Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم: سولی
(دفتر کار کهن، راهنمای عشق)
(قسمت اول)
(عمارت یان یو)
(مگه من نمرده بودم؟)
(چطور ممکنه؟)
ارباب جوان، امشب برای گرفتن جاسوس به عمارت ژوی شین میریم
لطفا این لباس رو بپوشین
(جاسوس بگیریم؟)
(برگشتم به عقب؟)
(هنوز یه فرصت واسه نجات همه چی هست)
(عمارت ژوی شین)
(یو وِن یان، پسر دوم ارباب شهر)
(عمارت ژوی شین)
(اون رقصندهی لباس قرمز باید اینجا باشه)
(ابریشم قرمز)
(دامن سبز آبی)
(واقعا اینجاست)
این رقصندهی جدید عمارت ژوی شینه؟
آره
همه به صف وایستادن بلکم بتونن یه نیم نگاه به زیباییش بندازن
(بالاخره)
(پیدات کردم)
عالیه
فکرشم نمیکردم قاتل بدنام شماره یک شهر
انقدر قشنگ بتونه برقصه
اون پسر دوم ارباب شهر نیست؟
آره
خودشه
منظورش از قاتل چی بود؟
درست میگم
چی یوآن؟
(چی یوآن، قاتل شماره یک)
از کجا هویت منو میدونی؟
ما تا حالا همدیگه رو ندیدیم
هم میدونم کی هستی
هم میدونم هدف بعدیت کیه
منم
نمیدونم جناب بازرس ارشد از کجا متوجه شدن
ولی دستگیر کردن من
به این راحتی ها هم نیست
نمیتونی فرار کنی
باهام بیا
چرا برعکسش رو انجام ندیم؟ بذار من بکشمت
بگو کی پشت این قضایاست
تا از جونت بگذرم
از جون من بگذری؟
پس تلاشت رو بکن
(فصل سوم: تحلیل شغلی)
(چی یوان، قاتل شماره یک)
(شو شینگ لان)
(این دیگه چه لباسیه؟
یه فرصت بهت میدم
(زیاد مشروب خوردم غش کردم؟)
منو به خاطر گستاخی سرزنش نکن
(ولی داشتم تا دیروقت کار میکردم)
هر اتفاقی که افتاده من معذرت میخوام
داداش، خواهش میکنم منو نزنین
خودتو زدی کوچه علی چپ؟
کمک
کی شورش میکنیم؟
حین ضیافت
(من کی ام؟ اینجا کجاست؟)
(ولش کن، باید فرار کنم)
(چطوری از اینجا سر درآوردم؟)
دوباره تویی
بهت که گفتم آدم بدی نیستم
کی تورو فرستاده؟
منظورت چیه؟
من داشتم تا دیروقت کار میکردم
هنوز طرحم رو تموم نکردم
طرح نداشته باشم و مشتری
رو مخم بره چی؟
سرکوفت زدن خوراکشه
...اون
هنوزم داری خنگ بازی درمیاری
منظورت چیه دارم ادا درمیارم؟
کاری که الان داری میکنی آدم رباییه؟
الان به پلیس زنگ میزنم، فهمیدی؟
دیگه سعی نکن به من حقه بزنی
واسه حرف زدن با تو وقت ندارم
...پس من
(واقعا تو زمان سفر کردم؟)
(من تو یه بار کتاب کار میکردم و طرح مینوشتم) (کتابخونه الکترونیکی)
و یه سنجاق سر یهویی پیداش شد
شینگ لان
(درسته)
(اون موقع یه صدایی شنیدم)
شینگ لان
وقتی تو زمان سفر میکنی اولین کسی که بعد باز کردن چشمات میبینی
همونیه که میتونه تورو برگردونه خونه
(اولین نفر؟)
(سرنخی چیزی واسه برگشتن من داره؟)
کی قراره شورش کنیم؟
حین ضیافت
نکنه
این خاطرات یه سرنخ واسه برگشتن به عقبه؟
واسه دیدن این تصاویر
اول باید ماچش کنم
...بعدش من
(چطور بهش نزدیک بشم؟)
(از اول این سفر رفته روی حالت سخت)
(عمارت یان یو)
(سونگ هنگ، نگهبان یو ون)
بگو ببینم چی میخوای بگی
انقدر جلوی من قدم نزن
ارباب جوان
من آدم حرف دربیاری نیستم
مگه اون روز واسه گرفتن جاسوس نرفته بودین؟
واسه چی
یه دختر رو از اون غذاخوری آوردین؟
اون یه قاتله که جاسوسا فرستادن
اینم میدونه که من بازرس ارشدم
قاتله؟
ولی اون دختر
اصلا شبیه قاتلا نیست
خودشو به خنگی زده
شک نکن دستشو رو میکنم
آتیش
زودباشین
آتیش- ارباب جوان-
زودباشین
وای نه
یکی کمک کنه- زودباشین-
ارباب جوان، صبر کنین
زودباشین آب بیارین
اومدم
اون طرف
سریعتر
چیکار میکنی؟
بالاخره اومدی
چه کینه ای از من داری؟
تو منو زندانی کردی
هرچی داد زدم نیومدی
بذار یه چیزی بهت بگم
این کسی که اینجاست دیگه اون منی که میشناختی نیست
دیشب وقتی بهت دست زدم
یه تصاویر عجیبی دیدم
تو اولین کسی هستی که اینجا دیدم
تو سرنخ من واسه برگشتن به خونه ای
خیلی عجیبه
نرو، بذار بهت دست بزنم
ارباب جوان
این دختره عجیبه
به یه خدمتکار بگو لباساش رو عوض کنه
و یه طبیب آشنا پیدا کن
زخم سرش رو درمان کنه
یادت باشه
نذار کسی خبردار بشه
مگه آتیش سوزی نشده بود؟ کجا میری؟
یه طبیب پیدا کنم
اون بانویی که تو اتاق ارباب یانه رو درمان کنه
(دختره تو اتاق؟)
اون دختره کیه؟
نمیدونم
ولی دختره
انگار زیاد صحیح و سالم نیست
همیشه طبیب لازمه
شنیدم ارباب یان
یه دختری رو از بیرون آورده
و دختره حاملهست
واقعا؟
به خدا
حتی دیدم ارباب گفت طبیب خبر کنن
طبیب هم خبر کردن؟
چی؟
(شیانگ شی رو، همسر ارباب شهر) نوهام تو راهه؟
ارباب یان
چطوره؟
سرش چیزی شده؟
مهملات میگه
ولی سرش مشکلی نداره
از ترس میتونه باشه؟
به نظر نمیاد
علائم مثل فراموشیه
بعد مصرف داروهاش بازم معاینهاش میکنم
از خدمتتون مرخص میشم
وایستا
وقتی معاینهش کردی
نیروی درونی خاصی رو احساس نکردی؟
هیچی
بهتون که گفتم
اون دختره عمرا قاتل باشه
وقتی کولش کرده بودین
دیدمش
مشخصه رقصندهست
خجالت نداره که؟
(چطور ممکنه نیروی درونی نداشته باشه؟)
(اون روز من باهاش مبارزه کردم)
(حتی تونسته طبیب رو هم گول بزنه )
(واقعا هیچ واکنشی نشون نمیده؟)
(اگه الان بزنمش، میمیره)
(واقعا نیروی درونیش رو از دست داده؟)
تو کی هستی؟
کمک
وایستا- نه، عمرا وایستم-
اول آروم باش
آروم باشم؟ میخوای چیکار کنی؟
...تو- ...تو-
بذار برم
نزدیک تر نیا، همونجا بمون
بانو بانو- همونجا بمون-
تو کی هستی؟
بذار ببینم
به من دست نزن
این همه هیاهو واسه چیه؟
واسم جا باز کنین
صدا نکن، هیس باش
دنبالم نیا، تو کی هستی؟
به من گوش کن
کمک- انقدر داد نزن-
تویی
نرو، همش دو دقیقه طول میکشه
چیکار میخوای بکنی؟
هیچی، فقط میخوام ماچت کنم
نرو
بذار ماچت کنم
این دختره خیلی وحشیه
اونا کی ان؟
ایشون همسر ارباب شهرن
مادر ارباب یان
خوبه
اسمت چیه؟
من شو مینگ لانم
پسرم باهات خوب رفتار میکنه؟ نکنه اذیتت میکنه؟
پسرتون؟
(داره درمورد اون پوکر فیس حرف میزنه)
(مثل اینکه درمورد رابطه ما دچار سوتفاهم شده)
(فرصت خوبیه)
حتی نمیذاره از عمارت برم بیرون
مادر
...من- ساکت باش-
شینگ لان
هرچی لازم داشتی بیا پیش خودم
حتما واست فراهم میکنم
درمورد بچه هم
نگران نباش
کمکت میکنم پیش ارباب شهر
آبرو حیثیتت نره
سوتفاهم نشه
من هیچ رابطه ای باهاش ندارم
نداری؟
نه هنوز
اشکالی نداره
راحت باشین
شینگ لان، از این به بعد هرروز واسه یادگیری آداب
به اقامتگاه من بیا
واست مفیده
(چطور میخوام بهش نزدیک بشم پس؟)
(گذاشتنش پیش مادر خطرناکه)
خودم همه چی رو یادش میدم
مزاحم شما نمیشیم مادر
(حداقل یه حرف منطقی از دهنش دراومد)
شینگ لان
میدونم شما دوتا نمیتونین یه لحظه هم از هم جدا شین
ولی نگران نباش، تو فقط هفت صبح
میای اقامتگاه من و پنج عصر
برمیگردی اتاق خودت
یه عالمه وقت میمونه واست پیش یان آر باشی
(مثل اینکه نمیتونم دو درش کنم)
نظرت چیه؟
(حالا که به این زودی نمیتونم برگردم)
(شاید اینجا بتونم یکم سرنخ پیدا کنم)
نیان شیا
(نیان شیا، خدمتکار) از این به بعد
تو به شینگ لان خدمت میکنی
بله
دایه سویی- بله-
دیگه دیروقته
بهتره برگردیم
شما باید برگردین
من بدرقهشون میکنم
بهت اخطار میدم، حق نداری حقه سوار کنی
درسته نمیتونم به مادر ثابت کنم تو یه قاتلی
ولی تمام حرکاتت توی عمارت رو
زیر نظر دارم
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم: سولی
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.