Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
سلام...من راج ام
از بچگي مردم منو اين طوري صدا کردن هي جوجه...هي بچه...هي کوچولو
اين نشونه اينه که من يتيمم
اون موقع بود که خانم گودينو اومد توي زندگيم
و اين نشونه اينه که من الان بي کس نيستم
اون يه حرف خيلي خوبي به من زد
راج پسرم
که توي زندگي انقدر به ديگران خوبي کن که هيچ وقت کمبودي حس نکنن
خانم گودينو به من موسيقي ياد داد
و دلش مي خواست من يه روز يه خواننده خيلي معروف بشم
وقتي به سن جواني رسيدم يکي اومد تو روياهام
دختر روياهاي من
اين اشاره به اينه که يه نفر هست که فقط براي من آفريده شده
نمي دونم چرا احساس مي کنم ...مومبئي همون شهريه که
دختر روياهام و آينده م هر دو منتظر منن
حالا شما لابد با خودتون ميگيد اين نشونه که هي من ميگم يعني چي
خانم گوديني هميشه مي گفت خدا هميشه به ما نشونه هايي رو نشون ميده
ولي اين ماييم که نمي تونيم ببينيم
از بچگي عاشق بدنسازي بودم
براي همين از شراب و سيگار دوري مي کنم
اگر هم بخوام چيزي بنوشم فقط يه پياله چايي گرمه
کاري از گروه سلمان فنز (هندي تي وي)
https://t.me/henditv
اين فيلم به سفارش دوست خوبمان نيلي ترجمه شده است
"يه پياله چايي گرم"
"يکي باشه اونو بهم بنوشونه"
"چه سبزه باشه چه سفيد"
"يکي باشه که بغلم کنه"
"اونو که پيدا کنم همه غمام تموم ميشه"
salmanfans
"هر صبح بعد بوسيدن چشماش" "از خونه برم بيرون"
"هر لحظه ياد حرفاي عاشقانه ش بيفتم"
"هر صبح بعد بوسيدن چشماش" "از خونه برم بيرون"
"هر لحظه ياد حرفاي عاشقانه ش بيفتم"
"براش بميرم و زنده بشم"
"ديگه بايد چي کار کنم؟"
"دليل خوشي م باشه"
"بدون اون هميشه يه چيزي کم باشه"
"چه سبزه باشه چه سفيد"
"يکي باشه که بغلم کنه"
"اونو که پيدا کنم همه غمام تموم ميشه"
"شب که برگردم خونه درو برام باز کنه"
"بغلم کنه و بگه دوستت دارم عزيزم"
"خودش رو خوشگل کنه و بياد جلو روم"
"همه خستگي روز رو از تنم بيرون کنه"
"اداش با همه فرق داشته باشه"
"اون زن من خواهد بود"
"چه سبزه باشه چه سفيد"
"يکي باشه که بغلم کنه"
"اونو که پيدا کنم همه غمام تموم ميشه"
"يه پياله چايي گرم"
"يکي باشه اونو بهم بنوشونه"
"چه سبزه باشه چه سفيد"
"يکي باشه که بغلم کنه"
"اونو که پيدا کنم همه غمام تموم ميشه"
پيدا کردم...اينم نشونه مومبئي رفتن
راجا ابا _
بيا رفيق
چطوري؟ خيلي خوشحالم _
بالاخره نشونه اومدن به مومبئي رو ديدي
خانم گودينو به من گفته
اينجا هم شريک زندگيت رو مي بيني هم آينده ت رو مي سازي
صددرصد...حالا ببين...سر چند روز تو سوپراستار اينجا ميشي
و دختر روياهات رو هم پيدا مي کني
راستي بگو دايي ت چطوره؟ اسم دايي رو نبر بابا _
چرا؟ خسيس خان _
خدا آدمو يتيم و بي کس و کار بدنيا بياره بهتره تا همچين دايي بده
من فکر کردم قراره پيش تو و دايي ت بمونم
دايي م به من جا نميده به تو براي چي بده؟
واقعا؟ پس چي _
پس تو چي کار مي کني؟ کجا زندگي مي کني؟
من تو همون مغازه آبميوه فروشي دايي کار مي کنم ديگه
ولي توي خونه خودم زندگي مي کنم چي؟ _
آره خونه خودت؟ _
اونم توي شهر مومبئي
چطوره؟خوشت اومد؟ اينجا ديگه کجاست بابا؟ _
ببين داداش...خدا بهمون هيچي نداده
هر چي هست شهرداري داده
شهر مومبئي داده
مومبئي چه چيزاي گروني بهت داده با صداقت دزدي کردم و اينا رو جمع کردم داداش _
راستي تو به اينجا چي ميگي؟ خونه _
از خيابون خوابي که بهتره
اگه اينجا سقف و ديوار نداشت از خيابون هم بدتر بود
همونطور که بدون آب نميشه حموم کرد
همونطوري تف و لعنت به خونه فرستادن هم درست نيست
زندگي کردن توي اين خونه خيلي مشکله کم کم خودت مي فهمي
اونو که از همون اول هم فهميدم
که من همه چي توي اين شهر بدست ميارم
بگو ببينم اولين قدم توي اين شهر مومبئي چيه؟
معلومه...بايد يه موتور بخري موتور چه ربطي به خوانندگي داره؟ _
مومبئي شهر پر زرق و برقي ه
هر کي وسيله نقليه داره کارش زودتر هم راه ميفته
واسه موتور خريدن پول لازمه آره لازمه _
واسه اون حساب ذخير باز مي کنم زود باز کن _
بيا...اين حسابت خودت بشمر...من دست نمي زنم _
500روپيه ست ديگه؟ _
بيا...اين 500 روپيه کامل 500و500 شد هزار
آخه با هزار روپيه چطوري موتور بخريم؟ ابا...اين فقط افتتاح حسابه _
آهان...همون کلک قديمي؟ آره پس چي؟_
خب اينم چک پيش پرداخت شما که درسته
اين ورقه رو امضا کنيد و موتورتون رو ببريد
امضا کن بچه جون
اين کيه که با امضا کردن من مشکل داره؟ نمي دونم _
اینجا نه اونجاست
چهار نفر دارن يه نفر رو مي زنن
نه بابا...اين روند قانوني مونه
هرکي چکش پاس نشه اين جوري کتک مي خوره
اينا آدماي شرکت طرف قراردادن
اگه به پولشون نرسن روششون اينه
يه همچين روش خطرناکي از 36 چک شون 35 تا پاس شد _
آخري برگشت خورد...اين درسته آخه؟ چي ميگي؟اين همه کتک واسه يه چک؟ _
آره...ولي شماها چرا نگران مي شيد؟
چطور مگه؟ چون شما ها خيلي با اصل و نصب به نظر مي رسيد _
ما ها؟
چک مون که هيچي...نقدمون هم پاس نميشه
منظورش اينه که ميشه چون که...نميشه _
خودکارم
چرا چپه مي شيني؟ بابا اينجا مومبئي ه _
آدم چه مي دونه کي از پشت بهش ممکنه
تو جلو رو بپا...من پشت رو نگاه مي کنم
بزن بریم
واستا...رسيديم استوديو
ديدي؟ما با موتور اومديم واسه همين دربونه بهمون سلام کرد
وگرنه محل سگمون هم نمي ذاشت
اينجا استوديوي خيلي بزرگيه
خانم اينجا يه آدم معروف هم پيدا نميشه ببينيد وقت ملاقات نداريم _
چه خبرا داداش عبدل؟چي شده دست خالي اومدي؟امروز آبميوه نياوردي؟
امروز آبميوه نياوردم...خواننده آوردم اين دوستمه از گوا اومده
نمي دوني چه خواننده ايه آقاي ميشرا هست؟
پس اين کت رو بگير ما يه سر ميريم تو
هي زبله...من ده ساله ميام اينجا هنوز نتونستم وقت ملاقات بگيرم
اون وقت شما نيومده ميريد تو؟
اوي لاغر مردني...اين اگه نفس بکشه تو و اينجا رو طوفان مي بره
نفس نکش..نفس نکش داداش برو تو
تو مشکلت چيه؟ اون دو تا رفتن تو...منم ميرم _
نمي ذارم بري تو به زور هم که شده ميرم _
مي خواي بري تو که چي بشه؟ چي بشه؟ _
من اصلا واسه چي اومدم داداش؟ واسه آدرس پرسيدن _
همين آدرس بود آره؟ آره...برو اتوبوس شماره 80 رو سوار شو _
آخرين ايستگاه پياده شو روبروش خونه ته
خيلي ممنون...شماره 80؟ آره _
اين ديگه چه فراموشکاريه هر دفعه واسه خوانندگي مياد
بعدشم ميره...ده ساله اوضاع همينه
آقاي ميشرا گفته بودم دوستم خيلي خوب مي خونه...اون اومده
يه فرصت بهش بديد کلي در حقش لطف کرديد
خوبه واللا...اينجا هر کي مياد ميگه من خيلي خوب مي خونم
مگه کسي هم ميگه من بد مي خونم؟
پس اين سونو نيگام کي مياد؟ داره مياد _
"مي خوام بهت بگم دوستت دارم"
"مي خوام بهت بگم دوستت دارم"
"اصلا مي دوني عزيزم که من تو رو دوست دارم؟"
"آره تو مي دوني عزيزم که من دوستت دارم"
"براي تو هر کاري مي کنم عزيزم"
آقا فقط يه فرصت بهم بديد هر کاري بگيد مي کنم...قول ميدم
عجب خواننده ايه...به به
تو بهترين خواننده ميشي عالي بود
آقا من خواننده ميشم؟ ميشي؟ _
اديت ناراين رو کي معروف کرد؟ من _
کمار سانو رو کي معروف کرد؟ من _
...محمد رفيع رو کي اونم؟ _
نه اونو نه...ايشون منو معروف کرد
يه کاري کن...فورا يه آهنگت رو ضبط کن و واسم بيار
آقا مگه خودتون ضبط نمي کنيد؟
الان توضيح ميدم
من که آهنگت رو شنيدم
ولي رئيسمون ماهش هيرواني هم بايد بشنوه
خب براي اين که اونم بشنوه بايد آهنگ ضبط شده تون باشه ديگه
خب خرج ضبط کردن چقدر ميشه؟
حدود يک و نيم لاک روپيه
يک و نيم لاک؟ شايد دو لاک هم بشه _
دو لاک؟
اگه تو حنجره ت طلاست بايد توي جيبت هم مرواريد باشه ديگه
دو لاک...انگار قراره پولاي ته جيبمون رو بذاريم روي هم
کل آينده کاريم به دو لاک بستگي داره
پول نداريم دو ليتر بنزين بزنيم دو لاک از کجا بياريم؟
ديگه نمي تونم هل بدم برو از داييت پول بنزين بگير بيا _
حتما ميرم...همين الانشم از دستم عصبانيه که چرا تا الان نرفتم سر مغازه
ميرم ازش پول بگيرم تا بنزين بزنيم
اينجا که ايستگاه اتوبوس بود کي مغازه زد اينجا؟
هي خوش تيپ...اين مغازه رو کي اينجا زد؟
داداش اين همون ايستگاه اتوبوسه دارن روش بيلبورد تبليغاتي مي زنن
آهان پس هنوز ايستگاه...جالبه ها ايستگاهه ولي مغازه به نظر مياد
ابا اين مغازه ست ايستگاهه بابا _
مغازه ست ايستگاهه _
يه کم با دقت نگاه کن مغازه جديد دايي ته
چيه انقدر خوشحالي؟ دختر تور کردي حيف نون؟
نه دايي چرا انقدر دير کردي حيف نون سگ _
بابا کار داشتم يه کم دير شد خب اين پوستا چيه مي خوري؟
پوست؟الان ميگم
اين ليموئه...آبش خود پوله
پوستش سود پوله
تو هم خوب مي دوني من از سود پول نمي گذرم حيف نون
خدا اين همه پول بهتون داده حداقل مثل آدم غذا بخوريد حيف نون
اينم از لطف خداست که الان دارم پوست ليمو و پرتقال مي خورم
وقتي تازه اومده بودم مومبئي آب نيشکر مي فروختم
تا دو سال فقط پوست نيشکر مي خوردم حيف نون
دايي خوب شد شما نارگيل نمي فروشيد خفه شو _
بعد ناهار ميايي؟ نصف حقوقت قطع
يه خبر خوب دارم...دوستم که از گوا اومده مي خواد مغازه ش رو بفروشه
خب مي فروشه...مفت که نميده حيف نون
در حد مفت داره ميده دايي
بگيد ببينم يه مغازه توي خيابون اصلي توي بندرا حداقل چند مي ارزه؟
پونزده بيست لاک حيف نون
و اين داره دو لاک ميده
دو لاک؟
اين چرا داره آتيش به مالش مي زنه حيف نون؟
اون اهل گوائه...از قيمتاي مومبئي خبر نداره که
براي همين داره با قيمت گوا ميده حيف نون
اين مغازه رو من مي خرم حيف نون
دوستت کجاست حيف نون؟ اونجا نشسته...صداش کنم؟ _
نه نه...بذار همونجا باشه حيف نون
من الان براش آب ميوه ميارم بدون آب
برو خواهرزاده جون
گفتم بيست لاک رو داري دو لاک ميدي قبوله يا بيشتر؟
ما دو لاک لازم داريم همونو مي گيريم
دايي اين راجوئه...راجو اين دايي م..هر چي ازش تعريف کنم بازم زياده
بشين...آبميوه بخور
بالاخره دوست خواهرزاده مني ديگه حيف نون
خواهرزاده م گفت مشکل داري مي خواي مغازه ت رو دو لاک بفروشي
نگران نباش...تا من هستم هيچ مشکلي برات پيش نمياد
من مغازه ت رو مي خرم
نه نگران نباشيد...امروز يه نفر اومده بود باهاش بحث معامله رو کردم
ولي معامله نشد نشد...فقط بحث شد _
نشد چرا نشد؟ _
چون داشت چک مي داد...من نقد مي خوام فردا مي خوام برم گوا
اين فقط نقد مي خواد باشه _
دوره زمونه بدي شده فقط نقد به کار مياد حيف نون
من بهت نقد ميدم بيا
واقعا هرچي ازتون تعريف کنن بازم زياده
بيا اينم دو لاک
دو لاک يا دو تا هندونه؟اين چيه؟
دوره زمونه بديه بايد پول رو قايم کرد
اين کل درآمده...بگير بازش کن حيف نون
دايي جون اگه ...قبلا مي دونستم که
فردا مغازه رو باز مي کنم و اولين آبميوه رو ميدم تو بخوري
حله دايي...حله
اين چرا انقدر مي خنده؟ خوشحاله _
خوشحاله که داره ميره گوا
عالي شد...پول گرفتيم کاست رو رديف مي کنيم
و تو هم يه سوپراستار ميشي
سلمان فنز
"توي اين هفده هيجده سال اين اولين باره که"
"توي اين هفده هيجده سال اين اولين باره که"
"که يکي"
"يکي تو خواب و خيالام مياد و ميره"
"توي اين هفده هيجده سال اين اولين باره که"
"توي اين هفده هيجده سال اين اولين باره که"
"که يکي"
"يکي تو خواب و خيالام مياد و ميره"
"توي اين هفده هيجده سال اين اولين باره که"
salmanfans
"توي شباي ساکت واسه خودم رويابافي مي کنم"
"توي حرفاي نگفته گم ميشم"
"توي شباي ساکت واسه خودم رويابافي مي کنم"
"توي حرفاي نگفته گم ميشم"
"وقتي يه شال توي هوا به پرواز درمياد"
"قلبم به تپش درمياد"
"مواظب من باشيد رفقا"
"اين کجاست که من گم شدم"
"زلف پريشون که مي بينم پريشون ميشم"
"توي اين هفده هيجده سال اين اولين باره که"
"که يکي"
"يکي تو خواب و خيالام مياد و ميره"
"توي اين هفده هيجده سال اين اولين باره که"
"گاهي يه ردپا يه نشونه" "يه حس عجيبي در من بيدار مي کنه"
"چرا هي تو خاطرات سير مي کنم؟"
"گاهي يه ردپا يه نشونه" "يه حس عجيبي در من بيدار مي کنه"
"چرا هي تو خاطرات سير مي کنم؟"
"تنهايي دلم رو به تپش درمياره"
"نمي دونم چرا تازگيا يه دردي توي" "توي قلبم حس مي کنم"
"دارم مي پرسم...يکي جواب بده"
"من چه م شده؟"
"اسم منم به ليست عاشقاي ديوونه اضافه کن"
"توي اين هفده هيجده سال اين اولين باره که"
"که يکي"
"يکي تو خواب و خيالام مياد و ميره"
"توي اين هفده هيجده سال اين اولين باره که"
"توي اين هفده هيجده سال اين اولين باره که"
هي...تو چته؟
دست از خواب و خيال بردار تو يه سوپراستاري
اون که الکي قر ميده مردم هم واسه دخترا دست مي زنن
تو يه سوپراستاري اين کاست دو لاک مي ارزه
رئيس شرکت موسيقي بشنوه خودش ميگه عاليه
بذار ميشرا تو رو سوپراستار بکنه بعد من مي دونم و اون دايي
چطوري؟ خوبم _
چرا قيافه ت تو همه؟آقاي ميشرا کجاست؟ اون بالا _
بالا؟طبقه جديد ساختن؟
منظورم اينه که مرد
نه...آقاي ميشرا شما نمي تونيد اين جوري منو ول کنيد بريد
هنوز واسه مردن خيلي جوون بود
حالا مي مردي ده پونزده روز ديرتر بميري؟
مي خوام بميرم...منو بکش خدا
اونجا رو ببين..رئيس شرکت موسيقي آقاي ماهش هيرواني
برو ببين آمبولانس اومده يا نه
باشه...آروم باش
چي شد ماهش جي؟ مرد ديگه...معلومه _
مي دونيد آخرين خواسته ش قبل مرگ چي بود؟ آره _
که شرکت ما از همه معروف تر باشه
نه نه؟ _
آهان...که شرکت ما هميشه پر رونق باشه
نه اينم نه؟پس چي گفته بود؟ _
چي داره ور ور مي کنه؟
آقاي ميشرا مي خواست اينو بزرگترين خواننده بکنه
...شما علافا هم که
اينا ديگه از کجا اومدن بيا ببرشون...بيا
از کجا پا ميشن ميان خواننده شن
ببرشون ديگه...ببر
برو تو...برو
چقدر گريه کردن آدمو خسته مي کنه ها آره واقعا _
اينا چرا دارن شماره پلاک ما رو مي نويسن؟ فکر کنم توي پارک ممنوع پارک کرديم _
ولي پليسا از کي تا حالا اين تيپي ن؟
نکنه از اين پليس خلافان؟
نه من فکر کنم که...فکر کنم اينا همونان
اولين چکمون برگشت خورد
برو الان درستش مي کنم _
ديگه دنبال موتورش گشتن چه فايده داره؟
منظورت چيه؟ اوني که روش مي نشست رفت هوا _
منظورت چيه؟ بابا يعني مرده...جسدش اون تو افتاده _
ما از مرده هم پول وصول مي کنيم بريم بچه ها
بشين
هنوز مغازه رو باز نکردم چه صفي بستن
اينم فايده مغازه باز کردن وسط خيابون اصلي
خدايا شکرت...کاري کن همين جوري هميشه جلوي مغازه م صف ببندن
همه کجا رفتن؟
فکر کنم مغازه آبميوه فروشي رو با ايستگاه اتوبوس اشتباه گرفته بودن
فکر کنم زلزله شد حيف نون
کمک
بيرون که خبري نيست...چرا فقط توي مغازه من زلزله مياد؟
يکي جلوش رو بگيره پليس پليس
چي شده؟ جلوشو بگير افسر _
زد مغازه آبميوه فروشي م رو داغون کرد
کي گفت توي ايستگاه مغازه آبميوه فروشي بزني؟
اينجا ايستگاه اتوبوسه حيف نون؟
نه...اين حقيقت نداره
اين ايستگاه راه آهنه اينجا قطار مياد
ديوونه شدي؟ آره من ديوونه شدم _
من ديوونه شدم من دو لاک از دست دادم
مغازه م از دست رفت حيف نون
واستا پلیس بگیرش
جلو اينو بگير...شايد اينم دزد باشه
واستا...کجا ميري؟
ابا...دايي ت...پليس هم هست
کي بهت مغازه فروخت؟ واي خدا _
افسر اين به من مغازه فروخت
بگيرش...اين فروخت حيف نون
ولش کن
داداش شما برو...اين خل شده به همه گير ميده
اين چه کاري بود کردم؟
ببخشيد
اين بگيريد..واقعا زده به سرش
ابا...من خيلي بدشانسم
دو لاک از دست رفت سوپراستار هم نشدم
نه روياهام برآورده شد نه دختر روياهام رو ديدم
خدا دائم داره نشونه بهمون نشون ميده ما احمقيم که متوجه نمي شيم
ببين...فوت ميشرا جي
نشونه اينه که من راه رو اشتباه اومدم
خانم گودينو توي گواست...ميرم پيشش
چي؟منو بدبخت کردي حالا مي خواي بذاري بري گوا پيش خانم گودينو؟
برو...همين جوري با بدبدختي مون خوش بوديم اومديم ريدي بهش
نشونه هم از راه رسيد...برو گوا
ببين ابا تو خيلي کمکم کردي اشتباه کردم ببخشيد _
مي خوام يه چيزي بهت بدم
چي داري که بدي؟ بيا اينم موتور _
اين سويچ موتور مال تو اين کاست هم مال دايي ت
واقعا ممنون...اون لاتا منو واسه خاطر موتور مي کشن
اون دايي هم منو واسه خاطر کاست مي کشه
اوي تپل...ديوالي مبارک برو بابا چه ديوالي اي _
بابا داشت بهت تبريک مي گفت بدبخت حوصله داري تو اين اوضاع ها _
بيا يه کاري کن...منو بکش وگرنه خودم ميرم خودکشي مي کنم
الان
هي...نزديک بود منو بکشي
اينجا رو ببين
عروسه
! عروس
داره قطار مياد بيا کنار
بيا کنار راجو
راجو خل نشو دختره رو ول کن
راجو قطار داره مي رسه
خداروشکر ماشين جونش رو نجات داد
سريع دکتر چاندر رو خبر کن بگو مورد اورژانسي داريم
واي خدا اين که پوجاست
آقا اينو مي شناسيد؟ بله...دختر دوستمه _
کي آوردش اينجا؟ شوهرش _
باشه ، عجله کنید
ببخشيد دکتر مي خوايم سلامت روان اينو چک کنيم
اين توي ايستگاه اتوبوس مغازه آبميوه فروشي باز کرد
مي خوايم ببينيم واقعا ديوونه شده يا داره فيلم بازي مي کنه
سلام
چرا اومديد تو؟ بريد بيرون _
دارن جراحي مي کنن ببريدش بيرون _
نه...من نميرم اين کيه؟ _
شوهرشه
آقاي دکتر خواهش مي کنم ببين پسرم _
من احساسات رو مي فهمم ولي بايد بري بيرون نه منو بيرون نکنيد _
هيچ اتفاقي براي زنت نميفته زنم؟آهان آره...زنم _
ببين اينجا خوابيده
من تا حالا تنهاش نذاشتم امروز چطوري تنهاش بذارم؟
بذاريد پيشش باشم من ساکت يه گوشه مي شينم
اين نامرديه...پرستارتون به من قرص خواب داد قرص نه...آمپول _
ميشه بشينم؟
باشه
ممنون
اي خدا بچه م چش شده؟
چي شده عزيزم؟
اونم موقع جشن ديوالي
کي.دي پوجا چش شده؟
نگران نباش.خوب ميشه آخه چطور اين اتفاق افتاد؟ _
چقدر زخمي شده؟
زخمش زياد نيست الان دکتر دساي توضيح ميده
ضربه به پشت سرش خورده
و به اين دليل خونريزي مغزي کرد
به خاطر تجمع خون در سر الان توي کماست
ولي ما با جراحي اين فشار و تجمع خون در سر رو کم کرديم
به اين حالت ميگيم آستانه کما
يعني اين که اين همه چيز رو مي بينه مي شنوه مي فهمه...ولي نمي تونه حرف بزنه
و نمیتونه حرکت کنه
دکتر پوجاي من خوب ميشه؟ اميدوارم...دعا کنيد _
آقا اگه مي ذاشتيد پوجا با رومي ازدواج کنه
الان يه همچين روزي رو نمي ديديم
پوجا که ازدواج کرد چي؟ _
وقتي آوردنش اينجا لباس عروس تنش بود
شوهرش نجاتش داد
رومي؟ معلومه _
کجاست؟
اين با جونش بازي کرد و جون پوجا رو نجات داد
تو...تو پريدي جلوي قطار جون پوجا رو نجات دادي؟
وظيفه م بود
...پسرم تو نه تنها جون پوجا رو _
بلکه انگار جون کل خانواده رو نجات دادي
هر کس ديگه هم جاي پوجا بود من همين کار رو مي کردم
پسرم من اشتباه کردم.بدون ديدن تو با ازدواج مخالفت کردم
ما فکر مي کرديم تو لايق پوجا و خانواده ما نيستي
آقا...شما چي فکر مي کرديد..چي فکر مي کنيد...به من هيچ ارتباطي نداره
...چون که پسرم...ما از کجا مي دونستيم _
که فرشته نجات زندگي ما ميشي
خدا رو هزار مرتبه شکر که تو اومدي توي زندگي پوجا
ببينيد مادرجون.من نه با پوجا نه با شما هيچ رابطه اي ندارم
منو ببخشيد و بذاريد برم
اين حرف رو نزن پسرم من فهميدم که اشتباه کردم
بايد مي ديدمت
بايد درکت مي کردم منو ببخش پسرم
منو ببخش
شماها کي هستيد؟ _
کي هستين شما؟ بذاريد من برم
ببين آقا خودش داره معذرت خواهي مي کنه پوجا رو تو اين حالت تنها ول نکن
آقا من از شما عذر مي خوام من خودم کلي بدبختي دارم
مي خوانم بخونم...يعني برم چطوري بهتون بفهمونم آخه
بابا بفهم ديگه من حتما بايد آقاي اوبروي رو ببينم
بعدا مي بيني...سکته کرده توي آي.سي.يوئه الان نمي توني ببينيش
اي بابا...اينجا بيمارستانه يا زندان؟
ببين داداش من مريضم...حالم بده ممکنه سکته کنم ها
بذار برم تو هي...فيلم بازي نکن _
باشه...بيا اينو بگير
اه اه...رشوه ميدي ديگه عمرا بذارم بري
اين ديگه چه نگهبانيه بابا يه چيزي بهش بگو
اينجا چي کار مي کني؟ برو پيش زنت
اونو ببين
اون روز به زور اومد توي مراسم ختم ميشرا جي الان سر از بيمارستان درآورده
به اينا هيچي نميگي فقط بلدي به من گير بدي؟
اون داماد آقاي بارات اوبروي ه
برو بابا...چي؟ بله _
داماد آقاي بارات اوبروي و شوهر پوجا
اين شوهر پوجاست؟!...کثافت
چرا هر چي مصيبته سر من مياد؟
نميگم تقصير توئه
ولي آخه چرا؟
من دارم ميرم...به خانواده ت بگو من رومي نيستم
تصادف ت...اين که من اونجا باشم...نجاتت بدم
همه نشونه اينه که حالا حالاها بايد زندگي کني
از اين به بعد هم ماشين رو يواش برون
باز چي شده؟ راجو من همه چي رو شنيدم _
شنيدي ديگه؟فهميدي من راج م نه رومي
برو به اونا بگو نه.من نمي تونم به آقا بگم _
اون قلبش مشکل داره من نمي تونم چيزي بگم
به من چه مگه من دکترم؟ وضع پوجا رو هم که خودت مي بيني _
اگه توي اين شرايط من بگم تو رومي نيستي معلوم نيست چي پيش بياد
لطفا بمون.با اومدن تو توي چشاي آقا کلي اميدواري ديدم
اول بگو تو چه کاره شوني؟ چه ربطي به تو داره؟
من حسابدارشونم...ولي سي ساله مي شناسمشون
مثل برادرش هستم
ازت مي خوام بهش رحم کني...لطفا نرو
دلتون واسه من نمي سوزه که من ازتون خواهش مي کنم
بهتون التماس مي کنم به پاتون ميفتم بذاريد برم
ديدي؟...برو آقا شما از اون ور ما از اين ور
سلام آقا داماد آقا شما؟ _
آقا داماد به من نگو آقا شرمنده م نکن
آقا داماد؟ چرا نگفتي شوهر پوجايي _
داماد آقاي اوبرويي
واقعا جالبه...شما داماد آقاي اوبرويي؟
چي ش جالبه؟
اينجام...اينجا جالبه ديگه آقاي داماد _
اون روز که شما رو در حال گريه توي ختم آقاي ميشرا ديدم
همون موقع فهميدم که توي گلوي شما ...يه داماد خوب
ببخشيد...يه بلبل خوب مي خونه
چقدر با آواز گريه مي کرديد
چقدر تن گريه تون زيبا بود...من که تا حالا همچين داماد گريه کني...ببخشيد خوش صدايي نديده بودم
تو داماد شماره يکي رفيق
حالا اين کاست چي ميشه؟ اين کاست رو بنداز دور بابا _
حالا من خودم کاستت رو آماده مي کنم...ببين
و همچين ازش پرده برداري مي کنم که تا حالا از هيچ دامادي
ببخشيد از هيچ خواننده اي نشده باشه
يه کاري بکن...فردا بيا دفترم
داماد خوش تيپ من
داداش گوردن زود رومي رو بياريد داداش تا حالا دو بار پرسيده
شما بريد.من ميارمش
دکتر ميگه الان رومي حتما بايد پيش داداش باشه
زود بياريدش داداش
اي خدا...از کجا بيارمش؟
چي بهشون بگم؟
گريه نکنيد...رومي تون اومد
راست ميگي؟ آره _
بعد رفتن فکر کردم اگه با چند روز نقش بازي کردن جون آقاي بارات نجات پيدا مي کنه
خب چرا که نه؟ضمنا نجات جون آدما کار خيلي خوبيه
تو چقدر خوبي...برم پيشش منتظره...بريم
باز شو سيم سيم اين که کيف همون دختره ست _
مال اون بود الان مال ماست
اينو ببين...5 6 لاک جواهرات
اين لب تاپ...همه ش روي هم نه ده لاک ميشه رفيق
نونم تو روغنه راجو
از خوشحالي چشمام پر اشک شده تو گريه نکن...من کيف رو بر مي گردونم _
برمي گردوني؟چرا؟ چون دزدي گناهه ابا _
جدا؟دزدي گناهه؟
بعد اسگل کردن دايي و جا زدن ايستگاه اتوبوس به جاي مغازه بهش کار بدي نبود؟
اون واسه آينده م بود واسه آينده ت!؟ _
با هزار روپيه توي جيبمون رفتيم چک سي هزار روپيه اي کشيديم...اون اشتباه نبود؟
اون هم واسه آينده م بود به به...ريدم به آينده ت _
اون وقت حالا که اين همه پول خورده به تورم واسه من درستکار شدي؟
ببين ابا من همه کاراي بد رو به خاطر آينده م مجبور شدم انجام بدم.ولي الان بهم شانس رو کرده
از کجا؟ تو مي دوني اون دختر کيه؟ _
اون دختر بارات اوبرويه
و ماهش هيرواني؟ چي شد؟ _
اونم مرد؟ داره بهم فرصت خوانندگي ميده _
پس حتما مي ميره
ببين...خانم گودينو هميشه ميگه
توي مشکلات خدا سر راهمون قرار مي گيره ولي اين ماييم که نمي شناسيمش
تا حالا زير بارون خيس و تنها موندي؟
خيلي کسي اومده بهت چتر بده؟ _
آره و تو نشناختي ش؟ _
شناختم...بابان خودمون بود اون بابان نبوده _
اون خدا بوده بابان خداست؟ _
تا حالا شده اينجا گشنه تشنه بيفتي و هيچي واسه خوردن نداشته باشي؟
بارها شده بابا و اون وقت يکي برات غذا آورده باشه _
آره آورده...اون شيرفروشه اون شيرفروش نيست _
اونم خداست؟
دقيقا منم همين طور ديشب خدا رو ديدم
و خدا به من فرصت خوانندگي داده آهان که اين طور.پس خدا بهت فرصت داده _
يادم رفت بهت بگم منم ديشب خدا رو ديدم
کي؟ همون که به تو فرصت داد _
و به من اين کيف رو بده من _
کيف رو بده اينو خدا داده.حق نداري پس بگيري _
ابا خدا اين کيف رو بهت نداده تو ازش دزديدي
و دزدي از خدا گناهه ابا بده ش به من
بگير بابا
ديگه نه...ديگه نه حيف نون
الان چطوري؟ خوبم حيف نون _
اين چندتا انگشته؟ پنج تاست حيف نون _
من کي هستم؟ افسر حيف نون _
الان تو کجايي؟ توي بيمارستان حيف نون _
اونجا ايستگاه اتوبوس بود يا مغازه آبميوه فروشي؟
ايستگاه اتوبوس حيف نون
دکتر به نظرم اين حالش خوبه
گشنته؟ خيلي حيف نون _
چي مي خوري؟ پوست ميوه.پوست ليمو پوست نارگيل _
واي نه.دوباره بهش شوک بديد اين حالش خوب نشده
نترس.اين بخش روانيه اينجا هميشه از اين صداها مياد
صبح شده...بيدار شو ديگه
بيا اينم کيفت...دست دوستم بود
همه چي ش سرجاشه...فقط 5000روپيه ش کمه...دوستم خرجش کرده
ولي وقتي به هوش بيايي پولت رو پس ميدم
بهت گفتم نميام ديدنت
ولي اون عمو گوردنت گفت تا وقتي بابات خوب نشده
من به عنوان رومي اينجا بمونم
اين به نفع منم هست من خواننده م
...و اون ماهش هيرواني فکر مي کنه
من شوهر توام واسه همين مي خواد آلبومم رو منتشر کنه
من که خوشبخت شدم رفت
يه روز واست آهنگ خودم رو مي خونم
اگه خوشت اومد حتما دست بزن.باشه؟
اگه خوشت اومد حتما دست بزن.باشه؟
"هم مي خنده...هم گريه مي کنه"
"هم بدست مياره" "هم از دست ميده"
"هر صبح و شب توي تنهايي آه مي کشه"
"هر دلي که عاشق ميشه"
من چطوري باور کنم که تو رومي هستي؟
داشتم فکر مي کردم
وقتي تصادف شد پوجا توي ماشين بود و تو بيرون.کجا بودي؟
اين مونتي ه.پسر خواهرشوهرم از آمريکا اومده
اينم رومي ه
من قبول نمي کنم که اين رومي باشه
مدرکي داري؟ آره.من مدرکشم_
من مي دونم اين رومي ه
پوجا اينو قبلا نشونم داده بود
جدي؟کي؟ ...وقتي من رفتم با پوجا
براش لب تاب بخريم بعدش ما سه تا ناهار با هم بوديم
همين تو لوسش کردي ديگه
راز دار اون شدي و به ما هيچي نگفتي؟
من فکر کردم وقتش شد به همه بگم
پس کي ضبط مي کنيم؟ مي کنيم آقاي داماد _
داريم کارها رو رديف مي کنيم تو نگران نباش
آقا انقدر ميگي آقا داماد آقا داماد روي آلبوم ننويسي آقا داماد
شوخي مي کنه
روي آلبوم که با حروف درشت مي نويسيم رومـــي
رومي نه...راج راج؟ _
اسمت که رومي ه درسته؟ _
ولي روي آلبوم مي نويسيم راج ه چرا؟ _
يوسف خان چرا اسمش رو گذاشت ديليپ کمار؟
چون اون اسم براش شانس مي آورد
آهان.خب از اول بگو بابا راج هم براي تو شانس مياره.آره؟
پس ما هم بهت ميگيم راج مشکلي نيست
بابا بگو ضبط رو کي شروع مي کنيد؟ اين سال که پره _
ولي قول ميدم سال آينده اولين آلبوم مال تو باشه
يک سال؟ غيرممکنه _
چقدر گفتم بريم شرکت اچ دي ام.اونا التماست مي کردن بيا سه ماهه واست آلبوم ميديم
پولوگرام رو چي ميگي پس؟ اونا که گفتن سر 15 روز البومت رو ميديم بيرون _
بريم واستيد بابا _
چقدر زود از کوره در ميريد
تو که رو ماه هم ميري بابا ايول.ستاره اي.بشين
بشين _چرا؟ بشين بابا _ نه آخه چرا بشينم؟ _
...ببين تا قبل از هشت روز غيرممکنه که هشت روز؟ _
هشت روز خيلي زياده بابا درک کنيد ديگه _
مي دوني که آنو ماليک چقدر سرش شلوغه
رفته اروپا.بايد صبر کنيم تا بياد ديگه
بعد هم پوجا هنوز بيمارستانه
بذار اونم خوب بشه من دارم اين کارا رو به خاطر اون مي کنم _
پوجا آهنگم رو که بشنوه زود روي پاي خودش واميسته
آقاي گوردن مبارکه _
ديگه همه نگراني ها تموم شد تموم شد _
ديگه توي آينده هيچ مشکلي پيش نمياد نمياد _
حالا ميريم راستش رو به داداش بارات ميگيم
مشکل همين جاست من راستش رو به آقاي بارات نميگم
چرا؟ دلم نمي خواد _
اول تو مي خواستي حالا من مي خوام نه مشکوک مي زني _
من که نميگم خب من ميرم ميگم _
خب من ميرم ميگم هيس...بيمارستانه _
من ميرم راستش رو ميگم
پس منم ميرم ميگم تو چه نقشه اي کشيده بودي نقشه؟چه نقشه اي؟ _
نقشه واسه کي؟؟ ...يادت رفته به من گفتي _
اينا کلي پول دارن باباهه از سکته قلبي مي ميره
تو هم سر دختره رو شيره بمال بعد هم پولا نصف نصف
چي _ ساکت _ چي داري ميگي _
نمي دونستم تا اين حد پستي
نمي دونستم تا اين حد پستي
بريد بيرون مي خوام لباساش رو عوض کنم باشه ما ميريم بيرون _
نه اين نه.اين شوهرشه شما به من کمک کنيد
شما بريد گوش کنيد چي ميگم
لطفا اين ملافه رو بزنيد کنار
...اون
اونجاش خال داره کثافت _
کثافت
همچين شوهري تا حالا نديدم ميگم لباس زنت رو عوض کن
چشماش رو بست و اشتباهي لباس منو کشيد...مسخره
خيلي باحالي بابا
تو انقدرها هم که من فکر مي کردم آدم بدي نيستي
ولي شما هم از اون که من فکر مي کردم بهتري
راستي اون ماهش هيرواني
آره مي شناسمش چطور؟
اون فکر مي کنه من داماد آقاي باراتم
اين چند تا انگشته؟ پنج تا حيف نون _
من کي هستم؟ افسر حيف نون _
اون کيه؟ دکتر حيف نون _
گشنته؟ خيلي حيف نون _
چي مي خوري؟ عدسي.برنج.هرچي باشه _
خوبه.دکتر فکر کنم اين ديگه حالش خوب شده
بگو ببينم چرا تو ايستگاه اتوبوس مغازه آبميوه فروشي زدي؟
يه عوضي اونجا رو به من به اسم مغازه فروخت
چند خريدي؟ دو لاک خريدم حيف نون _
از کي خريدي؟
بگو ببينم از کي خريدي؟
از اين عوضي خريدم حيف نون
دکتر اين هنوز خوب نشده بهش شوک بده
يه بار آهنگام ضبط بشه بعدش من خودم ميگم رومي نيستم
يه چيزي بگم.کاش رومي واقعي تو بودي
داري ميايي يا ميري؟ داشتم دنبال شما مي گشتم
داداش گوردن...اين داره با شما حرف مي زنه
ببخشيد من که نفهميدم با من حرف مي زنه يا با تلفنش
مي خواستم يه خبري بهتون بدم جانوي تلفن کرد
جدي؟دخترم زنگ زده
چي گفت؟ فردا صبح مياد هند _
من خواسته بودم جانوي با خودش يه سري دارو از آمريکا بياره.مياره؟ _ معلومه
شما چرا خوشحال نيستيد که دخترتون داره مياد
جانوي و پوجا هيچي از هم پنهون نمي کنن اون حتما همه چيز رو درباره رومي مي دونه
جانوي و پوجا عين خواهر مي مونن
توي خونه هيچ کس بينشون فرق نمي ذاشت
اونا با هم بزرگ شدن
هرچي براي پوجا مي خريدن براي جانوي هم مي خريدن
سلمان فنز
"هروقت النگوهام تلق تلق صدا مي کنه"
"هروقت پابندام تلق تلق صدا مي کنه"
"هروقت بارون شر شر مي باره"
"قلبم صدا مي کنه"
"محبوبم...محبوبم"
"هر صبح و هر شب" "قلبم صدا مي کنه"
"محبوبم...محبوبم"
"نمي دونم چرا دلم هي تند تند مي زنه" "چرا هر لحظه بي قراري مي کنه"
"اي بي احساس اين چه درديه که به قلبم دادي؟"
salmanfans
"خواب از سر مي پره" "قرار و آرامش از دست ميره"
"نمي دوني تو تنهايي چه چيزا که پيش نمياد"
"رنگ از رخ مي پره"
"نگاه همش به زمين دوخته ميشه"
"تو آينه نگاه مي کني و خجالت مي کشي"
"چرا بهم بي تابي دادي؟" "چرا صبر و قرارم رو گرفتي؟"
"وقتي يه پسر يه دختر رو ملاقات مي کنه"
"منم ياد آرزوي دل خودم ميفتم"
"وقتي از خونه يه نفر صداي طبل عروسي مياد"
"وقتي کجاوه عروسي يه نفر" "با گل تزيين ميشه"
"قلب ديوونه منم صدا مي کنه" "محبوبم...محبوبم"
"هر صبح و هر شب" "قلبم صدا مي کنه"
"نمي دونم چرا دلم هي تند تند مي زنه" "چرا هر لحظه بي قراري مي کنه"
"اي بي احساس اين چه درديه که به قلبم دادي؟"
بيا اينجا کارت دارم...تو با من بيا تو برو اتاق 1207 _
من الان ميام باشه بابا _
نمي توني موقع راه رفتن جلو پاتو نگاه کني؟
جانوي...دخترمه
چرا همش اين چيزا واسه من پيش مياد؟ چي شده؟ _
هيچي داداش گوردن تو فکر بودم از اينجا فرار کنم
ولي سر راه به زندگي برخوردم حالا تو فکرم فرار کنم يا نکنم؟
لازم نيست فرار کني جانوي رومي رو نديده
فقط يه بار باهاش تلفني حرف زده
چايي مي خوريد؟ نه من گياهخوارم _
گريه نکن بيجي گريه نکن
آقاجون شما يه چيزي بگيد
ما بايد خوشحال باشيم که پوجا نجات پيدا کرده
جلوي يه فاجعه گرفته شد
تازه پوجا که چيزيش نيست
من قبل اومدن با دکتر حرف زدم
مي دونيد سوپرمن هم همينطوري شده بود؟
آره...ولي الان خوب شده و پرواز هم مي تونه بکنه
الان فقط مونده بشينه پاشه
پوجا پاشو ديگه...بسه شورش رو درآوردي
يادته گفتي وقتي من برگردم مسابقه رقص مي ذاريم؟
تو هندي من آمريکايي
تازه حرکت جديد هم ياد گرفتم بهت ياد بدم
باشه...بگو متاهلي چطوره؟
يه شعر برات بخونم خودم نوشتم
"در ياد تو کلي شب تا صبح زار زدم"
"ديدم فايده نداره سنگ به ديوار زدم"
چي شده بچه جون؟ تو لابي خوردم به يه ديوونه _
چاييش ريخت روم رفتم بشورمش
رفتي با اشکات بشوريش؟
خدا دوستي شما دو تا رو از چشم بد حفظ کنه
جانوي بيا رومي رو ببين
رومي اينه
اينم جانويه
اين رومي نيست من که گفتم _
شما که گفتيد اين رومي رو نديده
منم فکر مي کردم نديده فقط تلفني حرف زده
تو رومي رو ديدي؟ نه _
پوجا بهم گفته بود قدش کوتاهه چشماش قهوه ايه موهاش مجعده
...ولي اين که
پس شما هم جانوي نيستيد
چون پوجا به من گفته بود جانوي چاقه
قد کوتاهه دماغ گنده ست و وقتي مي خنده يه دندونش مياد بيرون
ولي اينجوري نيست چون شما خيلي خوشگليد
پوجا بذار خوب بشي حالت رو مي گيرم
بگو بيجي
ببين پسرم...امروز ديوالي ...جشن که نمي گيريم
ولي دعا رو که بايد بکنيم
رسم و رسومات رو بايد انجام داد
امشب بيا خونه ما
باشه؟ حتما _
خونه ما نه پسرم...خونه خودت
salmanfans
اين خونه رو شوهر من ساخت وقتي من 15 سالم بود
شيريني؟ امروز چقدر خوشگل شدين _
مي دوني خانم گودينو هميشه ميگه
گرفتن جشن ديوالي با خانواده يه کيف ديگه داره
شيريني نمي خوريد؟ يکدونه ش 150 کالري داره _
نمي تونم بخورم بخور.شيريني تبرک شده ست _
باشه.يه کم مزه مي کنم
حساب همه کالري ها رو داريد.نه؟
براي همين هيکلتون انقدر خوبه
از طرف من ديوالي همه مبارک
بخنديد
استاد بيا با دامادمون آشنات کنم
داماد؟ بله استاد.اين روميه.شوهر پوجا _
من اينو ديدم فراموشش کن _
منظورم همونه...فراموش کردم تو بگو کجا ديدمت
استاد آواز مي خونه به پوجا رقص ياد ميده
ولي يه خاصيتي داره خيلي فراموشکاره
بگو کجا ديدمت تا يادم بياد
بگم؟جلوي روي همه بگم؟ آره.جلو روي همه _
من و استاد توي يه مسابقه رقص شرکت کرديم
استاد انقدر قشنگ رقصيد که کش شلوارش پاره شد
اينجوري شد؟ آره _
خب استاد ديگه اينو فراموش نکن که اين رومي ه.شوهر پوجا
آقاجون من به رومي اتاق پوجا رو نشون بدم آره حتما _
چرا فقط اتاق؟ الان ديگه کل خونه مال اينه.برو
اين اتاق پوجاست خوبه _
پس اتاق تو کدومه؟ همينه _
پس اتاق پوجا کدومه؟ اين اتاق هردومونه _
مگه پوجا نگفته بود ما جفتمون توي يه اتاقيم؟
گفته بود...يادم رفت
اوه.اين همه عطر ولي چرا از هر کدوم دو تا؟
چون هر چي من خوشم مياد پوجا هم از همون خوشش مياد
و پوجا از هر چي خوشش بياد منم از همون خوشم مياد
اينو ببينيد...تلفنامون هم عين همه
خوبه.نه؟ عاليه _
يه چيزي بگو ببينم.اگه جفتتون از يه پسر خوشتون بياد چي؟
ممکن نيست چرا؟ _
چون پوجا شما رو پسنديده ديگه آقاي رومي
يعني شما از من خوشتون نمياد؟ مياد _
ولي اون جوري نه پس چه جوري؟ _
راستي پوجا گفته بود شما خيلي خوب شعر ميگيد
اولين شعري که براي پوجا خونديد رو برام بخونيد
"هر کي از مقابلم رد ميشه"
"به نظرم شبيه توئه"
"فکر کنم دارم ديوونه ميشم"
"در عشق تو"
"در انتظار تو"
چقدر شما رومانتيکي بله هستم _
براي همينه که پوجا انقدر شما رو دوست داره آقاي رومي
سلمان فنز
داري چي کار مي کني؟
فکر نمي کردم توي شش سال انقدر عوض بشي
خودم خسته شدم بابا همش قيافه ش جلوي چشمه
تا حدي که تو رو هم شبيه اون مي بينم مي دونم...پيش مياد _
آخه ديگه تا اين حد؟ پيش مياد داداش _
آدم تازه عاشق شده مثل شرابخور کهنه کاره همه جا بطري مي بينه
ولي منو ول کن تو رو خدا بذار بخوابم
تازه شيرفروش اومده بود به خوابم
...چرا توي زندگي ما
دخترا فقط تو خواب و خيال ميان؟
پاشو بذار بخوابم _
چي شده؟
بابا با بدبختي آدرست رو داد
چرا با بدبختي؟ اينجا که خيلي سر راسته
چي مي نوشي؟ الان ميارم
ابا پاشو کيه؟ _
منم...جانوي اومده پاشو يه آبميوه اي چيزي بده
نه...آبميوه نداريم
باورت ميشه...اين دوستم ابائه
سلام عليکم
و خداحافظ خداحافظ _
آقاجون ميگه جالي خالي پسر نداشته ش حالا ديگه پر شده
براتون يه هديه کوچيک فرستاده واقعا هم چه گيتار کوچولوئي _
توي اين گيتار چي هست؟ سوئيچ ماشين _
چه ماشينيه؟ اپل...بيرون پارکه _
چرا بيرونه؟ نمي تونست بياد تو _
آقاجون مهمونخونه رو واسه شما خالي کرده
شما از فردا با ما زندگي مي کنيد
با اين همه لطف منو مديون خودشون کردن
بعد هم منو با داماد سر خونه کردن تحقير کردن
به آقاجون بگيد خيلي خيلي ممنون
ولي من فقط محبت مي خوام هم از تو...هم از همه تون
خانم گودينو هميشه ميگه
کسي که ثروت محبت رو داره نبايد فقير حساب کني...فهميدي؟
فهميدي؟...فهميدي؟
چايي و کلوچه مي خوري؟
هي عبدل برو چايي و کلوچه بگير
شايد اين بار هم ببري
من دوباره بردم
تو توي پاسور خيلي خوش شانسي بله.ولي پوجا توي عشق خوش شانسه _
شايد جفتتون خوش شانس باشيد
شايد عشق تو هم دوروبرت باشه و تو نمي توني بشناسيش
متوجه نميشم بذار توضيح بدم _
خانم گودينو هميشه ميگه
خدا همه جا بهمون اشاراتي رو نشون ميده
ولي اين مائيم که متوجه نميشيم
ما توي زندگي با هزاران نفر ملاقات مي کنيم
ولي ناگهان به يه شخصي برمي خوريم
که دلمون مي خواد بارها ببينيمش
وقتي اون باهامونه خوشحاليم
وقتي اون دور ميشه...قلبمون ناراحت ميشه
يعني چي...ساعت ده شده...بريد داريم ميريم _
اين اشاره به اينه که يکي از ما بايد بره
نه شما دو تا بريد.من مي مونم مشکلي نيست؟
بابا بذار رومي اينجا بمونه نه دخترم.خسته شده _
آقاي گوردن الان شما توي سني هستي که بايد استراحت بکني
ما دوتا اين جا مي شينيم حرف مي زنيم شب زود مي گذره
آخه اينجا فقط يه نفر مي تونه بمونه
پس تو جانوي رو برسون خونه باشه _
اين که بهتره
آقای رومی
واقعا با مزه است
قهوه خوشمزه ای بود
خوب بنظر اومد
ممنون
ديگه همه عمر با هميم يه چيزي بگيد ببينم _
شما اولين بار پوجا رو برديد معبد دوي ما.درسته؟
معبد ؟
ديگه درباره اون معبد حرف نزن من راهش رو هم فراموش کردم
...من داشتم فکر مي کردم که چي؟ _
که اگه منو فردا صبح ببريد اون معبد ولي عيبي نداره
راستي ميگي.خانم گودينو هميشه مي گفت آدم نبايد با خدا دربيفته
تو چشماي منو باز کردي
اين چرا انقدر با من رسميه؟
بيا...بيا
فکر مي کني چقدر مونده؟ يه ربع بيست دقيقه ديگه؟
اگه با اين سرعت بريم يه ربع
اگه با اين سرعت بريم بيست دقيقه
و اگه با اين سرعت بريم بيست و پنج دقيقه
و اگه با اين سرعت بريم سي دقيقه و اگه نريم هم نمي رسيم
چرا احساس مي کنم مي خواي يه چيزي به من بگي
چي بگم؟
تو و خواهرت عين هميد اونم همينو از من پرسيد
چرا احساس مي کنم مي خواي يه چيزي به من بگي
بعدش تو چي گفتي؟
من گفتم دوستت دارم
و نمي تونم بي تو زندگي کنم
خيلي دوستش داري؟
پوجا چقدر خوش شانسه که تو رو پيدا کرده
تو از پوجا هم خوش شانس تري
چون خيلي زود يه پسري مثل من گيرت مياد که خيلي دوستت داشته باشه
مي خواي يا نه؟
...راستي آقاي رومي
اول بگو چند تا سوال ديگه مونده؟ اين آخريه _
بدون پوجا چه احساسي داري؟
خيلي حال ميده
منظورت دلم ه؟
چه جوري بگم که چه حسي دارم
" هر کسی رو که میبینم شبیه تو به نظر میرسه "
" هر کسی رو که میبینم شبیه تو بنظر میرسه "
" آخرش من دیوونه میشم اینطور بنظر میرسه "
"در عشق تو" "در انتظار تو"
"در عشق تو" "در انتظار تو"
تو حالت خوبه؟
چي چي رو خوبه؟نه من خوبم نه تو خوبي...نه اون خوبه
احساس مي کنم که خوب هم خوب نيست آروم باش _
"عشق يه مستي ه که وقتي اثر کنه" "دروغين نيست"
"رابطه بين دل ها اگه پاره هم بشه"
"باز گسستني نيست"
"هر کي اينو گفته راست گفته"
"که آدم اولين عشقش رو فراموش نمي کنه"
"ديدن تو...حرف زدن با تو" "خيلي دوست داشتنيه"
" آخرش من دیوونه میشم اینطور بنظر میرسه "
"در عشق تو" "در انتظار تو"
"در عشق تو" "در انتظار تو"
به چي فکر مي کني؟
به اين فکر مي کنم که تو داري به چي فکر مي کني
...دارم به اين فکر مي کنم که
"دلم مي خواد هميشه زير سايه زلفت" "همه عمر همين طوري بخوابم"
"فقط تو رو ببينم" "فقط تو رو تمنا کنم"
"همين جوري تو رويا غرق بشم"
"از وقتي چشمم به تو افتاده"
"هيچ از خودم خبر ندارم"
"حالا ديگه افسانه هاي عاشقانه هم" "به نظرم واقعي مياد"
" آخرش من دیوونه میشم اینطور بنظر میرسه "
" هر کسی رو که میبینم شبیه تو بنظر میرسه "
" آخرش من دیوونه میشم اینطور بنظر میرسه "
"در عشق تو" "در انتظار تو"
"در عشق تو" "در انتظار تو"
خداي تو جاي دورتر از اينجا گير نياورده بود؟
از اين شوخيا نمي کنن خوب نيست
يه چيزي بگو ببينم
نزديک خونه تون هم يه معبده
پس چرا 5 ساعت ماشين سواري کردي دو ساعت هم پياده روي کردي تا اين همه راه بيايي اينجا
خدا که همه جا هست
آقاي رومي شما 5 ساعت ماشين روندي دو ساعت پياده اومدي اينجا...براي چي؟
براي عشقم درسته _
خدا از عاشقا امتحان مي گيره
ولي هيچکس رو دست خالي نمي فرسته
براي همين هر چي مي خوايد سريع ازش بخوايد
يه مشکل کوچيک هست
خانم گودينو منو هميشه برده کليسا
من نمي دونم دعا توي معبد چطوريه
اينجوري بخوايد يا اينجوري بخوايد يا اينجوري بخوايد
هر جوري مي خوايد فقط از ته دل بخوايد
شما چي خواستين؟ شما چي خواستين؟ _
من عشقم رو خواستم
منم سلامتي عشق شما رو خواستم
واقعا؟ بله _
يه بار با هم دعا کنيم؟
شما حتما به عشقتون مي رسيد من قول ميدم
اين شيريني رو بگيريد
پسرم پيشوني زن متاهل خوب نيست خالي بمونه
پيشونيش رو هم رنگ بذار
چرا نميگيد زنم حالش چطوره؟
اينا که هيچي نميگن
ولي تو چرا ساکتي؟
چرا چيزي نميگي؟
چرا روي تخت خوابيدي؟
بايد بلند شي...بخاطر من
نگران نباش
من اينجام
ديگه هيچ کس نمي تونه ما رو جدا کنه
راهول چه خبره؟ برو تو اتاقت
دکتر چرا منو از زنم جدا مي کني؟ ببين حالش بده.به من احتياج داره
اون حالش خوب ميشه تو برو تو اتاقت
ببريدش
من نميرم
اين زن تو نيست ببريدش...ببرش
اين چه ش شده؟
تصادف کرده راهول
ماشين؟ آره ماشين _
بيا
مردم چرا ماشين مي سازن؟
اگه مي سازن چرا مي روننش؟
بگو ببينم...مردم پياده هم مي تونن برن
اين راهوله...مريض بخش رواني
ببخشيد اگه بابام اذيتتون کرد
اون باباته؟ بله.بعد مرگ مادرم _
اون حالش بد شد...لطفا ببخشيدش و دعاش کنيد که خوب بشه
واستا.بگو ببينم وقتي اون اومد اينجا
...تو چرا از قيافه ت
نگراني مي ريخت؟
اين دستا بايد از مغزت در مي اومد نه از شکمت...تو چه ت شده؟
چقدر شکاکي بابا
داداش گوردن اينو خيلي وقته مي شناسه
دفعه آخرت باشه راجع به رومي اين طوري حرف مي زني
ببينيد وضعيت پوجا طبيعيه
من همه گزارشات پزشکي ش رو ديدم
ديگه نيازي نيست بيمارستان بمونه مي تونيد ببريدش خونه
"خدا از هر بلا حفظت کنه"
"سال ها زندگي کن"
"خدا به چشمات نور زندگي بده"
بيا پسرم...بيا
نه پسرم...با پاي چپ نه
با پاي راست
رسمه
وقتي زن و شوهر براي اولين بار وارد خونه ميشن
با پاي راست وارد ميشن شگون داره
بيا
قبلا که پوجا مي اومد خونه همه خونه جون مي گرفت
امروز که اومده انگار هيچکس نيومده
زمونه انقدر سريع رنگ عوض کرد من که مي ترسم
گوردن بله...تو برو _
يه کاري کن پسرم بله؟ _
سريع يه پسر خوب پيدا کن و جانوي رو عروس کن
دختر خودتونه.خودتون پسر پيدا کنيد من همين فردا عروسش مي کنم
چرا انقدر عجله داريد بذاريد پوجا خوب بشه
بعدش يکي پيدا کنيد عروسي رو مي ذاريم براي بعد _
بعد اينکه پوجا خوب شد ولي نامزدي که مي تونيم بکنيم
من يکي مد نظرم هست اون بره به جهنم.من که هستم _
من پسر پيدا مي کنم.بالاخره منم توي اين خونه يه مسئوليتاي دارم
تازه شايد خودش يه پسر رو پسنديده باشه
اگه همچين چيزي بود حتما به من مي گفت
چطوري مي گفت آخه؟ رومي درست ميگه _
پس يه کاري کن.اول ببين کسي مدنظرش ...هست يا نه.اگه نبود
من اين مسئوليت رو به تو مي سپرم براش يه پسر خوب پيدا کن
بابات به من يه مسئوليت داده
چي؟
که برات يه پسر خوب مثل خودم پيدا کنم
يه چيزي بگو ببينم تو براي خودت کسي رو انتخاب کردي؟
...چرا من احساس مي کنم
...تو نه با تصميم خانواده ت
بلکه با تصميم خودت ازدواج مي کني
نه.من با تصميم خانواده م ازدواج مي کنم
ولي کي بهتر از تو مي تونه براي زندگيت تصميم بگيره؟
اونا از من بزرگترن آقاي رومي
و واسه زندگي من خوب تصميم مي گيرن
شما چي فکر مي کني که اونا منو به هر بي سر و پايي ميدن؟
ولي اين زندگي توئه
چطور مي خواي با کسي که دوستش نداري
يه عمر زندگي کني؟ چقدر جدي شدين _
من نمي تونم خوشي خانواده رو خراب کنم تو فکر خوشي خانواده ت هستي _
و به فکر خوشي من نيستي نظر شما رو هم مي پرسم آقاي رومي _
بالاخره شما داماد بزرگ اين خونه اي
داماد هر کي باشه
ولي شما بايد توي عروسي من آواز بخوني مي خوني؟
بگو کدوم آهنگ رو مي خوني؟
سلمان فنز
من منتظرم
"مي خوام بهت بگم دوستت دارم"
"آره تو مي دوني عزيزم که من دوستت دارم"
"يکي منو بکشه" "يکي جون منو بگيره"
"بذار به درد خودم بميرم"
"دل چيه؟ عشق چيه؟"
"ول کن بابا"
"عشق چيزي به جز بازي نيست" "عشق رو بگو بره به درک"
"انقدر به بقيه خوبي کن که کمبودي حس نشه"
"ولي لامصب همش يه کمبودي هست"
آقاي رومي اگه اينو بخونيد که همه مهمونا در ميرن
چيزي که نبايد بشه ميشه و چيزي که بايد بشه نميشه
بعد تو داري تف مي کني بابا حرف منو بفهم
من نگرانم چرا هميشه واسه من از اين چيزا پيش مياد؟
چرا؟ چيزي که نبايد بشه ميشه
و چيزي که بايد بشه نميشه اصلا حاليته؟
همون طور که با حلوا حلوا کردن دهن شيرين نميشه
با تکرار يه حرف هم اون مسئله حل نميشه
حالا تو به من ياد ميدي؟
تو بشين من به تو توضيح ميدم
کاسه توالته روي کاسه توالت بشين _
...مشکل جانوي اينه که بگو _
من هر چي بهش ميگم
فکر مي کنه رومي داره بهش ميگه
در حالي که منم که دارم بهش ميگم همون ديگه _
وقتي مي خوام حرف دلم رو بگم فکر مي کنه رومي داره ميگه
در حالي که منم که دارم بهش ميگم نه رومي
چون من رومي نيستم.من منم
من رومي هستم.ولي من رومي نيستم من منم
سه ساعته داري مثل بز مع مع مي کني آخر سرت رو باد ميدي
ول کن بابا...بريم شام بخوريم
هر وقت حرف دلم رو بهش ميگم منو بي شخصيت مي دونه
چرا اين جوري فکر مي کنه؟
تو که مي دوني من چقدر شخصيت دارم
امروز راستشو بهش ميگم چي ميگي _
که من منم.اون اونه تو هم تويي
خب معلومه که من منم آره اينم ميگم _
بگو.بعدش چي ميشه؟ اون عاشقت ميشه؟
ازت متنفر ميشه.متنفر
بعدش نگو چرا فقط دخترا توي رويامون ميان؟
چرا توي واقعيت گيرمون نمياد...نگي ها تازه اون ماهش هيرواني چي؟
اونم ضبطتت رو کنسل مي کنه
بعدش تو خونه بشين مگس بپرون تو مگس بپرون _
اگه تو خانم گودينو بودي الان بهم چي مي گفتي؟
من؟ آره _
اگه خانم گودينو بودم؟ چي مي گفتي؟ _
...مي گفتم پسرم راج
يه کم درک کن.اين اولين ضبط آهنگته
آهنگت داره مشهور ميشه ميشه _
توي هر خيابون صداي آهنگ تو مياد مياد _
توي همه خيابونا پوستر تو رو زدن زدن _
بچه و بزرگ همه دارن مي رقصن _
مشهور شدي
عکست توي روزنامه ها داره چاپ ميشه _
دخترا دارن امضا مي گيرن مي گيرن _
ماشين.ويلا منشي _
و دختر روياييت رو هم پيدا مي کني
واقعا؟ قول ميدم _
بگو آقاي اوبروي شما امر کن ارباب
شريکم رفيقم منم رومي _
چه فرقي مي کنه آقاي داماد
چه خبرا؟ آنو ماليک اومده؟ _
همه چيز داره آماده ميشه آنو ماليک اومده واسه آهنگسازي
آقاي سمير هم اومده واسه شعر
تبليغات هم شروع شده
حالا ببين کاستت ده لاک توي هند مي فروشه
بيست لاک هم توي خارج مي فروشه
ضبط کي ه؟ فرداست _
ارباب شما فردا ساعت دو بيا استوديو
گرفتمت
ولت نمي کنم
ديوونه شدي؟
ديوونه نبودم
تو ديوونه م کردي
يادت نمياد؟
منو اسگل کردي دو لاک م رو بالا کشيدي حيف نون
به خاطر تو همه فکر کردن من خلم
بهم شوک الکتريکي دادن
تا حالا شوک الکتريکي بهت دادن؟
جلوي چشمات سياه ميشه
از بدنت دود بلند ميشه
نمي ذارم بري
پولم رو بده
ببخشيد دايي
دايي؟
بالاخره شناختي؟
چرا با من اين کار رو کردي؟
چرا کردي حيف نون؟
مجبور بودم
من دو لاک تون رو پس ميدم
دو لاک رو که بايد بدي با سودش حيف نون
باشه
اينو بگيريد پول نون سوئيچ موتورم
اين شد پول نون حيف نون اصل پول رو کي ميدي؟
دایی
مگه ميشه من دايي دوستم رو خر کنم؟
به من اعتماد کن دايي
باشه گريه نکن
ولي ولت نمي کنم
ولت نمیکنم حیف نون
امروز با موتور ميرم خونه
هي اسگل
از موتور بيا پايين حيف نون
چته؟
يعني چي چته؟
موتور خودمه.پول نشستن روش رو ازت مي گيرم
حیف نون
چي گفتي؟مال توئه؟ نه پس مال باباته؟ _
بگيريدش موتور رو برد
مگه موتور مال تو نبود؟
مال من نبود
اون جاي دو لاکي که ازم گرفته بود بهم داد
يعني تو رو هم اسگل کرده؟
اسگل.منگل.همه چي من که نابود شدم
دو لاک من کجا رفت حيف نون
شما منو زديد؟
اگه اونو بزنيد
بهتون 500 روپيه ميدم
چي؟
يک لاک ميدم دست و پاش رو بشکنيد
نگران نباش.اون دو بار سر منم کلاه گذاشته
يه بار گيرم بيفته پشت و جلوش رو يکي مي کنم
استاد
يادم اومد.اسمت راجوئه
اسمم رومي ه.چي؟ رومي.رومي _
فقط بگو من کجا ديدمت
شما توي قطار بين شهري بخش خانما سوار شده بودي.اونم بدون پيژامه
بليت فروش گرفتت و پليس هم کلي کتکت زد
من ضمانتت رو کردم جدي ميگي؟اين طوري شده بود؟ _
بله
استاد
شما بريد من يه کار مهم با رومي دارم
مي دوني اين چيه؟
همه دارايي تون که امروز پدرت به نام من کرد
يعني از امروز خونه تون اداره تون ماشيناتون
همه چي مال من شده
من فکر مي کردم بابات يه تاجر باهوشه
ولي باباي تو خيلي احمق از آب در اومد
اگه من بخوام مي تونم کل خانواده ت رو آواره خيابونا کنم
و مي تونم کاري کنم بابات کاسه گدايي دست بگيره
پوجا حرف بزن دستت رو ببر بالا
سعي ت رو بکن دخترم
دستت رو بلند کن دخترم
کدوم دست رو بلند کرد راست آقا _
دستت رو بلند کن پوجا سعي ت رو بکن _
لازم نيست غمگين باشي بارات
اين واسه ما يه خبر خوبه
من اومده بودم اينجا خواننده بشم پول دربيارم
براي همين از تو کمک گرفتم
ولي از اين به بعد تو و بابات تا آخر عمر به کمک من نياز داريد
تو به من سيلي زدي.نه؟
حالا من انعکاس اين سيلي رو به گوش تو و خانواده ت مي رسونم
همه خانواده ت رو آواره خيابون مي کنم
و کاري مي کنم بابات کاسه گدايي دست بگيره گدايي کنه
بزن ديگه...منو بزن
بهم سيلي بزن.ياللا
پوجا سيلي بزن.فحش بده هر کاري مي خواي بکني بکن
فقط بلند شو
ببین
نمي خوام ارباب بشم
نمي خوام...چقدر همه خوشحال بودن
چقدر خوشحال شده بودن که تو دستت رو بلند کردي
من نمي تونم غم اونا رو ببينم
لطفا بلند شو
پاشو لطفا
پا نميشي؟
پا نميشي؟...پا نشو
من الان ميرم به همه ميگم که من رومي نيستم من راجم
بعدش مي خوان به من بگن حقه باز يا منو بفرستن زندان
برام مهم نيست
چون مسئولش تويي...فقط تو
شما اينجا چي کار مي کنيد؟خوش اومديد
راج کجاست؟ راج؟کدوم راج؟ _
عبدل راج کجاست ؟
واي خدا...چي شد؟ راج که دخلش اومده
راج فوت کرده
ببينيد اون بي گناهه فقط بگو راج کجاست؟ _
من قبول دارم که اولش هر کاري کرد به خاطر خواننده شدنش کرد
ولي الان داره به خاطر عشق شما نقش رومي رو بازي مي کنه
بخدا اون شما رو خيلي دوست داره
واقعيت اينه که اون شوهرخواهر شما نيست مي خواد شوهرخواهر پوجا بشه
امروز اولين روز ضبطشه
امروز بي خيالش بشيد فردا خودم کت بسته ميارمش خدمتتون
...اون چي فکر کرده؟که عبدل...راج کجاست؟ _
ديديد...عجب صدايي داره
اون هنوز نخونده شما شروع کرديد به به چه چه
ببين چقدر خوب سرفه مي کنه
يه دقيقه صبر کنيد
يه ذره بخون دل دل _
يه کم تن صدا پايين تر
دل دل عاليه _
ماهش جي يه لحظه صبر کن با يه کم تن صدا پايين تر بخون
يه کم درک کنيد آنو جي.اون داماده نمي تونه پايين...اصلا من مي شينم پايين
شروع کن ماهش جي خيلي باحالي ها _
من ميگم يه کم با تن صداي پايين تر بخونه بعد شما ميشيني پايين
باحالي ها.آهنگساز منم شما باحالي _
اون داماده.پايين نمياد هميشه همون بالا مي مونه
تو بخون دل _
ديوونه ديوونه
چي داره مي خونه؟
"مي خوام بهت بگم دوستت دارم عزيزم"
"دل دل دل...ديوونه شده"
"ديوونه"
"عشق عشق عشق... ديوونه ش کرده"
" دیوونه "
salmanfans
"دل دل دل...ديوونه شده"
"عشق عشق عشق... ديوونه ش کرده"
چرا احساس مي کردم يه چيزي مي خواي بهم بگي؟
"بگو حالا چي کار کنيم؟"
"هردومون زندگي کنيم يا هردو بميريم؟"
"بگو حالا چي کار کنيم؟"
"هردومون زندگي کنيم يا هردو بميريم؟"
"دل دل دل...ديوونه شده"
سلمان فنز
"چشمام مي خنديد ولي توش هميشه يه نم بود"
"همه چي داشتم فقط تو کم بودي"
"ديگه براي زندگي چي لازمه؟" "به جز تو عزيزم"
"بگو حالا چي کار کنيم؟" "هردومون زندگي کنيم يا هردو بميريم؟"
"بگو حالا چي کار کنيم؟" "هردومون زندگي کنيم يا هردو بميريم؟"
"دل دل دل...ديوونه شده"
"انقدر بهم محبت کن" "که هوش و حواسم رو از دست بدم"
"که بدون تو بميرم"
"چون تاب جدايي رو ندارم"
"به هرجا نگاه مي کنم" "چيزي جز عشق نمي بينم"
"ببين دعام رنگ حقيقت به خودش گرفته"
"بگو حالا چي کار کنيم؟" "هردومون زندگي کنيم يا هردو بميريم؟"
"بگو حالا چي کار کنيم؟" "هردومون زندگي کنيم يا هردو بميريم؟"
"دل دل دل...ديوونه شده"
"عشق عشق عشق... ديوونه ش کرده"
من اومده بودم عشقم رو ازتون بخوام
امروز اون با منه
ولي اوني رو رسيدن ما به هم توي دستشه رو هم خوب بکن
رسيدن من به جانوي اشاره به اينه که شما حرف منو شنيديد
يه حرف ديگه منو هم گوش کن پوجا رو پاي خودش سرپا کن
خانم گودينو هميشه ميگه اگه براي ديگران دعا کني سريع قبول ميشه
از اين به بعد ديگه ازتون هيچي نمي خوام
فقط به پوجا سلامتي بده
به پوجا زندگي بده
پوجا حالش خوب شده
پوجاي من
تو حالت خوبه؟
تو حالت خوبه
پسرم پوجا حالش خوب شده
تو توي غمها هميشه کنارمون بودي
الان هم توي خوشي کنارمون باش
مامان آبجي چرا داره گريه مي کنه؟
اين ما رو ساکت مي کرد امروز خودش گريه مي کنه
اين همه مدت جلوي اشکاش رو گرفته
امروز بذار گريه کنه
پوجا ببين کي اومده ديدنت
رومی
بله
بريم.هيجان زياد براي پوجا خوب نيست
بذاريد استراحت کنه نگران نباشيد _
چيزي نيست.اين همه مدت خوابيده بود حالا بيدار شده
تا دو سه روز ديگه پوجا انقدر خوب ميشه که شروع به دويدن مي کنه
بريم بذاريم استراحت کنه
گوش کن
شما کجا ميري شما بمون
آره تو اينجا بمون
چرا (از مهلکه) نجاتم دادي؟
تو چرا نجاتم دادي؟
اگه تو مي توني به خاطر نجات جون من و بابام نقش رومي رو بازي کني
من نمي تونم براي نجات آينده ت نقش زن تو رو بازي کنم؟
تو الان نياز به استراحت داري شوهرت بعدا مياد ديدنت
ممنون...تو خيلي خوبي
"کسي که تا ديروز غريبه بود" "دل امروز اونو مي خواد"
"کسي که به تو زندگي داده" "امروز دل مي خواد براش بميره"
اي خدا جفتمون از يه نفر رودست خورديم
توي يه دروغگوي پست فطرتي تو رومي هستي.شوهر پوجا
حالا با چه رويي برم پيش پوجا؟
قسم به جون خانم گودبنو من رومي نيستم راجم
به من دست نزن.هنوز هم داري دروغ ميگي چي فکر کردي...پوجا ولم کنه
خب جانوي رو تور مي کنم
خدا رو شکر خواهر ديگه اي ندارم
استاد اون ساز رو ول کن.بيا اينجا
يادت اومد من کي هستم؟
آره يه جا ديدمت...يادم اومد
گوش کن تو رومي هستي.داماد ما _
نه بابا.من توي شرکت موسيقي ديدمت
آره يادم اومد گوش کن _
ما با هم يه مسابقه رقص داديم
بشين اينجا و ساز بزن
من ميرم لطفا نرو _
تو...تو خيلي رومي هستي
نه من رومی نیستم
من خيلي راجم
فقط راج
نه تو رومي هستي اگه باورت نميشه از بابات بپرس _
چي شده؟ آقاي گوردن به اين بگيد من کي ام _
رومي ه.دامادمون
شوهر خواهرت ...نه.جانوي _
چي شده؟ راستشو بگو من کي ام _
راستش رو بگم؟ آره حقیقت بگو
واقعا ؟ واقعا
باشه
دخترم اين رومي نيست اين راجه
!! چی
اين راجه.چون من بهش گفتم رومي شد
ولي پوجا چرا بهت گفت رومي؟
آره منم نفهميدم
دو روز ديگه آلبومم منتشر ميشه واسه نجات آينده م
ولي تو چرا انقدر اينو قانع مي کني که تو راجي؟
چون ما همديگه رو دوست داريم چي؟ _
چي؟چي؟ ما همديگه رو دوست داريم _
حالا باز شما يه گير نديد
نه بابا من که مشکلم حل شد
بابا من ازش خيلي خوشم مياد.لطفا منم ازش خوشم مياد _
اوني که من مي پسندم دخترم هم مي پسنده
ديگه چي بهتر از اين؟
دستو ول کن پاتو از گليمت درازتر نکن
راجو
ببين تو خوب مي دوني من رومي نيستم راجم
من دارم ميرم.ديگه همديگه رو نمي بينيم
مواظب خودت باش
ماشين رو هم يواش برون
تصادف کردن من و اينکه تو نجاتم دادي ...اشاره به اينه
که قراره يه زندگي طولاني با تو بگذرونم
سلمان فنز
تويي از کجا شناختي؟ _
از عطرت
چي شد بي خبر اومدي؟
مگه يه زن نمي تونه بياد ديدن شوهرش؟
مي تونه بياد.خواهرزنمون نيومد؟
خواهرزن تو خونه مشغول تدارکاته براي چي؟ _
امروز توي خونه مون مهمونيه اينم لباس تو
من که لباس دارم اين مهموني خاصه _
اوه وسترن هندي آره _
سر هشت و نيم اونجا باش
همه مون منتظرتيم
"شب به گلستان تنها منتظرت بودم"
رومي هم اومد
چقدر دير کرديد
سگا منو چند بار فراري دادن
خيلي قشنگ شديد شما هم خيلي قشنگ شديد _
همه منتظرتونن...بياييد
امروز چقدر خوشگل شديد
هرکي ببينه تون ديگه نمي تونه چشم برداره
واقعا؟من انقدر خوشگل شدم؟
دروغ ميگه.من که نگفتم بخره
ببين رومي چي ميگه
چی ؟
من اينو مي گفتم که خانم گودينو هميشه ميگه
از هر چي خوشت اومد حتما تعريف کن
احساس قلبي من اينه که اين زوج تا آخر عمر از هم جدا نميشن
الان داريد دروغ ميگيد
نه.من هردوبار راستش رو گفتم
اين حس درونه منه دل هيچ وقت دروغ نميگه
دخترتون که حرف نداره ...ولي دامادتون
جواهره.جواهر
آره ولي خيلي مستقله حالا پوجا کاملا خوب شده
تو فکر کنم يکي دو روزه بفرستمشون خونه شون ايده خوبيه _
بيا اينجا
...چي کار مي کني؟اگه کسي اگه _
اگه آقاجون ديد چي؟ بيجي چي فکر مي کنه؟
اگه پوجا ديد چي؟ عمو رامو چي فکر مي کنه؟
همين؟
چرا انقدر دوري؟بيا نزديک تر
نزديک تر
نزديک تر
آقاجون اومد
شوخيش گرفته
اگه حرفات تموم شده بيا پايين مي خوام با چند نفر آشنات کنم
شما دوتا چي کار مي کنيد؟ يکي ببينه چي فکر مي کنه؟
چه کنم.نمي تونم خودم رو کنترل کنم
چي؟ من فردا صبح همه چي رو ميگم _
که من رومي نيستم.راجم خوبه _
پس بگيد کي عروسي مي کنيم؟
تو فردا بگو من پس فردا عروسي تون رو راه ميندازم.خوبه؟ _
چرا پس فردا؟چرا فردا شب نه؟ نه فردا شب خيلي زوده _
يه کم خودت رو کنترل کن
تو با جانوي ازدواج مي کني
نمي کني
نگران نباش.گفتم که نمي کني
شما هم که هميشه مشغول تلفني
چي کار مي کني داشتم با نماينده شرکت از آمريکا درباره پروازش حرف مي زدم
چي کار مي کنيد؟
من فردا پس فردا با داداش و جانوي درباره تو حرف مي زنم
salmanfans
"هم مي خنده...هم گريه مي کنه"
"هم بدست مياره...هم از دست ميده"
"صبح تا شب توي تنهايي آه مي کشه"
"هر دلي که عاشق ميشه"
"هر دلي که عاشق ميشه"
"هر دلي که عاشق ميشه"
"هم مي خنده...هم گريه مي کنه"
"هم بدست مياره...هم از دست ميده"
"صبح تا شب توي تنهايي آه مي کشه"
"هر دلي که عاشق ميشه"
"هر دلي که عاشق ميشه"
"هر دلي که عاشق ميشه"
توچشماش""
"پر از خواب و روياست"
"هيچکس زورش به دل ديوونه نمي رسه"
"هم بيدار ميشه...هم مي خوابه"
"هم زندگي مي کنه...هم زهر مي نوشه"
"براي يه چهره زيبا مي ميره"
"هر دلي که عاشق ميشه"
"هر دلي که عاشق ميشه"
"هر دلي که عاشق ميشه"
"چرا وقتي قرارت رو به يکي ميدي"
"خودت بي قرار ميشي"
"اين يه ديوونه ايه که"
"براي عشق جونش رو هم ميده"
"هم بايد بگه...هم بايد خاموش بمونه"
"بايد درد جدايي رو هم تحمل کنه"
"هزار بار که از خودت برونيش" "باز دست از سرت برنمي داره"
"هر دلي که عاشق ميشه"
"هر دلي که عاشق ميشه"
"هر دلي که عاشق ميشه"
"هر دلي که عاشق ميشه"
سلام گرفتمش _
اين همون راجوئه.که ازم دو لاک بالا کشيد
و ايستگاه اتوبوس رو بهم فروخت حيف نون
منو بيچاره کرد حيف نون بگيريدش...زنگ بزنيد پليس
به من شوک الکترونيکي دادن
زنگ بزنيد پليس.نذاريد در بره واستا اينجا _
تو هيچي نميگي اين سر شما رو هم کلاه مي ذاره _
تو رومي نيستي؟راجويي؟
چرا جواب نميدي؟
رومي يا راجو؟تو به ما رودست زدي؟
با احساسات ما بازي کردي؟
چرا اين کار رو کردي؟چرا؟
اينه جواب محبت ما؟
خانم گودينو اينو بهت ياد داداه؟
خبرش کن بياد
ما هم ازش درس حقه بازي بگيريم
من يه دروغ ديگه هم بهتون گفتم
هيچ خانم گودينويي در کار نيست
وقتي شش سالم بود خانم گودينو ولم کرد رفت
منظورم اينه که مرد
گاهي مياد ديدنم.مياد ازم مراقبت کنه
ولي وقتي شماها اومديد توي زندگيم
ديگه خانم گودينو نيومد ديدنم
شايد فکر کرده که راجو خانواده ش رو پيدا کرده
ديگه به من چه احتياجي هست
اين که رسمش نيست خانم گودينو
اين که رسمش نيست
من بهت نياز دارم...خيلي زياد
اگه خانم گودينو اينجا بود مي گفت
راجو پسرم انقدر خوبي کن که هيچ کمبودي حس نشه
ولي لامصب هميشه يه کمبودي هست
ممنون...خيلي ممنون
چي شده؟
بابا رومي چرا اينجوري رفت؟
پوجا تو که مي دونستي اون رومي نيست راجوئه
با اين حال تو هم باهاش همدستي کردي؟
آره من باهاش همدستي کردم چون اون يه پسر خوش قلبه
اون رومي شد که چي کار کنه؟ فکر کنيد چه کارا مي تونست بکنه
اون وانمود کرد شوهر منه ولي هيچ وقت به چشم بد به من نگاه نکرد
...بابا شما که همه چي رو مي دونيد چي
آقاجون شما که همه چي رو به نامش زديد درسته؟
اون اگه مي خواست مي تونست همه چي رو بالا بکشه
ولي اوني که دنبال پول بود رومي بود،کسي که به خاطرش همه تون رو ول کردم تا باهاش ازدواج کنم
و اونجا که رفتم فهميدم اون منو دوست نداره پولم رو دوست داره
من رفتم تا واسه رومي جونم رو بدم
اما راجو جونم رو نجات داد
بعد شما با همون راجو اين طوري رفتار کرديد؟
کار خوبي نکرديد
کارتون خوب نبود دخترم _
انقدر خوبي کن که هيچ کمبودي حس نشه
ولي لامصب هميشه يه کمبودي هست
آره هميشه
دوست بچگيمه.ابا سلام _
تو خانواده نداشتي
من پسر
چرا عشق منو امتحان مي کني؟
تو جون مني چرا مي خواي جونم رو بگيري؟
آقا جون همونطوري که از پوجا ناراحت شدين لطفا از من ناراحت نشين
راجو منو دوست داره
مي خواد با من ازدواج کنه
اگه با من ازدواج نکنه اون مي ميره آقاجون
همه چي رو بنداز گردن من ديگه
چرا حاليت نيست؟ اون آقاجون منه
چطوري بهش بگم که من دوستت دارم؟
اگه تو جانوي بودي چي مي گفتي؟
من مي گفتم آقاجون اون پسر خيلي خوبيه ازش خوشم مياد
بعد آقاجون چي مي گفت؟ منم ازش خوشم مياد _
واقعا به نظرت آقاجون همينو ميگه؟ صددرصد _
پس من همين الان ميرم بهش ميگم
اين چيه؟
...چي؟يعني تو آره آقاجون _
نفهميدم کي عاشق راجو شدم
چي فکر کردي؟ ازدواج انقدر بچه بازيه؟
در برابر خاندان و موقعيت ما اون چه موقعيتي داره؟
همينو گفتم نه؟
وقتي جريان رومي رو بهم گفتي
ولي الان نميگم
دلم مي خواد هميشه تو رو خوش ببينم
امروز خيلي خوشحالم منم همين طور _
مي خوام يه چيزي بهت بگم که برق از کله ت بپره
منم مي خوام يه چيزي بهت بگم که برق از کله ت بپره
جدي؟پس بريم تو ببينيم کي برق از کله کي مي پرونه
در رو ببند
اول تو بگو نه اول تو بگو _
من عاشق شدم
چي داري ميگي؟ آره...مي خواستم همينو برم به آقاجون بگم _
من که به آقاجون گفتم
چي؟ منم عاشق شدم _
جفتمون عاشق شديم؟
ما از بچگي هميشه سليقه مون عين هم بوده پس پسره هم حتما يکيه
نه.عين هم باشن خوبه ولي يکي نبايد باشه
وگرنه قصه دچار پيچ و خم ميشه
بگو نه _ بگو _
يه چيزي بگم؟هم خوش قيافه ست هم خيلي خوش قلبه
حالا تو بگو نه من نميگم _
بگو
"يه عمره زندگي مي کنم...ولي نيمه تموم"
"اگه اونو بدست بيارم...زندگي کامل ميشه"
به به...شاعر هم که شدي
بگو پوجا مگه تو گفتي _
بگو باشه _
اسمش هست...نميگم
باشه گوش کن
بدون هيچ حرفي من به تو ميگم تو به من بگو
راجو ؟
مونتی ؟
من مي دونستم تو از مونتي خوشت مياد
آمريکايي...مقيم خارج.مگه نه؟ ولي من فکر نمي کردم تو از راجو خوشت بياد _
تو راجو رو نمي شناسي
من که بي هوش بودم
وقتي به هوش اومدم فهميدم عشق واقعي يعني چي
راستشو بخواي جانوي.شايد اگه راجو پيداش نميشد من مرده بودم
جانوي تو از راجو خوشت مياد.نه؟
اگه تو خوشت مياد منم خوشم مياد
آروم باش
امروز دلم خيلي واسه مامان تنگ شده
ببین دخترم
ما خيلي خوش شانسيم دخترم
من که فکرش رو هم نمي کردم هيچ وقت بتونم دينم رو به آقا ادا کنم
ولي ببين خدا اين فرصت رو توي همين زندگي نصيبمون کرد
من براي پوجا راجو که هيچي جونم رو هم مي تونم بدم
...من هميشه
دل يه دخترم بايد بشکنه
تو نگران نباش دخترم
من همه چي رو درست مي کنم
نه آقاجون...پوجا تازه به زندگي اميدوار شده
شما نمي خوايد پوجا خوشحال باشه؟
پس شما هيچي نميگيد وگرنه من خيلي ازتون ناراحت ميشم
متوجه شدين؟ نمي دونستم دخترم انقدر بزرگ و عاقل شده _
تو به حرف من گوش کن راجو لطفا گوش کن چي ميگم _
بگو
بگو ديگه
پوجا از خواهرم هم برام عزيزتره
آقاجون هم از بابا برام عزيزتره
اون يه بار نذاشت حس کنم من دختر حسابدارشم
اون کلي حق به گردنم داره
راج من مي خوام پوجا خوش باشه
من هم من مي خوام خوشحال ببينمش _
ولي اگه اون در مورد ما خبردار بشه نمي تونه اين ضربه رو تحمل کنه
براي همين لطفا با پوجا ازدواج کن
حرفت تموم شد؟ حالا من بگم؟
من بگم؟
تو 19 سالت شده من دلم مي خواد 100ساله هم بشي
حالا مي خواي واسه 19 سال گذشته 81سال آينده ت رو تباه کني؟
مي دوني 81 سال يعني چي؟
ازدواج.بچه.عروس.داماد
بچه هاي اونا مي خواي همه اينا رو فدا کني؟
اگه اونا بهت لطف کردن
19سال تو رو توي خونه شون نگه داشتن
همه شون رو دعوت کن اينجا من 19سال و يک روز ازشون نگهداري مي کنم
منطق حاليش نميشه
تو منو دوست داري؟
براي همين لطفا با پوجا ازدواج کن
گوش کن
من تو رو خيلي دوست دارم.تو با ابا ازدواج کن
چون ابا خيلي به گردن من حق داره
منو 19 روز توي خونه ش نگه داشت
من خيلي دوستش دارم
باهاش ازدواج مي کني؟
باهاش ازدواج مي کني؟
مي کني؟...جواب بده
لطفا با پوجا ازدواج کن
تو مي خواي با من ازدواج کني يا نه؟
پس منم نمي خوام باهات ازدواج کنم
مشکل از ازدواجه ديگه.نه با تو ازدواج مي کنم نه با اون
الان خوشحالي؟ چرا گريه مي کني؟
خوش باش.خوش باش...برو بابا...آقاجون...پوجا...خوبه؟
تو مي دوني داري چي کار مي کني؟
چاره ديگه اي هم نيست بابا
لطفا يه بار ديگه فکر کن
اگه من نرم راجو با پوجا ازدواج نمي کنه
"همه شاخه هاي درخت"
"شکوفه نمي زنن"
"اينجا به همه مي توني برسي" "جز به يار خودت"
"تنهايي هست...نوا هست"
"گاهي خودي ها همراهتن" "گاهي جز سايه ت کسي همراهت نيست"
"توي راه پر از خار هم" "بايد با پاي زخمي و لب خندون بري"
تيپم خوبه؟
تو با هر تيپي خوشگلي
اون يکي لباست هم خوشگله اونم بپوش ببينيم
عزيزم داره دير ميشه
حالا بگيد توي اين لباس چطوري م
اول يه دور بزن ببينيم
توي اينم خوشگلي
بيجي اينو بايد راجو ببينه _
اونو بايد شيفته کني
اين جانوي هم الان بايد کار مي داشت اون بايد بگه چي بهم مياد
و راجو منو توي کدوم لباس مي پسنده
راجو خودش اومد
تو بگو...من چه شکلي شده م؟
خوشگل شدي
پوجا من مي خوام يه چيزي بهت بگم
لازم نيست چيزي بگي من مي دونم
ولي با اين حال اگه تو بگي منم خوشحال ميشم
...پوجا من تو رو راجو بگو اين لباس خوشگل تر نيست؟ _
من سر از اين چيزا درنميارم پوجا بپوش ببينيم _
پسرم بله؟ _
ما مي خواستيم بياييم خونه ت واسه خواستگاري پوجا
چرا عابد هنوز نيومده من برم ببينم چي شده _
پوجا خيلي خوشحاله
پسرم.الان خوشي پوجا دست توئه
خدا شما رو خوشبخت کنه
بيجي نارگيلا کجاست؟ اومدم _
بازم نشد
تو باشي يا نباشي ديگه چه فرقي مي کنه
پوجا دخترم.من ترونداس
جواهراتت آماده ست بفرستم؟
من جانوي م
شما اشتباه گرفتيد
ولي من شماره پوجا رو گرفتم ...نه _
شايد من اشتباهي گوشي پوجا رو برداشتم
شما به شماره من زنگ بزنيد با پوجا مي تونيد حرف بزنيد
جانوي تو داري چي کار مي کني؟ مي دوني راجو چقدر حالش خرابه؟
داره ما رو ول مي کنه و براي هميشه ميره گوا
ميگه اگه ازدواج کنم فقط با جانوي
چرا بايد با پوجا ازدواج کنم؟
حرفش هم درسته شما دو تا انقدر همديگه رو دوست داريد
بعد اون چرا بايد با پوجا ازدواج کنه؟
من که نمي فهمم جانوی تو چرا مي خواي اون با پوجا ازدواج کنه؟
...امروز ثابت کرديد
که چه فرقي بين دخترخونده و دختر واقعي هست
چرا از اون خواستيد فداکاري کنه؟
چرا از من نخواستيد؟
بابا چرا شما جانوي رو حاليش نکرديد؟
چرا متوجه ش نکرديد؟
...و شما
و شما خودتون به من گفتيد که اين که شما نجاتم داديد نشونه ي اينه
که من حالا حالاها بايد زندگي کنم
پس چرا فکر کرديد من مي ميرم؟
...کسي که من مي پسندم رو
خواهرم هم مي پسنده
خواهرم به عشقش برسه
ديگه از اين بهتر چي مي خوام؟
ولي شما با جانوي من خوب تا نکرديد
با خواهرم خوب تا نکرديد
همه تون در حقش بد کرديد
جانوي کجاست؟
بابا دارم مي پرسم جانوي کجاست؟
يک ساعت پيش رفت آمريکا
وقتي اصلا بلد نيستيد دروغ بگيد چرا ميگيد؟
مگه توي روز هم پرواز براي آمريکا هست؟
به سر من قسم راستش رو بگيد جانوي کجاست
...براي اينکه تو با راجو ازدواج کني
رفته با مونتي ازدواج کنه
امروز خيلي عجله دارم فردا منو بزنيد
تا حالا خيلي سرمون شيره ماليدي امروز نمي ذاريم قسر در بري
کثافت...توي مذهب ما حيف کردن نون حرومه
امروز فهميدم
سواستفاده از بدبختي کسي گناهه تو برو من حسابشونو مي رسم
برو گفتم برو _
تو کجا ميري؟
گردن ازدواج رو بندازيد گردن عروس
"دارم بهت ميگم دوستت دارم عزيزم"
فقط به من يه فرصت بده برات هر کاري مي کنم
داري چي کار مي کني جانوي؟
چرا اين کارا رو مي کني؟
بگو براي تو احمق _
چرا؟ چون دوستت دارم _ ولي من ازت متنفرم _
داشتي به خاطر خوشحالي من از زندگي خودت مي گذشتي؟
مي خوايد تا آخر همونجا وايستيد يا اينجا هم ميياييد؟
شوهرخواهر
بيا بيا پسرم _
هر چقدر مي خوايد منو بزنيد
من سردسته نون حيف نونام
اینجا بزن
بزن...اينجا بزن خل شدي؟ _
داشتم فکر مي کردم لباس عروسيمون توي عروسي جانوي چي باشه
به نظرم...لباس شنا باشه
توي اين دنيا پر از عشقه
فقط کافيه چشماتو باز کني تا ببيني
اومدن انسان به اين دنيا يه نشونه ست
که يکي هست که فقط به خاطر اون بدنيا اومده
کاري از گروه سلمان فنز (هندي تي وي) https://t.me/henditv
"هر دلي که عاشق ميشه"
"آواز مي خونه"
"هر دلي که عاشق ميشه"
"آواز مي خونه"
"يه مجنون بين هزارن نفر هم شناخته ميشه"
"يه مجنون بين هزارن نفر هم شناخته ميشه"
با تشکر از سايت www.salmankhan4u.ir
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.