All language subtitles for Rauf (2045816)

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian Download
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

ما را از طریق کانال تلگرامی ِ * ناسینما * دنبال کنید @NAcinema @Naacinema

تــــــرجــــمــــــه کـــــــاری از 46&2

.من ترک هستم

.من آدم روراستی ام

.من آدم سختکوشی ام

اصول من

مراقبت از کوچک تر ها

احترام به بزرگترها

عشق ورزیدن

به وطنم

و ملیتم

بیشتر از خودم

ای، آتاتورک بزرگ

من عهد میکنم

.تا پا جای تو بگذارم

بخاطر همان هدف ها

بدون توقف

!برپا

روز بخیر بچه ها - تشکر آقا - !برجا -

...بچه ها

.بابا هِرو، قراره برامون از جنگ کُره بگه

با دقت بهش گوش کنین، خیلی خب؟

.حالا تکیه بدین به صندلیاتون

!بفرما بابا هرو

.سال 1950 و اواسط ماه ژوئن بود

.یه مامور از طرف ایستگاه ژاندارمری اومد در خونه مون

گفتن که هرو

...تو باید به کره بری .لشکر کفار به کره حمله کردن

مگه میتونستم صبر کنم؟ چطور بیگانه پاشو بذاره تو مملکتم؟

من فکر میکردم کره نزدیک ترابزون باشه

مگه اونجا چقدر دوره؟

.ما رفتیم و درگیری ها شروع شد

صدای شلیک گلوله .شب و روز به گوش می رسید

بعضی وقتا هم که جنگ آروم می گرفت

برمیگشتیم به سنگرهامون .سیگارمونو می کشیدیم و نامه هامونو میخوندیم

.بچه ها! بریوان برای من نامه می نوشت

.قد بریوان 1/80 متر بود

سرشانه هاش 80 سانت بود .کمرباریک و صداش آهنگین

...گونه هاش مثل سیب و لباش مثل خامه

.چشماش مثل آهو بود و چه بوی خوبی داشت

به زبون قدیمیا پایین تنه اش 05 یعنی متقارن و خوش هیکل

...با خودم فکر میکردم که

.جنگ تموم میشه و میرم بریوان رو می بینم

درست همون لحظه یه بمب افتاد رو سنگر ما

.چشامو که بازکردم همه جا سفید سفید بود

.لشکر کفار سمت دریا بودن

.خسته و تشنه بودم

نورفیت بود، گروهبان ما

رئوف، نورفیت کیه؟

.زمان! نورفیت رفیق بابا هرو بوده

زمان، نورفیت کی بود میدونی؟

مگه از تو پرسیدم؟

.بس کنید

.بس کنید. آقا معلم، بس کنید

چه خبره اونجا؟

!رئوف، کتاباتو بردار

!برگرد برو خونه تون

من چرا گفتم بابا هرو بیاد اینجا؟ چرا دعوتش کردم؟

برای این که خاطرات جنگ کره رو براتون بگه .برای اینکه فهمتون از عرق ملی رو بالا ببره، دعوتش کردم

.اعصاب منو بهم می ریزید

یکی میخنده .یکی یه کار دیگه میکنه

از اینجا به بعد به صندلیاتون تکیه بدین .و به حرفای بابا هرو گوش بدین

آخه منم داشتم گوش میدادم- !برو بیرون ببینم -

!برو خونه

پسر، رئوف

تو این ساعت اینجا چیکار میکنی؟

نکنه از مدرسه جیم زدی؟ چیکار کردی؟

نه، جیم نزدم - !آره جیم نزدی-

نکنه مریض شدی؟

.مریض نیستم، خوبم

خب، خوبی

مشقاتو نوشتی؟

من بیشتر از همه تو مدرسه تکلیفامو انجام میدم - !پس که تو از همه بیشتر انجام میدی

جدول ضرب رو بلدی؟

آره، بلدم - !پس بلدی-

هفت هشت تا چند تا میشه؟

.هنوز به هفت نرسیدیم

...پس با این حساب تو

.از هیچی خبر نداری

مدرسه زیاد مهم نیست .منم درس نخوندم

آقا یونر

باجناقت قاسم رو دیدی؟- نه ندیدم -

این چه قیافه ی احمقانه ایه به خودت گرفتی؟

کجا موندین؟

معلم نگهمون داشت .یه عالمه تکلیف داد بهمون

.گفته اگه تکالیف رو انجام ندین به کلاس راهتون نمیدم

من نمیخوام بیام اصلا- برای چی رئوف؟-

دیگه نمیام .دیگه نمیخوام درس بخونم

اگه درس نخونی میخوای چیکار کنی؟

.چوپان میشم

.اما اگه درس بخونی میتونی معلم بشی

همت، دوران، همشون درس خوندن .اما آخرش چوپان شدن

.من آخرش دکتر میشم

.انتخاب خودته رئوف

رئوف، اسب رضا یه کره زاییده

.بیایین بریم ببینیمش قبل اینکه سرپا وایسه

.بدویید

خاله ترکان، کی میشه سوارش شد؟

سال بعد

.سال بعد نفر اول من سوارش میشم

.نخیر من سوار میشم

تو چرا؟

چون که من اسبا رو خیلی دوست دارم- منم همینطور-

!نخیرم، من بیشتر دوست دارم

.من بیشتر دوست دارم

.نخیر، من بیشتر دوست دارم

!بس کنید

.صبر کنید قرعه میکشیم

.اول زمان سوارش میشه

چرا اون؟

.برای اینکه من برنده شدم

.نخیرم، ببین من بردم

!نخیر من بردم

!بچه ها برید بیرون

.بچه ها! برید بیرون دعوا کنید

توکی هستی؟ چی فکر کردی با خودت؟

یخ زدم، عجله کن مامان

سردته آره؟

دعوا میکنین ها؟

.گفتم که، زمان شروع کرد

.تو نباید قاطی شون میشدی

. بیدو شروع کرد

!آخ چشمام

اگه سرتا پات گلی نمیشد .الان چشمات نمیسوخت

...ببر صداتو! اگه یکبار هم از مدرسه فرار کنی - من دیگه مدرسه نمیرم -

غلط میکنی نمیری- من نمیرم مدرسه-

نمیخوام درس بخونم .میخوام برم چوپان بشم

سرم

!با اون بابای احمقت، کره خر این کارا نون و آب نمیشه

زودباش، چشام سوخت - کره خر-

!نفهم- !چشمام-

بالاتر... بالاتر

یه خرده بالاتر سمت شونه هام

پسره دوباره از مدرسه دررفته

برای چی؟

با بچه ها دعوا کرده بود .غرق توی گل و لجن به خونه برگشت

باهاش حرف بزن

ولش کن، نمیخواد بخونه دیگه

بالاتر، روی کتفم

وسط شونه هام

آخر و عاقبت این بچه چی میشه؟

.یه کاری براش پیدا میکنیم

بالاتر بالاتر پایین تر اون وسطا

.لباساشو بپوشون پشت سرم بفرست بیاد

یونیفرم مدرسه اش رو هم بپوشونم؟

قاسم شنیدم زنتو بردی پیش دکتر چی گفتی بهش؟

.نیازی، من دختر رضا رو بردم دکتر

.زنش نمیتونه بچه دار بشه

.بردنش به قارص یا استانبول بی فایده است

چرا داره این کار رو میکنه؟ .وقت تلف کردنه

کلی باید پول خرج کنه همه اش پول همه اش هزینه

من یه پسر دارم اون بچه دار شده

من پیر شدم اختیارم دیگه دستم نیست .پسرم هم سرش گرمه دیگه حواسش بهم نیست

صبر کن سوارشه چرا میگی چندماه پیش؟

.عزیزم سال پیش ازدواج کردم

.شما پارسال زمان چیدن یونجه ها ازدواج کردین

...چند باری رفتی به استانبول

.دوبار هم رفتی به قارص

باشه مادرجون .اختیار این کارا از دست ما خارجه

!احمد، احمد

بیایین، بیایین اینجا .سگ رو بستم

سلام علیکم - علیک السلام-

دخترم خوش اومدی

!بیایین، بفرمایین داخل

این جوون کیه؟

پسرمه رئوف- قد کشیده... ماشاالله-

بیایین بشینین

گرسنه این؟

.هرچی خدا رسونده شریک میشیم

ممنون خدا راضی باشه .ما تو راه یه لقمه خوردیم

میرزه، خانواده چطورن؟ حال خانمت چطوره؟ ایشالا که خوبه

ممنون زنده باشی .خدارو شکر خوبن

ای میخواد چجوری باشه ...خیلی وقته که

.از پسر بزرگه مون بی خبریم

زنم داره رنج میکشه .پسر کوچیکم هم دستبوسه

خدا صبر بده

ممنون

احمد از تو چه خبر؟ کار و بار؟ زندگی؟ حالت چطوره؟

والا میگذرونیم .منم با دخترم درگیر زندگی هستیم

کاروبار روزمره

!جوون

اون پشت شکر و استکان هست

بذارشون رو سینی سه تا استکان و شکر

!پاشو، پاشو برو

رفیق

.اصلا دلت نمیخواد بدونی چه اتفاق هایی افتاده

به روستای سانو حمله کردن .تشییع جنازه ی 23 نفر هست

.مشغول آماده سازی کارای اونجام

آه چیزی نگو .بعضیاشونو میشناختم

مهمت، سولو

.بعضی وقتا برای خریدن وسایل به روستای ما می اومدن

جو، گندم، کود

میشناختیشون - آره میشناختم -

بیچاره بچه هاشون .دل آدم میسوزه

جوون تو هم چایی میخوری؟

.خیلی ممنون، زحمت افتادی

...رفیق

پسرم رئوف پیگیر درس و مشق نیست

برای همین آوردمش پیشت .تا یه صنعت و مهارتی یاد بگیره

باشه

باشه

از فردا بیاد کارشو شروع کنه

چکش دست بگیره ...اگر این کارو یاد بگیره

.منم بهش مزد میدم

.ممنون، خدا ازت راضی باشه

این چه حرفیه رفیق .زمان سربازی همه سیگاراتو من کشیدم

زنده باشی .ما هم شریک نون و نمک تو بودیم

.ما رفیق های صمیمی هستیم رفیق

زنده باشی

جوان

.این استکان ها رو آب بگیر، ما یه چایی دیگه بخوریم

باشه عمو

!عمو نگو، اوستا

چشم اوستا

ننه جون میدونی؟ .من دیگه مدرسه نمیرم

بابام یه رفیقی داره نجاره .قراره اونجا کار کنم

.اگه بخوای برات عصا بسازم

.داداش متین برمیگرده

خیلی دوره از اینجا؟

.دلم میگه چتینِ من برمیگرده

تو کوههایی یا تو دره ها؟

یا روی صخره ها؟

کجایی تو؟

مامان؟

مامان؟ - چیزی نیست پسرم-

چیزی نیست قربونت برم .تو بخواب

تو بگیر بخواب آفرین

سلام- سلام -

موسی داری میری استانبول؟- نه دارم میرم سربازی-

دوره ی سربازی ات کجاست؟- آنکارا-

.بعدشو نمیدونم کجا میفرستن

دوره ی سربازیت چقدره؟

هجده ماهه، هرو بابا

پسرم، من چهار سال سرباز بودم

...هم تو قونیه سرباز بودم

.هم تو کره

. کره که بودم ، بریوان برام نامه می نوشت

سلام- سلام رئوف، خوش اومدی-

.ببین پسرم، فردا سوار اولین اتوبوس میشی و میایی

.اولین کاری که میکنی زمینو جارو میزنی

.دوم چایی دم میکنی

...شماره سه

مواظب ارّه و اسکنه و وسایل تیز میشی

.که دست و پات رو نبری

چهار

هیچ نوع بازیگوشی

و اداهای بچه گانه نمیخوام

فهمیدی؟ - فهمیدم-

سلام- سلام برادر-

.حالا برو چایی دم کن

.سرت سلامت باشه

ممنون- ما ننه فاطمه رو خیلی دوست داشتیم-

تشییع جنازه تون کی هست؟ - بعد از نمازدوم-

چوب درخت کاج برام نمونده .از چوب صنوبر درست کردم

سریعتر میپوسه .هرجور شما صلاح میدونین اوستا

حالا تو برو به مراسم تشییع جنازه برس

.تا مراسم تموم بشه من تابوت رو برای تدفین میارم

ممنون خدا ازت راضی باشه- به سلامت -

رئوف، بیا اینجا

این رنگ شده رو بذاریم رو میز

.برو از اونور، متر بزن

اوستا

مرده ها رو تو تابوت دفن میکنن؟

.درواقع رسم ما دفن کردن تو تابوت نیست

اما اینطرفا گرگ و شغال و جونورا .میان و مرده رو از قبر درمیارن

...برای اینکه این اتفاق نیفته ما هم مرده رو میذاریم تو تابوت

روش رو هم می پوشونیم .میخکوبش هم میکنیم تا محکم بشه

آه... اینم یادت نره

.میخ رو وارونه به تابوت نمیکوبی

.اگر این کار رو بکنی روح مرده از تابوت درنمیاد

خسته نباشید - ممنون دخترم، خوش اومدی-

!رئوف

!بیا یه لقمه بخور

.یه چیزی بخور جون بگیری بهتر کار کنی

دخترم خونه خاله ات چه خبر بود؟

انشالله که حالشون خوبه

خوبن بابا

.میخواستن برات ماست بفرستن

.اما گاوشون حامله است واسه همین شیرشو نمیدوشن

خاله ات برات لباس دوخت؟

نه بابا .پارچه ای که گرفته بود آبی بود

.من با گلدار صورتی میخواستم

صورتی؟

باشه دخترم وقتی رفتم بازار .پارچه ی گلدار صورتی برات پیدا میکنم

.امروز هلی کوپتری نیست

هلی کوپتر که نباشه .خبری از شلیک اسلحه ها هم نیست

آدم چجوری عاشق میشه؟

دچار هیجان میشی

.من هیجانزده ام

.بیخودی میخندی

خندیدم

نمیتونی نفس بکشی .انگار یکی جلوی دهنتو گرفته رئوف

.نفس نکشم که میمیرم

خب دیگه اگه بدون نفس کشیدن .زنده بمونی یعنی عاشق شدی

هنی، برگردیم خونه کلی بهت دون و غذا میدم آدم برای کی نامه مینویسه؟

فک میکنی برای کی؟ .برای کسی که عاشقشه

!پس یه عاشق داره کی؟

.زانا یه عاشق داره

کیه عاشقش؟

.همونی که براش نامه فرستاده

کی براش نامه نوشته؟

عاشق زانا .برای زانا نامه فرستاده

تو دیدی اونو؟- نه-

.اما زانا داشت نامه اش رو میخوند

تو زانا رو دوست داری؟

زود باش، بگو، زانارو دوست داری؟

یک

دو

سه

!فراموشش کن !تو عاشق نیستی

آبی

سبز

زرد

صورتی

رئوف صورتی

صورتی صورتی صورتی رئوف

بله مامان

.برو پاهاتو بشور

برو بخواب

.فردا باید بری سر کار

باشه مامان

مامان؟ - بله؟-

صورتی چه رنگیه؟- صورتی صورتیه دیگه-

کدوم یکی صورتیه؟

.ما لحاف صورتی نداریم

.داشتیم برای دخترخاله ام فرستادم

برای جهیزیه اش

برای هاجر؟- آره-

الان خاله هاجر کجاست؟

.شوهر کرد و رفتن استانبول

استانبول دوره؟- خیلی دوره -

اگه با اسب برم چی؟- خیلی دوره پسرم -

اتوبوس میره استانبول؟- اوووف-

.برو اون لحافهارو بیار

هواپیما؟

هواپیما میره اونجا؟

پسر عیسی امسال نرفت خدمت سربازی؟

.اون راهی کوهها شد

.امسال فراری زیاده

پسر عیسی، فیکو

پسر امام جماعت حوسو

اسمش چی بود؟

آکیف

پسر ننه خدیجه، متین

دختر رستم، نازی

!اوستا

آدما برای چی میرن به کوه؟

.به جای این فکرا، غذاتو زود تموم کن

پسر حاجی ناظم قراره بیاد و .تابوت اون خدابیامرز رو ببره

کمکش کن بذاره تو ارابه- چشم اوستا-

برو ماشالله

با بسم الله

ببر بالا، یه خرده بالاتر بزارش اون ته

یا خدا از تو مدد

برو خدا باباتو رحمت کنه

جنت مکان باشه خدابیامرز- دستت درد نکنه-

رئوف- بله اوستا-

!زانا رو از خونه ی خاله اش اینا بردار بیار

بازی کن، نوبت توئه

بیا

زمان و بیدو کجان؟- اون پشت دارن بازی میکنن-

پیشت زمان، بیدو

پیشت! زمان، بیدو بیایین اینجا دیگه

هی بیدو

!با شمام، بیایین دیگه

...ای دهنتو

.ریدی به همه چی

برا چی هی صدامون میزنی؟

من قرار دارم .یه خرده بعد میرم دنبال دختره

.قراره باهم برگردیم خونه

الان من باید چیکار کنم؟

.من قرار تو رو گا..دم

...معلوم نیست کدوم دختری رو وایسا، وایسا، یه لحظه وایسا

.رئوف، باید همه چیز رو شیک و مرتب کنیم

خوب شدی ولی .موهات شبیه موی گاو شده

لیمو

لیمو؟

لیمو

.وقتی میمالی به موهات شبیه هنرپیشه ها میشی

.به شوهرخاله سلام برسون

!هی برو

تو تاحالا گریه کردی؟

.نه، گریه نکردم

چرا پرسیدی؟

.مامانم گریه میکنه

.بعضی وقتا آدما از خوشحالی هم گریه میکنن

مگه نباید بخندن؟

.نه، وقتی آدم خیلی خوشحال باشه گریه میکنه

.اینجوری تو هیچوقت خوشحال نشدی

!من اشکتو دربیارم تا تو خوشحال بشی

تو صورتی رو میشناسی؟

صورتی؟- آره، صورتی-

صورتی یه رنگه

میدونم رنگه اما چه رنگی هست؟

خب صورتیه

جانم خب چه رنگی هست؟

یه رنگی مثل قرمز یا سبز

!تو هم نمیدونی صورتی چه رنگیه

میدونم- نه نمیدونی-

میدونم- نه نمیدونی-

میدونم

میدونم- نه نمیدونی-

!هوی برو

میدونم- نه نمیدونی-

میدونم- نه نمیدونی-

میدونم- نه نمیدونی-

رئوف قرارت چطوری بود؟

.قرارم؟ خوب بود

زانا بهت نگاه کرد؟

زانا بهم نگاه کرد

چجوری بهت نگاه کرد؟

.نگاهش قشنگ بود

مثل یه عاشق بهت نگاه نکرد؟

نگاه عاشقانه چجوریه؟

طولانی مدت بهت زل زد؟

.آره، طولانی مدت نگاه کرد

رئوف، وقتی بهت نگاه میکرد زیرلب ترانه زمزمه میکرد؟

چرا باید ترانه زمزمه کنه؟

خب دیگه، مثل فیلم ها

موزیک پلی میشه و .عاشقا برای مدت طولانی بهم دیگه نگاه میکنن

.نه موزیکی نبود اونجا

.پس درواقع یه چیزی ناقص بوده

آخ سوختم .صابون چشامو سوزوند

.زودباش دیرمون شد

بیا

ذبح شرعی بعضی حیوانات درست نیست

حیوانی که بیمار باشه یا لنگ باشه .یا گوسفندی که کمتر از یکسال باشه

یعنی حیوانی که بالغ نشده باشه .یا حیوانی که دندان درنیاورده باشه

برای اینکه اینها موجودات زنده و با احساسی هستند .نباید کاری که میکنیم باعث رنج کشیدن آنها بشود

پوست حیوانات باعث لباس پوشیدن تعداد زیادی بچه میشه

.و اونا رو خوشحال میکنه

آقا عیدتون مبارک باشه .مبارک همه باشه

عیدتون مبارک

امام، عیدتون مبارک

پنج، شش، هفت، هشت، نه، ده، یازده

دوازده تاست دوازه

.راست میگه دوازده تاست

.اونجا بیشتر هم هست

.من یه ماشین قرمز رنگ و یه تپانچه ی آبی سبزرنگ میگیرم

من یه تپانچه ی آبی دولول میگیرم- اون چجوریه؟ ببین-

وایسا، اونور رو ببین، نگاه کن اون چیه؟

.دستفروش داره میاد

کجاست؟- !اونطرفه، نگاه کن-

زودباشین، بیایین بدوییم .عجلیه کنید

بدویین - باشه-

دستفروش اونه؟ دستفروش

.آهای! دستفروشو نگه دارین

.اون نمیدونه صورتی چه رنگیه

کی نمیدونه؟

دستفروش! ازش بادکنک صورتی خواستم .یه دونه قرمزشو بهم داد

بادکنک صورتی رو میخوایم چیکار؟

.نه من رنگ صورتی رو میخواستم

رنگ صورتی رو میخوای چیکار؟ مگه تو دختری؟

.اگه بتونم صورتی پیدا کنم زانا عاشق من میشه

.خب برو آبی رو پیدا کن

خب مسئله اینه اگه صورتی رو پیدا کنم عاشقم میشه

اگه واسه دخترا صورتی پیدا کنی اونا عاشقت میشن؟

.زانا گفت صورتی

منم برم صورتی پیدا کنم .دخترا عاشق منم بشن

تو چی قربانی کردی؟- یه قوچ-

خیلی خوبه دستت درد نکنه

چند کیلو گوشت داشت؟

سی کیلو

!عالیه

دندون درآورده بود؟

.ماهم یه گوساله قربانی کردیم

.خوش اومدین. عیدتون مبارک باشه

خوش اومدی. چقدر گوشت داد؟- نفری پنجاه کیلو-

عیدتون مبارک باشه اوستا

ممنون رئوف .عید تو هم مبارک باشه

.تو یه همکار خوب هستی

خوش اومدی

عیدت مبارک باشه- ممنون، عید تو هم مبارک-

.زنم گوشت گوسفند نمیخوره

.از بوش متنفره

.پارسال شریکی قربونی کردیم

.اما یه نفرمون پولشو نداد

.منم امسال با دخترم تنهایی یه قوچ قربونی کردیم

مگه نذر و احسان با قرض و قوله میشه؟ شرم آوره

چی کار داری میکنی رئوف؟- مشغول کارم-

!بیدو دست نزن بیا اینجا

.اینجا قوانینی داره

یک

.به هیج جیز تیز و برنده و ابزاری دست نمیزنین

دو

بازیگوشی و شوخی نمیکنین فهمیدین؟

.فهمیدیم

مترسک کجاست؟

.روتونو برگردونین اونور تا بیارمش

اینم مترسک

محشره، عالیه

مگه روباه از این میترسه؟ !این که صورت نداره

نمیترسه؟

!نه

!شاید اگه چشمای گنده براش بذاریم روباه بترسه

و یه دهن گنده

.دندوناشم دراز بذاریم

.دیگه روباه نمیتونه مرغ و خروس های منو بدزده

پسر این چیه؟

یه مترسکه

با این میخواین کی رو بترسونین؟

روباه ها رو

!نکنه این خودش از روباه ها بترسه

.این دندونای درازی داره

.دوبرابر دندون های روباه

!پس باید بهش حقوق بدین

چند تا تیکه چوب، پول میخواد چیکار؟

مگه اون حرف میزنه؟ مگه زنده است؟ برای چی باید بهش پول بدیم؟

چه خبره رئوف؟

عموجان امروز مینی بوس کی راه میفته؟

راه امروز بسته است نمیشه رفت !برو خونه حالا. تعطیله

.تو که یخ زدی

.بیا اینجا ببینم

.بشین اینجا

چه اتفاقی برات افتاده؟

بلند شو- مینی بوس نیومد-

!وایسا

بیا

.منم پیاده اومدم

!بشین

!اینو دور خودت بپیچ

!اینو محکم دور خودت بپیچش

!پاهات مثل یه تیکه یخه

برای چی پیاده اومدی؟

!ای احمق

!اون سرشو بگیر !آروم آروم بکشش کنار

!آروم بکش

!محکم بگیر

بکِش

!آفرین

!بذارشون کنار دیوار

رئوف من دارم میرم مسجد جامع .تو هم اینجاها رو جارو بزن جمع کن برو

باشه؟

!اوستا

.من فردا نمیام

خیر باشه

.غازهای مادرمو میبرم تو شهر بفروشم

آها، باشه

بابام رفت؟

تو مدرسه نمیری؟

.میرفتم اما ولش کردم

دوستات زیادن؟

دوتا

دختر یا پسر؟

پسرن

تو هم دوستی داری؟ - آره-

یه دونه- پسره؟-

دختره

فردا میری شهر؟

آره

میتونی برام روسری بخری؟- البته-

.پس بذار برات پول بیارم

.صورتی گلدار باشه

عمو حمزه، تو تاحالا رنگ صورتی دیدی؟- آره دیدم-

چه رنگیه؟

فکر میکنی صورتی چجوری میخواد باشه؟

چه رنگیه؟

صورتی

بیشتر شبیه کدوم رنگه؟

قرمز و نارنجی

تو تاحالا دیدی؟- دیدم-

تو روستامون رنگ صورتی داریم؟- آره من دیدم-

پس چرا من تا حالا ندیدم؟- تو هم دیدی ولی فراموش کردی-

چجوری یادم نمیاد؟- یادت نمیاد دیگه-

دیروز نگاه کردم

.چیزی ندیدم

.تو هم دیدی. همه می بیننش

تو هم ندیدیش عمو حمزه- من دیدم-

رئوف

غازهارو ارزون نفروشیا- باشه مامان-

ازچند جا قیمت بگیر بعد بفروش ، باشه؟- باشه مامان-

...موقع برگشتنم شکر و قهوه و

.یه پاکت هم چایی بگیر

باشه مامان

.زودباش برو! دیر کنی از اتوبوس جا میمونی

آقا اسباب بازی صورتی دخترونه داری؟- بذار ببینم-

.یه دونه مونده اونم رنگش رفته

!تو اینو میخوای چیکار پسرم؟ این برای دختراست

مگه تو دختری؟

.برو بابا، برو ببینم

!برو یالا

!یه پسر دنبال عروسک صورتیه

سلام - سلام، خوش اومدی-

.من یه روسری گلدار صورتی میخواستم

.روسری صورتی نداریم

.من الان قرمز و سفید و آبی دارم

صورتی نه

میتونی یه نگاه به اینا بندازی .میتونم از رنگ های دیگه بهت بدم

.من روسری صورتی میخوام

.نداریم عذر میخوام، ببخشید

سلام اقا

غازمیخرید؟- نه نمیخوایم-

داداش غاز میخری؟- نه -

آقا غاز رو چند میخری؟- دوازده لیر-

.بسه خانم یه چایی برام حاضر کن

.چای خشک نداریم

چرا نمونده؟

رئوف غاز رو نفروخته .چای و وسایل دیگه رو هم نخریده

رئوف برا چی نفروختی؟

.بابا غاز ترسیده بود

غاز از چی ترسیده بود؟

ترسیده بود دیگه بابا

.تا اون غازهای مرده ی آویزون رو دید ترسید

...خدای من

.بگیر این پول رو برو از بقالی یخورده چای خشک بگیر بیا

چشم بابا

بازی کن

خوبه

!اونارو بده به من

پنج

!حرف حسابش معلوم نیست که

هرلحظه ممکن اتفاق دیگه ای بیافته .هرلحظه ممکن کار دیگه ای بکنم

سلام علیکم

علیک سلام، رئوف

اندازه ی 350 لیر چای بده- باشه-

پسر، رئوف

رفتی نجار شدی؟

اهم

خوبه

.من یه راه بند چوبی میخوام

میتونی برام درستش کنی؟

اول باید یاد بگیرم- ای بابا-

مگه نجار نیستی؟ کی میخوای یاد بگیری؟

نمیدونم - !نمیدونه-

اینم خوبه

.این زن دیوونه ی ما هم یه سینی خمیر میخواد

اینم میتونی درست کنی؟

من اول باید یاد بگیرم- زودباش بازیتو بکن-

!باشه دارم بازی میکنم دیگه

.بازی رو من میبرم

.فردا میام پیشت رئوف

.باشه شب خوش

!اینم برای تو

.داداش داری اشتباه بازی میکنیا

!رئوف! رئوف! رئوف

پیس

!رئوف

اوستا اجازه میدین برم؟

باشه برو

چی اومده سر مترسک؟

روباه ها مترسک رو کشتن

مرغا رو بردن .خروس منم کشتن

.رئوف ما داریم میریم مترسک رو خاک کنیم

میتونی برامون تابوت درست کنی؟

درست میکنم. اگه براش تابوت نسازیم .جک و جونورا میان از قبر درش میارن

!صبر کنین

.شما فعلا برید مراسم بگیرید

من تابوتشو درست میکنم و میارم - باشه -

.بیایین دعا کنیم

...خداوندا

...لطفا

!روباه های دزد و قاتل رو نیست و نابود کن

...خداوندا

...از خروس ها

!و مرغ ها مراقبت کن

...خداوند از مترسک هایی که

!مراقب مرغ و خروس ها هستند محافظت کن

آمین آمین

!بیایین دفنش کنیم

اوستا کجاست؟

.برای اندازه گیری رفته

ما یه تابوت لازم داریم میتونی درست کنی؟

...قد و سنش و

.وزنش رو بگید

سنش هجده سال

...وزنش

.نمیدونم

.قدش هم تقریبا همقد من بود

چندسال داشت؟

هجده

اسم و فامیلیش؟

یاشار ایازدیر

یا...شار

ایاز...دیر

تمومه عموجان

کی حاضر میشه؟

.اوستا بیاد تا فردا تمومش میکنیم

.خدا ازتون راضی باشه

.سرتون سلامت باشه

.من نتونستم روسری پیدا کنم

همه جارو گشتی؟- آره-

خیلی خب باشه .دفعه بعد پیدا میکنی

.دفعه بعد حتما این صورتی رو پیدا میکنم

...رفیق زانا، درخواست شما برای پیوستن به نیروهای پ.ک.ک

.توسط تیم ارزیابی بررسی شده است

.ما به زودی با شما تماس خواهیم گرفت

رفیق زانا، اظهارات شما درباره ی آزادی زنان .بسیار صحیح است

...به شرط اینکه زنان آزاد باشند

...در کردستان

اوستا؟

زانا زده به کوهها

ننه خدیجه

.برات عصا درست کردم

...زانا رفته به کوهها

.شاید الان همراه پسرت متین باشه

.متین ازش مواظبت میکنه

مگه نه؟

وقتی زانا برگرده .براش یه روسری صورتی میخرم

.نتونستم صورتی پیدا کنم

تو میدونی صورتی چه رنگیه؟

.پنبه رو میتونی رو تپه های بکیر پیدا کنی

.گلهاش اونجان

سلام علیکم- علیکم سلام-

احمد

تــــــرجــــمــــــه کـــــــاری از 46&2

ما را از طریق کانال تلگرامی ِ * ناسینما * دنبال کنید @NAcinema @Naacinema

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.