Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
1
هان سوما ناکامورا (هان: ملک دایمیو)
2
.سرورم، آقای سامانوسوکه تانگه را آوردم
3
.تنهامون بذارید - .بله، سرورم -
4
سرورم، چرا دنبالِ من بودید؟
5
!این جنده
6
از همون لحظه ورودش .مشکوک به نظر می رسید
7
،و همونطور که فکر می کردم .یک مامور مخفی بود
8
!جنده عوضی
9
یک مامور مخفی دیگه هم .در ملک دایمیو ما وجود داره
10
!قبلا اعتراف کرده
11
سامانوسوکه، تو ماهرترین .شمشیرزن در کل هان هستی
12
!برو اون مامور رو بکش
13
با این حال، اینکه .چرا انتخابت کردم دلیلِ دیگه ای داره
14
...سامانوسوکه
15
اگه اشتباه نکنم، تو به دختری بنام هاگینو علاقه داری؛
16
،نامزدِ کوجورو کامیشیما
17
یکی از نگهبانان سواره، درسته؟
18
بله. او رو می شناسی؟
19
.تو کوجورو کامیشیما رو میکشی
20
...کوجورو کامیشیما
21
،کشتن کوجورو برای تو
22
.حکم تسویه حساب شخصی رو خواهد داشت
23
.هاگینو هم ممکنه آسیب ببینه
24
کی هستی؟
25
.اوه، اگه سامانوسوکه باشه
26
.کوجورو باید باهات حرف بزنم
27
حرف؟
28
.فقط ما دوتا
29
چرا انقدر مرموز؟
30
.هر چی میخوای بگو
31
.هیچ دلیلی برای مخفی کردن وجود نداره
32
.کوجورو
33
.تو خیلی مشکوک میزنی
34
.به پدرت سلام برسون
35
درباره چی میخوای حرف بزنی؟
36
.سامانوسوکه
37
.من باید تو رو بکشم
38
چی؟
39
.میبینم، حرومزاده
40
تو از اینکه دوشیزه هاگینو تو رو .دزدیدم حسودی میکنی
41
.خواهش میکنم، کوجورو
42
.تو لو رفتی
43
.هاگینو بی گناهه
44
چرا در حالی که مامور مخفی بودی ازش خواستگاری کردی؟
45
چرا درگیرِ او شدی؟
46
!با من بجنگ
.من تسلیم میشم
48
...تسلیم میشم
49
.هیچ راهی برای شکست دادنت توی مبارزه نیست
50
،حالا که هویتم فاش شده
51
.دیگه کارم تمومه
52
.من شکمم رو پاره می کنم
.سامانوسوکه
54
.خواهش می کنم، تمام کننده من باش
55
...کوجورو
56
...چه توسط دولت و چه توسط هان
57
.راهِ سامورایی پر از بدبختیه
58
...سامانوسوکه
59
.مواظب هاگینو باش
60
!او خائنه! بکشش
61
سرورم! معنی این کار چیه؟
62
!برای خانه ما بمیر
63
سازِن تانگه کوزه یک میلیون ریویی مترجم: فرامرز زمانی علویجه
64
سه سال بعد قلعه چیودا
65
[اجرای نمایش نو]
66
...گوراکو، سالِ دیگه
67
بیست سال از آخرین بازسازی .معبد نیکو توشوگو میگذره
68
چه هانی مسئولِ نوسازی آن است؟
69
.شما نباید نگران باشید
70
مناسب ترین هان .قبلا انتخاب شده
71
.کارِ عالی، مثل همیشه
72
و کدوم هان است؟
73
.هانِ ایگا یاگیو
.یاگیو تسوشیما مراقبشه
75
.عمارتِ هان یاگیو در اِدو
76
هانِ داته مسئول آخرین بازسازیه .نیکو توشوگو بود
.که هزینه اش بالغ بر 250هزار ریو بود
78
این موضوع هانِ داته رو .در آستانه ورشکستگی قرار داد
79
دویست و پنجاه هزار ریو؟
80
!این مالِ بیست سالِ پیش بود
81
...هزینه فعلی میتونه 30
82
!نه، میتونه تا 500هزار ریو هم افزایش پیدا کنه
83
،حتی اگه همه خونه هان رو خالی کنیم .نمی تونیم پولِ زیادی بدست بیاریم
84
!دولت ازم خواسته که خودم رو بُکشم
85
!ارباب
86
چیزی نمیدونی که کمک کنه؟
87
شما سه نسله که به !خاندانِ یاگیو خدمت میکنی
88
!تو باید چیزی برای کمک به ما بدونی
89
.لطفا به ما بگو، ایپوسای
تو 120 سال به بطالت زندگی نکردی، درسته؟
91
!ارباب ایپوسای
92
.نگران نباش
93
.یک گنج برای مواقع اضطراری آماده شده بود
94
...خانه یاگیو
95
...گنجی رو
96
به ارزش یک میلیون ریو .مخفی کرده
97
...که اون رو میشه...در کوزهِ
98
.میمون پیر پیدا کرد
99
کوزه میمون پیر؟
100
آیا یک میلیون ریو توی کوزه میمون پیر وجود داره؟
101
.تامارو
102
.کوزه میمون پیر در سردابه هان قرار داره
103
،بذار از سریع ترین اسب ها استفاده بشه
104
.تا کوزه رو به اِدو بیاره
105
.این یه رازه، از جاده اصلی دوری کن
106
.زود انجامش بده
107
...خونه ایگا یاگیو
108
.در موقعیت بسیار مناسبی قرار داره
109
با گذشت زمان، فرماندهی خاندان های دیگه رو ،بدست میگیره
110
.و بی شک ژنرال خواهد شد
111
.ولی اونا رو زیرِ نظر دارم
112
به همین دلیل بازسازی .نیکو توشوگو رو بهشون تحمیل کردم
113
هزینه بیش از حد هانِ یاگیو رو .عقب نگه میداره
114
.کوزه میمون پیر رو می دزدیم
115
!هانِ یاگیو نباید اون رو پس بگیره
116
.علاوه بر این، یک میلیون ریو گیرمون میاد
117
.دو پرنده رو با یک سنگ می کشیم
118
.تایکِن
119
تو مسئولِ درهم کوبیدنِ .هانِ یاگیو هستی
120
.احمق
121
یه دزد عادی؟
122
.او هوش طبیعی خوبی داره
123
!اوه
124
چیکار میکنی، منحرف؟
...هرا، هرا، هترا، هرا، هرا هی
126
توکیوازو موجیهارو
127
.اینا برای امروز خوبه
128
.خیلی ببخشید، ولی امروز باید تمام کنیم
129
.یه کوچولو سردرد دارم
130
.خیلی متاسفم
131
...اینو نگو
132
.یالا، یالا، مرد جوان امروز کل قضیه همینه
133
.دنبالم بیا
134
.بچه ها خواهش می کنم
135
.خروجی از این طرفه
136
.بازم بیا، منتظرتیم، در پناه خدا
137
چی میخوای، یوکیچی؟
138
بازم یادت رفته؟
139
گفتم توی روزِ روشن !اینجا آفتابی نشو
140
...خب، موضوع اینه که
141
چی شده؟
142
بازم توی دعوا کتک خوردی؟
143
...راستی
144
.دیشب، یواشکی به خونه یه پولدار رفتم
145
.ولی این خونه یه هیولا بود
146
.چیزی رو شنیدم که باورت نمیشه
147
اوفوجی، یک میلیون ریو میخوای؟
148
!یک میلیون
149
جدی میگی؟
150
.البته که میگم
151
...هرا، هرا، هترا، هرا، هرا هی
152
...اگه به خاطر توئه، بذار توی شعله های آتیش باشه
153
...یا زیرِ آب
154
!آخ
155
...یک میلیون ریو
156
.این اصلا بد نیست
157
.خواهر
158
!دارن برای یک میلیون ریو میرن. یک میلیون
159
...هرا، هرا، هترا، هرا، هرا هی
160
.یوکیچی، اونجا رو نگاه کن
161
...رو برگردون
162
.آماده شید - !بله -
163
تو کی هستی؟
164
نمی دونی که من گِنزابورو یاگیو هستم؟
165
!وایستا
166
...خواهش میکنم، پسر
167
...ازت خواهش می کنم
168
...این کوزه رو بگیر
169
...اینو به عمارت یاگیو در اِدو ببر
170
...خواهش می کنم
171
...اونا بهت جایزه میدن
172
جدی میگی، آقا؟
173
.آره
174
...لطفا...اینو به یاگیو ببر
175
...به یا
176
چه پسرِ خوبی، چطوره اون کوزه رو به من بدی؟
177
!نه
178
.چه پسرِ بامزه ای
179
.می تونم بهت پول بدم
180
!من به پولِ کثیفت نیازی ندارم
181
!بچه لوس! بگیرش، یوکیچی
182
!بیا اینجا
183
!آخ! آخ
184
!خواهر
185
!بکشش
186
!آخ
187
.نزدیک بود
188
.نمیدونم شما کی هستی، ولی ازت متشکرم
189
.من گِنزابورو یاگیو هستم
190
.اون کوزه گنجینه هانِ یاگیو هست
191
اگه دزدیده بشه، خانه ما توی .دردسر بزرگی می افته
192
ببخشید، اسمت چیه؟
193
.اسمم سازِن، نام خانودگیم تانگه است
194
.ازت میخوام که کوزه رو به من بدی
195
!صبرکن
196
.ارباب سازِن
197
.لطفا کوزه رو بده به من
198
.آه
199
مشکلات خونه شما؟
200
این همه مرگِ بی حاصل .برای یک کوزه
201
.من نگهش می دارم
202
!وایستا
203
.به خاطرش 100 ریو بهت میدم
204
کافیه؟
205
صد ریو؟
206
اگه بگم نه چی؟
207
!می کشیمت
208
!نه
209
.اوه
210
.سبکِ یاگیو شینکاگه
211
!وایستا
212
!صبرکن
213
!آقا
اوه
215
!هیچوقت نبینمت
216
!بایست! همونجا بایست
217
.سازِن تانگه
218
...خدای بدبختی یهو ظاهر شد
219
سازن تانگه
220
.سرورم
221
شوگان از نوسازی معبد نیکو توشوگو به عنوانِ
222
.بهانه ای برای تخریب خانه ما استفاده میکنه
223
...اگه بخوایم از پس هزینه بر بیاییم
224
...ما به کوزه نیاز داریم
225
!برادر
226
...ما باید سازِن تانگه رو پیدا کنیم
227
.داینوشین و دیگران
228
.شما ماهرترین شمشیرزنان در یاگیو هستید
229
.سرنوشت هانِ ما در دستانِ شماست
230
!ما شکست نمی خوریم
231
[نوای سنتی]
...خیلی راحته
233
!لعنتی
234
.اوه، یه لحظه، آقا
235
...آقا
.داری منو مسخره میکنی
237
.خواهر
238
!خواهر
239
.خوب کار کردی
240
.گرچه الانم خیلی نزدیک شده بودم
241
.خواهر - .بله -
242
فکر نمی کنی تا حالا خیلی خرج کردیم؟
243
.تا حالا پنج روز شده
244
.چشمات رو باز کن
245
.این یک میلیون ریوئه
246
!یک میلیون
247
.یکی دوتا شیشه ساکی چیزی نیست
248
.لعنتی
249
.حرومزاده ساکی های گرون می نوشه
250
.گوش کن
251
.گداهای ناشکیبا درآمد کمی دارن
252
آماده ایم؟
253
!تازه داریم شروع می کنیم
254
".تازه داریم شروع می کنیم"
255
.هی، آقا
256
چقدر میخوای بخوابی؟
257
.آقا
258
.اوه، تویی
259
.من این کلبه رو دوست دارم
260
،تابلوی اون طرفِ خیابان برای دزدانِ
261
.توکیوازو موجیهارو" خیلی جالبه"
262
اگه دوست داری، میتونی .تا هر وقت بخوای بمونی
263
.آقا
264
.بیا یه لبی تر کن
265
.آقا
266
اهلِ کجایی؟
267
قبلا یه سامورایی رسمی بودی، درسته؟
268
چطور تا حالا زنده موندی؟
269
همم؟
270
...در حالِ نابودی دوجو به عنوان محافظ
271
،من یه عالمه دوجو رو از بین بردم .و دیگه نمی تونم پیدا کنم
272
.و هیچکس منو به عنوان محافظ استخدام نکرد
273
.به محض دیدنِ صورتم می ترسن
274
.خب، شاید من استخدامت کنم
275
نظرت چیه؟
276
.من ارزون نیستم
277
.زندگیم به توانایی ام بستگی داره
278
.می تونم تصور کنم
279
.پس، آقا
280
این چطوره؟
281
می تونم با چیزی که اینجا دارم ...باهات حساب کنم
282
همم؟
283
!اون احمق
.آقا
285
...آقا
286
...آقا
287
!اوه
288
!تکون نخور
289
نکنه تو هم دنبالِ کوزه هستی؟
290
!خواهر
291
!حرف بزن
292
.خیلی ها به این علاقه دارن
293
...اگه حرف نزنی
294
.درنهایت قیافه ات مثل من میشه
295
!خواهر
296
!یه کاری بکن
297
!وایستا
298
.نمی خواستم از این استفاده کنم
299
.ولی از مثلِ آدم خوب رفتار کردن خسته شدم
300
.خب
301
.اون رو ول کن و کوزه رو رد کن بیاد
302
اگه بگم نه چی؟
303
می فرستمت به دنیایی که .بوی باروت بده
304
.یالا تحویلش بده
305
.اصلا
306
!خواهر
307
.خوب هدف بگیر
308
تو که نمیخوای این کوزه ارزشمند رو خُرد کنی؟
309
!لعنتی
310
چیه؟
311
!لعنتی
312
تو کی هستی، حرومزاده؟
313
!یوکیچی
314
.به نظر میاد اونا هم دنبالِ کوزه هستن
315
...خیلی متاسفم، هر چی زمان بیشتر میگذره
316
.بیشتر به این کوزه احساس وابستگی می کنم
317
اگه کسی کوزه گنج رو بیشتر از جونش !دوست داره، بیاد جلو
318
!خواهر
319
!یوکیچی! زودباش
320
!وایستا
.زن
322
...اون تفنگ
خالیه، نه؟
324
رئیس تویی؟
325
!اوه، آقا
326
!اسمت رو بگو
327
.خدای مرگ
328
خدای مرگ؟
329
.منو به خنده ننداز
330
!بچه لوس، وایستا
331
!ایست
332
!ایست
333
!ایست
334
.خواهر، بیا اون کوزه رو بیخیال بشیم
335
ما جونِ کافی برای
336
درگیر شدن سر این موضوع .رو نداریم
337
!خفه شو
338
.من درموردِ این چیزا خیلی لجبازم
339
!اون عوضی رو پیدا می کنم و کوزه رو پس می گیرم
340
...هی، خواهر، میگی لجبازی ولی
341
اون مردِ یک چشمی رو دوست داری، درسته؟
342
...هرا، هرا، هترا، هرا، هرا هی
343
.خفه شو
344
،اگه واسه حرف مفت زدن وقت داری .بهتره یه مخفیگاه دیگه پیدا کنی
345
.آروم باش خواهر، من هواشو دارم
346
.می تونی به مخفیگاه من بیای
347
.روت حساب می کنم
348
.منم
349
.اون بچه حواس پرتی داشت
350
.هی. یه مدت پیشت می مونم
351
،همچنین
352
هنوز صحبت قبلیمون رو .تموم نکردیم
353
.خواهر
354
.راهو نشونم بده
355
.بله
356
سازن تانگه
357
!غیر قابل بخششه
358
!ارباب تسوشیما
359
،علیرغم اینکه افتخار بازسازی معبد رو داری
360
جرات داری که بگی درخواست رو رد می کنی؟
361
!حتی ناسپاسی هم حدی داره
362
.آروم باش
363
.انقدر عصبی نشو
364
ضمناً، سیزده روزِ دیگه .جلسه ای در معبد کانِجی برگزار میشه
365
.امیدوارم بتونی شرکت کنی
366
.خودِ شوگان تقاضای حضور تو رو کرده
367
.با کمال میل حاضر میشم
368
...به هر حال، خانه یاگیو
369
دارای یک قطعه ارزشمندی به نام "کوزه میمون پیر" است، درسته؟
370
.امیدوارم بتونی اون رو به ما نشون بدی
371
.شوگان به شدت بهش علاقه منده
372
.تسوشیما یاگیو احمق
373
.همه چیز طبق برنامه من پیش میره
374
.به راستی
375
.تایکن، بقیه اش به تو بستگی داره
376
.طولی نمیکشه که هانِ یاگیو رو درهم بکوبیم
377
.بله
378
میخوام هرچه زودتر .کوزه یک میلیون ریویی رو ببینم
379
هنوز نمیدونی سازن کجا قایم شده؟
380
.ما فقط یه گزینه داریم
381
.بهتره اون رو از خفا بکشی بیرون
382
.نشستِ کانِجی چهار روزِ دیگه برگزار میشه
383
،اگه سازِن رو پیدا نکنیم .آخرش مثل همین سگ ولگرد میشیم
384
!داینوشین
385
!لرد گِنزابورو، اونجا رو نگاه کن
386
این سازِنِ؟
387
!هی، سازِن
388
!داینوشین، دووم بیار
389
!داینوشین
390
!لعنت به تو، سازن
391
.هی
392
میخوای با اون کوزه چیکار کنی؟
393
...در مورد این
394
،اگه نمی تونی چیزی رو که میگه بخوانی
395
.بهتره اون رو فوراً به احمق های یاگیو بفروشی
396
اینطور فکر نمی کنی؟
397
اگه ماهر باشی، می تونی .تمام پولِ موردِ نیازت رو از اونا دریافت کنی
398
.گوش کن
399
من بهت میگم .چون واقعا برات اهمیت قائلم
400
.عزیزم
401
.می تونیم مراقب همدیگه باشیم
402
،اگه پولِ خوبی بگیریم
.می تونیم رستوران باز کنیم
404
.روزهای سختی رو پشت سر گذاشتیم
405
.یالا، عزیزم
406
میدونی چه حسی دارم، نه؟
407
.یالا
408
.هی
.روز برای این کار خیلی زوده
،تو حیطه کاری ما
411
حتی توی شب هم
412
.روشنایی روز وجود داره
413
.یک بدن برای من کافی نیست
414
چی گفتی؟
415
.هیچی. چیزی نگفتم
416
[فریادهای نامعلوم]
417
هی؟ این سر و صدا چیه؟
418
.حواسم رو پرت می کنن، نمی تونم تمرکز کنم
419
.محلشون نذار
420
،امروز
421
.حراج ماهیانه دزدان است
422
هان؟
423
حراج دزدان؟
424
!چه مزخرفی میگی؟اینو نگاه کن
425
این هیوتانی است که تایکو بزرگ .در اوماجیروشی ازش استفاده می کرد (هیوتان: آبنوش) (تایکو ساما: لقب هیده یوشی تویوتومی)
426
!این از اوناشه! بخرش
427
چرا صدات انقدر عجیب شد؟ - چیزِ بهتری سراغ داری؟ -
428
!البته - .میخوام ببینمش -
429
.این طبل متعلق به کیوماسا کاتو بود
430
این از پوستِ ببر درست شده بود و
431
.موردِ علاقه اش بود
432
!نه، نه، نه! ول کن
433
!وقتی می بینیش غش نکنی
434
این همون مقدمه ای هست که !توسط میتی کومون استفاده می شد
435
!چقدر مشکوک
436
چی؟ - .باشه، بکش بیرون -
437
!مالِ من بهتره
438
!بسه! بسه
439
!ولش کن، احمق
440
!هی
441
!خفه شو
442
.نمیذاری یه چُرتی بزنم
443
و شما کی باشید؟
444
من؟
445
.من معشوقه خانوم هستم
446
.اسمم سازِن، و فامیلم تانگه
447
مشکلی داری؟
448
!نه! البته که نه
449
فهمیدید؟
450
.باید بیشتر مراقب باشید
451
!دیگه نمیخوام ببینمش
452
!برادر - هان؟ -
453
،دیشب
454
!دیدم که او چند نفر رو کشت
455
چی؟
456
مطمئنی خواب نبود؟
457
سازن کل شب رو توی اتاق بالا .با اوفوجی گذروند
458
.به خاطرِ اون خوابم نمیبره
459
!این خواب نبود
460
!من مطمئنم که چی دیدم
461
چی؟
462
کجا و کی رو دیدی؟
463
.جناب، آروم باشید
464
میگن واردِ عمارتِ پیرمردی .به نام گوراکو شد
465
!این احمقانه است
466
این گوراکو کیه؟
467
او مثل پرنده شکاری است که .به اموری مشکوک مشغوله
468
هیولایی که بهش میگن "شوگانِ سایه"
469
هی، عزیزم، میخوای چیکار کنی؟
470
.من چیزی دارم که میخوام مراقبش باشی
471
.بله
472
میتونی یه کوزه مثل اینو بدزدی؟
473
.بگیر
474
این که کارِ ساده ایه، درسته، بچه ها؟
475
مشکلی پیش نمیاد، درسته؟
476
!نه
477
سازن تانگه
478
!گوراکو! بیا بیرون
479
کسی اینجا نیست؟
480
.ارباب سایه
481
!قیافه ات رو نشون بده
482
.منتظرت بودم، سازن تانگه
483
تو گوراکو هستی؟
484
.روش های کثیفی داری
485
.باید مراقبت باشم
486
هرچه قدر بخوای می تونی .این قیافه وحشتناک رو ببینی
487
.رفتارت رو دوست دارم، سازن
488
.ازت خوشم میاد
489
دوست داری چطور به من ملحق بشی؟
490
کسی که قدرت رو در دست داره ...شوگان یا شورا نیست
!اون منم
492
من تنها کسی هستم که .دستاشو به اسم شوگان کثیف میکنه
493
سازن. خیلی راحته که به خاطرِ کمکت
494
.پاداش بگیری
495
.نه، ممنون
496
.بریم سر اصل مطلب
497
.این اون کوزه ای که دنبالش می گردی
498
.من دنبالِ پولم
499
خیلی ساده، من اون رو .به قیمت 100 ریو بهت میدم
500
صد ریو؟
501
.درسته
502
.این کوزه میمونِ پیره
503
.اگه بخوای می تونی از نزدیک ببینیش
504
.هیچوقت نبینمت
505
.ایکاکو
506
میتونی اون مرد رو بکشی؟
507
.البته
508
چطور این کار رو می کنی؟
509
.من دوتا کاتانا(شمشیر ژاپنی) پرتاب می کنم
510
.اون فقط یه دست برای دفاع داره
511
.من اون لحظه جونش رو می گیرم
512
.همم...فهمیدم
513
.اون یک کوزه تقلبی به من داد
514
.خُردش کن
515
.سگِ خیابونی لعنتی
516
.سگِ قلاده دار
517
چند سالته؟ - .هجده -
518
.همه دخترای بدِ 18 ساله خوش گذرونن
519
.ببخشید که بد بودم
520
.اینجاست
521
.اوه، قایق؟ چه تجملاتی
522
.زودباش
523
!جنده لعنتی
524
کی بهت اجازه کار توی قلمرو ما رو داده؟
525
!یالا گمشو
526
!گفتم برو گمشو
527
نمیخوای به ما سلام کنی؟
528
.ای جنده
529
.بعد از این سفرِ طولانی پولم تموم شده
530
.چاره ای نداشتم. متاسفم
531
.خودت رو به بی گناهی نزن
532
میخواستی مشتری های خوبِ ما رو بدزدی، نه؟
533
احمق، نمی تونی عذرخواهی رو تشخیص بدی؟
534
چی گفتی؟
535
.تو مغروری
536
.بیایید یه درسی بهش بدیم
537
!بیا اینجا، جنده
538
!هی
539
!جنده لعنتی
540
!بهت می گم بس کن
541
!اوه، نه. من نه
542
!کافیه! اوه! بسه
543
!بسه! توروخدا
544
.هی
545
،بچه ها، به نشونه دوستی
546
.امروز مهمونِ من
547
!هرچی میخوای بردار
548
!بچه ها، ممنون باشید
549
...آقا
550
!تو خدای خوشبختی هستی
551
خدای خوشبختی؟
552
.آقا، گولِ این احمق رو نخوری
553
چند لحظه پیش، این حرومزاده
554
!شما رو شیطان خطاب کرد
555
!آره، او این کار رو کرد
556
!چی میگی؟ تو گفتی
557
چی؟
558
.تو گفتی صورتش بچه ها رو می ترسونه
!درسته
560
!نه! البته که نه
561
!تو هیولا صداش کردی
562
چی گفتی؟
563
!تو بودی
564
!تو یه دروغ گوی بزرگی
565
!خفه شید، احمق ها
566
.بفرمایید. متاسفم، جای جالبی نیست
567
.هرچند بهتر از بیرون خوابیدنه. بیا تو
568
.من واقعا ازت سپاسگزارم
569
.اینو نگو
570
.نگران نباش بیا تو
571
.همونطور که می بینی، همه اینجا خوشحالن
572
.بفرما
573
موضوع چیه؟
574
.لرد سامانوسوکه
575
منو فراموش کردی؟
576
.من هاگینو هستم
577
.تو منو با یکی دیگه اشتباه گرفتی
578
.اینو از صدا می شناسم
579
.شما آقای سامانوسوکه هستید
580
.اسم من سازن است
581
.منو گیج میکنی
582
من شایعات یکی شبیه به سامانوسوکه .رو در اِدو شنیدم
583
!می خواستم ببینم هنوز زنده است یا نه
584
...خواهش می کنم
585
!یه چیزی بگو، آقای سامانوسوکه
586
!خفه شو
587
...اگه این کار رو ادامه بدی
588
...اگه مطمئنی که منم
589
...شخصِ سامانوسوکه
590
.پس بیا
591
.بیا اینجا
592
.خوب بغلم کن
593
چی شده؟
594
!بیا اینجا
595
...بهت کمک می کنم که
596
.سلیقه یه مرد واقعی رو بفهمی
597
شاید یه فاحشه خونه توی یوشیوارا .پولِ خوبی برات بده
598
تو ارضا شدی؟
599
هاگینو، درسته؟
600
.خوب گوش کن
601
!اینجا جای زن هایی مثل تو نیست
شما کی هستید؟
603
.اسمش اوفوجیه
604
.این جیگر تقریبا همسرمه
605
.عزیزم
606
.بیا بنوشیم
607
.باورم نمیشه
608
.آقای سازِن اینطور نیست
609
.گرچه، اوفوجی هست
610
.منو ببخش
611
حالا چیکار میکنی؟
612
.تا جایی که بتونم کمکت می کنم
613
!اوه، نه
614
!حرومزاده
615
.متاسفم
616
این مرد رو از کجا می شناسی؟
617
.خواهش می کنم، التماست رو می کنم
618
.بهم بگو
619
داری میری بیرون؟
620
.یکم هوا نیاز دارم، میرم بیرون مشروب بخورم
621
!دروغ گو
622
چی؟
623
،اگه خیلی به اون دختر اهمیت میدی
624
.بفرما برو دنبالش
625
هه؟
626
این چه قیافه ایه؟
627
!خیال نکن ازت می ترسم
628
.خوب گوش کن
629
.می دونستم که تو هنوزم قلباً یک سامورایی هستی
630
با دیدنِ اون دختر دلت برای زندگی قبلیت تنگ شد، درسته؟
631
.احمق، البته که نه
632
!منو به خنده ننداز
633
چرا باید می گفتی من مثل همسرتم؟
634
فقط به این دلیل نقش بازی کردم .چون دلم به حالش سوخت
635
!یالا! زود برو بیرون
636
...من
637
!زیادی دست بالا گرفتمت
638
!یالا برو بیرون
639
.اوفوجی
640
واقعا منو دوست داری؟
641
.منو به خنده ننداز
642
.می کشمت
643
.اگه میخوای منو بکش
644
!اینطوری حالم بهتر میشه
645
!یالا! منو بکش
646
چیکار میکنی؟
647
نمیخوای منو بکشی؟
.من این کوزه رو به تو میدم
649
.از امشب، به جای من ازش مواظبت کن
650
!لعنتی
651
.میفهمم چه احساسی داری
652
...ولی سازن
653
دیگه اون مردی که به عنوانِ !سامانوسوکه می شناختی نیست
654
.تو دخترِ یک سامورایی هستی
.میدونی من چه احساسی دارم
656
!خواهش میکنم، هاگینو
657
!به من بگو اون مرد کجاست
658
!خواهش می کنم
659
!التماست رو می کنم
.هی
661
.بیا اینجا
662
.بیا اینجا
663
گرسنه ای؟
664
...تو گفتی
665
که می خواستی یک روز سامورایی بشی، درسته؟
666
!بله
667
.سامورایی ها مردانِ قوی نیستند
668
.آنها فقط برای کشتن مردم شمشیر حمل می کنند
669
...ولی
670
.گوش کن
671
تو خوب تونستی بدون پدر و مادر .زنده بمونی
672
.تو خیلی از سامورایی قوی تر هستی
673
واقعا، آقا؟
674
.واقعا
675
.عجیبه که تو انقدر خوب هستی
676
.آقا
677
بله؟
678
الان نباید برم بخوابم؟
679
...دیدم چه اتفاقی افتاد
680
.خانم خیلی غمگین به نظر می رسید
داری راجع به چی حرف میزنی، بچه جون؟
682
.یوکیچی
683
.بیا
684
!بلندشو
685
تو چی میخوای، اوفوجی؟
686
.منو پیشِ گوراکوی پیر ببر
687
هان؟
688
!من این کوزه لعنتی رو می فروشم
689
.تو خیلی مستی
690
.آقای سازِن می کشتت
691
هه! اون احمق؟
692
!خودم بیرونش کردم
693
!حقشه
694
...اوفوجی
695
!خب، یوکیچی، بچه عوضی
696
منو میبری یا نه؟
697
حالت خوب نیست، آقا؟
698
.اوفوجی
699
.من برگشتم
!اوفوجی
701
!اوفوجی
702
!اوفوجی
703
اوه، اون رفت. گفت که میخواد .اون کوزه رو بفروشه
704
خیلی مست رفت! درسته؟
705
!بلندشو
706
کجاست؟
707
یوکیچی می خواست او رو .پیشِ اون یارو گوراکه ببره
708
!اون جنده
709
!سازِن
710
!کوزه رو برگردون
711
!و من درخواست دوئل دارم
712
.وقتش رو ندارم، تکون بخور
713
!نمیرم
714
چرا افرادم رو کشتی؟
715
!من نکشتمشون
716
!اون یک شیاد بود که این کار رو کرد
717
!گولم نزن، سازن
718
.وایستا، وایستا
719
من فرار نمی کنم و قایم نمیشم. تو دوئلِ .خودت رو خواهی داشت
720
!یالا، بچه
721
آقا! چیکار میکنی؟
!ببرش! مواظب بچه باش تا بخوابه
723
!سازِن
724
!آقا
725
سازِن تانگه
726
.بی شک
727
.اینه
728
چقدر میخوای؟
!یک جعبه هزار ریویی
730
.همین
731
.قیمتِ بدی نیست
732
.نگران نباش، کارِ عجیب و غریبی نمی کنیم
733
.و کلکی نیست
734
،طمع کورت کرده
735
.فاحشه احمق
736
فکر کردی با دونستنِ رازِ کوزه زنده خارج میشی؟
737
.گوش کن
738
.امشب مزاجم خیلی بَده
739
!بی حرکت
740
!تکون بخوری مُردی
741
!اوفوجی
742
.فکر نکن برای همچین چیزی آماده نبودم
743
.پدربزرگ
744
.پونصد ریو بردار و اون رو به من بده
745
!زودباش
746
.اگه این کار رو نکنی بهت شلیک می کنم
747
!عزیزم
!آقا
749
.منتظرت بودم سازِن
750
...عزیزم
751
.میدونستم که میای
752
.سازن
753
.دیگه نمیخوام خون بریزم
754
جونِ تو یا اونها؟
755
.انتخاب کن
756
.عزیزم، نگرانِ ما نباش
757
!اهمیت نمیدم اگه ما رو بکشن
758
.من شدیداً مخالفم
759
!من نمیخوام - چی شده، یوکیچی؟ -
760
!الان وقتِ ناله کردن نیست
761
!نمیخوام بمیرم
762
و خودت رو هم مرد صدا میکنی؟
763
چیکار میکنی؟
764
...من نمیخوام بمیرم
765
.داره حوصله ام سر میره
766
...عزیزم
767
.واقعا نگران نباش
768
!ما خوبیم
769
!دست نگه دار
770
!عزیزم، این کار رو نکن
771
!صبرکن
772
.عزیزم
773
...آقا
774
.خفه شید، جفتتون
775
.بذار برن
776
.خیلی خب
777
.اونوقت همه چیز حل و فصل میشه
778
.آقا
779
...عزیزم
780
...تو خیلی خوش قلبی
781
!از اینجا برو بیرون
782
میخوای مرگِ منو ببینی؟
783
.اوفوجی
784
.من کارِ تقریبا همه مردانِ یاگیو رو تموم کردم
785
...بعد از کشتنِ تو
786
.تنها کسی که باقی میمونه گِنزابوروئه
787
پس تو بودی؟
788
تو خودت رو به شکل من درآوردی و مردانِ یاگیو رو کشتی، درسته؟
789
.درسته
790
.اینکه دنبال کوزه بودند دردسرساز بود
791
چه روش های کثیفی
792
.خب پس
793
از کجا شروع کنم؟
794
فکر کنم از همین یک دستی که .برات مونده شروع کنم
795
...اوه
796
.حرومزاده
797
!عزیزم
798
چرا اینجا هستی؟
799
!من تا اینجا دنبالت کردم
800
.بهت مدیونم . نزدیک بود نفس آخر رو بکشم
801
.تایکِن
802
!پس تو بودی
803
!تو همراهانم رو کشتی
804
میخوای تو رو هم بکشم؟
805
!حرومزاده
806
!آقا
807
.ایندفعه رو بردی
808
!ولی کوزه توی دستای ماست
809
!فعلا هم در جایی دور از دسترسِ شماست
810
!عزیزم
811
.شماها باید برید
812
.سامورایی ها باید حرف بزنن
813
.برو
814
.این سرنوشت منه
.لطفا تمام کننده من باش (سرم رو قطع من)
816
همم؟
817
برای شکمت میخوای؟
818
میخوای به خاطر آبروی خونه ات خودت رو بکشی، درسته؟
819
نگران نباش، مطمئنم که تو .سریع میمیری
820
.یه دقیقه صبر کن
821
یادت رفته؟
822
.من هنوز بهت مدیونم
823
مدیونِ من؟
824
نشستِ کانِجی فرداست، درسته؟
825
.تو قولِ منو داری
826
.فردا، کوزه میمون پیر توی دستاته
827
چطوره؟
828
میتونی انجامش بدی؟
829
.تا سعی نکنم نمیدونم
830
...ولی
831
...بی خیال
832
.من زندگیم رو برای هانِ یاگیو قمار نمی کنم
833
.گوش کن
834
.در ازای این کار درخواستی دارم
835
درخواست؟
836
...درباره کسی که بهت گفت کجا هستم
837
...اون زن
838
بهت چی گفت؟
839
دوشیزه هاگینو؟
840
.درسته
841
.مواظبش باش
842
.بهش بگو متاسفم
843
!اِچیزِن
844
.سگی هست به اسم سازِن
این احتمال وجود داره .که به نشست نفوذ کنه
846
،اگه اتفاقی برای شوگان بیفته
847
.کل دولت به خطر میفته
848
.بدونِ جلب توجه حواست باشه
849
!حتی نذار یک سگ از کنارت رد بشه
850
...ولی، سرورم گوراکو
851
چه دلیلی داره که این مرد سازِن باید به جلسه حمله کنه؟
852
آیا واقعا ارزش چنین نگرانی رو داره؟
853
.به نظرم چنین چیزی درست نیست
854
.این مهم نیست
855
آقا، واقعا میری؟
856
...من میرم کوزه میمون پیر رو
857
.درست بیخ دماغِ شوگان بدزدم
858
خوبه، آره؟
859
!واقعا خوبه
860
.بچه لوس
861
!ساکت باش
862
.راحت باش، یوکیچی
863
واقعا توی نشستِ کانجی نفوذ میکنی؟
864
!این دیوونگیه
865
.به اوفوجی فکر کن
866
.احمق نباش
867
!خواهش می کنم
868
!التماست رو می کنم
869
تا این کار رو نکنم نمی دونم .دیوونگیه یا نه
870
!آقا
871
چرا جونت رو به خاطر یک کوزه به خطر میندازی؟
872
این برای یاگیوئه؟
873
...یا شاید
874
یک میلیون ریو رو میخوای؟
875
.من حتی نمیدونم
876
...ولی این چشم و بازو
877
...که خیلی وقت پیش از دستش دادم
878
.منو مجبور به انجام این کار میکنه
879
!آقا - !آقا -
880
.دنبالم راه نیوفت
881
...اگه دنبالم بیای
882
!می کشمت
883
،اِچیزِن اوکا، قاضی مینامیماچی .مراقبِ معبد هست
884
به او دستور دادند به هر قیمتی شده .جلوی ورودِ سازِن رو بگیره
885
...تنها گزینه
886
خودکشی در حضور شوگانه .برای محافظت از هانِ یاگیو
887
!نمیذارم بمیری
888
!و من قصد مردن ندارم
889
سفر زیارتی یاگیو به مقصدِ کانجی .شروع شده
890
.فهمیدم
891
.تسوشیوما
892
.تو بدونِ کوزه کاری از دستت برنمیاد
893
.هانِ یاگیو کارش به آخر رسیده
894
.میدونستم کله پوکه
895
بدونِ اون کوزه، ما فقط .چندتا غریبه خواهیم بود
896
فکر کنم خوابیدن کنارِ
897
.یک میلیون ریو برات مضره
898
...هرا، هرا، هترا، هرا، هرا هی
899
.باشه، میرم برای شب یک دسته پیدا کنم
900
!لعنتی
901
.باید بیخیالِ غم هایم بشم
902
چیه؟
903
.تو نمیتونی با من بیای
تو با آقای سازِن میری، درسته؟
905
چی گفتی؟
906
.از چشمات می تونم بفهمم
907
.اینو می دونستم
908
من و تو تنها کسایی هستیم .که واقعا بهش اهمیت میدیم
909
.خب
910
.هر کاری میخوای بکن
911
چیکار میکنی؟
912
.بیا اینجا
913
!تکون بخور
914
چیکار میکنی؟
915
چیکار میکنی؟
916
چیکار میکنی؟
917
!لعنتی
918
چیکار میکنی؟
919
.پسرِ خوبی باش
920
.واسه یه لحظه ساکت باش
921
.درسته
922
.گوش کن
923
.یوکیچی زود برمیگرده
924
.فقط یکمی صبر کن
925
.با هم زندگی می کنیم
926
...خب پس
927
.وقتِ عملِ
928
!صبرکن
929
...هرا، هرا، هترا، هرا، هرا هی
930
.ای ابله
931
.چیزی نگو و ممنون باش
932
.میتونم برات بدرد بخور باشم
933
!تو بدردنخوری
934
!اوفوجی
935
حتی تو هم نمی تونی از پسِ .این همه نگهبان بربیای
936
درسته؟
937
.تو به من نیاز داری
938
.تو واقعا مزاحمی
939
.نشست توی اون در انجام میشه
940
.اونجا اتاقِ نشیمنه
941
.کوزه اونجاست
942
.اونا به زودی ورودِ شوگان رو اعلام می کنند
943
.این نشونه ماست
944
سازِن تانگه
945
همه چیز آماده است؟
946
.بله
947
.افرادِ اِچیزن از کل منطقه محافظت می کنند
948
من همچنین افرادم رو در .نقاط استراتژیک قرار دادم
949
.حتی یه مورچه به این کوزه نزدیک نمیشه
950
.نگاه کن
951
!شوگان تشریف فرما شد
952
.تایکن، اون رو بدست تو می سپارم
953
...شوگان
954
!تشریف فرما شد
955
.خوب گوش کن
956
...وقتی شروع کردم
957
!یه راست برو طرف معبد
958
فهمیدی؟
959
.اوفوجی
960
.اوفوجی
961
!یک مزاحم
962
!ایست
963
!ایست
964
!صبرکن
965
!اونجا یک مزاحم است
966
!برید دنبالش
967
!همونجا بایست
968
!ایست
969
!ایست
970
!ایست
971
!ایست
972
!یک مزاحم
973
!برید دنبالش
974
.خوبه
975
کی میخواد دنبالم بیاد؟
976
!منو بگیر
977
بیا دیگه! موضوع چیه؟
978
!چشم از کوزه برندارید
979
فهمیدید؟
980
!بزن بریم
981
چتون شده؟
982
چه خبره؟
983
!یکی
984
!یکی بره ببینه
985
!گرفتمش
986
!تایکِن
987
!کوزه
988
!برو کوزه رو بگیر
989
!آقا
990
.گرفتیمش
991
.باید فوراً فرار کنیم
992
.باشه
!برو یه کوزه همشکل بیار
994
چی؟
995
.وقتِ ملاقات با شوگان رسیده
996
.او تصادفاً با یک کوزه مثل این برمی خوره
997
!برو
998
!بله...هواشو دارم
999
چی سرِ مزاحمین اومد؟
1000
گوراکو کجاست؟
1001
...دارم میام
1002
!دارم میام
1003
.آقا
1004
نزدیک ترین مشابهی که پیدا کردم .رو آوردم
1005
چه برنامه ای با این داری؟
1006
.آفرین
1007
.اون یکی رو بیرون میارم
1008
وقتی همه دنبالِ منن
1009
.تو اصلی رو پیشِ تسوشیما یاگیو می بری
1010
فهمیدی؟
1011
،و، اگه اتفاقی به گِنزابورو برخوردی
1012
.بهش بگو درخواستِ منو یادش نره
1013
.گرفتم
1014
!برید دنبالش
1015
!او اونجاست
1016
!از سر راهم برو کنار
1017
!لرد گِنزابورو
1018
!من پیک یوکیچی هستم
1019
!لرد گِنزابورو
1020
!من کوزه میمون پیر رو دارم
1021
...آقای سازن
1022
...ازم خواست برای شما بیارمش
1023
!این کوزه است
1024
!کوزه میمون پیر
1025
!برادر! سازن به قولش عمل کرد
1026
!این کوزه است
1027
!این اصلیه
1028
!گِنزابورو، هانِ ما نجات یافت
1029
!ما زنده می مونیم
1030
!ما زنده می مونیم
1031
یوکیچی؟ چی به سرِ سازن اومد؟
1032
او در امانه؟
1033
!هی، گوراکو
1034
.یه چیزِ جالبی نشونت میدم
1035
!بگیر
1036
.آروم بگیر
1037
.این یک کوزه تقلبی بود
1038
.کوزه واقعی الان دستِ یاگیوئه
1039
.نقشه ات عملی نشد
1040
!گوش کن، گوراکو
1041
تو قصد داشتی به بهانه ساختِ معبد
1042
.هانِ یاگیو رو نابود کنی
1043
علاوه بر اون، تو سعی کردی .کوزه یک میلیون ریویی رو هم بدزدی
1044
!این واقعا یک نقشه شیطانی بود
1045
ممکن نیست که شوگان از این موضوع .بی اطلاع باشه
1046
.تو شرم نداری
1047
تو چیزی جز عروسک خیمه شب بازی !گوراکو نیستی
1048
.گوراکو
1049
چطور این اتفاق افتاد؟
1050
.سرورم
1051
.نمی تونیم افکار عمومی رو تحت تاثیر قرار بدیم .همین الان برو
1052
!سرورم
1053
!سرورم
1054
.منو ببخشید
1055
.این شکست مسئولیتِ منه
1056
.بذارید بقیه کارها رو من به عهده بگیرم
1057
.من، اِچیزِن، اینو حل می کنم
1058
.انجامش بده
1059
!بله
1060
...سازِن تانگه
1061
.میخوام تنها باهات حرف بزنم
1062
.لطفا از پله ها بیا پایین
1063
.سازن
1064
.میخوام کاری که امروز کردی رو فراموش کنیم
1065
.شوگان با این نظر موافقه
1066
.که این طور
1067
اگه خبر پخش بشه که شوگان توسط ،یک هیولا کنترل میشد
1068
.به شهرتش آسیب میرسه
1069
نمیشه فهمید کی کنترلِ شوگانِ مقدس رو .بدست داره
1070
.ولی سازن، تو بودی که باعث این هیاهو شدی
1071
.تو سالم بیرون نمیری
1072
.تو از اِدو تبعید میشی
1073
تبعید از اِدو؟
1074
.عصبانی نشو
1075
.سازِن
1076
.هانِ یاگیو در امانه
1077
.گوراکو نیز مجازات میشه
1078
این راضیت میکنه؟
1079
خب؟ بهش فکر میکنی؟
1080
اگه بگم نه چی؟
1081
،ما دوستانِ دزدت رو دستگیر می کنیم
1082
.و اونا رو تبعید یا اعدام می کنیم
1083
...اگه تبعید از اِدو رو قبول کنم
1084
...زنی رو که دستگیر کردیم
1085
...و بقیه دزد ها
1086
به خاطر تمام جنایاتشان .بخشیده میشن
1087
واقعا؟
1088
...آقای سازِن با نام ما موافقت کرد
1089
...که این طور
1090
همچنین، به لطفِ سازن، ارباب یاگیو .منو به عنوان کمک استخدام کرد
1091
واقعا؟
1092
!عالیه
درسته بچه ها؟
1094
پس کلید میلیون ها ریو در نامه روی کوزه پنهان شده بود؟
1095
،درسته. فقط ایپوسای پیر، بزرگِ یاگیو .میتونه اون رو رمزگشایی بکنه
1096
.این 500ریوئه
1097
چی؟
1098
این پولیه که یاگیو به سازِن .بابت کوزه پرداخت کرد
1099
پونصد؟
1100
.سازن به من گفت که اون رو به شماها بدم
1101
این همه پول؟
1102
...آقای سازن
1103
!او خدای سرنوشته
1104
چی؟ تو که همیشه اون رو !خدای بدبختی صدا می کردی
1105
چی؟
1106
و تو؟ تو می خواستی بچه رو بفروشی؟
1107
!بسه
1108
.اوه، خانم اوفوجی
1109
.استاد سازن، مراقبت بچه رو به شما سپرده
1110
!چه ابلهی! خودش میبره و میدوزه
1111
.راستی، اون پسر رو ندیدم
1112
!درسته
1113
.صبرکن
1114
چه اتفاقی برای آقای سازن افتاد؟
!اوه
1116
.گوش کن
1117
،از امروز
1118
.تو باید هر چیزی که بهت میگم گوش کنی
1119
باشه؟
1120
کجا میری؟
1121
.مقصدی ندارم
1122
.میخوام بفرستمت به جهنم
1123
چی سَرِ گوراکو اومد؟
1124
.سم خورد
1125
.اوه
1126
هنوزم بهش وفاداری؟
1127
.از امروز، منم یک سگِ ولگردم
1128
.من یک یادگاری برای مسیرِ جدیدم میخوام
1129
.سَرِت این کار رو میکنه
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.