All language subtitles for Yotsuya.Kaidan_2(1949)

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American) Download
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

شرکت فیلمسازی شوچیکو

اویوا، تو هنوز داروی دیروزت رو مصرف نکردی؟

.نه

.احتمالا، نوشیدنش لازمه

.بله

.بیا، بگیرش

.متشکرم

.عزیزم، نوشیدمش

"!تامیا. "نائوسوکه

تو چت شده؟

.دارویی که دادی رو مصرف کرد

مطمئنی؟

!عزیزم

!چه دردی

I!غیر قابل تحمله

!دارم میمیرم

...اِیمون! نمی تونم

!اویوا

!گریه نکن

!نائوسوکه، تو صورتش رو خراب کردی

!آروم بگیر! تو هم بهش سم دادی

!اویوا-سان

"!ایمون! "اون بهت سم داد

!حرومزاده

!من همه چیز رو در مورد تو به افراد کوماگورو میگم

!تامیا، همینجوری اونجا نایست !کمکم کن بگیرمش

این حرومزاده میتونست ما رو !به فاجعه برسونه

...اویوا-سان

.حالا می تونیم با هم بریم

.یه مرهم دیگه هم آوردم

.تو دیدی - !نه، چیزی ندیدم -

.به کسی نمیگم! ولم کن

کی اونجاست؟

داری با کی حرف میزنی؟

.یکی در زد

.من چیزی نشنیدم

واقعا؟

...بله

...دارم میام

!یه نفر اونجاست

شبح یوتسویا - قسمت دوم مترجم: فرامرز زمانی علویجه

.تهیه کننده: کوایچیرو اوگورا

فیلمنامه: اِیجیرو هیساتا و ماساکی کوبایاشی

.اپراتور: هیرویوکی کوسودا

.طراح صحنه: ایسامو موتوکی

.آهنگساز: تاداشی کینوشیتا

:بازیگران

.کینویو تاناکا، کِن اوئهارا

،هیساکو یامانه، هاروکو سوگیمورا .چوکو اییدا

،اوسامو تاکیزاوا .جوکیچی اونو، کِیجی سادا

،یوشیدو تاماسیما، کِن ماتسودا .دایسوکه کاتو

کارگردان: کیسوکه کینوشیتا

!خواهر

!اوه، بودای بخشنده

.تاکوئتسو-سان

انقدر ترسیده بودی، که .انگار یه روح دیده بودی

تویی، اوسوده؟

میدونی چرا کل خونه قفله؟

.خب، هیچکس توی خونه نیست

مگه نمیدونی چرا؟

.شنیدم اویوا خونه رو ترک کرده

خونه رو ترک کرده؟

.انگار با معشوقه اش فرار کرده

چی؟ کی این رو بهت گفته؟

،وقتی یکی داشت غیبت می کرد .اینو شنیدم

و شوهرش کجاست؟

...اون

...خب، نمیدونم

.ولی قطعا اینجا نیست

...اون از زنش عصبانی بود

.و به یه جایی فرار کرد

این دروغه. خواهرم .هیچوقت همچین کاری نمیکنه

.گفتم از دیگران شنیدم

...به هر حال

چی باعث شد بیای اینجا؟

.دیشب یه اتفاق عجیبی افتاد

دیشب؟

.یکی درِ خونه ما رو زد

به طرف دربِ ورودی رفتم. ولی .در خود به خود بازشد

خود به خود؟

...شاید فقط به نظرم رسید

.ولی خیلی عجیب بود

ناگهان فکر کردم که .اتفاقی برای خواهرم افتاده

تاکوئتسو، تو چت شده؟

.چیزی نیست

.الان سردمه

.متاسفم

شبیه به خون هست؟ چی میتونه باشه؟

.سلام، اوکورا-سان - .سلام -

کجا میری؟

.همه جا رو دنبال پسرم گشتم .ولی بی فایده است

هرگز پیدا نشد؟

.نمیدونم زنده است یا نه .حس بدی دارم

.خب، خب، ناامید نشو

.امروز یا فردا نه، اون ظاهر میشه .مراقب خودت باش

.متشکرم

.کوهِی

".متشکرم، خانم" ".خوشحالم که به ما اهمیت میدی"

.حالا همه چیز برای عروسی آماده است

همه چیز انقدر غیر منتظره رخ داد .که من فقط وحشت زده بودم

.این اتفاق مهم رو تبریک میگم

.خداحافظ

.اوماکی

کی اونجاست؟

.منم

تو که فراموشم نکردی، کردی؟ .منم، شینکیچی

تو؟

.چند زمستون، چند سال

چی میخوای؟

با چه لحنی با شوهر سابقت حرف میزنی؟

،اگه برای کاری نیومدی .پس از اینجا برو بیرون

.میخوام درخواستی ازت بکنم

می بینم که تو توی این خونه .جایگاه محکمی داری

اگه دلت رو برای پول گرفتن .خوش کردی، فراموشش کن

.من دنبال یه مردی می گردم

.شنیدم اومده اینجا

خب اسمش چیه؟

.اسمش نائوسوکه گومبِی است

"گفتی نائوسوکه؟" اون رو می شناسی؟

اینجا مردی است که واقعا .اسمش نائوسوکه-سان است

تا حالا نشنیده بودم که .اسمش چیزِ دیگه ای باشه

.اون مردِ درستکاریه .اون کسی نیست که تو دنبالشی

.میبینم که خیلی ازش دفاع میکنی

چیزی بین شماها در جریانه؟

آره. واسه تو چه اهمیتی داره؟ .ما نامزد کردیم

چطور؟

".پس تنهاش بذار" چی؟ -

.اوماکی-سان، خانم اومه صدات میزنه

.مشکلی نیست

.ببخشید مزاحمتون شدم

تا اون موقع. از طرف من به .نائوسوکه دوست داشتنی سلام برسون

.رسیدن بخیر

.یه چیزی درباره تامیا فهمیدم

تامیا-ساما؟

،من جنس ها رو به ایچی مونجی-یا تحویل دادم .همون جایی که دارن برای عروسی آماده میشن

...اونجا همیشه

از "تامیا- سان" و .ارباب ایمون یاد میشد

تصمیم گرفتم همه چیز رو ...با دقت بررسی کنم

و فهمیدم که داماد .تامیا-سان است

و تاکوئتسو به من گفت که .اویوا با معشوقه اش فرار کرد

.اتفاق عجیبی داره رخ میده

!یه چیزی درست نیست

.خیلی متشکرم

.خیلی ممنون

وقتی همه چیز خوب پیش میره .کمک کردن هم خیلی خوبه

واقعا، کیهِیی؟

تو خوش شانسی که همچین .داماد معرکه ای گیرت اومد

.قدردانی منو بپذیر

.همه اش به لطف شماست .امیدوارم ما رو ترک نکنی

یه آدم عوضی اینجا .در مورد تو سوال کرده

اون کی بود؟

.یه نوچه از باند کوماگورو

کوماگورو؟

می شناسیش؟

...نه اینکه بشناسم

.میخواست تو رو ببینه

و چه نسبتی با تو داره؟

حسودیت شده؟

.یه زمانی شوهرم بود

زن و شوهر بودید؟

چه غافلگیری؟

،اگه نوازشم نکنی .می تونم دوباره برم پیشش

اینجوری؟ - .شوخی کردم -

حالت چطوره، نائوسوکه؟ به اندازه کافی مشروب داری؟

.خیلی متشکرم

.تبریک میگم

تو دو روز قبل از عروسی .منتظر پستت بودی

بازی سرنوشت راهش رو به سوی .خانواده ایچی مونجی-یا باز کرد

.از زحمات شما ممنونم

.حالا بیا نوشیدنی بخوریم

".بازم ساکی بیار" ".من قبلا به قدر کافی نوشیدم"

.بیا دیگه .بذار برات یه چیزی بریزم

.قربان، کلید انبار اینجاست

چیزهای بادوام

چطور می تونم کمکت کنم؟

.می خواستم در مورد این کیمونوها سوال کنم

این توسط یک مردِ تاجر .آورده شده

،کوهِی هیچ جا پیداش نشده .و این شایعات ننگین همه جا پخش میشه

به نظرم نباید .در مورد این کیمونو سکوت کنیم

ولی چیکار می تونیم بکنیم؟

.من با ستوان تاتسوگورو صحبت می کنم

،اینجا همه چیز شسته شده .ولی انگار خون ریخته شده

خون؟

پس خواهرم کشته شده بود؟

.خودشه

.خیلی ساده بود .اون مقصر همه چیزه

.اون خیلی ساکت و خجالتی بود .واسه همین همه چیز اتفاق افتاد

آروم باش. ما قطع به یقین .نمیدونیم که او زنده است یا نه

.سعی کن خودت رو جمع و جور کنی

!عزیزم، بیدار شو

...ناله می کردی

.این یک کابوس بود

.ولی تو خیلی زجر کشیدی

.نگران بودم

.بهم آب بده

اومه، قول بده که !هیچوقت ترکم نکنی

چی میگی تو؟

.هیچوقت نمیذارم بری

!عزیزم

.سلام، نائوسوکه

چی داری؟

.چیزِ خاصی نیست. یکمی هدیه است

بازم تقاضای پول از مردم؟

.به تو ربطی نداره .تو نگرانی های جدی تری داری

،اوسوده رو می شناسی خواهر کوچیکترِ اویوا؟

...اونها با شوهرش یوموشیچی هستند

.و پلیس رو به خانه یوتسویا هدایت کردند

خب که چی؟

.اونها تونستند چیزی پیدا کنند

.در موردش فکر کن

...ولی، نائوسوکه-سان

اگه بخوان با من حرف بزنن چی؟

باید بهشون چی بگم؟

چی؟

مبلغی که اون روز ...بهم دادی

.نسبتاً ناچیزه

بیشتر میخوای؟

خب، کسب و کارم .چندان سود آور نیست

باشه، ولی امروز .پول همراهم نیست

.دفعه بعد بهت پول میدم

.خب، روت حساب می کنم

.بعدا می بینمت

.سلام

.انتظار تو رو نداشتم

به چی داری فکر میکنی؟ زنت خونه نیست؟

".اونها با اوماکی به زیارتگاه رفتند" .این طوره؟ عالیه

.شنیدم پلیس اومده

چرا برات مهمه؟ .ترسوندنت چقدر راحته

.باید یه بلایی سر تاکوئتسو بیاریم

منظورت چیه؟ ".باید از شرش خلاص شیم"

.هیچ چاره ای نداریم

در غیر اینصورت، او .فردا در موردش صحبت میکنه

.نه

.نمی تونم توی این کار شرکت کنم

.بسپارش به من

.در واقع، من با یه درخواست اومدم

در چه مورد؟

ازت میخوام که اینو .با یه امضا و مهر تایید کنی

...مُهر: من واقعا تقاضا دارم

چرا باید 300 ریو .طلا داشته باشم نائوسوکه

معنی این چیه؟

.یه مهر و امضای ساده بزن

چه نقشه ای داری؟

.این مبلغِ هنگفتیه

.و من واقعا بهش نیاز دارم

وقتی امضاش کردی، میرم و .درمورد همه چیز صحبت می کنم

چی؟

تمام این مدت سعی کردی به پول ایچی مونجی-یا برسی؟

...این به خودت مربوطه اگه اینطور باشه چی؟

فقط از من استفاده کردی؟

.صبرکن ببینم چیزی رو یادت رفته؟

تو وانمود نمی کنی که .تمام افکارت پاک بوده

تو میخواستی شغلی بدست بیاری .و به اومه برسی

:بذار بهت یادآوری کنم

.ما دو نفر رو کشتیم

وقتی متوجه بشن، دیگه .از دست دادن سرمون هم فایده ای نداره

سر؟

.خودشه. این نرخ است

!من چیکار کردم

پس، ما باید هوای همو .داشته باشیم

فهمیدی؟ پس بهت توصیه می کنم .کاری رو که گفتم بکن

تو دیگه چجور آدمی هستی؟

...چطوری

.روز بخیر، سلام

.اومدم

اتفاقی افتاده؟

عزیزم، حالت خوبه؟

.خوبم

تو که منو تنها نمیذاری؟

.ولی من نگرانم

...تو یه قرار ملاقات داری

.ولی هیچوقت سر کار نبودی

.بگو قضیه چیه

!خفه شو

!ولی جواب بده داری با من ازدواج میکنی؟

.اذیت کردنم بسه

پس همه اینا دروغ بود؟

.البته که نه

پس کِی این اتفاق می افته؟

"!از زنانِ دست پاچه متنفرم" ...چطور جرات میکنی

.اوماکی

.رئیس میخواد ساکی بنوشه .برامون بیار

نائوسوکه، نمیخوای ملحق شی؟

ببخشید. بعداً یه وقت دیگه .باشه یه موقع دیگه

...موهای مشکی

.همه به هم ریخته اند

...این احساساتِ منه

وقتی اون شب رو ...به یاد میارم

.که کنار هم گذروندیم

همه چراغ های خونه و !خیابان رو روشن کنید

چی شده، عزیزم؟

مریضی؟

.سر درد دارم

.دارو بیار

!اومه، با من بمون

!منو محکم بگیر و ول نکن

...عزیزم

.اومه

چی انقدر اذیتت میکنه؟

.اونا از تو می پرسن

.و این تویی

.می خواستم باهات صحبت کنم

!نائوسوکه-سان

!لعنت به تو !از من سوء استفاده کردی

کی تو رو به خونه ایچی مونجی-یا راه داد؟

!نمک به حروم

.کافیه

تو باید بدونی که من .یه باغبان ساده نیستم

من دزد مشهور !نائوسوکه گومبِی هستم

تو نائوسوکه گومبِی هستی؟

!نائوسوکه گومبِی

کی اونجاست؟

.بالاخره، پیدات کردم

!شینکیچی

تو دیگه چه خری هستی؟

.دنبالت می گشتم

تو خبرچینی هستی که .فراری ها رو لو دادی

!اوه، ای عوضی !تو فریبم دادی

!نه! من هیچی نمی دونستم

!بگیر، کثافت

ما یک زن و یک مرد پیدا کردیم .که کشته شده اند و به رودخانه پرتاب شده اند

.منظره وحشتناکیه

چه اتفاقی می تونه افتاده باشه؟ .امیدوارم این اویوا نباشه

فردا بیا، شاید بتونی .اونها رو شناسایی کنی

.از گزارشت متشکرم

.انگار میخواد بارون بیاد

.لطفا یک چتر بردار

.خیلی ممنونم

.ممنون شب بخیر

.شب بخیر

فکر میکنی این خواهرمه؟

.لازمه که دیده بشه

چطور ممکنه این اتفاق بیفته؟

.باهات میام

.ارزشش رو نداره .تو بارداری

.بذار برم

.صبح نسبت به شب بهتره .درها رو می بندیم و میگیریم می خوابیم

.چه وحشتی توی خیابان در جریانه

...اگه معلوم شد که این اویواست

.پس حتما این کارِ ایِمونه

.بسه، اوسوده

.اینو مطمئنم

.میخواست از شرش خلاص بشه

در این صورت، می تونست .با دختر ایچی مونجی-یا ازدواج کنه

.در مورد چیزی که نمیدونی حرف نزن .اون یه ساموراییه

،می خواستم بهت هشدار بدم .این به خاطر خودته

بهت توصیه می کنم ...که سرت به کار خودت باشه

و بیهوده اطراف ...یه خونه خالی نپلکی

.و دنبال غرق شده ها نری

.جایی که بهت ربطی نداره سرک نکش

!نصیحتش بیش از حده؟ چرا باید به حرف تو گوش کنیم؟

با گوش دادن به تو، می فهمم .که چیزی برای ترسیدن داری

...یه زن جرات داره دهنش رو باز کنه

ولی اینو به خاطرِ .خودت میگم

،اگه نمیخوای توی دردسر بیفتی .پس بهترین کار رو بکن

،چیزی نمی بینم، چیزی نمی شنوم" ".چیزی نمی دونم

.در این صورت، هیچ کس عذاب نمیکشه می فهمی؟

.پس با آرزوی بهترین ها. شب بخیر

!لعنتی

!اوماکی

...شوهرم

.اوماکی، من از اون می ترسم

.اومه-ساما، آروم باش

.تویی

چی شده؟

.چیزی نیست

.عذر میخوام. متاسفم

.اومه، بیا پیشِ من

!به من دست نزن! گمشو

تو چی میگی؟

!تو چیزی برای ترسیدن نداری

این صورتحساب .به امضای آقای تامیاست

.سیصد ریو؟ این پولِ زیادیه

.حتی یک کلمه هم در مورد اون به من نگفت

.ولی تو صورتحساب رو می بینی

.اول باید باهاش صحبت کنم

،اگه فکر میکنه که باید پرداختش کنه .در این باره فکر می کنم

برای چه کاری ازت پول قرض گرفت؟

...اون گفت شبِ عروسی

.خرج زیادی در پی داره

...همچنین میخوام سند داشته باشم

که اون درگیر یه ...رابطه نامشروع

به خاطر طلاق از .همسر سابقش بود

چی تو فکرته؟

...اگه مشخص بشه

.میتونه به شهرتت آسیب بزنه

حتی ممکنه باعثِ .بازداشت کسی بشه

بازداشت؟ کی؟

.نمیخوام این رو بگم

داری از من اخاذی میکنی؟

...چته ارباب؟ اصلا

!ارباب

چیه؟

میشه یه دقیقه باهات حرف بزنم؟

...دخترت میگه

"اومه؟" ...بله، و -

پس اون الان اینجاست؟ .آره، از پیشِ اوماکی اومده

براش تخت بالایی رو آماده کن و .دکتر خبر کن. الان میام اونجا

.ولی اول، اوماکی رو پیش من بفرست

"تامیا دیوونه شده؟" .البته که نه

دخترم از وحشت مرگ .به خونه ام دوید

!ارباب

چی شده، اوماکی؟

انقدر داد و بی داد نکن .بهم بگو چه خبره

تامیا چیکار کرد؟

.من و اومه تا سرحد مرگ ترسیده بودیم

،کل شب، همدیگه رو بغل کرده بودیم .و چشمانمون رو نبستیم

،سعی کن آروم باشی گفتی تامیا رفتار عجیبی داشت؟

.بله

.اون آدم وحشتناکیه

،تمام شب با شمشیر کشیده دور خانه دوید .فریاد زد و ناله کرد

.دارم می لرزم، یادمه

،اون باید یه کار وحشتناک کرده باشه ...شاید قتل

.بسه، اوماکی

!نائوسوکه

!این یک اتهام جدیه

!قربان، این مرد دزده .اون پشتِ همه این قضایاست

!جنده لعنتی

!بسه

...هی، یکی بیاد

،اون اول منو گول زد !بعدش هم دخترت

!اونه! اون مقصر همه چیزه

.اینو بهت یادآوری می کنم

از اونجا که زن هستی، برای .بار اول می بخشمت

!قربان، واقعاً متاسفم

!منو ببخش

داری چیکار میکنی؟

.برای پسرم دعا می کنم

پسرت؟

اون بدشانس بود، ولی .تنها پسرِ منه

پلیس به من گفت که .جسدش رو پیدا کردند

.و حالا من دارم میرم اونجا

...اونها توی کانال پیداش کردند

پس تصمیم گرفتم در طول راه .دعا بخوانم

.نائوسوکه، خبرهای بد

پلیس اجساد اویوا و کوهِی .رو توی کانال پیدا کرده

خب که چی؟

اونها دنبال افرادی هستند که .بتونن اونها رو شناسایی کنند

.میدونی که من کاری با این موضوع ندارم .من کسی رو نکشتم

من فقط کمک کردم که خونه .بعد از همه این موضوعات تمیز بشه

همه چیز روشنه، مگه نه؟

راستی، پرداختِ اضافه چطور؟

کِی می تونم بگیرمش؟

.آره، درسته

تامیا-ساما گفت که .اون بهت پول میده

.دنبالم بیا

.بیا بگیرش

.بیا بهتر زندگی کنیم

.چه منظره وحشتناکی

!کوهِی بیچاره

.عمه

...هر کاری که کرده بود

.اونها حق کشتنش رو نداشتن

!من شدیداً عصبانی هستم، اوسوده

.میدونم کی این کار رو کرده

.می دونم کی باهاشون سر و کار داشت

خواهرم همیشه مهربون و ...ساکت بوده

.و اونا گرفتن کشتنش

!اون نفرین شده .از این کار پشیمون میشه

کجا میری؟

.همینجا بمون

من میرم فوکاگاوا .تا انتقام خواهرم رو بگیرم

کجا میری؟ مگه میشه تنهایی سراغ قاتل رفت؟

.تازه، تو بارداری .آروم باش

شوهرم زود بر میگرده. اون رفت تا .با ستوان تاتسوگورو حرف بزنه

.نائوسوکه-سان

چرا به این مسیر متروکه پیچیدیم؟

.خیلی کوتاهتره

مطمئنی که تامیا به من پول میده؟

.البته، همراهم بیا

داره به فوکاگاوا میره؟ ...آره، سعی کردم جلوش رو بگیرم، ولی

!قاتل

!کمک

!قاتل

چی؟ اوسوده رسیده؟

بهش گفتم تو خوابی، ولی .اون به حرف کسی گوش نمیده

!بهش بگو بره !نمیخوام ببینمش

.بهش گفتم مریض شدی

!بسه

کی اونجاست؟

!اوسوده هستم

،میدونم که تو بهم نگفتی که برم .بنابراین به باغ رفتم

ببخشید...میشه یه فنجون چای ازت بخوام؟

چی میخوای؟

اومدم بگم که .جنازه اویوا رو پیدا کردند

...نمی دونم کی اونو کشته

.ولی منظره وحشتناکی بود

.میخواستم اون رو ببینی

بالاخره، اون همسر تو بود؟

.امیدوام حداقل براش دعا بخونی

!برو پی کارت

!اویوا

.اوه، تامیا-سان

نائوسوکه؟

چی شده؟

.دیدمش! اویوا رو دیدم

.خودت رو جمع و جور کن

.ما به قدر کافی نگران زبونمون هستیم .میریم خونه، باید حرف بزنیم

!نه! نمی تونم

.حالا وقت لنگ زدن نیست .زودباش

.ببین، من از شر تاکوئتسو خلاص شدم

تاکوئتسو؟

!اوسوده

چی شده؟

!اوسوده! بیدارشو

!یوموشیچی

!خب...بلندشو

معنی این کارا چیه؟

.هیچکس اینجا نیست

تو، واقعا باید خودت رو .جمع جور بکنی

.اون ناپدید شد

.پس، این واقعا یه روح بود

،منو به خنده ننداز. بیا تو .باید باهات حرف بزنم

توی این شرایط، بهتره .شهر رو ترک کنی

.برای سفر پول لازم داریم

همین شب می تونی اونها رو .از ایچی مونجی-یا بدزدی

فقط باید بهم اجازه بدی .وقتی ساعت 10 میشه وارد خونه بشم

.ورود به انبار اصلا سخت نیست

توی انباری؟

...تو

میخوای منو دزد جا بزنی؟

این ناراحتت میکنه؟

.تو قبلا قاتل شدی

علاوه بر این پول، اونا ...عملا مال تو هستن

این چیه که تو اون رو مال خودت میدونی؟

!نه! من این کار رو نمی کنم

خب! پس بدونِ کمک تو .این کار رو می کنم

.من تنهایی از شهر فرار می کنم

.همه تو رو لو میدن .سرت هم به باد میره

.نائوسوکه، تو نمی تونی منو ترک کنی

.تو باید پیش من بمونی

...پس کاری که بهت میگم بکن

و ما با هم از این راه .به بهشت میریم

.خب، هر کاری که بگی می کنم

تو مشتاق این هستی که دوباره همسرت رو ببینی؟

...اومه

.پس برو باهاش خداحافظی کن

همونطور که خداحافظی میکنی، منم .میرم به انبار

!تو مردِ وحشتناکی هستی

تو هنوز اینو متوجه نشدی؟

...اگه انبارها رو غارت می کنی

.پس باید ثروتمندترین رو انتخاب کنی

...هفت سال پیش همه جای اِدو رو گشتم

و فقط از انبار ثروتمندترین .دایمیو بالا رفتم

هفت سال پیش؟

...من همه سامورایی های اِدو رو تیغ زدم

.و از همه یکی یکی دزدی کردم

پس، به خاطر تو بود که .خونه ام رو از دست دادم

منظورت چیه؟

تو انبار اربابم رو دزدیدی .و باعث اخراج من شدی

...همش به خاطر توئه

که من کمک هزینه ام رو از دست دادم .و زندگی ام به فلاکت افتاد

...و حالا، بدتر از همه

!تو از من یه قاتل ساختی

!یه دقیقه صبرکن! آروم باش

چیکار میخوای بکنی؟

تو فکر می کنی می تونی ...فقط منو بکشی

اونم در موقعی که پلیس تو رو متهم به قتل میکنه؟

.نمیخواد منو بترسونی

حالا باید با هم فکر کنیم .که چطور جونمون رو نجات بدیم

!هی، صبرکن

!کمک

.این همون ماساژ درمانی تاکوئتسوئه

چی شده؟

.نائوسوکه سعی کرد منو بکشه

".اون اویوا رو کشت" .صبرکن، رفیق

،منو ببر پیش پلیس .همه چیز رو بهشون میگم

.همه چیز رو دیدم

.خانم، شوهرت اومده

اوماکی، چیکار کنم؟

.اینجا بشین. من میرم نگاه می کنم

.ترکم نکن. می ترسم

.همه چیز درست میشه .من همین الان برمی گردم

.اومه همسرمه

.اون بدون اجازه رفت بیرون .اون باید با من برگرده خونه

.ولی حالش خوب نیست

.نه، اون فقط وانمود میکنه .تو نباید ازش طرفداری کنی

!اصلا! تو بیرونش کردی

"!باید پیداش کنم" "!نه، اون اینجا نیست"

این نیست؟ - .خودشه -

و اون کجاست؟ .باید باهاش حرف بزنم

...اگه یکمی صبر کنی

قربان، میشه یه چیزی بهت بگم؟

.ازت میخوام که بشینی

.ستوان تاتسوگورو اومد

.تامیا-سان، یکمی صبرکن

.میرم دنبال اومه .چند دقیقه طول میکشه

.همه چیز همونطور که باید پیش میره

.کلیدها رو بردار و درب انبار رو باز کن

...فهمیدیم

،بعد از ترک فوکاگاوا .اونها رفتند پیشِ نائوسوکه

.قایم کردن اونها از ما بی فایده است

.چیکار میکنی؟ من کسی رو قایم نمی کنم

پس اون اینجاست؟

.آره، تامیا-سان اینجاست

.تو دیگه به من مسلط شدی

و حالا میخوای دوباره به من تجاوز کنی؟

.به محض اینکه بخوای .فقط حرف بزن

!اومه

برگرد پیشم، بیا !با هم فرار کنیم

چرا باید فرار کنیم؟

.من نمی تونم بدون تو زندگی کنم

پس این اویوا کیه، که همش داری اسمشو تکرار می کنی؟

.من همه چیز رو فدای تو کردم

تو اونو کشتی، مگه نه؟

.به خاطر تو این کار رو کردم

!بذار برم

!نه، اومه

.میدونی که چقدر دوستت دارم

!کمک

!دزد

!تویی

!بذار برم "!شمشیر رو بنداز"

!بیا با هم فرار کنیم

!کمک

!منو ترک نکن "!اوماکی، نجاتم بده"

!پلیس

!اومه

!یکی به اومه حمله کرده

!تامیا، پلیس ها اینجان

!ایمون

!وقتت رو تلف نکن! با من فرار کن

!جنایتکار

!اومه

!اومه

!اویوا

!اویوا

چرا با او ازدواج کرد؟

اون یک جنایتکار واقعیه

.حالا دیگه کارِ خونه ایچی مونجی-یا تموم شده

...دختر زیبایش صورتش سوخت

حالا ببینش - .این فقط یک شکنجه است

مردم در درون آن ..خانه شعله ور شنیدند

"!یکی فریاد میزد "منو ببخش

او مدام به فریاد زدن ادامه داد .تا اینکه ساختمان فرو ریخت

!چقدر ترسناک

چرا خواهر مهربانت به چنین سرنوشت شومی دچار شد؟

اون انقدر مهربون بود که نمی تونست باور کنه .که این مرد فقط یک شرور بود

.و کوهِی تو هم همینطور

حداقل او الان .در آرامشه

اوه، بودای بخشنده .درود بر او باد

.خب، من باید برم

.برات آروزی خوشبختی می کنم

.مراقب خودت باش

.متشکرم

.موقع تولد بچه خبرم کن .میام کمکت

.خداحافظ. به سلامتی و برکت

.بیا دیگه

.زیاد به این موضوع فکر نکن .این به نفع بچه نیست

.مطمئنم همه چیز با بچه خوب میشه .اون مال توئه

پایان

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.