Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ارائه اختصاصی از کانال تلگرامی سینما نگاه t.me/YisMovie
فارسی فیلآسفی t.me/PhilAsefi
- سلام - سلام
- چقدر بنزین؟ - 30 یورو
این راه به کجا میرسه؟
اونطرف به کوه میخوره
اینطرف هم به بندر
کجا تشریف میبرید؟
میدانهای مغناطیسی
ریگهای سفید در ساحل و آفتاب
یکشنبه روزی بود، دلم را سپردم به آب
- برو - یک لحظه صبر کن
برو برو برو
یک هُلِ حسابی بده
بشکون
بیشتر
وایستا! وایستا! وایستا!
گوش کن...
اگر یانیس، شنبه یا یکشنبه، برای کار بره شهر
پترُس کوچولو رو میآره پیشت
چون ازم خواستند برای چند تا کلاس بیشتر بمونم
آره مامان. حتما زنگ میزنم خبر میدم
خوبه؟ باشه
دوباره صحبت میکنیم. شب خوش
سلام
سلام
دیدم ماشینتون تو لنج خراب شد
- راه نمیافته، هان؟ - نه، راه نمیافته
میخواید ببرمتون جایی...
نزدیکتر به شهر؟
لطف میکنید، زحمت میشه
خب آخه، چاره چیه
به هر حال که من اونوری میرم
میتونم تا یک جایی ببرمتون
- مطمئنید؟ - آره خب، چارهی دیگری نیست
طوری نیست، زحمتی نداره
بسیار خوب
- فقط چند تکه وسیله هم دارم - باشه
- امیدوارم که اسباب دردسر نباشه - اصلا
- یک لحظه - بسیار خوب
یک لحظه
- عیبی نداره یک نخ سیگار بکشم؟ - نه
چه عیبی داره!
آخ، از قطار جا موندیم
نوشته اینطرفی ده دقیقه آهستهتره
من که مشکلی ندارم. اتفاقا برعکس
- به هر حال، آخرش به همون نقطه ختم میشه - پس مشکلی نیست
شاید تو این ده دقیقه اتفاق جالبی افتاد
- شاید - شاید
- خیلی ممنون - خواهش میکنم
حالا برنامهت چیه؟
میرم همین رستورانی که از کنارش گذشتیم یک چیزی بخورم، بعد هم...
برم دنبال یک اتاق
- خوبه - ممنون
- میشه وسایلم رو بردارم؟ - آره، قفل نیست
- یک بار دیگه ممنون - خداحافظ
سلام
یک بسته سیگار
ممنون
شبتون بخیر
هرجا بخوام میتونم بنشینم؟
شبتون بخیر
بیا پیش من
بیا
- اوضاع چطوره؟ - خوبه
- میشه بنشینم؟ - آره
میشه یک لیوان دیگه برام بیارید؟
- شراب مینوشی - آره، شراب
- با هم بخوریم؟ - آره دیگه، حالا که نشستی
پس یک لیوان باشه برای آب، یکی هم شراب
- برات یک دونه گُل درست کردم - آه، خیلی متشکرم
زندگی همینه... پُر از خلاقیت
یک خُرده هم تُفیه، اما خب مهم نیست
یک لحظه. الان تمومش میکنم
- هنوز آماده نشده؟ - نه، آخرشه
قبلا دستمال کاغذی بوده
و حالا گُله
- بفرمایید - خیلی ممنون
- سر میز من خوش آمدی - خوشحالم اینجا ام
- میشه کمی آب بیارید؟ - حتما
بابت سواری خیلی ممنونم
قابلی نداشت
- نوش! - نوش!
من و ژرژ یک مهمون میخواستیم
ژرژ؟
اسمت چیه؟
- آنتُنی - اِلِنا
سلام النا، خوشوقتم
باز هم آب میخوام
قشنگ تشنه ای ها، بس که بارت سنگین بوده
- آره - چی با خودت آوردی؟
تشنگی
اینجا میشه دود کرد؟
آره. من یک نخ کشیدم
زیاد دود میکنی؟
زیاد
حالا، چی با خودت آوردی، آنتُنی؟
میگم، اما باید قول بدی به کسی نگی
مگر به ژرژ
به ژرژ، خیلی خوب
خالهم رو.
راستی
راستی
خاله، تو یک جعبه
جعبه فلزی
خالهت رو کجا میبری؟
همونجایی که میخواست بره
خیلی توجه نکن، قوم و خویش دوره
میخواست تو زادگاهش مدفون بشه، من هم آوردمش
اسم خالهت چی بود؟
ماریا
نوش، ماریا!
نوش، ماریا! نوش، خاله جون!
تو چی؟
من؟
من هیچکس رو...
هیچکجا نمیبرم
جُز خودم
اما دیروز، دقیقا همین موقع، کلی کار ریخته بود سرم
و داشتم تو خیابون راه میرفتم
و به بازتابشم روی ویترین مغازهها نگاه میکردم
آره
چشمم افتاد به یک خاله خانم
که خودم بودم، و هیچ خوشم نیومد
به خودم گفتم: «یک جای کار میلنگه»
دیگه خودم رو نمیشناختم
الان هم کمی گیج ام
برای همین، رفتم
وقتی که آینه رو نگاه میکنی، اما نمیتونی خودت رو بشناسی
عین اینه که آدم
احساس ناجور بودن میکنه
به هر حال، اونجا احساس ناجور بودن میکردم، و دنبال جایی بودم که باهاش جور باشم
حالا هم اومدم اینجا. و خاله خانم روبرو شدم!
من هم ده دوازده سال پیش که صورتم رو تراشیدم
همچین احساساتی داشتم
عزیزم، پاشو. مشتری داریم
- خوش آمدید، عزیزان - سلام
این رو برای من نگه میدارید؟
ممنون
حدس بزنم؟
خیلی خوب، بفرمایید
دو تا اتاق جدا
بله، دو تا اتاق. چطور حدس زدید؟
من، که دیمیتریس بُزوس باشم، 25 ساله که پذیرشچی ام
چقدر عالی، دیمیتریس
خب. یک دوخواب دارم یک تکخواب
خوبه
- خوبه؟ - آره خوبه
دو-خواب
و تکخواب
الان نیازی نیست
اشتباه اومدم
- شب خوش - شب خوش
پترس، عشق من؟
چطوری، عزیزکم؟
بابایی اونجاست؟
کجاست؟
یعنی تنهایی؟
چی؟
حالت چطوره؟
پات؟
دارو میخوری؟
کوتاهی نکنی ها، پترس. خب؟
آره، اینجا خوبه.
شرکتکننده زیاده
کل روز میرقصیم. ماریتا هم اینجاست
ماریتا رو یادت نیست؟
ای بابا پترس، ماریتا... همون خوشگله!
آفرین، عشقم
دلم برات تنگ شده
تابستون، مخصوصا تابستون یونانی، تابستون معمولی نیست
صرفا یک فصل آفتابی نیست
به نظرم که تن و روان هردو در این فرایند نقش دارند
البته، ما قشنگترین رو میخواهیم، بهترین رو
خانمها و آقایون، کیفهای رنگ روشن
کیفدستیهای هرروزه
اینها از همون کیفهایی اند که هرروزه، کل روز، استفاده میکنید
هر رزو، کل روز
کجایی؟ کجایی؟
- صبح بخیر - صبح بخیر
چقدر به شما بدهکار ام؟
آقا پرداخت کردند
خواست بدونید که آدم قدرشناسیه
ممنون
- خوش خوابیدید؟ - خیلی. بابت همهچیز ممنون
- روز خوش - همچنین. خدانگهدار
ممنون
یانیس
چرا برنمیداری؟
گوش کن، من اومدم استراحت...
یک ترانه خوندم و صدام خیلی بالا رفت. باورت نمیشه تا کجا!
گمونم بعد از جراحی، اولین باره که اینقدر بالا میره
برای تو هم بخونم؟
الان نمیتونی؟
آره، اینجا خیلی قشنگه. یعنی خوبه
خب
خب
باشه، برو، برو
خداحافظ
آره، گوش میکنم
نه
چی؟
کِی؟
نه، بارون نمیآد
آنتُنی
باید برم، مامان
تا بعد، تا بعد، تا بعد
سلام
احوالت؟
چه میکنی؟ بابت هتل ممنون
ای بابا، تشکر نمیخواد که
کاری نکردم
- خوب خوابیدی؟ - عالی
- خوبه - کجا میری؟
میرم ایستگاه اتوبوس
برای چی؟
- ماشین چی شد؟ - راستش، هیچی
- درستبشو نیست؟ - نه. باید تا یکشنبه صبر کرد
نمیخواد بری ایستگاه اتوبوس
هر کجا خواستی بری...
- من میرسونمت - نیازی نیست
آخه ژرژ بهت عادت کرده و دلش مهمون میخواد
نه، اسباب زحمت میشم
بیا بریم، راه بیفت. من که کاری ندارم
- مطمئن؟ - آره
میخوام چند تا آواز بخونم، دوست دارم یکی باشه که گوش بده
- خوبه - از این طرف
- من هم که شنونده ام - دقیقا. کمک میخوای؟
نه، نه. طوری نیست
چه به سر ماشین اومده؟
میگن مشکل پُمپِ بنزینشه
اسمش همچین چیزی بود
من از این چیزها سر درنمیآرم. ژرژ هیچوقت از این اداها درنیاورده
طولانی مدت اینجا میمونی؟
اگه دیروز این سوال رو میپرسیدی، میگفتم که...
نمیدونم
اما امروز، میگم...
آره
اما...
آره. میمونم
خودت چی؟
من فردا شب برمیگردم. از دوشنبه میرم سر کار
آه، پس شاغلی. چه میکنی؟
تو یک شرکت کار میکنم
شرکت؟ اونجا حوصلهت سر رفته؟
باید یک کاری بکنم
بچه که بودم مامانم نمیگذاشت بگم «حوصلهم سررفته»
جز این، میتونستم هر حرفی میخوام بزنم، حتی فحش بدم
اما هیچوقت نباید میگفتم «حوصلهم سررفته»
- حالا حوصلهت سررفته؟ - نه
در این لحظهی به خصوص، نه
در کل هم نه، حوصلهم سر نرفته
گمونم حالم دردناکتر از سررفتن حوصلهست
آواز میخونی؟
اهل ترانه ای؟
ترانه دوست دارم، اما نمیخونم
- خوانندهی افتضاحی ام - میرقصی؟
وحشتناک!
یعنی، رقصیدنم هم تعریفی نداره
یعنی رقاص نیستی؟
چرا... یکجورهایی
اما دیگه تابِ رقصیدن ندارم. خوشم نمیآد
خیلی جنب و جوش داره. به سرگیجه میافتم
اگه از رقصیدن خوشت نمیآد، چرا وانمیدی؟
دیگه کار از کار گذشته
الان دیگه نمیرقصم
حالا وادادم. فعلا رانندگی میکنم
حرفی که خودت زدی این بود که
استخونهای زنی رو با خودت آوردی اینجا
و میخوای اینجا خاکشون کنی. چطور ممکنه؟
به من گفتن یک استخوانگاه اینجاست
خب حالا که نیست، بیا همینجا خاکش کنیم
اینجا یک گورستان هست
یکسری کاغذبازی داره
گواهی اینکه این خانم
ساکن این ناحیه بوده
یا اینکه اینجا نیکوکاری کرده و فلان
البته او ساکن اینجا نبوده
اینجا به دنیا اومده
مهم نیست
چطور مهم نیست؟
مهم نیست که اینجا به دنیا اومده؟
قانون میگه او باید شهروند اینجا بوده باشه
خب شاید در مقطعی هم بوده باشه، مادرش که مُسلما بوده
- اما خب فعلا که نیست - شوخی میکنی؟
- حالا من باید چه کنم؟ - یک چاره داره
گوش کن، ما تا حالاش خیلی آروم بودیم
نه، طوری نیست، حالا هم آروم ایم
شاید یک کمک نیکوکارانه به این ناحیه کرده باشه
اما ما که اصلا نمیشناسیمش
- شدنی نیست - یک لحظه صبر کنید، آقا
- اما ایشون گفته... - شدنی نیست، گفتم که
شما از طرف ایشون مدرکی مبنی بر نیکوکاری دارید؟
چند سال پیش، ده سال پیش، او...
- شوخی میکنید؟ - بگذارید بگم دیگه
بگذاریم بگه
ده سال پیش، با اهدای...
یک جشنوارهی نیکوکارانه بود
او رو از آتن تا اینجا آوردند
تا یک لوح افتخاری به شاهزاده آلبرتِ موناکو اهدا کنه
- امکان نداره - چرا؟
راستی راستی خیال کردید این کار نیکوکارانهست؟
چجور نیکوکاریی مد نظر شماست؟ مثلا کاشتن درخت زیتون؟
- ما میخوایم توضیح بدیم، اما... - ما باید به کارمون برسیم
اما شما هی اذیت میکنید. این کار شدنی نیست
حالا چه کار باید بکنم؟ ببرمش خونه؟
ببریدش خونه و ازش جای دکور استفاده کنید
مثل تابلو بزنیدش به دیوار
شرم بر شما!
- عجب مهموننوازید! - شما نمیخواد حرف از شرم بزنی
وقتی ابزار سنگین دستمه رو اعصاب من نرید
الان تهدید بود؟
- تهدید بود؟ - خوش اومدید!
خیلی ممنون، خیلی ممنون
هیچکس خاله خانمِ ما رو نمیخواد، آنتُنی
بگذارش صندلی عقب
خب؟
حالا چه کارش کنیم؟
میگم برات
بگو
میبریمش
یک جای قشنگ پیدا میکنیم
یک جای قشنگ پیدا کنیم که چی بشه؟
که خاکش کنیم
براش یک خونه تو دل زمین درست میکنیم
- دفنش کنیم؟ - آره
اینجا جاهای قشنگی هست
حالا هم که داریم میچرخونیمش
- نه - من که ازش خوشم میآد
- امکان نداره - چرا؟
فکر دیگری دای؟
باید همین کار رو بکنیم. وقت هم که داریم
باید بچرخیم ببینیم دور و اطراف چخبره
آره، مَرد
- نمیتونیم همچین کاری کنیم - چرا؟
و اونوقت هر ده سال یک بار
میآییم سر خاکش
تو هم به مامانت میگی که کار انجام شده
و این راز هم بین خودمون میمونه
از این فکر خوشم میآد. نه نیار دیگه
از این فکر خیلی خوشم اومد
اصلا موندم چطور به ذهنم رسید
معمولا همچین فکرهای بکری به سرم نمیزنه
تو فکر بهتری داری؟
این کار غیرقانونیه
مگه کی قراره بفهمه؟
غیرقانونیه؟
حتی اگر بخوای یک سگ هم رو خاک کنی، باید مجوز بگیری
راستی؟ آقاجونِ من سگمون رو خاک کرد. تو حیاط
- غیرقانونیه - راستی؟ بیانکای بیچاره
آخه کی اهمیت میده؟
من دیگه از عمل کردن مطابق کتاب [قانون] خسته ام. تا حالا تو زندگیم خلاف نکردم
همیشه نگران این ام که حتما به قانون پایبند باشم
انگار که راستیراستی از ته دل گفتی
این بهترین فکریه که تو چهار سال گذشته به سرم زده
- یک چیزی بگم؟ - تو هم خوشت اومده. قبول کن دیگه
- آره - آفرین
خوب شد. از حالا به بعد ماجراجویی شروع میشه
این و دور اطراف جاهای قشنگی هست
با چشم بسته هم میتونیم یک جا رو نشون کنیم
خیلی خوب
پس بیا بگذاریمش اینجا
بیا بگذاریمش اینجا
اینجا
یا اینجا
یا اینجا
یا اینجا
یا اونجا
- حتی یک نخ سیگار هم نمیتونم روشن کنم - تعجبی هم نداره
یک لحظه صبر کن
نمیتونیم خاله رو ول کنیم اینجا
اصلا!
باید ببریمش یک جای آفتابیتر
اینجا خطرناکه
- ممکنه آسیب ببینه - ممکنه غرق بشه
- ممکنه بلای بدی به سرش بیاد - شاید آسیب ببینه و غرق بشه
- دقیقا - پس بریم
راستش رو بخوای، تو عمرم فقط یک بار خاله خانم رو دیدم
همهش یک بار؟ حالا چطور بود؟
همینجور نشسته بود یک گوشه، پُشتِ هم سیگار میکشید
- یادمه دستش رو لمس کردم - خب؟
کلی آرایش داشت
راستی؟
تا جوونتر به نظر بیاد
یعنی میخوام بگم که...
من هیچی دربارهش نمیدونم
میدونی. مثلا همین که دستهاش رو آرایش میکرده
و سیگاریِ تیر بوده. مثل خودت
- پس، اهمیتی نداره - چطور؟
منظورم اینه که
اگر پتیاره هم بوده باشه، نباید اهمیتی بدیم
من پیشاپیش یک تصویر ذهنی ازش ساختم
که مثلا یک رابطهی عاشقانهی اساسی داشته
که عُمرش رو پاش گذاشته
شاید اگر عاشق نمیشد هیچکدوم از این اتفاقات نمیافتاد
حرف من هم همینه
اصلا برای همین خیلی دوستش دارم
[انگار که] عاشقِ یک...
دریانورد شده
و طرف زده به دریا و غرق شده
شاید هم غرق نشده
بلکه در یک بندر دیگه عاشق یک دریانورد دیگه شده
و هر دو باهم اونجا موندن
شاید هم به خاله گفته میره یک نخ سیگار بکشه، و دیگه هیچوقت برنگشته
امیدوارم تو برای «یک نخ سیگار» اینجا نیومده باشی
- نگاه کن، فانوس دریایی - فانوس دریایی؟
- تو آینه یک فانوس دریایی میبینم - کجا؟
وایستا. بیا نگهداریم ببینیم چخبره
اوهو، آره. فانوس دریایی
سنگ عزیزم
نگران نباش، تکون نمیخوره
اگه راه افتاد نگهش میداری؟
تکون نمیخوره
واقعا از فانوس دریایی خوشم میآد، خیلی ترسناک ان
آخر خوشت میآد یا ترسناکه؟
از اینکه اینهمه ازشون خوشم میآد میترسم
شبی، نشسته بود
زیر اَنوارِ پراکنده
گفتمش «ماریا...
دوستت دارم
اما از گفتنش شرمناک ام
اما از گفتنش شرمناک ام
از برای تو، عنان از کف داده ام»
تو چه فکری؟
اصلا تو فکری؟
فکر کردم دیدم خیلی ازت ممنون ام
من هم همینطور
درستش رو بخوای... الان باید...
پیشِ کُلی رقاص میبودم
و به برنامههای رقصمون
و کلاسها میرسیدیم
حتی کلاسهای فوق برنامه
و میرقصیدیم
و آخرش هم یک اجرا میگذاشتیم
تا مردم بیان و تماشا کنند
اما عوضش...
الان... اینجا ام
کنار تو و خاله خانم. و خیلی هم بهم خوش میگذره
عالیه، با دو تا شَستت بهترین تناسب رو درآوردی
همونجوری نگهشون دار. عالیه
دوست دارم بیام ببینمت
- رقصیدنم رو؟ - آره
حتی شده فقط خودت رو
یک وقتی.
دنیا رو چه دیدی!
البته اگه همچنان برقصم
شاید هم ادامه دادم
به هر حال، مهم نیست
اگر بخوای بیایی رقصیدنم رو ببینی، من هم ناجور به نظر بیام، عیبی نداره
اهمیت نمیدم
پس بیا
اما خب تو هم اگر من موقعی که میآم دیدنت ناجور به نظر بیام اهمیت نمیدی.
مطلقا. ناجور از نظر تو یعنی چه؟
از نظر خودت چی؟
پس تو هم پاشو بیا دیدنم، تا هردو ناجور به نظر بیاییم
چقدر باحال. خوشحال ام
وقتی خوشحالی این ریختی میشی؟
خوشحال ام
- خوشحال ام - «خوبه. خوشحال ام»
- خب خوشحال ام دیگه - راست؟
آره. راستیراستی خوشحال ام
من هم خوشحال ام
و البته کیفور هم
کیفورانه احساس خوابآلودگی میکنم
- میخوای بری بخوابی؟ - آره
خوشم میآد
میخوام یک خواب ببینم
میشه یکی دیگه برن بالا؟
بریم. یک چیزی پیدا کردم
پاشو. خاله رو هم بیار
بیا، خوشت میآد
خاله جون، میگذارمت اینجا
- اینجا اتاق ما نیست؟ - نه، نیست
اما این رو داره
نمایش داره شروع میشه. بنشینید سر صندلیتون آقا
- خب، کجا باید بنشینم؟ - روی صندلی تابی
با کمال میل
- من آماده ام - ما هم
میخواهم از خندیدن بیفتی
میخواهم بگریی
از این پس
از زیستن شرمگین باشی
تا شبِ عشق
یکی از شبهای پُرشمارت
میخواهم از خندیدن بیفتی
میخواهم بگریی
همچون من
و دیگر کُشتههایت
میخواهم سخن گفتن را تمام کنی
و به من بگویی
آن دروغهای هولناکت را
میخواهم شبها، که به بستر میروی
نتوانی چشمهای سبزت را ببندی
و هرکجا که ایستادهای و هرکجا که هستی
تکههای قلبت را
جا بگذاری
میخواهم از خندیدن بیفتی
میخواهم بگریی
از زیستن
شرمگین باشی
تا شبِ عشق
یکی از شبهای پُرشمارت
از دار این این دنیا تو را میخواهم
خُفته و خاموش
الو، یانیس؟
خوبی؟ بچه چطوره؟
خوبه. من هم خوبم
آره، همهچیز مرتبه
یانیس
من در تِسالُنیکی نیستم
نه، برنگشتم خونه
از اول هم نرفته بودم
بهت دروغ گفتم
نه، مهم نیست من کجا ام
من...
اصلا مهم نیست. نه، نگران نباش
نه. به خاطر خودمه
تقصیر تو نیست. تقصیر هیچکس نیست. گوش کن
من خودم رو...
سپردم به جاده
لازم بود. یانیس، گوش کن
من دیگه از...
من دیگه از هیچکدوم از چیزهای سابق خوشم نمیآد
دیگه نمیخوام برقصم
از رقصیدن بیزار ام
نمیخوام...
حتی نمیخوام راه برم. از چهرهم بیزار ام
راستش، اصلا چهرهم رو نمیشناسم. نمیدونم چه ریختیه
انگار که تصویرم در آینه
یک ایرادی داره
دیوانه هم نشدم. اگر میخوای، گوش بده
اگر هم میخوای قطع کن. برام مهم نیست چه میکنی
میخوای برات بگم؟ دارم زور میزنم یک چیزی بگم
دلم میخواد بخونم
این رو دوست دارم
پسرمون رو هم دوست دارم
خیلی قشنگ و نازه
عاشقش ام. اما نمیدونم چطوری عشق بورزم
نمیدونم باید چه کنم
دلم میخواد یک اتفاقی برام بیفته. یک اتفاق بزرگ
باید یاد بگیرم... چطور غذا بخورم
چطور غذا رو قورت بدم
چطور چیزهایی رو که میخورم درون خودم نگه دارم. گوشت با منه؟
نترسی ها. اصلا...
هرکاری میخوای بکن. مهم نیست
مهم هست، اما باید هرکاری که عشقت میکشه بکنی
حالا قطع میکنم
خداحافظ
- میبینی کجا آوردمت؟ - ممنون
بعضیها شاید اینجا دل ببازند
اما نه. برای دل باختن زیادی نمناکه
- آره، سخته - مثل گور میمونه
اینجا حرف نداره. بریم؟
بریم؟
من رو تا بندر میبری تا بلیت بگیرم؟
پس ماشینت چی؟
ردیفش کردم. برام میآرندش
خیلی خوب، ردیفه
بریم
بریم
صبر کن. کلاهم رو یادم رفت. یک لحظه
خلاصه که عاشقش شدم
یک دل نه صد دل
و...
پسرمون به دنیا اومد، پترس
پسر من
بچهی شیرینیه
تو چطور؟ به عشق باور داری؟
دوست ندارم همچین چیزی به سرم بیاد
- انگار که یک وزن سنگینی رومه - یعنی چه؟
خوش ندارم آسیب ببینم
اما کل زندگیه و همین یک درد
ترجیح میدم نباشه
- اما خب همهش که دست خودت نیست - تو اینجوری فکر میکنی
احوالِ خاله خانم؟
خاله خانم شاکی شده
به خاطر حرفی که درباره عشق زدی شاکی شده
خاله خانم زندگی خودش رو کرد
بارها عاشق شد. دوست داشت عاشق بشه
از کارش خبر دارم. دوستِ خوبمه
درد طاقتفرساییه
نه، هرگز، هرگز
یکی دو بار برات پیش اومده
و دیگه تاب و توانش رو از دست دادی؟
یعنی میگی یک بار کافی نیست؟
یعنی یک بار شکست خوردی و وادادی؟
همون یک بار کافیه
اگر یک بار دستت رو میبریدند، باز هم میگذاشتی ببُرند؟
معلومه که میگذاشتم. بیبروبرگرد!
فقط برای اینکه احساس زنده بودن کنم
از بیاحساس شدن میترسم
تا وقتی احساس داشته باشم، مهم نیست
یعنی حتما باید درد بکشی تا احساسی داشته باشی؟
هر احساسی که در لحظه جاری بشه [خوبه]
و هرجا که میخواد بِبَرَدت
چه مشقتی
نه، دیگه بسه
خیلی خوب
عالی شد
- مراقب باش - هستم
محشره
مسیر ما...
اینجا به پایان میرسه
بلدی پرواز کنی؟
کاش بلد بودم
چرا؟ چطور مگه؟
اگه بلد بودی پرواز کنی، پیش میرفتیم
اما حالا، باید برگردیم
باورنکردنیه
به نظرت این یک نشونهست؟
شاید
به احتمال زیاد
دستکم تا اینجا که خوب بوده
رسیدیم آخر دنیا
با اون کلاه سرخ، سلطان دنیا شدی
آنتُنی، اون همون مردهست...
مالِ کلیساست
ببخشید
اونجا چخبره؟
- سلام - سلام
باز هم که شمایید
هنوز دارید با خاله خانم پرسه میزنید؟
آره
به سلامتی
خیال کردی راهنمای گردشگری هستی؟
- هرکاری بخوایم میکنیم - نمیتونید از اینجا بگذرید
میبینید که، نمیشه جلوتر رفت
باید دور بزنید برید همونجایی که ازش اومدید
خدا به خودتون و خالهتون برکت بده
راه بندر از این طرفه؟
- ببخشید؟ - راه بندر از کدوم طرفه؟
اینهمه روزه اینجایید و هنوز بندر رو ندیدید؟
پاشدید از بندر اومدید، اونوقت میپرسید بندر کجاست؟
مطمئنی؟
دورتادور ما دریاست. بالاخره یه گوشهش باید بندر باشه
شوخیتون گرفته؟
خیلی ممنون، کمک بزرگی کردی
انتظار داشتی چه کنم؟ بپرم بیام کمکتون؟
- خیلی ممنون - خواهش میکنم
- خیلی محبت داری - میدونم
مهربونی من زبانزده
منتظر نبودم تو بگی
- مراقب باشید - ممنون
به هم شماره تلفن ندادیم
آخه شمارهت رو میخوام چه کار؟ به چه درد من میخوری؟
یک کاری داشتی بکنی، اما بَرش داشتی و هی میچرخی و میچرخی
و میچرخی. همهچی رو شوخی گرفتی؟
دوست خوبمه
ممنون. لذت ببر!
نکنه خدا دمر خوابیده و نمیبینه این پایین چخبره؟
خدایا، یک غَلت بزن
بریم؟
بریم، آنتُنی
- بریم - برعکس بریم
- به قدر کافی خطرناک هست؟ - ترسیدی؟
چیزی که ازش میترسم اینه که یک روز مشغول راه رفتن باشم
و یک قابلمه از یک بالکن بیفته رو کلهم
وقتی حرف میزنی دلم میخواد سراپا گوش بشم
معمولا هرکس حرف میزنه، توجه نمیکنم
دلم میخواد بخوابم
حوصلهت سررفته؟
آره، کسل شدم
در کل، دیگه از چی میترسی؟
از بعضی از آدمها
مخصوصا آدمهایی که تازه باهاشون آشنا میشم
- مثلا، خود تو - نباید بترسی. من خیلی خوب ام
- انگاری که خوب هستی - هستم
- آنتُنی؟ - بله؟
- باید بشاشم - پس بزنیم کنار
حواسم رو پرت کن، نمیتونم نگهش دارم
- فقط نگه دار و بشاش - باشه، نگه میدارم
نگه داشتم
- برو اونجا - نگاه نکنی ها
- نگاه نمیکنم - نگاه نکن
نمیکنم
- نگاه نکنی ها - نمیکنم
- نگاه نکن - تو رو نگاه نمیکنم
اینجا خیلی قشنگه
النا!
آنتُنی!
النا!
هی، آقا!
میری بندر؟
این چیه؟
کلید ماشین
یارو فردا درستش میکنه. برش دار و هرکاری باهاش خواستی بکن
پس تو چی؟
هروقت دیدمت، پسش بده
تو که از من دیوانهتری
تو اینجوری فکر میکنی
نه. واقعا؟
بگذارشون جیبت
میآرمش دم خونهست
VOSKOPOULA traditional, folk song
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.