Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
: مترجمین (Crissangel) عرفان.س.ا ( Omid ) امید
تیم ترجمه فیلم باران تقدیم میکند ..:: www.baranmovie.com ::..
هماهنگ سازی زیرنویس با نسخه (دایرکتور کات یا کات کارگردان) توسط: .::یونس علوی::.
سرورم شما بايد سريعا اينجارو ترك كنيد اونا شمارو دستگير خواهند كرد
.اون شمع هارو برام بيار .امشب تا دير وقت كار ميکنم
ولي،سرورم .و طبق معمول ليوان مشروبم
.دنياي ما بايد تغيير ميكرد
.انقلاب ما تبديل به بلاي زميني شده بود ... و من هم يکي از قربانيهاش خواهم بود
محکوميت ها ميتونه آدم رو کور و باعث ديوونه شدن اونا بشه
آنها ميتونند قلب هاي خودشون رو جدا کنن و به حيوون تبديل بشن
...سال 1764 ميلادي بود
.كه آن هیولا در سرزمين ما ظاهر شد .و سرزمين مارو ازآن خودش کرد
یک سال بعد بدناميه اون هیولا .در همه جا به گوش ميرسيد
...همه باور کرده بودن که اون جاودانه هست . مردم فکر میکردن که هیچ کس نمیتونه اون رو نابود کنه
حمله پس از حمله،"گووادان" در تاريکي به صورت عميق و عميق تر غرق شده
ايست
چي ميخوايد؟
اون چيکار کرده؟
اون چيکار کرده؟ - اون دزده
اون زنه کیه ؟
دخترشه. و جادوگره
من اسباي اونا رو شفا دادم و اونا حاضر به پرداخت هزينش نيستن
اصلا به اون گوش نده .اون قابل اعتماد نيست.حرفهای اون هيچ معنايي ندارن
اسبا نجات يافتن؟ - آره
ادامه بده
به "سرزمين هیولا" خوش آمديد ...مراقب تله های گرگ باشید
شواليه "کرگوري فرانساک" د
مرد ساده ای به نام "مانی" که نه شکارچی بود... . و نه سرباز بود رو همراهی میکرد
...شوالیه ، آدم خیلی طبیعت دوستی بود
...شواليه به عنوان یه فرد باهوش
. در پاریس معروف بود...
،.مردي که مثل سايه همراهش بود ...برای همه ، حکم یه غریبه رو داشت
...همزمان با رسيدن شب
..."دو مسافر رسيدن به قصر "مارکیز آشپز
همون کسی که توي محوطه باغ بهشون جا داده بود . تا وقتي که ماموريتشون تموم بشه
.مردم ما از يك گرگ ساده نميترسن اما اين متفاوتتر از يك گرگه
اون از دست مرداني فرار ميکنه که نتونه بترسونتشون
. ولي اون به زن و بچه ها هم رحم نميکنه
شما تا حالا اونو ديديد؟ - نه
منو ببخشيد،پس چطور مطمئنيد كه اون يه حيوونه؟
کساني که جان سالم به در بردند . همشون يه جور گزارش رو توضيح دادن
اين خيلي بزرگتر از يه گرگه . اون ترسي در برابر گلوله نداره
. " من شک و ترديد شما رو درک ميکنم اقاي " فرانساک
من به موجودات افسانه اي ايمان ندارم
...من اسناد قرار داد شده با هم براي شما دارم...
. که متشکل از جنايت هاي اين موجوده
. شما ميتونيد نتيجه گيري خودتون رو بگيد
.پدر بزرگم ميگه شما با انگليسيها در کانادا جنگيديد
. بله. من اونجا گياه شناسي و جانور شناسي ميخوندم
.و با چند تا زخم و درجه سرواني برگشتم
من براي قربانيان اين هیولا . يه بيمارستان ساختم
. در يك صومعه قديمي
! " یه زن اهل " لورسیا ...وقتی که داشت از مهمونی برمیگشت
، هیولا به اون حمله کرد . وقتي که کمک اومد ، هیولا ناپدید شد
و نتیجه این شد که صورت اون به طرز وحشتناکی . داغون شد
شواليه بهم بگو حال اقاي "بوفون" چطوره؟
و ديگه همه چي تو پاريس چطوره؟
و کتاب دختر ساده؟ شما اونو خوندين؟
براي بحث فلسفي يکم ديره درسته. پس بيايد درباره تئاتر بحث کنيم؟
شما هيچ بازيگر زني رو ميشناسيد؟ تئاتر اين فصل چيه؟
.ميتونيد بزاريدش اينجا .ميگن بازيگراي زن خيلي خوش لباسن
.نميدونم درسته يا نه . ولي شنيدم بعضي از اونها به خاطر جذابیشتون هست که آزادن
.بهم بگيد
. چيزي دارم که کنجکاوترين رو ارضا ميکنه
مِرسوریوس از فرانسه " ؟ " ما اينجا فقط "پيک اويگن" رو داريم
.جاي خدمتکارها رو بهت نشون ميدم
. اون اینجا میخوابه - باشه
شب بخير.شواليه
، اينجا "ورسايلس" نيست .ولي مشروباش خيلي خوبه
. به بزرگيه یه گاو هست
، اون گرگاي زيادي رو ديده . ولي ميگه حيووني که بهش حمله کرد گرگ نيست
. پوزه کشیده داشته و دندون ها هم مثل چاقو بوده
اگه اون گرگ نبود پس چي بود؟
.شيطان . شواليه
.هیولا به يه دختر نزديک درياچه حمله کرده
اونجارو
شواليه نگران نباش.ما تنهاييم
صبر کنيد
اونا اينجا چيکار ميکنن؟ مادر جنده ها
.روز بخير کاپيتان
اقاي "مارکیز" ؟
از ديدنت خوشحالم مراقب باش
.تمام اينجا تله گذاري شده
. ایشون آقای "فرانساک" از باغ سلطنتی هستن
.ميخوام بدن اين دختر رو از نزديک معاينه کنم
.با اجازه شما
پس شما بوديد که آدمهاي منو قصابي کرديد ؟
.نميدونستم اونا داشتن دستورات شما رو اجرا ميکردن
....اجرا نميکردن
.شما کار درست رو اجام داديد .بايد ازتون معذرت خواهي کنم
سرباز هاي من اهل اينجا نيستن اونا .براي جنگ تعليم داده شدن نه شکار
.مراقب باش بدن اون پر از سمه
تو چه جور باغباني هستي؟
، وقتي که هیولا کشته شد ، کاپیتان . پادشاه میخواد که اون به پاریس منتقل بشه تا روش تحقیق بشه
. من فرستاده شدم تا اونو دستگير کنم .وقتي شکار تموم شد روي اون مطالعه کنم
.و در حال حاضر دارم تلاش ميکنم که يه نظر مشخص بدم
خداي من با فکي به اين اندازه بايد 60 کيلو باشد
."اين دفعه ميکشيمش "مارکيز . قبل از اولين برف ميزنمش
.اگه همه کمک کنن ديگه نميتونه فرار کنه
تا حالا اونو ديدين؟ - فقط يکبار
.و 13 ماه هست که دنبالشم .من زدمش
.ديدم که افتاد ولي دوباره زنده شد
، وقتي تو جنگل ناپديد شد . ما رد پاشو گم کرديم
اين شکلي بود؟
اون يه علامت سياه روی پشتش داشت ، يه چيزايي شبيه ميخ و از اين هم بزرگتر بود
.دوستان من ميخوام به کسي که اينو کشيده جايزه بدم
." شواليه " گروگوری فرانساک
...مرد زمان که از پاريس اومده پيش ما که
.هیولا رو بگيره
. ایشون اسقف اعظم هستند
" ارباب " دوک منکا
. " ارباب " دیموقژیاس
. " و خانوم " دیموقژیاس ." و پسرشون " ژان فرانسوا
.که خيلي هم مسافرت کرده
خيلي عاليه
ممنونم
.اقاي " لافونت " ، فرماندار ما
.پدر "هنري سارديس" از کليساي البان
پس
. بنابراين همه چيز رو به ما بگيد تو پاريس درباره هیولا چي ميگن؟
اونا براش اهنگ مينويسن به جاي اينکه دعا کنن ؟
واقعا فکر ميکنيد کاپيتان "دوناهل" به کمک خدا نياز داره؟
کي ميخواد بدون کمک خدا اينکارو انجام بده؟
.دوناهل" ميتونه کاملاً سربازاشو شبيه به زن ها در بياره"
. تا با اين استراتزي هیولا رو فريب بده - دوناهل" تمام تلاشش رو ميکنه"
.فکر کنم شما بخشنده ايد .دوناهل" بي کفايته"
.شکارهاش مردم رو خسته کرده. سربازاي اون سرزمين مارو خراب کردن .هیولا هنوز داره کار خودش رو ميکنه
ايا اين يعني اينکه مالياتي که به وزارت خانه پاريس ميديم بديم به "دوناهل" ؟
.ترجيح ميدم بدم به پيشخدمت هام
شما چي فکر ميکنيد؟
.مجبور نيستي جواب بدي .دوست من "دوک" عاشق دعوا کردن هست ، ولي مسيحيه خوبيه
وقتي شما رسيدين به اين محفل .داشت با شکوه صحبت ميکرد
.درباره يه ارباب خوب و همه کارهاي مذهبي
برای من یکی تعجب آور نیست که اگر ...پاپ" جاسوس هاش رو میفرستاد"
. تا ببینه که هیولا خود شیطان هست یا نه...
ببخشيد
. " ماریان دیموقژیاس " .به دست آوردنش سخته،خيلي سخته
.همه ، تلاش خودشونو کردن ولي موفق نشدن
اون کيه؟ - اون "کسيندي فرتس." هست ، يه نمايش نامه نويسه
. پس بايد آسون باشه - مواظب باش .اون از خانواده "دیموقژیاس" هست
.مادمازل . اقا ما داشتيم صحبت ميکرديم
شما "ماکسيم" هستيد؟
بله و شما؟ .ديدار شما واقعا براي من افتخاره
.مارکيز" درباره شما با من صحبت کرد" مارکيز" ؟"
.اون ميخواد از شرح حال خانوادش يه کتاب بنويسه .و داشت به کمک شما فکر ميکرد
.اون راجبه تو صحبت ميکرد واقعا؟
.اون از همه خوش اخلاق تره .يا الان برو يا هيچوقت نرو
فقط با ظرافت اين کارو انجام بده انگار که اصلا خبر نداري .و اون قدر صبر کن تا اون خودش موضوع رو پيش بکشه
.مادمازل ببخشيد
.تو بايد خجالت بکشي - خداي من. نه
، اقاي طبيعت شناس از شهر ما خوشت مياد؟
. من که تا الان چیز قشنگی اینجا ندیدم . حداقل تا الان
تو با یه خانم محترم اینطوری حرف میزنی ؟
.نه. اين فقط يه دوبيتي بود که تو براي مردم اينجا گفتي
،اگه ميتونستم شايد بيشتر به قصر ميرفتم .که خانم هاي جواني مثل شما رو اونجا ببينم
.دارن غذا سرو ميکنن . بریم برای ناهار
بعد از شما.بانوي من
، دوازده روز بود که روي رودخانه لورنس مسافرت ميکرديم ...تا زمانی که ما
. حیوون عجیب غریبی رو پیدا کردیم . اون رو توی تور ماهیگیری پیدا کردیم
. سرخ پوست ها درباره ماهي های مقدس یه چیزایی گفتن
.ولي من مطمئن بودم که اين فقط يه افسانس
.چيزي که من ديدم فقط يه ماهي به اندازه و شکل قزل آلا بود
، ولی بدنش کاملاً با پشم سیاه و نرم . پوشیده شده بود
يه قزل الاي پشمالو؟حتما شوخي ميکنيد - نه آقا
.قزل آلاي "درموفيال" از کانادا
.اين خيلي عجيبه . به نرميه پشم راسو
. طبيعت خیلی غیرقابل پیشبینی هست
.آب بايد خيلي سرد باشه
. اين ثابت ميکنه که غير ممکن ، بعضي وقتا ممکنه میشه .درسته
اين کشفي هست که بايد براي شما افتخار .زيادي توي دربار سلطنتي آورده باشه
ولي شک دارم که لياقت اونا رو داشته باشه
ولي به هر حال شواليه،فکر ميکنم که شما استعداد خوبي در کمدي داريد
اگه دستامو آورده بودم براتون کف ميزدم
." ژان فرانسوا " خواهشا اونو ببخشين
. "پسر شما حق داره کنت "موقژیاس اين حيوون وجود نداره
.دوست من که توي کاخ سلطنتي موميايي ميکنه خيلي ماهر هست .منو بخاطر اين نمايش خنده دار ببخشيد
ما بايد معنيه اين داستانتون رو باور کنيم که توي اين شهر هيچ جونوري نباشه؟
وشهر ما پر از يه ادمه ديوونست؟
معني داستان من مادمازل
اینه که هيولا و تک شاخ فقط توي .کتاب و شعر ها پيدا ميشن
، دروغ ممکنه حقيقت به نظر برسه .وقتي لباس زبان لاتينرو به تن ميکنه
. مواظب حرف زدنت باش ، شواليه .ممکنه بخاطر حرفي که ميزني از کوره در بريم
حالا واقعا تو چي هستي؟ يه طبيعت شناس يا فيلسوف؟
يا بدتر... يه بازيگر؟
من فکر ميکنم دوستمون هنوز فکر ميکنه که تو پاريسه
. به اندازه کافي درباره هیولا و ماهي قزل الا حرف زده شد
شايد پانتوميم؟
من امروز صبح يه شعر درباره عشق گفتم . اگه مادام " لاکونتس" اجازه بدن ، بخونمش
. اگه بي حيا ئي نباشه... - بي حيا ئي؟ نه نه
اين خيلي خاص و ناب هست
.في البداهه هست .همين الان به ذهنم رسيد
" اسمش هست " خطاب به گرگ
" ما کاملا بي اطلاع بوديم "
" ، گرچه به شيطان فکر نميکرديم " " من گرفتار نگاه خيره تو شده بودم "
" چشم هاي خجالتيه تو قلب منو سوراخ کرد " " و من اسير شدم "
"گـــــــــــــرگــــــــــــــ "
ميتونم دوباره ببينمتون؟
حيوون عجيب ديگه اي داريد که بخوايد به من نشون بديد؟ -به نظر ميرسه شما درباره من خيلي لجوج هستيد
اجازه بديد نظرتون رو عوض کنم - ميتونيد امتحان کنيد
شما به شکار گاه "دوناهل" مييايد؟ . حتما
نميتونم اجازه بدم عزيزم خيلي خطرناکه
فرمانپذيري،اولين امتياز يه خانم . جوان خوب تربيت شده هست
. حق با مرد جوان هست
در "گووادان" روزي بود که .بزرگترين شکار فرانسه برنامه ريزي شده بود
.پادشاه يک جايزه 6000 پندي در نظر گرفته بود .براي کسي که هیولا رو شکار کنه
هزاران دهقان،شمشير زن،سرباز امده بودند . و شکارچيان و ماجراجويان منطقه هم همینطور
و براي چند ساعت فراموش کرديم که .ما خودمون قرباني اون هیولا بوديم
.همتون يه نقشه از محل رسيدن داريد .شکار ساعت 7 شروع ميشه
.حالا شما مرخصيد .مرداي من کاراي ديگه اي برا انجام دادن دارن
،بخشندگي شما با شجاعتتون رقابت ميکنه " اقاي دوک "
.کافيه .اميدوارم که هیولا رو بکشيد
.حتما ."آقای "دوک
اين آشوب چيه؟
اسلحه خوبيه،نه؟
..."یه اسلحه ساز مشهور توی "مِندِه
. اينو برام ساخته
ببين
حتي توي پاريس هم از اين گلوله ها پيدا نميکنيد خودم ساختمش
نقره؟ از گرگا ميترسي؟
نه،ولي دوست دارم تير اندازهامو علامت گذاري کنم
. من شکارچيم "فرانساک" و اين اشتياق براي من خيلي با ارزشه . بذار اينجوري بگم که از راه سختي ياد گرفتم
چه اتفاقي برات افتاده؟
بعضي از حيوونات بيشتر از يه تير احتياج دارن که از چاه دربيان
. و هيچ اهميتي نداره که "سارديس" چي ميگه .به يه چيزي بيشتر از دعا نياز داري که از " قانقاريا " فرار کني
گرگ زخميت کرد؟ -يه شير
. اره، دو سال خدمت در نيرو دريايي من رو به خيلي جاها برد
." تا حالا افريقا بودي،" فرانساک
سرورم.دختر من باعث همه اين اتفاقات شده
در اختيار شماست هر قدر که فکر ميکنيد کافيه تنبيهش کنيد
جادوگر
دختر شياطين
نگاش کن يه شيطانه
اون مريضه.روحش تسخير شده نيست
روحش تسخير شده نيست
.شيطان . نشانه ای از ابليس داره
اين يه سحر هست
نذار زبونش رو فرو ببره و گرنه خفه ميشه
روحش تسخير شده نيست
روحش تسخير شده نيست - ميدونم
.طبيعت شناس،فيلسوف و حتي يه دکتر
. آفرين
."اون نيومد "فرانساک
" مارکيز"
و مردم ؟
.هيولاهاي خرافي . خبر جدید دیگه ای وجود نداره
شکارچيان سرخ پوست قلب شکارشون رو ميخورن براي اينکه قدرتشون زياد بشه
. اين دليلی هست که بهشون ميگن هیولا
تو افريقا جنگجوها قلب دشمنانشون رو ميخورن
، " کنت "موقژیاس" ، " ژان فرانسوا .به ادماتون بگيد برن طرف شرق
آدماي من هم از اونجا ميان خوبه تو هم اونجايي - مادرتون نگران ميشه
مرسي از ابراز نگرانيتون براي من اه من هميشه امادم که تو خانگاه بمونم
ميدونم که باور نميکنيد ولي شما افسار گسيخته هستيد
من وقتي عاشق ميشم افسار گسيخته ميشم - شما عاشقيد؟
.مسخرست .ما همديگه رو نميشناسيم
فکر کرديد شما رو ميگم؟
. " ماريان "
بايد بهش ياد بديم که يه خانوم چطوري سواري ميکنه
يه مقدار نرمش توي سن اون ضرري نداره
.پدر من هيچ چيزي رو بد نميبيه .و پسر من همه چيز رو بد ميبينه
. خيلي از مردم اينجا مُردن
از کجا ميدوني؟
.جيغهاشون رو ميشنوم . ماني" ، بسه ديگه"
.اون درست ميگه .اينجا قبلا يه قلعه مذهبي بوده
وقتي که سوخت 25مرتد توي يه کليسا زنده موندن
اون پيشگوئه؟
تو به پيشگو احتياج نداري
به راحتي قابل تشخيصه
وقتي بچه بودم با برادرم اينجا بازي ميکردم
نميترسيدي؟
اون به من ميگفت که منو در مقابل ارواح مواظبت ميکنه
شما اصلا شکار رو امتحان نکرديد؟ اين هم اينجا جرمه؟
سرخپوست ها ميگن که کشيدن چهره کسي .يعني دزديدنه روح اون فرد
يعني تو هم به روح من علاقمندي؟
شما توي شکار پياده چيکار ميکنيد؟ ميخوايد کشته بشيد؟
تقصير من بود - از شما نپرسيدم
تو چته؟ - اون يه گرگ بود
و اگه هیولا بود چی ؟ . "من اينطور فکر نميکنم "ماريان
ممنون
کاپيتان اميدوارم هیولا بين همين گرگها باشه
در هر صورت اينا ديگه نميتونن به کسي حمله کنن
عجب شخص کنجکاوي
از کجا پيداش کردي؟ - کانادا
چطوري به شما بگم......کاناداييه؟
"اون يه سرخپوست از قبيله "موحاکيه
يه سرخپوسته واقعي؟ .اصلا شبيه سرخپوست ها نيست
. امشب توي "البا" با ما باش
با نوکرت سرگرم کننده ميشه
. اون نوکرم نيست
پس کيه؟ - برادرمه
واقعا چطور تونستي خونت رو با اون وحشی قاطی بکنی ؟
.يه ادم وحشي توی گرفتاريها بهت کمک نمی کنه
ماني"بود که بهم کمک کرد تا در جنگ ، از" دست انگليسيها فرار کنم
، من فکر کردم اونا آدم خوارن . مثل حيووناي اونجا
، ولي همونطور که ميبينيد .ماني" ادم خوار نيست"
ميتوني با زني از نژاد ما ادامه نسل بدي؟
همه زن ها يه رنگن وقتي شمع خاموشه
، اره پدر . اونا حتي شوخ طبع هم هستن
، اگه سرخ پوست ها با سفيد پوست ها ميخوابيدن .حتي بچه هم داشتن که ثابت ميکنه اونا از يه نوع هستن
.زود قضاوت نکن . اونا هم مثل سياه پوست ها هستن
تو چي ميگي " سارديس " ؟
. برادر خونيه تو يکي از آفريده هاي خدا هست
اونو غسل تعميد دادين؟ - اون ازم نخواست
.خيلي خوبه.تو مرد زمان خودتي - ماني" عقايد خودشو داره"
توي قبيله خودش حتي ممکنه يه رهبر مذهبي باشه
، اگر سرخپوست ها رهبر مذهبي داشتن .مطمئنا گم ميشدن
عقايد اونا چيه؟
اعتقاد دارن که براي هر انساني يک .روح حيئان وجود داره که بهش ميگن روح محافظ
سرگرم کننده ست ولي نميفهمم
ماني"....ممکنه لطفا؟"
.نترسيد ، بهتون صدمه نميزنه
شما
گوزن امريکايي يه نوع حيوون نر
اره.حيوون نر تو چي فکر ميکني عزيزم؟
بخاطر شاخهام يه حيوون نر هستم يا يه چيز ديگه؟
و "توماس" عزيز؟ حيوون محافظ اون چيه؟
نماد؟ کرم
کرم کتاب شايد
مار مار؟
.بين سرخ پوست ها مار بزرگ نشونه دانائيه
مرد عاقل
و شما " لافنت " ؟
يه گاو نر
بخند
.براي اين آدماي وحشي ممکنه خوک مظهر نجابت باشه
. "بعدي؟ "سارديس - نه نه
نوبت منه
من چيم؟ نيمه شير يا نيمه عقاب؟
منو به يه مارمولک تبديل کن ممکنه دستم دوباره رشد کنه
بسه ديگه
چي شده؟ من خيلي بي مزه ام؟
ولم کن....ولم کن.....ولم کن
مادمازل اين کار باعث خوشحاليتون ميشه؟
ببخشيد ولي من از بازيتون خسته شدم
و ترجيح ميدم خودمو کنار بکشم قبل از اينکه شعبده بازي کنيد يا اينکه بخوايد توي جشن برقصيد
شب بخير
اين تو رو خوشنود ميکنه
مطمئنا پاريس نيست . ولي بهترين خونه ی "مِندِه" است
.و شما اينجا بهتر ميخوابيد تا توي مسافر خونه
، همه اونا واسه شما هستن سروران من . و يه دختر جديد هم داريم
. مارکيز" عزيزم.بيا"
. " من گرونم ، آقای " فرانساک
- منو ميشناسي؟ - اينجا خيلي کوچيکه
ايتاليائي هستی ؟
اره.فقط از اون کشور زيبا رد شدم
من پول دارم
به چيزي بيشتر از پول نياز داري
مثلا؟
کي باهات اينکارو کرد؟
يه تير سرخپوستي
دورتر از قلبت
شايد.....من خوش شانس باشم
و اين؟
يه خرس
که اصلا از من خوشش نميومد
هنوز چيزي نديدي
کار من خيلي خطرناکه
و همه مردا مثل تو نيستن
بايد به کمک من يه چيزايي رو به ياد بياري
من از اين افتضاح ها توي خونم ندارم
ولنتين" چي شده؟" - من با يه جادوگر نميخوابم
درباره چي صحبت ميکني؟ - اون روي بدنش مار داره
ديدم که اونا حرکت ميکنن
. چيزي نيست.سرخپوسته جادوگر نيست
من با يه سرخپوست نميخوابم - جنده هات چقدر نازک نارنجي هستن
دخترا؟ کي ميخواد از سرخپوست مراقبت کنه؟
قيمت رو دو برابر ميکنم
من خالکوبيش رو دوست دارم - بفرماييد همه چيز مرتبه
تو واقعا جادوگري؟
عکس منو ميکشي؟
اگه تکون نخوري
با گذشتن هفته ها مشخص شد که
. هيچ علامتي از هیولا نيست
. اين سومین زمستان ما زير سلطنت هیولا بود
و ما ميدونستيم که برف و سرما
و خيلي از سلاح هاي ما .اونو متوقف نميکنه
به ياد داشته باشيد هشدار خدا رو در کلام موسي
من به سوي شما بازخواهم گشت" "مانند خرسي که بچشو از دست داده
مثل شيري که بچه هاتونو ميخوره و" "بدن اونا رو از هم ميدره
و يک حيوان وحشي رو بر شما حاکم ميکنم" "...که شما
" و گله هاتون رو بخوره "...
"و مزارعتون رو به بيابون تبديل کنه"
سرور ما کي دست از سر ما بر ميداري؟
يه شمع براي هر قرباني
ايا اين واقعا دوران عقله؟
مرسي
ميخوام منو ببخشي
مرسي
منو تطهير کن پدر
چي شده.پسرم؟
. خدا منو تنبيه کرده . بچه هام ناپديد شدن
من جهنميم ما همه جهنمي هستيم
."آدمات رو جمع کن "مارکيز . همين الان ميريم
.به "ماني" بگو توي راه ميبينمت
! سلام ، دوست گرگ ها
يه چيزي برات دارم
.خوشحال ميشم دوباره ببينمت .تنها
.ظرف ده روز مادرم ميره جايي . " و پدرم ميره به " لنگنگ
ده روز؟
من به اندازه شما آزاد نيستم
مشعل رو بيار
مشعل رو بيار
، داره طوفان ميشه .همه خستن
بهتره برگرديم
نه.بايد دختر رو پيدا کنيم
بچه رو پيدا کردم
کاپيتان با تله هاي فراوانی که شما توي اين منطقه ....گذاشتيد
. بيشتر از گرگها روستاييها رو کشته .افراد شما دارن جمعيت مارو ميگيرن
و از زمان شکار شما به بعد ، اون . گرگ 12 بار حمله کرده
. من نميفهمم . اون نميتونست فرار کنه
چي؟ .نميتونست فرار کنه
، و شما شواليه ميدونيد ما دنبال چه نوع گرگي هستيم؟
اقايون
نگرانيه من اينه که وحشي گرگ نيست
طبق اعتقاد مردم گرگا به انسان حمله نميکنن يا به ندرت ميکنن
شايد گرگاي اينجا از يه نوع ديگه هستن يه گرگ هار به همه حمله ميکنه
وقتي يه حيوون هار ميشه ظرف دو هفته ميميره ولي وحشي دو ساله که داره خونه شما رو ميخوره
ولي وحشي دو ساله که داره خونه شما رو ميخوره
من زخم هايي روي اجساد ديدم که کار هيچ گرگي نميتونه باشه
و توي بدن قربانيها اين تکه فلز رو پيدا کردم
پس؟
پس
هيچ حيووني دندونه استيل نداره
پس وحشي يه حيوون نيست پس به ما بگيد که چطور بايد بگيريمش؟
وقتي ما داريم حرف ميزنيم اون داره مردم رو ميکشه
من فکر ميکنم ما بايد با دقت بيشتري به صحبت هاي اقاي فرونساک گوش بديم
پس طبق گفته شما وحشي يه حيوون معمولي نيست
خوشحالم که قبول کرديد که اون يه ويژگيه ماوراء طبيعه هست
من چيزي رو قبول نکردم پدر من فقط شک دارم
شواليه چيز ديگه اي داري که بگي؟
نه
اقايون من اينو تازه از پاريس دريافت کردم
به اطلاع کاپيتان دوناهل رسيده ....که تلاش هاي شما براي کشتن هیولا به نتيجه نرسيده
.و از من خواستن که شما رو از فعاليتتون منفصل کنم...
. شما و سربازهاتون به گردان ما در" لنگگن " ميپيونديد
. اقاي "بوترن" دارن ميان جاي شما
و اعلي حضرت اونو فرستاده تا هیولای وحشی رو بکشه
. اون تنها شکارچيه مجاز توي قلمرو هست
اقايون
شما منو بخشيديد؟
من کنجکاو بودم که حيوون محافظم چيه گفتيد همينجوري بود؟
بهتون ميگم
يه حوريه دريايي
، نميتوني جدي باشي .از سرخپوستتون ميپرسم
هیولا چی؟ تا حالا اونو ديديد؟
نه - دوست نداري دربارش صحبت کني؟
چيزي ندارم بگم ، جز تصورات خالي که باعث ميشه . توي باغ سلطنتي به من بگن ابله
اگر به من باشه ميگم هیولا از گوشت و آهن ...ساخته شده
. و هر وقت بخواد ميتونه ناپديد بشه...
چی فکر میکنی ؟ . هوای این کشور تو رو دیوونه میکنه
....مردم فکر میکنن که اون به خاطر من مخفی شده
. تو مدت زمان زیادی اینجا نبودی به این راحتی میخوای تسلیم بشی ؟
فکر کردی هیولا هم به این راحتی تسلیم میشه ؟
. شاید از تو ترسیده من ترسناک هستم ؟
، هرچی پیروزی سخت تر بدست بیاد . احساس رضایتمندی بیشتری به همراه داره
. ژان فرانسوا" گفت میخوای به آفریقا بری"
این رویایی هر طبیعت دوستی هست . که از زمستان خسته شده
و تو ؟ تا حالا خواستی سرزمین های جدید رو کشف کنی ؟
زن ها مسئولیت های بیشتری نسبت . به خواسته هاشون دارن
ساردیس" رو میبینی که اونجا وایساده ؟"
بهت نظر داره ؟ . نه
. اون مراقب من هست
، زمانی که با تو توی پارک تنها هستم . شاید به کمک اون نیاز داشته باشم
، بیا بریم داخل . وگرنه اون کشیش سرما میخوره
. شب بخیر ، شوالیه
. شب بخیر ، شوالیه
این عشق نیست ؟ . نمیدونم
. من میدونم
نقشه ها ؟
. من برای تو به اونا احتیاجی ندارم ، دوست من
. بیا یه چیزی بنوشیم
. "به سلامتی ، مادمازل " دِموقژیاس
چرا ؟
. برادر اون هم دیشب اینجا بود
با اون خوابیدی ؟
با اون ؟ . اون در دسترس نیست
.... اون نگاهت میکنه ، می نوشه
و زمانی هم که مست میکنه ، مثل بقیه ی... . مردها ، توی خواب حرف میزنه
من توی خواب حرف میزنم ؟
چی میگم ؟
. دوباره ، دوباره
میدونی زن های "فلورنتین" چطوری مانع خیانت کردن شوهرهاشون میشن ؟
اونا هر روز صبح به شوهرهاشون . زهر میدن
. و هرشب ، پادزهرش رو میدن...
مردانی که با زن های دیگه بخوابن ، کابوس های . وحشتناکی میبینن که ناشی از همون زهر هست
....زنی مثل تو به این کار نیاز نداره
. ما هنوز باهم ازدواج نکردیم
M. De Beauterne, master-of-arms, has been sent...
to eliminate the Beast
from our land!
Sir, I am Grégoire De Fronsac.
Yes, Buffon's envoy.
The naturalist embalmer.
M. De Beauterne is at the Intendent 's. Come at 2.
His Majesty asked my advice about your report.
Complicated fables indeed!
I believe the Beast is a wolf.
I shall go out for it tomorrow.
I would rather you didn't come.
Why is that?
The King left this affair to me,
and to my sole discretion.
I have no need of you to end it.
On the table, there's a letter from Buffon
and our beloved King.
I'm at his service, but believe me,
this is not a wolf.
I've read your report. Trouble yourself no longer.
It 's my affair.
You may go.
Come here.
- Come, come!
- Come
. "یه زن اهل "لورسیر .... داشته از مهمونی برمی گشته
. ما اون رو تو بخش جنوبی "ماچِت" گم کردیم . اون ناپدید شد
. شوالیه ، هیولا یه نفر دیگه رو هم کشته ."یه زن اهل "سینت آلبان
. خدا من رو مجازات کرد . بچه های من مُردن
. من هم کمتر از تو به هیولا اعتقاد ندارم
پوزه اون بلند بود و . دندون هاش مثل چاقو بودن
...مطمئنم که اون یه گرگ نیست
اون یه حیوون نیست ؟ . اون انقدر عصبانی هست که به هر کسی حمله میکنه
چطوری بگیریمش ؟
. هیچ حیوونی دندون های فلزی نداره
. شوالیه ، شما باید این رو ببینید
. دیدمش
اون بهش زهر داد و بعدش . شروع کرد با کلمات شیطانی حرف زدن
! اون یه خائنه ، شیطان صفت
. بذار بمونه
. برای درمانش یه داروی هندی قدیمی میخوایم
...تنها دعاهای ما میتونه اون رو نجات بده
....اما...اون
. این معجزس
. بهم بگو چه بلایی سر برادرت اومد ؟
یه مرد کنار هیولا ؟ . اون نمیدونه چی داره میگه
The child is incoherent.
Yes, the Beast is dead.
No cure for 1O gun shots.
We've brought your things. Begin at once.
- It 's not the Beast. - To work, no delay.
- Ridiculous! This is not the Beast. - M. De Beauterne is coming.
Watch your lip!
Good morning. Leave us.
What is it? Don't you like my Beast?
What is this? You know it 's not the Beast.
Her jaw is twice as large.
You can fix that here.
What?
I have only this wolf.
Paris awaits.
So make me a Beast.
- To fool the King? - No, Fronsac.
I carry out his will. You'd be wise to do as much.
- Is that a threat, sir? - At my age? Come now, you know me.
You're too smart for threats.
Do your duty, the King will be grateful.
Otherwise, he'll be quite upset.
You have what you need. I'm counting on you. Good-bye for now.
Good evening, knight of the sad face.
Are you not happy to go back to Paris?
The Beast is dead. You should rejoice.
Do you want to know a secret?
I collect them.
Beauterne only killed a wolf.
He's an impostor.
And I am his accomplice.
Let's drink to our little treasons!
. تو هیچی ندیدی
شما دیگه نمیتونید وارد این قلعه ! بشین ، قربان
به مادمازل "دِموقژیاس" بگو که من ! اینجا هستم
.....قبلاً هم بهتون گفتم ! درباره اون موجود شیطانی حرف میزنین
من و پسرم داشتیم درباره . شما حرف میزدیم ، قربان
. من اومدم تا با دخترتون ملاقات کنم
. فکر نکنم امکانش باشه . خواهش میکنم
. بذار بیاد داخل ، مادر
، " مراقب باش ، " ژان فرانسوا . تو از اهمیت پایان این قضیه باخبر هستی
. ما رو تنها بذار
. قربان ، "ماریان" داره زجر میکشه
. نمیفهمم
، " به هرحال ، " فرانساک . تو میدونی چه چیزی اون بلا رو سرش آورده
اون کجاس ؟
. دنبالم بیا
. لطف کردین که به ملاقات اومدین
مادمازل ، چه چیزی باعث رنجیدن شما شده ؟
، من میخوام به پاریس برگردم . اما این بستگی به شما داره
. سفر امنی داشته باشید
. "بهت هشدار داده بودم ، " فرانساک
. شما فقط یه یه هدیه به من دادین
و حالا من دو تا بهتون میدم تا . کلکسیونتون کامل بشه
. من درباره مردانی مثل شما هشدار داده بودم
....، مردانی مثل من ، مادمازل
هیچ وقت مردم رو بدون شنیدن .حرف هاشون محکوم نمیکنن
، نمیدونم چطوری این اتفاق افتاده . اما میتونم توضیح بدم
. نیازی نیست تو زحمت بیفتین
لطفاً ، آقا ، وضع رو بدتر از . اینی که هست نکن
قبول کن که تو مرد رویاهای . خواهر من نیستی
. و فراموشش کن ، نیازی به ناراحتی نیست
فکر میکنی که اون تمامی عمرش رو از تو پرستاری میکنه ؟
از اینکه یک باره داری اینجا رو ترک میکنی ، خوشحال نیستی ؟
دفعه دیگه ، اگر ببینم داری به اون نگاه . میکنی ، میدم بهت شلاق بزنن
. زمان میگذره
."نه همه جا ، "فرانساک . هرجایی غیر از اینجا
! متأسفم
، اگر ازت بخوام اینجارو ترک کنی من رو هم میزنی ؟
. خداحافظ
ناراحت نشو ، اون لیاقت . تو رو نداشت
On this historic day, thanks be to Sir Grégoire De Fronsac...
of the King's Garden.
The Beast 's end is partly his.
But it is mostly thanks to your Majesty.
Let that be known.
In your sole person resides sovereign power.
Only a beast could ignore it.
That Beast is no more.
I have only little merit.
Your power bestowed upon me, I merely needed to appear...
and the Beast laid down her arms.
M. Buffon
what is this?
Beauterne's carried out his orders.
- What orders? - Mine.
This is M. Mercier...
special counsel to his Majesty for domestic matters.
It was his idea to send Antoine de Beauterne.
You're to thank...
for this prompt victory?
Admirable scruples, but it 's for the greater good.
Have you read this?
Not for sale anymore
but you may keep it.
- It was banned? - A fable undermining the King.
Any longer, we'd have had trouble. People are so gullible.
Better to lie than let lies be spread?
Truth is a complicated thing.
One must govern by simplicity.
No more Beast, no more problem.
- She'll go on killing. - Without acclaim. It 's what counts.
I was forgetting.
His Majesty is most thankful.
It 's said you want to go to Africa. In six months..
a schooner sets sail for Senegal.
If you wish
you'll be aboard.
Of course
we'll never speak of Gévaudan again.
Very well, Fronsac.
ماریان دیموقژیاس" ؟"
. مادام ، مطمئن نیستم که شما رو بشناسم
. هردومون یه چیزای مشترک داریم
اینجا چیکار میکنی ؟
فایده ای نداره که خودت رو پشت . اون نقاب قایم کن
. عطری که زدی ، زنونه نیست
گرگوری دی فرانساک " فقط " . به یه زن علاقه داشت
اون اسم تو رو توی خواب . صدا میزنه
اون به زودی به یک . سفر طولانی میره
. فقط برو
، زمانی که "فرانساک" رو دیدی . هیچ چیز از ملاقاتمون بهش نگو
. وگرنه اون رو برای همیشه از دست میدی
اون کی بود ، فرزندم ؟
هیچ کس
. اون یکی رو هم بذارین پیش بقیه
. این دو تا رو ببرین توی کابین من ! مراقب باشین ، شکستنی هستن
! " سلام ، " فرانساک
! " سلام ، " مارکیز
! خوشحالم که میبینمت
. خبرای خوبی ندارم
، دو روز بعد از اینکه رفتی . جنایت ها دوباره شروع شد
. پادشاه دیگه سربازهاش رو نمیفرسته . نمیتونم داوطلبی رو برای این شکار پیدا کنم
. کاری ازم بر نمیاد . نمیدونم چطوری گیرش بندازم
روراست بهت بگم که من درباره . استعدادهای تو اشتباه فکر می کردم
. مانی" اون بچه رو پیدا کرد"
! " فقط یه شکار ، " فرانساک . تو چند ماه دیگه برمیگردی
غیرممکنه ! پادشاه بازگشت ما به . اونجا رو ممنوع کرده
. پادشاه چیزی نمیفهمه . این نظر توئه
در آرامش بودن پادشاه ، ارزش این همه قربانی دادن رو داره ؟
. نمیتونی نظرم رو عوض کنی
میخوای شرط ببندی ؟ ! آخرین باری که شرط بستیم ، تو باختی
. میدونم نباید الان از این استفاده کنم
. اما ، بیا ، این از طرف "ماریان" هست
مانی" کجاس ؟"
! دوست من
چطوری ؟
. "ما میریم شکار ، "مانی . اینبار ، به روش تو عمل میکنیم
دوست من ، خبرای خوبیه ؟
. "بهترین خبر توی دنیا ، "مارکیز
. در "گِووادان" جنایات ادامه داشت
. درحالی که هیولا مرده بود
به نظر میاد که حقیقت فقط . توی کتاب های تاریخ باقی مونده
، حقیقت هرگز فاش نخواهد شد . این رو هم نباید فراموش کرد
اون از ما استقبال میکنه ؟ . اون میخواد بهمون کمک کنه
، برید به سمت قلعه . بزودی اونجا باهاتون ملاقات میکنم
فرانساک" برای فراهم سازی " . مقدمات شکار ، "مانی" رو ترک کرد
، اون فقط برای هیولا . به "گِووادان" برنگشته بود
چی میخوای ؟
دنبال خونه " جین " و " پیِر رولیر" می گردم ؟
. برو سمت راست . آخرین خونه
. ایشون "جین" هستن ، پرستار بچه من
" گرگوری دی فرانساک "
. پیِر " ، برو مشروب بگیر "
اگر مادرم بیاد اینجا ، میفهمه . که تو اینجا هستی
برام مهم نیست ، من تو رو . از اینجا میبرم
دیگه بیشتر از این نمیتونم با مادرم و . ژان فرانسوا" زندگی کنم "
. میخوام از اینجا برم
. یه هفته دیگه ، میریم پاریس چرا باید صبر کنیم ؟
. به خاطر شکار
. به "مارکیز" قول دادم ! فکر کردم به خاطر من برگشتی
. مراقب باش
. ماریان" ، از اینجا برو ،....ندو"
. بیا نزدیک تر ...به من نگاه کن ! بیا اینچا . بیا اینجا
! بیا اینجا . بیا
. "خودت رو نجات بده ، "ماریان
اینجا چه خبره ؟ . "بازکن ، "پیِر
، بهم بگو ، شوالیه ما واقعاً هیولا رو پیدا میکنیم ؟
. تصور میکردم که تعداد بیشتر از ما اینجا باشه
. مانی" میدونه داره چیکار میکنه" . من اون رو مرد رو شکار میکنم
یه مرد ؟
هیولا آلت دست یه . آدم روانیه
. قاتلی که کارهاش رو توی سایه ها انجام میده . "درسته ، "مارکیز
. اولین راز هیولا این هست
. اما این فقط یه قدرتش هست . چیزهای دیگه هم هست که ما رو میترسونه
منظورت چیه ؟ . این کتاب همه جا فروخته شده
نویسنده کتاب میگه که هیولا ...فرستاده شده بوده تا به خاطر محکومیت
. فلاسفه ، اون رو مجازات بکنه... ظالمانه هست . کی این کتاب رو نوشته ؟
نمیدونم ، اما فعلاً هیولا برامون مهمه . و من اون رو میخوام
. اسلحه تو هم شاید به درد بخوره
. به این شرط که تو حملش بکنی
و تو ، "مانی" ، اسلحه مورد علاقه تو چیه ؟ . مانی" از سلاح های گرم خوشش نمیاد"
، سر و صدای زیاد ، دود زیاد . بوی گند
. همه چیز برطبق نقشه پیش خواهد رفت ، پدربزرگ
. نگران نباش . ما همه چیز رو آماده کردیم
. درباره آمریکایی ها بهم بگو ، شوالیه آمریکایی ها ؟
تو هرگز برنمیگردی ؟ ...خاطرات بد زیادی دارم
در این صورت "مانی" قبیلش رو از دست نمیده ؟ . قبیله اون از بین رفتن
، زمانی که ما به روستای اونا حمله کردیم . اکثر اونا به خاطر مریضی آبله مرده بودن
...ما بقیه نجات یافته ها رو از بین بردیم ، زن ها
. و همینطور هم بچه ها... . فقط "مانی" جون سالم به در برد
چرا ؟ . کاپیتان به یه راهنما نیاز داشت ، یه مترجم
من زبان و فرهنگ خودمون رو . بهش یاد دادم
، سه هفته بعد . کاپیتان کشته شد . گلوش پاره شده بود
چرا بهش گزارش ندادی ؟
میدونی کاپیتان چطوری تو اون جنگ پیروز شد ؟
اون یه سری لباس آلوده و . سمی رو برای معامله فرستاد
زمانی که افراد اونا اون لباس ها رو . پوشیدن ، بیشترشون مُردن
سه هفته بعد هم ما تمامی نجات یافته ها . رو از بین بردیم
اینطوری توی جنگ پیروز شدین ؟ . اینطوری بود که شکست خوردیم
اون کجا رفت ؟
. با درخت ها حرف بزنه درخت ها ؟
. به زبان درختی
. سفید پوست ها به این چیزا اعتقادی ندارن
اونا چی میگن ، "مانی" ؟
میخوای یاد بگیری ؟
اون چیه ؟ .قارچ
. "خیلی خطرناکه ، "مارکیز
چه تأثیری داره ؟
. بستگی به شخص مصرف کننده داره
سرخ پوست ها ادعا میکنن که باهاش . میتونی چیزهای نامرئی رو ببینی
درسته ، "مانی" ؟ . هیولا توی جنگله
. گرگ ها هم کمکش میکنن . من که چیزی نمیبینم
....امشب رقص خونین رو شروع میکنیم
قبل از طلوع خورشید ، هیولا... . میاد سراغمون
...این جواب نمیده...جواب نمیده
اون شب ، "مانی" با اشباح ...توی جنگل صحبت کرد
با زبانی که شوالیه... ....دی فرانساک " متوجه نمیشد "
و گرگ ها ، استرس وجود هیولا رو... . بوجود میاوردن
. نگران نباش ، همه چیز درست میشه
. همه چی درست میشه . من باید ازت نگهداری کنم
. همه کار برات انجام میدم
. توماس" داره استراحت میکنه" . خیلی شانس آورده
. تسلیت من رو بابت اون سرخ پوست بپذیرید
. اونجا چیه ؟ بهم بگو توی اون ناحیه چیه ...بهم بگو این ناحیه کجاس
. یه منطقه بومی کوچیک هست . محل شکار کردن هست
. شوالیه...شما به استراحت نیاز دارین
. عجله کنید . شلیک کنید
! اونجاس ! بکشیدش
. شوالیه برگشت پیش دوستش
عطش انتقام اون بیشتر از اون چیزی بود . که بشه جلوش رو گرفت
برطبق سنت سرخ پوست ها ، اون باید ...به سفر کردن دوستش کمک می کرد
سفری که به ملاقات با... . نیاکانش ختم میشد
چی میخوای ؟
. خون های زیادی ریخته شده
اگر اینجا بمونی ، زندگیت رو به . خطر میندازی
، من فعلاً از اینجا نمیرم . یه کار ناتموم دارم
ارزش به خطر انداختن جونت رو داره ؟
از کی تا حالا این موضوع تو رو نگران کرده ؟ . نمیدونم درباره ی چی حرف میزنی
بیخیال ، "ساردیس" ، چرا ؟
چرا گذاشتی این اتفاق ها بیفته ؟
کی حرف تو رو باور میکنه ؟
. "گمشو ، "ساردیس
. خدا روح تو مورد آمرزش قرار بده
. شیطان هم روح تو رو مورد آمرزش قرار بده
. تو بازداشتی
به علت بر هم زدن نظم ....عمومی
. دستور دارم که شما رو بازداشت کنم... . مقاومت نکنید
...مسخرس
. سرآشپز ، یه خانم اینجاس که میخواد با شما حرف بزنه . الان نمیشه
.زودباش ، بلند شو . ملاقاتی داری
دیگه زندانی نیستم ؟ . بستگی داره
ماریان" ؟"
...متأسفم
. برای مهمونتون غذا بیارین
چرا ؟ . من وظایف زیادی دارم
. باید به من کمک کنی . باید برای پادشاه نامه بنویسم
، قبل از اینکه نامه تو به دستش برسه . اعدام میشی
. غیرممکنه . هنوز زمان محاکمه من نرسیده
. بیا
درباره هیولا چی میدونی ؟ ...اون یه حیوون هست که
. برای کشتن تربیت شده... . من زخمیش کردم
از کی به این موضوع علاقه مند شدی ؟ ...دو سال پیش
، "نامه ای محرمانه از طرف "ساردیس... . برای "پاپ" ارسال شد
محتوای نامه درباره برپایی ....یک انجمن مخفی بود
....که هدف اصلی اون...
: دفاع از معنای اصلی کلمه "کلیسا" بود...
." برادری "
..."ساردیس"
. اون از هیولا استفاده کرد
...هیولا
. نمادی برای پادشاه هست...
از قدرت خداوند کمک بگیر یا . با خطر آخر زمان روبرو شو
اون توطئه گرها ، اسم گروه خودشون رو . برداری گرگ" گذاشتن"
اون گروه برای کلیسا کار میکنه ؟
. ساردیس" فقط برای خودش کار میکنه" ...حقیقت اون رو دیوونه میکنه
رُم دیگه کنترلی روی کارهای... . اون نداره
تو برای چه کسی کار میکنی ؟
من برای کسانی کار میکنم که . دوست ندارن هویتشون فاش بشه
و تو ؟ . تو به اندازه کافی میدونی
. "مادمازل "دیموقژیاس برای انجام چه کاری این افتخار نصیبم شده ؟
مادرتون چطور هستن ؟ . خواهش میکنم ، بشینید
و همچنین پدرتون ؟ هنوز توی رژیم غذایی هستن ؟
. اون عاشق غذاهایی هست که خودش درست میکنه
" سرورم ، شما شوالیه " دی فرانساک . رو بازداشت کردین
درسته ، کی فکرش رو میکرد که یکی . مثل اون انقدر راحت تسلیم بشه
. اون یه راهزن یا یه قاتل نیست . میدونم
. گوش کن ، مطمئنم که اون دلایل خودش رو داشته
. شاید اون مردها سرخ پوسته رو کشته باشن
. بحث این نیست ...حتی اگر
اون میخواسته انتقام بگیره ، نباید... . با مسیحی ها اینکارو میکرده
. میخوام ببینمش
. امکان نداره
. خیلی خب
، خواهیم دید اونایی که توی پاریس هستن . چه قضاوتی نسبت به این موضوع میکنن
. ماریان" ، تو متوجه نیستی" ...شوالیه "دی فرانساک" دیشب
. از دنیا رفت...
. به هرحال قرار بود اعدام بشه
. میتونی بگی که خوش شانس بوده
. این مسئولیت تو بود
. شاید به علت خفگی مرده
. شاید هم به خاطر مریضی مرده باشه ...دروغگو . همتون دروغگو هستین
. شجاع باش . این خواست خدا بوده
...جناب کشیش ..."ماریان"
. بیا ، من تو رو برمیگردونم به قلعه.. . مادمازل "دیموقژیاس" به استراحت نیاز داره
...بیا . نه
. تنهام بذار . کار دیگه ای از دست تو برنمیاد
. اون داره میپوسه
سریعاً خاکش کنید و . قبرش رو هم بی نام و نشون بذارید
. اون تهدید کرد که به پادشاه خبر میده
. ممکنه خطرساز بشه
گرگوری دی فرانساک " اون شب " ....به خاک سپرده شد
حتی قبل از اینکه خبر مرگش به... . پاریس برسه
هیچ کس از رازهایی که اون با خودش . به گور برد ، خبر نداشت
این چند روز اخیر ، هیولا هم ...سکوت اختیار کرده
...اما ناپدید شدن ناگهانی قوی ترین دشمن...
. نشانه عواقب شومی بود...
...عجله کنید
، من اشتباهم رو می پذیرم . من مرتکب گناه شدم
. من رو ببخش
..."ماریان"
. شب و روز به اون فکر میکنم...
. تپش قلب اون رو تو سینه خودم احساس میکنم
. میخوام که اون طرف من باشه . خداوند داره شما رو امتحان میکنه
. تو نمیدونی که من تو چه شرایط سختی هستم
یه سری عکس هست ، اون عکس های لعنتی . ذهن من رو به خودشون مشغول کردن
. آزادم کن ، جناب کشیش . آزادم کن ، التماس میکنم
برای دور کردن شیطانی که داره ازت تغذیه . میکنه ، تنها یه درمان وجود داره
. نه
. نه ، مشروب نخور خواهر کوچولو
، اونا میخوان تو رو بکشن . اما من بهشون اجازه نمیدم
کی ، " ژان فرانسوا " ؟
چه کسی ؟
. "از اینجا میریم ، "ماریان . فقط من و تو
نظرت درباره آمریکا چیه ؟ ..." ژان فرانسوا "
تو باعث میشی که بیشتر رنج بکشم ، اما . من تو رو می بخشم
خواهش میکنم ، چیکار داری میکنی ؟
چیکار داری میکنی ؟ . استراحت کن
فکر میکنی میخوام بهت صدمه بزنم ؟ .نزدیک تر نیا ، لطفاً
. ماریان" ، "ماریان" ، من بهت احتیاج دارم"
تو کسی بودی که من رو از مریضی . نجات داد ، نه هیچ کس دیگه
. بعد از اون کابوس ، من صورت تو رو دیدم
. دست تو شیاطین رو از من دور کرد
نمیفهمی که من چه کارهایی انجام دادم ...تا تو رو نزدیک خودم نگه دارم . لطفاً
. من رو پَس نزن
چرا ؟
از من متنفری ؟
. تو من رو نمیترسونی ....برو گمشو
...همش به خاطر اینه
. نگران نباش . الان دیگه من ازت مراقبت میکنم
. ببین ، هیچ کس نمیدونه . "فقط من و "ساردیس
! برو ، از اینجا برو چرا ؟
چرا ؟ . تو برادر من نیستی
.اون هیچ وقت از آفریقا برنگشت
. درسته ، اما به خاطر تو بود که رفتم
ماریان" ، اگر تو نبودی ، هیچکدوم از" . این اتفاق ها نمیفتاد
تمومش کن
بوی تو ، بوی گند تو من رو به یاد . هیولا میندازه
. "ما هم خون هستیم ، "ماریان ...از یه خون هستیم
. وقتی پدر برگرده ، تو رو میکشه
و اگر من اون رو بکشم چی ؟ . شاید دیگه وقتش باشه
. ادامه بده ، انجامش بده ، انجامش بده
. ادامه بده
چرا اینکارو انجام ندادی ؟
. کار سختی نیست ، ببین
. تمومش کن من رو دوست داری ؟
. بِبُرش
. ماریان" ، دوست دارم"
، برادرها ...پروردگار به من وحی کرد
که هیولا برمیگرده و تولد تازه ای از... ...آرمان های ما رو اعلام می کنه
. یه فرانسه جدید ، متولد خواهد شد...
. ما باید شاهزادگان نامرئی باشیم " گرگ های خداوند "
. مردمی که نمیخوان خشم خداوند رو ببینن
سرزنش های غیر عادلانه پادشاه ، ما رو . خشمگین خواهد کرد
پادشاه بزودی ، چاره ای به جز موافقت کردن . با ما پیدا نخواهد کرد
...اگر اون نتونه جلوی یک هیولا سرو بگیره
...پس زمانی که در هر استان...
یه هیولا وجود داشته باشه ، چی میشه ؟..
الان زمان برداشت آن چیزهایی . هست که کاشتیم
: بیاین کتاب "مالِچی" رو بخونیم
لب های کشیش ، باید سرشار " ....علم و دانش باشه
...و باید به عنوان یکی از فرستادگان الهی...
...از کلامش معرفت و حکمت سرازیر بشه... ...اون فرستاده ارتش فرشتگان الهی هست...
! هیولا ، فقط یک حیووان هست " ...اگر از اون به عنوان یک بُت یاد کنید
، با خشم خداوند روبرو خواهید شد... ...و در آتش جهنم ، خواهید سوخت
و در تاریکی ها غرق خواهید شد و... ...به دردی ابدی گرفتار می شوید
". و روح شما تا ابدیت ، دچار عذاب میشود... . من هویت شما رو قبل از خداوند فاش کنم
"پیِر جین لافوند" "گِنویو دیموقژیاس "
."ماکسیم دِسفورِتز "
"گونتراند دی مونکان" ."هنری ساردیس "
" ژان فرانسوا دیموقژیاس "
! شلیک کنید
! کافرین . همگی بازداشت هستین
، ممکنه که روح باشی . اما من تو رو از وسط نصف میکنم
. دیگه فرار نکن . نمیخوام همچین کاری بکنم
. "دیر شده ، " فرانساک . هیولا دیگه جاودانه شده
. شاید ، اما تو نشدی
ساردیس" به تو آموزش داد و تو" . به هیولا آموزش دادی
. نشان تو یه گلوله نقره ای هست
. ماریان" ، ببین"
...ماریان" اینجا نیست ، احمق ترسو"
. تو برای همیشه ما رو متحد کردی
! به صف شید ، آقایون
. سرجات وایسا فکر کردی کی هستی ؟
. همونجا وایسا ، تو . خیلی خب
دیگه قدرتی نداریم ، اینطور نیست ؟ کجا رفتی ؟
. اون مرده . حالا مطمئن شدم
ساردیس" چی شده ؟"
. هرجایی که بره ، ما پیداش میکنیم
. شاید کوه ها از اون محافظت کنن
باید برای پیروزیمون جشن بگیریم ؟
. تو قبلاً یه بار من رو کشتی . اونکار ضروری بود
. میتونم تو رو به رُم معرفی کنم
من رو همراهی میکنی ؟
. "دیر شده ، من دوست دارم ، "فرانسوا . تو باعث شدی که وظایفم رو فراموش کنم
. قبل از اینکه نظرم عوض بشه ، برو
مارکیز" ، چه خبره ؟"
. ماریان" ...اون پیش ما هست"
. داره میمیره
. برید بیرون ، برید بیرون . همه برید بیرون
. ماریان" ، بیدار شو"
. ماریان" ، من رو ببخش"
. دوست دارم
...سال ها گذشت
اما " گرگوری دی فرانساک " و... . ماریان دیموقژیاس" هرگز من رو ترک نکردن"
دنیایی که هیولا رو به وجود ....آورده بود ، دیگه ناپدید شده
و من باید برای خاتمه دادن به این حکایت... . عجله کنم
هنوز میتونم دورانی که کنار شوالیه بودم رو ...به یاد بیارم
که دنبال مخفی گاه... ...ژان فرانسوا " بودیم "
. جایی که هیولا منتظر سرنوشت شوم خودش بود...
طبیب پیر هر چیزی که نمیدونستیم رو .به ما گفت
ژان فرانسوا " یه حیوون خیلی کمیاب رو " . از آفریقا خریده بود
. اون حیوون بچه دار شده بود
. اون یکیشون رو نگه داشته بود
. قوی ترینشون رو
با صبر و حوصله و بدون هیچگونه ناراحتی ، به اون . آموزش داده بود تا به یه موجود خشمگین و قاتل تبدیل بشه
"و همینجا داستان هیولای " گِووادان . به پایان رسید
..."و من ، "توماس
بدون شک آخرین نفری هستم که... . تمامی حقیقت رو میدونه
شوالیه از من خواست که باهاش . به آفریقا برم
. اما این سرزمین به بازسازی نیاز داشت
من حقیقت رو از مردم کشور... . خودم دور نگه داشتم
...در تمامی این سال های صلح آمیز ، بیشتر اوقات
، به یاد " گرگوری" و "ماریان" میفتم... . تا زمانی که به این سن رسیدم
....من هیچ وقت دوباره اونا رو ندیدم
اما از اینکه فکر کنم دور از اینجا... ...خوشحال هستن
. خوشحال میشم...
هماهنگ سازی زیرنویس با نسخه (دایرکتور کات یا کات کارگردان) توسط: .::یونس علوی::.
" برادری گرگ "
ارائه ای از فیلم باران www.baranmovie.com
: مترجمین (Crissangel) عرفان.س.ا ( Omid ) امید
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.