All language subtitles for Ye.Cheng.Reborn.E01

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم:Skye

(هشت سال قبل) (م:وقایای این سریال در ادامه سریال یه چنگ سال 2023 ست)

شن یه،فرزند نامشروع ملکه چو

برای گرفتن انتقام پدرش شورش کرد

سعی کرد عشق زندگی خودش شو چنگ رو ملکه کنه

ولی شو چنگ دلش نمیخواست مردم زجر بکشن

و شن یه رو قانع کرد تا باهاش

در انزوا زندگی کنه

همچین اتفاقی

پایه و اساس سلسله چو رو به لرزه دراورد

برای همین هم یان،آن مو و نان جینگ

برای به دست اوردن سلسله چو متحد شدن

ارباب شو شن یه رو مسموم کرد

و شو چنگ رو مجبور کرد تا دوباره برای نجات سلسله چو

و شن یه

ارتش رو رهبری کنه

و شو چنگ هم مجبور شد تا حرفش رو گوش کنه

شایعات میگن که

شو چنگ سختی های زیادی کشید و تو میدون جنگ از دنیا رفت

شن یه از سر دیوانگی ملکه و مادرش رو کشت

و نایب السلطنه شد

و قسم خورد تا هرطوری شده شو چنگ رو پیدا کنه

همه بهش خیانت کردن و

نتونست شوچنگ رو جایی پیدا کنه

(هشت سال بعد)

بانوی من

یه خبر مهم دارم

میگن چندتا قاتل وارد قصر شدن

برای همین ملکه دستور دادن

که همه تو اقامتگاه های خودشون بمونن و تمامی جشن ها به تعویق بیافته

بانوی من باید همینجا بمونین

بانوی من

این یه فرصت فوق العاده ست

اون قاتل رو دستگیر میکنم

و به مادرم،ملکه نشون میدم که چقدر ادم توانایی هستم

بانوی من

مادر

من اون قاتلین رو دستگیر میکنم

لطفا برگردین استراحت کنین

میترسم که برای کشتن من به اینجا نیومدن

بلکه اومدن کسی رو پیدا کنن

بانو مو رو

قاتلین از دروازه خارج شدن

پس واقعا به دنبال کسی اومده بودن

دنبالشون کنین

باید زنده یا مرده

برشون گردونین

بله

خب

ما شی لینگ رو گرفتیم

ولی نگهبان ها باخبر شدن

حتی اگه بتونیم از قصر خارج بشیم

ممکن نیست که بتونیم از شهر بیرون بریم

شب سال نوعه

بیا جشن بگیریم

اونجا

بریم

صبرکن

صبرکن

همونجا صبرکن

بانو مو رو

بانو مو هوی تنهایی از قصر به دنبالشون رفتن

چه دردسر سازیه

دستور منو اعلام کن

با تیر علامت بده که دروازه شهر رو ببندن

بله

راه باز کنین

صبرکن

یه هدیه

برات اماده کردم

میخوای بمیری؟

با چه جراتی از قصر دزدیدیش؟

اهمیتی نمیدم

حالا که من میگم برای توعه

برای توعه

نه

هیچ کس نمیتونه این تیررو ببینه

ما شی لینگ رو بردیم

و درعوض بهشون اتیش بازی دادیم

مرد محترمی هستین

لطفا قبل ازاین که دیر بشه برید

بلاخره پیدات کردم

یه چنگ:تولدی دوباره

(قسمت اول)

حقیقت رو بهم بگو

بانو شی

دیدیش؟

اگه صورتش رو ندیده بودم

به خود شو چنگ

ارتباطش نمیدادم

فقط میدونم که

اون

بانو مو هوی واقعی نیست

درباره ی این که اون شو چنگه یا نه

هیچ ربطی به من نداره

(مکتب طنین:وانگ شو)

به من ربط داره

تنها کاری که

تو زندگیم باید انجام بدم پیدا کردن اونه

باید بهم بگی که دقیقا چی شده

فکر کردی

هنوزم نایب السلطنه سلسله چو هستی

و میتونی به همه دستور بدی؟

الان تو

چیزی جز یه شیطان بدبخت نیستی

تاج و تخت

و هنرهای رزمیت رو ازدست دادی

بقیه مقصرت میدونن

در پایان

تنها چیزی که باخودت بردی یه جسد بود

جالبه

ادمای ثروتمند پست

ادمای کناردستتون رو نمیبینین؟

نه تنها بهمون غذا ندادین

بلکه با سرعت رفتین و منو کثیف کردین

بانوی من داد زدن بی فایده ست

کی گفته؟

منو با گدا اشتباه گرفتی

ترجیح میدم از گشنگی بمیرم

تا لطف تورو قبول کنم

بخور

چینگ رو

چند بار باید بگم

که وقتی

قربانی های زیادی هستن غذا رو الکی پخش نکنین

بهتره که یه نگاه به خودتون بکنین

به عنوان شاهدخت مو

باید نادیده اشون بگیرم؟

اینطوری

در نهایت خودتونم تبدیل به یکی ازاونا میشین

نمیدونم دنبال چی هستین

خواهر سومم به خاطر این که

از قصر فرار کرده توسط مادرتنبیه شده

و هرروز فقط یه وعده غذایی داره

اگه این کارو انجام بدم

مادر موافقت میکنه که دیگه بهش گشنگی نده

در ضمن

هنوز

یه چرخ برامون مونده

بانوی من

ارابه ما کاملا از بین رفت

چرا هنوز

اینو با خودمون میبریم؟

بیخیال

داریم ازشون درخواست لطف میکنیم

هدایامون رو ازمون گرفتن

باید دست خالی بریم؟

بانوی من جدی میگی؟

البته

بیا ادامه بدیم

بانوی من

محض رضای خدا چرا انقدر خنگی؟

بگیرش

بذار

خودم میارمش

بانوی من

قبلا هرچهار سلسله به سلسله چو حمله کردن

و الان که سلسله چو قدرت خودش رو به دست اورده

دنبال سلسله مو اومدن

فکر میکنن ما ادمای ضعیفی هستیم

اروم

من خوبم

اگه بتونیم

با مکتب طنین توافق کنیم

و حمایت این مشاور رو به دست بیاریم

میتونیم مشکلاتمون رو حل کنیم

ایالت مو الان روی من حساب میکنه

به نظر خیلی دلگرم کننده میاد

ولی عجیبه که همچین کار

حساسی به شما واگذار شده

چینگ رو

اون مرد نباید ماهی داشته باشه؟

ماهی؟

ولی بانوی من

چیز ارزشمندی

با خودمون نداریم

پس دوتا ماهی ازش قرض میگیریم

ببخشید

میشه دوتا ماهی قرض بگیرم؟

بانوی من تو راه اینجا

دچار حادثه شده

لطفا بهش کمک کنین

چینگ رو

سلام

من مو هوی،شاهدخت پنجم سلسله مو ام

الان گشنمه

و میخواستم یکم ازتون ماهی قرض بگیرم

الان پولی ندارم

ولی قدرشناسی یه شاهدخت رو به دست میارین

این برای افتخار اجدادتون کافی نیست؟

ممنون

چرا حرف نمیزنی؟

حالا که انقدر بی ادبی

منو بابت گرفتنشون مقصر ندون

ببخشید

بانوی من شما هلش دادین که بمیره

مزخرفه

بانوی من

اون واقعا مرده

(مکتب طنین) (وانگ چن)

بانوی من

(مکتب طنین) (وانگ چن)

بانو مو هوی

بانو مو هوی

بانو مو هوی

وقت غذاست؟

ارباب وانگ چن

ارتش چو به مرز تو مرز سلسله مو هستش

ولی متحدین شما آن ،ین و نان جینگ

هیچ نشانی برای حمایت از خودشون نشون ندادن

میترسم که

بخوان از اب گل الود ماهی بگیرن

الان که سلسله مو به

خاطر سیل های جدی به مشکل خورده

واقعا دچار مشکلات خارجی زیادی میشه

خواهش میکنم کمکمون کنین

اینجا فقط یه مکتب کوچیکه

و نزدیک به صدتا شاگرد اینجا زندگی میکنن

چطور قراره به امور سلطنتی رسیدگی کنیم؟

ولی میگن این مکتب

تمام خاندان های سلطنتی رو میشناسه

و شاگرداش تو تمام کشور هستن

به هرحال مکتب طنین

به خاطر مشاورهاش معروفه

یااین که

خودتون بهمون مشورت بدین

ببینین براتون هدیه اوردیم

استاد اعظم- استاد اعظم-

استاد اعظم

پیدا کردیش؟

نه

استاد اعظم

این درست نیست

استاد اعظم کجاست؟

اون معمولا بعد ماهیگیری

ماهی ها رو ازاد میکنه

....چطور

چطور اونا رو سرخ کرده؟

اون وسایل ماهیگیری گنجینه های اونن

همینطوری رهاش نمیکنه

من و تو به جست و جو ادامه میدیم

تو هم برو به رئیس بگو

باشه

بریم

استاد اعظم

استاد اعظم

حالا که انقدر رو راستی

منم صادقانه بهت میگم

مکتب این شهرتش رو

بابت انجام دادن یک سری کارهای خاص به دست اورده

الان که سلسله مو به دردسر افتاده

فقط یا باید مبارزه کنه یا شهرای خودش رو واگذار کنه

واقعا که شرایط بدیه

مکتب ما

باید ازاین موضوع دوری کنه

...ولی

من شنیده بودم که اینجا یکی از برترین مکتب هاست

پس نباید

همچین کار سختی رو انجام بدین؟

که ادمای قوی رو به عنوان طرف ضعیف شکست بدین؟

کار اصلی این مکتب

رسیدگی به چیزای دیگه ایه

ولی جناب

اگه ازمون حمایت نکنین

چطور میتونم برگردم و به مادرم توضیح بدم

انقدر ادم بدبختی هستی؟

اگه مادرت فکر کرده که میتونه ازاینجا کمک بگیره

چطور تونسته که تو رو به اینجا بفرسته؟

التماسش کردی که

فرصتی برای به دست اوردن یه دستاورد بهت بده؟

حدس میزنم فرستادتت اینجا

چون دیگه نمیتونسته تحمل کنه

در حقیقت همین که به اینجا رسیدی

به دستور مادرت عمل کردی

جناب هیچ جایی

برای مذاکره نیست؟

فهمیدم

پس من میرم

رئیس

ما وسایل ماهی گیری استاد اعظم

و نشونه هایی از ماهی سرخ شده پیدا کردیم

ولی ایشون رو پیدا نمیکنیم

کسی به خاطر

موضوع ازدواج بهشون صدمه زده؟

کی جرات کرده؟

ازدواج یه مسئله مهمه

کی برای این موضوع مرگ میخواد؟

اگه اتفاقی برای وانگ شو بیافته

مکتب ما

کسی که این کارو کرده میکشه

جناب وانگ چن

استاد اعظم معمولا

کنار رودخونه ماهیگیری میکنه؟

درسته که استاد اعظم صداش میکنین

ولی جوونه

درسته؟

حالا که ماهی هاتو خوردم

تو رو دفن میکنم

تا لطفت رو جبران کنم

امکانش هست

که از اولشم

مرده باشه؟

...تو

رئیس- رئیس-

رئیس خوبین؟

بانوی من

رئیس- رئیس-

...اون

عجله کنین

اونجا

عجله کنین

اروم

استاد اعظم تو نگه داشتن تنفسشون

ماهرن پس چیزی نمیشه

ببخشید

چقدر بااین روش

میتونه نفسش رو نگه داره؟

اگه درست بعد دفن کردنش از کوه

بالا رفته باشین باید حالش خوب باشه

بعدش؟

باشه

همین؟

زمان زیادی

طول نکشیده تا دفنش کنین

پس نگران نباشین

ولی واقعا

بعددفن کردنش ماهی هاشو خوردین

به خاطر این که

مهربون بودم

چطور میتونستم

بعد غذا خوردن کار کنم؟

استاد اعظم توسط بهشت مورد لطف واقع شده

پس چیزیش نمیشه

اگه

یه کاسه سوپ ماهی هم خورده باشم چی؟

خوبه؟بیشتر بخور

راه درازی رو تااینجا اومدم

برای همین قبل بالااومدن از کوه باید حمام میکردم

حداقلش نخوابیدیم

باید از جانب استاد اعظم ازتون تشکر کنم؟

نگران نباش

بهتون پیشنهاد میکنم

حرفاتون رو بنویسین

به خاطر این که با زندگیتون باید تاوان پس بدین

اوردیمشون بیرون

استاد اعظم- استاد اعظم-

استاد اعظم نمیر

ساکت

استاد اعظم بدنش سرده

استاد اعظم

استاد اعظم

استاد اعظم

بذارین تنفسش رو به حالت عادی برگردونم

جا باز کنین

جلوی هوا رو نگیرین

بذارین

من انجامش میدم

ایالت من

بابت طبابتش مشهوره

یه راه مخصوص برای برگردوندن تنفسش میدونم

خیله خب

معذرت میخوام

بذارین دوباره تلاش کنم

ببخشید

بلند شو

بلند شو

انقدر نخواب- بانوی من-

بیدار شو

نخواب بیدار شو

بیدار شو

بیدار شو

دارم نجاتش میدم جلومو نگیر

استاد اعظم بیدار شدی

بلند شد

به خاطر سیلی های شما بیدار شد

بیدار شد؟

بیدار شد

بیدار شد

استاد اعظم

گفتم که میتونم انجامش بدم

خودشه

میکشمت

استاد اعظم- استاد اعظم-

استاد اعظم- استاد اعظم-

بهم حمله کرد

قصدی نداشتم

استاد اعظم- استاد اعظم-

الان چی؟

بانوی من؟

بهمون اتاق

و غذا دادن

ولی اجازه نمیدن بریم

اینجا زندانی شدیم؟

حالش خوبه؟

اگه فقط

دفن شده بود حالش خوب میبود

ولی بعد کتکی که

زدینش گفتنش سخته

دوباره منو نترسون

ولی وانگ شو کیه؟

چرا رئیس و شاگردا

انقدر بهش اهمیت میدن؟

میتونیم ازش درخواست کمک کنیم؟

بانوی عزیز من

برای چیزی برنامه ریزی نکن

وقتی این کارو میکنی یه نفر صدمه میبینه

بانوی من حالا که بهشون توهین کردیم

چرا فرار نمیکنیم؟

این که نتونستیم ازشون کمک بگیریم مشکلی نیست

ولی چطور میتونیم به عنوان دشمنشون ازاینجا بریم؟

نمیتونم همچین مسئولیتی رو قبول کنم

یه تصمیمی گرفتم

میخواین مکتب رو نابود کنین؟

در پایان

تنها چیزی که با خودت بردی فقط یه جسد بود

یه نفر ممکنه خاطراتش رو ازدست بده

ولی حالت نگاهش تغییری نمیکنه

نگاه نافذش

شبیه نگاه اون نبود

همچین چیزی امکان نداره

باید بهم بگی چی شده

با دخترم چی کار کردی؟

باهاش چی کار کردی؟

باهاش چی کار کردی؟

چطور پیداش کردی؟

درست میگی

اگه نتونم شوچنگ عزیزمو پیدا کنم

فقط یه موجود بدبختم

به هرحال الان

کم و بیش باید بدونی چه حسی دارم

ملکه ما

با

شاهدخت مو هوی به جنگ ملحق شد

من فقط یکی از مامورین قصر بودم

برای همین میدونم که

به بانو مو هوی حمله کردن

و ایشون به خاطر جراحت های سنگین ازدنیا رفت

ولی وقتی بدنش رو به پایتخت برگردوندن

بانو موهوی

تو یه بدن دیگه دوباره زنده شد

بعدش

ملکه تمامی مقامات قصر رو کشت

چون چندین سال

وفادانه بهشون خدمت کردم

زندگی من رو بخشیدن

و من رو تو قصر کناری زندانی کردن

واقعا نمیدونم چی شده

دخترم بیگناهه

از بیرون

درگیری بین ولیعهد و ملکه رو شنیدم

اونا چیزی درباره ی

جسد ربایی میگفتن

...پس

به این معنیه که

تو و دخترت فایده ای برای من ندارین

متوجه نمیشی؟

اون فقط یه پوسته خالیه

نمیتونی برش گردونی

باشه

باشه

با دونستن این که

قراره کل زندگیت زجر بکشی خوشحال میشم

حقیقت اینه که

گفتم برام فایده ای نداری

به این معنیه که ازادت میکنم

برای این که

اینجا نگهت داشتم معذرت میخوام

شیائویائو

شیائویائو

بلند شو

بلند شو

من که تو رو نزدم

بانوی من

این روش معذرت خواهیتونه؟

بیهوششون میکنین؟

کوری؟

نمیتونی

این ادمارو ببینی؟

برید کنار

ادامه بدین

به دردسر بزرگی افتادی

اگه نجاتت بدم

مساوی میشیم؟

میخواین باهم به من حمله کنین

یا تکی میاین؟

عصبانیت امروزمو سرشما خالی میکنم

عجله کن

خیلی دیر کردین

نمیتونین فرار کنین

بذارینش پایین

گفتم بذارینش نه پرتش کنین

خیلی دردسر سازی

جناب وانگ شو

من ربطی به این موضوع نداشتم

جناب وانگ شو

جناب وانگ شو

درد میکنه

شمشیر

باشه

نکشش نکشش

چرا؟

خون ریزی میکنم

ببخشید

الان

چی کار کنم؟

هیچی

فقط نگهش دار

باشه

جناب وانگ شو

دیروقته

چرا هنوز بیداری؟

استاد اعظم- استاد اعظم-

خوبی؟

استاد اعظم

شماها

من بهش شمشیر نزدم

اون کرد

کجاست؟

جناب وانگ شو

باید تایید کنی

خودش بهم گفت بکشمش بیرون

من کاری نکردم

بکشش بیرون

استاد اعظم- استاد اعظم-

تو مو هوی هستی؟

شاهدخت پنجم مو؟

فردا نرو

فردا لطفت رو جبران میکنم

تعارف نکن

من فقط اومدم خداحافظی کنم

جرات نکن که بذاری بری

باشه پس فردا میبینمت

اگه هنوز بتونی سرپا بایستی

استاد اعظم- استاد اعظم-

عجله کنین استادو برگردونین

عجله کنین

اروم

من کجام؟

....کی

تو کی هستی؟

چرا انقدر شبیه منی؟

شاید به خاطر اینه که

اون درنهایت ظاهر شده

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم:Skye

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.