All language subtitles for Shakti.1982.All.DVDRip.BollyCine.Fa.UTF8

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian Download
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

تقديم به باليوود دوستان پارسي زبان Www.Bollycine.org سفارشي از احسان

تقديم به طرفداران آميتاب اسطوره قرن

قـــدرت (قانون)

زنده باشي پسرم

پدربزرگ

خوبه، خوبه

کاري که مي‌خواي بکني خوبه پسرم

اما آسون نيست

اون‌هايي که سوگند صداقت ميخورن

هميشه توسط زندگي امتحان ميشن

اما شما هم همين کار رو کردين پدربزرگ

شما افسر پليس به اين بزرگي شدين من هم مي‌خوام همين کار رو بکنم

امتحان زندگي رو پس ميدم

نگفته بودم پدربزرگ رو تا ديروقت بيدار نگه ندار؟

تو برو بخواب بذار ايشون هم بخوابن

مي‌خوابيم عزيزم، مي‌خوابيم

پسرت تازه امروز بعد از فارغ التحصيلي از شهر برگشته

فردا قدم ميذاره توي ميدان زندگي

خوبه که امروز راجع به يک سري از مسائل مهم صحبت کنيم

فردا هم ميتونيد صحبت کنيد ديگه

پسرم راوي، با مادرت درباره‌ي اين موضوع صحبت کردي يا نه؟

بله پدربزرگ، اون هم دقيقا حرف‌هاي شما رو ميزد

پدربزرگ، شما واقعا امتحان سختي رو پس دادين؟

امتحان خيلي سختي بود

بايد آزمايش سختي رو پشت سر مي‌ذاشتم

هيچ وقت اين رو برام تعريف نکردين

فکر مي‌کردم هنوز بچه‌اي

و نميتوني همه چيز رو درست و کامل متوجه بشي

به خاطر همين بهت نگفتم

نه درباره‌ي خودم و نه درباره‌ي پسرم

پسر شما، پدره منه ديگه پدربزرگ؟

البته

پسرم ويجي پدر تو بود

و امروز همه چيز رو درباره‌ي اون و خودم بهت ميگم

بايد همه چيز رو بدوني

بله؟ چي مي‌خوايد؟

...من اون- اين کيه پرستار؟-

پليس

چيزي لازم دارين؟- ...من پليس نيستم، راستش-

من...اون ...شيتال بهش بگو که من، اونجا

پرستار، بذار بياد داخل

اوه متاسفم،بفرماييد متشکرم-

عه، چه لزومي داشت اين همه گل بياري؟

ميدونستم اين رو ميگي "چه لزومي داشت گل بياري"

ولش کن، اول بگو ببينم حالت چطوره؟

خوبم، خيلي خوشحالم

افتخار مي‌کنم که مادر بچه‌ي تو هستم

عجيب نيست؟

تو به من يه پسر دادي و من هنوز ازت تشکر نکردم

ممنونم عزيزم

نمي‌خواي پسرت رو ببيني؟

بذار اول يه دل سير تو رو ببينم

عه، چرا روش توري کشيدين؟

خوابه

بيدارش نکن- بذار بخوابه-

خيلي کوچيکه

يه روزه به دنيا اومده خب

اصلا نميتونم خوب ببينمش

همينطور ميشه

چند روز ديگه، ميتوني خيلي خوب صورتش رو ببيني

خيلي خب

خب، تو کي قراره بياي خونه؟ اين‌ها چي ميگن؟

بايد خونه رو تميز کنم و همه چي رو آماده کنم

بعدا ميتونيم تميزش کنيم

اول بايد يه سري وسيله براش بخريم

يه ليست بهت ميدم- همه‌ش رو ميدونم بابا-

عه، چي ميدوني؟

بايد شيشه شير بيارم

دستمال کوچيک و بزرگ بيارم

يدونه از اين‌هايي که... اسمش چيه بچه رو ميذارن توش و هل ميدن؟

کالسکه کالسکه-

کالسکه،کالسکه

.باليوود سينما با افتخار تقديم مي‌کند Www.Bollycine.Xyz

"دعايي کرده بودم که قبول شد"

"دعايي کرده بودم که قبول شد"

"غنچه‌ي اميد شکوفا شد و تبديل به گل شد"

"دعايي کرده بودم که قبول شد"

"فکر مي‌کردن قلبم رو بيهوده به کسي دادم"

"فکر مي‌کردن قلبم رو بيهوده به کسي دادم"

"اما يه هديه‌ي خيلي زيبا گيرم اومد"

"هزينه‌ي عشقم رو دريافت کردم"

"دعايي کرده بودم که قبول شد"

"دعايي کرده بودم که قبول شد"

"قلبم من در بهار تو شکوفا شد"

"قلبم من در بهار تو شکوفا شد"

"آرزوي من برآورده شده"

"حالا ديگه بهشت به درد من نميخوره"

"دعايي کرده بودم که قبول شد"

"غنچه‌ي اميد شکوفا شد و تبديل به گل شد"

"دعايي کرده بودم که قبول شد"

...ما انقدر اطلاعات داريم که

اين روزها بيشتر قايق‌هاي قاچاق توي ساحل ورسوا متوقف ميشن

ما خوب نمي‌دونيم چه کساني توي کار قاچاق دست دارن

اما انقدر ميدونيم که نماينده‌ي اونها توي اين منطقه کيه

اسمش ياشوانت‌ـه و اين هم عکسش‌ـه

اين ياشوانت محموله‌ي قايق‌ها رو آماده مي‌کنه

و آدم‌هاش توي ساحل توي خالي کردن محموله‌ها کمک مي‌کنند

پس مشکل چيه قربان؟

اگر اين ياشوانت رو دستگير کنيم ...آروم آروم رابطه‌هاش رو هم پيدا مي‌کنيم و

به اين راحتي نيست

سه ماهه که حکم بازداشت ياشوانت رو دريافت کرديم

اما تا امروز دست‌مون بهش نرسيده

با وجود اينکه ميدونيم اين شخص توي منطقه‌ي ورسوا زندگي مي‌کنه

پليس هنوز نتونسته دستگيرش کنه؟

مشکل اينه که بعضي از مردم همراه اون هستن

و بقيه انقدر ازش ميترسن

که پليس نميتونه هيچ اطلاعاتي راجع به اون پيدا کنه

وضعيت ما اينطوره

متوجه هستم قربان

بگذريم، امروز اين پرونده رو به من سپردين

بهتون قول ميدم اين شخص تا 24 ساعت ديگه پشت ميله‌هاي زندان خواهد بود

:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مهدي.ز - ويرايش: فاطمه

من به خاطر تو اومدم اينجا ياشوانت

تا به امروز هيچ پليسي به اين منطقه نيومده

حالا که اومدي ديگه برنمي‌گردي

برمي‌گردم ياشوانت

و تو هم با من مياي

اداره پليس

تو مي‌خواي من رو اداره پليس ببري؟

بازرس، الان زندگي تو توي دست‌هاي منه

و الان، حکم بازداشت تو توي جيب منه

:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial

براي نجات ياشوانت از چنگ پليس، يه نقشه دارم

...و نقشه اينه

آشويني کومار که اون رو دستگير کرده

خودش به ياشوانت کمک مي‌کنه تا از زندان فرار کنه

اما آقاي جي‌کي، شما ميدونيد که آشويني کومار رشوه قبول نمي‌کنه

و اين رو هم ميدونم که آشويني کومار يه پسر داره

فقط يک پسر

و يک پدر براي نجات جون پسرش

هر کاري که بگيم انجام ميده

ويجي، کجايي؟- اينجام مامان-

اينجا چيکار مي‌کني؟

دنبال جورابم مي‌گشتم نميتونم پيداش کنم

جوراب سفيدت؟- آره-

اون‌ها رو بردم بشورم خيلي کثيف بودن

اين رو بگير تميزه تميز

و ديروز که داشتي توي اتاق من ...تکاليفت رو انجام مي‌دادي

کتابت رو فراموش کرده بودي گذاشتمش داخل کيفت

ممنون مامان عزيزم

...بچه ماماني من

بابا منتظر صبحانه‌ست عجله کن

چشم

خداحافظ بابا خداحافظ-

شيتال

ويجي

کجاييد شما؟- اينجا، توي آشپزخونه، دارم ميام-

توي آشپزخونه داري چيکار مي‌کني؟

دارم غذا ميپزم مي‌خواي چيکار کنم؟

بعدا هم ميتوني غذا بپزي خانم

شوهرت اومده، نمي‌خواي يه ليوان چايي بدي دستش؟- الان ميارم-

به‌به، رولت سيب زميني

اين براي تو نيست، ويجي گفت درست کنم دارم براي اون درست مي‌کنم

اما خيلي خوشمزه‌ست

ويجي کجاست؟- هنوز نيومده -چرا؟-

از مدرسه زنگ زده بودن مثل اينکه ورزشي چيزي دارن

گفتن لازم نيست بريم دنبالش با اتوبوس مدرسه مي‌فرستنش خونه

از مدرسه زنگ زده بودن؟

عه

حالا يه ذره من بخورم چي ميشه؟

عجبا

هيچکس نميتونه توي اين خونه غذا بخوره

غذا ميتوني بخوري اما سيب زميني نه

چرا نميتونم سيب زميني بخورم؟

يه نگاه به خودت بنداز، توي آئينه ديدي چقدر چاق شدي؟

چون دارم چاق ميشم بايد از گرسنگي بميرم؟

به‌به، اين پراتاي سيب زميني‌ـه

داغه، انگشتت مي‌سوزه- داغه؟-

چيکار مي‌کني بابا؟ اين رو بگير

تلفن زنگ ميخوره

مراقب باش

اومدم، اومدم- الان چايي ميارم-

الو

بله؟ آشويني هستم شما؟

مهم نيست من کي هستم آقاي آشويني کومار

فقط گوش کنيد که

تَک پسرتون الان پيش منه

چي؟- بله-

و بگيد ببينم چقدر مشتاقيد تا پسرتون رو زنده ببينيد؟

کثافت، چه مزخرفي داري ميگي؟

ميگم که پسرتون ويجي پيش منه

اما زندگيش تو دست‌هاي شماست

...اگه بخوايد ميتونيد امشب

به ياشوانت فرصتي بدين تا بتونه فرار کنه

و زندگي پسرتون رو نجات بدين

چه مدرکي داري که پسرم پيش توئه؟

مدرک رو که خود پسرتون بهتون ميده

اول خوب فکر کنيد که شرط من رو قبول مي‌کنيد يا نه

...و اگر قبوله چطور

مي‌خوايد ياشوانت رو از زندان فراري بدين

يک ساعت وقت داريد فکر کنيد

دقيقا يک ساعت ديگه دوباره باهاتون تماس ميگيرم

و بله، بفرماييد با پسرتون صحبت کنيد

حرف بزن

الو،الو بابا

جان، جانم پسرم؟ منم بابات

بابا، نجاتم بده بابا نجاتم بده

نترس پسرم، من هستم عزيزم من هستم

بابا نميذاره اتفاقي برات بي‌اُفته نترس

نه بابا، اين‌ها من رو ميکُشن نجاتم بده،بابا

الو؟الو؟

ويجي؟ الو؟

چي شده؟ کي بود؟

چي شده؟

عجب آدمي هستي تو

...يه نفر زنگ زد و باور کردي

منظورت چيه؟

چي شده؟

چيزي نشده

و هيچ اتفاقي براي ويجي نمي‌اُفته

بذار فکر کنم شيتال

هيچ اتفاقي نمي‌اُفته؟

ويجي کجاست؟ چه اتفاقي براش افتاده؟

ببين، از من مخفي نکن

بگو، خواهش مي‌کنم بگو ويجي کجاست؟

گوش کن شيتال

چند تا آدم بد پسرمون رو دزديدن

چرا؟ براي چي؟

پسر من چه آسيبي به اون‌ها رسونده؟

چه دشمني باهاش داشتن؟

اون‌ها چي ميخوان؟

...ميخوان که

براي نجات پسرم

مجرمي که الان تحت بازداشت من هست

آزاد کنم

نه، اگه بلايي سر ويجي بياد

خودم رو ميکُشم

من ميميرم

اين چه حرفيه ميزني؟

من هيچي نميدونم هيچي نميدونم

من ويجي رو مي‌خوام ...من پسرم رو مي‌خوام، من

شيتال چرا نمي‌فهمي؟

نه، من هيچي نميفهمم هيچي نميفهمم

من پسرم رو مي‌خوام، پسرم رو مي‌خوام- شيتال، شيتال-

شيتال،شيتال

اگه اينطور خودت رو ببازي چيکار ميتونيم بکنيم؟

به من گوش بده

خدا هست يا نه؟ هست ديگه؟

پس پيش خودت چي فکر کردي؟ ويجي پسر من نيست؟

فکر کردي من بهش اهميت نميدم؟

آروم باش آروم، آروم

همه چي درست ميشه هيچ اتفاقي براي پسرمون نمي‌اُفته

نيم ساعت ديگه مي‌فهميم

که بابات چقدر دوستت داره

چون اگه واقعا بخواد تو رو زنده ببينه

پس نميتونه شرط‌مون رو قبول نکنه

تو چي فکر مي‌کني؟

تو تنها پسر باباتي

براي نجات تو شرط ما رو قبول مي‌کنه؟

نه؟

الو

آره

کي؟

خيلي خب الان ميام

ناران -بله؟- من چند دقيقه‌ي ديگه برمي‌گردم-

و اگه دير اومدم

راس ساعت 8 به آشويني زنگ بزن و ازش جواب بگير

هوووم؟ چشم-

يه کاري کن، هر چي گفت با دستگاه ضبط کن

وقتي برگشتم گوش مي‌کنم

باشه باشه؟-

الو

الو آقاي آشويني جوابتون چيه؟

براي آزادي ياشوانت آماده‌ايد يا نه؟

الو؟الو؟

ياشوانت يه مجرمه

و من نميتونم آزادش کنم

...ولي ميدونيد که اگه

آره ميدونم خيلي خوب ميدونم

ميدونم که زندگي پسرم الان تو دست‌هاي شماست

بکُشيدش

بکُشيدش اما من به وظيفه‌ي خودم خيانت نمي‌کنم

فهميدي؟

هر کاري از دست‌تون بر مياد بکنيد

شنيدي؟ هر کاري دوست داريد بکنيد

اما من ياشوانت رو ول نمي‌کنم ولش نمي‌کنم

چي شد؟ زنگ زدي؟

بله- چي گفت؟-

به نظرم بهتره خودتون گوش کنيد

آره ميدونم خيلي خوب ميدونم

ميدونم که زندگي پسرم الان تو دست‌هاي شماست

بکُشيدش

بکُشيدش اما من به وظيفه‌ي خودم خيانت نمي‌کنم

فهميدي؟

هر کاري از دست‌تون برمياد بکنيد

شنيدي؟ هر کاري دوست داريد بکنيد

اما من ياشوانت رو آزاد نمي‌کنم ولش نمي‌کنم

اين صدا رو از روي نوار پاک کن

و بچه رو بيار اينجا

بيا

يالا

بيا

بله؟

آهان،بله

بله،متشکرم

از مرکز کنترل تماس زنگ زده بودن

تماس رو رديابي کردن

الان ميدونيم از کجا زنگ زده بودن

آقاي ورما -بله قربان- بريم-

چي شد؟ اونجا نيست؟

نه، اينجا کسي نيست

لعنتي،احمقا

يه بچه فرار کرد و نتونستيد بگيريدش

...شما با من کار مي‌کنيد حرومزاده‌ها

اما به هيچ دردي نمي‌خوريد

...قربان خيلي سعي کرديم اما- خفه شو-

پسر من کجاست؟- من نميدونم-

نميدونم قربان- بگو اون کجاست؟-

نميدونم- نميدوني؟ -نه-

پسر من کجاست؟

نميدونم، نميدونم- حرف بزن-

آشويني، آشويني پسرت رو پيدا کرديم

من نميدونم قربان

آشويني، آشويني خواهش مي‌کنم آشويني،پسرت پيدا شده

بهمون خبر دادن که پسرت رفته خونه

متاسفم متاسفم بازرس

هي راه بي‌اُفت يالا

...ويجي ببين

بکُشيدش

بکُشيدش، بکُشيدش اما من به وظيفه‌ي خودم خيانت نمي‌کنم

ويجي حاضري؟

ويجي رفت مدرسه

رفت؟- آره-

مي‌گفت که مدرسه‌ش داره دير ميشه

و مدرسه نزديکه و خودش ميره

خودش ميره؟

پسرهاي ديگه‌اي هم هستن حتما با اونها رفته

ميدونم که الان زندگي پسرم تو دست‌هاي شماست

بکُشيدش...بکُشيدش

عجله کنيد زود باشيد

بگيرش

جاگي کجاست؟

جاگي؟هي جاگي زود باش بيا

بيا،بيا

هي گوش کن، مواد نزن وگرنه ميميري

هي ساتيش ساتيش نه

ببخشيد، کبريت دارين؟

نه

اوه پسر نداره

پات رو بردار- چي؟-

با مني؟

پات رو بردار- عجب-

نه مورلي نه مورلي

حالتون خوبه؟

به اون اراذل درس خوبي دادين

چرا پليس رو هم خبر نکردين؟

پليس؟ چه نيازي هست؟ هيچ فايده‌اي نداره

درسته، ضمنا دير هم شده

آره دير شده و شما هم تنهايين

خانواده‌تون نگران نميشن؟

اگه خانواده داشتم مطمئنا نگران مي‌شدن

من تنها زندگي مي‌کنم

شما؟...تنها زندگي مي‌کنيد؟

بله

از اينکه تنها ميريد و ميايد نمي‌ترسيد؟

اگه تنهام که فقط خودمم

و چرا بايد از خودم بترسم؟

من فقط از خودم ميترسم

شما هم تنها زندگي مي‌کنيد؟

آره

آدم ميتونه با وجود اينکه کنار ديگران زندگي مي‌کنه، تنها باشه

بگذريم، فراموشش کنيد

شما چيکار مي‌کنيد؟

منظورم اينه که شغل‌تون چيه؟

ببينيد، توي کشور ما دنبال کار گشتن هم خودش يه نوع کاره

من هم اين روزها همين کار رو مي‌کنم

اين خونه‌ي منه- آها-

...من- ...من...متاسفم-

من قهوه‌هاي خوبي درست مي‌کنم

بمونه يه موقع ديگه- باشه-

شما خونه‌ي من رو ديدين

درباره‌ي کارم هم بهتون ميگم

من توي هتل سامرات کار مي‌کنم

اگه مسيرتون به اونطرف خورد حتما بياييد پيشم

هتل سامرات؟

بله- تو کدوم بخش کار مي‌کنيد؟-

من اونجا خوانندگي مي‌کنم

اين روزها توي هتل‌هاي بزرگ چيز جديدي مُد شده

که به جاي آهنگ‌هاي غربي موسيقي هندي

و شعر و غزل پخش ميشه- خيلي هم خوب-

هر موقع از اونطرف رد بشم حتما ميام به خوندنت گوش بدم

متشکرم

گوش کنيد، اسم من روماست

ويجي خدانگهدار-

خداحافظ

صبح بخير قربان صبح بخير سودهاکر-

اومده؟- بله، گفتم منتظر باشن-

بفرستش داخل- بله قربان-

صبح بخير جناب کميسر

شنيدم که به يادم افتادين

حالا اومدم

حالتون چطوره؟

...عذر مي‌خوام آقاي جي‌کي ورما

توي دفتر من سيگار کشيدن ممنوعه

تشريف ببريد بيرون و خاموشش کنيد

و گوش کنيد- بله؟-

قبل از ورود اجازه بگيريد

متاسفم

اجازه هست بيام داخل؟

بله

ممنون

آقاي جي‌کي ورما

ميدونم که شما يکي از تاجرهاي معروف اين شهر هستين

کسب و کار بزرگي دارين و مسئوليت زيادي هم دارين

با وجود اين من بهتون زحمت دادم

نه، نه، نه، اشکالي نداره

من کمک کردن به قانون و پليس رو وظيفه‌ي خودم ميدونم

نگرش بسيار نجيبانه‌اي دارين

...راستش رو بخوايد، ما پليس‌ها

به خاطر آدم‌هاي شريفي مثل شماست که ميتونيم موفق باشيم

ممنون

اگه آدم‌هاي مثل شما نباشن اينجا کلا تعطيل ميشه

مي‌خوام راجع به موضوعاتي باهاتون صحبت کنم آقاي جي‌کي وارما-

بفرماييد

...در 11 آپريل يک مرد به نام اومش چاند

در سانتاکروز غربي دستگير شده

زير کيفش الماس مخفي کرده بود

در 16 ژوئن پليس يک کاميون رو در بلوار احمدآباد متوقف مي‌کنه

که داخلش لوازم قاچاق وجود داشت

اسم راننده‌ي کاميون دانسينگ بود

کنار دانسينگ يک نفر ديگه بود به نام شام لال

هر دوي اون‌ها دستگير شدن

در چهارم جولاي پليس به يک قايق موتوري توي رتي گهات هجوم ميبره

مواد مخدر داخل قايق توقيف ميشه

و اسم کسي که دستگير ميشه جاگديش کانا هست

اين چهار نفر در چهار روز مختلف

و در مکان‌هاي مختلف دستگير ميشن

اما يک موضوع بين همه‌شون مشترکه

هر چهار نفرشون زماني ... توي يکي از کمپاني‌هاي تو

کار مي‌کردن

اگر کارگرهاي من از شرکت من برن

و با رضايت خودشون کار غير قانوني انجام بدن

مسئوليتش با من نيست

اگر با رضايت خودشون اين کار رو بکنن آره

نمي‌خوايد بگيد که من يه قاچاقچي هستم؟

مي‌خوام عکس يکي از قاچاقچي‌هاي معروف لندن رو بهتون نشون بدم

اسمش جِري واتس هست

شايد بشناسيدش

اولين باره چهره‌ي اين شخص رو مي‌بينم آقا

چهره‌ي اين شخص رو هم اولين باره مي‌بينيد؟

ببينيد

و اين هم

ببينيد، من يه تاجر موفقم

به هزاران مهموني دعوت ميشم و ميرم

و آدم‌هاي مختلفي رو مي‌بينم

چهره و اسم همه‌شون رو يادم نميمونه

و چرا اين عکس‌ها رو به من نشون ميدين؟

توي هيچکدوم از دادگاه‌هاي دنيا ...با استفاده از اين عکس‌ها

ثابت نميشه که من يه قاچاقچي هستم آقاي کميسر

اگه سوال ديگه‌اي دارين سريع تر بپرسيد

زمان من خيلي با ارزشه

درست ميگيد

زمان‌تون خيلي با ارزشه

هر چيزي که براي آدم کم باشه با ارزش ميشه

و تو وقت کمي داري جي‌کي وارما

اگر اين معاملات متوقف نشن

خيلي زود مي‌بينيد که افتادين پشت ميله‌هاي زندان

گفتم بياي اينجا تا اين هشدار رو بهت بدم

حالا ديگه ميتوني بري

ممنون

نميدونم ويجي کجاست

هيچوقت نميتونم ببينمش

چي شد؟ تونست کار پيدا کنه؟

طفلک داره سعي مي‌کنه ديگه

بالاخره يه کاري پيدا مي‌کنه

اگه تلاش کنه حتما کار پيدا مي‌کنه

و اگه نتونه کار پيدا کنه ميتونه يه کسب و کار کوچيک براي خودش شروع کنه

تو ازش بپرس با تو راحت تر صحبت مي‌کنه

شيتال، بالاخره اون تک پسره ماست

بالاخره بايد زندگي خودش رو تشکيل بده ما جز اين چي مي‌خوايم؟

قربان، تلفن

بله سودهاکر؟

آره بگو

نه لازم نيست

همه در مقابل قانون يکسان‌اند

بهش بگو بياد دفتر اونجا باهاش حرف ميزنم

گفتم که لازم نيست

آره، همونطور که بقيه رو احضار مي‌کنيم ويجي رو هم احضار کن

آره، توي خونه پسر منه اما توي ايستگاه پليس نه

باشه

چي شده؟

با سودهاکار درباره‌ي ويجي چي مي‌گفتين؟

ازش شکايت شده

چند شب پيش چهار نفر رو کتک زده

يکي از اون‌ها رفته پيش پليس و شکايت کرده

ويجي همچين پسري نيست که بدون دليل با کسي دعوا کنه

مطمئنم همچين کاري نکرده

اگر هم کرده، مطمئنا ...اون پسرها کاري

ويجي خونه‌ست الان صداش مي‌کنم خودت ازش بپرس

شيتال

توي ايستگاه پليس ازش شکايت شده

ويجي مياد اونجا و هر سوالي داشته باشم اونجا ازش مي‌پرسم

اين يه مسئله‌ي خانوادگي نيست

هر کاري اصول و قائده‌اي داره

ولش کن مامان، لازم نيست به خاطر من سعي کني چيزي رو براي کسي توضيح بدي

...اگه اون من رو به ايستگاه پليس احضار کرده

به خاطر اين نيست که اون به من اهميت ميده

اين کار رو مي‌کنه تا ...هر کسي که شنيد

بگه: به‌به، معاون کميسر ...به هيچ چيزي

جز شغلش اهميت نميده

يه افسر پليس بايد اينطور باشه

ولش کن مامان هم من حقيقت رو ميدونم، هم تو

ويجي، اون دشمن تو نيست

بهم گفتن که يه پدر دشمن پسرش نيست

براي يه پسر، موضوعي مهم تر از اين مگه هست؟

چرا نگراني مامان؟

من رو احضار کرده به ايستگاه پليس من هم ميرم اونجا

و هر چيزي که بپرسن رو جواب ميدم

اما اينکه شخص سوال کننده کيه براي من فرقي نمي‌کنه

سودهاکر؟- بله قربان؟-

اسمش چي بود؟...ساتيش راي

بله قربان- گزارشش رو برام بيار-

بشين

...اين ساتيش راي يکي از اون 4 نفري که

که چند روز پيش توي قطار باهاشون دعوا کردي

اون‌ها آسيب شديدي ديدن

اون پسر يه آدم نجيب‌ـه

به خاطر همين پدرش عليه تو شکايت نامه پر کرده

درباره‌ي اين موضوع چيزي براي گفتن داري؟

فقط همين رو ميگم که، پسر يه آدم نجيب

نبايد فراموش کنه دخترهايي که با قطار سفر مي‌کنند هم آدم‌هاي نجيبي هستن

اما توي اين گزارش چيزي درباره‌ي يه دختر نوشته نشده؟

نبايد هم نوشته باشه

اما حقيقت اينه که ...اين چهار نفر

براي يه دختر شريف مزاحمت ايجاد کرده بودن

و هر اتفاقي که افتاد به همين دليل بود

اسم و آدرس اون دختر رو ميتوني بهمون بدي؟

بله ميتونم

سودهاکر -بله؟- بنويس -بفرماييد-

ويجي

اگه چيزي که گفتي درسته پس چرا هيچ کدومتون

توي ايستگاه پليس شکايت نامه ننوشتين؟

اون دختر مي‌خواست اين کار رو بکنه اما به نظر من لزومي نداشت اين کار رو بکنيم

فکر کردي لزومي نداره؟

اون‌ها يه عده اراذل بودن

اما تو فکر کردي لزومي نداره

که اون‌ها رو تحويل قانون بدي؟

من براي حفاظت از خودم و ديگران نيازي به پليس ندارم

...تو به پليس نياز داشته باشي يا نه

...اما پليس هميشه دنبال اين آدم‌هايي که

ميتونن در هر زماني قانون رو زير پا بذارن

بالاخره مي‌فهميم که تو مقصر هستي يا نه

اما اگه همين ديد رو نسبت به قانون داشته باشي

بالاخره يه روز توي دردسر مي‌اُفتي

اين حرفم رو يادت باشه

حتما اين حرف‌ها رو يادم ميمونه

آقاي ويجي، بفرماييد

ميتونم برم؟

برو

يعني من هيچي نميفهمم که هر روز مياد من رو نصيحت مي‌کنه؟

خيلي خب، من خيلي خوب ميدونم چيکار بايد بکنم و چيکار نبايد بکنم

به سخنراني کسي نيازي ندارم

آره، تو توي اين دنيا به کسي نياز نداري

به من هم نيازي نداري

چرا نياز ندارم مامان؟ من خيلي به تو نياز دارم

آره ميدونم

ببين امروز براي يه مصاحبه‌ي کاري ميرم

دعا کن امروز ديگه کارم درست بشه

هميشه برات دعا مي‌کنم

متوجهم، اما شما چيزي درباره‌ي اين کار نمي‌دونيد

و شما هم من رو نمي‌شناسيد- ببينيد آقاي ويجي-

...درسته که شما

مدارک تحصيلي خوبي براي پست معاونت داريد

اما هيچ تجربه‌اي توي اين کار نداريد

اگه آدم کار گيرش نياد از کجا مي‌خواد تجربه کسب کنه؟

...اين درسته اما- بهم اعتماد کنيد آقاي مدير، من از پس اين کار برميام-

متاسفم آقاي ويجي

مهتا- بعد از ظهر بخير قربان-

اين پسر رو استخدام کن- بله قربان-

از فردا توي اين هتل مشغول به کار شو

بريم

خيلي خب، کارت که جور شد

اين آقا کي بودن؟

ايشون آقاي کي‌دي‌نارانگ هستن مالک اين هتل

کي‌دي‌نارانگ

..."اوه، من فقط اين رو ميدونم که"

"اون خيلي زيباست"

"اما براي پاکت نامه"

"يه آدرس لازمه"

"من نامه‌اي براي معشوقم نوشتم"

من نامه‌اي براي معشوقم نوشتم" "...و توي اون نامه نوشتم

"اي دلربا... آرام جان، تو شهري از جنس وفا هستي"

من نامه‌اي براي معشوقم نوشتم" "...و توي اون نامه نوشتم

"اين برگ درخت انجير نيست"

"اين يه تيکه کاغذ نيست"

"اين برگ درخت انجير نيست"

"اين يه تيکه کاغذ نيست"

"اين آرزوي دل منه"

"جون من توي اين نامه‌ست"

"اميدوارم اين نامه توي راه گم نشه"

"اميدوارم همچين فاجعه‌اي اتفاق نيوفته"

"خيلي تلاش کردم"

"وقتي نامه رو داخل صندوق پست مينداختم"

"...به پستچي گفتم که"

"يه نامه براي معشوقم نوشتم"

من نامه‌اي براي معشوقم نوشتم" "...و داخل اون نامه نوشتم

"اي دلربا... آرام جان، تو شهري از جنس وفا هستي"

نامه‌اي براي معشوقم نوشتم" "...و داخل اون نامه نوشتم

"...سال‌ها با بي‌تابي منتظر جوابي"

"از طرف يار بودم"

"...سال‌ها با بي‌تابي منتظر جوابي"

"از طرف يار بودم"

"يک روز اون نامه رو برام پس آوردن"

"...و پستچي گفت که"

"نه توي اين پست‌خانه"

"و نه توي تمام دنيا"

"هيچ معشوقي به اين نام وجود نداره"

"هيچ محله‌اي به اين نام وجود نداره"

"و هيچ شهري به اين نام وجود نداره"

"براي معشوقم"

"...براي معشوقم"

آره، يادمه گفته بودين که ميايين

اما فکر مي‌کرديم همينطور يه چيزي گفتين

و بعدا همه چيز رو فراموش کردين

من...فراموش نمي‌کنم

يه خبر خوب دارم

فکر کردم بهتره قبل از همه به شما بگم به خاطر همين اومدم

...من- شما کار پيدا کردين-

از کجا مي‌دونستين؟

کسي که دنبال کار مي‌گرده چه خبر خوب ديگه‌اي ميتونه داشته باشه؟

ديدين؟ من هم فراموش نمي‌کنم

من واقعا قهوه‌ي خوبي درست مي‌کنم

امشب نه

شما خيلي خسته‌ايد و الان ديگه دير وقته

بمونه يه وقت ديگه

باشه خداحافظ-

خداحافظ

و آها

چيزي که مي‌خواستم بگم رو نگفتم

شما خيلي خوب ميخونيد

ميدونم

من رو صدا کرد بودين؟- آره-

...ويجي، مادرت بهم گفت که

توي هتل شهزان کار پيدا کردي؟- بله-

عجب آدمي هستي تو

اگه خودت نميدوني حداقل سوال کن

ميدوني اون هتل مال کيه؟

بله...کي‌دي نارانگ

و اين رو هم ميدوني که اون چطور آدمي‌ـه؟

اون قاچاقچي‌ـه...قاچاقچي‌ـه بزرگي هم هست

و کارهاي غيرقانوني ديگه‌اي هم انجام ميده

پرونده سياهي داره

و تو براي کار رفتي اونجا؟

من توي هتل‌ـش کار مي‌کنم

و هتل يه کسب و کار غيرقانوني نيست

بهتره سعي نکني اين چيزها رو براي من توضيح بدي

من خيلي خوب ميدونم که توي اين هتل‌ها چه جرم‌هايي اتفاق مي‌اُفته

لازم نيست توي همچين جايي کار کني

شغلي وجود نداره که در اون کار غيرقانوني انجام نشه

خودتون هم ميدونيد

در اين صورت هيچ جايي نميتونم کار کنم

من توي يه هتل کار مي‌کنم

اگه مالک اونجا قاچاق مي‌کنه يا دزدي مي‌کنه، خب بکنه

چه فرقي به حال من مي‌کنه؟

اما براي من فرق مي‌کنه

حالا مردم ميگن که پسر معاون کميسر براي يه قاچاقچي کار مي‌کنه

و من بايد همچين حرف‌هايي رو بشنوم

چه مردم بگن چه نگن کاري که اشتباهه، اشتباهه

پس بايد تا آخر عمرم بيکار بمونم؟

...چرا؟ يعني تو انقدر آدم بي‌ارزشي هستي که

نميتوني جايي کار پيدا کني که همچين اعمال غيرقانوني انجام نميشن؟

پيدا کردن همچين جايي توي اين دنيا کار خيلي سختيه

چون همين جايي که شما ..چندين ساله دارين کار مي‌کنيد هم

کارهاي غيرقانوني انجام ميشه

مزخرف نگو

...هنوز فرق کسايي که

از قانون حفاظت مي‌کنند و کسايي که قانون رو زير پا ميذارن رو نميدوني؟

پس برو اون طرز فکرت رو درمان کن

چي شده؟

چرا انقدر عصباني هستي؟- خوب شد که اومدي-

گوش کن ببين آقازاده‌ت چه حرف‌هايي ميزنه

اون آدم کثيف يه شغل معمولي به اين داده

و اين آدم انقدر بهش وفادار شده که حاضر نيست هيچ چيزي بر خلاف اون بشنوه

اگه فردا اون لطف کوچيکي در حقت بکنه

اونوقت اون از پدرت هم برات با ارزش تر ميشه

اون لطف بزرگي در حق من کرده

چون اون آدم کثيف وقتي زندگي من رو نجات داد

...که پدر خودم به خاطر حفاظت از قانون

براي نجات جون من کاري نکرد

ويجي، درست صحبت کن بي‌ادب

...اصلا افسوس نمي‌خورم

که با من بدرفتاري کردي ويجي

..اما متاسفم که

چقدر خيالات اشتباه و غلطي توي سرت هست

حالا خوب گوش کن- ولش کن-

شيتال وقت حرف ميزنم تو دخالت نکن

ويجي، يا براي اون آدم کار مي‌کني

و يا توي اين خونه ميموني

من از اين خونه ميرم

هي، نگه دار نگه دار

ويجي

سلام سلام-

حالتون چطوره- خوبم-

شما داريد از جايي ميايد يا جايي ميريد؟

من خونه‌مون رو ترک کردم

و نميدونم دارم کجا ميرم

شايد شما بدونيد ميتونم اينجا جايي براي موندن پيدا کنم؟

ميتونيد- کجا؟-

تو خونه‌ي من

منظورم اينکه من يه اتاق خالي دارم

اگه بخوايد ميتونيد اونجا بمونيد

خيلي ممنون، اما شما مي‌گفتيد که تنها زندگي مي‌کنيد؟

آره تنهام، چرا؟ براي زندگي کردن توي خونه‌ي من مخالفتي دارين؟

نه مخالفتي ندارم اما مردم چي ميگن؟

مردم اين شهر انقدر وقت ندارن که بخوان چيزي بگن

بريم وسايل‌تون رو بذاريم خونه

بريم

بيا

اون اتاق منه

و اين اتاق تو خواهد بود

باقيش هم اين پذيرائي‌ـه توي بمبئي هر چقدر هم که اتاق‌ها کوچيک باشن

اما يک اتاق به عنوان پذيرايي ميذارن

فقط براي دلخوشي

خب، اينجا بيشتر شبيه سالن موسيقي‌ـه

خيلي خب گوش کن، خانواده‌ت ناراحت نميشن که اينطور خونه رو ترک کردي؟

وگرنه فردا توي روزنامه‌ها يه مقاله چاپ ميشه

..يه پسر

پسري تقريبا 24-25 ساله

با قدي فقط 6فوت و 2 اينچ

که شلواري به رنگ قهوه‌اي تيره و پيراهني به رنگ قهوه‌اي روشن به تن دارد

و آخرين بار با يک دختر غريبه ديده شده است

اگر کسي از اين شخص خبر دارد

لطف کند و پليس را در جريان بگذارد

پاداش نيز محفوظ است

و شايد پليس من رو هم با تو دستگير کنه

نه، اگه اون‌ها بخوان من رو پيدا کنن

نيازي به اخبار ندارن ...چون

پدر من معاون کميسر پليس اين شهره

اما ميدونم که اون دنبال من نمي‌گرده

نه، سوئيچ رو بالا جا گذاشتم

شما صبر کنيد الان ميارمش

چي شده؟- سوئيچ رو بالا جا گذاشتم-

الان برمي‌گردم

آقاي نارانگ

آقاي نارانگ؟ حالتون خوبه؟

آقاي نارانگ

چي شده آقاي نارانگ؟

واي خدا

لعنت به شما

بايد از خودتون خجالت بکشيد

بريد خودتون رو دار بزنيد

من ترتيب همه چي رو داده بودم و شما فقط بايد تير رو شليک مي‌کردين

و حتي نتونستيد اين کار رو هم انجام بدين

آقاي جي‌کي ما تير رو شليک کرديم

و اگه اون يارو خودش رو نمينداخت وسط

نارانگ زنده نميموند

اون؟ اون يارو کيه که هي اسمش رو مياريد

جوري که انگار اون شيطانه و نه انسان

من بهتون ميگم که اون کيه آقاي جي‌کي

تک پسر آشويني کومار، معاون کميسر پليس ويجي کومار

مي‌شناسمش

راستش اين خيلي خبر دلچسبيه

که پسر معاون کميسر پليس اين شهر

باديگارده يه قاچاقچي‌ـه

ببينيد، بايد جوري از شر ويجي خلاص بشيم

که چه زنداني بشه و چه اعدام بشه

بايد توي تمام اخبار نشونش بدن

...تا مردم بدونن که

پسر افسر پليس به اين بزرگي

چه کاري مي‌کنه- اما آقاي جي‌کي اين کار چه فايده‌اي داره؟-

اولين فايده‌ش اينه که از شر ويجي خلاص ميشيم

دوم اين که، اون نارانگ حرومزاده ضعيف ميشه

کسي که قبلا براي من کار مي‌کرد

و حالا توي قاچاق تبديل به يک رقيب براي من شده

و سوم، به همراه بدنامي ويجي کومار

موقعيت آقاي آشويني کومار هم نابود ميشه

مردم بهش شک مي‌کنند

به اين ميگن با يک تير سه نشان زدن

خب، لازم نيست بهت بگم که چيزي راجع به اين حمله به کسي نگي

کدوم حمله؟

ويجي

تو امروز زندگي من رو نجات دادي

يک بار ديگه ازت تشکر مي‌کنم

آقاي نارانگ، به ياد بياريد

چند سال پيش، پسر 8 ساله‌ي آشويني کومار

توسط يک سري آدم ربوده شده بود

و وقتي اون بچه سعي کرد از دست اون‌ها فرار کنه

اگه شما مي‌خواستيد مي‌تونستيد دوباره دستگيرش کنيد

اما شما زندگيش رو نجات دادين

و من هرگز اون چهره‌ي مهربون رو فراموش نکردم

به خاطر اينکه، اون بچه من بودن آقاي نارانگ

تو پسر معاون کميسر آشويني کومار هستي؟

بله، اما من ديگه پيش اون زندگي نمي‌کنم

و مطمئن باشيد که از تمام ...چيزهايي که امروز ديدم و شنيدم

هيچي به خاطر ندارم

شب بخير آقاي نارانگ

هي مامان

بفرماييد بفرماييد داخل

چطور اينجا رو پيدا کردي؟

اون‌هايي که اهميت ميدن يه آدرس رو هم ميتونن پيدا کنن

بله، متوجه هستم اما اول بفرما بشين

بشين اينجا

حالت چطوره؟- آره، معلومه خيلي نگران مني-

کي ديگه اينجا زندگي مي‌کنه؟

يکيش که منم ...يکي ديگه هم

ببين مامان، اين خونه مال من نيست

اينجا مال اونه پس اون هم اينجا زندگي مي‌کنه ديگه

روما، اسمش روماست

اتاقش اونجاست اونجا کارش رو انجام ميده

من از اون جدا، توي اين خونه ميمونم

و اين پذيرايي بين اتاق‌هامون هست که اينجا همديگه رو مي‌بينيم

چايي درست کنم برات؟

چايي رو که من برات درست مي‌کنم اما بعد از اينکه رفتيم خونه

مامان،مامان

ببين...گوش کن به حرف من گوش کن

چيکار مي‌کني؟- دارم وسايلت رو جمع مي‌کنم، مي‌خواي چيکار کنم؟-

ببين مامان، موضوع پيچيده‌ست

من به اون خونه برنمي‌گردم

حالا، اتفاقي که افتاده ديگه افتاده

آره آره، توي اون خونه همه بهت ظلم مي‌کنند ديگه؟

نمي‌خواد اين مزخرفات رو به من بگي

وسايلت رو جمع کن تا بريم خونه- مامان-

ببين مامان من هيچ اعتراضي درباره‌ي تو ندارم

راستش رو بگم خيلي دلم برات تنگ شده بود

خيلي خوب شد که اومدي اينجا و من تونستم ببينمت

اما من الان برنمي‌گردم اونجا- چرا برنمي‌گردي؟-

بگو تا من هم بدونم بالاخره اون پدرت‌ـه

حق نداره چيزي بهت بگه؟

اگه الان من چيزي بگم، ناراحت ميشي

از من عصباني نشون مامان گفتم که من برنمي‌گردم اونجا

خيلي خب، من هم نميرم

ميگم وسايلم رو بفرستن اينجا

اگه پدرت انقدر آدم بدي‌ـه پس بذار تنها زندگي کنه

نه مامان، چرا متوجه نميشي؟

آره، چرا بايد بفهمم؟

من يه آدم احمقم و تو و پدرت آدم‌هاي باهوشي هستين

از وقتي تو رفتي چيزي به من نميگه

اما ميدونم تو دلش چه خبره

هر روز چندين بار به بهونه‌هاي مختلف زنگ ميزنه خونه

اين کار رو کردي؟ اون کار رو کردي؟

اما فکر کردي نميدونم چي رو مي‌خواد بدونه؟

فقط مي‌خواد بدونه که تو اومدي خونه يا نه

کافيه، ديگه گريه نکن

هر کاري که تو بگي مي‌کنم

اگه بگي بيا خونه پس ميام خونه

چرا بعدا؟ همين الان بيا بريم

اينطور خوب نيست مامان

من تو خونه‌ي يه نفر ديگه دارم زندگي مي‌کنم اون يه جايي بهم داده بمونم

حداقل بايد ببينمش و بهش بگم که مي‌خوام برم ديگه

تو برو، من فردا ميام

مياي ديگه؟- حتما...قول ميدم-

حالا يه کم بخند ببينم

بخند

..ويجي

تو تنها پسر اون‌هايي

مطمئنا وقتي برگردي خيلي خوشحال ميشن

و تو؟

روما

گاهي اوقات دلم مي‌خواد راجع به يه چيزهايي باهات صحبت کنم

...اما- بعضي چيزها نيازي به گفتن ندارن-

بلکه فقط بايد بفهمي

و من ميفهمم چي مي‌خواي بگي

همين کافيه

سام عليک سام عليک

عجب خواننده‌اي هستي بابا عجب خواننده‌اي هستي

ميتونم اسمت رو بپرسم؟

مشکل تو چيه؟

...من مشکلي ندارم اما- عجب خواننده‌اي هستي، به‌به-

ببينيد، شما بفرماييد تشريف ببريد- آخه کجا برم؟-

اومدم تا جادوي اون رو ببينم

عجب خواننده‌اي هستي

امروز فقط بعد از شنيدن صدات ميرم

ببينيد، برنامه‌ي امروز تموم شده فردا تشريف بياريد

چه برنامه‌اي؟ يه برنامه‌ي ديگه براي من اجرا کن

بهت پول ميدم چقدر مي‌خواي؟

پولم کجاست؟ کجا رفته- بيا-

چيکار مي‌کني؟ يعني چي؟

دارم مستقيم با اون حرف ميزنم

تو چرا خودت رو ميندازي وسط؟

اون معشوقته؟- گوساله‌ي حرومزاده-

ميکِشمت

ولم کنيد ميکُشمش

برو بيرون، برو بيروم ميکُشمت

گوش کنيد آقا به من گوش کنيد

بيچاره خانمي که همراه‌تونه خيلي ترسيده

شما بريد داخل ما يه درس حسابي به اين ميديم

يالا، راه بي‌اُفت

بذاريد بياد بيرون ولش نمي‌کنم

بسه ،بسه ديگه کافيه

اين فيلم بازي کردن برام گرون تموم شد

دستش خيلي سنگينه، حرومزاده

گفتين که سريع ميايد نجاتم ميدين اما خيلي طولش دادين

مي‌خواستيم مردم خيلي خوب تماشات کنن- و صدات رو هم خوب بشنون-

خيلي خب، خيلي خب باشه

پولم رو بدين من کارم رو انجام دادم

آره، نقش يه آدم مست رو بازي کردي

اما هنوز يه نقش ديگه هست که بايد بازي کني

چه نقشي؟- بايد نقش يه آدم مُرده رو بازي کني-

منظورت چيه؟

ويجي

بيا صبح بخير قربان-

چي شده سودهاکر؟

قربان

ما حکم بازداشت آقاي ويجي رو داريم

حکم بازداشت کي؟- آقاي ويجي-

به چه جرمي؟- ايشون متهم به قتل شخصي به نام گانپاتراي هستن-

اما من کسي رو نکُشتم و اصلا آدمي به نام گانپاتراي نمي‌شناسم

دارم حقيقت رو ميگم من کسي رو نکُشتم

چي شده؟ موضوع چيه؟

اينجا چه خبره؟

مامان، اين‌ها حکم بازداشت من رو دارن ميگن که من يه نفر رو کُشتم

چي؟- مامان من هيچکسي رو نکُشتم-

به جون تو قسم ميخورم

بذاريد يه چيزي بهتون بگم پسر من هر کاري که بکنه

به هيچ عنوان به دروغ به جون من قسم نميخوره

نيروهاي شما اشتباه مي‌کنند

به هيچ عنوان اشتباهي رخ نداده

آقاي ويجي، ديشب بين ساعت 11 و 11:30

با دختري به نام روما توي هتل سامرات بوده

و اونجا با آدمي به نام گانپاتراي دعوا کرده

و به شدت اون رو کتک زده

و جلوي همه بارها اون رو تهديد به مرگ کرده

شايد اين کار رو کردم عصبي بودم و چيزي يادم نيست

و وقتي اون از هتل خارج شد آقاي ويجي دنبالش رفت بيرون

پس اين نشون ميده که من اون رو کُشتم؟

بعد از يک دقيقه برگشتم- اما چند دقيقه بعد از برگشت‌تون-

جنازه‌ي گانپاتراي توي پياده روي جلوي هتل پيدا ميشه

من...من دارم حقيقت رو ميگم

شايد، شايد داري حقيقت رو ميگي

...اما توي اين شرايط

نميتونم برات کاري انجام بدم

چي ميگي؟ ...من بهت ميگم

ويجي بيگناهه من ميدونم

اون جلوي من دروغ نميگه

من ميدونم چرا چيزي بهشون نميگي؟

اون‌ها از تو اطاعت مي‌کنند ديگه، نه؟

بهشون بگو بگو که ويجي بيگناهه

کافيه مامان، لازم نيست براي نجات جون من جلوي کسي التماس کني

لازمه لازمه

ببين، پسر ما مجرم نيست

بهشون بگو اون‌ها نميتونن اينطور دستگيرش کنن

بيهوه‌ست

اگه پسرت بيگناه باشه پس برمي‌گرده خونه

لازم نيست انقدر نگران باشي

اما سعي کن درک کني اون‌ها حکم بازداشت دارن

حکم

سودهاکر، ببريدش- نه، اين حرف رو نزن-

اون جايي نميره، نميذارم جايي بره- مامان، تمومش کن-

زندان برم يا پاي چوبه‌ي دار

نبايد خودت رو به خاطر من بي‌عزت کني

بريم افسر

چرا به پليس اظهارنامه ندادي؟

اگه اظهارنامه بدم

شما يا نيروهاتون من رو بي‌گناه مي‌شناسن؟

تو من رو خوب مي‌شناسي ويجي

اين کار پليس نيست که تو رو گناهکار يا بي‌گناه اعلام کنه

اين تصميم توي دادگاه گرفته ميشه

پس من هم اظهارنامه‌م رو به دادگاه ميدم

ويجي

اگر بي‌گناهي، پس وظيفت‌ـه که به پليس کمک کني

من هميشه بي‌گناه بودم بابا

اما شما هيچوقت نجات دادن من رو وظيفه‌ي خودتون ندونستين

يادت نره که من به عنوان پدرت نيومدم اينجا

بلکه دارم به عنوان يه افسر پليس باهات صحبت مي‌کنم

اين که چيز تازه‌اي نيست

شما هميشه مثل يه افسر پليس با من حرف زدين

ببين ويجي اگر تو از من گله‌اي داري

اين که فکر مي‌کني اون گله‌ها درسته يا غلط، موضوع کاملا متفاوتي‌ـه

اما الان، اينجا بايد فراموش کني که

تو پسر مني

درست ميگين بايد فراموش کنم

قربان

يک نفر براي ضمانت آقاي ويجي کومار اومده

خوب نگاه کنيد آقاي بازرس اين‌ها اسناد ضمانت هستن

به همراه دستور دادگاه براي آزادي ويجي کومار

قربان

ايشون آقاي نارانگ هستن

کي‌دي نارانگ

خوب مي‌شناسم‌تون

آقاي کي‌دي نارانگ

يه نگاهي به دستور دادستان هم بندازين

قانونا، از حالا به بعد نمي‌تونيد آقاي ويجي کومار رو يه دقيقه اينجا نگه داريد

براي دونستن اينکه من قانونا چه کاري ميتونم و چه کاري نميتونم انجام بدم

نيازي به آقاي کي‌دي نارانگ و وکيل‌شون ندارم

سودهاکر -بله قربان؟- آقاي ويجي رو بيار اينجا -بله قربان-

بفرماييد

آقاي ويجي

ميتونيد بياييد بيرون

سلام ويجي- ممنون آقاي نارانگ-

ويجي

ميدوني که براي تو هر کاري مي‌کنم

و حالا من هم براي شما هر کاري مي‌کنم آقاي نارانگ

بيا بريم

ويجي

اين نصيحت نيست بلکه يه پيشنهاده

لجبازي نکن و قدم توي مسير اين آدم‌ها نذار

اين مسيري که اگه بخواي هم نميتوني ازش برگردي

اين بار برگشتي در کار نخواهد بود

بيا بخواب

تو برو، الان ميام

پسرت خودش رو گم کرده شيتال

نه- آره، پسرت گم شده-

نمي‌فهمم چطور اين اتفاق افتاد چه چيزي بود که عشق ما نتونست بهش بده

نميدونم کجاي راه رو اشتباه رفتيم

اما امروز، وقتي اون آدم‌ها جلوي چشم من اون رو با خودشون بردن

احساس کردم يک نفر براي پسر من دام پهن کرده

و اون رو خريدن

اون‌ها پسر من رو خريدن

و من فقط نگاه کردم

فقط نگاه کردم شيتال

نتونستم کاري کنم نتونستم کاري کنم

ويجي ميدوني

چه کسي نقشه کشيده بود که تو به جرم قتل بازداشت بشي؟

من فقط ميدونم کسي که جلوي اون من رو بي‌گناه دستگير کردن

و با وجود اينکه مي‌تونست نجاتم بده اما فقط در سکوت تماشا کرد کيه

پدر خودم

و اين اولين بار نيست که پدرم در سکوت من رو تماشا کرده

حتي اين اولين باري نبود که جي‌کي عليه تو نقشه کشيده

اين جي‌کي همون کسي که توي بچگي تو رو دزديد

آره ويجي جي‌کي دشمن من هم هست

افراد اون به من حمله کردن

تو من رو نجات دادي و به خاطر همين حالا مي‌خواد تو رو هم از سر راهش برداره

جي‌کي

اون هم بايد به خاطر اعمالش مجازات بشه

مشکل اينه که تو ميتوني توي دادگاه ثابت کني که بيگناهي

اما نميتوني ثابت کني اون مجرمه

هيچ مدرکي و شاهدي عليه اون وجود نداره

نه، الان عدالتي که من براي خودم مي‌خوام

نه به شهادت کسي نياز داره و نه به مدرک

نه به قانون نياز داره و نه به دادگاه

از تمام قوانين دنيا که آدم‌هايي مثل پدرم بهش اهميت ميدن متنفرم

بنابراين، من قانون خودم رو مي‌سازم

جناب نارانگ

کاميون‌مون جنس‌ها رو بار زده بود و داشت از ساحل ورسوا ميومد اينجا

توي راه جي‌کي و آدم‌هاش بدجور به راننده آسيب زدن

و کاميون رو بردن

مي‌بيني؟ اون جنس‌ها چهار ميليون مي‌ارزيد

ببين، تو با آدم‌هات برو

...به نظرم ويجي تو هم- يک دقيقه-

يه دقيقه آقاي نارانگ

شما مي‌خوايد کاميون و جنس‌هاتون رو پس بگيريد؟ درسته؟

انجام ميشه اما من اين کار رو تنها انجام ميدم

نمي‌خوام خوشحالي شکست جي‌کي رو با کسي تقسيم کنم

فقط بهم بگيد که کجا ميتونم جي‌کي رو پيدا کنم؟

جي‌کي بله-

زير کتي که توي دستمه يه هفت تير هست که به طرف تو نشونه رفته

و انگشتم روي ماشه‌ست

اين هفت تير شش تا گلوله داره

و من از شليک تمام گلوله‌ها افسوس نخواهم خورد

چي مي‌خواي؟- مي‌خوام بدون اينکه زرنگ بازي دربياري-

آروم از اين هتل با من بيرون بياي

بشيني داخل ماشيني که بيرون پارک شده

...ببين، تو نميتوني اين کار رو بکني- من ميتونم هر کاري بکنم جي‌کي-

بريم

سلام جناب جي‌کي سلام-

چي مي‌خواي؟

من رو نشناختي جي‌کي؟

خوب نگاه کن

من همون ويجي هستم که يک روز از جلوي مدرسه دزديديش

يادت اومد؟

امروز از ديدن اين ترس توي چشم‌هات دلم خيلي آروم شد جي‌کي

شايد حتي نتوني تصورش رو بکني

سال‌ها از اون حادثه گذشته

اما هنوز اون زخم به قدري توي دلم تازه مونده که انگار همين ديروز بوده

چهره‌ت، چشم‌هات ...هر ثانيه، هر لحظه

نه جي‌کي، امروز روزه تو نيست

اون روز زندگي من توي دست تو بود

امروز زندگي تو توي دست منه

اون روز تو با کسي تماس گرفتي امروز من تماس ميگيرم

الو

اربابت، جي‌کي الان گروگان منه

اگه دوست داري زنده ببينيش

جنس‌هاي نارانگ رو به همراه کاميون بيار به آدرسي که بهت ميدم

تو کي هستي؟- هر کسي که هستم، الان اربابِ اربابت هستم پسر-

جنس‌ها و کاميون رو بيار به آدرسي که بهت ميدم

اول مي‌خوام اين حرف رو از زبان خود آقاي جي‌کي بشنوم

آره، يادم رفته بود

سگ فقط صداي مالکش رو مي‌شناسه

باهاش حرف بزن

بهش بگو کاميون و جنس‌ها رو بياره

الو

تويي چاندو؟ هر کاري که بهت ميگه انجام بده

صداي اربابت رو شنيدي؟ حالا متوجه شدي؟

چي شده چاندو؟- آدم‌هاي نارانگ آقاي جي‌کي رو گرفتن-

براي نجاتش بايد کاميون نارانگ رو پس بديم

سوئيچ

در رو باز کن

:کامل‌ترين آرشيو سينما و تلوزيون هند Www.Bollycine.org

اين هم سوئيچ کاميون‌تون آقاي نارانگ

جنس‌هاتون صحيح و سالم رسيدن دست‌تون

من ميدونم که داري حقيقت رو ميگي

اما هنوز باورم نميشه

...که يک نفر بتونه تنها- هر کسي ميتونه به تنهايي اين کار رو انجام بده آقاي نارانگ-

اما براي اين کار فقط دو چيز لازمه

اول اون شخص بايد به اندازه‌ي من از جي‌کي متنفر باشه

...و دوم اينه که، بايد مثل من قبول کنه که

اون تنها به اين دنيا اومده

تنها زندگي مي‌کنه و تنها ميميره

اينطور اگر کاري باشه ميتونه به تنهايي انجام بده

ببين ويجي

من غمت رو درک مي‌کنم

اما اون‌هايي که نميتونن به خودشون محبت کنن محبت رو از ديگران گدايي مي‌کنند

مثلا، من و تو چه رابطه‌اي با هم داريم؟

اما وقتي براي بار اول ديدمت حسي بهم دست داد

که پيش خودم گفتم کاش من هم پسري مثل اون داشتم

و امروز، امروز هم تو مثل پسر خودم ميموني

آقاي نارانگ، بابت محبت‌تون ازتون تشکر مي‌کنم

به هر اسمي که خواستين صدام کنيد اما بعد از تمام اتفاق‌هايي که توي زندگي برام افتاده

اين کلمه‌ي "پسرم" به نظرم از فحش هم بدتره

به خاطر خونه‌اي که بهم دادين ازتون ممنونم

هر چيزي که دوست دارين صدام کنيد

سلام -سلام، بشينيد- بله؟-

شما مي‌خواستين من رو ببينيد؟

بله، بفرماييد- ممنون-

مي‌خواستم ببينم‌تون اما فکر کنم قبلش بايد چيزي رو بهتون بگم

رابطه‌ي کاري شما و همسر من

ربطي به من نداره

...به خاطر اين بهتون زحمت دادم که- نه، نه خانم-

همچين چيزي نيست شما به ياد من افتادين و من هم اومدم

بفرماييد، موضوع چيه؟

شما، شايد بدونيد

که اين روزها ويجي کجاست

و چيکار مي‌کنه؟

بله، شخصي هست به نام کي‌دي نارانگ

با اون کار مي‌کنه

اون يه خونه‌ي بزرگ بهش داده تا زندگي کنه

...اونجا ويجي و

چرا؟ کس ديگه‌اي هم باهاش زندگي مي‌کنه؟

بله، يه دختري هست به نام روما

همون دختري که قبلا ويجي تو خونه‌ش زندگي مي‌کرد

حالا اون‌ها با هم زندگي مي‌کنند

چرا بايد چيزي رو از شما مخفي کنم؟

پليس تمام آدم‌هايي که با نارانگ کار مي‌کنند رو زير نظر داره

به خاطر همينه که اين موضوع رو ميدونم

شنيدم که الان اون‌ها توي شهر نيستن

با هم رفتن جايي

"نميدونم چطور، کي و کجا"

"به عشقت اقرار کردم"

"در فکر تو بودم"

"و عاشقت شدم"

نميدونم چطور، کي و کجا" "به عشقت اقرار کردم

"در فکر تو بودم و عاشقت شدم"

نميدونم چطور، کي و کجا" "به عشقت اقرار کردم

"در فکر تو بودم و عاشقت شدم"

"تمام خيابان‌ها به باغ تبديل شدن"

"تمام غنچه‌ها به گل تبديل شدن"

"تمام خيابان‌ها به باغ تبديل شدن"

"تمام غنچه‌ها به گل تبديل شدن"

"انگار سهرا من آماده شده" *سرپوشي مثل عمامه که در عروسي مي‌پوشند*

"در فکر تو بودم و عاشقت شدم"

"تو من رو بي‌قرار کردي"

"قلبم من رو فريب داد"

"تو من رو بي‌قرار کردي"

"قلبم من رو فريب داد"

"خدايا توبه، زندگي چقدر دشوار شده"

"در فکر تو بودم و عاشقت شدم"

"سکوت کرديم و چيزي نگفتيم"

"چه چيزي براي گفتن باقي مونده؟"

"سکوت کرديم و چيزي نگفتيم"

"چه چيزي براي گفتن باقي مونده؟"

فقط چشم‌هامون به هم افتاد " "و عشقمون رو اظهار کردن

"رويا ميديديم و عاشق هم شديم"

نميدونم چطور، کي و کجا" "به عشقت اقرار کردم

"رويا ميديديم و عاشق هم شديم"

...قربان، به خاطر اين پرونده رو از من مي‌گيريد که

مي‌ترسيد احساساتي بشم و به وظيفه‌م عمل نکنم؟

نه آشويني، ميدونم که براي تو چيزي مهم تر از وظيفه‌ت نيست

ميدونم به خاطر پايبندي به وظيفه‌ت

سينه‌ت به مدال‌هاي زيادي آذين شده

اما اين رو هم ميدونم که پشت اون مدال‌ها، توي اون سينه

قلب يک پدر هم هست

نه آشويني، نمي‌خوام خلوص نيت تو رو امتحان کنم

موضوع فقط وظيفه نيست قربان موضوع حق هم هست

من در طول خدمتم مجرم‌هاي زيادي رو دستگير کردم قربان

حسابش از دستم در رفته که ...با اين دست‌ها

به چند نفر دستبند زدم قربان

اگه نتونم اين مجرم رو دستگير کنم

فقط به خاطر اينکه اون پسر منه

بعدش اين سوال پيش مياد که من چه حقي داشتم به دست مجرم‌هاي زيادي دستبند بزنم

چون اون‌ها هم بچه‌هاي ديگران بودن اون‌ها هم پدر و مادر داشتن

نه قربان، اگر مي‌خواستيد من رو از شر اين امتحان نجات بدين

بايد همون روز که به دست اولين مجرم دستبند زدم، جلوم رو مي‌گرفتين

الان ديگه خيلي دير شده قربان

اين تبديل به يه عادت قديمي شده برام حالا چطور ميتونم اين عادت رو ترک کنم قربان؟

ازتون درخواست مي‌کنم اجازه بدين من مسئول اين پرونده باقي بمونم

خواهش مي‌کنم قربان التماس مي‌کنم

خيلي خب آشويني اين پرونده رو خودت رهبري کن

فقط مي‌خوام يک سوال ازت بپرسم

اگه قراره اون رو دستگير کنن چرا تو بايد اين کار رو بکني؟

آخه چرا مي‌خواي غم و ناراحتي من رو دو برابر کني

نه شيتال، من هر غمي رو ميتونم تحمل کنم

...اما اينکه من باعث ناراحتي تو بشم رو

هرگز نميتونم تحمل کنم

ميدونم تا حالا توي زندگي باعث خوشحالي تو نشدم

اما هر چيزي که دارم متعلق به توئه

و من جز اين غرور چي دارم که بگم تا حالا توي زندگيم بي‌ايماني نکردم، هرگز به وظيفه‌م خيانت نکردم

تا حالا صداي وجدانم رو ناديده نگرفتم

اما اگر اين شکستن اين غرور

ناراحتي تو کم ميشه شيتال پس قبوله، هر کاري که تو بگي مي‌کنم

من نمي‌خوام اين کار رو بکني

نمي‌خوام به خاطر من از چشم خودت بي‌اُفتي

...فقط مي‌خوام که پسرمون

برگرده پيشمون

من اين رو نمي‌خوام شيتال؟

اما اگر اون هم همين رو مي‌خواست توي مسيري قدم نمي‌ذاشت

که با هر قدم از پدر و مادرش فاصله بگيره

نه، من نميذارم اون مسير رو ادامه بده

اگه تو آماده‌اي که به خاطر من اصولت رو تغيير بدي

يعني اون نميتونه به خاطر من مسيرش رو تغيير بده؟

...من مادرشم، من بهش ميگم

تا با پاي خودش بياد پيشش و به اشتباهش اقرار کنه

و خودش رو تسليم قانون کنه

اون به خاطر اعمالش مجازات ميشه

اما بعدش...بعدش ما مي‌بخشيمش

پسرمون دوباره برمي‌گرده پيشمون

درباره‌ي چه جرمي حرف ميزني مامان؟

من هيچ جرمي مرتکب نشدم

...چون فهميدم که جرم

به کاري ميگن که ثابت شده باشه

مجرم کسي که در حين انجام جرم دستگير بشه

من اون روزي مجرم بودم ...که به اشتباه به جرم قتل

دستگير کردن با وجود اينکه کاري نکرده بودم

من اون روز مجرم بودم ...اما الان

الان من يه آدم بزرگ و قابل احترامي هستم مامان

ديگه آدم بيکار و بدنامي نيستم ديگه چي مي‌خواي مامان؟

ويجي، تو متوجه نيستي چي داري ميگي

همون چيزي که الان اسمش رو گذاشتي عزت يک روز تبديل به طناب داري دور گردنت ميشه

و تا روزي که جرمم ثابت نشه همچين اتفاقي نمي‌اُفته

برو بهش بگو اول براي جرم من مدرک پيدا کنه

شاهد پيدا کنه

اون خيلي به صندلي و جايگاه و شغلش افتخار مي‌کنه، نه؟

چي شد؟

به همين زودي اعتماد به نفسش براي دستگيري من رو از دست داده که تو رو فرستاده من رو دستگير کني؟

ويجي، بي‌تربيت بي‌ادب

مراقب باش راجع به پدرت چي داري ميگي

آفرين پسرم، آفرين چشم و گوشم رو روشن کردي

اون من رو فرستاده التماس تو رو بکنم؟

هنوز به جايي نرسيده که بخواد همچين کاري بکنه

...گوش کن مامان- به من دست نزن-

اون من رو مي‌فرسته تو رو دستگير کنه؟

اگه 10 بار بميري و 10 بار هم زنده متولد بشي

باز هم هرگز نميتوني شخصيتي مثل اون داشته باشي

به اميد اومده بودم که پسرم رو ببرم خونه

...اما

تو اون کسي نيستي که خونه‌ي من رو ترک کرد

تو يه آدم ديگه‌اي

معذرت مي‌خوام، شايد آدرس رو اشتباه اومدم

شيتال

شيتال

شيتال، چي شده؟

چه اتفاقي افتاده؟

مانسي

:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial

چرا گفتين بيام اينجا؟

چون جايي که زندگي مي‌کني با خونه‌ي من خيلي فاصله داره

و اومدنت به اونجا مشکله

خب مي‌تونستيد بگيد بيام ايستگاه پليس

اونجا خيلي از خونه‌ي من دور نيست

ببين ويجي، هر چيزي هم که باشه تو پسر خودِ مني

...نمي‌خوام سرانجامت به جايي بکشه که

ببين، هنوز هم وقت هست خودت رو تحويل قانون بده

چطور ميتونم خودم رو ...به قانوني معرفي کنم

که شما رو با من غريبه کرده؟

ويجي

امروز به عنوان يک پدر دارم از روي دلسوزي برات توضيح ميدم

اما فردا به عنوان يک افسر پليس نه رعايتت رو مي‌کنم

و نه باهات همدردي مي‌کنم

تصميم اينکه مي‌خواي دفعه‌ي بعد ...من رو به عنوان يه پدر ببيني

يا يه افسر پليس، با خودته

اين تصميم رو خودتون وقتي که من بچه بودم گرفتين

وقتي اون آدم‌هاي شرور من رو دزديده بودن

من پشت تلفن با پدرم حرف ميزدم اما از اون طرف صداي يه افسر پليس ميومد

و امروز هم...امروز چي؟ ...امروز هم از صداتون

بوي لهجه‌ي يک افسر پليس به مشامم ميرسه

ويجي

از اين طرز تفکرت افسوس ميخورم

افسوس نه، بلکه شرم مي‌کنم

نگفتم بياي اينجا که مسئوليت خودم رو کم کنم

نه

گفتم بياي اينجا چون مادرت خيلي بيماره

به من نميگه اما من ميدونم که خيلي به تو فکر مي‌کنه

تو رابطه‌ي بين من و خودت رو از بين بردي

اما اگر توي قلبت جايي براي مادرت داري

پيشنهاد مي‌کنم به ديدنش بري

کافيه مامان، کافيه

خوشحالم که بالاخره اومدي

حداقل بيماري من يه فايده‌اي داشت

خيلي خوب شد

که حداقل يک بار ديگه توي زندگيم ديدمت

نميدونم بعد از مرگم

براي مراسمم مياي يا نه

چرا از اين حرف‌ها ميزني مامان؟

کسي هست که از من بيشتر به تو اهميت بده؟

و چرا از مرگ حرف ميزني؟‌ها؟

مگه من ميذارم اين اتفاق بي‌اُفته؟

...بلند شو، اومدم از اينجا ببرمت

ميبرم تا بهترين دکترهاي دنيا درمانت کنن

همه جوره مراقبت خواهم بود

توي اين خونه نميتوني استراحت کني

توي اين خونه چطور مي‌خواي درمان بشي؟

بيا بريم مامان بيا بريم

پدرت جايگاه بالايي داره

اگه مي‌خواست مي‌تونست پول زيادي دربياره

اما تا به امروز حتي يک روپيه نون حروم توي اين خونه نيومده

خونه‌ي من مثل يه معبد پاکه

ميگي که اين معبد رو ترک کنم؟

مامان، حالا که انقدر به درست کاري و اين اصول علاقه داره بذار سختيش رو هم به دوش بکشه

تو چرا اين بار رو به دوش ميکشي؟

فقط با من بيا، نميذارم با اين حالت اينجا بموني

ببين چقدر ضعيف شدي

هنوز انقدر ضعيف نشدم که نتونم بار درست کاري شوهرم رو تحمل کنم پسرم

اون شوهر منه، و وظيفه‌ي منه که از اصولش محافظت کنم

ترجيح ميدم بميرم ...اما با

بي‌ايماني تو زندگي نکنم

من پسرتم مامان وظيفه‌ي من نيست که ازت مراقبت کنم؟

پولي که از راه خلاف به دست اومده براي من مثل زهر ميمونه پسرم

مي‌خواي به مادرت زهر بدي؟

باشه مامان، من ميرم

اما خيلي زود خوب شو

چون اگه اتفاقي برات بي‌اُفته ...اونوقت من

چرا امروز انقدر مشروب ميخوري؟

همينطور ميخورم

چي ميشه؟ تموم ميشه ديگه

دوباره ميخرم

پول زيادي براي خريد مشروب دارم

اما پولي براي خريد دارو ندارم

پولي براي خريد دارو ندارم

باشه

مهم نيست که ندارم

اين غم رو هم تحمل مي‌کنم

روما

...روما تو تو دختر خوبي هستي

...ميدوني روما

پدر من دو بار ازدواج کرده دو بار

يه بار با مادرم

يه بار هم با شغلش

من پسره مادرم هستم

...و مادر ناتني من

يعني پسره زنه دومِ پدرم....قانونه

قانون

قانون برادر ناتني منه

برادر ناتني

برادر ناتني

...و من...من اون خونه رو ترک کردم

اما مادر ناتني ...و برادر ناتني‌م

مادرم رو توي خونه‌ي پدرم زنداني کردن

و مادرم خيلي مريضه

اما من نميتونم کاري بکنم

هيچ کاري نميتونم بکنم

چون من اون پسر بيچاره هستم

که اگه به داروي مادرم دست بزنم تبديل به زهر ميشه

زهر

پدر و مادرم

پدر و مادر خودم من رو پسرشون نه بلکه يه ماره سمي ميدونن

تو هم از من دوري کن چون من يه مار سمي ام

ممکنه تو رو هم نيش بزنم

من يه مار سمي ام

من...من يه مار سمي ام

ويجي

سيترام

ويجي

ويجي هووم-

چاييت داره سرد ميشه

امروز نمي‌خواي بري؟

بايد برم- ...پس عجله کن، آماده شو-

با هم ميريم، من هم بايد آقاي نارانگ رو ببينم

ويجي

مي‌خوام يه چيزي بهت بگم

چي مي‌خواي بگي؟ مي‌خواي بگي کاري که مي‌کنم درست نيست؟

اين مسيري که توش قدم گذاشتم اشتباهه؟

و سرانجامش فقط تباهي‌ـه؟ اين رو مي‌خواي بگي؟

نه، نمي‌خوام چيزي رو بهت بگم که خودت ميدوني

فقط مي‌خوام بهت بگم

که من دارم مادر ميشم

با من ازدواج مي‌کني؟

چرا مي‌خواي با من ازدواج کني؟

فقط به خاطر اينکه به مسئوليتت عمل کني؟

با من ازدواج مي‌کني؟

ويجي

يه حرفي توي دلم هست، بگم؟

بگو- ...ببين ويجي، ما طبق رسوم جامعه-

با هم ازدواج کرديم

تا جامعه رابطه‌ي ما رو تاييد کنه

اما، تا وقتي که دعاي خير پدر و مادرت رو نگيريم

احساس مي‌کنم اين رسم نيمه کاره مونده

فراموشش کن- ...ببين-

تو چيزي درباره‌ي ازدواج بهشون نگفتي

دعوتشون هم نکردي آخه چرا؟

من نمي‌خوام پدر و مادرم رو ببينم روما

اما من مي‌خوام پدر و مادر شوهرم رو ببينم

مي‌خوام ازشون طلب دعاي خير کنم

باشه، جلوت رو نميگيرم اما تو هم من رو مجبور نکن بيام

اگه مي‌خواي برو پس حتما برو من اعتراضي ندارم

اما من نميام

اومده بودين من رو ببينيد؟

بله، سلام

سلام

اسم من روماست ...من اومدم شما رو

هر دوي شما رو ...منظورم اينه که

اومدم شما و مادر ويجي رو ببينم

تو دوست ويجي هستي؟

بله؟

بله، من دوست ويجي هستم

اون تو رو فرستاده اينجا؟- نه، خودم اومدم-

اون مشکلي چيزي داره؟

نه، اصلا اينطور نيست

که اينطور

پس تو همينطور اومدي ما رو ببيني؟

خب

موضوع اينه که من و ويجي با هم ازدواج کرديم

تو و ويجي؟ يعني شما دو تا؟ اسمت چيه؟

روما- روما...نه نه، کافيه زنده باشي، زنده باشي-

خوشبخت بشي

عجب دختر احمقي هستي

چرا انقدر طفره ميري؟

چرا رک و پوست کنده نميگي که تو عروس اين خونه‌اي؟

...فکر مي‌کردم- چي فکر مي‌کردي؟-

چرا مثل مهمون‌ها وايسادي اينجا؟

بيا بشين بشين

نه، بيا اول به مادرش نشونت بدم

بريم شيتال رو ببينيم

شيتال

شيتال ببين کي اومده شناختي؟

بشين دخترم

بشين

شناختي؟ اين روماست، روما

عروست

اينطور پريشون و حيرون شدن چه فايده‌اي داره؟

اين عروس توئه، اومده پيشت براش دعاي خير کن

ويجي حتي بهمون خبر هم نداد

اشکال نداره حالا نگفته ديگه

اما اين طفلک اومده پيشت ديگه اومده براش دعاي خير کني

چرا انقدر شکايت مي‌کني شيتال؟

زمونه عوض شده

از اين به بعد عروسي‌ها اينطور انجام ميشن

يعني زمونه انقدر عوض شده که حتي ويجي نمي‌تونست همراه اون بياد؟

مي‌خواست بياد ...اما کاري براش پيش اومد

ميدونم

...روما، خانواده‌ي تو چي؟

اين ازدواج با رضايت اون‌ها انجام شده ديگه؟

من کسي رو ندارم که بخواد موافقت کنه

دخترم

وقتي من ازدواج کردم

يادته؟ مادرجون با دست‌هاي خودش به گردنم بست

هرگز نگو که کسي رو نداري

صبح بخير جناب نارانگ سلام-

ويجي، تيواري از هتل گويموهار زنگ زده بود

اون براي دريافت الماس‌ها آماده‌ست

اما فقط پول رو به تو ميده

تيواري از هتل زنگ زده بود؟- آره-

چندين بار بهش گفتم که براي همچين کارهايي از تلفن هتل استفاده نکنه

اوپراتور پايين ميتونه همه چي رو بشنوه

ساعت چند زنگ زده بود؟- 11-

الماس‌ها کجان؟

حله

ساعت 11؟- بله قربان-

پس چرا انقدر دير دارين بهم خبر ميدين؟

من هم همين الان خبر رو دريافت کردم قربان

خبر تاييد شده؟- صد در صد قربان-

راننده

ويجي

سودهاکر

بگيرش بيا...بيا

ببخشيد قربان چند تا سوال ازتون داشتيم

عذر مي‌خوام آقايون فعلا چيزي نميتونم بگم

اگر پسر يک معاون کميسر قاچاقچي باشه چطور ميتونيم به پليس اعتماد داشته باشيم؟

من براي اين سوال‌هاي بيهوده بي‌فايده و بي‌بنياد وقت ندارم

اين هم بي‌بنياده که شما مي‌خوايد جلوي رسانه‌ها هويت پسرتون رو مخفي کنيد؟

اين حرف مزخرفه حکم بازداشتي به نام ويجي صادر شده

اما چه ضمانتي هست که اون رو دستگير مي‌کنيد؟ ...شايد

منظورت چيه؟

دقيقا...ممکنه شما اجازه بدين ويجي کومار

توي ترافيک پشت اتوبوس مدرسه ...فرار کنه

آدم بي‌ملاحظه ميدوني با کي داري حرف ميزني؟

اين رو ببين و اين رو ببين اين رو ببين

اين رو هم ببين ...ببين درباره‌ي تو

و تمام نيروي پليس چي نوشته بخون

قربان، ميدونيد که چرا اصحاب رسانه به من شک دارن؟

آره من ميدونم، اما اون‌هايي که بايد بهشون جواب پس بدم اين موضوع رو نميدونن

ميدونستم اين اتفاق مي‌اُفته

حالا کاريه که شده

اين پرونده رو به آهيکار تحويل بده

...قربان، يعني شما هم مثل اين‌ها باور دارين که

من ويجي رو از قصد فراري دادم؟

...الان فقط اين رو ميدونم که

بهتره به خاطر شهرت نيروهاي پليس هم که شده اين پرونده رو از تو بگيرم

تمام اسناد رو به آدهيکار تحويل بده

...و تا آخر عمرم با اين احساس زندگي کنم که

نتونستم به وظيفه‌م عمل کنم؟

متاسفم، اما توي اين شرايط نميتونم کاري کنم

اما من ميتونم قربان اين استعفانامه‌ي منه قربان

آشويني، مي‌خواي استعفا بدي؟

بله قربان

من آماده‌ام تا شغلم

نيک نامي و اصولم رو به خطر بندازم اما در ازاي اون فقط دو روز وقت مي‌خوام

فقط 48 ساعت

قول ميدم ويجي رو دستگير کنم

و به هر قيمتي شده اون رو به دادگاه بيارم

آشويني، تو ميدوني که اين کار توي دو روز غيرممکنه

قربان، اگه نتونستم توي دو روز اين ناممکن رو ممکن کنم

اونوقت استعفانامه‌ي من پيش شماست قربان

و تاريخش هم براي دو روز ديگه‌ست

اگه شکست بخورم، خودم استعفا ميدم

چون اگه نتونم به وظيفه‌م عمل کنم

پس يعني لياقت اين يونيفرم رو ندارم قربان

...اما از مقامات بالا دستور دار که تو رو

خيلي خب

با مسئوليت خودم دو روز بهت فرصت ميدم

ممنون قربان

اما فقط دو روز

قربان من هميشه شغلم و وظيفه‌م رو پرستش کردم

مطمئن باشيد نااميدتون نمي‌کنم

به هيچ قيمتي اين کار رو نمي‌کنم

اما آقاي جي‌کي نيروهاي پليس اين روزها آماده باشن

مزخرفه، نميتونيم که از ترس پليس بشينيم و دست روي دست بذاريم

چاندو، محموله کي ميرسه؟

محموله به گوآ رسيده قربان

اين رو که ميدونم اما کي ميرسه اينجا؟

امشب ميرسه

اما خيلي سخته که به اين سرعت توي بمبئي مجرمي پيدا کرد

...منظورم اينه که اگر وقت بيشتري داشتيم- سودهاکر-

من براي اين حرف‌هاي بيهوده وقت ندارم

تا 48 ساعت ديگه ويجي رو مي‌خوام

تمام گوشه و کنار شهر رو بگرديد، اگر شک کردين توي خونه يا ساختموني کار غيرقانوني مي‌کنند اونجا رو بگردين

حتما پيداش مي‌کنيد

توي يک شب، فقط توي يک شب

پليس‌ها به تمام انبارها و مخفيگاه‌هاي ما حمله کردن

تمام محموله‌ها و اموالم رو توقيف کردن

و پليس دنبال منه

فقط توي يک شب به فنا رفتم

فقط به خاطر اون آشويني کومار حرومزاده

اين اتفاق به خاطر اين افتاد که چاندو و دستيارهاش دستگير شدن

...مطمئنا اون‌ها به همراه پليس

پليس نه بگو آشويني کومار

تمام اين‌ها کار اونه، فقط به خاطر اونه که من مثل بزدل‌ها اينجا مخفي شدم

آقاي جي‌کي، پاسپورت جعلي‌تون آماده شده پليس اينجا دنبال‌تون مي‌گرده

اما شما هزاران کيلومتر از اينجا دور مي‌شيد

اما قبل از اينکه من اين کشور رو ترک کنم آشويني کومار اين دنيا رو ترک خواهد کرد

قبل از رفتن کاري بکنم يا نه اين يک کار رو حتما انجام ميدم

بله قربان

الان مدارک زيادي عليه جي‌کي ورما داريم

بله، اون مخفي شده اما تا کي مي‌خواد مخفي بمونه قربان؟

ممنون قربان، تا وقتي ويجي رو دستگير نکردم

مستحق تبريک گفتن نيستم قربان بله قربان ميدونم که 18 ساعت وقت برام مونده

تمام تلاشم رو خواهم کرد قربان

ممنون خيلي ممنون

لوکو به حرف اومده قربان اون همه چيز رو درباره‌ي نارانگ و ويجي گفته

خيلي خب، اگه اگه اطلاعات ديگه‌اي به دست آوردي به همين شماره باهام تماس بگير

ويجي، داشتم با کاتوريا صحبت مي‌کردم

اطلاعاتي به دست آورده که جي‌کي مي‌خواد از پدرت انتقام بگيره

قسم خورده که ...ميدوني که

آقاي نارانگ...پليس از چهار طرف محاصره‌مون کردن

تو برو بالا...تو برو پايين تو هم با من بيا

نارانگ، خونه‌ي تو از 4 طرف توسط پليس محاصره شده

بهتره که همه‌تون تسليم بشيد

ويجي...چرا وايسادي؟

حالا که اين همه اتفاق افتاده پس اين کار رو هم تکميل کن

قانون تو رو تحت بازداشت خودش درمياره ويجي

کي اومدي؟

همين الان اومدم

شيتال

بشين

موضوع مهمي رو مي‌خوام بهت بگم

اون...حالش خوبه ديگه، نه؟

آره خوبه و الان تحت بازداشت پليسه

ميدونم شيتال

مهم نيست اشکال نداره

اين اتفاق بايد مي‌اُفتاد

ميتونم يک بار يک بار ببينمش؟

چرا نميتوني ببينيش؟- الان؟-

شيتال

با اين حال مي‌خواي بري اونجا؟

باشه باشه شيتال

بريم

نه ،نه...شيتال

حرومزاده

شيتال شيتال

متاسفم آشويني

نه، نه شيتال نه...با من اين کار رو نکن

يا من اين کار رو نکن شيتال عزيزدلم

اگه تو بري ديگه چيزي برام نميمونه

هيچي برام نميمونه دست‌هاش هنوز گرمه

دکتر...دستش هنوز گرمه

اگه چيزيش شده باشه که نبايد دستش گرم باشه دکتر

شماها هر چيزي دوست داشته باشيد ميگين

هيچ بلايي سر زنم نيومده خوب ميشي شيتال، چشم‌هات رو باز کن عزيزم

چشم‌هات رو باز کن مي‌خواستي ويجي رو ببيني ديگه نه؟

اون رو ميارم پيشت باهاش حرف بزن

اون به حرف تو گوش ميده اما به حرف من گوش نميده شيتال

من بدون تو نميتونم زندگي کنم شيتال

بدون تو نميتونم زندگي کنم عزيزم خواهش مي‌کنم تنهام نذار

آقاي ويجي

من ارباب‌تون رو مي‌خوام، جي‌کي

چطور اومدي اينجا؟- اون کسي که بيرون-

داشت نگهباني ميداد الان توي فاضلابه و اسلحه‌ش پيش منه

من با شما دشمني ندارم، فقط جي‌کي رو مي‌خوام- آقاي جي‌کي-

جي‌کي کجاست؟

نميدونم اون الان کجاست ...اما امشب ساعت 10:30

با هواپيما از هند خارج ميشه

چي ميگي سودهاکر؟ مطمئني؟

و از طريق کسي که زنده مونده ...فهميديم که

جي‌کي سعي داره امشب با پرواز ساعت 10:30

با استفاده از يک پاسپورت جعلي از کشور خارج بشه

و اگر ويجي هم اين اطلاعات رو داشته باشه پس مطمئنا به دنبال جي‌کي مياد فرودگاه

آره مياد...اگر ويجي مجرم باشه

اگر قاتل باشه پس وظيفه‌ي منه که دستگيرش کنم

زنده يا مُرده

نه، جلوي اشک‌هات رو بگير اشک‌هات من رو ضعيف تر مي‌کنه

...الان همون وقتيه که

براي مقابله باهاش قدرت 7 تولد هم کافي نيست

ميدونم چه حالي داري اما کاري از دستم بر نمياد

...و اگر با ديدن من تسلي پيدا مي‌کني پس نگاه کن

من هم کمتر از تو بدشانس نيستم

همه چي رو از دست دادم

و اگر هم چيزي باقي مونده ...حس مي‌کنم

امروز اون رو هم از دست ميدم

:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial

متشکرم خواهش مي‌کنم-

شما بريد به پيشخوان شما هم بريد کنار در ورودي

عذر مي‌خوام، يه کم عجله کنيد-- نگران نباشيد-

تا پروازتون خيلي وقت مونده- نه بايد يه خرده خريد هم بکنم-

ببخشيد

ببخشيد

‌ويجي

ويجي

...‌‌‌‌‌ببين ويجي ميدونم چه اتفاقي افتاده

باور کن من کاري نکردم

من هيچي نميدونم با تو دشمني‌اي ندارم

ببين، من دارم براي هميشه از هند ميرم

بذار برم، خواهش مي‌کنم ويجي

ببخشيد

:ارائه شده توسط مرجع باليوود سينما Www.Bollycine.org

بريد کنار

ويجي...تکون نخور

خداي من، سودهاکر- بله قربان-

ويــجــي

وايسا ويجي

ويجي، وايسا ويجي

وگرنه شليک مي‌کنم

ويجي، ويجي- نه، نه

کمک نمي‌خوام

اگه ميتونم تنها زندگي کنم پس ميتونم تنها بميرم- اين حرف رو نزن-

اون مادر من رو کُشت

اون همون کسي که مادرم ...مادر من

ويجي

چرا اين اتفاق‌ها افتاد ويجي؟

اين اتفاق بايد مي‌اُفتاد ...حالا امروز نه فردا

اين اتفاق بايد مي‌اُفتاد ...اما الان همه چي تموم شد

نه، نه

....خيلي سعي کردم عشقتون رو

از دلم بيرون کنم ...اما من

اما من هميشه دوست‌تون داشتم

...مي‌خواستم دوست‌تون نداشته باشم، اما...اما

چرا...چرا نمي‌شد؟

چون من هم دوستت دارم پسرم

من هم دوستت دارم

پس...پس چرا هيچوقت نگفتي بابا؟

چرا...چرا نگفتي بابا؟

نه، نه ويجي- بابا...بابا-

نميذارم اينطور بري...نميذارم اينطور بري پسرم- بابا، بابا -ويجي-

ويــجــي

:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مهدي.ز - ويرايش: فاطمه

"آسمون بگو ببينم تو خبر داري؟"

"اي آسمون بگو ببينم تو خبر داري؟"

"کي ماه من رو چشم کرد؟"

"...نميدونم کجاي مسير رو"

"اشتباه رفتم"

اين داستان زندگي من و پسرم ويجي بود

امتحان سختي که يک محافظ قانون يک افسر پليس بايد پس ميداد

و داستان عبرت آموز يک قانون شکن

حالا اينکه مي‌خواي توي زندگيت چيکار کني ...و توي چه راهي قدم بذاري

تصميمش با خودته پسرم

پدربزرگ...تصميمم رو گرفتم

مي‌خوام يک افسر پليس بشم

پدرجون، براش دعا کنيد

...تا قدرتي که شما باهاش

تمام امتحان‌هاي زندگي رو پشت سر گذاشتين همون قدرت همراه اون هم باشه

:کامل‌ترين آرشيو سينما و تلوزيون هند Www.Bollycine.org

First Edited - Farsi Version 05.05.2020 - By BollyCine Copyright© Bollycine.Org

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.