Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
فیلم ها را با زیرنویس فارسی دانلود کنید .::WWW.KINGMOVIE.BIZ::.
دانلود رایگان فیلم در تلگرام telegram.me/DEL_KUK
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام ما telegram.me/KING_MOVIE
تو اون یکی رو در مورد هانی سینگ شنیدی ؟
با بی ادبی بهش گفتن دخترش مرده
اون خیلی افسرده شد و از طبقه 50 آپارتمان پرید بیرن
در حالی که به خاطر نزدیکی مرگ شادمانی میکرد اون متوجه سه چیز شد
اول اینکه اون هیچ دختر نداشت
دوم اینکه اون حرم زاده حتی ازدواج نکرده بود
و سوم اینکه وقتی داشت به زمین نزدیک میشد
یادش اومد که اسمش سینگ شاد بوده
نه هانی سینگ
و در این زندگی ما باید به یک یا دو چیز بی احترامی کنیم
تو میدونی من عاشقتم مرد بیاین زیاد مزخرف نگیم
اون هر چقدر بخواد میتونه منی رو مسخره کنه منی از وقتی 12 سالش بود کت های اونو میپوشید
ادامه بدید پسرها
این راه خوبی برای قفل کردن آپارتمان اون نیست . خدای من مرد !
فکر کنم اون امروز صبح توربینش رو خیلی محکم بسته
چقدر طول میکشه ؟
من شبیه چی هستم ؟ یک سیستم جی پی اس ؟
این یک پورشه لعنتیه
این یه سیستم ناوبری لعنتی نداره ؟
به پورشه گیر نده مرد تو احساسات این مرد رو جرحه دار میکنی
کی اینو برات خریده ؟ تو اینو خریدی ؟
کی اینو انتخاب کرده ؟
مادرت اینکارو کرد
به عنوان هدیه ای برای من
این یه هدیه قدردانی هست . زمان زیادی بهش خدمت کردم . یه بار دیگه از من بپرس
یه بار دیگه ازم بپرس . زود باش یه بار دیگه ازش بپرس کی این پورشه لعنتی رو برات خریده ؟
مادرت اینکارو کرده تو یه احمق لعنتی هستی
به عنوان هدیه ای برای من !
آه یه بار دیگه از من بپرس یه بار دیگه !
قبل از اینکه چراغ عوض بشه . فقط یه بار دیگه گم شو . زود باش
هی تو . زود باش فقط یه بار دیگه
خیلی خب من به هر حال بهت میگم
مادرت اینکارو کرده
اون کجاست ؟
اون داره میاد با زن بلوندش
حالت چطوره برادر ؟ خوبم
خیلی خب برادر تو میخوای بری در بهشت آواز بخونی درسته ؟
نه نه من میتونم توضیح بدم . سعی کن مساله رو شخصی
نکنی ، باشه ؟ این چیزی نیست که تو فکر میکنی مرد
آه جیت آه لعنت
جیت .. قفط به من گوش کن مرد
یه کلمه بگو و من مغزتو داغون میکنم
من التماست میکنم
3 تا کلمه اون سه تا کلمه گفت !
خاموشش کن بنگ !
پسرهای بیبا
کمک اونو از روی من بردارید
کسی به من کمک نمیکنه ؟
اون قرار بود مرده باشه
عمامه اون کجاست ؟
محکم بشین
و دیگه تکون نخور
خواهش میکنم جیت !
بچه الان وقت سلفی گرفتن نیست
از اینجا برو
جیت فرزندم .. سرنوشت من نفرین شده
گریه نکن مادر
صدای هلیکوپترها رو میشنوی ؟ پلیس ها رو میبینی ؟
اونا همشون به خاطر بکی اومدن اینجا
پسر بیبای خودمون
ما با گلوله انتقامش رو میگیرم
خوشبخت های ابدی کسانی هستن که میگن
خدا حقیقت هست
ونکوور
تو دیدی بکی پرید روی عمه ی بزرگ ؟
اون بکی !
اون همیشه یه حرومزاده پر سر و صدا بود
یه کم احترام بزارید
دو روزه که از شکستن پاهاش میگذره و حالا اون مرده
اون به خاطر مادر بیکی ما رو فروخت ؟
تنها کسی که میتونست خیلی فارغ از خود باشه خیلی بی ریا
تنها چیزی که بیکی میخواست این بود که ازدواج
کنه و مادر میخواست اونو در لباس دامادی ببینه
الان دیگه نمیتونه براش عروس پیدا کنه
برای گوشت مرده که عروس نمیدن
مگه نه جیت ؟
آرامش سینه در میان ستاره های بالیوودی بسیار پرطرفدار
هست همونطور که جیت جوهار با پسرهای بیبا اومده اینجا
لورا ان هستم در نامه هفتگی BCCC تی وی
در مورد زندگی اون ازش سوال میکنیم
آقای جوهار هیچ توضیحی در مورد خاک از طرف پسرهای بیبا دارید ؟
این در مورد خاک نیست
در مورد اینه که خاک برای چی هست
قدرت ، احترام ، وفاداری
استایل ..
این ها ارزش های منه
میبینی ..
هیچ کس با چینی ها کاری نداشت تا وقتی که بروسلی
روی صحنه اومد و آدم ها رو کتک زد ، درسته ؟
و جیت جوهر اینجاست تا مطمئن بشه هیچ حرومزاده ای دیگه سر به سر هندو ها نمیزاره
و یونیفورم های شما برای شناسایی گروه ها هست ؟
یونیفورم ها ، نحوه لباس پوشیدن
این برای اظهار استایل لعنتی ماست
اگر تو میخوای دیده بشی
بهتره کاری کنی که دیده بشی ، درسته ؟
خوب .. جلوه غربی شما هم همینطور هست
یک ستاره راک در حال رشد رو تصور کنید
اون بالا رو هدف میگیره میرسه به اونجا
و گور بابای من این جری اتیک کریوال هست که بر تخت پادشاهی نشسته
مراقبشه مثل همون ملکه مزرخرف انگلیس لعنتی !
خیلی وابسته شده تا بتونه فراموشش کنه
پس من به خاطر رسیدن به اونجا .. درسته ؟ درسته . پس من باید چیکار کنم ؟
برای پادشاهی بجنگم راجی بزرگ اون داره بهت توهین میکنه
توی تلویزیون !
من به مادرش زنگ میزنم
بابا ؟ من ترتیبش رو میدم
راجی بزرگ ، چطوری ؟ با تخته نرد خودت بازی کن
با بزرگ تر ها در نیفت
مراقب باش داری چی میگی من هر چیزی که بخوام میگم . هر وقت که بخوام
احمق پیش پا افتاده
و اگر تو نمیتونی با این کنار بیای ..
ما تحت لعنتی منو ببوس !
کارآگاه سوت شما در مورد اینکه گنگسترهای محلی
برای جوانان مهاجر قهرمان میشن چی فکر میکنید ؟
این بچه ها مهاجر نیستن
اونا به دنیا اومدن و آوردنشون اینجا
همشون کانادایی هستن بعضی هاشون همرنگ مردم میشن
بقیه کنار میمونن
اونا نمیخوان دیده بشن
پس تو جوهار رو تحسین میکنی ؟
این چه جور سوال احمقانه ای بود ؟
تحسینش میکنم !؟ من فکر میکنم جوهار آدم سینگ هست
منظورم اینه که اون هیچ احمیتی به تایید سفید پوست ها نمیده
اون یه مسلسل حمل میکنه اون یه اسلحه اتوماتیک حمل میکنه
به خاطر اون هیچ سفید پوست احمقی سر به سر ما نمیزاره
و اون پورشه سوار میشه
اون قابل احترام ترین و خوش استایل ترین برادر هندی ماست برای همیشه
سلام مامان !
هی پسر کوچولو . پدرت هست ؟ گم شو ! هی کوچولوی کثیف ؟!
احترام مادر احترام
جیت ؟ .. آ ..
من چطور میتونم صاحب خونه خودم باشم ؟
جیت کی خایه های منو قطع میکنه ؟
زود باش مرد
به نظر چیزی نداره
مگر اینکه توی کونش یه میکروفن داشته باشه
در مورد کشتارها شنیدی ؟
آره
تلفات داره بیشتر میشه
اول بیکی داماد نو عروس و حالا اون شانس آورده
اون مرد هیچ احترامی برای جاه طلبی نداره
خوب من باید چیکار کنم ؟ درسته ؟ میفهمم
تو فکر میکنی برای دیدن من به اون نیاز داری ؟
لعنت رفیق من برای دیدن مادرم به یه اسلحه نیاز دارم !
خیلی خوب من این 11 خانه رو آماده کردم که همین الان دارن علف توزیع میکنن
حالا علف برادر، در جنوب مرز خیلی مشتری داره خوب ..
پس کامیون های تو علف رو از مرز رد میکنن
مشتری های منو میبینن که برش میدارن و به جاش کوکائین میزارن
من فکر میکردم که 2 تا 3 تا در هر محموله .. خیلی خب حله
کامیون های من مثل ساعت از مرز رد میشن
من اسلحه میخوام اسلحه ؟
2 محموله اسلحه و مهمات در ماه
ولی من مستقیم با دیوار بزرگ معامله میکنم
هی جیت .. من نمیتونم زیرشلواری تو رو پیدا کنم
تو نباید دیگه لباس های منو بشوری مامان
چی ؟
تو چی گفتی ؟ اون زیر تخته
زیر تخته
راه خروج رو نشونش بدید
هی ...
پس قرارمون چی میشه مرد ؟
تو وقتی حواست جمع شد بهتر فکر کن
ولی جیت !
دیوار بزرگ به خاطر این منو میکشه
برو سم بخور !
حالا برو
هی میشه بزاری با آرامش غذا بخورم ؟
خفه شو خفه ..
خیلی خب باشه
بله ؟
آه اون داره مدیتیشن میکنه !
هی .. وقتی کوکائین به دستم رسید دوباره برادرت رو میبینی
خیلی خب من میدونم تو کی هستی . تو استاد کون
گنده کردنی و من دارم از ترس خودمو خراب میکنم
حمال
بله !
لعنت !
لعنت ! دستا بالا
پلیس باز کنید
درو باز کنید
لعنت !
لعنت !
خدای من اون اسپایدرمنه !
لعنت !
امروز نپ سندو
یک هندی کانادایی مهاجر توسط کارآگاه کش سود از نیروهای ویژه دستگیر شد
سندو مضنون به آدم ربایی مرد 22 ساله جیکی چو هست
پلیس مقدار قابل توجهی کوکائین در کوچه پشتی هتل در شهر چینی ها پیدا کرده
حالا سندو بازداشت شده و منتظر نظر دادگاه هست
حالا بازی شروع میشه
دوستان من امروز تو رو توی تلویزیون دیدن
حتی خانم گریوال
و اون به من زنگ زد
تو چرا به شوهر اون توهین کردی ؟
اون از تو بزرگتره
تو باید به بزرگترها احترام بزاری
اون چیزی نبود مامان فقط چند تا سوال و جواب بود
میدونی ..
من با دوستانم میرم ..
به استخر در مرکز یهودی ها
ما اونجا تمرین آیروبیک میکنیم
معلم ما اوروشا اهل اوکراین هست
یه دختر شیرین که مجبورمون میکنه کلی تمرین کنیم
اسپلش اسپلش
خیلی ما رو خسته میکنه
با دهن بسته غذا بخور
عمه تو منو میبره اونجا و تمرین ها رو انجام میدیم
و بعد میریم به سونا
و ما حرف میزنیم درباره این و اون
ولی بیشتر مواقع در مورد پسرهامون
چارتی من با 10 تا پسر برابره
اون لاغره ولی خیلی قویه
بیچاره خانم گریوال اون پسر نداره
پس اون در مورد دخترش حرف میزنه و وانمود میکنه که ناراحت نیست
به هر حال ..
ما در مورد همه شما حرف میزنیم
اونجا داغ و مرطوبه مشکلی نداره که گریه کنیم
ما میدونیم پسرمامون چیکار میکنن جیت
تو مواد میفروشی
تو آدم ها رو کتک میزنی
و با اسلحه شلیک میکنی
و من اینو دوست ندارم
مامان .. وسط حرفم نپر
اگر تو تغییر کنی به خدا دعا میکنم
و اگر تغییر نکنی من ترجیح میدم ندونم
من باید چی بگم ؟
هیچی
فقط بدون که مادرت احمق نیست
اگر تو احمق باشی مشکلی نخواهیم داشت
تو اینو میدونی
یعنی مشکلی هست ؟
مشکلی نیست
سلام بابا
خوب ...
حالت چطوره ؟ خیلی خوب
ما تو رو توی تلویزیون دیدیم من و پدربزرگ
واقعاً ؟
و .. تو چی فکر میکنی ؟
خیلی ترسناک بودی که عموی بلوندی از تو ترسیده بود
خوب .. اون عمه تو نیست و بلوند هم نیست
باشه ؟
و .. پدر بزرگ چی فکر کرد ؟
هیچی اون مست بود
تو الان میخوای بخوابی پیتر ؟ آره حتماً
2 تا قانون پدر
2 تا قانون که تو نمیشکنی
تو مامان رو کتک نمیزنی
و تو جلوی پیتر نمیخوری
پسر .. من تو رو بزرگ کردم
و این تشکری هست که ازم میکنی ..
عوضی برو به جهنم پاپا
پسرتون خونه هست خانم ؟
شما دوباره برگشتید
چرا شما اونو تنها نمیزارید ؟
چرا شما مرتب مزاحم اون میشید ؟
اون پسر خوبیه از هر کسی بپرسید
و شما خجالت نمیکشید ..
که اونو مثل خودتون میبینید ؟
هی بلانسکی بیدار شو
بیا اداره پلیس من الان بازداشت میشم
لعنتی شانس آرود مامان ؟
بیا تو من حلش میکنم
جیت !
هی ؟ صبر کن مرد
تو به وکیل زنگ زدی ؟
زنگ زدم زنگ زدم
لعنت لعنت
لعنت هی خفه شو
هی پنچو ؟
مادرت بهت یاد نداده فحش ندی ؟
لعنتی
اون جیت جوهاره
برای بسیاری از انسان ها ...
این یارو سوزوکی کارش درسته
همش در مورد احترام هست
اگر احترام نکنی احترام نمیبینی ساده ست
درسته
اون یارو وقتی اسم تو رو شنید خودش رو خراب کرد
چون اونا ازت میترسن بهت احترام میزارن
طبیعت هم همینطوره
ما یک ترس طبیعی داریم
تو تنشو خاروندی
زمین مادر و طبیعت مادر ..
هی ؟
برو کنار
بهمون یه بوس بده کله سیاه
هی خفه شو لعنتی
صدای سوزوکی رو نمیشنوم
بدون طبیعت ما هوا نداریم ..
همه بایستید
لطفاً بنشینید
عالیجناب
منابع انسانی و مالی زیادی صرف شده تا علیه متهم جیت جوهار شکایت هایی جمع بشه
اون ثابت شده که خیلی توهم داره
اون سعی میکنه با خوب جلوه دادن خودش در یک جامعه مریض
تا یک شهرت جعلی برای خودش بسازه
یک شهرت که به هر حال لایق اون نیست
جیت جوهار واقعی خیلی با بی عیب بودن فاصله داره
اون و گروه پسرهای بیبا
در تمام شهر یک ردپا گذاشتن یک رد پا ..
از مواد .. و یک ردپا از خون
نگران نباش مامان
اونا اینجا به من گوشت گاو نمیدن
پیتر چطوره ؟
سلام پیتر
چطوری رفیق ؟
آره من خیلی زود برمیگردم خونه
تو برای من مراقب مادربزرگ باش ، باشه ؟
هی ؟ تو میخوای به مادرت زنگ بزنی ؟ دوست دخترت ؟
دوست پسرت .. من مشکلی ندارم ممنون ولی آشناهای من در شرق دور هستن
درسته
خوب تو اینجا چیکار میکنی ؟
دانشگاه !
بی خیال ! آره من توی دانشگاه بودم
همونطور که تو بودی
ولی اون یه جوری توی کارم اختلال ایجاد میکرد میدونی .. تجارت تهیه و توزیع
تو گروه خودت رو داری ؟
آره علیرغم اینکه این اواخر استرس زیادی داشت
میدونی ..
مدیر لعنتی که منو از مدرسه پرت کرد بیرون گفت من بقیه عمرم رو میرم پشت میله های زندان
لعنت
اون اشتباه میکرد
خوب ..
تو هر کاری میکنی که یک پسر بیبا باشی ، آره ؟
آره
پس تو اون یهودی لعنتی رو حسابی کتک زدی کارت خوب بود
گوش کن دلقک
هیچ کسی سر به سر من نمیزاره لعنتی
هیچ وقت
خانم ها و آقایان هیئت منصفه
این پرونده کاملاً بر اساس شنیده ها هست
پیگیری کننده نتونسته یک شاهد قابل قبول پیدا کنه
و یا اسلحه قتل
مقتول .. اقای لاکی سانگاریا
و آقای جوهار .. دوستان خوبی بودن
اونا به همون جامعه محکم تعلق داشتن
جیت جوهار پسر دوست داشتنی والدین کهنسالش هست
و یک پدر تنهای وقف شده
برای پسر دوست داشتنیش پیتر
به اون نگاه کنید
و شما یک مرد بیگناه خواهید دید
از میان اون نگاه کنید
و شما تعصب خودتون رو خواهید دید
همه بایستید
لطفاً بنشینید
آیا هیئت منصفه به یک رای رسیدن ؟
بله عالیجناب ما اینکارو کردیم
ما متهم جیت جوهار رو بیگناه یافتیم ! آره !!
ازتون ممنونم هیئت منصفه میتونن برن
زود باش برادر خیلی خب بزن بریم
بیاین بریم زود باشید
برید کنار برید کنار
اونا از کدوم جهنمی میان ؟
هی هی هی یه بار دیگه بهش دست بزن و به فنا رفتی
به سگ هات بگو عشق نافرجام رو بزارن کنار
عاشق بودن بهشخصیت فرهنگی من گره خورده
به هر حال ما بالاتر از همیشه هستیم
اگر تو نمیتونی اینو تحمل کنی کون لعنتی منو ببوس !
خوش تیپ شدی برادر
ما این بیرون خیلی دلمون برات تنگ شده بود
اون دو تا شامپاین خوردن ؟
اون لعنتی ها ردان شامپاین میخورن ؟
برو به جهنم کثافت لعنتی
راننده های کثافت عوضی کثیف
برو به جهنم لعنتی مثل یه روانی رانندگی میکنه
جیت ؟ تو شنیدی که سزار در مورد جنسیت خودش نگرانه ؟
این چیزیه که تو میخواستی ؟
خوب مشکل سدار و جنسیتش چیه منی ؟
خوب اون یه جورایی افسرده شده
خوب همسرش ازش میخواد باهاش بخوابه
اون بهش نگاه کرد با اشک در چشمانش
و گفت .. من فکر میکنم یک همجنس گرا هستم
اون گفت چی باعث شده اینطوری فکر کنه
اون شروع کرد به فکر کردن ...
و گفت ..
چون من فقط در خونه سکس دارم !
گرفتی ؟ سکس در خونه .. هم جنس گرا !
خوش اومدی جیت
امیدوارم در زندان بهت خوش گذشته باشه
آره خوب بود آره فقط یه کم بیشتر
اون یه داستان واقعی بود ؟
چی ؟ اون واقعاً اتفاق افتاده ؟
چی کجا اتفاق افتاده ؟ این یارو کیه ؟
اوه خدای من . تو مطمئنی جیت الان داره همه چی رو کنترل میکنه ؟
آره .. چون در آینده این کارو من و تو خواهد بود . من و تو خواهیم بود مرد
تو و من یا تو و من ؟
تو و من .. تو و .. تو و من
آره تو و من تو .. و من آره
خیلی خب تو گرفتی آره آره نه تو و من
من میخوام انگلیسی بگی
به خونه خوش اومدی جیت ووسانگ با احترام !
تبریک میگم یک شیرینی بخورید
چه خبر شده ؟ من جشن گرفتم ممنونم مادر
بخور بخور
پسر من از زندان آزاد شده
این برای شما بود خانم کاتیا
از طرف یک ستاینده
همه بیرون همه برید بیرون همین الان
برید خانم ها سریع تر
شما نه نه نه نه زود باشید . بنشینید
تلفن باید بره
من نگهش میدارم
برو بیرون و از نمایش لذت ببر
شما دوست دارید مانیکور کنید ؟
حتماً
بالاخره شاهدی نبود
باید جلوی این احمق ها رو بگیریم
تو باید بدونی من لهستانی هستم
اونجا مایل ها با ما فاصله داره
حتی اگر تو بی گناه نبودی نباید میگرفتنت
منظورم اینه که البته من میدونم که تو بیگناه هستی
من همون لحظه که در دادگاه دیدمت میدونستم
پس اره امکان نداشت که اونا تو رو گناهکار تشخیص بدن
پس فکر کنم این از خوش شانسی من بود
که تو منو دیدی
من ملعون خواهم بود !
وقتی در محل هیئت منصفه نشسته بودی نمیشد تو رو نادیده گرفت
من .. من .. با گروه صحبتی نکردم یا ..
یا کسی رو متقاعد نکردم من فقط ... آگاهی خودم رو در مورد ..
یوگا و مدیتیشن بالا بردم ...
روی میز ناخن نه ! اونجا نه اینجا نمیشه
تو اخراجی . هیچ وقت برنگرد گوش میکنی ؟
حالا خفه شو فهمیدی ؟
ممنون
هیچ کس نمیتونه بره داخل
بدن من مال توئه
مادرم تو رو خواهد کشت
تو هنوز با مادرت زندگی میکنی ؟
البته
این خیلی شیرینه
شاید تو باید بری به این پنت هاوسی که در هتل دارم
بازش کن
به نظر میاد اونا منتظر ما هستن ، ها ؟
بیا اینجا
جو و هاردی محکوم شدن و تو راحت اومدی بیرون ؟
برای خدمت به یه بچه دزد و گنگستر بزرگ ؟
تو برای جامعه پنجابی مایه شرمساری هستی
گم شو هی ؟!
هی ؟ من میتونم به خاطر خشونت پلیس ازت شکایت کنم
اوه من بهت خشونت رو نشون میدم
من به وکیلم زنگ میزنم
وکیل تو نمیتونه تو رو از کیسه مرده ها بیاره بیرون
حمال
اونو نادیده بگیر اون پلیس دنبال آدم اشتباهیه
لعنت مرد ما یاد گرفتیم شیر باشیم
و همیشه بریم دنبال چیزی که میخواهیم
تا وقتی که با احترام اینکارو بکنیم درسته ؟ اهمم
تو دیگه کی هستی ؟
منی هستم چیت میخواد قیافه کثیف تو رو ببینه
اگر به موقع بیای شاید بتونی چای و سمبوسه بخوری
شماره 246 بلوار چسپر پنت هاوس
اونجا جائیه که شاه رو میبینی
دلفین هنرپیشه لوکاس
سوء تعبیر نشه اون یک اسم علمی برای بلوگاز هست
خوب ..
اون دعوتت کرده ؟
شاید !
از الان چوتی رابط تو هست گریوال
خیلی خب
پدر خیلی عصبانی شده از وقتی که پسرهای بیپا اون مرد خوش شانس رو کشتن
حالا پدر سر جیت رو توی یک سینی میخواد
پس نیپ .. تو الان امید بزرگ اون هستی
خوب قیمت داره
به علاوه تو تنبل ترین و رو اعصاب ترین دختری هستی که میشناسم
چرا تو نمیچسبی به درست ؟
تو میدونستی که مادر من و مادر جیت باهم به کلاس یوگا میرن ؟
خیلی خب نگاه کن به این نگاه کن
دارم میبینم تو باید اونا رو در لباس شنا ببینی . اونا مثل ..
یه کم خمیر هستن که پر کردی توی شلوار !
گوش کن
من منظورت رو فهمیدم
جوهار یک روانی قابل تایید هست
و پدر تو نیست ؟
اگر اینطوری بود شاید تو اینقدر اصرار نداشتی طرف اون باشی
کثافت عوضی
من اونو شنیدم کله پوک
هی تو یه چیزی رو میدونی ؟
اگر وقتی تو اومده بودی دم در خونه ما التماس میکردی که
به پدر ملحق بشی فکر نمیکردم تو یه جورایی شیرین هستی ..
پیت سندو تو الان هیچی گیرت نمیومد
شیر یا لیمو ؟
لیمو لطفاً
لیمو !
کی با چای لیمو میخوره ، ها ؟
خیلی ها اینکارو میکنن
شکر ؟
دو قاشق چای خوری لطفاً
زرد یا قهوه ای ؟
سفید لطفاً
من میدونم این پلنگ و پسرهای خوشگلش چیکار میکنن
بیبا یعنی خوب نه شیرین هرچی ..
شوخی کردم
آماده ای که بری ؟
تو بمون نیپ
چائیتو بخور
جیت ؟
آره برو منتظر باش
پسر اون .. طلای خالصه
ممنون
بشین
تو چه حسی داری که بری به شرق ؟
تا بری به برمتون و به مادرت احترام بذاری
اون گوشواره ها رو دربیار
اونا مغزتو خالی میکنن
بعد میرن سراغ هرمون ها
من شنیدم چی گفتی
جیت ؟!
درشون بیار
چرا باید همچین کیسه های ارد سنگینی رو صدقه بدیم ؟
خفه شو
هی جیت ؟
دوست تو اینجا خوب جا افتاده
گوش کن ..
گروه من در محدوده گریوال
کراک لازم ندارن
کوکائین براشون خوبه
و اگر تو سر به سر من بذاری
من میکشمت
باشه
خوبه
من میخوام به گریوال از جایی ضربه بزنی که دردش بیاد
یه کاری بکن که باعث بشه به هیچ دردی نخوره
تو نمیتونی جدی بگی
تو چیزی گفتی ؟ هیچی
اگر تو شرط رو دوبرابر کنی من یه ضربه اضافه بهت میدم
بفرمائید آقای گریوال قربان زیاد پیش نرو گریوال
من توی سبز میبینمت
شما باید اجازه بدید مرحله بعدی رو ببره
تو برای چی اینجایی ؟
من باید صحبت کنم قربان و برخلاف بقیه هم محلی ها اون میخواد ضربه بزنه
سوار شو
گلوله ها ماشین های سریع
دخترها مصاحبه های تلویزیونی
دسته هیزم مد روز لعنتی !
بچه بازیه
کاری که ما باید بکنیم تجارت خالص سازماندهی شده هست
با کلید کم بدون هیچ عشق بازی
بله ؟ بله قربان
شما به این فکر کردید که ممکنه خسارت بزرگی به خودتون بزنید قربان ؟
ما هممون کارمون خوب بود
مناطق ما واضحه که خالی شدن
و بعد جوهار ..
سعی میکنه به تشکیلات من ضربه بزنه
اون شروع کرد به ناراحت کردن من
اون خسارتی که جیت میخواد به شما بزنه چی قربان ؟
بیا اینجا
اونو بدزدش فهمیدی ؟
شما نمیتونید جدی باشید قربان
تنها کاری که ما میتونیم بکنیم اینه که التماس کنیم
به آدم یا آدم هایی که دختر ما رو گرفتن
تا اونو به ما برگدونن
بدون اینکه صدمه ببینه
خواهش میکنم خواهش میکنم
چیزی نیست نگران نباش
آقای رابی گریوال یکی از اعضای محترم شورای شهر ونکوور هستن
ادعا کرده که این میتونه کار گنگسترهای هندی کانادایی باشه
که میخوان با تاجران محترمی مثل آقای گریوال در بیفتن
از طریق تاکتیک های ترساندن و ..
خوب تو ازشون چی خواستی ؟
10 بسته کوکائین درجه یک اونا حدود یک ساعت پیش انتقال دادن
اون کجاست ؟
آشغالدونی بوگ نزدیک شکلتون
این خیلی با استعداده !
بعد از اینکه از اونجا اومدی بیرون کسی تو رو ندید ؟ بیا پیش مورو
اون تو رو دید ؟ نه
آزادش کن
و در نظر بگیر که عضویت خودت رو تایید کردی
اجرای جالبی بود
شاید ما بادی چند تا از زانو زدن من میگرفتیم
مثل اینه که من التماس میکنم رحم کنی
من با فکر های مزخرف پدر تو چیکار کنم ؟
جودی رو بدزد !
چون این هوشمندانه هست و بعضی وقت ها اون باهوشه
چون اون هیچ اهمیتی به دختر خودش نمیده
اوه نه هی هی من متاسفم . منظورم این نبود
عجب حمالی هستی
من باید برم
جیت .. اون انسی رو میخواد
اون چطوریه ؟
اون ...
اون به طبیعت علاقه داره
نه ...
دیوید سوزوکی
پس تو با پدر حرف زدی ؟ آره
آره
تو به عوض کردن جهتت فکر نمیکنی ؟ مگه نه ؟
اوه زود باش .. زمان برد تا پدرت رو متقاعد کنم به اندازه کافی خوب هستم
هیچ حرف دیگه ای نیست ؟
لبخونی کن نه
من فکر میکنم اگر واقعاً از نزدیک نگاه کنم ..
من میتونم مامان و پیتر رو در موزه هنرهای ملی ببینم !
خوب تو باید بزاری من برم پیش اونا
این خیانت به جامعه هست کاتیا
تو سفید هستی
ما ازدواج نکردیم
این براش ناجور میشه
خیلی خب .. فکر کنم ..
دوستت دارم من هم همینطور
خداحافظ
لعنت
این اثر تاریخی از طرف کانادا به ملت ما تقدیم شده برای احترام به تفاوت های ما
و سنت های ما
علیرغم فداکاری که اونا برای رسیدن به اینجا کردن اینجا قبول نشدن
و سال ها بعد...
هیچ چیز تغییر نکرد
حالا پریت ساندو
مردی که خودش به خودش الهام میده
با اجداد خودت ارتباط برقرار میکنی ؟
آه درود
عمرت طولانی پسر
سلام تو یه پلیس کون کش هستی
پیتر ؟ بگو متاسفی
کثافت کوچولو هی مراقب حرف زدنت باش سود
آه حالا تو وظیفه محافظت و پرستاری بچه برای خانواده جوهار داری ؟
این یه فعالیت خلافکاری طولانیه بچه
برو به جهنم
برگرد اینجا و یک بار دیگه اونو بگو
میدونی چیه تو یه پلیس کون کش هستی
تو باید به بزرگ ترها احترام بزاری
من رفتار خوب بهت آموزش دادم
و تو داری مثل پدرت میشی
من نمیدونم با تو چیکار کنم
فهمیدی ؟
خیلی خب
حالا اون قسمت کثیفشو من دوست ناشتم
ولی کون کش جذاب بود !
باهاش شوخی نکن
چیزی نیست همه جی
خیلی خب زود باش بزن بریم
تو یه گنگستر کوچولویی
چیکار میکنی ؟ لطفاً هیچ کس به حرف من گوش نمیکنه
اسلحه هاتون رو بیارید بالا
چیه ؟ قربان
حالت چطوره گریوال عزیز ؟
یکی از کامیون های تو که تازه از مرز رد شد
وسایل داخلش تخلیه شد
اسلحه ها اونجا هستن ؟
تو مثل بابا نوئل شدی
که مرتب بهمون کادو میده
برادر ! من نمیدونستم تو میتونی دو تا اسلحه برداری
حالا نگران مرغ ها نباش
اونا همشون اونجا هستن به جز یکی ! لعنتی
هی
جیت منو فرستاد
اون یه جورایی سرش شلوغه برای پیدا کردن جا برای اون اسلحه ها
هی اون فوراً منو فرستاد
تو منی هستی ؟
چرا یک دختر نادیده گرفته میشه ؟
چون اون فکر میکنه لایقشه
عمیق بود
میخوای برم خونه دنی و یه کم کیک خوشمزه بیارم ؟
این قابل ستایشه
هی منی ؟
قبل از من کی اینجا زندگی میکرد ؟
یکی که مغز پرنده داشت
اوه !
خیلی خب
تو میخوای مانیکور کنی ؟
نه ممنون
میخوای یه خط بکشی ؟
هی کاتیا ؟
وقتی یه مرد لهستانی ببینه دخترش که ازدواج نکرده حامله هست ، چی میگه ؟
چیه ؟ تو مطمئنی اون مال توئه ؟
فکر میکردم تو ازش ممنون باشی لهستانی بودن میدونی ...
ممنونم منی خواهش میکنم
سلام جیت
بفرمائید
ممنون
تو باید همه اینا رو ببینی
فکر کنم عاشقت شدم
چطور میتونستم نشم ؟
تو درست شبیه مجری لبرنامه تلویزیونی شدی
میدونی همون شویی که پول زیادی درمیاره به جز اینکه اون یه آشپزه
به هر حال اونا همشون عاشقش هستن
تو حالت خرابه ؟ نه
نه نیستم
از کری و نپ بپرس
به نظر من تو خوبی کاتیا
اونو شنیدی ؟ این چیزیه که من بهش میگم وفاداری
اون داره به خودش دروغ میگه ولی داره کارشو درست انجام میده
و تو از کدوم گوری اونو گرفتی ؟
تو منو با اون محاصره کردی
اوه همینجاست سمت چپ
نزدیک این درخت پارک کن
اوه پسر !
این معبد طلایی هست
این شبیه واتیکان هست
اون خوشگله
از دیدن شما خوشحالم
تو اینو از کجا یاد گرفتی ؟
نپ !
این خیلی عالیه
خیلی خب ..
این برای توئه مامان
غذای مادر منی چیزیه که باید به خاطرش مرد اون شگفت انگیزه
مامان عاشق گری هست اون بهش مبگه بزرگترین پسرش
اون فکر میکنه اون در کار واردات و صادرات هست
مادر تو چطور ؟
مادر من ..
من نمیدونم تو آخرین بار اونو دیدی . حالش چطور بود ؟
نمیدونم . خیلی از ما اونجا بودیم
چی ؟ خیلی خب خیلی خب زود باش
و ....
فاندو
آگاتا
و برای تو سوفیا
چرا کسی چیزی نمیگه ؟
مادر .. پدر یه چیزی به جیت بگید
مطلقاً مشکلی نیست
خدای من
اون انگلیسی حرف میزنه !
میدونی جیت ..
آگاتا ...
اون یه بار در دانشگاه یه نفر رو دید و اون ترکش کرد . میدونی چرا ؟
اون فکر کرد ممکنه حامله بشه
فقط به خاطر اینه که تو یک ذره هستی کوچولو ؟
من دوست دارم حرف نزنی
بس کن کاتیا
این یک اشتباه بود
کاتیا ؟ کاتیا ؟
من متاسفم کاتیا
بیا اینجا بچه
تو میخوای ببینی یه اسلحه واقعی چه حسی داره ؟ حتماً
این فوق العاده ست
من فقط میخواستم بگم که من تو رو خیلی دوستت دارم جیت
و من میخوام یه آهنگ برات بخونم
ستاره ها میدرخشن
بچه ها خوابیدن
و عروسک کوچک من
هم خوابیده
سرت رو بزار زمین
لطفاً چشماتو ببند
و من یک داستان تخیلی بهت میگم
تو میخوای بزنی به گریوال
این دیوانگیه
اگر تو میخوای در این دنیا شاه باشی باید متجاوزها رو از بین ببری
ضربه بزن وقتی که کمترین انتظار میره
این روش ماست
فلسفه بیبا !
چی ؟ شما دیوونه شدید ؟
نپ .. پسر عمو هپیس درست نزدیک گریوال میرقصه
به محض اینکه دستور دریافت کنه اون به گریوال شلیک میکنه
و گری اینجا کارشو تموم میکنه
بنگ بنگ
هنوز نمیتونم اینو باور کنم
آیا این اراده خداونده یا چی ؟
الان بهش زنگ بزن
الان بهت شلیک میکنن
این شماره لعنتی وجود نداره
معلومه که وجود داره دوباره بگیر
تموم شد ؟ بله
مراقب سر اون باش
چی شد ؟ لعنت تو داشتی به دخترعموی منی شلیک میکردی
لعنت تو شلیک منو خراب کردی مرد
لعنت !
لعنت جیت لعنتی
به من شلیک میکنی ؟
اونا هیچ وقت همچین طوفانی ندیدن
از این کاملاً مطمئنم
شاه عاشق شده بود کاتیا ؟
هی هی ؟
و اونا برای همیشه عاشق هم موندن زود باش
ازتون ممنونم
11 نفر با طناب از یک هواپیما آویزون شده بدن
10 نفر از اونا سردار بودن و یکیشون یک زن بود
اونا فهمیدن که یکیشون باید بره وگرنه طناب پاره میشه
و همشون قراره بمیرن
10 سردار محم طناب رو گرفتن و گفتن هیچ کدومشون نمیخوان بمیرن
زن جوان داوطلب میشه
ولی قبل از اینکه اینکارو بکنه و طناب رو ول کنه
یک سخنرانی طولانی و تاثیر گذار انجام میده
سردارها خیلی تحت تاثیر قرار گرفتن
اونا شروع کردن به پریدن
چیزی که اون سعی میکنه بگه اینه که اتفاقات بد میفته
منم تاسفم جیت
من خرابش کردم نه تو اینکارو نکردی گری .. من خراب کردم
من خرابش کردم . اینقدر از نجیب نباش تو میدونی من اینکارو کردم
باعث میشی بالا بیارم
نجیب بودن تهوع آور نیست مرد
نه همیشه
سلام جیت
چوتی گریوال
مادرهای ما باهم میرن کلاس آیروبیک
بله همینطوره !
و من فکر میکنم تو پدر منو میشناسی
رابی گریوال !
ما لاان از دستش دادیم من میدونم
من اونجا بودم
تو باید کاتیا باشی
تو زیباتر از اونی هستی که همه میگن
کری من دیدم که تو خیلی خیلی خوب شلیک کردی
گور باباش
میتونم ؟
خواهش میکنم
خدای من گوری ؟
خود پسر بیبا لطفاً بیا تو
یوسف ؟ ببین کی اینجاست مرد
خیلی خب من میام ببینم چی میگی ممنون
از این طرف ممنون
من بزرگترین طرفدار تو هستم
هی مرد !
هی تکون نخورید تو خفه شو
آروم باش آروم باش
من تکون نمیخورم
زود باش بیا بریم
برو کنار برو کنار آه لعنت
گوری ؟ آه
اوه نه !
هی یه نفر به 911 زنگ بزنه
اوه برادر من !
لعنت
تو اون جوکر مانی رو میشناسی ؟
به جیمی بگو بهش زنگ بزنه
گریوال در مورد حمله ما در عروسی میدونست
بهش خبر داده بودن
جیمی ؟ تو آدم های گریوال رو میشناسی ؟
من اسلحعه رو میزارم توی ما تحتش اون میگه کی خبر داده
نباید با جیت هماهنگ کنیم ؟
نه مرد ... من تختم های این یارو رو به عنوان هدیه میدم به جیت
تو میای یا چی ؟
اینقدر بی مصرف نباش نپ
ما فقط میخواهیم یه گپ مودبانه با آدم اصلی گریوال داشته باشیم
چند تا سوال ازش بپرسیم و یه کم اطلاعات بگیریم
و چند تا پا بشکنیم !
آقای بسین گفت تحت هیچ شرایطی کسی مزاحمش نشه
پس برید خونه وگرنه به پلیس ها زنگ میزنم
گم شو برو تو
آه لعنت واقعاً ؟
گم شو بیرون هی پول من ؟
تو دوست داری به همه خیانت کنی ؟
ها ها ها من نمیدونستم اون کجاست
کی در مورد حمله به گریوال خبر داد ؟
خوب اگر تو نمیدونی من مطمئنم اون بهت نمیگه
آره . اگر منو ببخشید آقایان من کارهایی دارم که باید انجام بدم
اون به موبایل من زنگ زد و بهم گفت تو یه اسم برای من داری
زود باش این احمقانه ست این یارو هیچی نمیدونه . البته که میدونه
اون آدم اصلی گریواله درسته ؟
چرا از دوستت که اینجاست نمیپرسی ؟ کی نپ ؟ دهنتو ببند جیمی
تا وقتی یه گلوله به مغزت نزدم دهنتو نمیبندی
تو نپرسیدی ولی نپ آدم فروشه من به خاطر این خیلی متاسفم نپ
نپ ؟ به اون گوش نکن اون فقط میخواد جواب نده
لعنت !
نه نه !
نه نه !
اوه نه !
منظورت چیه تو نمیتونی کاری بکنی ؟
اون منی رو فرستاد هوا
آره من خوبم من خوبم
متاسفم
باشه آره
اوه لعنت !
لعنت
جیت ؟
چطور در مورد منی بی حساب میشیم ؟
ما اون رو به فنا میدیم
هی پیتر
چرا تو نخوابیدی ؟
چون من بیدارم !
فهمیدی بابا این یه جوک بود
تو نمیتونی بیدار باشی زود باش
برش زود باش
پیتر کجاست ؟ اون طبقه پائینه . برو بالا
پاپاجی تو کجایی ؟
جیت . چی شده ؟ پاپاجی برو داخل
برو تو
لعنت گمش کردیم
تو اینجا بمون تو ماشینو بیار
باباجی زود باش بیا بریم . ما همین الان حرکت میکنیم
کی ؟ پیتر رو بیار اینجا
منظورت چیه نمیتونی ردشو بگیری ؟
من کجام ؟ من توی هتل هستم روانی لعنتی
هیچ کثافتی به خانواده من شلیک نمیکنه
فهمیدی ؟
و نپ کدوم گوریه ؟
بهش بگو همین الان گم شه بیاد اینجا
بفرمائید
هی کتیا وقتی پدربزرگ میخوره بابا واقعاً عصبانی میشه
اوه عیبی نداره پیتر عزیزم
اون مثل دارو هست
روز طولانی بود .. شاید ما بهتره بریم بخوابیم
اگر تو نیاز داری بخوابی برو بخواب
ما نمیخواهیم بخوابیم
ما نمیخوابیم
باشه هر طور دوست دارید
پیتر پسرم ..
بیا
اون نمیدونه با من چیکار کنه
هیچ کدوم از اونا نمیدونن
تو میدونی منی کجاست ؟
اون به موبایلش جواب نمیده
منی ...
خدای من قول داده بودم که اینو نگم ولی ..
اون زنگ زد و گفت که یه کم وسایل میاره
من ازش چیزی نشنیدم و اون هیچ وقت نیومد
منو نیومده چون اون مرده
یه نفر امروز صبح اونو سوزونده
کاملاً
اوه نه !
وای خدای من
ولی نپ اجازه نمیداد اتفاقی برای منی بیفته مگه نه ؟
نپ !
منی پفت گه اون میره دنبال نپ تا برن یه یارو به اسم جیمی رو ببینن ...
و من دیگه ازش وسایل نخواستم
زندگی گنگسترها کسالت آوره
تو کلمه گنگستر رو از کجا آوردی پیتر ؟ اینجا هیچ گنگستری وجود نداره
فقط سفیدها گنگستر هستن پیاز قهوه ای
حتماً
از آتش خشم من آگاه باش
اسباب بازی پلاستیکی تو خیلی عصبانیه پیتر
اون یه اسباب بازی نیست
اون یه گردن کلفته
اسم اون مگاترون هست عمه جان
و اون قدرت بزرگ شیطانی هست که باعث میشه آدم های خوب تاوان بدن . درسته پیتر ؟
آره اون مثل پدر منه
هر کسی که سر راه اون باشه منفجرش میکنه
هی جیت بیشتر شبیه آپتیموس پرایم نیست ؟
نه آپتیموس پرایم یک مرد خوبه
پدر یه بدبخت نیست اون آدم بدیه
نه پدر تو بد نیست پیتر . اون مگاترون هست اون خیلی بده
تو چی درست میکنی ؟
یک کاری سبزی
هی بابا . مگاترون هیچ وقت در نپرون کاملاً نمیمیره
نپرون جای بدیه درسته ؟
زود باش
منو برسون به گودورا البته
و اون پیش بند لعنتی رو دربیار
متاسفم عمع جان عیبی نداره
حالا تو میتونی مراقب اون باشی
هی نپ ؟
ماشینو بیار
لعنت !
پسر لعنتی خودم فکر میکنه بد بودن خوبه
اون فقط یه بچه ست اون فقط میخواد مثل پدرش باشه
تو خفه شو لعنتی
فکر کردی تو یه روانشناس هستی ؟
فکر کردی خیلی باهوشی لعنتی ؟
من گفتم همه چی رو به من بگو و هیچی رو مخفی نکن
وقتی منی سرخ شد تو باهاش بودی
منی به کاتیا زنگ زده بود
اون نمیدونست تو چطوری کارشو ساختی
لعنت مرد
الان هر چی بگم فرقی نمیکنه پس ..
بیا تمومش کنیم و ازش رد بشیم لعنت
آدم لعنتی گریوال ..
برای مادر من پیاز خرد میکنه
تو داری چه غلطی میکنی ؟
من نمیدونم به من نگاه کن لعنتی
تو نمیتونی به من نگاه کنی ، مگه نه ؟
لعنت
لعنتی
من حلش میکنم
دستات بزار دستاتو ببینم
خوبه از ماشین پیاده شو
آروم اسلحت
تکون نخور
تو واقعاً به من شلیک کردی ؟
برو به جهنم
جیت من ...
وقتی که بلاسکی داشت تو رو میاورد بیرون
به .. یکی از انبارها حمله کردن
برو به جهنم
لاولی ..
اون مرده
بشین
جوهار .. این بیشتر جلو نمیره
من بهت میگم جاسوس کیه ، باشه ؟
تو فکر میکنی من نمیدونم ؟
گریوال اینو بهت داده ؟
عجب اثر زیبایی
تو میدونی معنی این چیه مرد ؟
اسکولا کرپان
کرپان !
یعنی رحم و دوست داشتن
هیچ کدوم از اینا رو .. امروز نخواهی دید
و آرن یعنی افتخار
بزرگی
صاحبان لعنتی این
قبلاً عدالت رو اجرا میکردن
خیلی خب گوش کن من ..
اون عکس رو به خاطر بیارید که برای اولین بار توسط فضانوردان از زمین گرفته شد
چیزی که شما میبینید این سیاره آبی زیباست ..
آبی که با ابرها پوشیده شده ..
اون قفط یک سیستم منحصر به فر هست که هوا و اقیانوس ..
همه چیز جزئی از اون وجود واحد هستن
مراقب اسلحه من باش !
هیچ وقت .. اینکارو نکن
هی
من متاسفم پیتر
نمیخواستم بترسونمت
من نترسیدم
درسته
جیت ؟
ما باید پیتر رو بفرستیم پیش مادرش
اون روزی که اون ما رو ترک کرد تا بره به اون ده لعنتی .. اون عاشق تو بود . نه پیتر
هی جیت جوهار ؟
گم شو بیا بیرون
جیت جوهار ؟
جیت جوهار ؟
گم شو بیا بیرون
آروم باش کاتیا
پیتر ؟ حالت چطوره ؟
سلام عمه کاتیا
میبینی اون منو دوست داره
برو خونه کاتیا
تو دیگه اونجا نیستی تو هیچ وقت دیگه اونجا نیستی
برو خونه
ولی اگر تو عاشق کسی باشی میخوای باهاش وقت بگذورنی
من باید اینجا پیش پیتر بمونم
خوب من هم اینجا میمونم
من میتونم براش مادر باشم
فکر کنم قرار نیست این اتفاق بیفته ، مگه نه ؟
خدای من اوه زود باش
جیت خواهش میکنم بیا تو ماشین
بیا توی ماشین پیتر تو هم بیا
عمع کاتیا .. برو خونه
من متاسفم
بگیرش لطفاً
چه اتفاقی برای تو افتاده ؟
چه اتفاقی برای تو افتاده پاپاجی ؟
منم قبلاً حس خیلی سردی داشتم
اونا باتلاق های قره قاط رو تا اونجا با آب پر کردن
تمتم روز ..
ما از جارو استفاده میکردیم تا قره قاط ها رو مرتب کنیم
به طرف تسمه حمل کننده
باد خیلی تند و سرد بود
که ما شلوار خودمون رو خیس کردیم
در تمام روز
ما در شاش خودمون ایستاده بودیم
ما حصار رو مرتب میکردیم
برای سال ها من سعی کردم اون بو رو با شستن از بین ببرم
ولی قدرت اون از بین نمیرفت
و اون هنوز نرفته
پسر نترس من ..
کدوم قدرت ..
تو داری ازش فرار میکنی ؟
بخواب رو زمین
گفتم بخواب روی زمین
اینجا کسی نیست
جوهار کدوم گوریه ؟
اون اینجا نیست ، مگه نه ؟
اون کجاست ؟
اگر اونو دیدی .. بهش بگو تو قلب منو شکستی
بیا از اینجا بریم بیرون
آه این فاحشه کفش های منو خراب کرد
قربان شما میتونید جسد رو شناسایی کنید ؟
خودشه
کاتیا لوگان
فکر میکنی میتونی درستش کنی جیت ؟
من در گذشته اینکارو کردم
آره ولی اون موقع هر دفعه که از مرز رد میشدن گیر نمیفتادن
پاهای لعنتی اونا رو بشکنید
پس کی کامیون ها رو میرونه ؟
نه کاملاً احمق دیوانه
کتکشون بزنید بترسونیدشون
یه نفر اینجا یه غلطی بکنه
لعنت
بزنیدش مرد
حالا که مخفی کاری تو در تشکیلات بابا فاش شده لازمه توی این آواریوم لعنتی قرار بزاریم ؟
من ماهی دوست دارم
به خاطر همینه ؟
بابا گفت پسرهای بیبا از بین رفتن
ولی بعد خودشم زیاد حس خوبی نداشت
آره میدونم
اون عصبانیه که تو طرف جیت رو گرفتی
اون تو امن تر بود
من به اندازه کافی ضربه خوردم من از اون نو کیسه خسته شدم
از شرش خلاص بشید
تو میدونی که به خاطر حرف اون مجبور نیست اینکارو بکنی
تو میدونی چطوری سردار رو ببری روی پشت بام ؟
بهش بگو نوشیدنی ها رو مهمون منه
مرد عجیب لعنتی
من جوک های منی رو یادم میاد ولی یادم نیست اون شبیه چی بود
وقتی جیمی آتیشش زود تو اونجا بودی ؟
بله
نه .. من نمیدونستم
من به گوروس قسم میخورم
خوب .. ما یه کارهایی داریم که باید بهش برسیم پراوا
بله همبنطوره
هی جیت ..
من بابت کاتیا متاسفم
اون میاد ؟
اوه اون میاد
چون اون فکر میکنه اوپتیموس پرایم لعنتیه
میتونم یه نوشیدنی برات بخرم جیت ؟
گم شو
اون گفت گم شو برو به جهنم
اونو بندازش بیرون و در رو ببند
گم شو بیرون
هی تمومش کن
من پیتر رو میبرم به هند
اون الان قراره با مادرش زندگی کنه
این سخته مرد
اوه خفه شو متقلب
تو به خاطر این میخواستی منو ببینی ؟
من میخواستم تو مطمئن بشی وقتی من رفتم اتفاقی برای خانواده من نیفته
البته
تو دلقک عجیبی برای اون هستی
من دلقک نیستم جیت اون فقط فکر میکنه من هستم
و اون میخواد تو بمیری
لعنت درو باز کنید لعنتی ها
تو چیزی میخوای ؟
من رفتم !
و اون میخواد من اینکارو بکنم
پس تو منتظر چی هستی ؟
من یه پلیس هستم
مامور مخفی با نیروهای ضد مواد مخدر
کارت شناسایی !
آروم باش من منتظرم کثافت
باشه باشه .. سوت منو فرستاد سراغ گریوال و اون روانی منو فرستاد تا بین شما نفوذ کنم
و بعد ازت خواست که منو بفروشی
اینطوری بهتره
تو میکروفن داری ؟ بله .. بله
معمولاً داشتم
تو صدای گریوال رو ضبط کردی ؟
وقتی اونا به من حمله کردن .. درسته ؟
نه اون بینشون اومد
لعنت
اون دختر مغز تو رو ازت گرفت
نه
شاید ..
باشه
گوش کن
جیت .. ما مدرک زیادی علیه تو داریم
به ما کمک کن و ببینم چیکار میتونم بکنم
برو به جهنم
میخوای ازش استنفاده کنی ؟
پدر ؟ اون اونجاست
چه اتفاقی برای تو افتاد ؟ خسارت جانبی
تو اینجا چیکار میکنی ؟ فکر پدر بود
تو اونو کشتی ؟
بله قربان
پسر بیبا !
آره آره آره همینجا نگه دار
این تمام چیزیه که ما نیاز داریم
افسر من با یه روانی گیر افتاده
همین الان نیروی کمکی درخواست کن
قربان ؟ جیت میخواست به کوئینز زنگ بزنه
پس چرا تو دستور قتلش رو دادی ؟
من بهت گفتم ما تجارت خالص انجام میدیم
چتر نجات طلائی وجود نداره نقشه فرار وجود نداره
نه هیچ باقیمانده ای
قربان قربان قربان نه
تو چیکار کردی ؟
افسر رو کشتن افسر رو کشتن
همین الان یه آمبولانس لعنتی خبر کن
سلام عموی عزیز
چی ؟
مراقب باش حمال
بابا ؟ بابا ؟
بابا ...
گریوال به من گوش کن
نپ میکروفن داشت
تموم شد
پس قهرمان بازی نکن و بیا بیرون
احمق لعنتی
تو به یه پلیس شلیک کردی
و تو .. به یه پلیس کمک کردی
به پشتیبانی من خبر بده
برو به جهنم دلقک
برای پیتر اینکارو بکن
چوردی برو بیرون
راه برو
چوتی فرزندم
بهش گوش نکن
من اینکارو نمیکنم
و به تو هم همینطور بابا
گریوال ؟
تو محاصره شدی
اوه خفه شو سود و بزار من مزاکره کنم
لعنت من میرم بیرون
اگر بمونیم آبکش میشیم
بابا اون درست میگه
بیا بریم هیچ کس بیرون نمیره
نه حتی تو چوتی
زود باش چوتی برو بیرون
من نمیتونم
اون از تو به عنوان گروگان استفاده میکنه
زود باش
تکون بخور .. و من ماشه رو میکشم
نه !!
لحظه ای که اینکارو بکنی اونا میکشنت
شلیک نکنید
ما خودمونو تسلیم میکنیم سوت
قدم به قدم جوهار
زود باش چوتی
بیا بیرون و دستاتو بزار روی سرت زود باش
نپ حالش خوبه ؟
اون خوب میشه
اون یه پلیس لعنتیه
دستاتو بالا نگه دار
زود باش
جیت ؟
کارت اونجا خیلی خوب بود
پسر من بهم میگه مگاترون فنا ناپذیر
جوهار ؟ بابا شلیک نکن
نه !
ما این طوفان رو ایجاد نکردیم
173 قتل مربوط به مواد مخدر در کلمبیای انگیسی در 10 سال گذشته اتفاق افتاده
فیلم ها را با زیرنویس فارسی دانلود کنید .::WWW.KINGMOVIE.BIZ::.
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.