All language subtitles for Game of Thrones S02E06 Hindi Dub Bluray 720p Dual Audio ESub x264-KatmovieHD.Tv

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian Download
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German Download
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto Download
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

دوشنبه 18ام اردیبهشت ماه 1390 [ KING_Khazan ترجمه از ] من قلعتون رو گرفتم

تیون ؟ - الان باید پرنس تیون صدام کنی -

بلند شو باید لباس بپوشی -

من وینترفل رو گرفتم

گرفتمش, دارم تصرفش می کنم

من مردانم رو با طناب و قلاب بالای دیوار فرستادم

چرا ؟ - که قلعه رو تصرف کنم -

تو با راب رفتی - و اون من رو به پایک فرستاد -

من یک گریجوی هستم, نمی تونم هم برای راب و هم برای پدرم بجنگم -

هودور کجاست ؟ - نمی دونم -

اون عقب مونده رو پیدا کن

مردانم دارن مردمت رو توی حیاط جمع می کنن

چرا ؟

که من و تو بتونیم بریم پایین و بهشون بگیم که

که تو چطور وینترفل رو به من تسلیم کردی - من اینکار رو نمی کنم -

چرا می کنی

نمی کنم - من هیچ وقت تسلیم نمی شم

ما باهات می جنگیم و بیرونت می کنیم

قلعه مال منه

ولی این مردم هنوز مال تو هستن

تو تسلیم می شی تا ازشون محافظت کنی

تا زنده نگهشون داری

این کاریه که یک لرد خوب انجام می ده

مراقب حرفی که می خوای بزنی باش

. تیون

تو همیشه از ما بدت میومد ؟

من وینترفل رو به تیون تسلیم کردم

بلندتر

بگو پرنس تیون

من وینترفل رو تسلیم پرنس تیون کردم

همتون من رو می شناسین

آره, ما تو رو به عنوان کیسه ای که بوی گه می ده می شناسیمت

فارلین, ساکت باش

به لرد کوچولوت گوش کن فارلین

اون درکش بیشتر از توــه

همتون باید به فرمانش گوش کنین

پدرم تاج باستانی نمک و سنگ رو بر سرش گذاشته

و خودش رو به عنوان شاه جزیره ی آهنین خطاب کرده

و شمال رو هم با حق فتح کردن از آنِ خودش می دونه

شما همتون رعیت اون هستین

گور پدرش من به استارک ها خدمت می کنم

. . اگر فکر کردی می تونی شمال رو با این

. خفه شو

اگر با همون وفاداری به که لرد استارک خدمت کردی به من خدمت کنی

من بهتر از اون باهات رفتار می کنم

به من خیانت کن, تا آرزو کنی که ای کاش نمی کردی

استاد لووین فرستاده ای رو به پایک برسونین

و خبر پیروزیم به پدرم بدین

و یکی هم به تپه ی دیپوود برای خواهرم

بهش اطلاع بدین که باید 500 مرد رو با خودش به وینترفل بیاره

شما استاد این قلعه هستین

و قسم خوردین که به لرد وینترفل خدمت کنین, مگر نه ؟

بله

همون طور که الان برن اعلام کرد

من الان لرد وینترفل هستم

فرستاده ها رو بفرست

سرورم

سرور گریجوی

می بینم که بالاخره یاد گرفتی چطور بالادست خودت رو خطاب کنی

چی میخوای ؟

من به عنوان اسیر به اینجا اومدم

شما روزی که من اسیر شدم اینجا بودین

من خودم گرفتمت. . چطور ؟

اجازه بدین بهتون خدمت کنم

چطور بهم خدمت کنی ؟

من به جنگجو نیاز دارم نه نوکر و کلفت

راب استارک بود که من رو تو آشپزخونه گذاشت

دوباره یک نیزه به دست من بدین

که بتونی فروش کنی توی گردنم ؟

فکر کردی من احمقم ؟

بلند شو

برو کنار

چرا ؟

این رویای توــه لرد کوچک

اقیانوس اومده که اینجا رو ببلعه

نمی زارم من رو هم با خودش غرق کنه

. . و ظرف مدت چند روز - گریجوی -

چیکارش کردن ؟ -

این یکی رو تو مسیر برگشت از میدان تورن گرفتیم

قبل از این که شمشیرش رو بگیرم دونفرمون رو کشت

سر رودریک باعث ناراحتیمه که مثل دشمن باهم روبرو شدیم

این باعث ناراحتیمه که تو شرافتت کمتر از یه فاحشه است

تو زیر این سقف بزرگ شدی

این مردم, مردم تو هم هستن - اونا مردم من نیستن -

شاه راب تو رو به چشم برارد نگاه می کرد

برادران من مردن

اونا در جنگ با مردان استارک مردن, مردانی مثل تو

آره, اونا در جنگی مردن که پدر تو شروع کرد

لرد استارک تو رو بین فرزندان خودش بزرگ کرد

بین اونا, ولی نه مثل یکی از اونا

من اسیری بودم که از خونم من رو گرفته بودن

... اگر زنده بود که ببینه

. ولی نیست, مرده

. هفت اقلیم در جنگن

و وینترفل مال منه

به جای این که شمشیر رو در دست تو بزارم

باید در شکمت فرو می کردم

تو به این خاندان وفادارانه خدمت کردی پیرمرد

... ولی به حرف زدن ادامه بده تا من

به سلول ها ببرینش . . زندانیش کنین

, پرنس من

نمی تونین اجازه بدین بره . اون باید بهای کارش رو بپردازه

تو سلول زندانیش می کنم تا بپوسه

نه, اون باید بهای کارش رو با آهن بپردازه

تا زمانی که زندست بهت احترام نمی زارن

سر رودریک

من شما رو به مرگ محکوم می کنم

نه! توگفتی اگر تسلیم بشم هیچ صدمه ای بهشون نمی زنی

این پیر مرد نتونست دهنش رو ببنده

ازت خواهش می کنم که تصمیم عجولانه ای نگیری

اون در برابر مردانم بهم بی احترامی کرد

این تصمیم خودش بود نه من

اون زندش خیلی بیشتر برای تو ارزش داره

استارک ها بهاش رو می پردازن

خواهش می کنم, تیون

. به کاری که می کنی فکر کن

تو هم من رو پرنس تیون خطاب می کنی

یا نفر بعدی خودت خواهی بود

بیا

! نه

! نه ! تیون

خواهش می کنم

سر رودریک -

کسی که حکم مرگ رو صادر می کنه باید اجراش کنه

برن : التماست می کنم - بزدل

تمومش کن! همین الان تمومش کن

تو دیگه دستور نمی دی, لرد کوچک

خواهش می کنم جلوش رو بگیرین, خواهش می کنم آروم باش بچه جون -

دارم می رم پدرت رو ببینم

گفتی بهشون آسیبی نمی زنی

گفتی بهشون آسیبی نمی زنی, تیون خواهش می کنم

جرف آخری داری, پیر مرد ؟

خدا کمکت کنه, تیون گریجوی

. . حالا تو واقعا نابود شدی

گوست, پیش ما باش

گوست

اینم از حیوون دست آموزت

اون حیوون دست آموز نیست

راست می گی, نیست

موجود وحشی رو نمی شه رام کرد

به موجود وحشی هم نمی شه اعتماد کرد

گوست فرق می کنه - تو اینطور فکر می کنی -

موجودات وحشی قوانین خودشون رو دارن -

دلایل خودشون رو دارن

و تو هم هیچ وقت نمی شناسیشون

حالا این وحشی هایی که ما دنبالشونیم

روزها می خوابن و شب ها شکار می کنن

فکر کردم گفتی نمی شه موجودات وحشی رو شناخت

. گفتم تو نمی تونی بشناسی

یه غار خوب پیدا می کنن و تا وقتی که خورشید غروب کنه توش می مونن

و وقتی هوا تاریک شد به شکار می رن

ما هم می تونیم همین کار رو بکنیم - نه نمی تونیم -

این کشور اوناست

اونا می دونن کجا باید قدم بردارن و کجا نباید برن

من مردان خوبی رو از دست دادم که توی یک

شکاف عمیق افتادن که قبل از افتادن ندیده بودنش

پدرم همیشه می گه من اهل شمال هستم

شوخی نکردم - دور و برت رو نگاه کن پسر جون -

به نظرت اینجا شبیه خونست ؟

به محض این که احساس کنی اینجا رو می شناسی می کشتت

متوجه می شی ؟ -

نه, نمی فهمی

ما در جنگیم

همیشه در جنگ بودیم

هیچ وقت هم تموم نمی شه چون ما با دشمنی نمی جنگیم

ما داریم با شمال می جنگیم و قرار هم نیست جایی بره

نایت واچ هدیه ی بزرگی به تو داده

تو فقط یک چیز داری که در ازاش پرداخت کنی

زندگیت

من با خوشحالی جونم رو می دم

می خوام که به خاطر این کار خوشحال باشی

می خوام تا زمانی که قلبت از تپش بیافته

نفرین کنی و بجنگی

. . و این رو بدون پسر

مرگت برای کسانی که جنوب دیوارن یک هدیه است

هیچ وقت نمی فهمن چیکار کردی

هیچ وقت نمی فهمن چطور مردی

حتی اسم لعنتیت رو هم نمی دونن

ولی اونا زنده می مونن اون هم به خاطر یه حرومزاده ی

بی نام و نشون که جونش رو شمال دیوار برای اونا از دست داده

حالا منظورم رو متوجه می شی پسر ؟

آره

از اون چیزی هم که به نظر می رسه خنگ تری

اینا فقط یه سری حرفه پسر که

شبا ما رو گرم نگه داره

و بهمون این احساس رو بده که هدفی داریم

بیا

قبل از تاریکی شب باید اون آشغالا رو پیدا کنیم

و اونا هم مارو پیدا کنن

می تونی بخونی ؟ - سرورم ؟ -

می تونی بخونی ؟ -

این نامه با جزییات حرکت های پیاده نظام ما

قرار بوده برای لرد "دیمن" از خاندان ماربرند فرستاده بشه

ولی به لرد "مریلین" از خاندان دورمند فرستاده شده

. . عذر می خوام سرورم, حتما من

دختر, کتاب "تاریخ خاندان های کوچک و بزرگ" رو بیار

. . همونیه که روی

پیشخدمت من از تو بهتر بلده بخونه

خاندان دورمند به چه خاندانی متحد هستن ؟

. . سرورم, من

به استارک های وینترفل

که 20 هزار نفر لشگر و پسر من رو همراه خودشون دارن

من فکر کردم به درد کار بهتری از وحشی گری

. . با کارگرا می خوری

ولی معلومه بیش از حد روت حساب باز کردم

. . اگر یکبار دیگه زندگی پسر من رو در خطر بندازی

تنهامون بزار

کتاب رو برگردون سر جاش دختر

حالا که صحبتش شد شاید بهتر باشه نقشه ی بعدیمون رو تو طرح ریزی کنی

لرد پیتر بیلیش - هممم -

تنهامون بزارین

همش رو جمع کن

لرد تایوین - بیلیش -

شراب ؟ - ممنونم -

چه اخباری از پایتخت داری ؟ -

من از کمپ رنلی باراتیون مستقیما به اینجا اومدم

آه! رنلی شاه ِ درگذتشه

با سلطنت بسیار کوتاه

اینطور که شنیدم به دست یک زن به قتل رسید

اینطور می گن

صحبت از نیروهای دیگری هم هست

, نیروهای تاریکی

. بیا

مردان دوست دوست دارن وقتی نقشه هاشون

از هم پاشید شیاطین رو مقصر بدونن

من بر این باور که هرج و مرج فرصت هایی

رو به همراه داره که بسیار با ارزشن

یه جوری می گی انگار اولین کسی هستی که این موضوع به فکرش رسیده

بله! بحران یک فرصته

چه نظرات هوشمندانه ی دیگه ای امروز برام آوردی ؟

بعد از لنیسترها و استارک ها

تیرل ها بزرگترین سپاه رو فرمانروایی می کنن

زمین هاشون حاصل خیز ترین زمین ها در هفت اقلیمن

که اسب ها و سربازاشون رو تغذیه می کنه - بله, بله, بله -

تیرل ها هنوز اعلام پشتیبانی از هیچکدوم از شاه ها نکردن

لوراس می خواد انتقام بگیره, و به این خاطر استنیس رو مقصر می دونه

. . و مارگری

. می خواد که ملکه باشه

بله. . همینطوره

خاندان تیرل بر علیه تاج و تخت شورش کردن

در برابر نوه ی من - در برابر نوه ی من -

و شاید باید به خاطر این خیانت مجازات بشن

, یک روز

بعد از اینکه راب استارک و استنیس شکست خوردن

باز هم شراب بریز برای لرد بیلیش

, اگر به من اجازه بدین که شرایط خانوادتون رو بهشون برسونم

. . باور دارم که یک توافق سودمند

سپاه تیرل به های گاردن برگشتن ؟

بله

عذر می خوام سرورم

. . فقط شرابه

خودت به اونجا می ری ؟

امشب, بعد از رفتن شما

جوابم رو تا شب بهت می دم

کافیه دختر

دیگه چی ؟

به دستور پسرتون تیریون من با

, کتلین استارک ملاقات کردم

چرا ؟

پسرتون پیشنهاد خوبی برای کتلین در مورد

دخترانش داشت همم -

دختره - یک وحشی -

. می تونم ازش بازجویی کنیم

می تونیم

ولی جواب نمی ده

من وحشی ای دیدم که به جای حرف زدن زبون خودش رو گاز گرفته و کنده

اسمت چیه ؟ - ایگرت -

وقتی گرفتیش می خواست این تبر رو برداره

یه نیمچه شانس بهش بده تا تبر رو توی صورتت فرو کنه

من اسمم رو بهت گفتم

من جان اسنو هستم

باید اونهایی که کشتین رو بسوزونین

واسه این کار آتش بزرگی نیاز داریم

بگو ببینم, ایگرت

چرا می خوای که آتش بزرگ درست کنیم ؟

دوستای دیگتون هم این اطرافن ؟

بسوزونیدشون, وگرنه دوباره به شمشیرتون نیاز پیدا می کنین

این پسرمون که اینجاست تاحالا یه مرده رو کشته

اگر مجبور بشه دوباره این کارو می کنه

بعد از اون گذرگاه چی منتظرمونه ؟

مردم آزاد - چند نفر ؟ -

صدها هزار تا

بیشتر از چیزی که تاحالا دیدی کلاغ

چرا به کوه اومدین ؟

چی توی این منطقه ی یخ زده هست که شاهتون بهش علاقه داره ؟

می خواین به سمت دیوار لشگرکشی کنین ؟

می دونی من کیم, دختر ؟

, راستش رو بهم بگو

, اگر مردم شما من رو بگیرن

من رو زندانی می کنن ؟

, سرت رو از تنت جدا می کنن

تازه اگر باهات مهربون باشن

اگر نه, آروم آروم می کشنت

ما به اندازه ی این غذا نداریم

نمی تونیم یه نفر رو هدر بدیم برای مراقبتش

نمی تونیم هم بزاریم بره, ارتش منس ریدر رو باخودش میاره به سمتمون

کاریه که باید انجام بدیم

می خوای من انجامش بدم ؟ - نه -

نه, من انجامش می دم

بیاین برادران

می سپریمش به دست خودش

بالای کوه می بینیمت

خیلی طولش نده

الان تو کشور ایناییم

تاحالا یه زن رو نکشتی, مگه نه ؟

, لازم نیست این کارو بکنی

منس قبولت می کنه, می دونم که قبول می کنه

راه های مخفی ای هست که کلاغا به هیچ وجه

نمی تونن ما رو بگیرن

من هم مثل اونا کلاغم

. . بعد من رو

می سوزونی ؟. .

نمی تونم

شاید کسی دودش رو ببینه

محکم و دقیق ضربه بزن

, جان اسنو

وگرنه برمیگردم و می کشمت

, سرده

, ادامه بده

سریع تمومش کن

بزن

, بزن حرومزاده

, تو نمی تونی من رو بکشی جفتمون این رو می دونیم

خورشید داره غروب می کنه جان اسنو

و دوستات هم این نزدیکیا نیستن

من پیداشون می کنم

. صداشون کن, زود باش

بلند صداشون بزن

باشد که هفت راهنمای پرنسس در سفرش باشند

باشد که مادر به اون سلامتی بخشد

باشد که پیرزن به اون بینش بخشد

باشد که جنگنده به اون شهامت بخشد

آرزو می کنم یک روز کسی رو دوست داشته باشی

, آروز می کنم انقدر دوستش داشته باشی

که وقتی چشمات رو می بندی صورتش رو ببینی

میخوام همچین اتفاقی برات بیافته

می خوام بدونی واقعا چه احساسی داره که یک نفر رو دوست داشته باشی

و واقعا دوست داشته باشی

قبل از اینکه ازت بگیرمش

مثل بچه گربه ای می مونه که برای مادرش گیه می کنه

. پرنس ها گریه نمی کنن

. مـن گـریـه ی تـو رو دیـدم - چیزی گفتین بانوی من ؟ -

وقتی من وینترفل رو ترک می کردم برادر کوچکم گریه می کرد

خب ؟

به نظر میاد طبیعی باشه

برادر کوچولت پرنسه ؟

. نه

پس هیچ ربطی نداره, مگه نه ؟

. بیا, سگ

سلام بر جافری

سلام بر جافری

نعمت هفت خداوند بر تو باد اعلیحضرت

قاتل, حرومزاده

همه بر شاه درود بفرستین

اون شاه نیست! حرومزادست

خواهش می کنم اعلیحضرت, ما گرسنه ایم

پرنس رو به قلعه برگردونین

بله سرورم بیا, سریع

خواهش می کنم اعلیحضرت مقداری غذا بهمون بدین

نان, سرورم خواهش می کنم

کی این رو پرت کرد ؟

مردی که این رو پرت کرد رو می خوام

کسی که پرتش کرد رو پیدا کنین و بیارینش پیش من

صبر کنین - نگهشون دارین -

بکشینشون - همشون رو بکشین -

حرکت کنین, حرکت کنین - برگردین -

تکه تکش کنین -

چیکار می خوام این مردم رو اعدام کنین -

اونا هم می خوان همین کارو با تو بکنن

سانسا کجاست ؟ -

از طرف در

! بیاین

از شاه محافظت کنین

برگردین - برگردین به عقب -

حرکت کنین - به سمت دروازه -

!بیاین تو! بیاین تو - مراقبش باشین -

حرومزاده -

مراقب باشین, نگهشون دارین - بیاین -

خیانتکارا

سرهمشون رو می برم

اوه! احمق کور ِ لعنتی

تو نمی تونی به من توهین کنی

ما هم شاه های شرور داشتیم و هم شاه های احمق

ولی فکر نمی کنم تابحال به خاطر یک شاه احمق

. و شرور نفرین شده باشیم

. . تو نمی تونی - می تونم و می گم -

اونا بهم حمله کردن

مدفوع گاو به سمتت پرت کردن و تو تصمیم گرفتی همشون رو بکشی ؟

!!دارن گرسنگی می کشن احمق

همش هم به خاطر جنگی که تو راه انداختی

تو داری با شاه صحبت می کنی

. و حالا هم من شاه رو کتک زدم

دستم از بازوم جدا شد ؟

این دختر استارک کجاست ؟

بزارین برش دارن

اگر بمیره دیگه عمو جیمیت رو نمی بینی

فکر کنم بدونی که یه مقدار بهش مدیونی

کجا می ری ؟ -

تا حالا گاییدنت دختر کوچولو ؟ -

. بیا اینجا

چندتا مرد رو بردارین و برین دختر استارک رو پیدا کنین

من فقط از شاه دستور می گیرم

از این طرف

خواهش می کنم

نه, نه

خواهش می کنم

در امانی, پرنده ی کوچولو

. در امانی

صدمه دیدین بانوی من ؟

, پرنده ی کوچولو زخمی شده

, یه نفر برش گردونه به اتاقش

و به زخمش رسیدگی کنه

کارت خوب بود, کلیگان

. واسه تو این کارو نکردم

نباید من رو منتظر بزاره

شاه ادویه, دومین مرد ثروتمند توی کارثه

اون همرو منتظر می زاره

, البته اگر با ثروتمندترین مرد کارث ازدواج می کردین

می تونستین از این وضع جلوگیری کنین

. من شوهر دارم

کال دروگو مرده کالیسی

تو جوون تر از اونی هستی که برای همیشه بیوه بمونی

!! و همینطور بسیار زیبا

و تو هم باهوش تر از اونی هستی که

. فکر کنی من تسلیم چاپلوسی ها می شم

من تو زندگیم سفر خیلی درازی رو اومدم

و با زنان بسیاری آشنا شدم

ولی هیچکدومشون در برابر چاپلوسی ها مقاومت نکردن

مادر اژدها - آه -

تشریف آوردن

من رو ببخشین, دیشب رویای بسیاری بدی داشتم

بسیار وحشتناک

تا زمانی که خورشید شروع به درخشیدن کرد

و آواز پرنده ها رو شنیدم نتونستم بخوابم

حالا که گرد بیابان قرمز ازتون پاک شده ببینین

!! چقدر زیبا هستین

به خاطر تمام ناراحتی هایی که پیش اومد براتون متاسفم

, موی نقره ای یک تارگرین واقعی

زارو زوان دوکساس, ایشون برای کارگر کشتی درجه یافته ای

. مثل تو بیش از حد دوست داشتنی هستن

کاملا درسته, و اینطور که میگن پدر بزرگ شما

که پشت چرخ دستی فلفل می فروخت

. با زنی با درجه ی خیلی بالاتر و زیباتر از خودش ازدواج کرد

هر زن زنده ای از

. پدر بزرگ من درجش بالاتر بود

خدمتکاران من چیزی برای خوردن و آشامیدن بهتون ندادن ؟

باید بدم توی میدان شلاقشون بزنن

ممنونم سرورم شما میزبان سخاوتمندی هستین

ولی پیشخدمتی وجود نداره که بتونه چیزی که من می خوام رو برام بیاره

اوه, ایشون استعدادی در سخنان نمایشی دارن

خب, پرنسس کوچک من چه چیزی می خواین ؟

, اونچه از تولد حق من بوده

هفت اقلیم ِ وستروس

متاسفانه در این مورد با یک خدمتکار هیچ فرقی ندارم

چیزی که ندارم رو نمی تونم به شما بدم

من از شما هفت اقلیم رو نمی خوام

از شما کشتی می خوام

من باید از دریای باریک رد بشم

من به کشتی هام نیاز دارم

آخه ازشون استفاده می کنم

تا باهاشون از یک بندرگاه به بندرگاه دیگه ادویه ببرم

, هر کاری که برای من انجام بدین

وقتی تخت آهنین رو دوباره بگیرم, سه برابر براتون جبران می کنم

دوباره بگیرین ؟

قبلا روی تخت آهنین نشستین ؟

پدرم قبل از این که کشته بشه روی تخت آهنین نشسته بود

ولی شما که خودتون روش نشستین ؟

بهتر نیست که بگیم "گرفتن" تخت آهنین ؟

من اینجا نیومدم که در مورد قواعد زبان بحث کنم

. البته که نه اومدین که کشتی های من رو بگیرین

, پس اجازه بدین موقعیت خودم رو براتون توضیح بدم

پرنسس کوچک

برخلاف شما من اجداد بلند مرتبه ای ندارم

من زندگیم رو از طریق تجارت می گذرونم

و در مورد هر تجارتی بر اساس منفعتش قضاوت می کنم

شما کشتی می خواین

می گین که سه برابرش رو برام جبران می کنین

من به قصد و یا صداقت شما شکی ندارم

ولی قبل از این که دینتون رو ادا کنین

بایستی هفت اقلیم رو تصاحب کنین

لشگری دارین ؟ - هنوز نه -

ارتشی ندارین

متحدان قدرتمندی در وستروس دارین ؟

خیلی ها هستن که از ادعای تاج و تخت من حمایت می کنن

آخرین بار کی اونجا بودین ؟

وقتی نوزاد بودم اونجا رو ترک کردیم

پس در واقع هیچ متحدی ندارین

وقتی من برگردم, مردم قیام می کنن و

برای ملکه ی حقیقیشون می جنگن

. آه

عذر می خوام پرنسس کوچک

ولی من نمی تونم بر اساس آرزو و رویا سرمایه گذاری کنم

حالا اگر من رو ببخشین

شما ایلیریو موپاتیس استاد ِ پنتوس رو می شناسین ؟

. بله ملاقات کردیم, مرد زیرکی بود

برای هدیه ی ازدواج به من سه تخم اژدهای خشک شده داد

. . اون باور داشت . . دنیا باور داشتن

که سالیان دراز اونها رو به سنگ تبدیل کردن

چند دهه از زمانی که اژدهاها در آسمون پرواز کردن می گذره ؟

ولی من بارو کردم که اگر اون تخم ها رو با خودم به داخل

آتش عظیمی ببرم اونها باز می شن

وقتی من به داخل آتش رفتم مردمم فکر کردن که من دیوانه شدم

ولی وقتی آتش سوخت

من هیچ صدمه ای ندیدم

مادر ِ اژدها

متوجه هستین ؟

. من یک زن معمولی نیستم

رویاهای من به حقیقت می پیوندن

من اشتیاق شما رو تحسین می کنم

ولی در این حرفه من به منطق اعتماد می کنم, نه اشتیاق

عذر می خوام پرنسس کوچک

من پرنسس کوچک تو نیستم

من داینریس طوفان زاد از خون والیریای کهن هستم

و چیزی که از آنِ من هست رو با آتش و خون

. پس می گیرم

بله بانوی من, ولی نه با کشتی های من

کی بهت خوندن رو یاد داد ؟

پردم, سرورم

هممم

من به پسرم جیمی یاد دادم که بخونه

, استاد یک روز پیش من اومد

, و گفت که اون بلد نیست بخونه

نمی تونست معنی لغات رو بفهمه

فقط تو ذهنش به خاطر سپرده بودشون

استاد گفت که اون از این کار رنج می بره

واینکه ما باید این قضیه رو قبول کنیم

بعد از اون جیمی رو روزی چهار ساعت

. نشوندم تا روزی که یاد گرفت

مدتی به این خاطر از من بدش میومد

مدت خیلی طولانی

ولی بالاخره یاد گرفت

پدرت کجاست ؟ زندست ؟

کی بود ؟

سنگ تراش بود

سنگ تراشی که خوندن بلد بوده ؟

همم - خودش یاد گرفته بود -

مردی بوده برای خودش

به چه دلیل مرد ؟

وفاداری

کوچولو و زیرکی, مگه نه ؟

... شما

عذرمی خوام سرورم, من نباید سوال بپرسم

... نه

. . ولی شروع کردی

پدرتون رو می شناختین سرورم ؟

بله

باهاش بزرگ شدم

پیر شدنش رو دیدم

عاشق ما بود

مرد خوبی بود

, ولی ضعیف بود

. مرد ضعیفی که کم مونده بود خاندان و اسممون رو نابود کنه

. من سردمه

چوب بیشتری برای آتش میارم سرورم

کجا میری دختر ؟

به اسلحه خانه سرورم

چرا ؟

لرد تایوین من رو فرستادن

این چیه ؟

لرد تایوین بهم دادنش

برای چی ؟

تا ببرمش اسلحه خونه

چرا باید همچین کاری بکنه ؟

بیا بریم ازش بپرسیم

حرکت کن

از سر راهم برو کنار

ایموری لورچ

دختر اسم شخص دوم رو آورد

مرد کاری که باید رو انجام می ده

! الان

دختر نمی تونه به این مرد بگه که چه موقع باید کار رو انجام بده

این مرد نمی تونه کاری رو زودتر از موعدش انجام بده

. ولی داره می ره به تایوین بگه داره می رسه

باید همین الان این کارو بکنی

!!نگهبان

اعلیحضرت - اعلیحضرت -

باعث افتخارمه اعلیحضرت

اعلیحضرت

اعلیحضرت - کوینت -

بانو تالیسا

اعلیحضرت

فکر نکنم بانو باشم

رسم و رسومات وستروسی هنوز برام بیگانه هستن

سخته که همه ی قوانین رو رعایت کرد

ولی اگر درسهام رو به خاطر داشته باشم

زنی که از طبقه ی اشرافی متولد شده باشه همیشه بانو صدا زده می شه

مگر اینکه ملکه یا پرنسس باشه

فکر کنم کسی رو بتونم پیدا کنم که دقیق بدونه

از کجا مطمینی که من اشراف زاده ام ؟

. چون واضحه

اگر بهت بگم پدرم روی پل طویل بند کفش می فروخته چطور ؟

و مادرم, برادرم و من به همراهش بالای مغازمون زندگی می کردیم ؟

من هم بهت می گم دروغگو

خیلی شرافتمندانه نیست که یک بانو رو متهم به عدم صداقت کنین

همیشه فکر می کردم دروغگوی خوبی هستم

. . فکر کنم بهتر از قطع عضو باشه

چای قشنگیه

خیلی اینجا می مونیم ؟

نمی تونم در مورد حرکت لشگر با شما صحبت کنم

من جاسوس نیستم

. و البته هر جاسوسی منکر ِ جاسوس بودنش میشه

حق با شماست مچم رو گرفتین

من دارم نامه ای برای لنیسترها می نویسم با عنوان

"گرگ جوان در حرکت"

. . شاید شما بخواین بهم ملحق بشین

. . اگر وقت دارین . . البته خب برای

راب

مادر

مادر ایشون بانو تالیسا هستن

از زخمی ها مراقبت می کردن

. . اینشون خیلی کمک کردن

بانو تالیسا

بانو استارک

بانو تالیسا از خاندان ؟

ماگیر - ماگیر ؟ -

عذر می خوام این اسم رو نمی شناسم

این جا اسم مرسومی نیست در ولانتیس اسمی قدیمیه

عذر میخوام بانوی من اعلیحضرت

دلم برات تنگ شده بود

. . آره, کاملا درمانده به نظر می رسیدی

قافل گیرم کردی. . فقط همین

فکر نمی کردم امروز ببینمت

ای کاش آزاد بودی تا بتونی از قلبت پیروی کنی

. می دونم

تو مسوولیت های پدرت رو به ارث بردی

و متاسفانه این مسوولیت ها برات قیمتی دارن

می دونم - تو رو به کس دیگه ای قول دادیم -

دینی که بایستی ادا بشه

فراموش نکردم - اعلیحضرت -

بانوی من خبری از وینترفل دارم

برادرانت رهات کردن ؟

می تونم بهت بگم از کدوم سمت باید بریم

همین جا می مونیم

تاریک تر از اونیه که بیشتر جلو بریم

اینجا ؟ اینجا که سرپناهی نیست

هیچ جا سرپناهی نیست

هست! اگر بدونی کجا دنبالش باشی

سرما می تونه جفتمون رو بکشه

. . اگر آتش روشن کنی - آتش نه -

. . ولی آتش می تونه - آتش نه -

هرطور تو بگی

اگر نزدیک هم باشیم گرم تر می مونیم

شرط می بندم قبل از من یخ می زنی

سر جونت شرط می بندم

فکر می کنی اونا بیرون دنبالتن ؟

آره - فکر میکنی پیدات می کنن ؟ -

آره

تو شجاعی

, احمق

ولی شجاع

با طلوع آفتاب راه میافتیم, کمی استراحت کن

تکون نخور

فقط دارم سعی می کنم راحت باشم

تمومش کن

هنوز داری حرکت می کنی - واقعا ؟ -

ایندفعه متوجه نشدم

این نمی تونه واقعیت داشته باشه

پیغام رسانی از "وایت هاربور" برامون اومده

"همینطور "بروتون" و "ددفورت

متاسفانه حقیقت داره

چرا ؟ . . چرا تیون

چون گریجوی ها فاحشه های خیانت کارن

برادرام ؟ - هیچی ازشون نشنیدیم -

ولی رودریک کسل مرده -

بهت گفتم که هیچ وقت به یک گریجوی اعتماد نکن

باید فورا به شمال برم

هنوز جنگی دارین که باید درش پیروز بشین اعلیحضرت

چطور می تونم خودم رو شاه بدونم وقتی قلعه ی خودم رو نمی تونم نگه دارم

. . چطور می تونم از مردان بخوام دنباله رو من باشن وقتی

. تو شاه هستی

و این یعنی اینکه مجبور نیستی همه کاری رو خودت انجام بدی

بزار من برم و با تیون صحبت کنم

. صحبتی نمونده به خاطر این کارش می میره

تیون قلعه رو با خدمه ی کشتی گرفته

بزار من به حرومزادم در "ددفورت" خبر بدم

می تونه چند صد نفر مرد رو برداره و وینترفل رو پس بگیره

ما لنیسترها رو در برابرمون داریم

, اگر این همه راه رو تا شمال لشگر کشی کنین چیزی که به دست آوردین رو ازدست می دین

باعث افتخار پسرمه که سر تیون گریجوی رو براتون بیاره

به پسرتون بگین سلامتی برن و ریکون ارجحیت داره

و تیون, می خوام که زنده برای من بیارنش

می خوام تو چشماش نگاه کنم و ازش بپرسم چرا ؟

و بعدش خودم سرش رو از تنش جدا کنم

چرا باید حرف وحشی ای مثل تو رو باور کنم ؟

من دروغگو نیستم

همه ی وحشی ها, دروغگو و بی رحمن

و به هیچ چیز و هیچ کس هم وفاداری ندارن

من کاری که باید می کردم رو برای زنده موندن کردم

من هم به اندازه ی شما از استارک ها متنفرم

اجازه بدین بهتون خدمت کنم سرورم

چطور ؟ و نگو که یه نیزه بزارم توی دستت

راه های دیگه ای هم برای خدمت کردن هست سرورم

. . من الان پرنس هستم, و تو هم بهتره که

راه های دیگه ای هم برای خدمت کردن هست پرنس من

مثل چی ؟

ما مردمان آزاد, کارهایی بلدیم

کارهایی بلدین ؟

مثلا چی ؟

چطوری خاک بخورین ؟

چیزهای دیگه

کارهای وحشیانه

بیرون منتظر باش

همیشه دوست داشتم بدونم چی اون زیره

قیمتی داره

من نمی کشمت, این هم قیمتش

اون رو که همین الان هم دارم

پس به غیر از زندگی بی ارزشت

چی می خوای ؟

چیزی که تمام انسان های آزاد می خوان

. آزادیم رو

. خب, بهت داده می شه

. ولی به شرطی که خوب بهم خدمت کنی

خیلی عیق نیست - فکر کردم می خوان من رو بکشن -

اونها هم همین قصد رو داشتن

از من متنفر بود! مردی که کتکم زد

تو چشاش دیدم, از من متنفر بود

ولی من رو تابحال ندیده بود

ولی می خواست که بهم آسیب بزنه

البته که همینطوره - . . چرا ؟ چرا یه غریبه بخواد -

تو تمام چیزی هستی که اون هیچ وقت نمی تونه داشته باشه

اسب تو بهتر از بچه های اون غذا می خوره

دیگه مهم نیست اون مرده

اگر می تونستم بهشون نون می دادم

من بیشتر از اونا از شاه بدم میاد

این حرفا رو نزن

. . اگر کسی که نباید صدات رو بشنوه

. . ولی تو اون کس نیستی

. به هیچ کس اعتماد نکن

. زندگیت اینجوری در امانه

کجا می ری ؟

من چیزی برای شما از طرف پرنس تیون دارم

چی ؟ - خودم رو -

. می گه که باید دور بگردم

و شما ها رو گرم نگه دارم

شاه ادویه من رو رد می کنه چون سرمایه گذاری خوبی نیستم

شاه چرم ازم حمایت نمی کنه

به خاطر داد و ستدش با لنیسترها

چرا به بهترین مشتریش توهین کنه ؟

و شاه مسگر هم بهم یک کشتی پیشنهاد می ده

به شرطی که یک شب در کنارش بخوابم

فکر کرده من خودم رو برای یک کشتی به فاحشگی می زنم

وقتی به این شهر اومدم, هیچی نداشتم

واقعا هیچی نداشتم

کنار عرشه ی کشتی می خوابیدم

و هروقت کار برای بار زدن کشتی پیدا می کردم غذا می خوردم

در غیر اینصورت, خواب غذا رو می دیدم

امروز من ثروتمندترین مرد در کارث هستم

فکر کردی مسیر تنگدستی تا ثروت همیشه

تمیز و شرافتمندانست ؟

من کارهای بسیاری کردم کالیسی

که یک مرد عادل اون رو محکوم می کنه

و حالا به اینجا رسیدم, و هیچ پشیمانی ای ندارم

دروازه ها رو ببندین زنگ ها رو به صدا دربیارین

آروم کالیسی

کجان ؟

اژدهاهای من کجان ؟

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.