All language subtitles for Euvo.2023.WEB-DL.1080p.Dream.Per

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫ارائه‌شده توسط سینما دریمینگ ‫@CinemDreaming

‫مترجم: «تارخ علی‌خانی» ‫ تلگرام: aManOfWar@

‫چی شده؟

‫از این جلوتر نمی‌رم.

‫جان یه مایل جلوتره.

‫اون سمت.

‫می‌شه من رو یکم نزدیک‌تر ببری؟

‫از این جلوتر نمی‌رم.

‫دیرم شده.

‫باید بچه رو ببرم خونه.

‫خوب شدی.

‫از دیدنت خوشحالم.

‫اومده.

‫داره پیاده میاد!

‫خوبه.

‫واقعا خوبه.

‫مرسی.

‫میز مال تو نیست.

‫بسپرش به من.

‫چیزی نیست.

‫لطفا بشین.

‫قبل رسیدنمون مراسم شروع شد.

‫ولی همه می‌خوان بدونن تو کی هستی.

‫من دقیق به خاطر ندارم.

‫فرق کوچکی بین هویت فرضیت و خودت هست.

‫موافقی؟

‫به من می‌گن ال‌کرونل.

‫حتما تو هم مورفی هستی.

‫فقط مردی که خودش رو ‫غرق حمام خون کرده باشه...

‫و در قرض فرو رفته باشه ‫و تمام چیزهای وحشتناک رو...

‫تجربه کرده باشه باشه می‌دونه ‫که، جنگ از قلب انسان میاد.

‫فقط اون مرد می‌تونه برقصه.

‫می‌دونه که وارد شهر شدی.

‫بهت خبر می‌دم که کی بری پیشش.

‫اتاق می‌خواستم.

‫طبقه بالا.

‫نما داشته باشه.

‫برو گمشو!

‫خب من...

‫پولش رو الان پرداخت می‌کنم.

‫[اتاق‌ها]

‫[دفتر کلانتر]

‫رندال.

‫مادرم این اسم رو روم گذاشت.

‫دخترم کجاست؟

‫من پدرم رو هرگز ندیدم.

‫گاهی‌اوقات...

‫پدرها غیب می‌شن.

‫بهتره که غیب هم بمونن.

‫دخترم کجاست؟

‫باهاش چیکار کردی؟

‫باهاش کاری نداشته باش.

‫خدای من!

‫من می‌خوام اینجا بمونم، بابا.

‫نه.

‫ما می‌ریم.

‫نه.

‫مگر این‌که جنازه من رو ببری.

‫عصربخیر و به اخبار ساعت شش خوش‌اومدید...

‫امشب واستون خبرهایی داریم.

‫و با اخبار آب‌وهوا شروع می‌کنیم.

‫امشب در داکوتای جنوبی هوا سرده ‫ و دما به منفی 19 درجه می‌رسه...

‫و با وجود وزش باد ممکنه حتی تا ‫ منفی 25 درجه هم احساس بشه.

‫رطوبت هوا دو درجه هست ‫و شدت باد 8 تا 12 کیلومتر بر ساعت هستش...

‫امشب انتظار بارش برف شدید داریم.

‫مخصوصا در محله وایت‌کلی و پاین‌ریج...

‫جایی که جامعه محلی زیبا مستقر هستند...

‫از شما می‌خوایم که تا جای امکان...

‫از منزل خارج نشید.

‫و بدین‌ترتیب به سراغ فردا صبح هم می‌ریم...

‫که ازتون می‌خوایم قبل رفتن ‫به سرکار چند دقیقه صبر کنید.

‫مطمئن بشید که شیشه ماشین تمیزه ‫و با سرعت ایمن حرکت کنید.

‫همچنین مراقب یخ‌زدگی باشید.

‫قهوه سرد شده.

‫اگه می‌خوای الان یکم درست می‌کنم.

‫خیلی‌خب، پس...

‫- لباس‌هات توی خشک‌کنن... ‫- باشه.

‫و بعد...

‫و یادت نره که واسه...

‫- جلسه بسکتبالت بری. ‫- باشه.

‫و...

‫الان دیگه چیزی یادم نمیاد ولی...

‫اگه چیزی یادم اومد بهت زنگ می‌زنم...

‫اگه چیزی لازم داشتی بهم پیام بده. خب؟

‫باشه. حتما.

‫خیلی‌خب.

‫مراقبت کن. می‌بینمت.

‫تریس.

‫سلام تریسا. وقتی پیامم ‫رو گرفتی بهم زنگ می‌زنی؟

‫چون می‌خوام زود باهات حرف بزنم.

‫و ممنون.

‫صبر کن دیگه!

‫ول کردم دیگه!

‫حقت همینه!

‫دستت اذیتم می‌کنه.

‫نگاهش کن.

‫کثافت.

‫سلام استنلی. ‫ مکنزی رو ندیدی؟

‫چی؟

‫مکنزی کجاست؟

‫چی؟

‫دختری که اینجا زندگی می‌کنه؟ ‫مکنزی.

‫چی؟

‫خونه کناری؟

‫- خونه کناری؟ ‫- اینجا زندگی نمی‌کنه.

‫من و زنم اینجا زندگی نمی‌کنیم.

‫آره.

‫یه جایی همین‌جا هستن.

‫مطمئنی؟

‫آره.

‫دختری نمی‌شناسم.

‫شاید یه نفر...

‫یواشکی اومده باشه

‫- یه جایی اونجا زندگی می‌کنن. ‫- فندک نیست؟

‫می‌خوام حقیقت رو بهتون بگم.

‫هیس. ساکت باش.

‫می‌خوام خونه مک رو بگردید.

‫مکنزی رو ندیدید؟

‫- کی؟ ‫- مکنزی.

‫- مکنزی؟ ‫- مکنزی؟

‫من...

‫باید یه چیزی بگم.

‫- چی؟ ‫- اونجا.

‫- اون گوشه رو دیدی؟ ‫- آره.

‫اونجا بود.

‫من هم از این مژه‌ها می‌خوام.

‫ژرمن شپرد.

‫بچه چند سالش بود؟

‫بردش توی آتیش...

‫اونجا ایستاده بود.

‫و بعد همسایه گفت که...

‫هردومون رو می‌کشه.

‫و بعد سگ رو انداخت توی آتیش.

‫من سگه رو کشیدم بیرون...

‫ ولی مُرده بود.

‫دیروز بود؟

‫- دور روز پیش. ‫- دو روز پیش.

‫آره.

‫خیلی‌خب.

‫چی بود؟

‫آلبرت کوردیر.

‫آلبرت کوردیر.

‫باشه. ولی مکنزی رو ندیدید؟

‫- چی؟ ‫- مکنزی رو ندیدید؟

‫چی؟ چی هست؟

‫توله سگه یا سگ بزرگ؟

‫یه دختر کوچیکه.

‫صبر کن...

‫خیلی‌خب.

‫- خیلی‌خب. ‫- ما چیزی ندیدیم.

‫سگمون... ‫سگمون رو کشتن.

‫باشه.

‫انداختشون...

‫می‌شه ساکت شی؟

‫پیام از 174.

‫174. دریافت شد.

‫پیام از 174

‫اینجا یه...

‫ماشینی هست که ظاهرا خراب شده.

‫همچنین...

‫یه خانم هم هست. منتظر اطلاعات بیشتر باشید.

‫همون‌جا وایستا.

‫برگرد پیش ماشینت.

‫ماشین...

‫به نظر یه شورلت اکیناکس میاد.

‫خاکستری رنگ.

‫با پلاک کارولینای شمالی...

‫تصحیح می‌کنم. داکوتای شمالی.

‫با پلاک جان ماری تام...

‫یک...

‫شش...

‫نود و هشت هستش گمونم.

‫صبر کن.

‫شب بخیر افسر.

‫ماشینم خراب شد.

‫چیزی...

‫چیزی توی ماشین دارید؟

‫بله.

‫کیفم هست.

‫خیلی‌خب...

‫چیز دیگه‌ای هم توی ماشین هست؟

‫نه.

‫خیلی‌خب، برید بیاریدش.

‫لطفا عجله کنید.

‫خیلی‌خب، همون‌جا وایستید.

‫خیلی‌خب، بیایید.

‫من رو کجا می‌برید؟

‫یه جای گرم.

‫این طرف.

‫این سمتی.

‫مراقب پات باش...

‫و سرت.

‫بازیکن جدیده؟

‫کنار جاده پیداش کردم که داشت یخ می‌زد.

‫می‌تونی کمک کنی یه مکانیک پیدا کنی؟

‫نمی‌خوام مزاحم بشم

‫چاره دیگه‌ای نداری.

‫ممنون. خونه می‌بینمت.

‫صبر کنید.

‫شما نجاتم دادید.

‫می‌بینمت.

‫توی اینجا همه کر به نظر میاد. ‫شما از کجا هستید؟

‫من فرانسوی هستم.

‫آهان. همه به من می‌گن مجیک جانسون.

‫مایا هستم.

‫بیا مایا.

‫اینجا چیکار داری؟

‫اومدم واسه یه فیلم تحقیق کنم.

‫ممنون.

‫قراره توی یه فیلم وسترن بازی کنم.

‫کار سختیه.

‫تو چی؟

‫تو اهل کجایی؟

‫سوال خوبیه.

‫هر روز از خودم همین رو می‌پرسم.

‫سلام. سیدی هستم. یه نفر اینجاست ‫ که به مکانیک نیاز داره.

‫مشکل چی بود؟

‫نمی‌دونم.

‫ماشین ایستاد.

‫ماشینش متوقف شده.

‫ماشین...

‫شاسی بلند بود؟

‫شورولت بود.

‫ماشینه.

‫آره.

‫آره.

‫توی دبیرستان لیلاوون.

‫ممنون.

‫نیم ساعت دیگه میان.

‫ممنونم.

‫اینجا شاگردهای زیادی داری؟

‫حتما خیلی سخته.

‫مثل هر جای دیگه.

‫شنیدم خیلی نوجوان‌ها اینجا خودکشی می‌کنن.

‫تو اینجا کار می‌کنی. ازش خبر داری؟

‫مطمئن باشم که بازیگری؟

‫از اون خبرنگارهایی نیستی که ‫می‌خوان آوازه اینجا رو خراب کنن؟

‫ببخشید. منظور بدی نداشتم.

‫اگه دکمه‌ای روی شونه‌مون ‫ داشتیم که با فشردنش...

‫می‌تونستیم حین سختی‌ها مرتکب خودکشی بشیم...

‫بدون شک تا الان همه کرده بودیم.

‫نظر تو چیه؟

‫به این سادگی نیست.

‫ولی الان...

‫رانندگی با یه ماشین کرایه‌ای توی ‫ ناحیه اون هم این وقت سال...

‫انتخاب خیلی خوبی نیست.

‫مطمئنا بچه‌هایی رو دیدی ‫ که با سختی دست و پنجه نرم کردن.

‫سعیم رو می‌کنم.

‫من اینجا سعی می‌کنم قهرمان خلق کنم.

‫حتی فرصت قهرمانی لیگ محلی رو داریم.

‫می‌دونستی؟

‫خب ببخشید دیگه...

‫من باید برگردم سر کارهام.

‫وقتی یدک‌کش اومد خبرت می‌کنم.

‫باشه.

‫مشکلی نیست.

‫ممنون.

‫174.

‫دریافت شد.

‫پشتیبانی تا پنج دقیقه دیگه می‌رسه.

‫ده چهار. دریافت شد.

‫خوبه.

‫174.

‫گزارش درگیری کنار ‫محله بچه‌ها دریافت شده...

‫صدای شکستن اثاثیه شنیده شده. ‫ممکنه چاقو هم داشته باشن.

‫ده چهار. می‌رم سراغش.

‫سلاح یا...

‫سلاح یا زخمی‌ای هم هست؟

‫چیزی گزارش نشده.

‫ده چهار...

‫همچنین...

‫می‌شه 32 اوون رو بفرستی؟

‫- سلام. شما تماس گرفتید؟ ‫- آره.

‫دو تا دختر اونجا درگیر شدن و یکیشون ‫چاقو داره و با صداشون بیدار شدم.

‫در بازه؟

‫آره.

‫می‌تونم برم داخل؟

‫پلیس.

‫چاقوی کوفتی رو بده من.

‫بده من.

‫چاقو رو بده من!

‫- سلام. چه خبره؟ ‫- چاقوی کوفتی رو بده!

‫می‌شه ازم دور بشی؟

‫باید چاقو رو بندازی.

‫- می‌تونی ازم بگیریش؟ ‫- چاقو رو همین الان بنداز.

‫چاقوی کوفتی رو همین الان بنداز!

‫چرا؟ چون تو می‌گی؟

‫دقیقا دلیلش همینه.

‫چاقوی کوفتی رو فورا بنداز.

‫- چاقو رو بنداز. ‫- نمی‌تونم.

‫- چاقو رو بنداز. ‫- به این آسونی نیست.

‫- چاقوی کوفتی رو بنداز... ‫- واسه اونه...

‫- وگرنه ازت می‌گیرمش. ‫- واسه محافظت از بچه.

‫چاقو رو بنداز وگرنه ازت می‌گیرمش.

‫می‌تونی سعیت رو بکنی.

‫می‌کنم.

‫- ممکنه حین تلاشت اتفاقی بیفته. ‫- چاقو رو بنداز روی زمین.

‫می‌تونی سعی کنی.

‫- چاقو رو بذار زمین. ‫- اگه می‌خوای بگیریش سعیت رو بکن.

‫بندازش زمین.

‫قصدی نداری. هیچ قصدی نداری.

‫آروم باش و چاقو رو بنداز زمین.

‫از من دور شو ببینم

‫- آروم باش و چاقو رو بنداز. ‫- همش تقصیر توئه.

‫ همش بخاطر توی کثافته.

‫آروم باش!

‫تف توش!

‫همش بخاطر توئه!

‫آروم باش!

‫کار خودت بود!

‫- آروم باش. ‫- من کاری نکردم.

‫با چنین سر و صدایی که راه انداختی...

‫مطمئنا یه نفر صدامون رو شنیده...

‫- و به پلیس زنگ زده. ‫- ساکت شو!

‫اومدن دیگه.

‫- می‌رم زندان چون به پلیس زنگ زدی. ‫- ساکت!

‫ساکت!

‫- من به پلیس زنگ نزدم. ‫- فقط ساکت شو!

‫تو هم آروم باش.

‫این کارت کمکی نمی‌کنه.

‫ساکت باش. بیا.

‫بریم.

‫من برنمی‌گردم!

‫خب مشخصا داری برمی‌گردی. ‫بیا بریم.

‫که در ناحیه پخش شده...

‫سلامت ساکنین به سوزانده ‫شدن جسد متوفیان بستگی دارد.

‫گند زدم.

‫نمی‌دونم الان چرا دارم می‌رم زندان.

‫بس کن. دستم درد میاد.

‫آروم باش.

‫بذار برم بابا!

‫آروم باش.

‫اون هم مقصره.

‫- مزخرف می‌گن. ‫- خفه شو.

‫جفتشون گند زدن.

‫- خفه شو. ‫- داری به دستم فشار میاری.

‫ولت که نمی‌کنم احمق.

‫زودباش. برو داخل.

‫برو داخل.

‫من حامله‌ام.

‫آروم شدم دیگه.

‫بذار برم.

‫پیام از 174.

‫- 174 دریافت شد. ‫- دستبند رو خیلی محکم بستی.

‫اون اطراف ماشینی نیست...

‫- باید خودت بیاریش. ‫- خفه شو دیگه!

‫پیام از...

‫174.

‫174.

‫یه خانم با کد 15 داریم.

‫کیلومتر دقیق...

‫145699 خواهد بود.

‫می‌ریم به سمت زندان کایل.

‫جدی می‌گم!

‫ده چهار. واحد دیگه‌ای در منطقه نیست؟

‫برو سمت کازینو پریری‌وان.

‫ده چهار. به سمت کازینو می‌رم.

‫- اتهامی هم بهم خورده؟ ‫- بله خورده.

‫پیام از 174.

‫پیام از 174.

‫پیام از 174.

‫174. بله به گوشم.

‫چی شد؟ به کازینو رسیدی؟

‫منفی. توی جاده 33 هستم.

‫یه راننده جلوم هست که احتمالا ‫ داره علامت می‌ده.

‫ماشینش مسیر رو بسته.

‫174، ده چهار هستم. ‫می‌تونی ازش سبقت بگیری؟

‫- نه. یه زن حامله توی ماشین همراهمه. ‫- هی افسر؟

‫من آروم بودم. همکاری کردم.

‫174. همچنان نیروی پشتیبانی در دسترس نیست.

‫ده چهار دریافت شد.

‫174.

‫بگو.

‫باید خودت مداخله کنی.

‫ده چهار دریافت شد.

‫پیام از 174. ماشین همچنان در حرکته.

‫افسر.

‫- خیلی ملایم درخواست می‌کنم که برم دستشویی. ‫- می‌شه خفه خون بگیری؟

‫- جایی نیست که الان بتونی بری دستشویی. ‫- کل این مدت دارم می‌گم.

‫- جایی نیست که الان بری دستشویی. ‫- مگه صدام رو نمی‌شنوی؟

‫مشخصا صدات رو می‌شنوم و نادیده می‌گیرم. ‫جایی نیست که بتونی بری دستشویی.

‫من حامله‌ام و نمی‌تونم ‫جیشم رو خیلی نگه دارم.

‫خودت عامل این وضعیتی...

‫یعنی خونه که بودی به فکرش نبودی؟ ‫الان دیگه آروم باش.

‫حداقل نمی‌شه این دستبندها رو شل‌تر کنی؟

‫کل این مدت داشتم همکاری می‌کردم...

‫آروم بودم. سعی می‌کردم...

‫خوب رفتار کنم.

‫ماشین رو نگه دار.

‫بزن بغل.

‫ماشین رو نگه دار.

‫ماشین کوفتی رو فورا نگه دار.

‫پیام از 174.

‫ماشین متوقف شد.

‫ظاهرا یه گرند مارکیه...

‫با رنگ نقره‌ای. احتمالا محلیه.

‫با پلاک 2988.

‫منتظر اطلاعات بیشتر باش.

‫سلام؟ پلیس.

‫هی.

‫هی خوبی؟

‫هی.

‫پیام از 174.

‫توی ماشین...

‫یه نفر هست که ظاهرا آقاست...

‫ظاهرا شدیدا کد 49 داریم.

‫بررسی کردم ده چهار. نفس می‌کشه.

‫فقط خودش رو به موش‌مردگی زده.

‫همچنین ذکر می‌کنم که...

‫چندین مشروب الکلی توی ماشین هست.

‫ده چهار. می‌تونی یه ماشین دیگه بفرستی؟

‫ده چهار. ماشینش درحال حاضر خاموشه. ‫منتظر می‌مونم.

‫افسر.

‫من باید خیلی زود برم دستشویی.

‫یادت رفت من این پشتم؟

‫خیلی‌خب، توی شلوارم می‌شاشم.

‫افسر.

‫باید جیش کنم.

‫خیلی شدیده.

‫از وقتی سوارم کردی جیش داشتم.

‫بد نیست بدونی حامله‌ام.

‫حامله‌ام و می‌رم زندان.

‫این دستبندها رو هم خیلی محکم بستی.

‫مچم رو درد میارن.

‫انگار دارن مچم رو سوراخ می‌کنن.

‫حداقل می‌تونی یکم شلشون کنی.

‫حداقل می‌شه جواب بدی؟ من آروم شدم. ‫ خوب رفتار می‌کنم. همکاری کردم.

‫حداقل یه چیزی بگو.

‫یه فحشی چیزی بده. نمی‌دونم.

‫من فقط جیش دارم!

‫حداقل عجله کن بازداشتم کن که بتونم برگردم.

‫جیش کنم و بخوابم.

‫دستبندها رو خیلی محکم بستی.

‫هی افسر.

‫چقدر قراره طول بکشه؟

‫آروم شدم دیگه. حداقل من رو ببر دستشویی. ‫ آروم شدم دیگه.

‫حالا هر جایی. کنار جاده‌ مثلا.

‫- می‌شه حداقل خوب رفتار کنی؟ ‫- واحد 174.

‫هیس.

‫بگو.

‫174. یافت نشد.

‫نتونستم برات نیروی پشتیبانی پیدا کنم.

‫دریافت شد ده چهار.

‫174؟

‫گفتم ده چهار. خودم یه کاری می‌کنم.

‫به خدا قسم اصلا به درد هیچ‌کاری نمی‌خورن.

‫هی.

‫هی.

‫هی!

‫پاشو. می‌دونم خودت رو زدی به خواب!

‫یه لحظه گوش کن ببین چی می‌گم.

‫- می‌شنوی چی می‌گم؟ ‫- آره.

‫خیلی‌خب...

‫یه قراری برات دارم.

‫به نظرت جایی داری که امشب بری؟

‫جایی که راهت بدن. بذارن بخوابی.

‫چون اگه جایی داشته باشی که بری و شب رو ‫ بخوابی نمی‌برمت بازداشتگاه. فهمیدی؟

‫خیلی‌خب، از ماشین خارج بشو.

‫برگرد.

‫دست‌هات رو بیار پشتت.

‫خیلی‌خب.

‫خیلی همراهت داری که تیز یا سلاح باشه؟

‫- نه. ‫- نه؟

‫خیلی‌خب.

‫خیلی‌خب، از این سمت.

‫هی.

‫می‌ری اون طرف؟

‫حداقل می‌تونی مودبانه بگی.

‫می‌شه لطفا بری اون سمت؟

‫زودباش. سریع.

‫نمی‌تونی بذاریش پیش من که.

‫چیزی نیست. آروم باشید.

‫خیلی‌خب، مراقب باشید.

‫پیام از 174.

‫من قراره توی کازینو...

‫کد 97 بشم.

‫افسر؟

‫بله؟

‫دوست دارم برم دستشویی.

‫نه، نه، نه، بخاطر تو نیومدیم اینجا.

‫قرار نیست اینجا جیش کنی. ‫هیس.

‫سلام. چه خبره؟

‫این سمت لطفا.

‫خیلی‌خب، صبر کن.

‫یعنی چی که اون سمت؟ ‫چه خبره؟

‫تقریبا...

‫حدود 50 دقیقه پیش.

‫اینجا دیوانه‌خانه بود.

‫خیلی‌خب، آروم بگو.

‫چرا دیوانه‌خانه بود؟

‫فریاد می‌زدن و چند تا ‫صدای شلیک هم شنیده شد.

‫خیلی‌خب، چند تا صدای شلیک؟

‫حدود شش.

‫خیلی‌خب، چند نفر بودن؟

‫حدود پنج شش نفر توی هتل بودن.

‫صدای شلیک چطوری بود؟

‫تقریبا مثل اسلحه کمری.

‫خیلی‌خب...

‫جاش رو بهم نشون می‌دی؟

‫- مستقیم برو بعد سمت چپ. ‫- خیلی‌خب، ممنون.

‫[هتل]

‫174.

‫هستی؟

‫هی. 174.

‫174؟

‫174؟

‫پیام از 174.

‫وضعیت اونجا چطوره؟

‫ظاهرا همه رفتن.

‫اتاق خالیه.

‫من هم الان میام اونجا.

‫همچنین...

‫در نظر داشته باشید که ‫برف اینجا خیلی سنگین شده.

‫- سلام سیدی. ‫- سلام دوریس.

‫بیا داخل.

‫برو بشین.

‫اومدی ملاقات؟

‫آره، اومدم نلسون رو ببینم.

‫برو بشین.

‫یکم طول می‌کشه...

‫برمی‌گردم، خب؟

‫175 جواب بده.

‫174. جواب بده.

‫174. جواب بده. کد ده سی‌ودو.

‫174. جواب بده. کد ده سی‌ودو.

‫174. جواب بده. کد ده سی‌ودو.

‫175 جواب بده.

‫- ظاهرا همه‌چیز مرتبه. ‫- آره.

‫بیا.

‫برو داخل.

‫نلسون. ملاقاتی داری.

‫بیا. پاشو.

‫بیا دیگه.

‫بیا دیگه.

‫برو بشین.

‫قوانین رو یادته دیگه؟ ‫لمسی در کار نباشه. خب؟

‫سلام سیدی.

‫امیدوارم بیدارت نکرده باشم.

‫نه. مهم نیست.

‫سیگار داری؟

‫نه. ندارم.

‫ای بابا.

‫مونتو چطوره؟

‫آره شنیدم، هفته پیش دستگیر شده بود.

‫همینه دیگه.

‫آره.

‫شما دو تا همیشه با هم سفر می‌کنین.

‫خب اخیرا چطور بودی؟

‫تریسا رو یادته؟

‫اوهوم.

‫تعلیم دادنش سخت‌تر شده.

‫همیشه ازش حمایت می‌کنم ولی...

‫به نظرم ناحیه روش تاثیر می‌ذاره.

‫واسه همین...

‫داشتم فکر می‌کردم...

‫برم مسافرت.

‫خوبه. به استراحت نیاز داری.

‫خیلی سخت تلاش کردی که بهشون یاد بدی.

‫تو هم یادت باشه که سرت رو بالا بگیری.

‫تو قوی و شجاعی.

‫خب...

‫کجا می‌ری؟

‫کی برمی‌گردی؟

‫من...

‫نمی‌دونم.

‫یادته اون بار ماشین مامان ‫ رو دزدیدیم و رفتیم پاول؟

‫اون هم زنگ زد به پلیس؟

‫یادمه.

‫از دست تو و ایده‌های خلاقانه‌ات!

‫همیشه قاطی دردسر بودی.

‫امیدوارم یه روزی بتونیم ‫ دوباره با هم بریم سفر.

‫من هم امیدوارم.

‫ولی اول...

‫باید رفتارت رو درست کنی.

‫تلاشم رو می‌کنم.

‫قول می‌دم.

‫بیرون اینجا زندگی خیلی در جریانه...

‫کم کم همش رو تجربه می‌کنی.

‫تقریبا زمان اینجا بودنت تموم شده.

‫تقریبا.

‫خب الینا چطوره؟

‫خوبه.

‫گاهی‌اوقات حین تمرین بهم سر می‌زنه.

‫خوبه.

‫خب برنامه‌ات...

‫برای وقتی که از اینجا خارج شدی چیه؟

‫مطمئن نیستم.

‫هر چه پیش آید خوش آید.

‫چون اونجا دارن دنبال ‫یه مربی بسکتبال جدید می‌گردن.

‫بهش فکر می‌کنم.

‫به نظر فکر خوبیه.

‫ممنون.

‫مدل موهات جدیده؟

‫آره. خودشون واسم زدن.

‫به خوبی مدلی که من می‌زدم نیست...

‫ولی باز هم خوبه.

‫ممنون.

‫موهای تو همچنان همونه.

‫از اون‌موقع کوتاهش نکردم.

‫خیلی‌خب سیدی.

‫وقت تموم شد. بریم.

‫خداحافظ. می‌بینمت.

‫خداحافظ.

‫خیلی‌خب، بیا بریم.

‫کد ده بیست‌وسه، واحد 174.

‫174. جواب بده.

‫174. جواب بده. ده بیست‌وسه..

‫174. جواب بده. ده بیست‌وسه..

‫175 جواب بده.

‫ده چهار هستم. به گوش باشید ‫ که 174 پاسخ نمی‌ده...

‫آخرین پیامش از کازینو بود ‫ که به اونجا فرستاده شده بود.

‫ده چهار هستم.

‫ده چهار هستم. به گوش باشید ‫ که 174 پاسخ نمی‌ده...

‫آخرین پیامش از کازینو بود ‫ که به اونجا فرستاده شده بود.

‫ده چهار هستم.

‫174. جواب بده. ده بیست‌وسه..

‫174. جواب بده. ده بیست‌وسه..

‫174. جواب بده. ده بیست‌وسه..

‫ده چهار هستم. به گوش باشید ‫ که 174 پاسخ نمی‌ده...

‫آخرین پیامش از کازینو بود ‫ که به اونجا فرستاده شده بود.

‫ده چهار هستم. به گوش باشید ‫ که 174 پاسخ نمی‌ده...

‫آخرین پیامش از کازینو بود ‫ که به اونجا فرستاده شده بود.

‫174. جواب بده. ده بیست‌وسه..

‫174. جواب بده. ده بیست‌وسه..

‫175 جواب بده.

‫ده چهار هستم. به گوش باشید ‫ که 174 پاسخ نمی‌ده...

‫آخرین پیامش از کازینو بود ‫ که به اونجا فرستاده شده بود.

‫ده چهار هستم.

‫174. جواب بده. ده بیست‌وسه..

‫174. جواب بده. ده بیست‌وسه..

‫175 جواب بده.

‫ده چهار هستم. به گوش باشید ‫ که 174 پاسخ نمی‌ده...

‫آخرین پیامش از کازینو بود ‫ که به اونجا فرستاده شده بود.

‫ده چهار هستم.

‫سلام.

‫من اومدم ببرمت.

‫حاضری؟

‫بیا بریم.

‫[اداره پلیس کایل]

‫ده چهار، ده هفده هستم.

‫یه خانم.

‫چیزی نیست.

‫موفق باشی.

‫سلام.

‫حالت...

‫حالت چطوره؟

‫هستیم.

‫اسب‌ها چطورن؟

‫خوبن.

‫دوشنبه تولد مامان‌بزرگه.

‫آره می‌دونم.

‫رفتم دیدنش.

‫اون...

‫خیلی دلش برات تنگ شده.

‫من هم دلم براش تنگ شده.

‫پدربزرگ...

‫قولی که وقتی بچه بودم بهم دادی رو یادته؟

‫الان واسش آماده‌ام.

‫مطمئنی؟

‫آره.

‫از این تصمیم برگشتی وجود نداره.

‫می‌دونم.

‫چرا الان؟ چی شده؟

‫پدربزرگ، من...

‫چیزی واسم نمونده.

‫حتی بزرگان هم دارن ما رو ترک می‌کنن.

‫یادت باشه که فضا مهمه، نه زمان.

‫زمان...

‫تخیله. انسان‌ها به وجود آوردنش.

‫همیشه سخت و تنهایی می‌گذره.

‫هیچ‌وقت کافی نیست.

‫دائمیه.

‫باید خیلی قوی باشی.

‫می‌دونم که هستی.

‫توش آب بریز.

‫باعث آرامش می‌شن.

‫وقتی بیدار بشی همه‌چیز متفاوته.

‫پدربزرگ...

‫باز هم هم‌دیگه رو می‌بینیم؟

‫مجددا دست من راهنمای تو خواهد بود.

‫با همه‌چیز خداحافظی کن.

‫بگو لیلی، می‌تونی حرف بزنی.

‫رودخانه شروع کرد به بالا اومدن.

‫بهم گفته بودن که اول این‌‌طوری نبوده.

‫حیوان‌های کوچیک و بزرگ فرار کردن.

‫تکه‌هایی از چوب و شاخه و سنگ رو برداشتم...

‫ولی کاری از دستم برنمی‌اومد.

‫رودخانه صحبت می‌کرد...

‫و من نمی‌فهمیدم که چی می‌خواد بگه.

‫بهم گفت که خارج بشم چون می‌خواد ‫ همه‌چیز رو نابود کنه.

‫فرار کردم و از یه درخت بلند ‫ بالا رفتم و به بالاش رسیدم...

‫تا وقتی که به آخرین شاخه‌اش رسیدم.

‫رودخانه بالاتر می‌اومد ‫و تقریبا بهم رسیده بود.

‫کاری از دستم برنمی‌اومد.

‫کلی میگو و ماهی هم بود.

‫من هم یه خواب دیدم.

‫خواب دیدم یه دلفین صورتی دارم ‫که اسمم رو صدا می‌کنه.

‫اسمم رو صدا می‌کرد.

‫بعد کل شب رو آواز خوندم.

‫و خیلی خوشحال بودم.

‫همین دیگه.

‫خیلی‌خب، اگه خوابی دیدی ‫ می‌تونی تعریف کنی.

‫بعد هم من خوابم رو تعریف می‌کنم.

‫یه روز داشتم توی جنگل کار می‌کردم...

‫و توی باران خیس شده بودم.

‫وقتی که باران درخت‌ها رو به‌وجود آورد...

‫درخت‌ها باران رو به‌وجود آوردن.

‫یه دختر کوچولو توی جنگل گم شده بود.

‫اونجا با یه ببر آشنا شد.

‫با خطر زندگی و بزرگ شدن ‫اطراف حیوانات وحشی روبرو شد.

‫ولی با وجود تمام سختی‌ها توی جنگل بزرگ شد.

‫درخت‌ها به باران قدرت می‌دن...

‫و باران به درخت‌ها قدرت می‌ده.

‫تنها قدرت چیره بر مرگ همینه.

‫چیکار می‌کنی؟

‫منتظر کسی هستم.

‫توجه کنید خانم‌ها و آقایان...

‫اکنون رئیس‌جمهور ارنستو گیزل سخن می‌گویند.

‫مردم برزیل...

‫در پایان سال 1974...

‫در وسط فصل باستانی و سنتی کریسمس...

‫نتوانستم جلوی خودم را بگیرم ‫ که برای مردم برزیل سخن نگویم.

‫از اواسط سال 1973...

‫دیدگاه‌های دلسردکننده‌ای از آینده...

‫در سرتاسر جهان پیش‌بینی می‌شد.

‫همین باعث شد به تدریج...

‫ اختلالی در سیستم مالی ‫ بین‌المللی به وجود آید...

‫که راه‌حل موثری که اکثریت...

‫با آن موافقت کنند برای ‫ آن وجود نداشته باشد...

‫این موضوع باعث سردرگمی همگانی شد...

‫که خیلی شدید هم بود.

‫قیمت مواد خام...

‫و باقی کالاهای ضروری...

‫مخصوصا کالاهای نفتی و مشتقات بی‌شمارشان...

‫به شدت بالا رفت.

‫کسی دوست داره خواب دیشبش رو تعریف کنه؟

‫من دوست دارم خوابم رو تعریف کنم.

‫خواب دیدم...

‫چیزی که متوجه شدم...

‫و واقعا از متوجه شدنش خوشحالم...

‫چون قرار بود کار کنم.

‫من بی‌وقفه کار می‌کردم...

‫چون از کارم راضی بودم.

‫خیلی‌های دیگه هم اونجا کار می‌کردن.

‫وقتی رفتم شمال...

‫توی مزراع کار می‌کردم...

‫درخت می‌کاشتم.

‫درخت هلو و بادام.

‫درخت‌هایی با شاخ‌وبرگ‌‌های بزرگ.

‫سه سال اونجا بودم.

‫بخاطر فقر شدید رفتم که اونجا کار کنم...

‫که آینده بهتری داشته باشم.

‫خانواده‌ام آینده بهتری داشته باشن.

‫برگشتم به دیار خودم...

‫چون دلم واسه بچه‌هام و بقیه ‫ خیلی تنگ شده بود.

‫نمی‌تونستم به زندگی بدون اون‌ها...

‫عادت کنم.

‫امروز بهتون می‌گم که دیشب چه خوابی دیدم.

‫توی خوابم پیش لیلی بودم.

‫داشتیم میوه می‌چیدیم.

‫یه چیزی پیدا کرده بود که...

‫می‌درخشید.

‫درخشان بود.

‫بهم گفت که بخورمش.

‫و من خوردمش.

‫مزه کردمش و متوجه شدم که شیرینه.

‫خواب دیشبم این بود.

‫- دیگه چیزی نبود؟ ‫- نه.

‫ممنون.

‫من هم خواب لیلی رو دیدم.

‫دیگه چی دیدی؟

‫با لیلی توی رودخانه بودم.

‫ممنون.

‫تو هم دیشب خواب دیدی؟

‫بگو لیلی. می‌تونی حرف بزنی.

‫بعدازظهر بخیر.

‫من تازه رسیدم.

‫خواستم بدونم اینجا جای خالی هست؟

‫واسه من شغلی هست؟

‫باز هم همون وضع.

‫روستا رو ول می‌کنن که بیان اینجا کار کنن.

‫بذار بهت بگم.

‫اون پارچه رو ببر اونجا...

‫بذارش توی چادر...

‫و می‌تونی شروع کنی.

‫ممنون.

‫حواست به اون یارو باشه.

‫حالت بده سرخ‌پوست؟

‫بهتره مراقب باشی.

‫خیلی طلا پیدا کردی.

‫همیشه وقتی شروع می‌کنی شانس داری.

‫اون دو تا رو اونجا می‌بینی؟

‫از خیلی‌ها دزدی کردن.

‫و تا جایی که خبر دارم حواسشون به تو هم هست.

‫وقتی که انتظارش رو نداری ‫ سعی می‌کنن ازت دزدی کنن.

‫خوبیش اینه که من با مبلغی خیلی کمتر از چیزی ‫ که ازت دزدی می‌کنن از اینجا خارجت می‌کنم.

‫فردا چطوره؟

‫می‌تونی مشکلش رو حل کنی.

‫نظرت چیه؟

‫پس فردا ساعت پنج صبح به طرف خورشید حرکت کن.

‫مستقیم برو تا به رودخانه برسی.

‫بعد لئوپاردو رو می‌بینی.

‫تشخیصش سخت نیست. ‫بدنش کلی ماه‌گرفتگی داره.

‫اون می‌برت اون سمت رودخانه.

‫به نظرم بهتره بهش بگی که ال‌کرونل فرستادت. ‫خب؟

‫تو چی؟

‫چرا خودت نمیای؟

‫من بی‌خیال رفتن شدم.

‫الان فقط آژانس گردشگری واسه بدبخت‌ها دارم.

‫ال‌کرونل.

‫بیا بریم.

‫سوار قایق شو.

‫قایق!

‫رئیس!

‫مترجم: «تارخ علی‌خانی» ‫ تلگرام: aManOfWar@

‫ارائه‌شده توسط سینما دریمینگ ‫@CinemDreaming

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.