Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
جديدترين زيرنويس ها را از اينجا دانلود کنيد @subforu
....:::: ترجمه : مـحـمـد حـیـدری ::::.... telegram : @subforu
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... ( HaDi AliZade & Mahdi AliZade ) تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
زمان مورد علاقه من در سال
وقتیه که تابستون بالاخره جای خودش رو به پاییز میده
انگار ریزش بزرگ به ما یادآوری می کنه
که تنها چیزی که ثابته تغییره
پس به سفرت ؛ چه خوب و چه بد اعتماد کن
چون همه اینا تو رو به جایی که میخوای بری میبره
و من حدس میزنم چیزی که اتفاق افتاده بخشی از اونه
آیا در ذهن شریف
رنج بردن از تیرهای ثروت ظالمانه
یا اسلحه گرفتن در برابر دریایی از مشکلات مختلف
یا اینکه به مخالفت با اونا پایان بدیم
خیلی خوب بود اندرو
و این آخرین مونولوگ این بخش بود
همه بهتره استراحت کنید
خانم اندرسون؟
این بهترین کلاس من بوده
ممنونم اندرو خیلی خوشحالم که دوستش داشتی
خانم اندرسون ؛ برنامه خاصی دارید؟
نه واقعا
ما در حال بازسازی خونه خودمون هستیم
همیشه براش کارهای سرگرم کننده ای انجام میدیم
میشه ازتون سوالی بپرسم میتونید تا هر وقت بخواید بهش فکر کنید؟
درباره همیشه چه فکری می کنید
شوهرت هم آمریکاییه؟
اون هم مثل من یک رگش بریتانیاییه ما مهاجر هستیم
درواقع بهترین دوست من هم هست
واقعا؟
آره
مادرهای ما دوست های صمیمی بودند که هردو هم با بریتانیایی ها ازدواج کردند
شغل شوهرت چیه؟
تو پسر خیلی کنجکاوی هستی
سلام آقای کالینز
سلام جان
سلام کاس
میخواستم بیام پیدات کنم
سلام اندرو
فکر کردم تا کلاست تموم بشه میای بیرون
من فقط داشتم با خانم اندرسون بیرون میومدم
تعطیلات خوبی داشته باشی
تو هم همینطور اندرو ؛ ممنونم
و حتما اون کتاب اورا هاگان رو بخون
تو کار زیبایی انجام میدی ؛ براش آماده ای
البته ؛ ممنونم
با ما به مسافرخونه تنگر نمیای؟
البته
منم میخوام طعم خوراکی های اونجا رو بچشم
اونجا می بینمت
عالیه
شب بخیر
شب خوش بچه ها
این یک طوفان خیلی بده
مطمئنی میتونی بری خونه؟
آره ؛ البته ؛ ممنونم
من میتونم برسونمت ؛ مشکلی نیست
من راحتم ؛ ممنون
من تو راهم ؛همه چیز مرتبه؟
آره ؛ اما من خستم
برات مهم نیست که من به رختخواب برم؟
البته که نه
باید منتظرت باشم
من چیزیم نمیشه
فقط حدود ۴۰ دقیقه دیگه میرسم
مگه اینکه از جنگل عبور کنم
اون جاده یک کابوسه
من قبولش نمی کنم
باشه
قول
قول میدم؛ دوستت دارم
من بیشتر دوستت دارم
خدانگهدار
صبح بخیر عزیزم
صبح بخیر
ساعت چنده؟
ساعت نهه
نه؟
من از ساعت 7 بیدارم
خوب خوابیدی ؟
مثل سنگ
متاسفم که منتظرت نموندم
نه
رانندگی دیشب چطور بود؟
رعد و برق و بارون زیاد
جسد یک زن رو نه چندان دور از اونجا پیدا کردند
همین الان تو اخبار شنیدم
این وحشتناکه ؛کجاست؟
در همون جاده ای که به جنگل منتهی میشه
و قلعه ولز
کدوم جاده؟
دریاچه آب سیاه
کجا میری؟
دوش میگیرم ؛ نمیخواستم بیدارت کنم
صبحانه درست میکنم
من باید هدیه های سوزی رو بگیرم
بعدا یک چیزی میگیرم
جسد یک زن در ماشینش پیدا شد
در جاده آب سیاه در ساعات اولیه صبح
مرگ اون مشکوک به نظر میرسه
جزئیات بیشتری ارائه نشده
اما پلیس به مردم منطقه توصیه می کنه هشیار باشند
تونستی پیمانکار جدید پیدا کنی؟
با چندتا تازه کار مصاحبه کردم
اما نمیخوام عجله کنم ؛ میدونی
و اونا مشکلاتی دارند
چرا ما فقط روی پیدا کردن آدم مناسب تمرکز نمی کنیم؟
الان دو هفته شده
آره میدونم
من باید برم خیلی خب
کجا میری؟
من باید ریچل رو ببینم
جدی؟
خب صبر کن ؛ ما که نمی خوایم یک صبح عالی رو تلف کنیم ؛ درسته؟
این منو دیوونه می کنه
میدونم میدونم
اون بهترین دوست منه
آره
آره آره
ممنون بابت صبحانه
البته
پس دیشب واقعا اوضاع خراب شد؟
آره ؛ تقریبا تا جایی که ممکن بود خراب شد
با چندتا معلم
من فکر می کنم با برخورد با جین یکم زیاده روی کردم
اون دختر منه
و جان خوشگله هم اونجا بود؟
جان خوشگله؟ آره جان اونجا بود
اون هنوز تو رو دوست داره
نه
متاسفم ؛ تو رو دوست داره
نه ؛ نداره ؛ اون الان یک دوست دختر جدید داره
و البته من هم شوهر دارم
با خودم فکر می کنم که آیا دوست دخترش
شایعات درباره همسر اولت رو میدونه؟
خدای من ؛ من اینو باور نمی کنم
من تضمین می کنم که اون به سادگی باهاش کنار اومده
من نمی دونم ؛ سوزی قسم میخوره که اون گم شده
خدای من ؛ سوزی زیاده روی می کنه
سوزی ظاهرا یک پرونده داره
و همه از هاتون مور گرفته تا لندن
و ظاهرا دوست دختر جدیدش خیلی خوشگله
و راچ چطور؟
من واقعا ازت میخوام بیشتر از متیو حمایت کنی
من خیلی از متیو حمایت می کنم
اون میتونه یکم باهام مهربون تر باشه
شما دوتا شروع سختی داشتید
وظیفه من اینه که ازت محافظت کنم
بعد از مامانت خیلی آسیب پذیر شدی
میدونم
و ازت ممنونم
به هر حال ؛ مهم تر از اون ؛ سفرت چطور بود؟
جلسات زیاد و الکل زیاد
خوب به نظر میرسه
...و
البته
حوله منه؟
این خواهرونه است ؛ بهتره حوله مسافرتی داشته باشی
به طور تصادفی من دنبال شناسنامه خودم میگشتم
خدای من
تو بزرگترین رجینا بودی
در تاریخ تئاتر
من باورم نمیشه که تقریبا بیست سال گذشته
من عاشق لیلیان هلمن بودم
فکر می کنم سال آینده نمایش در مدرسه ما باشه
امکان نداره
آره
انگار تو واقعا عاشق تدریس هستی
هستم
اما نماینده من تازگی تماس گرفت
به طور تصادفی درباره چیزی باهام حرف زد
که یجورایی عجیبه
چون دلم برایش تنگ شده بود
فکر میکنی برمیگردی؟
متیو واقعا آدم این کار نیست
به خصوص اگه بخوایم بچه دار بشیم
میدونم میدونم
من میتونم هردوتا کار رو انجام بدم ؛ تصور کن
به هر حال تو هم منظورم رو میفهمی درسته؟
بله، البته
سنت
من عاشق سنت خودمون هستم
من و مامان شنبه صبح خرید می کردیم
اون روز که اومد میخواستم بهت بگم
واقعا؟ آره
چطور؟
تاروت
خیلی دراماتیک بود
اون تندرویه
خیلی
ما باید چیزی رو برای سوزی پیدا کنیم
صبر کن ؛ فکر کردم قبلا پیدا کردی
نه وقت نکردم
چی باید بگیریم؟
...فکر کردم که
همه ما تصمیم گرفتیم ؛ پولمون رو جمع کنیم و به تو بدیم
چی؟ کی اتفاق افتاد؟
در هانا
اما هرکدوم ۲۰ تا بهش اضافه کردیم تا تو ۱۴۰ پوند داشته باشی
این فکر تو بود ؛ یادت باشه
از زمانی که استیون اونو به ونیز برد
که چمدون سبکی براش بگیریم
آره یادمه
تو مسیر خونه کنار مغازه چمدونی وایمیستیم
پس اینو تو خیابون باند خریدی؟
خدای من
اینطوری یواشکی پشت سرم نیا
متاسفم
اون مرد رو اونجا دیدی؟
چی؟
بیرون، درست روبروی خانه
نه من کسی رو ندیدم
خب اون الان اینجا بود
بزار ببینم
کجاست؟
اونجاست؟
من درست نمی بینم
چیه؟
بیخیال کاس
...این فقط تخیل تو بوده
گاهی اوقات پیش میاد
متیو ؛ این تخیل نبود
سلام خوشگله سلام
سلام سلام
سلام متیو
سلام ریچل ؛ حالت چطوره؟
اینو باورت نمیشه
زنی که به قتل رسید در شرکت من کار می کرد
من برای خودمون نوشیدنی میارم
ممنون عزیزم
اونو می شناختی؟
نه تقسیم بندی متفاوته اما من واقعا احساس بدی دارم
چون مستقیم وارد دفتر شدم
وقتی از فرودگاه رسیدم و اوضاع خیلی خراب بود
و من به نوعی کسی رو دیدم
اون بابا قسمت پارک و مطمئنم که اونجا بود
نمیشد بدونی
و سوزی واقعا ناراحته
چون ظاهرا اون میدونه که شوهرش دیگه نمیاد
و اونو به حال خودش رها کرده تا دوقلوهای دوساله رو بزرگ کنه
منظورم اینه که این یک تراژدیه
دوقلوها؟
اسمش چی بود
جین والترز
خدای من ؛ نمی تونه اون باشه
چطور اونو میشناسی؟
اونو در همون مهمونی که منو بردی دیده بودم
ما با هم صحبت کردیم و شماره دادیم
وقتی در نیویورک بودی بهم گفتم
منظورم اینه که من یادم نیست همچین کاری کرده باشی
و اینطوری نیست که من بدونم اون کیه ؛ درسته؟
آره ...یعنی
نه ؛ قرار بود برم خونه اون
در چند هفته بعدش تا بچه هاش رو ببینم
این واقعا بهت چشم انداز خاصی میده
ترسناکه
سلام عزیزم
دستت خالیه؟
نه اشکالی نداره ؛ متیو برام نوشیدنی آورد
نمیدونستم جان کالینز رو میشناسی
اون تو مدرسه برام کار می کنه
من جان رو دوست دارم ؛ جان مربی تنیس منه
سلام سوزی
سلام جان
سوزی
تولدت مبارک
ممنونم متیو
هی جان بیا اینجا و سلام کن
سلام
تو نه جک ؛ جان
متاسفم متاسفم
من باید این دختر رو برای عکس گرفتن قرض بگیرم
برمیگردم
سلام جان
سلام کاس سلام
سلام سلام راچ
این شوهرم ؛ متیوئه
از دیدنت خوشبختم
منم همینطور
نمیدونستم مربی تنیس هستی
جان؟ بیا به همکار قدیمیم سلام کن
آره ؛ من سالها پیش حرفه ای بازی می کردم
من الان فقط کمک مربی هستم
یالا جانی ؛ بیا دیگه
...ببین ؛ من یالا ؛ بیا سلام کن
فکر کنم باید برم
...من
از دیدنت خوشحالم مت و
به زودی می بینمت کاس
باشه
جالبه
پلیس یک عکس منتشر کرده
نشونم بده
اوه خدای من ؛ خودشه
این با عقل جور در نمیاد ؛ چرا جین؟
ممکنه تصادفی باشه
نظرت درباره قاتل زنجیره ای چیه؟
ما باید سیستم حفاظتی خونه رو ارتقا بدیم
این کار بی فایده است
حتی نصف سنسورها کار نمی کنند
آره و یک سگ میخوایم
نه نه
نه، باید سگ بگیریم
فکر کردم بچه میخوای
این فکر خوبیه که سیستم هشدار رو تعمیر کنیم ؛ آره
این فقط نیاز داره که یکی از ما کارمون رو به صورت دائمی شروع کنیم
کجا میری؟
میرم ببینم طبقه پایین همه چیز قفله یا نه
الو؟
الو؟
این وقت شب کی زنگ زده؟
کسی نبود
خب
احتمالا اشتباه زنگ زده
آره
چیزی نیست
خوشبختانه
نه چیزی نیست
همه چیز قفل شده؟
همش قفله
یک عکس از مادر پیدا شده
جسد در جاده آب سیاه پیدا شده
جین والترز
درست قبل از حادثه ساعت ده شب یک پیام صوتی فرستاده
به گوشی همسرش
پلیس زمان قتل اون رو
بین ساعت ده تا یازده شب تخمین میزنه
شوهرش ؛ اکلس واترز
از مردم درخواست کمک کرده
و پلیس یک خط اطلاعاتی ناشناس ایجاد کرده
ممنونم جسیکا
ما مردم رو در جریان میزاریم
به اخبار امروز در بوورکشایر میریم
...ما یک جشن تابستونی محلی داریم که
مت؟
کاری که اونا انجام میدند جمع آوری پول برای خیریه های محلیه
مت؟
مت؟
مت ؛ تویی؟
الو؟
الو؟
الان تماس گرفتم
فکر کردم فردا میای
آره اما لغو شد و من تو منطقه بودم
ببخشید زنگ نزدم
شوهرت هست؟
نه نیست
فکر کنم خوبه فقط نگاهی گذرا بندازی
این کار خیلی طول میکشه؟ الان میخواستم برم
بیشتر از ده دقیقه طول نمی کشه
معمولا تو خونه تنهایی؟
نه
نه ؛ شوهرم به زودی برمیگرده
خب ؛ خونه رو ببین
من که میگم تو میتونی هدف اصلی دزدها باشی
تو یک سیستم ایمنی داری اما از کار افتاده
باید سنسورهای جدیدی برای پنجره ها تهیه کنی
درها و پله ها هم همینطور
من یک نگاه سریع میندازم
متاسفم متاسفم
درسته، بریم بشینیم؟
راستش من فکر نمی کنم که ما نیاز به ارتقا داشته باشیم
خب بعد از قتل اون زن جوان
من میگم داری اشتباه می کنی
فراموش نکن ؛ قاتل هنوز اونجاست
شاید بهتره بعد از اومدن شوهرم برگردی
نمیدونم کی میتونم
قتل برای کار ما خوبه ؛ اگه منظورم رو بفهمی
راستش من نیازی به راه رفتن تو خونه ندارم
من از قبل یک نقشه از طرح خونه دارم
نتیجه رو برات ارسال می کنم
....:::: ترجمه : مـحـمـد حـیـدری ::::.... telegram : @subforu
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... ( HaDi AliZade & Mahdi AliZade ) تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
جديدترين زيرنويس ها را از اينجا دانلود کنيد @subforu
یکی تو خونه بود
چی؟
وقتی تو حموم بودم
و اونا منو نگه داشتند
فکر کردم مردم
اونجا بمون ؛ من به پلیس زنگ میزنم
صبر کن صبر کن صبر کن
من فقط میخوام مطمئن بشم
یعنی مطمئنم ؛ فقط کسی رو ندیدم
پس من فقط میخوام بیای و بررسی کنی و مطمئن بشی
قبل از اینکه به پلیس اطلاع بدیم
خیلی متاسفم ؛ به شوهرم گفتم پلیس خبر نکنه
با ما تماس گرفتید؟
...من
داشتم حموم می کردم و فکر کردم صدای کسی رو شنیدم
اما درواقع کسی رو ندیدم
پس من حتی نمی دونم اونا چطور وارد خونه شدند
پس من فقط کاملا مطمئن نیستم
تو کاس اندرسون هستی؟
آره
خب درواقع ما اینجا دنبال جین والترز اومدیم
جین والترز؟
ما خبردار شدیم
که شب قتل با اون در جاده آب سیاه بودی
این درسته؟
متاسفم
آره
اون شب توی جاده بودم
و قرار بود با خط پشتیبانی تماس بگیرم
اما هنوز خیلی اوضاع بد نشده بود
باشه
میشه بیایم داخل؟
بله، البته
چه خبره؟
تو روبراهی؟
عزیزم
فکر کنم فقط رفتم حموم و لیز خوردم
و من گیج شدم و نمی دونم دقیقا چه اتفاقی افتاده
پس وایسادی و یک زن رو دیدی
و بعدش به سمت خونه رانندگی کردی
اما تو جین والترز رو میشناختی؟
چند هفته قبل اونو دیده بودم
اما اون شب بارون شدیدی میبارید
فقط میتونستم تشخیص بدم که یک زنه
نمی تونستم صورتش رو ببینم
سعی نکردی بفهمی اون به کمک نیاز داره یا نه؟
به نظر نمیومد چیزی بخواد
پس به رانندگی ادامه دادی
کس دیگه ای رو اون اطراف دیدی؟
متوجه چیزی شدی؟
نه
نه
پام رو از روی ترمز برداشتم
من بهش علامت رفتن دادم و اون جوابی نداد
پس رفتم
باشه
چرا بهم نگفتی؟
تو این پنجره رو باز کردی؟
نه وقتی اومدم داخل همینطوری بود
موضوع رو عوض نکن ؛ بهت گفتم که از اون جاده نرو
چرا بهم نگفتی با اون ماشین رانندگی کردی؟
قبل از حموم من بستمش
تمام درها و پنجره ها رو چک کردم
کاس، چرا به من نگفتی؟
چون میدونستم عصبانی میشی
اگه از راه جنگل رانندگی کنم
و من حوصله بحث نداشتم
درباره مسیری که به خونه میام
باید به من میگفتی
خوبه ؛ خدای من
میدونی این یعنی چی؟
قاتل اینو گزارش نکرد
قاتل؟
تو از کجا میدونی؟
میتونست هر کسی باشه
از کجا میدونی کسی با ماشین دنبالت نبوده
نه تو جنگل وایساده بود
نه ؛ این حتما کسی بوده که اونو کشته
تو اینو نمی دونی
گفتی وقتی اونجا بودی هنوز زنده بود
من فکر می کردم زنده بود ؛ اما چی میدونم؟
نمی تونستم دوتا پا رو جلوی خودم ببینم
باید اون سیستم هشداردهنده رو راه بندازیم
قبل از اینکه این هفته برم
این هفته بری؟
آره من باید به دکل برم دربارش حرف زدیم
نه هیچوقت چیزی نگفتی
البته که گفتم
کی؟
خب سه هفته پیش وقتی برای اولین بار فهمیدم
نه نگفتی ؛ یادمه
و دیگه بهم نگو که چیزی گفتی درحالی که نگفتی
آره ؛ من میتونم
آره ؛ البته که میتونم بیام
تو میتونی؟
آره
من باید اون شب شراب بخورم و با چندتا مشتری ناهار بخورم
اما به محض اینکه کارم تموم شد رانندگی می کنم
مطمئنی؟
بله خیلی مطمئنم
خودمو به پیژامه پارتی میرسونم
اما الان باید برای یک جلسه حاضر بشم
باشه
راچ، ممنون
سلام؟
کی اونجاست؟
اندرو؟
اینجا چیکار می کنی؟
همین اطراف بودم
و میخواستم کتابت رو برسونم
از کجا میدونی من کجا زندگی می کنم؟
هری فریمن فقط یک خیابون اون طرف تر زندگی می کنه
بهم گفت اینجا زندگی می کنی
اما واقعا تقریبا همه میدونند
خونه قدیمی کرافورد رو خریدی
من اینو نمی دونستم
آره منظورم اینه که خیلی وقته خالی بوده
مادرم تورهای محلی رو برگزار می کنه و همیشه دربارش صحبت می کنه
یکی از خونه های اصلی روستاست
راسته که تسخیر شده؟
ممکنه
تازگیا صداهای غیرقابل توضیحی رو شنیدم
به هر حال من عاشق کتابت شدم
این واقعا دیدگاه من رو نسبت به بعضی مسایل تغییر داد
پس ممنون که به فکرم بودی
من میخوام بمونی و دربارش باهات صحبت کنم
اما من تازه از راه رسیدم
تا اینجا پیاده اومدی؟
نه من با دوچرخه اومدم
زیاد دورتر از اینجا زندگی نمی کنیم
درست اون سمت جاده آب سیاه
دوست داشتنیه
باز هم ممنون خانم اندرسون
خواهش می کنم
ممنون بابت کتاب
ببخشید دیر اومدم
کاس؟
جان سلام
منو ترسوندی
کاس اینجا چیکار میکنی؟
من یک جلسه دارم ؛ تو چطور؟
فکر کردم بهت گفتم که برای میان ترم تنیس درس میدم
داشتم فکر می کردم که ماری کجاست
ماری؟
آره اون بهم یک طرح درس برای امروز داد
اما من دیروز اونو به فرودگاه رسوندم
چی؟ اما من بهش پیام دادم
گفت که اینجا همدیگه رو ببینیم اما انگار که نیست
پیام نیست
عجیبه
خب ممکنه یک پیام قدیمی باشه؟
شاید
میتونم قسم بخورم بهم پیام داد
فکر کنم دارم عقلم رو از دست میدم
گوش کن من همیشه از این کارها انجام میدم
واقعا؟
خب نه ؛ نه واقعا
آره ؛ فهمیدم
من فکر کنم نباید تعجب کنم ؛ من خیلی بد بودم
در مورد قتل شنیدی؟
میدونی من باهاش تنیس بازی می کردم
وقتی خبر رو شنیدم باورم نشد
احساس وحشتناکی داشتم هنوزم دارم
آره ؛ نمیدونستم میشناسیش
منم همینطور
اون خیلی مهربون بود
من واقعا امیدوارم اونا به زودی بفهمند کار کی بوده
شوهرش رو میشناختی؟
یکم
راستش رو بخوای اون همیشه به نظرم عجیب میومد
ببین ؛ من باید به درسم برسم میشه بریم بیرون؟
آره حتما؛ منظورت چی بود؟
گفتی شوهرش عجیبه
خب اون دوست نداشت من و جین با هم تنیس بازی کنیم
برای همین تمومش کردیم
هر کاری از دستش برمیومد برای راضی کردن اون انجام داد
پس به زودی به یونان میری
نه ؛ دیگه نه
چرا؟
بیا اینطوری بگیم که دیگه دوست دخترم اونجا نیست
متاسفم
این اتفاقات میفته
ببین ؛ من باید برم دادگاه
حتی اگه بچه مثل اون دیوونه خیانت کنه
و واقعا از هیچی بیشتر از اون متنفر نیستم
میشه بعدا یک نوشیدنی با هم بخوریم؟
شاید خوب باشه که با هم در مورد جین همدردی کنیم
متیو از شهر خارج میشه
البته ؛ اره ؛ نوشیدنی خوب به نظر میرسه
عالیه ؛ پس می بینمت
بعدا می بینمت
سلام ؛ تو میای؟ تو وسط راهی
کاس ازم متنفر نباش
متاسفم ؛ من نمی تونم این کار رو بکنم
چی؟
شام مشتری دیر شده
و منو هم دیوونه می کنه
متاسفم
نه نه ؛هیچ کاری نمی تونی بکنی
مشکلی نیست
مشکلی نداری؟
البته که مشکلی ندارم
همه چراغ ها رو روشن کن
باز کن بستنی عزیزم ؛ من متیو هستم
بزار دوباره بهت زنگ میزنم
باشه
سلام عزیزم
سلام عزیزم
یک مشکلی هست که دارم روش کار می کنم
ریچل با توئه؟
نه هنوز
برو کارت رو انجام بده ؛من چیزیم نمیشه
من بعدا باهات حرف میزنم
دوستت دارم
سلام؟
سلام؟
کاس
کاس
کاس
کاس
کاس
کاس
کاس
کاس
مامان؟
کاس
کاس
کاس
کاس
کاس
کاس
کاس
من نمی ترسم
کاس
چیزی نیست
کاس
کاس
کی اونجاست؟
پلیس
الو؟
یکی تو خونه منه
لطفا سریع یکی رو بفرستید
جاده قدیمی روخونه ۱۴
لطفا سریع بیاید
من در اقامتگاه اندرسون هستم
مطمئنی؟
آره کل خونه رو بررسی کردیم کسی اونجا نیست
نه شیشه ای شکسته نه چیزی
گزارش پیشینه رو از گوردون دریافت کردی؟
آره
دو سال پیش کاس اندرسون پذیرش شد
در قسمت بخش روان بیمارستان هاودن مور
بخش روانی؟
آره
گوش کن ؛ ما باید مراقب اونا باشیم
من کاملا مطمئن نیستم چیه اما یک چیزی هست
فهمیدم
پس صدا رو تشخیص دادی؟
ازم پرسیدند که
چیزی از اون به نظرت آشنا نمیاد
و متی چی میگه؟
اون برگشته؟
نه اون نمی تونه سریع برگرده
اون با یک گروه روی دکله
بیخیالش شو
شوخی می کنم کاس میدونم
فقط دارم شوخی می کنم میدونم
دکل؟
آره اون با شریک های انرژی بریتانیا کار می کنه
اون باید بازدیدهای زیادی از بخش ها داشته باشه
اگه در بیمارستان بود مهم نبود
اما رفت و آمد به یک سکوی نفتی کار آسونی نیست
پس اون طبق برنامه پیش میره
گوچا
نمی دونم درباره دیروز چه فکری بکنم
اصلا با عقل جور در نمیاد
چیزی که درباره اون به نظر میرسه انگار به جین مرتبطه
جین؟
نمی دونم ؛ احتمالا نه
شاید اندرو باشه
اندرو منینگ، از مدرسه؟
من فکر می کنم اون یکم روم کراش داره
دیروز اومد کنار خونه من
واقعا؟
آره
من بهش یک کتاب دادم تا تو تعطیلات بخونه
و اونو برگردوند
احتمالا بی آزار بود اما عجیب بود
خب پسرهای ۱۵ ساله عموما عجیب هستند
اون گفت هری فریمن یک خیابون دورتر از من زندگی می کنه
و اون کسی بود که بهش گفت من اینجا زندگی می کنم
خب هری فریمن نزدیک تو زندگی نمی کنه
از کجا میدونی؟
چون اون نزدیک خونه منه ؛ اون سمت شهره
ما مادرش رو میشناسم ؛ با هم میرفتیم مدرسه
عجیبه
من همینطور تماس های قطع شده زیادی دریافت کردم
آره اما این میتونه کار اون مزاحم های تلفنی باشه
نه ؛ اونا فقط تماس های مزاحم ها نیست
قطعا یکی اونجاست ؛ این احساس خیلی شخصیه
مثل کاری که یک بچه ۱۵ ساله انجام میده
خیلی خوش گذشت
آره ؛ واقعا لذت بردم ؛ ممنون
نه ؛ خیلی ممنونم که تا اینجا اومدی
هر وقت بخوای میام
میخوای استخر رو ببینی؟ ؛ واقعا خوشگله
درست اونجاست
میشه
متاسفم
اشکالی نداره
...ببین من بهتره که
بهتره تو هم بری
آره
بازم ممنون
هر وقت خواستی میام
باشه باشه
به نظر خوب میاد
ممنونم
سلام سلام
هفته سختی بود؟
فکر کنم بشه اینطوری گفت
البته به سختی هفته تو نبود
هیچ کدوم معنی نداره
میدونم
اون کی یا چی بود؟
نمی دونم
عزیزم هنوز قرص میخوری؟
منظورم هموناییه که با مرگ مادرت شروع کردی
فقط اونایی که برای خوابه ؛ چرا مگه؟
نمی دونم
اثرات جانبی؟
منظورم اینه که بعضی از اون داروها میتونه باعث ایجاد توهم بشه
این یک توهم نبود
خدای من
من فقط سعی دارم بفهمم چه خبره
این اواخر خیلی پشت هم بوده
...منظورم اینه که چه اتفاقی توی این خونه میفته و
نظر تو چیه؟
مهم نیست ؛ متاسفم
الان ما اینجاییم ؛ درسته؟
فقط بیا ازش لذت ببریم
به سلامتی خودمون
به سلامتی ما و خونه مون
آره
و سوییت هتل خوشگل ما
این آخرین چیزیه که اونا داشتند
چقدر حیف شد
تخت بزرگه
اونقدر بزرگ نیست که منو توش گم کنی
امکان نداره
امکان نداره
نسخه قرارداد رو داری؟
برای اون زنگ هشداری که ظاهرا امضا کردم؟
تو که فکر نمی کنی من واقعا این کار رو کردم
بدون تو؟
تنها چیزی که میدونم اینه که وقتی امروز صبح به اونجا رسیدم
یک تکنسین بیرون منتظرم بود
اون گفت رییسش و تو اونو امروز برای نصب فرستادید
اما وقتی به اونجا رسید هیچ کس اونجا نبود
من هیچ تصمیمی نگرفتم بهشون گفتم که برمیگردم
اما تو قرارداد رو امضا کردی
من همچین کاری نکردم
ببین این همون چیزی بود که من فکر می کردم اما اون یک نسخه ازش رو نشونم داد
میتونم ببینمش؟
آره بعدا بهت نشون میدم
میتونیم فقط از امشب لذت ببریم؟
آره باشه
آره
باشه ؛ حلش می کنم
باشه
لعنتی
چاقو زدن به کسی یک چیزه
اما اینکه گلوش رو با چاقوی بزرگ ببری یک چیز دیگه است
این یک بیماریه
متیو
چی؟
فقط تو خبرها بود ؛ اینطوری مرد
لطفا
کاس ؛ میشه آروم بشی؟
چطوری باید آروم بشم
اگه نخوای دست از ادامه دادن این بازیا بکشی؟
حالم بهم میخوره وقتی دربارش میشنوم
من در موردش صحبت نکردم
این اولین باری بود که چیزی گفتم
من میرم
سلام سلام
من اومدم به خانم اندرسون سر بزنم
مزاحمت دیگه ای در کاره؟
خیلی ممنونم
نه، نه واقعا، نه
ما تازه برگشتیم پس خیلی خلوته
خب میخواستم ازت بپرسم
جین والترز تا حالا درباره شوهرش چیزی بهت گفته؟
آره
آره خیلی از اون حرف میزد
آره
شما هم اونو میشناختید آقای اندرسون؟
من؟ نه
من اونو نمیشناختم
خب اونو خیلی مختصر دیدی
یک بار سر ناهار ؛ یادته؟
آره
اون شب ساعت چند برگشتی خونه؟
حدود ۱۱:۴۵
تو یادت میاد که ساعت ۱۱:۴۵ اومده باشه آقای اندرسون؟
نه خب من خواب بودم
خب خسته شده بود
پس اون در یکی از اتاق های مهمون خوابید
یک اتاق مهمون؟
من یکم خروپف می کنم
پس بعضی وقت ها اونجا به آرامش میرسه
باشه فهمیدم
خب اگه چیزی یادتون اومد فقط باهامون تماس بگیرید
باشه؟
آره
من دیگه اونجا احساس امنیت نمی کنم
دارم تلاش می کنم ولی نمی دونم ممکنه یا نه
من واقعا امیدوارم که اونا به زودی قاتل جین رو پیدا کنند
کمک بزرگی می کنه
در محل کار چیزی شنیدی؟
منظورم اینه که پلیس یک روز کامل اونجا بود
اما انگار اونا هیچی نفهمیدند
کم کم دارم فکر می کنم که شاید همه اینا تصادفی بوده ؛ میدونی
که بیشتر از همه منو نگران می کنه
منظورت چیه؟
حدس میزنم اگه قاتل تو خونه تو بود چی؟
فکر نمی کنم حتی بتونم به اونجا برگردم
فکر کنم باید وسایلم رو جمع کنم و نقل مکان کنم
من صادقانه میگم
چیزی که میخوام بگم اینه که تو رو سرزنش نمی کنم
متیو چی میگه؟
اون فکر می کنه این دارو باعث شده من توهم بزنم
شوخی میکنی
تو توهم نمی زنی
باید نشونه های دیگه ای باشه
کمک کننده است
آره میدونم
سلام
دلم برای جین تنگ شده
اگه فقط بهم گوش میداد
هیچ کدوم از اینا نباید اتفاق میفتاد
منظورت چیه؟
اون به این کار نیازی نداشت
بهش التماس کردم که برای دوقلوها برنگرده
خیلی از زن ها دوست دارند کار کنند
این یک کار متعارفه
میدونم
مطمئنم تو هم همین حس رو داری
فکر می کنی چرا موندن اون در خونه همه چیز رو تغییر میداد؟
فکر می کنی چرا اون شب بیرون بود؟
اون گفت که تا دیروقت جلسه ای در دفتر داشته
این تمام چیزیه که گفت؟
آره، فقط همین بود
اون تا حالا دربارش باهات صحبت کرده؟
نه
اونطوری نه که یادم بیاد
بعضی وقتها فکر می کردم با یکی قرار میذاره
یک پسری هست که باهاش تنیس بازی می کرد
من هیچوقت اونو دوست نداشتم
نه ؛ من جلوش رو نگرفتم
تو اون و دخترها رو می پرستیدی
اون بالای ماه بود
امیدوارم درست باشه
دیگه وقتشه
من میرم
آره ممنون ؛ تو هم همینطور
ممنون خداحافظ
عجیبه
فروشگاه بچه ؛ درسته؟
من اون روز اونجا بودم؟
بعد از خوردن ناهار با ریچل اومدم
آره من همین الان باهاشون تماس گرفتم
گفتند برات سفارش دادند
تو مدرسه داشتم برای شیلا لباس خواب میخریدم
اون یک بچه جدید داره
پس بهش گفتی ؛درسته؟
اولش باور نکردم
فکرکردم اون حتما اشتباه کرده
چی درسته؟
تو واقعا بارداری؟
نه
چی؟
من باردار نیستم
داشت به من تبریک می گفت
و منظورم اینه که اون میدونست تو کی هستی
خب این یک اشتباهه ؛ اون اشتباه می کنه
میدونی ؛ اون خیلی خاص بود
اون خیلی واضح بود و اون گفت که باردار هستی
و حالا یک کالسکه در آشپزخونه منه
یعنی هیچ وقت بهش نگفتم باردارم
به خاطر این همچین فکری کرده که من داشتم اونجا خرید می کردم
اما من هرگز اینو سفارش ندادم
یعنی مطمئنی کالسکه سفارش ندادی؟
نمی دونم
منظورم اینه که یک زوج دیگه اونجا بودند
و همه ما همزمان بهش نگاه می کردیم
شاید گیج شده
آره ؛ اما تو بابتش مطمئن نیستی؟
من اینطور فکر نمی کنم
عزیزم
شاید الان زمان خوبی برای صحبت با دکتر دیکینز باشه
دکتر دیکینز؟
چرا؟
خب بعد از اتفاقاتی که افتاد وقتی من نبودم
...و موضوع قرارداد و این ؛ حالا احساس می کنم
فکر نمی کنم مراجعه به پزشک ضرری داشته باشه
فقط برای یک معاینه
تو حرفم رو باور نمی کنی
پس متیو میگه که تو مشکل داشتی
در به یادآوردن چیزها
اولین بار کی متوجه شدی؟
لطفا ناراحت نشو
معمولا این همسره که با ما تماس میگیره
من نگاهی به یادداشت های بستری تو داشتم
اینجا یک یادداشت هست که مادر تو آلزایمر داره
اون چند ساله بود که این تشخیص داده شد؟
۵۵
بنابراین، زوال عقل زودرس بوده
اما کاس برای این خیلی جوونه
متاسفانه، نه لزوما
سلام
همه چیز رو آوردم
عزیزم
کاس اندرسون دیروز اینجا موند
تا اون زمان کاملا فراموش کرده بودم
چی رو فراموش کردی؟
جین به من اشاره کرد
کسی که اون میدونست با هم رابطه دارند
همچنین با رعایت قانون باهام همراه باش
فکر می کنم سرم رو باید بالا ببرم
فردا یک روز دیگه است
باشه
من یکم دیگه بیدار میمونم
تنها چیزی که میپرسم اینه که چه احساسی داری
...به عنوان یک شهروند و یک مرد خدا
کاس
کاس
کاس
متیو
کاس
کاس
مت
مت
مت؟
مت
منو صدا زدی؟ چی شده؟
اونجا یک چاقو بود
صبر کن، چه چاقویی؟
نگاه کن
چی؟
نه نه
چی؟
نه، اینجا بود، همین الان
همین جا بود
قسم میخورم ؛ یک چاقو بود
اینجا یک چاقو بود و بعد تلویزیون
شاید فقط یکی از اون چیزا باشه
و زنی بود که اسم منو می گفت
پس صبر کن ؛ زن روی تلویزیون
نه نه نه ؛ تو خونه بود
صداش رو نشنیدی؟
من چیزی نشنیدم ؛ باید به پلیس زنگ بزنیم؟
چرا به پلیس زنگ بزنیم؟
هیچ کاری نمی کنند
عزیزم ؛ بیخیال ؛ بیخیال
فکر نمیکنم بتونی
قسم میخورم الکی نمیگم
نه میدونم ؛ میدونم
میدونم
قسم میخورم
متوجه نشدم
من فقط نمی فهمم
همین جا بود
چی؟ چی؟
لطفا نسخه های پزشک رو بخور
لطفا
همین جا بود
و زنی بود و اسم منو می گفت
فقط استرسه
واقعا واقعا
من مطمئن نیستم که بفهمم میخوام بفهمم
قول میدم دیوونه نشدم
بجنب ؛ بیا عزیزم
بیا
سلام عزیزم ؛ منم
شاید تو خوابی یا زیر دوشی
باهات تماس میگیرم
خداروشکر
تو خوبی؟
چی شد؟
قرص های زیادی خوردی
نه
من بیش از حد مصرف نکردم
سعی کن آروم باشی کاساندرا
من امروز فقط دوتا قرص خوردم قسم میخورم
کاس
سلام
تو روبراهی؟
حتما خوابم برده بود
اشکالی نداره
اما یادت باشه دکتر دیکینز گفت
سعی کن برنامه خواب منظم داشته باشی
آره
به ماری زنگ زدی؟
آره
بهش گفتی بخاطر مسمومیت غذاییه؟
من امتحان رو از دست دادم؟
آره دقیقا ؛ منم همین رو گفتم
اون مشکلی نداره ؛ تو نگران نباش
ممنونم
میخوای چیزی بخوری؟ گشنته؟
یکم ؛ آره
من عاشق اون غذاهای چینیم
نمی تونند اونا رو بیارند تحویل بدند؟
وقتی زنگ بزنیم میارند
ولی تا ابد طول می کشه و غذا سرد میشه
من همون سفارش همیشگی خودم رو میدم ؛ باشه؟
الان برمیگردم
صبر کن متیو
چیه؟
گوشیتو فراموش کردی
ممنون ؛ لازمش دارم
زود می بینمت
اونو دیدی؟
چی؟ چراغ ها
چراغ ها خیلی سوسو میزنند و سر و صدا می کنند
دیدی، درسته؟
نه من چیزی ندیدم
نورها رو ندیدی؟
...سوسو میزدند و
سر و صدا می کردند
نه نه من چیزی ندیدم
باشه
باشه ببخشید
حالت خوبه؟
فقط مامان منه
مامانت؟
مامانم به دیدنم اومد
مامانت مرده
میدونم دیوونگی به نظر میرسه
اون تازگی خیلی در تماس بوده
بهمون اطلاع دادند که رفتی بیمارستان
در این گزارش اومده اقدام به خودکشی بوده
اینطور نبود
پرستار اورژانس خودش به این نتیجه رسید
چطور؟
ببین ؛برای من وقتی مادرم رو از دست دادم برام خیلی سخت گذشت
نکته اینه که من داروهای ضد اضطراب مصرف کردم
و با وجود همه چیز فکر می کنم اشتباه محاسباتی کردم
فکر نمی کنم اعصابی برای کشتن خودم داشته باشم
خوبه که اینو میشنوم
منم اینجام چون به چیز دیگه ای رسیدیم
باشه
تا حالا به جاده آب سیاه برگشتی؟
همون شبی که جین کشته شد؟
آره رفتم همونجایی که براش گل میریزند
کی اونجا گل میریزه؟
نمی دونیم ؛ اونا ناشناس هستند
احتمالا باید قبلا اینو بهت می گفتم
اما من پیاده شدم و راه افتادم
و چیزی پیدا کردم
کجا پیدایش کردی؟
خارج از جاده ؛ نزدیک جنگل ؛ جایی بین چمن ها
اما نکته عجیب اینه که فکر می کنم مال منه
مال توئه؟
منم یک جفت شبیه اون دارم
و زمانی که پیداش کردم و برگشتم و بررسیش کردم
اون یکی که دست من بود گم شده بود
پس چرا با ما تماس نگرفتی؟
راستش نمیدونستم چیکار کنم
اینجا همه چیز مرتبه؟
منظورت چیه؟
با تو و شوهرت؟
ما خوبیم چرا؟
خب یکی اشاره کرد که تو رابطه نزدیکی داشتی
با آقای کالینز
اون یک معلم همکار در مدرسه است فکر کنم
جان؟
این بی معنیه
اون یک دوست خوبه ؛ اما نه بیشتر
باشه
باید بپرسم میدونی
پس فکر کردم ؛ چون میدونی باید باهاش روبرو بشی
که مردی که ترکت کنه میتونه همه اینا رو بهت داده
برای یک معلم؟
منظوری نداشتم
منظورت خونه منه؟
متیو هیچ ربطی به این موضوع نداشت
این به خاطر پدر و مادرمه
برات خیلی خوبه
بله، ممنون
یکم غافلگیرکننده بود
یعنی من مطمئنا چیزی نمی خواستم
بزرگ شدن
خب من به چنین سوپرایزی امیدوار هستم
ای کاش یک روز هم برای من اتفاق بیفته
خنده داره میدونی
هنوز به اون خونه قدیمی میگند کرافورد
و دوست تو ریچل ؛ تازگی اسمش گفته شده
این تصادفیه که اسم وسط اون کرافورده؟
نه تصادفی نیست
خانواده اون سالها پیش صاحب این خونه بودند
فکر کردم ممکنه ارتباطی وجود داشته باشه
پس چه اتفاقی افتاد؟
پدربزرگ اون بخشی از بعضی از اون طرح های کلاهبرداری مالی بود
و همه چیز رو از دست داد از جمله خونه خانوادگی خودشو
پس اون درباره خرید خونه چه احساسی داره؟
اون کاملا موافق بود اون میخواست خانواده ما اونو بخره
من حدس میزنم به نوعی براش مثل برگشت به خونه بوده
منم دوست دارم اینطوری فکر کنم
باشه
ممنون از وقتی که گذاشتی باز هم بهت سر میزنم
تو به اون جنگل برگشتی
و گوشواره ات رو پیدا کردی؟
چرا اینو بهم نگفتی؟
بهش فکر نکردم
پیداش کردم و گذاشتمش تو کیفم
خدای من
شاید وقت اشتباهی باشه
اما تو باید نامه دکتر دیکینز رو بخونی
چه نامه ای؟
اونی که دیروز اومده
من ندیدمش
خب روی پیشخوانه
با بقیه نامه هایی که باز نکردی
فردا بهش سر میزنم
آره گفتی
...گوش کن ؛ موضوع اینه که
چیه؟
من نامه دکتر رو خوندم تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
نامه منو باز کردی؟
فقط اون یکی
و فقط برای اینکه تو باهاش کاری نداشتی
اگه دوباره بخواد تو رو ببینه چی؟
یا داروی تو رو تغییر بده یا همچین چیزی؟
حق نداشتی
کجاست؟
همون جایی که گذاشتی
بخونش
ببین من فکر می کنم اون فقط میخواد ازت چندتا آزمایش بگیره
امیدوارم
دیروقته
میای ؟
من زودتر میرم
باشه
سلام ؛ من بازرس لاوسون هستم
در حال بررسی یک قتل در هاودن مور هستم
و یک مظنون وجود داره
که اونجا به دانشگاه میرفت
هرچیزی که بتونید بهم بگید واقعا بابتش ممنونم
سلام ؛ اسم من کاس اندرسونه
ما تازگی یک دزدگیر نصب کردیم
میشه شما ؛ فردا یک نسخه
از قرارداد رو برام ایمیل کنید؟
به نظر میرسه من اونو گم کردم
آره، کاس اندرسون، اندرسون
خوب یک فنجون چای چطوره؟
یک فنجون چای خوب به نظر میرسه ؛ ممنون
خیلی خوشحالم که اومدی
خب چطوری؟
من خوبم
هنوز بخاطر جین ناراحتم چون مطمئنم تو هم ناراحتی
هنوز باورش خیلی سخته
من با بچه های اینجا و اونجا به الکس کمک کردم
این واقعا عالیه ریچل گفتی اونو میشناسی
ما همه در یک باشگاه عضو بودیم
میتونم یک چیزی ازت بپرسم؟
البته ؛ چی؟
جین دوست داشت بره سر کار ؟
البته
بهترین دوستش کلی دافی بود
اون یک حسابداره
من میخوام باهاش صحبت کنم میشه منو به اون معرفی کنی؟
میتونم از ریچل بخوام منو معرفی کنه
نه از ریچل نخواه
چی؟
پیش ریچل درباره کلی چیزی نگو
چرا؟
میدونی چیه؟
به جای چای بهتره شراب بخوریم
بهت میدم به شرطی که قول بدی به کسی نگی
بیشتر از ریچل
روی حرفم حساب کن
اون با شوهر کلی رابطه داشت
چند سال پیش
اونا آخرش طلاق گرفتند
چی؟
من نمی تونم باورش کنم ریچل هرگز این کار رو نمی کنه
خب باور کن چون حقیقت داره
اونا همیشه با هم به ایتالیا میرفتند
اون ایتالیا رو دوست داره
اون یک هفته در میون میرفت و یکم قبلش
اون به کلی میگفت که باید برای کار بره
یک هفته رفت اونجا دنبالش
پس ریچل و جین قطعا از همدیگه خبر داشتند
چی؟
خدای من
خانم اندرسون؟
بله
برای گزارش تصادف زنگ زدی؟
در واقع، تصادف نیست
یکی سعی کرد منو از جاده منحرف کنه
راستش نمی تونم باور کنم که آسیب بیشتری وجود داشته باشه
واقعا لازم بود به پلیس زنگ بزنم؟
آره ؛ باید شواهد مستندی باشه
ببخشید افسر
من خیلی حواسم جمع بود که از جاده منحرف نشم
...تا به چیزی نخورم ؛ اما
میتونی مارک و مدل ماشین رو بگی؟
این یک شاسی بلند مشکی بزرگ با شیشه های سیاه بود
مطمئنی کسی نبوده که فقط رد شده باشه؟
جاده تاریکه ؛ مردم بد رانندگی می کنند
من تقریبا مطمئنم که میدونم
کسی نبوده که فقط بخواد رد بشه
ماشینم رو ببین
یادت نمیاد هفته پیش این اتفاق افتاد؟
تحویل کامیون؟ ازت خواستم به پشتیبان خبر بدی
اون یک آسیب قدیمی بود
متاسفم افسر
همسرم گاهی اوقات مشکل حافظه پیدا می کنه
نه
نه این ربطی به حافظه من نداره
فکر می کنم بدونم کی میخواد منو از جاده منحرف کنه
گاهی اوقات نمی فهمی
ممنون به خاطر وقتی که گذاشتی
تو منو کاملا تحقیر کردی
بیخیال کاس
این احتمالا فقط کسی بوده که میخواسته رد بشه
از حمایتت ممنونم
ببین عزیزم تو علایم زوال عقلی زودتر رو داری
تو مریضی ؛کی میخوای اینو قبول کنی؟
منظورم این نبود، متاسفم
سلام
خانم اندرسون؟
بله
سلام ؛ من امی هستم
از خدمات حفاظت خانه هستم
خیلی متاسفم ولی فکر کنم اون روز
قرارداد اشتباهی دادم
منظورت چیه؟
خب وقتی فایل رو برگردوندم
من یک قرارداد دوم پیدا کردم
اول شوهرت امضا کرد بعدش تو
قرارداد دوم
میتونی چیزی رو که داری برام بفرستی؟
همین الان برات ایمیل کردم
ممنونم
خب پس چیزی که فرستادی اصله
و بعد چیزی که دیروز برام فرستادی یک ضمیمه بود؟
بالاخره این یک ضمیمه نبود
این قرارداد دوم بود
اول شوهرت امضا کرد بعدش تو؟
مطمئن نیستم
تاریخ امضای من کیه؟
انگار مال همون روز نصبه
اما من اون روز در شهر نبودم
سلام
سلام
سلام
من یک سووینیون بلان کوچیک میخوام
منم یک رز دیگه میخوام
چه خبره؟
بخاطر متیوئه
...اون تازگی ها واقعا سرد شده و من فکر می کنم
من فکر می کنم اون رابطه داره
این یک احساس عمومیه یا چیز خاصیه؟
این فقط یک حس عمومیه
اما یک تغییر مشخص در نگرش اون وجود داشته
ممنونم
مدارک تو کاملا مشخصه
تو باید یک کاراگاه خصوصی استخدام کنی
واقعا؟
البته
اگه اینطوری باشه تو مدرک پیدا می کنی
و اگه اینطور نباشه میفهمی
من یک آدم این کاره رو میشناسم اطلاعاتش رو برات میفرستم
البته که میفرستی
اطلاعاتی که برام ارسال می کنی دربارش فکر می کنی
همین کار رو بکن
میدونی که من هیچوقت به متیو اعتماد نکردم
تازگیا زیاد شده
تقریبا اونو سرزنش نمی کنم
تا حالا داشتی؟
یک رابطه؟
این یک سوال پیچیده است که میشه از قبل پرسید
همینطوره؟
من حس می کنم این یک سوال بله یا خیره
واقعا اونقدرها هم پیچیده نیست
همه کارها لزوما با هم برابر نیستند
باشه ؛فعلا نمی تونم واردش بشم
بیا اینو برای یک بار دیگه که تو نیستی انجام بدیم
این وسط
باید برم دستشویی
ما چیزی نمیخوایم ممنون
بخش حقوقی هنوز از ما انتظار داره که یک ایمیل با شناسه براشون ارسال کنیم
آره ما میتونیم اونو برگردونیم
...تا پایان کار در نیویورک ؛اما
صبر کن
متاسفم
یک مورد اضطراری در دفتر پیش اومده
میتونم از پیشت برم؟
نه نه ؛ مشکلی نیست
من میخوام این مکالمه رو تموم کنم ؛ باشه؟
آره
بیا ناهار بخوریم
باشه من میام داخل
خب ساعت یازدهه
اونجا بمون
پایان در چشم ؛ قول میدم
بگو چی شده
منتظر اومدنشم
ما باید اینو تموم کنیم
موافقم ؛ الان وقتشه
ما به مشکل خوردیم
یکی ما رو دید
من جمعه شب اونو در جاده آب سیاه میبینم
فکر می کنم ممکنه کسی منو توی جاده آب سیاه دیده باشه
ماشین رو میشناسم
آره ؛ اونجایی؟
الو؟
الو؟
لعنتی ؛ چاقو زدن به یک چیز
اما بریدن گلوی اونا با یک چاقوی بزرگ؟
این بیماریه
ما باید اینو تمومش کنیم
موافقم ؛ الان وقتشه
خانم اندرسون؟
خانم اندرسون
خانم اندرسون
خانم اندرسون
لطفا یک آمبولانس سمت جاده قدیمی شماره ۱۴ آب سیاه بفرستید
من الان معلمم رو پیدا کردم
اضطراریه ؛ سریع بیاید
آقای اندرسون
متاسفم که این حادثه رو به اطلاع شما میرسونم
چه خبره؟ همسرم کجاست؟
اومدم برای کلاسم کاغذ بیارم
حس کردم واقعا مشکلی هست
پس رفتم و دنبالش گشتم
چی؟ چی میگی؟
اونو همونجا خوابونده بودند همه جا خون بود
اون کجاست؟
اون دووم نیاورد
اونو به بیمارستان بردند
من خیلی متاسفم
نه
اون واقعا این خونه رو دوست داشت
این هرگز بخشی از برنامه نبود ریچل
همه اینا از کنترل خارج شده بود
میدونم
الان وقتش نیست باید گوشی رو پیدا کنیم
خونه تازه مرتب شده
یکی اونجاست
هی
برو داخل، کاس
باید برای جان با آمبولانس تماس بگیری
چند وقته با جان رابطه داشتی؟
چی؟
این نتیجه نمیده ریچل
من گوشی تو رو برداشتم
این گوشی من نیست مال خودته
چرا همینطوره
این تلفن توئه که از اون برای پیام دادن به شوهرم استفاده می کردی
درسته، مت؟
درسته، مت؟
چرا اینجوری میکنی؟
هیچ کس این کار رو نمی کنه
واضحه که تو دوباره توهم زدی
تو باورنکردنی هستی
تو عادی نیستی کاس
هیچوقت عادی نبودی
تو میخوای من اینو باور کنم درسته؟
میدونستم که تو اهل رقابتی
اما خیانت با شوهرم؟
از وقتی این خونه رو خریدی رقابت بود؟
برای تحقیر من؟
تحقیر تو؟
برای ثبتش ؛ من هرگز با شوهرت بهت خیانت نکردم
چی؟
کاس، متاسفم
ریچل باید تمومش کنی
تو اونو مثل من نمیشناسی
ما باید تمومش کنیم باید اونو ول کنی
اون بهت اهمیتی نمیده
اون فقط به خودش اهمیت میده ؛ بهم اعتماد کن
با تمام چیزهایی که به ارث بردی
تا حالا بهش فکر کردی که یک قرون از اون پول رو به بقیه بدی؟
پس به خاطر اینه؟
پول؟
نه من اینطوری دست بالا رو نمیگیرم
اما اینطوری میخوای دست بالا رو بگیری
برای همین این کار رو می کنی؟
نمی دونستی اگه چیزی نیاز داشتی
من اونو بهت میدادم؟
مثل وقتی که با هم مدرسه میرفتیم؟
تو میدونی
تو میدونی چه بلایی سرم میاد
میدونی چه بلایی سر مادرم اومده
میدونستی و هیچی نگفتی
نه ریچل ؛تو اشتباه می کنی
مادرم به مادرت کمک می کرد
البته من چیزی نگفتم
من نمی خواستم تو رو شرمنده کنم
تمام درهایی که احساس می کنی همیشه سعی می کنی انتقام بگیری
بعد از تمام کاری که خانواده من برات انجام دادند
خانواده تو هیچ کاری برام نکردند
خانواده تو دیگه هرگز نمی تونند بهم صدمه بزنند
به من دست نمیزنی
...تو نمی تونی
بهم دست نمی زنی
متیو
تو این کار رو کردی
تو این کار رو کردی ؛تو این کار رو کردی
کافیه
برگرد
یکی کمکش کنه
برگرد
یکی کمکش کنه
یکی کمکش کنه
یکی کمکش کنه
ما سعی داشتیم کاس رو مهار کنیم اما اون خشن رفتار کرد
به من چیزی بگو
تو و متیو همدیگه رو میشناختید
مدت زیادی بود ؛ درسته؟
از زمان دانشگاه؟
تو یک دوره علوم کامپیوتر گذروندی
و اون دستیار تدریس بود
اما کاس در اون کلاس شرکت نکرد
اون هرگز حتی متیو رو ندید
تا بعد از فوت مادرش
اما تو جلسه رو در رویداد مهاجرت سازماندهی کردی
تو اونو متقاعد کردی که بره اون هم طعمه رو گرفت
من تو رو به قتل جین والترز متهم می کنم
اما حدس میزنم چند اتهام دیگه هم وجود داشته باشه
بر اساس چه مدرکی؟ من تو نیویورک بودم
سوابقه پرواز رو چک کردم
تو هرگز به نیویورک نرفتی
و متیو هرگز حتی یک روز هم روی دکل نفتی کار نکرد
تو جین رو کشتی
ممنونم
در نهایت جان حالش خوب شد
اما متیو موفق نشد
همان شب مرد
و ریچل بالاخره به همه چیز اعتراف کرد
سال ها بود که همدیگه رو میشناختند
و یکم بعد از شکست من
ریچل و متیو همدیگه رو دیدند و اون نقشه شکل گرفت
تا منو به فکر وادار کنه
داستان اینه که من هم مثل مادرم زوال عقل زودرس دارم
که منو به سمت خودکشی سوق میده
همه چیز برنامه ریزی شد تا اینکه جین اونا رو در دفتر دید
و بعدش متیو رو سر ناهار دیدم
اما ریچل همیشه مدیر بود
تصمیم گرفت جین رو بکشه و بعدش من رو مظنون پرونده نشون بده
اما من این تله رو حس کردم
و متیو اونقدر هیجان زده بود که نمی تونست بهم چیزی بگه
نظریه دکتر دیکینز در مورد زوال عقل زودرس
اونا بی رحمانه از تجربیاتی که من داشتم استفاده کردند
وقتی مادرم فوت کرد
من کم کم فهمیدم که تمام مدت در خطر بودم
و بعدش دوربین رو پیدا کردم
و من تصمیم گرفتم تیکه های پازل رو کنار هم بزارم
من یک طرحی رو در نظر گرفتم
با جان و بازرس لاوسون تماس گرفتم
و برای کمک سراغ اندرو هم رفتم
من به کسی نیاز داشتم که بتونه
عملکرد عالی از زندگی اونا بده
میدونستم متیو و ریچل اینو تماشا می کنند
و من میدونستم که اونا برای برداشتن چاقو و تلفن برمیگردند
آقای اندرسون متاسفم که بهتون اینو اطلاع میدم
حادثه ای رخ داده
چیزی که ترسناکه اینه که اونا میتونستند اونو از بین ببرند
برای جین خیلی متاسفم
....:::: ترجمه : مـحـمـد حـیـدری ::::.... telegram : @subforu
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... ( HaDi AliZade & Mahdi AliZade ) تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
حتی بعد از تمام این ماجراها دلم برای ریچل تنگ شده
وقتی با هم بودیم ؛ تمام اون خنده ها و گریه ها
حتی دلم برای متیو هم تنگ شده
حتی بعد از اینکه فهمیدم اون هرگز منو دوست نداشته
این برنامه ای بود که از همون اول داشت
در پایان روز
فهمیدم که سه چیز قطعیه
اگه گوش کنی ؛ جواب ها هستند
همه چیز سر وقتش اتفاق میفته
و تو خیلی قوی تر از چیزی هستی که فکر می کنی
جديدترين زيرنويس ها را از اينجا دانلود کنيد @subforu
تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.