Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
وبـ ـسایت مووی زون ... :: wWw.MOViE-ZONE.Site :: ... با افتخار تقديم مي کند
بهترین ها را با ترافیک نیم بها از وب سایت مووی زون دانلود کنید @Movie_Zone_co
نباید تو رو ترک میکردم، میدونم اینو...
اما ترسیده بودم...
از احساساتم میترسیدم، از احساسات تو میترسیدم.
بیخیال، منو ببین
قرار نیست دو سال زانوی غم بغل بگیری.
خدمت شما، جناب. ممنونم! روز خوبی داشته باشید
- درسته خانم؟ - یه ذره عسل
نارنجک!
نارنجک!
لعنتی! بهش اجازه نمیدم منو شکست بده. شوخی میکنی.
عسلِ کامارگ
میشه 5 یورو، لطفا. برای همین شهری؟
ترجیح میدادم روت رو برگردونی، اما برام مهم نیست.
- ببخشید. - بله
باید شورتت رو در بیاری
برای آزمون بازیگری؟
کارگردان میخواد ببینه... متوجهی؟
آره، همینه
بیا و بخر! خوشمزهاس.
عسل ارزونِ کامارگ!
میشه درباره صحنههای عریان صحبت کنیم؟
ترجمه شده توسط : علیرضا کاشی زاده ... :: wWw.MOViE-ZONE.Site :: ...
برای پدرت دعا میکنم.
تا روح او در قلمرو خداوند مورد استقبال قرار بگیرد.
ممنونم.
- کی میری؟ - تسلیت میگم
نمیرم.
- قلبم با توئه. - مرد بزرگی بود.
مراقب تو میمونم.
- نیاز به مراقبت ندارم. - تسلیت میگم.
زک.
متاسفم، رفیق.
لودوی من.
- نورا سر کاره. دلش میخواست اینجا باشه. - اشکال نداره.
- تسلیت میگم، بن. - ممنونم.
برای من مثل یه پدر بود.
خب، خوش به حالت.
بعد از اینکه تو رفتی، تو دیگه هرگز به مزرعه اهمیتی نداد.
درسته.
دارم میبینم.
بدون ماتیاس، تولید عسل متوقف میشد.
وقتی مشغول بازیگری بودی، اون اینجا بود.
خب، من الان اینجام.
حسابهارو بررسی میکنم، و دوباره شروع میکنیم.
فقط قسط و بدهی مونده.
- مامورها هر هرفته سر میزنن - نگران نباش.
چارلی، میتونیم دوباره شروع کنیم.
هیچ پولی نداریم.
بانک؟
به درد همین کارها میخوردن اینجارو بازسازی و تبدیل به مهمان سرا میکنیمش.
جایی برای یه تعطیلات دلپذیر، سکوت، طبیعت.
و تولید عسل؟
کندوها چی؟
همشون رو جمع میکنیم.
نمیشه ازشون پول درآورد.
مخارج زندگی رو تامین نمیکنن.
سر این به من اعتماد کن. میبینی.
جواب میده.
دارم بهت میگم ما درستش میکنیم. چیزی هست که براش برنامه داریم.
- مجبوریم همه چی رو ضبط کنیم. - ما فقط نیاز به یه ذره زمانِ بیشتر داریم!
گوش بدید، جناب، بنده هفت دستور قضایی علیه پدر مرحوم شما دارم.
پس، ما چیکار کنیم؟ هوم.
باشه. پس لطفا بهم بگو، باید چیکار کنم جناب ناظر؟
از خیر ارثیه بگذر. ما مزرعه رو ضبط میکنیم، شما هم میتونی دوباره شروع کنی.
نه، این غیرممکنه.
ممکن نیست. اینجا همیشه برای خانواده ما بوده.
خب، گوش بده آقای بلفورت، فقط یه مزرعه است.
- بن... - باید برم.
فکر کنم قراره آب رو قطع کنن.
لعنت بهش!
بیخیال. خیلی ساده است.
این کوفتی خیلی... لعنتی
- لعنتی. - ولش کن. من انجام میدم.
بیخیالش شو، خیس شده.
- شاید بهتر باشه که حرف بزنیم. - واقعا؟
درباره اینکه چطوری پدر من تو رو وارد وصیتنامهاش کرد؟
من هیچوقت ازش نخواستم. فقط اینجا بودم، همین.
من اینجا نیستم که جای تو رو بگیرم.
- و پدرت دلایل زیادی داشت. - باشه، مشکلی نیست!
خوبه که به خاطر چارل برگشتی.
- براش راحت نیست. - نگران ما نباش.
مهمتر از همه، نگران خواهرم نباش. من اینجام، و مسئولیت همه چیز با منه.
لعنتی!
نیش میزنن، ها؟
- خوبه؟ - ادامه بده.
- همینه. - بله. باید یه دوره لوله کشی شرکت کنی.
شوخی میکنی.
میخوام پول درآرم.
البته.
با این حال از این درآمد کم هم راضی هستیم.
- تو چی؟ - این موقتیه.
سه ساله که دنبال یه دورهی آموزشی هستی.
- زود بیدار شدن به خاطر 500 یورو در ماه؟ - هی، بن!
میشه بهش مفهوم دوره آموزشی رو توضیح بدی؟
میخوام از زندگی لذت ببرم و بابتش پول بگیرم.
موافقم، اما عجلهای نیست فقط 28 سالته.
- آب وصله؟ - آره.
ممنون.
نیاز تو برای خوابیدن با یکی خیلی بیشتر از نیاز من برای یه شغله.
- چرا اینو میگی؟ - چرا اینو میگه؟
تو چرا اونو گفتی؟
- با نورا مشکلی داری؟ - هیچ مشکلی با نورا ندارم.
با این حال هفت سال گذشته. این دیگه یه نقطه عطفه.
- هفت سال. - درسته، اما
نمیدونم... شاید بیش از حد دوستش دارم.
شاید براش خفه کننده است.
واقعا؟ چرا اینو میگی؟
چون بعضی مواقع میگه: «لودو، داری خفهام میکنی».
- آها، درسته. این میتونه یه سر نخ باشه. - چرا؟
زوجها همیشه بدون نقص نیستن. رابطه بالا و پایین داره.
مثل فیلمهای کمدی-رمانتیک نیست، که همیشه پر شور و اشتیاق هستن.
داری درباره روابط نصیحتش میکنی؟
تو؟ واقعا؟ عجیبه.
آره. درباره این مسئله پیش تو برای نصیحت نمیام برادر.
تا حالا دیدیش؟
- من نه. - تو اینستاگرام دیدمش.
بله.
همه جا منو بلاک کرده.
- خیلی تو این کارها خوب نیست. - نه، نیست.
چیزی رو از دست نمیدی.
به هر حال، ایده هتل خیلی خوبه.
آره، دنبالش رو بگیر. عالیه!
واقعا.
اگر جواب داد، با من هستین؟
- واقعا؟ - چی؟ بیشتر توضیح بده؟
اممم... شریک بشیم؟
- این شد حرف حساب. - شراکت. فوق العادهاس!
- کاملا. - صد البته.
- نه. - این نه.
- هی! - نه.
- بیاین دیگه. - اینکارو نمیکنیم.
- هی، بچهها! - غیرممکنه.
اوه!
چه خبره، اسکلا؟
ما خوبیم.
مدرسه چطور بود؟
عصبانی هستی
- اینطوری حرف نزن. - برگشتی که عوضی بازی درآری؟
بسه دیگه، باید درست حرف بزنی!
- شنیدی چی گفت؟ - سلام، عزیزم.
خیلی فراموشکاری!
فراموش نکردم، فقط اینکه...
دارم با دوستام درباره کار و کاسبی حرف میزنم
کار و کاسبی، آره ارواح عمت
- همین الان برگرد خونه! - مشکلی نیست، الان میام. خداحافظ.
نه، فراموش نکردم. سوار دوچرخهام.
زن ذلیل بدبخت، میدونی، از اون کارها هم خبری نیست.
مزرعه بلفورت، بفرمایید.
بله،سلام.
- بله؟ - دوستی شماره شما رو بهم داد.
- این اولین بارمه. - بله، مشکلی نیست.
خب، میخواید برای بازدید محصولات ما تشریف بیارید؟
ام، خب به من گفتن شما خودتون هم میاید سمت ما.
الو؟
الو؟
بله، ما قطعا میتونیم اینکارم بکنیم، در خدمت هستیم.
باشه، و اینکه...
میتونید حول و حوش... ساعت 8 بیاید اینجا؟
بله.
یه لحظه، ببخشید، گفتید امشب ساعت هشت؟
برای دانلود رایگان فیلم و سریال بدون سانسور به وبسایت مووی زون مراجعه کنید ... :: wWw.MOViE-ZONE.Site :: ...
خب، داشتم میگفتم...
اسمتون مایلین هست، درسته...؟
ترجیح میدم «خانم» صدام کنید.
باشه، پس...
چیزی که داشتم میگفتم، خانم...
این بود که عسل طعمهای مختلفی داره،
بستگی داره به...
موقعیت کندوها...
- این، به عنوان مثال... - داری سختش میکنی.
- درسته. - نمیدونم چیکار کنم
و تو کمکی نمیکنی...
باشه، عذرخواهی میکنم.
پس، فکر میکنم بهتره که مزهاش کنید. موافقید؟
در واقع بهتره وقتی که...
این هم کار همون انگشت رو میکنه،
اما بهتره چون عطرش رو...
بیشتر میفهمید.
این یکی طعم متعادلتری داری...
ملایم تره...
که مسلما شیرینتره، چون اسطوخودسه.
نمیتونم اینجوری ادامه بدم چون انگار اینجا یه چیزی داره اتفاق میوفته.
مطمئن نیستم از سمت منه،
یا چیزی هست که من متوجه نمیشم، یا...
خب، نمیخوام که شما... کاری که دارم انجام میدم رو به عنوان توهین برداشت کنید
چون یه مسئله کاریه.
میشه لطفا شروع کنی؟
اوه، خانم!
خیلی خوب بود.
ممنون.
خیلی بهش نیاز داشتم.
- ببخشید؟ - هممم
- میخوای بخوابی؟ - همم
عادیه؟
وقتی خسته باشی، آره.
- سلام؟ - بیدارت کردم؟
- شما؟ - خانم شولی هستم.
نه، اصلا خانم شولی.
آقای بلفورت، ما قرار ملاقات داشتیم و هیچکس خونه نیست
بله، در واقع، خودم گفته بودم چهارشنبه.
همونجا باشید، میتونم...
- میتونم الان بیام... - نه
به اندازه کافی صبر کردم. نه.
باید شما رو ببینم تا درباره محل اقامت خواهرتون صبحت کنیم.
- سه شنبه بعدی میام. - نه، دارم میام.
- سر ساعت حاضر باشید! - الان دارم میام.
- نه. - بله؟
سه شنبه بعدی ساعت 4 بعد از ظهر برمیگردم حاضر باشید.
مایلین؟
میمی؟
خانم؟
ماشین عسل کش و خاموش کن.
باشه، دو دقیقه دیگه.
.میدونی، مطمئن بودم که بهمون نارو میزنی
خب، بگو ببینم.
با مشتری هامون برای پول میخوابی؟
اونا مشتری عسل نیستن. بحثشون جداست.
اوه باشه، پس مشکلی نداره.
ببخشید مزاحمت شدم به سابیدن ادامه بده.
میفهمی تو خونه من داری چه غلطی میکنی؟
ممکنه به خاطر جاکشی دستگیر بشم.
اوه، بیخیال، مشکلی نیست. آروم باش.
میخوای آروم باشم، ماتیاس؟
دارن به تلفن ثابت زنگ میزنن!
«اوه، سلام، دارم با مزرعه عسل طبیعی و نعوظ صحبت میکنم؟»
میدونی چه قدر اینطوری پول درمیارم؟
پس اینجوری مشکلات مالی رو حل میکنی؟
با فاحشه شدن؟
لعنت بهت مرد. هیچ شرمی نداری؟
من هیچوقت خانوادهام رو ترک نکردم.
بدن خودمه، هر کاری که دلم بخواد میکنم باهاش
آه، پسر نمونه.
اگه بابا بود از خجالت آب میشد.
تمومش کن، خودش منو گذاشت تو اون کلبه.
حتی دیگه نمیتونست بهم چول بده.
وقتی تو پاریس داشتی خوش میگذروندی ما سعی کردیم مزرعه رو نجات بدیم.
برو بیرون، ماتیاس. اخراجی.
اخراج از چی؟ کار و کاسبی شکست خورده.
اینجا خونه منم هست.
برو بیرون.
میخوای که رئیس باشی؟
باشه، خودت به همه چی رسیدگی کن عوضی.
بن؟
بن، هستی؟
- اینجایی. کجا بودی؟ - میدونستی؟
چیو؟
که ماتیاس تو کلبه بدن فروشی میکنه؟
اوه، لعنت، آره.
چرا؟
باشه.
باشه، بابا میدونست؟
بعد از یه مدتی فهمید.
- بعد از یه مدت؟ - اوهوم
باورم نمیشه؟
فقط منم از اینکه اینجا چه خبره شوکه شدم؟
خب، احتمالا بله.
تو زندگی، باید بدونی که سرمایهات چیه. میدونی منظورم چیه؟
و ماتیاس... خب، با یه نگاه بهش میشه فهمید.
چارلی، ببین، داریم درباره فاحشه بودن حرف میزنیم.
فکر میکنی آدمهایی که محصولاتی رو میفروشن و بهشون اعتقادی ندارن فاحشه نیستن؟
درباره چی حرف میزنی؟
- مسئله این نیست! - مسئله دقیقا همینه.
به این همه سایتهای پورن، سکس کلابها و اپهای دوستیابی نگاه کن.
مردم دیگه با هم حرف نمیزنن.
انتخابشون تماما تماس فیزیکیه.
و بله، خیلی پول توشه.
ببین، ما تو یه جهان سرمایهدارانه هستیم، تقصیر من نیست.
و صادقانه بگم، عمیقا باور دارم،
که خب، سرویس همراهی، خیلی صمیمی تره.
صادقانه تره.
میدونی برای چی اونجایی.
مزرعه بلفورت، بفرمایید؟
سلام، کاترین وگِل هستم. ماتیاس اونجاست؟
دیگه نیست.
- و شما؟ - من بنجامین بلفورت هستم.
مالکِ مزرعه.
عسل فوقالعادهای تولید میکنیم. برای همین تماس گرفتید؟
من دنبال کیفیت هستم. فکر میکنم شما هم بتونید کمکم کنید.
گوشم با شماست.
فردا شب تولدت دخترمه.
و خیلی ایده آل میشه اگر تعدادی زنبور باشن و کارشون رو بکنن.
فکر کنم ماتیاس برای اینکار عالیه.
ببخشید، ما دیگه از اینکارا نمیکنیم.
چه بد، قرار بود خیلی سخاوتمندانه باشه.
مشکلی نیست، ممنونم.
یه ایمیل براتون فرستادم. زود بهم خبر بدید.
- متوجه نشدید چی گفتم. - کاملا متوجه شدم.
نه.
300 یورو بهت داد؟ لعنتی.
و فکر میکردم یه جاذبهای بینمون بود.
چه قدر رویایی. هم سکس کنی هم پول بگیری بابتش.
اما من فاحشه نیستم.
هیچوقت مشکوک نشدم که ماتیاس مشغول چه کاریه.
خب، روی صورتش «ژیگولو» تتو نشده.
چه آدم خفنیه، مرد.
یه خانمی 2000 یورو بهم برای رقصیدن تو مهمونیش پیشنهاد داد.
- چی؟ 2000 هزار یورو؟ - چی؟ دو هزارتا؟
-قبول کردی؟ - خب، نه.
دو هزارتا! دوباره بهش زنگ بزن رفیق.
- دو هزارتاس، رفیق. - داری جدی میگی؟
حاضری مثل چیپیندیل برقصی و کونت رو نشون بدی؟ (چیپیندیل: یک گروه رقصنده مردانه)
- معلومه. - اگر فقط رقصدینه، آره!
- برای دو هزارتا کیرمم نشون میدم. - نه فقط رقص.
صبر کن یه لحظه، دو هزارتا. منظورت چیه مرد؟
- نورا تا ابد عاشقت میشه، رفیق. - یعنی در این حد سست عنصری؟
نه، چون اوضاع مالی داغونه.
- همین الان بهش زنگ. - دوباره زنگ بزن بهش
- باهاش تماس بگیر. - هی، رفیق، باهاش تماس بگیر.
- دو هزارتاس، مرد. - یه لحظه صبر کن.
- بهش زنگ بزن. - نه، صبر کن.
دو ساعته دارم بهت زنگ میزنم!
چرا جواب نمیدی؟ به اون دست نزن!
-دارن همه چیو میبرن! - چی؟
تونستم اتاق بابا رو نجات بدم.
لعنتی!
- منو قراره بذارن پرورشگاه. - نه همچین حرفی نزن.
این حرفو نزن، باشه. من ردیفش میکنم.
میخوای چیکار کنی؟
و پنج، شیش، هفت، هشت.
خیلی خوب. با دقت به موسیقی گوش بدید.
صبر کنید، به همدیگه نگاه کنید، باید با هم هماهنگ باشید!
تقصیر من نیست که هماهنگ نیستم. هیچ ریتمی ندارم.
درسته، اما باید ساده و یه ذره سکسی به نظر بیاد.
گفتنش راحتتر از انجام دادنشه.
- میشه از اول شروع کنیم؟ - آره.
خیلی خب، بیاید تمرکز کنیم. پس، وقتی به چهار رسید، درسته؟
آره، درسته، پس یه بار دیگه. سه، چهار، و...
منم باید لباسمو در بیارم؟
اوه. لعنتی.
کاری که من میکنم رو بکن. تصور کن یه عده دختر خوشگل لَه لَه میزنن برای بدنت.
- به این فکر میکنی؟ - همیشه!
اگر میخوای میتونی اینکارو کنی اما لازمه که همزمان انجام بدین.
پنج، شش، هفت، هشت.
لودو، بهم بگو مشکل چیه؟
- چرا چارلی ایناست؟ - چرا این مشکله؟
چون کاری که ما داریم انجام میدیم...
میتونیم یه کاری مثل این با تیشرت اجام بدیم؟
به خاطر اینکه تو خیلی جوونی...
این میزان از بالغ بودن شماها داره مغزمو منفجر میکنه.
لودو، میشه لطفا فقط برقصی؟
این زیادی مبتذل نیست؟
بن! لطفا برگرد سر جات، از اول.
این کارو نمیکنیم، فراموشش کن.
آمادهاید؟ نفس عمیق، لودو.
پنج، شش، هفت، هشت!
همینه، لودو. نفس بکش. آروم باش، مثل یک غزالی.
این چه وضعیه؟
چیکار داری میکنی؟
میشه تمومش کنی؟
- میخوای مشتریهای منو بدزدی؟ - بس کن.
تمومش کن، احمق!
ماتیاس، از روش بلند شو.
- محض رضای خدا، بس کنید. - بچهها تمومش کنید.
- تموش کنید! - گمشو اونور!
محض رضای خدا، بسه دیگه.
بیا
آه
با دعوا کردن به جایی نمیرسیم.
ماتیاس، این شامل تو هم میشه، میشه لطفا به ما ملحق بشی؟
اونا مشتریهای منن.
بیخیال. تفاوتی نداره.
باهاشون برو و مشتریهای جدید پیدا کن.
خودت برو جنده بازیات رو انجام بده، آشغال عوضی.
- باورم نمیشه. - چی؟
- مشکلی داری؟ - نه، همین الان تمومش کنید!
- کافیه، بچهها. - محض رضای خدا.
- بسه دیگه، همه چی تمومه. - نه آقا، هیچی تموم نشده.
- ما رو پولش حساب کردیم. - جدا.
نمیبینی که انتخاب دیگهای نداریم؟
میشه دو هزارتا درآورد. ما هیچی نداریم.
چارلی، این وسیله معاش من بود.
- اینجا فقط تو نیستی که کیر داره. - چی گفتی؟
- دهنت رو ببند - دوباره شروع نکن.
دارید مثل بچهها رفتار میکنید! نمیتونم بهت اعتماد کنم؟
باشه!
بیاید یه قراری بذاریم.
ماتیاس
تو باهاشون برو...
و برای عصر، تو سهم بیشتری میگیری.
چارلی، تو قاطی این ماجرا نمیشی.
- سهم بیشتری برای رقصیدن بگیر. - من تنها کار میکنم.
و برای عصر، میتونی کار که میکنی رو بکنی.
چرا ما هم اونکارو نکنیم؟
همه راضی ان؟
باشه، مرسی.
اینم چندتا کارت ویزیت.
- برای چی؟ - برای سفارشهای بیشتر.
- شماره خودته؟ - آره، من میشم هماهنگ کننده.
چارلی تو 17 سالته. چطوری میتونی انقدر خوار باشی؟
اما تنها کسی که ایده داره منم.
تو تا حالا چیکار کردی؟
کاری که باید تو مهمونی انجام بدی رو انجام بده، بقیش با من.
نه. کار تو قبول شدن تو امتحان هاته، والسلام.
من همیشه نمرههام عالیه. انقدر به من گیر نده.
هی چارلی، مواظب حرف زدنت باش.
دانشآموزی که همیشه نمرههاش عالیه.!
- میتونیم بهش اعتماد کنیم. - اونم با خانم فولون، خیلی سختگیره.
اگر رو نمرههام تاثیر منفی داشت، دیگه انجام نمیدم.
لطفا، بذار انجام بدم.
انتخابی نداریم، ما ورشکستهایم.
دیگه الان به تو بستگی داره.
این دیوانه واره.
هی! خونتون خیلی خفنه.
- خیلی خونه زیباییه کاترین. - زیادی بزرگه.
هشت اتاق خواب، هشت برابر مشکل.
در حالی که یه اتاق خواب یعنی نگرانیهای کمتر.
تا حالا به این فکر نکرده بودم.
- هومم... میاید؟ - بله.
محشره!
- خیلی خوب؟ - زک، اینوره
نه، لطفا به اون دست نزن!
اونجا برای تعویض لباسه، و...
سه اتاق خواب هم برای... امم... خودتون میدونید.
- من نمیدونم؟ - چی؟
هر کس اتاق مخصوص خودش برای تعویض لباس. چه خوب.
- من فقط برای رقص اینجام، مرد. - نگران نباش.
- اوه نه. تو اینجا چیکار میکنی؟ - مامان، اینا کین؟ این «سوپرایز»ت بود؟
سوپرایز!
- سوپرایز من رقاصهها هستن؟ - بله.
بله؟ زنان سالها مبارزه کردن تا باهاشون مثل شی رفتار نشه.
و حالا تو برای من از مزرعه ژیگولو برداشتی آوردی؟
خب، اگر بخواید ما میتونیم بریم.
- آره، گمشید برید! - امکان نداره!
کار شما واقعا ما رو نجات میده.
از چی نجاتمون میده؟ از پول دادن؟ دقیقا از چی؟
مردها از ترس اینکه آزار و اذیت برداشت بشه میترسن بهت نخ بدن.
- اممم. - حداقل این واضحه.
حالا مردها هستن که میترسن، نمردیم و دیدیم.
چون امروزه زنهای جوان
در رویای پرنس چارمینگ هستن. اما برای برابری، اونارو اخته میکنین.
بعد از این همه سال نابرابری، منطقیه.
باید تعادل مناسب رو پیدا کنی.
جنبشها افراطی شروع میشن، اما بعد از مدتی متعادلتر میشن.
و در این میان شما گزینه خوبی هستید.
و بله، مشکلی هم با رضایت وجود نداره. دل خوری پیش نمیاد اگر کسی روز بعد زنگ نزنه.
اوه، چه راه حل فوق العادهای! برای مردها پول میدی.
- چه عالی. - دقیقا.
یه سرویس معاشقه بر اساس پول.
دیگه وقتش رسیده که زنها آزادی اینو داشته باشن که از همچین چیزهایی لذت ببرند.
- زنها هر کاری دلشون خواست بکنن، درسته؟ - دقیقا، عزیزم.
البته، تو آزادی که با عشق دوران دانشگاهت ازدواج کنی عزیز دلم.
مادر مهربونت، امشب این فرصت رو برات فراهم کرده
که بفهمی در اشتباهی یا نه.
و اگر من جای تو بودم،
اونو انتخاب میکردم.
البته که اجباری نیست.
این حتمیه.
کورالی!
خب، امیدوارم که راهی برای آروم کردنش پیدا کنی.
- بله. - بله. تلاشمون رو میکنیم، کاترین.
- کورالی... گوش کن. - من نمیتونم کسی رو آروم کنم.
- من فقط برای رقسدن اینجام. - مشکلی نداره.
اونا هر کاری دلشون خواست بکنن. ما فقط میرقصیم.
من پایه همه چی هستم.
غیرممکنه! دی جی نیست.
- لطفا، ببخشید. - چه چشمهای خوشگلی.
- زک! - زیبا.
- داری چیکار میکنی؟ - دارم کار میکنم.
- با پیشخدمت؟ - آره.
احمق نباش. تو اینجایی که مهمونها رو اغوا کنی.
- باشه، چشم. - بریم.
درسته، یه دقیقه صبر کن؟ میتونم با کسی بخوابم؟
محض رضای خدا.
هر کاری دلت خواست بکن، اما ایجایی تا انتخاب بشی.
باشه، چه قدر باید پول بگیرم؟
نمیدونم، از ماتیاس بپرس.
- لودو رو دیدی؟ - ها؟
دخترت خیلی خوش شانسه.
شما زن فوق العادهای هستید.
نگران نباش، قرار نیست کل زندگیت اینکارو کنی.
شرمساری؟
خیلی مشخصه؟
اممم.
میدونی، تفاوت چندانی بین یک فاحشه با زنی مثل من وجود نداره.
آویزون یه شوهر خیلی پولدار و سلطهگرم.
همیشه مجبور بودم که بینقص به نظر بیام.
با کیف دستی پر از کارتهای اعتباری که مال خودم نیستن لبخند میزنم.
چون هیچوقت کار نکردم.
ما خیلی تفاوتی با هم نداریم.
ما همیشه فاحشه یک آدم دیگهای هستیم.
میفهمم. دوربینهای زیادی هست.
همه جا.
متوجه نمیشم.
زنی مثل تو...
با همچین چیزی کنار بیاد...
نمیتونی ترکش کنی؟
به اندازه کافی شجاع نیستم.
فکر میکنم تو خارقالعادهای.
ممنونم.
امیدوارم آخرین نفری نباشی که این حرف رو زد.
خب، وقتشه که بری برقصی چون بابتش پول زیادی دارم بهت میدم.
شوهرت داره میده.
به هر حال مجبوری که برقصی.
لعنتی، چیکار داری میکنی؟ لعنت به این.
تو میتونی ماتیاس.
نه، اما قسم میخورم...
این یارو تف شوهرت هم نمیشه...
- چی؟ - باید اینو ببنی، عالیه.
شاید خودش باشه.
بله، عالیه.
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور ... :: wWw.MOViE-ZONE.Site :: ...
ترجمه شده توسط : علیرضا کاشی زاده ... :: wWw.MOViE-ZONE.Site :: ...
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.