All language subtitles for La.casa.de.papel.S01E12.Netflix.Fa

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali Download
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian Download
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish Download
pt-BR Portuguese (Brazil) Download
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu Download
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

سلام، "راکل" هستم در حال حاضر نمی‌تونم پاسخگوی تماس‌ـتون باشم

اگه تماس‌ـتون ضروری‌ـه، لطفاً بعد از شنیدن صدای بوق پیام بذارید

،"راکل"

واسه چی جواب‌ـمو نمیدی؟

،ها؟ بعد از 15 سال که مثه یه احمق لعنتی باهات بودم، پیش‌ـت بودم این کارو باهام می‌کنی

واسه این نبوده که صرفاً بهت نزدیک‌تر بشم، نه، نه

به خاطر این بوده که بتونم دوستی‌ـمون رو حفظ کنم

واسه عشق بوده، می‌فهمی چی میگم؟ واسه عشق بوده

بفرمایید داخل لطفاً - نه، اول خودت برو تو -

یالا

یکشنبه ساعت 9:45 شب

این چیه؟

انباری‌ـه

این پلاستیک‌ها چی هستن؟

این پلاستیک‌ها رو همینطوری گذاشتم که جلوی سرما رو بگیرن

‫60 ساعت پس از شروع سرقت

ترس از چیزی ندارم

راه برو

چراغ رو روشن کن

هیچ کار احمقانه‌ای هم ازت سر نزنه

‫♪ اگه باهات بمونم ♪

‫♪ اگه اشتباه انتخاب کنم ♪

‫♪ اصلاً واسم مهم نیست ♪

‫♪ اگه قرار باشه الان ببازم ♪

‫♪ ولی بعداً بِبَرم ♪

‫♪ این تموم چیزی میشه که میخوام ♪

‫♪ اصلاً واسم مهم نیس ♪

‫♪ راهمو گُم کردم ♪

‫♪ اصلاً واسم مهم نیس ♪

‫♪ وقتمو هدر دادم ♪

‫♪ ولی زندگیم همچنان ادامه داره ♪

‫خانۀ اسکناس

‫تـرجـمـه و زیـرنـویـس ‫Samya

خودت چی، قبل از این کار چه کار می‌کردی؟ همیشه که سارق نبودی که

قبل از این، کلی کار دیگه کردم - چه کارایی؟ -

بیشتر بازاریاب و فروشنده بودم

،توی صنایع شیمیایی هم کار کردم

مأمور امنیتی یه پارکینگ هم بودم و توی یه دیسکو هم رقصنده بودم

چی؟ - آره، توی دیسکو، بدون لباس -

وقتی می‌رقصیدم کلی پرنده که تو قفس بودن آزاد می‌شدن

یعنی با "آنتز آنتز آنتز" می‌رقصیدی؟ - آنتز آنتز یا کلاً هر چی پخش می‌کردن دیگه -

،سامبا" می‌رقصیدم، "توییست" می‌رقصیدم" راک اند رول" می‌رقصیدم طوری که کف می‌کردی"

چی، جدی؟ کف می‌کردم؟

خب پس برقص کف کنم دیگه بذار ببینم چطوری می‌رقصی

اینجا؟ - آره دیگه یالا، یه کمی برام برقص ببینم -

یه دقیقه اجازه بده

باشه

گوش کن، کارم به جایی رسیده بود که می‌خواستم با همه‌چی و همه‌کس قطع رابطه کنم

از شر "ماری کارمن" خلاص شم تا به یه هرزه‌ای برسم که حتی "پریتو" هم نمی‌خواد بُکُنَتِش

،می‌فهمی چی میگم؟ آره، هرزه‌ای یه هرزۀ خودخواه و عقده‌ای هستی

!یه جندۀ لعنتی هستی !جندۀ عوضی

یه کُس‌لیسِ بی‌روحی، لعنتی

خیلی سرد و بی‌روحی

راکل"، منم دوباره، "آنجل"ـم"

...معذرت می‌خوام، نمی‌خواستم

نمی‌خواستم لفظ "هرزه" رو در موردت به کار ببرم، واقعاً ببخشید

ولی تو هم زندگی‌ـمو خراب کردی

نمی‌دونم اگه منو از واحد پلیس بیرون‌ـم کنن باید چه کار کنم

نمی‌دونم چطوری باهاش کنار بیام

اینطوری نابودم می‌کنی

...می‌دونم بهت گفته بودم که بی‌کارم، ولی

این شراب سیب درست کردن‌ـم واقعاً شغل نیس که بیشتر برام شبیه یه پروژه‌ـس

نمی‌دونم که جواب میده یا نمیده

و راستشو بخوای، نمی‌دونم چی تو سرت می‌گذره

نمی‌دونم همکارت اینجا چیز غیرقانونی‌ای دیده یا نه

آره، یه شبایی رو اینجا می‌خوابم

،روی تخت خوابگاهی‌ـم می‌خوابم مدرکی واسه سکونت توی اینجا هم ندارم

نمی‌دونم شاید چون یه همچین چیزی رو دیده فکر کرده مکان‌ـم باید بازرسی بشه چون استاندارد نیس

واقعاً نمی‌دونم

شراب سیب‌ـت

می‌تونم از شراب سیبی که میگی یه شات بزنم؟

البته، حتماً

واضح بود که بازرس می‌خواست خودشو

یه جوری وارد خونۀ محقر پروفسور کنه

کافی‌ـه چند یورو پرداخت کنی تا بتونی یه انبار آشغالی رو اجاره کنی

و تبدیل‌ـش کنی به یه صحنه‌ای که به بهترین شکل ممکن روش نقش بازی کنی

اینکه دیگه بخواد باور کنه یا نکنه دستِ خودِ بازرس بود

"معذرت می‌خوام "سلوا

اینجا واقعاً خیلی قشنگه

واقعاً... شرمنده شدم

که سمتت اسلحه نشون رفتم

که مجبورت کردم که منو بیاری‌ـم اینجا

راستشو بخوای

ترجیح می‌دادم جای اسلحه یه چیز دیگه بهت نشون می‌دادم

یعنی، یه چیزی تو همون مایه‌های فیلم !غریزۀ اصلی" که بهم گفتی، چه می‌دونم"

...حداقل اونطوری

...یه کمی کمتر از الان شرمنده و

اینطوری احمق به نظر می‌رسیدم

...و

تازه داشتم فکر می‌کردم که ...همسر سابقم رو هم بیارمش اینجا

همسر سابق‌ـت رو؟

،آره، می‌دونم طرف یه آشغال عوضی‌ـه

ولی توی کل واحد پزشکی قانونی بهترین‌ـه

می‌خواستم بیارمش اینجا، چون اینجا رو طوری توصیف کرده بودن که انگار آزمایشگاه مواد مخدره

معذرت می‌خوام - مواد مخدر؟ -

آره

...تازه می‌خواستم

...تازه می‌خواستم اشتباه بزرگتری هم بکنم

می‌خوام بدونی که دیگه هیچوقت اسلحه‌ـم رو سمتت نشونه نمیرم

آره - دمت گرم -

،دیگه هم تفتیش‌ـت نمی‌کنم یا بهت شک نمی‌کنم

خوبه، عالی‌ـه

"تو رو میگما "سلوا

تو رو میگم

فکر کنم دیگه وقتشه که یه کمی همدیگه رو صمیمی‌تر خطاب کنیم، نه؟

من که از خُدامه - باشه پس -

قبوله - حله -

آنجل"، بد موقع که زنگ نزدم؟" - نه، بگو چی شده "پیلار"؟ -

نتایج چیزی که می‌خواستی رو پیدا کردم برات

اون اثر انگشت که توی ماشین بود رو با اثر انگشت روی قاشق قهوه‌خوری مقایسه کردم

!و حدس بزن چی شد؟ مطابقت دارن

اون کسی که به این قاشق دست زده همونی‌ـه که به زور وارد ماشین شده بود

پیلار"، کارِت حرف نداره"

عالی‌ـه. بهت زنگ می‌زنم خودم

صندوق پستی مشترک مورد نظر شما پُر شده است

لعنتی

وقتشه دیگه

تا الان نگهبانا حتماً خودشونو باز کردن

ساعت 10:30 شب قراره از انباری بیان بیرون

می‌دونی انباری کجاست؟ - آره، همین‌جاست -

ببین، می‌تونم به کَسِ دیگه‌ای هم بگم؟ فقط پنج یا شش‌تا از دوستام

ابداً. مگه خُلی؟ - خب چرا؟ -

می‌خوای قبل از اینکه کاری کنیم، همه‌ـمونو به فنا بدی؟ سه نفر همینطوری‌ـش

خودش کلی ریسک داره، وارد کردن نفر چهارم احمقانه‌ـست

از بیرون کمک‌ـشون می‌کنیم - سه نفریم؟ -

نفر سوم کیه اون موقع؟

"مونیکا گتمبید"

حامله‌ـس، باید از اینجا ببریمش بیرون

عجب

کدوم گوری داری میری؟ - میرم پیداش کنم -

اون‌موقع من چی؟ همین‌جا بمونم؟ چطوری برم انباری؟

هر موقع که دلم بخواد که نمی‌تونم برم - خودت مشکلاتتو حل کن -

رو اعصاب منم نرو کاری که من باید انجام بدم سخت‌تره

خیلی سخت‌تره. باید اون یارو رو قانع کنم "که ببرتم پیشِ "مونیکا

بعدشم یه جوری از شرِّش خلاص شم

یعنی می‌خوای بُکُشی‌ـش؟

کاری که نمی‌خوام بکنم اینه که اینجا مثه یه بره وایسم تا خودشون بیان بُکُشنم

،آدم باید کاری که مجبوره انجام بده رو انجام بده دیگه

"هلسینکی"

چه مرگ‌ـته؟

هنوز حالم چندان مساعد نیس

چِته "آرتورو"؟ می‌خوای بازم بهت قرص بدم؟

نه

کاش مشکلم با خوردن یه آسپیرین حل می‌شد. نخیر، نه

مسأله این نیس

می‌دونی، اون‌موقع که مونیکا گتمبید" رو دیدم"

،و متوجه شدم که زنده‌ـس حالشم خوبه

...عملاً تیکه تیکه شدم

فکر کنم طوری که انتظار داشت واکنش نشون ندادم

مشکل اینه که، یه کمی بعدترش یکی از همکارات

،"یعنی "دنور

مونیکا" رو بُرد پایین، همون‌جایی" که قبلاً نگه‌ـش می‌داشتید، تا استراحت کنه

منم یه حالی پیدا کردم که می‌خوام هرجور شده باهاش حرف بزنم

خیلی برام مهم‌ـه که باهاش حرف بزنم

خواهش می‌کنم

آدم به آدمی که عاشق‌ـه باید کمک کنه دیگه

باشه؟ مشکلی نداره؟

باشه، "آرتوریتو"، مسأله‌ای نیس

بیا بریم - ممنون -

و وقتی که داشتیم به اولین شکست‌ـمون نزدیک‌تر می‌شدیم

مغز متفکر عملیات، پیش‌ـمون نبود

با اینکه خیلی باهوش بود، ولی فقط دو تا چشم داشت

و توی اون لحظۀ خاص، اون دو چشم کنار چشمای بازرس قرار گرفته بودند

چیه؟

هیچی

خب چیه؟

داشتی بهم نگاه می‌کردی

،نمی‌دونم، اینطوری که هستی

،یعنی وقتی عینک نمی‌زنی

انگار کلاً یه آدم دیگه میشی

مثه سوپرمن و کلارک کنت

آهان، پس منو به خاطر عینک‌هام دوس داری

نخیر، همچین حرفی نزدم

بذار الان عینک‌هامو می‌زنم

یه کمی عجیبه که بخوای با عینک‌هات بخوابی، ولی مشکلی نیس

.مسأله‌ای نیس ...معمولاً عینک‌هامو در میارم، ولی امروز

امروز یه روزِ خاص‌ـه برام

بهتر شد؟

...قضیه اینه که

شب رو نمی‌تونم اینجا بمونم، باید ببخشی

...نمی‌دونم، می‌خوام

،توی خونه‌ـم کنار دخترم بیدار شم

بذارمش مدرسه‌ـش

تا حداقل ببینه یه مادر بالا سرش هست - حتماً -

،سلام، "راکل" هستم در حال حاضر نمی‌تونم پاسخگو باشم

،اگه تماس‌ـتون ضروری‌ـه بعد از بوق پیام‌ـتون رو بذارید

راکل"، بازم منم"

بهم زنگ بزن، صندوق پیام صوتی‌ـت پُر شده

طرف رو پیدا کردیم، گوش کن، پیداش کردیم

اون یارویی که داره به سارق‌ها از بیرون کمک می‌کنه رو پیدا کردیم

ولی تو که آخه هنوز هفت هشت ساعتی

وقت داری که دخترت رو برسونی مدرسه

منظورم اینه که... اگه ساعت 12 یا 1 نصف شب برسی خونه

...یا 7 صبح برسی خونه

بازم زوده دیگه، نه؟

،"اون یارو "سلوا"ـه، "سلوا"، "سلوا همونی که شراب سیب درست می‌کنه

توی اسقاطی هم همون بود، لامصب اون یارو روسیه‌ای‌ـه رو هم تهدیدش کرده بود

معذرت می‌خوام

ولی نمی‌تونم بمونم

هی، اون پیانو اونجا چی میگه؟

پیانو می‌زنی؟

داره ازت سوء استفاده می‌کنه لعنتی اثرانگشت‌هاش رو توی ماشینِ گشت پیدا کردن

بهت نزدیک شده تا در مورد تحقیقات‌ـمون، اطلاعات بگیره

"داره ازت استفاده می‌کنه، "راکل

کثافت

لعنتی

این زن‌ـت نیس؟

نه

مونیکا" انقدر صداش بلند نیس" احتمالاً یکی از همکاراته

ادامه بده

،"از دست تو، "آرتورو چه غلطی داری می‌کنی تو؟

آرتورو" بالاخره می‌خواست یه ژست" قهرمانانه به خودش بگیره

به جای اینکه خودش تنهایی فرار کنه، تصمیم گرفت که شاهزاده‌خانم‌ـش رو هم نجات بده

ولی قضیه نتیجۀ معکوس داد

چون شاهزاده‌خانم‌ها هم بالاخره زندگیِ خودشونو دارن دیگه

چی شده "مونیکا"؟

اسرار خودشونم دارن

این وحشی داشت بهت تجاوز می‌کرد دیگه؟ - نخیر تجاوز نمی‌کرد -

چرت و پرت نگو

همیشه اینجور داستان‌ها رو شنیدیم که شوهرها مچ زن‌ـشون با معشوقه‌ـشون رو می‌گیرن

ولی وقتی "آرتورو" مچ معشوقۀ معشوقه‌ـش رو تونست بگیره

نقشۀ فرارش رو پاک فراموش کرد

آرتورو"، پسر"

فقط یه کلمه توی ذهنش تکرار میشد

حالم خوبه - نفس بکش، نفس بکش -

نفس عمیق بکش

انـتـقـام

عزیزم، لباس‌ـت رو بپوش و از اینجا برو لطفاً

چی؟ - لطفاً لباس‌هات رو بپوش -

و از اینجا برو - من نمیرم -

،اینو ببرش بیرون منو با این یارو تنهام بذار

می‌خوای چه کار کنی؟

،"بذار عین آدم در مورد این قضیه حرف بزنیم "آرتوریتو این قضیه رو میشه با حرف زدن حل کرد

من که از اینجا نمیرم

بهت گفتم از اینجا بِبَرِش بیرون دیگه لعنتی

همین الان بِبَرِش بیرون و منو با این کثافت تنهام بذار

آره! من و تو، آره، همین‌جا

همین الان، من و تو

مادرجنده

لطفاً، خواهش می‌کنم - برو بیرون -

نمیرم - برو بیرون دیگه -

همه‌چی مرتبه - چه کار می‌خوای بکنی؟ -

مشکلی نیس - میگم نه -

مسأله‌ای نیس - می‌خوای چه کار کنی؟ -

اشکالی نداره، تو برو - می‌خوام بمونم -

برو بیرون، همه‌چی مرتبه

زود باش برو

خیلی رو داری که از یه زنِ بی‌دفاع و زخمی اینطوری سوء استفاده می‌کنی

،بذار ببینیم چند مرده حلّاجی می‌تونی از پَسِ من بر بیای یا نه حرومزاده؟

،"ممکنه بهت آسیب برسونم "آرتوریتو حواست باشه‌ها

!تکون نخور - نه، من گروگان‌ـم -

اینجا باید "آرتورو رومَن" رو ببینم - آقای "رومَن" کجا هستن؟ -

نمی‌دونم، بهم گفت ساعت 10:30 شب بیام اینجا

خواهشاً بیاین همین الان بریم

بذار یه چند دقیقه دیگه منتظر آقای "رومَن" باشیم

هنوز دو دقیقه دیگه وقت داریم

حامله‌ـس، می‌دونستی؟

بچۀ منو حامله‌ـس

بچۀ من

فکر نکنم بچه‌ـم دوس داشته باشه که هی دَرِ خونه‌ـشو بزنی

آرتوریتو"، کم کم داری یه کاری می‌کنی" که چَک و لَگدت کنما. بس کن

می‌خوام بکشمت حرومزاده

حالا کی داره می‌خنده، هی؟

چی شد؟ دیگه اون خندۀ احمقانه‌ـت رو نمی‌تونم بشنوم

تو می‌خواستی منو با قیچی کاغذبُری

بُکُشی، "آرتوریتو"؟

ببخشید

قسم می‌خورم نمی‌خواستم همچین کاری کنم این استرس لعنتی ولم نمی‌کنه

همه‌ـش باعث میشه درست نتونم فکر کنم منو ببخش، معذرت می‌خوام

خیلی احمقی

!کتک‌ـم نزن - ...یه دلیل برام بیار -

منو ببین

یه دلیل واسم بیار که چرا نباید همین الان کَلَه‌ـت رو با دیوار یکی کنم؟

یه دلیل واسم بیار لعنتی

دارن فرار می‌کنن - چی؟ -

‫16 تا از گروگان‌ها همین الان ‫دارن فرار می‌کنن

منم می‌دونم از کجا دارن میرن

آقایون، وقت نداریم. راه بیفتین

!وایسین

مواد منفجره

‫16 تا از گروگان‌ها دارن ‫از طریق محل بارگیری فرار می‌کنن

توکیو"، برو و "نایروبی" رو بیارش"

"ریو"، "دنور"، برین سراغ "اسلو" و "هلسینکی"

چی شده؟

‫- 16 تا از گروگان‌ها می‌خوان فرار کنن ‫- سگ تو روح‌ـشون

می‌خوایم بریم جلوشون رو بگیریم

آماده‌این؟ - آماده‌ایم -

!بریم

!سگ پدرا

!زود باشین، بیاین

!پناه بگیرین، پناه بگیرین

همه پناه گرفتین دیگه؟ - بله -

برو که رفتیم

!توجه

یه انفجاری توی ساختمون اتفاق افتاد

همین الان می‌خوام با یگان ویژه ارتباط برقرار کنم

،تیم‌های 1 و 2 به محل حادثه برین

!برین، برین

اولویت: نجات جانِ گروگان‌ها

امکان ورودمون رو هم ارزیابی کنید

روی دوربین محل بارگیری کلیک کن

همونه

توجه، یه حرکتایی داره انجام میشه یه سری دارن خارج میشن

،اهداف در تیررس‌ـمون قرار دارن تکرار می‌کنم، در تیررس‌ـن

گروگان‌ـن

اونا گروگان‌ـن

می‌تونیم ببینیم‌ـشون منتظر تأییدیه هستیم

،می‌دونید وقتی توی جاده یه تصادفی میشه اون ترافیکی که

بعدش به وجود میاد به خاطر خودِ تصادف نیس

واسه اینه که راننده‌های ماشین‌ها توقف می‌کنن که تصادف رو ببینن

دست خودشون نیس

چون ما ذاتاً خیلی ساده مثه پشه‌هایی می‌مونیم که جذب نور میشن

همونطوری که وقتی یه حشره رو زندانی‌ـش کنی، سعی می‌کنه فرار کنه

"و بازرس "موریو

هم خیلی آدم پیچیده‌ای نیس دیگه

میشه یه قهوۀ سفید با قهوۀ اضافه داشته باشم؟

واسه همین اونجا داشت

زیربغل‌هاشو می‌شُست و به طور احمقانه‌ای توی آینه لبخند میزد

اونم وقتی که همکارش داشت جون می‌داد

تأیید شد، اونا گروگان‌ـن، تأیید شد

عملیات نجات رو انجام بدین

می‌خوام پس‌گیری‌ـشون بدون مشکل انجام بشه

!برین جلو

!زود باشین - !بیاین بریم -

باید از اینجا ببریم‌ـشون بیرون

زود باشین، باید از اینجا بریم

!زود باشین

تندتر حرکت کنین، تندتر - زودباشین، سریع‌تر -

!حرکت کنین، زود باشین، از اینجا برین

تیم پزشکی، آماده باشین. همۀ گروگان‌ها رو میخوام بیارین‌ـشون اینجا. زود باشین

زود باشین، یالا - زود باشین -

اینجا جاتون امنه، راه بیفتین

لطفاً یه لحظه صبر کنین

آماده

ماساژ دادن رو ادامه میدیم

آماده‌ـس، دوباره

داخل رو می‌تونیم ببینیم

ماسک چهرۀ "دالی" رو پوشیده - طرف سارق‌ـه -

شرایط جهت ورود مناسبه

منتظر دستور هستیم - تیم یگان ویژه، آماده باشین -

وارد میشیم

دنیا می‌تونست عملاً از هم بپاشه و ...تنها چیزی که اون داشت بهش فکر می‌کرد

!هیچی بود

،وقتی بهترین سکس قرن رو داشتی بعید نیس یه همچین حسی هم بعدش داشته باشی

ولی همیشه یه چیزی هست که به واقعیت برگردوندت

و معمولاً این اتفاق هم در کمال آرامش رخ نمیده

شاهدینِ اونجا، دارن از یه آتیش‌سوزی بزرگ حرف می‌زنن

که توی ضراب‌خونۀ ملی پول و تمبر رخ داده

و اینکه تا الان حدوداً 15 تا 16 نفر از گروگان‌ها تونستن فرار کنن

هویت این گروگان‌ها همچنان ناشناس‌ـه

ظاهراً آسیب جدی‌ای ندیدن

.و آخرین اخبار "کاراگاه "آنجل روبیو

یکی از نیروهایی که مسؤول رسیدگی به بحران گروگان‌گیری بوده

حین رانندگی با اتومبیل‌ـش در اتوبانِ ام506 تصادف شدیدی داشته

،این تصادف در مادرید در مسیرِ ختافه به پینتو رخ داده

اتومبیل وی از جاده منحرف شده و چندین بار معلق زده

کاراگاه در حال حاضر تحت درمان پزشکان قرار داره

و هنوز مشخص نیست که وضعیت جسمی وی در چه حالی‌ـه

هیچ اتومبیل دیگه‌ای در این تصادف درگیر نبوده

همچنین هنوز معلوم نیست

که تصادف به خاطر مشکل فنی اتومبیل بوده یا صرفاً حواس پرتی راننده بوده

ماری کارمن"، معذرت می‌خوام"

اینا وسایل "آنجل"ـه

چی شده؟

قبل از تصادف حسابی مست کرده بود

با پلیس صحبت کردم

‫16 بار بهت زنگ زده بود

چی شده بود؟

چی بهش گفته بودی؟

...هیچی، من

من تماس‌هاش رو جواب ندادم

توی یه عملیات بودم

خواهش می‌کنم بهم بگو بین شما دو تا چه اتفاقی افتاده

آنجل" با ماشین‌ـش چپ کرده"

وارد مسیر مخالف شده

و یه جوری توی ماشینش پیچونده شده بود که انگار می‌خواسته به زندگی‌ـش تمومی بده

،یکی از دوستاش توی واحد ترافیک این فیلم رو بهم داده

بگو ببینم

واسه چی شوهرم می‌خواسته خودشو بکشه؟

نمی‌دونم

کارهامون سَرِ کار خوب پیش نمی‌رفت - سَرِ کار؟ -

،من هفت ساله منتظرم

هفت ساله که منتظرم که فقط یه روز دست از عاشقِ تو بودن برداره

و الانم فقط امیدوارم که بیدار بشه

بله؟

نایروبی"، حالت خوبه؟" - فکر کنم تب داشته باشم -

بذار ببینم

نه انگاری، فکر نکنم تب داشته باشی

شاید به خاطر کباب بوده باشه منم حالم خیلی خوب نیس

خب پس بگیر بخواب همین‌جا

کلی جا هست اینجا

آقای پروفسور، نترس کاری باهات ندارم که

...فقط من این حس رو دارم یا

واقعاً نکنه جَو یه مقداری تحریک‌کننده و پر تلاطم باشه اینجا؟

یعنی فکر می‌کنی تحریک‌کننده‌ـس - آره -

اونم اینجا

شاید واسه این باشه که 4 ماهه

...همین‌جا خودمون رو محدود کردیم یا

...یا به خاطر دما باشه یا

یا شایدم به خاطر جذابیت‌ـت باشه

به نظرت من جذاب نیستم؟

...خب

...نایروبی"، تردیدی نیس که"

،تو زن خیلی خونگرم و خواستنی‌ای هستی ،یه زن چندنژادی هستی

یه زن جذابی، شکی نیست

و منم البته، این چیزا برام تحریک‌کننده هستند، اصن نگم هم

از قیافه‌ـم معلومه

ولی اجازه نداریم یه چنین روابطی با هم داشته باشیم

منظورم روابط بین‌گروهی‌ـه

می‌دونم، ولی خب آقای پروفسور من که ازت نخواستم باهام ازدواج کنی که

...درسته، ولی جدی میگم، نمی‌تونم - سریع تموم میشه‌ها -

خواهش می‌کنم

یا خدا

باشه بابا، بی‌خیال

،نمی‌خوام احساساتت رو جریحه‌دار کنم ولی واقعاً میگم، نمی‌تونیم

نخیر، جنابعالی نمی‌تونی احساساتم رو جریحه‌دار کنی

راستشو بخوای فکر می‌کنم

تو تنها مردی توی زندگی‌ـم بودی که انقدر باهام خوب رفتار کرده

هم خودت و هم نقشه‌ـت

توکیو" بهم گفت که نقشه‌ـت" از خودت نبوده

ولی بهش نگفتی که ایده‌ـش رو کی بهت داده

مهم‌ترین شخص زندگی‌ـم

من بچۀ بیماری بودم، می‌دونی؟

نوجوونی‌ـم هم با بیماری‌ـم طی شد

واسه همین سال‌های زیادی رو توی بیمارستان بستری بودم

،همه‌ـش مطالعه می‌کردم خیلی مطالعه داشتم

پدرم

،واسم داستانایی می‌گفت ...عادت داشت در مورد

داستان فیلمایی که در مورد سرقت دیده بود بهم بگه

عجب شخصیتی داشته

نه؟ بابات به جای اینکه واسه‌ـت داستان جوجه اردک زشت رو بخونه، اینا رو می‌گفته

یه روز

بهم داستان یه فیلم منحصر به فرد و خارق‌العاده رو گفت که تا حالا مثلش نبوده

بهم گفت: می‌دونستی که پول از طریق دستگاه چاپ تولید میشه دیگه، نه؟

منم بهش گفتم

"نمی‌دونستم"

بهم گفت اون ماشین توی یه جایی‌ـه

که بهش میگن "خانۀ اسکناس"

و با یه نقشه، یه نقشۀ خفن

،باید حتماً نقشه درجه یکی باشه هیچ‌موقع اینو فراموش نکن

امکانش هست که یه نفر بتونه واردش بشه

و هر چقدر که دوس داشت واسه خودش پول چاپ کنه

اونم بدون اینکه بخواد از کسی دزدی کنه

متوجه میشی؟

اون روز دَمِ در بانک هیسپانیک آمریکا چندین بار مورد اصابت گلوله قرار گرفت

فهمیدم که در مورد داستان هیچ فیلمی باهام حرف نمی‌زده

داستان دزدی‌های خودش رو داشته واسم بازگو می‌کرده

می‌تونی بدون اینکه به کسی آسیبی برسونی

رویاهات رو محقق کنی

!راه برو

!بدو

قربان، یه حرکت‌هایی اون داخل داره انجام میشه

دارن در ورودی رو می‌بَندن - تیراندازی کنین -

!به سمت‌ـشون تیراندازی کنید

!یه دستۀ بلند یا یه ستون می‌خوایم

باید چند تا دسته یا ستون بیاریم !که پشتش رو بگیره. زود باشین

و "اسلو"! "اسلو" رو پیداش کنین

اونو ببرش اون‌طرف

بابا، نمی‌تونم، نمی‌تونم

!"لعنتیا! "هلسینکی

!"هلسینکی"

!"هلسینکی"

!بابا، بابا، اینو بگیرش

!من میرم حال "هلسینکی" رو چک کنم حواس‌ـتون بهم باشه

آمادۀ تیراندازی بشین !سه، دو، یک! آتش

!لعنتیا

"هلسینکی"

!کمک

کجا، کجا؟

کجا؟

نه، نه، نه - جلیقه جلوی گلوله رو گرفته -

زخمی نشدی

یگان‌های ویژه، می‌خوایم گاز دودزا پرت کنیم و وارد بشیم

از جناح وارد میشیم

تیراندازی کنید، همین الان

با دستور من گاز دودزا رو پرت کنین

!پرت کنین

یگان ویژه تجهیزات بصری حرارتی دارن

اون دود فقط جلوی دیدِ ما رو می‌گیره "پرتش کن بیرون. یالا، "مسکو

دارن وارد میشن - باید اون صفحۀ فلزی رو دوباره بذاریمش -

وارد بشین

!تیراندازی کنید. سه، دو، یک، آتش

!عوضیای لعنتی

!دارن وارد میشن! خیلی نزدیک شدن

!دارن میان داخل! دارن می‌رسن

حواست به من باشه، پوشش‌ـم بده، پوشش‌ـم بده - کجا داری میری؟ -

الان برمی‌گردم

!پناه بگیرین

!مسلسل‌ـه

همه پناه بگیرین دارن از سلاح بزرگ استفاده می‌کنن

!ببندین، ببندین

!لعنتیا

!زود باشین، یالا، زود باشین

!کمک کنید

"یه مته بده! زود باش، یالا "برلین

!سریع

اسلو" کجاست؟" - نمی‌دونم، ندیدم‌ـش -

[بــه زبــان صــربــی]

‫تـرجـمـه و زیـرنـویـس ‫Samya

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.