All language subtitles for Escort Boys S01E05 720p x264 Web-DL MOViE-ZONE Exclusive

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫وبـ ـسایت مووی زون ‫... :: wWw.MOViE-ZONE.Site :: ... ‫ با افتخار تقديم مي کند

‫بهترین ها را با ترافیک نیم بها ‫از وب سایت مووی زون دانلود کنید ‫@Movie_Zone_co

‫ولم کن! لعنتی.

‫می‌می.

‫53 ثانیه.

‫باختی.

‫لعنتی.

‫خیلی وضعم داغونه رفیق.

‫- سکس تو دستشویی، واقعا؟ ‫- آره معتاد شدی.

‫لحظه‌ای که می‌بینمش انگار دیگه کسی وجود نداره.

‫نمی‌تونم خودمو کنترل کنم.

‫به خودت بیا. قرار نیست گند بزنی ‫ تو همه‌چیز به خاطر...

‫عشق زندگیم؟

‫کدوم زندگی منظورته؟

‫همم؟

‫اون زندگی که توش ترکش کردی؟ ‫یا اونی که توش فاحشه هستی؟

‫- دیوونه‌م می‌کنه. ‫- آره، ولی متاهله.

‫- باید به فکرش باشی. ‫- نه، سردرگمم رفیق. داغونم.

‫باید یه ذره بزرگ شی،

‫مسئولیت‌پذیرتر بشی، ‫روی پروژه‌ت تمرکز کن.

‫این چه قیافه‌‌ایه که گرفتی؟ چیه؟

‫فاحشگی ازت یه مرد ساخته.

‫چه وضع تخمی شده؟

‫اوه، لعنتی.

‫- تو بهم گفتی بزرگ شو. ‫- بله.

‫- و پای حرفم هستم. ‫- آره، شنیدم.

‫بمبی؟

‫- بمبی؟ ‫- بمبی.

‫- باشه؟ ‫- تو اول برو.

‫ترجمه شده توسط : علیرضا کاشی زاده ‫... :: wWw.MOViE-ZONE.Site :: ...

‫- آخ! اوی عزیزم، ملایم‌تر. ‫- ببخشید.

‫- اشکال نداره. ‫- ببخشید.

‫- خوبی؟ ‫- آره.

‫مطمئن؟

‫خوبه؟ بزرگی رو حس می‌کنی دختر؟

‫بله، خب حداقل باعث خنده‌‌ات میشه.

‫ببخشید، ولی حس کردم انگار تو فیلم پورن‌م

‫- باورم نمیشه. ‫- نورا، ببین.

‫نمی‌دونم. دارم تلاشم رو می‌کنم.

‫با تو سخته. ‫تلاش می‌کنم، اما انگار هیچی جواب نمیده.

‫- نه، این نیست. ‫- صادقانه بگم، نمی‌دونم تو چی می‌خوای.

‫منظورم اینه، با هم حرف نمی‌زنیم. هیچ‌وقت نزدیم.

‫- فانتزی‌ چی؟ هیچی نداری؟ ‫- معلومه که دارم، ولی...

‫چی مثلا؟

‫- الان قرار نیست درباره‌ش حرف بزنیم. ‫- چرا، باید بزنیم. عادیه.

‫نمی‌دونم.

‫- من همه کار می‌کنم. ‫- ساکت! نگو...

‫همین الان‌ هم من همه کارها رو می‌کنم،

‫- نمی‌تونم تصمیم بگیرم تو تخت خواب هم چیکار کنیم! ‫- باشه.

‫- تو فکر کن چیکار کنیم. ‫- داشتم یه سری چیزها‌ رو امتحان می‌کردم دیگه...

‫آره، ولی چیزهای معمولی ‫که باعث نشه بالا بیارم.

‫معذرت می‌خوام.

‫خب، پس حرف بزن باهام.

‫بهم کارهایی که با...

‫اونا انجام می‌دی رو بگو.

‫چی؟

‫باشه.

‫این یکی رو مزه کن. ‫سال‌ها می‌مونه و خراب هم نمی‌شه.

‫ولی چرا تاریخ‌ش گذشته است؟

‫قانونه، ولی عسل اوکسیده نمی‌شه. ‫کوزه‌هایی از عسل پیدا کردن که 1500 سال‌ قدمت دارن.

‫1500 سال؟

‫از منم پیر‌تر میشن که.

‫یه ذره پیرتر، ولی تو همچنان هم زیبایی.

‫اوه، تو عجب... اگه انقدر پیر نبودم، ‫جفت خوبی می‌شدیم.

‫بسته‌ی پستی برای بلفورت.

‫- اوه، پست. می‌بینمت. ‫- به‌زودی می‌بینمت. خداحافظ.

‫- سلام تونی. ‫- یه بسته برای تو هست.

‫- مرسی. ‫- اوه عالیه.

‫- یه امضا بزن. ‫- چشم.

‫مرسی. روز خوبی داشته باشید.

‫اوه لعنتی.

‫شوخی می‌کنی! ‫مراقب باش، شکستنیه.

‫- و گفتی بیارن اینجا تحویل بدن؟ ‫- سریع.

‫- چرا بازش کردی؟ ‫- خب...

‫سلام!

‫چه تصادفی.

‫- بگیر. ‫- بله.

‫- حتما فکر می‌کنی دنبال‌ می‌کنم. ‫- خب، آره.

‫- سلام چارلی. ‫- سلام.

‫عسل می‌خوای؟

‫بله. برای یه سُس جدید که دارم درست می‌کنم.

‫- برای رستورانت تو پاریس؟ ‫- دقیقا.

‫- اوه، درسته. حرف‌های من و الگا رو شنیدی. ‫- آره.

‫- اگر ممکنه این رو برمی‌دارم. ‫- اسم من بنه.

‫می‌دونم.

‫پس داری از کامارگ می‌ری پاریس؟

‫هیچ‌کس واقعا کامارگ رو ترک نمی‌کنه.

‫- درسته. ‫- باقیش مال خودت.

‫- می‌شه بریم؟ ‫- نه، باشه.

‫- بیا. ‫- روز خوبی داشته باشین.

‫- شما هم همینطور. ‫- خداحافظ چارلی.

‫- اینجا تخم مرغ کجا پیدا می‌شه؟ ‫- جایی ندارن اینجا.

‫واقعا؟ اونجا یه دَکه نبود...

‫قبلا بود، آره.

‫- دیگه نیست؟ ‫- دیگه نیست.

‫- باشه. ‫- پس خداحافظ.

‫- دیگه نیست؟ ‫- توضیح می‌دی؟

‫ها؟ چی؟

‫- اون چی بود دیگه؟ ‫- رومن، دوست‌دختر سابق‌ش.

‫دوباره با هم بیرون می‌رند؟

‫اولگا ساکیریس.

‫دوست دارم ببینمت.

‫ساعت 11 بیا هتل‌.

‫نگاه کن عزیزم.

‫اینا رو می‌بینی؟

‫کل روز پوشیدم‌شون.

‫فقط به خاطر تو.

‫ببین...

‫... میره این تو.

‫یه هدیه فقط برای تو.

‫اینا...

‫وقتی خواب بودم تنم بود.

‫خیلی بوی تندی دارن. ‫خواب سکسی دیدم.

‫می‌خوای؟

‫آره؟ با یه قیمت ویژه...

‫- باشه، ولی سریع انجام بده. ‫- چشم.

‫- نمی‌خوام فرصت رو از دست بدم. ‫- خیلی خوب.

‫- سلام اولگا. ‫- همم.

‫اسمت چی بود؟

‫آه، رابرت.

‫باشه رابرت.

‫خوشحال‌م که وقتت رو خالی کردی.

‫بله، پروژه‌م برام اولویت داره، ‫ولی فکر کنم الان حضورم ربطی به اون نداره.

‫پروژه‌ت؟

‫بله، اون پرونده‌ی که دفعه پیش گذاشتم برات؟

‫آها آره، شماره‌ت رو گرفتم.

‫باشه.

‫اما اگه برای اون کارا من رو می‌خوای، ‫باید از طیق وب‌سایت اقدام کنی.

‫خب، دفعه بعد از طریق دستیارت اقدام می‌کنم.

‫- مشکلی نیست؟ خیلی وقت ندارم. ‫- هیچ‌وقت نداری.

‫درسته. لخت شو.

‫خوشت اومد؟

‫حتما خوشت اومده که بازم می‌خوای.

‫دقیق و سریعی. همون چیزیه که من لازم دارم.

‫خوبی عزیزم؟ بله، من خوبم.

‫یه روزِ پرمشغله دیگه مثل باقی روزها، ‫ولی برای خودم یه جایزه سفارش دادم.

‫یه مرد، آره.

‫آره، اینجاست.

‫درسته.

‫بعدا بهت می‌گم عزیزم.

‫دوست دارم.

‫چه شوهر باحالی.

‫زنمه.

‫همم آره.

‫آه چه هندونه‌ای. ‫دوست داری؟

‫می‌بینی دارم باهات چیکار می‌کنم؟ ‫این تویی. این هندونه تویی.

‫هنوز جوب نمی‌ده؟

‫نمی‌دوم سرش گرم چیه.

‫زک!

‫می‌بینی منو عزیزم؟

‫اوه، خیلی خوبه. ‫این لعنتی عالیه.

‫زک!

‫محض رضای خدا.

‫- آه! ‫- لعنتی!

‫- محض رضای خدا! در زدن بلد نیستی؟ ‫- دیگه به اینجام رسوندی.

‫خدایا! چرا جواب نمی‌دی؟ برای یه رزرو داشتم بهت زنگ می‌زدم.

‫- نمی‌تونم برم. ‫- جدیده؟

‫اگه برم بیرون رمنی‌ها من رو می‌کُشن. می‌فهمی؟

‫چی می‌گی؟

‫می‌می گم شده، رفته. ‫پسر دیوونه‌اش هم می‌خواد منو بکشه.

‫- به تو چه ربطی داره؟ چیکار کردی؟ ‫- من کاری نکردم.

‫نه... می‌می رو کردی مگه نه؟

‫اینو بهم نگو.

‫می‌می رو کرده.

‫اوه، کیر توش.

‫می‌دونی چیه؟ دیگه به من ربطی نداره.

‫چارلی، تو رو خدا کمکم کن؟

‫- چارلی! ‫- برو سرِ قرارت.

‫تو رو خدا کمکم کن.

‫آه.

‫- لطفا، اگه میشه... ‫- باشه، البته.

‫- ...یه لحظه. ‫- حتما.

‫ممم.

‫ممم.

‫خیلی وقته همجنس‌گرایی؟

‫چی؟

‫من عاشق این آدمم، ‫زنمه، همین.

‫- همیشه به جنس مخالف علاقه داشتی؟ ‫- بله.

‫- فکر کنم. ‫- همم.

‫بله...

‫... گمونم یه ذره حوصله‌سربر باشه، ولی خب.

‫- چیزی که مهمه، احساس رضایته. ‫- درسته.

‫بقیه چیزها جزئیاته.

‫درسته.

‫همه‌مون توی یه الگو رفتاری گیر افتادیم.

‫مثل عشق.

‫بهمون گفتن که باید انحصاری ‫عشق بورزیم... ازدواج کنیم. می‌دونی؟

‫چیه همه اینا...

‫...کسشر؟

‫خب، من می‌رم دیگه.

‫- برگردم سراغ زبنورهام. ‫- زنبورهات؟

‫بله، تو مزرعه عسل درست می‌کنم.

‫اگه پرونده‌م رو می‌خوندی یادت می‌موند.

‫- عسل جالبه. ‫- واقعا؟

‫آینده است.

‫بقای انسان‌ها وابسته به بقای زنبورهاست.

‫اگر زنبورها ناپدید بشن، بعدش فقط ‫پنچ سال می‌تونیم زنده بمونیم.

‫طبق گفته انیشتین.

‫خب پس برم بشریت رو نجات بدم.

‫پروژه‌ت نیاز به تجدید نظر داره.

‫اگر یه مرکز سلامت بر پایه عسل

‫و محصولات ارگانیک تایید شده تاسیس کنی، ‫این ممکنه برای من جذاب باشه.

‫- واقعا؟ ‫- واقعا.

‫بله؟

‫هی، اون پایه است. ‫برای عسل، زنبورها، همه چیز...

‫صبر کن، درباره کی حرف می‌زنی؟

‫اولگا... اولگا ساکیریس.

‫می‌خواد سرمایه‌گذاری کنه. ‫می‌گه عسل مثل معدن طلاست.

‫بالاخره فهمیدی؟

‫خب، آره. زنبورها آینده بشریت هستند، متوجهی؟

‫زنبورها قشنگن، نجیبن، عالین! آینده است.

‫مامان همیشه همین رو می‌گفت.

‫من گوش نمی‌دادم اون موقع.

‫ما موفق می‌شیم چارلی.

‫ما موفق می‌شیم چون لیاقتش رو داریم.

‫چارلی، عاشقتم.

‫...و بعدی

‫دوتای دیگه.

‫لوکاس، دوچرخه‌ت سرِ راه مونده. ‫دَه بار بهت گفتما.

‫سیب‌زمینی!

‫بهت گفتم سیب‌زمینی، ‫و می‌دونی منظورم تویی.

‫خب، معلومه که تویی.

‫- گل‌های مامانی رو ندیدی؟ ‫- نورا؟

‫دوستم داری؟

‫معلومه دوست دارم.

‫اینکارو برای آینده‌مون دارم می‌کنم.

‫می‌دونم.

‫دارم می‌رم و...

‫پیرهن خاکیه رو بپوش. ‫بهت میاد.

‫لودو مشتری تو شیرینی‌پزی‌ش منتظرته.

‫بهت هشدار می‌دم که فریب ظاهر ساده‌ش رو نخور.

‫از اون کار بلدهاست.

‫روز خوش.

‫چه کاری ‌می‌تونم براتون انجام بدم؟

‫چیزی می‌خواین؟

‫نه.

‫ولی فکر کنم تو می‌خوای.

‫یه بریوش خوب برات دارم.

‫ژان‌ میشل

‫ژان میشل!

‫بگیرش.

‫ژان میشل بدو!

‫بدو، سریع!

‫سریع، بدو... ژان میشل!

‫- ای وایِ من، خیلی خوب بود. ‫- آره، عالی بود.

‫- خیلی حال کردم. ‫- چه خوب.

‫«چه خوب»؟ منظورت چیه، «چه خوب»؟

‫- هیچی، فقط «چه خوب». ‫- نه. مشکلی هست؟

‫تظاهر کردم.

‫آره جونِ خودت.

‫نگران نباش، مشکل از منه نه تو.

‫نهایت لذت رو می‌برم. ‫باعث پمپاژ سروتونین‌م میشی...

‫... اما ارضا نمی‌شم. اشکال نداره.

‫یعنی تا حالا با من ارضا نشدی؟

‫نه.

‫آخی، هی.

‫آلفای کوچولوی عزیزِ من...

‫هی، مهم نیست.

‫پشت هر مرد بزرگ، یه زنیه که تظاهر می‌کنه.

‫یکی از رازهای صلح جهانیه.

‫صلح به تخم‌م نیست.

‫می‌خوام تو ارضا شی.

‫می‌خوای ارضا شم؟

‫- واقعا؟ ‫- بله.

‫واقعا.

‫باشه.

‫پس بذار از اول شروع کنیم.

‫بچرخ.

‫عصر بخیر.

‫عصر بخیر.

‫عصر بخیر تایتانیک.

‫بله، خب...

‫...چه خبره؟

‫یه خانمی من رو رزرو کرد.

‫درسته. من بودم.

‫آره، پس ایشون کیه؟

‫این رِجیه، شوهرم.

‫باشه.

‫- من با مردها کار نمی‌کنم. ‫- ها.

‫ازت اینو نمی‌خوایم.

‫ریجی فقط می‌خواد نیگا کنه.

‫اشکال داره؟

‫ام، نه اشکالی نداره. همم...

‫اما نباید بهم دست بزنه. ‫وگرنه معامله‌مون نمیشه.

‫- هه‌هه. ‫- همم، خیلی مضطربی.

‫امم... مضطرب نیستم.

‫- یه ذره هستی. ‫- خیلی مضطربه.

‫- خیلی مضطربه. ‫- واقعا مضطربه.

‫- عزیزم؟ ‫- جانم؟

‫- می‌خوای آروم‌ش کنی؟ ‫- هومم.

‫عصر بخیر.

‫عصر بخیر.

‫عصر بخیر.

‫تعطیله.

‫مرسی.

‫- امم، شیباری بلدی؟ ‫- ببخشید؟

‫- شیباری؟ ‫- شیباری؟ بله البته.

‫البته.

‫می‌خوای بازی کنیم؟

‫قراره عسل رو با ایده اصلی ترکیب کنیم.

‫می‌تونیم اول مرکز سلامتی با ‫محوریت محصولات زنبورداری رو بسازیم.

‫می‌ترکونه!

‫یه مرکز سلامتی با انواع خدمات درمانی.

‫اپیلاسیون با موم زنبور عسل،لایه‌برداری پوست ‫ با گرده زنبور، ماسک‌های صورت با ژل رویال.

‫چی؟ ژل رویال؟

‫نه، در واقع زنبورهای پرنسس رو نمی‌کُشیم.

‫کلیتش رو فهمیدی دیگه،درسته؟ ‫یک محصولِ بَرنده.

‫منظورم اینه، قبلا با انگور اینکارو کردن. ‫جواب داده، پس چرا با عسل نه؟

‫ایده خوبیه نه؟

‫صبر کن، چیکار می‌کنی؟

‫- یه کام از این علف می‌خوام؟ ‫- نه، چه غلطا؟

‫- نخند؛ نباید بِکِشی! ‫- خونسردیت رو حفظ کن.

‫تو 17 سالگی الان یه جاکشه. ‫قرار نیست معتاد هم بشه.

‫- سخت نگیر. ‫- تمومش کن!

‫خب، بسه دیگه وگرنه آخرش ‫ مثل این می‌شی، تباه.

‫آره، کی شروع کردی زک؟

‫از سیزده سالگی. چطور؟

‫- این درس عبرت نیست که تمومش کنی؟ ‫- اوه، بیخیال. من رفتم.

‫- کجا؟ ‫- گند این کودن رو درست کنم.

‫- بله. ‫- اوه، بن؟

‫- یه ساعت دیگه مشتری داری. ‫- باشه.

‫خداحافظ.

‫میره دیدنِ پاکو. بیا.

‫- خوبی زک؟ ‫- عالی‌ام.

‫نه، نمی‌خوام.

‫- نمی‌خوام. ‫- باشه.

‫مطمئنی خوبی؟

‫- با مشتری چطور پیش رفت؟ ‫- عالی.

‫فوق‌العاده بود.

‫- این چه مهمونیه؟ گفتی «شام». ‫- شام هم می‌خوریم.

‫- این مهمونی عروسیه. ‫- عروسی؟

‫نه، مامان‌بزرگم می‌خواد دو ‫دسته‌ی خانواده رو آشتی بده.

‫تو فرهنگ ما، اختلاف‌ها ‫با رقصیدن ختم به خیر میشه.

‫- پس یه مهمونی آشتی‌کنونه؟ ‫- دقیقا.

‫ریش سفیدها دوست ندارن وقتی ‫پسرعموها همدیگه رو می‌کَشن.

‫- متوجهم. ‫- خوبی پاکو؟

‫- اونا کی بودن؟ ‫- بیا.

‫بابا؟

‫- این چارلیه. ‫- سلام.

‫ماجای.

‫- چارلی هم‌کلاسیمه. ‫- عصر بخیر.

‫انگشترِ مامانم بود.

‫می‌دونم.

‫نگهش دار.

‫اون همیشه کنارت خواهد بود.

‫می‌فهمی؟

‫هممم؟

‫اون با منه.

‫مادرت.

‫حالا برو ردِ کارت.

‫یعنی همینطوری اوجا آویزون مونده بود.

‫تو چیکار کردی؟

‫چیکار کردم؟ ‫کاری که ازم خواست رو کردم.

‫از راست به چپ، چپ به راست، ‫راست به چپ، تابش دادم.

‫خیلی خسته کننده بود. ‫خیلی خب، بیا چراغ‌هارو...

‫صبر کن.

‫و همونجوری که آویزون بود ارضا شد؟

‫آره.

‫خب، شب بخیر. چراغو خاموش کن.

‫امشب تو مودشم.

‫کارمو راه می‌ندازی؟

‫می‌دونم که زمان زیادی رو با پسرم می‌گذرونی.

‫اما می‌دونی که تو فرهنگ ما...

‫می‌دونم.

‫بابا؟

‫بابا؟

‫مامان،

‫می‌شه حرف بزنیم؟

‫ما چه کار اشتباهی انجام دادیم ‫که باعث شد پسرمون تن‌فروشی کنه؟

‫پسر هرزه من.

‫چطوری می‌تونی با ما اینکارو بکنی؟

‫- مردم قضاوت می‌کنن، حرف در میارین. ‫- بیخیال. به مردم اهمیت نده.

‫داری تلاش می‌کنی ما رو بُکُشی؟

‫ما هر چی در توانمون بود بهت دادیم.

‫همه کاری برات کردیم.

‫کجای راهو اشتباه رفتیم؟

‫شکست خوردیم، همین.

‫انقدر همیشه ادای قربانی‌هارو در نیار!

‫زندگی خودمه گفتی می‌خوای ‫یه مرد باشم، درسته؟

‫با من مثلِ یه بچه رفتار می‌کنی.

‫محص رضای خدا، اینکار هیچ ربطی به تو نداره.

‫فقط بلدی غر بزنی. ‫داری زندگیت رو حروم می‌کنی.

‫تو داری حرومش می‌کنی.

‫چه عجب مامان، بالاخره ‫یه واکنشی نشون دادی.

‫یه واکنش! یعنی زنده‌ای، مامان.

‫می‌دونی چیه زک؟

‫می‌خوای مرد باشی؟

‫پس تنهایی انجامش بده.

‫به آرومی درپوش رو جدا کن،

‫از بالا به پایین.

‫از بالا به پایین.

‫با نوعی حرکت اَره مانند.

‫از بالا به پایین.

‫تو کی هستی؟

‫همم...

‫فکر کنم، مادرت...

‫مادر داری؟ که اینجا باشه؟

‫شاهد یهوه‌ای؟ ‫(کسانی که خانه به خانه می‌روند و مردم را موعظه می‌کنند)

‫بله، دقیقا.

‫خداوند نجات‌دهنده‌ی ماست، و...

‫... پس مهمه که ما اجازه بدیم نور دخول کنه

‫- اوه، عزیزم در رو باز کردی. ‫- نه، دخول نه.

‫صدای خواهرت میاد، میشه بری؟

‫بدو برو.

‫سلام، لوپن.

‫ببخشید، منتظرم پرستار بچه بیاد، بعد می‌تونیم بریم.

‫همونچوری اونجا واینستا، بیا تو.

‫نمی‌خوای بیای تو؟

‫- نه؟ مشکلی هست؟ ‫- من...

‫ها؟ چیکار می‌کنی؟

‫حالت خوبه؟

‫نه، ببخشید.

‫ببخشید، متاسفم.

‫ولی، منظورم... پول دادم آخه.

‫- سیر شدی؟ ‫- آره، خیلی خوب بود.

‫اون محصولاتی خوبی داره.

‫- کیه؟ ‫- بن.

‫- اون ژیگولو چی می‌خواد دیگه؟ ‫- کار دیگه به غیر از زنگ زدن به تو نداره؟

‫محض رضای خدا، چرت و پرت نگو پیِر!

‫می‌دونم چی می‌گم. بازرسی کردم.

‫- بن دیگه به من زنگ نزن. ‫- نه، رومن، صبر کن. حق باتوعه.

‫چهار سال پیش من در اشتباه بودم. ‫احمق و خودخواه بودم، حرف تو گوشم نمی‌رفت.

‫اما، قسم می‌خورم، الان دیگه می‌فهمم.

‫می‌فهمم که نیاز دارم با تو باشم، ‫بدون تو نمی‌تونم زندگی کنم. عاشقتم...

‫- چیکار می‌کنی؟ ‫- کاری نمی‌کنم.

‫می‌خوام همه‌چیزای زندگیم ‫رو فقط با تو شریک بشم.

‫- من متاهلم. دیگه دیر شده. ‫- رومن، بسه!

‫می‌دونی ما عاشق همدیگه‌ایم،

‫حسش می‌کنی. ‫نیاز دارم که با تو باشم، نیاز دارم که تو رو حس کنم...

‫بن، من حامله‌م.

‫دانلود فیلم و سریال بدون سانسور ‫... :: wWw.MOViE-ZONE.Site :: ...

‫ترجمه شده توسط : علیرضا کاشی زاده ‫... :: wWw.MOViE-ZONE.Site :: ...

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.