Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
... آنچه در "فلش" گذشت
ما دختری داریم که قوانین فیزیک رو تغییر داده
تا با پدر و مادرش باشه
ذوب شو - ... کیلرفراست -
از بین رفته
فقط وقتی به مادرت نیاز پیدا میکنی
که توی دردسرافتاده باشی
گواهی فوت پدرم
پزشکی که امضاش کرده
وجود خارجی نداره
حالا فهمیدم چرا نمیخواد از باباش جدا بشه
و اصلاً دلش نمیخواد با من باشه
من سرعتم رو از دست دادم
شبیه صدای یک حشرهست
مثل یک سیکادا
سیکادا کیه؟
وقتی بچه بودم
یک قسمت از موزه فلش
همیشه باعث ترسم میشد
گمونم عادیه که بچهها
از هیولاها بترسن
ولی این یکی فرق داشت
هیچکس نمیدونه از کجا اومده
قدرتهاش رو چطور کسب کرده
یا کی هست
تنها چیزی که ازش میدونیم، لقبشـه
و آخرین صدایی که قربانیش میشنوه
ولی این دلیل ترسناک بودنش نیست
... چیزی که اون رو ترسناک میکنه
اینه که هیچوقت نمیتونین بگیرینش
مترجمین : کیانوش جهانگیری و سروش Kianoosh_93 & Soroush ABG
هیچوقت نمیگیریمش؟
سوپرگرل، افسانهها
حتی لیگ عدالت تلاششون رو کردن ولی هیچکس موفق نشد
شاید چون با اون خنجر لعنتیش
قدرت همه رو از کار میندازه
ولی قدرت همه ابرقهرمانها که فراانسانی نیست
... مثلاً - گرین ارو؟ -
... آره، اون هم یک بار سعی کرد، ولی
پس با قاتل ناشناس فراانسانها سر و کار داریم
عالی بود
دیگه چی ازش میدونی؟
... فقط این که
زود اومده
منظورت چیه؟
توی زمان من، اولین قربانی سیکادا
یک فراانسان به نام فلوید بلکین بود
و هیچوقت گریدلاک یا بلوک رو نکشت
قربانیهاش عوض شدن
چون سیرزمان عوض شده
و حالا هر دوی اونها
به خاطر من، کشته شدن
خب، مشخص نیست تاثیر این تغییرات
تا چه حدی بوده
یا نورا به چه آیندهای برمیگرده
باید هرچه سریعتر بگیریمش
یعنی کسی رو بگیریم که در آینده نتونستیم؟
آره، من رو باش فکر میکردم شکست دادن تینکر کار سختیه
بچهها، جو داره تماس میگیره نیروهای پلیس در مرکز شهر به کمک نیاز دارن
باشه، من میرم - نه، من میرم -
مطمئنی؟ - آره، ردیفه -
شما بمونین اینجا و مشکل اون
قاتل سریالی رو حل کنین
خب، بچهها ما از پسش برمیایم
چندتا صحنه جرم رو بررسی میکنیم
با شاهدها صحبت میکنیم ببینیم وجه مشترکی
بین گریدلاک و بلوک بوده یا نه
من یک نقشه دارم
به همین سرعت نقشه کشیدی؟
میدونم چطور درستش کنیم
هیچکس فکری به سرش نزنه
این اسلحه خورشیدیه و هیچ رد کربنی به جا نمیذاره
یک هفته زیر آفتاب شارژش کردم
پر از اشعه، یو، وی، بی و سیه
از سرجاتون تکون نخورین
هی، هی
بهت که گفتم خودم کسیه آوردم
ببخشید - باشه، قبول میکنم -
سبزیها رو فراموش نکنی
این دیگه چیه؟
شهروان عزیز، نترسین
مرد الناگیت اینجاست
چرا حس میکنم روی چیز
اشتباهی تمرکز کردین؟
من جونتون رو نجات دادم
... خب، اگه میخواین
لطفاً چیزی پست نکنین
دیدم پست کردی
نقشهت اینه با هر ولز تماس بگیریم؟
آره
میدونم در آینده شما از ولز نمیخواین
کمکتون کنه سیکادا رو دستگیر کنین
... پس اگه میخوای نتیجه فرق کنه
یک کار جدید امتحان کنم
فکر خوبیه
نخیر - چی؟ -
فکر خیلی بدیه اگه دنبال همکار میگردین
به من اعتماد کن ولز آدم مناسبی نیست
یک احمق به تمام معناست
خیلی زیاده روی کردی، سیسکو
ببخشید، بد صحبت کردم؟ - آره -
خب، زنگ بزنین
ببینین چطور با نیش و کنایه صحبت میکنه
باشه
فلش
صبر کن ببینم
من عاشق فلشم - چی؟ -
تو بری آلن هستی، درسته؟ که با زوم مبارزه کردی، زوم
و قوانین فیزیک و جاذبه و تغییر دادی
همیشه خوشتیپ و خوش قیافه
ممنون
فلش کوچیک. بچه فلش
مشخصاً تو هم اخلاقت به بابات رفته
و زیبایی و هوشت به مادرت
اوه، خدای من، بسه - ممنون، هر ولز -
نه، نیازی هب تشکر نیست
گولش رو نخورین
معلومه داره فیلم بازی میکنه
یک شارلاتان واقعیه
تو به من صدمه زدی از پشت بهم چاقو زدی
این حتماً سیسکوئه
میشناسیم - هی، بیادبی نکن -
خیلیخب، من متاسفم
ما به کمکت برای گرفتن
یک قاتل زنجیرهای فراانسانها نیاز داریم
آره، یک چیزهایی در مورد این سیکادا شنیدم
از طریق پیامی که فلش جوان فرستاد
متاسفانه، من خیلی سرم شلوغه
و در حال حاضر نمیتونم کمکتون کنم
نمیتونی؟ - نه -
ولی یک کار بهتر کردم
و با کسی تماس گرفتم که میتونه کمک کنه
اون یک افسانهست
بهترین کاراگاه تمام مولتیورس
مختصات مکانیش رو آوردم
اگه میخواین نگاه کنین - باشه -
آره، میبینینش؟ - پیداش کردم -
خوبه - سیسکو -
سیسکو چی؟ میخوای بیارمش اینجا؟
آره - میبینی که دستم زخمیه -
یک کم درد میکنه - ببخشید -
چرا از روش قدیمی نیاریمش اینجا؟
داداش دستت درد نکنه واقعاً لطف کردی
باعث افتخار منه که به فلش
و فلش جوان و آیریس فلش کمک کنم
خداحافظ فلش جوان
خداحافظ هر ولز
مرد خوبیه
چی داری میگی؟
حرف نداره - ... نه -
اصلاً میدونی چیه؟
دستگاه رو روشن کنیم
و این آقای کاراگاه رو بیاریم اینجا
... خب
فکر میکردم زمین شما سردتر باشه
هریسون شرلوک ولز
در خدمت شما هستم
اومدم قاتلتون رو بکشم
بری، اون داره چه کار میکنه؟
نمیدونم. شاید یک جور
وسایل تحلیل باشه - بفرمایید -
... بذارین کارش
خودشه
حالا میتونیم شروع کنیم
چای؟ - درسته -
بیست دقیقهست داریم نگاهت میکنیم
قابلی نداشت
برای رسیدن به نتیجه عالی نباید عجله کرد - داریم وقتمون رو هدر میدیم -
ممنون که تشریف آوردین جناب کامبربچ [بازیگر نقش شرلوک هلمز]
مطمئنم اگه من برم خوشحال میشی، مگه نه؟
زمان بیشتری برای حل کردن شکست عشقی اخیرت خواهی داشت
چی داری میگی؟
کبودی زیر چشم
که نشون میده زیاد گریه میکنی
پوست خشک، که نشون میده آب بدنت کم شده
احتمالاً به خاطر مصرف الکل
مشروب و گریه فقط یک معنی میده
ولت کردن
اشتباه کردی، کاراگاه
ولم نکرده - جدی؟ -
یک تصمیم مشترک بود، خب؟
من و سینتیا مثل یک تیم اون تصمیم رو گرفتیم
البته
اصلاً هم گریه نکردم
اصلاً یادم نمیاد آخرین بار که گریه کردم کِی بوده
ببخشید
حدس میزنم تو باید تندرو اینجا باشی
... چطور فهمیدی - کی ترجیح میده -
با پاشنه پای راست بایسته؟
از زدگی روی کفشهات مشخصه
متقارن نیست. یادگاری که از پدرت
به ارث بردی. گرچه که
رفتارت بیشتر به مادرت رفته
که از وقتی اومدم اینجا
داره به شونه چپش دست میزنه
ببخشید؟
من چیزی رو مخفی نمیکنم
اوه، نه، نه، نه اتفاقاً میکنی، ولی چی؟
... جوری بهش دست میزنی، انگار
قبلاً چیزی اونجا بوده، ولی بعدش میره
چیزی که پاک شده. یک تتو، درسته؟
آره، احتمالاً از یک عشق سابق؟
خب، میدونی چیه؟
فکر میکنم آقای شرلوک خودش رو ثابت کرده
و بهتره بریم سراغ پیدا کردن سیکادا
عالیه. بریم سیکادا رو پیدا کنیم
ولی قبل از هر چیز در مورد دستمزد من صحبت کنیم
ازمون پول میگیری؟
به هر حال مجانی که نمیشه
برای ثوابش که کار نمیکنم
مشخصه این خانم جوان میخواد
برای یک پرونده دیگه استخدامم کنه
دیدم که به کیفت نگاه کردی
و خوشحال میشم توی حل اون موضوع کمک کنم
ولی قبل از هر چیز فکر میکنم همه موافق باشیم
شروری در حد و اندازه سیکادا
دستمزد قابل توجهای هم میخواد
آره
حتی توی زمان ما هم این خیلی پوله
هزینه من زیاده ولی ارزشش رو دارم
نظرت چیه؟
میتونیم بخشی از سهام آزمایشگاه رو بفروشیم
خوبه به توافق رسیدیم - آره -
شنیدی؟
صدای همچین قدم برداشتنی
یا از طرف یک مرد قدبلند و احساساتی میاد
یک یک بچه زرافه ترسیده
من ... به یک مشکل خوردم
سلام - سلام بچه زرافه -
هری، چطوری؟
ایشون شرلوک ولز هستن
لوک، شرلوک
شرلوک، من فرانسوی هستم
شرلاوک اومده - لوک -
کمکمون کنه سیکادا رو پیدا کنیم
اوه، چه خوب پس شما کاراگاه هستین
از دست این هوادارها
تقدیم به کی بنویسم؟
بچه زرافه کوچولو
... اه، نه، نه، من هم
کاراگاه هستم
درسته
درسته، تو هم کاراگاه هستی
اخیراً چه پروندهای حل کردی؟
آخریش؟ یک پرونده
ماشین سرقتی
از ایمپالا
بامزه بود
اینطور که معلومه خیلی هم بامزهست
خب، من تمام اون گروگانها رو نجات دادم
اون وقت حرف مردم فقط شده این عکس
کل اینترنت پخش شده
فقط نمیکنم کسی توی این شهر
من رو جدی بگیره
جمعیت شهر 14 میلیونه
و فقط پونصد هزار نفر این پست رو به اشتراک گذاشتن
آره
خب، آه، سیکادا
آره، سیکادا
مدارکتون رو بررسی کردم
و میدونم کجا پیداش کنیم
خب، بریم که تا قبل از شام تموم کنیم
خیلیخب
عجله نکن، بچه زرافه
بودن دو کاراگاه فقط باعث پیچیده شدن اوضاع میشه
مخصوصاً وقتی فقط یکیشون توی کارش استاده
چطوره تو همینجا بمونی؟
برگها رو گاز بزن بقیه، همراه من بیاین
خوبی؟ - همم -
... آره، من
خیلی خوبم فقط طرف در حد
ژان کلود ون دام سرویسم کرد
میدونی سیکادا تنها معمایی نیست
که باید حل بشه
آره
مامان، میدونم به نظر مسخرهست
ولی فکر میکنیم یه نفر گواهی فوت بابا رو جعل کرده
مدرکی هم داری؟
نه، خب، آره، یک جورایی
... پیچیدهست، ولی
با خودم گفتم بهتره بدونی
مگه این که از قبل میدونستم - من همچین حرفی نزدم -
برای همین اومدی، مگه نه؟
اگه این یک جور
ماست مالی حرفهای و احتمالاً شرورانهست
حتماً کار مامانه
اون که هیچوقت
صلاح من رو نمیخواسته
همیشه همین کار رو میکنی
من فقط میخوام حقیقت رو بدونم
فکر میکنم لیافت شنیدنش رو دارم
... پدرم
... پدرم واقعاً
کیتلین، پدرت مُـرده
و اگه ذرهای برای احساسات من ارزش قائل بودی
بیخیال این موضوع میشدی
ممنون مامان مثل همیشه خوشحال شدم دیدمت
خودت رو درگیر گذشته نکن
پدرت هم همین مشکل رو داشت و قبل از مرگ
اون رو به نابودی کشوند
فکر میکنم خروجی رو بلد باشی
متاسفم که این همه راه
بیدلیل اومدیم
نه تحت تاثیر قرار گرفتم مامانت دروغگوی خوبیه
آره، میدونم جعل گواهی کار خودش بوده
منتها ... هیچوقت دلیلش رو بهمون نمیگه
به بنبست خوردیم
وقتی تو بنبست میبینی
این کاراگاه یک در آجری بدون دستگیره میبینی
منظورم اینه که دقیقاً میدونم چطور چیزی که میخوایم رو به دست بیاریم
مطمئنی اونجاست؟ - آره -
مدارک شما، با این که کم بود
برای ساخت یک پرونده روانی کافی بود
اون آدمیه که توی سایهها پنهان شده
کسی که به گوشههای جامعه
رونده شده
و تنها نشسته
منتظر لحظه مناسب برای حملهست
اینها به علاوه اطلاعات آماری
محل حملاتش رو کنار هم گذاشتم
... و به یک اسم میرسیم
دیوید هرش
نقشه نورا ممکنه جواب بده
صد در صد همینطور میشه
وقتی رفتین داخل یک بمب پیدا میکنین
پیداش کردم
خنثیش میکنم
نکته اصلی اینجاست
اون یک طعمهست
ببخشید، انتظارش رو نداشتم
بدون خنجرت خیلی هم خفن نیستی
گرفتیمش
مسخرهست
من نمیدونم چی میگین
شما هیچ مدرکی از من ندارین
خب، به نظر عصبانیه - آره -
تیم تحلیل مخفیگاهش رو بررسی کردن
و مدارکی پیدا کردن که اون رو به چندین
بمب گذاری ضد دولت ربط میداده
چند وقتی هست این کارها رو میکنه
خب، گرفتیمش - نمیدونم -
اثری از خنجر
یا ماسکش پیدا نکردن
بابا، از قول یک تحلیلگر به یک همکار
به اسناد نگاه کن
شرلوک بهترین کاراگاه مولتیورسه
اون ما رو به دیوید هرش رسوند
و مدارکی مبنی بر این که هرش
یک قاتل زنجیرهای هست پیدا کردیم
چقدر احتمال داره اونی که ما دنبالشیم نباشه؟
نمیدونم، شاید - بیا، باید جشن بگیریم -
من همه رو جمع میکنم
یه نوشیدنی بزنیم
و میتونیم اولین مهمونی
رو بگیریم - نمیدونم، نورا -
... من
کاراگاه جوزف وست
چی میخوای؟
کاری که شروع کردم رو تموم کنم
اون فراانسان به اسم وایب
بهش زنگ بزن
نمیتونم. اصلاً نمیشناسمش
چی میگفتی؟
آره، خب به پلیس کمک میکنه
ولی من که تلفن مخصوصی ندارم
که بتونم باهاش تماس بگیرم
اون یک قهرمان نقابداره
که میاد سر صحنههای جرم
اینجا هم میتونه یک صحنه جرم باشه
رالف، وقتی گفتی یک نقشه داری
فکر نمیکردم منظورت ورود بدون اجازه
و دزدیدن پروندههای شرکت مامانم باشه
آهن تقویت شده
همچین وقتهایی خیلی دلم برای کیلر فراست تنگ میشه
نگران نباش
بسپرش به رالفی
باشه
خب، تقریباً رسیدم
صبر کن، الان درست میشه
خدای من
چیه؟ - لیزر -
اتاق پر از لیزره
خدای من
شبیه مکعب روبیک عذابه
من رمز رو نمیدونم
یک چیزی بزن
... چیزی که مامانت
کیتلین، حتما یک چیزی هست
درست شد
خوبی؟
میذارم توی آلوورا خوب میشه
دنبال اسم توماس اسنو بگرد
پیداش کردم
اون چیه؟
بازیای که من و بابام انجام میدادیم
... جدول تناوبی رو یادم میداد، ولی
اجازه میداد عناصر
و ترکیبهای خیالی خودم رو بسازم
خرخونیوم؟
میگفت باعث باهوش شدن ما شده
خیلی باهم خوش میگذروندیم
توی حیاط حشره میگرفتیم
با تلسکوپی که ساخته بودیم ستارهها رو نگاه میکردیم
خیلی چیزها درباره علم و زندگی یادم داد
شاید هنوز هم یک چیزهایی مونده که یادت بده
چیه؟ - نامه پدرم -
خداحافظی
کرده
یادداشت خودکشیه
مشروب، خیلی ممنون، مرسی
ایناهاش - سلام -
... بابا، ما آماده جشنیم
نه، هی، ام
راستش هرش سیکادا نیست
چی؟
امکان نداره
نه، رد کفشهای سیکادا توی
جفت صحنههای جرم ،بلوک و گریدلاک رو چک کردم
و سه سایز از مال هرش .کفشهاش بزرگتره
.هرش نیست
.خب، معلومه که خودشه
.همیشه هرشه
هر دفعه که سیکادا رو میگیرم .همیشه یه آدمه
،وایسا ببینم تو قبلاً هم اینیارو رو گرفته بودی؟
37 بار. من 37 تا سیکادای مختلف رو دستگیر کردم،
،تو 37 زمین مختلف
و هر دفعه که میام دستگیرش کنم
ردش برمیگرده به دیوید هرش .همون زمین منظوره
،پس این پروندۀ روانشناختی که تهیه کردی
از خودت درش آوردی؟
.اولین بار رو نه
ولی 36 بار بعدش رو .همینطوری از رو قبلیها کپی کردم
،میدونی، واسه تحتتأثیر قرار دادن مشتری
.و... پرش به نقطۀ آخر
بعد من فکر میکردم ،تو یه کارآگاه بدی هستی
.ولی تو کارآگاه بدی نیستی
.فقط یه کارآگاه تنبلی
.من تنبل نیستم
مقرون به صرفهام، باشه؟
!تازهشم، موضوع این نیست - !آی -
اصل بحث ما اینه که اصلاً دلیلی نداره که
سیکادای این زمین کس دیگهای به غیر از
.دیوید هرش باشه
.خب، شاید یه دلیلی باشه
چه دلیلی؟
.خط زمانی
آره، از زمانی که نورا اومد اینجا
.اوضاع یهکمی تغییر کرده
.آره
...ولی نه، باید
چطور تونستید همچین موضوع مهمیرو بهم نگید؟
وقتی تمام متغیرها رو در اختیارم نمیذارید
چطور انتظار دارید من درست کار کنم؟
،نمیدونم ولی ما که انتظارمون
...استرداد وجهه، پس
.آره
.نه، نه، نه .اون پول خیلی وقته دود شده
یعنی چی "دود شده"؟
یه روزه اون همه پولُ خرج کردی؟
.بله - خرجِ چی؟ -
.همسر... های... سابقم
.همسرهای سابقم .هفت تا ازدواج
.پنج تا زن .کُلی پول نفقه میشه
!موضوع این نیست موضوع اینه که
.این اصلاً تقصیر من نیست
.تقصیر توئه .مقصر اونه
.انحراف خط زمانی
.بابا
بهخاطر یه رد کفش که نمیخوای
.بذاری هرش قسر در بره
.اون فرا انسانه
از کجا میدونیم چه کارایی از پس این یارو بر میاد؟
.موضوع دیگه هم همینه
هرش اثری از مادۀ سیاه .توی بدنش نداره
.اون فرا انسان نیست
.باشه، یادت باشه ،یه نکته واسه بازرسان صحنۀ جرم
ما باید دنبال فکتها و حقایق باشیم، باشه؟
.آدم اشتباهی رو گرفتیم
.نه، این دفعه نه میدونی باید چیکار کنیم؟
باید محض اطمینان بندازیمش توی خط لوله
.تا مُقر بیاد .میرم بیارمش
.هی، چیکار... نه خیر، جایی نمیری
قرار نیست یه مظنونی که .تحت بازداشت پلیسه رو بدزدیم
اگه متوجه نیستی که ،چرا این کار غلطیه
بهتره شرکتی توی .اینیکی عملیاتمون نداشته باشی
خب، به گمونم سر این قضیۀ سیکادا
.دوباره برگشتیم به خونۀ اول
.آره
بیاید دعادعا کنیم که هنوز برای نجاتدادن .قربانی بعدیش کار از کار نگذشته باشه
،خونوادۀ دوستداشتنیای دارید .کارآگاه وست
،با بر آورده نکردن خواستهام
،با انداختن جونِ خانوادهتون در خطر
دارید سر آیندهشون باهاتون .قمار میکنید
اگه چیزی که من میدونم ،رو میدونستی
.قدرشونُ بیشتر میدونستی
.عمراً وایب رو نکشونم تو تلهات
.هر چقدر دوست داری تهدیدم کن
.من نمیترسم
.حرفتُ باور میکنم
.ولی بهتره که بترسی
هنوزم فکرت درگیره؟
.آخه نورا رو درک نمیکنم
یعنی میگم فکر میکردم .آموزشاتمون داشت جواب میداد
.رفت بلوک رو شکست داد .واقعاً داشت پیشرفت میکرد
بعد الان یهو میخواد دزدکی وارد ادارۀ پلیس شه
و مظنونی که تحت بازداشت .پلیسه رو بدزده
یعنی میگم، انگار میخواد
.هرش رو سیکادا کنه
بری، واقعاً نمیگیری چرا این موضوع انقدر تمام فکر و ذکرشُ گرفته؟
وایسا ببینم. یعنی باید میگرفتم؟ - .فکر کن دیگه -
از وقتی که رسیده اینجا مدام داره درمورد اثرات موجداری که
روی خط زمانی گذاشته شده ،حرف میشنوه
،و اولش نسبتاً کوچیک بودن
...ولی حالا
...سیکادا و - .دیگه خیلی کوچیک نیست -
،اون یکی از بدترین قاتلهای زنجیرهای تاریخه
...و حالا بهخاطر نورا
.زودتر از موعد رسیده اینجا
.و کلاً یه شخص دیگه شده
.با سری قربانیهای کاملاً متفاوت
تحمل همچین وزنی برای آدمی که فقط میخواست
با پدری که فرصت نکرد بشناسدش .وقت بگذرونه، خیلی سخته
.بدجوری احساس گناه میکنه، بری
میخواد سعیشُ بکنه .تا خرابکاریاشُ درست کنه
.حالا به هر قیمتی
اتفاقاً شبیه یکی دیگه از تندروهایی .میمونه که میشناسم
نورا میگه تو ورودی خط لوله .یه مورد اضطراری پیش اومده
...مطمئنی که
.شرلوک
.آره - چه اتفاقی افتاد؟ -
تا جایی که معلومه بنظر
تو بد جایی بوده
وقتی سلول هیدروژنی .بهطور خودکار واکنش نشون داده
فکر کنم درست توی .نگهدارندهش جا نیفتاده بوده
.خاکستر شده - .عجب طرز مرگی -
.حقهبازی - !خدای بزرگ -
.من میگم حقهبازیه
،میدونید، این سلولها
.تو یه مدار سری افزونه جریان دارن
اصلاً همینطوری نیروی خط لوله
،رو تأمین میکنن پس اگه یکیشون منفجر شه
.بقیهشونم منفجر میشن
آره، در اون صورت .کل خط لوله منفجر میشد
.دقیقاً همینطوره
.زیرژیلینگ .اولانگ
.برگهای چایان
بری، لطف کن برو توی ساختمون
دنبال یه راسویی با کلاه لبهدار
،تقریباً این قدی .که بوی سیبزمینی سرخکرده با پنیر میده
...عه. بگید ببینم
کی مُرده؟
.اینُ هم باهاش پیدا کردم
.آره دیگه
پس با خودت فکر کردی همینطوری میتونی
بدون اینکه پولمونُ پس بدی فرار کنی به یه زمین دیگه؟
...روی زن چهارمم جواب داد
.و همینطور شیشمی
.جفتشون یه نفر بودن
،خیلیخب، سیسکو
شاید وقتش رسیده باشه که درمورد یه جایی بهاسم
زندان بدهکاران .یه صحبتی داشته باشیم
.بیا با من بریم
.باشه - .کاری کردی دلم واسه "هری ولز" تنگ شه -
.بیا با من بریم
!من... دارم تو رو میبرم بابا
خوبی؟
...آره، آره. فقط
یه لحظه فکر کردم با دعوت کردن شرلوک به اینجا
...حکم مرگشُ امضاء کردم و فقط
حداقل این یکی از اون مسائلی .نشد که مقصرش منم
میگم، اتفاقاً میخواستم .باهات صحبت کنم
.فکر کنم بفهمم چه حس و حالی داری
گاهیاوقات قدرتهامون انقدر فوقالعادهن
که باعث میشن حس کنیم .اشتباهاتمون شدیدتر بنظر بیان
.مخصوصاً احساس گناه
آره، ولی من بایدم .احساس گناه کنم
من تا حالا اینطوری ،توی زندگیم گند بالا نیاورده بودم
.و شده تمام فکر و ذکرم
.این فقط بخاطر اینه که اهمیت میدی
.چیزی نیست .چیزی خوبیه
...ولی
نورا، اگه هر باری که اشتباهی کردی
عجلهای بخوای حلش کنی
.فقط اوضاع رو بدتر میکنی
باور کن، من خودم .اینُ بهتر از همه میدونم
.فقط باید یهکم دیگه صبر داشته باشی
.یه لحظه صبر کن
قبل اینکه کاری کنی .به کارت فکر کن
از راه درستش مشکل رو حل کن، باشه؟
.باشه
.ببین، کیتلین، شرمندهام
بخاطر چی؟
.بخاطر تمام این مسائل
واقعاً حس احمقها رو دارم
،بعد از اون قضیۀ گروگانگیری و بعدش... شرلوک میاد
و همه از این
.مثلاً "خدای کارآگاهبودن"ش تعریف میکنن
تو مهربونی کردی و ،دعوتم کردی همراهت بیام
...بعد من زورت کردم
...اون کارو کنی، و
.واقعاً متأسفم
رالف، کاری که زورم کردی انجامش بدم
چیزی رو بهم داد که .قبلاً اصلاً نداشتم
اولین مجرمت؟
.نه. آرامش خاطر
،شاید حقیقت خوشایندی نباشه .ولی حداقل بالأخره متوجه حقیقت شدم
.و این خیلی ارزشمنده
،پس برای کتاب من
تو بهترین کارآگاهی هستی .که آدم میتونه از خدا بخواد
هی، راستی هیچوقت نگفتی رمز عبور
شبکۀ لیزری مرگ "رزیدنت اِویلی" مامانت چی بود؟
.تاریخ تولدم بود
بعد از این همه شکنجه .یه فریاد خشک و خالی هم نکشیدی
،تو قبلاً هم تجربۀ درد و شکنجه داشتی
.ولی بیشتر از من نه
.نه، سیسیل نکن
.نه. دقیقاً خواستهش همینه
.نمیخواستم همچین کاری کنم
.نه با یه مرد خونواده
.ولی میکنم
،وقتشه که تصمیمتُ بگیری .کارآگاه وست
تا وقتی که هنوزم .چندتاتون باقی موندن
!نه، نه، نه !به اون کاری نداشته باش
چی شده؟
!سیسکو رو برد
.سیکادا سیسکو رو برد - منظورت چیه بردش؟ -
بردش کجا؟ - .نمیدونم -
دقیقاً وقتی که رسیدم اینجا .پریدن تو یه دروازه
ولی دروازه میتونه .هر جایی ببردشون
سیسکو، صدامُ میشنوی؟
بچهها، صدامُ دارید؟
سیسکو، کجایی؟
نمیدونم. دروازهم قاطی کرد
.و انداختمون وسط یه جنگلی
میتونی دروازه بزنی برگردی؟
.کار نمیکنه
.سیکادا داره روی قدرتهاش پارازیت میندازه
بدون ماهواره نمیتونم .موقعیتش رو مکانیابی کنم
یعنی خب، توی همین ایالت خودمون
.فقط بالای 60 هزار کلیومتر مربع جنگل وجود داره
باشه، جنگل سیاه .و جنگل روناک از همه نزدیکترن
.از اونجاها شروع میکنم
،سر وقت نمیتونیم پیداشون کنیم مگه نه؟
،خب، قبل اینکه تسلیم شید
چهجور درختی؟ - چی؟ -
،توی جنگله .چه درختایی داره؟ بپرس ازش
سیسکو، اونجا چه درختهایی داره؟
!چمیدونم !وسط جنگلما
چهنوع درختهایی، کوچولو؟
.درخت کاج، فکر کنم - .خوبه -
.بعضیهاشون برگهای تیز دارن
...آها، تیز
.درخت ون، معلومه
خیلیخب، حالا ازت میخوام .که نفست رو حبس کنی
چی؟ چرا؟
،چونکه باید صدای جنگل رو بشنوم
.پس، هیس
.جیرجیرک
میشنوی؟ .فرض میگیریم صدای جیرجیرکهای زمینیه
.توی خاک زندگی میکنن بگذریم، جیرجیرکهای زمینی
با اراضیای که تراکم
درختهای کاج و ون زیادی دارن رو داخل زمینی با فضای باز
،رو جستجوی متقابل بزن ...بعد میرسی به
.جنگل کالین - !الان میرم -
!بری، باید از اونجا بزنی بیرون
.باید کمکش کنیم
بری؟
.ارتقاء دادن مهارتهات زمان میبره، نورا
نمیتونی همینطوری میلههای نردبان رو رد کنی
یا یهراست بری سراغ ،مسائل مهم و اصلی
.اینطوری نمیشه
،یه لحظه صبر کن .قبل از کارت بهش فکر کن
از راه درستش .مشکل رو حل کن
.فهمیدم
.میتونم اینُ حلش کنم
.قشنگ بهش فکر کردم
این دفعه دیگه .خرابش نمیکنم
.قول میدم
.بهت اعتماد دارم
.برو
این همه سال توی سنترالسیتی رو
بهجای اینکه صرفِ کشتن .فرا انسانها کنی، ازشون دفاع کردی
.اون دوران همینالان دیگه تموم میشه
.اولیش هم خودتی
!از این استفاده کن
،هی، مایکل مایرز [ کارکتر ترسناک سری فیلمهای هالووین ]
.حالا بیا روی این پارازیت بنداز
.نه. نه. نه. نه
.سیسکو مُرده
...خدای من
سیسکو؟
.زندهست
.زندهست
.چطوری
.شرمنده. شرمنده
.دخترت
یادش بود که یه راه دیگه هم
.برای دروازه باز کردن هست
،با خودم گفتم تا وایب نمیره
،سیکادا دست بردار نیست
.پس همون چیزی که میخواستُ بهش دادیم
.ممنون، هوادار
.تو جونمُ نجات دادی
کارم خوب بود؟
.کارت عالی بود
[ !وایب مُرد ]
.تقریباً انگاری واقعاً مُردی
.آره
.نزدیک هم بود واقعاً بمیرم
آخه چطوری این یارو رو بگیریمش؟
.با قدرتهامون که نمیشه .حداقل اینُ میدونیم
.چیز خاص دیگهای هم نمیدونیم
...نواسانات توی خط زمانی
.عناصر رو تغییر دادن .معادله رو سختش کردن
...حالا - البته تمام اون عناصر -
.هم بد نبودن
تو میتونی عنصر جدیدی .باشی که نجاتمون میده
.تو میتونی دلیل دستگیری سیکادا باشی
،جداً باید اعتراف کنم نورا خانم خوب
.اینجا سیکادا رو کلهپا کرد
پاس گل داد رسماً، ها؟
.واقعاً تحسینبرانگیز بود - آره، تنها مرگ جعلیای که -
اینجا قراره ببینیم همین مرگ خودمه
چونکه تا همینجا میمونی
تا ریالِ آخری که .بهمون بدکاری رو پس بدی
خب، حقیقتاً، احتمال
یه ماجرای اسرارآمیز دیگه با سیکادا
.همچین سر حالم میاره
راستی، اون دستگاه دروازهسازی که
برای رفتن به اینور و اونور ازش استفاده میکردی دیگه گمونم
الان مهر و موم شده دیگه؟
اون دیگه الان تا جایی که به تو مربوطه
.تهِ یه اقیانوسی افتاده
!خب، پس همینجا میمونم
!عالیه - .معلومه که میمونی -
.حواسم بهت هست، شرلوک
.آره. آره. آره .خب، کُلی چیز یاد میگیری
.خوشا به حالت - .آی -
.خیلیخب .بریم، همکار
یه همکاری بهت نشون بدم .اون سرش ناپیدا
یهحسی بهم میگه این دو تا
.رفیقای جونجونی میشن
...خب
شماها پایهاید یه قرار شام خانوادگی بذاریم؟
.حتماً
آره. بعدشم شاید
بتونیم کمکت کنیم .نقلمکان کنی به آپارتمان
میدونم که اینجا ،مدام اینجا بودن برات سخت بوده
و حالا هم که شرلوک ،یه محل زندگی لازم داره
...گفتم شاید تو بتونی
.بیای پیش ما بمونی
.بنظر منکه فکر خیلی خوبیه، نورا
.باشه، مرسی .آره. ممنون
.بذار کیفمُ بیارم
.باشه - .چیز بدی نمیشه -
فکر کنم این میتونه دقیقاً همون چیزی باشه
که شما دوتا رو .به هم نزدیکتر کنه
.واقعاً امیدوارم همینطور باشه
.سلام
داریم با سیسکو میریم بیرون
.به یادبودِ وایب مشروب بزنیم
تو هم میخوای بیای؟ - .نه، دمت گرم -
میخوای درمورد چیزی صحبت کنیم؟
بابای من خیلی از اون .آدمای نامهنویس نبود
حس میکنم یه راهی دیگهای .واسه گفتنِ موضوع بهم پیدا میکرد
با یادداشتهای کاریش هنوز به جایی نرسیدی؟
،نه، یعنی خب این مدلهای مولکولی
.نامفهومن ،همهجاشون اختلاف داره
و یهسری از این ترکیبات .هم اصلاً وجود خارجی ندارن
.انگار اول مخش از کار افتاده بوده
ولی، شاید همون بهتره که به حرف مامانم گوش بدم
.و گذشته رو فراموش کنم
...خب
.اینُ جا گذاشته بودی
گاهیاوقات گذشته .ارزش به یاد آوردن رو داره
.ممنون
اینها وجود خارجی ندارن
.چونکه اصلاً نبایدم داشته باشن
[ .کیتلین بیا منُ پیدا کن ]
والا اینها تنها جزئیاتیه که
.از سیکادا یادم مونده ...خیلی زیاد نیست، ولی
.نه. نه. نه، این... خیلیم عالیه
یعنی خب، هر جزئیات ریزی که بتونیم ازشون جور کنیم
.کمک میکنه پروندهشُ تهیه کنیم
.فردا صبح بررسیاش میکنم
.بهتره بری الان کنار سیسیل باشی
.زودتر خوب شو
.وایسا. یه... یه چیز دیگه هم هست
یه چیزی درمورد
خانواده
و اینکه باید قدرشونُ دونست .هم گفت
و بعد اونطوری که ،پتوی جنا رو برداشت
و یه احساسی بهت دست داد
.وقتی توی چشماش نگاه کردم
چهجور... احساسی؟
.فکر کنم سیکادا بچه داره
.سلام، اورلین
پیشرفتی داشته؟
.هنوز تو کماست
.بذار ببینمش
.اصلاً خوب نشده که
.مهم نیست
.نمیتونی به این کارت ادامه بدی
.باید تمومش کنی
نه تا وقتیکه .کارم تموم شه
.عه، سلام
.والا دنبال کیفمام
.الان با مامانبابام قرار شام دارم
.روی صندلیه
.تو مرکز اطلاعات آزمایشگاه
.کنار مانکن
.آها. مرسی
.خب، از کاناپه لذت ببر
.نورا
میشه یه کمکی بهم کنی؟
...والا تو فکر کنم
الان... الان برگشتی به این
لحظات بینظیر زندگی پدر و مادرت، درسته؟
،یهسری فوقالعاده .یهسری هم خطرناک
اکثریهاش البته به ...خطرناکیِ
مشتزدن به یه ماهوارۀ در حال سقوط نیستن، نه؟
...بعد با اینحال
اون لحظه بود که تصمیم گرفتی
،دست به کار بشی
و مسیر تاریخ رو .برای همیشه دستکاری کنی
...اون تصمیم
خودت تنهایی اون تصمیم رو گرفتی؟
!معلومه که تنهایی گرفتی
مگه نه؟ .نه، معلومه که همینطوره
!تو اِکسسی دیگه
...مطمئنم که خیلی
.وسوسهانگیز بود
.همینطوره
،خب، لطفاً
.ببخش منو .باید بری سر قرار شامت
.شبت بخیر
دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم NightMovie.Co
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.