Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
وبـ ـسایت مووی زون ... :: wWw.MOViE-ZONE.Site :: ... با افتخار تقديم مي کند
بهترین ها را با ترافیک نیم بها از وب سایت مووی زون دانلود کنید @Movie_Zone_co
بله... نه، دومینیک.
بله، نمیدونم چطور اینو بهت بگم، ولی...
-...مطمئن نیستم. - چرا؟
چون یه کار جدیدی شروع کردم...
... و دیگه خیلی مطمئن نیستم.
پنج ساله دارم جون میکنم تا یه نقشی برای تو پیدا کنم.
پش سوار اولین قطار میشی، و انقدر هم ناز و ادا در نیار.
نه، دومینیک،
- دورانی که به ساز بقیه میرقصیدم تموم شد. - شوخی میکنی؟
بالاخره، یکی پیدا شد که میخوادت.
نه، دقیقا مسئله همینه. دیگه نمیخوام «خواسته» بشم.
- چی؟ - میخوام تحت اختیار خودم باشه.
- تو همیشه اختیار داشتی. - نه.
- اما این آرزومون بود. - آرزوی من نبود.
در هر صورت، دیگه نیست.
کاملا عقلت رو از دست دادی؟ یا من دارم خواب میبینم؟
مسئله اینه که الان یه زندگی واقعی دارم، از خواهرم مراقبت میکنم، مزرعه رو سر پا نگه داشتم.
ثبات داره. خوشم میاد. برام خوبه.
گوش بده، تا 48 ساعت دیگه من یه جواب میخوام.
تا بدونم قراره به کار کردن با هم ادامه بدیم یا نه،
یا که میخوای بیخیال شی. اگر هم میخوای بیخیال شی تو همون کامارگ بمون
با خانوادهات اسب سواری کن و ادای زورو دربیار.
- یه فرصت خوب رو از دست میدی. - اشکال نداره.
«اشکال نداره»؟ تو داری به من میگی «اشکال نداره»؟
- آره. - پس اینطوریه دیگه؟
عقلتو از دست دادی؟
بازیگرِ فرعی.
- عالی. - برو کون...
ترجمه شده توسط : علیرضا کاشی زاده ... :: wWw.MOViE-ZONE.Site :: ...
اون تو، ما همه ارقام رو داریم. درسته؟
و اون تعدادِ تمام هتلهای سم زدایی تو این منطقه است.
- هیچی اینجا وجود نداره. - خب، نه نیست.
هیچی نیست.
دقیقا، خَلایی که کسب و کار ما پُرش میکنه.
اممم.
- و مطمئنی که هیچی وجود نداره؟ - مطمئنم.
یه سری هتل لوکس اونجا هست، اما هیچکدوم خدمات سم زدایی ارائه نمیدن.
- اممم - این روزها مردم چی میخوان؟
میخوان که دوباره با چیزهای حیاتی ارتباط برقرار کنن.
- متوجهی؟ - اوهوم.
بله، متوجهم.
- پسرتونه؟ -اِاا، بله.
خوش تیپه.
- تو تصادف؟ - همینطوری بود وقتی به سرپرستی گرفتمش.
چه شجاع.
برای مردی مثلِ من، انتخاب یا اون بود یا هیچی.
- راجع به پروژهتون، آقای بلفورت. - بله.
به خاطر محبتی که به نسبت به پدرتون داشتم، قبول کردم که باهاتون دیدار کنم.
خیلی زیاد هم پدرتون از شما تعریف میکردن.
- واقعا؟ - هممم.
سریالهاتون رو تماشا میکردن.
همینطور من.
و، خب، همه رو به دیدنشون تشویق میکردن.
اما آقای بلفورت، تا جایی که به پروژه شما مربوط میشه...
میتونه خیلی پیچیده باشه.
تجربهای در هتلداری دارید؟
و بدون پیش پرداخت تایید نمیشه.
خب، دارم بیشتر قرضهارو کمکم و قسطی میدم و مسئله اینه که...
بله، اما اون ضربالمثل قدیمی رو میدونید...
...ما به پولدارها قرض میدیم.
پیش پرداخت رو جور کن.
در حال حاضر مشغول فیلمبرداری چیزی هستید؟
- نه. - واقعا؟ چیزی هم در دست تهیه نیست؟
خب، پس همچنان باید به فاحشگی ادامه بدیم؟
بهم بازی تو یه سریالی پیشنهاد شده.
قبول کردی؟
پس واقعا بیخیالش شدی؟
وای، امکان نداره! مرسی.
یارو با کوچکترین مشکل تسلیم میشه.
هی، اینو باورت نمیشه.
یه دنبالکننده مدفوع منجمد منو میخواد.
رفیق، عَنمو میخواد!
عَنِ من.
بچهها، خبرهای خوب دارم.
ما رو برای کنفراس زنانِ سرمایه گذارِ منطقه رزرو کردن.
چی هست؟ کی هستن؟
موسس اونجا میخواد که ما برای سرویسِ «بالشت اضافه» برای خانمها اونجا باشیم.
خیلی عالیه.
هی، میتونیم پروژهمونو بهشون نشون بدیم.
کاسبی داره رونق میگیره.
باید درست انجامش بدیم. نباید گند بزنیم.
دیگه الان تو یه لیگ بهتریم. باید بهتر از قبل باشیم.
بنجبین، یه ذره انگیزه نشون بدین.
شماها گَلهبان هستین؛ فوقالعادهاید.
برو! شکوهمند.
خانمِ شولی، ببخشید یه ذره دیر میرسیم..
اشکال نداره، میتونم یه ذره صبر کنم.
بیایید، حداکثر نورِ آفتاب.
بچهها میخوام پوستتون مثل عسل طلایی بشه.
زک، لطفا وقتی با مشتری هستی اینجوری لش نکنیا.
- بیخیال، ملکه زیبایی فرانسه که نیستن. - خب، ویژگیهای دیگه هم داری.
- خب همهچی رو به پیشرفته. - بطری رو بگیر؛ تمام بدنم درد میکنه.
این یعنی داره جواب میده.
همیشه میدونستم یه دیکتاتور درونت هس.
آره، عاشق همینکاراس.
- عاشق این کارات نیستی؟ - مرسی.
- قطعا. - حقهباز کوچولو.
- یه ذره میخوای؟ - بله، لطفا.
برای فردا باید قشنگ رو فرم باشین. خیلی مهمه.
اگه مزرعه رو از دست بدیم، همه چی تمومه.
روتون حساب کردم.
بله، اینجا خونه ماس.
خونه ما؟
خب، آره.
- بیخیال بچهها، شاد باشین. - به سلامتی خودمون.
- نوش، زنبورهای من. - نوش.
- به سلامتی جمع. - برو بالا.
مامان
برای اینکه مشتریها بشناسنتون،
یه گل میخک میذارین تو جای دکمه کتهاتون.
تو این کنفراس با آدمهای مهمی دمپر میشین. خب؟
همه زنها قدرتمند و با نفوذی هستند.
و از همه مهمترشون: اولگا ساکیریس
این اسم یادتون باشه.
نمیتونی نبینیش. اون...
...بهترین، در هر صورت،
خودت میبینی.
شک ندارم.
من همین الانش هم از یه پروژه انرژی پاکِ دیگه مثل مالِ شما حمایت میکنم.
بله، البته. میفهمم.
شاید بتونید از مقر ما هم بازدید کنید.
شما واقعا باید سوابق ما رو بررسی کنید. واقعا پروژه جالبیه.
خانمِ ساکیریس؟
35 دقیقه بیشتر وقت نداریم، دقیقا بعدش یه قرارِ ملاقات دارم.
پس، سعی کن مثمر ثمر باشی.
من از اون مدل احساساتیها نیستم.
منم نیستم.
- سلام. - سلام.
چه مرموز.
- ببخشید؟ - ها!
این بهتره... رو در رو.
نذار مزاحمت بشم،
اما میتونه روز طولانی باشه، پس اگر حس استراحت داشتی...
-... برای یه چیز خوشمزه؟ - شیرینیپزی؟
من کیکم.
هاها. دسرهای اینجا خیلی عوض شده.
همه جدید، همه تازه،
- مقرون به صرفه. - منظورت چیه؟
- با 200 میشم برای تو. - اوه، صحیح.
فکر کردم بیشتر میشه.
اوه نه، ببخشید. منظورم دو هزارتا بود.
دیگه دیر شد. بشین.
پیشخدمت، لطفا تحریک کنندهترین کاکتلی که داریو بیار.
- با کمال میل، جناب. - عالی، مرسی.
- پس تو یه «همراهی»؟ - بله.
جوون به نظر میای، 18 رو رد کردی؟
واکسینه هم شدم. سه بار.
امممم.
اولگا، میخوام درباره یه پروژه باهات صحبت کنم.
ترکیبِ سمزدایی با گردشگری.
خوب به نظر میاد.
یه مزرعه خانوادگی دارم،
میخوام به یه هتل کوچیک تبدیلش کم... نکته جالبش...
و بهت پول میدم که ارضام کنی یا به ایدهت گوش بدم؟
نه، فکر کردم میتونیم کار و لذت رو با هم ترکیب کنیم.
خب، کارِ خوبی بود، و بسیار لذت بخش.
پوشه به همراهِ شماره تماسم رو برات میذارم.
ممنونم.
باشه.
حله.
- خدمت شما، جناب. - ممنون.
نوش.
پس هر کاری بخوام میکنی؟
هر کاری.
باشه، پس خریدارم.
خوبه. قطعا پشیمون نمیشی.
میتونی ادای دلفین رو دربیاری؟
- چی؟ - دلفین.
- قراره بریم سفرِ حیات وحش؟ - همم.
باشه. حتما.
این دلفینه؟
صبر کن...
بله. خیلی خوشم اومد. دقیقا مثل دلفین بود، عالی.
یونیکورن چطور؟
یونی...
لعنت بهش، یونیکورن چطوری بود؟
- ببخشید، صدای یونیکورن چطوریه؟ - نمیدونم، آقا.
دوست نداری بریم یه جایی؟
دلفین کوچولو، من اگه سکس بخوام نیاز ندارم بابتش پول بدم.
اما سرویسی که من ارائه میدم لوکسه. درجه یک.
مشخصه.
خب چیکار کنیم؟ کل حیات وحش رو میخوای یا...
میخوام خوش بگذرونم.
حوصلهام سر رفته.
با این گل خیلی با نمک شدی.
سرگرمم کن
خانمها و آقایان، لطفا؟
زمانش رسیده به فردی که همه منتظرش بودین خوشآمد بگیم.
باعث افتخار ماست که قبول کردن حامی ما باشن.
و مادرخوانده پروژه «زنان سرمایهگذار» ما.
خانمها و آقایان...
لطفا از کسی که برای همه ما یک الگوست استقبال کنید،
آلیشیا مور.
خیلی خیلی ممنون.
اَپ رضایت رو داری؟
چی؟
اپلیکیشن رضایت؟
چی هست؟
یه اپلکیشنیه که رضایت رو ثبت میکنه
رضایت طرفینِ قرارداد...
...برای سکس کردن
نه، ندارمش.
ظاهرا همینطوره.
سلام، دلقک.
سلام، خانمِ مور.
اوه، اِاا... مادمازل.
مادمازل؟
مادمازل.
چشم.
جوجه خروسه.
مرغه.
شامپانزه است.
خیلی با نمکی.
وای!
خیلی با نمکه.
یه سگ ناراحت کوچولو.
آره، بغل برای هاپو کوچولو.
هاپو کوچولو خیلی با نمکه.
انگار، کسی لازمت داره.
- ندای وظیفه؟ - دوست داشتم بمونی.
یه کلمه نصحیت.
خداحافظ.
صفحه دو، ماده دو،
بوسیدن...
بیش از اندازه محبت آمیز نباشه.
بوس فرانسوی نباشه.
یعنی بدون زبون.
بدون زبون؟
یه ذره زبون چی؟
ماده سه. سیلی به صورت زده نشه.
یا خفه کردنی که باعث هماتوم بشه.
خوبه، اما واقعا نیازه اینکارا رو بکنیم؟
بله. باید قوانین را مقرر کنیم.
قوانین ساده است. تو بهم میگی.
- منم انجام میدم. همین. - بله.
ما برای اطمینان از رضایت مشترک شما، این تفاهمنامه رو امضا میکنیم.
- هممم - البته که من رضایت میدم؛ برای همین اینجام.
- اگر ممکنه، ماده چهار لطفا. - همم.
- ماده چهار. - بله.
قرارداد دائمی است؟
برای 99 سال.
99 سال؟
برای 99 سالِ کوفتی.
- شوخی میکنی. - یک بار که امضا بشه...
...اگر با هم خواستین همدیگرو ببینید دیگه لازم نیست دوباره نوشته بشه.
اممم...
- هممم؟ -...باشه.
من تو آسانسور نمیرم.
- چرا اونوقت؟ - تو قراردادم نیست.
تو قراردادم نبود.
میترسم یهویی بپری روم.
دوربینی نیست، و منم مادهای مربوط به آسانسور امضا نکردم.
- همم. - همم.
پس، من از پلهها میام.
- پلهها. - همم.
- اشکال نداره؟ - هممم.
- اول میرسم. - هاها.
باشه.
چهارشنبه تو دفترم باشه.
یه این زودیا قرار نیست برگرده به رستورانم.
- هفته بعد میبینمت. - با کمال میل.
خداحافظ.
چه سوپرایزی، بن. چقدر خوشتیپ شدی.
یه لحظه، اینجات...
- ... بهتر شد. - مرسی.
اینجا چیکار میکنی؟
- یه پروژهای میخوام ارائه کنم. - همیشه سرگرم یه کاری هستی، ها؟
- سرآشپز پیِر موراند. - بله؟
اولگا ساکیریس.
خانمِ ساکیریس.
- خوشوقتم. - خوشوقتی تماما از آن من است.
مدتی هست که منتظر دیدار شما هستم.
- امیدوارم که زندگی خوب بوده باشه. - عالیه.
- اولگا ساکیریس، پیِر موراند. - بله، مرسی.
- سه روز پیش در رستوران شما غذا خوردم. - اوه، بله؟
راویولی خرچنگتون اشکم رو درآورد.
ممنونم. بهترین تعریفی بود که تا به حال شنیدم.
فرازمینی هستند.
چی؟
راوی...
...به نظرم، راویولیها فرازمینی هستند.
همدیگرو میشناسید؟
بله، چون جفتمون تو این ناحیه سرمایهگذاری میکنیم، یه وقتایی همدیگرو میبینیم.
- با نامزدش ازدواج کردم. - آه.
آه.
برای یه رستورانی که میخوام تو پاریس باز کنم یه طرحی دارم.
- دوست دارم دربارش حرف بزنیم. - با کمالِ میل.
- جای درستی اومدی پس. - به ندرت اشتباه میکنم.
- یه مقداری شامپاین چطوره؟ - خوشحال میشم.
اولگا؟
خب، این رستورانو کجا میخوای باز کنی؟
یه جای فوقالعادهای هست تو شانزه لیزه.
آه.
عصر بخیر.
عصر بخیر.
میشه بهتون ملحق بشم؟
- اممم... - قول میدم درست رفتار کنم.
کثیف و بد غذا نمیخورم، و به خانمهای دلربا لبخند میزنم.
بفرما.
خب، چی داریم میخوریم؟
من گیاهخوارم.
آه...
...خیارا!
عالیه.
کسی بهت گفته لبخند دلنشینی داری؟
خیلی وقته کسی نگفته.
ببخشید، من...
نمیخواستم مبادی ادب باشم.
اما از ته دل گفتم، پس...
- زیبا بود، ممنونم. - نه.
بر عکس. مرد خوبی نیستم. کاملا عوضیام.
اصلا آدم بدی به نظر نمیای.
بله.
در واقع، انگار زیادی مهربونم.
شاید زنها دیگه اینطوری دوست ندارن.
نه، اشتباه میکنی.
مهربانی تو یه مرد خیلی جذابه.
دلانگیز بودن.
فکر میکنی دلانگیرم؟
- بله، مثل یه بِریوش. - بریوش؟ (بریوش: نوعی نان فانتزیِ فراسوی)
درسته. بده، نه؟
نه، هیچی بهتر از یه بریوش نیست.
داری لاس میزنی؟
- نه. - نه؟
پس بهتره اینطوری نگام نکنی،
وگرنه عقلمو از دست میدم.
خب، بزن بریم.
تا 100 سال آینده.
نمیشه مراقب نبود.
لعنتی، چقدر خوشگلی تو.
- ببخشید، اجازه تمجید دارم؟ - همم.
هممم، اگر خالصانه است نه، حق نداری.
پس، به همون نص صریح قرارداد میچسبم.
بدون خلوص قلب.
هممم... دارم از خودم مراقبت میکنم.
- از من؟ - همم.
- فقط برای لذته. - آه...
ساده و ابتدایی.
بله، اما شکایت از من راحته، باید منتظر این چیزا بود و...
راهیه که توی این دنیای آشفته از خودت حفاظت کنی.
مضحکه. باید از خودمون مقابل این انسانزدایی احمقانه محافظت کنیم.
دنیا میخواد که از هم جدا باشیم.
ما کاندوم ساختیم.
به وسیله پلاستیک عشق بازی میکنیم، حالا هم این ماسکها.
نمیتونیم چهرهها و لبخندهارو ببینیم، نمیتونیم ببوسیم.
نه، این عشق نیست.
فقط تلفیق بدنهاست.
میبینی؟
بوسه بدون زبون،
مثلِ...
شامپاین بدونِ حباب میمونه.
بله... یا نان بدون پنیر.
بیا.
دو بدن که میتپند.
دو دهان در سایِش یکدیگر.
ما حیوانیم، همین.
بله، مثلِ حیوان.
اگه همه اینارو میدونی...
...پس چرا قرارداد؟
من آمریکاییام.
وقتی میخندی صورتت نورانی میشه.
من متاهلم.
منم همینطور.
متاهلم،
و با زنم زندگی خوشی داریم،
اما به این معنی نیست که...
خب، همه چیز به تعادل برمیگرده.
و خب به من گفتی که تو... خب، گلهبان بودی؟
درسته؟ هیچوقت از بودن بین گاوها بودن نترسیدی؟
قبل از اون حادثه، هیچوقت.
و بعد از اون؟
بعد از او...
... نمیتونم سوارکاری کنم.
همه تراماهای خودمون رو داریم.
اولیویا، ترامای تو چی بود؟
به هر حال، ممنونم. امروز توقع آدمی مثل تورو نداشتم.
- خیلی روحانگیزی. - روحانگیز؟
برای یه ذره هیجان امیدوار بودم.
- هیجان؟ - نمیدونم.
خیلی خوب با هم کنار میایم.
خب فکر کردم که...
...از خود بیخود بشیم؟
لذت ببریم از خودمون.
اوه، نه. من واقعا این مدلی نیستم.
اوه نه، منم این مدلی نیستم، این...
نمیدونم. من...
- آه - داشتم فکر میکردم که این خوبه.
من فقط یه پستان دارم.
- کدوم یکی؟ - چپی.
چپی؟
همون مورد علاقه منه.
دلربایی.
اما باید برم.
- ببخشید. زیادهروی کردم. - نه اصلا.
خوب بود.
عالی بود.
پس، میتونستیم جلوتر بریم؟
میتونستیم.
ممنونم.
مرسی بابت این.
جناب؟
جین و آب گازدار، لطفا.
و دو قاچ لیمو.
اینجا چیکار میکنی؟
دنبال سرمایهگذار میگردم.
برای درست کردنِ کندوها؟
نه، فراتر از کندوهاس. یه پروژه خیلی بزرگه.
و داری فاحشگی میکنی.
- چی؟ - گل میخکت.
حرف پیچیده مردهایی که گل میخک دارن ژیگولو هستن؟
پس داری فاحشگی میکنی.
نمیدونستم، من...
...روی بار پیداش کردم و به نظرم خوشگل اومد، بهتره درش بیارم پس.
بله.
فاحشه و بزدل. یه ذره زیاده، نه؟
بله.
یایِل باهات نیست؟
نه.
جناب؟
میدونی، بهت زنگ زدم؟
چرا بهم زنگ نزدی؟
چرا بهت زنگ نزدم؟
خب، بذار واضح بگم.
دو هفته قبل از عرسیمون منو مثل یه آشغال ول کردی.
- اینطوری نبود. - واقعا؟
شش ماه گریه کردم، بن. شش ماهِ خیلی طولانی.
بعدش پیِر رو دیدم.
اون عاشقمه...
و منو شاد میکنه.
اون برام خوبه.
میدونی این حرفت با من چیکار میکنه؟
- تو، در پاریس، با یکی دیگه؟ - با شوهرم.
- برای جفتمون جنگیدم تا با هم بریم. - نه.
- برای رفتن خودت جنگیدی. - نه، برای جفتمون بود.
دوران سختی بود، بهت نیاز داشتم.
تو اون لحظه، بهت نیاز داشتم.
به زنی که عاشقشم نیاز داشتم.
زنی که میخوام زندگیمو با اون سپری کنم.
بن، هیچوقت اینو بهم نگفته بودی.
اگه میگفتی خیلی سادهتر میشد.
خیلی خیلی سادهتر.
الان دارم بهت میگم.
الان دارم بهت میگم.
- الو؟ - بله؟ سلام؟
الو؟ خرس هستم.
بله، چطور پیش رفت؟
با هم ناهار خوردیم...
- حالش چطور بود؟ واقعا خوب بود؟ - بله.
اون، امم...
- خندید؟ - بله.
چند بار؟ - خیلی.
خب، اگه خندید، یعنی جواب داده.
و درباره سرطانش چی؟
- یه ذره، بله. - بله.
نمیخواست جلوتر بریم، اما وقتی رفت خوشحال به نظر میرسید.
- چون ازش خوشت اومد خوشحال بود؟ - فکر کنم، بله.
تظاهر نکردم. همسرت خارقالعاده است.
بله، میدونم.
اما میخوام خودشم بدونه.
ممنونم. واقعا امیدوارم اینکار بهش کمک کنه تا دوباره احساس زیبایی کنه..
زیبا هست.
بله.
اما فراموش کرده.
- ممنونم. - در خدمتیم.
مرسی.
چیکار میکنی، عزیزم؟
بیا.
تا حالا باربر ندیدی؟
ببین چقدر خوشگلی؟
- کت شلوار بهت میاد. - مرسی.
یه ذره شراب بخور.
مامان.
صبر کن...
صبر کن.
اوه، درسته. لطفا بیاید تو.
دسشتویی خانمها پر بود. دوست ندارم صبر کنم.
فکر میکردم شما صبور هستید.
فکر نمیکردم یه گفتگوی کوتاه تبدیل
به یه جلسه کاری طولانی بشه.
یه نکتهای هم جا افتاد، مهمترینش در واقع...
...نحوه سرمایهگذاری.
منظور؟
مستقیم سرمایهگذاری میکنی، یا از طریق یه شرکت خانوادگی...
...با همسرت؟
نه، من کار رو با خانواده قاطی نمیکنم.
تنها سرمایهگذاری میکنم.
اما زنم کنارمه. منطقیه.
«منطقیه»؟
اوه! فکر میکنه کیه؟
نه.
- چه غلطی... - خفه خون بگیر!
گمشو، برو بیرون!
مادرجنده، تو تامین کننده مواد مخدری؟
- ها؟ - تو مواد مخد تامین میکنی؟
- نه، صبر کن رفیق... - دارم باهات حرف میزنم!
- تو بهش مواد میدی؟ - چی؟
سالهاست که ترک کرده و الان، به خاطر تو...
- ما تا حالا به مادرت مواد ندادم. - باهاش چیکار میکنی؟
- دیوونه شده، تو حمام آواز میخونه! - من کاری نکردم.
- دهنتو ببند! چیکار کردی باهاش. - فقط حرف میزنیم.
لعنتی!
دو روزه خونه نیومده.
اگه پیداش نکنیم، تخماتو به خوردت میدیم، بعد میکُشیمت! گرفتی؟
- فهمیدی؟ - آره، فهمیدم. لعنتی!
با رومنیها در نیفت.
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور ... :: wWw.MOViE-ZONE.Site :: ...
ترجمه شده توسط : علیرضا کاشی زاده ... :: wWw.MOViE-ZONE.Site :: ...
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.