All language subtitles for Cukur.E01.YTDL.TurkiSub

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian Download
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian Download
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew Download
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil) Download
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish Download
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫چوکور (گودال) - قسمت یک ‫ارائه شده توسط ترکی ساب | turkiisub@gmail.com ‫برای خرید زیرنویس سریال های ترکی با ما درارتباط باشید

‫تو این دنیا هر کسی یه خونه و آشیونه ای داره

‫خونه ما هم چوکوره

‫چشممون رو تو چوکور باز میکنیم

‫آخرین نفس هامون رو ... تو چوکور میکشیم

‫اگه بیرون از اینجا تو دردسر بیافتیم

‫خودمون رو میندازیم تو چوکور ‫(به چوکور پناه میاریم)

‫هر کجا هم که باشیم ‫باز به چوکور برمیگردیم

‫حتی اگه همدیگه رو هم نشناسیم

‫حرف همدیگه رو میفهمیم

‫"ادریس"

‫پنج کیلو پرتقال چقدر میشه؟

‫برای تو میشه هفده لیر

‫گرون میگی پونزده تاش کن تا بردارم

‫باشه با همون شونزده لیر برش دار

‫همینجا با شونزده لیر میدادن نخریدم ‫تازه مال اونا بهتر هم بود

‫داری بی انصافی میکنی، پرتقال های من ‫تو بازار بهترینه داریم میبینیم دیگه

‫بی انصافی میکنی

‫ولی من برات همون پونزده لیر حساب میکنم ‫تو هم به هیچ کس نگو

‫باشه

‫بيا جدا کن

‫- ببخشید ‫- بله بفرمايين

‫خسته نباشین

‫مليحه

‫بفرمايين

‫- باشه مهمون من باشین ممنون متشکرم -

‫شبیه یکی هستی دخترم برای همین شوکه شدم

‫بگذریم

‫چی میخواستی؟

‫ببین سیب دارم، پرتقال دارم چی میخوای؟

‫مصاحبه چی؟

‫- تازه شروع به کار کردی؟ از کجا فهمیدین؟ -

‫خیلی سمجی

‫بله

‫میگی یه مصاحبه توپ انجام بدم پیش رئیس یه خودی نشون بدم فورا ترفیع بگیرم درسته؟

‫هم آره، هم نه

‫از بچگی تا حالا همیشه اسمتون رو شنیدم

‫یعنی راستش رو بخواین یه کم هم کنجکاوم

‫سوالی که خوشم نیاد رو نشنیده میگیر

‫بعدا نگی نگفتی

‫باشه

بیا

‫ضبط نکن، هر چی یادت موند ‫همونو بنویس

‫- باشه بشين -

‫عصر که بازار تعطیل میشه فقیر فقرا میان

‫میوه و سبزی های خراب رو جمع میکنن

دوست ندارم فقیر فقرا میوه و سبزی های خراب رو بردارن بساط رو باز میکنم هر کی نیاز داشته باشه، برمیداره

‫از صبح هر چی درآورده باشم برام کافیه بقیه اش دیگه مال اوناست، اینطور نیست؟

‫چهل و دو ساله حتی یه روز هم میوه سالم بدون ایراد نبردم خونه

‫بچه های من یه روز هم میوه کاملا سالم نخوردن

‫اینکه اونا چی به بچه های خودشون میدن من نمیدونم ‫کاری هم بهشون ندارم

‫چند تا بچه دارین؟

‫- بزرگترینشون جومالیه همونی که تو زندانه؟ -

‫نوش جان داداش جومالی

‫کوچکتر از اونم قهرمانه

‫اونم همونیه که بالا سر کارهاست ‫- آره

‫داداش نکن کن داداشی دادااااااش ‫"قهرمان"

‫یه بار دیگه هیز بازی در میاری مرتیکه؟ دوباره میری دختر بازی میکنی؟

‫ - باشه پسر، درمانت رو شروع میکنم ‫- داداش چیکار میکنی؟ داداش تو رو خدا ولم کن

‫باشه باشه، آروم باش چیزی نیست پسر

‫قسم میخورم دیگه تکرار نمیکنم داداش ‫داداااااش

‫باشه دیگه مرتیکه آروم باش

‫هی بادکنک فروش، این دوای توئه

‫- یه پسر هم دارین اسمش سلیمه، درسته؟ ‫- اوهوم، درسته

‫از قهرمان کوچیکتر اونه ‫سليم

‫سلیم

‫- پسرم توت فرنگی هات تازه ست؟ نخیر خاله -

‫وا، اگه تازه نیست برای چی میفروشی؟

‫خاله چیکار داری میکنی؟ ‫میگیری بگیر، نمیخوای بگیری برو دیگه

‫- اینا رو به بابات میگم ‫- برو، سلام منو هم بهش برسون

‫هي كادو، ... بیا اینجا، بگیر اینو پر کن اون خانمه که اونجاست بده به ،اون بگو آقا سلیم فرستادن

‫لعنتى

‫آقایون اینا رو جمع کنین بدین به فقیر فقرا ‫زود باشین

‫آه اینجا رو ببین

‫همه چیزمون ،تکمیله فقط دست فروشیمون کمه ریدم تو این زندگی، حال و روزمون رو ببین

‫خوشگل بودی، خوشگلتر شدی بادکنک فروش

‫آخه چرا انقدر بادکنک فروختن رو دوست داری؟ هان؟ یا بهتره بگم دوست داشتی؟ کدومشون؟

‫- شفا پیدا کردی مرتیکه؟ ‫- آره

‫یه بار دیگه هیز بازی در میاری؟ دختر بازی میکنی؟ هان؟

‫نه

‫- بچه ها یه دست بازی کنیم؟ ‫- داداش چیکار کردی؟ مردیم از خستگی

‫چرا مٌردین؟ كل كارو من انجام دادم

‫داداش قهرمان از کله سحر دنبال این بی شرفیم ‫بذار بریم بخوابیم تو رو خدا

‫برین بخوابین کون گشادها ‫من یکیو پیدا میکنم باهاش بازی کنم

‫داره میره زمین فوتبال ... تنهاست

اهالی اینجا به محله میگن چوکور (گودال)، راست هم میگن همونطور که میبینی تو گودالیم

‫قبلا اینجا مثل باتلاق بود ‫تو سال 79 خیلی ها اومدن اینجا خیلی شلوغ شد

‫محله بزرگ شد، شهرداری اومد گفت اینجا رو یه محله میکنیم

‫اسمش رو چی بذاریم؟

‫اهالی محل هم سلامت باشن ‫جمع شدن و گفتن اسمش رو بذاریم کوچوا

‫وگرنه من به هیچ کس نگفتم این اسم رو بذارین ‫اون اسم رو بذارین، هیچ وقت هم نمیگم

‫چوکور خونه مونه ادریس بابامونه

‫باید به عرقی بریزم، وسايل من حاضره؟

‫تو اتاقته ،داداش شسته شده و اتو شده

‫آفرین مکه خیلی پسر کاری هستی

‫تو دستور بدی من انجام میدم، میدونی که ‫پنج به پنج؟

‫یک به پنج بازی میکنیم مکه باید یه عرقی بریزم

‫سر صبحی میتونی این همه آدم جمع کنی؟

‫کی؟ اونا؟ بگم مسابقه مجانی داریم و اونا نیان؟ ‫مگه میشه؟ میان صف ،میگیرن تو انتخاب میکنی داداش

‫آفرین شیر پسر ایول

‫- بدو زود باش باشه داداش -

‫- بدو مبتذل ‫- نهایتا ده دقیقه ای حله

‫یعنی هر کی که تو این محله زندگی میکنه همشهری یا فامیل شماست؟

‫- روز به خیر بابا ادریس ‫روز به خیر

‫تو فرض کن که اینجوریه؟ اگه اینجوری هم نباشه ‫مردم وقتی به مشکل میخورن، میان سراغ من ‫-

‫منم اگه کمکی از دستم بربیاد، انجام میدم

‫اشتباه برداشت نکن منم وقتی به مشکل میخورم ‫میرم سراغ اونا

‫اگه عصبانی نمیشین میخوام یه چیز دیگه ازتون بپرس ‫- چرا عصبانی بشم دختر خوشگلم؟

‫من که همون اول کار بهت گفتم ‫اون سوالی رو که به کارم ،نیاد نمیشنوم

‫شما صاحب نصف خونه های اینجایین شریک نصف دیگه شون هم هستین

‫قيمتش بالای به میلیارد لیره تخمین زده میشه

‫وقتی صاحب همچین ثروتی زیادی هستی برای چی هنوزم تو بازار میوه میفروشین؟

‫ببین دخترم

‫بابای خدابیامرز من یه جمله معروفی داشت

‫میگفت پسرم به جای پول، آدم جمع کن

‫میگفت وقتی تو زمان مشکلات کسی سراغت نیاد ‫پول چه ارزشی داره؟

‫برسیم به کار بازار

‫فقط من نیستم پسرهام هم میرن اونجا کار میکنن

‫ما به این توجه نمیکنیم که به کجا رسیدیم این برامون مهمه که از کجا اومدیم

‫این مملکت یه روزه آدم رو از قله میکشه پایین ‫میداره زیر خاک

‫به به ... سلام علیکم آقا قهرمان

‫هر چیزی یه آداب و اصولی داره برادر

‫راست میگی آقا قهرمان ولی ‫شما آدم های پر مشغله ای هستین

‫دسترسی بهتون سخته

‫این همه آدم واسطه کردیم ولی راضی نشدین

‫سعد الدين

‫وارتولو سعد الدين

‫آفرین

‫داداش

‫تیم حاضره

‫بگو بچه ها خودشون رو گرم کنن مکه

‫بیاین

‫شما هم یه چایی خوشرنگ برای داداشتون بیارین

‫داداش سعد الدين

‫من زود حوصله ام سر میره

‫حوصله ام هم که سر میره کانال رو عوض میکنم

‫نگران نباش آقا قهرمان سریال ما خیلی مهیجه

نظرتون در رابطه با خبرهایی که در موردتون میسازن چیـه؟

‫چه خبرهایی؟

‫میگن حتی پلیس هم با اجازه شما میاد اینجا

‫برای امروز دیگه کافیه دخترم ‫کم کم داره ساعت های خطرناک شروع میشه

‫هنوز که شب نشده

‫من که نگفتم داره شب میشه ‫گفتم برای تو دیگه اوضاع داره خطرناک میشه

‫آهان متوجه شدم یعنی دارم سوالای خطرناک میپرسم

‫ماشین داری یا بگم برسوننت؟

‫نه ممنون میشم منو تا ایستگاه تاکسی برسونین

‫باشه

‫عیسی برو ماشین رو بیار

‫خب دیگه برای امروز کافیه

‫بفرمایین برین

‫میوه ها چی میشن؟

‫اونایی که پول داشتن، خریدن خدا بهشون برکت بده

‫اونایی که پول نداشت از دور فقط نگاه کردن ‫اینا دیگه حق اوناست

‫خلاصه اینکه منظور من شراكته

‫شما از من محافظت میکنین

‫منم از یه بخشی از سودم رو بهتون میدم

‫- سعد الدين ‫- شکر میون کلامتون

‫صاحب چوکور شمایین آقا قهرمان

‫ماشالله رو گنج نشستین هزار ماشالله

‫ما که حسود نیستیم ‫خدا بیشترش هم بکنه انشالله

‫ولی

‫ولی وقتی نشه صندوق رو باز کرد ‫و طلاهای داخلش رو به دخترهای لپ قرمزی داد

‫صندوق هیچ اهمیتی نداره یه صندوق معمولیه

‫همه همیشه پول لازم دارن

‫با پدر محترم حرف بزن بگو شراکت رو قبول کنه

‫بشینیم با هم حرف بزنیم

‫خلاصه اینکه این شراکت به نفع همه مونه

‫خب دیگه روز به خیر

‫یه آدم عاقل به پست ما نمیخوره ‫هر چی دیوونه ست دور و بر ماست

‫شیر پسر، مسیر رو داری اشتباه میای

‫رئيس برو کنار ما بریم بعد تو رد شو

‫مسیر اشتباه یعنی چی؟ اینور برای تو ممنوعه

‫رئيس کشش نده دیگه

‫عیسی یه کم برو جلوتر، بذار بره

‫آفرین ،رئیس اینجوری به گه خوردن میندازیمت

‫تو سر کوچه میرسونمت ‫اونجا هم تو رو سوار تاکسی میکنم

‫بقیه راه رو دیگه خودت برو

‫نتونستیم تو رو برسونیم خونه ‫قسمت نبود

‫باشه اشکالی نداره

‫- ولی یه دقیقه صبر کن الان میام، باشه؟ ‫باشه

‫ماشین رو خاموش کن ببینم

‫بیا پایین

‫این بقالی رو میبینی؟ بله داداش

الان میری اونجا برای خودت و دوست هات نوشابه میخری

‫- نوشابه؟ ‫- آره، اگه پول خواست، بگو عمو ادریس حساب میکنه باشه؟

‫باشه

‫اگه پرسید کدوم ،ادریس بگو ادریس کوچوالی

‫حالا برو نوشابه ها رو بخر ‫و بیا تو ماشين منتظر من باش

‫ببخشید دیگه دخترم ‫میخواستیم تو رو برسونیم خونه ولی دیدی که نذاشتن

‫قسمت نبود

‫- چی گفتین؟ به کی؟

‫- به اون پسرهایی که تو ماشین بودن ‫- ولش كن

‫دفعه بعد که اومدی، قبلش اطلاع بده

‫- يعنى بازم میتونم بیام؟ البته که میتونی

‫منو اشتباه بهت معرفی کردن

‫ما آدم خوار نیستیم

‫- خیلی ممنونم من ازت ممنونم

‫چرا؟

‫- سوالی نپرسیدی که دل بشکنه دل کدوممون؟ -

‫سوار شو دخترم

‫سوال آخر ... البته اگه خیلی خصوصی نیست

‫اولین بار که منو دیدین گفتین شبیه یه نفرم

‫میشه بپرسم اون یه نفر کیه؟

‫معذرت میخوام مثل اینکه خصوصی بود

‫خیلی شبیه یکی از نزدیکانم هستی که چندین سال پیش اونو از دست دادم

‫فهمیدم

‫دفعه بعد که اومدی برو تو یکی از مغازه ها و بگو میخوای منو ببینی

‫همین کافیه

‫ - اونا تو رو میارن پیش من باشه خب دیگه به سلامت - ‫- متشکرم

‫نوشابه ها رو گرفتین؟

‫ولی هنوز نخوردین

‫بخور

‫شما هم بخورین

‫نوشابه ست دیگه بخورین

‫چطوره؟

‫- پرسیدی ادریس کوچوالی کیه؟ بله بابا پرسیدم

‫- مال این طرفا نیستین؟ ‫- نه

‫اینطور که معلومه اهل استانبول هم نیستین نه ،بابا تازه اومدیم، ما رو ببخش

‫یه لحظه بیا پایین ببینم

‫- بابا من یه نادونی کردم پیاده شو -

‫حالا با هم یه بازی میکنیم، باشه؟ ‫اینو بگیر

‫بازی شیر یا خط رو که بلدی ‫اگه تو برنده شدثی دستم رو میبوسی و میری

‫اگه من برنده شدم ‫اون موقع یه فکری میکنیم

‫باشه؟

‫شیر یا خط؟

‫- شير شير -

‫باشه

‫سکه رو بنداز

https://t.me/TurkiiSub ‫ارائه شده توسط ترکی ساب | turkiisub@gmail.com ‫برای خرید زیرنویس سریال های ترکی با ما درارتباط باشید

‫دیگه به کسی که نمیشناسیش بی احترامی نمیکنی

‫فحش نمیدی

‫حالا هم يالا برو

‫ای کاش شلیک هم میکردی

‫نه بابا پسر

‫اگه به تو باشه که یه آدم سالم تو استانبول پیدا نمیشه

‫علیچو

‫بیا تو

‫سعادت درو باز کن

‫بیا تو علیچو، بیا

‫بیا مادر زنت دوستت داره

‫استغفرلله

‫عمو من که مادر زن ندارم به من دختر ندادن

‫مادر زن نداری؟ کسی رو دوست داری؟

‫اگه داری بگو بریم خواستگاریش، چیزی نیست که ‫بیا بشین

‫نه عمو، اونا کتاب نمیخونن ‫اونایی هم که کتاب ،میخونن منو دوست ندارن

‫- گرسنمه، سوپ میخورم سوپ آماده ست -

‫- بوش به مشامت رسید؟ از کجا فهمیدی؟ نه، آبجی سعادت آشغال ها رو آورد دم در -

‫ای بابا، به من نگو آبجی من سنم از تو کم تره

‫چی تو آشغالا بود علیچو؟

ظرف ،ماست ظرف خالی فلفل قرمز ظرف خالی کره حیوانی ‫یعنی آبجی سعادت سوپ ماست درست کرده

‫ببین تو رو خدا دیگه از همه چیزمون خبر داره کار و زندگی نداره آشغالای ما رو میگرده

‫کارش اینه دخترم چیکار کنه؟

‫سوپش رو بیار، بخوره آماده ست دیگه نه؟

‫آره آماده ست، کوفت کنه بره آشپزخونه ام بو گرفت

‫به حرف اون توجه نکن

‫چه خبر از محله؟ خبر خاصی هست؟

‫نه، داداش قهرمان دوباره فوتبال بازی کرد یه نفر اومد نشستن با هم حرف زدن

‫کی بود؟ اهل چوکور بود؟

‫نه اهل چوکور نیست ولی قبلا هم دیدمش نزدیک مدرسه، خوابگاه و اینجا

‫- منظورت از اینجا چیه؟ ‫- اینجا، تو ماشین نشستن حرف زدن

‫با کی نشسته بود؟

‫وای سوپ

‫هان؟

‫سلام علیکم خوش اومدی علیچو

‫بابا ... باید در مورد یه چیزی با هم حرف بزنیم

‫باشه

‫سعادت یه کاسه سوپ هم برای من بیار

‫- تحقیق کردی؟ کیه؟ چیکاره ست؟ طرف تازه اومده ،استانبول ولی اصل و نسب داره تعدادشون زیاده همه شون با هم فامیلن

‫چوکورو از کجا شنیده؟ ما رو چجوری میشناسه؟

‫- مگه کسی هست که اسم چوکورو نشنیده باشه بابا؟ ‫- منظورم اون نبود

‫قبلا با عمی (عمو) مجاهد حرف زده ولی دیگه به تو نگفتن

‫- نظر تو چیه؟ ‫- به نظر من یه قرار بذاريم

‫البته فقط نظر من مهم نیست

‫باشه

‫بگو فردا بیاد با هم بشینیم

‫منم تو چشم هاش نگاه کنم ببینم نگاش خیره یا شر؟

‫اون موقع میفهمیم

‫باشه بابا

‫تو کجا داری میری؟

‫- همینجام ،بابا جایی نمیرم امشب نباید بری بیرون -

‫باید بشینی پیش زن و بچه ات

‫شنیدم زیاد میری بیرون

‫حوصله ام سر میره

‫خوبه که ... حوصله ات سر بره جونت دیر در میره

‫من ميرم بيرون

‫به مادرت بگو

‫داداش سعدالدین ... بابام گفت بیاد

‫فعلا

‫- بابات کجاست؟ رفت بیرون -

‫بابام سالی یه بار میره بیرون اونم به ما نمیگه

‫تو میدونیی کجا میره مامان؟

‫غذا حاضره، سلیم هنوز نیومده خونه؟ ‫زنگ بزن بیاد

‫باشه الان زنگ میزنم

‫"یاماچ"

"ثنا"

‫- پسر زیاد نیست؟ ‫- خیلی زیاد میگه داداش

‫- اينو ببین وای خیلی خوشگله -

‫اشتباه از ماست که نشستیم

‫داداش، یه نصفه بهم بده

‫ببخشید یه لحظه

‫چنده؟

‫- زنیکه قیمت نون رو بهمون نشون میده، دیوونه ست ‫ -عزیزم منتظرت که نذاشتم نه؟

‫جای بدی وایسادی، اینجا جای خانم های بد کاره ست ‫فکر میکنن تو هم از اونایی

‫- چی داری میگی؟ تو کی هستی؟ کسی نیستم ولی اینا تصمیمشون خیلی جدیه -

‫داداش یه لحظه برو کنار داشتیم حرف میزدیم

‫نه اشتباه متوجه شدین دوست دختررمه

‫چه دوست دختری؟ مستی؟

‫عشقم چرا اینجوری میکنی؟

‫داداش یه لحظه برو اونور ببینم ببین این خانم چی میگه

‫نه بابا، اینجوری نیست دعوا کردیم داره ناز میکنه

‫برو بابا داشتیم با هم لاس میزدیم

‫خیلی معذرت میخوام ‫تو هم برو با بابات لاس بزن

بیا

‫بدو بدو

‫از دست تو

‫بیا اینجا ببینم مرتیکه فرار نکن

‫سری که درد ،نمیکنه دستمال چرا میبندی آخه؟

‫برو تو، زود باش

‫- نجات پیدا کردیم؟ ‫- هیس، هیس هیس

‫ساکت باش

‫وایسا ساکت باش

‫تو چجور دیوونه ای هستی؟ من میخواستم کمکت کنم

‫ولی تو منو تو دردسر انداختی

‫- تو دیگه کی هستی؟ ‫- گشنمه ‫- هیس، ساکت باش

‫خواهش میکنم

‫گشنمه، سرم گیج رفت ‫میخواستم یه چیزی بخورم

‫بعدشم من از کجا باید میدونستم که تو آدم خوبی هستی؟ ‫یهو سر و کله ات پیدا شد

‫درسته، حق با توئه ‫راست میگی ببخشید معذرت میخوام

‫صداشون دیگه نمیاد، میتونیم بریم؟

‫نه من نمیرم بیرون خونه ام اینجاست

‫باشه

‫هى

‫اگه انقدر گشنته، بیا دو تا تخم مرغ برات نیمرو کنم

‫- نه ممنون، نمیخوام ‫- باشه، هر جور راحتی

‫مراقب باش

‫چیه؟ تا حالا کسی رو ندیدی تخم مغر بخوره؟

‫چرا ،دیدم ولی اینجوریشو ندیدم

‫- خیلی گرسنه ات بود ها گفتم که گرسنه ام -

‫- واقعا چند روزه هیچی نخوردی؟ ‫- اوهوم

‫این همه مدت تو کوچه و خیابون بودی؟

‫چی شده؟ چرا آخه؟ چرا به این حال و روز افتادی؟

‫نمیگم، هنوز بهت اعتماد ندارم

‫- یعنی وقتی بهم اعتماد کردی، بهم میگی؟ ‫- ببینیم چی میشه

‫اول بگو ببینم اسمت چیه؟

‫- مرجان ‫- دروغ میگی اصلا به قیافه ات نمیخوره مرجان باشی

‫هنوز انقدر بهت اعتماد ندارم که اسمم رو بهت بگم

‫باشه

‫کجا داری میری؟

‫میرم آلت هایی که میخوام باهاشون تو رو تیکه تیکه کنم رو آماده کنم

‫ها ها خیلی خنده دار بود واقعا

‫حوله و اینا برات آماده میکنم، یه دست هم لباس

‫يه لحظه صبر کن

‫یه لحظه

‫- من تو خونه تو حموم نمیکنم ها پس اون موقع تو رو خدا برو -

‫نمیدونم متوجه هستی یا نه ولی بوی خیلی بدی میدی

‫من که بو نمیدم

‫ممنون ملکه من

‫پایدار باشین

‫امسال هم دل منو نشکستین و اومدین

‫بهم افتخار دادین

‫عزیزم، من شرف یاب شدم

‫تا وقتی عمری باقی باشه ‫تا وقتی نفس میکشم، با شما هستم

‫انشالله

‫شروع کنین ببینم

‫آهنگ در حال پخش ‫Zeki Müren - Ömrüm Seni Sevmekle Nihayet Bulacaktır

https://t.me/TurkiiSub ‫ارائه شده توسط ترکی ساب | turkiisub@gmail.com ‫برای خرید زیرنویس سریال های ترکی با ما درارتباط باشید

‫آه ادریس

‫عشق تو ... عشق تو

‫هیی

‫چیزی نداری زیر این بپوشم؟

‫- گذاشتم اونجا دیگه میشه بهم بدی؟؟ -

‫میشه اینجوری بودی؟ یا بعد از اون اتفاق اینجوری شدی

‫چه اتفاقی؟

‫اینو دیگه من نمیدونم ‫هر چیزی که به سرت خورده

‫- خیلی بامزه ای ها، خب دیگه شبت به خیر ‫- هوپ هوپ وایسا

‫کجا؟

‫میخوام بخوابم

‫باشه ولی من اینجا رو برات آماده کردم اونجا اتاق منه، تو اینجا میخوابی

‫واقعا که آدم با مهمون اینجوری رفتار میکنه؟

‫هنوز انقدر بهت اعتماد ندارم که بذارم تو اتاقم بخوابی

‫خب پس باید چیکار کنیم؟

‫من تو اتاقم میخوابم تو هم اینجا میخوابی

‫شبت به خیر ‫تلویزیون رو هم خاموش کن

چی شده؟ - ‫- برو تو من درو روت قفل میکنم

‫شوخیه دیگه نه؟

‫من از کجا بدونم نصف شب بلند نمیشی منو تیکه تیکه کنی؟

‫چون اگه آدم خوبی بودی ‫رو مبل میخوابیدی، مگه نه؟

‫ای بابا عجب گیری کردیم ‫تقصیر منه تو رو به خونه ام راه دادم دیوونه ای مگه؟

‫باید زودتر بهش فکر میکردی

‫- بعدشم مگه چی تو اتاقه که انقدر با ارزشه؟ ‫- هوپ

‫به تو چه؟ باشه بیا بگیر شب به خیر

‫- دارم قفل میکنما ‫- باشه قفلش کن

‫شب به خیر

‫شب به خیر

https://t.me/TurkiiSub ‫ارائه شده توسط ترکی ساب | turkiisub@gmail.com ‫برای خرید زیرنویس سریال های ترکی با ما درارتباط باشید

‫- اسمم ثنا منم یاماچ -

‫آه لعنتى، تف به این شانس

https://t.me/TurkiiSub ‫ارائه شده توسط ترکی ساب | turkiisub@gmail.com ‫برای خرید زیرنویس سریال های ترکی با ما درارتباط باشید

‫شب به خیر بابا

‫شب به خیر آقا

‫اینو از کجا آوردی؟

‫از یه دوستی قرض گرفتم بابا

‫دروغ نگو

‫خریدم بابا ‫پول دادم و خریدم

‫پسرم من چی بهت گفتم؟

‫ما پٌز نمیدیم ‫کوچوالی ها خود نمایی نمیکنن

‫یعنی میخوای سوار این ماشین بشی و تو چوکور بگردی؟

‫آره خب اینکارو میکنی

‫مردم پشت سرت نمیگن سلیم کوچوالی خودش رو گم کرده؟ هان؟

‫ببر پسش بده

‫- بابا بعد هزار سال یه کاری کردم ‫- ببر پسش بده

‫- باشه فردا پسش میدم ‫- فردا نه امشب میبری پسش میدی

‫- چیکار کنم؟ طرف رو از خواب بیدار کنم؟ ‫- آره

‫باید از رخت خواب بیاریش بیرون

سما

‫ثنا

‫ثنا

‫صبح به خیر ‫

‫باورم نمیشه تو اتاقم حبس شدم

ثنا

‫مگه میشه؟

‫از دست تو پسر آخه به تو چه؟ به تو چه؟ باید میذاشتی هر گٌهی دلش میخواد بخوره، به تو چه؟

‫چه خبرته؟

‫کجایی تو دختر؟

‫رفتم نون تازه برات گرفتم خوبی هم بهت نیومده

‫چی فکر کرده بودی؟

‫عه؟

‫ببخشید

‫ببخشید

‫یه لحظه صبر کن ببینم

‫- تو که میگفتی پول نداری آره نداشتم -

‫پس اینا رو با چی خریدی؟

‫با پول تو

‫- با پول من؟ آره با پول تو

‫چطوره؟ خوشگل شدم؟

‫واااای

‫خب نمیخوای تعریف کنی؟

‫چیو؟

‫اینکه چرا نصف شب بیرون بودی

‫پسرم هر چی تو خیابون میبینه میاره خونه گربه ببینه، با خودش میارتش خونه

‫سگ مریض میبینه میارتش خونه

‫مریض یعنی چی؟ داروهاش رو بهش دادم مداواش کردم بعد دوباره بردمش بیرون

‫هیس

‫آره بردی گذاشتیش بیرون ولی به لطف تو از دم در آپارتمان جم نمیخوره

‫آبجی جوان معذرت میخوام همه این مسائل قابل حله

‫من بهتون قول میدم دیگه حیوون نمیاره خونه

‫یاماچ

‫ای کاش فقط حیوون بود بی خانمان میبینه، میاره خونه پناهنده میبینه، میاره خونه

‫آخرین بار هم پیه خونواده سوری رو پیدا کرده بود با خودش آورده بود خونه، بسه دیگه ‫دیگه شورش در اومده

‫نصف شب تو کوچه و خیابون بودن

‫زن و بچه نصف شب رو پیاده رو نشسته بودن

‫تو بودی چیکار میکردی؟

‫همین؟ آدم به خاطر همین مستأجرش رو ‫از خونه بیرون میکنه؟

‫کلیدش رو عوض میکنه؟

‫اونم خانم محترمی مثل شما که درک و فهم دارین خوبی سرتون میشه

‫کسی که از چشمهاش معلومه چقدر آدم دوست داشتنیه

‫اگه فقط این بود که اشکالی نداشت پسرم ‫دوست دخترت ...

‫اون دوست پسرم نیست

‫- حالا هر چی ‫- یه لحظه صبر کن

‫ماه اولی که اومد اجاره داد ‫شش ماهه یه قرون هم بهم نداده

‫در این مورد جوابی دارین ثنا خانم؟

‫من زیاد به پول اعتقاد ندارم

‫اون که معلومه

‫آبجی جون یه کاری بکنیم؟

کاملا حق با شماست من بازم به جای ثنا بهتون قول میدم ‫دیگه همچین چیزی تکرار نمیشه

‫اجاره شش ماه رو من براتون واریز میکنم شما هم کلید جدید خونه رو بهم بدین

‫آخیش ... خونه خودم خونه قشنگم

‫تو یه شوالیه واقعی هستی، میدونی مگه نه؟

‫تو توی داستانهایی که بابام برام تعریف میکرد، بودی

‫- اسمت شوالیه ژان پاردایانه ژان پاردایان؟ -

‫اسم قشنگیه ‫تا حالا نشنیده ببودم

‫الان انقدر خوشحالم که میتونم ببوسمت ‫میدونی؟

‫حتى بوسیدمت

‫چی شد؟

‫امروز نه ... الان نه

‫- چرا آخه؟ مشکل از منه؟ ‫- نه نه

‫من ... تو که بهم گفتی شوالیه

‫میخوام مثل یه شوالیه رفتار کنم

‫البته اگه تو هم بخوای

‫باشه

‫ولی میشه نری؟

‫هیچ جا نمیرم

‫نگران نباش

‫خوبه؟

‫فنتیل آمین

‫یعنی چی؟

‫فنتیل آمین ‫یا فناتیل آمین

‫يه نوع محرک سیستم عصبیه

‫به محرک عصبیه که در سیستم عصبی پستان وجود داره

‫خوبه ولی این فنولو میلان نمیدونم چی چی ‫به چه دردی میخوره؟

‫باعث ترشح دوپامین و نورو آدرنالین میشه

‫هورمونه

‫نورو آدرنالین دقت رو افزایش میده

‫باعث شدت گرفتن تپش قلب میشه

‫باعث میشه احساس کنی یه نفر با لگد زده تو دلت

‫باعث بزرگ شدن مردم چشم میشه ‫یعنی

‫یعنی باعث میشه چشمت هیچی و هیچ کس رو نبینه

‫باشه ولی ... من هنوز متوجه نشدم

‫تو چند کیلویی؟

‫پنجاه و چهار

‫فکر کن یه شکلات 54 کیلویی هست

‫فکر کن اگه یه شکلات 54 کیلویی خورده باشی ‫چه حسی بهت دست میده؟

‫من الان یه همچین حالی دارم

‫من بدجوری عاشقت شدم

‫من و تو ... بقیه عمرمون رو با هم میگذرونیم

‫خیلی خوشبخت میشیم

‫هیچ کس و هیچی نمیتونه خوشحالیمون رو بهم بزنه

‫- یعنی انقدر مطمئنی؟ یعنی چی؟ تو مطمئن نیستی؟ -

‫- بلند شو بریم کجا؟ -

‫بهترین جای استانبول

‫- مطمئنی اینجا مال داداشته؟ اره چطور مگه؟ -

‫اگه نگهبان مچمون رو بگیره، بیچاره میشیم برای همین پرسیدم

‫نگهبان رو ول کن یه کم دیگه خورشید طلوع میکنه

‫خیلی خوشحالم لعنتی

‫دیوونه

‫- یه سوال دارم هوم؟ -

‫اگه مشکلی چیزی داری، از الان بگو که آمادگیش رو داشته باشم

‫- منظورت چیه؟ چه میدونم؟ -

‫قاتلی، دزدی ‫از دست پلیس فراری هستی

‫شاید حبس ابد برات بریدن ‫و امروز آخرین روز قبل از به زندان افتادنته

‫بگو که بدونم خودم رو آماده کنم

‫اگه حبس ابد ،میخوردم منتظرم میموندی؟

‫معلومه که منتظرت ،نمیموندم، مگه دیوونه ای؟ میگیم حبس ابد، اسمش روشه دیگه

‫پنج سال چی؟

‫اون موقع منتظرت میموندم

‫پنج سال برات بریدن؟

‫تو واقعا دیوونه ای

‫نه، حتما یه مشکلی هست ‫امکان نداره همه چیز انقدر عالی باشه

‫باشه بهت میگم

‫هان؟

‫زود باش بگو

‫نیم ساعت قبل از اینکه با تو آشنا بشم

‫با یه دختره رابطه داشتم

‫اما قبل از تو بود

‫یعنی ... نمیدونستم با تو آشنا میشم

‫بعد از این ... بعد از این دیگه عمرا

‫یه چیزی ازت میپرسم

‫تو واقعی هستی؟

‫آره واقعی ام

‫داره میاد

سلام علیکم

‫علیک سلام

‫ممنون که قبول کردی ما رو ببینی ‫دلمون رو نشکستی خدا ازت راضی باشه

‫دمت گرم

‫بفرما بشين

‫فورا میرم سر اصل مطلب زياد وقتت رو نمیگیرم

‫جونم برات بگه که آقا

‫کار و بارمون رو خراب کردن

‫شعبه مبارزه با مواد مخدر حمله کرد ‫همه چیز رو نابود کرد

‫دست و بالمون رو شکستن

‫دیگه نمیذارن تو شهر و ولایت خودمون زندگی کنیم

‫بلا به دور باشه

‫ممنون

خلاصه اینکه بار و بندیلمون رو جمع کردیم و اومدیم استانبول گفتیم خاک استانبول طلاست ‫میتونیم پول در بیاریم

‫این قضیه مربوط به حدودا یه سال پیشه بگذریم، دست همشهری هامون درد نکنه بهمون کمک کردن

‫دست و بالمون رو ترمیم کردن ‫خداروشکر دوباره توان پرواز پیدا کردیم

‫خب ... دروغ نداریم کار من مواد مخدره

‫هر کی اهلش باشه میدونه، هر کی ‫این زهرماری رو شروع میکنه به این راحتی نمیتونه ترک کنه

‫ولی آدم وقتی شروع به فروشش هم میکنه ‫نمیتونه ترک کنه

‫خلاصه اینکه ما آدم های جاهلی هستیم هر کاری بلد باشیم، همونو انجام میدیم

‫البته ... كار ما جوریه که نمیتونیم همه جا انجامش بدیم

‫یه جای مخفی لازم داریم

‫ما هم تحقیق و بررسی کردیم

‫محله کوچوای آقا رو پیدا کردیم

‫شنیدیم ... اینجا بدون اطلاع تو پرنده هم پر نمیزنه

‫پلیس قبل از اومدن بهت خبر میده

‫اهل محل انقدر دوستت دارن ‫که با یه حرف تو دنیا رو آتیش میزنن

‫من تو عمرم همچین محله ای رو نه دیدم و نه شنیدم

‫خب

‫از من چی میخوای؟

‫آهان

‫ازت میخوام سعد الدين رو مثل بچه خودت بدونی

‫یکی دو تا مکان تو چوکور بهم بده زیر زمین یا بالای زمین فرقی نمیکنه طويله هم باشه میشه

‫کاری هم به بقیه اش نداشته باش

‫به خیال راحت تکیه بده ‫و با نوه هاش خوش باش

‫من هر هفته با چمدون برات پول میارم

‫میتونی مثل اون آمریکایی مو فرفری آتیششون بزنی باهاش نوه هات رو گرم کنی یا بین اهل محل پخش کنی اینو دیگه نمیدونم، دخالت هم نمیکنم

‫پیشنهاد من اینه آقا نظرت چیه؟

‫خب آقا سعدالدین ‫سعد الدين بودی درسته؟

‫بله سعد الدين

‫اینجا محله ماست

‫اهل محل ازمون حمایت میکنن ‫دستشون درد نکنه

‫ولی این یه دلیلی داره

‫دلیلش هم اینه که من از جان و مال اونا محافظت میکنم

‫اونا هم از جان و مال من

‫- تو محله ما ... فقط یه چیزی آقا -

‫من اینجا نمیفروشم، حتی تو ترکیه هم نمیفروشم

‫مستقیم میفرستم اروپا

‫گفتم که بدونین

‫تو محله ما اسلحه فروخته میشه ‫درسته

‫یه سری هم به محله های لوکس میرن و عرق اینا هم میفروشن ‫اینم درسته

‫شنیدم شب ها هم یه عده میان تو خیابون وایمیستن ‫خود فروشی میکنن

‫خب هر نوعی خلافی دارین دیگه

‫ولی همه شون وقتی برمیگردن تو خونه میدونن که امنیت دارن

‫مسئله فروختن یا نفروختن تو نیست ‫آقا سعد الدين

‫مسئله اینه که این کار مناسب ما نیست

‫تو محله من این کار شدنی نیست

‫موفق باشی

‫چیکار میشه کرد آقا؟ قسمت نبود

‫من امروز با ادریس کوچوالی با اون همه عظمت نشستم ‫بقیه اش چه اهمیتی داره؟ مگه نه؟

‫فعلا ‫روز به خیر

https://t.me/TurkiiSub ‫ارائه شده توسط ترکی ساب | turkiisub@gmail.com ‫برای خرید زیرنویس سریال های ترکی با ما درارتباط باشید

‫نظرتون چیه؟

‫ازش خوشم نیومد

‫وقتی اومده بود با من حرف بزنه هم ازش خوشم نیومد ‫الان هم همینطور

‫نظر تو چیه پاشا؟

‫این بیخیال نمیشه الان از در بیرونش کردی ‫این دفعه سعی میکنه از پنجره بیاد تو

‫- نظر تو چیه؟ پول داغ (سرمایه در حال گردش با سود کوتاه مدت بالا) لازم داریم -

‫پول داغ نداریم

‫چه پول داغ، چه پول سرد نمیخوام

‫پولی که از این راه به دست بیاد، نمیخوام

‫با سفته که نمیتونیم پول بخریم بابا

‫- فقط باید ازشون محافظت میکردیم، هیچ کاری ... ‫ -تو ساکت شو

‫تو اصلا حرف نزن

‫دو ماهه یه قرون از کاباره ها پول در نیاوردیم

‫من برم پولا رو جمع کنم؟

‫میگفتی پول داغ سرمایه (نقدی) لازم داریم ‫بفرما

‫مگه آدمت نیست؟ مثلا برادره ‫خب برادرت باشه کارش رو درست انجام نمیده

‫تو هم بهش هشدار نمیدی

‫بعدش میای میگی پول داغ و پول سرد

‫یارو رو که دیدین، حریصه بیخیال این قضیه نمیشه

‫کسی تا الان بهش نه نگفته

‫پس باید چیکار کنین؟ ‫باید حواستون رو جمع کنین

‫هر کی وارد محله شد، یا از اینجا رفت ‫اول ما باید خبردار بشیم

‫آفرین واقعا

‫- چی داری میگی مرتیکه؟ ‫- بازم از برادرت دفاع نکردی

‫اجازه دادی ادریس کوچوالی تحقیرم کنه

‫سلیم اعصابم رو خورد نکن مگه اخلاقش رو نمیدونی؟

‫معلوم بود که اینجوری میشه

‫فکر کردیم بابا ادریس چشم هاش رو باز میکنه استعداد ما رو میبینه ولی ... خیال خام بود

‫راه دیگه ای برام نذاشتن

‫راه دیگه ای برامون مونده مدد؟

‫نه داداش

‫راهی برامون نذاشتن

‫پس به بچه ها زنگ بزن

‫بگو همه جا رو بهم بریزن

‫یاماچ رئیس کارت داره

‫عه؟ باشه الان میام

‫اوضاع چطوره؟ همه چیز او کیه؟

‫رئیس گفتی با من کار داری

‫ - پسرم چند روز بود کجا بودی؟ ‫- مریض بودم ‫- آدم یه زنگ میزنه

‫انقدر مریض بودم که نمیتونستم زنگ بزنم

‫یاماچ چیو ازم مخفی میکنی؟

‫از انبار یه کپسول .. برداشتم

‫از حقوقم کم کن

‫به من چه؟

‫چقدر میخوای بردار

‫من گیتار گیبسون لس پال مدل 61 رو میگم

تو

‫از کجا فهمیدی؟

‫من میدونم به تو چه از کجا فهمیدم؟ ولی برات متاسفم، تو که میدونی من کلکسیون گیتار دارم

‫آدم نمیاد بگه داداش این گیتارو دوست داری یا نه بیا هر چقدر پول میخوای، اینجا بنویس

‫عمرا نمیفروشمش

‫اخراجت میکنم ها

‫اگه اخراجم نکنی دلخور میشم

‫- صد هزار تا عمرا -

‫صد هزار و پنجاه هزار دلار

‫نمیفروشمش رئيس ‫تو میدونی اون گیتار مال کیه؟

‫معلومه که میدونم

‫دوست هزار دلار

‫ببخشید رئیس هیچ کس نمیتونه مجبورم کنه اون گیتارو بفروشم حتی تو

‫- اگه حرف دیگه ای نداری من میرم یاماچ ببین این آخرین پیشنهادمه -

‫دویست و پنجاه هزار دلار

‫یا ماچ ،پسرم برگرد دویست و پنجاه هزار دلار

‫یاماچ

‫جلاسون

‫بچه ها رو جمع کن بریم ببینیم چه خبره

‫حله، مشکلی نیست

‫ممنون آقایون

‫چطوری پسر؟

‫یعنی این دفعه این کارو تموم میکنیم؟

‫آره تمومش میکنیم، نگران نباش

‫همه سراغش رو میگیرن ‫گفته باشم

‫واى ... يه لحظه صبر کن به اندازه خودمون درست میکنیم تولید انبوه نداریم

‫ - دو قرون پول در بیاریم میمیری؟ ‫- نخير من نمیتونم مسئولیتش رو به عهده بگیرم

‫یالا داداش این آب نبات رو درست کن من گفتم مسئولیتش رو به عهده بگیر؟

‫هیچ کس نمیدونه کی درستشون کرده مردم فقط بسته های کوچیک میبینن، همین

‫این خیلی قویه پسر

‫هر کسی نمیتونه هضمش کنه

‫وااای

‫میترکه ... داریم میترکیم پسر

‫خوش اومدی، چطوری؟

‫باورم نمیشه میدونستم یه گندی تو کاره میگفتم حتما معلوم میشه بفرما

‫نه، وایسا یه لحظه اشتباه متوجه شدی، اینو بگیر ‫ثنا، ثنا، ثنا

‫یه لحظه وایسا

‫اشتباه متوجه شدی

‫چیو اشتباه متوجه شدم؟ ‫چیو ممکنه اشتباه متوجه شده باشم؟

‫اونطوری که فکر میکنیی نیست این آب نباته

‫آهان، بهش میگین آب نبات؟

‫بسیار عالیی

‫چند وقته مصرف میکنی یاماچ؟

‫از بچگی

‫نمیتونم جلویی خودم رو بگیرم

‫میگم آب نباته، آب نبات واقعی ‫آب نبات جرقه ای درست میکنیم

‫منظورت چیه؟

‫آب نبات جرقه ای دیگه به خدا کار غیر قانونی نمیکنیم

‫بيا بيا بيا

‫دیوونه این شما قسم میخورم دیوونه این

‫از فضولی داری میمیری، نه؟

‫دروغ چرا؟ واقعا خیلی کنجکاوم بدونم

‫اون چی با ارزشی که تو اتاقته چیه ‫که حاضر بودی تو اتاق درو روت قفل کنم؟

‫این؟ یعنی اون چیز با ارزشی که میگفتی این بود؟

‫شوخی میکنی

‫- این گیتار ارکین کورایه؟ اره خودشه -

‫گیبسون 1961 لس پال

‫یعنی چی؟ اینو داده به تو؟

‫شرطبندی کردیم، من برنده شدم

‫سر چی شرط بسته بودین؟

‫بهتره ندونی، یه کم چیزه ولش کن، بیخیال

‫باشه

‫خیلی دلت برام تنگ شده بود؟

‫اینو از کجا آوردی؟

‫فکر میکردم شب میای بار ‫ولی طاقت نیاوردی تا شب صبر کنی

‫آهان ... فکر کردی غیبم زده

‫متوجه شدم

‫- نه، من به خاطر چیز... به خاطر چی؟ -

‫اه به تو چه اصلا؟ منظره رو نگاه کن خیلی قشنگه

‫- نه نمیخواد بگیر -

‫- تو سردت میشه نه سردم نیست - احمق -

‫- یاماچ ‫- ثنا

‫هیچ رویا، نقشه و یا خیالی در مورد آینده داری؟

‫سه تا بچه اولی دختر، دومی پسر ‫سومی بازم دختر

‫اگه از پسرم خوشم نیاد از خونه بیرونش میکنم

‫با دخترم هم میریم سفر دور دنیا

‫مامانشون در اون حین چیکار میکنه؟

‫به من چه؟ هر کاری دلش میخواد با پسرش بکنه

‫تو چی؟ آرزویی داری؟

‫نه

‫حتما یه آرزو داری

‫- به خدا ندارم ‫- اصرار میکنم که بگی

‫باشه میگم

‫- تو پاریس خب -

‫وقتی تو یه رستوران دارم کومرو (ساندویچ) میخورم بهم پیشنهاد ازدواج بدن راضی شدی؟

‫- ساندویچ ازمیری؟ ‫- نه قمری، همون پرندهه

‫معلومه که ساندویچ از میری

‫ساندویچ ازمیری

‫من

‫هیچ وقت زندگی رو انقدر جدی نگرفتم ‫که رویا پردازی کنم

‫برای همینه که دوستت دارم دیگه

‫تو ماتروشکای منی (عروسک روسی که چند سایز عروسک تو همه) هر بار که با هم حرف میزنیم، به ثنای جدید ازت میاد بیرون

‫صبر کن فعلا، تو که هنوز هیچی ندیدی

‫تو اهل ازمیری؟

‫- از ساندویچ ازمیری فهمیدی؟ ‫- آره

‫آره، از میری ام ‫متولد و بزرگ شده گوز تپه ام

‫- وای، یعنی میگی چشمت حرف نداره؟ یعنی در این حد ‫- معلومه که در این حد

‫خوبه

‫متوجه هستی ما همیشه یا موقع غروب آفتاب ‫یا موقع طلوع پیش همیم؟

‫- متوجهم و خیلی اینو دوست دارم چقدر دوستش داری؟

‫- انقدر زیاد دوستش دارم ای جاااااان

‫شبتون به خیر آقایون

‫ممنون، فعلا

‫- شب به خیر داداش شب به خیر آقا ایلهان -

‫شب به خیر

‫میخوام یه کم پیاده روی کنم عیس ‫هوا خوبه

‫دستت درد نکنه داداش ‫ممنون

‫- شب بخیر ‫- شب بخیر ‫- سلام شب بخیر، کار پسرت رو چیکار کردی؟

‫- حلش کردم خوبه -

‫آروم باشین، آروم باشین ‫کار بچه هاست، چیزی نیست

‫بریم

‫اب جو میخوری؟

‫- دو تا آب جو بگیر و بیا باشه -

‫نفهم عزیز میشه خواهش کنم گم شی بری؟

‫اگه یه بار ببوسیم، میرم

‫یاماچ

‫یاماچ

‫یاماچ

‫یاماچ ... یاماچ

‫ولش کن چیکار داری میکنی؟

‫یاماچ

‫بیا یه کم آب بخور

‫چرا دخالت کردی آخه؟ خودم داشتم حلش میکردم

‫هیچ کس نمیتونه به عزیزان من آسيب برسونه ‫فهمیدی؟ هیچ کس

‫- داشتی پسره رو میکشتی ‫- دید یه من ماست چقدر کره داره مادر به خطا

‫باشه پسر، آروم باش طرف رفت دیگه

‫تو حالت خوبه؟ هان؟

‫آره خوبم

‫خوبی؟ هان؟

‫ - اون مرتیکه رو ،میکشم کجا بردنش؟ بردنش بیمارستان یاماچ، یاماچ ببین ،میرم دیگه هیچ وقت منو نمیبینی فهمیدی؟ -

‫باشه

‫- ببین منو هم با این کارهات میترسونی ‫- باشه، چیزی نیست تموم شد، تموم ‫شد

‫هی آقایون ... مردم حوصله شون سر رفت دست از مسخره بازی بردارین، زود باشین

‫- شوخیتون گرفته؟ مگه دستش رو نميبينين ‫- باشه آروم باش

‫گیتار نزنه، فقط بخونه

‫اصلا آهنگ هم نخونه ‫فقط همینجوری رو صحنه بایسته

‫همینم برای دخترها کافیه

‫یالا پسر

‫- میزنمش، کتکش میزنم ‫- باشه باشه دیوونه، باشه صبر کن

‫من که چشمم به غیر از تو کسی رو نمیبینه

‫- عوضی منو خیلی ترسوندی باشه تموم شد، چیزی نیست -

‫بیا بریم

‫آقایون ... آهنگ شاد میزنیم

‫بگو

‫پیشم نمیخوابی؟

‫نه

‫چون میخوام دست رو موهات بکشم ‫بعد تو خوابت میبره

‫بعدش من میرم سر كار

‫بعد تو بیدار میشی

‫بعد میام دنبالت

‫بعد اون

‫میریم ازدواج میکنیم

‫- تو واقعا دیوونه ای ‫- نه که خودت خیلی نرمالی

‫باشه بسه دیگه وقت خوابه فردا باید سر حال باشی

‫- چرا؟ ‫گفتم دییگه اصلا دقت نمیکنی ثنا

‫وای ببخشید فردا قراره ازدواج کنیم؟ نه؟ درسته

‫جدی که نمیگی، نه؟

‫منم کلی فکر مسخره زد به سرم

‫باشه بگذریم، شب به خیر دوستت دارم

‫هوپ هوپ وایسا ببینم چی گفتی؟

‫- گفتم شب بخیر قبل از اون چی گفتی؟ -

‫‫- گفتم جدی که نمیگی، نه؟ بین این دو تا جمله چی گفتی؟ -

‫آه، از شدت خستگی داری چرت و پرت میشنوی ‫موهام رو نوازش کن ببینم

‫خليل

‫چیه؟

‫- پول لازم دارم چقدر؟ -

‫- انقدر که بتونم باهاش ثنا رو ببرم پاریس این دیگه ازز کجا اومد؟ -

‫باید ببرمش ... فورا پول لازم دارم

‫چیکار کنیم؟ میخوای بیا یه کاری بکنیم ‫اون بانک سر خیابون رو میبینی؟ خالی هم هست بیا بریم اونجا کسی هم که نیست، اونجا رو میزنیم

‫پسر تو دیوونه ای؟

https://t.me/TurkiiSub ‫ارائه شده توسط ترکی ساب | turkiisub@gmail.com ‫برای خرید زیرنویس سریال های ترکی با ما درارتباط باشید

‫الو داداش کجایی؟

‫باشه ... یه ساعت دیگه تو کارخونه همدیگه رو ببینیم؟

‫این کار مثل سنگ چیدن تو ساختمون سازی نیست ‫بلا به دور باشه

خودت رو ناراحت نکن از قدیم گفتن کسی که تو قمار میبازه ‫تو عشق برنده میشه

‫- مگه نه داداش؟ آره -

‫ما هم تو عشق برنده بشیم؟ جورش کردی؟

‫- آره جورش کردم پاشو بریم، بشین داداش -

‫جورش کردم ولی تو کل روز قراره اینجا نباشی میخوای چیکار کنی؟ چه بهونه ای جور کنی؟

‫مشکلی نیست میریم طرفای پل سوم زمین نگاه کنیم ‫تا شب کار داریم

‫- باشه پس من به حمدی زنگ میزنم بیا اینو بگیر -

‫ - هیچ کس رو با خودمون نمیبریم؟ ‫ - لازم نیست میرن به بابام میگن

‫- اسلحه همرات داری؟ آره، من اسلحه دارم -

‫باشه، منم دارم ‫اگه مشکلی پیش اومد پشت به پشت هم میجنگیم

‫- خسته نباشی ممنون داداش -

‫- بیا داداش یه دونه پرتقال برداشتم باشه داداش نوش جان -

‫- خسته نباشی داداش ‫ - ممنون

‫گفته بودم دویست و پنجاه هزار دلار؟

‫فقط پول نقد ندارم ها چک مینویسم

‫نه داداش پول نقد لازم دارم چقدر میتونی نقد بدی؟

‫چی شده یاماچ؟

‫میخوام دوست دخترم رو سورپرایز کنم

پسرم هیچ زنی تو دنیا به اندازه این گیتار با ارزش نیست

‫موافق نیستم

‫خدا یه کم بهت عقل بده

‫داداش چقدر میتونی نقد بدی؟ عجله دارم

‫صد هزار لير، كافيه؟

‫باشه، کافیه

‫پسرم اینجوری اصلا دلم راضی نمیشه شماره حسابت رو بهم بده فردا که بانک باز شد بقیه پول رو برات میفرستم

‫نه، برام نفرست ‫گیتارو که بهت نمیفروشم، بهت امانت میدم

یعنی چی؟

‫روزی که صد هزار لیر جمع کردم میام گیتارو ازت پس میگیرم

‫باشه پسر ولی با بهره اش باید بدی هر روز که دیرکرد داشته باشی هزار لیر بهره ازت میگیرم

‫باشه

‫- ولی تو هم باید گیتارو بهم پس بدی، قول بده ‫- قول میدم

‫برمیگردم ... قول میدم

‫از طرف من به اون خانم سلام برسون بگو قدرت رو بدونه

‫بهش میگم

‫خداحافظ

‫- روز به خیر قربان روز به خیر -

‫هوپ هوپ وایسا

‫از سیبیل هام خوشت اومده؟

‫- باشه شیر پسر بقیه اش رو خودمون انجام میدیم ‫- باشه

‫خیلی ممنون

‫- اسمت چیه؟ ایلهان -

‫حواست جمع باشه اگه چیزی شد ‫رسیدگی کنی، باشه؟

‫- باشه آقا، در خدمتم ممنون -

‫وای اینو ببین، مثل آهو میمونه ‫مثل آهو

‫این اهو رو ببین

‫- یکیشون رو برات بفرستم؟ ‫- نه من کار دارم تو حالت رو بکن

‫تو چه آدم عجیبی هستی چه کاری مهم تر از اینا؟ قشنگ ترین کار دنیا تو اتاقه

‫کم نباشه؟

‫درو میبندم که گناه نکنی

‫- بله سلطان؟ ‫- شام آماده ست، منتظر توییم

‫پسرها اومدن خونه؟

‫هنوز هیچ کس نیومده

‫باشه الان میام

‫گره خرها

‫خب دیگه دخترها میبینمتون

‫بریم خونه؟ برای شام برسیم

‫بریم

‫اسلحه منو هم بده

‫پسر کی بیخیال این میشی؟ ‫مثل اسلحه دخترهاست، این به هیچ کس آسیب نمیرسونه که

‫بستگی داره به کجا شلیک کنی ‫اگه به هدف ،بزنی چاقو هم بزنی آسیب میرسونه فرقی نمیکنه

‫‫ - چی شد؟ ‫- انشالله که خیره

‫پسر اگه انقدر به خودت اعتماد داری ‫بیا بریم محدوده تیراندازی، ببینیم کی میزنه، کی نمیزنه

‫لان بریم؟ تو که میگفتی زود بریم برای شام برسیم خونه ‫میبینم که ترست از بابام دیگه تموم شد

‫- من از بابام نمیترسم - آره ‫- براش احترام قائلم ولی ازش نمیترسم

‫من مثل تو نیستم

‫چی شد؟ ماشین رو پس دادی؟

‫نه، پس ندادم، مگه دیوونه ای؟ میدونی چقدر ازش تخفیف گرفتم؟

‫باشه پس میریم میدون تیراندازی هر کی بزنه به هدف ماشین مال اونه

‫ماشین به اسم منه ‫من اگه برنده شدم چی؟

‫نمیتونی برنده بشی برادر عزیزم، نمیتونی ‫خودت رو گول نزن

‫اگه برنده شدم قرمز همین ماشین رو میگیرم

‫خب حالا نظرت چیه؟ میریم یا نه؟

‫میریم پسر ما از حرفمون برنمیگردیم

‫- جواب بابا رو چی میدی؟ یه کاریش میکنم -

‫ماشین رو چرا خاموش کردی پسر؟

‫بیا داداش

‫عجب

‫آقا قهرمان

‫- بابا جون بشقابت رو بده بفرما دخترم -

‫من باز میکنم

‫هر بار باید همینو بگه وگرنه خیالش راحت نمیشه

‫خودت رو برسون داداش ادریس

‫شما همینجا بمونين

‫چی شده پسرم؟

‫چی شده؟

‫- نتونستم نجاتش بدم بابا ‫- كيو؟

‫شلیک هم کردم ولی نشد تعدادشون خیلی زیاد بود

‫به کی شلیک کردی؟

‫داداشم رو کشتن داداشم رو نابود کردن ‫داداشم رو کشتن بابا، داداشم ... داداشم رو کشتن

‫کجا بردنش؟

‫هان؟

‫فردا جنازه رو از مسجد محله میبریم برای تشییع به بچه ها بگو به اهل محل خبر بدن

‫سلیم

‫منو نگاه کن

‫منو نگاه کن

عزا و ماتممون رو زیر این سقف تو خونه خودمون میگیریم

‫اگه بیرون خونه یکی رو ببینم یه قطره اشک میریزه نمیذارم پاش رو تو خونه بذاره

‫شنیدین چی گفتم؟

‫نبینم یه قطره اشک بریزین

‫ما نمیذاریم غریبه ها ناراحتیمون رو ببینن

‫تسلیت میگم

‫امری نداری؟

‫تسلیت میگم ندارم

‫داداش

‫حتما مرده، مگه نه؟

‫او هوم

‫وای داداش ای کاش منو هم با خودتون میبردین دو تا گلوله هم من حرومش میکردم

‫الو مدد خبرهای خوب رو بفرست بیاد

‫نه داداش، دیر رسیدیم وارد خونه شد

‫ای بابا تف تو کاری که شما میکنین مدد

‫داداش طرف از چوکور نمیره بیرون میدونی که صبح چه اتفاقی افتاد

‫مدد از دو تا یکیشون به هدف خورد ‫کافی نیست

‫این کارو تموم کنین، باشه؟ ‫ببینم چیکار میکنی

‫داداش سعدالدین قرار بود یه چیزی به من بدی

‫چه قراری لعنتی؟ چه قراری؟

‫داداش گفتی بهم پول نمیدی ‫به جاش طلا و نقره بهم میدی

‫نه، اینجوری نگفتم

‫گفتم با سنگ معدنی قیمتی باهات حساب میکنم

‫برش دار

‫برش دار

‫ببين

‫سنگ معدن قیمتی

‫فهمیدی؟

‫بله داداش دمت گرم

‫خوبه بفهم

‫من نمیفهمم چرا انقدر اصرار میکنی؟ کلی مهمون داره داداش ادریس

‫تو رو خدا امروز حداقل راحتمون بذار ‫مجلس ترحیم داریم تو چقدر زبون نفهمی

‫علیچو

‫چی شده؟

‫عمو

‫رفت

‫داداش رفت

‫رفت علیچو، رفت پسرم ‫رفت

‫اونجا بودن عمو، منتظر بودن داداش بیاد ‫منتظر بودن

‫تو ... تو از کجا میدونی؟

‫سعادت برو تو

‫تو اونجا بودی علیچو؟ هان؟

‫اونجا بودم عمو

‫رفت

‫داداش رفت

‫بیا داداش

‫آقا قهرمان

‫هى

‫آه لعنتی ‫زود باش حرکت کن، راه بیافت

‫داداش ... داداش

‫داداش ... داداش

‫داداش

‫شلیک کردم ولی تنهایی نتونستم همه شون رو بزنم ‫تعدادشون خیلی زیاد بود

‫پسرم

‫پسرم

‫پســــــــــــــــرم

‫- داداش ادریس بابا، بابا - ‫- بابا ،ادریس بابا ادریس خوبه؟

‫بابا

‫بابا بزرگ بابا بزرگ بابا بزرگ

‫بابا بزرگ بابا بزرگ

‫بزن، بزن، اصلا میخوای درو بشکن همه مون راحت شیم

چی شده؟ - ‫ - آماده شو میریم ده دقیقه وقت داری

‫پاسپورتت رو یادت نره برداری، ته کشوی پایینی ‫کمد سمت راستی اتاق خوابته

‫نه بابا؟

‫آره بابا

‫هنوزم نمیخوای بگی کجا داریم میریم؟ آروم باش بسپارش به دست زمان -

‫بیا از لحظه لذت ببریم

‫خــــب

‫- متشکر، خیلی ممنون ممنون -

‫رسیدیم

‫نه بابا، چـی میگی؟

‫- سلام سلام -

‫- سلام سلام -

‫و همینجا زبان فرانسه من دیگه ته میکشه حلش میکنیم، نگران نباش

‫من یه سر میرم دستشویی و میام

‫- چطوری داداش؟ خوبم، تو چطوری؟ - ‫- ممنون

‫تا حالا هیچ وقت همچین کاری نکردم

‫- داداش لطف خیلی بزرگی بهم میکنی، خیلی آقایی ‫- پس منتظر خبرتم

‫- باشه داداش میبینمت، بازم ممنون ‫- به سلامت

خب

‫اینا منوی انگلیسی ندارن؟ من هیچی متوجه نشدم

‫من غذا رو سفارش دادم، نگران نباش

‫کی؟

‫در ضمن گفته باشم من حلزون ملزون نمیخورم ها

‫دیوونه ای مگه؟ خوشمزه ترینه

‫پای قورباغه هم نمیخورم

‫باشه پس بلند شو بریم سنت دنیز

‫تو کوچه پس کوچههای اونجا به کبابی پیدا میکنم

‫تو مملکت اجنبی ... یه کباب آدانا بزنیم تو رگ

‫تو مملکت اجنبی؟ مسخره ام نکن دیگه

‫غذا رو هم آوردن

‫- تو نمیخوری؟ با هم میخوریم -

‫اونکارو که نمیخوای بکنی، نه؟

‫خانم ها و آقایون

‫ديشب ... جدی داشتی میگفتی وقتی گفتی فردا ازدواج میکنیم

‫چی گفتی؟ الان چی به مردم گفتی؟

‫خانم و آقایون

‫این خانمی که رو به روم نشسته رو خیلی دوست دارم

‫میخوام بهش پیشنهاد ازدواج بدم

‫و خیلی هیجان دارم

‫خیلی خوشحال میشم اگه کمک کنین

‫با من ازدواج میکنی؟

‫بله

‫نشنیدم

‫حتما باید داد بزنم تا بشنوی؟

‫بله

‫جواب مثبت داد

‫دلش خواست اینو بهت بده کاریش نمیشه کرد

‫میبینی تو رو خدا؟

‫اگه قبول نمیکردم چی؟

‫خب اون موقع هیچ کدوم از این اتفاق ها نمیافتاد

‫- دوستت دارم دوستت دارم -

‫نه بابا؟!

‫تو رسما دیوونه ای،ها میدونستی مگه نه؟

‫میدونم

‫مدد

‫فلج شده داداش تو بخش مراقبت های ویژه ست

‫شاید تا فردا زنده نمونه

‫ماشالله همه آدم هاش هم مسلح اومدن

‫خب باید چیکار کنیم مدد؟ ‫باید دعا کنیم عزرائیل بیاد جون ادریس رو بگیره؟

‫نمیتونیم خودمون بریم جونش رو بگیریم؟

‫داداش هر جور صلاح میدونی ولی ممکنه مشکل درست بشه

‫آره ممکنه مشکل درست بشه

‫پس چیکار کنیم؟

‫یکی دو روز دیگه هم به ادریس مهلت میدیم

‫بریم به جای اون تو محله دور بزنیم

‫حرکت کن

‫شب دیر نکنی ها باشه بابا، فعلا

‫- آماده کن، الان میام دو تا چایی لطفا -

‫ميبيني ... ادريس با اون همه عظمت از پا در اومد

‫تو بودی از پا در نمیومدی؟

‫اون همه زحمت کشید، بچه بزرگ کرد اونو به این سن رسوند ‫میگن قهرمان رو سوراخ سوراخ کردن

‫داداش ... داداش

‫داداش خوبی؟ ‫آمبولانس خبر کنین، آمبولانس

‫- بابا ‫- آمبولانس خبر کنین، آمبولانس

‫بابا، بابا، بابا بیدار شو داداش محی الدین، داداش محی الدین بابا

‫آمبولانس خبر کنین دیگه ‫بابا

‫بابا

‫بابااااا

‫اینجا چوکوره

‫هي

‫حرومزادهها فکر کردین اینجا صاحاب نداره؟ ‫بیا اینجا ببینم عوضی

‫بیا اینجا ببینم

‫هی مرتیکه

https://t.me/TurkiiSub ‫ارائه شده توسط ترکی ساب | turkiisub@gmail.com ‫برای خرید زیرنویس سریال های ترکی با ما درارتباط باشید

‫چیکار کنیم سلطان؟

‫شما برین پیش ادریس باشین

‫من یه فکری براش میکنم

‫چی شده؟

‫تو چحور آدمی هستی؟

‫یه آدم شاد و خوشبختم

‫نه، منظورم این نیست

‫ما چند روزه همدیگه رو میشناسیم؟

‫نمیدونم، چهار روز، پنج روزه

‫کدوم آدمی به کسی که تازه پنج روزه باهاش آشنا شده ‫پیشنهاد ازدواج میده؟

‫الان یه سوال هم به ذهن من رسید ‫کدوم آدمی پینهاد ازدواج کسی که تازه پنج روزه میشناستش رو قبول میکنه

‫در این مورد حق با توئه ‫مثل اینکه هر دومون یه کم دیوونه ایم

‫یه کم دیوونگی مشکلی نداره

‫هیچ وقت تنهام نمیذاری مگه نه؟

‫نه هیچ وقت تنهات نمیذارم

‫دوستت دارم مرد

‫دوستت دارم زن

‫یاماچ

‫یاماچ

‫یاماچ

‫مشترک مورد نظر در دسترس نمیباشد گوشی همراه خاموش میباشید یا از محدوده سرویس دهی خارج شده است

‫عشقم کجایی؟ هان؟ گوشیت هم خاموشه

‫باز چی تو سرته؟

‫مشترک مورد نظر در دسترس نمیباشد .... گوشی همراه

‫مشترک مورد نظر در دسترس نمیباشد گوشی همراه خاموش میباشید یا از محدوده سرویس دهی خارج شده است

‫تو سفارت کار میکنم یکی از دوست هام ازم خواهش کرد براتون جا رزرو کردم واقعا اون آقا رو نمیشناسم

‫شماره ای چیزی بهتون نداده؟

‫نه منم به اندازه شما ازشون خبر دارم

‫ممنون

‫"یک روز قبل"

‫زندگی عاشق شوخی های مسخره ست ‫با کسی که پنج روزه باهاش آشنا شدی ازدواج میکنی

‫فردا صبحش که از خواب بیدار میشی میبینی پیشت نیست

‫میبینی بدون اینکه حتی یه یادداشت برات گذاشته باشه ‫فلنگ رو بسته و رفته

تنها عشق زندگیت رو تو یه شهر غریب تک و تنها ول میکنی و میری ‫فقط برای اینکه آسیبی بهش نرسه

‫بزرگترین دعوای عمرت رو با بابات میکنی

‫اون دعوا تو رو تبدیل به اون آدمی میکنه ‫که همیشه میخواستی باشی

‫اون دعوا تو رو از خونواده ات دور میکنه

‫دقیقا وقتی که فکر میکنی هیچ وقت ‫مثل الان خوشحال ،نبودی برمیگردی به همون خونه ای که یه روزی میگفتی دیگه هیچ وقت برنمیگردم اینجا

‫پایان قسمت یک ارائه شده توسط ترکی ساب | turkiisub@gmail.com برای خرید زیرنویس سریال های ترکی با ما درارتباط باشید

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.