Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
کــاری از هـــومـــن صـــمـــدی Raylan Givens
سیگارهاتون رو خاموش کنید
کی اینجاست، پیترو؟
بازش کن
« یک سال بعد »
سلام، پیترو کوچولو
آتزورا، خوشوقتم. خواهش میکنم، بفرمایید تو - والریا -
عزیز دلم، بیا استخر رو نشونشون بدیم
از این طرف - ممنون -
!ببین، بابایی اونجاست
جنارو، ایشون برنامهریز جشنه
جنارو ساواستانو - «والریا، از «تولد رؤیایی -
چه جاذبههایی عرضه میکنید؟
،لوازم بادکردنی وجود داره، پشمک پانتومیم، دلقک... هرچی که بخواید
ما همهشون رو میخوایم - باشه -
باید جشن شگفتانگیزی باشه
همکلاسیهاش چند نفرن؟ - 25تا -
ما دعوتنامهها رو آماده کردیم
گرچه صد تا لازممون میشه - باشه - چرا 100 تا دعوتنامه لازم داریم، جنارو؟ -
باید به کُل مدرسه بگیم، به کُل محله
باید خیلی بزرگ باشه - درسته -
عزیز دلم، از این دعوتنامهها خوشـت میاد؟
فقط یه لطفی... دخترها رو اونتیپی نکنید
بچهها رو میترسونن - نگران نباشید -
شاید یه چیز رنگارنگتر، اگه موردی نداشته باشه
من تا بیرون همراهیشون میکنم - بله -
ممنون، خداحافظ - خداحافظ -
تیپشون رو مثل دلقکها میکنیم - تصمیم خوبیه -
جنارو، ایشون آلبرتو رستا هستن
پدربزرگشون نصف ناپل رو ساخت
و ایشون و پدرش باقیـش رو - میکله خوشـش میاد اغراق کنه -
با کارنامکتون آشنام
ولی نمیشه آدمها رو بهواسطۀ سوابق کاریشون شناخت، میشه؟
حق با شماست. خانوادۀ من یادم داد که با اطلاعات صحبت کنم
میکله بهم گفت که شما یه همفرجام ترتیب دادی که این مکان متروکه رو تبدیل کنی به بزرگترین فرودگاهِ کامپانیا
تعهد عظیمیه
بله، و تنها چیزی که کم دارم آدمی مثل شماست
تاجری پیشگام
کسی که کسبوکار خانوادگی و کُلی کارگر رو نجات داد
این بهتون اعتبار میده
ولی حالا تا گلو توی بدهیاید و بانکها دنبالتونـن
اگه تصمیم بگیرید سرپرستی همفرجام رو به عهده بگیرید، 15% بهتون میدم
،ممنون، پیشنهاد بسیار خوبیه ولی نمیتونم قبول کنم
بانکها دنبالـمن
در حال حاضر، سرمایهای ندارم که سهامی بخرم
به هر حال میدمشون بهتون
میتونید زمانی که هواپیماهامون توی آسمون بودن پولـش رو بهم بدید
:اما به یک شرط
استخدامها، مالکیتها و قراردادها همگی باید طبق قانون باشن
جوری که احدی نتونه بهش خرده بگیره
اون مشکلی نیست، من به تمیزبازیکردن عادت دارم
باریکلا
خب، آلبرتو، به گمونم حالا دیگه میتونم با اسم کوچیک صدات کنم
!نخالههای وامونده، از اینجا برید
بیشعورهای وامونده، برگردید !به همونجایی که ازش اومدید
!بزنید به چاک، حرومزادهها
!کثافتها
!برگردید توی فاضلابها
!گورتون رو گم کنید
...عزیز دلم - بابایی، بو برگشته -
میدونی چیکار میکنیم؟
سدش میکنیم، باباجون
ماریا
چرا توی تخت نیستی، ماریا؟
من خوبم، جووانی، چرا باید توی تخت باشم؟
سلام، عزیزم
خیلی قشنگـن، خودت چیدیشون؟
توی کولهپشتیـت چیه؟
اسباببازیای هست؟
بذار ببینم
نتایج کِی به دستـت میرسه، ماریا؟
چیزی بهت گفتن؟ - رسید به دستم -
خب؟
امروز رسید به دستم
میام خونه - چطور ممکنه؟ -
واقعاً میای خونه؟
واقعاً میام! خوشحالی، عزیزم؟
آلبرتو - سلام، جنارو -
خب؟ - تأثیر خوبی میذاره -
باقیـش رو نشونـت میدم، بیا
بیا، همهشون هنوز در دست انجامـن
...ولی
این دفتر توئه
عالیه! طاقت ندارم تا شروع کنم، جنارو
باقیـش رو نشونـت میدم
لیست اون افراد رو دیدی؟ - آره، همهشون کارنامک فوقالعادهای دارن -
تنها راه بُرد، با افراد برتره
پروژه اینه
باید قبل از اینکه درخواست مدیریت فرودگاه رو بدیم، زمین رو بخریم
چقدر وقت داریم تا طرحهای سرمایهگذاری رو ارائه کنیم؟
تا آخر ماه - بهتره عجله کنیم -
میخواستم یه درخواستی ازت بکنم، جنارو - چیه؟ -
،یه نفر هست که همیشه کنار من بوده
یه زن جوان خیلی ماهر و درستکار
دوست دارم سر این پروژه هم کنارم باشه
مشکلی نداره. باهاش آشنام کن
.سلام، تیتسیانا تیتسیانا پالومبو، جنارو ساواستانو
خوشوقتم - باعث افتخار بندهست -
خواهش میکنم
...خب
تیتسیانا توی لندن فارغالتحصیل شد، در بین شاگرد اولهای کلاسـش و مستقیماً بعد از اون، کار با من رو شروع کرد
،میدونی، آلبرتو
،خیلی از جوونهامون، تیزهوشترینها واسه تحصیلات میرن خارج از کشور
چون توی این کشور خرابشده فرصتی وجود نداره
درحالیکه تو برگشتی مبارزه کنی، لازمۀ اون شهامته
شما دارید فرصت خیلی بزرگی در اختیار ما میذارید
اگه بتونم کنار شما باشم، در اونصورت پاداش اون شهامت داده شده
...باریکلا پسر خوب، عزیز دلم. دستـت
اونیکی دست
خوبه
چیه، جنارو؟ توی خواب و رؤیایی؟
داشتم به این فکر میکردم بزرگتر که بشه چی میشه
بعد از اینکه توی لندن، یا توی آمریکا تحصیل کرد
موقعی که مردم فامیلیـش رو بشنون چی فکر میکنن
و چی میگن، جنارو؟
!اون پیترو ساواستانوئه، موسیقیدان بزرگ
...یا مهندس، معمار
یا فضانورد؟ هان، پیترو؟
دلـت میخواد فضانورد باشی، عزیزم؟
اون چیزیه که میگن، جنارو
حاضری؟ بریم مدرسه؟
این آهنگیه که دوست داری؟
همینه، درسته؟
چجوریه؟
بعداً میبینمت، باباجون؟
امروز هم نمیای تو؟ - دفعۀ بعد -
با بابایی خداحافظی کن - پسر خوبی باش -
بعداً میبینیمت. خدافظ - خدافظ -
بریم، دستـت رو بده من
سلام، آناکیارا
صبحبخیر - چطوری؟ -
اگه چیزی لازم داشتی، ما اینجائیم - ممنون، ماریا خوشحال میشه -
خب، کلارا... آناکیارا، همهچیز مرتبه؟
تکالیف خونهت رو انجام دادی؟ بریم
جنارو - خب؟ -
فقط توی چند روز نصف زمین رو گرفتیم، ببین
و باقیـش؟ - مذاکرات در حال انجامه -
جنارو، برای سرعتبخشی به کارها، اگه موافق باشی، من 20% پیشنهادمون رو میبرم بالاتر
عالیه
بهش رسیدگی میکنی؟ - البته، فوراً -
بیا، از تمام طرحها پرینت گرفتم
پارکینگهای چندطبقه، پاساژ خرید
چراغ سبز رو گرفتیم - هتله اینه -
پیشنهادمون رو 20% میبریم بالاتر
اینم تقاطع بزرگراهه
میرسه به فرودگاه؟
باریکلا، آلبرتو. کسی رو توی شهرداری داریم؟
آره، شورا میخواد یه ورزشگاه جدید بسازه
خوبه، بیا فوراً 200هزار یورو بهشون بدیم
درسته، تا مردم صریحاً بفهمن ما باهاشونیم
باریکلا. و بهشون میفهمونیم که ما قید سهبرابرسازی ارزش زمین که قانون برامون تضمین میکنه رو میزنیم
تا با اون پول، شهرداری بتونه مدارس و مسکن مرمت کنه
جنارو، من توی کُل حرفهام تابحال نشنیدم کسی اونجوری صحبت کنه
چون تغییر مائیم
الو؟
سلام، آلبرتو
الان میام اونجا
سلام، آلبرتو - سلام، جنارو. بیا -
اون زمین رو میبینی؟
کپههای علف خشک، اون خونۀ سفید وامونده؟
مالک نمیخواد بفروشه
چقدر پیشنهاد دادیم؟ - 300هزارتا -
شش برابر ارزشـشه. بیشعور گفت نه
بهخاطر اصول اخلاقی نمیفروشه، بحث پول نیست
همیشه بحث پوله، آلبرتو
وگرنه یه خبری هست. و تو باید سر دربیاری چه خبره
نه، جنارو، متوجه نیستی، یه چیزی نیست که من بتونم حلـش کنم
.باید بترسونیـش، از روشهای قلدرانه استفاده کنی باید متوجه بشه اگه نفروشه، بدترین معاملۀ زندگیـشه
فکر نکنم درست شنیده باشم، آلبرتو
احیاناً به من دستور دادی؟
...نه، جنارو
ولی ما این زمین رو لازم داریم
کمک لازم دارید؟ گم شُدید؟
داشتم دنبال شما میگشتم. جنارو ساواستانو
یه پیشنهاد براتون دارم
اگه یکی از افرادی هستی که میخوای زمین من رو بخری، نمیفروشم
قبلاً به دوستهات گفتم
منم زن و بچه دارم
توی یه درمانگاه در برزیل میتونن سرطان زنـت رو درمان کنن
در ازای 300هزار یورو میتونن یه پیوند کبد انجام بدن و همهچیز درست میشه
اگه برگهها رو امضا کنی، همهچیز میوفته روی روال
فردا صبح میتونم سوار یه هواپیما کنمتون
برای زن من امیدی وجود نداره
دکتر واضح و روشن گفت
خب چی میتونن بگن؟
میدونی یه پیوند کبد چقدر واسه یه بیمارستان دولتی هزینه داره؟
اونا روی آدمهایی که شانس زیادی ندارن، جراحی انجام نمیدن
شانس کمی داشته باشی بهتره یا اصلاً شانس نداشته باشی؟
بهش فکر کن
من رو اینجا پیدا میکنی
ولی نه برای همیشه
خداحافظ
مامان. ممنون، مامان
سلام، عزیزم - سلام -
قشنگ به مامان سلام کن - بیا اینجا -
ماریا، سخت نگیر. ماریا، چیکار داری میکنی؟
تا زمانی که اینجام، دخترم رو بغل میگیرم
آره، بیا بریم پیش پیتسریا
اینم از دمپاییهات - ممنون -
باید یه زن دیگه پیدا کنی، جووانی
یه زن خوب، دختره به مادر احتیاج داره
چی داری میگی؟ هان؟
مردن برام مهم نیست
میخوام استراحت کنم، دیگه نمیتونم مبارزه کنم
ولی نمیتونم دیگهندیدنـش رو تصور کنم
یه نفر اومد یه چیزی بهم گفت
چی؟
زمین رو میخوان، ماریا
ولی در ازاش، این آدمه گفت
میتونه تو رو وارد یه بیمارستان در برزیل کنه
همچین چیزی گفت
برزیل؟ - آره -
گفت میتونن یه پیوند برات بزنن
تو رو وارد لیست میکنه
گفت کبدهایی در دسترسه، همچین چیزی گفت
و این آدم کی هست، جووانی؟
آدم خوبی نیست
ما حتی یه جا واسه موندن توی برزیل داریم
الو؟ - سلام، جنارو، خبری شد؟ -
نه هنوز
وقت داره تموم میشه - دارم بهش رسیدگی میکنم -
جنارو، نمیفروشه. هواپیماهامون هیچوقت به پرواز درنمیان
بابا اومد - !پسر بابایی -
جووانی - چیه، عزیزم؟ -
میخوام برم. به یهورمم نیست این آدمه کیه
واسه بوکردن رایحۀ موهای دخترم برای حتی یه روز بیشتر تا برزیل پیاده میرم
قول میدم، میتونم
چی میخوای؟
چی میخوای؟
من هنوز منتظر تماسـم
چرا باهام تماس نگرفتی؟
.چون حالم رو به هم میزنی حالا از زمینـم برو بیرون
جنارو
همهچیز مرتبه؟
چه گُهی خوردی، آلبرتو؟
،جنارو، سعی کن درک کنی وقت داشت به سر میرسید
باید یه کاری انجام میشد، نمیتونستیم یه جا وایسیم منتظر بمونیم
کاردانبودن به معنای اقدامکردنه
ولی اقدام بدی کردی
سلام، عمو - جنارو، خوشی؟ اوضاع چطوره؟ -
همهچیز روبراهه
سلامت به نظر میرسی - تو هم همینطور -
خب، بگو ببینم، چرا باهام تماس گرفتی؟
میخوام یه چیزی رو نشونـت بدم
میدونی که این ناحیه پُر از سمّه
باید بدونم کدوم زمین پاکه و کدوم آلوده
و کی ازش سود میبرد
این اطراف، آدمها عجیبـن، جنارو
،الان همه اعتراض میکنن
ولی در گذشته خیلیهاشون فکر نمیکردن اگه دیگه نتونی آب لولهکشی بخوری یه مشکله
تا زمانی که پول داشتی آب معدنی بخری
یه خرده بهم وقت بده و خبرت میکنم چقدر زود میتونم
ممنون
سلام، عزیزم
جنارو، همهچیز مرتبه؟
بد نیست خوب هم نیست
اگه جشن پسفرداست چرا این دعوتنامهها هنوز اینجاست؟
بابایی هنوز نمیدونه
تصمیم گرفتیم شنبه فقط خودمون سه تا باشیم
درسته، عزیزم؟
...ناهار میریم بیرون، بعدش میریم پارک تفریحی
بعدش میریم سینما
چی شد؟
دعوتنامهها رو هفتۀ قبل پخش کردم، جنارو
گذاشتمشون روی رختآویزها
هیچکس برشوننداشت، جنارو
دو روز اونجا موندن
آخرش برشونداشتم، تا حداقل پیترو متوجه نشه
...گوش کن چی میگم، جنارو
پیترو اینجوری خوشحالتره
میریم سینما، بستنی میگیریم
فقط خودمون سه تا
نگران نباش
بریم ببینیم، چیتا
طرف همینه؟ - حالا میبینیم -
متوجه نشدی؟
اینجا ازت استقبال نمیشه
میدونی، جووانی، نمیتونستم درک کنم
به جون تو قسم
،من یه زن و یه بچه دارم من بودم دودل نمیشدم
«پس اون وامونده چی واسه فکرکردن بهش داره؟»
کنجکاو بودم، واسه همین یه پرسوجو کردم
و میدونی چی فهمیدم؟
،خطرناکترین پُخ چیزی نیست که میتونی ببینی
چیزیه که نمیتونی ببینی
سمّ رو کجا خاک کردی؟ اونجا؟ اون پشت؟
من کاری که بقیه کردن رو کردم
پول لازم داشتم. چندتا بشکه بیشتر نبود
میدونم
به همین خاطر نمیخواستی بفروشی
نمیخواستی کسی به حقیقت پی ببره
زنـت میدونه بهخاطر تو داره میمیره؟ هوم؟
دخترت میدونه چه پدر افتضاحی هستی؟
میدونی حالا چیکار میکنیم؟
تو این پول رو میگیری. بگیرش
میری یه جای خوب، دور از اینجا
دور از تمام این گُهکاریها
ولی مگه 300هزار یورو نبود؟ - قبلاً -
وقت کردار نیک تموم شده، حالا تو کاری که من میگم رو میکنی
با باقی پول باید پُخی که ریختی زیر اینجا رو پاک کنم
دفتر اسناد رسمی میبینمت، جووانی
ببخشید، میتونم کمکتون کنم؟
مدرسه هنوز تعطیل نشده
شنیدید؟
آقای ساواستانو، صبحبخیر
نه، نه، نه، نمیتونید اینجا بمونید - امروز تولد پیتروئه -
میدونم. نمیتونید اینجوری بیاید توی کلاس من، قوانینی وجود داره
پسر من باید عین باقی بچهها جشن بگیره
بچههای دیگه که توی کلاس جشن نمیگیرن
ببینید چندتا کادو! بازشون کنیم؟
تمام اطلاعات رو بهتون میدن
میبینمتون، روز خوبی داشته باشید
توی کلاس سیمونه مشکلاتی وجود داره
میتونید برید یه سر بزنید؟
دو دقیقه
آقای رستا، یه بسته براتون اومده
این ساعت؟
گفتن کیان؟ - نه، بیرونِ در پیداش کردم -
بده اینجا
کجا میری، بابا؟ - الان برمیگردم -
بابا، تموم کردیم، میتونیم بریم؟
!نه! نه! سیـ... سیمونا، سیمونا، اونجا نگهشون دار
!اونجا نگهشون دار! سیمونا
چه خبر شده، بابا؟ - !همونجا بمونید -
کــاری از هـــومـــن صـــمـــدی Raylan Givens
« قـسـمـت بـعـدی »
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.