بیا و ببین

مامان؛ واقعاً اشكال نداره اگه اینجا زندگی کنم؟

بیاین بریم تو

اوه؛ برای اینکه اینجا زندگی کنین یه شرطی هست که باید رعایت کنین

قرار گذاشتن توی خونه‌ی هانول اکیداً ممنوعه

*تقديم به تمام پارسي زبان هاي سراسر دنيا پرشين دريم تيم تقديم ميکند* "Parnaz - Baran" :مترجم

"براي آگاهي از وضعيت ترجمه به کانال ما ملحق شويد" @persiandreamteam

OpenSubtitles.org require your login in mx player for uploading subtitles, please login now

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.