All language subtitles for Conclave.2024.1080p.AMZN.WEB-DL.DDP5.1.H.264-FLUX.FA (1)

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian Download
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian Download
cs Czech
da Danish
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew Download
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian Download
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean Download
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish Download
pt-BR Portuguese (Brazil) Download
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish Download
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

ارائه‌شده توسط وب‌سایت دیجی‌موویز :.:.: DigiMoviez.Com :.:.:

:دیجی‌موویز در شبکه‌های اجتماعی @DigiMoviez

‫« زیرنویس از علی اکبر دوست دار، امیر ستارزاده و iredprincess » ‫:. Ali99 & H1tmaN & @iredsub .:

▷ Instagram: @Aliakbar.1999

▷ Telegram: @iredsub

‫ای قدیسان خدا، به یاری‌اش بشتابید

‫ای فرشتگان پروردگار به استقبالش بروید

‫روحش را در آغوش بگیرید

‫او را به پیشگاه حضرت حق رهنمون شوید

‫باشد مسیح، که فراخواندَت، ‫تو را در آغوش گیرد

‫باشد که فرشتگان تو را ‫به آغوش ابراهیم هدایت کنند

‫بارالهی، من از صمیم قلب ‫به درگاهت رازونیاز کردم

‫پروردگارا، دعایم را اجابت کن

‫من بیش از نگهبانانی که ‫منتظر طلوع سپیده‌دم‌اند،

‫در انتظار خداوندم

‫آری، بیش از نگهبانانی ‫که منتظر طلوع سپیده‌دم‌اند

‫ای اسرائیل، به خداوند امید داشته باش ‫(برگرفته از باب ۱۳۰ مزامیر)

‫شکوه و جلال از آنِ پدر، پسر و روح‌القدس باد

‫از آن روح‌القدس و ابراهیم، ‫که آغوشش تسلی‌بخش است و هدایتگر

‫آمین

‫به دیدار حق شتافت

‫دوران کرسی خالی ‫(فاصله بین دو دوره‌ی پاپ)

‫سریر مقدس واتیکان… ‫(عالی‌ترین اسقف‌نشین کلیسای کاتولیک)

‫خالی شده

‫آلدو؟

‫میگم، به‌نظرت مشکلی نداره اینو بردارم؟

‫- برای یادگاری ‫- معلومه که نه. بردار

‫خودش هم راضی می‌بود

‫آخه ما شب‌ها ‫با هم شطرنج بازی می‌کردیم

‫می‌گفت آرومش می‌کنه

‫- کی می‌بُرد حالا؟ ‫- اون

‫همیشه هشت حرکت ازم جلوتر بود

‫آلدو، تسلیت میگم

‫حالا چی شده؟

‫خبر داری؟

‫نه. میگن سکته کرده، ولی…

‫انگار قبلاً هم نشونه‌هایی داشته

‫من که اطلاع نداشتم

‫آره. نمی‌خواست کسی بفهمه

‫می‌ترسید اگه خبرش پخش بشه

‫همه شایعه کنن ‫که می‌خواد استعفا بده

‫کوریا ‫(گروهی از نهادهای اداری سریر مقدس)

‫آره

‫خیلی‌خب

‫یانوش

‫می‌دونم برات سخته،

‫ولی باید یه گزارش مفصل تهیه کنیم

‫کی جسد پدر مقدس رو پیدا کرد؟

‫من، عالی‌جناب

‫بعد چیکار کردی؟

‫پزشکش رو خبر کردم

‫منتها دیگه کار از کار گذشته بود

‫چه ساعتی بود؟

‫حدود ۱۱:۳۰ صبح، عالی‌جناب

‫می‌خواستیم زودتر ‫باهاتون تماس بگیریم، ولی…

‫توماس، تسلیت میگم

‫می‌دونم تو و آلدو

‫صمیمی‌ترین همکار حضرت پاپ بودید

‫ولی من به یانوش گفتم ‫اون موقع بهتون زنگ نزنه

‫اول می‌خواستم از تمام حقایق مطمئن بشم

‫درجریانید که شایعه چطور پخش میشه

‫من برنامه‌ی کاری آخرین روز ‫زندگی حضرت پاپ رو نوشتم

‫این هم سوابق پزشکی اخیرشه

‫آخرین ملاقات رسمی‌شون با کی بود؟

‫فکر کنم خودم

‫پدر وُزنیاک، ‫من آخرین نفر بودم؟

‫بله، عالی‌جناب ترمبلی

‫تمام ملاقات‌های اون روزش رو قید کن

‫نشون میده که تا آخرین لحظه ‫سخت مشغول بوده

‫البته ممکنه به نظر برسه که

‫بار سنگینی رو روی دوش ‫یه مرد بیمار گذاشته بودیم

‫پاپ‌بودن بار سنگینی هم هست

‫مخصوصاً برای یه مرد مُسن

‫سرکشیش، گویا ‫مسئولیت برگزاری مجمع کاردینال‌ها

‫به‌عهده‌ی شماست

‫در اتاق رو مهر و موم کنید

‫« مجمع کاردینال‌ها »

‫« ۳ هفته بعد » ‫« شبِ مجمع کاردینال‌ها »

‫حراست می‌خواد برای آخرین بار ‫مسدودکننده‌های الکترونیکی رو

‫آزمایش کنه، عالی‌جناب

‫پس باید دست بجنبونن

‫یعنی واقعاً لازمه، ویلی؟

‫مثل اینکه هست

‫می‌گن شنودگرها می‌تونن با لیزر

‫متوجه ارتعاشات شیشه بشن

‫جدی؟ پس امیدوارم هیچ‌کدوم از برادران‌مون

‫از فضای بسته نترسن

‫تازه، فقط خدا می‌دونه ‫تا کِی اینجا موندگاریم

‫پس خیالم راحت باشه که ‫کارشون به‌موقع تموم میشه؟

‫اگه لازم باشه تا صبح کار می‌کنن

‫مشکلی پیش نمیاد، عالی‌جناب. ‫مثل همیشه

‫- ایتالیاست دیگه ‫- شرمنده که دلواپسم

‫عالی‌جناب، به نظرم من که ‫اینجا با جهنم توفیری نمی‌کنه

‫کُفر نگو، رِی

‫جهنم فردا به پا میشه، ‫وقتی کاردینال‌ها رو میاریم داخل

‫تلفظ درست این چیه؟

‫کال‌کو. هندیه، عالی‌جناب

‫پس کال‌کو، ممنون

‫عالی‌جناب، اسقف اعظم وزنیاک می‌خواد ‫چند کلمه‌ای باهاتون صحبت کنه

‫بعید می‌دونم امکانش باشه

‫کاردینال‌ها تا یک ساعت دیگه می‌رسن

‫- راجع‌به چیه؟ ‫- نگفت

‫اگر کار مهمی نداشت ‫اصلاً مطرحش نمی‌کردم

‫آخه، انگار بدجور پریشون بود

‫رِی، از ساعت ۶ درها رو می‌بندن

‫باید زودتر می‌اومد سراغم

‫بله، عالی‌جناب. ‫بهش میگم

‫نه، ری، بهش بگو که

‫بعد از جلسه با کاردینال‌ها می‌بینمش

‫طفلک حتماً نگران آینده‌شه

‫خب، ویلی، چند نفر شدن؟

‫۱۰۳ نفر، عالی‌جناب لارنس

‫عجب! تدسکو کجا غیبش زده؟

‫شاید نمی‌خواد بیاد

خب، یه درصد فکر کن نیاد

‫اگه مایلید می‌تونیم بریم داخل

‫نه، بیا وایسیم همین‌جا

‫تا میشه از هوای تازه لذت ببریم

‫پدر بلینی

‫آلدو

‫- من آخرین نفرم؟ ‫- نه. حالت چطوره؟

‫عرضم به حضورت که، افتضاحم

‫- روزنامه‌ها رو دیدی؟ ‫- اوهوم

‫انگار از قبل من رو انتخاب کردن

‫اتفاقاً من هم باهاشون موافقم

‫اگه خودم نخوام چی؟

‫هیچ آدم عاقلی دلش نمی‌خواد پاپ بشه

‫ولی انگار بعضی از همکارها می‌خوان

‫اگه قلباً بدونم که لایقش نیستم چی؟

‫- تو از همه‌مون لایق‌تری ‫- نیستم

‫پس به طرفدارهات بگو بهت رأی ندن

‫جام رو رد کن بره

‫تا بیفته دست اون؟

‫اون‌وقت عمراً با خودم کنار نمیام

‫عالی‌جناب تدسکو

‫سرکشیش لارنس!

‫حالت چطوره؟

‫خوبم، گوفردو

‫شرمنده، قطارم با تأخیر از ونیز حرکت کرد

‫- دل‌تنگت بودیم ‫- معلومه

‫ولی نگران نباش

‫دوستانم منو کامل در جریان امور گذاشتن

خودت خوبی؟

‫‫هیچ‌کس تو این سن و سال سر حال نیست، مگه نه؟

‫دقیقاً

‫خودت چطوری؟

‫هان؟ با مسئولیت‌های جدیدت…

‫چطور کنار میای؟

‫همه چیز تحت کنترله؟

‫آره به‌نظرم

‫- عالی‌جناب تدسکو، اجازه هست؟ ‫- نه!

‫- فعلاً ‫- خوش آمدی. فعلاً، عالی‌جناب

‫یا خدا

‫چقدر گشاده

‫ظاهراً پاپ جان ۲۳اُم

‫به‌ حدی چاق بوده که ‫بزرگترین ردا هم اندازه‌ش نمی‌شده

‫مجبور شدن درز پشتش رو بشکافن ‫تا تنش بره

‫انگار خسته‌ای

‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم

‫یه روز این همه کار بیفته گردنم

‫خیال می‌کردم پاپ بیشتر از همه‌مون عمر می‌کنه

آخرهاش میونه‌مون شکراب شد

‫ازش اجازه گرفتم که ‫از مقام سرکشیشی استعفا بدم

‫تا عضو یه رده بشم

‫چی گفت؟

‫استعفام رو قبول نکرد

‫گفت تقدیر بعضی‌ها از اول چوپانی بوده

‫و تقدیر یه عده هم مدیریت مزرعه

‫گویا من جزو دسته‌ی مدیرهام

‫پاپ درمورد بحران ایمانت بهم گفته بود

‫البته درجریان باش که خودش هم ‫اواخر عمر دچار تردید شده‌بود

‫یعنی پاپ به وجود خدا شک کرده‌بود؟

‫نه

‫هیچ‌وقت به خدا شک نکرد

‫ایمانش به کلیسا رو از دست داده بود

‫پدر وزنیاک؟

‫به نام پدر، پسر

‫و روح‌القدس

‫آخرین بار چهار هفته پیش اعتراف کردم

‫یانوش، برای اعترافت وقت ندارم

‫هنوز کلی کار مونده

‫مشروب خوردی؟

‫چی اذیتت می‌کنه؟ بگو ببینم

‫باید زودتر می‌اومدم پیش‌تون

‫ولی قول داده بودم چیزی نگم

‫- به کی قول داده بودی؟ ‫- کاردینال ترمبلی

‫یانوش، یه خرده دیگه ‫درها رو می‌بندن و باید بری

‫اگه به کاردینال ترمبلی قول دادی،

‫شاید درست نباشه که…

‫روزی که پاپ فوت کرد،

‫آخرین ملاقات رسمیش

‫با کاردینال ترمبلی بود

‫آره می‌دونم. ‫توی برنامه‌ی کاریش قید شده

‫توی اون جلسه، ‫پدر مقدس عذرش رو خواست

‫چی؟

‫اخراجش کرد

‫چرا؟

‫به‌خاطر بدرفتاری فاحش

‫بعد الان داری اینو به من میگی؟

‫یانوش، الانه که قرنطینه بشیم

‫ببخشید، ولی تازه همین چند روز پیش

‫شایعاتش رو شنیدم

‫چه شایعه‌هایی؟

‫کاردینال ترمبلی ممکنه پاپ بشه

‫آهان، پس وظیفه‌ی خودت می‌دونی ‫که جلوش رو بگیری، آره؟

‫من… دیگه نمی‌دونم وظیفه‌م چیه

‫تو توی اون جلسه بودی؟

‫نه، عالی‌جناب

‫پاپ بعدش بهم گفت،

‫موقع شام

‫دلیل اخراج عالی‌جناب ترمبلی رو ‫برات توضیح نداد؟

‫نه

‫گفت به‌زودی علتش مشخص میشه

‫سرکشیش لارنس

‫یه مشکلی پیش اومده

‫یا خدا

‫یکی از کاردینال‌ها مُرده؟

‫- ببخشید؟ ‫- یه کاردینال از دست دادیم؟

‫نه عالی‌جناب. ‫گویا یکی به جمع‌مون اضافه شده

‫جدی میگم

‫سروکله‌ی یه کاردینال دیگه پیدا شده

‫خب پس یکی رو از قلم انداختیم

‫طرف اصلاً توی فهرست‌مون نبوده، عالی‌جناب

‫میگه محرمانه کاردینال شده

‫پس قطع به یقین شیاده

‫من هم همین فکرو کردم، عالی‌جناب

‫ولی اسقف اعظم مندورف باهاش صحبت کرده ‫و میگه طرف شیاد نیست

‫دلیل سروصداتون چیه؟

‫اسمش وینسنت بنیتزه، عالی‌جناب

‫اسقف اعظم کابله

‫اسقف اعظم کجا؟

‫کابل

‫ولی خودش مکزیکیه

‫پدر مقدس پارسال منصوبش کرد

‫پارسال؟ چطور یک سال آزگار ‫کسی خبردار نشده؟

‫من گفتم لابد شما ‫از ترفیع مقامش خبر دارید

‫نه، ندارم

‫رِی، به عالی‌جناب بلینی بگو بیاد پیش‌مون

‫شاید اون درجریان باشه

‫- چشم، عالی‌جناب ‫- ممنون

‫یه نامه‌ی انتصاب از طرف پاپ داره

‫خطاب به حوزه‌ی اسقفی کابل،

‫که به درخواست خود پاپ ‫مخفی نگهش داشتن

‫به نظرتون جعلش نکرده؟

‫الان کجاست؟

‫یه کاردینال توی افغانستان؟

‫مسخره‌ست

‫مگه افغانستان چندتا کاتولیک داره؟

‫تا قبل از ترفیع مقامش ‫رئیس هیئت مذهبی کاتولیک اونجا بوده

‫آخه از کجا معلوم که ‫خطری تهدیدش نمی‌کنه؟

‫خب، احتمالاً واسه همین ‫پدر مقدس می‌خواسته

‫قضیه مخفی بمونه

‫ولی الان دیگه محرمانه نمی‌مونه

‫فکر نکنم راهی جز پذیرشش داشته باشیم

‫وایسا. صبر کن، توماس

‫مطمئنیم که پدر مقدس

‫موقع این انتصاب

‫از سلامت عقل کامل برخوردار بوده؟

‫آلدو، به اعتقاد من ‫این مرد از نظر قانونی کاردیناله

‫به‌نظرم حق داره ‫توی انتخاب پاپ شرکت کنه

‫عالی‌جنابان، قبل از صرف غذا

‫می‌خوام عضو جدیدمون رو بهتون معرفی کنم

‫که تا همین چند ساعت پیش

‫هیچ‌کدوم از وجودش خبر نداشتیم

‫دلیلش اینه که برادرمون ‫با روشی کاملاً قانونی

‫به نام انتصاب محرمانه

‫به مقام کاردینالی رسیده

‫البته دلیل این طرز انتصاب رو

‫فقط خدا و پاپ محروم می‌دونن

‫اما میشه حدس زد که…

‫ریشه در شرایط فوق‌العاده خطرناکِ ‫خدمت برادر جدیدمون داشته

‫به جمع ما خوش اومدی، وینسنت بنیتز

‫کاردینال و اسقف اعظم کابل

‫عالی‌جناب، میشه غذا رو متبرک کنید؟

‫چرا که نه

‫خداوندا، ما و این نعماتت را

‫که از سفره‌ی کَرَمت نصیب‌مان می‌شود ‫متبرک گردان

‫آمین

‫و برکت بده به همه‌ی کسانی

‫که نمی‌توانند در این ضیافت ‫با ما سهیم باشند

‫بارالهی، یاری‌مان کن تا هنگام صرف غذا

‫به یاد گرسنگان،

‫تشنگان،

‫بیماران،

‫تنهایان،

‫و خواهرانی که این غذا را ‫برایمان فراهم کرده‌اند، باشیم

‫به نام مسیح، پروردگار ما

‫آمین

‫آمین

‫بفرمایید

‫این جای شماست…

‫از این طرف

‫خوش آمدید

‫متشکرم. ‫خیلی ممنون

‫سرکشیش!

‫لارنس!

‫چیزه، من…

‫- گوفردو ‫- توماس

‫بیا

‫یه‌کم شراب بخور

‫ممنونم

‫تشکر

‫چهره‌ت میگه مضطربی

‫تازه هنوز شروع هم نکردیم

‫برادر جدیدمون…

‫درست شنیدم؟ طرف اسقف اعظم افغانستانه؟

‫بله

‫مهر تأییدی هست بر اینکه کلیسا جهان‌شموله،

‫موافقی؟

‫این‌همه آدم از فرهنگ‌ها و نژادهای مختلف

‫صرفاً به‌خاطر ایمان به خداوند ‫دور هم جمع شده‌ن

‫دور و برت رو نگاه کن

‫ببین همه رفته‌ن پیش هم‌وطن‌هاشون

‫ایتالیایی‌ها این طرف

‫اسپانیایی‌ها اون طرف

‫انگلیسی‌ها هم اونجا

بله

‫فرانسوی‌ها هم اون سمت

‫زبان شده عامل جدایی‌مون

‫وقتی جوون بودیم و همه‌ی دنیا

‫فقط در قالب آیین نیایش ترنتی مناجات می‌کردن

‫زبان همه‌مون لاتین بود

‫ولی رفقای لیبرال‌ جنابعالی ‫پاشون رو کردن توی یه کفش

‫که این زبانِ «منسوخ» رو بذاریم کنار

‫بدون رُم و سنت‌هاش…

‫همه‌چیز از هم می‌پاشه

‫قلبِ مسیحیت از کار می‌ایسته

‫پس پاپ بعدی باید ایتالیایی باشه؟

‫چرا که نه؟

‫بالغ بر ۴۰ ساله که ‫پاپ ایتالیایی نداشتیم

‫۴۰ سال، توماس

‫واقعاً می‌تونی حالت دیگه‌ای رو تصور کنی؟

‫با اجازه‌،

‫باید برم پیش بقیه‌ی برادرهامون

‫سایه‌ی سقوط روی سرمون سنگینی می‌کنه

‫با زرنگیش تا امروز از رُم دور موند

‫یه مصاحبه‌ی تندوتیز با روزنامه

‫می‌تونست نسخه‌ی تدسکو رو بپیچه

‫ولی گمونم فردا موفق میشه

‫یعنی چی؟

‫به نظرم…

‫دور اول ۱۵ تا رأی میاره

‫بلینی چطور؟

‫چرا حس می‌کنم گاوی‌ام که ‫دامدار روش قیمت می‌ذاره؟

‫دور اول؟

‫بین ۲۰ تا ۲۵ تا

‫ولی اصل ماجرا از فردا شب شروع میشه

‫یه جوری باید دو سوم ‫آرا رو براش جور کنیم

‫منظورت از اصل ماجرا دقیقاً چیه؟

‫عالی‌جناب بلینی،

‫کسانی که می‌خوان پاپ بشن…

‫من دنبالش نیستم. من…

ممنون، خواهران

‫ببین، لازم نیست کاری بکنی

‫بسپارش به خودمون

‫بهشون بگو به اعتقاد من ‫باید یه رویکرد منطقی

‫نسبت به مسائلی مثل ‫همجنس‌گرایی و طلاق اتخاذ بشه

‫بهشون بگو من نمی‌خوام دیگه هیچ‌وقت

‫به دورانی برگردیم که

‫چون مامان و باباها چیزی سرشون نمی‌شد ‫ملت ده تا بچه می‌آوردن

‫و به لاتین مناجات می‌کردن

‫قُبح و سرکوب توی اون دوران بیداد می‌کرد

‫و خوشحالم که تموم شد

‫بهشون بگو من طرفدار ‫احترام به سایر ادیان

‫و مدارا با عقاید مختلف ‫توی کلیسای خودمون هستم

‫بهشون بگو معتقدم

‫بانوان باید نقش پررنگ‌تری ‫توی کوریا داشته باشن

‫بیا… بیا بحثِ زن‌ها رو باز نکنیم

‫چرا؟

‫ برادر، من قصد ندارم دیدگاهم رو پنهان کنم

‫یا الکی نقش بازی کنم

‫تا نظر هر کی که مُردده رو جلب کنم

‫پس…

‫اگه می‌خوای به نیابت از من رأی جمع کنی،

‫حواست باشه پیامم ‫واضح به گوش همه برسه

‫من طرفدار تمام چیزهایی هستم ‫که تدسکو مخالف‌شونـه

‫خب، با اجازه‌تون

‫خیلی‌خب

‫روکو، تو با آمریکایی‌ها صحبت کن

‫ویانووا، کاردینال‌های آمریکای جنوبی با تو

‫جیان‌مارکو، تو هم برو سراغ آفریقایی‌ها

‫آلدو دنبالش نیست

‫دنبالِ هیچ‌چیزش

‫خودت که می‌دونی، نه؟

‫معلومه که می‌دونم. ‫برای همین هم ازش حمایت می‌کنم

‫کسایی خطرناکن که ‫خودشون بخوان پاپ بشن

‫از این همه رمز و راز خوشم میاد، توماس

‫بهتر نیست بگی ‫راجع‌به چی می‌خوای حرف بزنی؟

‫راجع‌به آخرین دیدارت با پدر مقدس

‫منظورت دقیقاً چیه؟

‫خب، بهم گفتن اتفاق تلخی افتاده

‫- درسته؟ ‫- اتفاق تلخ؟ نه

‫تا جایی که یادمه، نه

‫متأسفم که باید اینو بپرسم، جو،

‫ولی دقیق‌تر بگم، بهم گفتن

‫پدر مقدس خواهان استعفات بوده

‫چی؟

‫چرنده. من…

‫نمی‌دونم… ‫کی همچین چیزی بهت گفته؟

‫- اسقف اعظم وزنیاک ‫- چرا باید همچین حرفی بزنه؟

‫پس ادعاش کذب محضه؟

‫یا خدا، آره، معلومه که کذبه. ‫اصلاً چرت‌وپرته

‫فکر نمی‌کنی که…

‫- نه، خب، باید می‌پرسیدم ‫- متوجهم، ولی کذبه

‫می‌تونی از مونسن‌یور مورالس بپرسی

‫اون توی جلسه بود

‫خب، اگر می‌شد که می‌پرسیدم، ‫ولی در حال حاضر

‫درها رو قفل کردن

‫نمی‌تونی حدس بزنی که

‫چرا اسقف اعظم وزنیاک ‫همچین شایعه‌ای پخش کرده؟

‫نه، نمی‌تونم

‫من واقعاً… ‫قهوه می‌خوای؟

‫نه

‫من جا خورده‌م

‫- خودش بهت گفت؟ ‫- آره

‫به‌نظرت…

‫چی؟

شُرب خمرش

‫نمی‌خوام بحثش رو پیش بکشم، ‫ولی جفت‌مون هم می‌دونیم که

‫شرب خمرش بیشتر و بیشتر شده

‫و شاید داره روی قضاوتش ‫یا حتی ذهنش اثر می‌ذاره

‫و...

‫می‌دونم از نظر خیلی‌ها من گزینه‌ی محتملی ‫واسه پاپ بعدی هستم و

‫اگه این مسئله به مذاقِ اسقف ‌اعظم خوش نیاد،

‫شاید اون...

‫نمی‌دونم. دارم سعی می‌کنم ‫از ماجرا سر در بیارم

بنده‌خدا...‏

‫مرگ پدر مقدس داغونش کرده بود

‫بله، صد درصد

‫بازم میگم جو، عذر می‌خوام

‫نه، حرفشم نزن

‫کاملاً درک می‎‌کنم

‫آ...

‫توی اون جلسه‌ی آخر موضوع بحث‌تون...

‫با پدر مقدس چی بود؟

‫منو ببخش، توماس

‫مکالمه‌مون خصوصی بود

‫و خیلی گرانقدر

‫آخرین باری بود که با پدر مقدس

‫هم‌کلام شدم

‫بله، البته

‫شب بخیر، جو

‫شب بخیر، توماس

‫سرکشیش

‫عه، پس همسایه شدیم، جاشوا

‫گویا همینطوره

‫گفتم بهتره...

‫بیشتر واسه سخنرانی فردام تمرین کنم

‫آره، البته

‫واسه‌ش لحظه‌شماری می‌کنم

‫اینطور که فهمیدم، قِلقش اینـه که ‫نباید کسی رو دلخور کنی

‫ناسلامتی مدیری

‫مدیریت کن

‫« اولین روزِ مجمع کاردینال‌ها »

‫سرکشیش لارنس؟

‫- عالی‌جناب ‫- حله، ممنون

‫برادران مسیحی عزیز،

‫در این لحظه‌ی مملو از بلاتکلیفی و تردید

‫در تاریخ کلیسای مقدس،

‫اول باید یاد و خاطره‌ی ‫پدر مقدس مرحوم را گرامی بداریم،

‫که دوران کم‎‌نظیر تصدی‌گری وی در مقام پاپ، ‫هدیه‌ای از جانب خداوند بود،

‫حالا باید از پروردگارمان بخواهیم ‫به‌وسیله‌ی مکاشفات کاردینال‌ها

‫پدر مقدس جدیدی به ما عطا نماید

‫و ما باید به درگاه خداوند ‫برای یاری دلسوزانه‌اش دعا کنیم،

‫و از خداوند برای رسیدن به انتخاب صحیح

‫طلب هدایت کنیم

‫ولی همه‌ی اینا رو خودتون می‌دونید

‫بذارید واسه یه لحظه هم که شده، ‫از ته دلم حرف بزنم

‫«پولس رسول» فرمود: ‫«به احترام مسیح،

‫نسبت به یکدیگر متواضع باشید و برتری نجویید.»

‫واسه اینکه با هم کار کنیم، ‫در کنار هم رشد کنیم،

‫باید آستانه‌ی تحمل‌مون بالا باشه

‫هیچ فرد یا گروهی، نباید سعی کنه ‫به بقیه تسلط و برتری داشته باشه

‫و پولس رسول توی نامه‌اش به «افسسیان»

‫که البته اجتماعی از یهودیان و غیریهودیان بودن،

‫بهمون یادآوری می‌کنه که حضور قوم‌ها و نژادهای مختلف

بزرگترین نعمت خداوند به کلیساست

‫همین تنوع افراد و دیدگاه‌ها،

‫منشاء قدرت و توانمندی کلیساست

‫و طی این سالیان درازی که

‫در خدمت کلیسا، این مادر معنوی‌مون بودم،

‫به این باور رسیدم که یک گناه ‫بیشتر از باقی گناهان منو می‌ترسونه

‫یقین و اطمینان کامل

‫یقین، دشمن بزرگ اتحاده

‫یقین دشمن مرگبار صبوری‌ـه

‫حتی مسیح هم آخرش با شک و تردید مواجه شد

‏«خدای من، خدای من،‏ چرا بنده‌ات را رها کرده‌ای؟»‏

‫مسیح در نُهمین ساعت از به صلیب کشیده‌شدنش، این رو فریاد زد

‫ایمان ما زنده و پویاست

‫چون می‌تونه شک و تردید رو بپذیره و ‫باهاش هم‌زیستی کنه

‫اگه فقط یقین و اطمینان کامل ‫وجود داشت و هیچ شکی نبود،

‫هیچ رمز و رازی هم در کار نبود

‫و بنابراین نیازی به ایمان نبود

‫بیاید دعا کنیم خداوند بهمون پاپی عطا کنه که از یقین مطلق دوری کنه

‫دعا کنیم خداوند بهمون ‫پاپی عطا کنه که اگه گناه هم کرد،

‫طلب مغفرت کنه و به راهش ادامه بده

‫سرکشیش لارنس،

‫خطبه‌تون خیلی سر و صدا کرده

‫فکر می‌کنم کسی توقعش رو نداشت که شما...

‫که چی؟ همچین حرف جالبی بزنم؟

‫- میگم محتوای ضبط شده رو به متن تبدیل کنن ‫- اوهوم

‫اگه... اگه امر دیگه‌ای ندارید مرخص بشم

‫- ممنون. ممنون ‫- عالی‌جناب

‫بله...

‫ازت می‌خوام یه کاری برام بکنی

مونسن‌یور مورالس

‫مطمئنم هنوز توی رُمـه

‫- میشه بری دیدنش؟ ‫- امروز؟ خب، من...

‫از بُرش و اختیاراتِ من استفاده کن

‫می‌خوام بدونم توی جلسه‌ی نهایی

‫بین کاردینال ترمبلی و پدر مقدس ‫چه اتفاقی افتاده

‫چه اتفاقی افتاده؟

‫آیا مشخصاً اتفاقی افتاده که

‫صلاحیت ترمبلی رو برای ‫پاپ‌شدن سلب کرده باشه؟

‫البته، عالی‌جناب

‫خدا خیرت بده

‫و اینجانب، کاردینال ایرومبوس ناکیتاندا،

‫قول می‌دهم، عهد می‌بندم و ‫سوگند یاد می‌کنم، قسم به خداوند

‫و این انجیل مقدس پروردگار که ‫دست بر آن نهادم.

‫همه برن بیرون

‫برادرانِ کاردینال،

‫هم‌اکنون دور اول رأی‌گیری رو آغاز می‌کنیم

‫برگه‌ی رأی جلوتون قرار گرفته

‫در بالای صفحه نوشته شده: ‫برای مقام پاپ اعظم، انتخاب من...

‫لطفاً حواس‌تون باشه که ‫دست‌خط‌تون خوانا باشه

‫« آلدو بلینی »

‫مسیح را شاهد می‌گیرم، ‫و پروردگار که مرا قضاوت خواهد کرد،

‫به فردی رأی داده‌ام که شایسته‌ی انتخاب شدن

‫در برابر پیشگاه الهی است.

‫اولین رأی به کاردینال تدسکو داده شده

‫دومین رأی هم به کاردینال تدسکو داده شده

‫کاردینال ترمبلی

‫کاردینال ترمبلی

‫کاردینال تدسکو

‫کاردینال آدیمی

‫کاردینال لارنس

‫کاردینال بلینی

‫کاردینال بلینی

‫کاردینال ویانووا

‫کاردینال ترمبلی

‫کاردینال آدیمی

‫کاردینال ترمبلی

‫کاردینال تدسکو

‫کاردینال بلینی

‫کاردینال آدیمی

‫و در نهایت، کاردینال بنیتز

‫نتایج دور اول رأی‌گیری:

‫کاردینال آدیمی: 21 رأی

‫کاردینال تدسکو: 18 رأی

‫کاردینال بلینی: 17 رأی

‫کاردینال ترمبلی: 16 رأی

‫کاردینال لارنس: 5 رأی

‫دیگر کاردینال‌ها که فقط ‫یک رأی دریافت کرده‌اند، 31 رأی

‫برادرانِ کاردینال من،

‫دور اول رأی‌گیری به پایان رسید

‫هیچ نامزدی نتونست

‫به حد نصاب 72 رأی اکثریت برسه،

‫برای امشب جلسه رو تعطیل می‌کنیم و

‫فردا صبح رأی‌گیری رو از سر می‌گیریم

‫ممنون

‫مطبوعات متوجه حضور کاردینالی شدن که

‫توی لیست رسمی اسمش نبوده، سرکشیش،

‫کاردینال بنیتز رو میگم.

‫پس من هم با اجازه‌تون یه پیش‌نویس

‫از بیانیه آماده کردم

‫بعلاوه یه سری جزئیات از بیوگرافیش

‫براتون حاضر کردم

‫توی وراکروز مکزیک و کشور کنگو خدمت کرده،

‫اونجا واسه زنان قربانی خشونت جنسی نسل‌کشی

‫در طول جنگ‌های اول و دوم

‫یه بیمارستان تأسیس کرد.

‫بعدش رفت بغداد و در نهایت هم ‫مأموریت کابل بهش سپرده شد

‫صحیح

‫بحث‌هایی درباره استعفاش به دلایل ‫بحران سلامتیش وجود داشته،

‫ولی ظاهراً پاپ قانعش کرد که ادامه بده

‫بدون شک محل خدمتش جاهای خیلی

‫- افتضاحی بوده ‫- بله

‫دلایل سلامتی؟

‫ته و توش رو در بیار، رِی

‫از اون دست موضوعاتـه که ‫سوژه‌ی رسانه‌ها میشه

‫البته

‫ضمناً... اون یکی موضوع...

‫بله

‫با مونسن‌یور مورالس حرف زدم

‫تأکید داشت که نمی‌دونه...

‫به چه علتی نباید ترمبلی پاپ بشه

‫- ممنون ‫- هر چند،

‫منو عفو می‌کنید اگه بگم

‫حرف کشیش بزرگوار رو کاملاً باور نکردم؟

‫اون فقط...

‫بیش از حد تأکید داشت

‫من اسپانیایی‌م اونقدر خوب نیست و ‫شاید ناخواسته

‫باعث شدم تصور کنه که شما سندی رو دیدید که

‫مغایر با این موضوعـه و اون گفت

‫نباید نگران باشید... ‫دقیقاً این رو گفت:

‫یه گزارش؟ گزارش راجع به چی؟

‫کِی پس گرفته شده؟

‫اینش رو نمی‌دونم، عالی‌جناب

‫سوم شد

‫بر خلاف انتظارات‌مون بود

‫خطبه‌ات کمکی بهمون نکرد، ‫همینطور پنج‌تا رأی‌ت

‫اونقدر حامی نداری که

‫به‌عنوان یه نامزدِ جدی مطرح بشی

‫خب، موقعیتم باعث شرمساری‌مـه

‫اگه بفهمم کیا بهم رأی دادن،

‫بهشون التماس می‌کنم که به یکی دیگه رأی بدن

‫بهشون میگم که خودم به آلدو رأی میدم

‫خیلی‌خب

‫حداقل 31تا رأی رو میشه جور کرد

‫فقط باید اکثرشون رو برای خودمون کنیم

‫« دیجـــی موویــــز »

‫لاک‌پشت‌های پدر مقدس

‫خیلی بهشون علاقه‌ داشت

‫هدیه‌ای از آنگولا

‫فکر کردم خیالاتی شدم

‫دوست‌شون دارم. ‫خیلی باهوشـن.

‫خب، اینجا مدام فرار می‌کنن و ‫میرن زیر ماشین

‫بهتره برگردیم. ‫چیزی به منع آمد و شد شبانه باقی نمونده.

‫وضعیت سلامتیت چطوره راستی؟

‫کاملاً صحیح و سالمم، ممنون

‫منظورم این بود که خستگی سفر ‫از تنت رفته یا نه؟

‫- صد درصد رفته ‫- خوبه

‫و توی کلیسای سیستین، کسی رو ‫پیدا کردید که بهش رأی بدید؟

‫بله. به شما رأی دادم

‫ببخشید. نباید می‌گفتم؟

‫نه، نه، مسئله این نیست که شما...

‫نه، باعث افتخارمـه، ‫ولی وینسنت عزیز...

‫میشه وینسنت صداتون کنم؟

‫من نامزد جدی‌ای نیستم

‫این کارِ من نیست...

‫بعد از اتمام مجمع کاردینال‌ها، ‫قصد دارم از سرکشیشی استعفاء بدم و

‫به‌طور کامل رُم رو ترک کنم

‫چرا؟

‫با چالش‌های زیادی دست و پنجه نرم کردم

‫ایمانی و اعتقادی؟

‫دعا و نیایش

‫صرفاً اینو ذکر کردم که بگم

‫به هیچ وجه شایسته‌ی رسیدن ‫به مقام پاپ‌ نیستم

‫بیا

‫آلدو

‫آلدو

‫خیلی ناراحتم که این آرای انگشت‌شمارم

‫شاید به ضرر تو تموم شده باشه

‫اصلاً نمی‌دونستم که اینقدر جاه‌طلبی

‫واقعاً حرفت مسخره‌ست

‫جدی؟

‫جدی؟

‫فکر می‌کردم می‌تونیم روی حمایتت حساب کنیم

‫اگه ما لیبرال‌ها متحد نشیم، ‫تدسکو پاپ میشه

‫روحت هم خبر نداره که ‫اوضاع چقدر بد بود، توماس

‫اونطوری که تدسکو و اطرافیانش

‫پدر مقدس رو تا لحظه‌ی آخر ‫تحت فشار قرار داده بودن

‫تهمت‌هایی که زدن، اطلاعاتی که ‫به رسانه‌ها درز می‌دادن

‫وحشیانه بود

‫کل دورانی که پاپ بود، با تدسکو مبارزه کرد

‫حالا که مُرده،

‫تدسکو می‌خواد ثمره‌ی ‫یه عمر تلاشش رو از بین ببره

‫اگه تدسکو پاپ بشه،

‫شصت سال پیشرفت دود میشه میره هوا

‫طوری حرف می‌زنی که ‫انگار تو تنها جایگزین هستی

‫- خب... ‫- ولی آدیمی هم حامیان و شرایط مطلوبی داره

‫- آدیمی؟ آدیمی؟ ‫- اوهوم

‫مردی که معتقده همجنس‌گراها

‫باید توی این دنیا به زندان انداخته بشن و ‫توی دنیای بعدی هم برن جهنم؟

‫آدیمی هیچ دردی ازمون دوا نمی‌کنه و ‫خودت هم می‌دونی

‫اگه می‌خوای تدسکو رو شکست بدی...

‫«شکست»؟ ‫ناسلامتی مجمع کاردینال‌هاست، آلدو

‫جنگ که نیست

‫جنگـه!

‫و تو هم نباید بی‌طرف بمونی!

‫این شک‌ و تردیدهای باارزشت رو ‫نگه دار واسه موقعی که عبادت می‌کنی

‫نگو که واقعاً خیال می‌کنی

من سر سوزنی تمایل دارم پاپ بشم

‫بیخیال!

هر کاردینالی تهِ دلش اینو می‌خواد

‫هر کاردینالی، توی دلش

لقب دورانِ پاپ‌بودنش رو انتخاب کرده

‫خب، من نکردم

‫اگه دلت می‌خواد انکار کن

‫ولی قلبت رو زیر و رو کن، ‫بعدش بهم بگو که اینطور نیست

‫« دومین روزِ مجمع کاردینال‌ها »

‫« ترمبلی »

‫نتایج دور دوم رأی‌گیری:

‫کاردینال آدیمی: 34 رأی

‫کاردینال تدسکو: 25 رأی

‫کاردینال بلینی: 18 رأی

‫کاردینال ترمبلی: 16 رأی

‫کاردینال لارنس: 9 رأی

‫کاردینال بنیتز: دو رأی

‫برادرانِ من، طبق «شرایع رسولی» ‫(مجموعه‌ی هشت کتابِ دستورات شرعی حواریون)

‫بلافاصله می‌ریم سراغ رأی‌گیری بعدی

‫ممنون

‫« آدیمی »

‫نتایج دور سوم رأی‌گیری:

‫کاردینال آدیمی: 52 رأی

‫کاردینال تدسکو: 30 رأی

‫کاردینال ترمبلی: 10 رأی

‫کاردینال بلینی...

‫برادران

‫خواهش می‌کنم

‫ممنون

‫کاردینال بلینی: 9 رأی

‫کاردینال لارنس: 5 رأی

‫کاردینال بنیتز: 4 رأی

‫خب، غلط نکنم یه اتفاقی افتاده

‫یه انفجار در «پیاتزا بابرینی» رخ داده،

‫عالی‌جناب

‫- بمب؟ ‫- فعلاً مشخص نیست

‫چند نفر مجروح شدن

‫ولی فعلاً نگفتن کسی کُشته شده یا نه

‫نباید راجع به این قضیه

‫چیزی به کاردینال‌های رأی‌دهنده بگیم، رِی

‫ما قرنطینه شدیم و نباید اخباری که

روی قضاوت‌شون تأثیرگذاره، به گوش‌شون برسه

‫- متوجهی؟ ‫- البته، عالی‌جناب

‫دقیقاً نظرم همینـه

‫وقتی کم‌کم دیدگاه‌های اجتماعی ‫پاپ جدیدمون رو بفهمن،

‫توی میلان با چه رویی بهشون جواب بدم؟

‫به جامعه‌ی مذهبی‌ت بگو که باید

‫برای انتخاب اولین پاپ آفریقایی ‫در تاریخ کلیسا، جشن بگیرن

‫اگه آدیمی سفیدپوست بود،

‫همه‌مون محکومش می‌کردیم که ‫مُتحجرتر از تدسکوئـه

‫فقط چون سفیدپوست نیست...

‫واسه این حرف‌ها خیلی دیره

‫دیگه خیلی دیره

‫چی شد؟

‫عصر بخیر، خواهر

‫می‌خوام با راهبه‌ای که

‫- الان سینی از دستش افتاد صحبت کنم ‫- پیش منـه و حالش خوبـه

‫دارم مسئله رو حل می‌کنم، سرکشیش

‫مطمئنم همینطوره، خواهر اگنس، ‫ولی باید خودم ببینمش

‫بعید می‌دونم افتادن یه سینی

‫موجب نگرانی سرکشیش مجمع کاردینال‌ها بشه

‫با این‌حال، من...

‫حفظ سلامت و رفاه اون خواهر، گردنِ منـه

‫مسئولیت این مجمع هم با منـه

‫لطفاً بشین، فرزندم

‫بنده کاردینال لارنس هستم

‫حالت چطوره؟

‫حالش خیلی بهتره

‫میشه اسمت رو بهم بگی؟

‫شانومی. اسمش شانومی‌ـه

‫خواهش می‌کنم، لطفاً بشین

‫واقعاً به نظرم بهتره که

‫بذارید من مسئله رو حل کنم...

‫میشه لطف کنید ما رو تنها بذارید، خواهر اگنس؟

‫خواهر شانومی،

‫اولاً، می‌خوام بدونید که

‫اصلاً و ابداً هیچ دردسری متوجهِ شما نیست

‫حقیقت اینـه که من در پیشگاه الهی

‫مسئولیت دارم اطمینان حاصل کنم ‫تصمیماتی که اینجا می‌گیریم،

‫صحیح هستن

‫حالا، خیلی مهمـه هر چیزی که توی دلت هست

‫یا آزارت میده و

‫به هر نحوی به کاردینال آدیمی ‫مربوطه رو بهم بگی

‫میشه این کار رو برام بکنی؟

‫حتی اگه شخصاً بهت اطمینان بدم که حرف‌هات

‫از این اتاق بیرون نمیره؟

‫می‌خوای اعترافت رو بشنوم؟

‫الآن آماده میشم، سرکشیش

‫- نباید بریم؟ ‫- الان می‌ریم

‫به نظر بدشگون میاد

‫اگه به حادثه‌ی طبقه‌ی پایین مربوطـه،

‫اصلاً دلم نمی‌خواد راجع بهش حرف بزنم

‫من قربانی یه توطئه‌ی ننگین هستم که

هدفش تخریب شُهرتمـه

‫یه نفر اون زن رو آورده اینجا و ‫این نمایش دراماتیک رو ترتیب داده

‫تابحال از نیجریه بیرون نرفته بود و

‫یهویی سر از اینجا در آورده، ‫ساختمون «سانتا مارتا»

‫خب، با کمال احترام، جاشوا، ‫مهم‌تر از اینکه

‫چطوری اومده اینجا، رابطه‌ی شما دو نفره

‫من هیچ صنمی باهاش ندارم!

‫سی ساله که چشمم هم بهش نخورده بود

‫تا اینکه دیشب یهویی بیرون اتاقم ‫سر و کله‌ش پیدا شد!

‫فقط یه لغزش بود، سرکشیش

‫یه لغزش

‫«دعا کنیم خداوند بهمون ‫پاپی عطا کنه که اگه گناه هم کرد،

‫طلب مغفرت کنه و به راهش ادامه بده.»

‫- خودت گفتی ‫- اون بچه چی؟

‫بچه؟

‫اون بچه توی یه خانواده‌ی مسیحی بزرگ شد

‫تا امروز روحش هم خبر نداره که پدرش کیه،

‫حتی اگه واقعاً پدرش من باشم

‫اینم از بچه

‫ما خیلی جوون بودیم

‫نه، نه، نه، جاشوا

‫اون خیلی جوون بود. ‫اون 19 سالش بوده.

‫- تو 30 سالت بود ‫- توماس

‫توماس

‫به من گوش کن. خواهش می‌کنم

‫امروز صبح حضور روح‌القدوس رو حس کردم،

‫قسم می‌خورم

‫من آماده‌ام این مسئولیت رو به دوش بکشم

‫نکنه فقط یک اشتباه که مال سی سال پیش بوده

‫صلاحیتم رو باطل می‌کنه؟

‫توماس، خواهش می‌کنم. ‫من اون‌موقع یه آدمِ دیگه بودم.

‫خواهش می‌کنم، التماست می‌کنم، ‫با این ماجرا بدنامم نکن

‫جاشوا، همچین فکری از تو بعیده

‫شانومی برای محافظت از پسرش هیچی نمیگه

‫من هم سوگند اعتراف رو زیر پا نمی‌ذارم

‫پس هنوز امید دارم

‫نه

‫امیدی در کار نیست

‫بعد از همچین اتفاق آشکاری، ‫شایعات درست میشه،

خودت هم که «کوریا» رو می‌شناسی

‫واسه همکاران‌مون،

‫هیچی ترسناک‌تر از ‫حتی فکرِ رسوایی جنسی نیست

نمی‌دونم به چه زبونی ابراز تأسف کنم

‫تو هیچ‌وقت پاپ نمیشی

‫باید دوباره شروع کنی

‫ولی تو مرد خوبی هستی

‫من جز خوبی ازت ندیدم،

‫یه راهی واسه جبران گناهت پیدا می‌کنی

‫میشه باهام دعا کنی؟

‫بله، البته

همانا کسی را انتخاب خواهم نمود که

بر صراط الهی استوار باشد

« بلینی »

نتایج پنجمین دور رأی‌گیری:‏

کاردینال ترمبلی: 40 رأی

کاردینال تدسکو: 34 رأی

کاردینال بلینی: 13 رأی

کاردینال لارنس: 11 رأی

کاردینال آدیمی: 9 رأی

کاردینال بنیتز: 6 رأی

برادران، دور پنجم رأی‌گیری به پایان رسید

از اونجا که هیچ نامزدی موفق به کسب آرای اکثریت نشد،‏

فردا صبح مجدداً رأی‌گیری رو آغاز خواهیم کرد

‫بله، رِی؟

‫حادثه‌ی امروز صبح، عالی‌جناب

‫اطلاعاتِ بیشتری دارم، اگه...

‫نه، من هم نباید از هرگونه اطلاعاتی که

‫باعث تداخل در فرآیند این ‫رأی‌گیری بشه، باخبر بشم

‫البته، عالی‌جناب

‫- چیز دیگه‌ای هست؟ ‫- آ...

‫اوه. کاردینال بنیتز

‫مشکلات سلامتی‌ش

‫یه بلیت رفت و برگشت به ژنو ‫براش صادر شده بوده،

‫که هزینه‌ش از حساب شخصی ‫پاپ پرداخت شده بوده

‫درخواست ویزاش رو بررسی کردم

‫هدف از سفر «مداوای پزشکی» عنوان شده بوده

‫بگذریم، هر چی که بوده، ‫بعیده جدی بوده باشه

‫بلیت لغو شده. ‫اون اصلاً نرفته.

‫خیلی‌خب. ممنون

‫می‌بخشید، عالی‌جناب

‫می‌دونم فرمودید که باید مسئله‌ی

‫- گزارشِ پس‌گرفته‌شده رو فراموش کنیم ‫- بله

‫ولی برام سؤال شد،

‫با توجه به موقعیت فعلی ‫کاردینال ترمبلی در رأی‌گیری...

‫می‌تونم برم بگردم ببینم...

‫نه، نه، من که مُفتّش نیستم

‫وظیفه‌ی من نیست که برم ‫گذشته‌ی همکارانم رو شخم بزنم و

‫دنبال رازهاشون بگردم

‫ببخشید

‫خواهش می‌کنم، دیگه تحقیقات بی تحقیقات

‫من...

‫گمونم دیگه گوش‌مون از راز شنیدن پر شده

‫هرچی خدا بخواد همون میشه

‫صدالبته

‫شب عالی متعالی

‫واقعاً همچین کاری لازمـه؟

‫انگار توی کنوانسیون سیاسی آمریکام

‫خیلی طول نمی‌کشه

‫این دوست‌مون بین همکارهاش

‫اونقدر حامی نداره که رأی بیاره

‫هنوز که تموم نشده

‫متأسفانه این موضوع برای من تموم شده‌ست

‫پس سوالی که مطرح میشه اینـه:

‫اگه من رأی نیارم،

‫به طرفدارهام بگم به کی رأی بدن؟

‫توماس، من هم مثل تو

‫دل خوشی از ترمبلی ندارم

‫اما باید بپذیریم که...

‫باید این حقیقت رو بپذیریم که

‫تونسته نظر عده‌ی کثیری رو جلب کنه

‫- شاید بانی وحدت بشه ‫- نه، نه

‫- چیه؟ ‫- حالا دیگه به جایی رسیدیم که

بین بد و بدتر انتخاب کنیم؟

‫اما الان گزینه‌های معدودی روی میزه

‫اگه به یکی دیگه رأی ندیم، ‫هفته‌ها اینجا موندگار می‌شیم

‫تدسکو هم دقیقاً دنبال همینـه

‫قبلاً پاپی داشتیم که ‫عضو سازمان جوانان هیتلری بود و

‫سمت نازی‌ها می‌جنگید

‫پاپ‌هایی رو از سر گذروندیم که ‫متهم به هم‌دستی با

‫کمونیست‌ها و فاشیست‌ها بودن

‫پاپ‌هایی اومدن و رفتن که ‫چشم‌شون رو به روی گزارش‌های

‫شنیع آزار جنسی کودکان بستن!

‫هیس. خیلی‌خب، ساکت

‫منظورت رو رسوندی

‫منظور من اینـه که پیدا کردن نامزدی که

‫گذشته‌اش عین کف دست پاک باشه، جزو محالاتـه

ما که معصوم نیستیم

ما به مکتبی عاری از خطا خدمت می‌کنیم

اما ‫انسان ممکن‌الخطاست

‫پس به توافق رسیدیم

‫از تک‌تک طرفدارهامون می‌خوایم که ‫از ترمبلی حمایت کنن

‫خوبـه

‫چند شب پیش، محبت داشتی

‫گفتی به من رأی دادی

‫حالا نمی‌دونم باز هم ‫همون کار رو کردی یا نه،

‫اما اگه اینطوریـه، مجبورم ‫بازم ازت بخوام دست از این کار برداری

‫چرا؟

‫اولاً که هنوز از لحاظ معنوی ‫به درجه‌ی پاپ بودن نرسیدم

‫دوماً، محالـه رأی بیارم

‫کِش پیدا کردن مجمع، ‫به چشم مطبوعات مُهر تأییدیـه

‫بر اینکه کلیسا درگیر شرایط بحران شده

‫اومدی ازم بخوای ‫به کاردینال ترمبلی رأی بدم؟

‫بله، همچنین از طرفدارهات بخوای ‫همین کار رو بکنن

‫خود کاردینال ترمبلی ‫این موضوع رو باهام درمیون گذاشت

‫خب، مطمئنم همینطوره

‫می‌خوای به کسی رأی بدم که ‫به چشمت آدم جاه‌طلبیـه؟

‫فقط نمی‌خوام تدسکو پاپ بشه

‫باعث پسرفت کلیسامون میشه

‫شرمنده، من فقط به کسی رأی میدم که

‫به نظرم شایسته‌ترین گزینه واسه پاپ شدنـه

‫از نظر من، ترمبلی نیست

تویی

‫نمی‌خوام به من رأی بدی!

‫به هر حال، رأی من مال توئـه

‫خواهر شانومی تو راه نیجریه‌ست

یه هواپیما امروز عصر عازم لاگوس بود و

‫به نظرم به نفع همه بود که اون سوارش بشه

چطوری پای خواهر شانومی به رُم باز شد؟

‫از دفتر سرپرست ارشد

‫اطلاعیه‌ای دریافت کردم مبنی بر اینکه

‫اون قراره ما رو همراهی کنه

‫هماهنگی‌ها توی پاریس انجام شد

‫بهتره از کلیسای خیابون «رو د باک» جویا بشید، عالی‌جناب

‫حتماً می‌پرسم، البته فی‌الحال که

‫بخاطر برگزاری مجمع توی قرنطینه‌ام

‫پس تموم که شد بپرسید

‫این اطلاعات الان به کارم میاد

‫خواهر اگنس، بنده واقف هستم که ‫شما رابطه‌ی نزدیکی با پدر مقدس داشتید

‫درخواست استعفام از سِمت سرکشیش رو رد کرد

‫اون‌موقع متوجه چندوچون ماجرا نشدم، ‫اما الان فکر کنم بدونم

‫به نظرم پدر مقدس در جریان بوده که ‫قراره به رحمت خدا بره و

‫به دلایلی خواسته ‫این مجمع به دست من اداره بشه

‫اتفاقاً دارم نهایت سعی‌ام رو هم می‌کنم

‫بخاطر ایشون

‫ازت می‌خوام از دور بعدی رأی‌گیری کنار بکشی

‫آدم مناسبی برای جایگاه پاپ نیستی

‫خب، 40‏ نفر از همکارانمون

‫با این نظرت مخالف‌ان

‫صرفاً بخاطر اینـه که به اندازه‌ی من ‫روت شناخت ندارن

‫متأثر شدم، توماس

‫برات دعا می‌کنم

‫می‌دونم گزارش‌هایی درخصوص اقداماتت تهیه شده

‫می‌دونم پدر مقدس چندساعت قبل از مرگش،

‫این مسئله رو باهات درمیون گذاشت و

‫از همه‌ی سِمت‌هات برکنارت کرد و

‫شک ندارم به طریقی به

‫لغزش 30 سال پیش آدیمی پی بُردی و

‫ترتیبی دادی که این خانم ستم‌دیده

‫پاش به رم باز بشه تا ‫شانس پاپ شدن آدیمی رو

‫تموم و کمال ازش بگیری

‫تکذیب می‌کنم

‫یعنی تکذیب می‌کنی که از سرپرست خواهرها

‫خواستی یکی از راهبه‌هاش رو بفرسته رُم؟

‫خواستن که خواستم

‫- اما از جانب خودم نبوده ‫- پس از جانب کی بوده؟

‫خودِ پدر مقدس

‫یعنی حاضری به پدر مقدس ‫توی خونه‌ی خودش افترا بزنی؟

‫افترا نیست

‫حقیقت محضـه

‫پدر مقدس اسم یه خواهری رو بهم داد و

‫ازم خواست به صورت محرمانه ‫درخواست انتقالش رو به رو بدم

‫از جزئیات ماجرا اطلاعی ندارم و ‫حالا تو اومدی...

‫مراقب باش، توماس

‫جاه‌طلبی‌ت از چشم بقیه پنهون نمونده

‫ممکنه به شگردی برای لکه‌دار کردن ‫اعتبار رقیبت تعبیر بشه

‫عجب اتهام ناروایی

‫جداً؟

‫کنجکاوم بدونم...

‫واقعاً این‌قدر نسبت به کسب

‫همچین جایگاهی بی‌میلی؟

‫تظاهر می‌کنم همچین گفتگویی ‫هرگز اتفاق نیفتاده

‫ولی اتفاق افتاده!

‫گزارش اقدامات ترمبلیـه

‫شواهد محکمه‌پسندیـه دال بر ‫اینکه ترمبلی،

مبادرت به رَشا در امور دینی کرده

‫عملی که توی کتاب مقدس تخلف شمرده شده

‫خودم می‌دونم رشا چیـه، تشکر

‫همه‌ی رأی‌های دوره‌ی اول رو

‫صرفاً با رشوه خریده

‫کاردنیس، دینه، فیگرلا، بپتیست

‫همه‌ش هم طی 12 ماه اخیر بوده،

‫قطع به یقین احتمال می‌داده که ‫دوره‌ی زمامداری پدر مقدس

‫رو به پایانـه

‫از کجا معلوم همه‌ی این هزینه‌ها

صرف اهداف کاملاً مشروع نشده؟

‫چون خبری از گردش بانکی نبود

‫پناه بر خدا

‫گویا پدر مقدس همه‌مون رو زیر نظر داشت

‫به هیچکس اعتماد نداشت

‫اینا رو از کجا آوردی؟

‫مُهر و موم در رو باز کردی پس

‫حس کردم چاره‌ی دیگه‌ای ندارم

‫شک کردم که نکنه ترمبلی

‫اون زن بیچاره رو از آفریقا کشونده اینجا ‫تا آدیمی رو سرافکنده کنه

‫نباید از نامزدی کنار بکشی، آلدو

‫بذارشون سر جاش

‫بذارشون سر جاش

‫یا بسوزونشون یا...

‫بذارشون سر جای خودش

‫اصلاً نمی‌تونم با همچین وضعیتی پاپ بشم

‫اسناد دزدی، بدنام کردن یه برادر کاردینال؟

‫اینجوری ریچارد نیکسونِ پاپ‌ها میشم

‫پس مداخله نکن، بسپارش به خودم

‫حاضرم عواقبش رو به جون بخرم

‫می‌دونی این وسط کی از همه بیشتر نفع می‌بره؟

‫تدسکو

‫نامزدیش صرفاً بر این اساسـه که

‫پدر مقدس با اقدامات اصلاح‌طلبانه‌اش،

‫کلیسا رو به ورطه‌ی نابودی کشونده

‫اگه این گزارشات رو علنی کنی،

‫اعتبار ترمبلی نیست که خدشه‌دار میشه،

‫بلکه اعتبار کلیساست

‫متهم کردن کوریا به فساد سازمانی

‫خیال می‌کردم هدف‌مون ‫خدمت به خداست، نه کوریا

‫خوش‌خیال نباش

‫بذارشون سر جاش

‫که ترمبلی پاپ بشه؟

‫بدتر از این‌ها رو از سر گذروندیم

به تو ‫چی پیشنهاد داده؟

‫وزارت امور خارجه؟

‫پنج بار بهت رأی دادم، آلدو

‫اشتباه می‌کردم

‫جربزه‌ی پاپ‌شدن رو نداری

‫« سومین روز مجمع »

‫بسپاریدش به من، عالی‌جناب

چندتا کپی بگیرم؟

‫108‏تا

‫معتقدم مسبب این وضعیت شمایی

‫خیر، عالی‌جناب. خودتونید

‫این گزارش به‌کل کذبـه!

‫اگه دزدکی نمی‌رفتی توی اتاق پدر مقدس

الان برگه‌ها دستِ ما نبود!‏

‫اگه این گزارش کذبـه، ‫پس چطور آخرین اقدام رسمی

‫پدر مقدس در جایگاه پاپ این بوده که ‫ازت بخواد استعفا بدی؟

‫اصلاً همچین درخواستی نکرد

‫همونطور که مونسن‌یور مورالس ‫توی جلسه حضور داشت...

‫با این حال، اسقف‌اعظم وزنیاک ‫اصرار داره که پدر مقدس...

‫پدر مقدس، ‫باشد که نامش در زمره‌ی

‫کشیش‌های عالی‌قدر قرار گیرد،

‫واپسین روزهای عمرش ‫درگیر بیماری بود

‫عزیزانی که مکرراً سعادت دیدن‌شون رو ‫داشتن می‌تونن تأیید کنن

‫با اجازه بنده هم توی ‫این گفتگوی دوستانه اظهار نظری بکنم،

‫می‌خوام بهت یادآوری کنم که

‫اسامی اون هشت‌ کاردینال‌ سانسور شده بود

‫کاملاً سیاه!

‫فکر کنم سرکشیش بتونه ‫اسامی‌شون رو بهمون بگه

‫بذار خودشون بهمون بگن

‫همینجا و همین حالا

‫همینجا و همین حالا!

‫اگه کاردینال ترمبلی تونسته با رشوه

‫رأی‌هاشون رو بخره...

‫نه، من همچین کاری نمی‌کنم

‫اجازه بدید همه مثل من، ‫کلاهشون رو پیش خودشون قاضی کنن

‫ابداً تمایلی ندارم ‫اوقات این مجمع رو تلخ کنم و

‫با کمال میل حاضرم از ‫سِمت سرکشیشی کناره‌گیری کنم

‫می‌بینید؟ می‌بینید؟

‫عالی‌جنابان!

‫عالی‌جنابان!

‫عالی‌جنابان!

‫اگرچه انتظار میره ما خواهرها نامرئی باشیم،

‫اما خداوند به ما چشم و گوش عطا فرموده

‫بنده خبر دارم چی باعث شد سرکشیش مجمع

‫وارد اتاق پدر مقدس بشه

‫نگران بود خواهر هم‌رده‌ی من که

‫اون جار و جنجال تأسف‌بار رو رقم زد،

‫یحتمل عمداً به منظور سرافکنده کردن

‫یکی از اعضای مجمع منتقل شده رُم

‫سوءظن‌شون بی‌راه نبود

‫حضورشون دقیقاً به درخواست خود شخص

‫کاردینال ترمبلی بود

‫برادران من

‫حقیقت داره

‫اما به درخواست پدر مقدس بود

‫من اصلاً این خانم رو نمی‌شناختم

‫قسم می‌خورم

‫یهودا

‫خائن

‫ظاهراً دیگه گزینه‌ی محبوبی برامون نمونده

‫تو باید سرپرستی این انتخابات رو

‫به‌عهده بگیری، آلدو

‫نه، خیلی ممنون

‫سکان این مجمع دست توئـه

‫نمی‌دونم به کدوم سمت داره میره

‫اما سختگیریت مورد تحسین قرار گرفته

‫توماس، اومدم ازت طلب مغفرت کنم

‫به‌قدری گستاخ بودم که

‫بهت گفتم قلبت رو زیر ذره‌بین قرار بدی

‫درحالیکه تموم مدت، قلب من بود که...

‫شرم‌آوره

‫توی سن من باشی و ‫نسبت به خودت شناختی نداشته باشی

‫جاه‌طلبی آفت تقدسـه

‫متأسفم

‫احتمالاً وقتش رسیده یه اسم انتخاب کنی

‫در مقام عضو ارشد آینده‌ی این مجمع،

‫این وظیفه به گردنمـه که ازت بپرسم

چه لقبی رو برای خودت مد نظر داری؟

‫حالا چه خوب یا چه بد،

مثل اینکه نسخه‌ی ترمبلی پیچیده شده

‫رقابت بین تو و تدسکوئـه

الآن جز تو کسی جلودارش نیست

‫یوحنا

‫یوحنا رو انتخاب می‌کنم

‫« لارنس »

‫همه رو برگردوندن

‫سرای سانتا مارتا، عالی‌جناب

‫کسی آسیب جدی ندیده، ‫فقط چند نفری زخمی شدن

توی شهر اوضاع چقدر وخیمـه؟

‫پناه بر خدا

‫ساعت 11:20 صبح امروز،

‫یه خودروی بمب‌گذاری‌شده

در «پیتازا دل رسیورجیمنتو» منفجر شد

‫اندکی بعد از این سانحه، ‫در بحبوحه‌ی فرار مردم حاضر در صحنه،

،‫فردی حامل مواد منفجره

‫دست به حرکتی انتحاری زد

‫گزارش‌هایی مبنی بر حملات دیگر هم

در لون و مونیخ وجود دارد

‫آمار فعلی جان‌باختگان

‫52‏ نفر می‌باشد

‫صدها نفر هم مجروح شدند

‫بسیارخب

این هم از آخر و عاقبت نظریه‌ی نسبی‌گرایی که

برادران لیبرال‌مون سنگش رو به سینه می‌زنن!‌‏

‫نظریه‌ای که همه‌ی ادیان و امیال فانی رو ‫به یک چشم می‌بینه و

‫تمایزی بین‌شون قائل نمیشه

‫همین باعث شده که ‫با نیم‌نگاهی به اطراف،

ببینیم سرزمینِ ‫کلیسای کاتولیک مقدس روم

‫پُر شده از مساجد و مناره‌های

‫محمدِ پیامبر!

‫- خجالت بکش ‫- خجالت؟

‫- بله، خجالت ‫- همه‌مون باید خجالت بکشیم!

‫توی سرزمین مادری‌مون با اسلام مدارا می‌کنیم،

‫اما مسلمون‌ها توی سرزمین خودشون ‫به ما بی‌حرمتی می‌کنن

‫ما توی سرزمین خودمون ‫بهشون پر و بال میدیم

ولی اونا تیشه به ریشه‌مون می‌زنن

‫ذلت و حقارت به کجا؟

‫الان عملاً پشت دیوارهای ما ایستادن

‫فی‌الحال به رهبری نیاز داریم که درک کنه

‫ما واقعاً درگیر یه جنگ دینی هستیم

‫ولم کن!

‫بله، جنگ دینی

‫مستلزم رهبری هستیم که

‫به این پنجاه سال دور باطل و بی‌پایان خاتمه ببخشه

‫تا کِی قراره تن به این ذلت بدیم؟

‫تا کِی؟

‫رهبری می‌بایست که

‫با این جونورها بجنگه!

‫همچین رهبری می‌خواید؟

برادرهای کاردینال

برادرهای کاردینال

‫جسارتاً...

‫شما چی از جنگ می‌دونید؟

‫بنده توی کنگو به کلیسا خدمت کردم

‫توی بغداد و کابل

‫تا دلتون بخواد جسد و زخمی دیدم

‫هم مسیحی، هم مسلمون

‫وقتی فریاد جنگ سَر می‌دید،

‫خیال می‌کنید طرف حساب‌مون کیـه؟

‫به نظرتون با مردم گمراهی می‌جنگیم که

‫امروز دست به این اقدامات وحشتناک زدن؟

‫خیر، برادر من

‫با چیزی که اینجاست می‌جنگیم

‫در درون یکایک ما

‫اگه الان تسلیم نفرت بشیم،

‫اگه بین‌مون چنددستگی ایجاد بشه،

‫جای اینکه صدای تک‌تک زنان و مردان رو ‫به گوش همگان برسونیم

‫اولین بارمـه که در کنار شما هستم،

‫احتمالاً هم آخرین بار باشه

‫ببخشید، اما طی چند روز اخیر، ‫نشون دادیم که مردان پست و حقیری هستیم که

‫ظاهراً فقط به خودمون، رم، این انتخابات و

‫قدرت

‫اهمیت می‌دیم

‫پس کلیسا چی؟

‫کلیسا نه توی سنت خلاصه میشه و

‫نه گذشته

‫بلکه کلیسا رویکرد ما نسبت به آینده‌ست

‫بارالهی

‫به درگاهت دعا می‌نماییم که

ما را در ‫مسیر هدایت پیروان کلیسایت رهنمون سازی

‫در قلب‌های ما، بندگانت،

‫بذر بصیرت، حقیقت و صلح بکار

‫تا تمام‌قد برای شناخت تو بکوشیم و

‫خدمت‌گزار راهت باشیم

به نام پروردگارمان، مسیح

‫آمین

‫بلینی

‫بنیتز

‫لارنس

‫تدسکو

‫لارنس

‫آیا انتخاب قانونی خود را ‫به عنوان پاپ اعظم می‌پذیرید؟

‫آیا انتخاب قانونی خود را ‫به عنوان پاپ اعظم می‌پذیرید؟

‫می‌پذیرم

‫تمایل دارید تحت چه عنوانی خطاب شوید؟

‫معصوم

مونسن‌یور

‫شرمنده مصدع اوقات می‌شم

‫ری

‫به نظرم باید برگه‌های رأی‌ ‫کاردینال‌ها رو جمع کنی

‫هر چی زودتر کوره رو روشن کنیم،

‫زودتر خبر انتخاب پاپ جدید ‫به گوش دنیا میرسه

چی شده؟

‫انتظار...

‫همچین نتیجه‌ای رو نداشتم

‫نه، با همه‌ی این تفاصیل عالی پیش رفته

‫اگه نگران جایگاه من هستی،

‫بهت اطمینان میدم که ‫باری از روی دوشم برداشته شده

‫پدر مقدس جدیدمون، پاپ بهتری میشه

تا من

‫اگه میشه خصوصی صحبت کنیم

‫باید همون لحظه که صبح فهمیدم ‫بهت خبر می‌دادم،

‫اما با همه‌ی...

‫اصلاً تو خواب هم نمی‌دیدم که

‫کاردینال بنیتز بخواد...

‫ری، لطفاً بگو نگرانیت برای چیه؟

‫فهمیدم چی شد

‫توی سوئیس

‫اینکه چرا کاردینال بنیتز رفته بود سوئیس

‫سوئیس. همون بیمارستان توی ژنو دیگه؟

‫بیمارستان نبود

‫مطب بود

‫مطب چی؟

‫عالی‌جناب قبول نمی‌کنن رداشون رو بپوشن

‫با اجازه

‫- ممکنه تنها صحبت کنیم؟ ‫- چرا که نه

‫آقایون، بیاید بریم

‫منتظرت بودم

‫باید بهم بگی چرا به مطب اون دکتر

‫توی ژنو رفتی

‫- بایدیـه، سرکشیش؟ ‫- بله، باید بگی

‫تا یه ساعت دیگه، ‫میشی معروف‌ترین مرد جهان

‫پس لطفاً بهم بگو

‫وضعیتت چیـه؟

‫این به اصطلاح وضعیتی که میگی

‫درست مثل زمانیـه که ‫به مقام کشیش منصوب شدم

‫همچنین وقتی که کاردینال شدم

‫معالجه‌ی توی ژنو چی؟

‫معالجه‌ای اتفاق نیفتاد

‫درموردش فکر کردم

‫از خدا خواستم راهنماییم کنه و ‫نظرم عوض شد

‫این معالجه برای چی بود حالا؟

‫هیسترکتومی لاپاراسکوپی بود ‫(عمل برداشتن رحم)

‫باید درک کنی

‫بچه که بودم، ‫هیچ جوره نمی‌تونستم بفهمم

درگیر ‫همچین بحران پیچیده‌ای‌ هستم

‫همونطوری هم که می‌دونی، ‫زندگی حوزوی خیلی بی‌زرق و برقـه

‫حقیقتاً دلیلی وجود نداشت که ‫بخوام به فکر بیفتم

‫از لحاظ جسمانی با بقیه‌ی آقایون فرق دارم

‫بعداً، سی‌وخرده‌ای سالم که شد،

‫آپاندیسم رو جراحی کردم

‫اینجوری شد که دکترها متوجه شدن

‫من رحم و

‫تخمدان دارم

‫به گفته‌ی بعضی از دکترها، ‫کروموزوم‌های من نشون میدن که

‫من زن هستم

‫با این حال، به ظاهر ‫اینی هستم که می‌بینی

‫دوره‌ی خیلی تلخی رو از سَر گذروندم

‫حس می‌کردم تموم مدتی که کشیش بودم

‫زندگیم سرتاسر گناه و معصیت بوده

‫البته که از پدر مقدس خواستم ‫استعفای من رو بپذیره

‫تا رم رفتم و ‫همه‌چی رو براش تعریف کردم

‫می‌دونست؟

‫بله، می‌دونست

‫اونوقت کشیش بودنت

‫براش قابل قبول بود؟

‫برای برداشتن اعضای زنانه‌ام، ‫به فکر جراحی افتادیم

‫اما شب قبل پروازم،

‫متوجه شدم که دارم اشتباه می‌کنم

‫من همون آدم سابق و همیشگی بودم

‫به نظرم اومد دست بردن توی آفرینش خدا گناهـه

‫تا اینکه بخوام بدنم رو ‫همینطوری که هست بپذیرم

‫پس یعنی هنوز، آم...

‫من همونی‌ام که خدا آفریده

‫شاید همین وجه تمایز ‫باعث بشه مفیدتر واقع بشم

‫موعظه‌ات رو آویزه‌ی گوشم کردم

‫می‌دونم زندگی توی

‫جهانی از قطعیت‌ها چه معنایی داره

« زیرنویس از علی اکبر دوست دار، امیر ستارزاده و iredprincess » :. Ali99 & H1tmaN & @iredsub .:

▷ Instagram: @Aliakbar.1999

▷ Telegram: @iredsub

:دیجی‌موویز در شبکه‌های اجتماعی @DigiMoviez

ارائه‌شده توسط وب‌سایت دیجی‌موویز :.:.: DigiMoviez.Com :.:.:

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.