All language subtitles for The.Penguin.S01E02.Inside.Man.720p.AMZN.WEB-DL.DDP5.1.Atmos.H.264-FLUX [Fa]

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam Download
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫سی‌نما تقدیم میکند ‫WwW.30NaMa.CoM

‫جلاد

‫سوفیا...

‫سوفیا، باید بری داخل

‫سوفیا...

‫اینجایی

‫آلبرتو، انگشتت...

‫بخدا قسم

‫یه روزی از اینجا درت میارم

‫برتو، پشت سرت! برتو! برتو!

‫نه، نه، نه، نه، نه!

‫نه!

‫سوفیا...

‫جات امنه

‫چیزی نیست

‫چیزی نیست

‫ولم کن!

‫سوفیا... سوفیا!

‫سوفیا، چیزی نیست

‫سوفیا... چیزی نیست، چیزی نیست...

‫نفس عمیق بکش. آروم

‫نفس عمیق بکش

‫همراهم بشمار

‫چهار ثانیه نفستو بده تو...

‫و بعد بده بیرون

‫آفرین

‫خوبه

‫قاب‌های روی دیوار رو می‌بینی؟

‫اوهوم

‫وسایل روز میزم؟

‫« دکتر جولین راش »

‫دیگه توی آرکهام نیستی

‫جات امنه

‫- بهم بگو چی دیدی ‫- باید برم

‫می‌تونم بهت کمک کنم، سوفیا

‫جات امنه

‫جام امن نیست

‫برگشتم خونه

‫« پـنـگـوئـن »

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫نمی‌دونستم مهمونی راه انداختین

‫- وگرنه یه چیزی با خودم میاوردم ‫- ای حرومی پررو

‫می‌خوای مجبورم کنی ‫گناه تو رو گردن بگیرم؟

‫کسی رو مجبور نکردم، سال ‫فقط دیدم فرصت مناسبه

‫بازم توی خیابونا حرف راه افتاده

‫می‌دونن فقط یه نفر اونقدر قدرت داره

‫که جلوی فالکون‌ها دربیاد

‫سالواتور مارونی لامصب

‫می‌خوای به اسم تو تموم بشه

‫لیاقتشو داری به اسم تو تموم بشه ‫حالا هم شد

‫یا... می‌تونم همین الان ‫اسمتو به فالکون‌ها بگم

‫و جلوی این جنگی ‫ که پای خانوادمو بهش باز کردی رو بگیرم

‫بهشون بگم تو آلبرتو رو کشتی

‫و ببینم چطوری قیمه قیمه‌ت می‌کنن

‫خب، آره خب ‫اینجوریم می‌تونی پیش بری

‫ولی با این حلقه داری ‫واسه خودت می‌چرخی، سال

‫همین الانشم داری پزشو میدی

‫قبولش کن تموم بشه بره

‫ببین...

‫فالکون‌ها هنوز سر پا نشدن

‫حواسشون پرته

‫و رئیس جدید توی مشتمه

‫لوکا رو آوردن، داداش کارماین

‫مرتیکه جربزه نداره ‫ولی بهم اعتماد داره

‫این نقشه می‌تونه جواب بده

‫می‌تونیم دخل همه‌شونو بیاریم، سال

‫ولی توام باید نقش خودتو ایفا کنی

‫این یارو مثل سگ می‌مونه ‫ولی سگ رو هم میشه مطیع کرد

‫من آلبرتو رو گردن می‌گیرم، توام قطره‌هایی ‫که قول داده بودی رو برسون دستمون

‫این "ارواد"ـه، یکی از سردسته‌هام

‫- مسئولیت کارها با اونه ‫- مسیر ساده‌ست

‫مستقیم تا خود رابینزویل

‫از بزرگراه نمیریم ‫از توی محله‌های مسکونی میریم

‫آفرین بچه‌ها، بجنبین

‫از کامیون‌های سازمان مدیریت بحران ‫به عنوان پوشش استفاده می‌کنیم

‫و قطره‌ها رو می‌ذاریم

‫توی بشکه‌های "آب اضطراری"

‫سلام، کستیو

‫دلخوری بینمون نیست، درسته؟

‫همه‌مون توی یه جبهه‌ایم

‫آره، معلومه آز

‫- آره ‫- خوبه

‫تمام افراد ماشین جلویی و کامیون ‫مفت نمی‌ارزن

‫دخلشون رو میارین ‫هم موادهاتون گیرتون میاد

‫هم یکم انتقام می‌گیرین

‫- تموم شد؟ ‫- آره

‫خیلی‌خب، ببندین. راه بیفتین!

‫ولی ماشین پشتی، من توی اونم

‫کاری به اون لامصب نداشته باشین

‫من از اونجا مطمئن میشم ‫که بدون هیچ مشکلی

‫به چیزی که لایقشین برسین

‫- خوبه؟ ‫- آره

‫بنگ

‫همه‌چی راحت پیش میره

‫پنگوئن!

‫قراره همراه مواد توی کامیون بشینی

‫جانی. منم از دیدنت خوشحالم

‫ولی ببین، همه‌چی مرتبه

‫توی ماشین پشتی می‌شینم

‫کامیون پره. آماده‌ی حرکته ‫همه‌چی حله...

‫حواست کجاست لعنتی؟

‫وسط جنگ بین گروه‌هاییم

‫دارم کاری که بهم گفتین رو انجام میدم ‫مگه فکر من بود که اینجا رو تعطیل کنیم

‫و جنس‌ها رو ببریم رابینزویل؟

‫داریم افراد بیشتری ‫به تمام خودروها اضافه می‌کنیم

‫و کسب و کار توئه... درسته؟

‫خودت گفتی کسب و کار خودته

‫و این یعنی توی کامیون می‌شینی

‫بجنب

‫رسیدن به زیرگذر

‫آماده باشین

‫میگما، چرا مرغ‌های دریایی ‫بالای دریا پرواز می‌کنن؟

‫چون اگر بالای بندر پرواز می‌کردن

‫می‌شدن مرغ‌های بندری

‫گرفتی چی شد؟ ‫مرغ بندری! مثل ساندویچ

‫آره حالا فهمیدم، ری

‫ممنون که توضیح دادی

‫یه جک دارم براتون بگم

‫فرق بین مافیا و دولت چیه؟

‫یکیشون سازمان یافته‌ست!

‫دیدی "ری"؟

‫باید بدونی داری برای کیا تعریف می‌کنی!

‫گندش بزنن!

‫هی! وایسا، ارواد!

‫قطره‌ها اینجان

‫آز، خائن لعنتی!

‫چی شد یهو؟!

‫تف توش

‫تف توش

‫کستیو!

‫کستیو! بزن بریم!

‫بزن بریم!

‫سوار شو

‫داشتیم توی خیابون کوفتی می‌رفتیم

‫و یهویی کامیون... آبکش شد

‫اولین شاسی‌بلند تصادف کرد ‫از ماشین پریدیم بیرون

‫زیر بارون گلوله بودیم ‫و داشتم یه یارویی رو لت و پار می‌کردم...

‫اگر این حرومی نبود ‫قطعاً دخلم اومده بود

‫اگر آز نبود ‫دخل کستیو هم اومده بود

‫و بعد پریدیم تو ماشین و زدیم به چاک

‫گازشو گرفتیم ‫از همه طرف شلیک می‌کردن

‫یه چی میگم یه چیزی می‌شنوین

‫باید چه غلطی می‌کردم؟

‫بخاطر این برامون کمین کردن ‫چون فکر می‌کنن ضعیفیم

‫سعی کردم بهتون بگم...

‫بخاطر این ضعیف بنظر میایم ‫چون گذاشتین بذارن درمون

‫هی، خودتون مسیرو تعیین کردین!

‫وسط خیابون بی‌دفاع بودیم

‫اگر من نبودم ‫افراد بیشتری می‌مردن

‫زر نزن. برای حفاظت از قطره‌هامون ‫هیچ غلطی نکردی

‫مارونی‌ها با کل جنس‌ها زدن به چاک

‫فقط همین براتون مهمه؟

‫جنس‌ها؟ پولی که از دست دادیم؟

‫می‌تونیم پول بیشتری دربیاریم، آقایون

‫فکر کنم اصل ماجرا رو نگرفتین ‫خانواده‌مون رو تحقیر کردن

‫برادرمو گرفتن و عین یه آشغال

‫جسدشو چپوندن ‫توی صندوق عقب یه ماشین

‫ببین، سوفیا ‫ آلبرتو برای همه‌مون عزیز بود...

‫بعید می‌دونم، میلوس ‫واقعاً بعید می‌دونم

‫مهم گرفتن انتقامه

‫و این چیزیه که برادرم ‫برادرزاده‌ی تو، لیاقتشو داره

‫موافقم

‫چرا قاتل‌هاش توی کل شهر آویزون نیستن؟

‫به وقتش، مارونی‌ها تاوانشو پس میدن

‫مارونی‌ها. صحیح. خیلی‌خب

‫خب، چشماتونو باز کنین ‫تنهایی کار نمی‌کردن

‫چطوری مسیرمون رو فهمیدن؟

‫چطوری قضیه‌ی ‫کامیون‌های مدیریت بحران رو فهمیدن؟

‫یه جاسوس داشتن ‫که بهشون کمک کرده

‫یکی توی خانواده‌مون

‫چطور جرات می‌کنی ‫همچین مزخرفی بگی

‫جوری سرتو انداختی اومدی تو ‫انگار کسی هستی

‫رئیس تو نیستی

‫جانی! توام نیستی

‫و داری با برادرزاده‌م حرف می‌زنی

‫بهش احترام بذار لعنتی

‫ببخشید، لوکا. حق با توئه

‫سوفیا...

‫معذرت می‌خوام

‫تدابیر امنیتی اطراف خونه

‫و تمام کسب‌وکارهامون رو بیشتر کنین ‫خبرشو پخش کنین

‫اگر کسی بجز بچه‌های خودمون ‫قطره‌هامون رو فروخت

‫تاوانشو پس میده

‫برای امشب کافیه

‫امری نداری، رئیس؟

‫بقدر کافی زحمت کشیدی

‫سوفیا...

‫بمون

‫همیشه خوب می‌تونستی ‫دروغ‌ها رو بو بکشی، سوفیا

‫پدرتم اینو می‌دونست

‫ولی اگر جاسوسی بین ماست ‫پیداش می‌کنیم

‫ولی زمان و روشش...

‫انتخابش با تو نیست

‫زمان و روشش...

‫انتخاب توئه

‫چون رئیس تویی

‫این حرفت رو نشنیده می‌گیرم

‫چون عزاداری

‫همه‌مون عزاداریم

‫مراسم ختم برادرت فرداست

‫روی خاکسپاریش تمرکز کن

‫مسائل خانواده با من

‫- سوفیا ‫- چی می‌خوای، آز؟

‫می‌دونم اختلاف نظرهایی داریم

‫اینو به وضوح نشون دادی

‫ولی حاضرم بیخیال ‫زجرهایی که بهم دادی بشم

‫اگر توام حاضر باشی

‫- عه واقعاً؟ ‫- آره

‫ببین، من طرف توام

‫امشب جون نوچه‌ت کستیو رو نجات دادم

‫حتی بعد از بلایی که سرم آورد

‫مگه کسی دنبالت کرده اینقدر تند میری؟

‫ببین، حرفی که در مورد جاسوس زدی

‫حرفتو باور می‌کنم ‫می‌تونم پرس‌و‌جو کنم

‫یکم تحقیق کنم ‫هرکاری لازم داشته باشی

‫چرا باید همچین کاری بکنی؟

‫چون تو باید توی اون دفتر ریاست کنی

‫خب؟ تو باید رئیس جدید باشی ‫نه برادر کوچیکه‌ی کارماین

‫- مراقب باش چی... ‫- "مراقب باش"، به جهنم بابا

‫می‌دونم نباید همچین حرفی بزنم. خب که چی؟

‫آل مرده. منم دوستش داشتم

‫بیشتر از اون عوضیا

‫و ببین...

‫اگر یکیشون توی مرگش نقش داشته ‫از کجا معلوم نفر بعدی تو نباشی؟

‫آل براشون اهمیتی نداشت

‫از توام که قطعاً خوششون نمیاد

‫فکر می‌کنن دیوونه‌ای

‫ولی نیازی نیست من اینو بهت بگم

‫خودت حسش می‌کنی

‫ولی یه کارت تو آستین داری

‫چیزی که مجبورشون می‌کنه ‫قدرتی که داری رو ببینن

‫محموله‌ی آل

‫مواد جدید

‫اگر خودشم بود همینو می‌خواست

‫که ببینه تو رئیس میشی

‫رویاش رو زنده نگه می‌داری، می‌گیری چی میگم؟

‫فکر می‌کنی می‌دونی ‫چی به صلاحمه، همم؟

‫فکر می‌کنی می‌دونی چی نیاز دارم؟

‫تو چه فرقی با اون عوضیا می‌کنی؟

‫منظورم این نیست، سوفیا...

‫چقدر راحت

‫یهویی اومدی میگی طرف منی

‫چه جالب

‫مگه نه؟

‫یاور کوچولوی خودم

‫- خیلی‌خب ‫- بدبخت بیچاره

‫داری زور می‌زنی همین یه ذره ‫وقار و آبرویی که برات مونده رو حفظ کنی

‫و امیدواری من نجاتت بدم

‫از این خبرا نیست

‫هیچ کوفتی بهت مدیون نیستم

‫نه، حق با توئه. مدیون من نیستی

‫من مدیون توام

‫گور بابای همه‌شون

‫می‌خوان منو دست به‌سر کنن؟

‫من دست راست کارماین فالکون بودم

‫خیر سرم باید یه ارزشی داشته باشه

‫یکی دو تا تشکر بکنن ‫به جایی برمی‌نمی‌خوره، ولی نه

‫"بقدر کافی زحمت کشیدی، آز"

‫بنظرت بقدر کافی زحمت کشیدم، عوضی؟

‫پس بشین ببین چه کارایی ازم برمیاد

‫هیچکدوم از اون عوضیا جرات نداشتن ‫کاری که کردم رو انجام بدن

‫« مفقود شده » ‫« آخرین بار قبل از سیل دیده شده »

‫هی، پسر! بیا دیگه!

‫خیلیای دیگه

‫اگر برادر آشغال‌شون می‌مرد خوشحال می‌شدن

‫حتی شاید در پوست خودشون نمی‌گنجیدن

‫ولی نه سوفیا فالکون!

‫لامصب ول‌کن نیست

‫تا بابت این قضیه

‫دخل یکی رو نیاورده ‫دست‌بردار نیست

‫آره. درسته

‫خب پس، نقشه‌مون برای این قضیه چیه؟

‫- قراره...؟ ‫- می‌دونم چه فکری می‌کنی

‫نمی‌تونیم بکشیمش

‫اوه. نه، همچین فکری...

‫جاسوس می‌خواد؟ ‫یکی رو بهش تحویل میدم

‫وگرنه صد سال سیاه

‫دستم به محموله‌ی آل نمی‌رسه ‫می‌گیری چی میگم؟

‫از دست تو، ویک! ‫گفتم بگو گشنیز نریزن!

‫- همه‌جاش پر از گشنیزه! ‫- گندش بزنن، شرمنده

‫یه قالب صابون بکنم تو دهنم ‫فرقی با این نداره

‫دخترها دارن میان. درشون بیار

‫از زمان فرو ریختن دیوار ساحلی

‫جرم و جنایت در تمام گاتهام ‫رو به افزایش گذاشته

‫و 42 درصد افزایش پیدا کرده

‫قطع برق نوبتی رو هم فراموش نکن

‫این شهر و این سیستم داغونن

‫و بعید می‌دونم شهردار منتخب ‫جربزه‌ی درست کردنشو داشته باشه

‫حتی دارن روانی‌ها رو هم ‫از آرکهام آزاد می‌کنن

‫قضیه‌شو شنیدی؟ - ‫جلاد -

‫اصولاً تبرئه شده بود

‫برام مهم نیست - ‫وایسا. خاموشش نکن -

‫سوفیا فالکون قاتل زنجیره‌ایه

‫هفت تا زن رو کشته، و تازه ‫این تعداد قربانی‌هاییه که ازشون باخبریم

‫اسم "حواصیل آبی" رو شنیدی؟

‫- نه ‫- یه کلاب بود

‫می‌دونی، قدیما پاتوق اصلی فالکون بود

‫و من متصدی بار بودم

‫یه روز، یکی به اسم پینچی اومد اونجا

‫گفت جوری که حواسم به همه هست

‫اونقدر تحت‌تاثیر قرارش داده

‫که می‌خواد راننده‌ش باشم

‫تنها مشکل این بود که... رانندگی بلد نبودم

‫صحیح، خب... خب چیکار کردی؟

‫چیکار کردم؟

‫شغل کوفتی رو قبول کردم، پسرجون ‫خودت چی فکر می‌کنی؟

‫و جمعه اینو بهم گفت ‫و قرار بود از دوشنبه شروع کنم

‫برای همین آخرهفته ‫یه بیوک قدیمی دزدیدم

‫مثل روانیا دور محله‌ی "ایست‌ساید" ‫ واسه خودم چرخیدم

‫تا اینکه کنار رودخونه‌ی "اسپرنگ" ‫ماشین افتاد تو یه چاله

‫ولی رانندگی یاد گرفتم، ویک

‫و دوشنبه، راننده‌ی پینچو روونیو شدم

‫الان کجاست؟

‫- کی؟ ‫- همون...

‫پینچی. چه... چه اتفاقی براش افتاد؟

‫خب...

‫چند ماه بعد، کارماین فهمید ‫با اف‌بی‌آی در ارتباطه

‫آره، دخلشو آوردن

‫ولی کارماین دید ‫سرم به تنم می‌ارزه

‫حس کرد ارزش داره ‫منو کنار خودش نگه داره

‫و بقیه‌ش رو هم خودت می‌دونی

‫خوش اومدین، خانوما! ‫خوشحالم تونستین بیاین

‫سلام، آلیس

‫عه، کت جدید خریدی؟ ‫چقدر نرمه

‫- سلام عزیزم ‫- سلام، سین، راکس

‫- سلام ‫- خانوما، این "ویک"ـه

‫ویک، اینا خانومان

‫عه دختر خودم. سلام

‫- خوبی؟ ‫- آره، آره

‫روز طولانی و سختی داشتم

‫- خوشحالم اومدی ‫- آره؟

‫بریم یه آهنگی بذاریم

‫پرسیدم چقدر برات مونده

‫و منم بهت گفتم. هیچی نمونده

‫قحطی اومده

‫چرت میگی. چرت میگی

‫بهم مدیونی، پسر

‫برو یقه‌ی ریدلر رو بگیر

‫شب سختی داشتی، کارآگاه؟

‫حتماً شوخیت گرفته. من...

‫نه. شرمنده، ولی با کمال احترام، نه

‫نه، نه

‫قبلاً برای پدرم کار می‌کردی

‫نصف پلیس برای پدرت کار می‌کرد، می‌دونی که

‫ولی تو بیشتر از همه... قابل اطمینان بودی

‫بخصوص برای پیدا کردن ‫مارهای توی آستین

‫درسته؟ تا اینکه قطره‌ای شدی

‫خب، این حرفت توهین‌آمیز بود

‫فکر نکنم لازم باشه...

‫یه هدیه، برای بهتر کردن حالت

‫می‌خوای الان بندازی؟

‫می‌تونی همین الان بندازی

‫ایول

‫چهار ساعت پیش، مارونی‌ها

‫یه محموله‌ی خانواده‌ی فالکون‌ رو دزدیدن

‫که داشت به سمت رابینزویل می‌رفت

‫می‌خوام بدونم چطوری ‫این اطلاعات رو بدست آوردن

‫جای اینکه بری سراغ خانواده‌ت ‫اومدی سراغ من؟ چرا؟

‫اوه، فکر می‌کنی ‫کار یکی از افراد خودی بوده؟

‫فکر نکنم با همچین کاری ‫احساس راحتی...

‫می‌خوام بین خودمون بمونه

‫بذار ببینم چی می‌تونم پیدا کنم

‫عالیه

‫هی، دوستان. امشب...

‫« گراسیلا: کجایی؟ خوبی؟ »

‫امشب اوضاع قاراشمیش شد ‫جور دیگه‌ای نمیشه بیانش کرد

‫مارونی‌ها ریختن سرمون ‫ولی از پسشون براومدیم

‫خون اون لعنتیا رو هم ‫ توی خیابون ریختیم، مگه نه؟

‫- درسته! ‫- آره!

‫خیلی‌خب، پس بنظر من ‫بیاین خشم‌مون رو نگه داریم

‫توی دلمون نگهش داریم

‫چون مارونی‌ها چیزی رو شروع کردن ‫که براشون گرون تموم میشه

‫- حالا می‌بینن ‫- آره حتماً

‫پس بیاین به سلامتی دوستامون ‫که امشب چندان خوش‌شانس نبودن بنوشیم

‫خدا بیامرزتشون

‫هی، ویک، بیا اینجا

‫راکس...

‫این کسیه که موقع تاکو سفارش دادن گند زده

‫ویک، این راکسی که می‌بینی ‫توی صنعت کار با و‌ب‌کم

‫یه کارآفرین موفقه ‫(تن‌فروشی اینترنتی با دوربین)

‫عجب، خیلی‌خب ‫پس تن‌فروش اینترنتی هستی

‫عه، تند نرو رومئو ‫از پس دستمزدش برنمیای

‫بیشتر تو کار فتیشم

‫فتیش سلطه‌گری

‫گاهی اوقاتم با کیک فیلم می‌گیرم

‫اهل شیرینی خوردن هستی، ویک؟

‫- می‌ذارم حالشو ببری ‫- باشه

‫اهل کجایی؟

‫آره، اهل... اهل...

‫اهل... اهل...

‫"کراون پوینت"ـم ‫اهل "کراون پوینت"ـم

‫دخترعموم اونجا زندگی می‌کرد

‫گفت الان عین مناطق جنگی و اینا شده

‫همه‌چیزشون رو از دست دادن

‫تو چی؟

‫خب...

‫آز رو از کجا می‌شناسی؟

‫براش... براش کار می‌کنم

‫واقعاً؟

‫آره، من...

‫رانندشم

‫آره

‫بله؟

‫عزیزم، میشه صحبت کنیم؟

‫بذارش برای بعداً، خوشگلم

‫فعلاً فکرم خیلی مشغوله

‫تو آلبرتو فالکون رو کشتی

‫برای همین می‌خواستی ‫برات عذر موجه بتراشم، مگه نه؟

‫داری جون من و دخترهامو به‌خطر می‌اندازی

‫این بخشی از قرارمون نبود

‫یه چیزی بگو

‫ایو، عزیزدلم ‫می‌تونم چیزای زیادی بگم

‫ولی مهم اینه که ‫دلیلی برای ترسیدن وجود نداره

‫ببین، یه پرونده از جانی ویتی دارم

‫وقتی لوکا پرونده رو ببینه

‫کل قضیه سر اون مرتیکه‌ی آب‌زیرکاه "ویتی"

‫خراب میشه

‫معاون خانواده‌ی فالکون؟

‫طرف گردن‌کلفت‌تر از این حرفاست

‫هیچکس مصون نیست

‫پس توام نیستی

‫هی، منو ببین

‫منو ببین

‫روی آدم درستی شرط بستی

‫و قرار نیست خودم تنهایی ‫کیف و حالشو ببرم

‫یه کلاب دیگه باز می‌کنم

‫قراره پر زرق و برق‌تر از کافه‌ی کوه‌یخ باشه

‫دخترهات میان اونجا کار می‌کنن

‫فردا توی مراسم ختم ‫این عکس‌ها رو میدم به لوکا

‫و بعدش دیگه همه‌چی حله، خوشگلم

‫فقط کافیه بهم اعتماد کنی

‫بیا اینجا

‫حالا شد

‫داری با این خانواده‌ ‫بازی خطرناکی می‌کنی، آز

‫عه، واقعاً؟

‫فکر کردی دلم می‌خواد ‫سوفیا فالکون بیاد سراغم؟

‫زن‌هایی مثل من، بقدر کافی مشکل داریم

‫و دارم بهت میگم ‫حواسم هست دارم چیکار می‌کنم

‫قبلاً دیدی بدتر از این وضع سرم بیاد

‫و همیشه ازش سربلند بیرون اومدم

‫با وضعی بهتر از قبل

‫بهم اعتماد کن

‫سوفیا فالکون چیزی نداره ‫که از پسش برنیام

‫لعنتی

‫بابت لطفت ممنونم

‫ولی این خیلی زیاده

‫بیخیال، خوشگلم. تو...

‫بله؟

‫الان میام

‫همه‌چی مرتبه؟

‫آره، آره، مسائل کاریه

‫سلام، مامان

‫- حالت خوبه؟ ‫- آره، خوبم

‫فقط رفتم قدم بزنم

‫- خیلی‌خب ‫- این یارو

‫این یارو. از بس بیکاره

‫زنگ زده وقت تو رو تلف کنه

‫بیا اینجا

‫چی شد؟

‫سلام

‫تو پرستاری، مگه نه؟

‫چیزی لازم داری؟

‫چرا همه همینو ازم می‌پرسن؟

‫اون سمت خیابون پیداش کردم

‫سردرگم بود و پالتو تنش نبود

‫گفت برای مراسم عشای ربانی دیر کرده

‫نمی‌دونست امروز یکشنبه نیست

‫ببین، من فقط صاحب‌خونه‌م، خب؟

‫ولی زوال عقلش...

‫داره بدتر میشه

‫شاید نیاز به مراقبت دائمی داشته باشه

‫عه، حالا واسه ما دکتر هم شدی؟

‫برای توصیه‌ی پزشکی ‫بهت پول نمیدم، سزار

‫ای خدا

‫حواست بهش باشه

‫باشه؟

‫ویک، درو براش باز کن

‫خدا پشت و پناهتون

‫خیلی ممنون

‫مراقب باش

‫« آثار کلاسیک جاز »

‫پاشو

‫باید کمکم کنی بلند شم

‫خیلی‌خب

‫آفرین حالا شد

‫بهم قول دادی، آزوالد

‫لیاقت زندگی بهتر از اینو دارم

‫دیگه نمی‌خوام ‫توی این خونه‌ی درب و داغون حبس باشم

‫می‌دونم، مامان. می‌دونم

‫قرار نیست تا ابد زنده باشم

‫هیچکدوممون تا ابد زنده نیستیم

‫می‌دونی، ولی هنوز وقت داریم

‫فقط باید صبور باشی

‫باشه، اینو به سنگ قبرم بگو

‫ای خدا. دوباره شروع نکن

‫خب؟ دارم روش کار می‌کنم

‫اگر پسرم مفت نمی‌ارزه، من چیم؟

‫آز...

‫مراسم ختم داره شروع میشه

‫برو، برو، برو، برو. برو مراسم

‫- مطمئنی؟ ‫- آره

‫پاشو برو

‫آزوالد...

‫آره، می‌دونم مامان

‫سرافکنده‌ت نمی‌کنم

‫برو دیگه!

‫برش گردونین تیمارستان!

‫- برش گردونین! برش گردونین! ‫- جلاد رو اعدام کنین!

‫برش گردونین! برش گردونین!

‫فالکون‌ها فاشیستن!

‫سلام، لوکا. یه چیزی آوردم ‫که بنظرم بخوای ببینی...

‫- آقای فالکون ‫- ممنون

‫عوضی

‫برش گردونین! برش گردونین!

‫از جمعیت خوشت نمیاد؟

‫می‌خواستم یه دقیقه ‫از سروصدا دور باشم

‫همه اومدن پاچه‌خواری

‫ولی مراسم خیلی خوبی شده

‫توی مراسم ندیدمت

‫نمی‌دونستم داری دنبالم می‌گردی

‫آخر سالن بودم

‫به این فکر می‌کردم که اگر آل بود ‫چقدر از مراسم بدش میومد

‫آره، سریع میزد به چاک

‫مهمونی بهتری پیدا می‌کرد

‫آره

‫برای برادرهام مراسم ختم نگرفتیم

‫مامانم گفت حوصله‌ی ‫دلسوزی دیگران رو نداره

‫خب، مامانم...

‫از تخت درنمیومد

‫تا هفته‌ها

‫شایدم یه ماه تمام

‫هرکاری می‌تونستم کردم ‫که دوباره سر پا بشه، ولی...

‫می‌دونی، هیچی جواب نداد

‫بعد یه شب، یهویی ‫اومد پیشم

‫حسابی خوشگل کرده بود

‫گفت "آزوالد، پاشو بریم بیرون"

‫خیلی خوشحال شدم

‫منو برد یکی از کلاب‌های جاز ‫منطقه‌ی ایست‌ساید

‫کلاب مونرو

‫آره، اولین باری بود ‫که اجرای زنده می‌دیدم

‫عجب چیزی بود!

‫تمام شب رقصیدیم

‫تو و مامانت؟

‫آره

‫اینطوری یادی از برادرام کردیم، می‌دونی؟

‫جک و بنی

‫خودشونم اگر بودن ‫حسابی کیف می‌کردن

‫بگذریم، بعد از اون ‫دیگه از تخت درمیومد

‫برگشت سر کار ‫ازم مراقبت می‌کرد

‫بنظرت چی حالشو عوض کرد؟

‫دلم می‌خواد فکر کنم بخاطر من بوده ‫ولی نمی‌دونم

‫چند سال پیش فوت کرد ‫هیچوقت ازش نپرسیدم

‫توی همچین اتفاقاتی ‫باید مراقب درد و رنجش باشی

‫چون اگر بهش اجازه بدی ‫از درون نابودت می‌کنه

‫رقصیدن خیلی بیشتر کیف میده

‫خانم فالکون

‫تماس گرفتن با شما کار دارن

‫بهتره برگردیم خونه

‫ببین، حرفی که بهت زدم

‫جدی گفتم

‫ببخشید

‫کارآگاه میگه یه چیزی پیدا کرده

‫« باید همدیگه رو ببینیم »

‫نه، نه. صبر کن، صبر کن ‫وایسا. وایسا

‫خدمت شما

‫خیلی‌خب. این "ارواد"ـه

‫یکی از مارونی‌هاییه ‫که قطره‌هاتون رو دزدیدن

‫وقتی اثر مورفین از بین رفت ‫سرحال میاد

‫باهاش چیکار کنیم؟

‫امروز مراسم برادرمه

‫گفتی دنبال جوابی ‫برات جواب آوردم

‫حی و حاضر

‫بهتره عجله کنین ‫چون زیاد دووم نمیاره

‫ببرش زیرزمین. بی‌سروصدا

‫وقتی بهوش اومد، بیا بهم بگو

‫الکی خودتو گنده نشون دادی

‫گفتی لوکا تو مشتته

‫ولی حالا، فالکون‌ها

‫یکی از افرادمون رو از بیمارستان دزدیدن

‫و تو هیچی به ما نگفتی

‫- باید بهمون هشدار می‌دادی ‫- تاج

‫قدرت دست ماست

‫از دستش نده

‫این کار لوکا نیست

‫بهم اعتماد کن. حتی بند کفششم ‫با ترس و لرز می‌بنده

‫حتماً کار سوفیا فالکونه ‫که سرخود دست‌ به کار شده

‫تازه از آرکهام دراومده ‫برای همین یه‌خرده...

‫این فالکون اون فالکون نداریم

‫باید از تمام کارهاشون باخبر باشی

‫وگرنه هیچ ارزشی برامون نداری

‫زدی زیر حرفت

‫و خانواده‌ی ما همچین چیزی رو تحمل نمی‌کنه

‫برای همین تا الان دووم آوردیم

‫عه، وایسا، وایسا، وایسا! ‫وایسا، وایسا!

‫لعنتی، یه لحظه گوش کن

‫جیبم. جیب کوفتیم

‫جیب کتم رو بگرد!

‫ببین چی داره

‫این چیه؟

‫جانی ویتی داره با زن ‫لوکا فالکون می‌خوابه

‫سال‌هاست دارن با هم می‌خوابن ‫این مدرکشه

‫این تازه یکیشه ‫حسابی ازشون آتو دارم

‫تا دلت بخواد

‫می‌تونیم دونه دونه دخلشونو بیاریم

‫آدم‌مون رو می‌خوایم

‫آره، معلومه

‫منم همینطور

‫اسمشو بهم بگو. پیداش می‌کنم

‫ارواد حکیمی

‫توی بلک‌گیت دیدیش

‫و توصیه می‌کنم عجله کنی

‫چون اگر فالکون‌ها به حرفش بیارن

‫می‌تونه خیلی چیزا در مورد تو بگه

‫باورم نمیشه از تیمارستان دراومده

‫باورنکردنیه

‫خل و چل شده

‫لامصب دیوونه‌ست

‫حتماً سوفیا داره سرخود عمل می‌کنه

‫شاید داریم به سمت مرگمون میریم

‫بهتر نیست برگردیم؟

‫تنها راه خلاص شدن از این وضع ‫ اینه که تمومش کنیم بره، پسرجون

‫نادیا عکس‌ها رو ازم گرفت ‫ولی هنوزم هدفمون "ویتی"ـه

‫مرسدس قرمز، خب؟

‫این ماشینیه که باید دنبالش بگردی

‫- خب، فکر نکنم... ‫- و یه بار دیگه بگم یادت نره...

‫تا من ارواد رو پیدا می‌کنم، تو جواهرات رو

‫توی ماشین ویتی جاساز کن

‫با این همه جمعیت

‫فقط یکی دو جا می‌مونه ‫که ارواد رو برده باشن

‫خب، آز، ببین ‫می‌خوام کمک کنم

‫فقط یکی دو تا سوال دارم

‫هی، هی، هی ‫منو ببین. منو ببین

‫اگر بتونیم این‌کارو بکنیم ‫همه‌چی میفته گردن ویتی

‫و یک قدم دیگه به ریاست نزدیک میشیم

‫قرار که نیست از سر ترس ‫جا بزنیم. مگه نه، پهلوون؟

‫- آره درسته ‫- معلومه که درسته

‫احساس سرزنده بودن می‌کنی، ویک؟ ها؟

‫- تپش قلبت رو حس می‌کنی؟ ‫- اوهوم

‫خوبه. خوبه ‫بیا کاری کنیم زنده بمونیم، ها؟

‫چی میگه؟

‫ارواد هنوزم بیهوشه

‫ممنون که تشریف آوردین

‫از دیدنتون خیلی خوشحالم

‫حالش چندان خوب بنظر نمیاد ‫ولی حواسم بهش هست

‫خب، بیدارش کن

‫باید بفهمم کی برادرمو کشته

‫چشم، خانم فالکون

‫اشکال نداره. صحبت کن ‫خودم می‌دونم

‫- آز ‫- چیو می‌دونی؟

‫خودتو نزن به کوچه‌ی علی چپ، میلوس

‫افراد خوبی رو از دست دادم ‫و نزدیک بود دخل خودمم بیاد

‫باید بهم می‌گفتین ‫یکی از اون آشغالا رو آوردین اینجا

‫چی؟

‫خدایی، جانی؟

‫کی توی زیرزمینه؟

‫سال‌هاست توی این خانواده بودم

‫ولی جای من ‫به یکی از افراد سوفیا اعتماد می‌کنین؟

‫این چه وضعشه دیگه ‫این چه وضعشه

‫بیا بریم

‫آلبرتو، سوفیا...

‫شکستت میدم!

‫بیاین اینجا

‫منو نگاه کنین .لبخند بزنین!

‫- سال نو مبارک! ‫- سال نو مبارک

‫سال خوبی داشته باشی ‫قراره سال معرکه‌ای باشه

‫« خبری نشد؟ »

‫سوفیا! خدایا!

‫خیلی خوشحالم می‌بینمت

‫همچنین، کارلا

‫اصلاً عوض نشدی

‫از لباست خوشم میاد ‫همیشه تیپت حرف نداشت

‫یادته دم دریاچه‌ی کومو ‫چه شب‌های خفنی داشتیم؟

‫مست می‌کردیم، با اون ‫پسرهای ایتالیایی حشری خوش می‌گذروندیم؟

‫آره

‫بابتش حسابی توی دردسر افتادیم

‫آره، ولی ارزشش رو داشت

‫می‌دونی، هنوزم هر تابستون میرم ایتالیا

‫بیا برنامه‌ی یه سفر دخترونه بریزیم

‫سفر دخترونه

‫آره، بنظر... کیف میده

‫مامان!

‫کیک دارن. میشه کیک بخورم؟

‫این کیه؟

‫من "جیا"ـم

‫سلام، جیا. من دخترعموی مادرتم

‫جیا

‫چقدر تو خوشگلی

‫آخ آخ، سنجاق سرت شل شده

‫- الان درستش می‌کنم ‫- خودم می‌تونم

‫اینم از این

‫خیلی نازنینه، کارلا

‫آره...

‫حواست بهش باشه

‫یه دختر جوون توی این خانواده...

‫شاید آخر عاقبت خوبی نداشته باشه

‫بیا بریم

‫سوفیا

‫لوکا می‌خواد ببینتت

‫چه غلطی داری می‌کنی؟

‫این ماشین رئیسمه!

‫من اینجا کار می‌کنم ‫داشت آژیر می‌زد

‫داشتی از ماشین چیزی برمی‌داشتی؟

‫- چی؟ نه ‫- چی توی کیفه؟

‫هی!

‫هی!

‫لامصب باورم نمیشه

‫آخه واقعاً تو و سوفیا فکر کردین

‫می‌تونین اینو از خانواده مخفی کنین؟

‫سلام، ارواد

‫ارواد

‫بلند شو، رفیق

‫نادیا منو فرستاده

‫صدامو می‌شنوی؟

‫کمک...

‫کمکم کن

‫باشه، باشه ‫برای همین اومدم

‫ولی نمی‌تونم همینطوری ‫از اینجا ببرمت بیرون

‫باید قبلش یه کاری برام بکنی

‫یه دختره‌ای هست ‫بدجوری کینه به دل گرفته

‫بزودی میاد اینجا و ازت می‌پرسه

‫با کسی توی خانواده همدستین یا نه

‫هی، هی، هی، هی ‫منو نگاه کن

‫ازت می‌خوام اسم "جانی ویتی" رو بیاری

‫اون آلبرتو فالکون رو کشته

‫گوش کن چی میگم. جانی ویتی

‫باشه؟ باید این اسمو بهشون بدی

‫بعد بهت کمک می‌کنم، باشه؟

‫باشه

‫- جانی.. ویتی... ‫- آفرین

‫ویک. اوضاع چطوره؟

‫آز، نتو... نتو... نتونستم انجامش بدم

‫نتونستم جواهرات رو بذارم توی ماشین ویتی

‫چه زری داری می‌زنی؟

‫دارن دنبالم می‌گردن

‫محافظ ها. دارن... دارن...

‫کجایی؟ جواهرات لعنتی کجاست؟

‫مجبور شدم فرار کنم، خب؟ ‫ولی هنوز کیسه دستمه

‫نمی... نمی‌تو...

‫نمی‌تونم...

‫ای خدا، بهم بگو چیکار کنم!

‫آز، می‌تونم بگم

‫اسمشو میگم...

‫ویتی...

‫نقشه عوض شده، رفیق

‫باید مدرک محکمی بهشون بدم

‫وگرنه به من شک می‌کنن

‫نمی‌تونم همچین اجازه‌ای بدم

‫همه‌مون مجبوریم فداکاری کنیم، رفیق

‫بهت گفتم بیا پیش خودم ‫نه بدون خبرم هرکاری می‌خوای بکن

‫خب، اومدم باهات حرف بزنم ‫و گفتی برم برای برادر مرده‌م

‫گریه و زاری کنم ‫و هیچکاری نکنم

‫یه خائن توی این خانواده هست

‫و کسی رو برات آوردم

‫که می‌تونه یه جواب درست‌و‌حسابی بهمون بده

‫هیچکس حق نداره بیاد داخل

‫لعنتی

‫یا خدا

‫بهت هشدار دادم

‫تمام کسایی که ‫توی انتقال قطره‌ها دخیل بودن رو جمع کنین

‫هیچکس حق نداره جایی بره

‫- آز ‫- دام، سلام. ویتی رو دیدی؟

‫بیا بریم

‫چیکار می‌کنی؟

‫درها رو ببندین

‫چی شده؟

‫ببرینشون داخل

‫ببینین کی اسلحه داره

‫دنبال یه چاقو می‌‌گردیم

‫نیک، قضیه چیه؟

‫یکی توی زیرزمین ‫دخل یه مارونی رو آورده

‫چه غلطی می‌کنی!

‫- برو دیگه! ‫- کون لقت!

‫یه بار دیگه بهم دست بزنی ‫میدم دست کوفتیتو قطع کنن

‫به چی نگاه می‌کنی لعنتی؟

‫کار تو بوده، مگه نه؟

‫ما رو فرستادی اونجا قتل‌عام بشیم

‫مارونی‌ها چی بهت دادن، ها؟

‫حرف دهنتو بفهم، کثافت چلاق

‫ننتو گاییدم، خائن بی‌شرف!

‫- کون لقت! ‫- ننتو گاییدم!

‫هی، هی، هی، هی!

‫صورتتو له می‌کنم، حرومزاده

‫- ولش کن! ولش کن! ‫- هی!

‫ولم کن لعنتی!

‫هی! همه به خط بشین ببینم!

‫یکی از شماها خائنه

‫و داره به دشمن لعنتی اطلاعات می‌رسونه

‫این قضیه همین امشب تموم میشه

‫خائن جماعت رو تحمل نمی‌کنم

‫چیزی نداره

‫- پیداش کردیم. توی جیبش بود ‫- این مال من نیست

‫این لعنتی مال... ولم کن

‫خانم فالکون، بخدا قسم ‫این مال من نیست

‫- کار تو بود ‫- نه من نبودم

‫اون شب پیشش بودی

‫- تو کشتیش ‫- من نکشتمش. هرگز همچین کاری نمی‌کنم

‫- اسلحه‌تو بده ‫- سوفیا

‫- اسلحه‌ی کوفتیت رو بده من ‫- لطفاً گوش کن چی میگم

‫- هرگز همچین کاری نمی‌کنم ‫- اسلحه‌تو بده من

‫همیشه بهت وفادار بودم!

‫اسلحه‌ی کوفتیتو بده من!

‫باید می‌ذاشتی خودم بکشمش

‫- سوفیا، دیگه تموم شد.... ‫- من باید می‌کشتمش

‫- بخاطر آلبرتو ‫- تصمیمش با من بود

‫شاید وقتش باشه از گاتهام بری

‫چی؟

‫باید کاری که به صلاحته رو انجام بدیم

‫برای حفظ امنیت خودت

‫این وقت سال ایتالیا خیلی قشنگه

‫مگه تابستون‌ها اونجا نمی‌موندی؟ ‫دم دریاچه‌ی کومو؟

‫حق با توئه، عمو لوکا...

‫و برام بهتره یه مدت اینجا نباشم

‫آره

‫برات خوبه

‫عزیزدلم

‫بیا داخل

‫حرفامون تموم شد

‫حالا دیگه جانی ویتی کوفتی ‫بهم دستور میده؟

‫میگه باید جسد سربه‌نیست کنم؟

‫قرار بود اون توی این قبر باشه

‫نه این دو تا نخاله

‫اوه، پسر

‫لعنتی!

‫بخواب، جات همونجاست

‫آز... ببین

‫بخواب تو قبر! زود باش!

‫ای خدا

‫چه حسی داره، ویک؟ ها؟

‫نه! هی، هی ‫چشمات رو نبند

‫بهشون نگاه کن. اینو یادت نره

‫وقتی این پا اون پا می‌کنی ‫ همین میشه، فهمیدی؟

‫مرگ راه برگشتی نداره، ویک

‫می‌دونی چقدر نزدیک بود امشب بمیرم؟

‫بخاطر گندکاری تو؟

‫بعد مجبور شدم چاقو ‫و جواهرات رو جاساز کنم...

‫یه عالمه کار برام تراشیدی، ویک

‫- یه عالمه کار تراشیدی ‫- ببین، معذرت... معذرت می‌خوام، باشه؟

‫- جدی میگم ‫- می‌دونی چیه؟

‫گور بابای عذرخواهی

‫می‌خوای زنده بمونی؟ ‫باید خودتو با شرایط وفق بدی

‫باید نسبت به اوضاع و شرایط ‫واکنش نشون بدی

‫باید در لحظه فکر کنی ‫باید سریع عمل کنی

‫وگرنه همین میشه

‫کارماین هر کاری بهم سپرد ‫یه فکری به حالش کردم

‫هر دفعه‌ی کوفتی!

‫- می‌گیری چی میگم؟ ‫- آره. اوهوم

‫- آره؟ ‫- اوهوم

‫تف توش. خیلی‌خب، بجنب

‫پاشو، پاشو. دستتو بده من

‫این‌کارا دفترچه راهنما نداره، بچه‌جون

‫حس کردم سرت به تنت می‌ارزه ‫شاید اشتباه می‌کردم

‫تو بگو اشتباه بوده یا نه

‫شاید به درد زندگی خلافکاری نمی‌خوری

‫می‌دونی؟

‫کدوم خری داره زنگ می‌زنه؟

‫اجساد رو بپوشون

‫سلام، سوفیا

‫چطوری؟

‫اوهوم

‫اوهوم

‫« کارماین فالکون »

‫« ایزابلا فالکون »

‫« آلبرتو فالکون »

‫اون برادرمو کشت

‫کسی که بهش اعتماد کردم ‫برای اونا کار می‌کرد

‫چرا؟

‫برای چی؟

‫یه مشت الماس

‫اینا توی آپارتمان کستیو بودن

‫شبی که آلبرتو مرد ‫رفته بود اینا رو برداره

‫برای سرمایه‌گذاری روی آینده‌مون

‫روی مواد جدیدمون

‫قرار بود با همدیگه ‫خانواده رو بچرخونیم

‫ولی برتو رو ازم گرفتن

‫و اجازه نمیدم این پیرمردهای لعنتی

‫مثل یه تکه آشغال ‫دوباره منو بندازن دور

‫پس از الان به بعد ‫من همه‌چیزشونو ازشون می‌گیرم

‫و کاری می‌کنم به زانو دربیان

‫قراره حسابی کیف بده

‫نظرت چیه، آز؟

‫توام پایه‌ای؟

‫بیا برقصیم

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما ‫CinamaSub@

‫[ کانال تلگرام حسین اسماعیلی ] ‫[ @BDSubs ]

‫بزرگترین مرجع دانلود فیلم و سریال ‫WwW.30NaMa.CoM

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.