All language subtitles for Escort Boys S01E03 720p x264 Web-DL MOViE-ZONE Exclusive

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫ ‫وبـ ـسایت مووی زون ‫... :: wWw.MOViE-ZONE.Site :: ... ‫ با افتخار تقديم مي کند

‫بهترین ها را با ترافیک نیم بها ‫از وب سایت مووی زون دانلود کنید ‫@Movie_Zone_co

‫- الو؟ ‫- بله، بفرمایید.

‫دوست دارم بدونم قرارداد اجاره‌تون ‫ شامل بند انحصاری هم میشه؟

‫- چی هست؟ ‫- من چیزی نگفتم،

‫چون به اندازه کافی تحقیرآمیز بود،

‫اما می‌خوام پولمو پس بگیرم.

‫و چه اتفاقی افتاده؟

‫لوپن شما...

‫... دیشب با یکی دیگه هم بود.

‫- یعنی یه خانم دیگه هم با خودش آورد؟ ‫- نه، همونجا پیداش کرد.

‫ترجمه شده توسط : علیرضا کاشی زاده ‫... :: wWw.MOViE-ZONE.Site :: ...

‫«من با قهرمان»

‫- کجا میری؟ ‫- سرِ کار.

‫دیگه اونجا نمیری.

‫ورشکسته هستیم اما حقیر نه.

‫- چی شده؟ ‫- این عوضی، متیو.

‫کاری می‌کنم اون کلاهشو بخوره.

‫کی به اون اهمیت میده؟ ‫مهم اینه که کار دارم.

‫اون کارو بکن.

‫- چیکار؟ ‫- سرویس همراهی.

‫باید همینکارو کنی.

‫- منظورت چیه؟ ‫- خدای من، لودو. یه نگاه به خودمون بنداز.

‫مایه تاسفیم. خودتو ببین،

‫اون لباسِ کار حال به هم زنت رو ببین.

‫اجازه نمیدم لوکاس ماست‌های برند بخوره.

‫نمیدونم، یه کاری بکن.

‫برو! «همراه» باش. امتحانش کن.

‫یه ذره پول دربیار که پولِ وام خونه رو بدیم.

‫می‌خوای با زن‌های دیگه بخوابم؟ ‫نورا؟

‫نمی‌تونم اینکارو بکنم.

‫فرض کن یه نقشه، ‫داری تظاهر می‌کنی، بدون احساسات،

‫- فقط یه کار تکنیکیه، اشکال نداره. ‫- نمی‌خوام بهت خیانت کنم.

‫اگر من بهت بگم بکن، خیانت نیست.

‫می‌تونم باهاش موافقت کنم.

‫به خاطر خودمون انجامش بده.

‫می‌تونه ازدواجمون رو نجات بده.

‫- دیشب چطور بود؟ خوب پیش رفت؟ ‫- آره.

‫بعضی‌هاشون تحریکت نمی‌کنن نه؟

‫بعضی مواقع آره.

‫چطوری بلندش می‌کنی؟

‫روی یه چیزی که دوست دارم متمرکز میشم.

‫شکل سینه‌هاش.

‫اغلب، دست‌هاش.

‫- دست‌هاش؟ ‫- بله.

‫همینطور بوی پوستش.

‫بعدش تمرکز می‌کنم.

‫مشکلی داری؟

‫نه.

‫به یکی دیگه فکر می‌کنم.

‫به دوست دختر سابقت؟

‫آره.

‫اگر کسی باشه که عاشقشی بهتره؟

‫بله.

‫حداقل می‌تونی به مادرت ‫ برای جایزه‌اش تبریک بگی.

‫بیست سال زحمت.

‫- آفرین، مامان. ‫- ممنونم.

‫عالیه.

‫تمام چیزی که برای گفتن داری همینه؟ ‫نمی‌تونی باهاش حرف بزنی و بهش بگی؟

‫می‌خوای چی بگم؟ ها؟

‫بیست سال مدام مریض شدن ‫به‌ خاطر شستن دستشویی‌ها.

‫می‌خوای چون حالا یه مدال گرفته خوشحال باشم؟

‫- واقعا؟ ‫- هیچ احترامی سرت نمیشه!

‫من یه ذره احترام می‌خوام!

‫می‌خوای با زندگیم چیکار کنم؟ ها؟

‫کیف و چمدون جا به جا کنم؟ پادوی کسی بشم؟ ‫اینو میخوای؟

‫- می‌خوام برای خرج زندگیت کار کنی. ‫- من یه زندگی خوب می‌خوام!

‫نه یه زندگی داغون مثلِ مال تو.

‫میدونی چیه؟

‫با یاد گرفتنِ احترام شروع کن.

‫نمی‌خوام دیگه اینجا باشی.

‫خودم داشتم می‌رفتم.

‫میرم.

‫مامان.

‫من دارم میرم!

‫و دیگه برنگرد!

‫هی! من کیف و چمدون‌های لعنتی ‫ مردم رو جا به جا نمی‌کنم.

‫بقیه مال من رو جا به جا می‌کنند.

‫- تو اتاق پشتیه؟ ‫- آره.

‫زیاد میومد اینجا؟

‫آره، بابات همیشه اون اتاقو بهش میداد.

‫منم با شمام. پایه‌ام.

‫- چطور؟ ‫- اسممو بذارید خرس.

‫یا اگه زیادی مامانیه می‌تونیم عوضش کنیم.

‫- جدا؟ ‫- آره.

‫اوه، رفیق.

‫عالیه!

‫- نورا می‌دونه؟ ‫- آره، نگران نباش. ردیفش کردم.

‫- عالی شد. ‫- آره.

‫اما تواناییش رو داری؟

‫هفت ساله عیال وارم.

‫فکر می‌کنی نیاز به آموزش دارم؟

‫- بریم. ‫- وای.

‫بجنب، لودو.

‫این چطوره؟

‫داری چیکار می‌کنی؟

‫این واقعا یه افتضاح تمام عیاره.

‫- الان من زنه هست؛ تو هم می‌خوای منو بکشی سمت خودت. ‫- باشه.

‫- سکسی هستی. ‫- جذابم.

‫آره.

‫- واقعا؟ ‫- خیلی ببخشید.

‫- اشکال نداره، لازم به عذرخواهی نیست. ‫- باشه.

‫- همینه. ‫- باشه، آره.

‫الان تو رئیسی. همینه، رئیس.

‫- می‌تونی باسنم رو بگیری. ‫- باشه.

‫همینه، خوبه. حالا به آرومی پشتِ گردنم.

‫- نه، با ملایمت. گاو که نیستم. ‫- ببخشید.

‫بهت نشون میدم، خب؟ انگار می‌ترسم که بهم آسیب بزنی.

‫دستتو بذار اینجا...

‫... با این دست اینجا، انگار تا ابد وقت داری.

‫می‌بینی، می‌تونی اینجارو لمس کنی.

‫- می‌خوای بوسم کنی؟ ‫- لعنت بهت، نه!

‫- نمی‌خوام بوست کنم! ‫- آخه خیلی نزدیک بودی.

‫خودتو توی همچین موقعیتی قرار بده ‫و دور خودت بچرخونش.

‫- البته، فهمیدم. حله. ‫- اوه.

‫- فن جودو زدی؟ ‫- کمکت می‌کنم.

‫خدای من، بچه‌ها، گوش کنید.

‫یه اعلان رسمی.

‫اولین مشتری برای خرس پیدا شد.

‫هی، لودو؟

‫ استرس نداشته باش، خب؟ ‫این مشتری برای تو عالیه.

‫باشه.

‫- اگه عاشقم شد چی؟ ‫- جو گیر نشو.

‫ وقتی با یه زنی عشق بازی کنی، وابسته میشه.

‫نه، منظورم اینه، نه. باشه؟

‫سفارشش رو ثبت کرده، خب؟ ‫و تو فقط داری یه سرویسی رو ارائه میدی.

‫باشه.

‫اگه بخواد بوسش کنم چی؟

‫خب بوسش می‌کنی رفیق.

‫باشه حله، ولی با زبون بوسش کنم یا بدون زبون؟

‫هر جور دوست داری، کی اهمیت میده؟ ‫نگرانش نباش.

‫آره، ولی نگرانش هستم.

‫استفاده از زبون خیلی صمیمانه است و اگه...

‫... بیماری مقاربتی بگیرم چی.

‫اوه.

‫هی، یه اختراع خیلی قدیمی هست، ‫به اسم کاندوم.

‫- لودو، میدونی کادوم چیه؟ ‫- بله.

‫- فقط مطئن باش کاندوم رو جا نذاری. ‫- چرا؟

‫فرض کن اگه بخواد ازت حامله بشه؟

‫لودو، یه بچه دیگه.

‫نمی‌تونم اینکارو بکنم. نه!

‫تا قبل از این می‌تونستم، ولی الان دیگه نه.

‫- اینطوری نمیشه. ‫- آروم باش.

‫لطفا بشین.

‫- آرومی؟ ‫- آره.

‫چون اعتماد به نفس نداری نگرانی.

‫نه، بحث اعتماد به نفس نیست.

‫بحث جا نذاشتنِ کادومه. ‫مگه نشنیدی چی گفت؟

‫باشه، جا بذارش. فقط ارضا نشو پس.

‫نه.

‫من یه مردِ خانواده دارم، امروز تو مدرسه ‫جلسه اولیا و مربیانه. پس، نه!

‫- هی. ‫- وایسا. نمی‌تونی بری.

‫لودو! هی، لودویک!

‫هی، این زن از روی عکس تو رو انتخاب کرده. ‫می‌فهمی؟

‫- اون، خرس رو انتخاب کرده. نه ماهارو. ‫- تو خاصی.

‫این بیشتر از سکسه.

‫تو مختصِ یه جایگاهِ خاصی.

‫این روزها مردایی مثل تو خیلی رو بورس هستن. ‫زن‌ها عاشق "dad bods" مثل مالِ تو هستن.

‫- "dad bods" چیه؟ ‫- نمی‌دوم.

‫- بدنِ یه پدر میانسال. ‫- خب، این که مشخصه. من پدر هستم...

‫بدنِ یه پدر برای زن‌ها اطمینان بخشه.

‫بعضی از زن‌ها خیلی علاقه‌ای به ‫بدنِ مردهای خیلی جذاب ندارن.

‫تو باعث میشی حس خوبی پیدا کنن.

‫هوم.

‫- درست میگه. ‫- آره.

‫هی؟

‫- تو منحصر به فردی. ‫- آره.

‫- حله؟ ‫- آخرین بار کِی یکیو تحریک کردی؟

‫بدو.

‫لودو، یادت نره که باید ذهنیتِ «خرس» رو داشته باشی.

‫تو رو درنده اما مرموز معرفی کردم.

‫مشتری راس ساعت 6 بعد از ظهر تو خونش منتظرته.

‫مشکلی پیش نمیاد، باشه؟ ‫مسحورش کن.

‫عصر بخیر، خانم.

‫سلام، خرس.

‫اوه، خیلی خوبه.

‫فوق‌العاده است.

‫اوه، همینه.

‫دوست داری، نه؟

‫ورودی رو پیدا کردی؟

‫بله، در باز بود، و من...

‫راحت باش.

‫چشم.

‫منظورم فقط کُتت بود.

‫بله، فقط کُتم.

‫- چیکار می‌کنی؟ ‫- اوه، گند زدی به پخش زنده‌م

‫عسل میمالی رو نوک سینه‌هات؟ واقعا؟

‫آره، پول خوبی براش میدن.

‫ در این حد احمقی؟ ‫رقابت میشه برای ما.

‫رقابت نیست، تبلیغه. ‫مرسی.

‫- اوه ‫- اینو داشته باش، محشر شدی.

‫- مرسی. ‫- ای یکی بهتره.

‫قرار ملاقتت تو ساختمان شهرداریه.

‫تکالیفت رو انجام دادی؟ ‫چارلی، جوابمو بده.

‫- چی؟ ‫- شغلِ تو جاکشی نیست.

‫می‌دونستی جاکش جاکش 80% میگیره؟ ‫شاید منم باید کمیسیونم رو بیشتر کنم.

‫چارلی، انقدر جو گیر نشو. ‫ما تو فیلم نیستیم.

‫- فقط داریم بدهی‌هامون رو صاف می‌کنیم. ‫- باشه. دیر نکنی.

‫باید درباره مشتری ‫دیروزت حرف بزنیم.

‫چیکار می‌کنی؟ ‫

‫فکر می‌کنی من مفت خورم؟

‫دوباره مارو ترک نکن.

‫نرو.

‫سلام، بئا هستم. تو هم ویکتور هستی.

‫- ویکتور نیستم. من... ‫- ویکتور هستی و عاشقِ من.

‫همین تابستون تو کاپری همدیگه رو دیدیم، ‫اما چون سرم شلوغ بود نتونستم ببینمت.

‫- باشه. ‫- صاحب سه تا باشگاه ورزشی هستی،

‫مهندسی، بوکسوری،

‫و با یه دست می‌تونی مچ یکی رو بشکنی.

‫- فهمیدی چی گفتم؟ ‫- عالیه.

‫بله.

‫- با رئیسم قراره شام بخوریم. ‫- درسته.

‫- ... مدیر فروش. ‫- هوم.

‫- یه عملیات مالی-مِلکی بزرگ داریم. ‫- درسته.

‫زنی که تو سنِ من مجرده تو محیط کاری همیشه قضاوت میشه.

‫برای همین تو اینجایی.

‫می‌تونی دستمو بگیری،

‫گردنمو ببوسی، اما روی لبم هرگز.

‫چشم

‫بعد شام، میریم تو اتاقِ من، ‫ اما با همدیگه نمی‌خوابیم.

‫و بعد خیلی آروم و بی‌صدا فلنگو میبندی.

‫اگه ازت زیاد سوال پرسیدن، ‫حاشیه برو...

‫نگران نباش، من بازیگرم. ‫می‌تونم بداهه پردازی کنم.

‫نه، بداهه پردازی نکن.

‫تا جایی که ممکنه کم حرف بزن.

‫صاف وایستا، ‫درست غذا بخور، و مشکلی پیش نمیاد.

‫چه بد می‌خواستم مثل خوک غذا بخورم، ‫و کونمو سر میز به بقیه نشون بدم.

‫- حس شوخ طبعیم ممکنه نامناسب باشه. ‫- فهمیدم، ولی نکن.

‫باشه.

‫واقعا قرار نیست مشکلی پیش بیاد.

‫صبر کن.

‫آروم باش.

‫عجله نکن.

‫نوازشم کن.

‫می‌تونی منو ببوسی.

‫- زبون نداری؟ ‫- دارم.

‫- اینجاست. ‫- آه.

‫- من مشکلی دارم؟ ‫- نه.

‫نه. تو خیلی هم خوشگلی.

‫نمی‌دونم، من یه کمی مضطربم.

‫متاهلی؟

‫بله.

‫تو هم هستی؟

‫بله.

‫ببخشید، می‌خواستم درش بیارم، ولی...

‫سه ساله که دستمه. ‫نتونستم.

‫- ازدواج خوبی نبوده؟ ‫- چرا، در واقع، خیلی هم خوب بوده.

‫پس من اینجا چیکار می‌کنم؟

‫داری به خوب بودنش کمک می‌کنی.

‫و این زیباست.

‫همم.

‫چه کیک خوشمزه‌ای.

‫خودت درست کردی؟

‫خریدمش.

‫- خیلی خوشمزه بود. ‫- همینطوره.

‫این خوب نیست. شما این رستورانو انتخاب کردی؟

‫بله. شنیده بودم اینجارو خیلی دوست دارید.

‫خب، فکر نکنم دسر بخورم،

‫- چون به غذا به اندازه کافی سنگین بود. ‫- بله.

‫آه خب، پس میگم که...

‫عزیزم، نگران نباش. ‫پیشخدمت الان برمیگرده، خب؟

‫بله، البته.

‫بلوند بهت میاد.

‫اوه، مرسی.

‫من ترجیح میدادم قهوه‌ای باشه.

‫بله، خب.

‫خب، من فکر می‌کنم مثل همیشه زیبا به نظر میای.

‫موهات بسته باشه یا باز، تو همچنان زیبایی.

‫به نظر روی مو خیلی حساسی.

‫و اینکه... ‫

‫...باعث میشه فکر کنم که.

‫می‌خوای کاری برای کچلیت بکنی؟

‫هممم... چه شوخ طبع.

‫یه جاهایی هم میشناسم ‫که می‌تونن کمکت کنن.

‫اگرچه شاید یه ذره دیر شده باشه،

‫اما برای تو یه ذره پیشگیری می‌تونه خوب باشه.

‫خب ویکتور، تو آرایشگری؟

‫نه، کارِ من ورزشیه.

‫باشگاه‌ها، و اگر علاقه داشته باشی یه ذره تناسب اندام.

‫و استراحت. یه پروژه بزرگ در پیش رو دارم.

‫- می‌تون بهشون بگم؟ ‫- بله.

‫یه پروژه بزرگه،

‫برای بازیابی سلامتی و سم زدایی بدن نزدیک آرل، ‫تو حومه شهر میشه.

‫آه، و گمونم دنبال سرمایه گذار میگردی؟

‫نه، اصلا،

‫چون کسب و کار قبلیم رو ‫به قیمت خیلی خوبی فروختم.

‫.یک پلتفرم دیجیتال *B2B بود ‫.معامله خوبی بود ‫*تجارت بنگاه به بنگاه یا B2B اشاره به بنگاهی دارد که طرف معامله آن یک بنگاه دیگر است

‫- اوه، آره؟ ‫- هوم

‫و الان، دنبالِ یه آپارتمان نقلی و جمع و جور میگردم.

‫پس برای همین تو ‫سایتتون داشتم می‌گشتم،

‫اما متاسفانه چیزِ ‫لوکسی پیدا نکردم،

‫نه، ما تو کارای خیلی لوکس و تراز اول بازار هستیم، متوجه هستید.

‫درسته، پس حتما خیلی خوب ‫تو سایت پنهان شده بودن.

‫دوباره نگاه می‌کنم.

‫- خودم بهتون نشون میدم. ‫- همم.

‫مشتاقش هستم.

‫- فکر کنم نوشیدنی‌هارو تموم کردیم. ‫- بله.

‫- اوه نه، آخه عزیزم. ‫- نه.

‫من میارم.

‫خب؟

‫اوه، خب.

‫به خاطر اینکه دفعه اولته اینجوری شد.

‫خب، نه. با زن‌های زیادی خوابیدم.

‫حتی همزمان با چندتا.

‫منظورم اینه که اولین باریه که به خاطر پوله.

‫آره، اما این دلیل نمیشه.

‫نه، نمی‌فهمم.

‫شاید چون زیادی می‌خواستم.

‫تو رو زیاد از حد می‌خواستم ‫خیلی مشتاق بودم... میدونی؟

‫- تو خیلی خوشگلی. ‫- نه.

‫خیلی محبت داری.

‫به خاطر اینه که نگران بودی.

‫می‌ترسیدی که ضعیف به نظر برسی،

‫پس زود ارضا شدی تا شرافتت رو حفظ کنی.

‫- واقعا؟ ‫- به من اعتماد کن، من دکترم.

‫و تجربه دارم.

‫تو مهربونی.

‫هستم؟

‫اون پاکت نامه رو میز برای توعه.

‫- حس بدی دارم، من حتی... ‫- نگرانش نباش.

‫یه مقداریش رو بهت پس میدم.

‫خیلی دوست داشتم که من دفعه اولت بودم.

‫روی عملکرد تمرکز نکن.

‫فقط خودت باش.

‫خب، سلام، تایتانیک!

‫- عجب اجرای فوق‌العاده‌ای بود. ‫- آره.

‫مخصوصا دفعه دومیه.

‫خیلی بد نبود، ها؟

‫جوک گفتی؟

‫دوربین‌ها کجان؟ ‫فکر کردم توی یه سریال تلوزیونی ام.

‫چی؟ متوجه نمیشم.

‫تایتانیک، گوش بده، دلیلی که تو رو انتخاب کردم

‫این بود که یه ذره صلابت و قدرت می‌خواستم...

‫یه ذره نیروی جوانی.

‫اسپیدی گونزالس رو نمی‌خواستم. ‫(اسپیدی گونزالس: یک شخصیت کارتونی، معروف به سرعت زیاد)

‫- ولی عملکردم خوب بود. ‫- اسپرسو نمی‌خواستم،

‫اونم بدون کافئین.

‫من عالی بودم.

‫می‌خوای دربارش حرف بزنی؟

‫اوه، امان از دست این نسلِ Z!

‫نمی‌دونین چطوری برای بعضی از چیزها باید زمان بذارین.

‫همیشه عجله دارین.

‫مصرف می‌کنید، بله!

‫اما سلیقتون بده. می‌دونی؟

‫انسانِ مُردن وقتش رو برای صرفه جویی تو وقت هدر میده.

‫آه...

‫مدرن... هدر...

‫...هی، خوشم اومد.

‫من مادرت نیستم.

‫نه، اما اگر بخوام پیشرفت کنم و بهتر شم...

‫خب، جوجه گوش بده، این منم که دارم پول میدم! ‫ها؟ من بهت چیزی یاد نمیدم.

‫می‌خوای پولتو پس بگیری؟

‫- اوه، فکر کنم آره. ‫- همم.

‫و نه تنها پول رو پس میدی،

‫پول هم باید بهم بدی.

‫چون میخوام یکی دو تا چیز یادت بدم.

‫یه دوش بگیر و برگرد.

‫قراره بهترین درست زندگیت رو یاد بگیری. تضمینی!

‫- ممنونم. ‫ممنونم، کی؟

‫- مرسی، خانم. ‫- حالا شد.

‫همم... چه باسن خوبی.

‫امان از دست این جوونا...

‫افتضاح شد!

‫زیاده روی کردی.

‫او قسمتِ درباره مو...

‫... و منو بوسیدی.

‫- میشه حرف دلمو بزنم؟ ‫- نه، علاقه‌ای ندارم.

‫باشه، به هر حال بهت میگم.

‫اون عوضی‌ها باهات بد رفتار می‌کنن. ‫و تو نباید اینو تحمل کنی.

‫بله، میدونم اونا بی ادب و ضعیفن.

‫بی ادب و ضعیف؟ اونا می‌تونن تو رو نقد کنن، ‫ولی تو باید ساکت بشینی؟

‫زن ستیزی همیشگی، زنده و سرحال.

‫خدای من، یادم نمیاد برای بالای منبر رفتن بهت پول داده باشم.

‫متاسفانه، دنیای کاری برای زن‌ها همینه،

‫و اونا به من خوب پول میدن.

‫مرسی، عالیه.

‫پس داری میگی که هر چیزی رو به خاطر پول می‌تونیم قبول کنیم؟

‫- تو داری اینو به من میگی؟ ‫- بله.

‫ولی تو خودت فاحشه‌ای.

‫اما من خط قرمز دارم.

‫و تحت کنترل خودمه.

‫خب، منم همینطور. نگران نباش.

‫بیا، بگیرش.

‫می‌تونی بری. بیا.

‫از در جلویی نرو بیرون؛ ‫مطمئن باش، که دیده نشی.

‫مرسی. خداحافظ.

‫می‌تونی یه ذره بمونی؟

‫بعد از این همه مدت، باید یه کارت وفاداری داشته باشم.

‫- کارت وفادارای؟ ‫- اوهم.

‫یه کارت خیانت شایسته‌تره.

‫نه، تو منو می‌کنی. ‫شوهرم باهام عشق بازی می‌کنه.

‫فرقش چیه؟

‫یکی نیستن.

‫اگر منو می‌کرد، تو اینجا نبودی.

‫باشه.

‫- دفعه بعد که بهم زنگ بزنی... ‫- همم.

‫...باهات عشق بازی می‌کنم.

‫بلدی چطوری؟

‫- یه ذره مضطرب بودم. ‫- نه.

‫- نه. ‫- بله.

‫بهم استرس میده. ‫هر چیزی مربوط به کار...

‫- نه، بذار بین خودمون بمونه؟ ‫- آره؟

‫باید زنمو ببینی.

‫خب، پس یه رازی رو بهت میگم.

‫تصمیم گرفتم که باهاش کات کنم.

‫هنوز به خودش نگفتم، ولی آره.

‫یه راز کوچیک بین رفقا.

‫هی.

‫برای کار و کاسبی خوبن.

‫و چطوری خوبن؟ ‫چون دخل رو خالی می‌کنن خوبه؟

‫این برای کاسبی خوبه؟

‫من باهات خیلی صبوری کردم، میکا،

‫ولی دقیقا مثل باباتی.

‫چطور این اتفاق افتاد؟

‫کوپن‌ها؟

‫الان برمی‌گردم.

‫باشه؟

‫مهم اینه که یادت باشه چهار حوزه معناشناسی چی بودن...

‫- گوشت با منه؟ ‫- نمی‌خوای سکس کنیم؟

‫محض رضای خدا. باورم نمیشه.

‫چیو باورت نمیشه؟ من نمی‌فهمم.

‫ما با هم آینده‌ای نداریم. ‫فقط رفیقیم، خب چرا با هم نخوابیم؟

‫- چرا منو تحت فشار میذاری؟ ‫- کدوم فشار؟

‫من فشار نمیارم.

‫- ولی همسر آینده‌ام باکره است. ‫- ها؟

‫یه سری انتظار داره. ‫بالاخره اینترنت داره.

‫- منظورت برای پورن دیدنه؟ ‫- معلومه. تو چی فکر می‌کنی؟

‫همه زن‌ها پورن می‌بینن. میدونن.

‫و همه مردها بچه هستن.

‫فکر می‌کنی می‌خواد شب عروسیش ‫شبیه فیلم پورن باشه؟

‫- کودن! ‫- وقتی عصبانی میشی خیلی سکسی میشی.

‫یه رگ اینجات هست که میزنه بیرون.

‫من تسلیمم.

‫- خوبی، پرنسس؟ ‫- آره.

‫- اجازه دادن بیای تو؟ ‫- بهشون گفتم زنِ تو هستم.

‫با مشتریت چطور پیش رفت؟

‫انجام این کار عادی نیست.

‫عادی چیه؟

‫احساسات داشتن،

‫عاشق شدن.

‫میدونی؟

‫درسته، یه نوشیدنی می‌خوام.

‫- دو تا شات! ‫- دو تا

‫می‌می.

‫- خب، چیه؟ ‫- کل هفته به فکرت بودم.

‫مراقب باش، بچه؛ زیادی وابسته نشو.

‫- میشخ یه چی بهت نشون بدم؟ ‫- چه قدر خرج برمی‌داره؟

‫- هدیه است. ‫- هدیه؟

‫- یه هدیه کوچیک. ‫- اوه، آره؟

‫ولی، تایتانیک...

‫نه.

‫- اوه، بیخیال! ‫- نه.

‫فقط یکی!

‫اوه، این چیه؟

‫- خوشت میاد؟ ‫- ادامه بده، وگرنه می‌کُشمت!

‫اوه، مامان!

‫اوه!

‫- خوبه! ‫- یکی دیگه.

‫اوه، خدای من!

‫یکی دیگه! برو.

‫تایید می‌کنم.

‫خیلی تایید می‌کنم.

‫آه!

‫...چون، خیلی عذابه. ‫زنیکه پیرِ ترشیده.

‫- از طرف دیگه، مارو می‌خندونه. ‫- هممم.

‫خیلی ساده لوحه. واقعیت نداره.

‫بهترین کار اینه که محلش نذاری. ‫دیوونه‌اش می‌کنه، ها؟

‫- هی، یادته اون موقعی که پاداشش رو پیچوندیم؟ ‫- اوه، آره.

‫فکر کرد تقصیر خودشه.

‫باعث شد فمینیسم بازیاشو تموم کنه. ‫بعد از این دیگه دهنش رو بست.

‫اما خوبیه فمینیسم همینه.

‫نه، چون خیلی مشتاقن که ثابت کنن با ما برابرن.

‫- آماده‌ هستن که هر کاری بکنن! ‫- مرسی!

‫- این بد نیست. ‫- بهت اطمینان میدم.

‫- اما باید اعتراف کنی که جذابه. ‫- اوه، آره.

‫- و اون کون... ‫- صبر، تند نرو، مارتین!

‫نه، درست میگه. کونش فوق‌العاده است. ‫خودم فقط به خاطر کونش باهاشم.

‫این شد. درست می‌فرمایید، آقا!

‫از اون پسره که پشت باره خوشت میاد؟

‫ول کن. اون فقط یه دوسته. بس کن!

‫درست نیست!

‫هی، وقتی از یه دختری خیلی خوشت ‫بیاد چیکار می‌کنی؟

‫ازش پول نمی‌گیرم.

‫نه، من ازش پول می‌گیرم.

‫ولی نه، جدا چیکار می‌کنی.

‫خودت می‌فهمی، حسش می‌کنی.

‫پس، مثل الان یعنی؟

‫چیکار می‌کنی؟ بس کن!

‫تمرین می‌کنم.

‫- من میرم باهاش حرف میزنم. ‫- نه!

‫- بله. ‫- نه!

‫دختر کوچولو اخموی من.

‫هنوزم بوی بچه میدی.

‫میدونی بزرگ‌ترین شانس ما چی بود؟

‫- که بچه دار نشد. ‫- اوه، آره.

‫- آره. ‫- آره. زندگیمون رو نجات داد.

‫اگه درست خاطرم باشه، ‫ تو خیلی تحت فشار میذاشتیش.

‫صبر کن، خودش می‌خواست بیشتر کار کنه.

‫ اگه زودتر از 10 شب می‌رفت ‫کلی بهمون عذاب وجدان میداد.

‫آره، مرخصی زایمان. ‫میدونی چقدر خرج داره؟

‫مدیریت چیه؟ ‫بتونی بهترین نتایج رو از بهترین آدم‌ها بگیری...

‫بئا، همین الان داشتیم درباره تو حرف می‌زدیم.

‫متاسفم، فکر نمی‌کردم تا این حد بد بشه.

‫خوکچه‌های خیکی.

‫صبر کن، بئا. چه خبر شده؟

‫چیزی که ازش سر در نمیارم... ‫

‫اینه که کی گول این بازیای شما رو خورده.

‫قطعا زن‌هاتون نه، ‫که فقط به خاطر پول باهاتونن.

‫چون بین کیرِ شل و ول و زود انزالی،

‫ بیچاره‌ها، به یه دلیل برای موندن احتیاج دارن.

‫شاید ما زن‌های کوچولو نباید ‫خیلی تو آرایشگاه حرف بزنیم.

‫حالا، بیاین همگی آروم باشیم، باشه؟

‫خب، حالا می‌خوای منو متهم کنی ‫که دارم عصبی رفتار می‌کنم، آره؟

‫خب، آقایون...

‫تشکرِ فراوان بابت این زمان فوق‌العاده‌ای ‫.که با هم سپری کردیم.

‫با دو تا زن ستیز هم‌نشینی داشتم،

‫که باید ازشون به خاطر ‫آزار و اذیت شکایت بشه.

‫اما خبر خوب اینه که، خودتون ‫می‌تونین به اشتباهاتون اعتراف کنید.

‫هممم؟

‫بله، یه فیلم کوتاه، ‫که روی اینترنت

‫شرکت قراره خیلی ‫مفید واقع بشه. هممم؟

‫یه سلام به همکار‌هاتون نمیدین؟

‫مارتین.

‫- میشه بریم؟ ‫- بله.

‫یه بار دیگه به کونم زل بزن، تا بکشمت.

‫بداهه پردازی زیبایی بود.

‫- که دوستش نداشتی. ‫- همم.

‫همم.

‫ممنونم.

‫هی، به کونم زل نزنیا.

‫می‌تونم ببینمت.

‫- نورا؟ ‫- هوم؟

‫- نورا؟ ‫- هوم؟

‫نورا؟

‫کاملا در خدمت تو هستم.

‫بگو چی می‌خوای.

‫اِااا... اینجا؟

‫آره، اونجا... اینجا.

‫همین الان.

‫خب، الان... خواب چطوره؟

‫خواب؟

‫- خیلی خستم. ‫- واقعا؟

‫شب بخیر، عزیزم.

‫شب خوش، عشقِ من.

‫سلام. با رومَن تماس گرفتید. ‫لطفا پیغام بگذارید.

‫سلام. الان وقت زنگ زدنه؟

‫بالاخره! انتظار طولانی به پایان رسید.

‫همینه، بالاخره شد! اون نقش برای سریال تلوزیونیه به تو رسید.

‫فردا بیا دفتر تا درباره قراردادت صحبت کنیم.

‫مبارکت باشه، عزیزم. ‫دوست دارم.

‫دانلود فیلم و سریال بدون سانسور ‫... :: wWw.MOViE-ZONE.Site :: ...

‫ ‫ترجمه شده توسط : علیرضا کاشی زاده ‫... :: wWw.MOViE-ZONE.Site :: ...

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.