All language subtitles for One.Day.Justice.Delivered.2019.All.Web.BollyCine.Fa.UTF8

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam Download
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil) Download
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

تقديم به باليوود دوستان پارسي زبان Www.Bollycine.org

"حقيقت با توطئه‌ي دروغ، سرکوب شده"

"...مجرمين آزادانه مي‌چرخند"

"...و جرم از تمام مرزها عبور کرده"

"...وقتي هيچکس در امان نيست"

"و عدالت برقرار نميشه"

"...از اعماق وجود حس مي‌کني که"

"خدا وجود داره"

"وقتي عدالت از بين بره و بي‌عدالتي شايع بشه"

"خودم رو آشکار مي‌کنم"

"خودپرستي فقط يک توهمه"

"در دست هرکس يک خنجر هست"

"همه شاهد جنايت هستن"

"جرم و جنايت به حد اعلي رسيده"

" هر از گاهي خودم رو براي دفاع از افراد خداپرست آشکار مي‌کنم"

"آدم‌هاي شرور رو از بين ميبرم، و عدالت رو تقويت مي‌کنم"

"بالاخره خون يک نفر به جوش خواهد آمد"

"و عدالت به پا خواهد شد"

"خدا وجود داره"

يک روز عدالت برقرار مي‌شود

دادگاه...معبد عدالت

صرف نظر از اينکه چه اصطلاحي رو براش به کار ميبريم

فقط ذکر اسمش، لرزه به اندام آدم ميندازه

...مردم بهش ميگن "معبد عدالت" اما

آيا اونجا همه به عدالت ميرسن؟

فکر مي‌کردم، قبل از بازنشستگي ...به برخي از مشکلات رسيدگي مي‌کنم، اما

مسئوليت‌هاي يک انسان، هرگز به پايان نميرسه

...فقط اين رو مي‌خوام بهتون بگم که

لطفا آداب دادگاه و قانون رو حفظ کنيد...

ممنون

.باليوود سينما با افتخار تقديم مي‌کند Www.Bollycine.Xyz

...ببين

باشه، بعدن مي‌بينمش اون رو بهم نشون بده

خيلي خوشگله سلام-

ادامه بدين، ادامه بدين

بابا بابا-

بابا، حناي من رو ببين

چطوره؟

خوب نيست؟ خوبه، خوبه-

زنداداش ميتونيم اسمش رو اينجا بنويسيم؟

روي اين دست مي‌نويسيم

سلام آقا سلام، سلام-

بريم اونطرف رو ببينيم باشه، بريم-

سلام، سلام، حالتون چطوره؟ سلام-

...عروسي دخترمه..پس

اين رو ببينيد

نه اشکال نداره، مدل‌هاي ديگه هم هست-

واي اين جديدترين مدله-

اين آخريش‌ـه که مونده

فکر کنم قسمت خودتون بوده

خيلي خوشگله خانم

بابا جون ببينيد پوجا چقدر خوشگل شده

گوشي رو بذار کنار بابا بگو ببينم چطور به نظر مياد؟

ولش کن بابا اون ديگه مشکل ما نيست

حالا شده مشکل يه نفر ديگه

داداش، انقدر بي‌ادب نباش درسته-

البته که حق با منه، همه‌ي اين عکس‌ها رو با واتس آپ براش ميفرستي ديگه، نه؟

نظر آخر رو ايشون ميده

اصلا اينطور نيست ...البته که درسته-

ساکت شو ديگه خيلي خب، بحث نکنيد-

نظر تو چيه؟ به نظر من خوبه-

تو چطور عروس جان؟ به نظر منم خوبه-

خوبه، يه چيز ديگه هم بهمون نشون بده

بله، البته

من الان برميگردم باشه بابا جون-

اين رو ببينيد، اين هم مدل جديده

اون آبي‌ـه چطور؟ چند تا مدل ديگه هم بهمون نشون بدين-

منسوک سلام آقا-

سلام، سلام چطوري؟

همه چي خوبه؟ بله، خوبه-

دخترت چطوره؟ اون هم خوبه-

سلام آقا سلام-

...منسوک، اگه بخوام چهار طرف خونم سيم خاردار بکشم

فکر مي‌کني چند حلقه کافي باشه؟

سه تا حلقه کافيه آقا

سه تا؟ بله-

يه کاري بکن، پنج حلقه برام بيار

و دور تا دور خونه کار بذارش

فقط مطمئن شو که چيزي کم نياد بله آقا-

خيلي خب بله-

من ديگه ميرم

آقا بذاريد يه ليوان چايي بيارم براتون نه نه، لازم نيست-

دفعه‌ي بعد

:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مهدي.ز . ويرايش: فاطمه

صبح بخير آقا صبح بخير شارما-

آقا، الان شما بايد تو خونه استراحت کنيد

و اينور خودتون رو اذيت نکنيد

اي شارما، هر چقدر بيشتر به خودم فشار بيارم سالم تر ميمونم

...و يه چيز ديگه هم هست

از شغلم بازنشسته شدم، نه از زندگيم

آقا، همونطور که گفته بودين، ترتيب همه چي رو دادم

بايد حواست به همه چي باشه

عروسي پوجا عالي ميشه

مي‌بينمتون آقا

داره ديرم ميشه، بايد برم سر کار

راستي، حسابي لاغر شدي. ...ميدونيد.

ممنون آقا...عصري مي‌بينمتون

:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial

"...تمام محله پر شده از"

"چراغ‌هاي رنگارنگ"

"...داماد حسابي خوشتيپ کرده" "مهمون‌ها هم همينطور"

"و آهنگ هم که معرکه ست"

"...عروس و خواهرش"

"با لباس‌هاي خوشگل و جواهرات حسابي خوشگل کردن"

"همين که داماد لبخند زد، همه اومدن وسط"

"به عروس، پول و جواهرات و ماشين هديه دادن"

"حسابي بخت باهاش يار بوده"

"کمرت رو بلرزون"

"اون داره عروسي مي‌کنه"

"کمرت رو بلرزون"

"دارن هديه ميريزن سرش"

"کمرت رو بلرزون"

"خيلي زياده خواه شده"

"کمرت رو بلرزون"

"يه بار ديگه"

"حسابي بخت باهاش يار بوده"

"کمرت رو بلرزون"

"اون داره عروسي مي‌کنه"

"کمرت رو بلرزون"

"دارن هديه ميريزن سرش"

"کمرت رو بلرزون"

"خيلي زياده خواه شده"

"کمرت رو بلرزون"

"عموت جوري رفتار مي‌کنه که انگار افسر پليسه"

"اما حتي خدمتکاره‌هاي من هم از اون خوشتيپ‌ترن"

"عموت فکر مي‌کنه خيلي خوشتيپ‌ـه، اما اون کچله"

"برادر شوهرت مثل سوپراستارهاست، اما لکنت زبان داره"

"بيچاره، عزيزدلمون چطور مي‌خواد با اين چيزها کنار بياد؟"

"مادر شوهر انگار مي‌خواد منفجر بشه"

"سبيل پدرشوهر مثل خنجر تيزه"

"اون کسي که تو خونه دستور ميده"

"اما معشوقه‌ي تو عاليه"

"و صورتش داره ميدرخشه"

"حساب بانکيش هم که پر پوله"

"نميدونم شغلش چيه؟"

"هوي سونو، هوي مونو، هوي رينکي، هوي پينکي"

"امشب تا ميتونيد برقصيد، چون عروسي خواهرتونه"

"...يه نوشيدني ديگه برام بريز"

"و يه آهنگ ديگه برام بزن"

" اينجا خيلي راحت ميشه مست کرد"

"...عجب عروس و دامادي"

"خيلي جذابن"

"...داماد مثل طبله"

"و عروس مثل فلوت‌ـه"

"...عروس يه ذره شيطونه"

"کمي هم بي‌ادبه"

"اون عزيز دل همه‌ست"

"اون خيلي خوبه"

"...از همه جا داره پول ميريزه"

"عجب عروسي خفني"

"حسابي بخت باهاش يار بوده"

"کمرت رو بلرزون"

"اون داره عروسي مي‌کنه"

"کمرت رو بلرزون"

"همه دارن هديه ميريزن سرش"

"کمرت رو بلرزون"

"ديگه خيلي زياده خواه شده"

"کمرت رو بلرزون"

"کمرت رو بلرزون"

"کمرت رو بلرزون"

صبر کن، کجا داري ميري؟. اون من رو مي‌شناسه.

بذار بياد، بذار بياد

قربان

قربان، پدر و مادرم از ديشب برنگشتن خونه

تلفن همراه‌شون هم خاموش‌ـه

خواهش مي‌کنم پيداشون کنيد قربان

اما من ديشب ديدمشون

عروسي دختر آقاي تياگي بود اون‌ها هم اونجا بودن

رفته بودن عروسي يه نفر به اسم پوجا

اما بعد از اون، برنگشتن خونه

شايد شب موندن خونه‌ي کسي نه قربان-

اگه خونه‌ي اقوام مونده بودن من با خبر مي‌شدم

خيلي خب، نگران نباش، من باهات ميام

بله، عجله کنيد، بلند شيد، عجله کنيد

چي شده؟

دارم ميام ديگه

آقا، ببخشيد مزاحمتون شديم

سلام عمو اين موکول‌ـه آقا-

پسر آقاي دکتر

مي‌خواست شما رو ببينه

آره ميدونم عروسي هم نيومده بود

بگو پسرم؟

عمو، پدر و مادرم از ديشب برنگشتن خونه

تلفنشون هم در دسترس نيست يه کم نگران شدم

چي؟

ديروز تو عروسي همينجا پيش ما بودن

بله، اما بعد از اون برنگشتن خونه

از همسايه‌ها پرس و جو کردم حتي با فاميل‌هامون هم تماس گرفتم

راستش، به بيمارستان‌ها هم زنگ زدم

اما هيچ نشونه‌اي ازشون نبود

خب، من چطور ميتونم کمک کنم؟

...آقا، راستش اگه بتونيم فيلم و عکس عروسي رو ببينيم

...بله شايد سرنخي باشه-

البته، البته

الان با فيلمبردار تماس ميگيرم

همه رو ميتونيد ببينيد

بله، بله، بله

ممنون آقا همه چي درست ميشه، نگران نباش-

بله قربان بله، بله، ممنون عمو-

بزن جلو

وايسا، وايسا

بزن جلو

بزن جلو، بزن

چي شده قربان؟

ميشه بگيد چي شده؟ صبر کن، يه لحظه صبر کن-

بزن جلو

فقط بهم بگيد چه خبره؟ ...پسرم-

تو عروسي مي‌بينمشون

اما نميدونم بعدش کجا رفتن

...اگه نميدونيد

پس چرا با اين فيلم وقت‌تون رو تلف مي‌کنيد؟

پسرم، ياد بگير يه کم با ادب صحبت کني

باشه؟

برو خونه

به محض اينکه چيزي فهميديم، خبرت مي‌کنيم

گوش کنيد

من ادب مدب برام مهم نيست

من پدر و مادرم رو مي‌خوام

اگه نتونيد پيداشون کنيد نمي‌دونيد چيکار مي‌کنم

برو خونه بندازينش بيرون

برو بيرون

صبر کن، صبر کن

نه، بزن جلو

بيشتر، بيشتر

صبر کن

چيکار مي‌کني؟

دارين چيکار مي‌کنين؟

چرا اينطور دست و پاي ما رو بستين؟

از ما چي مي‌خواي؟

چي مي‌خواي؟

آقا شما مثل برادر بزرگ من ميمونيد

... و شما، اين يعني چي؟

يه چيزي بگو ديگه

اينجا چه خبره؟

بگيد ديگه

چرا حرف نميزنيد؟

زود باش، يه چيزي بگو ديگه هيس، ساکت-

ساکت، ساکت

ششم دسامبر 2013

خانه سالمندان موکول

بخش اصلي، تخت شماره‌ي 3

يادتون اومد؟

عبدل

عبدل

عبدل؟ درد مي‌کنه-

پرستار مامان-

کسي نيست؟

دکتر

چي شده پسرم؟

سريع باشيد

سريع چيزي نميشه پسرم-

اين طرف نميذارم هيچ اتفاقي برات بيوفته-

سريع باشيد

آروم

صبر کن خاله، خواهش مي‌کنم

شما نميتونيد بريد داخل، خواهش مي‌کنم

يا الله، بچه‌م رو نجات بده

حالتون خوبه خاله؟

خوبم

آقاي دکتر تا چند لحظه پيش حال پسرم خوب بود

چه اتفاقي براش افتاده؟

خواهش مي‌کنم نگران نباشيد همه چي درست ميشه

معلوم نيست چرا يک دفعه فشار خونش افتاده

يکي دو روز زير دستگاه تنفس مصنوعي نگهش ميداريم خوب ميشه

توکل‌تون به الله باشه

حالش خوب ميشه، نگران نباشيد

حالش خوب ميشه؟

کاملا خوب ميشه، خدا بزرگه

خواهش مي‌کنم نگران نباشيد

شما بريد پذيرش و هزينه‌ي آي.سي.يو رو پرداخت کنيد

چقدر ميشه آقاي دکتر؟ اونجا بهتون ميگن-

خواهش مي‌کنم نگران نباشيد

به چي نگاه مي‌کني؟

بيمارستان‌هاي بزرگ اينطور عمل مي‌کنن

درسته؟

پول به همين راحتي به دست نمياد

زياد فکر نکن و روي کارت تمرکز کن

فهميدي؟

يا الله، از بچه‌ي من مراقبت کن

عبدل

کجا مي‌بريدش؟ چه اتفاقي براش افتاده؟

چرا صورتش رو پوشوندين؟

چه اتفاقي افتاده؟ صبر کنيد

دکتر، دکتر، بچه‌ي من رو کجا مي‌بريد؟

چي شده؟ يه چيزي بگيد ديگه

عبدل

*پرونده شماره 3732/04-18*

سرورم، اين گزارش‌هاي پزشکي جعلي هستن

...در حقيقت ما متوجه شديم که

به قرباني، مورفين تزريق کردن

و به همين دليل بيمار فوت کرده

...و همچنين، اين اولين بار نبوده که اين دو نفر

همچين کاري انجام دادن

اين‌ها سقط جنين هم انجام ميدادن

...آقاي جوشي، قبل از هرچيزي

زخم‌هاي کهنه رو دوباره باز نکنيد

...و سرورم، اين گزارش‌هاي پزشکي

ايجا تشکيل نشدن

پليس اون‌ها رو تشکيل داده

...سرورم، در اون انفجار بمب، حال قرباني انقدر خراب بود

که مرگش قطعي بود

...اما با تشکر از قدرت اين پزشک‌ها

خيلي بيشتر از اون چيزي که بايد، زنده موند

...و آقاي جوشي، ما همه ميدونيم

که در اون انفجار، مرگ‌هاي ديگه‌اي هم اتفاق افتادن

شما موکل من رو مسئول تمام اون مرگ‌ها ميدونيد؟

باور نکردنيه

بله، حق با شماست آقاي راي

اين روزها پزشک‌ها تصميم ميگيرن که يک بيمار بايد زنده بمونه يا بميره

بله، کاملا حق با شماست

آقاي راي، شما خيلي خوب ميدونيد حقيقت چيه

خيلي هم خوب ميدونيد آقاي جوشي-

آقاي جوشي و آقاي راي

متاسفيم، متاسفيم عاليجناب

فراموش نکنيد که اينجا دادگاه‌ـه

در محدوده‌ي خودتون بمونيد بله-

شما هم همينطور آقاي راي

بله عاليجناب

اگر شاهدي دارين، احضارش کنيد

...سرورم، من مي‌خوام پرستار مرد اون بيمارستان

مونا رو دعوت کنم که تشريف بياره

خيلي خب، بفرماييد

سلام قربان

خدمت دادگاه بگين که اون روز ...آقاي چوپرا جلوي درب آي.سي.يو

بهتون چي شگفتن

چيز خاصي نگفتن آقا

فقط گفتن که بايد مراقب عبدل باشم

دروغ ميگه عاليجناب

حرفش رو تغيير داده

...اين گفتش که دکتر‌ها

اون پسر رو فقط به خاطر پول در بخش آي.سي.يو پذيرش کردن

اون هم به زور

و الان حرف‌هاش رو حاشا مي‌کنه. حاشا مي‌کنه؟.

چه حرف‌هايي ميزنيد آقاي جوشي اون داره حقيقت رو ميگه

عاليجناب، پزشک‌ها کمبود پول ندارن

تا براي چند هزار روپيه بخوان همچين کاري بکنن

چند هزار نه، 200.000

خيلي خب، براي 200.000 روپيه

اما ايشون هر ماه انقدر پول فقط هزينه‌ي حقوق کارمندهاش ميشه

بله، اما اين پول از کجا مياد؟

از انجام همچين کارهايي

عاليجناب، چون اين دوست من ديگه حرفي براي گفتن نداره

اينطور تهمت‌هاي بي‌بنيادي به موکل من ميزنه

چيز ديگه‌اي هم براي گفتن دارين؟

...سرورم، من

مي‌خوام از خانم پروين بيبي دعوت کنم تشريف بيارن به جايگاه

خيلي خب

معذرت مي‌خوام خانم بيبي، اما مي‌تونيد به دادگاه بگيد براي پسرتون چه اتفاقي افتاد؟

...بعد از اون انفجار

حال پسرم بدتر شد

اين همون دکتري که بالاي سرش بود

ايشون گفتن حال پسرم خوب ميشه

...اون روز دکتر مثل هميشه براي معاينه‌ي پسرم اومد

و بهش آمپول هم تزريق کردن

اما خيلي سريع بعد از اون، حال پسرم خراب شد

انقدر حالش خراب شد که مجبور شدن آي.سي.يو ببرنش

بعد از اينکه بردنش آي.سي.يو

وقتي آوردنش بيرون، بچه‌م مُرده بود

پسرم مُرده بود عاليجناب

بچه‌م مُرده بود

مُرده بود

حرف ديگه‌اي ندارم عاليجناب

عاليجناب

آيا ميتونم از خانم پروين بيبي چند تا سوال بپرسم؟

البته با اجازه‌ي شما؟

بفرماييد

پروين بيبي

آيا وقتي حال پسرتون خراب شد، شما کنارش بودين؟

بله، من اونجا بودم

پيشش بودم

حتي نمي‌تونست نفس بکشه

و بعدش؟

بعدش، اين دو تا دکتر

پسرم رو به آي.سي.يو بردن

شنيدين سرورم؟

...اين دو نفر کاري رو کردن که هر دکتري بايد

در صوررت بحراني شدن شرايط بيمار انجام بده

...يک دکتر فقط ميتونه بيمار رو درمان کنه

نه اينکه براي زنده موندن يا نموندنش تصميم بگيره

همين عاليجناب

...اظهارات شاهدان و گزارشات پزشکي، به وضوح نشون ميدن که

جا به جايي بيمار بخش آي.سي.يو، ضروري بوده

و بيمار در طول درمان جونش رو از دست داده

...بر اساس اظهارات و شاهد‌ها

دکتر آجي چوپرا و دکتر رينا چوپرا کاملا تلاش کردن

تا جون بيمار رو نجات بدن اما موفق نشدن و بيمار جونش رو از دست داد

...از اونجايي که مدرکي مبني بر

مقصر بودن دکتر آجي چوپرا و دکتر رينا چوپرا وجود نداره

دادگاه، دکتر آجي چوپرا و رينا چوپرا رو، تبرئه مي‌کنه

دادگاه مختومه اعلام ميشه

عاليجناب

بله؟

شما خودتون رو فروختيد

منظورتون چيه؟ شما خودتون رو فروختيد-

من از اول هم حقيقت رو ميدونستم

اما قانون دست و پاي من رو بسته بود

...محدوديت‌هاي قانون باعث شد تا تصميم اشتباهي بگيرم

من امروز اون قانون رو ميشکنم تا عدالت رو اجرا کنم

...آقاي قاضي

خواهش مي‌کنم آقاي قاضي، به حرف من گوش بدين

باورنکردنيه

ما با دکترها مثل خدا رفتار مي‌کنيم

اما آروم آروم، اون‌ها بهمون آسيب ميزنن

کسب و کار خوبي راه انداختين

دارو‌ها رو بايد از داروخونه‌اي که شما پيشنهاد مي‌کنيد بخريم

همون شرکت‌هايي که براي شما منفعت زيادي دارن

و تا وقتي که بيمار جديدي گيرتون نياد همون بيمارهاي قديمي رو دوباره و دوباره مي‌کشونيد بيمارستان

...يک نفر با مشکل فشار خون مياد بيمارستان

اما شما بهش ميگيد کليه‌ش هم خوب کار نمي‌کنه

درسته؟ نه؟

دکتر؟

اون روز شما دو راه داشتين

...مي‌تونستين وظيفه‌تون رو به درستي انجام بدين

اما شما راه دوم رو انتخاب کردين

امروز هم دو تا راه دارين

...يا جلوي اين دوربين به جرم‌تون اقرار مي‌کنيد، و يا

نه ميتونيد منتظر بمونيد و ببينيد-

نه

آقاي قاضي

نه

نه

آقاي قاضي نه، خواهش مي‌کنم صبر کنيد-

صبر کنيد يک لحظه صبر کنيد-

نه

خواهش مي‌کنم، خاموشش کنيد

چيکار مي‌کنيد؟ خاموشش کنيد-

آجي

دستم رو باز کنيد خواهش مي‌کنم، خاموشش کنيد-

خواهش مي‌کنم، خاموشش کنيد من ميميرم-

خواهش مي‌کنم آقاي قاضي

آقاي قاضي

کسي اينجا نيست؟ دستم رو باز کنيد-

آقاي قاضي

آقاي قاضي خواهش مي‌کنم

آقاي قاضي

کسي نيست؟ دستم رو باز کنيد-

دو روزه که خبري از زوج پزشکي محبوب نيست

امروز انجمن پزشکان در مقابل دفتر وزير بهداشت راهپيمايي کردن

شما چي فکر مي‌کنيد؟

پليس هيچ جوابي نميده

اون‌ها يک ويديو رو بارها و بارها نگاه مي‌کنن

و هيچ سرنخي هم ندارن

آقا، آيا پدر و مادر شما با کسي دشمني داشتن؟

نه، نه، اون‌ها دشمني نداشتن

بايد منتظر بمونيم و ببينيم پليس چطور به اين اتفاق واکنش نشون ميده

چرا که اين اولين جرم در اين زمينه‌ست که در تاريخ اين شهر اتفاق افتاده

...قربان، پرونده

اين رو ببينيد

به خاطر بي‌دقتي شما

تمام اداره‌ي پليس در حال بدنام شدنه

داريم بررسي مي‌کنيم قربان

پس چرا به نتيجه نميرسيد؟

عذر مي‌خوام قربان بله آقاي شارما؟-

چرا پرونده‌هاي جنايي اين پزشک‌ها رو بررسي نمي‌کنيم؟

و از تمام مهمان‌هايي که توي اون عروسي شرکت کردن بازجويي کنيم؟

شايد به نتيجه برسيم خوبه

دوست دارين از کجا شروع کنيد؟

قربان اون هتلدار هست؟ پانکاج سينگ

مي‌خوام اول از اون بازجويي کنم

شروع کنيد

صبح بخير قربان صبح بخير-

آقاي سينگ حضور دارن؟ نه قربان-

يک سفر تجاري رفتن به کلکته

...خيلي خب

کي برميگردن؟

دو روز ديگه برمي‌گردن قربان

براي دو روز ديگه بليط قطار دارن

خيلي خب، ممنون

خواهش مي‌کنم قربان

الو

بله

اون الان تو کلکته است و دو روز ديگه با قطار برميگرده

گوش کنيد، بايد ديدن پوجا هم بريم

من ميرم مامان

پسرم، رستورانت هنوز کار داره

با پيمانکار قرار ملاقات داري

فکر کنم لازم باشه بموني

بهتره بموني

بابا جون، پس شما بريد کلکته

آره بابا آره-

به نظرم فکر خوبيه

و به نظرم پوجا از ديدن پدرش بيشتر خوشحال ميشه

اين نظر منه خيلي خنده دار بود بابا-

آره هست

باشه پس بابا، براتون بليط ميگيرم

اره پسرم، براي شب بليط بگير

باشه

بعدا اين کار رو بکن بابا اول صبحانه‌ت رو بخور

قربان، مکانش تقريبا همينجاست

اونطرف رو ببينيد

اون طرف رو بگرديد شما

دارم نگاه مي‌کنم قريان اما چيزي نمي‌بينم

روشن، اونطرف رو ببين

بايد همين جاها باشه

بياييد اينجا بله قربان-

چي شد؟ پيداش کردين؟ قربان، يکي رو پيدا کردم-

ببينيد قربان

خوبه

دوباره بگرديد، دوميش هم بايد همين اطراف باشه

بله قربان

اون‌ يکي رو هم پيدا کردم- بيارش، بيارش-

بله قربان

دست نزن، دست نزن

بفرماييد قربان

خوبه، خيلي خوبه

ببينيد آقاي شارما

هر دو موبايل رو پيدا کرديم

بياييد

موبايل دکترها پيدا شدن

خوبه

فقط مي‌خواستم بهتون خبر بدم

خيلي خب قربان-

بايد بريم

داره دير ميشه قربان

الان هوا تاريک ميشه

بريم

بابا، بليطتون تاييد شده

امشب راه ميوفتين و فردا صبح ميرسيد

به پوجا هم خبر دادم ممنون-

و بابا، اين هم يه کپي از جواز توافق نامه و استشهادنامه ست

همه‌ي کارهاش انجام شده

واو

تاثير برانگيزه

منتظر چي هستي؟ با نام و ياد خدا شروع کن

البته بابا خيلي خب-

خب، به مامانت بگو که بليط من تاييد شده

باشه

مامان، بليط بابا تاييد شده امشب راه ميوفته

ببين، بابا اومد

بذاريد کمک کنم بابا

سلام بابا زنده باشي پسرم-

بابا چطوري دخترم؟-

من خوبم، شما چطورين؟

خوبم، همه چي خوبه

چه نيازي بود خودتون رو به زحمت بندازين؟ اينا مال تو نيست، مال منه-

سلام آقاي کلنل سلام آقاي قاضي-

خوش اومدين، به کلکته خوش اومدين

از ديدنتون خيلي خوشوقتم

سفرتون چطور بود؟ خيلي خوب بود، ممنون-

بريد يه آبي به دست و صورتتون بزنيد

دخترم، اتاقشون رو بهشون نشون بده بله-

بعدش هم با هم صبحانه ميخوريم

بله، ممنون

از ديدنتون خوشحال شدم بله-

بياييد بابا

بله آقاي سينگ؟

آقاي شارما

ديروز براي پرس و جو به هتل من اومده بودن

ميتوني بررسي کني ببيني کي بوده؟

من بودم آقاي سينگ

اوه، خيلي خب، پس شما بودين؟

اتفاقي افتاده؟

کار مهمي داشتين؟

نه، چيز خاصي نبود

...فقط يه پرس و جوي ساده در خصوص

ناپديد شدن اون دو پزشک گم شده بود

چي؟

دکتر گمشده؟

شما تو عروسي دختر آقاي تياگي حضور داشتين ديگه، نه؟

آره، تو عروسي بودم

اشکال نداره

من الان تو کلکته هستم

اما دو روز ديگه برمي‌گردم اومده مي‌بينمتون

خيلي خب، خوبه، خوبه

دخترم، امشب براي ما غذاي خاصي نذار

باشه ميريم بيرون به چيزي ميخوريم-

به به، آقاي کلنل

اما کلکته يه کم تغيير کرده

بهتر شده البته-

بهتر شده

اما زندگي شبانه

"نگاه کن شب‌هاي معطر"

"همون حرف‌هاي هميشگي"

"و چند تا معماي حل نشده"

"اين يه خيال و توهمه"

"ببين، چهره‌هاي درخشان رو"

"يکي بايد مراقب باشه"

"ببين، اين راز بالاخره برملا ميشه"

"...يه روز"

"پرده‌ها کنار ميرن"

"...يه روز"

"دستگير ميشي"

"چهره‌ي رازها"

"فرشته‌هاي نجات"

"...مراقب باش"

"اينجا ديگه آخر داستان توئه"

"چهره‌ي رازها"

"فرشته‌هاي نجات"

"...مراقب باش"

شما آدم جذابي هستين آقاي کلنل

...آقاي قاضي، خيلي به حال آدم ربطي نداره

بيشتر به خاطر جنبه‌هاي مختلف زندگي‌ـه

"...تو دلت چيه؟"

"...تو دلت چيه؟"

"چرا انقدر سردرگمي؟"

"چشم‌هات مثل تيغ، تيز و برنده‌اند"

"و من ميدونم"

"...چه بگي و چه نگي"

"تمام رازها برملا خواهند شد"

"به هيچ عنوان نميتوني از ديد من مخفي بشي"

" در چشم‌ها هيچ رازي وجود نداره"

"با چشم‌هات مي‌خواي چي بگي؟"

"هيچوقت به اين چشم‌ها اعتماد نکن"

"چشم‌ها پر از حيله و فريب هستن"

"بالاخره تو رو به باد ميدن"

"...اونطور زل نزن"

"...يه روز"

"پرده‌ها کنار ميرن"

"...يه روز"

"گير ميوفتي"

"چهره‌ي رازها"

"فرشته‌هاي نجات"

"مراقب باش"

"اينجا ديگه آخر خطه"

"چهره‌ي رازها"

"فرشته‌هاي نجات"

"مراقب باش"

"چهره‌ي رازها"

"فرشته‌هاي نجات"

"مراقب باش"

"اينجا ديگه آخر خطه"

هي باهوش خان وقت نداري اداره‌ي پليس بياي

اونوقت اومدي اينجا خوش ميگذروني؟‌ها؟

اين کيه؟

نگاه کن، حالا من رو نمي‌شناسه

من مادرت‌م

راتي هستم، از رسته‌ي جرم شناسي، بريم

بقيه‌ي اطلاعت رو تو ايستگاه پليس بهت ميدم

بريم، بلند شو بلند شو، تکون بخور-

...آقا

آقاي قاضي، شما اينجا توي قطار چيکار مي‌کنيد؟

اومده بودم پوجا رو ببينم و الان دارم برمي‌گردم

خيلي خب

آقاي قاضي، از اتفاق‌هايي که بعد از رفتن من به کلکته افتاده خبر دارين؟

آقاي دکتر گم شدن

زنداداش هم گم شده اون هم بعد از عروسي

آره، براي من هم حسابي شوکه کننده بود

ولي خب، چيکار ميتونيم بکنيم؟

احتمالا چند تا دشمن داشته

خرابکاري‌هايي هم که کرد رو نبايد فراموش کنيم

بگذريم، پوجا چطوره؟

غذاي عروسي خيلي عالي بود آشپزش کي بود؟

آب پرتقال ميخوري؟

البته، ميخوريم

سيگار؟

اوه، متاسفم، متاسفم

آب پرتقال تازه ممنون-

آقاي قاضي، مي‌خوام تو بمبئي يه هتل راه بندازم

شما بايد براي افتتاحيه بياييد، مياييد ديگه؟

آب پرتقال براي سلامتي؟

خوبه

من هم تازگي‌ها ميرم باشگاه تا سر حال بمونم

براي افتتاحيه، سلمان رو دعوت مي‌کنيم

راستي، من توي نتارهت يه خونه‌ي ييلاقي خريدم

بخور، داريم به ايستگاه نزديک ميشيم

آقاي قاضي

احساس عجيبي دارم

آقاي قاضي

پوجا چطوره؟ دامادت خوبه؟

همه خوبن

از خودت بگو ببينم چطوري؟

پرونده‌ي دزديده شدن دکترها داره حسابي پيچيده ميشه

بازرس خيلي بهمون فشار مياره

و رسانه‌ها هم حسابي آتيش بيار معرکه شدن

اصلا نميدونم چيکار کنم

ميفهمم

اما اشکال نداره تحقيقات‌تون رو ادامه بدين

مطمئنم بالاخره يه سرنخ پيدا مي‌کنيد

آب ميوه ميخوري؟ البته-

بياييد

دو تا آب پرتقال

از کي به اين‌ها نياز پيدا کردي؟

بايد يوگا کار کني

کمکت مي‌کنه تا با تنش‌هات روبرو بشي

به اين چيزها نيازي نداري

تياگي

تياگي، توئي؟

منظورم اينه که، اينجا چه خبره تياگي؟

تياگي، از اين کارت پشيمون ميشي تياگي

تو من رو نمي‌شناسي

ميگم بذار من برم

مي‌شناسمت، به خاطر همين هم اينجا آوردمت

خواهش مي‌کنم بذار برم

آقاي تياگي

آخه من چيکار کردم؟ حداقل اين رو بگو

چرا دست و پاي من رو بستي؟

ميدوني که چقدر برات احترام قائلم

يادته تو عروسي پوجا، با هم رفتيم وسايل شام رو تهيه کرديم؟

خيلي درد مي‌کنه

خواهش مي‌کنم بذار برم

خواهش مي‌کنم

خيلي درد مي‌کنه

دستام رو باز کن، مگه کري؟

هرچقدر که دوست داري داد بزن

چون به غير از من، هيچکس صدات رو نمي‌شنوه

حالا، بريم سر اصل مطلب

اون پرونده رو يادت‌ـه؟

پرونده‌ي زوج ماه عسلي؟

شاگوفا و شميم؟

سلام سلام-

ما اتاق رزرو کرده بوديم

خيلي خب، يک لحظه صبر کنيد

*ويدئوهايي از زوج تازه ازدوج کرده پخش شده* *فتنه سياسي در پشت ويدئوهاي پخش شده است؟*

*پرونده شماره424708-18*

عاليجناب، اين آدم پشت همه‌ي اين خرابکاري‌ـه

من هميشه مثل يه دوست باهاش رفتار کردم

...و طبق پيشنهاد اين

براي ماه عسل دخترم و دامادم توي هتل ايشون يه اتاق رزرو کردم

...اما هيچوقت تصورش رو نمي‌کردم که اين

اتهاماتش تمام بي‌پايه و اساسه قربان

دختر و داماد ايشون اصلا به هتل ما نيومدن

خدا ميدونه کجا بودن

اگه بخواييد ميتونيد دفتر ثبت پذيرش هتل رو بررسي کنيد

سرورم، هتل ما جاي با اعتباري‌ـه

صبر کنيد، گفتيد کدوم اتاق بود؟

دويست و پنج؟ يعني اتاق ماه عسل؟

عاليجناب، تمام اتاق‌هاي طبقه‌ي دوم يعني اتاق‌هاي ماه عسل

چندين ماهه که در حال تعمير و نوسازي هستن

اين شخص عليه من توطئه کرده

...اون مي‌خواد هتل‌هاي زنجيره‌اي خودش رو افتتاح کنه

به خاطر همين مي‌خواد اعتبار و شهرت هتل ما رو زير سوال ببره

نه سرورم، اين دروغ‌ـه

نه، من اين دو نفر رو نمي‌شناسم

خيلي خب

قربان، ما براي بازرسي به اتاق‌ها رفتيم

اما اون اتاق شرايط خوبي نداشت

چند عدد عکس از اتاق براتون آوردم

جلسه‌ي امروز دادگاه مختومه اعلام ميشه

جلسه‌ي دادرسي بعدي دوشنبه ادامه پيدا مي‌کنه

تا اون موقع، طبق دستور دادگاه پانکاج سينگ، شمشم و شاگوفا

در مهمانخانه‌ي دولت و تحت محافظت پليس خواهند بود

"اين دخترها براي پول هرکاري مي‌کنن"

"...به نظر مياد از يه خانواده‌ي شريف باشه، اما"

"اينجور دخترها هميشه نجيب به نظر ميان"

"آها، اين همون دختره توي ام.ام.اس نيست؟"

بيا، غذات رو بخور

گفتم غذات رو بخور

هي، لجبازي نکن

فقط ساکت و آروم بشين

اگه اينطور دوست داري

...پس بمير

غذا نميخوره براي من

قربان، شما فقط چايي مي‌خوريد

بذاريد براتون صبحانه سفارش بدم

نه، لازم نيست

تو برو بدون شما نميرم قربان-

آقا

چي شده دخترم؟

چي شده دخترم؟ بريد کنار-

چت شد دخترم؟

عجله کنيد

اينا همه‌ش تقصير توئه

ولت نمي‌کنم آروم باشيد-

گفتم آروم باشيد ولت نمي‌کنم-

ولت نمي‌کنم

اين دادگاه، مرگ شاگوفتا رو محکوم مي‌کنه

...از روي احترام به احساسات خانواده‌ي او

...و بر اساس شواهد، دادگاه، تمام اتهامات

مبني بر رفتار ضد جتماعي شميم و شاگوفا رو رد مي‌کنه

از اونجايي که جرم پانکاج سينگ ثابت نشده ايشون با ضمانت آزاد ميشن

آقاي قاضي

دخترها عزت و ثروت يه خانواده‌اند

و شما هر دو رو از من گرفتين

يادتون باشه، شما هم دختر دارين

يادتون باشه که شما هم دختر دارين چيکار مي‌کني؟-

يادتون باشه آقاي قاضي

يادتون باشه شما هم دختر دارين آقاي قاضي

تو دوست من بودي

به خاطر همين، خيلي خوب مي‌شناختمت

حتي اون موقع هم ميدونستم که تو مقصري

اما اون روز من محدود به قانون بودم

که باعث مرگ اون دختر شد

اما آقا، شما من رو با ضمانت آزاد کردين چون مدرکي عليه من نبود

درسته؟ مدرکي بود؟

پس الان چرا اين کار رو مي‌کنيد؟

خانه‌ي ييلاقي من توي‌هازاريباگ رو يادتون‌ـه؟

اون رو ميدم به شما

مي‌خواي بهم هديه بدي؟

بله، بگيريدش

پس اقرار کن

يا اينکه خودت رو بکُش

چون تا الان تو باعث درد و رنج خيلي‌ها شدي

اونجا، پايين، پايين

اون آتيش اول صندليت رو ميسوزونه

درست مثل يه ماهيتابه گرم ميشه

با چشم‌هاي خودت ميبيني که مرگ بهت نزديک ميشه

اينطور ميفهمي که روح شاگوفتا اون روز چقدر عذاب کشيد

بذار من برم تياگي

تياگي، بذار من برم

بذار من برم تياگي، خواهش مي‌کنم

بذار من برم

خواهش مي‌کنم بذار من برم تياگي

ديگه نميتونم نحمل کنم

ديگه نميتونم تحمل کنم دستم رو باز کن

:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مهدي.ز - ويرايش: فاطمه

آقا و خانم دکتر هنوز پيدا نشدن

و الان آقاي پانکاج سينگ هم گم شده

و شماها هنوز هيچ سرنخي پيدا نکردين

خيلي خب، بهم بگيد براي پيدا کردن دکتر چيکار کردين؟

قربان ما داشتيم درباره‌ي مفقود شدن آقا و خانم دکتر تحقيق مي‌کرديم

که پانکاج سينگ هم مفقود شد

و الان داريم درباره‌ي اون هم تحقيق مي‌کنيم تحقيقات ادامه داره قربان

هنوز داريم از تمام مهمان‌ها و کارکنان بيمارستان بازجويي مي‌کنيم

اي آقاي شارما، من بهونه نمي‌خوام راه حل مي‌خوام

ميدونيد که انتخابات نزديکه؟ بله قربان-

و تمام وزرا من رو تحت فشار گذاشتن

آره؟. بله.

...يه کاري بکنيد، جزئيات

پرونده‌ي پانکاج سينگ و اون دو دکتر رو بهم بدين

...اما آقاي شارما، خواهش مي‌کنم-

يه افسر ويژه از بخش جرم شناسي داره اينجا مياد

افسر خانم؟

شماها زير دست اون کار مي‌کنيد

...قربان...من

باشه قربان، همين کار رو مي‌کنيم

آره

و تو بله قربان-

افسر بخش سي.او بله قربان-

برو به سمت پالامو

اونجا به افسر با استعدادي مثل تو نياز دارن

بله قربان

زنده باد هند، قربان زنده باد هند-

هي چوته، سفارش ميز 6 رو بيار بله آقا-

...هي داداش

داداش اينجا مشروب خوردن ممنوعه

هي چوته...اونجا

ميز رو تميز کن و سفارششون رو بگير

داداش

از اول بهتون گفتم، اينجا مشروب خوردن ممنوعه

مشروب خوردن ممنوعه؟ آره-

غذا چطور؟

بگيرش شماها نميفهميد؟-

زنگ بزرن پليس برو به هر کس که مي‌خواي زنگ بزن-

چي شد؟ رفتي پشت يه دختر قايم شدي؟

الو، آقا

نماينده‌ي اين شهر، گريراج راوات هستم

فکر کردي چيکار داري مي‌کني داداش؟

داداش نه آقا، آبجي هستم

نميدونستم اين ميمون‌ها از آدم‌هاي شما هستن

قسم ميخورم تو کي هستي؟-

با احترام صحبت کن آقا

من رو "خانم" صدا کن

يا اينکه با عشق، راتي صدام کن

لاکشمي راتي بخش جرم شناسي

خوش اومدين، خوش امدين

به شهر ما خيلي خوش اومدين

به اون عوضي‌ها يه درس حسابي بدين

اون‌ها از اسم من سواستفاده مي‌کنن و همه جا رو به هم ميريزن

فقط بدناميش ميمونه براي من

شما نگران نباشيد آقا نگران نباشيد

اين‌ها ديگه همچين کاري نمي‌کنن

و اگه دوباره اين کار رو بکنن ديگه دفعه‌ي آخرشون خواهد بود

خيلي خب آقا

به زودي مي‌بينمتون

خداحافظ

بگير

خداحافظ

هر از چندگاهي خودم رو آشکار مي‌کنم" "تا از آدم‌هاي درست کار محافظت کنم

"تا بدي رو از بين ببرم و عدالت رو تقويت کنم"

:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial

آقاي ميشرا

هي آقاي ميشرا

شارما هستم خانم، ساتيانارايان شارما

مي‌خواي به جاش، عمو صدات کنم؟

اگه اين کار رو بکنيد ايرادي نداره بالاخره سنم انقدري هست که عمو صدام کنيد

خيلي خب عمو، يه کاري بکن

هر چيزي که دارين رو برام بيار

چي؟

هرچي مدرک راجع به تحقيقات‌تون درباره ي اون پرونده‌ها دارين رو برام بيار

بله بذاريد اول يه مقدار اطلاعات راجع بهشون پيدا کنم-

الان ميارم خانم

راديوئه؟ بله؟-

کمش کن

زنده باد هند

بفرماييد خانم ممنون-

..عمو، پرينت تماس‌هاي اون دکترها

و اون کازانوا رو برام بياريد (کازانوا: دختر باز)

کازانوا؟

پانکاج سينگ هتل دار

فيلم "آبي" رو تو هتل اون فيلم برداري کردن، نه؟

حداقل اين چيزي که من تو اخبار شنيدم

اما اون عوضي، يه حيله گر از آب دراومد

به راحتي هم نجات پيدا کرد

تمام جزئياتش رو برام بيارييد

بله خانم، الان ميارم

*انفجار بمب در بازارچه سبزيجات*

*بيش از يه فيلم ام.ام.اس شده* *بيش از يه زندگي از دست رفته*

*تنها شاهد انفجار بمب ، عبدل درگذشت*

*مادر عبدل پرونده تشکيل داد*

هيچ عملي در مقابل کسي که * *به قاضي سيلي زد، انجام نگرفته

پروين بيبي

لاکشمي راتي هستم از بخش جرم شناسي

چرا باور دارين که کارکنان بيمارستان پسر شما رو کشتن؟

حال پسرم کلا خوب شده بود

"عبدل، اين افضل کيه؟"

"افضل"

"به پسرت بگو، ساکت باشه و چيزي نگه"

"وگرنه، حسابتون رو ميرسيم"

"فهميدي؟"

"خوب نگاه کن عبدل، اين افضله"

"سرورم، اون داره دروغ ميگه"

"اين چه آمپولي‌ـه؟"

"دکتر نوشته"

"شما بفرماييد پذيرش، هزينه‌ي آي.سي.يو رو پرداخت کنيد"

"عبدل"

حتما هرکاري که از دستمون بربياد رو انجام ميديم

اگر پيشرفتي داشتيم حتما دوباره مزاحم‌تون ميشيم

ميبينم که سيبيلت رو زدي

سيبيل

چيزي مي‌خواييد بيارم براتون؟

بيا راتي، بيا، خوش اومدي

سلام قربان ايشون افسر ويژه‌ي من هستن-

خانم لاکشمي راتي بخش جرم شناسي

...به اينجا منتقل شده تا به صورت ويژه

روي پرونده‌ي پزشک‌هاي گمشده کار بکنه

بله

پشت تلفن باهاتون صحبت کردم

بله، البته اون‌ها آدم‌هاي شما بودن

عذر مي‌خوام بله، البته-

قربان، احساس مي‌کنم قبلا شما رو جايي ديدم

حتما توي مراسم کاري چيزي بوده

شايد راهول-

خيلي خب، من اين کار رو مي‌کنم

بله بابا

ازشون سوال کن ببين چيزي لازم ندارن باشه چشم-

شما چيزي لازم ندارين؟ نه، نه قربان، ممنون-

ضمنا رستوران خيلي بزرگي‌ـه

کي ازش مراقبت مي‌کنه؟ پسرم-

آها...پسرت

خيلي خوبه آقا خيلي خوبه

رانچي به محيطي مثل اينجا نياز داره

آقاي ويجي

آقاي ويجي

بله خانم؟

اون پرستار خانه‌ي سالمندان موکول

مونا

آره، بيارش اينجا بله خانم-

خيلي خب، چي ميگفت؟

خانم، دکتر مي‌گفت بيمارستان که خيريه نيست

و به من گفتن که چيزي رو بهش تزريق کنم من هم کردم خانم

تزريق کردي؟

اظهاراتش رو يادداشت کنيد بله خانم-

...بيا بريم

خب عزيزم اون دو نفر تو اين هتل بودن، نه؟

کي خانم؟

هموني که فيلمش دراومد

من متوجه نميشم راجع به کي صحبت مي‌کنيد خانم

عمو، دختر خيلي شروري‌ـه

عزيزم لبات خيلي براق شدن

زودباش، کليد اتاق 205 رو بهم بده

:کامل‌ترين آرشيو سينما و تلوزيون هند Www.Bollycine.org

بريم يه سر به مغازه‌ش بزنيم

کدومه عمو؟

اونه؟

سلام

تو دوربين جاسوسي ميفروشي؟ بله خانم-

بين خبرنگار‌ها خيلي دوربين معروفي‌ـه

من هم براي اون‌ها ميارم

اما فعلا تموم کردم

...اوه...عجب

خيلي خب، بگو ببينيم اين رو به کدوم خبرنگار فروختي؟

خانم

يادم اومد

اين يکي رو به يه فيلمساز فروختم

فيلم ساز؟‌ها؟

مگه اين‌ها رو فقط به خبرنگارها نميفروشي؟

ببخشيد خانم، اشتباه کردم

خيلي خب، کار غيرقانوني مي‌کني، ‌ها؟

بيا ببخشيد خانم، اشتباه کردم-

نشون بده ببينم به کي فروختيش

بيا

بيارش

بيا

خودشه

تو صاحب مغازه‌اي؟

بله خانم

اين فقط يه تحقيق ساده‌ست

مجوز داري؟

کجوز؟

هي

کجا داري ميري؟

وايسا

اي عمو، يه پا آکشي کوماري‌ها واسه خودت

خانم شما هم يه پليس فوق العاده‌ايد

بگيرش

تا من برم مغازه‌ش رو بررسي کنم

بگيرش داداش بله قربان-

انگار عجله داري؟

واقعا آدم حشري‌اي هستي، نه؟

ببينيد

فيلم‌هاي خواهرش‌ـه

ببريدش

بريم

حالا من فيلم تو رو ميسازم

حرف بزن

مگه اينجا سيرک‌ـه؟

قربان، من هيچ تقصيري ندارم قربان

آقاي تاکور ازم خواست اين کار رو بکنم

حتي قول داد 50.000 روپيه بهم بده

تاکور کيه؟

خانم، اون پانکاج سينگ‌ـه

کازانوا

ديگه چي؟

ديگه چي بگم خانم؟

گفتش که وقتي کار انجام بشه پول رو يکجا بهم ميده

اما فقط نصف پول رو بهم داد

بعدش من هم از اون سي.دي کپي گرفتم و فروختم

حرامزاده

به خاطر پول باعث مرگ يه نفر شدي؟

خانم

من رو ببخشيد

اگه خانواده‌ي خودت بود هم همين کار رو مي‌کردي؟

خواهش مي‌کنم

باشه

حالا بگو ببينم تاکور کجاست؟

کجا قايمش کردي؟

من قايمش نکردم خانم دارم راستش رو ميگم قربان

منم وقتي شنيدم يک نفر آقاي تاکور رو دزديده، شوکه شدم

خفه شو، برو داخل

برو داخل

ناگا، يه ماموريت برات دارم

پرويز شيخ، مالک قصر شاهين رو مي‌شناسي؟

يه مقدار اطلاعات راجع بهش مي‌خواستم

چيزهايي مثل اينکه اون کجا بود، با چه کسايي ديدار کرد همه چي رو بررسي کن و به من خبر بده

آره

باشه، اما بهم خبر بده...باشه؟

خداحافظ

باشه

خانم بله عمو؟-

حالم خيلي خوب نيست

يه کم تب هم دارم

...اگه بتونم يه کم استراحت کنم

البته عمو، چرا که نه برو استراحت کن

منم دارم ميرم تا پاسگاه‌ها رو بررسي کنم

اگه لازم شد باهات تماس ميگيرم

امروز خيلي زحمت کشيدي

بله

زنده باد هند

"...امشب جلوي من رو نگير"

"...امشب جلوي من رو نگير"

بشين

چي ميخورين؟ کلي-

کلي بياريد

"حالم خيلي خوبه"

"دوست دارم برقصم"

"...انگار يه کم مست کردم"

"...احساس مي‌کنم غرق شدم"

"امشب خيلي سرده"

"دلم ديگه حد و مرزي نمي‌شناسه"

"...انگار يه کم مست کردم"

"...احساس مي‌کنم غرق شدم"

"...احساس مي‌کنم مست عشق توام"

"مست عشق"

"...احساس مي‌کنم مست عشق توام"

"مست عشق"

"...احساس مي‌کنم مست عشق توام"

"مست عشق"

"...کمرت رو بلرزون و"

"تکونش بده"

"...يه کم ديگه مشروب بخور"

"تکونش بده"

"...قلب من رو بدزد"

"تکونش بده"

"...بيا بغل من عزيزم"

من ميرم دستشويي

"جوري که تو کمرت رو ميلرزوني، همه رو ديوونه مي‌کني"

"همه محو استايل تو شدن"

"...عزيزم"

"...بيا بغل من عزيزم"

"...نفسم بند مياد"

"...و قلبم ديگه نمي‌تپه"

"بيا من رو در آغوش بگير عزيزم"

"...هر چيزي که ميگم"

"فقط به خاطر توئه"

"شب‌ها مثل بهشت شدن"

"اوه معشوق من"

"...هر موقع به چشم‌هاي تو نگاه مي‌کنم"

"چشم‌هام از خجالت سرخ ميشن"

"احساس مي‌کنم يه کم مست شدم"

"احساس مي‌کنم غرق شدم"

"من مست عشق تو شدم"

"مست عشق"

"من مست عشق تو شدم"

"مست عشق"

"من مست عشق تو شدم"

"مست عشق"

"امشب جلوي من رو نگير"

"امشب جلوي من رو نگير"

"امشب جلوي من رو نگير"

"امشب جلوي من رو نگير"

"امشب جلوي من رو نگير"

"امشب جلوي من رو نگير"

"امشب جلوي من رو نگير"

"من مست عشق تو شدم"

ببخشيد، ببخشيد غذات يخ کرد-

باشه ...پدربزرگ-

ببخشيد عزيزم

غذاش چطوره؟ خوبه-

تو غذات رو بخور

ببو، زود غذات رو تموم کن

تا وقتي غذا سرد نشه، نميخوره

خوبه

خداي من

حالا ديگه چش شده؟

چي شد بابا جون؟

فکر کنم يه جاش خراب شده

بذار يه نگاه بندازم

باباجون، من به راهول زنگ ميزنم

هنوز نه، اگه مشکلش جدي بود باهاش تماس مي‌گيريم

بذار ببينم

مامان، فکر کنم بهتره برم کمک بابا

نه، نه، بيرون خيلي سرد و تاريک‌ـه

خودش داره نگاه مي‌کنه ديگه

و اين وقت شب خوب نيست که بري بيرون

بله مامان

همين الان بايد خراب مي‌شد؟

همه چي خوبه بابا؟ آره-

اميدوارم اينطور باشه خدارو شکر-

حالا اين ايستگاه بازرسي ديگه چيه؟

وايسا، وايسا

گواهينامه؟ نگه دار-

اون موتوري رو نگه دارين

بذار بره

بيا جلو

اينطرف

خوبه، خوبه

خانم راتي

زنده باد هند قربان، حالتون چطوره؟ زنده باد هند-

عاليه، چه خبره؟

فقط يه عمليات جست و جوي ساده‌ست

من رو هم مي‌خواي بگردي؟

خب قربان، وظيفه مونه

امنيت شما، مسئوليت ماست

با عشق، پليس رانچي

قربان، با اجازه‌ي شما؟

صندوق رو باز کن

وايسا اين بالاست داداش-

ممنون قربان، زنده باد هند

زنده باد هند بريم

صندوق رو چک کنيد

برو

زنده باد هند، قربان زنده باد هند-

اين موقع شب از کجا ميايين؟ اون هم با خانواده

خانواده رو براي شام بيرون برده بودم

عجيبه

با اين که خودتون رستوران دارين رفتين بيرون غذا بخورين

عروسم عاشق غذاي اونجاست

بله قربان، وقت گذروندن با خانواده

خيلي ديره، شما ديگه بهتره برين

ممنون

ببخشيد قربان، يک لحظه صبر کنيد

اگه بتونم يه نگاهي به صندوق بندازم؟

و اجازه بدين من وظيفه‌م رو انجام بدم

ببخشيد قربان، اين وظيفه‌ي منه

شما بفرماييد، زنده باد هند

تو کي هستي؟

دلاور

کي هستي؟

...مسئوليت بمب گذاري

توي بازارچه سبزيجات رو به کي دادي؟

تو کي هستي؟

کي هستي تو؟

کي نقشه‌ي بمب گذاري رو چيد؟

من از کجا بدونم؟ من از کجا بدونم؟

من هيچ کاري نکردم من نميدونم

دست‌هام رو باز کن

چرا من رو مجازات مي‌کني؟

...درست بعد از اينکه تو به ديدن مادر عبدل ميري

اون اظهاريه‌ش رو تغيير ميده

کي بهت دستور داده بود که زبون عبدل رو بچيني؟

من هيچ کاري نکردم

نميدونم

بذار من برم

...اين درد رو ميتوني تا يه مدت تحمل کني، اما

بعدش آروم آروم حس مي‌کني که سرت مي‌خواد منفجر بشه

...نه عصب‌هاي بدنت منجمد ميشن-

و هر قطره آب، مثل يک شوک الکتريکي هزار ولتي ميشه

دستم رو باز کن، دستم رو باز کن

وقتي بهت ميگم که نميتوني اين درد رو زياد تحمل کني، بهتره حرفم رو قبول کني

ديگه تصميمش با خودت‌ـه

خيلي خب، دوباره ازت سوال مي‌کنم

...مسئوليت بمب گذاري توي بازارچه‌ي

سبزيجات رو به کي سپردي؟

من...من...من به کسي نگفتم

من هيچ کاري نکردم

بذار من برم

تا وقتي که اسمش رو با ياد بياري اين رو شروع مي‌کنم

آره

گفتم دستم رو باز کن

گوش کن

بازم کن

...مردم بدون هيچ ردپايي ناپديد ميشن

و شما هيچ کاري نمي‌تونيد بکنيد

پس پليس چه فايده‌اي داره؟

ديشب، داداش دلاور داشت با ما ميرقصيد

...فقط چند لحظه با دوست دخترش رفت بيرون

و تا الان بر نگشته

هي، اين همه سر و صدا براي چيه؟

ما داريم کارمون رو انجام ميديم

و به محض اينکه سرنخي پيدا کرديم شما رو در جريان ميذاريم

حالا هم بريد خونه‌هاتون و اينجا رو شلوغ نکنيد

...منم اينجام خانم راتي

ما اينجا رو شلوغ نکرديم

اومديم اينجا که مسئوليت‌تون رو بهتون يادآوري کنيم

اومديم تا جواب بگيريم

قربان، نديدمتون

بگم آبميوه بيارن براتون؟

تو رو نفرستادن اينجا تا ميزباني کني

تو رو براي مسئوليت‌هاي ويژه‌اي اينجا فرستادن

سه نفر که مفقود شده بودن

ديروز يک نفر ديگه هم مفقود شده

پس شما دارين چيکار مي‌کنين؟

قربان، لازم نيست نگران باشيد

ما داريم تحقيق و بررسي مي‌کنيم

...ميدونم که من يه کم آروم شروع مي‌کنم

اما ذهن من از کامپيوتر هم سريع تر عمل مي‌کنه قربان

بسه

به اندازه‌ي کافي مزخرف‌هات رو گوش دادم

پيداشون کنيد

ببينيد قربان

اگه فکر کردين با داد زدن سر ما آدمتون پيدا ميشه، پس بفرماييد داد بزنيد

اما بايد آروم باشيد

پليس به مسئوليت خودش واقفه

گوش کن، اون آدم منه

آقاي شارما

دارم ميام خانم

بله؟

چرا بدو بدو ميري دنبالش؟

مي‌خواي ترفيع بگيري؟

ببخشيد خانم

اون موش صحرايي، پرونده‌اي چيزي داره؟

موش صحرايي کيه خانم؟

بابا، اون دلاور، ملاور اسم کوفتيش چي بود؟

اي خانم، اون که يه خلافکار شناخته شده‌ست

اما به خاطر روابط سياسيش هيچوقت دستگير نشده

کلاهبرداري با ذغال سنگ، قاچاق شن و ماسه و خيلي کارهاي اينچنيني

پرونده‌ي آي.سي.يو و اون ماه عسل رو برام بيار عمو

بله، بله خانم

چارکند خيلي پيچيده تر از دهلي‌ـه

سلام سلام-

بله

بخش جرم شناسي

عکس رو نشونش بده

اين رو اينجاها نديدين؟

بله، مشتري ثابتمون‌ـه خانم

مشتري ثابت

آخرين بار چه موقع اومده بود؟

تقريبا سه چهار روز پيش

تنها ميومد يا با کسي؟

يه دختره هست که هميشه باهاش مياد

مشتري‌هاي هميشگي ما هستن

مشتري هميشگي؟ بله-

اين دوربين‌هاي مداربسته کار مي‌کنن؟

بله بله خانم-

جعبه رو بياريد

ما اين رو ميبريم

بله ممنون-

بيارش بيرون بله خانم-

اين مردي که دزديديش؟

آره؟ آره-

با دستور اين؟

نه

اينه؟

بله بله؟-

بريم

سرنخي پيدا کردي؟

هنوز هيچ مدرک محکمي نداريم قربان

اما مفقود شدن دلاور يک چيزي رو ثابت کرد قربان

تمام کساني که مفقود شدن يک پرونده‌ي قضايي داشتن

عجب

قربان، من فکر مي‌کنم فقط يک مرد پشت همه‌ي اين مفقود شدن‌هاست

کسي که باور داره همه‌ي اين آدم‌ها گناه کاراند

اوه...فهميدم

قربان، يه موضوع ديگه هم هست

همه‌شون از دادگاه عدالت تياگي با ضمانت آزاد شدن

چي؟

بله قربان

وايسا، وايسا

اينجا

زنده باد هند قربان، حالتون چطوره؟

من خوبم، تو هم با جيپت اومدي قدم زني؟

نه ، نه قربان

...مطمئنم ميدونيد که

اون موش کثيف، دلاور هم مفقود شده بله، شنيدم-

چند تا سوال از شما راجع به اون داشتم

از من؟

همه‌ي کسايي که مفقود شدن از دادگاه شما با قيد ضمانت آزاد شدن

...پس من

...خانم، دادگاه بر اساس احساسات حکم صادر نمي‌کنه

بلکه بر اساس مدرک و شاهد تصميم گيري مي‌کنه

...اگه شکايتي دارين، برين نه، نه، قربان-

من هيچ شک يا شکايتي ندارم

من فقط نگران امنيت شما هستم

اگه قبول کنيد که چند تا نيروي پليس از شما حافظت بکنن، خيالمون راحت ميشه

هر طور مايل هستين

ديگه شما تصميم‌تون رو گرفتين چاره‌ي ديگه‌اي ندارم

ممنون قربان

من واقعا يکي از طرفدارهاي شما شدم

فقط يک لحظه قربان

الو

عمو زنده باد هند، خانم-

آقاي شارما

عمو، از امروز مثل چسب ميچسبي به آقاي تياگي

چشم خانم، چرا؟ چيزي شده؟

فقط مي‌خوام ازشون محافظت بشه

پس هميشه مراقب‌شون باش

همين الان برو سر کارت

بله خانم

مي‌بينمتون قربان

خيلي خب مراقب خودتون باشيد قربان-

پدربزرگ، پدربزرگ...اين يکي

هر دوتاتون اين رو مي‌خواييد؟

ببين پدربزرگ، هر چيزي که من مي‌خوام، اين هم مي‌خواد

اشکال نداره دخترم، اون داداش کوچيکت‌ـه

اين به اندازه‌ي هر دوتاتون بزرگ هست ميتونيد با هم استفاده کنيد، بريم

دارم مياد، دارم تلاش مي‌کنم

گفتم که دارم سعيم رو مي‌کنم سريع ميام خونه

شارما

قربان يک لحظه، بعدا بهت زنگ ميزنم-

چي شده؟ چرا نگراني؟

زنداداش بود؟ بله قربان-

به خاطر کارمون، هميشه شاکي‌ـه

اشکال نداره

تو برو خونه و با خانواده‌ت براي ديوالي آماده شو برو

...خانم راتي گفتن که تو نگران اون نباش-

خودم درستش مي‌کنم

در حقيقت، امروز رو بهت مرخصي ميدم

تو برو اين يه دستوره

بله قربان، سريع ميام پيشتون

نگران نباش ممنون قربان-

خيلي خب

بوشان؟ بله آقا؟-

بچه‌ها رو سوار ماشين کن بريم

فقط يک بار ديگه برات توضيح ميدم

ديگه برات تکرار نمي‌کنم

هزار تا کار دارم که بايد انجام بدم

متاسفم

چند وقته اينجا کار مي‌کني؟ سه ماه-

و هنوز ياد نگرفتي چطور بايد اين رو تميز کني؟

به نظرت اگه همينطور پيش بري تو زندگيت به چي ميرسي؟

روي کارت تمرکز کن

الان برميگردم فکر کنم يه نفر پشت دره

باشه باشه-

خوب تميزش کن باشه-

سلام آقا

چي باعث شده بياييد اينجا آقا؟

يه نگاهي به ماشين بنداز

مشکلي پيدا کرده آقا؟

آره، موتورش صدا ميده

يه نگاهي بنداز باشه آقا، الان ميرم لوازمم رو ميارم-

تموم شد؟ تقريبا تمومه-

خيلي خب، من دارم ميرم

زودي برميگردم باشه داداش-

خوب تعميرش باشه داداش، نگران نباش-

ديگه اشتباه نکني نه داداش-

شروع کنيم آقا؟

از صبح تا شب ماشين تعمير مي‌کنيم ديگه لباس‌مون هم کثيف ميشه

اشکال نداره، بشين

باشه آقا

آقا، چرا ماشين رو اينجا نگه داشتين؟

اينجا به نظر امن نمياد

بهت ميگم

اينجا رو ببين

برو صداش کن

ببخشيد عمو بله خانم-

اين موقع، اينجا چيکار مي‌کني؟

قرار بود پيش آقاي تياگي باشي، نه؟

بله خانم، همين الان بردمشون خونه و اومدم

الان سريع هر کاري مي‌خواي بکن و برگرد سر کارت

چشم شب بخير-

بريم

واي...ببو

سلام سلام خانم راتي-

ديوالي مبارک ديوالي مبارک-

آقا رو نمي‌بينم؟

بابا رفت رستوران

رستوران؟

اشکال نداره...ميرم اونجا

بياييد پيشمون نه نه، ممنون، بايد برم-

ديوالي مبارک، مي‌بينمتون

خداحافظ، ديوالي مبارک

امروز بايد بسته‌ها رو برسونيد

بعدا زنگ ميزنم، خداحافظ

سلام آقاي راهول سلام خانم راتي-

چي باعث شده بياييد اينجا؟

همين اطراف بودم، گفتم يه سري بهتون بزنم

بابات کجاست؟ بابام اينجا نيست-

فکر کنم خونه باشه

عجب

چي شده خانم؟ مشکلي پيش اومده؟

نه نه، ديوالي‌ـه، گفتم به آقا هم تبريک بگم

ببينيد...بابا اومد

اومد

عه، خانم راتي

چرا انقدر نگران به نظر مياييد؟

قربان، ازتون درخواست کردم که تنها جايي نريد

اما اصلا به حرفم گوش نکردين

چطور قراره ازتون محافظت کنيم؟

همه چي درست ميشه

بياييد با هم قهوه بخوريم

بفرماييد

بفرماييد بفرماييد قربان-

چي شده؟ چيکار مي‌کني پيرمرد؟

ديوونه شدي؟

تو من رو نمي‌شناسي

تمام خاندانت رو نابود مي‌کنم

فهميدي؟

دستام رو باز کن

باز کن

دوازده جولاي2017

بازارچه سبزيجات توراندا

چي؟

چيزي يادت اومد؟

افضل

گوش کن

افضل، گوش کن

وايسا افضل

وايسا افضل

وايسا افضل

وايسا

افضل

خوب ميشي پسرم

من اينجام، نميذارم اتفاقي برات بيوفته

*انفجار بمب در رانچي*

افضل

عبدل، اين افضل کيه؟

چيزي ديدي؟

مامان...افضل

افضل

بگو ببينم افضل کجاست؟ حرف بزن

نميدونم

عبدل

اين هم افضل

عبدل، خوب نگاه کن، اين افضل‌ـه

داره دروغ ميگه قربان

داره دروغ ميگه آقاي بازرس، خواهش مي‌کنم تمومش کنيد-

...اما خانم

خواهش مي‌کنم، شما نميتونيد به بيمار من فشار وارد کنيد

هنوز کاملا خطر رو پشت سر نذاشته

خواهش مي‌کنم

وقتي ميگه که اين افضل نيست چرا مجبورش مي‌کنيد چيز ديگه‌اي بگه؟

خواهش مي‌کنم اينجا رو ترک کنيد

تو خوبي؟

ديگه آخراي عمرت‌ـه پيرمرد

فهميدي؟

من ميکُشمت، ميکُشمت

اين بمب‌هاي کوچيک رو ميبيني که به بدنت وصل شده؟

هر کدومشون قراره اون انفجار رو برات يادآوري کنن

...ميدونم هيچ بويي از انسانيت نبردي، اما

هنوز دارم بهت رحم مي‌کنم

با هم روشن‌شون نمي‌کنم

بلکه يکي يکي روشن‌شون مي‌کنم

پس هر چه زودتر به جرمت اقرار کردي، بهتر

چون به زودي ديگه قادر به صحبت کردن نخواهي بود

نه، روشنش نکن

نه

نه، نه

نه

آماده‌اي اقرار کني؟

هيچوقت خيلي خب-

نه، نه

عقلت رو از دست دادي؟ ميسوزم

بفرماييد خانم

عمو، اطلاعات بانکي بانتي و بابلي و کازانوا رو هم برام بيار

بله؟

...اون زوج پزشک و پانکاج سينگ

اون‌ها رو هم پيدا کن

و جزئيات تماس اين چهارتا شماره رو هم برام بيار

بله

بله، از ايستگاه پليس جاگاناتپور تماس ميگيرم

موضوع خيلي جدي‌ـه

خواهش مي‌کنم با ما همکاري کنيد

بله

عمو

عمو، بلند شو عمو

عمو

بلند شو، هنوز که خوابي

بريم، همين الان بايد راه بيوفتيم

افضل

افضل

افضل هستش؟ نه، نيست-

ديشب رفت که ماشين يک نفر رو چک بکنه

لعنتي

عمو، با آقاي قاضي تماس بگير

بفرماييد

الو

سلام قربان

سلام

چي شده خانم راتي؟ اول صبح

اون مکانيک لعنتي

چي شده؟ فکر کنم اون هم مفقود شده-

از ديشب نيستش

اما شما نگران نباشيد قربان

آقاي شارما رو ميفرستم که دوباره کنارتون باشه

آقاي شارما رو؟

بله خداحافظ قربان

خداحافظ

عمو، برو پيش اون

و اصلا از کنارش تکون نخور

بله خانم

عمو، سريعا بيا ايستگاه پليس

خيلي خب، اونجا مي‌بينمت

ميتوني بري بله-

تو هم برو بله خانم-

ناگا، چه خبر؟

خبري نشده؟

عمو داره مياد، بعدا باهات صحبت مي‌کنم

بيا عمو

زنده باد هند، خانم زنده باد هند-

چي شده؟

چرا اين موقع شب گفتين بيام اينجا؟

قهوه ميخوري عمو؟

نه، همين الان تو خونه‌ي تياگي خوردم

ممنون

پس خوب گوش کن

راوات کسي که پشت همه‌ي اين قضاياست

چي؟

راوات به خاطر منافع سياسي اون انفجار رو ترتيب داد

و حدس بزن چه کسي رو براي اين کار انتخاب کرد؟

...اين مکانيک رو

افضل؟ آره، افضل-

اون کسي بود که بمب رو توي مغازه انداخت

جايي که عبدل هم اونجا بود و جون سالم به در برد

اما راوات به دکترها رشوه داد تا بکشنش

خدا ميدونه اين دو نفر به خاطر پول چه کارهايي که نکردن

و اون کثافت داشت دستورات راوات رو اجرا مي‌کرد

دلاور؟ آره، دلاور-

پانکاج سينگ به حزب سياسي راوات کمک مالي مي‌کرد

...پول کشتن عبدل هم از حساب پانکاج

به حساب دکترها واريز شده

اين رو ببين

...به اسم خيريه‌

پرويز شيخ، راي اقليت‌ها رو داشت

که بر خلاف راوات حرکت مي‌کرد

به خاطر همين، راوات از پانکاج سينگ استفاده کرد

يه فيلم از شاگوفا و شميم تهيه کرد

...و براي تهديد پرويز شيخ ازش

خانم، مي‌خواين بگين که راوات خودش آدم‌هاي خودش رو دزديده؟

اول آناليز کامل من رو گوش کن عمو

بشين

راوات از اون چيزي که فکر مي‌کنيم خيلي حرومزاده‌تره

کاملا آدم مکار و حيله گري‌ـه

اون از درخواست‌هاي پانکاج سينگ خسته ميشه

اون موقع، پانکاج سينگ تو کلکته بود

راوات فهميد و وقتي اون برگشت به رانچي، دزديدش

چون اون تنها کسي بود که شاهد تمام کارهاي خلاف راوات بود

اون دلاور

راوات اون رو هم از سر راهش برداشت تا بعدا براش مشکل ساز نشه

پس چرا تياگري رو ول کرده؟

چون اون رو به عنوان يه خطر نميديده

اما نميشه به يه آدم ديوونه اعتماد کرد به خاطر همين بايد حواسمون بهش باشه

به خاطر همين که تو رو به عنوان محافظش انتخاب کردم

من ميرم دهلي و عليه حکمي راوات حکم ميارم

برو مراقبش باش

نذار از دستمون در بره

چرا من رو آوردي اين خرابه؟

دار ميام

...چي

درست افتادي تو تله‌ي من، راوات

چقدر خوب عمو

ابرقهرمان از آب دراومدي

بالاخره گرفتيش

از اولش هم ميدونستم که اين کار يک نفر نيست

...همون روز که ازم مرخصي گرفتي، بهت شک کردم

و روز بعد جلوي کلوب ديدمت

کاري کردم لوکيشن موبايلت رو پيدا کني

هر جايي که جرمي اتفاق ميوفتاد سيگنال موبايل تو هم اونجا بود

اما وقتي شوکه شدم که سيگنال لوکيشن آقاي تياگري دم در گاراژ افضل بود

چون اون شب لوکيشن گوشيت اول خارج از شهر بود

و بعدش تو مغازه‌ي ترقه فروشي

و فرداي اون روز، افضل ناپديد شد

اين هم از داستان ما

فکر مي‌کردم احمقي، عمو

اما ذهن سرکشي داري

حالا بياييد بيرون آقا

بذاريد پرده‌ها رو کنار بزنيم

با گفتن کارنامه‌ي جرم‌هاي ... راوات و دزديدن آدم‌هاش

سرت رو شيره ماليدم، عمو

...ولي ميدونستم

که راوات دزديده خواهد شد

چون شماره‌ي آقاي قاضي بارها توي پرينت تماس‌هاي تو تکرار شده

پس شماره‌ي اون رو هم رديابي کردم

يه خورده به خودم فشار آوردم تا يادم اومد آقاي قاضي رو کجا ديده بودم

توي يه کلوب تو کلکته

رقص من رو يادتون مياد؟

و اون روز آقاي قاضي ...دقيقا براي همون قطار و کابين

که پانکاج سينگ هم توش بود، بليط گرفته بود

روزي که پانکاج سينگ دزديده شد

سيگنال موبايل تو و آقاي قاضي، نزديک تونل بود

...با تحقيق بيشتر، متوجه شدم که

اون شب توي تونل يکي زنجير توقف اضطراري رو کشيده

بقيه‌ش هم که آسون بود

مثل آب خوردنه

عمو، بعد از ديدن فيلم عروسي به تو مشکوک شدم

لحظه‌اي که زوج پزشک داخل فيلم نبودن تو هم نبودي

من فقط قطعات پازل رو گذاشتم کنار هم

:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial

من پرونده رو حل کرده بودم

اما هي به ذهنم فشار مياوردم که چطور درکش کنم

ميدونستم

که راوات هم دزديده ميشه

به خاطر همين به عمو گفتم حواسش بهش باشه

تا من هم حواسم به شما باشه

خانم

من هميشه در چهارچوب قانون تصميم گرفتم

و هميشه تلاش کردم تا اشتباه قضاوت نکنم

اما هرچقدر به بازنشستگي نزديکتر مي‌شدم

تصميمات اشتباهي گرفتم

...با وجود اين که اون تصميمات رو

در چهارچوب قانون ميگرفتم

...و بعدش

يه شخص غمگين، جلوي همه با سيلي زد تو گوشم

اون يک حادثه، خواب و خوراک رو ازم گرفت

عزت و اعتبارم رو زير سوال برد

...بعد شخصا و به روش خودم تحقيق کردم

و متوجه شدم که راوات پشت همه چيزه

...حتي اگه محاکمه مي‌شد و محکوم به زندان ميشد

تمام قانون‌ها رو زير پا ميذاشت و با وثيقه بيرون ميومد

به خاطر همين بهش زنگ زدم و گفتم بياد اينجا

خب، آقاي قاضي، جنازه‌ها کجان؟

من هيچکسي رو نکُشتم

اما شکنجه‌شون کردم تا جرمشون رو گردن بگيرن

من جرم خودم رو قبول مي‌کنم

من حالا ميرم خونه

و منتظر ميمونم تا بياييد دستگيرم کنيد

اما قبلش مي‌خوام يه چيزي رو بهتون بگم

اگه امکانش هست، شارما رو ببخشيد

افسرهايي مثل اون، لرزه به دل مجرمين ميندازن

:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مهدي.ز - ويرايش: فاطمه

:کامل‌ترين آرشيو سينما و تلوزيون هند Www.Bollycine.org

از امروز صبح، وضعيت ويژه اي بر شهر حاکم بوده

...شش جسدي که از جنگل پيدا شده

متعلق به دکتر آجي، دکتر رينا .. نماينده‌ي مجلس آقاي راوات، دلاور

مکانيک افضل و هتلدار پانکاج سينگ هستند

*ايستگاه پليس جاگارناتپور، رانچي*

...ببينيد

من امروز صبح با جنازه‌ها مواجه شدم

اين‌ها همون آدم‌هاي مفقود شده هستن

کنار اون‌ها يک لپ تاپ به همراه فلش و دوربين هم پيدا کرديم

فکر مي‌کنيد چه کسي پشت اين جنايت قرار داره، خانم؟

ما هنوز در حال تحقيق و بررسي هستيم

اما به محض دريافت اخبار جديد شما رو در جريان ميذاريم

خدانگهدارتون

...ويديوهاي کشف شده در محل جنايت

شامل اعتراف اون اشخاص به جرم‌هايي هست که مرتکب شدن

همه‌ي اون‌ها، جرم‌هاي وحشتناکي مرتکب شده بودن

اما به دليل روابط سياسي‌اي که داشتن هميشه از قانون فرار مي‌کردن

پلس در حال تحقيق هست تا ببينن اون شخص که اين‌ها رو به سزاي اعمالشون رسونده چه کسي بوده

اعترافيه‌ي نماينده‌ي مجلس، آقاي راوات شوک بزرگي به جامعه سياسي کشور وارد کرده

:ارائه شده توسط مرجع باليوود سينما Www.Bollycine.org

"حقيقت با توطئه‌ي دروغ، سرکوب شده"

"...مجرمين آزادانه ميچرخند"

"...و جرم از تمام مرزها عبور کرده"

"...وقتي هيچکس در امان نيست"

"و عدالت برقرار نميشه"

"...از اعماق وجود حس مي‌کني که"

"خدا وجود داره"

"اون شاهد اعمال توئه، بالاخره نتيجه‌ي کارهات رو ميبيني"

"بايد به جرمت اعتراف کني"

"حرف‌هاي قشنگت به در کسي نميخوره"

"شايد از جاي ديگه بتوني فرار کني" "اما اينچا همه چي آشکار ميشه"

"اين آتش حقيقته"

"حقيقت آشکار شده و دروغ‌هات رنگ باختن"

"بيا، بيا، بيا"

"اون مشکل بقيه رو مثل مشکل خودش ميدونه"

"اون انتقام همه رو ميگيره"

"اون هم در همين زندگي"

"وقتي عدالت از بين بره و بي‌عدالتي شايع بشه"

"خودم رو آشکار مي‌کنم"

"خودپرستي فقط يک توهمه"

"در دست هرکس يک خنجر هست"

"همه شاهد جنايت هستن"

"جرم و جنايت به حد اعلي رسيده"

" هر از گاهي خودم رو براي دفاع از افراد خداپرست آشکار مي‌کنم"

"آدم‌هاي شرور رو از بين ميبرم، و عدالت رو تقويت مي‌کنم"

"بالاخره خون يک نفر به جوش خواهد آمد"

"و عدالت به پا خواهد شد"

"خدا وجود داره"

First Edited - Farsi Version 05.04.2020 - By BollyCine Copyright© Bollycine.Org

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.