All language subtitles for The.Grand.Tour.S04E01.720p.WEB-DL.2CH.x265.HEVC.PSA.FA

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish Download
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

سلام و خوش اومدین به سرزمین گرمی که

بهش میگن کامبوج

.:: ارائه شده توسط وبسایتِ گجت نیوز ::.

ترجمه: پوریاژ

.: گجت نیوز :. .::آخرین اخبار دنیای علم و فناوری::. ..::..GadgetNews.Net..::..

راه های بسیار زیادی هست برای عبور از این کشور فوق العاده

میتونیم از اسب یا ماشین سه چرخ یا تراکتور استفاده کنیم

ولی اقای ویلمن تصمیم گرفت که ما باید همه اینجا جمع بشیم

با سه تا قایق

و این موضوع برای همکارام خیلی خوب پیش نرفته

نه - بیا چی گفتم -

من متنفرم از...من اهل بیرمنگهام هستم قبلا توضیح دادم

من توی دورترین نقطه از دریا توی بریتانیا هستم

پر از کانال هستش - ما از قایق استفاده نمیکنیم -

مردم بیرمنگهام همیشه میگن

"اینجا ونیس شماله"

"همونطوری که ونیسی ها همیشه میگن "اینجا بیرمنگهام جنوبه

کانال ها فقط برای اینه که ذغال رو جا به جا کنن

و من دلم نمیخواد اونکارو هم بکنم

من اهل بیرمنگهام هستم. من اهل اسکی کردن و قایق سواری نیستم. تموم

من اومدم که توی یه برنامه ماشینی شرکت کنم - آره -

نه آشپری یا گچ بری یا قایق سواری

من از قایق خوشم نمیاد نمیشه بهش اعتماد کرد - دقیقا همینه -

نمیشه به وسیله ای اعتماد کرد که دقیقا همونجایی نمیمونه که پارکش کردی

مشکل اولش این که اونا میتونن غرق بشن ولی ماشینا نه

بیننده ها چی فکر میکنن با خودشون؟ - چی؟ -

فکر کن تلویزون رو روشن کنی برنامه جیمی اولیور رو ببینی

"و با خودت میگی "من عاشق اون برنامه اشپزی هستم

ولی یهو میبینی داره نقاشی آب رنگ میکشه

...ما از کامیون ها استفاده کردیم - کامیون یه وسیله نقلیه اس میتونه توی جاده بره -

ما از اسب ها لستفاده کردیم - اوه نه اینکه خیلی خوب هم پیش رفت -

به هر حال بیاین خودمونو درگیر این پیش داوری ها نکنیم

چون چالشی که بهمون دادن خیلی ساده اس

ما اینجا هستیم توی شهر سیم ریپ توی شمال کامبوج

و ما باید از همه این آب راه ها استفاده کنیم، در واقع همشون که نه

باید یه راه بینشون پیدا کنیم

به سمت وونگ تاو که پایین آبرفت میکانگ هستش

در ویتنام

ولی یه مشکل کوچیک هست

همونجور که گفتم من تخصصی توی قایق و قایق سواری ندارم

ولی هیچ آبی اینجا نیست - نه نیست -

اون پل موقتی که اونجا هست جاییه که اقای ویلمن ازمون خواسته جمع بشیم؟

اره توی زمین خاکی - اون یه احمقه مگه نه؟ -

به هر حال، مشکل اینه که

به اندازه کافی آب اونجا نیست که بشه کاری کرد

نه -

پس چرا نزنیم به جاده

و بریم آب پیدا کنیم

و بعدش قایق هامونو از اونجا میندازیم به آب

خیلی خوب

بعد از پیدا کردن چند تا وسیله نقلیه

ما جست و جومون رو شروع کردیم

چقد ما مفلوک شدیم

ولی داریم با زمونه جلو میریم

دقیقا همینجوره

گرمایش زمین هست. تغییر اب و هوا هست

و اگه الان مجری یه برنامه ماشینی باشی

به نظرم احساس حماقت میکنی

ای ماشین احمق

چته متوهم روانی

خودخواه دیوونه - بزنینش، ماشینش رو بزنین -

دیوونه

بعد از چند مایل خسته کننده

رودخونه هنوز خیلی خشک بود

مشکلی که داریم الان اینه که توی ماه جوئن هستیم

و باید که اینجا بارون بیاد، خیلی زیاد

همینجور مداوم بارون بیاد

ولی ماه ها هست که نیومده

و وقتی که به یه روستای ماهی گیری رسیدیم

بزرگی مشکل بهتر مشخص شد

این خونه ها همونجور که میبینین روی پایه های چوبی هستن

چونکه اینجا جاییه که آب رودخونه باید باشه

بیاین اینجا وایسین نگاه کنین

سطح آب الان اونقدره

واقعا ناپدید شده مگه نه

و فقط تغییر آب و هوا نیست که مقصره

چونکه یه مشکل دیگه هم هست

.چین اونا روی رودخونه سد زدن

همون رودخونه ای که آب اینجا رو تامین میکنه

چقد با عقل جور در میاد که

اینجا توی خونه ات با پایه چوبی بشینی بدون هیچ ابی دورش

و بفهمی که چینی ها همه اب رو دزدیدن

دنیای خنده داریه مگه نه

چیز خنده دار اصلی اینه که

چین هر بیست دقیقه یه نیروگاه ذغالی میسازه

و همه سرشون داد میزنن که

"شما دارین سیارمونو نابود میکنین"

وقتی که اونا یه سد پاک هیدرو الکتریک میسازن هم

همه بازم سرشون داد میزنن که شما دارین سیاره رو نابود میکنین

خب خیلی خوب میشد اگه اینکارو بدون اینکه آب بقیه رو بدزدن انجام میدادن

بالاخره یه دریاچه پیدا کردیم

اوه اونو ببینین - سلام -

ولی همینکه قایق هامونو زدیم به اب که بریم سمت یه جایگاه نزدیک

...فصل بارونی شروع شد...

با یه خشم خیلی زیاد

خدایا دمت گرم

همم...من نمیدونم چجوری یه قایق رو پارک کنم

نمیتونم دروغ بگم

دارم سعی میکنم که پارکش کنم

اووه چجوری متوقفش کنم

یه تلاش دیگه میکنیم

...اوه وایسا، موتور هام

اوه نه، اون یکی

آره

فکر کنم خوب پیش رفت

خیلی خوب

دست از تکون خوردن وردار

من پارکت کردم

حقیقتش میخواستم از قایقم خم بشم و بگم

...و تازه از میامی وایس"

"یه قایق

گوشه دار هستش، که معنیش اینه که قایق سریعیه

اوه پام گیر کرده

این موقع بود که جرمی از توی مه پیداش شد

و از اونجایی که اون تنها قایق سوار واجد شرایط توی تیمه

انتظار یه ورود نرم تر رو داشتم

برو بریم

قایق رو پارک میکنیم

آخ - نه نه نه -

اوه عالیه

!خیلی باد داره میاد دوباره میرم براش

...اوه نه این

کاملا غیر قابل کنترله

این زاویه بهتره

اوکی - میشه یه کمکی بکنی و اون طناب رو بیاری؟ -

میشه منو بکشی؟

لطفا منو بکش

الان وقت دیوص بازی در اوردن نیست

این کاری که ما داریم میکنیم کار خطرناکیه

خوشحالم که تونستی برسی اینجا چونکه به نظر میرسه داره بارون میاد

ک*ر توش

...اممم - چیه؟ -

این همون قایق توی فیلم "اینک اخر الزمان" نیستش؟

دقیقا، این یه قایق مدل بی پی ار هستش

سری دوم - اها -

این اصن مودبانه هستش؟ ما داریم میریم به ویتنام

نمیتونی با اون اونجا برونی - ...میتونی! چونکه -

تو احتمالا اینو نمیدونی...ولی ویتنام جنگ رو برنده شد

پس روندن اون توی ویتنام

،مثل قدم زدن توی اولد ترفورد هستش، که همون جاییه که منچستر یونایتد بازی میکنه

با لباس تیم چارلتون اتلتیک

اهمیتی نداره، چون تو یه بازنده ای

اونا مهم نیست براشون

که اینجوریه پس؟

اون یه قایق اسکرب هستش؟

آره

هموند تو به صورت اتفاقی

یه قایق خوب رو انتخاب کردی - واقعا؟ -

اگه توی راه های بین ساحالی میامی بودی آره

آره میدونی خیلی خوبه اون

من دو تا موتور وی8 دارم توی اون

منم دوتا توی مال خودم دارم - چند اسب بخار؟ -

در کل 850 تا، هر موتور 425 تا

خیلی زیادیه - تو چقدر داری؟ -

هر سمت 350 تا که میشه 700 در کل

850 - اره ولی این یکی بهتره -

نه نیست

فکر میکنی مال می چقدر باشه؟

یخورده - احتمالا، اونم با شانس -

خیلی زود دلیل دیر رسیدنش مشخص شد

از قرن هیجدهم داشت میومد

اونو ببین

اون بدترین چیز ممکن توی دنیا برای این کاره

با خودش چی فکر میکرده؟

اون چیز چقدر قدیمیه؟

جیمز؟ حدودا 60 سال

برای این طناب اماده این؟

وایسا داره میره عقب

چرا داره اینجوری میکنه؟

واقعا هیچ کاری نمیتونه بکنه

فقط یه دستگیره و یه فرمون داره

اوه داره میادش

داره یه روش جدید رو امتحان میکنه

پرچم اون رو شکوند الان

جیمز؟ - بله؟ -

اون بدترین انتخاب ممکنه که میتونستی بکنی

منظورت چیه؟

خب، این دقیقا طراحی شده که برای این جایی که ما الان هستیم نباشه

یه قایق رودخونه ایه

ما توی یه دریاچه هستیم - این یه قایق تفریحیه -

اره ولی قراره که بریم توی رودخونه

و اینم یه دریاچه ارومه. طوفانی که نیستش

واقعا؟

یه موتور وی8 بزرگ داری؟ - نه معلومه که ندارم -

چی هستش پس؟ - یه موتور دیزل چهار سیلندر -

قدرتش؟ - آره؟ -

نود و نه اسب بخار

قایقت کی ساخته شده؟ - 1939 -

هشتاد سالشه یعنی؟ - آره -

هشتاد؟ - از نبرد بریتانیا هم قدیمی تر هستش -

پس عتیقه جات حساب میشه

آره عتیقه هستش

داری یه میز پاتختی رو میرونی - تقریبا -

قیمتش چقدر بود؟ - £16,000 -

چی؟ شونزده هزار تا دادی برای اون؟

اون ارزونه. این میشه هم قیمت یه فورد فوکوس و تازه یه موتور جدید هم توش داره

اون چیز زشت که حتی دلم نمیخواد بهش نگاه کنم مال تو عه؟

آره - قیمت اون چقدر بود؟ -

بیست و سه هزار تا

واقعا؟ - منطقیه خب -

قیمت قایق ها اینقدره دیگه

-£23,000? آره -

اون چقدر بود؟ - چی، قایق پی بی ار؟ -

مال من چقدر بود؟

...اون هممم - چی؟ -

چقدر؟

100,000.

-$100,000? -100,000 چی?

نه، پوند - -£100,000?

آره - تو صد هزارتا خرج اون کردی؟ -

اوهوم

...ولی این

بخاطر پیشینه اش هستش؟

نه باید که میساختمش

چی، واقعی نیستش؟ - نه -

وایسا وایسا

خیلی پیچیده اس

اونا باید دیزاین اصلی بدنه رو پیدا میکردن

...بفهمن که موتورا کجا قرار میگیرن و چرا موتورش وسطه

کار به شدت پیچیده ای بود و من انجامش دادم

و من یه قسمت کوچیک از تاریخ رو به یه قیمت زیاد خریدم

مربوط به جنوب شرقی اسیا

ولی اون فیکه. فقط یه ماشین سر هم شده اس

بر اساس شاسی یه ماشین بیتل هستش یا یه ترایوم هرالد

یه شاسی شخصی سازی شده اس - یه موتور دو لیتری فورد توشه - اره دقیقا -

یه شاسی شخصی سازی شده اس

و یه موتور کاملا جدید

...صد هزار پوند برای

به نظرم...میشه یه خورده صحبت ماشینی بکنیم؟

چیزی که اینجا داریم یه ماشین کوروت هستش

اون یه کوروت هستش و هیچ مشکلی هم نداره

موتورش بزرگه و گرون هم نیست

اره پلاستیکیه و ارزون

یه مرسدس جی واگن و یه روور نود

آره منم قبول دارم

من الان یه چیزی به ذهنم رسید

من نذر قایقمو ندادم

پس من سریع یه مراسم رسمی برگذار کردم

خداوند همراه این قایق و تمام کسانی که ان را میرانند باشد

مثل وقتایی بود که ملکه انجامش میده

خوبیش اینه که الان یه بطری شراب توی قایقم دارم

"که اسمش هم هست "دو ما

اره؟ - اره معنیش میشه قایق ماشینی -

بعد از تموم شدن مراسم نذر

و همینطور هم بارون

وقت شروع سفر دریایی 500 مایلی ـمون بود

ممنون - اوه ببخشید -

ما در حال حرکتیم

دو ما الان جدا شده

من الان متوجه شدم اسم قایق هموند هست رزل دزل (به معنی گیج)

خیلی جالبه مگه نه؟

اولین چالش سفر آبیمون

عبور با سرعت از دریاچه تانله سپ بود

و من خیلی منتظر رها کردن یخورده قدرت و سرعت بودم

ولی متاسفانه این ممکن نبود

اوکی مشکل اینه که، و مشکل بزرگی هم هستش

با وجود اون بارون بزرگ

این دریاچه طولش هشتاد مایله

و این وقت سال باید پنج برابر اون باشه

این بهترین تصویر برداری ای نیست که تو عمرتون دیدین من عذر میخوام

ولی فکر کنم منظور رو میرسونه

این مسیری که اینجا هست

این مسیریه که دور دریاچه میره

ولی دریاچه الان بزرگیش فقط اینقدره

به اندازه کافی بزرگ نیستش

که معنیش اینه که به اندازه کافی عمیق نیستش

و نگران نباشید روزگار منو هم مسخره کرده

مردی که برای سی سال مجری برنامه ماشینی بود

محدود شده به هفت مایل در ساعت بخاطر گرمایش زمین

قایق تو...چجوری بگم اینو

داره میرینه؟

اون گل و لای عه

اره گل عه. داری میری پایین

در واقع میشه گفت دارم از یه قایق توی یه زمین خاکی استفاده میکنم

توی میامی وایس این اتفاق نیفتاد

کم عمق بودن تنها مشکل نبود

باید با یه هزار تو از تورهای ماهیگیری هم دست و پنجه نرم میکردیم

حس خوبی نمیده

صدای خوبی نمیده

دور میزنیم

اوه چقدر رفته...صد یارد؟

تو دقیقا چیکار کردی؟ - نمیدونم -

...اوه تو الان

هموند؟

چیه؟ همه دست از اومدن توی من وردارن

گیر کردی؟

نه با خودم فکر کردم که یذره اینجا توقف کنم

یه تور بهم گیر کرده

چرا نمیری و جداش نمیکنی؟

چرا این بلا سر تو نمیاد؟

چی؟ - چرا تو تور بهت نمیگیره -

من تور بهم نمیگیره این یه پی بی ار عه

این قایق جت عه دو تا موتور داره

واقعا؟

خوبه

...هموند رو ول کردیم تور هارو جدا کنه

خودشه، مشکل همینه

من به جلو حرکت کردم به همراه کاپیتان آهسته

قایق جیمز می از اون چیزایی هستش که

میتونم تصور کنم به شاهزاده چارلز میدادن وقتی که بچه بوده

تا باهاش توی حموم بازی کنه

قایق من از اون طرف برای جنگیدن ساخته شده بود

وقتی که ارتش امریکا میانه دهه شصت متوجه شد

یه قایق بنزینی سریع میخوان

برای رود های کم عمق جنوب شرقی آسیا

رفتن پیش شرکت هتراس

که یه شرکت خیلی قابل احترام قایق سازی توی امریکا بود و گفتن

اون قایقای تفریحی که میسازین رو میدونین دیگه

همون قایقای پلاستیکی ده متری پدر مادری؟

میتونین اونو تغییر بدین، موتور هاشو بیارین جلو تر

توش موتور قوی بزارین به جای پروانه

بهش برد 250 مایلی بدین و سرعت 25 گره (گره: واحد اندازه گیری سرعت دریایی)

کار خیلی خیلی سنگینی بود

و هتراس توی شیش روز تونست انجامش بده

!شیش روز

چیزی که درست کردن حماسی بود

ولی همچنان باید میدادم که اینو درست کنن برام چونکه امروزه

هیچ پی بی آر ـی که کار کنه باقی نمونده

و خیلی برام این شگفت انگیزه

تمام یادگاری های جنگ ویتنام رو نگه داشتن

هلیکوپتر ها و تفنگ ها و جنگنده و غیره

ولی هیچکس با خودش نگفت "بیاین یه پی بی آر هم نگه داریم"

واقعا طراحی خیلی فوق العاده ای داره

پی بی آر های اصلی دو تا موتور دیترویت دیزل داشتن

هیچ چیزی الکتریکی نداشتن پس توی آب بهتر بود

و موتور هاش و تولید شده بودن توسط

شرکت جکوزی

شوخی نمیکنم موتور های جکوزی بودن

آره موتور ها کنترل قایق رو توی سرعت پایین سخت میکنن

ولی جدا از اون من تونستم از چاله آب بزرگ کامبوج راحت رد بشم

اوه این خوب نیست

ولی اوضاع برای همکارام خیلی هم خوب نبود

جیمز هم یه تور بهش گیر کرده بود

!آره

اینو بگیر حروم زاده

...و همینطور که آکوامن داشت تلاش میکرد برگرده بالا

ک*ر توش

سیستم تهویه قایق هموند پر از گل شده بود

این خیلی بدتر از اینه که

تور گیر کنه به پره ها

...و دقیقا بعد از اینکه جیمز خشک شده بود

دوباره باید برمیگشت زیر قایقش

چون داخل قایق اون هم پر از گل شده بود

این معنیش این بود که من باید برمیگشتم و میشدم کامیون یدک کش

خسته شدین از متوقف وایسادن؟ عاشق این میشین

شت

ببخشید

!کلارکسون

خیلی خوب، دارمت

جیمز اصرار کرد که مسئولیت وصل کردن قایق ها بهم رو برعهده بگیره

که معنیش این بود که من ازاد بودم و میتونستم چند تا صحنه حماسی بگیرم

ولی بالاخره بهم وصل شدیم

و شروع کردیم به گشتن دنبال هموند

اونجاست - آره -

هموند

من از قایق متنفرم

آژیر رو روشن میکنیم (با لهجه آمریکایی)

سرویس بین المللی نجات داغون داره میرسه

دارم با خودم فکر میکنم چند تا فیلم پورن درجه دو ساخته شده

روی قایق هموند

هی میخوای بیای بیرون یه صفایی بکنیم؟ (با لهجه آمریکایی)

هموند چقدر اسپرم روی اون قایق پیدا کردی؟

لطفا، من سعی کردن اون فکر رو از سرم بیرون کنم

حقیقتا اون پایین رفتن انگار رفتن سر جوراب یه نوجوونه

بعد از وصل شدن هر دو قایق به تاندربرد دو

به راهمون ادامه دادیم تا اینکه به شب رسیدیم

یه نورافکن نظامی ای چیزی نداری روی قایقت؟

چرا دارم اتفاقا

اوهوو

سلاام

ساعت ها بعد و پس از طی کردن فقط ده مایل

یخورده احساس ناراحتی میکردیم

...ولی بعدش

جیمز اونا چراغه؟

اوه آره

فکر کنم اون شهر پورست هستش

دقیقا پایین دریاچه نیستش

ولی میتونیم یه هتل اونجا پیدا کنیم

...بعد از پارک کردن

!شت

رفتیم به تنها هتل شهر

و کاملا گرسنه رفتیم برای خوردن شام

ولی متاسفانه چیز زیادی توی منو برای هموند نبود

خب این... اینا سنجاقک هستن

سنجاقک نخورین

تا حالا نخوردی؟ - هیچکی سنجاقک نمیخوره -

این سوسکه

اونا سوسک آبی ان

من سوسک آبی نمیخورم - اونا رطیل ان -

من به خصوص رطیل نمیخورم

یا یخورده عنکبوت بزرگ هم داریم

مسئله اینه که زمان رهبر قبلیشون پل پات

اونا داشتن قحطی میکشیدن و مجبور بودن

و درواقع فهمیدن که خیلی هم خوشمزه هستن اینا

میدونی پل پات یعنی چی؟

همه فکر میکنن اسمش اینه - یعنی منوی بد؟ -

مخفف پتانسیل سیاسی هستش

مثل جرمی کوربین سیاسیت های یکسانی دارن

...داری یه عنکبوت میخوری

نه سنجاقک بود

مزشون چجوریه؟ - مزه سنجاقک میده -

!اوه - میدونستم که تو با اینا مشکل داری -

پس برات یخورده تخم مرغ آب پز آوردم هموند

...این یه

این یه سوسکه نگاه کنین

میتونین ببینینش؟

همینجوری میخورنش یا بازش میکنن گوشتشو درمیارن؟

!اوه خدای من

!یه پرنده داخلش داره

چی؟

...اون شاید برای منم زیادی باشه دیگه

دارم نگاش میکنم با خودم فکر میکنم "واقعا"؟

این دیگه خیلی انقلابیه

میدونم ولی اگه رهبرت یه سوسیالیست باشه

مثل توی بریتانیا خودمون که کوربین رو داریم

این چیزیه که قراره بخوریم

بعد از شاممون دیگه وقت خواب بود

و بهمون بهترین اتاق های اونجا رو دادن

وایسا، اون موتور همیشه قراره روشن باشه؟

اون صدای دا دا دا دا

میتونین خاموشش کنین؟

خاموش؟ دا دا دا دا

نه؟

اوکی

غیرممکنه که به ذهنم برسه دیگه چی میتونه از این بدتر بشه

و اینم از این

...این

این چیه؟ چرا اخه؟

...چرا اینا

این چیه توی اتاق یه مرد گنده؟

طلوع خورشید فوق العاده بود

و هیچ نیازی نبود که فیلمبردار ها رو بیدار کنیم برای تصویر برداری ازش

چون اونا هم مثل ما یک لحظه هم نخوابیدن

اون، اون صدای 4:26 بود

آره - 4:26 -

نیمه شب

ساعت دو موزیک تموم شد

و مسابقه پارس کردن سگ ها شروع شد - آره -

تا 4:26 که خروس ها شروع کردن - اره -

تا پنج هم که قایق ها شروع میکنن به بیرون اومدن

چرا از صدا خفه کن استفاده نمیکنن؟

اونا صدا خفن کن برای قایق ها یا جنریتور ها ندارن

این چیزا هنوز به این قسمت دنیا نرسیده بنا به دلایلی

چرا داریم اینکارو میکنیم؟

این یه تعطیلات قایق سواریه

آره عالیه - زندگی واقعا در حرکت و جادوییه -

برای سرحال کردن خودمون

تصمیم گرفتیم برای تدارکاتمون خرید کنیم

و یخورده سورپرایز شدیم

چونکه این شهر ونیس شرق بود

خونه ها شناور بودن با تلویزیون ماهواره ای روشون

کارگاه های شناور

سوپرمارکت های شناور

یه بیمارستان

حتی یه کلیسا

اینو نگاه کنین یه خیابون اصلی عه

...پس اونا شهرو جا به جا کردن به جایی که

خب، هرجایی که دریاچه باشه شهر همیشه لبه اونه

آره خودشو حرکت میده

خب چی لازم داریم؟

ما گوش گیر و قرص خواب لازم داریم

یه چیزی که باهاش قرص خواب رو بخوریم مثل آبجوی قوی

آره

شاید حتی اینقد قوی که اسمش ویسکی باشه

آره اون آبجوری خوبیه

اگه مشکلی نیست من میخوام چند تا شست و شو دهنده بگیرم

اوه بخاطر پورن هایی که روی قایقت انجام دادن؟

اووه! چیزی که اونجا داره اتفاق میفته چیزی نبود که به ذهنمون خطور کنه

متاسفانه حرکت کردن بین خیابونای شلوغ

نقطه ضعف پی بی آر رو به چشم آورد

غیر قابل کنترل بودنش توی سرعت های پایین

اوه خدایا

نگاه کن روی سمت چپ قفلش کردم

...فقط تمرکز کن روی

!اونکارو نکن

پس این داره میره...این میره عقب

و اون یکی جلو عه

نه این کار نکرد - عقب، عقب -

چیزی هست که بخواین از این مغازه بخرین؟ چون داریم بهش میرسی

اوه اوه

...بعد از اینکه بالاخره با مغازه درست تصادف کردیم

شروع به خرید کردن کردیم

جارو گرفتم - اینجا نوشته آبجو -

...آیا شما

...قرص برای

...آره ولی برای

...خوابیدن...فیل

خیلی بزرگ

ولی نه برای... خب اون برای کشتنش ـه

منظور من همین بود - اوه اها خوبه -

بعد از تموم شدن خرید

به سفرمون ادامه دادیم

از میان دریاچه کم عمق و پر از تور

الان قدرتم دست خودمه

همه چیز خوب به نظر میرسه

هموند هم موتور هاشو اصلاح کرده بود

ولی جرات روشن کردنشو نداره

از ترس اینکه توی گل نابود بشن

پس هنوز داشت یدک کش میشد

من یه ماهیگیر محلی مهربون پیدا کردم

که منو پشت قایق کوچیکش بکشه

که صدا خفه کن هم نداره روش

اون قایق به اندازه کافی قوی نبود

پس اون یکی از رفیقاشو اورد و بعد هم یکی دیگشو

و اونا همه قایق هاشونو به هم بستن

و موتور هیچکدوم از اونا هم صدا خفه کن نداره

و الان داریم با سرعتی اینقدر کم حرکت میکنیم که هیچ دستگاهی نمیتونه تشخیصمون بده

حوصلم سر رفته

برعکس همکار هام

من به یه نیروی محرکه عهد قجری گیر نکرده بودم

ممنون

ولی همچنان، بازم من به یه مشکل خورده بودم

این پایان دریاچه اس

من رسیدم بهش

و فکر کنم یه رودخونه اونجا هست

...ولی بین من و اون

یه مانع کوچیک هست

شروع رودخونه کاملا بسته شده بود با علف هرز

پس برای رد شدن ازش من تصمیم گرفتم اهستگی و مراقبت رو کنار بزارم

و به دوستای قدیمیم، سرعت و قدرت، زنگ بزنم

!یالا

!بتاز

!آرررره

نه نه نه خیلی بد پیش رفت

آره، گیر کردیم

فکر کنم برگ رفته توی موتورم

ااخ

...در همین حال، توی دریاچه

شرایط من داشت بدتر هم میشد

خیلی خب، گزارش وضعیت، من زمین گیر شدم

حتی نمیتونم قایقم رو ببرم سمت باد چونکه گیر کرده

و یه طوفان هم داره میاد

و اینجوری نبود که قایق فیلم بردارمون هم بتونه بهم کمک کنه

چونکه اون هم زمین گیر شده بود

اوه به اون بدبختا نگاه کنین

...و بعدش برای اینکه روی زخمم نمک پاشیده بشه

گیر کردی؟ من فکر کردم برای من وایساده بودی

...اره گیر کردم ولی قایقم به اندازه کافی قوی نیست

هیچ کاری نیست که من بتونم بکنم. من فکر کردم برای من وایسادی نمیدونستم که گیر کردی

واقعا متاسفم

اوه خدایا

اوه خدایا

توی زمین کاهو ها، من کمک درخواست کرده بودم

از اون چند تا محلی هایی که توسط جیمز و چارلز استخدام نشده بودن

واقعا داره حرکت میکنه

!آره! آره

!آره

پی بی آر باشکوه توسط محلی ها آزاد شد

خیلی زود من هم یدک کش شدم

پس وقت داشتم تا درمورد بد بودن تعطیلات قایق سواریمون یذره صحبت کنم

واقعا مضحک عه

نصف کامبوج رو اوردیم توی آب

تا مارو از تور ماهیگیری و طناب ها نجات بدن

و همنیطور قایق فیلم بردار هارو بکشن. همه گیر کردن

مضخرفه

گیر کردی؟

آره؟

اون گیر کرده؟

خیلی خوب

همه گیر کردن

بالاخره من و هموند آب عمیق رو پیدا کردیم

و تونستیم با اتکا به قدرت خودمون ادامه بدیم

!من دوتا موتور دارم

اون کلارکسونه

جناب فرمانده کلارکسون

خوش اومدین رفقا

اول از همه اینکه، خوشحالم شمارو اینجا دارم

ولی هیچ وقتی برای شوخی کردن نداریم

مشکلی که داریم اینه که یه مقدار بزرگی گیاه جلومونه

و این میتونه هرکاری کنه غیر اینکه از ابین اونا رد بشه

مشکل این بود که موتور وی8 بزرگ من برگ هارو میکشه توی خودش

و اونا رو توی هم گره میزنه

پس هموند و می تصمیم گرفتن یه راه باز کنن بین گیاه ها

با استفاده از پره های قایقشون

میریم توی علف زار

دست روی گاز

بعدش هم من توسط یه محلی یدک کش شدم

الان من دارم از بین سالاد رد میشم

خرد شده توسط هموند و می با استفاده از پره های قرن 19 ـیشون

اوه قایق من اصلا از این خوشش نمیاد

دارم به درجه هام نگاه میکنم همشون دارن بالا میرن

یخورده ناصافه

اوه یالا

یالا قایق

ولی با این حال سالاد خرد کن هام در حال پیشروی بودن

هموند اون پایین راه باز میشه

میتونی ببینی؟ حدود 200 یارد دیگه

آره آب صاف، آره

!آره

!آب بدون علف

عجب پیروزی ای برای عتیقه

بعدش از یه کانال باریک رد شدیم

که توسط ماهیگیر ها درست شده بود

میدونین چیز جالب راجع به این نی زار ها چیه

غیر از اینکه شبیه جعفری های بزرگ هستن

اینه که، با استناد به یه محلی اگه درست فهمیده باشم

حدودا ده روز پیش اصلا اینجا نبودن

و حالا مایل ها ازشون هست

!ده روز

فکر کن اگه میتونستیم مرکبات رو اینقد سرعت رشد بدیم چی میشد

خداروشکر بالاخره رودخونه دوباره باز شد

و بالاخره بعد از دو روز سختی کشیدن

بالاخره میتونستیم هممون یه تفریحی بکنیم

برای من به خصوص، این عالی بود

چونکه معنیش این بود بالاخره میتونم کنترل قایق رو دست بگیرم

!اوه آره! اینو ببینین! سرعتش رو

!سرعتش رو

اوهووو

اوه خدای من

!یالا قایق ماشینی

!دو ما

...البته باید بگم که وقتی میگم هممون میتونستیم تفریح کنیم

دما و سوخت عالیه

فشار روغن عالیه

فکر کنم دارم قایق سواری میکنم

ما الان داخل تانله سپ بودیم

تنها رودخونه دنیا که جهت جریانش

با توجه به فصل تغییر میکنه

و از همون اول

من و هموند یه کار مهم برای انجام دادن داشتیم

میخوای ببینی کی قایق سریع تر رو داره؟

!اوه حتما باید اینو انجام بدیم

خیلی خب، چیزی که الان میخوایم انجامش بدیم یه مسابقه درگ عه

و اون موقع هست که قدرت عظیم موتور من رو متوجه میشه

قدرت گشتاور و شتابش

با انتخاب کردن یه پل به عنوان نقطه پایان

ما به خط شدیم برای شورع

سه...دو...یک شروع

!اوه نه

اینم از این. تفاوتش این بود. موتورمو بخور

و اینم از خدافظی اقای هموند

من الان روی حالت سرعتی ام

!ها ها

اوه نه...نگاش کنین

داره برمیگرده به من

!یالا! یالا

!نه یالا ماشین قایقی تو میتونی انجامش بدی

نه نه من اینو قبول نمیکنم

!من برنده میشم، یالا

اینم از خط پایان

آرررره

نه نه

بیرمنگاهی احمق توی قایق جایگاه پورنش

بعد از باختن اون درگ ریس احمقانه

من ایده یه تست ترمز در سرعت بالا رو دادم

اماده این؟ ما کاملا توی حالت رو به جلو هستیم

و الانه که برم کاملا توی حالت برعکس

سریع یه ظرف میاد پایین

و آب به سمت جلو پاشیده میشه به جای عقب

چیزی که هموند نمیدونست اینه که اینکار خوراک پی بی آر عه

سه...دو...یک شروع

!خدایا

نه، اینو بهت میدم! اونو برنده شدی

یخورده خیس شدم

کلا پی بی آر ها به این مشهورن که میتونن از نهایت سرعت به توقف کامل برسن

توی طول خودشون، یعنی 10 متر

هنوز داره آب میریزه روی دوربین از موج ایجاد شده

فکر کنم من الان ثابت کردم که اون داستان واقعیت داره

در همین حین، چند مایل عقب تر

من به موتورم فشار اوردم تا تلاش کنم برسم به اون دوتا

!ای کیر

بالش ام افتاد توی آب

!کیر توش

...پس اگه کامل برسم به سمت راست

وایسا

چه گهی باید بخورم؟

هموند باید یخورده روی موج پریدن رو امتحان کنی واقعا عالیه

اوه من عاشق این بازیم

اونجا ریچارد هموند رو داریم در حالی که داره با موج ها بازی میکنه

چه مشکلی واقعا میتونه پیش بیاد؟

حداقل آتیش سوزی که نمیتونه باشه این دفعه

لعنتی دارم ازش لذت میبرم. من نباید از قایق سواری لذت ببرم

در حالیکه که می داشت محلی هارو سرگرم میکرد

من و هموند داشتیم به پایتخت کامبوج نزدیک میشدیم

آره! فانوم پن

فانوم پن دقیقا جلومونه

من یخورده شگفت زده شدم

هیچکس به من نگفت وقتی که داشتم درسامو میفتادم

یه روزی یه پی بی آر میرونم

توی رودخونه تانله سپ به سمت شهر فانوم پن

البته اون موقع ها

غیرممکن بود که بشه به کامبوج وارد شد

چونکه توسط بزرگ ترین دیوونه ای که دنیا به خودش دیده اداره میشد

پل پات

اون آدم 25 درصد جمعیت کامبوج رو کشته

بیست و پنج درصد

اون گفته بود که هیچکس نمیتونه یه زبون خارجی صحبت کنه

...یا دستای نرمی داشته باشه، یا عینک بزنه

هرکس که حتی یکذره باهوش بود باید کشته میشد

اگه فیلم کیلینگ فیلدز رو ندیدین

لطفا ببینینش

یه ایده از اون حجم از ترس و وحشت پیدا میکنین

بعد از پارک کردن ما تصمیم گرفتیم که توی یه بار منتظر جیمز بشینیم

به نظرم این یکی از جالب ترین بار ها

توی دنیاست

اون وقت ها که کامبوج یه کشور توی مشکل بود

این جا جاییه که همه خبرنگاران از همه خبرگذاری های دنیا

جمع میشدن برای یه نوشیدنی

بخاطر همین بهش میگن باشگاه خبرنگاران خارجی

اینجا جاییه که یخورده عشق بازی توی دنیای خبرنگاری اتفاق میفتاده

و صورت حساب های سنگین

و الکل خوردن. اونا خیلی الکل میخوردن

میتونی توی اتاق حسش کنی - میتونی -

میتونی کبد های خراب شده رو حس کنی

.یه مشت مغز باهوش

اونا عادت داشتن با تفنگ هایی که پیدا کردن بیان اینجا

کاملا مست بشن

و از بالکون با تفنگ ها شلیک کنن

با ای کی میتونستی بطری های آبجو رو شوت کنی

"من 17 تا آبجو خوردم"

"و قراره که یه دعوای بزرگ داشته باشیم"

"و بعد من گزارشمو با دماغ شکسته مینویسم"

بعد از اینکه چند تایی آبجو به سلامتی گذشتگان خوردیم

جیمز بالاخره رسید

و تصمیم گرفتیم که بریم خرید

تا زندگیمونو توی سفر یخورده راحت تر کنیم

اووه نتونستم بزنمشون

چرا اول نریم بازار؟

یه بازار واقعی محلی برای افراد محلی

آره - آره بریم اونجا -

!یالا - !آره -

تو داری از سیستم احتراق داخلی استفاده میکنی

پس گرمایش زمین چی؟

بالاخره بازار رو پیدا کردیم

و به سرعت حواسمون با همه این ساعتای خوشگل پرت شد

اون یه ساعت مارک برایتلینگ عه

من فکر میکردم برایتلینگ مراقبت بهتری از شیشه ساعت هاش بکنه

این هیوبلت رو ببین. این یه ساعت خوشگله

و خیلی سبکه برای همچین کیفیتی

و همه این جواهرات

اومگا - اومگا؟ -

ببینین، این اومگای منه

و این یکی نارنجیه ولی از همه لحاظ مشابهه

جزا؟

اونا متوجهش نشدن

ولی یه رولکس طلایی اونجا هست

و یه اومگا پلانت اوشن اونجا هست

و من تازه پرسیدم قیمت یه سیمستر چقدره

توی بریتانیا حدودا سه هزار پوند هستن

آره - به نظرت اینجا چقدرن؟ -

چمیدونم، دو هزار تا

پنجاه پوند - پنجاه پوند؟ -

میدونم مخارج کلیشون پایینه ولی این واقعا خیلی کمیابه

معنیش اینه که سود روی این اجناس خیلی زیاده - دقیقا -

اوه سلام، سلام

اون یه کمربند جگوار واقعیه؟

من یه جگوار گرفتم

این چقدره؟

بیست و دو دلار

بیست و پنج تا بخاطر اینکه ادم خوبی هستی

نگهش دار ممنون

هیچی توی دنیا منو بیشتر اذیت نمیکنه

از اینکه اروپایی ها توی جاهایی مثل این چونه میزنن

چون دارن برای یه دلار چونه میزنن

برای تو ارزشی نداره

ولی برای اونا خیلی ارزش داره

فقط قیمتش رو پرداخت کنین

چقدر؟ - 75 -

اوه فکر میکردم 25 تا باشه

بعد از خریدن کلی چیز لاکچری

رفتیم برای خریدن چند تا چیز واقعا کاربردی

!اوه سلام لوازم آشپزی

آره

یه چیزی برای راحت شدن از شر مگس ها

این

مگس، زززز

تیزر - تیزر؟ -

اوه خدایا

ممنون. جونمو نجات دادین. خیلی گرمه اینجا

اون خانم با لباس طلایی چیه؟

هندو به نظر میرسه

خیلی قدیمیه؟ - آره -

واقعا؟

ایناها هم قدیمی ان؟ - آره -

میتونم یکی دیگه داشتم باشم برای اون طرفم؟

بعد از خریدن تمام چیزایی که برای راحت گذروندن شب لازم داشتیم

به سرعت رفتیم به یه هتل پنج ستاره

عصر بخیر - عصر بخیر -

اوه بله حتما، مرسی

و بعد رفتیم به بار روی سقف

پس، اون ساختمون دولت هستش اون پایین

به نورپردازی روش نگاه کنین

خیلی هوشمندانه اس چون شبیه پرده به نظر میرسه

شبیه پرده های تاتر هستش در حال باز و بسته شدن

اونجا جاییه که نخست وزیر هستش؟

نه نه - اونجا نیستش؟ -

نه بهش نگو نخست وزیر

خب پس چی هستش؟

خب من داشتم فایننشال تایمز رو میخوندم

و سیوش کردم، صبر کنین

اقای هون سن که 31 ساله رهبرشونه

:و اصرار داره که بهش گفته بشه

"پروردگار نخست وزیر و فرمانده عالی ارتش"

پس اگه داری خطابش میکنی باید بگی

"پروردگار نخست وزیر و فرمانده عالی ارتش"

:همسرش بان رانی به این لقب شناخته میشه

"باشکوه ترین و باهوش ترین انسان دنیا"

...من دلم میخواد که بهم گفته بشه

باشکوه ترین و باهوش ترین انسان دنیا

از شما دوتا میخوام که منو هم با این اسم خطاب کنین

بعد از یخورده صحبت کردن رفتیم که بخوابیم

خب، حداقل یکیمون که رفت

من رنگ و قلم مو گرفتم

و همینطور اسپری رنگ

دوچرخه ها کجا هستن؟

اوه اینجا هستن مرسی

خیلی خیلی ممنون

برو من پشت سرت میام

صبح فرداش من صندلی توالتمو وصل کردم و همینطور سیستم تهویه هوای جدیدم رو

جیمز هم یخچال نوشیدنی هاشو وصل کرد

و بعد از اینکه هموند پیرهن جدیدشو پوشید

حرکت کردیم

و از همون اولش خیلی سخت بود بشه جلوی خندیدن خودت رو بگیری

ما قبلا سر همدیگه شوخی در آوردیم

ولی مطمئن نیستم تا حالا چیزی به این خوبی انجام داده باشیم

از جایی که ریچارد هموند ایستاده

اون هیچ ایده ای نداره که من و جیمز چه کاری کردیم

(باران اسپرم نوشته روی بدنه)

بچه ها این اولین باریه که هر سه تامون داریم با قدرت قایق خودمون حرکت میکنیم

آره حس خوبی میده

ولی مطمئن نیستم اونقدرا هم حسش خوب باشه، مطمئنی تو؟

میدونی چی ممکنه حسش بهتر باشه؟

مرسی

خیلی بامزه این

ما الان 150 مایل از سفرمون رو گذروندیم

و داریم تونله سپ رو ترک میکنیم

تا بریم توی نمادین ترین رودخونه دنیا

میکانگ باشکوه

و من داشتم میرفتم به سمتش با کلی صحبت درباره موتور هام

اینا موتورای نیوزلندی هستن و فوق العاده ان

جت اسکی هایی که توی تعطیلات کرایه میکنین

یه پیش ران توی یه لوله دارن

آب رو میکشن داخل و شوت میکنن بیرون و اینجوری جلو میرن

موتور های این یخورده فرق دارن

پیش ران هاش دو مرحله ای هستن

یکیش آب رو میکشه داخل و شروع به چرخوندنش میکنه

میفرستتش توی اون یکی و اون به درستی از عقب به بیرون شوتش میکنه

شتاب لحظه ای خیلی زیادی داری

قایق سواری پرسرعت

واقعا یکی از اینا توی میامی وایس بود

دان جانسون میروندش و آستیناشو میداد بالا و خفن به نظر میرسید

و درواقع این یه قایق اسکرب تاندر هستش

و مخصوصا برای یه برنامه تلویزیونی ساخته شده

به اسم تاندر با بازیگری هالک روگان

یه فصل کلا پخش شد

آشغال بود

ولی قایق هنوز وجود داره

یه چیز جالب دیگه درمورد قایق ها

وقتی که یه ماشین داری هیچوقت با نهایت دور موتور باهاش حرکت نمیکنی تمام روز

ولی با قایق این دقیقا کاریه که میکنی

تا حالا ماشینی روندین که

از اول صبح با نهایت دور موتور باهاش حرکت کنین

تا اخر روز؟

آره من یه مدتی یه رنو کلیو داشتم

و همینجوری میروندمش

در همین حال، کلی عقب تر

من داشتم به بزرگی این رودخونه تامل میکردم

یه سری آمار میدم بهتون

مقدار ماهی که از میکانگ میگیرن

سیزده برابر بیشتره از مقدار ماهی که

از تمام اب های داخلی آمریکا صید میشه

شصت میلیون نفر به میکانگ اتکا میکنن برای غذا یا گذران زندگیشون

شصت میلیون نفر

پس خراب کردنش با سد زدن

میتونه به بدی یه بمب هسته ای باشه

اون جلوتر جرمی و من داشتیم سعی میکردیم

یه چهره حرفه ای به خودمون بگیریم توی مرز ویتنام

اوه این کار نکرد

اوه

آره

سلام - ممنون -

ما مسافر های باتجربه هستیم که داریم رد میشم

آره ما توی قایق به دنیا اومدیم اصلا

هموند من واقعا متاسفم

ولی سگ مرزبان مرده مثل اینکه

اوه نه عجب وقت افتضاحی برای رسیدن

فکر نمیکنم زیاد خوشحال باشه

سلام

دارم شک میکنم به اینکه نکنه پلاستیک باشه

توی این پیرهنی که خریدم

خیلی راحت نیستش

بعد از تموم شدن کاغذ بازی ها

من ادب دریایی رو با پرچم ها رعایت کردم

یه کلاه سیاه خدمه پی بی آر به سر گذاشتم

خیلی خوب

و شتافتم به سوی کمونیست ها

یهویی پی بی آر خیلی سرزنده و چالاک شده

این چیزیه که برای انجام دادنش ساخته شده

از رودخونه میکانگ در ویتنام رد بشه

رودخونه میکانگ توی کامبوج خیلی خالیه

ولی الان توی ویتنام پر از تجارته

منم رسیده بودم به ویتنام دیگه

و یه چیزی رو داشتم متوجه میشدم

عجیبه که دارم غر میزنم چون قایق دارم خیلی کار میکشم از این قایق

ولی فقط داره 23 کیلومتر در ساعت میره یا همون 11.5 گره دریایی

و دارم میرسم به کسایی که اصلا دلم نمیخواد بهشون برسم

پس تصمیم گرفتم که سرعتمو کم کنم و قلاب ماهیگیری جدیدمو تست کنم

داره درست کار میکنه ولی باید یه چرخون داشته باشم روش

...یا همچین چیزی ولی

آره داره ماهی میگیره

توی متراکم ترین جای دنیا

از نظر تعداد ماهی ها

بعد از چند مایل من از میکانگ زدم بیرون

و از هموند خواستم که دنبالم بیاد به شهر چاو داک

و این دفعه وقتی که رسیدیم زیر نظر مقام های دولتی بیشتر

ما مصمم بودیم که درست پارک کنیم

جرمی تو الان قایق منو داری و من هم بهش وصل نیستم

چی؟

من روش نیستم پس در نتیجه وصل هم نیست بهت

اون سمتش وصل نشده؟ - نه جدا شده -

پس چرا وصلش نکردی؟ - فکر کردم که کردم -

اوه خدای من قایقت ازاد شده هموند

من سریع ریچارد رو سوار کردم تا بتونه قایقشو دوباره وصل کنه

اوکی این تست هم خاتمه یافت

"تست اینکه "کجا میره؟ میره اونجا

...آره دقیقا پس الان میدونیم

ما به رانش دست پیدا کردیم پس میره اونور

همه چیزی که لازمه رو میدونیم

بالاخره خودمونو تونستیم به یه چیزی وصل کنیم

و اینجوریه که انجامش میدن

و توی این موقع بود که هموند شوخیمون رو متوجه شد

من تازه الان دیدمش - چیو؟ -

بلایی که سر قایقم آوردی

...آیا من - آره تمام روز -

چجوری من ندیدمش؟ - کل روز ندیدیش -

از بین افراد دولتی ویتنام و کامبوج رد شدی

دولت ویتنام - اوه خدای من -

صد مایل توی میکانگ روندی

من برای ملت دست تکون دادم سلام کردم - مسئله اینه که هموند -

خیلی شانس بدی برای ادم میاره عوض کردن اسم قایق

اوه خدایا

به هر حال، من تنها میزارمت باهاش کنار بیای

دلیل اینکه

توی این جای سخت پارک کردیم

و به این شهر بیایم اینه که

میخوام به شما یه داستان کوچیک بگم

توی 31 ژانویه سال 1968

شهر چاو داک تسخیر شده بود

توسط نیرو های تت

یه شناور از پی بی آر ها فرستاده شد برای نجات آمریکایی ها

در حالی که بقیه با سلاح های سنگین در حال تیراندازی به سمت شهر بودند

بعدا ها مشخص شد که توی یه خونه نزدیک بیمارستان

یه پرستار 24 ساله امریکایی به اسم مگی فرنکات گیر افتاده بود

به ماشین جیپ اش شلیک و خراب شده بود

جنگ همه جا برقرار بود

کلی سرباز ویتنامی اطراف خونه اش بودن

بعضی هاشون حتی داخل بودن

نیرو های ویژه که با پی بی آر اومده بودن

در نهایت رسیدن به مکان مگی

و بعد از یه دعوای بزرگ

با زانوی زخمی از خونه کشیده شد بیرون

و تا سمت یکی از قایق های آماده حمل شد

بعد از اون، سرباز نیروی ویژه مسئول این شجاعت

گروهبان درو دیکس توسط مدال ریاست جمهوری قدردانی شد

ولی کاپیتان اون پی بی آر

که مگی رو از شهر به سمت یه مکان امن برد

یه مرد به اسم ستوان ویلیام اچ بادی او برایان

...کار بهتری کرد چون یه سال بعدش

با اون ازدواج کرد

باید اسم این قایق رو بزارم قایق عشق

چونکه داشت دیر میشد من تصمیم گرفتم که بزنم کنار

و از آشپرخونه ام استفاده کنم

تا یه چیزی درست کنم که توی یکی از تعطیلات اخیرم یاد گرفتم

من قبلا اومدم ویتنام همونطور که میدونی - آره -

و توی یه صبح زبون ویتنامی رو یاد گرفتم

و عصرش رفتم یه دوره آشپزی دیدم

درمورد اینکه چطوری "فو" درست کنیم

منظورم اینه که، خیلی از مردم فکر میکنن من این

احمق خیکی هستم که نمیتونه حتی یه سیم وصل کنه

منم همین فکرو میکنم - فکرت درسته چون من همینم -

ولی، پیاز دوست داری؟ - آره -

حالا، به این میگن گوشت با کیفیت

دارم وسوسه میشم که یذره با ملاقه بپزمش

توی فو 124 تا گیاه و ادویه مختلف هست

اممم...میزان ماشینی بودن

برنامه ماشینی ما یذره پایین اومده الان فکر کنم

چونکه روی قایق نشستیم داریم درمورد آشپزی صحبت میکنیم

...ولی یه دقیقه دیگه - خب؟ -

یا حتی یه ثانیه دیگه...اونا کات میزنن روی جیمز

که داره درمورد یه سری چیز مکانیکی صحبت میکنه

درست میگی

اوه به اون صدای جالب گوش کنین

موتور من هماهنگ شده با موتور روی قایق فیلم بردار

میتونین بشنوینش؟

اگه دور موتور رو یذره بالاتر ببرم

ویر، ویر ، ویر

خیلی خوب اماده شده دیگه - ممنون -

اوه خوشمزه اس

بدک هم نشده

جدی میگی؟ یا فقط باهام خوب داری رفتار میکنی؟

نه واقعا خوب شده

منظره رو ببین

بعد از اینکه غذامونو خوردیم

وقت تمیزکاری بود

خیلی داغه این - آره واقعا هستش -

آره - ولش کن -

نبوغ من رو تماشا کن

آب رودخونه رو هم کثیف نمیکنیم

همش به موادی مغذی توی آب اضافه میشه

اینا تجزیه پذیره - اینا رودخونه رو کثیف نمیکنه -

هر کسی بیاد بنویسه ما داریم رودخونه رو کثیف میکنیم

"من در جوابتون مینویسم "نه نمیکنیم - "تو یه احمقی" -

فکر کنم خودشونن

آره

می اون تو هستی که از توی تاریکی داره میاد؟

آره خودمم

زمان بندیت عالی بود ما داریم میریم

باید بریم میکانگ رو پیدا کنیم

وایسا فکر کردم قراره فو بخوریم؟

خوردیم و خیلی هم خوب بود

آره ببخشید من سعی کردم یذره برات بزارم

ولی ریچارد ریختش توی رودخونه

سهم تو رو ریخت بیرون

خب خیلی ممنون بابت این کارتون بعد از این روز سختم

متاسفانه روزش قرار بود از این سخت تر هم بشه

چونکه باید میکانگ رو پیدا کنیم دوباره

و من تنها کسی بود که چیزای لازم برای حرکت کردن توی شب رو داشتم

گزارش وضعیت من

با چراغ قوه جلوی قایقم دارم مسیریابی میکنم

که به میله پرچم جلوی قایق بسته شده

اوه شت

چرا هیچوقت چراغ ندارم من؟

هر سفر همینجوریه

...و برای سخت تر کردن شرایط

اقایون موتور من داره کم میاره

خیلی داره داغ میکنه

داره شروع به دود دادن میکنه

دلیل اینکه همه این مشکلاتو داری اینه که

اسم قایقت رو عوض کردی

خب من که عوضش نکردم، کردم؟

از اونجایی که من تنها کسی بودم که نور افکن داشتم و ردیاب ماهواره ای

من باید بقیه رو هدایت میکردم

الان یه گذرگاه دیدم وایسا ببینم

اره یه گذرگاه اونجاست

دنبالم بیاین

میدونم که این مطمئن به نظر نمیرسه

ولی این راه برگشت به میکانگه

ولی همین که رفتیم توی گذرگاه

من متوجه شدم که یه مشکل داریم

نه علف دیگه نه خدایا نه

هر لحظه الان من باید برم زیر قایق

تیکه های کاهو از موتورم بکشم بیرون

...و خب مطمئنا صد یارد جلوتر

دیگه نمیتونم حرکت کنم

من این مشکل رو با پول دادن به یه محلی برای تمیز کردن موتور حل کردم

و بعدش با اون و مترجممون به مسیر ادامه دادیم

این اتفاق خوبی بود چون میتونستم ازش استفاده کنم

و یه سوالی که روی مخم بود رو بپرسم

میشه اینو به من جواب بدی؟

اسم قایق من هست دو ما

و همه میخندن وقتی من میگم دو ما

همه به یه دلیلی هست که دارن میخندن

ولی معنیش میشه قایق ماشینی

قایق ماشینی؟

دو: قایق ما: ماشین

پس چرا خنده داره این؟

تلفظش توی زبون ویتنامی شبیه هست به

"مادرتو گاییدم"

چی؟

آره - داری شوخی میکنی؟ -

اوه خدایا

من دارم قدرت رو از دست میدم

اوه شت

رفتم توی درخت. خیلی بد شد

از اونجایی که دیروقت بود و قایق هموند ضعیف شده بود

و من توی درخت گیر کرده بودم تصمیم گرفتیم که کمپ کنیم

و فردا صبحش زیر بارون سنگین بیدار شدیم

بدون هیچ ایده ای که کجا هستیم

یخوردی زیادی شبیه تفریحات قایق سواری انگلیسی شده مگه نه؟

آره

ای راست، چرا از میکانگ جدا شدین؟

میخواست توقف کنه و یه برنامه تاریخی درست کنه یا همچین چیزی

نه گوش کن، اون دیشب یه برنامه آشپزی هم برگذار کرد. اونو هم از دست دادی

...فو من اینقد سبک و خوب بود

اوه این مرد الان منو میبینه

اون تا ابد یادش میمونه این صحنه رو (جرمی داره دست شویی میکنه)

صبح بخیر

اگه بیفته پایین

شلوار هام - توی کاسه توالت -

و سرش باهاش گیر کنه

"یکی میتونه با خودش بگه "امروز یه گه خیلی بزرگ توی رودخونه هست

بعد از تموم شدن دست شویی صبح هنگام

وقت ادامه دادن بود

و از اونجایی که این جرمی بود که باعث گم شدنمون شد

ما تصمیم گرفتیم که وظیفه خودشه که راه رو پیدا کنه

تو مسئول هدایتی پیش برو

ما به زودی میریم توی میکانگ

اره امیدوارم که همینجوری بشه

اعتراف میکنم که کاملا گم شدیم

و هیچکدوم از این کانال ها روی نقشه علامت گذاری نشدن

اووه

چند مایل بعد با اینکه هنوز توی میکانگ نبودیم

به یه بازار شناور رسیدیم

و تصمیم گرفتیم که صبحونه بگیریم ازشون

نمیشه بهش دقیقا گفت سوپرمارکت

باید چیکار کنیم با اینا؟

میری تا پیش قایقشون

و اون چیزی که ازشون میخوای رو میخری

برای ریچارد و جیمز این موضوع اسونی بود

ممنون - ممنون -

...ولی برای من توی پی بی آر سرکش

اوه خدای من

خدایا

نمیتونم کنترلش کنم

اوه خدای من

ببخشید، ببخشید

...من باید...من الان نه نه نه نه

هموند من شیشه ات رو شکستم

اره میتونم ببینمش

آره

دست از بوق زدن وردار - سلام، سلام -

سلام، اون چیه؟

آره - پنجاه سنت. باشه -

اوکی - من اینایی که نمیدونم چی هستن رو خریدم -

حرکت کن

اووه ببخشید

...من میرم اینور

نه

دوباره نچرخ اوه نه

ببخشید

گوجه. خوبه. و همینطور پیاز

ممنون. واقعا نمیدونم این چیه

وایسا، این خوب به نظر میرسه

...فکر کنم برای یک دفعه نه نه نه نه

بد ریدم

اوه خدایا ببخشید الان قایقشو میشکونم

اوه...آره

در نهایت بدون هیچ چیزی اونجا رو ترک کردم

ولی جیمز در حالی که داشت صبحونشو اماده میکرد

میکانگ رو پیدا کردیم

ولی متاسفانه مشکلاتمون رو تموم نمیکرد

اگه از این قسمت به خصوص یا این یکی قسمت میکانگ میرفتیم

یا البته هر قسمت دیگه ایش

میرسیدیم به دریا

و جلوگیری از رفتن به دریا

با قایق های رودخونه ای ما خیلی مهم بود

پس باید یه مسیر دیگه از بین دلتا پیدا میکردیم

که معنیش این بود دوباره باید از میکانگ جدا شیم

و بریم توی یه کانال دیگه، که باعث عصبانی شدن هموند شد

اوه این بد به نظر میرسه

ما توی یه کانال دیگه هستیم

اوه خدای من

هموند اگه هنوزم روی این قایق یه اسلحه 50 کالیبری بود

قول میدم الان شروع به شلیک کردن بهت کرده بودم

اره ولی خب نداری و یه دلیلی هم براش هست

چون احتمالا همونجوری که رودخونه به اون بزرگی رو گم کردی

اون اسلحه بزرگت رو هم گم میکردی

مسیر نمیتونه این باشه

من مطمئن بودم که داریم توی مسیر درست حرکت میکنیم

بخاطر دلایل درستی که داشتم

ولی هنوز هیچکدوم از این کانال ها توی ماهواره نبودن

.اوکی، داریم میریم سمت جنوب داریم میریم سمت اشتباه

...اگه بریم چپ و راست چی

عیب نداره اینور اونور میریم درست میشه

فکر کنم باید بپیچیم چپ اینجا

اگه بریم چپ فکر کنم بهمون کمک کنه میکانگ درست رو پیدا کنیم

یا اینکه بیشتر گم بشیم

جرمی کلارکسون میخوای تصمیمت رو عوض کنی؟ داریم فرصتش رو بهت میدیم

آروم باش

در نهایت رسیدیم به یه دو راه آبی

کدوم طرف باید بریم؟

...خیلی خب رفقا ما میریم به

برو سمت راست جیمز

من دبنال جیمز رفتم

که معنیش این بود جرمی از عقب داشتم مارو راهنمایی میکرد

خب این مسیری که با اعتماد کامل انتخابش کردی

بر اساس چی هستش؟

امید

هموند وقتی از اون رد شدی

میتونی نگاه کنی ببینم منم میتونم یا نه؟

چی؟ - هموند هموند هموند -

اوه نه نه اون رد نمیشه

اه اون جا نشد

مرسی هموند - ...خب من -

خب من داشتم رد میشدم قبل اینکه بتونم تورو نگاه کنم

میدونی این یعنی چی هموند؟ ردیاب از بین رفته

خب تا الان که خیلی بهمون کمک کرده بود مگه نه؟

اوه چیزیو گم کردیم که باعث گم شدنمون شده بود

همینجور که ادامه دادیم

مشکلات شروع به بیرون اومدن از پایین کردن

فکر کنم خیلی دارم زمین گیر میشم اینجا من

فکر کنم منم الان همینجوری شدم

اوه دارم به زمین میخورم

اوه یه لحظه صبر کنین

هموند این طرف بسته اس به هیچی نمیرسه

لعنتی، من کاملا زمین گیر شدم

چی شدی؟ - و دور هم نمیتونم بزنم. خودتو نجات بده -

ولی خیلی برای اون دیر بود

اوه خدایا

...من میتونستم دور بزنم برگردم اما

من علف گیر شدم نمیتونم حرکت کنم

من دارم قدرت رو از دست میدم

و داری دنبال چی میگردی؟ احساس همدردی؟

حالا هر سه تامون گیر کرده بودیم

خب این اشغاله مگه نه

اوکی رفقا شرایط اینه

با استفاده از هوش و ذکاوت من

من نتیجه گرفتم که این جزر و مد هستش

میتونیم ببینیم که آب کجا بوده

پس فقط وایمیسیم تا اب دوباره برسه به همون حد

اره ولی داره میره پایین تره - اره نگرانی منم همینه -

هر اتفاقی که بیفته ما صد در صد اینجا گیر کردیم برای یه مدت

مکان خیلی قشنگی هستش ولی

جدا از این همه گل که گیر کردیم توش دیگه؟

گوجه میخواین؟ - نه -

سیب زمینی میخواین؟ - نه -

هلوشو بدم چیز ببخشید پیاز بدم؟ - نه -

رفقا من آیپدم رو اوردم میتونم فیلم ببینم

یه برنامه روی پرایم ویدیو هستش

اسمش هست گرند تور

من ازش خوشم نمیاد - آشغاله -

یه یارویی توش هست که من نمیتونم تحملش کنم

محلی ها الان دارن راجع به ما چه فکری میکنن؟

"اونا دارن یه فیلم درست میکنن و کاملا ریدن توش"

بعد از یک ساعت دیگه و آب هم که هنوز داشت کمتر میشد

هوا تاریک شد

بعد از گذروندن کل شب بین مگس ها

منتظر اینکه دوباره جذر و مد شه

ما مسیرمون رو برگشتیم و صدمه بیشتری توی راه دیدیم

خب اون پلی که

رادار رو نابود کرد موقع رفتن داخلش

موقع خارج شدن ازش نور افکن هارو نابود کرد

و سقفم رو هم خم کرد

که معنیش اینه هربار که رد میشم سرم میخوره بهش

پس اینو بهش گره میزنم به عنوان یادآور

برای اینکه سرمو بهش نزنم

ولی خبر خوب این که من کانال رو بالاخره پیدا کردم

یه راه که مارو از دریای شمالی چین دور نگه میداره

ولی متاسفانه همه پیدا کرده بودنش

خدایا

این مثل یه بزرگ راه برای کشتی هاس

هیچ چیز مثلش ندیدم

و برای اینکه بتونم پی بی آر رو کنترل کنم

باید از بزرگراه رد میشدم

...به سریع ترین شکل ممکن

عجله کنین محموله رو از دست ندین

اوه نه وایسین من دارم میرم راست

دارم میرم راست، نظرمو عوض کردم

داریم میریم توی سینه همدیگه

نگاه کنین چقد محموله اون زیاده

هر جای دیگه اونو ببینین با خودتون میگین

"اوه خدای من قراره غرق بشه"

ولی نه داره راحت حرکت میکنه

اینجا چه اتفاقی افتاده؟

خدایا

فکر کنم اتفاقی که افتاده اینه که عقبش گل گیر شده

و دور خودش چرخیده

اوه این خیلی خنده داره

اوه خدایا این خیلی بده

چجوری این کارو کرده؟

البته ممکنه با خودتون بگین خودمون هم دیشب همینجوری شدیم

ولی خیلی زود، این تنها کشتی توی مشکل نبود

اوه این خیلی بوی بدی میده و داره ازش دود بلند میشه

...اووه

انجین سمت راستم داره داغ میکنه

فکر کنم ممکنه حتی اتیش گرفته باشه

حداقل بعدش بارون اومد

پس دیگه لازم نبود نگران پخش شدن آتیش باشم

اوه خدای بزرگ

از اونجایی که من خیلی دلسوز هستم

تصمیم گرفتم برگردم ببینم میتونم بهشون کمک کنم

سوییچ میکنیم به حالت در حال باران

و سریع از کنار جیمز رد میشم میدونم که عاشق اینکاره

برو بریم

!کلارکسون

مشکل چیه؟

من قدرت هر دوتا انجین رو از دست دادم

...اوه من میدونم که چجوری

یه پره لغزون رو درست کنم

چجوری؟ - قایق رو از آب بیار بیرون -

درخواست قطعات جدید بده از آمریکا

و بعدش از یه نفر بخواه که بزارتشون روش

بعد از دادن توصیه ام من برگشتم به مسیر خودم

اوه نه

ما امیدواریم که امروز به نقطه پایان برسیم

فقط صد کیلومتر از وونگ تاو فاصله داریم

ولی با این سرعتی که داریم میریم فکر نکنم این اتفاق بیفته

برای اینکه هر چقدر که میشه جلو بریم

من خودمو به یه قایق فیلم برداری وصل کردم

تا بتونم در حال حرکت تعمیر انجام بدم

این یکی همه سیلندر هاش آتیش نگرفته اون یکی هم وضعش زیاد خوب نیست

باید همه سیم پیچ هاشو عوض کنم

بنزینش خیلی کثیف شده

پس باید فیلتر سوخت رو هم عوض کنم

و فیلتر هوا رو هم تمیز کنم

یه سوراخ هم توی قسمت پشتی دنده داریم

و شیلنگ سوراخ شده

باید همه اینارو عوض کنم یا غرق میشم

!شروع کنیم

با ول کردن ریچارد

برای تعمیر کردن موتور سوخته اش

من تونستم جون سالم از بارون به در ببرم

!اوه نه

ساعت گرون قیمتم خراب شده

داره برمیگرده عقب

جلوتر از بقیه، من از کانال خارج شدم

و داشتم وارد یکی از مدخل های بزرگ دلتا میشدم

این یکی راه درازی در پیش داره

داره کلی کفش ویتنامی رو میبره به پاناما

قدرتمون خوبه. سرعتمون خوبه

بنزین هم خیلی...اوه خدایا بنزین خیلی کمه

ولی درواقع اون مشکلی نبود

چون توی ویتنام شلوغ و صنعتی

میتونی درخواست یه قایق سوخت گیری بدی

دارم میرم به سمت 120 درجه

اوکی حواسم هست

...و طبیعتا نیم ساعت بعد

اوه اوناهاش

میبینین، به این میگن سرویس

از طرف این قایق دوست دار محیط زیست که الان رسید

انگار که رینبو واریور اومده پیشم (یک قایق که بمب باران شد)

داره یه دریاچه از دوده درست میکنه

بعد از اینکه بنزین زدم رفتم به سمت چیزی که

حداقل برای قایق من اسمش هست

خونه

امروزه به این قسمت به خصوص میگن زیست کره ملی

این یکی از بکر ترین مکان های روی زمینه

هر چیزی اینجا رشد میکنه

میتونین ریچارد هموند رو بکارین

و صبح فرداش یه متر بلندتر شده

ولی آمریکایی ها بهش یه چیز دیگه میگفتن قبلا

بهش میگفتن جنگل قاتل ها

و وظیفه سربازای پی بی ار بود

که اون قاتل هارو از پا در بیارن

این اصلا کار اسونی نبود

چون داریم راجع به 500 مایل مربع جنگل صحبت میکنیم

که سه هزار مایل رود از بینش رد شده

اینجا مکان عالی ای بود

که ارتش ویتام گروه های خودشو توش مستقر کنه

در مقابل قایق های بدون محافظ آمریکایی

در واقع، خدمه توسط امریکا توی ارتش اموزش داده شده بودن

و بعدش هم توسط نیروی دریایی

و بعدش میفرستادنشون اینجا و میگفتن با وضعیت کنار بیاین

اونا در واقع چهار تا نوجوون میذاشتن

روی یه قایق مسلح و میفرستادنشون اینجا تا بجنگن

اسلحه هاشون؟

خب، همه قایق ها یه 50 کالیبری دو لوله جلوشون داشتن

و یدونه تک لوله هم در عقب

ولی جدا از اون کاپیتان میتونست هر چی میخواست با خودش ببره دیگه

بعضی ها نارنجک انداز چهل میلیمتری با خودشون میبردن

بعضی ها خمپاره شصت میلیمتری میبردن

بعضی ها راکت انداز میبردن

بعضی ها با خودشون مین میبردن تا روی ساحل بزارن

و توی درخواست نیروی هوایی هم وضعیت همین بود

بعضی از کاپیتان های پی بی ار درخواست جت های سریع میکردن وقتی بهشون جمله میشد

و بعضی ها ترجیه میدادن هماهنگ با هلیکوپتر ها پیش برن

بعضی ها ولی خودشون میخواستن نبرد رو پیش ببرن

یه نفر بود به اسم جیمز ای ویلیامز

اومد به یه گوشه و مسیرش بسته شده بود

توسط هشت تا قایق دشمن و همه داشتن بهش شلیک میکردن

پس به تیرانداز جلوش گفت که اونم بهشون شلیک کنه

و بعد سرعت رو تا نهایت زیاد کرد

و رفت توی قایق های دشمن

بعد دور زد و سرعتشو دوباره زیاد کرد

و رفت توی اوناهایی که هنوز له نشده بودن

توی دفعه اولش

مدال افتخار کنگره رو بخاطر اون بهش دادن

و اصلا هم تعجب نمیکنم بخاطرش

البته با خودتون فکر میکنین که یه قایق پلاستیکی

هدف اسونی هستش برای یه اسنایپر که زیر زمین قایم شده

ولی اینجوریا هم نیست. پس باید بهتون نشونش بدم

کاپیتان های پی بی آر همیشه خیلی سریع میروندن

پس کنترل قایق دستشون بود و به ساحل خیلی نزدیک بودن

اگه ساحل جایی باشه که اسنایپر قایم شده

منظورم اینه که اگه شما اونجا باشین هیچ شانسی ندارین

تنها کاری که باید میکردین این بود که سریع برین و نزدیک ساحل بمونین

بعدش تبدیل میشین به کابوس اسنایپر ها

اوه شت

خیلی خب، کاری که الان کردم کلمه دیگه ای برای توصیفش نیست. من تصادف کردم

چجوری اونکارو کردی؟

اوکی اتفاقی که افتاد این بود که من اومدم این گوشه

چند تا بچه مدرسه ای داشتن شنا میکردن

و یه کوسه برای حمله کردن داشت میومد

پس رفتم کوسه رو زیر کردم و اینجا گیر کردم

...و خب الان تصادف کردم دیگه

ولی همه بچه مدرسه ای ها سالمن

اولش، یه گروه فیلم برداری اومدن که منو بکشن تو آب

ولی پی بی آر زیادی سنگین بود

حالا میخوای چیکار کنی؟

خب این سوال خیلی خوبیه

ما هممون گیر کرده بودیم

و این بخاطر این بود که متوجه نبوغ محلی ها نشده بودیم

که تصمیم گرفتن قایق رو از سمت جلو بکشن

خب... داره حرکت میکنه مگه نه؟

واقعا داره حرکت میکنه

من دارم حرکت میکنم

واقعا شگفت زده شدم

اینو نگاه کنین! این یه قایق چهار تنی عه

!آره

!شما ها نابغه این

باید اعتراف کنم تلاش فوق العاده ای بودش

فکر نمیکردم اون کار کنه

میدونی مردم همیشه میگن "ویتنامی ها چجوری"

"از پس فرانسوی ها و چینی ها و امریکایی ها براومدن؟"

فکر کنم الان یه مثال ازش دیدیم

و مایل ها عقب تر، روی صحنه فیلم برداری پورن

خبرای خوب بیشتری بود

خودشه، من دوباره راه افتادم

هر دوتا موتور داره هشت تا سیلندرشون کار میکنه و سالم پیش میرن

به علاوه اینکه دیگه اتیش نگرفتم یا در حال غرق شدن نیستم

در واقع هممون داشتیم خوب پیش میرفتیم

خط پایان بسیار نزدیک بود

و با اینکه کالکشن قایق های عجیب غریب ما

توسط دو تا کاپیتان افتضاح و یه مسیریاب ناامید هدایت میشدن

ولی هیچوقت توی این سفر باشکوه کم نیاوردن

اوهو

واقعا داره باد میاد

اوه اوه

نه؟

یالا! یالا! یالا

نه من اینو قبول نمیکنم - آره -

اوه خدایا

میریم توی علف زار

...خواب...فیل

اوه خدای من

ببخشید

ای کیر

هموند! هموند! هموند

اه اون جا نشد

اوه ما چیزیو گم کردیم که باعث گم شدنمون شد

خب این خیلی اشغاله مگه نه

اوه شت

بیست مایل دیگه مونده

چه مشکلی ممکنه پیش بیاد؟

معلوم شد که هر مشکلی

این دفعه بارون سنگین تر از دفعه های قبل بود

اوه شت

این ترسناکه

لعنتی من هیچی نمیتونم ببینم

خیلی زود ما همگی گم شده بودیم

شما از من رد شدین؟ - شما رد شدن من رو دیدین؟ -

من هیچی نمیتونم ببینم و قایقم رو هم نمیتونم کنترل کنم

بعد از اینکه بارون تموم شد

ما فهمیدیم همگی رفتیم توی همون چیزی که

من به شدت سعی داشتم ازش دوری کنیم

...اوکی خب، چیکار کردیم

...من اینجا چیکار میکنم

اون دریا عه

سی مایل اقیانوس آزاد بین ما

و خط پایان توی وونگ تاو وجود داره

ولی از اونجایی که آب زیاد طوفانی به نظر نمیرسید

تصمیم گرفتیم چند تا جلیقه نجات بپوشیم و بزنیم به دریا

میدونی به چی فکر میکردم جرمی؟

دریا از یه جهاتی یه جای بدون قانونه

ولی در عین این حال یه قانون هم داره

هر چی بشه و در همه حالتی با هم میمونین

آره ولی مسئله اینه که

برای اینه به عنوان تیم بتونیم به خوبی عمل کینم

هر عضو تیم باید در بهترین حالت خودش باشه

توی این سرعت من در بهترین حالت خودم نیستم. روی قایقم کنترل ندارم

...پس

سه، دو، یک... بریم

بامزه ها

بعدش معلوم شد که

این اخرین لحظه بامزه روز خواهد بود

اوه خدای من

اوه فاک

سعی میکنم وایسم شاید کمک کنه. زانو هامو هم خم میکنم

اوه نه خدایا

خدایا این خیلی بده

اوه

اینجوری بالا میارم من

نه بخاطر دریا زدگی

بلکه بخاطر میزان اب دریایی که توی دهنمه

!نه

این خیلی بدتر از چیزیه که فکر میکردم باشه

فقط موج های سخت نبودن

ما باید راهمونو از بین کشتی ها هم پیدا میکردیم

یه تانکر بزرگ جلومونه

کشتی باربری هم سمت راستم

خدایا

حداقل تونستم که از اون باربر رد بشم این خودش خوبه

سه و نیم میلیارد دلار بار

هر سال از این دریا ها رد میشه

خدا میدونه چجوری همشون خرد و له نشدن

وقتی که دارن میرن سمت مقصدشون

خدایا

اگه یه موج بزرگ دیگه بره اونجا جلوم خیلی سنگین میشه

من واقعا نمیتونم برم اونجا تا درستش کنم

در همین حین، من بالاخره تونستم سقفمو بزارم بالا

اوه آره، یه شانسی هست

...که وقتمو خوب گذروندم یعنی

هولی شت

اوه لعنتی

...اینکارو نکن

خبر خوب اینه که هموند از این بدتر نمیتونه بشه دیگه

ولی بدتر شد

اوه خدایا

این احمقانه اس

این خرد میشه

از ترس به خودم شاشیدم

هیچ گزینه دیگه ای نداریم

اوه! سرد و خیسه

داره خیلی خطرناک میشه

مطمئن نیستم از پسش بر بیایم

یکی از قایق های فیلم برداریمون توی دردسر بزرگ بود

داره کلی آب میاد داخل

نمیدونم خطرناکه یا نه

اینجوری هیچوقت نمیرسیم به اونجا

و جیمز کاملا کنترل عتیقه اش رو از دست داده بود

اوه نه نه نه نه

اوه لعنتی

!نه

آخ

بعد از 15 مایل دریا شروع به اروم شدن کرد

و من تصمیم گرفتم سرعتم رو بیشتر کنم

یالا سرباز کوچولوی شجاع

یالا پیش برو

پیش برو

من دیگه نمیتونم اینو تحمل کنم

فقط چند مایل دیگه مونده

یالا من دارم سریع میرم میخوام زودتر تموم شه

سه تا از بدترین کارایی که تو عمرم کردم

خوشبختانه، خط پایان، بندرگاه وونگ تاو

به چشم اومده بود

یالا فاصلمون کمتر از یک مایل باید باشه

خب این فوق العادس

این چند ساعت آخر تقریبا منو کشته

همینطور جیمز و ریچارد رو

حتی نمیتونم با رادیو باهاشون ارتباط بگیرم

نمیدونم کجا هستن

به بندرگاه تقریبا تنها رسیدم

ببخشید هیچ گروه فیلم برداری همراهم نیست

نمیدونم کجا هستن

ولی ریچارد هموند داره میرسه

اون از پسش براومد

ما معمولا ته سفر جشن میگیریم

ولی من اونو جشن نمیگیرم، خیلی بیرحمانه بود

آره سخت ترین کاری بود که توی عمرم کردم

به راحتی میتونم بگم سخت ترینش بود. خیلی خطرناک بود

بعد از اینکه یه گروه فیلم برداری رسید ما پیاده شدیم

شما واقعا چیزی از جیمز نشنیدین؟

نه، هیچی

ولی یهو راور 90 یهو به چشم اومد

میتونه هیچکس روش نباشه مثل ماری سلست (قایق امریکایی که بدون هیچکس پیدا شد)

خب شاید...نه اوناهاش هستش

نگاه کن یه سگ کثیف روی قایق هستش

آره

خیلی خوب

خیلی درموردت نگران بودیم

واقعا؟ من خودمم خیلی نگران خودم بودم مرسی

واقعا شگفت زده ام که قایق دووم اورد

ولی هممون دووم اوردیم - آره -

و با این ناامیدی بزرگ

برای برنامه تاپ گر (چون همشون سالمن)

.وقت اینه که خدافظی کنیم .برمیگردیم

به زودی میبینمتون - میبینیمتون -

.: گجت نیوز :. .:: آخرین اخبار گجتی و فناوری های روز دنیا ::. ..::..GadgetNews.Net..::..

ترجمه: پوریاژ

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.