Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
.::: کره فروم تقديم ميکند "OPUS-SUB" تيم ترجمه :::. جونگ یی، الهه ی آتش
قسمت 17 ....:: ترجمه و زيرنويس : نیلوفر ::.... ....:: koreanforum1.in::....
.یو ته پیونگ
تو دختر یو اولدام، جونگ یی هستی؟
...سرپرست
.جواب بده
تو واقعا همون جونگ یی دختر یو اولدامی؟
.درسته
.همین چشمها بود
،تو رو خیلی خوب یادم می یاد .پس فکرشم نکن انکار کنی
همون بچه ی بی ادبی که جلوی من ایستاد و گفت
،بهترین سفالگر چوسان می شه
خودت نبودی؟
.بله سرپرست
.من همون بچه ام
.من دختر بهترین سفالگر چوسان، یواولدامريال یو جونگ ییَم
.شنیدم مُردی
.دقیق شنیدم که تو هم بعد از بابات مردی
چطوریه که الان جلوی من وایسادی؟
جلوتون قسم نخوردم؟
من شکستتون می دم و بهترین .سفالگر چوسان می شم
.اومدم که اون قول رو نگه دارم
می خوای بهترین سفالگر چوسان شی؟
.هنوزم مثل قبلی و جایگاهتو نمی دونی
فکر می کنی یه دختر بی ارزشی مثل تو می تونه؟
،این دختر بی ارزش
.وارد بون وون شد و آزمون گل شما رو هم قبول شد
این دختر بی ارزش تو آزمون کارگران هم .قبول شد و برای افسرها فنجون درست کرد
چی؟
.این تازه اولشه
،با اینکه الان فقط یه دختر بی ارزشم ،یه کارگرِ بی ارزشم
با تمام قدرتم توانایی هامو می سازم و به شما پیروز می شم
،وقتی این اتفاق بیوفته
،همونطور که قول دادید .باید از پدرم عذرخواهی کنید
!این هرزه
.الان حتی اگه جلوم زانو هم بزنی بس نیست
چطور جرات می کنی جلوی من سرت رو بالا بگیری؟
،هرچی هم که بگید .من بازم موفق می شم
!دختر یو اولدام، یو جونگ یی، هیچوقت تسلیم نمی شه
.از جون و عمرم مایه می ذارم
فکر می کنی نمی تونم یه کارگر ساده رو بیرون کنم؟
نشنیدید چی گفتم؟ .سریع این دختر رو بندازید بیرون
!سریع
.بله
.زودباش
،اگه کسی بدون اجازه ی من
،اون دختر رو برگردونه داخل
.هرگز نمی بخشمش
.متاسفم ته پیونگ
از الان به بعد شما مسئول ظروف .سفالیِ من هستید، سفالگر یو
.سپاسگزارم سرورم
.من هیچ رویایی با ارزش تر از سفالگر یو ندارم
بکشیدش. فقط اگه یو اولدام .بمیره، من می تونم زندگی کنم
.یو اولدام
.یو اولدام
.بهترین سفالگر چوسان بابای منه
.من دختر بهترین سفالگر چوسان، یو اولدام، یو جونگ ییَم
چی؟
کانگ چون به ته پیونگ سیلی زد
و بعدم انداختش بیرون؟
!اون عوضی
چطور جرات می کنی
شاگرد من رو بیرون کنی؟
می دونی من چطور ته پیونگ رو بزرگ کردم؟
.اون ته پیونگ نیست. جونگ ییه
.یو جونگ یی
چرا این حقیقت که اون دختر یو اولدامه رو ازم پنهان کردی و فرستادیش واسه من کار کنه؟
چرا هویتش رو پنهان کردی؟
،سرپرست لی
.اون بچه فقط می خواد یاد بگیره ظروف سفالی بسازه
.خواهش می کنم ته پیونگ،... نه، جونگ یی رو قبول کن
.به این فکر کن که چطوری از شاه خواستم ازت بگذره
.خواهش می کنم از این اتفاق بگذر
.اون خیلی اشتباه ها کرده
.وانمود کرد پسره، هویتش رو پنهان کرد
.من بهش دستور دادم
منی که بیشتر از هر کس دیگه ای ،در مورد رابطه ی تو و اولدام می دونم
نگرانش بودم. واسه همین دستور دادم .صرف نظر از همه چیز، این کار رو بکنه
،واسه همین با در نظر گرفتن این مرد پیر
.از این اتفاق بگذر
.ازت خواهش می کنم
.نمی تونم
،به عنوان سرپرست بون وون
نباید خیلی دقیق بقیه رو تشویق یا تنبیه کنم؟
...،اگه می خوای این کار رو بکنی
،تو یه ببر پیرِ بدون دندونی
چی کار می تونی بکنی؟
،اگه اینقدر دختر یو اولدام برات مهمه
چطوره استاد و شاگرد
با هم از بون وون برید؟
منو صدا کرده بودید سرپرست؟
مگه تو به من نگفتی که دختر یو اولدام
حتما مرده؟
.بله. درسته
...جونگ، اون دختر، قطعا
چرا می پرسید سرپرست؟
...اون کسی که به اسم ته پیونگ می شناسیش
.همون جونگ، دختر یو اولدامه
چی گفتید؟
.جونگ مرده
با چشمای خودم کفش هاش
.که جا مونده بود رو دیدم
،همینطور
...همینطور خودم هر سال می رم سر قبر یو اولدام
اما اون زنده است؟
واقعا نمی دونستی؟
...پس دارید می گید که
من با دستای خودم دختر یو اولدام رو بیرون کردم؟
.خودم جلوی بقیه این مساله رو حل می کنم. همه رو جمع کن
...سفالگرها، رنگسازها، کارگرها
.هرکسی که توی بون وون کار می کنه رو جمع کن
!عجله کن
جو...جونگ؟
...آقا
!درسته، تو جونگی
چرا بهم نگفتی
که جونگی؟
که بابات یو اولدام بوده، چرا؟
!من حتی نمی دونستم که تویی
!متاسفم آقا
.باید زودتر بهم می گفتی
.اونوقت می تونستم کمکت کنم
.متاسفم
.متاسفم آقا
،نه می دونستم
.و نه این همه وقت نشناختمت
چطور می تونم برم سر قبر بابات؟
چطور می تونم با اولدام رو به رو شم؟
...آقا، شما چرا
...بهت دستور دادم همه رو جمع کن
پس کجا رفتن؟
...باب، رییس مون همه رو جمع کرده
.من سرپرست قبلیِ بون وونم
،از بین مردمی که اینجا جمع شدن
.بعضی می دونن و بعضی هم نمی دونن
خیلی وقت پیش، سرپرست لی
با یو اولدام رقابت می کرد
...که
!پدر یو ته پیونگه
...سرپرست لی حتما بهتون گفته که
یو اولدام یه سفالگر ساده بود که ،ظروف بی کیفیتی می ساخت
،و خیلی شانسی سفالگر سلطنتی شد
،و واسه این از بون وون اخراج شد که خیانت کرد
اما
اگه یو اولدام همچین سفالگر شرم آوری بود
آیا می تونست دستور سلطنتی بگیره
که ظروف مخصوص پادشاه رو بسازه؟
و فنجونی رو بسازه که برای
برای ملکه گونگ بین اینقدر عزیز بود؟
اما من شنیدم دختر سفالگر یو .توی یه حادثه ی غیر طبیعی مرده
سرپرست لی اینو گفته؟
که دختر یو اولدام مرده؟
،و واسه همین می خوام بپرسم
چرا سرپرست لی همچین دشمنی ای
با یو اولدام داره؟
و چرا همچین حرفهای وحشتناکی در مورد مرگ غیر طبیعی
دختر یو اولدام می گه؟
.ایناهاش. داره می یاد. چه به موقع
،بذار ازت بپرسم
،تو می خواستی
دختر یو اولدامی که یه زمانی دوستت بود، مرده باشه؟
عقلت رو از دست دادی؟
فکر کردی داری چی کار می کنی؟
بهت گفتم
.که اون بچه، جونگ رو به حال خودش بذار
منظورت چیه که می خواستم دختر یو اولدام بمیره؟
چطور ممکنه؟
منم اینو از دستیار جانگ شنیدم
اینطور نیست؟
پس چرا به محضی که فهمیدی اون دختر یو اولدامه
جلوی همه بهش سیلی زدی و انداختیش بیرون؟
چطور می تونم فقط به خاطر اینکه دختر یو اولدامه بیرونش کنم؟
.پس، خیلی خب
،تو گفتی یه زن نمی تونه سفالگر شه
،واسه همینم اون مثل مردا لباس پوشید
،وقتی که لباس مردا رو پوشیده
چطور می تونه بیاد بگه دختر یو اولدامه؟
خواهش می کنم اینو در نظر داشته باشید
.و سخاوتمندانه اونو ببخشید
،واسه اینکه آرزوی پدرش رو برآورده کنه
،و سفالگر شه
مگه به سختی مثل یه خدمتکار کار نکرد؟
این تحسین برانگیز نیست؟
.تو به عنوان سرپرست، باید ازش استقبال کنی
مگه بهتون نگفتم به عنوان یه سرپرست باید بین مسائل شخصی و عمومی مرز قائل شم؟
...حتی اگه دختر دوست سابقم یو اولدام باشه
ای خدا
...این پیرمرد
،اینطوری بهت التماس می کنه .بیاریش داخل
،به غیر از اینکه یه سفالگر باشه
.اون دختر هیچ چیز دیگه ای نمی خواد
.لطفا بلند شید
در مقابل همه
بهم قول بده
که با دختر دوست قدیمیت
.خوب رفتار می کنی
.قول می دم
.پس بلند شید
....:: ترجمه و زيرنويس : نیلوفر ::.... ....:: koreanforum1.in::....
...استاد
!جونگ
.گریه نکن. گریه نکن
.بیا بریم داخل
...الان دیگه هیچ مشکلی نیست، پس
.بیا بریم داخل
.زود باش
.بریم
ته پیونگ، خوبی؟
.ممنونم
...جونگ
چرا از اول بهم نگفتید ته پیونگ دختر یو اولدامه؟
.خودم هم تازه امروز فهمیدم
...دخترشو تا الان پنهان کرد
...باید تا آخر انکارش می کردید
دیگه چرا جلوی همه قول دادید
بیاریدش داخل و ازش مراقبت کنید؟
.خودت رو جمع کن
،همه توی بون وون داشتن نگاه می کردن
،وقتی حتی اون پیرمرد خرفت به زانو افتاده
چی کار می تونستم تو همچین موقعیتی بکنم؟
.نمی تونید همینجوری قبولش کنید
...در واقع بهتر شد
چی؟
وقتی به این فکر می کنم که اون انگیزه ی ،واقعیش رو برای پایین کشیدن من پنهان کرد
،خزید داخل اینجا، درست جلوی چشمهای من
.همین که فقط بندازمش بیرون کافی نیست
.ذره ذره و کامل خوردش می کنم
جلوی همه
.خیلی وحشتناک تنبیهش می کنم
.فعلا بگیر بخواب
.متاسفم
...خیلی وقت نیست که معلوم شد دخترم و
.از من لازم نیست عذرخواهی کنی
.عجله کن و بخواب
...تو واقعا
دختر یو اولدامی؟
...بله
شما بابامو می شناختید؟
بین همه ی آدمهای قدیمیِ بون وون
.کسی نیست که اونو به یاد نیاره
هم اتاقیه من
.دستیار سفالگر یو بود
دستیار بابام زن بوده؟
اون الان کجاست؟
می خوام بدونم چطور آدمیَن و بابام توی بون وون چطوری بوده؟
.نمی تونی ببینیش
چرا؟
از اینجا رفتن؟
.دیگه هیچوقت جلوی من در این مورد حرف نزن
...خانم
.بس کن و بگیر بخواب
ته پیونگ بیچاره. حالا چه اتفاقی براش میوفته؟
برادر، کجا بودی؟
چیه؟ اتفاقی افتاده؟
.هرج و مرج. یه هرج و مرج باورنکردنی
یه چیزایی در مورد اینکه ته پیونگ .همون جونگ ییه و این حرفا
.ته پیونگ امروز داشت از بون وون اخراج می شد
.حتی از سرپرست کتک خورد
چی؟
،حتی قبل از اینم اوضاع خوب نبود
.حتی هوا ریونگ هم اذیتش کرد
.داداش
راستش رو بهم بگو. تو بودی؟
.داداش
اینطور نیست. مگه نه؟
.من بهش گفتم
چی؟
.من به سرپرست لی گفتم که ته پیونگ همون جونگه
چرا؟ چرا این کارو کردی؟
.بارها ازت خواستم
هیچ کس دیگه هم نه، تو، هواریونگ! چرا؟
،خودت بهم گفتی رومو ازت برگردونم
داداش
.گفتی من رو کنار می ذاری
،با اینکه اینهمه تلاش کردم .بازم نتونستم به قلبت راه پیدا کنم
از جونگ که اینقدر بی توجهانه .با قلبت بازی کرد متنفر بودم
.نمی تونستم ببخشمش
هواریونگ
دیگه هیچوقت
.به خاطر حرف های تو گریه نمی کنم و نمی خندم
حالا فقط می خوام جوری زندگی .کنم که جونگ رو شکست بدم
گفتی هدف جونگ اینه که بهترین سفالگر چوسان شه، آره؟
قبل از جونگ
،خیلی زودتر از جونگ
.تاجر ارشد بهترین تجارتخونه ی چوسان می شم
،فقط برای اینکه جونگ رو شکست بدم
.هر کاری می کنم
.دیروز با هم مسابقه ی تیرو کمان دادیم امروز چی؟ اومدی مسابقه ی شمشیرزنی بدی؟
.شاهزاده، یه چیزی هست که شما هم باید بدونید
.هویت جونگ برای سرپرست لی فاش شده
چی گفتی؟ چطوری؟
...بهش سیلی زده و می خواسته بیرونش کنه
کی؟ اون مرد، سرپرست لی؟
تو سعی کردی جونگ رو بیرون کنی؟
.شاهزاده
بدون اینکه به من حرفی بزنی؟
.اون یه خدمتکار ساده است
...چرا باید مسائل در مورد خدمتکارای ساده رو هم
.دیگه یه خدمتکار ساده نیست
.حالا اون مورد توجه شخص پادشاهه
اون بچه تحت محافظت منه، پس با دقت رفتار کن
بعد از خوندن این همه گزارش از ،جدل بین حزب های مختلف سیاسی
،خوندن این تقدیرنامه از حکمرانیه خوبم
.خیلی دلگرم کننده است
افسرانی که توی ضیافت هدیه ی سلطنتی رو دریافت کردن
سپاسگزار حکمرانیِ خوب شما هستن
.و اینا رو نوشتن
.درسته
.ضیافت خیلی مناسب بود
.شاهزاده کوانگ هی و سرپرست لی، خیلی زحمت کشیدید
اعلیحضرت مگه شما خودتون
برای نظارت مسابقه نیومده بودید؟
.همه چیز با تشکر از لطف شما بوده
.بله
...اما نکته ی جالبش اینه که
،اون افسرایی نامه نوشتن
.که ظروف مون سه سونگ رو انتخاب کردن
.فنجونی که از دست نمی افته... خیلی هوشمندانه بود
،سرپرست لی
.صدات کردم که تحسینت کنم
.تواناییِ استثنایی ای توی انتخاب استعدادها داری
اون کارگر ساده، کارآموز مون سه سونگ
همونیه که فنجون رس سبز رو هم درست کرد، اینطور نیست؟
چطور با چشمهای مشتاقت
از یه کارگر ساده هم بهره می بری؟
.شما لطف دارید اعلیحضرت
پدر، خیلی وقت پیش هم همین بچه بود
.که براتون یه ظرف درست کرد
یه ظرف برام درست کرد؟
یادتون نمی یاد؟ .دختر یو اولدام
این شخص در واقع همون بچه است؟
.تعجبی نداره
کنجکاوم بدونم چقدر
.توانایی هاش پیشرفت کرده
.باید یه موقع ظرفِ اون بچه رو ببینم
.اوه سرپرست لی
پدرم که به ضیافت اومده بود .خیلی از فنجون تعریف کرد
اوه. واقعا؟
،وقتی برش می داره، توی دستش جا می گیره .واسه همین تنها فنجونیه که دوست داره استفاده کنه
...فنجونی که اون کارگر ساده ساخته
جایی هست که بشه تعداد بیشتری از اینا تهیه کرد؟
.:::متعلق"OPUS-SUB" کليه حقوق مادي و معنوي آثار ترجمه شده تيم :::. .:::به سايت "کره فروم" ميباشد انتشار فايل ترجمه بدون:::. .:::تگ هاي اختصاصي مجاز نميباشد:::.
.شما توی ضیافت به مون سه سونگ باختید
دیگه حتی این حق رو داری که به دیدن من بیای؟
همونطور که خواسته بودی بهت تیر رو دادم
.اما مثل همیشه هدف رو از دست دادی
به خاطر درباری های نادون بود که ،هیچی از ظروف سفالی نمی دونن
،و اون بچه دختر یو اولدامه
.و همش یه نمایشی از استعدادهای ناچیزش بود
اون بچه دختر یو اولدامه؟
بله... شاهزاده کوانگ هی به طور .ویژه ای ازش مراقبت می کنن
.واسه همین زودتر نتونستم هویتش رو بفهمم
شاهزاده کوانگ هی به طور ویژه ای ،از یه دختر کارگر مراقبت می کنه
.سرپرست لی، من باید شخصا اون دختر رو ببینم
...به زودی تولدمه
به اعلیحضرت می گم، پس اون بچه برام یه گلدون درست کنه
!اصلا امکان نداره
.هنوز اونقدر مهارت نداره
.اگه بخواید، می گم پسرم براتون یکی بسازه
.به اندازه ی کافی کارهای سفالگر لی رو دیدم
.می خوام قطعه ی سفالی ای رو که یه زن ساخته ببینم
.این رو بدون و برو
ته پیونگ واقعا خوبی؟
.اون ته پیونگ نیست، جونگه
چند بار باید بگم تا بفهمی؟
به نظر من اسم ته پیونگ .بیشتر از جونگ بهت می یاد
.باشه. ته پیونگ یا جونگ. هرچی خواستید صدام کنید
.به جفتش جواب می دم
.مشخص شده که تو دختر یو اولدامی
.حالا دیگه با افتخار با اسم یو جونگ زندگی می کنم
.هی. بیایید با هم بریم
.راه دشواری پیش روت داری، جونگ
.جونگ
.بله آقا
.سرپرست لی دنبالت می گرده
علیا حضرت این بین دستور دادن .براشون هدیه ی تولد آماده کنی
بله؟
چرا براشون یه گلدون درست نمی کنی؟
.این فکر خوبی نیست سرپرست
من یه کارگر ساده ام چطور می تونم همچین ماموریتی به عهده بگیرم؟
خواهش می کنم دستورتون .رو پس بگیرید سرپرست
تو سرپرست لی رو شکست دادی و همینطور .می خوای من رو هم شکست بدی
،تو پر از اعتماد به نفسی
اما حالا داری عقب می کشی؟
فقط می گم تمام تلاشم رو می کنم تا از نهایت تواناییم استفاده کنم
اما الان آمادگی قبول کردن این کار رو ندارم
،علیاحضرت این بین این دستور رو دادن واسه همین نمی تونی ردش کنی
،اگه این بار کارت خوب بود .به مقام دستیار سفالگر ترفیع پیدا می کنی
بله؟
اما اگه حتی کوچکترین اشتباهی هم بکنی
.باید مسئولیتش رو هم قبول کنی
شاهزاده
چی اینقدر نگرانت کرده؟
...سرپرست بهم دستور داده یه گلدون
.واسه تولد علیاحضرت این بین آماده کنم
.می دونم
.حقیقتا چالش بزرگی برای توئه
.اما پادشاه هم می دونه و کاری نمی تونی بکنی
،این دیگه یه ظرف نوشیدنی نیست بلکه برای گل و ارزش هنریشه
،اگه به کمکم احتیاج داشتی .واقعا می خوام بهت کمک کنم
پس، می تونم چند تا سوال بپرسم؟
.آره. بپرس
علیا حضرت این بین چطور شخصیتی دارن؟
باید سلیقه اشون رو بدونم تا بتونم .یه گلدونِ خوب براشون درست کنم
چطور می تونم سلیقه ی یه نفر رو تو یه کلمه برات توضیح بدم؟
پس، چجور گلی دوست دارن؟
از کجا بدونم؟
پس، از چه مدل دکوراسیونی توی اتاقشون استفاده می کنن؟
.خب، یادم نمی یاد
پس، چی در موردش می دونید؟
.می دونم کارت رو خوب انجام می دی
بله؟
یادت بیار که تو همین الانشم بهترین .ظرف رو به دستور پادشاه ساختی
،با اینکه اعلیحضرت رو اصلا نمی شناختی
.اونو آروم و خوشحال کردی
.درست مثل همین بهترین کارت رو انجام بده
دستور علیاحضرت این بین؟
داشتن می انداختنش بیرون و .حالا شانسش کاملا برگشته
.هی، شاید به یه جایگاه بالا برسه
.ممکنه
پادشاه، علیاحضرت این بین رو بیشتر .از هرکس دیگه ای دوست داره
اگه این کار رو خوب انجام بده، ممکنه .روی اعلیحضرت هم تاثیر خوبی بذاره
اگه سفالگر سلطنتیِ مرحوم زنده .بود چقدر خوشحال می شد
.هنوز نمی دونیم که خوشحال می شد یا نه
اگه علیاحضرت این بین ازش خوشش نیومد چی؟
اوه خدای من. بعدش چی می شه؟
.درسته. اینم هست
.بازم می تونن یه کم ملایم باشن
.به هر حال اون دختر سفالگرِ سلطنتیِ مرحومه
.البته. اون دختر خونیشه
.جونگ
.این یه هدیه برای علیاحضرت این بینه
چطور کارگر ساده ای مثل جونگ می تونه از پس این ماموریت بر بیاد؟
.این مسخره است
.خودم این مشکل رو حل می کنم
منظورتون چیه؟
.بذار هرکاری می خواد بکنه
.برای مدت طولانی نمی تونه ادامه بده
تو ته پیونگی. اومدی اینجا هواریونگ رو ببینی؟
.اومدم اینجا که یه چیزی بهتون بگم خانم
.راستش، من ته پیونگ نیستم. یو جونگ ییَم
.وقتی بچه تر بودم منو دیدید
،باید قبلا بهتون می گفتم
.متاسفم
.می دونستم
.کسی توی موقعیت من، باید این چیزا رو بدونه
پس تظاهر کردید نمی دونید؟
می دونستم که بالاخره می یای .و اینجوری بهم می گی
،حالا که داری به من می گی .پس همه توی بون وون می دونن
.بله
،از اونجایی که سرپرست مون اونجاست .توی بون وون مشکلی پیش نمی یاد
.اما خیلی مراقب سرپرست لی باش
.بله خانم
،من باید برم دیدن کسی .شما بشینید حرف بزنید
...هواریونگ
.اومدم ازت یه چیزی بپرسم
تو لو دادی که من جونگم؟
.آره
.من اون روز به سرپرست لوت دادم
.مرسی
.به لطف تو، دوباره خیلی زود تونستم اسم اصلیم رو پس بگیرم
.اگه این کارو نکرده بودی، برام خیلی سخت تر می شد
.واقعا ازت ممنونم
.به خاطر تو نبود
.واسه این بود که خودم می خواستم موفق شم
.می خواستم سرپرست لی رو تحت تاثیر قرار بدم
.واسه همین، فروختمت
مگه ما دوستای خوب قدیمی نیستیم؟
ما دوستیم، مگه نه؟
.یه زمانی بودیم
.شنیدم کوانگ هی خیلی به جونگ بها می ده
چرا اینو به من گزارش نکردی؟
.اون فقط یکی از کارگرای ساده است
.چیز خاصی به نظرم نرسید
.یه چیزی رو نفهمیدی
.اون دختر عشق اولِ کوانگ هیه
.وقتی فکر می کرد مرده، واقعا از هم پاشید
حالا که دوباره دیدتش، چطور می تونه خوشحال نباشه؟
.می خوام خودم ببینمش. بیارش اینجا
دهکده ی بون وون
موضوع چیه؟
شخصی هست که علیاحضرت این بین .ازم خواستن پیششون ببرم
کسی که ازت خواستن ببری؟
.این کجاوه ایه که بانوهای اشرافی استفاده می کنن
.این برای کارگر جونگه
.بابا، علیاحضرت این بین خواستن جونگ رو ببینن
.حتی برای جونگ کجاوه فرستادن
علیاحضرت این بین؟
،اگه به خاطر این موقعیت به جونگ علاقه مند شن
.مقام جونگ بالاتر می ره
،به عنوان دختر یو اولدام
.مردم به جونگ با یه دید متفاوت نگاه می کنن
این مساله ی مهمیه که می تونه قانون .و دستورات اینجا رو زیر و رو کنه
...علیاحضرت این بین واقعا
.این باید واسه تحریک کردن من باشه
تو باید ساختن گلدون رو شروع کنی، داری چی کار می کن؟
،اگه دهنه ی گلدون باریک باشه .راحت می شه گلها رو تزئین کرد
.اما اونوقت، گل زیادی توش جا نمی گیره
،اما اگه اینطوری دهنه اش رو هم گشاد کنم .چیدمان گل ها درست نمی شه
چرا گل های بیشتری برنمی داری
.واسه تزئین گلدون؟ اینطوری گل ها هم نمی افتن
ایده ی خوبی دارید؟
...ای خدا، تو قراره بسازیش، پس
.خودتم باید بدونی
!جونگ
!یه نفر از قصر اومده دنبالت
.زود باش برو
یکی از قصر داره دنبال اون می گرده؟
.درسته
.قبلا هیچ وقت همچین چیزی توی تاریخ بون وون اتفاق نیوفتاده
!داری تاریخ جدیدی واسه بون وون می نویسی
یادت می یاد چطور باید تعظیم کنی؟
مگه به سختی آموزش ندیدم؟
.همش رو یادمه
.این... این دست راسته
.از الان به بعد فکر کن داری وارد دهن شیر می شی
علیاحضرت این بین خیلی سخت گیرن؟
.دارم می گم با دقت رفتار کن
.بله. تو ذهنم می مونه
.زیاد حرف نزن
.فقط جواب همه ی سوالاتش رو کوتاه، با بله و خیر بده
.بله
،راستی، اگه ازت در مورد رابطه امون پرسید
.بهش بگو هیچی نیست
چرا علیاحضرت باید اینو بپرسه؟
حتی اگه هم بپرسه، از اونجایی که هیچی نیست
.صادقانه می گم که هیچی بین ما نیست
.باشه، همین کار رو بکن
.ما پونگ
.نقشه رو عملی کن
.بله
...یو جونگ
.گلدون تو داخل کوره تیکه تیکه می شه
،از اونجایی که این گلدون رو یه زن می سازه
.مشتاقم اون رو ببینم
.تمام سعیم رو می کنم ناامیدتون نکنم
.چشمات خیلی می درخشن
.عذرخواهی می کنم
...می تونم
چند تا سوال ازتون بپرسم؟
البته. چی می خوای بدونی؟
گل های مورد علاقه ی علیاحضرت چیَن؟
.من همه ی گل های فصلی رو دوست دارم
اون بزرگ هاشون مثل غنچه ی .گل صد تومانی خیلی نظرم رو جلب می کنه
منظورتون اینه که گل های با گلبرگ های بزرگ رو دوست داری؟
.گل صد تومانی
...خیلی عذر خواهی می کنم
اما می تونم بازوتون رو ببینم؟
بازوی...من؟
.بله علیاحضرت
تموم شد؟
.متاسفم
.تموم شد
همه ی اینا واقعا لازم بود؟
.من گلدونی که به شما تقدیم می شه رو می سازم
از اینکه بهم اجازه دادید بهتون نزدیک شم
.سپاسگذارم
.اجازه دادم، اما یکم خجالت کشیدم
و من چند تا گلدون با فرم های مختلف کشیدم
دوست دارید یه نگاهی بهشون بندازید؟
.حالا که از نزدیک بهت نگاه می کنم، می بینم خیلی خوشکلی
.شنیدم برای کوانگ هی خیلی باارزشی
...حالا می تونم
.ببینم چرا
.اصلا اینطور نیست
.شاهزاده با تمام افراد بون وون یکسان رفتار می کنن
در واقع من به خاطر بی تجربه .بودنم حتی بیشتر سرزنش می شم
.بیشتر سرزنشت می کنه چون ازت خوشش می یاد
تو و شاهزاده کوانگ هی از بچگی تقدیر خاصی نداشتید؟
.یه مرد هیچ وقت اولین احساسش رو فراموش نمی کنه
.یه مرد هیچوقت اولین احساسش رو فراموش نمی کنه
.شاهزاده، من برگشتم
همونطور که بهت گفتم با بله و نه جواب دادی؟
.اییش... بعد از اینکه گفتی... میدونستم
خیلی خب، علیاحضرت چی گفتن؟
...فکر می کنم
.در مورد رابطه ی من و شما دچار سوءتفاهم شدن
مگه... چی بهت گفتن؟
،من حقیقت رو همونجور که بود بهشون گفتم
.که اصلا امکان نداره
این هیچوقت نباید و نمی تونه باشه؟
.درسته این چیزیه که نباید و نمی تونه باشه
.نگرانم به خاطر من در موردتون دچار سوءتفاهم شن
از الان به بعد شاید بهتر باشه، که به جز مواقع .اضطراری، وانمود کنید من رو نمی شناسید
مگه همین الان نگفتم که فهمیدم؟
،همیشه همینطوری رفتار می کنی .واسه همین این سوءتفاهم پیش اومده
.برو بیرون
!من...شاهزاده...!؟
اون...چیه؟
منظورت اینه؟
.این یه جاقلمیه
!شاهزاده
.فکر می کنم همه ی نگرانی هام برطرف شد
می تونم اینو قرض بگیرم؟
...چون ممکنه بازم به خاطر این سوءتفاهم شه .عمرا به کسی نگو اینو از من گرفتی
.بله. به هیچ کس نمی گم
.بیا
....:: ترجمه و زيرنويس : نیلوفر ::.... ....:: koreanforum1.in::....
...بله
.درسته
.بگیرش بالا
،وقتی از گل یه مارپیچ می سازی
،و بعد به شکل گلدون درش می یاری
.منحنی بهتری در میاد تا وقتی که فقط از چرخ استفاده کنی
.هواریونگ
.وقتی یه آدم زیاد زندگی کنه، دنیا واقعا عوض می شه
بله؟
گلدونی که الان جونگ داره روش کار می کنه
.حرف همه ی مردم روستا شده
مردم همه ی سعیشونو می کنن تا ،چیزی که مال علیاحضرته رو بدست بیارن
...واسه همین می فهمم، اما هنوز
چطوره؟
می تونی گیرش بیاری؟
ببخشید؟
مگه جونگ دوست قدیمی و همیشگیت نیست؟
،باید یه گلدون دیگه هم باشه که اون می سازه
.سعی می کنم گیرش بیارم
اینه؟
گلدونِ علیاحضرت این بین؟
!هواریونگ
.تجارتخونه ی ما می خواد بقیه ی نمونه ها رو بخره
به نظرت می شه؟
.این متعلق به بون وونه
.می دونی که نمی تونم این کار رو بکنم
.پول خوبی بهت می دم
.در مورد پولش نیست
واسه اینه که ما نمی تونیم قطعات .ساخته شده توی بون وون رو بفروشیم
،خب
اینطوریه؟
هواریونگ
گفتی دیگه هیچ وقت با من حرف نمی زنی و بازم اومدی واسه این منو ببینی؟
.من یه تاجرم
،تا زمانی که برام سود داشته باشه ،حتی اگه دشمن ابدیم هم باشه
،جونگ، حتی اگه تو باشی
.می تونم با لبخند باهات معامله کنم
اونی که باید رو آوردید؟
می خواید خودتون بررسیش کنید؟
.این واسه منفجر کردن کوره کافیه
.هرکسیم که نزدیکش باشه آسیب می بینه
.مهم نیست
این اونیه که جونگ ساخته؟
بله؟
.فقط باید لعاب کاری شه و توی کوره پخته شه
.متعادله و نقاشیه لطیفی هم داره
.فکر می کنم علیاحضرت این بین ازش خوششون بیاد
منو خواسته بودید؟
،آره
.گلدونت رو دیدم. خوب بود
.ممنونم
.نگران بودم باعث بی آبروییِ بون وون شه
چطوره خودت آتیش کوره رو درست کنی؟
منظورتون منم؟
،همونطور که می دونید، می گن وقتی یه زن کنار کوره باشه
.خدای کوره عصبانی می شه
.واسه همین یه زن نمی تونه سفالگر شه
،اما اگه توی این ماموریت موفق شی .خیلی چیزها رو عوض می کنی
.بار قبلی، برای ضیافت هم، من کنار کوره بودم
اما اون بار به سرپرست مون کمک نمی کردی؟
.خودت تنهایی، کوره رو چک کن
اینطوری ثابت می کنی که این باور .درمورد عصبانیت خدای کوره، غلطه
.فرآیند آتش، 80% از مراحل ساخت یک قطعه ی سفالیه
،گفتی می خوای سفالگر شی
می ترسی کوره رو آماده کنی؟
.این کار رو می کنم
اولدام، داری می بینی؟
.اون واقعا دختر خودته
من فقط می خواستم گلدون رو خراب کنم
.اما واسه فقط همین یه کار، زیادی استعداد داره
کجا می خوای ازش استفاده کنی؟
.توضیح دادنش با کلمات سخته
.باید شخصا ببینیدش
می تونم؟
گفتی اگه با هم دیده شیم، مردم در .موردمون دچار سوءتفاهم می شن
پس بازم می تونم بیام و ببینمش؟
.فراموش کرده بودم
.سوءتفاهمی نباید پیش بیاد
!اوهو
تو چیزی از من قرض نگرفتی؟
نباید بدونم واسه چی ازش استفاده کردی؟
.فهمیدم
مگه این یه مساله ی کاری نیست؟
.بنابراین، هیچ کس دچار سوءتفاهم نمی شه
.داخلش رو ببینید
.آره. یه چیزی داخلشه
اونا چین؟
.این روش رو پیاده کردم تا شاخه ها رو نگه دارن
.توضیح بده تا بفهمم
.پس، اینو چند لحظه نگه دارید
اگه توش گل بذارید، گل ها همه جای این پخش نمی شن؟
.به این نگاه کنید
،اگه گلها رو اینجا بذارید
.اینطوری، اونا نمی افتن
،شنیدم علیاحضرت این بین گل های بزرگ دوست دارن
.اما نگران بودم چون گل ها می افتادن
.واسه همین به این فکر کردم
چرا اینطوری به من نگاه می کنید؟
چون واسه هیچی داری ذوق می کنی .و به نظر من احمقانه است
کی می ذاریشون تو کوره؟
.امروز
.به مسئول کوره می گم خیلی مراقب باشه
...نه
.امروز، خودم تنهایی این کار رو انجام می دم
تو؟
تنهایی؟
می تونی انجامش بدی؟
.قبلا این کارو کردم...برای ضیافت
.نگران نباشید
چطور نگران نباشم؟ دردسر .بزرگی می شه اگه خوابت ببره
.نه. نمی شه. باید کنارت بمونم
.گفتی اگه من کنارت باشم معذبی و این بیدار نگهت می داره
.شما نمی تونید، شاهزاده
.گفتم احساس راحتی نمی کنم تنهات بذارم
باید ثابت کنم چیزی به اسم .عصبانیت خدای کوره وجود نداره
،امروز نمی ذارم هیچ مردی کمک کنه .پس شاهراده خواهش می کنم نیایید
.معنی نداره
می خوای بدون مسئول کوره اینا رو بپزی؟
.معنی داره استاد
.حتی سرپرست بون وون به من اجازه داده
این دفعه دیگه چی تو سرشه؟
.واقعا می تونم آتیش رو درست کنم
.این کارو صدها، نه، هزاران بار با بابام انجام دادم
چقدر پیش بود؟
.حتی همین چند وقت پیشم با شما انجامش دادم استاد
.و این دفعه باید موفق شم
.تا راه رو برای سفالگر شدن زن ها باز کنم
،استاد، اخیرا سرفه هاتون خیلی بیشتر شده
.داروتون رو بخورید و زود برید بخوابید
::::براي دريافت زيرنويس و فيلم و سريال هاي آسيايي با لينک مستقيم:::: ::::مراجعه نماييد koreanforum1.in و کيفيت مناسب به آدرس ::::
!هی
!عوضی
.جونگ، شمشیرتو بکش
واقعا؟
شماها از اینجا نمی رید؟
.گفتم امروز لازم نیست بهم کمک کنید
.بیایید بریم
.بیایید بریم
.هی. هی
!هی. بیا اینجا. هی
.صبر کن
خدای کوره ی عزیز
.الان آتیش رو روشن می کنم
.خوب مراقبش باش
.جونگ
.داداش، بهت گفته بودم نیای
.ازش دور می مونم
!بیشتر
!داداش
.خیلی راحت آتیش گرفت
چه احساسی داری که باید همه ی طمعت رو واسه ولیعهد شدن کنار بذاری؟
قلبت آرومه؟
.قلب من هم قبلا و هم الان همینطور بوده
.هیچی عوض نشده
،حرفهات! منظورت اینه که هیچوقت نمی خواستی ولیعهد شی
یا هنوز ناامید نشدی؟
.همه چیز به تصمیم شماست
بنابراین در هر دو حالتش، چه پسرتون باشم، چه .خدمتکارتون،وظیفه ام رو کامل انجام می دم
امروز می خوام اینقدر با .شما دو تا نوشیدنی بخورم تا مست شم
.بیایید، لیواناتون رو بیارید بالا
پیش نمایش
.جونگ
چه بلایی سر جونگ اومده؟
.نمی دونن زنده است یا مرده
این اون چیزیه که سفالگر سلطنتی لی می خواست؟
.هیچوقت ندیده بودم اینطوری عصبانی شی
یه کارگر ساده...باید بون وون رو ترک کنه
کوانگ هی این روزا چی کار می کنه؟
!یه خدمتکار زن بی ارزش
داداش، هنوز شبه مگه نه؟
این اولین باره که این اتفاق افتاده
مواد منفجره توی چوب ها بوده
.و منم قبلش با یه مرد جنگیدم
همون قاتلی نبود که دنبالش می گشتی؟
.می خوام برگردم بون وون و دوباره ظرف سفالی بسازم
واسه اینه که نمی تونی ببینی؟
مگه ازت یه سوال نپرسیدم؟ پرسیدم نمی تونی هیچی ببینی؟
....:: ترجمه و زيرنويس : نیلوفر ::.... ....:: koreanforum1.in::....
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.