Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
سلام
سلام - هی -
خیلیخب، میریم بعدی
این چه بساطیه؟
اوه... آ... لطفاً همونجا وایسید
ولی من دارم میرم خونه - چند ثانیه بیشتر طول نمیکشه -
ما وسطِ فیلمبرداریِ چیزی هستیم [ ایهام: ما وسطِ تیراندازی به چیزی هستیم ]
خیلی هم خوب. به چی تیراندازی میکنیم؟
سگها؟ خلافکارها؟ - کات -
...اجازه ندارم بگم، ولی
آدام، کات میدیم
کات! برَد، میتونی بری سراغ برداشت دوم؟ - برَد کیه؟ -
برَد ۱۰-۱ـه، دریافت شد. خیلیخب [ کُدی بهمعنای وقفهای کوتاهمدت برای دستشویی ]
!(۱۰ اینچ وْ ۱ فوت (۳ متر چه مرد قدبلندیه این برَد
!دریافت شد. خیلیخب، میریم سراغ «دالی شات» (نمای دالی) - دالی» (عروسک)؟ ناجا نابود میشه اگه عروسکش تیر بخوره» -
نه، باید مداخله کنم
نه. دوباره میریم
تُف، تُف، تُف. تُفتُفی، تُفتُفی، تُفتُفی
آقایون، آقایون. آقایون، ما زیر حملهایم
یک نیروی شبهنظامی در قلمروی ما بسیج شده
!میدونم - نیروی شبهنظامی نیست -
اونها فقط دارن یه برنامۀ تلویزیونی فیلمبرداری میکنن
خب، این برنامۀ تلویزیونی به قلمروی ما تهاجم کرده
با کامیونهاشون به ما حمله میکنن
و چراغهاشون و برَدهای غولآساشون
« لَزلو » - نندور فکر میکنه همهچیز یک جنگه -
،اما اینبار
مطلقاً درست فکر میکنه
اسمش «پیآی آندرکاور: نیویورک»ـه [ کارآگاه خصوصی مخفی: نیویورک ]
یه سریال رویهای پلیسیه که توی فصل چهارمشه
به کارآگاه جَک مَنکوسو توسط کَل بودیَنی که هیچوقت بهتر از» «این نبوده، با حساسیتِ استادانهای حیات بخشیده میشه
حیات بخشیده میشه»؟» این مرد کی هست؟ نوعی ساحر؟
نه. بدتر. اون یه بازیگره
تُف - حالا، پا به نظرات میذاریم -
،«سفیدشویی پلیس بهطرز جذابی گیرا» ...طبق گفتۀ سی-راب-۶۹ در کاپاگاندا» واژهای مرکب از «کاپ» (پلیس) و «پروپاگاندا»ست» ] [ و اشاره به تبلیغات و نشاندادنِ صرفاً جنبۀ مثبت پلیس دارد
اوه، وایسا. اون من بودم
دَریوَری برای عوام
سخنسرا»، چهسان زار میزند» [ سخنسرای آون» یا بهاختصار «سخنسرا»: لقب ویلیام شکسپیر» ]
یعنی چی؟ - ...وامونده -
چرا یه کامیون وامونده توی باغچهمونه؟
در حال ورود به ملک
دشمنی در دروازهست. خط رو حفظ کنید
تُف. بچهها، روم سیاه - خوبای؟ -
آره، آره. من پیش مالکینام. آره، همونجا
نگران نباشید، بیمه همۀ اینها رو پوشش میده
باید دلوْرودۀ این یارو رو دربیاریم
بیا بزنیم نفلهش کنیم - سر صحنه ساکت -
داریم میگیریم - ببخشید -
ببخشید - !ببخشید -
بد نیست. اصلاً بد نیست، جذابِ لعنتی
چی در سر داری، مارِ کِرِمی؟
مثل یه کاسۀ ارزن شیکوْپیک کردی
دارم حاضر میشم برای یه ،مهمونی شام برم خونۀ یه دوست
خیلی ممنون
تو که دوستی نداری
آ... چرا، دارم
هیولا» رو دارم و داداشیم، جوئل»
آ... جوئل چی هست؟ جوئل؟
من که همیشه دارم دربارۀ جوئل حرف میزنم
قبلاً چند سال پیش توی یه اداره با هم کار میکردیم
کاغذبازی انجام میدادیم، بهطور کلی پایکار بودیم - هوم -
آره، من جوئل رو دوست دارم. هیچوقت دلم راضی نمیشد انرژی طرف رو تخلیه کنم
پس چرا تابهحال چیزی دربارهش نشنیدیم؟
...خب، من وْ اون چند سال پیش وقتی که اون با بکی ازدواج کرد، کمکم با هم غریبه شدیم
اون صورتِ کشیدۀ خیلی قشنگی داره
:بگذریم، هفتۀ پیش بهم زنگ زد و گفت
هی، داوْش. میخوای بیای» «یه لقمه غذا با هم بخوریم، داوْش؟
«و من گفتم: «البته، داوْش. کِی، داوْش؟
«و اون گفت: «آ... هفت، هفتوْنیم، داوْش
میشه من هم باهات بیام؟ - ...آم -
چرا دارم این کار رو میکنم؟
« ناجا » - ،از وقتی دارم پلههای ترقیِ «کَنِن کپیتال» رو طی میکنم -
با تعاملات انسانیم که بهطرز دلچسبی ملایمان، عشق میکنم
،و واقعاً دلم فرصتی رو میخواد که، میدونی روی خوشوْبشهای کوچک انسانیم تمرین کنم
اوه، هی، عزیز. عاشق اون تاپام. از کجا گرفتیش؟»
.آنلاین؟ عالی. من عاشق آنلاینام
حساسیتهام امروز داره دیوونهم .میکنه. عطسه، عطسه، عطسه
«بهنظرم امسال تولدم رو سوسکی برگزار کنم
یا: «پرسشوْپاسخِ هریس پاتر رو «انجام دادم، و «اسلیترین» شدم [ «یکی از گروههای «هاگواتز» در مجموعۀ «هری پاتر :Slytherin ]
میدونی، خیلی دارم تلاش میکنم رابطهم با جوئل به حالت عادی برگرده
و میترسم اگه با یه کابوس توی یه لباس شبح «جنگ داخلی» سروْکلّهم پیدا بشه، ممکنه خایهفنگ شه
«بهنظرم باعث میشه شبیه «میستر بیگز از مجموعۀ «سکسی سیتی» بشی (اشاره به شخصیت «میستر بیگ» (آقای گنده ] [ «از مجموعۀ «سکس اند دِ سیتی
اگه همچین زن موشی دست انداخته باشه دور بازوت. جیر، جیر
اِه. کون لقش، چرا که نه؟ البته
هورا
!گیزمو - گییرمو -
پا شو، مردک پفیوز
تن لشت رو بلند کن - چیه؟ چیه؟ چرا؟ چیه؟ -
مهاجمین الآن کوبیدن دیوار باغچهمون رو سوراخ کردن
ببخشید، حتماً خوابم برد
باید پا شی. ما سلاح لازم داریم، نه این پُخ تجملاتی رو
ما قراره یک ضدّحمله آغاز کنیم
داس دستهکوچک و داس دستهبلند و جنگافزار لازم داریم
نه. این هرچی که هست، فکرِ بدی به نظر میرسه. انجامش ندید
.داره به ما تهاجم میشه ما دستخالی نمیریم
ما قراره اثری به اسم پیآی آندرکاور: نیویورک» رو فتح کنیم»
چی؟ جدی میگی؟ - اوه، بله -
همینالآن؟ - بله -
!اونها...؟ برو اونور - !وایسا -
!گییرمو، وایسا - کجا؟ کجا؟ -
گییرمو، نمیتونی یکتنه از پسشون بربیای
نه. این رو برام خراب نکنید، باشه؟
اون، سریالِ موردعلاقهمه
« گییرمو، رئیس باشگاه طرفداران پیآییواِنوای » - «پیآییواِنوای» -
بهترین برنامۀ دلنشینِ روز مباداست
ولی خیلی بیشتر از اون حرفهاست
پیآی آندرکاور: نیویورک» مثل گُل سرسبدِ» جهان توسعهیافتۀ «پیآی آندرکاور»ـه
منظورم اینه، من «پیآی آندرکاور» اصلی و «پیآی آندرکاور: لندن» رو دوست دارم، ولی «پییونی»
اصلاً یه حسوْحال دیگهای داره
منظورم اینه، من هر قسمت رو حدود ۱۲ بار دیدهام
...اساساً، مراقبهای بر سوگه، چون
فوقالعادهست
«درواقع، تابستون قبلی توی «کامیککانِ فیلادلفیا من بهعنوان جَک مَنکوسو «کازپلی» کردم
،همۀ بدخواههای سابردیت، مثلاً خیلی حسودیشون شده بود
گیزمو، مثل شُلمغزها حرف میزنی
بهنظرتون کَل بودیَن اونجاست؟
بهنظرتون طرفدارنامهم رو امضا میکنه؟
.طرفدارنامۀ «پیآی آندرکاور»م همهش کار خودمه
دربارۀ موی سینه فقط حدس زدم
(میخواد یه «کَمبودیَن» (کامبوجی چیش رو امضا کنه؟
هوم
حالا، یه هشدار دوستانه
چیزهایی که من وْ جوئل قبلاً دربارهشون حرف ...میزدیم، لزوماً مناسب خانواده نبود، پس
مثل چی؟
اِه. فقط حرفهای مردونه - مثل چی؟ -
نگرانش نباش - بگو -
بعداً بهت میگم - نه، الآن بگو -
ممه - هوم -
!اومدن
!هی - ایناهاش -
چه خبر؟ چه خبر؟ - اوه، خدای مـ... چه خبر؟ -
هماتاقکیِ ناخلف بازمیگردد - !هی -
سلام - سلام -
خیلی ممنون که اومدید
این ناجائه، دوستدخترم
خیلی دربارهتون شنیدهام، و عجب
تاپتون خیلی دوستداشتنی و گرمه
من رو یادِ، آم... فصل «پیاِساِل» میندازه
.(پامکین اِسپایس لاته» (لاتۀ کدوحلوایی ادویهدار» عاشق اونهام [ مخفف «مجوز صندلی شخصی» در ورزشگاهها نیز هست PSL ]
من هیچوقت نمیتونم تشخیص بدم آیا یه نفر روی... روی مواده
این... اینها چیه دیگه؟ - اوه، ناجا، اون «یوتیوبر»ـه -
یوتیوبر»... عظیم»
راهرفتن کری بردشا» رو جستوْجو» کنی، کانال من رو پیدا میکنی [ «از شخصیتهای اصلی مجموعۀ «سکس اند دِ سیتی ]
اون همهچی رو فیلمبرداری میکنه، میدونی؟ - سلام -
...بیشتر - خوش اومدید -
اوه - این بکیـه -
وات دِ هکی» (چه وضعشه)؟ سلام، بکی» - سلام، کالین. چطوری؟ -
...خوبام. تو چطوری؟ آ این ناجاست، دوستدخترم
از لذت با شما خوشوقتام
دوستدختر. از... از آشنایی باهاتون خوشوقتام
من میرم به «سالمون» (ماهی آزاد) سر بزنم
.امیدوارم از «سالمون» منظورت شراب باشه چون من یه زنام. عاشق شرابام
نه، منظورم ماهی بود
،خب، خانمها بهسوی آشپزخانه مردها بهسوی گفتوْگو
تو برو انجامش بده، دوستدختر
گوش کن، میدونم گفتی ...خبری از کادو نباشه، ولی
بفرما - این کاملاً غیرضروریه -
اما، شاکی نیستم
متعجبام که واقعاً وقت داشتی دعوتمون کنی
با نزدیکبودن شروع فصل و اینکه پرتابکنندهها و توپگیرها تا ۱۱ روز دیگه اعلامحضور میکنن
شیره «مِتس»، درسته؟ - اوه، میدونی چیه؟ من اصلاً دیگه با بِیسبال حال نمیکنم - [ تیم بِیسبال حرفهای :New York Mets ]
اون تغییر قوانین وامونده
یه کارت بِیسبال «مایک پیاتزا»ست - آره، نمیدونستم - [ «توپگیر سابق «نیویورک مِتس ]
امضاشدهست؟ - آره -
پس، من دو هفتۀ اخیر رو صرفِ تماشای پیدرپی تمام مسابقات «مِتس» از هفت سالِ گذشته کردم
بِیسبال بهشدت کُنده، حتی برای من
اون زمان زیادیه که بهم برنمیگرده
.پس، بِیسبال شده دلآزار الآن چی اومده به بازار؟
تاپ شِف» (سرآشپز برتر) تماشا میکنیم» - تاپ شِف». آره، من هم. من هم» -
اِیول - دستشوییتون کجاست؟ -
شمارۀ سه دارم
چی؟
نمی... شمارۀ سه چیه؟
یادته، دورانمون توی اداره؟ - آره -
میرفتیم پایین، طبقۀ سوم
که پیپیهای گندۀ بوگندومون رو بکنیم
فکر کنم یهجورایی یادمه - دستشوییتون کجاست؟ -
بالا - باشه -
چه قشنگ - ممنون -
یه بوس کوچولو واسه «بنونی»م
و یهدونه برای من، «بنانا»ی (موز) من
عادی رفتار کن
...سلیقهت واقعاً
ممنون. من واقعاً رنگهای یکدست رو دوست دارم
هوم. عنابی
« دسترسی مختص عوامل »
.بهسمت قرارگاه حرکت میکنیم شما توی «روستای ویدئویی»اید؟ اصطلاح فیلمسازی برای محوطهای که عوامل در آن ] [ جمع شده و فیلمبرداری را از مانیتورها رصد میکنند
بیا به قرارگاهشون یورش ببریم
و روستای ویدئوییشون رو با خاک یکسان کنیم
(گریم نهایی (ایهام: آخرین نگاهها - بهراستی که آخرین نگاههاشونه -
تو هم، شانی؟ - سلام، رفقا - «ارجاع به اصطلاح لاتین معروف «تو هم، بروتوس؟ ] [ از ژولیوس سزار که نشانۀ اوج خیانت است
این چه بساطیه؟ - من دستشوییم رو به عوامل اجاره دادم -
اون تسلیمِ شیلینگِ پادشاه شده
اوه، بیخیال. من تمام مدت این کار رو میکنم
میدونی چندتا فیلم میخواستن توالت نقلی من رو اجاره کنن؟
ما بزرگترین همپیمانمون رو به جبهۀ مخالف باخت دادیم. بیا بریم
به تمام شاشهای افسانهای فکر کن که توی اون لولهها جریان داره
شاشِ دایان کیتن
!شاشِ جیم کری
!شاشِ مایک باربوگلیو [ نام صحیح: مایک بیربیگلیا ]
!سالمون» بوی فوقالعادهای داره، بکی»
«امیدوارم بهخوبیِ پلیدماهی «تیفانی فِیزان از فصل اول «تاپ شِف» باشه [ سرآشپز و رستوراندار معروف آمریکایی ]
لطفاً بذار با، آم... دستزدن و جوشوندن کمک کنم
نه. نه، نیازی نیست. فقط راحت باش
بگو ببینم، تو... تو و کالین چطور با هم آشنا شُدید؟
...اوه، بله. آ
بیا مثل دو تا سلیطۀ بیمغز غیبت کنیم
آم... کالین اصلاً حرفی از من میزنه؟
نه. اون احمقانه بود - مردها رو که میشناسی -
دربارۀ چیزی جز «آخ، تخمهام» حرف نمیزنن - آره، دربارۀ هیچی حرف نمیزنن -
آره. منتها کالین اونجوری نیست - ...کیسۀ بیضه. چیزه -
اوه. بله. ببخشید؟
.کالین اونجوری نیست کالین هیچوقت اونجوری نبوده
درسته. باشه
.کالین مثل مردهای دیگه نیست اون خیلی حساسه
و بههمینخاطر تخممرغ عسلیِ منه
من برای جفتتون خیلی خوشحالام
...ببخشید. من
نمیخوام آسیبدیدن کالین رو ببینم، میدونی؟
اون آدم فوقالعادهایه
من قدرتهای درخشانِ استنتاجم رو به کار بردهام
تا تشخیص بدم که گلوی بکی ،بدجور پیش کالین رابینسون گیر کرده
درست همونطور که کری توی مجموعۀ ،سکسی سیتی» عاشق اِیدن شده بود»
که حالا من تکتکِ قسمتهاش رو تماشا کردهام
به نظر میرسه شما دو تا خانم نوشیدنی به کارـتون میاد
کاهو رو همونجوری که خواستم، شستی، جوئل؟
الآن میخواستم بشورم، آره
«پس جواب «نه»ـه، نه «آره اگه انجامش نداده باشی
پس جواب «نه»ـه
باشه
،کَل بودیَن هنوز توی اتاقکشه
احتمالاً داره برای اولین صحنۀ امروزش آماده میشه
اون معمولاً دوست داره زودتر بیاد ،سر صحنه و یک ساعت مراقبه کنه
بعد یه خوراکی میگیره
معمولاً یه مافین و یه فنجون چای
هفده ساله که لب به الکل نزده
!اوه، خدای من. ایناهاش
!اون عالی بود، بچهها! ممنون
اوه، عجب. مافینتون رو گرفتید
چه باحال
شما... شما هیچوقت هیچکدوم از طرفدارنامهها رو میخونید؟
اه. شبتون بهخیر، قربان. میتونم توجهتون رو به یک وعدۀ غذایی جلب کنم؟
یک غذای چینی آبدار؟ - عجب -
«فقط دارم میگم اجتماع «پییونی واقعاً توی همچین جاییه، میدونید؟
البته - توی طرفدارنامهها -
آقای بودیَن، همراه من میاید؟
من چندین فاحشه برای لذت تماشاتون تدارک دیدهام
اوه - نمیکُشمتون -
دوباره میگی اون واسه کدوم صحنهست؟
آقای بودیَن، ما براتون حاضریم
باشه. ممنون
...آقای بودیَن، اما فاحشهها - چی؟ -
.نه، دست از سرش بردار به کَل بودیَن آسیب نزنید
!این جنگه - مهم نیست. اون مرد، رهبرشون نبود -
اما اون نقشاصلی سریاله
اون یک بازیگره، نندور
یک سادهلوح که صورتش رو رنگ میکنه
اون یک آلتِدستِ بیمغزه که ،فکر میکنه دنیا دوستش داره
،درحالیکه واقعیت امر اینه که اون چیزی بیشتر از
یک سگِ بغلی نیست که برای پسماندهها التماس میکنه
بله - نه، اون رهبرشون نیست -
یک شیطان دیگهست که عروسکگردانی رو انجام میده
کودنی که «کارگردان» خطابش میکنن
کالین رابینسون، تابهحال چیزی بین تو و بکی بوده؟
چی؟ نه
،اون و جوئل یه مشکلاتی داشتن
و من شنوندۀ خوبی براش بودم
ولی اون فقط بهخاطر این بود که میخواستم برگردن پیش هم، چون جوئل خیلی غمگین بود
نمیدونم
بهنظرم واژنش برای تو میتپه
داستان درست نکن وقتی داستانی وجود نداره
تو میخواستی بیای به این مهمونی که ببینی آدمهای عادی چجوری زندگی میکنن
خب، به دنیای شگفتانگیز «عادیان» خوش اومدی
کافیه - هیچجوره درکت نمیکنم -
ایست. رهبرت کجاست؟
ممنون
«اِیدی» [ (Assistant Director) «مخفف «دستیار کارگردان ]
یک کارگردان - بله -
حالا سر مار رو قطع میکنم - برو تو -
روزتون قشنگ
یالّا، نندور
اون چه پُخیه پوشیدی؟
،راستش اون دستیار کارگردان دوم بود
و من رو دستیار تولید کرد
کمبود نیروی کار دارن
این همهش خبر خوبیه
میتونیم از داخل بهشون نفوذ کنیم - بله، بله -
اما قبلش، باید برم به «کرفتی» (تدارکات) تا برای «اسکریپتی» (منشی صحنه) «تافی» بیارم
اوه، تُف. نندور، تو بهدستِ «سایرن»ِ صنعت نمایش اغوا شدی سیرن» یا «سایرن» یا نیمف دریایی اساطیر یونان، موجودی» ] با بدن یک پرنده و سر یک زن است که ملوانان را با آوازهای [ احساسبرانگیز خود طلسم کرده و به کام مرگ میکشاند
...نه، من دارم نفوذ میکنم، مثل - دستیار تولید» کجاست؟» -
ما هنوز منتظریم - هر چیزی که قبلاً گفتی -
بله، نندور هستم
بله، الآن دارم میرم بیارم. «تافی» چیه؟
اوه، نه
«آ... سای... آ... اِسترِیـ... تاپ. «تاپ گان
.«آ... «تاپ رامن». «تاپ شِف تاپ... تاپ... «تاپ هَت» (کلاه سیلندری)؟ [ برندی آمریکایی از نودل فوری :Top Ramen ]
آ... وایسا. گفتی «تاپ شِف»؟ - بله، گفتم -
تاپ شِف» بود» - آفرین، داداش -
فقط منام، یا اینروزها خیلی سخت میشه یه تأسیساتچیِ خوبِ معتمد گیر آورد؟
!بله - همینطوره -
وقتی میخواستیم حمامدستشویی رو نوسازی کنیم، تصمیم گرفتم خودم انجامش بدم
نوسازی حمامدستشویی رو خودت انجام دادی؟
آره، یه نفر رو توی «کوئینز» پیدا کردم - اوه، برادرجان. باز شروع شد -
و این کاشیهای آنتیکِ زیبا رو بهمون داد
...و - کاشیِ عادیان -
میخوای بری ببینیش؟ خیلی قشنگه
آ... آره
موفق باشی - آره -
خطرناکه؟ - نه، فقط حوصلهسربره -
،آره، بهگمونم کودنام
چون کُلی پول برامون صرفهجویی کردم و کارم خیلی خفن بود
اون حمامدستشویی چطور؟ - آره. میخوای ببینیش؟ -
آره. بله، خیلی دوست دارم ببینم - باشه. عالی. دنبال من بیا -
سعی کن زیاد دلتنگِ من نشی، عشقم
اینجا بشین، کالین
همینجا. شوخی میکنم بابا
سلام، کالین رابینسون
سلام
اون... اون باهات خوب برخورد میکنه؟
کی؟ - دوستدخترت -
ببخشید. امیدوارم باهات خوب برخورد کنه - اوه -
تو... تو لایقش هستی
...آره، آره. فکر کنم، میدونی
خب، آره، فکر کنم آبمون با هم تو یه جوب میره
بهخاصیِ رابطۀ تو و جوئل نیست
جوئل؟ اوه، آره. جوئلِ نازنین
ما طی سالها بالاپایینهای خودمون رو داشتیم
آره. پیش میاد
...وقتی پیش میاد، من
من فقط یادم میاد که تو تنها کسی بودی که میتونستم دربارهش باهاش حرف بزنم
دلت برای صحبتهامون تنگ نشده، کالین رابینسون؟
...آره، آ
سر صحنه براتون حاضریم
فکر کنم خسبیده
برید سراغ برداشت دوم. آره، داره هفتپادشاه رو خواب میبینه
قوطی؟ قوطی بدم؟ قوطی میخواید؟ [ اصطلاحی قدیمی برای هدفون ]
چندتا قوطی؟ قوطی؟ من رو پشم هم حساب نکنید
من قوطی روی گوشهامه
قوطی دارید؟ - من قوطی دارم -
شرمنده. سلام
این یک قوطی برای شما
مطمئناید نمیتونم با یهدونه وسوسهتون کنم؟ - میبینیش؟ -
کسی قوطی نمیخواد؟ - نه -
...ولدِز
چه گُهی داری میخوری؟
آ... ما اجازه نداریم بگیم چی داریم فیلمبرداری میکنیم، قربان
همچنین، سعی داریم نما رو خالی کنیم
موردی نداره تا میز خوراکی دنبال من بیاید؟
!میگیریم! داریم میگیریم - چی؟ -
خیلیخب. خفه شو
از سر راه برید کنار، شُلمغزها. گُه بگیرن
شما میخواید «پیکشنری» بازی کنید؟ - اوه - [ نوعی بازی حدس نقاشی :Pictionary ]
«جوئل، دلشون نمیخواد «پیکشنری بازی کنن. طوری نیست
خب، اگه شباهتی به خوندن دیکشنری» داشته باشه، پس آره»
آره، میخوام
...تُف. وایسا، این بوی چـ تُف. نه، نه، نه. گُه بگیرن
اوه - چند بار بهت گفتم آشکارساز دود وامونده رو عوض کن؟ -
البته که تقصیر منه
بیخیال، دخترجون. سالمونِ دودی
این هم یه دلیل دیگه برای پنیر خامهای، درست نمیگم؟
سالمونم به گا رفته
من عاشق بوی سالمونِ سوختهام
.خدا لعنتت کنه، جوئل به درد لای جرز هم نمیخوری
کالین، میشه یه لطفی ازت بخوام؟
البته، جوئل. هر چی
،یهخرده نامعموله
،بنابراین اگه معذبت کرد
فقط بهم بگو، اونوقت خفهخون میگیرم
بس کن. رفاقتِ ما به خیلیوقت پیش برمیگرده
منظورم اینه، ما مثل استفانی سیمار و کریستن کیش
توی فصلِ سیاتلِ «تاپ شِف» میمونیم
میدونی، اونها قبلاً همخونهای بودن
...اصلاً دلت میخواد
...بهنظرت - فقط یه خونۀ شهری - [ اشاره به خانههایی که چسبیده و دیواربهدیوار ساخته شده باشد ]
فقط بریم داخل این... فقط با من بیا
...فقط - راهرو -
آره، این قشنگه
ازت میخوام زنم رو بکُنی
چی؟
بهت گفتم که یهخرده غیرعادیه
...این چیزیه که اون
براش حرص بزنه؟ آره - درسته -
چیزیه که زندگی زناشوییمون رو زنده نگه میداره
درخواستِ عجیبیه
آره، باشه
،خب، اگه بهت دلگرمی میده من تمام مدت پیشتونام
...چشم ازتون برنمیدارم - دلگرمی نمیده -
من-من باید برم دستشویی - باشه -
ولی فقط بهش فکر کن، رفیق
دوستدختر، بیا اینجا
فکر کنم ممکنه قبول کنه
(سَبِتاژ» (خرابکاری»
میدونید ترجمۀ فرانسوی سَبِتاژ» (خرابکاری) چیه؟»
بهگاییدادن»ـه»
من قراره اوضاع رو برای این آدمها بهگایی کنم
.جوانکی که کلاه سفید سرشه حالا، اون کارگردانه
اون کونش رو از یه سوراخِ کفِ زمین تشخیص نمیده
پُرسروْصداترین آدمِ توی اتاق که کوچکترین زری برای زدن نداره
،خودش رو با چاپلوسها احاطه کرده
اما چیزی بیشتر از یک دیکتاتورِ دوزاری نیست
و بدونِ کاتب، هیچی نیست
حالا، اونی که اونجاست، نویسندهست
،مغزمتفکرِ کُل ماجرا
بااینحال اصلاً قدرش دونسته نمیشه
،از لحاظ اجتماعی، بهترین نیست
اما قلبِ تپندۀ پشتِ اثره
اون شخصِ پُرشوروْاشتیاقِ رسانۀ تلویزیونه
قربان، ما هنوز داریم میگیریم - چی میخوای؟ -
اینجا چیکار میکنی؟ - برام مهم نیست چی... وایسا -
اون پیراهن عرقی رو از کدوم گوری آوردی؟
این مختص عوامله
بخوام دقیقتر بگم، مختص عوامل فصل سوم
آره، اون رو میتونم ببینم
من یکی از اون پیراهنهای عرقی میخوام - خب، نمیتونی داشته باشیش -
!کات! کات
.من عاشق اون پیراهن عرقیام تنپوشِ چشمگیریه
،همونطور که میتونید ببینید پشتش نوعی آویختگی داره
که به گردن وصله، که حتماً نوعی سرپوش برای محافظت ازش دربرابر آبوْهواست
،جلوش، نوعی کیسه به نظر میرسه
که حدس میزنم الهامگرفته از کانگورو باشه
.احتمالاً ٪۵۰ «پلیاستر»ـه «شاید ٪۴۰ «کتان
و باقیش باید «ریون» باشه
اما مهمترین سؤالی که من دارم، اینه که چرا اون فلانفلانشده یهدونه داره و من ندارم؟
!توی نمائی
اوه، اون توی نماست
!داداش، توی نمائی
بهگایی داده
!هنوز توشای
!هنوز توی نمای واموندهای
برو پشت بوته
خیلیخب. کون لقش. توی پستولید درستش میکنیم. برگردیم از اول
حق با تو بود. نمیدونم چیکار کنم
خیلیوقته دوستیِ جوئل رو میخوام، اما به چه قیمتی؟
کالین، فقط نوکت رو فرو کن توی زنش و دوست باشید
من فقط یه رابطۀ عادی باهاش میخواستم، میدونی؟
و این عادی نیست
بهنظرم احتمالاً دیگه وقتشه که از اینجا خارجت کنیم، آقا
یالّا
خب، بهتره ما بریم
یه کلاس «پیلاتس» هست که به خودم قول دادهام صبح خودم رو بهش میرسونم
نه. چرا قبلش نمیاید به ما بپیوندید؟ کُلی جا هست. بیاید
نه، نه، کارت رقصمون برای امشب پُر شده - اینجا کُلی جا داریم -
چی دلخورت کرد؟ شوهرِ شُلمغزِ من چیزی گفت؟ - اوهاوه. من پسرِ بدی بودم؟ -
هی، جوئل، شاید هفتۀ بعد بتونیم بریم بولینگ؟
آره - خیلی خوش میگذره -
،عالی میشه. اوقات مخصوص پسرها
و بعد برمیگردی درِ زنِ من میذاری
ممنون بابت غذا. فوقولاده بود
خیلیخب، بیا اینجا
میگم، کارآگاه مَنکوسو تمبونش رو کثیف کرده
شلوار سریالش رو؟ - چی؟ آره. افتضاحه -
خیلیخب. برای شلوارِ کَل بدل داریم، درسته؟
بریم، بریم، بریم
متأسفام که جوئل چنین منحرفِ افسردهکنندهای از آب دراومد
،منظورم اینه، من خیلی خوشم اومد
ولی میدونم که تو دنبالِ یه دوستِ عادیتر بودی که کمتر جنسی باشه
آره
شاید انسانها چنین عجیبالخلقههای ،افسردهکنندۀ عجیبغریبیان، چون، میدونی
بهقدری زور میزنن عادی باشن که تمام شهوتیترین تمایلاتشون رو سرکوب میکنن
و بعد آخرسر تا سرحد مرگ آب خودشون رو میپاشن بیرون
خب، کلام خردمندانهای بود. شاید از همۀ اینها گذشته، تو «کری» باشی
بیحرکت. لطفاً همونجا وایسید
خیلی متأسفام، ولی نه
کلاه؟ اوه، آره، اون مال فصل ششه
پشتِسرهم فیلمبرداریشون کردیم
...تو چه گُهی داری میخوری توی - اوه -
اون وسایل مختص عوامله
هوم. یه نفر به خوشتیپیِ من حسودیش شده
شاید
اما یک تنپوش هست که میدونم هیچوقت دستِ تو بهش نمیرسه
!نندور، اون پیراهن عرقی رو بده به من
!هرگز به دستش نخواهی آورد
لِزلو، به خودت مسلط باش (ایهام: محکم بگیر) - فکر خوبیه -
!نه
!داری گشادش میکنی - اولینبار نخواهد بود -
مهلت، مهلت
چیکار داریم میکنیم؟
«بهسبکِ حقیقی «هالیوود جویده شدیم و تُف شدیم بیرون
باید آتش جهنم رو بر سر این پفیوزهای هالیوودی فرود بیاریم
خونِ کارگردان رو بنوشیم
تخمهای برقیار رو له کنیم
و تمام بازیگرها رو به هلاکت برسونیم
آره، بیا همین کار رو بکنیم
هی، شما هنوز اینجائید؟
فیلمبرداری تقریباً نیم ساعت پیش تموم شد
سفر بهسلامت، بچهها
تونستیم. موفق شدیم
باریکلّا، نندور
میدونی، بعضیوقتها بهترین راهکنش در جنگ
اینه که اصلاً نجنگی
عین نویسندهها حرف میزنی
!بهپیش - آره -
دراینبین، زمانی که لَزلو و نندور ،به نزاعشون پایان دادن
،ناخودآگاه برام سؤال میشه ...اگه دست از گفتنِ کات بکشیم
«کَلموبیل»
اکشنِ کمی بیشتری عاید همهمون میشه؟
سلام، آقای بودیَن. من یه طرفدار پروْپاقرصام
میخواستم بدونم که میتونم سریع یه عکس باهاتون بگیرم؟
.الآن زمان مناسبی نیست زمان خوبی نیست
راستش فقط برای طرفدارنامهمه
این رو خوندهاید؟ - !هی -
شاید اگه بتونیم از دوستهامون بخوایم ...که فقط کمی سر صحنه ساکتتر باشن
دستنامهش رو امضا کن، قرمساق
درامای (داستان) کمتری برامون درست میشه
هیچ میدونی من کدوم خریام؟
فکر میکنی برات مشکلساز نمیشه؟
!برو که رفتیم
چون حتی برای بزرگترین ستارگان هم، مهمه که خویشتندار بمونی [ ایهام: مهمه که زمینگیر بمونی ]
و اونموقع بود که متوجه شدم
،پیآییواِنوای» یا صنعت نمایش نبود»
یا حتی «استَتِن آیلند»، که ...همۀ ما رو دور هم نگه میداشت
کالین رابینسون
لالمونی گرفت
اوه، فایل ذخیره شد
« پس از تیتراژ ادامه دارد »
کاری از هومن صمدی @RaylanGivensSubs
ایناهاش. همین خیابونه
...همینجا فیلمبرداری کردن
عجله نکن، مَنکوسو
این بد به نظر میرسه
بد؟ تازه شش تای دیگه هم داخل پیدا کردیم
ولدِزنا. مافیا
یعنی چی؟
خب، بهگمونم میدونم مقصد بعدیم کجاست
کجاست؟ - اون...؟ -
میرم واسه مأموریت مخفی - بیخیال -
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.