All language subtitles for Escort Boys S01E02 720p x264 Web-DL MOViE-ZONE Exclusive

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫ ‫وبـ ـسایت مووی زون ‫... :: wWw.MOViE-ZONE.Site :: ... ‫ با افتخار تقديم مي کند

‫بهترین ها را با ترافیک نیم بها ‫از وب سایت مووی زون دانلود کنید ‫@Movie_Zone_co

‫بعد از اون شب دیگه نمی‌خوام ببینمت.

‫فقط یه لطفی در حق من کرد، باشه؟ ‫بهش نیاز داشتم، همین.

‫نیاز داشتی شوهر من لخت باشه؟

‫هی، بابتش پول گرفتیم، باشه؟

‫درِ کوفتی رو ببند!

‫بهمون پول دادن که برقصیم. پول لازمیم.

‫دلیل نمیشه کونِ لختت رو ‫به هر کسی نشون بدی.

‫به چندتا پسر نیاز داشتم، ‫و لودو مثلِ برادرم میمونه.

‫اومد و 500 یورو برات درآورد.

‫بیا.

‫با تحقیر شدن توسط دخترای ‫درمونده‌ی هیجان زده و احساساتی.

‫- به خاطر پوله، نه زن‌ها. ‫- کفش‌هاتو درآر.

‫پس، وقتی رو صحنه با خودتون ‫ور میرین به خاطر زن‌ها نیست؟

‫تمومش کن!

‫منو رو که می‌شناسی، من با هر کسی می‌خوابم، ‫اما این فرق داره؛ فقط کاره.

‫نقش بازی کردنه، و کلی پول در میاریم.

‫- بیا. برای توعه. ‫- با کسی هم خوابیدین؟

‫نه، لودو فقط رقصید.

‫در هر صورت، بازی کردنه، نقشه. باشه؟

‫- باشه. ‫- آفرین.

‫پس، نقش بازی کردنت رو بهم نشون بده.

‫منظورت چیه؟

‫خب، نمی‌دونم. کارتو بکن. برقص.

‫نه، تو آشپزخونه تو نمی‌رقصم.

‫باشه.

‫همین؟

‫- خب، حرکت‌های دیگه هم بلدم... ‫- تی‌شرتت رو درآر.

‫نه. لباسم رو در نمیارم.

‫- دیدی، قابل باور نیستی. ‫- خیلی خب، قبول.

‫باشه، نقش بازی می‌کنم.

‫ای بابا، این...

‫دیدی؟

‫بدون علاقه و اشتیاق.

‫- دیدی؟ ‫- آها.

‫فقط بازی کردنه.

‫شخصی نیست. برای پوله. ‫می‌تونم ساعت‌ها اینکارو بکنم.

‫- بدون علاقه؟ ‫- بله، بدون علاقه.

‫پس حاضری برای پول کونت رو غر بدی؟

‫آره، فقط یه تمرین تکنیکیه.

‫برای چقدر؟

‫نمی‌دونم.

‫- 300 یورو؟ ‫- به خاطر 300 تا؟

‫آره، کاملا مکانیکیه. هیچ چیزِ ‫صمیمیانه و شخصی درش نیست.

‫آره؟ خب، خوبه. بیا...

‫یک، دو، سه. از صبح خیلی تو ‫حالِ یه سری حرکات مکانیکی هستم.

‫اوه، بیخیال. تمومش کن.

‫- چیکار می‌کنی؟ ‫- بیخیال.

‫- نه، واقعا، چیکار داری می‌کنی؟ ‫- اشکال نداره، من شروع می‌کنم.

‫خب. بسه. نورا، لباست رو بپوش.

‫تازه، همیشه دلم تو رو می‌خواست.

‫هرگز بهت نگفتم.

‫اما اگه لودو برگرده خونه...

‫باید متوجه بشم...

‫اصلا شخصی نیست.

‫کاملا مکانیکی.

‫نه، نمی‌تونم. تو همسر ‫دوستمی. امکان نداره.

‫کودن، معلومه که نمی‌تونی.

‫هیچیش مکانیکی نیست. ‫کلش صمیمیه. سکسه!

‫از خونم برو بیرون. گمشو بیرون!

‫- از خونم برو بیرون! ‫- نورا!

‫ترجمه شده توسط : علیرضا کاشی زاده ‫... :: wWw.MOViE-ZONE.Site :: ...

‫- خانواده‌ام رو نابود کردم. ‫- نه.

‫بهش وقت بده تا دربارش فکر کنه. ‫بیا، اینور بخور.

‫- هفت ساله برادر، وقت تغییره. ‫- به حرف خودت گوش کن. برای خودت یه زن بگیر.

‫خب، من دیشب با ساقدوش خوابیدم.

‫انقدر مغرور نباشه، ‫بازخوردت خوب نبوده.

‫- باز خورد از کجا؟ ‫- از کارت ویزیت.

‫قسمت خوبش اینکه، چندتا سفارش گرفتم.

‫متاسفانه یه شکایت هم بود.

‫- گویا زک... خیلی سریع بوده. ‫- هه‌هه.

‫دروغه. فوق‌العاده بودم.

‫مسخره کردی مارو؟

‫«ممنون برای یه شب و حال و فضای خوب.

‫پ.ن: یکیشون خیلی کارش رو هول هولکی انجام داد.»

‫- خیلی داغونی! ‫- لعنتی. دروغ میگه.

‫- چه قدر رک بود. ‫- دوست دارم ببینم تو چیکار می‌کنی.

‫من کاری نمی‌کنم. متاهلم.

‫- متاهل و آواره. ‫- شب نموندی؟

‫- اون با عروس خوابید. ‫- چی؟

‫- ماتیاس، ماه عسلش بود. ‫- آره؟

‫شکایتی نبود. انگار خوب پیش رفته.

‫همینطور فکر می‌کنم. ‫مدام داره بهم پیام میده.

‫- حالمو بهم میزنی پسر. ‫- مگه اینکه تو خواب ببینی ماتیاس.

‫- ندیدم بیای بیرون. ‫- نه. داشتم یه سری کارهارو ردیف می‌کردم.

‫یعنی با کسی نخوابیدی؟

‫نگران من نباش.

‫خیلی خب، بچه‌ها! داشتم به ‫سایت‌های «همراه» نگاه می‌کردم.

‫- واقعا؟ ‫- چیزهای عجیبی هست.

‫اما همشون تو پاریس هستن. ‫اینجا هیچی نیست.

‫با یه بند و بساط حرفه‌ای ‫می‌تونیم کلی پول به جیب بزنیم.

‫- ببینم. ‫- خیلی شبکه‌ی بزرگیه.

‫بازار برای مردها خیلی داغه، خیلی ‫هم پول توشه. بگو بهشون ماتیاس.

‫- چه قدر گرفتی؟ ‫- 600 تا اضافه‌

‫- 600 تا! ‫- 600، لعنتی.

‫- لعنت بهت. 600 یورو. ‫- رفیق، تو خیلی... سریع بودی.

‫مسخره بازی رو تموم کنید.

‫- میخواین پول دربیارین یا نه؟ ‫- آره، صد در صد.

‫ببینید، من هماهنگی‌هارو انجام میدم.

‫یه مقدار حق کمیسیون برای ‫بدهی‌های مزرعه برمی‌دارم،

‫شما هم بقیه رو بین ‫خودتون تقسیم می‌کنید.

‫چی؟ چه خبره؟ یعنی ‫الان تو جاکش شدی، آره؟

‫- مشکلی نداره. ‫- تو واقعا می‌خوای یه فاحشه باشی؟

‫چشمات رو باز کن، مرد! دخترها برابری می‌خوان. ‫خب، می‌خوای با من بخوابی؟ باید پول بدی.

‫نقد. کوپنِ غذا قبول نمی‌کنیم.

‫نقد، پول.

‫- پس، یعنی فروشی هستی. ‫- همه‌مون هستیم، رفیق.

‫اینفلوئنسرهارو ندیدی؟

‫کل روز لختن، کلی هم پول در میارن.

‫- حرف اشتباهی نمی‌زنه... ‫- نه نمی‌زنم.

‫- باید خودمون رو وفق بدیم... ‫- درسته.

‫- حتی تو شبکه‌های اجتماعی؟ ‫- آره.

‫نه. باید محتاط باشیم.

‫هی، رفقا، من نمی‌خوام محتاط باشم.

‫برای یه بار هم که شده ‫می‌خوام یه دلی از عزا درآرم..

‫نه زک، درست میگه.

‫باید محتاط باشیم.

‫- بن... ‫- هان؟

‫تو که نمی‌خوای...

‫موقتیه.

‫- اوه، ای جان! ‫- آره! این شد حرف حساب.

‫پروفایل‌هاتون رو هم ساختم. ‫فقط باید اسم‌هاتون رو انتخاب کنید.

‫باشه، برای من، تایتانیک.

‫- آخرش مارو میکُشن. ‫- اوهوم.

‫- تا آخر شب سر کار می‌مونی؟ ‫- دو تا شیفتِ پشت سر هم.

‫به خدا دیگه طاقت ندارم.

‫مجبوری.

‫نه، مجبورم نیستم. واقعا نیستم.

‫خب، درباره کارِ جدید بِبرت که خبر داری، ‫همون چیزِ دفع پشه؟

‫قراره بارشو ببنده باهاش،

‫واقعا داره عملی میشه.

‫فردا میره اندونزی. قراره چندین ‫هزارتاش رو بفروشه. دیوانه کننده است.

‫اون دوست احمقش بالاخره ‫ثابت کرد یه خاصیتی داره.

‫چیکار کرد؟

‫خب، هر چقدر هم که احمقانه به نظر میاد، ‫بهش الهام شد.

‫«با آزادسازی فرومون‌ها ‫می‌تونیم پشه‌هارو به دام بندازیم.»

‫و یهویی شد.

‫نشون میده که نباید آدم‌های ‫حوصله سربر رو دست کم گرفت.

‫اممم.

‫سلام، قهرمانم.

‫اوه... کان‌کان.

‫نمی‌تونی تصور کنی چقدر از ‫دیدنت خوشحالم لودوی عزیزم.

‫حالا بگو ببینم، از آخرین باری ‫که اومدی دیدن ما چقدر گذشته؟

‫- خیلی زیاد. ‫- خیلی زیاد. بیش از حد زیاد.

‫می‌دونی که تو افتخارِ این مزرعه‌، مگه نه؟

‫بیخیال، بیا یه نوشیدنی بخوریم.

‫باید یه چیزی ازت بپرسم.

‫چی شده؟ از تو بعیده.

‫به مشکل خوردم.

‫- چی؟ ‫- من نیاز...

‫هر چی هست بگو... ما خانواده‌ایم.

‫دنبالِ کار هستم.

‫می‌تونی دوباره سوارکاری کنی؟

‫نه.

‫اون گاو حسابی درب و داغونت کرد، نه؟

‫خب، می‌خوای چیکار کنی؟

‫هر چی.

‫زک، باید فکرت رو کنترل کنی، ‫چون کیرت رو کنترل می‌کنه.

‫- درسته، می‌فهمم. ‫- نه، نمی‌فهمی، مشکل همینه.

‫فقط به مقصد فکر می‌کنی.

‫اما مقصد مهم‌ترین چیز نیست.

‫مهم‌ترین، مسیره.

‫که بیشتر از سه دقیقه دوام بیاری...

‫باید از مغزت استفاده کنی...

‫زن‌ها فشاری که رو ما ‫هست رو درک نمی‌کنن.

‫ما باید بیدارش کنیم.

‫باید راست هم بمونه.

‫می‌تونم بیدارش کنم...

‫تو این زمینه گوش به فرمانه...

‫برات مهم هست که ‫طرف مقابل هم ارضا بشه؟

‫خب، وقتی من دارم لذت ‫می‌برم، اونم لذت می‌بره.

‫پس منظورت اینه تا وقتی ‫طرف یه ذره آه و ناله کنه کافیه؟

‫خب نه، ولی وقتی شروع به ناله ‫کردن می‌کنه، سخته خودم نگه دارم.

‫همه همینطورن.

‫یه نکته بهت میگم.

‫وقتی حس می‌کنی که می‌خوای ارضا بشی،

‫میان‌دوراهت رو منقبض کن.

‫نفس عمیق بکش.

‫واقعا؟

‫گمشو اونور!

‫به تخمام دست نزن، ول کن.

‫خیلی خب، آروم باش. حالا یهو خجالتی شدی؟

‫نه، خجالتی نشدم، ولی...

‫زک، میدونی که می‌تونم با ‫من حرف بزنی، درسته؟

‫من از 12 سالگی دارم سکس می‌کنم.

‫- ولی با کیرت می‌کنی. ‫- معلومه.

‫من می‌خوام با مغزت بکنی.

‫و دیگه پورن نبین.

‫بازنده.

‫بله، متوجهم.

‫بله، البته.

‫چی، رمانتیک و با فرهنگ؟

‫- و تایتانیک رو انتخاب کردید؟ ‫- هی.

‫با همکارهاتون قراره ملاقت کنه؟ ‫تو اداره؟

‫آه، بله، نه. لوپن رو انتخاب کنید.

‫بله، به من اعتماد کنید، اون برای شما عالیه.

‫عالی، یادداشت می‌کنم.

‫باشه، می‌فرستمش خدمتتون. ‫عصر بخیر، خدانگهدار.

‫ساعت چند؟

‫محض رضای خدا.

‫- میشه در رو باز کنی؟ ‫- من دارم با تلفن صحبت می‌کنم.

‫بله، سلام؟

‫بله، درسته.

‫برای یه ساعت میشه 150 یورو.

‫بله در دسترسه. امروز عصر؟

‫عالیه، یادداشتش می‌کنم.

‫باشه، و اسمتون لطفا؟

‫آقای بلفورت.

‫- خانمِ شولی. ‫- بالاخره، چه عجب.

‫بله... عذرخواهی می‌کنم، داشتم ورزش می‌کردم.

‫بله، دارم می‌بینم.

‫خب، اینجا باید همینجوری وایستیم یا...

‫لطفا، بفرمایید داخل.

‫خب، شارلوت...

‫- حالت چطوره؟ ‫- حالش خیلی خوبه.

‫دارم با شارلوت حرف می‌زنم.

‫حالش خیلی خوبه.

‫کی؟

‫خب، من...

‫و اسمم چارلیه...

‫آه.

‫اینجا چقدر خالیه.

‫فنگ شوییش اینجوریه.

‫به خاطر امتحان‌های چارلی، ‫یه پاک‌سازی اساسی کردیم.

‫ببخشید؟

‫به خاطر فنگ شوییه. یه هنرِ ‫چینی برای نظم بخشیدن به فضاس.

‫می‌دونم فنگ شویی چیه. ‫چه ربطی به امتحان‌هاش داره؟

‫خب، برای اینکه می‌خوایم چارلی انرژی ‫مثتبی برای درس خوندن داشته باشه.

‫متوازن با افکارش.

‫ها.

‫در واقع، ذن هست.

‫بله، خیلی ذنه.

‫چارلی، بعد از مرگ پدرت با ‫روان‌درمانگرت ملاقات کردی؟

‫نه، اما نیازی نداشتم. حالم خوبه.

‫آه...

‫و یه بسته شکلات کوچک، ‫کارامل-کرَه‌ای نمکی.

‫خوشت میاد؟

‫آخه چرا واقعا؟

‫از اینکه انقدر بی‌خاصیتی خسته نشدی؟

‫تو چی؟ از اینکه ازت سو ‫استفاده میشه خسته نشدی؟

‫من هر روز بیدار میشم تا ‫خرج زنم و یه مفت خور رو بدم.

‫می‌دونی چیه؟ من شاید زیاد بخوابم، ‫ولی کار و بارم خیلی بهتر از توعه. نگران نباش.

‫دیگه بهت کمک نمی‌کنم کار پیدا کنی.

‫هر بار کاری می‌کنی تا ‫شبیه احمق‌ها به نظر بیام.

‫برای ظرف‌شوری نیاز به کمک بابا جانم ندارم.

‫بله، چون تو از همه ما باهوش‌تری ‫و نیازی به کمک احمق‌ها نداری.

‫چیزی که مسلمه: من از تو جاه طلب‌ترم.

‫تو اتاق من نیا.

‫دیگه تو اتاق من نیا. ‫دیگه با هم کاری نداریم.

‫گند میزنه به اعصابم.

‫- اشتهات چطوره؟ ‫- عادیه.

‫همم. چی می‌خوری؟

‫- سبزیجات... ‫- همم.

‫- زیاد... ‫- بله، چون کاهش وزن زیادی داشتنی.

‫- خب... ‫- بله، وزن زیادی از دست داده.

‫تازه پدرم رو از دست دادم.

‫خوبه. چطوری می‌خوابی؟

‫با دراز کشیدن.

‫نه، منظورم اینه، دچار بی‌خوابی میشی؟ ‫کابوس می‌بینی؟

‫بعضی مواقع صدای پدرم رو می‌شنوم.

‫می‌دونم وحشتناک به نظر میاد ولی...

‫دلم براش تنگ میشه.

‫بعدش بیدار میشم و یه ذره آب می‌خورم...

‫و بن کنارمه.

‫انگار حس کرده حالم خوب نیست.

‫منو در آغوش میگیره،

‫و برام داستان تعریف می‌کنه.

‫درباره خانواده، مزرعه، و عسل.

‫به عنوان مثال، دیروز برام از سرنوشت ‫پرنسس‌های زنبور عسل تعریف کرد.

‫چیه داستانش؟

‫- اممم.. ‫- خب، در واقع...

‫- همه‌ی لاورهای زنبور عسل یکسان هستند. ‫- بله.

‫با این تفاوت که، زنبورهای کارگر فقط با ‫ژل رویال به لاروهای پرنسس غذا می‌دهند…

‫که باعث اصلاح دی‌ان‌ای ‫آن‌ها میشه، و این کار

‫باعث میشه آن‌ها قوی‌تر ‫و بزرگ‌تر از بقیه بشن.

‫و بعدش بهم یه قاشق پر از ‫عسل میده، درست مثل پدرم.

‫- ژل رویال نمیده؟ ‫- نه، قطعا نه.

‫نه؟

‫برای گرفتن ژل رویال، ‫زنبورهای پرنسس باید بمیرن.

‫پدرم اینو نمی‌خواست.

‫خب، همه‌ی اینا به نظر...

‫اَاا... من دیگه میرم.

‫ببخشید... اوه، خدای من.

‫اممم، عذر می‌خوام...

‫الان بعدش چی میشه؟

‫هفته‌ی بعد بر می‌گردم. عصر بخیر.

‫خداحافظ چارلی.

‫چیزی که گفتی زیبا بود.

‫ساعت 6 یه قرار داری تا نیمه شب.

‫- دیر نکن فقط. ‫- چارلی، گریه کردن اشکال نداره.

‫و...

‫من کنارت هستم.

‫تو هستی که به من نیاز داری.

‫باز کن.

‫می‌تونی تحمل کنی؟

‫انتخابی هم دارم؟

‫- می‌دونی که من هستم. ‫- می‌دونم.

‫باشه پس، دوشنبه می‌بینمت خواهر.

‫بیا.

‫دوست دارم.

‫قهرمانِ قهرمانان.

‫- آه، قهرمان. ‫- آه.

‫متیو.

‫کان‌کان گفتش که اومدی کمکِ ما.

‫درسته.

‫- خب، حالت چطوره؟ ‫- خوبم.

‫واقعا؟

‫اتفاقی که برات افتاد بد بود. ها؟

‫آره، پس خوبی؟

‫- به اسب‌ها غذا دادی؟ ‫- آره.

‫آره؟ خب عالیه چون باید برم ‫اسب سواری. مالِ من آماده است؟

‫کدومه؟

‫امباپه‌اس. اوه، جدید‌هارو نمی‌شناسی.

‫اونیه که از بقیه پر جنب و جوش‌تره. بریم.

‫اخماتو باز کن.

‫نه، مشکل واقعی ...

‫5000 هزار سال سرکوب شدن توسط پدرسالاریه.

‫ما خیلی وقته که رنج کشیدیم ‫و بیش از حد تحمل کردیم.

‫طبیعیه.

‫مشکل اصلی فقط حق و حقوق نیست؛ ‫ملاحظه هم هست.

‫منظورم اینه، وقتی یه زن هنرمندی، ‫صداتو خفه می‌کنن.

‫منظورم اینه، واسه کشیدن همچین چیزی، ‫باید درش بیاری، باید از حبسش در بیای.

‫می‌فهمی؟ باید به خودت اجازه بدی.

‫باید آزادی رو پیدا کنی.

‫و این چارچوب‌هایی که به ‫خوردمون دادن رو خرد کنیم.

‫این قراره پروژه‌ی بعدیم باشه.

‫- باشه. ‫- تو چی فکر می‌کنی؟

‫خب، من بابت فکر کردن پول نگرفتم.

‫باشه، یعنی وقت نداری؟

‫نه، منظورم اینه، اگه می‌خوای حرف بزنی...

‫نه، نمی‌خوام حرف بزنم. ‫من هنرمندم و رسانم نقاشیه.

‫باشه، می‌فهمم. می‌خوای ‫منو به واقعیت برگردونی.

‫مهمه.

‫ماده است، بدن‌هاست، پوسته. ‫ثابت می‌کنه که...

‫- باشه، کارت رو بکن. ‫- من همه کار می‌تونم بکنم.

‫باشه، پس...

‫داغم کن...

‫بسوزانم، عزیزم.

‫آتش داغ مرا بیاب. زنگ مرا به صدا درآر.

‫بیا.

‫می‌تونم اینکارو بکنم.

‫صبر کن، امم... ببخشید.

‫- چی شده؟ ‫- خب، تو اومدی بالای من.

‫- خب؟ ‫- خب، تو نمی‌تونی رو من سلطه داشته باشی.

‫باشه...

‫خب،... چطور تو بالا باشی؟

‫نمی‌دونم، مشکلی نداری تحت سلطه باشی؟

‫نه، می‌تونم خودمو وفق بدم.

‫میشه جامون رو عوض کنیم بعد حرف بزنیم؟

‫اینجوری وقتی تحت سلطه‌ام نمی‌تونم.

‫بذار توضیح بدم.

‫باشه، بشین.

‫نه بالا. نه چهار دست و پا.

‫نه پشت سرم، چون نمی‌تونم بفهمم داری به چی فکر می‌کنی.

‫بیشتر شبیه چرخش باید باشه، مثل سیاره‌ها. ‫بیشتر...

‫گوشت با منه؟

‫خوب، من اینجام که برای تو لذت بخش باشه.

‫پس، هر کاری که بخوای می‌کنم.

‫اممم... ایستاده.

‫فکر کنم ایستاده بهتره.

‫- ایستاده؟ ‫- برابری.

‫بسیار خب.

‫- ایستاده. ‫- آره، ایستاده‌ی ایستاده.

‫نه. صبر کن.

‫داری به شیشه فشارم میدی.

‫به خاطر اینکه خیلی قوی‌تر از منی،

‫اما نباید فکر کنی که قوی‌تری. ‫من شی نیستم.

‫قراره عشق‌بازی کنیم، ‫یه عشق‌بازی فوق‌العاده...

‫ما واقعا قراره...

‫- راست نیستی! ‫- خیلی حرف میزنی.

‫بن، یادت نره اسمت الان لوپن هست

‫باید به نظر برسه که عاشقی.

‫رمانتیک، ملیح، و احساساتی باش.

‫اسب رو درست کردی؟

‫جلوی همکارهاش خیلی نقش بازی کن.

‫با یه دسته گل برو.

‫گل پیونی (گلِ صد تومانی) ببر، مورد علاقشه.

‫خیلی پیاز داغشو زیاد کن.

‫اوه، عشقم.

‫اوه، عاشقتم.

‫- اما زود اومدی. ‫- آره، می‌خواستم سوپرایزت کنم.

‫- گلِ پیونی؟ ‫- بله.

‫برای منن؟

‫- بله، برای فوق‌العاده‌ترین زنِ جهان. ‫- این گلِ مورد علاقه منه.

‫برای چی آخه؟ منظورم اینه...

‫مناسبش چیه؟

‫خب، چون چهارشنبه است.

‫و؟

‫چون چهارشنبه‌ها مخصوصِ پیونیه، و...

‫- پنج‌شنبه‌ گل رُز... ‫- جمعه چی؟

‫قاصدک.

‫اوه، چقدر تو بامزه‌ای آخه.

‫- اوه، صبر کن. باید معرفیت کنم. ‫- آها، باشه.

‫همگی، لطفا، ببخشید.

‫اریک!

‫- This-- ‫- Hello.

‫- ایشون نامزد منه. ‫- بله.

‫معذرت می‌خوام؟ یهویی شد، ولی ‫خب عاشق اینه که منو سوپرایز کنه.

‫راستش رو بخوای، باید بریم، ‫چون سوپرایزهای بیشتر برات دارم.

‫- واقعا؟ بیشتر؟ ‫- آره.

‫سوپرایزِ بیشتر؟

‫- سوپرایزهای بیشتر. ‫- سوپرایز اینور، سوپرایز اونور...

‫- ها، خب اینجوری شد دیگه. ‫- باشه پس، فردا می‌بینمتون.

‫- بوس بهتون. ‫- خداحافظ.

‫- بلندم کن. ‫- چیکار کنم؟

‫اوه.

‫- بای بای ‫- خداحافظ

‫- همگی، خداحافظ. ‫- خداحافظ.

‫اریک، خداحافظ.

‫- باشه، اینطوری خوبه؟ ‫- آره... ممم.

‫صبر کن...

‫- چیه؟ ‫- میشه یه ذره بری سمت چپ؟

‫- چپ؟ ‫- آره.

‫چپِ من یا چپ تو؟

‫- آه، چپِ خودت. ‫- چپ من.

‫اِاا... بچرخ سمت راست.

‫- آه. ‫- آره، درسته.

‫یه ذره تندتر. آره.

‫تندتر؟

‫آره، یه ذره آروم‌تر، در واقع.

‫- یه ذره آروم‌تر، همینطوری. ‫- باشه.

‫- آره، آه. ‫- خوبه؟

‫- خوبه. ‫- آه.

‫آه...

‫- الان می‌تونی سرعتت رو کم کنی. ‫- کم کردم.

‫- واقعا؟ ‫- بله.

‫می‌خوای یه چیزی امتحان کنیم؟

‫چی مثلا؟

‫بگو عاشقمی.

‫- هان؟ ‫- بگو عاشقمی.

‫- عاشقتم. ‫- بهتر بگو.

‫عاشقتم.

‫دوباره.

‫عاشقتم.

‫اسممو بگو.

‫- عاشقتم، یایِل. ‫- دوباره.

‫- عاشقتم. ‫- اوه، خدایا.

‫- عاشقتم. ‫- دوباره.

‫- عاشقتم. ‫- اسممو بگو.

‫یاِیل عاشقتم.

‫منو بکُن!

‫-آره! ‫- اینطوری؟

‫انتخاب خودم بود!

‫- انتخاب خودم بود. من انتخاب کردم. ‫- آره، انتخاب تو بود.

‫انتخابِ...

‫خیلی خب، این واسه تو، به خاطرِ مقاله. ‫مهمونِ من. مرسی دوباره.

‫کادوی عروسیته؟

‫آره. دوباره این نه.

‫رسممونه. نمی‌تونی اینو بفهمی؟

‫ارزش‌هات چی هستن؟

‫- برای همین با تو می‌گردم. ‫- اوه، واقعا؟

‫اممم. خیلی قدیمی شده دیگه.

‫ازدواج، باکره‌گی، همه این چرت و پرتا.

‫- بهش عادت کن. ‫- برای ما رومایی‌ها نشده. ‫(مردم رومنی یا رومایی یا کولی مردمی هندوآریایی زبان هستند که به ‫صورت کوچ‌نشین و دوره‌گرد در سرار اروپا و خاورمیانه یافت می‌شوند)

‫- ببخشید، آقا؟ ‫- ما هرگز اینطوری نمی‌شیم.

‫با این حال، باید خودتو وفق بدی.

‫خب، خودت چی؟ چون خیلی حرف می‌زنی، درباره...

‫- بگو. ‫- باکره‌ای؟

‫- می‌خوای با من ازدواج کنی، ها؟ ‫- با تو ازدواج کنم؟

‫رومانی‌ها با بقیه قاطی نمی‌شن.

‫- آروم باش. نمی‌خوام با تو قاطی شم. ‫- پس مشکلی نیست.

‫بامزه‌ای.

‫خب پس تو...

‫- چی؟ ‫- باهاش مشکلی نداری...؟

‫- با چی؟ ‫- دوست داری...

‫- تمرین کنیم...؟ ‫- ها؟

‫می‌تونیم دوستانه تمرین کنیم.

‫من هیچیو تمرین نمی‌کنم، دیوونه شدی؟

‫باشه، حساس نشو.

‫- داری زیادی هیجان زده میشی. ‫- نه.

‫به هر حال، من زن‌های بالغ‌تر رو ترجیح میدم...

‫منم پسرهایی که کمتر ‫حرف میزنن رو ترجیح میدم.

‫عزیزم، متوجه نمیشی.

‫- چه خبرا؟ ‫- ها؟

‫سه‌شنبه شبِ دیوانه کننده.

‫عالیه.

‫حیف که خودت رئیسی، وگرنه برات می‌خریدمش.

‫آره، رئیسم.

‫نوشیدنیم رو خودم می‌خرم، ‫تو هم مال خودت رو می‌خری.

‫- ها؟ ‫- اممم.

‫آره، ولی دلت چی می‌خواد؟

‫دستتو بکش.

‫دلم چی بخواد؟ ها؟ ‫می‌خوای مخ منو بزنی؟

‫- اگر دوست داشته باشی؟ ‫- دوست داشته باشم...

‫- من اینجام. ‫- چیو دوست داشته باشم؟

‫مسخره بازی در نیار؛ تو بچه‌ای.

‫یه بچه با دم و دستگاه خوب.

‫یه بچه با دم و دستگاه خوب؟ بامزه بود.

‫خب بگو ببینم.

‫- من اینطوری کار نمی‌کنم. ‫- اوه، البته.

‫معلومه، اول باید اولیات رو ببینم.

‫نه، شغلمه.

‫- حرفه‌ای هستم. ‫- آه...

‫عذر می‌خوام...

‫شما یه کیر حرفه‌ای هستی.

‫آه، الان فهمیدم.

‫- مشخصه اصن. ‫- واقعا؟

‫آره، جدا.

‫چطور نفهمیدم؟ پس اگر درست فهمیده باشم،

‫دنبالِ خودم نیستی، دنبالِ پولمی، درسته؟

‫- جفتش. ‫- اوه، جفتش. اوه، چه قشنگ.

‫حالا برو بیرون، بدو، گمشو. ‫مادرجنده.

‫- برو! ‫- مودبانه نبود.

‫کار من مودب بودن نیست.

‫میکا؟ الان برمی‌گردم.

‫آرزوم بود اینجا غذا بخورم.

‫آرزوت برآورده شد.

‫سر آشپز اینجا عالیه.

‫همیشه ظرفیتشون تکمیله.

‫اما تونستم برای امشبمون یه میز رزرو کنم.

‫عالیه.

‫اون همه عشق،

‫خیلی گرسنم کرده.

‫ها! بله.

‫میدونم همه اینا الکیه.

‫ولی ازت متشکرم.

‫اوه، ولی تشنمه. شامپاین بگیریم؟

‫بگیریم.

‫ترجیح میدی حباب‌هاش ریز باشه یا...؟

‫هر حبابی خوبه.

‫پس دوتا توشیدنی کوچولو.

‫«توشیدنی.»

‫بیخیال. بیا یه بطری بگیریم.

‫- باشه. ‫- به درک، بیا دیوونه شیم.

‫- مهمونِ من. ‫- نگرانش نباش.

‫باشه، لخت شو. ببینیم دم و دستگاهو.

‫بله.

‫آه، بچه خوش دم و دستگاه، اغراق نمی‌کرد.

‫ممنون.

‫- خب چقدر میشه؟ ‫- 150 تا.

‫چی؟ 150 تا؟

‫می‌تونیم دوباره هم انجام بدیم. ‫حداقل برای یک ساعته.

‫هاها، منظورت چیه؟ نمی‌تونم ‫یه ساعتو با تو حروم کنم. ها.

‫10 تا کوپن برای نوشیدنی، خوبه؟

‫- 20 تا. ‫- پس 5 تا.

‫- باشه 10 تا خوبه. ‫- ممم

‫حالا شد.

‫- بله. ‫- هی.

‫اول کارتو بکن.

‫برای 5 تا کوپن هم اینکارو کردم.

‫منم برای 15 تا کردم، ‫ولی تو چونه زدن افتضاحی.

‫- زود یاد می‌گیرم. ‫- واقعا؟

‫- آره. ‫- یکی که زود یاد می‌گیره.

‫- می‌تونیم یه پخش زنده برای طرفدارام بذاریم. ‫- پخش زنده؟

‫- آره. ‫- چی هست؟

‫به صورت زنده برای مشترکینم پخش می‌کنیم. ‫مثل یه ویدیو.

‫منظورت چیه؟ یعنی اونا نگاه کنن؟

‫- آره. ‫- چی؟ جدی میگی؟

‫می‌خوای بمیری؟ ها؟

‫می‌خوای تخماتو اینجوری بگیرم بترکونمشون؟

‫اینو می‌خوای؟

‫ها؟

‫خوب گوش بده، پسر خوش دم و دستگاهِ من.

‫چیزی که تو لا چوراسکایا اتفاق میوفته، ‫تو لا چوراسکایا می‌مونه.

‫می‌فهمی؟ وگرنه...

‫اوه، ببین؟ هنوزم خوشحاله. ‫پس بیا حداکثر استفاده رو ازش ببریم.

‫خیلی خوب بود.

‫انفجاری از طعم‌ها بود.

‫سیاحتی در مزه‌ها.

‫لذیذ بود.

‫واقعا بود...

‫شگفت انگیز...

‫- و طعم پایانی شراب؟ ‫- اوه، عجب طعم پایانی داشت...

‫- نمی‌دونی چیه؟ ‫- نه، هیچ ایده‌ای ندارم.

‫نمی‌دونم جا برای دِسر دارم یا نه.

‫- یکی با هم می‌خوریم. ‫- عالیه.

‫لبخندت رو دوست دارم.

‫ببخشید؟

‫مشتریه؟

‫بله.

‫بن.

‫رومَن.

‫یایِل هستم. از آشنایی باهاتون خوشوقتم.

‫سلام، رومن هستم.

‫درباره پدرت شنیدم. متاسفم.

‫ممنون.

‫خب، خوش آمدید. ‫امیدوارم از غذاتون لذت برده باشید.

‫رستوران شماست؟

‫نه، برای همسرمه. کمکش می‌کنم.

‫- شما همسر پِیر موراند هستید؟ ‫- بله، دقیقا.

‫لطفا بهشون بگید که دست پختشون فرا زمینه.

‫فکر می‌کنم که خودتون می‌تونید بهش بگید.

‫پیِر؟

‫عصر بخیر.

‫ایشون بن هستن، و...

‫یایِل هستم، نامزدش.

‫سلام، یایل.

‫احسنت! واقعا مایه افتخاره که می‌تونم اینو شخصا بهتون بگم.

‫ممنونم و خوش آمدید.

‫هه‌هه.

‫- عصر بخیر. ‫- عصر بخیر.

‫پس بنِ معروف شما هستید؟

‫دربارش حرف زدین؟

‫بله.

‫باور نکردنیه.

‫برای زوج‌ها مهمه که ‫بتونن با هم حرف بزنند.

‫راه حل همینه.

‫بله، همینه.

‫می‌تونید بعد از اینکه تعطیل کردیم بمونید؟

‫قصد دارم یک سری دِسر ‫رو برای منوی جدید تست کنم.

‫- بله، البته. ‫- بله؟

‫- واقعا خوشحال می‌شیم. ‫- نه...

‫دیر میشه و باید صبح زود بیدار شی، پس...

‫نه، آخه دعوت از سمت سرآشپز ‫موراند اتفاقی که نیست که هر روز بیوفته.

‫پس، عالیه. ‫چند دقیقه دیگه می‌بینمتون. ها؟

‫یکی رو می‌فرستم دنبالتون.

‫چقدر دوست داشتنی!

‫لوپن رو بیشتر ترجیح میدم.

‫- چی؟ ‫- بن، می‌دونی خیلی سکسی نیست.

‫درسته.

‫دخترم، همین الان کارنامه‌ات ‫رو دیدم، و بهت افتخار می‌کنم.

‫به اندازه‌ی مادرت با استعدادی.

‫نگرانِ شام نباش، یه ذره ‫نون گرم می‌کنیم با پنیر.

‫امشب می‌بینمت.

‫دخترم، همین الان کارنامه‌ات ‫رو دیدم، و بهت افتخار می‌کنم.

‫به اندازه‌ی مادرت با استعدادی.

‫- با یک دکمه کوچولو. ‫- یه دکمه کوچولو.

‫- عالیه. ‫- گل‌ها هم خوردنی هستن؟

‫- بله. می‌خواید مزه کنید؟ ‫- بله، لطفا.

‫عوض شدی.

‫- بفرمایید. ‫- ممنون.

‫بله. تو دقیقا مثل قبلی.

‫فقط گلبرگ‌ها.

‫ممم.

‫عزیزم؟ می‌تونی یکی از اون ‫بطری‌های مادِرا رو برام بیاری؟

‫- همونی که توی پورتو کشف کردیم. ‫- بله، چشم.

‫می‌بینید، خوش طعمه. ‫با دسر دوم جور در میاد.

‫- آه! ‫- نه!

‫- بله. ‫- دو تا دسر؟

‫- و حتی سومی. ‫- اوه، اما این... خیلی مرموزه.

‫متاسفم.

‫مانند عشق در برابر آفتاب آب میشه.

‫خیلی باحاله.

‫سعی می‌کنم اشتیاقت رو آب نکنم.

‫رومَن، منو ببخش.

‫خیلی متاسفم.

‫دسرِ بعدی مخصوص کسانی ‫هست که رابطه باز دارن.

‫عشق. اشتیاق.

‫عالیه.

‫خیلی دلم برات تنگ شده بود.

‫تا وقتی که دسری برای طلاق نباشه...

‫با زنجبیل...

‫عشقم، اونجایی؟

‫لوپن؟

‫لوپن؟

‫ ‫دانلود فیلم و سریال بدون سانسور ‫... :: wWw.MOViE-ZONE.Site :: ...

‫ ‫ترجمه شده توسط : علیرضا کاشی زاده ‫... :: wWw.MOViE-ZONE.Site :: ...

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.