All language subtitles for The Falling 2014.720p.BluRay.x264

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German Download
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean Download
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

تهيه : R.E.KIA

Copyright© WWW.KINGDVD.IN KINGDVD2015@GMAIL.COM

تنظیم با نسخه بلوری : M0JTABA

دوره ای بود

وقتی علفزار ، بيشه و جوی

زمین و منظره های مشابه

برای من به نظر

جامه ای از نور آسمانی بودند

. افتخار و تازگی یک رویا

الان مثل گذشته نیست

هر کجا که میچرخم

شب یا روز

چیز هایی که دیده بودم . الان دیگه نمیتونم ببینم

. هی

چی شده ؟

. . . هیچی

. فکر کنم

. ها

. صبح بخیر ، خانم مانتل

. بشینید

. لطفا بیا پای تخته ابیگیل

همونجور که میدونید قوانین مدرسه دیکته شده

دامن نباید از زمین تا زانو

. بیشتر از 2 اینچ فاصله داشته باشه

. پاشو

. این جزء مقررات نیست

. مسخره بازی درنیارید

معلوم نیست کارت به کجا بکشه . ابیگیل مورتیمر

! ها ها

. تخم مرغ یه سلول

. هسته و غشا داره

. اوه

وقتی زرده ی تخم مرغ کامل میشه . چنته ی کیسه ای پاره میشه

اگه ظرف خونی داشته باشیم

یه قطره خون ممکنه بریزه روی زرده

. همونجور که پیازک خارج میشه

به خاطر اینکه بیشتر خون . توی تخم مرغ قرار گرفته

اول تخم مرغ به وجود اومده با مرغ آقای هاپکینز ؟

تخم مرغا هنوز هم . برای دانشمندان یه راز هستن

. پیچیدست

. ذره ای در مرکز زندگی

-- اون همش اینجوری میکنه

! ها ها ها

نگاش کن . تند تند میدوئه

! داره دیرم میشه

! ها ها ها

! ها ها ها

چی توشه ؟

ازش برای رنگ کردن موی تو . استفاده کردم

بهت گفتم ؟

. نه . فکر نکنم خانم لامونت

. اوه بی خیال . میلیون ها بار شنیدیم

. ممنون ، ابی

. تو یه فرشته ای

. فقط نگاه کنید

. چیزی که میبینید رو تصور کنید

پوسته ی درخت بلوط

بیا برای باقی زندگیمون

. هر سال تو یه روز خاص بریم زیرش

ماه شادی آفرین است

به دور اون نگاه کن وقتی بهشت آشکار است

آب ها در شبی پر ستاره

. . . زیبا هستند

. و خوشگل

دوره ای بود وقتی علفزار ، بيشه و جوی

زمین و منظره های مشابه

برای من به نظر

جامه ای از نور آسمانی بودند

. افتخار و تازگی یک رویا

الان مثل گذشته نیست

هر کجا که میچرخم

شب یا روز

چیز هایی که دیده بودم . الان دیگه نمیتونم ببینم

رنگین کمان میاد و میره

و گل های رز دوست داشتنی هستند

ماه شادی آفرین است

به دور اون نگاه کن وقتی بهشت آشکار است

آب ها در شبی پر ستاره

. زیبا و خوشگل هستند

. سعی نکن انقدر با تاکید بگی

آفتاب شروعی لذت بخش دارد

ولی میدانم ، به کجا میروم

. در گذشته افتخار زمین چه بود

. برو بشین

وقتی این همه راه رو رفت

از یه لوله ی دیگه رفت بالا

.بعد جفتشون رو کشید

سئوالی هست ؟

. خودت میدونی من باکرم

خب ؟

. باکره ها میتونن استفاده کنن

به هر حال

بزار وضع تو رو درست کنیم ؟

-- اوه ، خدا

از دستش دادی ابی ، نه ؟

. تو ماشین چی میتونم بگم ؟

. نمیفهمم

. چشمات رو ببند . لیس بزن

! ها ها ها

! ها ها ها

. میبرتت یه جای دیگه

ابی ؟

. به خاطر همین نارحاتی

. . . ولی

. نمیتونم باشم

سریع کشید بیرون

. گفت کاری ه که کاتولیک ها میکنن

. آره میدونیم . زنگ خورد

. ببخشید . اونا که قوانین من نیستن

. به کسی نگو

. ولی فکر میکنیم من حالم

! ها ها ها

! ها ها ها

! ها ها ها

. جمعیت دیوونه میشن

. . . خب . چند وقته ندیدمت ، ابی

. سرم شلوغ بود ، کنت نورکان

. اونجارو ببین

! ها ها ها

. نوبت توئه بری رختشوى خانه

. آره ، آره . عصبانی

. عصبی نشو

. بیا

. . . ابی

اشکال نداره

یه مقدار از لباسارو

از سبد خشکشویی برداری ؟

. بس کن . باشه

. من تخم مرغ بودم

. حالا مجبورم تخم مرغ باشم

راستش ، همه ی ما تخم مرغ . به دنیا اومدیم

. احساس کثیفی دارم

. حاملگی برات خوب نیست

. به مادرامون نگاه کن

همیشه حست در مورد مادرت همین بوده ، نه ؟

من ؟

مورتی ، از روزی که منو حامله شده

. فقط منو داشته

. سرش گرم کارش بوده

. آره

. من بزرگتر شدم . داره منو میکشه

. . . اوه

. عوض کردی

ما تو رو دعوت کردیم ؟

. اوه ، بی خیال . عصبی

. نمیخوام راحت باشم

. اوه عالیه

هر چیزی که زندگی میکند

. به اهداف زمین خدمت میکند

هر چیزی که میمیرد . به اهداف ماه

ها ؟

. میدونی من حاملن

. داره به همه میگه

تو دردسر افتادی ؟ ! کنت

بزار از جادو استفاده کنیم

برای اینکه متفرقش کنیم . استفاده میکنیم " K " از

. میتونم حادو کنم

. آره کی جواب میده ؟

میدونم بیشتر آدما فکر میکنن کار بدیه

" ولی " سحر و جادو . معنی درستش یعنی مخفی شدن

. اوه

یه یادداشت . . . عملی دیگه

. . . یکم

باید تمرین کنی تا . از شرش خلاص بشی

. بریم برقصیم

. باشه کجا ؟

. دور نیست

! ها ها ها

. یالا

. اوه ، میخوامت . یالا

. یالا . خوبه

. یالا . خوبه

. یالا

. یالا

. . . آه

این وضعیت خیلی . برات غیر قابل پیش بینی بوده

. متاسفم

. نمیدونم چه بلایی سرم میاد

. . . فقط تو

-- میدونی همه چیز

. وایسا ورسا

. راستش اصلا معنی ای نداشت

. اوه فقط کنت

اون قوانین عشق رو شکست

. عشق آزاد

. درباره ی وضعیتت به سوزان گفتی

میخواستم شوک رو تو چهره ی . کوچیک بی گناهاش ببینم

. فکر کنم خودمو خیس کردم

. شاید داری از دستش میدی

. نه ، فقط یکم

گفت فرانسوی ها میگن ارگاسم . یه مرگ کوچیک

. به خاطر همین دوستش داری

وقتی یه پسر میکنه توت و تو لذت میبری

انگار که از هوش میری

. میمیری

. ابیگیل مورتیمر

. و لیدیا لامونت

. تو کلاس میمونید

در زمان جنگ ، من همیشه سر وقت . . . میرسیدم

. حتی وقتی کلی کار داشتم

یه روز میفهمی که حتی تو هم ، ابیگل

. داری در تاریخ زندگی میکنی

! اوه !لعنت بر شیطون

. . . ژانت . برو یه زمين شوى بیار

. . . اوه

. خجالت آورده که هدرش میدی

. . . به نظرت مزه ی

فلز میده ؟

زمانی که مادرم حامله . بود این اتفاق براش افتاده بود

. من چیزی نگفتم

. . . اوه

طبق گفته ی لیدیا . بدن من داره وارد یه وضعیتی میشه

به زودی با اون موقعیت . روبرو میشیم

.نباید اونو از بین ببری

. خودمون حواسمون هست

نیازنیست نگران باشی . این روزا دیگه قانونی شده

. نه برای کسایی مثل ما

ابی ؟

! ها ها ها

باید دقیق این دستورات . رو بلد بشین

میشه به جاش شعر یاد بگیریم ، خانم مانتل ؟

. نه

. سریع برمیگردم

. نفسش بوی گند میده

بالا آوردن رو اون احتمالا

بیشترین توجهی بوده که . تا حالا کسی بهش کرده

. هیچوقت زندگی نکرده

گرداندن در نمک غذا را خوشمزه

و مزه ی دلپذیری . به خوراک همیشگی میدهد

درباره ی اون چیزی که باید . پیش خودت نگه داری فکر کن

. میدونم نمیخوای

میرم چند تا کتاب پزشکی . از کتابخونه بیارم ، مورتی

. هیچ مشکلی پیش نمیاد . مطمئنم

. فقط یه حسی دارم

ولی نمیتونی به . احساساتت اعتماد کنی

. ما که دیگه بچه نیستیم ، لمب

. باید باهاش روبرو بشیم

اون بیرون با یه دنیای . واقعی طرفیم

. آره تو هم حتما مرکزشی

چی ؟

همش به خاطر اینه که اون ماشین داشت

کنت کی بود ؟

. برادرم

چرا باید این کار مهم رو برات بکنم ؟

. نمیفهمم

. احساس بدی دارم

نمیتونم درست تمرکز کنم . حانم مانتل ، جدی میگم

. خیلی حالم خرابه

. . . همش بهونه میاره

بهتر بود وقتمو واسه . اینکار هدر نمیدادم

. بیرون . بیرون

. خواهش میکنم یه چیزی بگو

هر چی بشه باید . همیشه کنار هم بمونیم

میخوای چی بگم ؟

مطمئنم خودت یه چیزایی . تو سرت هست

. این روزا همیشه همینجوری هستی

حتی پیش مادرم هم . اینطوری بودی

. اوه ، اینجوری نکن دیگه

. بس کن . میدونم اون خیلی بده

خواهش میکنم ، من حوصله ی . کل کل رو ندارم

. قبول کن . فکر کن بینمون همه چیز تمومه

. بگو

تو داری راه خودتو میری . منم دیگه کنارت نیستم

-- حس میکنم

. تو هم با اون احساساتت

. میلیون ها زن بچه دار میشن ، ابی

. چیزی خاصی نیست . زندگی همینه

ابی ؟

ابی ؟

ابی ؟

. ابی ، لمبم

. لیدیام . پاشو ، ابی

! کمک ! خواهش میکنم یکی کمک کنه

. پاشو . پاشو ، ابی

. پاشو ، ابی . مسخره بازی درنیار

. بلند شو . یالا ، ابی

. یکی میاد . همه چی درست میشه

-- چی -- چی -- چی

خانم مانتل ، فکر کنم . داره بچش رو از دست میده

. خب ، بزار یکم هوا بخوره

. ابیگیل ؟ ابیگیل ! برو آمبولانس رو خبر کن

. . . ابی . . . گیل

. . . اوه

! ابی

! ابی

! ابی

. . . اوه

. ابی مرد

. اره

. راست میگم

. اون مرد

. چیزی بدی نبود

. اون مرده

. . . بد نبوده

چی ؟ . مواد

. طبیعی بود

. طبیعی . ابی جوونه

. مادر بیچارش

خیلی غمگین و شوکه میشیم

. از اینکه مرگ رو اعلام میکنیم

ابی -- دختر خوبی بود دوست داشتنی بود

اکثرا شاد با استعداد و شاگرد محبوبی بود

که آینده ی موفقیت آمیزی . در انتظارش بود

معلم ها به عنوان یه دانش آموز

همیشه توانایش رو تحسین میکردن

. . . خیلی پر انرژی

. و قابل اعتماد بود

فوتش غم بزرگی

. برای همه ی ماست

اون به عنوان دوست وفاداری

که از هنر و خوندن شعر لذت میبرد به یاد سپرده شده

همچنین به عنوان موسس . مدرسه ثانوی ارکستر

زندگی ابی پر برکت و شاد بود

همچنین احترام و تاثیرش . رو هیچوقت از یاد نمیبریم

به عنوان یک یادبود تصمیم گرفته شده تا

پنجمین مسابقه ی شعر . به عنوان ابیگیل مورتیمر برگزار بشه

خانم فرانشو در این مراسم

. قراره دعا بخونن

بزارید یک دقیقه . به احترام ابیگیل سکوت کنیم

برای همه ی ما دوست خوبی بودی

برای ابی مورتیمر

" خوب شد که اول از همه مردی " . از ويليام وردزورث

. خیلی دوست داشت ( این شاعرو )

" زمین افتخاری رو از خودش گرفت "

. خیلی زیبا بود

. الان اون بالا پیش فرشته هایی

. میتونست مامان عالی ای بشه

. چشمات رو ببند

. لبات رو غنچه کن

. بکن

. آدمو میبره به یه جای دیگه

. من دیر کردم ، خانم مانتل

" افتخار و تازگی یک رویا "

الان دیگر مثل سابق نیست

هر طرف رو میکنم "

چه روز چه شب "

دیگه هیچ چیزی اونجوری که دیده " . بودم نیست

ابی ؟

. اوه . تویی

. غش کردی

. بلند نشو

. . . زیاد یادم نیست

ولی تا الان

. همچین حس بدی نداشتم

. دربارش بهم بگو ، لمب

. منم این احساس بد رو دارم . نمیخواستم بگم

. یه حسی بود

. آره

قبل یا بعدش رو یادم نیست

-- فقط غیر عادی

بهمون نشون میده که که انرژی کافی

در یه تیکه تیک . برای یه مایل قدم زدن هست

ضمنا به کمک . اشتعال موتور هم میاد

بزار باقی زندگیمون همیشه تو "

" . یه روز خاص بیایم اینجا

اون چه جوری بود ؟

. . . یه چیزی دیگه بود

. . . مثل

. یه ملکه ی جنگجو

آینده ی من چی میشه ؟

میشه یکی بره مغازه ؟

چی میشه اگه میگفتیم که

دیگه نمیریم مغازه خرید چی میشد ؟

منظورم اینه که باید با دنیای واقعی روبرو بشی ؟

آخرین باری که رفتی بیرون کی بود ، مادر ؟

از چی میترسی ؟

. بس کن . خواهش میکنم ، خواهش میکنم

. تیچ زمان لطفا

. فکر کنم یادم رفته کوکش کنم

دیگه کی زمان رو داشت ؟

. کار نمیکنه

. سوزان . وایساده

. اتفاقی ه

. سوزان ، برو یه لیوان آب بیار

. . . اوه

. . . اوه

گوئن ، چی میخونی ؟

با لرزش و حیرت گفت "

خدایا ، میخوای چیکار کنم ؟

-- خدا بهش گفت

گوئن ؟

گوئن ؟

. فقط نمونه های از روان رنجوریه

. آروم باش

فکر میکنی مامور پزشکی باید وارد این قضیه بشه ؟

. مسخرمون میکنن

چند تا دختر میخوان

. میخوان خودی نشون بدن

ما هم قدیما تو کفشامون . کاغذ جوهری خیس میزاشتیم

چرا ؟ ! ها ها ها

از سر یکی خون میاد

میتونه دلیلش غش باشه ، میفهمی ؟

به نظر میاد این روزا

. ذهن همشون یه جای دیگست

. . . اوه

. . . اوه ، سیکلز

. و پیکلز

. دختره مریضه

. مطمئنی آماده ای بری مدرسه ، سوران

تهيه و تنظيم : R.E.KIA

Copyright© WWW.KINGDVD.IN KINGDVD2015@GMAIL.COM

. باشه . بریم

. نمیخوایم دیر کنیم

فقط دلیل مدرسه رفتن رو . تو مدرک گرفتن نبین

. آروم باش . خانم چارون شارون همین یه بار غش کردن

. برگرد سر صندلیت ، لیدیا

. لطفا ادامه بدین ، خانم فرانشو

. احساس بدی دارم

. میتونم جادو کنم

خودتم میدونی من به جادو . اعتقادی ندارم

. من معتقدم به فلسفه ی عقلانی ام

. یه آدم معقول . مطمئن نیستم

. خودم میدونم

پس اینکارابرای چیه ، خانم عصبی ؟

. به خاطر چیزی نیست

میبینی ؟

این راه میره خارستان

. و زیر مدرسه ی شما

-- این مسیر ها انرژی دارن

. مقدس و اعجاب آورن

. . . اوه

. پنجره هارو باز کنید

تنظیم با نسخه بلوری : M0JTABA

چه اتفاقی داره می افته ، لیدیا ؟

-- اون -- اون خیلی

. میدونم . میدونم

. . . لیدیا

. میدونم چه اتفاقی داره می افته

. خانم شارون هم غش کرد

. فقط ما نیستیم

پس چرا تو اینجوری نیستی ، تیچ ؟

. نمیدونم

هر دلیل داره تیچ . تو مصون هستی

. تیچ مارو باور نداره

چرا نباید

خانم آلوارو دکتر بیاره ؟

. به چه زن متشخصی اشاره کردی

. هست

اون تنها کسی ه که فکر میکنه . شما دارین الکی اینکارو میکنیم

نمیخوام خرده بگیرم

ولی درست کردن اینکارو خوب پیش نرفته ، درسته ؟

بعضی آدما میخوان . سرشون رو مثل کبک بکنن زیر برف

. دوران سختی بود ، میدونم

. استعدادت رو هدر نده

میخوای چند وقت از مدرسه بری ، لیدیا ؟

. نه . نه

. یه نگرانی های به وجود اومده

با کارایی که میکنی خیلی

. رو بقیه تاثیر میزاری

. من همچین کاری نمیکنم

-- من از والدینت خوشم میاد

مادرت باید بیاد . دیدن من

. تمومه

. ممنون . خدافظ

. خدافظ

. خدافظ . خدافظ

نمیدونی مدل موی کندویی دیگه از مد افتاده ، مادر ؟

. خانم آلوارو میخواد شمارو ببینه

میدونی ، تو مدارک رسمیم نوشته

. که پدرم فرار کرده

میتونم بگم گذاشته رفته ؟

باید یه وقتی برات مشخص کنم ؟

دوشنبه ؟

سه شنبه ؟

هر روزی ازهفته ؟

چیکار کردی ؟

. هیچی

کارل یانگ مرحوم نوشته که

تغییرات صورت فلکی بر فیزیک غلبه میکنه

که دگردیسی طولانی ای را

. روان همگانی ایجاد میکنه

-- رازهای قدیمی مشخص میشوند

. متاسفم

. نمیدونم چرا اینجوری دارم میلرزم

چرا میرقصی ؟

! ها ها ها ! ها ها ها

. داری منو مسخره میکنی

. خب منم میتونم مسخرت کنم

. ولی اصلا خنده دار نیست ، کنت

مشخص میشن و درون

خودآگاه گونه ی انسان حل میشن

" . تا بذر رشد را بارور کنن

سرشار از برکت باشی

. حسش میکنم

. همش رو حس میکنم

! جادوگرای دیوونه ! ها ها

. منو نگاه نکن

. پاشو

با هیچکدوم از این دخترا . روابط دوستانه برقرار نمیکنی

-- ولی خانم مانتل . ولی نداریم

میخوام تا در

راهرو ها و جاهای همگانی . ساکت باشی

دور هم جمع نمیشین

. و تنها هم بازی میکنی

. حالا

. بو میدن

امکان داره سکوت رو رعایت کنید ؟

. میخوام این صدارو بشنوم

خیلی باعث خوش شانسی ماست که امروز خانم مود لیزی

از محفل زنان استوک شایر به ما ملحق میشن

تا درباره این موضوغ . اتفاقات خانه " برامون صحبت کنن "

. صبح بخیر

برام سئواله چند نفر از شما دخترا

. از کار محفل زنان خبر دارین

. میفهمم

من با خودم برگه هایی آوردم که

. میتونم بعد جلسه بهتون بدم

همونطور که خانم آلوارو بهتون اطلاع داد من امروز اینجام تا

درباره ی اتفاقاتی که در خانه می افتد . صحبت کنم

متاسفانه ، خانه ی شما . . . جایی بوده که

. متاسفم

. اتفاقات میل به رخ دادن دارند

. دخترا

-- اغلب با آتش سوزی یا

. دخترا ، لعنت بر شیطون

. واقعا متاسفم

. . . اوه

هر چیزی که در زمین زندگی میکند

. برای اهداف خاصی است

هر چیزی که میمیرد . به خاطر ماه است

هر چیزی که در زمین زندگی میکند . برای اهداف خاصی است

. . . هر چیزی که میمیرد

. . . حالا دخترا

هر چیزی که میمیرد . به خاطر ماه است

خب امروز میخوام براتون درباره ی

. شیطان حرف بزنم

شیطانی که از راه های . محتلف میتواند در شما نفوذ کند

. پس لطفا حواس خودتون رو جمع کنید

. خیلی احساس بدی دارم

. . . اتفاقات

. اتفاقات در خانه

من برگه هایی آوردم

. که میتونم بعدا بهتون بدم

. نتایج آزمایش بده

. پالتوی مناسب ندارم

. برو ، مامان

به خاطر من اینکارو بکن

. به خاطر من

هر چیزی که ممکنه نیازش . بشه رو بردار

. فکر خوبیه

چرا نمیتونی ازش . مراقبت کنی

تو اینکارو میکردی ؟

. مدرسه تعطیل شده

! هیس

. کنت نورکان

. برادرشی . آره

دیگه باید باور کنی . یه مشکلی هست

به نظرم نمیشه . دلیلی نداشته باشه

. بین اونا و ماست ، تیچ

. منو اونجوری نگاه نکن

. حس میکنم من اینکارو کردم

اگه این حسو داری

. حتما همینه

. درسته

. نمیدونم

-- مثل اوسپنسکی که میگه

. آزاد باش ، آزادی که هوشیار است

به نظر میاد آسونه . ولی اینجوری نیست

. . . همش به خاطر

. برداشتتِ

بعضی وقتا برام سئوال میشه که وقتی منو نگاه میکنی

. چه کسی رو میبینی

دوستم لیدیا رو میبینم

. و یه شخصیت قدرتمند

. قدرتمند

. . . هیچکس دیگه نمیدونه من کی هستم

جدی ؟ . آره

. آره

. . . من واقعا کی هستم

درباره ی اتفاقاتی که میفته . چه فکری میکنم

میخواستم بدونی

من اخراج شدم

. بیشتر دخترا هم همینطور

چیزی اشتباهی پیدا نکردن ؟

--فقط

. تمام تست های من سالم بود

. عالیه

. اوه

. ابیگیل مورتیمر بیچاره

فکر میکرد خیلی میشناختش

. ساده بود

. ابی و لیدیا خیلی بهم نزدیک بودن

. دامناشون

. . . لیدیا

. مختل میکردن

. به هم رفتن

. جوون همیشه همینکارو مکینه

ببخشید که باید . اخراجت کنیم

. اشکال نداره . چیزی نیست

-- من

-- من یکم متوجه شده بودم

. بگذریم ، قلبم رو دارم

میخوای داشته باشیش ؟

فکر نمیکردم شما درک کنید . خانم مانتل

اگه ازدواج میکردم . اینطور نمیشد

. منم همین طور

-- منظورتون

بر خلاف عقیده ی رایج

. من هیچ وقت راهب نشدم

نه ، میخواستم بگم بچه داشتید؟

. . . اوه

. بزار ببینم ، سوزان

. سوزی

دوست به خصوصی هست

بهش علاقه داشته باشی ؟

اولین کسی که تو گروه سنی تو بود و نشانه های

بیماری رو نشون داد کی بود ؟

اگه نمیخوای دربارش حرف بزنی . فقط بگو

سابقه ی همچین بیماری ای در خانوادتون دارین ؟

. دختر عموم . اونم غشی بود

تا حالا تشنج دیدی ؟

وقتی اولین بار متوجه نشانه های بیماریت شدی

-- اتفاقی افتاد

آزمونی ، بیماری ای دور و اطرافت مرگی ؟

اگه من مثل پرنده

رو دیوار خونتون بودم

چی میدیدم ، ژانت ؟

فقط یه خانواده ی معمولی

. معمولی معمولی

معلم هات

چه جوری ان ؟

خب ، خانم آلوارو

اگه هممون هم میمردیم براش مهم نبود

و خانم مانتل

. خیلی بدجنس و خشک بود

-- من خانم

. شارون رو دوست دارم

. اونم مریض بود

همسن شماست ؟

مهمه ، نه ؟

. منم همینطور فکر میکنم

تا حالا رابطه ی سکسی داشتین ؟

. آره

. نه

. واقعا یادم نیست

مادرت ؟ اون چی ؟

من که تا حالا چیزی ندیدم

. اگه منظورتون همین بود

دوست داری وقتی غش میکنی

مادرت بهت توجه کنه ؟

وقتی نگرانم میشه . ( حالم بد میشه ( بدم میاد

اولین باری که تجربه ی سکسی

داشتی چطور بود ، لیدیا ؟

. من از اینکارا نمیکنم

میشه بیشتر توضیح بدی ؟

. من تو کار قرار و مدار نیستم

من خوندم که

-- هر آدم در حقیقت 3 نفره

. آدمی که فکر میکنید هستید

آدمی که بقیه میبینن

. آدمی که واقعا هستین

تو دختر آگاه و باهوشی هستی ، نه ؟

. ازم تعریف نکن

فکر میکنی دارم اینکارو میکنم ؟

. من نمیدونم داری چیکار میکنی

-- من

-- من

. دیوونه نیستم

. نیستم

پدرت ؟

. نمیشناسمش

. مامانم رو ول کرده

مادرم تو زندگی همه . سرک میکشه

درباره ی اون با مادرت حرف زدی ؟

واسه چی باید درباره ی مردی که نمیشناسم همچین کاری کنم ؟

تا حالا پریود های نامرتب

یا خونریزی مفرط داشتی ؟

از همه میپرسین ؟

. فقط بیمارهای خانم

خیلی مهمه که تمام نشانه های

. جسمی شما ثبت بشه

-- من فقط میدونم که

-- حس میکنم

-- حس میکنم که

-- حس میکنم

-- حس

-- من -- حس -- حس میک

-- حس -- میکنم

چه حسی میکنی ، لیدیا ؟

. مریضی

هیچکس نمیخواد حقیقت رو بدونه ، نه ؟

. این منو عصبی میکنه . اینم بنویس

به نظرم خیلی اتفاقات

. زیر این عصبانیت هست

. هیجان

. انگار میخواد پرتاب بشه

. واقعیت تو پیامد هاشِ ، بله

. این واقعیته

. واقعیت پیامد هاشِ ، بله

چه چیز مهمی داره . که انقدر واقعیه

برای من ؟ منظورتون چیه ؟

. برای همه ی ما واقعیه

. یه مشکلی هست

چرا همه میخوان مارو ندید بگیرن ؟

اون از قبل برامون . داروی مسکن نوشته بود

به نظر نمیخواد باور کنه . ما مریضیم

-- توصیه ی منو میخواین . قرصارو نخورین

و سعی کنید نشانه های . بیماریتون رو پنهان کنید

من فهمیدم ، بودن در مراحل پیشرفته ی بیماری

نشانه های بیماری . خودشون رو نشون نمیدن

مراحل پیشرفته ؟

. آره ، کانی . هر چی پیش بره

. من رفتم

تو فقط نمیتونی تحمل کنی . که هممون مریضیم

. نه ، خوشحالم همتون مریضین

نه نه خوشحال نیستم . ولی میدونید منظورم چیه

من با پدر و مادرم میگم ترتیب

. بدن بریم پیش یه دکتر متخصص

. . . سوزان . سوزی

! بس کن

. نمیخوام نا امیدتون کنم

تهيه و تنظيم : R.E.KIA

Copyright© WWW.KINGDVD.IN KINGDVD2015@GMAIL.COM

-- سرایت هستریک

- - که تشخسص داده شده . رحم سرگردان

ببخشید ؟

. هیستری ، به زبان یونانی یوتیروس

نظر بقراط اینه که رحم های آشفته

. به سمت هیستری کشیده میشن

استاندارد های رفتاری . باید حفظ بشن

. اینجا مدرسست

. موسسه ی روانی که نیست

این نسل

. فکر میکنن درک نمیشن

اگه فکری شبیه به یه

زن میان سال داشته باشن

. میفهن درک نشدن یعنی چی

. . . اوه

! ها

. به نظر من که مشکلی پیدا نکردن

آزمایشا به اندازه ی کافی . پیشرفته نبودن

از من که چیزی بهشون نگفتی ، نه ؟

دنیا دیگه به تو

. فکر نمیکنه ، الین

میدونی قراره برم یه

. روان پزشك دیگه رو ببینم

فکر نکنم چاره ی دیگه ای

. جز اینکه بیای داشته باشی

کلی سئوالای درونی

. ازت میپرسن

خیلی علاقه دارن چرا من

. خودم هستم

اصلا میدونی یعنی چی

به عنوان یه مادر درک میکنی ؟

! خیلی ناعادلانست

! همه چی تقصیر توئه

از جون من چی میخوای ؟

. . . خب

عصبی داره چیکار میکنه ؟

ولی میدونی من

. منم قطعا تو مرحله ی پیشرفته هستم

متخصص تو فقط

. هورمون زنارو کم میکنه

. ممکنه تو همین مایه ها باشه

. به دلایلی

. مزه ی فلز میده

. تو اصلا اونو دوست نداری

تو هیچوقت برای ابی گریه نکردی

کردی ؟

. به هر حال ، من برای دیدن تو نیومدم

. اومدم کنت رو ببینم

. کنت

. شروع کردیم با هم آشنا شدن

. میدونی ، یه رابطه ی واقعی

-- منم درخواست دیدنت روکردم ، لیدیا

هیچوقت از اون خوشتون نمیومد ، درسته ؟

ببخشید ؟

. اسمش ابی بود

تا اونجایی که بتونم

رابطه ی نزدیکی با دانش آموزا -- برقرار میکنم

میخواید دقیق بهم بگید چه خبره ؟

میشه ؟

. تو از من میترسی

. تو فقط یه دختری

چی مینویسی ؟

. هیچی . درباره منه

. خیلی به این مسئله علاقه داری

-- تو خیلی -- خیلی

منشی مدرسه شخصا

به م لاقات مادرت رفت . تا بهش خبری بده

. اینجوری بهتره ، لیدیا

-- باعث تاسفه که بهت خبر بدم

. نمیتونی

. نمیتونی از شر من خلاص بشی . من حقوقی دارم

ما ازتون ممنونیم خانم شارون

برای کمک پر ارزشتون در سالهای اخیر

که برای آینده ی شما بسیار خوبه

و در نهایت برای واکنش به اتفاقات اخیر

من باید توضیح بدم که

هیچ چیزی در دانش آموزان . یا مدرسه در آزمایشات پیدا نشده

. ما کاملا سالم و بدون مشکل هستیم

هر کسی که غیر اینو میگه . کاملا اشتباه میکنه

. هیچوقت از شر من خلاص نمیشین

من همچین رفتاری رو . تو مدرسه نمیتونم تحمل کنم

. همتون میدونین دارین اشتباه میکنین

. ببریدش بیرون

نمیخواین برای حقیقت تلاش کنید ؟

. . . واسه چی انقدر مطیع شدین

. خیلی خب دیگه ببریدش بیرون

سستی ؟

. همتون خوابین

. برای آزاد بودن باید هوشیار باشین

! سیستم از بین ببریم ! شمارو از بین بردیم

. پاشید ، پاشید ، پاشید

بقیه ی روزای زندگیمون

. همینجوری میمونه

بقیه ی سالای زندگیمون . همینجوری میمونه

. لیدیا ، دیگه باید بری

. برای آزاد بودن باید هوشیار باشی

چرا همه میخوان از شر من خلاص بشن ؟

! ولم کن

یه چیزی اینجاست

فکر کنم یه چیزی جا گذاشتن

. سم

. اشتباه میکنی

. درو ببند

. بس کن

من باهاتون چیکار کردم ؟

چیکار ؟

. تو هیچ کاری نکردی

. باید منو تو بیمارستان نگه میداشتن

. من دیوونم . روانی ام

.تو دیوونه نیستی ، لیدیا

. تو دیوونه نیستی . روانی نیستی

. ما نرمالیم

اگه واقعی بوده

و من ادا در می آوردم

. واقعا مریض شدم

چی ؟ ما چمونه ؟

همه ی ما این مشکل . برامون به وجود اومده ، لیدیا

. من نه

. همه ی ما این مشکل رو داریم . فقط غش کردن که نیست

. فکر کنم من شروع کنندش بودم

تازگی ها این اتفاق برای منم افتاده

میتونم بهتون اطمینان بدم که . من ادا در نمیارم

-- منم . تقلید نمیکنم

تموم آزمایش ها منفی بودن

پس چرا بقیه انقدر سریع بهبود پیدا کردن ؟

روانشناسِ میگفت -- واقعا برای من اتفاق افتاده

. فکر نکنم

میدونی چیه ، لیدیا ؟

. تو ادا در میاری

. همه چی اشتباه

. . . خب

. من اخراج شدم

. خوش به حالت

. امان از این نوجوونا

حس میکنی درای غش میکنی . میمیری

. حتی دیگه منو نمیخوی

. اینجوری نیست

. خودت میدونی

. . . اوه

. . . اوه .. . اوه

. . . ولی همانند

. مرگ کوچک میمونه

. هی ، بس کن . بس کن

! ولش کن

! گم شو

! از خونه ی من برو بیرون ! بیرون

! بس کن -- تو

! دستتو بکش

. برو . از خونه ی من برو بیرون

. برو

. نگاش نکن

. حالمو بهم میزنی

. باید تو خونه حبست کنم

. خطرناکی

-- من -- من

. . . یاد رفته بود اون

. برادرم

یادت رفته بود ؟

تو مریض نیستی

ولی مرض داری

. عقلت مریض

. هیچ مردی قابل اعتماد نیست

میدونم اون رفت و ترکت کرد

ولی باید یه بار دیگه بهش اعتماد میکردی

. دو تا بچه ازش داری

. یکی . دو تا

منم هستم ، یادته که ؟

. یکی . دو تا

. میتونم بشمرم چی؟

. تو بچه ی اون نیستی

. ها

. به خاطر همین رفت

اون پدرم نیست ؟

. فراموشش کن . دیگه گذشته

. گذشته ی منه اون کیه ؟

--- اون هنوز زندست ؟

. اوه بی خیال . باید بهم بگی

-- خب ، اون

مشکلی داشت ؟

داشته ، نه ؟

چی مشکلی داشته ؟ من کی هستم ؟

. . . اون از سایه ها اومد

چی ؟

. . . و بعد

. . . اون

. . . منظورت اینه

. . . تو

. . . تو . . . من

! ها . . . اوه

. . . اوه

من شبیه اونم ، نه ؟

بزرگ بشم . شبیه اون میشم

همیشه میدونستم یه . مشکلی هست

. حالا میفهمم . من بودم . اون مشکل همیشه من بودم

-- نباید بهت میگفتم

. خوشحالم که حقیقت رو میدونم

پوست درخت بلوط

بزار باقی زندگیمون هر سال

. اونجا همدیگرو ببینیم

. . . پوست درخت بلوط

! ابی

! ابی

! ها ! ها ها

! آه

! ابی

! ابی

! احساس آزادی میکنم ! ها ها

! ها ها . . . لیدیا

. . . اوه

لیدیا ، عزیزم . خواهش میکنم بیا پایین

! ها ها ها . منو نگاه کن ، مامان

. منو نگاه کن . منو تماشا کن ، منو تماشا کن

. منو تماشا کن . نه نه ، عزیزم

. لطفا بیا پایین

! ابی

. لیدیا ، لطفا بیا پایین

! ها ها ها

. میتونیم بریم کنار دریا

! ها ها ها ! ها ها ها

. عالی میشه . تا حالا کنار دریا نرفتیم

. حس میکنم واقعی ام

حس میکنم بیدار شدم . آزاد و هشیار

! ها ها ها

-- لیدی

! ابی

چه مشکلی داری ؟

. خدای من

. . . اوه

. تو مشکلی نداری

تولد ما چیزی جز یک خواب و فراموشی نیست

روحی که همراه ما رشد میکنه ستاره ی زندگیمونِ

هر جایی حضور داره

. و از راه دور میاد

! ها ها . . . اوه

. اوه ، خدارو شکر

تهيه : R.E.KIA

Copyright© WWW.KINGDVD.IN KINGDVD2015@GMAIL.COM

تنظیم با نسخه بلوری : M0JTABA

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.