Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
برنامه بعدی شامل صحنههای خشونتآمیز و صحنههایی با محتوای جنسیه
بک، باورم نمیشه بزنش کنار
این کار آسونی نیست
ما به قاتلای زیر دریایی کارکشته مثل تو نیاز داریم
تا برن و کاری که توش خوبن رو انجام بدن
،وقتی اونا دارن کشتیامونو ردیف میکنن
فکر میکنن تو عمق پریسکوپ در اَمانن... ما میدونیم کجان
ستوان دوم ارنبرگ، تو جای فوگتس رو میگیری
بهعنوان مهندس ارشد تو زیردریایی یو-949 فردا راهی دریا میشی
فکر کنم میخوای یه چیزی به خانم بوخنر بگی
لطفاً منو ببخش، اولریکه
تا دم در بدرقت میکنم
شاید بعداً بتونیم همدیگه رو ببینیم. بهخاطر کمک دیشبت بهت بدهکارم
خودم زحمتشو کشیدم اوه
نباید دیده بشه داریم یه سفر میریم
همهچیز روبراهه؟ حالمون خوبه
باید زندگیتو ادامه بدی چی؟
شاید بهتر باشه یکی دیگه رو پیدا کنی
جک
عصر بخیر
لاستیکم پنچر شده
خارجی هستی؟ آلمانی
مدارکت رو بده ببینم
چیز مهمی نیست واقعاً
جادهها افتضاحن، نه؟
واسه زحمتت چقدر میخوای؟
لطفاً همینجا بمون
هی، تو
میدونستی؟
حسابی منو ترسوندی الان
چرا تو تاریکی نشستی؟
!پرسیدم میدونستی یا نه
چی رو؟
اینکه کلاوس تو دریا نمرده، بلکه گمشده بوده
این حقیقتیه که تو دفترچه ثبت شده
ولی اون زندهست و تو نیویورکه
تو اینو میدونستی؟
چرا اینو از دونیتز فهمیدم؟
نه از گوشت و خون خودم؟
ها؟
میخواستیم ازت محافظت کنیم من؟
من نیازی به محافظت ندارم
فکر نمیکنم اصلاً اینو بفهمی
وقتی معلوم شد کلاوس زندهست، تو اینجا نبودی
تو بیمارستان بودی
نمیدونستی اساس اینجا رو غارت کرد
میدونی تنبیه خانوادگی چیه
آلبرشت رو دستگیر کردن و سه هفته بازجوییش کردن
حالا یه پست مسخره داره. پسرای کوچیک رو آموزش میده. چرا؟
چون پسرت برای دشمن کار میکنه
این درست نیست ! هست
کلاوس آدم شریفیه اون خائنه
نه آره
اون همیشه برات بینقص بود
هیچوقت نمیتونست اشتباه کنه. من چی؟
دیگه از مردا خسته شدم
از شوهرا، پدرا و برادرها
این همه روغن برای چیه؟
برای اِشپتزل پنیری، پنیر تقلبی گرفتم. حتی خودم یه رنده درست کردم (اِشپتزل یه نوع غذای سنتی آلمانیه)
اشپتزله پنیری؟ خب، پس خوش بگذرون، ویلی
آشپزی با دو تا اجاق برای 50 نفر، اونم تو آب کثیف کف کشتی
بذار رویاهاشو داشته باشه. اگه بتونه، چه بهتر
شنیدم اردمن به هوبر گفت ارنبرگ جون بوخنر رو نجات داده
کی اهمیت میده؟ تا وقتی ارنبرگ رئیس جدیدمونه
پاولی و هری، شما اونجا بودین، نه؟
آره، اون جون بوخنر رو نجات داد
و جون مارو ... با این حال
بوخنر هنوز فرماندهمون میمونه
پس بیا یه کم خوش بگذرونیم. امشب آخرین شبمون تو خشکیه
اونجا چی داری؟ ... این، اِم
آدرس "بیگ لیزی"ئه
از اُولی گرفتمش
شما دو تا دارین به هم نزدیک میشین؟ پنج مارک خرجم شد
ما هم میایم تو، ویلی؟
چی؟ اون؟
این "بیگ لیزی" چیه؟ گور باباش
این بیگ لیزیه. یه گاز میخوای؟ چند تا آبجو
... بعدش یه شب آخر خوب خواهیم داشت
آره، معلومه
ویلی، ویلی ویلی
اوضاع چطوره، رئیس؟
هر کاری بتونم میکنم
اما بدون اینکه بتونیم کشتی رو ببریم تعمیرگاه ...برای درست کردن سکان
اردمن؟ همه سوار شدن
من امشب نگهبانی میدم، افسر نگهبان اول
نیازی نیست. من کل شب اینجام
مطمئنم مادرت امشب میخواد ببینتت
عالیه. هوبر، یه آبجو دیگه
یه آبجو دیگه
نه، خوبه
میرم بالا جدی؟
ستوان دوم بوخنر، این آخرین شبته
و اون مادرته
تو چی، رئیس؟
از خداحافظی متنفرم
برو بیرون
کجا منو آوردی، لعنتی؟ وقتت تو لیسبون تموم شده
چی؟ نه ما همهچیز رو میدونیم
برمیگردی به رایش برای بازجویی
بازجویی؟
نمیفهمم کی پول رولت رو بهت داد؟
میدونیم که مأموریتت این بود که مذاکرات تنگستن رو به تأخیر بندازی
کیفیتش بد بود و قیمتش خیلی بالا
و پاسپورت کانادایی؟ ویزا برای نیویورک؟
چی؟ خائن
چی؟ نه! هیچوقت
من خائن نیستم. پول مال این بود که لومبا قمار کنه
آدما! بچهها
نه. لطفاً
لومبا، ازش بپرس. یا از گروبر بپرس
گیزه. گیزه
!گیزه. گیزه هنوز ازش سؤالم دارم
از حالا به بعد ما هواشو داریم
برام مهم نیست تو چی میخوای. لوپو، ساکت
ما اینو میگردونیم. برو بیرون
طبقهبندیشده
محرمانه به وزیر رایش، اشپیر، از بک
دیرم شد. ببخشید
باید یه چیزی رو تحویل میدادم
دیگه داشتم میرفتم
فکر کردم دیگه منو پیچوندی
عرق کردی
این شبای گرم بعد از شمال
کجا بریم؟ من... منم یه کم هوا لازم دارم
پیاده بریم؟
از این طرف
امشب شیفتت نبود، خانم لسینگ
همهچیز روبراهه؟
آره، همهچیز خوبه
کار زیادی نیست. چیز خاصی هم در جریان نیست.
سیگار برام داری؟ آره
معلومه. بیا
مرسی آتیش میخوای؟
بریم
اینجا؟
نگاهش کن افتضاحه
چی؟ انگار مامانمه. نمیتونم با این بخوابم
همهشون اینجورین؟
گفت که یه کم داغونن، ولی ارزونن
این افتضاحه. بیا بریم
هی
من میرم تو. با تو یا بدون تو
هری؟
با تو میام
هو هو
مرد حسابی! پشیمون نمیشی
نگاه کن
مطمئنم خیلی دلشون براتون تنگ شده
ولی ببخشید، من یه توقعاتی دارم
این نمیدونه داره چی میگه
برو حالشو ببر، ویلی
هی. بیا دیگه
بیا
بیا همراهم
...امشب تو قایقت نبودی. میخواستم
بازجویی چطور بود؟ بچهها چی شدن؟
تبرئه شدن
فرمانده هم همینطور. از این طرف
میدونستم یه راهی پیدا میکنی
قایق آزمایش نهایی رو رد کرد
باید یه سری تعمیرات رو تا جایی که میتونم انجام بدم
فردا راهی دریا میشه
پس همهچیز خوب پیش رفت
یا نرفت؟
منم باهاش میرم
بهعنوان مهندس ارشد
...تو؟ فکر کردم که
هر چی لازم بود گفتی تا بچهها رو از مخمصه دربیاری
مطمئنم کار درست رو کردی
بهم نشون بده چند هفته بعدی قراره کجا زندگی کنی
دلم میخواد بتونم تصورش کنم
و سالن افسرا اون جلوئه
این چیه؟
این دستشوییمونه
از سربازای جوون. قراره سفر طولانیای باشه
و اینجا هم جای خواب منه
...خیلی تنگه. اینکه بتونی اینجا بخوابی
میتونی؟ مرسی
متأهلی، نه؟
فانی بهم گفت شوهرت تو بیمارستانه
میخوام با شوهرم یه چیزایی رو حل کنم
قول میدم بهت
اگه این کارو میکنی، برای خودت و فانی بکن
نمیخوای برگردی؟
فکر میکنی آدم خوبیام، ولی نیستم
...کارایی کردم این جنگه
تو نیستی
میدونم کی هستی
برگرد و بچهها رو به خونه بیار
تازه، باید حتماً برگردی
باید بهت شنا یاد بدم
اوه، با یکی از صندوقدارا حرف زدم
راست میگفتی
دکتر بک واقعاً کلی چیپس میخره
ولی هر دومون میدونیم که اون شامپاین رو به قمار ترجیح میده
اونا برای لومبا هستن
اون مقام پرتغالی که همیشه کنارش میشینه؟
جای شانسش
به ما خوب انعام میده تا جاشو خالی نگه داریم
حتی وقتی لومبا پیداش نمیشه
لومبا کیه؟ از دفتر دکتر سالازاره
...عنوان رسمیای نداره، پس
میگن یه جور مشاور ویژهست
آتیش داری؟
اگه کسی پرسید، میتونی بگی امشب رو با هم گذروندیم؟
خب، اگه بیای خونهم دروغ کامل نگفتم
فقط برای یه نوشیدنی
نزدیکه و انگار یه چیزی لازم داری
به چی فکر میکنی؟
دارم فکر میکنم شاید شما پرتغالیا شانس آوردین
چطور؟
چراغا هنوز روشنه، شب آواز میخونین
اون داره میخونه که چیزی برای خوردن نیست
فکر میکنی چون تو جنگ نیستیم، یه جورایی زندگیمون بهتره
مسئولا محصولات کشاورزا رو به زور میگیرن و به جاش طلا میدن
که میره تو جیب خودشون
سالازار از جنگ شما استفاده میکنه تا با ما بجنگه
مردم خودشو، تا با خشونت و فقر نابودمون کنه
ببخشید. باید برم حالا
...قصد نداشتم
واقعاً باید برم حالا
راستی، بهونهت چی بود؟
لطفاً بمون
دلم میخواد بمونی
داری میلرزی
چیز مهمی نیست
آقایون، روز قشنگیه برای قایقسواری
قربان
مرسر، با من بیا.
...درباره نامهت
درخواست انتقال
... حتماً فرماندهی ندیده پارهش کردم
منم بهطور رسمی به فرماندهی نوشتم
و به ناوسالار دوم کلمن هم گفتم همین کارو بکنه
گوش کن مرسر، تو رو اعصاب منی
ولی شاید همین چیزیه که لازم دارم
و تو از این نمیترسی که بهم بگی وقتی فکر میکنی زیادهروی کردم
یا دارم کشتیمو به خطر میندازم
با احترام قربان، شما به حرفم گوش نمیدین
چرا، گوش میدم. فقط همیشه توصیهتو دنبال نمیکنم
حالا برو به اتاق فرمان بگو ما رو پایین رودخونه ببرن
و وقتی اون کار تموم شد
تو مسئول کار کردن با تجهیزات جدید با بچهها هستی
چک لیست، قربان
بیخیال. یه کاروان داریم که باید نابود کنیم
و یکی از هلیفکس که باید برگردونیم خونه
حتی از شکست دادن آلمانیا چیزی نمیگم
از خلیج کیل رد شدیم؟ بله قربان
باید سکان هدایت و شیرجه رو تست کنیم
میرم بالا آخرین فرصت برای یه نگاه به خونه
تست شیرجه پنج دقیقه دیگه
نمیخوای خداحافظی کنی؟ برای چی؟
راه بیفت میرم بالا
رو پل
قایق میره به عمق پریسکوپ
ستوان دوم ارنبرگ
لطفاً
هر دو موتور جلو. سرعت کم
حرف رئیس رو شنیدی. حالا
کار، کاره، مشروب هم مشروبه. وقت کاره
بله قربان هر دو موتور جلو. سرعت کم
هنوز صداش خوب نیست
مولر، سکان شیرجه؟ کار میکنه قربان
سکان هدایت؟ هنوز به سمت راست میکشه
همونطور که گفتی
آماده بالا اومدن آماده بالا اومدن
بچهها، گوش کنین. قراره تمرین پشت تمرین کنیم
تا وظایفتونو از حفظ بشین
تمرین اول، آتیش تو کشتی. آتیش تو موتورخونه
تمرین اول! آتیش تو موتورخونه آتیش تو موتورخونه
برو، برو، برو، بچهها
برو، برو، برو، بچهها
با یکی آشنا شدم، فریدریش
میخوام آزاد باشم
میخوام با اون باشم
خانم نوسمایر، میتونم یه لحظه باهاتون حرف بزنم؟
معلومه
پس هیچ بهبودی نیست؟
اگه حالش تغییر نکنه
باید بهعنوان غیرقابلدرمان طبقهبندیش کنم، منتقل میشه
کجا؟
به یه برنامه تحقیقاتی ویژه
راه دیگهای نیست؟
فقط اگه حالش حسابی بهتر بشه
اون موقع میتونم تحویل مراقبت تو بدمش
نمیتونه غذا بخوره، ریششو بتراشه یا خودش لباس بپوشه
من یه دختر دارم
و باید کار و بار بابامو بگردونم
بهزودی کلی زخمی از جبهه شرقی میرسه
و باید اونایی که میتونیم رو درست کنیم و بقیه رو جای دیگه بفرستیم
نمیتونه اینجا بمونه
بفرستین جای دیگه؟ مگه قسم نخوردین؟
چرا، قسم خوردم
تو هم همینطور
برای همین ازت میپرسم: بهبودی توش دیدی؟
قراردادهای تنگستن لیسبون، 1943
طبقهبندیشده محرمانه
صبح بخیر صبح بخیر
...یه چند تا برات آوردم
صبح زود بیدار شدم. تو خواب بودی. نخواستم اذیتت کنم
قهوه تقریباً آمادهست
کجاست؟ پلیس,پلیس
در رو باز کن
ببخشید. مجبور شدم
پلیس در رو باز کن
- فرار کرد. دنبالش کنین - بریم
جاسوسه آره
تلگرام همینو میگه. بک اعتراف کرده
و ما دیروز باهاش بودیم این حالشو توضیح میده
احتمالاً حدس زده بود دنبالشن
اگه واقعاً جاسوس باشه، منطقیه
که امضای قرارداد تنگستن رو عقب انداخته باشه
قراردادا اینجاست مرسی
بیرون منتظر میمونی؟ ببخشید؟
الان باید امضاش کنی
برلین بهت اختیار داده
این قرارداد غیرقانونیه
بیش از 50 میلیون طلا
دوست دارم نقش زن وظیفهشناس رو بازی کنم، ولی منم توقعاتی دارم
باید بهزودی لیسبون رو ترک کنیم میدونم
پس میدونی اگه تو امضا نکنی یکی دیگه این کارو میکنه
آخرش همهی افتخارش میمونه واسه اون
و تو،سه سال بعدی رو تو یه اتاق تاریک تو برلین
با مُهر زدن به پشت مجوزای سفر میگذرونی
این چیزیه که ما میخوایم؟
نه، نیست
چته؟
اخیراً انگار تو دریا گم شدی
اون سخنرانی دیروز چی بود؟ یهو از کجا پیدات شد؟
من همون کاری که همیشه میکنم رو کردم
از منافع کشورم دفاع کردم
آقای گیزه
قضیه اش چیه؟ به جرم قتل تحت تعقیبه
اگه کسی دربارهش ازت پرسید، بگو هیچوقت اسمشو نشنیدی
دیگه فراموشش کردم
"قرارداد"
"وزیر رایش، اشپیر"
...قیمت خیلی بالاست... ...کیفیت ناکافیه...
...رونوشت/ وزیر رایش، اشپیر ...نماینده گروبر، لیسبون
...گروبر
بابات با ما شام نمیخوره؟
از سفر خستهست
دیدارش با دریاسالار بزرگ دونیتز
از اون چیزی که فکر میکرد سنگینتر بود؟
نگرانم، آلبرشت. حالا حقیقت درباره کلاوس رو میدونه
خب، شاید اینجوری بهتر باشه
نگران نیستی که
با این اطلاعات چی کار ممکنه بکنه؟
همه فکر میکنن برادرت قهرمانانه مرده
فکر میکنی اون میره جار بزنه که کلاوس به کشورش خیانت کرده؟
اون اینو جور دیگهای میبینه
پس بذار تو دنیای رویاهاش زندگی کنه
تا وقتی که شماها هافمنها زندگی رو برای من سخت نکنین
منظورت چیه؟ منظورت چیه؟
برادرت، بابات، همهتون
انگار عمداً میخواین اذیتم کنین
شاید یه نعمت باشه که نمیتونی بهم بچه بدی
چطور جرأت میکنی؟
چطور جرأت میکنی همچین چیزی بهم بگی؟
بعد از همه چیزایی که کشیدم
رفتم پیش هر دکتری، هر بیمارستانی. بارها و بارها
خودمو تحقیر کردم، و تو؟ تو هیچ کاری نکردی
اگه یه کم فکر کرده بودی متوجه میشدی
چه عجیبه که هیچ مشکلی تو من پیدا نکردن؟
چون من کاملاً سالِمم
تا حالا فکر کردی شاید تو دلیلش باشی که بچهدار نمیشیم؟
دیوونه شدی، ها؟ میخوای بزنیم؟
خب بزن منو
اگه با چشم کبود تو کیل راه برم
این بیشتر نشون میده تو چه جور آدمی هستی تا اون همه پُز دادنای دریاییت
به تیلدا بگو برام یه ساک ببنده و بفرسته دفتر
اونجا میخوابم
حالا داریم از طول جغرافیایی 10 غربی رد میشیم
ناوبری پیشنهاد میکنه بریم سمت ۲-۵۰ درجه
موقعیت قرار با کاروان ONS185
داره شب میشه. به کشتیهای کاروان ONS185 اطلاع بده که ما داریم بهشون ملحق میشیم
و موقعیتمون رو ۳۰ مایل شرقِ نقطهی قرار تنظیم کن
سکان، چپ 15 درجه. مسیر جدید 210
بله قربان. چپ 15 درجه
کاروان رو بیدفاع بذاریم؟
یه هفته پیش 14 تا کشتی رو تو یه روز بهخاطر زیر دریاییها از دست دادیم
و اونا یه ناوشکن اسکورت داشتن
من اون کشتیا رو از دست ندادم
اون کشتیا بهخاطر ناوشکنی که ازشون دفاع میکرد گم شدن
ما میخوایم حمله کنیم
وقتی هوا تاریک بشه، زیر دریاییها سعی میکنن بینمون نفوذ کنن
اگه این اتفاق بیفته، نمیتونیم بهشون شلیک کنیم چون ممکنه به خودمون بزنیم
پس میخوایم قبلش بگیریمشون
قراره یه هدف رو بهعنوان طعمه بذاریم و از پشت یورش ببریم
فرماندهی قبلاً این کارو میکرد
قبلاً تو تاریکی نمیتونستیم ببینیمشون
نه قبل از اینکه اونا ما رو ببینن
حالا میتونیم
پل
گزارش بدین که به یو-947 و یو-948 رسیدیم
یو-947 و یو-948 جلومونن
افسر نگهبان اول، به فرماندههای برانت و کارپف بگو
ما تو موقعیتیم و میخوایم یه غنیمت گنده بگیریم
تاووشر، موقعیت رو به ستاد فرماندهی گزارش بده
بچهها
تمرینا تموم شد
این لحظهی حقیقت است
مولر بله قربان
برو جای یه نگهبان رو بگیر
یه کم هوای تازه بخور. برای جنگ باید سرحال باشی
من بدون تمرینها هم هوشیار بودم این یه دستوره
میرم بالا میرم بالا
تو اتاق کنترل چی داره میگذره؟
ارنبرگ حالا فرمانده جدیدمونه یا چی؟
کسی چیزی نمیگه، ولی انگار همینطوره
میتونیم "غرق شدن بهخاطر اون احمق" رو از لیست خط بزنیم
شما دو تا، حواستون به بخشاتون باشه
وگرنه با مسواکتون دستشویی رو میسابین
و هیچچیز عوض نشده
ما دستورای مافوقمون رو اجرا میکنیم
چیزی تو رادار هست هنوز؟ نه قربان
ولی HMS Lily گزارش داده هواپیما بالای کاروانه
یونکرس Ju 88
شناسایی. خوبه
یعنی زیاد طول نمیکشه تا گرگا برسن
تفنگای عرشه و گروه بمبای عمقی آماده باشن، آقای مککوی
من با والش میرم
گزارش شناسایی جدید از ستاد
کاروان بزرگ تو بخش آلفا لیما 8-7 به سمت شمالشرق میره
سرعت: ده گره
گله گرگای عقاب دمسفید برن موقعیت حمله
بریم عمق پریسکوپ؟
تو عمق پریسکوپ فقط هفت گره میتونیم بریم
آهستهترین کشتی تو کاروان از ما سریعتره
هوا تاریکه. ازش استفاده میکنیم
با سرعت اضطراری میریم، هر وقت تونستیم شلیک میکنیم
بعد میریم عمق پریسکوپ و میریم بینشون
خب این کارو بکن، رئیس
مسیر جدید: 0-0-3
به جایگاهای نبرد برین
به جایگاهای نبرد برین برو، برو، برو
افسر نگهبان اول به اتاق کنترل. من پُل رو میگیرم
میرم بالا
سهتاشون
چقدر جلوترن؟ نزدیکترین هدف، 10,000 یارد
فاصله بین آلفا و براوو، 9,000
بین براوو و چارلی هم همین
این به ما چهار دقیقه وقت میده قبل از اینکه در محدوده دید قرار بگیرن
پل قربان؟ گرفتیمشون، آقای مرسر
مسیر جدید، چپ 120، سرعت کامل
آماده نبرد بله قربان
سرعت کامل. آماده نبرد
قربان، اینو ببینین، قربان
یه چیز عجیب. این یه الگوی زیگزاگ داره
تا حالا ندیدمش شاید آسیب دیده باشه
اونجاست، رئیس
لولههای یک و دو رو برای شلیک سطحی آماده کن
لولههای یک و دو رو برای شلیک سطحی آماده کنین
برو! برو! سریعتر
لولههای یک و دو برای شلیک سطحی آمادهست
لولههای یک و دو برای شلیک سطحی آمادهست، رئیس
کشتی باری تو 0-9-2. زاویه رو کمان، راست 50
کشتی باری تو 0-9-2. زاویه رو کمان، راست 50
زاویه رو کمان، راست 50 ده گره، فاصله 6,000
ده گره، فاصله 6,000
فاصله 6,000
لوله یک، شلیک
لوله یک، شلیک
لوله دو، شلیک لوله دو، شلیک
والش، چقدر دورن؟ سبز، 45
2,000 یارد، داره نزدیک میشه، قربان
تفنگای عرشه آماده، مککوی
22، 23، 24...
31، 32، 33...
38، 39، 40، 41، 42، 43.
44، 45، 46.
47، 48، 49.
50، 51...
آره
شلیک خوبی بود، رئیس
دومی کجاست؟
اژدر دوم، بوخنر
محفظه اژدر! اژدر دومی کجاست؟
هشدار، ستوان دوم
هشدار
هشدار هشدار
برو! همه پایین
پایین
اون کشتی بخاری کوچیکه
انگار طعمهتو گرفتن
میتونستن تانکر رو بزنن، ولی من براش کافیم
چقدر دور، والش؟ سبز 10، 1,500، قربان
هر سه تا دارن شیرجه میرن، قربان
شلیک کامل، چک، چک، چک بارگذاری رو متوقف کن
خارپشتها رو آماده کن خارپشتها رو آماده کن (اشاره به نام یک سلاح ضد زیردریایی)
برو عمق پریسکوپ عمق پریسکوپ
افسر نگهبان اول، اینجا بمون. ستوان دوم؟
کجا؟ برم اژدر دومی رو چک کنم
جلو پنج درجه پایین، عقب ده درجه پایین جلو پنج درجه پایین، عقب ده درجه پایین
آماده باشین، خارپشت ها. هدف، 310
...آماده شلیک
...پنج، چهار ...سه، دو
یک! شلیک
شلیک
اژدر قاطی کرده، قربان چطور ممکنه؟
نمیدونم، ولی فعاله
چقدر دیگه وقت داریم؟ پنج دقیقه
چی کار کنیم، رئیس؟
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.