Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
wWw.Film2Media.pw برای دانلود زیرنویس های بیشتر به کانال ما بپیوندید @ThunderSub
گوش کن، ای دنیای برین،مانند غرش مرده ی ما
به صدای انسان زنده شده ی من گوش کن، به تعهدی که به مردگانمان داده ایم عمل میکنیم
رنه دپستر
مترجمین Dpersephone...Tayebe98...Mh4sa MehT the Alpha
تو اونجا
تکون بخور،لعنتی
اگه تکون نخوردن،اونارو بزن
کار کن
کارکن
سریع تر کارکن
"فرانسه"
میکلت درسال 1846 نوشته
مقصره برای تلاش به آزاد کردن جهان پنجاه سال گذشته
اونها شمارو نبخشیدن و هرگز نخواهند بخشید
شما ترس دائمی اونها خواهید بود
...شما ممکنه خودتون رو متفاوت بدونین
با اسامی متفاوت حزبی
اما،به عنوان یه شهروند فرانسوی
شما همه باهم محکوم شده اید
پاریس،امروز
برای اروپا،فرانسه تنها یک اسم رو دربر داره
یک اسم تغییر ناپذیر
که البته درست و جاودانه هم هست:
"انقلاب"
زیباست
اما واقعیه؟
...این زیباست و در نوشته ی میکلت ما
یجورایی خودمون رو به عنوان مردم میشناسیم
ما خودمون برای دونستن اون به رسمیت میشناسیم،حتی حالا
...وقتی مردم دنیا
از انقلاب حرف میزنن
اونا به انقلاب فرانسه ربطش میدن
برعکس،فرانسه اسم انقلابه
این دوتا بهم متصلن
اما
متعاقبا
ما دیده ایم که فرانسه هم
بسیاری از مواقع، به شکل های مختلف
به این عهد وفا نکرده
خب، چجوری با این تاریخ کنار بیایم؟
چجوری ادامه ش بدیم؟
...در ابتدا، مشکل
...ادامه دادن راه انجام انقلابه
همون طور که خودتو فهمیدید
ناپلئون انقلاب رو به شکل هردو مفهوم ...کلمه
...به پایان رسوند
اون به سرانجام رسوندش
و کار انقلاب رو یکسره کرد
اون ادامه ش داد و بهش خیانت کرد
اون بهش خیانت کرد اما ادامه ش داد
هردو در یک زمان
بنابراین،اگه میخوایم تاریخ رو بسازیم باید ...بپرسیم
چجوری باید بنویسیمش؟
آیا ما تاریخ ادامه دار پیشرونده ای رو مینویسیم؟
به عنوان آزادی آشکار کننده، ولی همه ما میدونیم این واقعیت نداره
ما همگی دیدیم که چطور آزادی به شکل ادامه داری فاسد میشه
که هیچوقت واقعا به اجرا در نمیاد
و چیه که مبهمش میکنه؟
اصلا چه معنی میده؟
نمیاد که انتقال پیدا کنه؟این وحشتناکه
لیبرالیسم
...به معنی دیگه لیبرالیسم در قرن19یعنی
...راه های
سازگار کردن ایده ی" پیشرفت" به "آزادی"
...به صورتی که لیبرالیسم آزادی رو
تاریک و مبهم میکنه
اطمینان میده که آزادی هرگز نمیاد که کاملا به( نسل بعدی) انتقال داده بشه
...پس ما نمیتونیم یه تاریخ ادامه دار
از قرن19 بنویسیم
ما هیچ حقی نداریم چون اینجوری اتفاق نیافتاده
...چیزی که دارم پیشنهاد میدم یه تاریخ
...که غیر استمرار و لکه دار و
مردده
...بجای اینکه یه تاریخ نهانی
از قرن نوزدهم ایده ای از آزادی باشه
مثل دنبال اضطرارش گشتنه
گاها نتیجه در یک تجربه
تجربه ی آزادی
بخاطر همینه که من این سرتیتر رو انتخاب کردم
در نتیجه گیری، بیاین راجب اون فکر کنیم
یادداشت برندارید فقط سعی کنید فکر کنید
چطوری مرتبطش میکنیم؟
...نوشتن تاریخ قرن نوزدهم سخته
...چون یه تاریخ ابداعیه
این قرن تاریخه
مفهوم تجربه
تجربه ی جدید چه معنی میده؟
امتحان کاری که تاحالا انجام نشده
ما چیزی و امتحان میکنیم
...این همچنین این معنی رو میده
چیزی رو باهم امتحان کردن به عنوان یه گروه تجربه
از طریق این ما خودمون رو پیدا میکنیم
برای اینکه شجاع باشیم، برای ابداع بیشتر
غافلگیر کننده تر از چیزی که فکر میکنیم
مثل اشعار تبعیض جنسیتیه دامسو (رپر فرانسوی که بخاطر اشعار سکسیست مشهور است)
اون راوی داستانه
ممکنه واقعا منظورش این نباشه
"من بیشتر ترجیح میدم استفن کینگ باشم"لباس پوشیده شبیه یک دلقک
شاید واقعا میپوشه
تو دلقکه ای
به هر حال یجور خط مرزیه
اوکی داستان هایی هستن که شخصیتای ساختگی دارن
اما بعضی از خط های داستان یکم زیاده روی اند
آهنگ ها عالین
آره،وحشین
اهنگ مورد علاقه تو چیه؟ - اوناییکه زیاد مشهور نباشن -
من احمق نیستم
عشق من،خیلی مزخرفه،چقد دلم برات تنگ شده
اما این احساس رو دوست دارم
یادم میندازه چجوری عاشقتم
"و تو چجوری عاشقمی" امیدوارم که باشی
مدام راجب تابستون قبلی فکر میکنم
به شکل زیبایی غیر واقعی به نظر میرسه،تعجب میکنم که اتفاق افتاده
برای رسیدن میان ترم روز شماری میکنم
ساعت هارو میشمارم
اینجا زمان خیلی آروم میگذره
ما توی تنهایی عجیبی زندگی میکنیم
ما فقط کار میکنیم و صبر
سعی میکنم به چیزی علاقه پیدا کنم
...توی کلاس ها، توی بقیه
با یه دختر جدید آشنا شدم،اسمش ملیساس
اون اهل جزیره هاییتیه
انگار به اندازه ی من تنهاست
بخاطر همین حرف میزنیم
اون عجیبه.ما فیلمای وحشت و کتابای یکسانی رو دوست داریم
یه نوع لباس و موسیقی
اون عاشق فروشنده های شهری و دامسو عه
دوست دارم توی انجمن باشه
اما ما هنوز تصمیم نگرفتیم
پاسخ واقع بینانه به نفع توصیفه
توصیف به ساختار روایی تجاوز میکنه
همونطور که در مقدمه اوژنی گرانده (رمانی نوشته بالزاک)
که بجای وارد خط داستان شدن بر روی تصویری معماری تردید میکنه
...در مقدمه رمان بابا گوریو،بالزاک مینویسه
"این نه رمان است نه افسانه، تمام حقیقت است"
در انتظار تو سرمو گرم میکنم
به شدت دلتنگ بوسه هاتم
وحشتناک
هر بوسه ازدست رفته رو هزاران بار جبران میکنیم
مشتاق احساس کردنتم
دوستدار تو.فنی
آدم سرسخت عجیبیه
عجیب باحاله
خوب میرقصه
چه ویدیویه؟
منظورم ملیساست
کجاست؟ - اونجا -
کی اهمیت میده اون چجوری میرقصه؟
این انجمنه
به اندازه کافی باحال هست که باما بچرخه؟
کجا رقصید؟
دیروز توی کلاس.تنها بود
با چی؟
بدون آهنگ
...اوکی
اون بدون آهنگ میرقصه؟
واقعا عجیب غریبه
به نظر من که باحاله
ما اونو به عضویت میپذیریم یانه؟
باحاله؟یا عجیب غریب؟
به نظر من که باحاله
به نظر من که عجیب غریبه
اون خیلی آروم حرف میزنه.اون همیشه تنهاست
اون گاهی با منه
تو خودتم عجیب غریبی
با این کاتولیکای ناراحت بنظرم مشکلی نیست تنها باشی
این باحالش میکنه
باباش لژیون افتخاری بوده؟
حدس میزنم.باید دیپلمات بوده باشه
قبولش میکنیم؟
ما اول امتحانش میکنیم بعد
اره،خوبه
برو اونجا
در دفاع
چی بهش گفتی؟
که ما به زودی انجامش میدیم
پرسید که چه اتفاقی می افته،منم گفتم که نمیتونم بهش بگم
خب بعدش چی گفت؟
هیچی
گفتم که آدم عجیبیه
عشق من
دیشب یه دختر که اسمش لولاست اومد سراغم
اون واقعا زیباست
خیلی سکسیه و بدن زیبای داره
مدام میگفت که منو میخواد
سعی کرد منو ببوسه
منم نزدیک بود که بگم آره، اما نگفتم
عشق من به تو پایداره
دوستدار تو، فنی
نیمه شب
کار کن
من زدمش
آوردمش بیرون
و اوردمش اینجا
اونو بزار زمین
فرا مدیا حامی ترجمه های فارسی Faramedia.co
بیا و بشین
هر اتفاقی بیوفته، تو هرگز راجبش حرف نمیزنی
باشه،اما ما میتونیم اینجا باشیم؟
جای نگرانی نیست
نه انقدر دیر
اما انجمن مشکلی نداره،اونا عاشقشن
معلومه که دوست دارن
اگه بگی که برای ادبیات معاصر انجمن میخوای
اونا خوششون میاد
من چیکار کنم؟
برای عضویت باید یه چیز شخصی به ما بگی
یه چیز بزرگ
بعد ما تصمیم میگیریم
مثل چی؟
یه چیزی که برات مهمه
نه آهنگ مورد علاقت یا این چیزا
تو چی گفتی؟ - خواهر بهش نگو -
میتونه دید تو از زندگی باشه
یا از مرگ، نمیدونم
بگذریم
موضوع اصلی اینه که باید با ما صحبت کنه
همه ما باید موافقت کنیم
تو فقط یه شانس داری، یه فرصت
گندش بزنن، همه رو بترکون
نزدیک بود
واقعا نزدیک بود، گندش بزنن
اشکالی نداره، دیگه برنمیگردن
این یجور تحلیل رفتنه اونا شب ها هم به ما فشار میارن
ریاضی و فیزیک از فشار اونا ناراحت کننده تره
ما همین الانشم دومیم از سه تا
جزو برناممون نیست
فردا باهم تجدید نظر کنیم؟
کجا بودیم؟
منتظر ملیسا
دلهره آوره
یه مدت فکر کن - نه خیلی طولانی -
باید یه چیز قوی از درونت باشه
دلهره آوره
یه نوشیدنی بزن و برو انجامش بده
چی هست؟ - جین (آبجوی سیاه) -
خیلی قویه
بدون تو من مثل یه جسد بدون روح تو دل شبم
گوش کن دنیای برین
به غرش مردهی ما
به صدای زامبی من گوش کن
احترام بگذار به مردهی ما
گوش کن دنیای برین
به باران و طوفان هیولاها
خون من غمم رو در راه این دنیا پاره میکنه
گوش کن دنیای برین
خون سیاها در رگ من در جریانه
کشتی برده ها از دریا در مقابل ریزش بارون محافظت می کنه (اشاره به رواج برده داری در گذشته)
حباب هایی که توی سطح دریا ایجاد می شه درد و رنج ماست
مزارع پنبه، قهوه، نیشکر
کشتارگاه های شیکاگو مزارع ذرت اندیگو
کارخونه های شکر که کشتی های شما در بر می گیره
شرکت های صنایع معدنی ای که امپراتوری شما می سازه
کارخانه ها، معادن، جهنمی برای عضلات ما بر روی زمین هستن
حباب هایی از عرق سیاه که امشب به قعر دریا فرو می ره
گوش کن دنیای برین
به غرش زامبی من
ما باید فکر کنیم اینجا میمونی؟
میریم اتاق کناری؟ - اره -
خوش آمدی خواهر - ممنون -
چطور از اینجا سر درآوردی؟
وقتی که هفت سالم بود به اینجا اومدم، بعد از زمین لرزه
خونمون خراب شده بود
بخاطر همین اومدیم فرانسه بعدم به این مدرسه
پدرت نشان افتخار داشت؟
نه ، مادرم داشت
واقعا؟ چطور؟
نمیدونم
اون با دیکتاتوری و بی عدالتی جنگید
در نتیجه اون نشان افتخار رو گرفت
مادرت الان اینجاست یا اونجا؟
مادرم مرده. پدرمم همینطور
توی زلزله مردن
متاسفم
...لعنتی
تو گفتی
میخوای موزیکو قطع کنم؟ - اشکالی نداره. قضیه برای خیلی وقت پیشه -
پس یعنی تو تنهایی؟
نه، با خالم زندگی میکنم
خالهات آدم خوبیه؟
خیلی خوبه. با همدیگه خوب کنار میایم
لعنت
خداروشکر
اون چیکار میکنه؟
یه ممبو کاره (یه نوع رقص تند )
ممبو چیه؟ رقصنده؟
...یه ممبو
یه ممبو هست
سلام دخترا
سلام خانم مدیر
ممنون
سال گذشته ۱۰۰٪ دانش آموزامون امتحان ورودی دانشگاهو قبول شدن
۹۸.۵٪ با تقدیر
۷۲٪ با امتیاز
این اعداد نشان دهنده کار معلم ها و دانش آموز هاست
و روحیه ی این مدرسه بر اساس ارزش های ملی
مثل شایستگی، سخت کوشی
اتحاد و تقلید
من خیلی افتخار میکنم
و امیدوارم تو هم همین احساسو داشته باشی
وقتی که ناپلئون این مدرسه رو تصور کرد سال ۱۸۰۴
اون نوشت "معتقد هارو پرورش بدید، نه استدلال کننده هارو "
اما تحت تاثیر قرار میگرفت اگه میدید که تو چطوری استدلال میکنی
اگه شما اینجایید
پدر و مادر، پدربزرگ و مادربزرگ یا پدر و مادر پدربزرگ و مادربزرگ ها
نشان افتخارو نگه دارید نشان شایستگی
یا مدال نظامی رو
شما این رو میدونین، فراموش نکنین
اون ها برای ملت ما تلاش کردن
ازشون ممنونیم
با همیشگی کردن این شایستگی در کارهاتون ازشون تشکر کنید
بهشون احترام بزارید
دوشنبه بعدی، در کنار رئیس جمهور فرانسه حضور پیدا خواهید کرد
معرفی کردن سرباز ناشناس شعله
این یه افتخار بزرگه
و یه مسئولیت
باید باعث شه که متوجه ارزش هایی که به ارث بردید بشید
و ماموریت شما که اون هارو به نسل های بعد برسونید
ممنون دخترا
خداحافظ خانم مدیر
ممبو، لغتی که در اصل بنتو (یک زبان آفریقایی) هست به معنی " آواز دسته جمعی "
زن ممبو
ممبو (جادوگر )
دمبالا ای روحِ مار سبز
بهش شیره بده
من هم گرسنه هستم و هم نیستم
کی میتونه غذا رو انقد افتضاح درست کنه؟
برای اینهمه بدمزه بودن استعداد لازمه
کیه؟ - لوسی -
مردش جدا شده، شاید یه عکس بزاره
کولیش؟
یه درام واقعی
حالش بده؟
نه واقعا - حالش خوبه -
صبر کن ببینم
حالش خیلی خوبه، مثل کسی که هیپ هاپ کار میکنه
انگار که یه رقصنده است
اون ریاناست
والمارت ریانا
انقدر دنبالش نکنید
مشکل چیه؟
چندش
عجیب غریب
عجیب اما باحال
داری چیکار میکنی؟
لوسیو دنبال میکنم، تو چی؟
من یکم بابت لباس فرم اذیتم
اما اشکالی نداره
دوستای جدید پیدا کردم. آدمای خوبین
نه من واقعا یادم نمیاد
اونا با من دوست شدن وگرنه من با هاشون دوست نمیشدم
عالیه. یه جورایی گروه تشکیل میدیم
باهم میگردیم. آهنگ گوش میدیم
اما من بعضی وقتا یکم احساس خجالت میکنم
که به آهنگی که دوست دارم گوش بدم
اره من دوستش دارم
نه واقعا نمیدونم
لعنتی...
پونزده دقیقه بعد از دو ساعت پیش این تحلیل زمان چیه؟
دنیا داره تموم میشه، هممون میمیریم
ما که در هر صورت شبیه جسدیم
من نمیمیرم قبل از اینکه برگردم به سیتادیوم
ژاکتاشون گرمه
منم واقعا دلم میخواد که برم - به رویات ادامه بده -
سلفی
فنی، بیا
این یه تحریفه
تو یه دردسری خرخوان
عشقم، فقط یه هفته و نیم مونده تا ببینمت
یازده روز، من واقعا خسته شدم
نمیتونم صبر کنم تا بیرون بیام، ببینمت و بالاخره زندگی کنم
تا اونموقع کلی درس خوندن
با جهنم نبودنت
من تقریبا اونجام، توی بغلت
توی لب هات
فنی، تا ابد برای تو
...خانوم جوان
ساعت ۷:۴۵ دقیقه ست، نه ۸:۰۰
وقت درس هنوز تموم نشده
آرامگاه کلیرویس نارسیس ۱۹۲۲-۱۹۶۲
تو احمق
اون چیه؟
لعنتی، من واقعا امروز گند زدم توی درس فرانسه
حالا دیگه هیچ مدالی نمیگیرم
آروم باش، بدترین نمره تو ۱۸ ست
واقعا دارم از ترس سکته میکنم
تو همیشه اینو میگی
ملیسا تو مدال میگیری؟
نمیدونم
من با نمره هام هیچی نمیگیرم
من میتونم مخترع هندسه فضاییو بکشم
محلول آبی چی؟
معلمای فیزیک، صد در صد
اون خیلی جذابه
اینجوری فکر میکنی؟
باورکن، کاملا وسوسه انگیز
! کاملا
ملیسا؟
نه واقعا، خیلی لاغره
اون هنوزم جذاب ترین پسر اینجاس
آروم باش، فقط سه تان
به طور غلطی جذابه
یه علاقه الکی
اون به ما زُل میزنه، خیلی عجیب غریبه
کاملا عجیب غریبه
خیره شدنش رو دوست دارم
واقعا؟
رفیق کار منم انجام بده لطفا؟
شعرت خیلی عالی بود اسمش چی گذاشتی؟- کاپیتان زامبی-
من عاشق زامبی هام
زامبی ها خیلی بزرگ و زشتن
نه خیلی باحالن
باحال؟اونا آدما رو میخورن
مزخرفه
تو فیلمای قدیمی زامبی ها خیلی آروم حرکت می کردن
حالا جوری می دون انگار که طبیعیه
همه چی الان سریع شده زامبی هام همینطور
من اصلا اهمیت نمیدم
من اصلا اهمیت نمیدم
هیچ احترامی نمیذارم
این عشق نیست من فقط باسنتو میخوام
گریه نکن هیچکی جز خودم نمیتونه منو دوست داشته باشه
اگه دنبال برفی باید بگم که برچسب های من هیچوقت نشون نمیده
فقط گروهم میدونن که من چجور آدمیم گونتو بیار اشکاتو پاک کنم
گنگستر اصلی قطارهای تو مدرسه یا زندان
از پلیس ها متنفرم چون پلیس ها هم از چیزی که ما هستیم متنفرن
شلوار ورزشی تو عروسیت
برای نشون دادن بی احترامی
چون از وقتی هم دیدیم تو یکبارم من صدا نزدی
به جز روزی که من انجامش دادم
تعجبی نیست که احترام نمیذارم
به جز روزی که انجامش دادم
تعجبی نیست که احترام نمیذارم
مادر به خطای حروم زاده بدون هیچ کمکی،به یاد میارم
و تو،جنده راجب کفشای خودت حرف بزن
گم شو
گم نمیشم راهم بلدم
جوری گاییدنت که نقطه ی تحریک جنسیت از کار افتاده
یادت باشه که من اونو گاییدم
تعجبی نیست که احترامی نمیذارم
باشه،رفیق؟
عالیه،تو چی؟
چخبر؟
میخوام یه لقمت کنم
دیشب صداهای عجیبی درمیاورد
واقعا؟مثل چی؟
صداهای عجیب نمیتونی بگی خواب بود یا نه
مثل چی؟
...خب،مثل
مثل اون - باشه -
واقعا عجیب غریبه
پابلوی من
دیشب خوابت دیدم
خواب خودمون دیدم
عالی بود
حتی نمیتونم بهش اشاره کنم
نمیتونم صبر کنم تا واقعی بشه
عنصر خالص چیه؟
ماده ی اصلیه
با محدوده ی مشخصات فیزیکی و شیمیایی
هویتش و مشخص می کنن
چه چیزی ماده ی اصلی رو توصیف میکنه؟
سعی کن جواب بدی
راجب دمای گداخته ای شنیدی؟ قابلیت انحلال؟
نه؟
...درسته
عنصر خالص یه ماده ی اصلیه
...که یه تمایزه از مخلوطه
عشقم جمله آخرت منو ناراحت کرد
منو داغون کرد
چرا؟
کمتر از دو هفتس از وقتی همدیگه رو دیدیم
پر از شور و شوق بودم
از عشق
از میل شدید
حالا تموم شده
حرفات منو عوض کرد
احساس میکنم دارم میمیرم
همین الان میمیرم
ارزولی از کوه اومد پایین
هنوز اوضاع واسش خوب پیش میره
هفته ی پیش،تو فرانسه 17 ساله شد
و نمره ی خوب توی تاریخ
دوست دارم مثل اون
از خونش خاطرات بیشتری داشته باشم
حتی برای من
خاطرات دارن محو میشن
...24سال،میریام
24سال از وقتیکه پدر مرده گذشته
مراسم فرداس
دارم سعی میکنم همه چی رو از اینجا برنامه ریزی کنم
با هونگان مستقر شده
مراسم خوبی میشه
...باشه
کی امپراطوری روم به اوجش رسید؟
در زمان مسیح؟
آره،اما دقیقتر چی؟
یادم رفت
دور و بر 120 سال بعد از مسیح
با خودکارتون مرزهای امپراطوری رو در زمان اوجش رسم کنین
از اینجا شروع کنم؟ - نه،اینجا -
...بعد از اینجا
خب ادی چیکار میکنه؟
دوباره مریضه؟
!نه
رستوران رو باز کرد؟
تا حالا اونجا غذا خوردی؟
آره،عالی بود
من نمیتونم برای مراسم بیام
قیمت بلیط تقریبا برای هردوی ما 2000 یورو میشه
این منو ناراحت میکنه
اما مهم نیست
مهم نیست
روحم با تو میمونه
انگار من اونجا بودم
استنلی چطوره؟
اونا دوباره خونه ی تو رو ساختن
اما دوباره خراب شد
فکر کنم سازنده از بهترین مصالح استفاده نکرده
اما اونها شروع کردن به ساختن دوبارش
استنلی پیش جاسمین میمونه
جاسمین ازش خوب مراقبت میکنه اون اندام مناسبی داره
...پاتریشیا
ادی اندام مناسبی داره پسر تو اندام خیلی مناسبی داره
ملیسا،عزیزم،حال تو چطوره؟
من میخوام صداتو بشنوم،عشقم
مدرسه خوب بود؟
چی؟
...یونیفرم به شکل یک نماد برابریه
نه یه شکلی از زور و تحمیل
قبلا یکیم تو هایتی میپوشیدی
آره،عزیزم،توی شهرمون همه ی دانش آموزا یونیفرم میپوشن
به هرحال،داری برنامه میچینی که دوستای جدیدی تو مدرسه پیدا کنی؟
خوبه پس
اما اون موزیک رو دوست داری؟
که چی؟
میتونی دامسو دوست داشته باشی
فقط اونجوری که هستی باش،بخاطر اون عوض نشو
میدونی که کلمه ها چی میگن،اما همچنین میدونی که کی هستی
مشکل چیه؟
عزیزم،تو خودت میدونی کی هستی
تو یک زن جوان زیبایی،تو سیاه پوست هستی
تو یک نجات یافته هستی
و آزادی هرکاری دوست داری انجام بدی
فرا مدیا حامی ترجمه های فارسی Faramedia.co
من با ملیسا تو کلاسم میتونم بیام داخل؟
چیزی شده؟
نه،اما میخواستم ببینمت میشه بیام داخل؟
آره.بیاتو
اون مشکلی داره؟
نه،اون خوبه اما من یک مشکل دارم
مریضی؟
مریض نیستم،اما ناامیدم
چیکار میتونم بکنم؟
احساس میکنم تسخیر شدم
میخوام از شر هرچی که منو ناراحت میکنه ...خلاص شم
همه ی افکار و خاطراتم
تو جادوی سیاه انجام میدی درسته؟ - نه -
من جادوگر نیستم
من یه رقصندهام من جنگیری نمیکنم
ملیسا آدرسم رو بهت داد؟
نه،تو وسایلاش پیدا کردم
اون میدونه تو اینجایی؟
نه.نمیخوام اون بدونه
اینکارو نمیکنم
باید الان بری
میخوام بمیرم
بخاطر یک پسر؟مسخرس
خیلی از مردم بخاطر بیماری،فاجعه یا ...تصادف میمیرن
تو میتونی جادو کنی میتونی بهم کمک کنی زنده بمونم
جادو اینکارو نمیکنه
بهت که گفتم،من احساس ناامیدی میکنم
میتونم بهت پول بدم بهت 1000یورو میدم
قضیه این نیست تو باید فرهنگو بدونی
من زود یاد میگیرم
نمیتونی فقط یاد بگیری
نمیتونی ازش فقط برای برطرف کردن یک ناراحتی استفاده کنی
تو الان احساس ناامیدی میکنی اما این میگذره
تو به جادو و کمک نیاز نداری فقط زمان میخوای
این فقط "یه ناراحتی"نیست
عشق شاید برای تو یک دلیل نباشه اما من میخوام بمیرم
چون من سفید پوست و سالمم حساب نمیشم؟
زجر کشیدن میتونه برتری باشه؟
بهم بگو
تو باید درک کنی
...جادو یه نیروی درونیه
...به من قدرت کار کردن میده
عامل بیدار شدن روزمره ی مردمه
وقتی به جادو تعلق داشته باشی
تو به یه جامعه تعلق داری
من از زلزه نجات پیدا کردم من یه نجات یافتم
حالا،من برای کمک اینجام
همه ی این مردم تو زلزله مردن
من هنوز باهاشون حرف میزنم و بهشون خبر میدم
تو به مرده ها خبر میدی؟ - آره،من به مرده ها خبر میدم -
نگاه کن،اون میریم هستش
مادر ملیساس
من راجب دخترش حرف میزنم
من بهش میگم
بهش خبر میدم اون بهش نیاز داره
اون واقعا افتخارات زیادی داشته؟ - آره -
چطور؟
...افتخارات زیادی داشته چون
...اون یه مامویت برای ارزیابی کردن
...جرائم علیه انسانیت زیر نظر دوالیر داشته
اون کارهای بزرگی برای ما کرده
رینالد هم همینطور
اون که اونجاست
...بعضی وقتا رینالد
واردم میشه
وقتی قدرتش واردم میشه، روحم، روح کیتی ازم خارج میشه
میخوام پابلو درونم باشه
اشتباه میکنی، تو اینو نمیخوای
من واقعا اونو درونم میخوام
پابلو یه روح نیست نمیتونیم دوتا روحتون رو ادغام کنیم
یه روح زنده نمیتونه وارد بدن کسی بشه
تو گفتی که میخوای فراموش کنی
نه، من واقعا اونو توی درونم میخوامش
نمیخوام فراموش کنم، میتونم 1500تا پرداخت کنم
الان 500تاش رو میدم، بقیش رو بعدا
اینو مسخره نگیر
میتونه چیز قدرتمندی باشه
خشونت آمیز
بخصوص اگه بهش عادت نداشته باشی
خشونت آمیز؟ - خشونت آمیز -
ولی ما نمیترسیم
ما مرگ رو تجربه کردیم
ما دائما باهاش زندگی میکنیم
من همه زندگیم رو در کنار مرگ زندگی کردم
میدونم
پدرم یه زامبی بود
میدونی زامبی چیه؟
میدونی ؟
نمیدونم
پس قبل از اینکه بهش نزدیکتر بشی دوباره بهش فکر کن
ملیسا اینجا اتاق داره؟
البته
میشه ببینمش؟
اون هم جادو میکنه؟
نه، اون دیگه از این کارا نمیکنه
اون اینجا چیکار میکنه؟
همون کارایی که دخترای همسن خودش انجام میدن
من کلی بهش فکر کردم
میخوام امتحانش کنم
فردا بقیهش رو میارم
من فردا نمیتونم - چارهای ندارم -
مدرسه فکر میکنه من برای مراسم خاکسپاری خونه والدینمم
نمیتونم دوبار انجامش بدم
یه چیز عجیب غریبیه
فنی کجاست؟ - یه مراسم خاکسپاری -
از فامیلای نزدیکشه؟
نمیدونم
اگه فامیل نزدیکش بود حتما میگفت
یه عمه پیری یا همچین چیزی باید باشه
اون چیزی به من نگفت - آره؟ -
بازم خاکسپاری ها خیلی رو مخن
سلام، به همه
امروز درس نداریم
اما یه امتحان ناگهانی داریم
موضوع عواقب انقلاب مردمیه
نه واقعه هاش
حفظش نکنین سعی کنین یادش بگیرین
دو ساعت، نهایتا سه ساعت شروع کنین
آماده ای؟
آمادهم
هایتی، امروز
اگه میتونم بیام داخل، اگه میتونم رد بشم
بزار بیام داخل،اگه میتونم رد بشم
دمبالا ای روحِ مار سبز
بهش شیره بده
ترسیدم
دختر، اینجا چه خبره؟
هیچی
چرا صداهای عجیب غریب در میاری؟
مثل امروز، توی دستشویی
بعضی وقتا محض خنده انجامش میدم
محض خنده؟
تو عجیبی، این مراسم مذهبی چیه؟
این مراسم مذهبی نیست
...ولی
الان خونهمون یه مراسمی برپاس
و از اونجایی که نمیتونم اونجا باشم اینطوری توی مراسم شرکت میکنم
چه جشنی؟
سالگرد فوت پدربزرگم
مرگش یکم غیر معمول بود
عکس رو آوردی؟
چندبار بگو پابلو
پدربزرگم بر اثر بیماری تو سال1962 فوت شد
اون بلافاصله خاک شد
...اونجا ما
مرده هارو بلافاصله دفن میکنیم
اما موقع دفن شدنش هوشیار بود
اون شنیدن خاک روی تابوتش رو میشنید اما ناتوان بود
وحشتناکه
اون زنده به گور شد؟
نیمه زنده، نیمه مرده
اون یه زامبی شد
لعنتی، این خیلی بده
اسمش چی بود؟ - کلیرویس -
کلیرویس نارسیس
اون داره میره
اون داره میره
اوگو من زخمی شدم
فرای، من زخمی شدم
زخمی، من زخمی شدم
ولی هنوز خون خودمو نمیبینم
اون عصر
مردا اومدن که نبش قبرش کنن
اونا تابوتش رو باز کردن و جسدش رو دزدیدن
...اونا یه جور پادزهر بهش دادن
و اونو برای کار کردن به یه مزرعه شکر بردن
یه عالمه زامبی دیگه هم اونجا بودن
...اون میتونست ببینه، بشنوه و کار کنه
ولی نمیتونست حرف بزنه
در واقع اون هیچی رو حس نمیکرد
بدون اینکه متوجهش بشه، حافظش رو از دست داده بود
زامبی ها هیچ خاطره ای ندارن
هر روز، اونا پودر زامبی بهش میدن
یه روز، اتفاقی اون یکم گوشت خورد
زامبیای که گوشت یا نمک میخوره
از حالت زامبی بودن در میره
وقتی یه زامبی هوشیاریش رو به دست میاره میتونه خیلی عصبانی بشه
سعی میکنه اربابهاش رو پیدا کنه و اونارو بکشه
و بعدش دنبال قبرش میگرده تا دوباره خودشو دفن کنه
پدربزرگ من اینکارو نکرد
اون فرار کرد تا خودشو پنهان کنه
اون حتی به سمت خونواده خودشم برنگشت
چرا نرفت؟ - چون ترسیده بود -
خودش می دونست که زامبی شده
توسط یک جادوگر سیاه، یک کشیش
بنا به درخواست برادرش
چرا برادرش این کارو کرد؟
برای وراثتش
پدربزرگم وارث زمین های بود که میخواست بفروشه
برادرش اینطور نمیخواست
خب پس اون چیکار کرد؟
هیچی
اون آواره شده بود
اون میرفت زنش رو ببینه
از فاصله دور
اون هیچوقت جرئت نکرد باهاش صحبت کنه
من بودم برادرم رو میکشتم
یا حداقل تهدیدش میکردم
غیر ممکنه
یه جامعه مخفی جادوگرا ازش مواظبت میکنن
بیزانگو
اونا زامبیت میکنن
این مثل جهنمه
جهنم نیست، اوضاع همینه
بعدش برادرش مرد
اون برگشت پیش مادربزرگم، و بعدش خاله و مادرم به دنیا اومدن
...پابلو
اوگو
اون میخواد از طریق اوگو کلیرویس رو فرا بخونه
کلیرویس اینجا نیست ما اونو فرا میخونیم
ما تورو فرا میخونیم
اوگو
قبرستونا توسط لواس (اسمشونه) محافظت می شه
روح های جادوگری که که خدا رو به انسان ها وصل میکنه
اونا خیلی زیادن، حقیقت دارن
...اونا میتونن بیان
تا تسخیرت کنن
رامشون می شی
خدمت کارشون
اونا تسخیرت میکنن
...بدترینشون
...خطرناکترینشون
بارون سمدیـه
اون سرکرده گئدیوس هستش
الههی مرگ
اون یه شیطان و یه خداس
من یه هدیه میخوام
هدیه برام آوردی؟
من یه هدیه میخوام
هدیه برام آوردی؟
...اونایی که احضارش میکنن
مرگ خودشون رو جلو میندازن
...فقط اون میتونه کسی رو
در قلمرو مردگان بپذیره
مادرتو گاییدم
وقتی رقصیدنم تموم شه چیکار میکنی
بارون
عرق نیشکری باقی مونده؟
یکم عرق نیشکر بهم بده جنده
چرا باید خوشگذرونی نکنم؟
...بارون
چرا نتونم خوش بگذرونم؟
این بدن رو ترک کن
این بدن رو ترک کن
هدیهای برام دارین؟
چه هدایای دارین؟
به من نگاه نکن، چشماتو ببند
به من نگاه نکن
به من نگاه نکن
تف توش، موسیقی....بلندتر
من توی چوبم حسش میکنم
توی آلتم، توی دم و دستگاهم
...چرا این هرزه های کوچیک
که اینقدر ناراحتی های کوچیک دارن؟
این دختر یه هرزهس، یه جنده
مادرتو گاییدم
به من نگاه نکن
روز جشن پدرت
من اینطور نمیخواستم
چقدر بی احترامی
من اینطور نمیخواستم
...کیتی
دهنت بوی پا میده
به من نگاه نکن
مادرتو گاییدم
موزیک رو حسش میکنم
برخاستنش رو حس میکنم
من موسیقی رو توی چوبم حس میکنم
پس تو نوه یه زامبی هستی؟
بله
چطوریه؟
نمیدونم
تو واقعا اینو باور میکنی؟
نمیدونم - همش الکیه -
الکی نیست
کلمه به کلمهش حقیقته
پدربزرگم واقعیه، خالمم همینطور
...و همهی روح ها
اونا اونجان
جادو زیباست
خیلی قدرتمنده
نشون میده که زندگی و مرگ از هم جدانشدنی هستن
...خالهام میگه از وقتی که والدینم مُردن
همه چی تموم شده
من یه برده نیستم
و هیچوقت دوباره برده نمیشم
...بعد از برگشتن به زندگی
کلیرویس نارسیس دوباره یه زندگی خوب در آرامش داشت
...اون دوباره در سال 1994در حالی که 72سالش بود
بعد از لذت بردن از زندگی دومش مرد
...اواخر سال 1990
هر سال 1000پرونده اشخاصی که به زامبی تبدیل شدن داشتیم
...هیچکسی نمیدونه چه تعداد زامبی
در اطراف هایتی پرسه میزنن
مترجمین Dpersephone...Tayebe98...Mh4sa MehT the Alpha
برای دانلود زیرنویس های بیشتر به کانال ما بپیوندید @ThunderSub
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.