All language subtitles for Das_Boot_2018_S03E05_1080p_WEB-DL_30nama_30NAMA

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

برنامه بعدی شامل صحنه‌های خشونت‌آمیز و صحنه‌هایی با محتوای جنسیه

بک، باورم نمی‌شه بزنش کنار

این کار آسونی نیست

ما به قاتلای زیر دریایی کارکشته مثل تو نیاز داریم

تا برن و کاری که توش خوبن رو انجام بدن

،وقتی اونا دارن کشتیامونو ردیف می‌کنن

فکر می‌کنن تو عمق پریسکوپ در اَمانن... ما می‌دونیم کجان

ستوان دوم ارنبرگ، تو جای فوگتس رو می‌گیری

به‌عنوان مهندس ارشد تو زیردریایی یو-949 فردا راهی دریا می‌شی

فکر کنم می‌خوای یه چیزی به خانم بوخنر بگی

لطفاً منو ببخش، اولریکه

تا دم در بدرقت می‌کنم

شاید بعداً بتونیم همدیگه رو ببینیم. به‌خاطر کمک دیشبت بهت بدهکارم

خودم زحمتشو کشیدم اوه

نباید دیده بشه داریم یه سفر می‌ریم

همه‌چیز روبراهه؟ حالمون خوبه

باید زندگیتو ادامه بدی چی؟

شاید بهتر باشه یکی دیگه رو پیدا کنی

جک

عصر بخیر

لاستیکم پنچر شده

خارجی هستی؟ آلمانی

مدارکت رو بده ببینم

چیز مهمی نیست واقعاً

جاده‌ها افتضاحن، نه؟

واسه زحمتت چقدر می‌خوای؟

لطفاً همین‌جا بمون

هی، تو

می‌دونستی؟

حسابی منو ترسوندی الان

چرا تو تاریکی نشستی؟

!پرسیدم می‌دونستی یا نه

چی رو؟

اینکه کلاوس تو دریا نمرده، بلکه گمشده بوده

این حقیقتیه که تو دفترچه ثبت شده

ولی اون زنده‌ست و تو نیویورکه

تو اینو می‌دونستی؟

چرا اینو از دونیتز فهمیدم؟

نه از گوشت و خون خودم؟

ها؟

می‌خواستیم ازت محافظت کنیم من؟

من نیازی به محافظت ندارم

فکر نمی‌کنم اصلاً اینو بفهمی

وقتی معلوم شد کلاوس زنده‌ست، تو اینجا نبودی

تو بیمارستان بودی

نمی‌دونستی اس‌اس اینجا رو غارت کرد

می‌دونی تنبیه خانوادگی چیه

آلبرشت رو دستگیر کردن و سه هفته بازجوییش کردن

حالا یه پست مسخره داره. پسرای کوچیک رو آموزش می‌ده. چرا؟

چون پسرت برای دشمن کار می‌کنه

این درست نیست ! هست

کلاوس آدم شریفیه اون خائنه

نه آره

اون همیشه برات بی‌نقص بود

هیچ‌وقت نمی‌تونست اشتباه کنه. من چی؟

دیگه از مردا خسته شدم

از شوهرا، پدرا و برادرها

این همه روغن برای چیه؟

برای اِشپتزل پنیری، پنیر تقلبی گرفتم. حتی خودم یه رنده درست کردم (اِشپتزل یه نوع غذای سنتی آلمانیه)

اشپتزله پنیری؟ خب، پس خوش بگذرون، ویلی

آشپزی با دو تا اجاق برای 50 نفر، اونم تو آب کثیف کف کشتی

بذار رویاهاشو داشته باشه. اگه بتونه، چه بهتر

شنیدم اردمن به هوبر گفت ارنبرگ جون بوخنر رو نجات داده

کی اهمیت می‌ده؟ تا وقتی ارنبرگ رئیس جدیدمونه

پاولی و هری، شما اونجا بودین، نه؟

آره، اون جون بوخنر رو نجات داد

و جون مارو ... با این حال

بوخنر هنوز فرمانده‌مون می‌مونه

پس بیا یه کم خوش بگذرونیم. امشب آخرین شب‌مون تو خشکیه

اونجا چی داری؟ ... این، اِم

آدرس "بیگ لیزی"ئه

از اُولی گرفتمش

شما دو تا دارین به هم نزدیک می‌شین؟ پنج مارک خرجم شد

ما هم میایم تو، ویلی؟

چی؟ اون؟

این "بیگ لیزی" چیه؟ گور باباش

این بیگ لیزیه. یه گاز می‌خوای؟ چند تا آبجو

... بعدش یه شب آخر خوب خواهیم داشت

آره، معلومه

ویلی، ویلی ویلی

اوضاع چطوره، رئیس؟

هر کاری بتونم می‌کنم

اما بدون اینکه بتونیم کشتی رو ببریم تعمیرگاه ...برای درست کردن سکان

اردمن؟ همه سوار شدن

من امشب نگهبانی می‌دم، افسر نگهبان اول

نیازی نیست. من کل شب اینجام

مطمئنم مادرت امشب می‌خواد ببینتت

عالیه. هوبر، یه آبجو دیگه

یه آبجو دیگه

نه، خوبه

میرم بالا جدی؟

ستوان دوم بوخنر، این آخرین شبته

و اون مادرته

تو چی، رئیس؟

از خداحافظی متنفرم

برو بیرون

کجا منو آوردی، لعنتی؟ وقتت تو لیسبون تموم شده

چی؟ نه ما همه‌چیز رو می‌دونیم

برمی‌گردی به رایش برای بازجویی

بازجویی؟

نمی‌فهمم کی پول رولت رو بهت داد؟

می‌دونیم که مأموریتت این بود که مذاکرات تنگستن رو به تأخیر بندازی

کیفیتش بد بود و قیمتش خیلی بالا

و پاسپورت کانادایی؟ ویزا برای نیویورک؟

چی؟ خائن

چی؟ نه! هیچ‌وقت

من خائن نیستم. پول مال این بود که لومبا قمار کنه

آدما! بچه‌ها

نه. لطفاً

لومبا، ازش بپرس. یا از گروبر بپرس

گیزه. گیزه

!گیزه. گیزه هنوز ازش سؤالم دارم

از حالا به بعد ما هواشو داریم

برام مهم نیست تو چی می‌خوای. لوپو، ساکت

ما اینو می‌گردونیم. برو بیرون

طبقه‌بندی‌شده

محرمانه به وزیر رایش، اشپیر، از بک

دیرم شد. ببخشید

باید یه چیزی رو تحویل می‌دادم

دیگه داشتم می‌رفتم

فکر کردم دیگه منو پیچوندی

عرق کردی

این شبای گرم بعد از شمال

کجا بریم؟ من... منم یه کم هوا لازم دارم

پیاده بریم؟

از این طرف

امشب شیفتت نبود، خانم لسینگ

همه‌چیز روبراهه؟

آره، همه‌چیز خوبه

کار زیادی نیست. چیز خاصی هم در جریان نیست.

سیگار برام داری؟ آره

معلومه. بیا

مرسی آتیش می‌خوای؟

بریم

اینجا؟

نگاهش کن افتضاحه

چی؟ انگار مامانمه. نمی‌تونم با این بخوابم

همه‌شون این‌جورین؟

گفت که یه کم داغونن، ولی ارزونن

این افتضاحه. بیا بریم

هی

من میرم تو. با تو یا بدون تو

هری؟

با تو میام

هو هو

مرد حسابی! پشیمون نمی‌شی

نگاه کن

مطمئنم خیلی دلشون براتون تنگ شده

ولی ببخشید، من یه توقعاتی دارم

این نمی‌دونه داره چی می‌گه

برو حالشو ببر، ویلی

هی. بیا دیگه

بیا

بیا همراهم

...امشب تو قایقت نبودی. می‌خواستم

بازجویی چطور بود؟ بچه‌ها چی شدن؟

تبرئه شدن

فرمانده هم همین‌طور. از این طرف

می‌دونستم یه راهی پیدا می‌کنی

قایق آزمایش نهایی رو رد کرد

باید یه سری تعمیرات رو تا جایی که می‌تونم انجام بدم

فردا راهی دریا می‌شه

پس همه‌چیز خوب پیش رفت

یا نرفت؟

منم باهاش می‌رم

به‌عنوان مهندس ارشد

...تو؟ فکر کردم که

هر چی لازم بود گفتی تا بچه‌ها رو از مخمصه دربیاری

مطمئنم کار درست رو کردی

بهم نشون بده چند هفته بعدی قراره کجا زندگی کنی

دلم می‌خواد بتونم تصورش کنم

و سالن افسرا اون جلوئه

این چیه؟

این دستشوییمونه

از سربازای جوون. قراره سفر طولانی‌ای باشه

و اینجا هم جای خواب منه

...خیلی تنگه. اینکه بتونی اینجا بخوابی

می‌تونی؟ مرسی

متأهلی، نه؟

فانی بهم گفت شوهرت تو بیمارستانه

می‌خوام با شوهرم یه چیزایی رو حل کنم

قول می‌دم بهت

اگه این کارو می‌کنی، برای خودت و فانی بکن

نمی‌خوای برگردی؟

فکر می‌کنی آدم خوبی‌ام، ولی نیستم

...کارایی کردم این جنگه

تو نیستی

می‌دونم کی هستی

برگرد و بچه‌ها رو به خونه بیار

تازه، باید حتماً برگردی

باید بهت شنا یاد بدم

اوه، با یکی از صندوق‌دارا حرف زدم

راست می‌گفتی

دکتر بک واقعاً کلی چیپس می‌خره

ولی هر دومون می‌دونیم که اون شامپاین رو به قمار ترجیح می‌ده

اونا برای لومبا هستن

اون مقام پرتغالی که همیشه کنارش می‌شینه؟

جای شانسش

به ما خوب انعام می‌ده تا جاشو خالی نگه داریم

حتی وقتی لومبا پیداش نمی‌شه

لومبا کیه؟ از دفتر دکتر سالازاره

...عنوان رسمی‌ای نداره، پس

می‌گن یه جور مشاور ویژه‌ست

آتیش داری؟

اگه کسی پرسید، می‌تونی بگی امشب رو با هم گذروندیم؟

خب، اگه بیای خونه‌م دروغ کامل نگفتم

فقط برای یه نوشیدنی

نزدیکه و انگار یه چیزی لازم داری

به چی فکر می‌کنی؟

دارم فکر می‌کنم شاید شما پرتغالیا شانس آوردین

چطور؟

چراغا هنوز روشنه، شب آواز می‌خونین

اون داره می‌خونه که چیزی برای خوردن نیست

فکر می‌کنی چون تو جنگ نیستیم، یه جورایی زندگیمون بهتره

مسئولا محصولات کشاورزا رو به زور می‌گیرن و به جاش طلا می‌دن

که میره تو جیب خودشون

سالازار از جنگ شما استفاده می‌کنه تا با ما بجنگه

مردم خودشو، تا با خشونت و فقر نابودمون کنه

ببخشید. باید برم حالا

...قصد نداشتم

واقعاً باید برم حالا

راستی، بهونه‌ت چی بود؟

لطفاً بمون

دلم می‌خواد بمونی

داری می‌لرزی

چیز مهمی نیست

آقایون، روز قشنگیه برای قایق‌سواری

قربان

مرسر، با من بیا.

...درباره نامه‌ت

درخواست انتقال

... حتماً فرماندهی ندیده پاره‌ش کردم

منم به‌طور رسمی به فرماندهی نوشتم

و به ناوسالار دوم کلمن هم گفتم همین کارو بکنه

گوش کن مرسر، تو رو اعصاب منی

ولی شاید همین چیزیه که لازم دارم

و تو از این نمی‌ترسی که بهم بگی وقتی فکر می‌کنی زیاده‌روی کردم

یا دارم کشتیمو به خطر می‌ندازم

با احترام قربان، شما به حرفم گوش نمی‌دین

چرا، گوش می‌دم. فقط همیشه توصیه‌تو دنبال نمی‌کنم

حالا برو به اتاق فرمان بگو ما رو پایین رودخونه ببرن

و وقتی اون کار تموم شد

تو مسئول کار کردن با تجهیزات جدید با بچه‌ها هستی

چک‌ لیست، قربان

بی‌خیال. یه کاروان داریم که باید نابود کنیم

و یکی از هلیفکس که باید برگردونیم خونه

حتی از شکست دادن آلمانیا چیزی نمی‌گم

از خلیج کیل رد شدیم؟ بله قربان

باید سکان هدایت و شیرجه رو تست کنیم

می‌رم بالا آخرین فرصت برای یه نگاه به خونه

تست شیرجه پنج دقیقه دیگه

نمی‌خوای خداحافظی کنی؟ برای چی؟

راه بیفت می‌رم بالا

رو پل

قایق می‌ره به عمق پریسکوپ

ستوان دوم ارنبرگ

لطفاً

هر دو موتور جلو. سرعت کم

حرف رئیس رو شنیدی. حالا

کار، کاره، مشروب هم مشروبه. وقت کاره

بله قربان هر دو موتور جلو. سرعت کم

هنوز صداش خوب نیست

مولر، سکان شیرجه؟ کار می‌کنه قربان

سکان هدایت؟ هنوز به سمت راست می‌کشه

همون‌طور که گفتی

آماده بالا اومدن آماده بالا اومدن

بچه‌ها، گوش کنین. قراره تمرین پشت تمرین کنیم

تا وظایفتونو از حفظ بشین

تمرین اول، آتیش تو کشتی. آتیش تو موتورخونه

تمرین اول! آتیش تو موتورخونه آتیش تو موتورخونه

برو، برو، برو، بچه‌ها

برو، برو، برو، بچه‌ها

با یکی آشنا شدم، فریدریش

می‌خوام آزاد باشم

می‌خوام با اون باشم

خانم نوسمایر، می‌تونم یه لحظه باهاتون حرف بزنم؟

معلومه

پس هیچ بهبودی نیست؟

اگه حالش تغییر نکنه

باید به‌عنوان غیرقابل‌درمان طبقه‌بندیش کنم، منتقل می‌شه

کجا؟

به یه برنامه تحقیقاتی ویژه

راه دیگه‌ای نیست؟

فقط اگه حالش حسابی بهتر بشه

اون موقع می‌تونم تحویل مراقبت تو بدمش

نمی‌تونه غذا بخوره، ریششو بتراشه یا خودش لباس بپوشه

من یه دختر دارم

و باید کار و بار بابامو بگردونم

به‌زودی کلی زخمی از جبهه شرقی می‌رسه

و باید اونایی که می‌تونیم رو درست کنیم و بقیه رو جای دیگه بفرستیم

نمی‌تونه اینجا بمونه

بفرستین جای دیگه؟ مگه قسم نخوردین؟

چرا، قسم خوردم

تو هم همین‌طور

برای همین ازت می‌پرسم: بهبودی توش دیدی؟

قراردادهای تنگستن لیسبون، 1943

طبقه‌بندی‌شده محرمانه

صبح بخیر صبح بخیر

...یه چند تا برات آوردم

صبح زود بیدار شدم. تو خواب بودی. نخواستم اذیتت کنم

قهوه تقریباً آماده‌ست

کجاست؟ پلیس,پلیس

در رو باز کن

ببخشید. مجبور شدم

پلیس در رو باز کن

- فرار کرد. دنبالش کنین - بریم

جاسوسه آره

تلگرام همینو می‌گه. بک اعتراف کرده

و ما دیروز باهاش بودیم این حالشو توضیح می‌ده

احتمالاً حدس زده بود دنبالشن

اگه واقعاً جاسوس باشه، منطقیه

که امضای قرارداد تنگستن رو عقب انداخته باشه

قراردادا اینجاست مرسی

بیرون منتظر می‌مونی؟ ببخشید؟

الان باید امضاش کنی

برلین بهت اختیار داده

این قرارداد غیرقانونیه

بیش از 50 میلیون طلا

دوست دارم نقش زن وظیفه‌شناس رو بازی کنم، ولی منم توقعاتی دارم

باید به‌زودی لیسبون رو ترک کنیم می‌دونم

پس می‌دونی اگه تو امضا نکنی یکی دیگه این کارو می‌کنه

آخرش همه‌ی افتخارش می‌مونه واسه اون

و تو،سه سال بعدی رو تو یه اتاق تاریک تو برلین

با مُهر زدن به پشت مجوزای سفر می‌گذرونی

این چیزیه که ما می‌خوایم؟

نه، نیست

چته؟

اخیراً انگار تو دریا گم شدی

اون سخنرانی دیروز چی بود؟ یهو از کجا پیدات شد؟

من همون کاری که همیشه می‌کنم رو کردم

از منافع کشورم دفاع کردم

آقای گیزه

قضیه اش چیه؟ به جرم قتل تحت تعقیبه

اگه کسی درباره‌ش ازت پرسید، بگو هیچ‌وقت اسمشو نشنیدی

دیگه فراموشش کردم

"قرارداد"

"وزیر رایش، اشپیر"

...قیمت خیلی بالاست... ...کیفیت ناکافیه...

...رونوشت/ وزیر رایش، اشپیر ...نماینده گروبر، لیسبون

...گروبر

بابات با ما شام نمی‌خوره؟

از سفر خسته‌ست

دیدارش با دریاسالار بزرگ دونیتز

از اون چیزی که فکر می‌کرد سنگین‌تر بود؟

نگرانم، آلبرشت. حالا حقیقت درباره کلاوس رو می‌دونه

خب، شاید این‌جوری بهتر باشه

نگران نیستی که

با این اطلاعات چی کار ممکنه بکنه؟

همه فکر می‌کنن برادرت قهرمانانه مرده

فکر می‌کنی اون میره جار بزنه که کلاوس به کشورش خیانت کرده؟

اون اینو جور دیگه‌ای می‌بینه

پس بذار تو دنیای رویاهاش زندگی کنه

تا وقتی که شماها هافمن‌ها زندگی رو برای من سخت نکنین

منظورت چیه؟ منظورت چیه؟

برادرت، بابات، همه‌تون

انگار عمداً می‌خواین اذیتم کنین

شاید یه نعمت باشه که نمی‌تونی بهم بچه بدی

چطور جرأت می‌کنی؟

چطور جرأت می‌کنی همچین چیزی بهم بگی؟

بعد از همه چیزایی که کشیدم

رفتم پیش هر دکتری، هر بیمارستانی. بارها و بارها

خودمو تحقیر کردم، و تو؟ تو هیچ کاری نکردی

اگه یه کم فکر کرده بودی متوجه می‌شدی

چه عجیبه که هیچ مشکلی تو من پیدا نکردن؟

چون من کاملاً سالِمم

تا حالا فکر کردی شاید تو دلیلش باشی که بچه‌دار نمی‌شیم؟

دیوونه شدی، ها؟ می‌خوای بزنیم؟

خب بزن منو

اگه با چشم کبود تو کیل راه برم

این بیشتر نشون می‌ده تو چه جور آدمی هستی تا اون همه پُز دادنای دریاییت

به تیلدا بگو برام یه ساک ببنده و بفرسته دفتر

اونجا می‌خوابم

حالا داریم از طول جغرافیایی 10 غربی رد می‌شیم

ناوبری پیشنهاد می‌کنه بریم سمت ۲-۵۰ درجه

موقعیت قرار با کاروان ONS185

داره شب می‌شه. به کشتی‌های کاروان ONS185 اطلاع بده که ما داریم بهشون ملحق می‌شیم

و موقعیت‌مون رو ۳۰ مایل شرقِ نقطه‌ی قرار تنظیم کن

سکان، چپ 15 درجه. مسیر جدید 210

بله قربان. چپ 15 درجه

کاروان رو بی‌دفاع بذاریم؟

یه هفته پیش 14 تا کشتی رو تو یه روز به‌خاطر زیر دریایی‌ها از دست دادیم

و اونا یه ناوشکن اسکورت داشتن

من اون کشتیا رو از دست ندادم

اون کشتیا به‌خاطر ناوشکنی که ازشون دفاع می‌کرد گم شدن

ما می‌خوایم حمله کنیم

وقتی هوا تاریک بشه، زیر دریایی‌ها سعی می‌کنن بینمون نفوذ کنن

اگه این اتفاق بیفته، نمی‌تونیم بهشون شلیک کنیم چون ممکنه به خودمون بزنیم

پس می‌خوایم قبلش بگیریمشون

قراره یه هدف رو به‌عنوان طعمه بذاریم و از پشت یورش ببریم

فرماندهی قبلاً این کارو می‌کرد

قبلاً تو تاریکی نمی‌تونستیم ببینیمشون

نه قبل از اینکه اونا ما رو ببینن

حالا می‌تونیم

پل

گزارش بدین که به یو-947 و یو-948 رسیدیم

یو-947 و یو-948 جلومونن

افسر نگهبان اول، به فرمانده‌های برانت و کارپف بگو

ما تو موقعیتیم و می‌خوایم یه غنیمت گنده بگیریم

تاووشر، موقعیت رو به ستاد فرماندهی گزارش بده

بچه‌ها

تمرینا تموم شد

این لحظه‌ی حقیقت است

مولر بله قربان

برو جای یه نگهبان رو بگیر

یه کم هوای تازه بخور. برای جنگ باید سرحال باشی

من بدون تمرین‌ها هم هوشیار ‌بودم این یه دستوره

می‌رم بالا می‌رم بالا

تو اتاق کنترل چی داره می‌گذره؟

ارنبرگ حالا فرمانده جدیدمونه یا چی؟

کسی چیزی نمی‌گه، ولی انگار همین‌طوره

می‌تونیم "غرق شدن به‌خاطر اون احمق" رو از لیست خط بزنیم

شما دو تا، حواستون به بخشاتون باشه

وگرنه با مسواکتون دستشویی رو می‌سابین

و هیچ‌چیز عوض نشده

ما دستورای مافوقمون رو اجرا می‌کنیم

چیزی تو رادار هست هنوز؟ نه قربان

ولی HMS Lily گزارش داده هواپیما بالای کاروانه

یونکرس Ju 88

شناسایی. خوبه

یعنی زیاد طول نمی‌کشه تا گرگا برسن

تفنگای عرشه و گروه بمبای عمقی آماده باشن، آقای مک‌کوی

من با والش میرم

گزارش شناسایی جدید از ستاد

کاروان بزرگ تو بخش آلفا لیما 8-7 به سمت شمال‌شرق میره

سرعت: ده گره

گله گرگای عقاب دم‌سفید برن موقعیت حمله

بریم عمق پریسکوپ؟

تو عمق پریسکوپ فقط هفت گره می‌تونیم بریم

آهسته‌ترین کشتی تو کاروان از ما سریع‌تره

هوا تاریکه. ازش استفاده می‌کنیم

با سرعت اضطراری می‌ریم، هر وقت تونستیم شلیک می‌کنیم

بعد می‌ریم عمق پریسکوپ و میریم بینشون

خب این کارو بکن، رئیس

مسیر جدید: 0-0-3

به جایگاهای نبرد برین

به جایگاهای نبرد برین برو، برو، برو

افسر نگهبان اول به اتاق کنترل. من پُل رو می‌گیرم

میرم بالا

سه‌تاشون

چقدر جلوترن؟ نزدیک‌ترین هدف، 10,000 یارد

فاصله بین آلفا و براوو، 9,000

بین براوو و چارلی هم همین

این به ما چهار دقیقه وقت میده قبل از اینکه در محدوده دید قرار بگیرن

پل قربان؟ گرفتیمشون، آقای مرسر

مسیر جدید، چپ 120، سرعت کامل

آماده نبرد بله قربان

سرعت کامل. آماده نبرد

قربان، اینو ببینین، قربان

یه چیز عجیب. این یه الگوی زیگ‌زاگ داره

تا حالا ندیدمش شاید آسیب دیده باشه

اونجاست، رئیس

لوله‌های یک و دو رو برای شلیک سطحی آماده کن

لوله‌های یک و دو رو برای شلیک سطحی آماده کنین

برو! برو! سریع‌تر

لوله‌های یک و دو برای شلیک سطحی آماده‌ست

لوله‌های یک و دو برای شلیک سطحی آماده‌ست، رئیس

کشتی باری تو 0-9-2. زاویه رو کمان، راست 50

کشتی باری تو 0-9-2. زاویه رو کمان، راست 50

زاویه رو کمان، راست 50 ده گره، فاصله 6,000

ده گره، فاصله 6,000

فاصله 6,000

لوله یک، شلیک

لوله یک، شلیک

لوله دو، شلیک لوله دو، شلیک

والش، چقدر دورن؟ سبز، 45

2,000 یارد، داره نزدیک می‌شه، قربان

تفنگای عرشه آماده، مک‌کوی

22، 23، 24...

31، 32، 33...

38، 39، 40، 41، 42، 43.

44، 45، 46.

47، 48، 49.

50، 51...

آره

شلیک خوبی بود، رئیس

دومی کجاست؟

اژدر دوم، بوخنر

محفظه اژدر! اژدر دومی کجاست؟

هشدار، ستوان دوم

هشدار

هشدار هشدار

برو! همه پایین

پایین

اون کشتی بخاری کوچیکه

انگار طعمه‌تو گرفتن

می‌تونستن تانکر رو بزنن، ولی من براش کافیم

چقدر دور، والش؟ سبز 10، 1,500، قربان

هر سه تا دارن شیرجه میرن، قربان

شلیک کامل، چک، چک، چک بارگذاری رو متوقف کن

خارپشت‌ها رو آماده کن خارپشت‌ها رو آماده کن (اشاره به نام یک سلاح ضد زیردریایی)

برو عمق پریسکوپ عمق پریسکوپ

افسر نگهبان اول، اینجا بمون. ستوان دوم؟

کجا؟ برم اژدر دومی رو چک کنم

جلو پنج درجه پایین، عقب ده درجه پایین جلو پنج درجه پایین، عقب ده درجه پایین

آماده باشین، خارپشت ها. هدف، 310

...آماده شلیک

...پنج، چهار ...سه، دو

یک! شلیک

شلیک

اژدر قاطی کرده، قربان چطور ممکنه؟

نمی‌دونم، ولی فعاله

چقدر دیگه وقت داریم؟ پنج دقیقه

چی کار کنیم، رئیس؟

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.