All language subtitles for Princess.Ja.Myung.Go.E07

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

ترجمه و زیرنویس : پیمان رهنما زاده

قسمت هفتم

(در حال به خود پیچیدن)

وای

عمه منو خجالت ندید

این خیلی زیاده

شبها بوسیله پرنسس، و روزها توسط هودونگ، شما دارید تمام انرژیم رو ازم می گیرید

عزیزم

درسته، نه ؟

قبل از اینکه پرنسس یه مرد دیگه پیدا کنه، بیا برای امروز تمومش کنیم

شما خیلی خوب کار کردید، شاهزاده من

ممنوننم، استاد

تموم شب رو تمرین کن. فهمیدی؟

بالا، بالا

دوباره،دوباره

پاهات رو بکش،پاهات رو مستقیم بذار

دوباره،دوباره

مثل این،به نظر زیبا میاد

ای...

ای دردسر ساز

دوباره شکستیش ؟

آنی،سویو، همین الان بیایید پایین

من میخام انجامش بدم،من یار برادرم هستم

زود باشید،بیایید پایین

سونگ مائه سول سو

(پادشاهی گوگوریو،نیمه های دائم یوشینگ, پیون سوجیون)

خوش اومدید

اعلیحضرت،ملکه رسیدن

بانوی من

بانوی من، من مرتکب گناه بزرگی شدم، من شایسته مرگم

ملکه میاد تو و سومائی همین جا می مونه

چرا منو تو این موقع شب اینجا احضار کردید؟ به خاطر نبود سومائی بود؟

همونجا بشین

شما ده ساله که منو نخواستید،فکر کردم دیگه شما رو تو این وضع نمی بینم

تو هم،شب دماغت ضعیف شده ؟

من دوباره احساس رو تو چهرت می بینم

من هنوز روی قولی که بهت دادم هستم

روزی که تو دیگه نمی تونی حامله بشی

اگه من زنده باشم،تورو بعنوان،ملکه خواهم شناخت

من پیرم،اما توانائی ام از بین نرفته

واقعا ؟

چرا منو صدا زدید ؟

تو پارچه ست

چی تو پارچه ست؟

این برای دلداری دادن به منه ؟

لباسهات رو با اینا تزئین کن

شبها طولانی و کسل کنندست،قلاب دوزی کردن باعث میشه وقتت بگذره

این چه توهینیه ؟ حتی اگه من مهربانی شما رو ندارم ولی هنوز ملکه هستم

می خاید منو خیاط دربار کنید ؟

این هدیه ای برای شاه ناک رانگ خواهد بود

به سومانا بگید قلاب دوزی کنه

این کار هم نشین ها نیست

روزی که این پوشیده بشه،بین وانگ وینگ و چوئی ری یکی خواهد مرد

پس تو اینکارو بکن

این کار فقط بدست ملکه گوگوریو انجام خواهد شد

شاه آینده ناک رانگ وانگ وینگ یا چائی ری خواهد بود ؟

اصلا به تو چه ربطی داره ؟

همه دارن درباره اش صحبت می کنن،چرا ما کنجکاو نباشیم ؟

با لباسها به عنوان هدیه بفرستمت بری ؟

می تونید همسر وانگ وینگ یا چائی ری باشید

یه ذره دلم می خواد

منم همینطور

می خواید یکی از زنهای شاه بشید؟

سرنوشتم اینه که شما رو تا سن پیری همراهی کنم،درحالی که باکره باقی می مونم

من می خوام بدونم چه چیز یه مرد با اون باقی مونده و می مونه؟

تو... تو

اونا رو ترک کن،درستکار بودن که گناه نیست

برای عشق و برای دریافت عشق

آیا اون تویی یا منم یا اونان، که می تونن متفاوت باشن؟

وانگ وینگ بچه ای نداره و چائی ری فقط یه دختر داره؟

کی همیشه پادشاه میش،اگه من یه پسر داشته باشم، ملکه رو حسود نخواهم کرد

تو جنده,چطوری میتونی جلوی ملکه, باید من زبونتو برات ببرم؟

منو ببخشید, عالیجناب

کی همیشه پادشاه شده,اگه ما اینو هفته بعد بفرستیم, من وقت کافی ندارم

نخ رو بچرخون

بله

(در حال ساختن مکانی در ناک رانگ)

چائی ری

شما اینجا بودید؟

وانگ جا شیل

تو اینجا چیکار می کنی؟

این خونه اییه که من توش زندگی می کنم پس اومدم بررسیش کنم

نباید فرق زیادی بین یه قصر و خونه باشه

چه قصر باشه یا خونه،وقتی بحث تزئین باشه بهتره که برم،نه؟

من کی گفتم تو قصر زندگی می کنم؟

شما می خواید سلطنت رو به برادرم بدید؟

برای پایین کشیدن یوهول،مشکلات زیادی در پیش هست

یودون گون،هیوندو و بیابونهای هان

مشکلتر از اینها،شاه گوگوریو،موهیوله

برادرزن این ملت رو به خوبی رهبری خواهد کرد

پس،شما،لاهی،زیردست هاتون سرنوشت همه مرگه

می ترسم شنیده بشه

چه مدت از وقتی که ما از دست چیزهای زشت و برقراری یه کشور جدید راحت شدیم می گذره که شما دارید شکایت می کنید

حتی زمانی که درخت استوار ایستاده باد شاخه های اونو تکون می ده

و هرچقدر دریا آروم باشه موجها دریا رو راحت نمی ذارن

همسرم

برادرم همیشه آرزوهای بزرگ و طمع زیادی داشت

دوچال,بودال, و البته افراد ژنرال یونگ هو. و, حتی مو یانگ هائه

هیچ کس مایل نخواهد بود که تو زنده بمونی

خوب گوش کن

من, وانگ جا شیل, ۲۲ سال با برادرم زندگی کردم

اونو از هر کس دیگه ای بهتر می شناسم

برید و مواظب لاهی باشید

دلم برات تنگ شده بود

حالا که اینجام, یه بازدید از قصر خواهم کرد

ببین چهار سال پیش سر جاموک رو کجا بریدن

بله, بانوی من

اینجا جائیه که میگن تائه سو ریونگ ستاره رو دزدیده

می خوای بگی, اینجا جائیه که اونا پاهاشون رو شستن و ستاره ها رو دیدن؟

نه, اینطور نیست. اینجا جائیه که اون همه چیزهاش رو دفن کرد

(چهار سال بعد, سال ۲۵ بعد از میلاد)

بانو. شما برگشتید

حالا می تونم ببینم که پایان جنگ نزدیکه

اوه

ناک رانگ ویران خواهد شد , و یوهول خواهد مرد

شوهرم چائی ری شاه خواهد شد

در هر صورت

ممکنه زیاد افتخار نکنی که خودم رو برای نجات دخترم پرتاب کردم؟

این بائک دونگه (سم

اونها رو قورت بده

چه نقشه ای داری ؟

اگه از طرف شماست, به جای بائک دونگ, می تونم قسم بخورم

پس جلوی من بخورش

اما, اما من باید بهش فکر کنم و بعد انجام بدم

بعد از اینکه شاه یوهول رو فرستادم, اینکارو خواهم کرد

جانگ هو

این رو هم بگیر

بانوی من, این آخرین هدیه ای بود که به شما دادم

خواهش می کنم اینو یکم بیشتر پیش خودتون نگه دارید

من ایمان دارم که تو منو بخاطر اتفاقات گذشته در قصر رسوا نمی کنی

بانوی من, می خواستم فقط یکبار دیگه شما رو ببینم

(یوهیون. پادشاه ناک رانگ)

بائک دونگه, اعلیحضرت

از من می خوای سم بخورم؟

بهتره منو جلوی شمشیر وانگ وینگ و چائی ری بندازی

مرگ مرگه, چه با یه شمشیر خوب کشته بشید چه با یه شمشیر بد

چه معنی میده؟

در آرامش به اون دنیا برید

اعلیحضرت

من توسط سگهای فامیل مورد حمله قرار گرفتم, و کشور رو به اونها دادم. چطور می تونم در آرامش بمیرم؟

اعلیحضرت

برام تیر و کمون بیارید

بله ژنرال

لازمه اینقدر دور برید؟

با توجه به روش خدایان, دارم کاری رو که منصفانه ست انجام میدم. چرا مانعم میشی؟

برای ۱۵۰ سال, مردم هان و چوسان با هم پیوند خوردن

نسل ۴،۵،۶

اگه با اونها دشمنی کنیم, اونها اینو در یاد خواهند داشت

بیا همشون رو بکشیم, یه شروع تازه

برادر

چرا اقدام نمی کنید؟

اینها دشمن های شما هستن که جامیونگ رو کشتن. نمی خواید انتقام بگیرید؟

ما نمی تونیم با افراد هوانگ مو جی دشمنی کنیم

جلوی منو نگیرید. من از هوانگ مو جی نمی ترسم

کمانم

بله, ژنرال

برای گناه به مبارزه طلبیدن خدایان

اعلیحضرت

من حتی در بستر مرگ هم متعجبم

مزه کمان خوب بود

تیر

بله, ژنرال

این برای نابود کردن این کشور

اعلیحضرت

اینجا رو ببینید. من با این تیرها پا به بهشت خواهم گذاشت

تیر

بله, ژنرال

به خاطر گناه بدبخت کردن مردم

اعلیحضرت

وانگ وینگ, تو هم داری پیر میشی

تیرهات حتی به قلبم نخورده

اعلیحضرت

برام تبر بیارید

بله, ژنرال

من سرش رو می برم و آویزون خواهم کرد

تبر طلایی فقط برای استفاده امپراطوره ( "پسر آسمانها فقط تبر طلایی را استفاده می کند)

میلش برای شاه شدن کاملا واضحه, شما باید جلوش رو بگیرید

خیلی دیره

امپراطور, اعلیحضرت

هوگواک

سرهاشون رو ببر

بله, ژنرال

صبر کن, سر اونو نبر

به جاش پاش رو ببرید و رو صورتش یه زخم بذارید

اطاعت, ژنرال

بله

تو, پسریه حرومزاده, گلوم رو ببر

وقتی پیشونیش رو زخمی کردید, اونو تو یه قایق بذارید و به هان بفرستید

اونا خواهند فهمید که چوسان چطور, ناک رانگ رو آزاد کرد

اون شاهد ما خواهد بود

وانگ وینگ, چائی ری

من, هوگو, قول می دم تا زمانی که سرهاتون رو با دست های خودم نبریدم به زندکی ادامه بدم. قسم می خورم

گردنهاتونو می شکنم

ما می تونستیم جنگ رو اینجا تموم کنیم, اما جنگ ادامه خواهد داشت

اتفاقات امروز برای مدتهای زیادی باعث ناراحتی مردم ناک رانگ خواهد شد

وقتی منو گرفتی, باید می دونستی که میمیری, پس همه چیز بستگی به خودت داشت

قصر ناک رانگ

ژنرال, ما برگشتیم

بشینید

خب چی شد؟

ما مرزهای خودمون با گوگوریو رو امن کردیم و سیصد سرباز به اون مناطق فرستادیم

سیصد خیلی کمه. مگه ما با پونصد نفر اونجا مبارزه نکردیم و دویست نفر هم بهمون اضافه شد؟

نمی تونیم تموم سربازان باتجربمون رو به مرزها بفرستیم

ما باید پونصد سرباز رو کنار شما بذاریم

منظورت چیه که فقط سربازهای ما برای محافظت از مرزها رفتن؟

افراد ژنرال وانگ از دستورات سرپیچی خواهند کرد

ژنرال وانگ به اونها گفته که اینجا رو ترک نکنند چون نیازی به محافظت در مقابل گوگوریو نیست

فکر می کنید وانگ وینگ داره از موهیول رشوه می گیره؟

حتی اگه حقیقت داشته باشه, رشوه نیست, بلکه برای دریافت حسن نیت پیشنهاد وحدت چوسانه

ژنرال؟

طی این جنگ طولانی, سربازها چطور تغذیه شدن؟

آیا ناک رانگ و گوگوریو علیه هم شمشیر خواهند کشید؟

الان نه, اما

هرچی از غذای ببر بمونه گرگها میخورن و, هرچی از غذای گرگها بمونه, کفتارها می خورن

پس ببر یوهول و گرگ گوگوریوست؟

موهیول ببره

اگه گوگوریو قوی بشه, خودشون می دونن, به زمینهای با ارزش ما و راه دریایی این سرزمین نیاز دارن. اونها باید بدونن

وقتی ژنرال وانگ از یونگ هو جیانگ برگرده. من سعی می کنم به این کار وادارش کنم

(Yulguhyon, Yonghojiangwon. Wang Gheng's سرزمین مادری)

ایشون ژنرال وانگ وینگه

کسی که چوسان رو آزاد کرد و ناک رانگ رو دوباره بر پا کرد ژنرال وانگ وینگ

اعلیحضرت! اعلیحضرت!!

چی گفتی؟

شما لرد یونگ هو جیانگ, و لرد نام بو چیریون هستید شما ناک رانگ رو سر پا نگه داشتین

حالا, شما باید مالک ناک رانگ باشید

من اینکارو بخاطر شاه شدن نکردم

درود، درود، درود

درود, درود بر شاه وانگ وینگ. درود درود، درود

مردمحرف در میارن

به این خاطره که ما تو سرزمین خودمون هستیم

اگه فقط ژنرال چائی ری تو جنگ کشته می شد, الان کارمون راحت شده بود

با این مردم بی مصرف یوهول

فردا در این باره صحبت می کنیم, امروز اولین روزبازگشتمونه

حرکت می کنیم

درود

(Yonghojianwon. Wang Gheng's دستیار)

یانگ هائه, یانگ هائه, مو یانگ هائه

عزیزم

ha ha...

مواظب باش, مواظب باش

عزیزم

اگه زخمی می شدی چی؟

می دونستم منو می گیری

ها, وقتی من نیستم سنگین تر میشی؟

باید بگید, من زیباتر میشم

بله, بله, تو درست می گی

بریم تو

قلقلکم نده

سعی کن مقاومت کنی

بیا اول حموم کنیم, یانگ هائه

چرا ناراحت میش برادر, اون ماله خودمه

می گم خوبه, کیه که چیز دیگه ای بگه

باشه، باشه شیرینی من

من

البته. البته باید اینکارو بکنیم

چیزی به عنوان ملکه دوم برای من وجود نداره

با این وجود به مردای جوون اجازه خواهم داد

تپل مپلی

می خواید با چائی ری چیکار کنید؟

تو دوست داری چیکار کنم؟

بکشش

من باید اونو بکشم

جاشیل و لاهی چی؟

جاشیل تنها خواهرمه و لاهی تنها دخترشه

وقتی ابر بیاد, بارون میاد

وقتی جاشیل رو کاری تمرکز می کنه, اون کارو انجام میده حتی تا موقع مرگش

یا هائه؟

تو فقط یه دشمن میشی که شوهرش رو کشته, و برای لاهی، دشمنی که پدرش رو کشته

خوب فکر کن

من لاهی رو می کشم اما جاشیل رو نه

وقتی که بمیرم, چطور می تونم تو چشم پدر و مادرم نگاه کنم

چرا اینقدر نسبت به خواهرت نرمی؟, بی فایدست

چائی ری و لاهی, وقتی کاری رو که باید بکنی انجام دادی, من از پس جاشیل برمیام

نمی تونم چشم ازش بردارم, پس اونو خدمتکار خودم می کنم

متشکرم, یاهائه

غرور جاشیل شکسته خواهد شد

جاشیل زندگی تلخه، مگه نه؟

غرورت رو می شکنم

چی فکر می کنی؟ جالب نیست؟

ما بعد از ظهر برمی گردیم

ژنرال استراحت کنید

چرا نمیری استراحت کنی؟

می دونم قسمی رو که جلوی شاه دونگ سو خوردید فراموش نکرده اید

روزی که ناک رانگ آزادیش رو بدست آورد با این سر من رو ببر

فراموش کردید؟

امروز همون روزه؟

هر طور که می خوای, سرم رو ببر

من اینکارو خواهم کرد ژنرال

معنی این چیه؟

من، ماجو, سر چائی ری قبلی رو بریدم

کسی که جلوی منه, آزادی بخش چوسانه, شاه چائی ری

از این شمشیر برای کشتن وانگ وینگ استفاده کنید

ما جو

این ملت شاه می خواد. خواهش می کنم ناک رانگ رو در مقابل موهیول محافظت کنید

گوگوریو, مقبره جومونگ

حدود ساعت : ۶:۳۰ تا ۷:۳۰ صبح

سرورم, اگه نخوابید

دیروز مراسم یادبود مرگ برادرم بود

این احمق بی مصرف فراموش کرد. من معذرت می خوام

نه, موضوع این نیست. دوجال, هامیونگ,هر دوی اونها, پدر

منو از اینکه اسم هاشون روبلند صدا بزنم منع کردند. البته, تو فراموش کردی

بعد از کشتن تموم بچه هاش, پدر در نهایت چه انتظاری داشت؟

برای گوگوریو بود؟ به این خاطر بود که از تبعید شدن به وسیله اونابو می ترسید؟

اونابو عددی نیست

ایشون برای این گوگوریوی جدید این کارو انجام دادن. همون طور که شما الان دارید انجام میدید

می دونی چی بگی تا منو به وجد بیاری

من, موهیول, هنوز گوگوریو نشدم

من حتی شاه بیریونابو هم نشدم

چطور میتونم گوگوریو باشم؟

در مرز گوگوریو, قصر کانگ گوک

شاه وارد می شوند

مدت زیادیه, اعلیحضرت

پدر زن, اومدید؟

امروز اولین نمایش هنرهای رزمیه شاهزاده ست مسلمه که باید میومدم

پسرم, لطفا امروز پدربزرگ پیرت رو شادمان کن

این کارو خواهم کرد

چشم,بینی, دهان، جداگانه لذت می برن؟

قبل از حریص شدن, هر کسی باید اول خوب رو از بد تشخیص بده

کسی که پاش لب گوره چه حرصی می تونه داشته باشه؟

تنها آرزوی من سعادت گوگوریو وقدرتمندی شاهزاده ست

بیشتر از اون, سعادتمندی بیریونابو و ملکه رو آرزو نمی کنی؟

سعادت گوگوریو سعادت بیریونابوست

ملکه...

سرورم چیزی که دارم به شما پیشکش می کنم

پیشکش؟

تو همیشه چیزهای غیر منتظره ای میاری, انتظار من زیاده

برید ملکه رو احضار کنید

پدرم؟

بله, بانوی من

بریم

بله, عجله کنید

بله

پدر

شما باید بخاطر عبور از رودخونه ماجاشو تو این سرما خسته باشید

اینجا کوهی هست که من نخوام بخاطر تبریک گفتن به ملکه ام ازش بالا برم؟

هودونگ منتظره

شما می تونید بعدا از ملکه تعریف کنید

صندلی تون کجاست

چطور من می تونم با پادشاه بشینم؟ لطفا بشینید رو صندلی تون،بانوی من

بله

شاهزاده, شما با این پیرمرد یک رفتار قابل ملاحظه دارید

این سطح از شمشیربازی رو, به جز از پادشاه, اولین باریه که می بینم

هودونگ, رسید

اونو اینجا بیارید

با اون شمشیر, تو به آسونی می تونی یه دیوار از پولاد رو ببری

با این شمشیر, من به ناک رانگ حمله خواهم کرد, یو دو, هیون دو و بیریو و هر جا که تو دست اونهاست، پدر،حمله می کنم

البته

ناک رانگ, یو دونگ, هیون دو, ممکنه, اما می تونی به بیریو حمله کنی؟

اونجا سرزمین مادریته, که معنیش اینه که اونا فامیلات هستن

من

چیزی که من از معلمم یاد گرفتم فقط شمشیر بازی نیست بلکه شمشیر زنی برای بریدن یک نسبت فامیلیه

واقعا؟

چقدر آموزش هودونگ کامله؟

۱/۱۸ths.

تو باهاش خشن نشدی ژنرال؟

چرا تو فقط ۱/۱۸ از شمشیرزنی رو یادش دادی؟

برای اینکه بقیه ش قابل آموزش نیست

قدرت شمشیر به چهار قسمت تقسیم شده

اول استعداد ذاتیه,دوم قدرت رزمیه

این بیشترین چیزیه که من می تونم آموزش بدم

ژنرال, لطفا بگید این پیرمرد استراحت کنه

بالاتر از یک قدرت رزمی یک شمشیر بیرحمه, بلندی مقامتون باید دلیلی برای علاقه بهش بسازه, بنابراین اون تکلیف شماست

و آخریش؟

لذت شمشیر زنیه

هوه؟

لذت خون

لذت قویه مزه کردن خون با شمشیره

شمشیری وجود نداره که بتونه این نوع شمشیرزنو بزنه

کدوم نوع شمشیرزنه که هودونگ باید خودشو به اون تبدیل کنه

برای حالا, این بیش از حد توقعه

من یه درخواست داشتم

اون چیه؟

من می خوام مبارزه کنم, مادر

پدر, شما مدتی پیش به من گفتید, اگه من بتونم مادرو بزنم, من قدرت ریختن خونهای زیادی رو خواهم داشت

وقتی که من میلی به خونریزی نداشته باشم من می خوام بدونم که آیا من به اون حد رسیدم

شاهزاده, دارید زیاده روی می کنید

من مهارت ملکه رو مدتی پیش دیدم, اون یه ژنرال زن ماهر بود

نمی خوای یه بار دیگه اونو ببینی ؟

من فکر می کردم که اون فقط خواهد تونست از خودش دفاع کنه, اون شایسته دیدن نیست

من با مبارزه موافقم

برو شمشیرو لباسمو بیار

بانوی من

پسرم لایق اون هست, چطور من به عنوان مادر می تونم خواسته شو رد کنم

پدر جلوی منو نگیر

این صداهای دوست داشتنی جالبه, جلوشو نگیر

شمشیرزنیش کاملا قابل توجهه

یانگ دوک, داری چیکار می کنی. من گفتم به اقامتگاهم برو و شمشیرو بیار

پس مقامتون؟

شما مثل علف تو تابستون هستید

و ملکه مثل یه علفه پژمرده تو پاییزه

نتایج واضح هستن, چرا شما به بررسی اون نیاز داری

اجازه بده اونجا حرکت کنیم و به یه اهل بیریو نگاه کنیم

چیزایی که شما از خونه آوردید

به عنوان باج بیار

اون

دختر عموی خانوممه, این چیریونگه

بیریو زیبایهای زیادی داره, شامل ملکه

تو سعی می کنی اونو همسر هودونگ کنی؟

اعلیحضرت, لطفا با سو چیریونگ موافقت کنید

اونو به عنوان ملکه ی دیگه قبول می کنید؟

لطفا ملکه رو برکنار کنید و اونو بیارید و وضعیتو بهتر کنید

وظیفه ملکه چیه ؟ زاییدن جانشین و تثبیت امپراطوری

از بین بردن اونابو و متحد کردن گوگوریو

پدر

ملکه یه گل پژمردست. ما بیشتر نمی تونیم برای اون حامله بودن رو منع کنیم

پدر

بنابر این, شما موافق انتظار برای حاملگی هستید؟

چطور من با خودم بتونم......آیا پادشاه باید به من کمک کنه؟

دختر عموها مثل دو نخود در یه غلاف هستن

اون کوچیکه و تا حدودی شبیه شماست

من به دنیا آوردمش و تربیتش کردم که مال شما باشه

من مطمئنم که شما رو بهتر از هر کس دیگه ای سرگرم خواهم کرد

بله, اون دخترمه, اما اون بر علیه شما و گوگوریو گناه کرده

شما باید اونو برکنار کنید و یه ملکه جدید رو برای آوردن یه وارث پادشاهی بیارید

من عاشقشم و با نظر مساعد شما اونو پیدا کردم. چطور جرات می کنی منو با این مساله عصبانی کنی؟

اون جایزه شماست

با همه احترامات پدرانه بابت چیزهایی که شما به من داده اید, اون جایزه شماست

لطفا دخترمو بفرست به بیریو برگرده و سوریون رو بگیر

من مواسولسو رو به خونه بر می گردونم

خورشید هنوز طلوع نکرده

ترکش کن

بانوی من؟

یانگ دوک بیرون منتظره

بله, تو باید ناامید شده باشی

من هرگز انتظارشو نداشتم

از همه اون مردم, پدرم قلبمو بشکنه

اگه هودونگ پادشاه بشه, همه خواهند مرد

شما از اون ترسیدید؟

اگه مرگم بتونه بیریو رو نجات بده, من اونو قبول می کنم

دخترم, ماسول سو, مرگ لازمه, چیزی هست که من بتونم انجام بدم؟

پدر

بچم

دختر با ارزشم

لطفا پدری رو فراموش کن که مرگش رو می خواد

پدر.........پدر

بیریو نابو, داره سعی می کنه مانع شما برای تاج گذاری شاهزاده بشه

اینکه آیا من پدشاه میشم یا نه تو دستای پدرمه

اگه وانگ وینگ یا چایی ری نبود, یو دونگ و هایون دو گون نبود, به اونچه می خواستم می رسیدم

اما برای حمله به ناک رانگ, من به قبیله بیریو نا بو احتیاج دارم

پدر؟

اگه تو واقعا می خوای پادشاه گوگوریو بشی, با تمام قدرتت به ناک رانگ پیروز شو, بدون کمک گرفتن از قبیله بیریو

من می فهمم, من گفته شما رو انجام می دم

موهیول, تو داری پیر میشی

برای اولین بار من احساس می کنم برای مائوسولسو ناراحتم

(Sandoonbando. جلوی تاتر Hehenaknak's)

هو گوک

بالا! بالا! بیشتر,بیشتر

نگاه کن, نگاش کن

تو می تونی بدوی, چطور می تنی پرواز کنی؟

اوه؟

موک گو, اون کار خطرناکه

من دارم پرواز می کنم, پرواز می کنم! اوه, تو داری پرواز می کنی

من دارم دیوونه می شم! دیوونه! ببین چیکار داری می کنی

هی, گدا, اینجا کسی به تو کمک نمی کنه. تو بوگند می دی, برو گمشو

من به کتاب یه نمایش احتیاج دارم

چی؟ نمایش؟

اینجا رو ببین. چرا کتاب یه نمایشو می خوای بدست بیاری؟

چی, این چیه؟

من فکر کردم تو یه آدم چلاقی, ام تو یه مجرمی

جرمت چیه, قتل؟ کتک زدن؟

گناه نابودی یه پادشاهی

چی؟ نابودی یه پادشاهی

چه چیزش خنده دار بود

تو؟ چه قومی رو از بین بردی؟ احمق

خیلی خوب, آقا! گردنم, گردن

آره, من معلولم, من موجود بی ارزشی مثل شما نیستم

حرف احمقانه نزن

باشه. این

وقتی که تو سرکار بودی, باید تورو می دیدم

پول برای نمایشت

این، این طلای واقعیه. فقط، فقط نمایش چیه؟

توی ده روز آینده, یه کشتی از ناک رانگ به اینجا میرسه

برای مهمونها تو سالن فرمانداری

سالن فرمانداری؟ کیا می آن؟

وانگ وینگ, چایی ری

همیشه بهترین اجراتو برای نمایش اصلی بذار

باشه

می خام بیام پایین. دارم میام پایین, پس اونو می ایستونم

چرا....اون که

اون دختره احمقو تو نمایش بذار

پو بو کو مون هنوز بی تجربه ست

آره, بله, بله. بسیار خوب

اگه اون ناراحته, باید من برات اینکارو انجام بدم؟

بعد, خیالت راحت باشه. ما تورو اونجا تو نمایش می بینیم

بزن بریم, بزنم برم ؟ من به تو گفتم حرکت برادرمو با طناب بایستونی

موک گو, منم به تو گفتم بزن بریم

اگه اونا بیفتن چی؟

فکر کنم اونا دارن می افتن

هی, موک گو, بیا پایین

موک گو, خطرناکه. از اون بالا, تورو می گیرم

شما بچه ها

دارید چیکار می کنید؟ طنابو بگیرید

آه

موک گو

آه ه ه ه

هانگ کای: اسم جدید ایلپوم

حالت خوبه؟ بازوی هانگ کای از جا در رفته. اگه شکسته باشه چی؟

تقصیر توئه

داداش

حالت خوبه؟ موک گو, زخمی شدی؟

من خوبم.......متاسفم, داداشی متاسفم

(ناک رانگ. خارج از قصر در یک محل خیریه)

نوش جان

خوب بخورید

بله, خوب می خوریم

می دونید چطور از اینها استفاده کنید؟ بله, بله

ممنونم

حالا که جنگ تموم شده, به خونه هاتون برگردید و کشاورزی کنید

متشکرم, بانوی من

مامان

بانوی من, بانو لاهیه

لاهی

مامان

کافیه

چند سال دیگه موقع عروسیته. تا کی می خوای به این کارت ادامه بدی؟

فقط یکم دیگه

تو الان می خوای شیر بخوری؟

به این خاطره که عادت بدی بهش دادی

تو اینجا خواهر کوچیکتری

مادر؟

الان وقته درس شمشیر زنیته

مامان؟

چرا یه دختر باید شمشیرزنی یاد بگیره؟

یه محافظ استخدام می کنه

اون یه دختر معمولی نیست

اون ملکه و فرمانروای ناک رانگ خواهد شد

خواهر؟

چرا می گید یه زن فرمانروا خواهد شد, مادر؟

در فکر شکست خورده

کی میگه یه زن نمی تونه فرمانروا باشه؟

چون تو فرزند ژنرال چائی ری هستی, فرقی نداره که پسر باشی یا دختر

می دونی نمایش دهنده چه معنی داره؟

بله, به معنی کسی که دیگران رو می خندونه

مثل دلقک! بقیه: معنی نمایش چیه؟

از جون خودت دست کشیدن

می دونی؟ ما هر لحظه زندگیمون رو به خطر میندازیم

تماشاچی ها ممکنه بخندن, اما ما داریم فکر می کنیم

زنده خواهیم موند, مردن یا زمین گیر شدن فقط برای بدست آوردن یه لقمه نون حلاله

اونو ببندید

بله

نه. من اون کارو نمی کنم

آه ه ه ه

من اینکارو نمی کنم, من می ترسم

بسه! بذارید برم! من اینکارو نمی کنم

باید خودت بفهمی که زندگی رو به خطر انداختن یعنی چی

او ووو بسه, بذارید برم

جیغ نزن

بهت گفتم جیغ نزن

اگه تمرکزم رو از دست بدم, کسی که میمیره من نیستم, تویی

داداش, منو نجات بده

می خوام مادر رو به مبارزه دعوت کنم

چیزی که از استادم یاد گرفتم فقط به دست گرفتن شمشیر نیست بلکه ریختن خونه

بانوی من, اجازه بدید

ملکه یه گل پژمردست, اون دیگه نمی تونه میوه بیاره

پدر

اگرچه اون دختر منه , اون علیه شما و گوگوریو گناه کرده

پس شما باید این ملکه رو برکنار کنید و یه ملکه جدید انتخاب کنید

شمشیرم رو بیار

چیکار باید بکنیم؟

چیزایی رو که گفتم تو گوشت فرو کردی؟

بله, بانوی من

بانوی من؟

بفرمایید

شما نمی تونید اینکارو بکنید

بهتره سر من رو ببرید و خشمتون رو سرکوب کنید

باشه, برات می برمش

هر کسی سر راهم قرار بگیره, می کشمش

خواهش می کنم ما رو ببخشید, والاحضرت

می خوای بجنگی، درسته؟ منم همینو می خوام

برای الان, بجای کشتن من, کشتن سو جی ریون مهمتر نیست؟

داری منو دست میندازی؟

اینکه پدرت تورو رها کرده و خواهرت به تو خیانت کرده

چرا دیگه از حرف هام شوکه میشی؟

آره...هیچ اتفاقی تو این دنیا بی دلیل نیست

مگه تو ریشه تموم مشکلات من نیستی؟

اون میلت رو برای سلطنت به بیریونابو بیشتر نمی کنه؟

جنگ سرد بسه, من خسته شدم

برو و شمشیری رو که پدرت بهت داده بیار

چه من بمیرم یا تو بمیری, باید تا آخر بریم

من هم همین آرزو رو دارم

هودونگ

پایان قسمت هفتم

ترجمه و زیرنویس از پیمان رهنما زاده

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.