All language subtitles for Conclave.2024.720p.1080p.WEBRip.x264.AAC-[YTS.MX]-Farsipersian

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian Download
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫سی‌نما تقدیم میکند ‫WwW.30NaMa.CoM

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫آمین

‫به نزد خداوند بازگشت

‫دوران کرسی خالی آغاز شد

‫تخت سریر مقدس، خالیست

‫- آلدو ‫- همم؟

‫میگما، بنظرت اگر اینو بردارم ‫کسی ناراحت میشه؟

‫- برای یادگاری ‫- نه بابا. برش دار

‫اگر خودشم بود ‫دلش می‌خواست مال تو باشه

‫آخه بعدازظهرها زیاد با هم بازی می‌کردیم

‫می‌گفت بهش آرامش میده

‫- و کی برنده می‌شد؟ ‫- اون برنده می‌شد

‫همیشه 8 حرکت جلوتر بود

‫همم

‫آلدو، بهت تسلیت میگم

‫همم

‫چی شد؟

‫می‌دونی؟

‫نه. میگن سکته‌ی قلبی بوده، ولی...

‫این مدت علائم نگران‌کننده‌ای داشته

‫عه، نشنیده بودم

‫آره. نمی‌خواست کسی خبردار بشه

‫می‌ترسید اگر خبرش پخش بشه ‫شایعه‌ی اینو پخش می‌کنن

‫که قراره استعفا بده

‫کوریا ‫(نهادهای اداری سریر مقدس)

‫آره

‫خیلی‌خب

‫یانوش

‫می‌دونم برات سخته...

‫ولی باید یه بیانیه‌ی مفصل آماده کنیم

‫کی جسد پدر مقدس رو پیدا کرد؟

‫من پیداش کردم، جناب کاردینال

‫بعدش چیکار کردی؟

‫دکتر پدر مقدس رو خبر کردم

‫اوهوم

‫ولی دیگه کار از کار گذشته بود

‫و چه ساعتی بود؟

‫حدود ساعت 11 و نیم بود، جناب کاردینال

‫می‌خواستیم زودتر خبرتون کنیم، ولی...

‫تامس، واقعاً متاسفم

‫می‌دونم عالی‌جناب پاپ

‫هیچ همکاری صمیمی‌تر از ‫تو و آلدو نداشته

‫ولی از یانوش خواستم ‫فعلاً خبرتون نکنه

‫می‌خواستم از تمام حقایق مطمئن بشم

‫خودت که می‌دونی ‫شایعات چقدر سریع پخش میشن

‫برنامه‌ی زمانی آخرین روز ‫عالی‌جناب پاپ رو آماده کردم

‫و این‌ها آخرین سوابق پزشکی ‫پدر مقدس هستن

‫و آخرین کسی که

‫با ایشون وقت ملاقات داشت کی بود؟

‫فکر کنم من بودم

‫پدر وازنیک، من آخرین نفر بودم؟

‫بله شما بودین، جناب کاردینال ترمبلی

‫تمام ملاقات‌هایی که اون روز ‫داشتن رو توش بنویسین

‫اینطوری نشون میده چطوری ‫تا لحظه‌ی آخر سخت درحال تلاش بوده

‫خب، ممکنه اینطوری بنظر بیاد

‫که بار سنگینی رو ‫روی دوش یک مرد بیمار گذاشته بودیم

‫پاپ بودن بار سنگینیه

‫بخصوص برای یک مرد مسن

‫همم

‫خب دین، ظاهراً مسئولیت مجمع

‫به عهده‌ی توئه

‫اتاق رو مهر و موم کنید

‫« مـجـمـع کـاردیـنـال‌هـا »

‫« سه هفته بعد » ‫« بعدازظهر روز قبل از شروع مجمع »

‫حراست می‌خواد برای آخرین بار ‫ پارازیت‌اندازها رو

‫امتحان کنن، جناب کاردینال

‫خب پس، بهتره دست بجنبونن

‫همچین کارایی واقعاً لازمه، ویلی؟

‫آره ظاهراً

‫میگن شنودگرها می‌تونن ‫با استفاده از لیزر

‫از روی ارتعاشات شیشه ‫بفهمن چی گفته میشه

‫واقعاً؟ خب پس بیا امیدوار باشیم ‫هیچکدوم از برادرهامون

‫از فضاهای بسته وحشت نداشته باشن

‫خدا می‌دونه قراره تا کی اینجا بمونم

‫می‌تونی بهم اطمینان بدی ‫کارها به‌موقع تموم میشه؟

‫اگر مجبور بشن ‫تمام شب رو هم کار می‌کنن

‫درست میشه، جناب کاردینال ‫همیشه درست میشه

‫- ایتالیاست دیگه، می‌دونین که ‫- ببخشید که نق می‌زنم

‫خب، جناب کاردینال، بنظرم این وضع ‫می‌تونه تجسم دقیقی از جهنم باشه

‫کفر نگو، ری

‫جهنم واقعی فردا که ‫کاردینال‌ها رو آوردیم اینجا فرا می‌رسه

‫اینو چطوری تلفظ کنم؟

‫کال‌کو، جناب کاردینال. هندی هستن

‫آها، کال‌کو. ممنون

‫اسقف اعظم وازنیک گفتن می‌خوان ‫باهاتون صحبت کنن، جناب کاردینال

‫خب، فکر نکنم بشه

‫کاردینال‌ها یک ساعت دیگه می‌رسن

‫- راجع به چیه؟ ‫- نگفتن

‫نمی‌خواستم حرفشو پیش بکشم

‫ولی آخه، بنظر ناراحت میومدن

‫ری، قراره از ساعت 6 بریم تو انزوا

‫باید زودتر میومد پیشم

‫چشم، جناب کاردینال. بهشون میگم

‫نه، ری، بهش بگو ‫ بعد از ملاقاتم با کاردینال‌ها

‫می‌بینمش

‫بیچاره حتماً نگران آینده‌ی خودشه

‫خب، چند نفر اومدن، ویلی؟

‫صد و سه نفر، جناب کاردینال لارنس

‫برام سواله "تدسکو" کجا معطل شده

‫شاید قرار نیست بیاد

‫دیگه اونقدرا هم خوش‌شانس نیستیم

‫اگر ترجیح میدی می‌تونیم داخل منتظر بمونیم

‫نه، بیاین همین بیرون بمونیم

‫و تا وقت داریم ‫از هوای تازه لذت ببریم

‫عه

‫پدر بلینی

‫آلدو

‫- من آخرین نفرم؟ ‫- نه کاملاً. حالت چطوره؟

‫اوه، خب، خیلی دلهره دارم

‫- روزنامه‌ها رو دیدی؟ ‫- اوهوم

‫ظاهراً تصمیم‌ها گرفته شده ‫که پاپ بعدی من باشم

‫و منم باهاشون موافقم

‫و اگر خودم نخوام چی؟

‫هیچ آدم عاقلی ‫دلش نمی‌خواد پاپ بشه

‫ظاهراً بعضی از همکارهامون می‌خوان

‫اگر قلباً بدونم ‫که لیاقتشو ندارم چی؟

‫- از همه‌ی ماها لایق‌تری ‫- نیستم

‫خب پس، به طرفدارهات بگو بهت رای ندن

‫تا یکی دیگه رای بیاره

‫تا اون رای بیاره؟

‫اینطوری هیچوقت نمی‌تونم ‫با وجدانم کنار بیام

‫جناب کاردینال تدسکو

‫رئیس لارنس

‫حالت چطوره؟

‫خوبم، گوفردو

‫ببخشید، قطارم از ونیز با تاخیر راه افتاد

‫- دلمون برات تنگ شده بود ‫- آره

‫شک ندارم

‫ولی نگران نباش

‫دوستانم تمام اطلاعات رو بهم دادن

‫حالت خوبه؟

‫چی بگم والا

‫توی این سن و سال ما ‫هیچکس واقعاً خوب نیست، مگه نه؟

‫آره دقیقاً

‫تو چی؟

‫ها؟ تو با این...

‫مسئولیت‌ جدیدت چه می‌کنی؟

‫همه‌چی تحت کنترله؟

‫آره، فکر کنم

‫جناب کاردینال تدسکو، اجازه هست؟

‫نه!

‫بعداً می‌بینمت

‫بفرما. بعداً می‌بینمت، جناب کاردینال

‫یا خدا

‫چقدر بزرگه

‫ظاهراً، پاپ جان بیست و سوم

‫اونقدر چاق بوده ‫که حتی بزرگ‌ترین قبا هم تنش نمی‌شده

‫برای همین مجبور شدن ‫دوخت پشتش رو باز کنن

‫تا بتونه تنش کنه

‫بنظر خسته میای

‫خب، تمام اینا...

‫وظایفیه که هیچوقت فکر نمی‌کردم ‫قراره یه روزی به عهده داشته باشم

‫فکر کردم قراره بیشتر از همه‌مون عمر کنه

‫آخرین برخوردمون چندان دوستانه نبود

‫ازش اجازه خواستم ‫از ریاست مجمع استعفا بدم

‫و به یه دسته ملحق بشم

‫چه جوابی داد؟

‫استعفام رو قبول نکرد

‫گفت برخی برای چوپان بودن انتخاب شدن

‫و برخی برای مدیریت مزرعه

‫ظاهراً، من مدیرم

‫در مورد بحران ایمانت بهم گفته بود

‫ولی اینو بدون که این اواخر ‫اون هم شک و تردیدهایی پیدا کرده بود

‫پاپ در مورد خدا ‫شک و تردید پیدا کرده بود؟

‫نه

‫هرگز در مورد خدا نبوده

‫ایمانشو نسبت به کلیسا از دست داده بود

‫پدر وازنیک؟

‫به نام پدر، پسر

‫و روح‌القدس

‫- آخرین اعترافم 4 هفته پیش بود ‫- یانوش

‫یانوش، برای شنیدن اعترافت وقت ندارم

‫هنوز یه عالمه کار مونده

‫مشروب خوردی؟

‫چی داره آزارت میده؟ بهم بگو

‫باید زود‌تر میومدم پیشت

‫ولی قول دادم چیزی نگم

‫- به کی قول دادی؟ ‫- کاردینال ترمبلی

‫یانوش، بزودی درها بسته میشن ‫و مجبور میشی بری

‫اگر به کاردینال ترمبلی قول دادی

‫شاید درست نباشه که...

‫روز مرگ پاپ

‫آخرین نفری که یه قرار رسمی با ایشون داشت

‫کاردینال ترمبلی بود

‫آره، می‌دونم ‫توی برنامه‌ی زمانی رسمی اون روزه

‫توی اون جلسه پدر مقدس ‫خلع لباسش کرد

‫چی؟

‫اخراجش کرد

‫چرا؟

‫سوءرفتار جدی

‫و حالا داری اینو بهم میگی؟

‫قراره بزودی بریم تو انزوا، یانوش

‫منو ببخش، ولی تازه روزهای آخر

‫شایعات رو شنیدم

‫چه شایعاتی؟

‫که ممکنه به عنوان پاپ انتخاب بشه

‫عه، و حس می‌کنی وظیفته ‫که جلوش رو بگیری، آره؟

‫دیگه نمی‌دونم وظیفه‌م چیه

‫تو توی اون جلسه حضور داشتی؟

‫نه، جناب کاردینال

‫پدر مقدس بعد از جلسه بهم گفت

‫وقتی داشتیم شام می‌خوردیم

‫بهت گفت چرا ‫کاردینال ترمبلی رو خلع لباس کرده؟

‫نه

‫گفت دلایلش بزودی علنی میشه

‫جناب رئیس لارنس

‫یه مشکلی پیش اومده

‫وای خدایا

‫یکیشون مرده؟

‫- جانم؟ ‫- یکی از کاردینال‌ها رو از دست دادیم؟

‫نه، جناب کاردینال ‫ظاهراً یکی بهشون اضافه شده

‫به معنای واقعی کلمه

‫سروکله‌ی یه کاردینال دیگه پیدا شده

‫خب پس، حتماً یادمون رفته ‫اسم یکی رو توی لیست بذاریم

‫هیچوقت توی لیست ما نبوده، جناب کاردینال

‫میگه جناب پاپ در خفا ‫این مقام رو بهش داده

‫نه، پس حتماً شیاده، شکی توش نیست

‫خب، منم همین فکرو کردم، جناب کاردینال

‫ولی اسقف اعظم مندورف باهاش صحبت کرده ‫و بنظرش اینطور نیست

‫ قضیه چیه؟

‫اسمش وینسنت بنیتزه، جناب کاردینال

‫اسقف اعظم کابله

‫اسقف اعظم کجا؟

‫کابل

‫ولی مکزیکیه

‫پدر مقدس سال پیش ‫این مقام رو بهش داده

‫پارسال؟ پس چطوری تا الان ‫مخفی نگه داشته شده؟

‫گفتم شاید شما ‫از ترفیعش باخبر باشین

‫نه، نیستم

‫ری، به جناب کاردینال بلینی ‫ بگو به ما ملحق بشه

‫شاید اون در جریان باشه

‫- چشم، جناب کاردینال ‫- ممنون

‫یه حکم انتصاب از طرف پاپ داره

‫که خطاب به اسقف‌نشین کابل نوشته شده

‫که بنا بر خواست پدر مقدس ‫مخفی نگهش داشته بودن

‫همم

‫بنظرتون ممکنه جعلش کرده باشه؟

‫الان کجاست؟

‫یه کاردینال؟ توی افغانستان؟

‫- همم ‫- مضحکه

‫اصلاً چند تا کاتولیک ‫توی افغانستان داریم؟

‫تا زمان ترفیعش

‫رئیس هیئت مبلغین مذهبی کاتولیک اونجا بوده

‫ولی چطور می‌تونیم ‫امنیتش رو تضمین کنیم؟

‫خب، احتمالاً بخاطر همین پدر مقدس

‫می‌خواسته مخفی نگهش داره

‫خب، الان دیگه مخفی نمی‌مونه

‫فکر نکنم چاره‌ای بجز ‫پذیرشش داشته باشیم

‫وایسا. وایسا. تامس

‫مطمئنیم پدر مقدس

‫موقع صدور این حکم

‫از سلامت عقل کامل برخوردار بوده؟

‫بنظرم این مرد قانوناً یه کاردیناله، آلدو

‫و... و بنظرم حق داره ‫توی رای‌گیری شرکت کنه

‫عالی‌جنابان، قبل از اینکه غذا بخوریم

‫می‌خوام عضو جدیدمون رو ‫بهتون معرفی کنم

‫که تا همین چند ساعت پیش، هیچکدوم از ما

‫از وجودش باخبر نبودیم

‫دلیلش اینه که برادرمون توسط

‫رویه‌ی کاملاً قانونی

‫انتصاب در خفا، کاردینال شده

‫دلیل اینکه چرا باید ‫به این شکل انجام می‌شده رو

‫فقط خود خدا می‌دونه ‫و پدر مقدس مرحوم

‫ولی بنظرم می‌تونیم دلیلش رو حدس بزنیم

‫چرا که مکان خدمت برادر جدیدمون ‫جای بشدت خطرناکیه

‫ به جمع ما خوش آمدی، وینسنت بنیتز

‫جناب کاردینال و اسقف‌ اعظم کابل

‫جناب کاردینال، میشه لطفاً ‫غذامون رو متبرک کنی؟

‫بله حتماً

‫پروردگارا، ما و این هدایای تو را

‫که به لطف و بخشش تو ‫دریافت می‌کنیم، متبرک کن

‫آمین

‫و برکت ده تمام کسانی را

‫که نمی‌توانند در این خوراک ‫با ما سهیم باشند

‫پروردگارا، ما را یاری بگردان ‫که در حین خوردن و آشامیدن

‫گرسنگان، تشنگان

‫بیماران

‫افراد تنها

‫و خواهرانی

‫که این خوراک را ‫برای ما آماده کرده‌اند را از یاد نبریم

‫به نام عیسی مسیح، پروردگار ما

‫- آمین ‫- آمین

‫آمین

‫لطفاً بفرما

‫جای شما اینجاست...

‫بفرما

‫جناب رئیس

‫لارنس!

‫اوه، جای من...

‫- گوفردو ‫- تامس

‫بیا

‫یکم شراب بخور

‫ممنون

‫ممنون

‫بنظر مضطرب میای

‫تازه هنوز شروع هم نکردیم

‫برادر جدیدمون...

‫درست شنیدم؟ افغانستان؟

‫آره

‫گواهی بی‌نظیر از عالم‌گیر بودن کلیساست

‫مگه نه؟

‫این همه آدم از فرهنگ‌ها و نژادهای مختلف

‫بخاطر ایمان‌شون به خداوند دور هم جمع شدن

‫همم؟

‫یه نگاهی به اطرافت بنداز

‫ببین چطور همه کنار هم‌وطن‌هاشون نشستن

‫ایتالیایی‌ها اینجان

‫اسپانیایی‌زبان‌ها اونجان

‫انگلیسی‌ها اونجان

‫آره

‫فرانسوی‌ها

‫زبان ما رو از هم جدا کرده

‫وقتی بچه بودیم ‫و آیین عشای ربانی ترنتی

‫هنوزم تنها آیین نیایش حقیقی دنیا بود

‫زبان همه‌مون لاتین بود، همه‌مون

‫ولی بعد رفقای لیبرالت ‫ پافشاری کردن از شر اون

‫زبان "مُرده" خلاص بشیم

‫بدون رم، بدون رسم و رسوم‌های رم...

‫همه‌چی از هم می‌پاشه

‫مرکزیت دووم نمیاره

‫یعنی چی؟ پاپ بعدی باید ایتالیایی باشه؟

‫چرا که نه؟

‫الان بیش از 40 ساله پاپ ایتالیایی نداشتیم ‫چهل سال، تامس

‫همم

‫واقعاً می‌تونی گزینه‌ی دیگه رو تصور کنی؟

‫ببخشید ‫باید به برادرهای دیگه‌مون هم سر بزنم

‫داریم به درون ورطه کشیده میشیم

‫ خیلی زیرکی به‌خرج داده ‫که تا امروز

‫نیومد رم

‫یه مصاحبه‌ی بی‌پرده با روزنامه

‫کافی بود تا دیگه ‫تدسکو شانشی نداشته باشه

‫ولی به‌جاش ‫ بنظرم فردا می‌تونه خوب رای بیاره

‫یعنی چی؟

‫بنظرم...

‫توی رای‌گیری اول 15 تا رای بیاره

‫بلینی چی؟

‫چرا حس گاوی رو پیدا کردم ‫که دامدار داره روش قیمت می‌ذاره؟

‫اولین رای‌گیری؟

‫بین 20 تا 25

‫ولی کار اصلی فردا شب شروع میشه

‫باید به‌نحوی اکثریت دو سوم رو براش جمع کنیم

‫منظورت از "کار اصلی" دقیقاً چیه؟

‫ولی آخه، جناب کاردینال بلینی

‫کسایی که دنبال پاپ شدن هستن...

‫من دنبال پاپ شدن نیستم، من...

‫ممنونم، خواهران

‫ببین، لازم نیست هیچ کاری بکنی

‫کافیه بسپاریش به ما

‫بهشون بگین نظرم اینه که با مسائلی

‫مثل همجنس‌گراها و طلاق ‫ برخورد منطقی داشته باشیم

‫بهشون بگین نظرم اینه که ‫هرگز به روزهایی برنگردیم

‫که نیایش‌ها لاتین بودن

‫و خانواده‌ها ده فرزنده، چون مامان و باباشون

‫عقلشون نمی‌رسیده

‫اون دوران، دوران زشت و سرکوبگرانه‌ای بوده

‫و خوشحالم تمام شده رفته

‫بهشون بگین نظرم اینه که ‫به اعتقادات دیگه احترام بذاریم

‫و با نظرات متفاوت ‫درون کلیسای خودمون مدارا کنیم

‫و بهشون بگین باور دارم

‫زن‌ها باید نقش پررنگ‌تری ‫در کوریا داشته باشن

‫بیا... بیا حرفی از زن‌ها نزنیم

‫چرا؟

‫برادر، اصلاً قصد ندارم ‫نظراتم رو پنهان کنم

‫یا تظاهر کنم هرجور دیگه‌ای هستم

‫تا بتونم رای افراد مردد رو جمع کنم

‫پس...

‫اگر می‌خواین برای من رای جمع کنین

‫پس حواستون باشه ‫همه نظرات منو بدونن

‫طرفدار تمام چیزهایی هستم ‫که تدسکو طرفدارشون نیست

‫خیلی‌خب. با اجازه‌تون

‫خیلی‌خب

‫راکو، تو با آمریکایی‌ها صحبت کن

‫ویلانوئوا، کاردینال‌های ‫آمریکایی جنوبی رو می‌سپارم به خودت

‫جیانمارکو، آفریقایی‌ها با تو

‫آلدو نمی‌خوادش

‫هیچکدوم از اینا رو نمی‌خواد

‫اینو می‌دونی، مگه نه؟

‫معلومه که می‌دونم ‫برای همین ازش حمایت می‌کنم

‫کسایی خطرناکن، که این مقام رو می‌خوان

‫دارم از این رمز و راز لذت می‌برم، تامس

‫ولی گمونم بهتره بهم بگی ‫می‌خوای در مورد چی باهام صحبت کنی

‫در مورد آخرین ملاقاتت با پدر مقدس

‫عه، خب مگه چیه؟

‫خب، به گوشم رسوندن ‫که ملاقات پُرتنشی بوده

‫- بوده؟ ‫- پرتنش بوده؟ نه

‫نه تا جایی که یادمه

‫خب، معذرت می‌خوام ‫که مجبورم اینو ازت بپرسم، جو

‫ولی اگر بخوام دقیق‌تر بگم ‫به گوشم رسوندن

‫که پدر مقدس استعفات رو طلب کرده

‫چی؟

‫مضحکه. من...

‫نمی‌دونم چی... کی اینو بهت گفته؟

‫- اسقف اعظم وازنیک ‫- چرا باید همچین حرفی بزنه؟

‫پس این ادعا اصلاً حقیقت نداره؟

‫خدایا، نه، معلومه که نه ‫واقعاً مضحکه

‫تو که فکر نمی‌کنی...

‫- نه، خب، باید می‌پرسیدم ‫- درک می‌کنم، ولی نه

‫می‌تونی از جناب مورالس بپرسی

‫اونم توی جلسه بود

‫خب، دلم می‌خواد بپرسم، ولی فعلاً

‫در انزوا هستیم

‫آها

‫دلیلی به ذهنت می‌رسه

‫که چرا باید اسقف اعظم وازنیک ‫همچین داستانی رو پخش کنه؟

‫نه، نمی‌رسه

‫واقعاً... قهوه می‌خوری؟

‫نه

‫شوکه شدم

‫- خودش اینو بهت گفت؟ ‫- آره

‫فکر که نمی‌کنی...؟

‫چی؟

‫مشروب خوردنش

‫دلم نمی‌خواد حرفشو پیش بکشم ‫ ولی جفتمون می‌دونیم

‫که مشروب‌خوردنش این اواخر خیلی بیشتر شده

‫و شاید داره روی قضاوتش ‫و ذهنش تاثیر می‌ذاره

‫و...

‫می‌دونم اسمم به عنوان ‫پاپ آینده عنوان شده

‫و اگر اسقف اعظم باهاش موافق نباشه

‫شاید...

‫نمی‌دونم. فقط دارم ‫سعی می‌کنم سردربیارم چرا این‌کارو کرده

‫بیچاره

‫بخاطر فوت پدر مقدس هم خیلی داغون شده بود

‫آره واقعاً

‫بازم میگم، جو، ازت معذرت می‌خوام

‫نه، اصلاً

‫کاملاً درک می‌کنم

‫خب...

‫توی ملاقات آخرت با پدر مقدس

‫در مورد چی صحبت کردین؟

‫منو ببخش، تامس

‫صحبتمون خصوصی بود

‫و خیلی هم باارزش بود

‫اون آخرین صحبت‌هایی بود که بین من

‫و پدر مقدس ردوبدل شد

‫بله، البته

‫شب بخیر، جو

‫شب بخیر، تامس

‫جناب رئیس

‫عه، همسایه‌ایم جاشوآ

‫عه. آره ظاهراً

‫گفتم شاید بهتر باشه...

‫یکم بیشتر روی موعظه‌ی فردام کار کنم

‫آها، آره، البته

‫بی‌صبرانه منتظر شنیدنشم

‫شنیدم نکته‌ش اینه که به کسی برنخوره

‫تو یه مدیری

‫مدیریت کن

‫« اولین روز مجمع »

‫جناب رئیس لارنس؟

‫- جناب کاردینال ‫- موردی نیست، ممنون

‫برادران مسیحی عزیز

‫در این لحظه‌ی پر از بلاتکلیفی

‫در تاریخ کلیسای مقدس

‫بیاین اول یادی کنیم ‫از پدر مقدس مرحوم

‫که دوران تصدی بی‌نظیرش نعمتی الهی بود

‫حالا باید از پروردگارمون بخوایم ‫با استفاده از پدران کاردینال‌مون

‫در کنج عزلت خودشون ‫پدر مقدس جدیدی به ما عطا کنه

‫و از خدا بخوایم ‫یاری محبت‌آمیزش رو به ما عطا کنه

‫و ازش بخوایم ما رو

‫به سمت انتخابی درست هدایت کنه

‫ولی خودتون تمام اینا رو می‌دونین

‫اجازه بدین کمی از ته دلم صحبت کنم

‫پاول مقدس گفته "به احترام مسیح"

‫"مطیع یکدیگر باشید"

‫برای همکاری با هم، برای ترقی با هم

‫باید مدارا کنیم

‫هیچ شخص یا دسته‌ای نباید ‫به دنبال تسلط بر دیگری باشه

‫و در سخنانش به افسسیان

‫که همونطور که می‌دونین ‫ترکیبی از یهودی‌ها و غیریهودی‌ها بودن

‫پاول بهمون یادآوری می‌کنه ‫که هدیه‌ی خداوند به کلیسا

‫تنوعشه

‫این تنوع، این تفاوت مردم و دیدگاه‌هاست

‫که به کلیسامون قدرت داده

‫و در طی سال‌های بی‌شماری

‫که در خدمت مادرمون کلیسا بودم ‫این رو بهتون بگم

‫از یک گناه بیشتر از ‫هر گناه دیگه‌ای ترس پیدا کردم

‫یقین

‫یقین دشمن بزرگ اتحاده

‫یقین دشمن مرگبار مداراست

‫حتی عیسی مسیح هم ‫در پایان عمرش یقین نداشت

‫"خداوندا، خداوندا، چرا مرا رها کردی؟"

‫در نهمین ساعتی که بر صلیب بود ‫از شدت درد این جمله رو فریاد کشید

‫ایمان‌مون یک موجود زنده‌ست

‫به همین دلیل که ‫دست در دست شک و تردید قدم برمی‌داره

‫اگر چیزی جز یقین نبود ‫و شکی وجود نداشت

‫هیچ رمز و رازی هم وجود نداشت

‫و بنابراین نیازی هم به ایمان نبود

‫بیاین دعا کنیم خداوند پاپی به ما عطا کنه ‫که شک و تردید داره

‫و پاپی به ما عطا کنه که گناه می‌کنه

‫و طلب بخشش می‌کنه ‫و به مسیرش ادامه میده

‫جناب رئیس لارنس

‫موعظه‌تون حسابی هیاهو راه انداخته

‫فکر نکنم کسی انتظار داشت که...

‫که چی؟ که حرف جالبی بزنم؟

‫- میدم رونوشتی از صوت صحبت‌هاتون تهیه کنن ‫- اوهوم

‫اگر... اگر امر دیگه‌ای ندارین...

‫- ممنون، ممنون ‫- جناب کاردینال

‫بله...

‫ازت... ازت می‌خوام یه کاری برام بکنی

‫جناب مورالس

‫مطمئنم هنوز توی رُمه

‫- میشه بری دیدنش؟ ‫- امروز؟ خب...

‫از اختیارات من استفاده کن

‫می‌خوام بدونم توی ملاقات آخر

‫بین کاردینال ترمبلی ‫و پدر مقدس چه اتفاقی افتاده بوده

‫چه اتفاقی افتاده بوده؟

‫بطور خاص، می‌خوام بدونم

‫اتفاق خاصی افتاده که باعث بشه ‫ترمبلی صلاحیت پاپ شدن رو نداشته باشه یا نه

‫چشم، جناب کاردینال

‫خدا خیرت بده

‫و بنده، کاردینال ایرومبوس ناکیتاندا

‫در درگاه خداوند، و با این انجیل مقدس وی ‫ که دست بر آن نهاده‌ام

‫قول می‌دهم ‫ عهد می‌بندم و سوگند یاد می‌کنم

‫همه برید بیرون

‫برادران کاردینال

‫هم‌اکنون اولین رای‌گیری رو آغاز می‌کنیم

‫کاغذهای رای‌گیریتون جلوی شما هستن

‫بالای کاغذ نوشته ‫"انتخاب من برای پاپ اعظم شخص زیر است"

‫لطفاً حواستون باشه دست‌خطتون خوانا باشه

‫« آلدو بلینی »

‫عیسی مسیح، پروردگار که مرا مورد ‫قضاوت خود قرار خواهد داد را شاهد می‌گیرم

‫که رای خود را به شخصی داده‌ام

‫که در درگاه خداوند، لایق این مقام است

‫اولین رای به کاردینال تدسکو داده شده

‫دومین رای به کاردینال تدسکو داده شده

‫کاردینال ترمبلی

‫کاردینال ترمبلی

‫کاردینال تدسکو

‫کاردینال آدیمی

‫کاردینال لارنس

‫کاردینال بلینی

‫کاردینال بلینی

‫کاردینال ویلانوئوا

‫کاردینال ترمبلی

‫کاردینال آدیمی

‫کاردینال ترمبلی

‫کاردینال تدسکو

‫کاردینال بلینی

‫کاردینال آدیمی

‫و در نهایت، کاردینال بنیتز

‫نتایج اولین رای‌گیری:

‫کاردینال آدیمی، 21 رای

‫کاردینال تدسکو، 18 رای

‫کاردینال بلینی، 17 رای

‫کاردینال ترمبلی، 16 رای

‫کاردینال لارنس، 5 رای

‫بقیه‌ی کاردینال‌هایی ‫ که یک رای آوردن، 31 رای

‫برادران کاردینالم

‫بدین وسیله اولین دور رای‌گیری ‫ خاتمه پیدا می‌کنه

‫هیچ نامزدی به اکثریت لازم

‫هفتاد و دو رای دست پیدا نکرده

‫جلسه رو برای امشب خاتمه میدیم

‫و صبح رای‌گیری رو از سر می‌گیریم

‫ممنونم

‫رسانه‌ها متوجه حضور کاردینالی

‫که اسمش در لیست اصلی نیست شدن، جناب رئیس

‫کاردینال بنیتز

‫برای همین جسارتاً

‫پیش‌نویس بیانیه‌ای رو آماده کردم

‫یک سری نکات از زندگیش رو هم

‫برای شما آماده کردم

‫در وراکروز و کنگو خدمت کرده

‫و در کنگو اولین بیمارستان

‫مخصوص قربانیان زن ‫تجاوز جنسی نسل‌کشی

‫در طی جنگ‌های اول و دوم ایجاد کرده

‫- بعد به بغداد رفته و در آخر کابل ‫- صحیح

‫بحث استعفاش بخاطر ‫مشکلات سلامتی پیش اومده بوده

‫ولی ظاهراً پدر مقدس راضیش کرده ادامه بده

‫بدون شک در جاهای وحشتناکی

‫- خدمت کرده ‫- آره

‫مشکلات سلامتی؟

‫یه پرس‌و‌جویی در موردش بکن، باشه "ری"؟

‫از اون مسائلیه که رسانه‌ها ‫از خداشونه دستشون بهشون برسه

‫چشم

‫و... اون یکی مسئله...

‫بله

‫با جناب مورالس صحبت کردم

‫قاطعانه گفتن از هیچ دلیلی اطلاع ندارن

‫که باعث بشه کاردینال ترمبلی ‫صلاحیت پاپ شدن رو نداشته باشه

‫- ممنون ‫- ولی...

‫جسارتم رو می‌بخشین اگر بگم

‫کاملاً حرف اسقف بزرگوار رو باور نکردم؟

‫آخه خیلی...

‫تاکید می‌کرد

‫اسپانیاییم خیلی ضعیفه و ممکنه "اتفاقی"

‫باعث شده باشم برداشت کنه ‫سندی رو دیدین

‫که خلاف حرفشون رو اثبات می‌کنه ‫و ایشون گفت

‫نیازی نیست نگران باشین، و اینکه... ‫و جمله‌ی دقیقش این بود

‫گزارش؟ گزارش در مورد چی؟

‫کِی پس گرفته شده؟

‫این رو نمی‌دونم، جناب کاردینال

‫همم

‫سوم شد

‫چیزی نبود که امید داشتیم

‫موعظه‌ت و پنج رایی که آوردی هم ‫چندان بهمون کمک نکرد

‫آرای تو خیلی کمتر از اونیه

‫که به عنوان یه نامزد جدی مطرح بشی

‫خب، موقعیتم برام مایه‌ی خجالته

‫اگر بفهمم حامی‌هام کی هستن

‫ازشون خواهش می‌کنم ‫به کس دیگه‌ای رای بدن

‫بهشون میگم خودم به آلدو رای میدم

‫خیلی‌خب

‫اینطوری 31 رای باقی می‌مونه

‫باید رای اکثرشون رو جذب کنیم

‫لاکپشت‌های پدر مقدس هستن

‫خیلی دوستشون داشت

‫هدیه‌ای از طرف آنگولا بودن

‫فکر کردم خیالاتی شدم

‫عاشقشونم. خیلی باهوشن

‫خب، اینجا مدام فرار می‌کنن ‫و میرن زیر چرخ

‫بهتره برگردیم ‫ساعت خاموشی نزدیکه

‫و وضعیت سلامتیت چطوره؟

‫صحیح و سالمم. ممنون

‫منظورم این بود که ‫خستگی سفر از تنت رفت؟

‫- آره ‫- خوبه

‫و توی سیستین ‫به شخص خاصی رای دادی؟

‫آره. به شما رای دادم

‫ببخشید. نباید می‌گفتم؟

‫نه، نه، بخاطر این تعجب نکردم که...

‫نه، باعث افتخارمه ‫ولی، وینسنت عزیزم...

‫میشه وینسنت صدات کنم؟

‫من نامزد جدی‌ای نیستم

‫قصد دارم کار دیگه‌ای...

‫بعد از مجمع، می‌خوام ‫ از مقام ریاست کناره‌گیری کنم

‫و رُم رو ترک کنم

‫چرا؟

‫این مدت کمی به مشکل برخوردم

‫در ایمانت؟

‫در دعا کردن

‫فقط بخاطر این میگم

‫که نشون بدم به هیچ‌ عنوان ‫لایق پاپ شدن نیستم

‫بیا بریم

‫آلدو

‫آلدو

‫خیلی حس بدی دارم ‫که همین آرای اندکی هم که آوردم

‫ممکنه به ضرر تو تمام شده باشه

‫همم

‫نمی‌دونستم اینقدر جاه‌طلبی

‫این چه حرف مسخره‌ایه

‫واقعاً؟

‫واقعاً؟

‫فکر کردم ازمون حمایت می‌کنی

‫اگر ما لیبرال‌ها متحد نباشیم، تدسکو پاپ میشه

‫روحتم خبر نداره ‫اوضاع چقدر ناجور شد، تامس

‫که اون و اطرافیانش

‫اواخر عمر پاپ ‫چطور بهش حمله می‌کردن

‫تهمت‌هاشون ‫افشاگری‌هاشون پیش رسانه‌ها

‫وحشیانه بود

‫در تمام دوران پاپ بودنش، جلوش دراومد

‫و حالا که درگذشته

‫می‌خواد ثمره‌ی عمرش رو نابود کنه

‫اگر تدسکو پاپ بشه

‫شصت سال پیشرفت رو نابود می‌کنه

‫جوری صحبت می‌کنی ‫که انگار جز تو گزینه‌ی دیگه‌ای نیست

‫- خب... ‫- ولی آدیمی بیشترین حمایت رو داره

‫- آدیمی؟ آدیمی؟ ‫- اوهوم

‫کسی که باور داره همجنس‌گراها

‫باید در این دنیا برن زندان ‫و اون دنیا برن جهنم؟

‫آدیمی راه‌ چاره‌ی هیچ مشکلی نیست ‫خودتم اینو می‌دونی

‫اگر می‌خوای تدسکو رو شکست بدی...

‫"شکست بدم"؟ اینجا مجمع کاردینال‌هاست، آلدو

‫جنگ که نیست

‫چرا جنگه!

‫و تو باید جبهه‌ت رو مشخص کنی!

‫شک و تردیدهای عزیزت رو بذار برای دعاهات

‫واقعاً که فکر نمی‌کنی

‫حتی ذره‌ای دنبال پاپ شدن هستم؟

‫بیخیال بابا!

‫هر کاردینالی دنبال همینه

‫هر کاردینالی، ته دلش ‫اسمی که می‌خواد

‫موقع پاپ بودن روی خودش بذاره رو انتخاب کرده

‫خب، من نکردم

‫اگر می‌خوای انکار کن

‫ولی یه نگاه خوب به دلت بنداز ‫و بعد بهم بگو اینطور نیست

‫« دومین روز مجمع »

‫« ترمبلی »

‫نتایج دومین رای‌گیری:

‫کاردینال آدیمی، 34 رای

‫کاردینال تدسکو، 25 رای

‫کاردینال بلینی، 18 رای

‫کاردینال ترمبلی، 16 رای

‫کاردینال لارنس، 9 رای

‫کاردینال بنیتز، 2 رای

‫برادران من، بر اساس شرایع رسولی

‫فوراً رای‌گیری بعدی رو شروع می‌کنیم

‫ممنونم

‫نتایج سومین رای‌گیری:

‫کاردینال آدیمی، 52 رای

‫کاردینال تدسکو، 30 رای

‫کاردینال ترمبلی، 10 رای

‫کاردینال بلینی...

‫برادران

‫خواهش می‌کنم

‫ممنونم

‫کاردینال بلینی، 9 رای

‫کاردینال لارنس، 5 رای

‫کاردینال بنیتز، 4 رای

‫خب، گمونم اتفاقی افتاده

‫انفجاری در میدان باربرینی رخ داده

‫جناب کاردینال

‫- بمب بوده؟ ‫- فعلاً مشخص نیست

‫تعدادی مجروح شدن

‫ولی حرفی از تلفات نزدن

‫نباید حرفی در این مورد ‫به کاردینال‌ها بزنی، ری

‫در انزوا هستیم ‫و باید در برابر تمام اخباری

‫که ممکنه روی قضاوتشون ‫تاثیر بذاره محفوظ بمونن

‫- متوجه شدی؟ ‫- بله چشم، جناب کاردینال

‫دقیقاً همچین باوری دارم

‫وقتی کم‌کم فهمیدن عقاید اجتماعی

‫پاپ جدیدمون چیه ‫به مردم میلان چی بگم؟

‫به اعضای کلیسات بگو باید انتخاب

‫اولین پاپ آفریقایی ‫تاریخ کلیسا رو جشن بگیرن

‫اگر آدیمی سفیدپوست بود

‫همه‌مون بخاطر اینکه ‫از تدسکو هم مرتجع‌تره محکومش می‌کردیم

‫فقط چون سفیدپوست نیست...

‫دیگه برای این حرفا خیلی دیره

‫دیگه خیلی دیره

‫چی شد؟

‫بعدازظهر بخیر، خواهر

‫می‌خوام با راهبه‌ای

‫- که الان سینیش از دستش افتاد صحبت کنم ‫- خودم حواسم بهش هست

‫خودم دارم حلش می‌کنم، جناب رئیس

‫مطمئنم همینطوره، خواهر اگنس ‫ولی باید شخصاً ببینمش

‫بعید می‌دونم نیازی باشه

‫ رئیس مجمع کاردینال‌ها ‫نگران افتادن یه سینی باشه

‫با این‌حال، من...

‫مراقب از حال این خواهر وظیفه‌ی منه

‫و مسئولیت این مجمع با منه

‫بفرما بشین، فرزندم

‫اسم من کاردینال لارنسه

‫حالت چطوره؟

‫حالش خیلی بهتره

‫میشه اسمت رو بهم بگی؟

‫شانومی. اسمش "شانومی"ـه

‫لطفاً، بفرما بشین

‫واقعاً فکر می‌کنم بهتره

‫اجازه بدین من خودم حلش...

‫میشه لطف کنی تنهامون بذاری، خواهر اگنس؟

‫خواهر شانومی

‫می‌خوام این رو بدونی، که اولاً

‫توی هیچ دردسری نیفتادی

‫حقیقت اینه که

‫در قبال خدا وظیفه دارم که مطمئن بشم ‫تصمیماتی که اینجا می‌گیریم

‫تصمیمات درستی هستن

‫حالا، خیلی اهمیت داره ‫که هرچی توی دلته

‫یا ناراحتت کرده

‫و به کاردینال "آدیمی" مربوط میشه رو بهم بگی

‫میشه این‌کارو برام بکنی؟

‫حتی اگر بهت اطمینان بدم

‫صحبتت از این اتاق خارج نمیشه؟

‫می‌خوای اعترافت رو بشنوم؟

‫الان میام، جناب رئیس

‫- نباید بریم؟ ‫- چند لحظه‌ی دیگه میریم

‫چه جمله‌ی دلهره‌آوری

‫اگر در مورد اتفاقیه ‫که طبقه‌ی پایین افتاد

‫اصلاً نمی‌خوام در موردش صحبت کنم

‫قربانی توطئه‌ای شرم‌آور

‫برای از بین بردن آبروم هستم

‫کسی اون زن رو آورده اینجا ‫و این نمایش رو راه انداخته

‫تابحال از نیجریه خارج نشده بود

‫و حالا سر از کازا سانتا مارتا درآورده... ‫(خانه‌ی مرثای قدیس)

‫خب، با نهایت احترامی که برات قائلم، جاشوآ ‫اهمیت اینکه چطوری اومده اینجا

‫کمتر از مسئله‌ی رابطه‌ی تو با اونه

‫من هیچ رابطه‌ای باهاش ندارم!

‫سی ساله چشمم بهش نیفتاده

‫تا اینکه دیشب جلوی در اتاقم پیداش شد!

‫لغزش کردم، جناب رئیس

‫لغزش کردم

‫"باشد که خداوند پاپی به ما عطا کنه ‫که گناه می‌کنه"

‫"و طلب بخشش می‌کنه ‫و به مسیرش ادامه میده"

‫- این حرف خودته ‫- عاقبت بچه چی شد؟

‫بچه؟

‫بچه توی یک خانواده‌ی مسیحی بزرگ شد

‫و تا الان، نمی‌دونه پدرش کیه

‫البته اگر واقعاً من باشم

‫عاقبت بچه این شد

‫خیلی جوون بودیم

‫نه، نه، نه، جاشوآ

‫اون خیلی جوون بود، 19 سالش بود

‫- تو 30 سالت بود ‫- تامس

‫تامس

‫گوش کن چی میگم. لطفاً

‫امروز صبح حضور روح‌القدس رو حس کردم

‫به‌خدا قسم

‫آماده‌م این بار رو به دوش بکشم

‫یه... یه اشتباه اونم 30 سال پیش

‫باعث عدم صلاحیتم میشه؟

‫تامس، خواهش می‌کنم ‫اون زمان آدم متفاوتی بودم

‫لطفاً، التماست می‌کنم ‫با این قضیه نابودم نکن

‫جاشوآ، از تو بعیده همچین فکری بکنی

‫شانومی برای محافظت از پسرش هیچی نمیگه

‫و من ملزم به رعایت عهد اعتراف هستم

‫پس هنوزم امیدی دارم

‫نه

‫امیدی نیست

‫بعد از همچین جار و جنجال علنی ‫شایعاتی پخش میشه

‫و خودت کوریا رو بهتر می‌شناسی

‫هیچ‌چیز بیشتر از

‫یک رسوایی جنسی دیگه ‫همکارهامون رو نمی‌ترسونه

‫متاسف‌تر از چیزی هستم که بتونم بیانش کنم

‫هرگز نمی‌تونی پاپ بشی

‫باید از نو شروع کنی

‫ولی مرد خوبی هستی

‫می‌دونم مرد خوبی هستی

‫و راهی برای جبران اشتباهاتت پیدا می‌کنی

‫همراهم دعا می‌کنی؟

‫آره، حتماً

‫« بلینی »

‫نتایج رای‌گیری پنجم:

‫کاردینال ترمبلی، 40 رای

‫کاردینال تدسکو، 34 رای

‫کاردینال بلینی، 13 رای

‫کاردینال لارنس، 11 رای

‫کاردینال آدایمی، 9 رای

‫کاردینال بنیتز، 6 رای

‫برادرانم...

‫برادرانم، رای‌گیری پنجم به پایان رسید

‫هیچکدوم از نامزد‌ها ‫اکثریت لازم رو کسب نکردن

‫فردا صبح رای‌گیری رو ادامه میدیم

‫بله، ری؟

‫در مورد اتفاق امروز صبح، جناب کاردینال

‫اطلاعات بیشتری گیر آوردم اگر...

‫نه، من هم باید ‫در برابر هر اطلاعاتی که ممکنه

‫در روند این مجمع تاثیر بذاره محفوظ بمونم

‫بله چشم، جناب کاردینال

‫مورد دیگه‌ای نیست؟

‫آها. کاردینال بنیتز

‫- مشکلات سلامتیش ‫- اوهوم

‫یک بلیط رفت و برگشت به ژنو

‫براش صادر شده بوده ‫که هزینه‌ش توسط شخص پاپ پرداخت شده

‫یه نگاهی به درخواست ویزاش انداختم

‫هدف از سفر "معالجه" عنوان شده بود

‫درهرحال، هرچی که بوده ‫نمی‌تونسته جدی بوده باشه

‫بلیط لغو شد. اصلاً نرفت

‫باشه. ممنون

‫عذر می‌خوام، جناب کاردینال

‫می‌دونم گفتین باید مسئله‌ی ‫گزارش پس گرفته شده رو

‫- فراموش کنیم ‫- آره

‫ولی برام سوال شده

‫با توجه به شرایط فعلی کاردینال ترمبلی...

‫می‌تونم سعی کنم چیزی پیدا...

‫نه، نه، من کارآگاه نیستم

‫وظیفه‌م این نیست ‫که برم توی گذشته‌ی همکارهام

‫دنبال راز بگردم

‫معذرت می‌خوام

‫لطفاً، دیگه پرس‌و‌جو نکن

‫به...

‫به‌نظرم بقدر کافی راز شنیدیم

‫بیا بذاریم هرچی خدا می‌خواد همون بشه

‫بله، چشم

‫پس شب بخیر، جناب کاردینال

‫این کارا واقعاً لازمه؟

‫حس می‌کنم توی یه مجمع سیاسی آمریکاییم

‫خب، زیاد طول نمی‌کشه

‫این دوستمون در بین همکارهامون

‫بقدر کافی حامی نداره ‫که بتونه به عنوان پاپ انتخاب بشه

‫خب، هنوز تمام نشده

‫خب، متاسفانه بنظر من که تمام شده

‫حالا، این سوال پیش میاد

‫اگر من نمی‌تونم برنده بشم

‫به حامیانم توصیه کنم ‫به کی رای بدن؟

‫تامس، منم مثل تو

‫علاقه‌ی چندانی به ترمبلی ندارم

‫ولی باید با این حقیقت روبرو بشیم که...

‫ولی باید با این حقیقت روبرو بشیم

‫که تعداد زیادی ازش حمایت کردن

‫- شاید بتونه همه رو با هم متحد کنه ‫- نه، نه

‫- چیه؟ ‫- به همچین فلاکتی افتادیم؟

‫که بین بد و بدتر، بد رو انتخاب کنیم؟

‫ولی انتخاب چندانی برامون نمونده

‫اگر رای‌هامون رو عوض نکنیم ‫تا چندین هفته اینجا معطل میشیم

‫و تدسکو دقیقاً همینو می‌خواد

‫یه پاپی داشتیم ‫که عضو گروه جوانان هیتلر بوده

‫و برای نازی‌ها جنگیده بود

‫پاپ‌هایی داشتیم که متهم

‫به همدستی با کمونیست‌ها و فاشیست‌ها بودن

‫پاپ‌هایی داشتیم که گزارش‌هایی

‫شنیع‌ترین آزار جنسی ‫ علیه کودکان رو نادیده گرفتن!

‫هیس. خیلی‌خب. هیس

‫منظورتو متوجه شدیم

‫منظورم اینه که ‫هرگز نمی‌تونیم نامزدی پیدا کنیم

‫که هیچ‌جور سابقه‌ی بدی نداشته باشه

‫ماها هم انسانیم

‫به خدایی بی‌نقص خدمت می‌کنیم

‫نمی‌تونیم همیشه بی‌نقص باشیم

‫پس همه موافقیم

‫به تمام حامی‌هامون توصیه می‌کنیم ‫از ترمبلی حمایت کنن

‫خوبه

‫اون شب، لطف کردی

‫و گفتی به من رای دادی

‫نمی‌دونم بعد از اون هم رای دادی یا نه

‫ولی اگر دادی، باید دوباره ازت خواهش کنم ‫دیگه بهم رای ندی

‫چرا؟

‫خب، اولاً، معنویت لازم ‫برای پاپ شدن رو ندارم

‫دوماً، امکان نداره رای بیارم

‫یک مجمع طولانی و بی‌نتیجه ‫از دید رسانه‌ها

‫مدرکی مبنی بر بحران توی کلیساست

‫اومدین ازم بخواین ‫به کاردینال ترمبلی رای بدم؟

‫آره، و اینکه به حامیانت توصیه کنی ‫اونا هم همین‌کارو بکنن

‫کاردینال ترمبلی خودش در این مورد ‫باهام صحبت کرده

‫آره مطمئنم صحبت کرده

‫می‌خواین به کسی رای بدم ‫که از نظرتون جا‌ه‌طلبه؟

‫نمی‌خوام شاهد پاپ شدن تدسکو باشم

‫کلیسامون رو سال‌ها به عقب برمی‌گردونه

‫متاسفم، ولی نمی‌تونم به کسی رای بدم

‫مگر اینکه از نظرم ‫لایق‌ترین شخص برای پاپ شدن باشه

‫و از نظر من، لایق‌ترین شخص ترمبلی نیست

‫شمایین

‫رای تو رو نمی‌خوام!

‫با این‌حال، رای من شمایین

‫خواهر شانومی در راه برگشت به نیجریه‌ست

‫امروز بعدازظهر پروازی به مقصد لاگوس بود

‫و با خودم گفتم

‫اگر با اون پرواز برگرده برای همه بهتره

‫خواهر شانومی چطوری ‫سر از رم درآورد؟

‫از دفتر سرپرست اعظم

‫بهم اطلاع دادن

‫که قراره بهمون ملحق بشه

‫هماهنگی‌هاش توی پاریس انجام شده بود

‫باید از کلیسای خیابان "بک" بپرسین ‫جناب کاردینال

‫دلم می‌خواد بپرسم، ولی خب

‫تا پایان مجمع در انزوا به سر می‌برم

‫پس بعد از پایان مجمع ازشون بپرسین

‫اطلاعاتش الان برام باارزشه

‫خواهر اگنس، می‌دونم ‫با پدر مقدس صمیمی بودی

‫وقتی سعی کردم از مقام ریاست ‫مجمع استعفا بدم، اجازه نداد

‫اون زمان دلیلش رو درک نکردم

‫ولی فکر کنم الان متوجه شدم

‫بنظرم پدر مقدس می‌دونست مرگش نزدیکه

‫و به دلایلی، می‌خواست من

‫این مجمع رو اداره کنم

‫و الان دارم سعی می‌کنم همین‌کارو بکنم

‫بخاطر ایشون

‫ازت می‌خوام اسمت رو ‫ از رای‌گیری بعدی حذف کنی

‫تو شخص مناسبی برای پاپ شدن نیستی

‫خب، 40 تا از همکارهامون

‫با این نظرت مخالفن

‫چون مثل من تو رو نمی‌شناسن

‫این رفتارت تاسف‌آوره، تامس

‫برات دعا می‌کنم

‫می‌دونم گزارشی از فعالیت‌هات ثبت شده بود

‫می‌دونم پدر مقدس ‫چندین ساعت قبل از درگذشتش

‫در موردش باهات صحبت کرده

‫و تو رو از تمام مقام‌هات خلع کرده

‫و اینم می‌دونم که به‌نحوی فهمیدی

‫آدیمی سی سال پیش ‫در مقابل وسوسه‌ی شیطان تسلیم شده

‫و اینکه ترتیبی دادی ‫که زنی که در اون ماجرا نقش داشته

‫به رم آورده بشه ‫فقط و فقط با این هدف که

‫شانس آدیمی رو ‫ برای پاپ شدن از بین ببری

‫این اتهام رو تکذیب می‌کنم

‫انکار می‌کنی که از خواهر اعظم‌مون خواستی

‫یکی از خواهرهاش رو به رم منتقل کنه؟

‫نه. ازش خواستم

‫- ولی نه از طرف خودم ‫- خب پس از طرف کی بوده؟

‫پدر مقدس

‫جرات می‌کنی توی خونه‌ی پدر مقدس ‫بهش تهمت بزنی؟

‫تهمت نیست

‫حقیقته

‫پدر مقدس اسم یه خواهر رو بهم داد

‫و ازم خواست یه درخواست خصوصی

‫برای آوردنش به رم ارائه بدم

‫روحمم خبر نداره چرا

‫و حالا تو اومدی...

‫بهتره مراقب باشی، تامس

‫جاه‌طلبی خودت از چشم بقیه پنهان نمونده

‫ممکنه به این کارت به چشم تلاش

‫برای خدشه‌دار کردن آبروی یه رقیب نگاه کنن

‫اتهام مشمئزکننده‌ایه

‫واقعاً؟

‫برام سواله...

‫که آیا واقعاً هیچ تمایلی نداری

‫که این مقام به تو برسه یا نه

‫تظاهر می‌کنم ‫اصلاً همچین مکالمه‌ای با هم نداشتیم

‫ولی داشتیم!

‫گزارش فعالیت‌های "ترمبلی"ـه

‫بصورت اجمالی بنظر میاد ‫شواهد بی‌چون و چرایی وجود داره

‫که مرتکب جرم شمعونی شده، که البته

‫جرمیه که در متون مقدس تصریح...

‫می‌دونم شمعونی چیه. ممنون ‫(خرید و فروش مناصب و مزایای کلیسایی)

‫فقط بخاطر این توی رای‌گیری اول ‫اون همه رای آورد

‫چون رای‌ها رو خریده بود

‫کاردینیس، دینه، فیگارلا، باپتیست

‫همه‌ش هم توی 12 ماه اخیر بوده

‫که حتماً حدس زده ‫دوران تصدی پدر مقدس

‫داره به پایان می‌رسه

‫از کجا بدونیم این پول

‫برای اهداف کاملاً مشروع استفاده نشده؟

‫چون هیچ صورتحساب بانکی ندیدم

‫خدایا

‫ظاهراً پدر مقدس از همه‌مون جاسوسی می‌کرده

‫به هیچکس اعتماد نداشته

‫اینو از کجا آوردی؟

‫مهر و موم رو شکستی

‫حس کردم چاره‌ی دیگه‌ای ندارم

‫احتمال می‌دادم ترمبلی

‫اون زن بیچاره رو از آفریقا آورده ‫تا آبروی آدیمی رو ببره

‫باید نامزدیت رو ادامه بدی، آلدو

‫بذارشون سر جاش

‫بذارشون سر جاش

‫یا بسوزونشون یا...

‫فقط بذارشون سر جاش

‫هرگز نمی‌تونم به این شکل پاپ بشم

‫با یه سند دزدیده شده؟ ‫یا بردن آبروی یه برادر کاردینال؟

‫اینطوری تبدیل به ریچارد نیکسون پاپ‌ها میشم

‫پس خودتو قاطی نکن ‫بسپارش به من

‫من حاضرم عواقبش رو به جون بخرم

‫می‌دونی کی بیشتر از همه ‫از این سود می‌بره؟

‫تدسکو

‫پایه و اساس نامزدیش اینه که

‫پدر مقدس با تلاش‌هاش برای اصلاحات

‫ کلیسا رو به فلاکت کشونده

‫اگر این گزارش رو افشا کنی

‫آبروی ترمبلی لطمه نمی‌خوره

‫آبروی کلیسا لطمه می‌خوره

‫اینطوری کوریا رو ‫به فساد سازمانی متهم می‌کنی

‫فکر کردم وظیفه‌مون ‫خدمت به خداست، نه به کوریا

‫اینقدر ساده‌لوح نباش

‫بذارشون سر جاش

‫تا ترمبلی پاپ بشه؟

‫پاپ‌های بدتر از اونم داشتیم

‫چه وعده‌ای بهت داده؟

‫نخست وزیر؟

‫پنج بار بهت رای دادم، آلدو

‫ولی اشتباه کردم

‫شجاعت لازم برای پاپ شدن رو نداری

‫« سومین روز مجمع »

‫« خطا »

‫بذارین براتون انجامش میدم، جناب کاردینال

‫اوه

‫چند تا کپی لازم دارین؟

‫صد و هشت تا

‫بنظرم تو مسئول اینا باشی

‫نه، جناب کاردینال، مسئولش شمایی

‫این گزارش کاملاً کذبه!

‫و اگر تو بی‌اجازه وارد اتاق ‫پدر مقدس نمی‌شدی

‫ و برش نمی‌داشتی، هرگز افشا نمی‌شد

‫اگر گزارش کذبه، پس چرا پدر مقدس

‫در آخرین عمل رسمیش به عنوان پاپ ‫ازت خواست استعفا بدی؟

‫همچین کاری نکرد

‫همونطور که جناب مورالس که توی جلسه بود...

‫ولی اسقف اعظم وازنیک ‫اصرار داره که پدر مقدس...

‫پدر مقدس، که امیدوارم اسمش در میان

‫کشیشان اعظم ماندگار بشه

‫همونطور که ماهایی که مرتباً

‫ایشون رو می‌دیدیم می‌تونیم شهادت بدیم ‫در پایان عمرش بیمار بود

‫با اجازه‌تون منم می‌خوام ‫توی بحث شیرین‌تون شرکت کنم

‫می‌خوام بهتون یادآوری کنم

‫که اسم 8 کاردینال پنهان شده

‫خط خورده!

‫بنظرم جناب رئیس ‫می‌تونه بهمون بگه کیا بودن؟

‫بذارین خودشون بهمون بگن

‫همین‌جا و همین الان

‫همین‌جا و همین الان!

‫اگر کاردینال ترمبلی در ازای پول

‫ازشون خواسته بهش رای بدن...

‫نه، همچین کاری نمی‌کنم

‫بذارین هرکس مثل من ‫خودش با وجدان خودش کنار بیاد

‫اصلاً قصد ندارم باعث ایجاد ‫خصومت در این مجمع بشم

‫و با کمال میل ‫ از مقام ریاست کناره‌گیری می‌کنم

‫دیدی؟ دیدی؟

‫عالی‌جنابان

‫عالی‌جنابان!

‫عالی‌جنابان

‫گرچه ما خواهرها نباید دیده بشیم

‫با این‌حال خداوند بهمون چشم و گوش داده

‫می‌دونم چی باعث شد رئیس مجمع

‫وارد اتاق پدر مقدس بشه

‫نگران این موضوع بود ‫که اون خواهر همکار من

‫که اون هیاهوی تاسف‌برانگیز رو راه انداخت

‫ممکنه با قصد بردن آبروی ‫یکی از اعضای این مجمع

‫به رم آورده شده باشه

‫شک ایشون درست بود

‫اون خواهر طبق درخواست شخص خود

‫کاردینال ترمبلی به اینجا اومده بود

‫برادرانم

‫حقیقت داره

‫ولی پدر مقدس ازم خواست این‌کارو بکنم

‫هیچ اطلاعی از هویت این زن نداشتم

‫قسم می‌خورم

‫یهودا

‫خائن

‫ظاهراً نامزدهای محبوبمون دارن ته می‌کشن

‫باید نظارت بر این انتخابات رو

‫به عهده بگیری، آلدو

‫اوه، نه، خیلی ممنون

‫تو داری این مجمع رو هدایت می‌کنی

‫دقیقاً به کجا، نمی‌دونم

‫ولی این سختگیریت طرفدارهای خودشو داره

‫تامس، اومدم ازت بخوام منو ببخشی

‫اونقدر گستاخ بودم

‫که ازت بخوام قلبت رو بسنجی

‫درحالی‌که تمام این مدت ‫این قلب خودم بود که...

‫شرم‌آوره

‫که به این سن رسیده باشی ‫و هنوزم خودتو نشناخته باشی

‫جاه‌طلبی، موریانه‌ی پرهیزکاریه

‫معذرت می‌خوام

‫خب، شاید وقتش باشه ‫یه اسمی انتخاب کنی

‫به عنوان دومین شخص ارشد این مجمع

‫وظیفه‌ی منه که ازت بپرسم

‫که به عنوان پاپ ‫می‌خوای به چه اسمی شناخته بشی

‫چه خوب چه بد

‫بنظر میاد کار ترمبلی تمامه

‫حالا دیگه رقابت بین تو و "تدسکو"ـه

‫حالا فقط تو می‌تونی جلوش رو بگیری

‫جان

‫جان رو انتخاب می‌کنم

‫« لارنس »

‫همه رو به

‫کازا سانتا مارتا برگردوندیم، جناب کاردینال

‫کسی صدمه‌ی جدی نخورده ‫چند نفر خراش برداشتن، همین

‫بیرون شهر، وضع چقدر خرابه؟

‫یا خدا

‫ساعت 11 و 20 دقیقه‌ی امروز صبح

‫یک خودروی انفجاری

‫در میدان ریزورجیمنتو منفجر شد

‫کمی بعد، درحالی‌که مردم ‫درحال فرار از صحنه بودن

‫یک شخص با جلیقه‌ی انفجاری

‫خودش رو منفجر کرد

‫گزارش شده حملات دیگه‌ای هم

‫در لوون و مونیخ صورت گرفته

‫تعداد کشته‌ها تا این لحظه...

‫پنجاه و دو نفره

‫صدها نفر زخمی شدن

‫اینم از این

‫بالاخره تونستیم نتیجه‌ی تفکر نسبی‌گرایی

‫که برادران لیبرال‌مون ‫ اینقدر عاشقشن رو ببینیم!

‫همون نسبی‌گرایی که ‫ تمام عقاید و خیالات گذرا رو

‫برابر می‌دونه

‫که حالا، وقتی یه نگاهی به ‫اطرافمون می‌اندازیم بتونیم ببینیم

‫سرزمین کلیسای مقدس کاتولیک رم‌مون

‫پر شده از مسجد و مناره‌های

‫محمد پیامبر!

‫- باید از خودت خجالت بکشی ‫- خجالت بکشم؟

‫- خجالت بکش ‫- همه‌مون باید خجالت بکشیم!

‫حضور اسلام توی سرزمین‌مون رو تحمل می‌کنیم

‫درحالی‌که توی سرزمین‌ خودشون ‫به ما ناسزا میگن

‫توی وطن‌هامون بهشون پر و بال میدیم

‫ولی اونا ریشه‌ی ما رو از بیخ می‌زنن

‫تا کی می‌خوایم روی این ضعف پافشاری کنیم؟

‫به معنای واقعی کلمه رسیدن پشت دیوارهامون

‫چیزی که الان نیاز داریم رهبریه

‫که درک کنه ‫با یک جنگ دینی واقعی طرفیم

‫بهم دست نزن!

‫آره، جنگ دینیه

‫رهبری لازم داریم ‫که جلوی این عقب‌نشینی ذره به ذره‌ای

‫که تقریباً 50 ساله ‫بی‌وقفه ادامه داشته رو بگیره

‫تا کی می‌خوایم روی این ضعف پافشاری کنیم؟

‫تا کی؟

‫رهبری لازم داریم...

‫که با این حیوون‌ها بجنگه!

‫می‌خواین همچین کسی رهبر ما باشه؟

‫برادر کاردینالم

‫برادر کاردینالم

‫با کمال احترام...

‫اصلاً در مورد جنگ چی می‌دونی؟

‫من توی کنگو خدمت کردم

‫توی بغداد، توی کابل

‫اجساد و زخمی‌های بی‌شماری رو دیدم

‫چه مسیحی چه مسلمون

‫وقتی میگی باید بجنگیم

‫بنظرت داریم با چی می‌جنگیم؟

‫فکر می‌کنی با اون مردان متوهمی

‫که مرتکب اعمال وحشتناک امروز شدن می‌جنگیم؟

‫نه، برادر

‫چیزی که داری باهاش می‌جنگی اینجاست...

‫درون تک تک ماها...

‫اگر الان تسلیم نفرت بشیم

‫اگر حرف از "این جبهه و اون جبهه" بزنیم

‫به‌جای اینکه حرف از ‫تمام مردان و زنان بزنیم

‫این اولین باریه که اینجا میان شما حضور دارم

‫و گمونم آخرین بارم خواهد بود

‫معذرت می‌خوام ‫ ولی این چند روز اخیر نشون دادیم

‫چیزی جز مردانی حقیر و کوته‌فکر نیستیم

‫فقط و فقط به فکر خودمون بودیم

‫به فکر رم

‫به فکر این رای‌گیری‌ها، به فکر قدرت

‫ولی کلیسا این چیزها نیست

‫کلیسا رسم و رسومات نیست

‫کلیسا گذشته‌ و تاریخ نیست

‫کلیسا کارهاییه که بعد از این انجام میدیم

‫دعا می‌کنیم

‫ای پدر ما، برای آنکه بتوانیم

‫کلیسایت را هدایت و حراست کنیم

‫به ما، خدمتگزارانت

‫نعمت هوش، حقیقت و آرامش عطا بفرما

‫تا برای درک خواست تو تلاش کرده

‫و با سرسپردگی مطلق به تو خدمت کنیم

‫عیسی مسیح، پروردگار ما

‫آمین

‫بلینی

‫بنیتز

‫لارنس

‫تدسکو

‫لارنس

‫انتخاب رسمی خودت ‫به عنوان پاپ اعظم رو می‌پذیری؟

‫انتخاب رسمی خودت ‫به عنوان پاپ اعظم رو می‌پذیری؟

‫می‌پذیرم

‫و می‌خواین با چه اسمی خطاب بشین؟

‫اینوسنت ‫(معصوم)

‫جناب اسقف

‫ببخشید، تو حال خودت بودی

‫ری

‫بنظرم بهتره یادداشت‌های ‫کاردینال‌ها رو جمع کنی

‫هرچه زودتر کوره رو روشن کنیم

‫زودتر دنیا خبردار میشه ‫یه پاپ جدید انتخاب کردیم

‫چی شده؟

‫اون...

‫اون نتیجه‌ای نبود که انتظار داشتم

‫آره، ولی درهرحال فوق العاده‌ست

‫اگر نگران جایگاه منی

‫می‌تونم بهت اطمینان بدم ‫که فقط احساس آسودگی می‌کنم

‫پدر مقدس جدیدمون

‫از من پاپ خیلی بهتری میشه

‫میشه خصوصی صحبت کنیم؟

‫باید همین امروز صبح ‫که متوجه شدم بهتون می‌گفتم

‫ولی بخاطر تمام اتفاقاتی که...

‫و فکرشم نمی‌کردم...

‫که کاردینال بنیتز بتونه...

‫ری، لطفاً بهم بگو ‫چی اینقدر آشفته‌ت کرده

‫متوجه شدم...

‫سوئیس...

‫سفر کاردینال بنیتز به سوئیس

‫سوئیس. بیمارستان ژنو، درسته؟

‫بیمارستان نبود

‫درمانگاه بوده

‫درمانگاه چی؟

‫جناب کاردینال، جناب پاپ ‫حاضر نمیشه قبا بپوشه

‫با اجازه

‫- میشه تنهایی باهاتون صحبت کنم؟ ‫- آره حتماً

‫آقایون، بیاین بریم بیرون

‫منتظر اومدنت بودم

‫باید در مورد معالجه‌ت

‫توی کلینیک ژنو بهم بگی

‫- لازمه، جناب رئیس؟ ‫- آره، لازمه

‫تا یک ساعت آینده، تبدیل به ‫شناخته‌ شده‌ترین آدم دنیا میشی

‫پس لطفاً بهم بگو

‫شرایطت چیه؟

‫شرایطم، به قول خودت

‫همونطوریه که وقتی ‫به عنوان کشیش منصوب شدم داشتم

‫و وقتی کاردینال شدم

‫ولی اون معالجه‌ای که توی ژنو داشتی؟

‫معالجه‌ای نبود

‫بهش فکر کردم

‫از خدا راهنمایی خواستم ‫و تصمیم گرفتم انجامش ندم

‫ولی قرار بود چه معالجه‌ای باشه؟

‫اسمش برداشتن رحم با روش لاپاراسکوپی بود

‫باید درک کنی

‫وقتی بچه بودم، هیچ‌جوره نمی‌شد فهمید

‫شرایط من پیچیده‌تر از بقیه‌ست

‫و زندگی توی حوزه‌ی علمیه ‫همونطور که می‌دونی، خیلی محقرانه‌ست

‫حقیقتش، اصلاً دلیلی نداشت که بخوام فکر کنم

‫از لحاظ فیزیکی ‫با مردهای جوون دیگه تفاوت دارم

‫بعد، در اواخر 30 سالگیم

‫یه عمل جراحی ‫برای درآوردن آپاندیسم انجام دادم

‫و دکترها همون‌موقع فهمیدن

‫که رحم دارم

‫و تخمدان

‫بعضیا ممکنه بگن بر اساس کروموزوم‌هام

‫یه زن حساب میشم

‫ولی ظاهرم همینطوریه که می‌بینی

‫اون دوران خیلی برام تاریک و سخت بود

‫حس می‌کردم تمام عمرم که کشیش بودم

‫داشتم مرتکب گناه می‌شدم

‫طبیعتاً، استعفام رو به پدر مقدس تقدیم کردم

‫با پرواز اومدم رم و همه‌چیز رو بهشون گفتم

‫می‌دونست؟

‫آره. می‌دونست

‫و از نظرش قابل قبول بود

‫که یه کشیش رسمی باقی بمونی؟

‫برای درآوردن اعضای مونث بدنم ‫جراحی رو در نظر داشتیم

‫ولی شب قبل از پروازم

‫فهمیدم اشتباه می‌کردم

‫همون کسی بودم که همیشه بودم

‫بنظرم تغییر خلقت خداوند گناه سنگین‌تری اومد

‫تا اینکه بذارم بدنم همینطوری باقی بمونه

‫پس هنوزم...

‫همونطوریم که خدا منو خلق کرده

‫و شاید بخاطر همین تفاوتم

‫بتونم مفیدتر باشم

‫بازم داشتم به موعظه‌ت فکر می‌کردم

‫می‌دونم زندگی در میان

‫یقین‌ها‌ و قطعیت‌های دنیا چه حسی داره

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما ‫CinamaSub@

‫[ کانال تلگرام حسین اسماعیلی ] ‫[ @BDSubs ]

‫بزرگترین مرجع دانلود فیلم و سریال ‫WwW.30NaMa.CoM

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.