All language subtitles for Ten.Years.of.Loving.You.2022.promovies - UniCode

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian Download
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

– ═════༻‌ • تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند •༺════ – – ═════༻‌ • myprmv.ir • ༺════ –

(یان شی)

(یان شی)

(یان شی)

(یان شی)

آپلود زیرنویس : قاسم سمنگانی @Qasem_Samangani

(کسی که همیشه دوست داشتی فراموشش کنی)

(بی دلیل همش توی خوابهات ظاهر میشه)

(من ون هنگم)

(عادت دارم همیشه خواب یه چیز رو میبینم)

(رمز قفلها رو عوض کن)

(عادت دارم زندگیم همیشه یه جور باشه)

(دوست ندارم تصادفا ریتم زندگیم تغییر کنه)

به سبک زندگی که همه چیز) (تحت کنترل باشه عادت دارم

(صاف و ساده و منظم و دقیق)

(این چیزیه که از زندگی میخوام)

(دهمین سالیه که تو پکن زندگی میکنم)

ده سال خیلی طولانی نیست) (ولی کم هم نیست

(اگر چه برای تغییر خیلی از آدم ها زمان کافییه)

(من توی بیمارستان تونگ گوانگ یه جراحم)

(زندگی توی بیمارستان شلوغه و ریتم خودش رو داره)

(اینجوری احساس آرامش بیشتری میکنم)

ون هنگ

(این شیائو ووئه)

دنبالت میگشتم

(بهترین دوستم-) توی وی چت هم جوابم رو ندادی-

چی شده؟

(اون نامزد برادرمه)

دوباره بحث عروسیه؟

اولش فکر میکردم که زندگیم) (همیشه اینطوری خواهد بود

(تا اون شب)

(مثل اینکه خوابی که صبح زود دیدم یه پیشگویی بود)

هی، اینجا

یان شی

چرا فقط تو اومدی؟

بیا یان شی، بگیر بشین

یه جا برات نگه داشتم

کنار ون هنگ بشین

اون کیه؟

حالت چطوره؟

از اینکه برگشتی چه احساسی داری؟

خیلی وقت گذشته

اون کیه؟

بذار معرفیت کنم

این بهترین دوستم از دوران بچگیه

یان شی

تازه از آمریکا برگشته

این نامزدم شیائو ووئه

بیا راجع به عروسیمون حرف بزنیم

همه‌ی ساقدوش های عروس و داماد اینجان

بخور

اینم گوشت دنده تون، نوش جان

خیلی وقته که خارج از کشور بودی

دلت برای گوشت دنده های ون هنگ تنگ شده؟

امتحانش کن

ببین خوبه یا نه

هنگ

ممنون

چرا من همش دارم تنهایی نوشیدنی میخورم؟

چرا من همش دارم تنهایی نوشیدنی میخورم؟

بیا- عزیزم، بیا-

بیاین باهم بخوریم

اول از همه بیاین برگشت یان شی رو تبریک بگیم

و بعد عروسی من و شیائو وو رو جشن بگیریم

عالیه، به سلامتی

بیا ون هنگ

مبارک باشه

ببخشید یه کار فوری دارم من اول میرم

داری میری؟

ببخشید

یان شی، ون هنگ رو بدرقه کن

آره، بدرقه اش کن

ون هنگ

ون هنگ

اع

حالا دیگه گند زدیم

بهت گفتم از قبل بهش خبر بدیم- چیکار میکنین؟-

ون هنگ خواهرته

خبر دارم که قبل دانشگاه

یه پسری به اسم یان شی خیلی بد به ون هنگ آسیب زد

برای 7 سال ناپدید شدی

خبر داری ون هنگ چطوری تا الان دوام آورده؟

حالا دیگه زندگی خودش رو داره

اما باز سر و کله تو پیدا شده

دقیقا چی میخوای؟

عزیزم عصبانی نباش

عزیزم و درد

این یعنی این آواره داره برمیگرده؟

دیگه غذا نمیخورم

نخور

همه تلاشمون رو کردیم

آروم باش

نتایج آزمایش رو بهت گفتن؟

آره- دکتر ون توی بخشه-

ممنون- دکتر ون-

کی میتونم از تخت بلند شم؟

این خیلی آزار دهنده‌ است

اونها گفتن داری ویزیت میکنی

کی کارت تموم میشه؟

منتظرت میمونم

میشه این رو دربیاری

تکون نخور

هنگ

بیا حرف بزنیم، باشه؟

باید یه چیزی رو بهت بگم

هنگ میشه اجازه بدی توضیح بدم؟

ایشون دوست پسرم دکتر گو فی بای هستن

همینطور ارشدم هم هستن

سلام

من گو فی بایم

میتونم اسمتون رو بپرسم؟

فامیلیم یانه

مثل کلمه‌ی یویان یویان= زبان

اگه سوالی داشتین بیاین پیشم

باشه

پس دیگه مزاحمتون نمیشم

همدیگه رو میشناسین؟

تو دبیرستان همکلاسی بودیم

از زمان فارغ‌التحصیلی ندیدمش

ده سال عاشقت بودن

(این برگشت یهویی یان شی)

(من رو برد به 10 سال پیش)

دیگه داریم میرسیم

(خانواده واقعیم تازه پیدام کرده بودن)

(و از وو شوی بردنم پکن)

رسیدیم خونه

(بهم گفتن)

(که اسم واقعیم ون سی ارئه) مامان، بابا-

(سی وان این خواهرت ون هنگه)

سلام

(ولی حالا دیگه اون اسم مال یه دختر دیگه است)

(اسم دختری که بعد از گم شدنم)

(به سرپرستی گرفتن)

نترسونم

(و اون داره از چنین روش ابتدایی استفاده میکنه)

(تا مانع ورود من بشه)

(ورود من)

(آرامش خانواده رو نابود کرد)

(من تنها کسی نیستم که)

(پریشونه)

من گرسنه نیستم، شما میتونین شروع کنین

ار ار

ار ار

!من دختر خونیت نیستم

حالا که دیگه اون برگشته

دختر خونیت برگشته- اون خیلی لوسه-

دیگه به من نیاز نداری

هر روز داره بیشتر سرکش و یاغی میشه

بابا، باید چیکار کنیم؟

چرا وایسادی؟

اینقدر آتیش بیار معرکه نباش

چطوره

من اول برگردم وو شوی؟

نمیخوام به دردسر بندازمتون

آره بابا

مگه خونه‌ی یان شی خالی نیست؟

بذار اول چند روز اونجا بمونه

وقتی حال ار ار خوب شد

بیا برگردونیمش

به نظرم فکر خوبیه

من میتونم مراقب خودم باشم

آره بابا

همین بغله

فرقی نداره انگار باهم زندگی میکنیم

به علاوه، مگه ما

قبول نکردیم که مراقب خونه‌ی خانواده یان باشیم؟

نگران نباشین، من تنها زندگی کردن رو دوست دارم

بذارین برم اونجا

آروم

بده من- ممنون-

این خونه‌ی یان شیه

اون دوست خوبمه

همشون رفتن خارج

معمولا خالیه

یه مدت اینجا بمون

از تنهایی نمیترسی که؟

نه

میتونی توی این اتاق بمونی

به وسایلشون دست نزن

من رفتم

!آروم بابا

خیلی خب

خوشبختانه، ون هنگ یه زنه

بهت سخت نگرفت

چرا یهو برگشتی؟

از قبل خبرم نکردی

به هیچکس نگفتم

میخوام راجع به یه چیزی باهات حرف بزنم

میشه بذاری ون هنگ چند روز توی خونه اتون بمونه؟

بیا تا وقتی ار ار به وضعیت عادت کنه منتظر بمونیم

باشه. برو

پس روت حساب میکنم

دارم میرم خونه

دیگه نمیتونی برگردی

دختر خانواده ون خیلی عجوزه اس

میتونی توی طبقه ی اول بمونی. من میرم طبقه ی دوم

خودت کارهاتو جمع کن

اجازه نداری بری به اتاق تاریک یا طبقه دوم

باشه. ممنون

تو واقعا خواهرگمشده ون سی‌وانی؟

شیانگ لینگ سه تا اسم عوض کرده

محتوای اصلی برای سرگذشتش رو تنظیم کنین

چیکار میکنین؟

نا سلامتی کلاسه‌ها- خانم-

یان شی الان ثبتنام کرد

یان شی؟

اون خیلی خوشتیپه

خیلی خب، بیاین ادامه بدیم

کجا بودیم؟

یان شی، این نوشیدنی برای توعه

تشنه نیستم

شرمنده

از دستم در رفت

چیکار میکنی؟

کاری نمیکنم

واقعا بهت نمیومد

تو

تقریبا ون سی ار رو مجبور کردی که خودکشی کنه؟

!دروغ میگی

منظورت چیه؟ جدی میگم

ون سی ار دوست خوب ماست

زورگویی واسه ی اون زورگویی واسه ماست

اگر دوباره ببینمت فکتو میارم پایین

کی اینکارو کرد؟

شرمنده

منم از دستم در رفت

یان شی

تو از قصد اینکارو کردی

اگه باز انگشتت بهش بخوره

خودت دیگه مدرسه نیا

شین دای‌یی

از ون سی‌وان بپرس توی این مسئله دخالت میکنه یا نه

توی این مدرسه، چطور کسی جرات میکنه

به خواهر تنیش زورگویی کنه؟

معمولا

اگه یه دنباله از جمله ی دوم شروع بشه

اختلاف بین هر جمله با جمله ی قبلش

با مقدار یکسانی برابره

پس به همچین دنباله ای دنباله حسابی میگن

این مقدار

قدر نسبت دنباله خونده میشه

تکالیف ریاضیتو بهم قرض بده

اینبار بهت قرضش میدم

دفعه بعدی میتونم یادت بدم

دیگه نمیخوامش

چه بهتر نخوای

چی گفتی؟

گفتم باید توی کلاس حواستو جمع کنی

و ممنون امروز کمکم کردی

چیکار میکنی؟

سوپ درست میکنم

یه مقدار میخوای؟

میتونی آشپزی کنی؟

آره

گاهی والدینم خونه نیستن

و من باید واسه ی برادر کوچیکترم غذا بپزم

برادر کوچیکترت؟

از اونیکی خانواده ام

بد نیست

اگه خوشت اومد بیشتر بنوش

سی‌وان

اینجا

بجنب

سی ار توعه

با یه سری اوباشه. تو اول برو تو

من یان شی رو میارم کمک

سی ار، سی ار

با من بیا خونه

ولم کن. نمیام

باهام بیا خونه

گفتم نمیام

حاجی، تو کی هستی؟

من داداششم

چه تصادفی

ما همه داداششیم

تو کی هستی؟

!سی‌وان، بدو

!وایسا

بدویین

!یان شی، بجنب

!اینجا

خیلی هیجان انگیز بود

هنوز داری میخندی؟ بجنب بابا

بزن بریم

بجنب

بجنب

– ═════༻‌ • تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند •༺════ – – ═════༻‌ • myprmv.ir • ༺════ –

استفاده از اون کپسول آتشنشانی عالی بود

آره

بدون ون هنگ

امروز هممون به چوخ میرفتیم

نمیدونستم تو اینقدر محشری

دستت زخمی شده

من خوبم

یه خراش کوچیکه

تو خوبی؟

منم آسیب دیدم

منم خوردم به یه چیزی

به چی نگاه میکنی؟

چطور جیگر میکنی دربارش حرف بزنی؟

چرا با یه سری اوباش

میپلکیدی؟

فکر میکردم واست مهم نبود من مُردم یا زنده

واسه ی ما مهم نبود؟

ما تقریبا داشتیم میمردیم

منکه ازتون نخواستم اینکارو کنین

خودم از پس خودم برمیام

هی، زنیکه

یان شی، باز داره بهم پرخاش میکنه

نگاهش کن، همیشه همینجوری رفتار میکنه

دارم جدی میگم، اگه بازم اینکارو بکنی

ببین چیکارت میکنم

سی‌وان

بی خیالش

فقط وایسا

وقنی رسیدیم خونه مطمئنا به مامان میگم

غلط کردم

واقعا ببخشید

از این به بعد به حرفت گوش میدم

وقتی بازی کامپیوتری میکنی به مامان بابا نمیگم

باشه داداش؟

داداش

ساکت شو

دارن تعقیبمون میکنن؟

!داداش تو بهترینی

تو هربار همینکارو میکنی

من سیب‌زمینی شیرین کبابی میخوام

تو محشر بودی. فقط از کپسول آتشنشانی ...استفاده کردی و

ببخشید آقا، قیمت این چنده؟

ده یوان

چند تا میخواین؟- این یکی رو-

این

آقا همشو بذار برای من

یه سگ اینجاست

سگ؟

کجاست؟

ببینمش

خیلی بامزست

داداش، بیا ببریمش خونه

یادت رفته مامان به موی سگ آلرژی داره؟

اگه میتونستیم که خودمون یه سگ گرفته بودیم

یان شی

چرا ما نگهش نداریم؟

خانوادت که جدیدا به گرفتن اعضای جدید عادت کردن

مگه تو از بچگی از سگها نمیترسیدی؟

من میترسیدم؟

فقط به نظرم کثیفن

داداش میخوام ببرمش خونه

مشکلی نیست

حمومش میکنیم

بیا باهم دیگه بزرگش کنیم

نباید بذاری تو اتاق من بیاد

به وسایلم هم دست نمیزنه

چرا براش اسم انتخاب نمیکنی؟

خاکستری چطوره؟

ولی مگه سفید نیست؟

دوست دارم اسمشو بذارم خاکستری

بیا بذاریم خاکستری

باشه

از حالا به بعد اسمت خاکستریه

به خونه جدیدت خوش اومدی

خوشحالی یا نه؟

خیلی با سگها مهربونی

ولی به زخمت اهمیت نمیدی

اگه عفونت کنه چی؟

تکون نخور

چیزی نیست، فقط یه بریدگی کوچیکه

راستی

داداشم گفت میتونم تو خونه بمونم

خوبه

بالاخره خانوادتون میتونن دور هم جمع بشن

‌...اگه

اومدم

هنوز وسایلتو جمع نکردی؟

یان شی بهت گفته دیگه، نه؟

امشب میاد خونه

گفت

چرا هنوز وایستادی؟

بریم چمدونت رو بیاریم

صبر کن

تو بری من با خاکستری چیکار کنم؟

من از سگها خوشم نمیاد

مجبور میشم بدمش بره

پس اگه میری با خودت ببرش

یا این که پیشش بمون

خودت تصمیم بگیر ون هنگ

اگه میخوای همچنان اینجا بمونی

میتونم به مامان و بابا بگم

مطمئن نیستم

خیلی خب فهمیدم

به مامان و بابا میگم

که چند روز دیگه هم اینجا میمونی

و کاریت نداشته باشن

هرچی نباشه

به جز این هاپو

یه سگ بزرگ دیگه هم هست

که دوست نداره بری، مگه نه؟

من که اینجوری به نظرم میاد

گمشو بیرون

برو خونه اتون

شام درست میکنم

تموم شد؟ فشار آب زیاد نمیشه

ممنون میدونم

سلام

از حالا به بعد همسایه ایم

دقیقا قصد داری چیکار کنی؟

میخوام بهت نزدیکتر باشم

دکتر گو

اینجا چیکار میکنین؟

تازه اینجا رو اجاره کردم

نمیدونستم دکتر ون اینجا زندگی میکنه

هروقت وقت داشتین بهم سر بزنین

باشه

برات گوشت دنده درست کردم

بیا سر ناهار بخوریمش

باشه، بریم بیمارستان

میخوام برم برج فاینانس سی‌وان رو ببینم

میتونین منو برسونین؟

دقیقا کنار بیمارستانتونه

از ون هنگ شنیدم تو دبیرستان همکلاسی بودین

ولی بعدش رفتین آمریکا

آره

چرا یهو برگشتین؟

یه کار ناتموم اینجا داشتم

برای همین برگشتم

تو این سالها خیلی چیزها عوض شده

خیلی چیزها

دیگه مثل گذشته نیست

ولی علیرغم تمام تغییرات

خونه خونه‌ست

هرچقدر بیشتر دور باشی، بیشتر میخوای برگردی

دفتر سی‌وان یه گل میخواست

برای همین گفتم یکی براش ببرم

وقتی خریدمش پژمرده بود

ولی تا وقتی بهش عشق بورزی، میتونه درمان بشه

مگه نه؟

من خیلی وقته دیگه گلی نگه نمیدارم

زود بیدار شدی

امروز آفتابیه

باید بیشتر بهش آب بدم

اینا مثل آدم ها میمونن

برای این که خوب رشد کنن، نیاز به نور کافی دارن

قـ ـا سـ ـم سـ ـمـ ـنـ ـگـ ـا نـ ـی

باهام بیا بالا

اینجا به سمت جنوبه

نور خیلی خوبی داره

از حالا به بعد میتونی از این اتاق استفاده کنی

واو

عجب اتاق بزرگی

دوستش دارم

نمیخوای ازم تشکر کنی؟

ممنون

کلید یدک رو میذارم اینجا

بذار سعی کنم برش دارم

یادته چی بهت گفتم؟

فهمیدم

فهمیدم

سلام خاله

صندلیم اونجاست

باشه

سلام خانم

سلام مین مین

خیلی وقته ندیدمتون خانم ون بشینین اینجا

خیلی خب

چرا صندلیت خالیه؟

خانوادت اینجا نیستن؟

این آخرین جلسمون قبل از تعطیلاته

خواهر تنی؟

اون فقط یه بچه وحشی ناخواسته‌ست

یان شی، زنگ تفریح بیا با ما غذا بخوریم

خیلی وقته پیشمون نیومدی

خیلی خب، حالا که خانواده ها اومدن

بیاین شروع کنیم

یان شی، جلسه اولیا و معلمانه برو بیرون

من داداش ون هنگم

دارم تو جلسه شرکت میکنم

خب بیاین شروع کنیم

اول از همه میخوام تشکر کنم

که وقت گذاشتین

تا تو این جلسه شرکت کنین

این ترم به زودی تموم میشه

یه نامه از لو لیو عه

واقعا؟ ببینم

خوشتیپ شده- لو لیو کیه؟-

به نظر قدش بلندتر شده

ما باهم بزرگ شدیم

بعد اون رفت آمریکا

اگه فرصتی پیش اومد معرفیتون میکنم

بی مورد نیست یان شی همیشه ازت مراقبت میکنه

از بچگی عاشق گوشت دنده بود

تو هم با مهارتی که تو درست کردنش داری

دیگه دست و پاشو بستی

چرا ار ار نیومد پس؟

از بچگی لوس بار اومده، عاشق دیر کردنه

احتمالا یه جا داره خوش گذرونی میکنه

خانواده ون خیلی پولدارن

حتی اگه بدزدنش هم

خودش میتونه بهشون باج بده

بهش زنگ بزن

سلام ار ار

آدم ربا زنگ زد

شهربازی‌؟

منتظرم بمون الان میام

ار ار کل شب رو دم در شهربازی منتظرت وایساده

ون هنگ، هنوزم ازش کینه به دل داری؟

لازم نکرده اینجوری انتقام بگیری

من اون کار رو نکردم

هنگ، کاپشنت

بهم گفت توی شهربازی منتظر بمونم

چرا بهم دروغ گفت؟

من میخوام باهاش رابطه خوبی داشته باشم

ولی اون سعی کرد تو رو کامل از من بگیره

فقط وقتی من از خونه برم

راضی میشه؟

پس میرم

نگران نباش، دیگه نمیذارم کسی اذیتت کنه

گریه بسه

ولی اون خواهرته

من فقط یه غریبه‌ام

نخیرم درست نیست

با اینکه مامان و بابا پیداش کردن

مگه هنوز تو رو پیش خودشون نگه نداشتن؟

حالا هم که برگشته

توی خونه یکی دیگه زندگی نمیکنه؟

گریه نکن

ولی من هنوزم خیلی میترسم

اگه اون خواهر واقعی ون سی آر باشه

پس من کیَم؟

تو خواهر منی

توی این خونه

هیچکی نمیتونه جات رو بگیره

داداش

خیلی سرده، بیا بریم خونه

میبرمت یه چیز خوشمزه بخوری، یالا

من بهش دروغ نگفتم

من حرفت رو باور دارم

بیا بریم خونه

چیکار میکنی؟

اینجا اومدنم فقط باعث ناراحتی همه میشه

کجا میخوای بری؟

برمیگردم همونجا که بزرگ شدم

جنابعالی قرار نیست جایی بری

اینجا خونه اته

احمقی دیگه

لازم نیست حواست به همه باشه

و خودت رو عذاب بدی

آره

من احمقم

فکر کردم با مطیع بودن

همه خوشحال میشن

از بچگی میدونستم که به فرزندخوندگی گرفته شدم

با اینکه پدر و مادر خونده‌م باهام خوب رفتار میکردن

هنوزم حس میکنم یه چیزی کمه

نتونستم جلوی خودم رو بگیرم و برام سوال شده بود

پدر و مادر واقعیم کیا هستن؟

چه شکلین؟

چرا ولم کردن؟

فقط دلم میخواست پیداشون کنم

تا جای خالی قلبم رو پر کنم

حتی اگه با آدمایی که مراقبم بودن

به دنیا میومدم

بازم هیچکی من رو نمیخواد

من میخوامت

میخوامت

از الان به بعد اینجا خونه اته

اجازه نمیدم کسی بهت آسیبی برسونه

ممنون

میخوای توی آینه یه نگاهی بندازی؟

وقتی گریه میکنی

واقعا شبیه یه راکون کوچولو میشی

از الان به بعد ما خانواده‌ایم

اگه واقعا دلت میخواد برگردی وو شوی

منم باهات میام

!مامان من اومدم خونه

هنگ، چرا برگشتی؟

هنگ برگشته؟

!بابا

یالا بیا

چرا بهمون خبر ندادی که داری میای؟

به پدر و مادرت گفتی؟

خانم و آقای یون

قبل اومدن به اینجا، به خانواده‌اش اطلاع داد

تو برادر بزرگترش هستی؟

من یان شی‌ام

ما از دوستان خانوادگی ون هستیم

سی وان کلاس دوازدهمه، برای همین سرش شلوغه

بخاطر همین ازم خواست همراه هنگ تا خونه بیام

دوتاییتون حتما سفر طولانی‌ای داشتین

عزیزم کیفت رو بده بهم

میرم مغازه یکم میگوی سفید بخرم

تو هم یکم ترشی خردل بگیر

هنگ اینا رو از همه بیشتر دوست داره

بیاین تو، بفرمایین

این اتاق تاریک و نم‌داره

کسی هم اینجا میمونه؟

معلومه

بنده بیشتر از 10 سال اینجا موندم

سرنوشت چیز خارق‌العاده‌ایه

باورم نمیشه روی تختی که من روش بزرگ شدم دراز کشیدی

من میذارم تو توی خونه‌ام بمونی

تو میذاری من خونه ات بمونم

عادلانه‌ست دیگه

!آبجی برگشتی؟ آبجی

!یون زای

دلم واست تنگ شده بود

منم همینطور

این داداشم یون زایه

سلام یون زای

من یان شی‌ام

یان شی؟

چی باید صداش کنی؟

شوهر خواهر

!یون زای، میزنمتا

!همونجا بمون

داداش" صداش کن"

بفرما یان شی

امیدوارم از غذاهای ساده‌مون ناراحت نشی

ممنونم آقای یون- یون زای بیا غذا بخور-

چرا ناراحت بشم؟

من عاشق دستپخت هنگم

گفت مال زادگاهشه

هنگ

اونجا هم آشپزی میکنی؟

بعضی وقتها

وقتی دلم واسه خونه تنگ میشه غذا میپزم

به زندگی اونجا عادت کردی؟

نگاهش کنا

اونجا خونه اشه، چطور ممکنه عادت نکنه؟

همشون باهام خیلی مهربونن

معلمم و همکلاسیهام هم حواسشون بهم هست

من و مامانتیم که عادت نکردیم

آره

همیشه دلت میخواست دکتر بشی

اینجا کوچیکه

اصلا به قشنگی پکن نیست

علاوه بر اون، برگشتی پیش پدر و مادرت

این بهترین فرصته

آره

وقتی وارد دبیرستان شدی

بابات گفت میره شهر تا برای شهریه دانشگاهت

پول دربیاره

الان دیگه لازم نیست این کار رو کنه

به این فکر کن که الان مسیرت به دانشگاه باز شده

اینجا کجا میشه کیک خرید؟

یه قنادی خیلی خوب میشناسم

واقعا؟ چقدر خوبه؟

از بقیه درباره‌اش شنیدم- آروم برو-

– ═════༻‌ • تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند •༺════ – – ═════༻‌ • myprmv.ir • ༺════ –

این طوفان همینجور یهویی اومد

عجله کن، خیلی خب

من شام درست میکنم

حتما خیلی منتظر موندی

نمیدونی امروز چه روزیه؟

چه روزیه مگه؟

بیخیال

امروز تولدته

خودت رو ببین

چرا انقدر احمق شدی؟

توی خانواده ون آزرده خاطر شدی و بهمون نگفتی

خانم ون همه چی رو بهمون گفت

میگه سی ار از اشتباهش باخبره

یان شی ممنونم

حتی برای یون زای یه کیک خریدی

نباید می خریدی

یالا یون زای. یه تیکه بهم بده

خوشمزه ست

هنگ

هنگ

تقریبا سال نوئه

زود برو خونه

سال نو

به بودن با خونواده ست

برگرد و حسابی برای کنکور درس بخون

دیگه همیشه به فکر ما نباش

یان شی

ممنون که باهام به وو شوی برگشتی

به منم خوش گذشت

تا جایی که یادمه

خیلی کم پیش میومد شام خونوادگی بخوریم

ممنون

اون روز واقعا می خواستم بهت بگم

مهم نیست فامیلیت ون باشه یا یون

تو همونی که هستی و همین مهمه

راستش خیلی به خونواده ات

توی وو شوی حسودیم میشه

از وقتی کوچیک بودم، پدر و مادرم یه سره دعوا می کردن

بعد از هر دعوا بابام می رفت و مامانم عصبانیتش رو سر من خالی میکرد

خیلی وقته بهش عادت کردم

میدونی مامانم تو آمریکاست؟

الان تنها زندگی می کنه

همه کسایی که دوستش دارن رو از خودش روند

هنوز ازش متنفری؟

متنفر شدن از هر کسی راحته

ولی وقتی به پدر و مادرمون می رسه

اصلا نمی تونیم انجامش بدیم

نباید چیزی بگی؟

باید الان انجامش بدم؟

میخوای به مامان و بابا بگم؟

زود باش

ببخشید ون هنگ. دروغ گفتم

عیب نداره

چند تا از سوغاتی های شهرم رو برات آوردم

وقت شامه. بیاین الان خوراکی بخوریم

دهنتو باز کن

دهنتو ببند

بجو

میمیری بخوری بی لیاقت؟

خر نفهم

(اون روزها شادترین روزهای زندگیم بودن)

(یان شی کاری کرد)

(غریبگیم و شکاف با) قبلا توضیح دادی؟-

(خونواده ون از بین بره)

(شبیه یه استراتژی درک ناگفته عمل میکرد)

(تا زمان کنکور)

(تو خونه یان شی موندم)

میدونستم هنوز بیداری

چی شده؟

اول چشمهاتو ببند

تا بهت نگفتم بازشون نکن

دستت رو دراز کن

خب، بازشون کن

صفر نه- شصت و هشت؟

دوستش داری؟

معنیش چیه؟

فکر کنم معنی خونه میده

چرا حس میکنم برای خاکستری مناسبتره؟

پسش بده

حالا مال منه. نمی تونی پسش بگیری

به یه دوست گفتم از یه استاد بخواد دعا کنه

حتما کنکور رو خوب میدی

خنگول

به سلامتی

بالاخره کنکور تموم شد

دیگه لازم نیست آزمون بدیم

میخوام زندگیمو وقف بازی کنم

ار ار، این مهمونی خداحافظیت حساب میشه؟

تاریخ رفتن به انگلیس رو مشخص کردی؟

هفته بعد میرم

چی میخونی؟

ارتباطات رسانه ای

ون هنگ، برای چه رشته ای درخواست دادی؟

برای دانشگاه پزشکی، پزشکی بالینی درخواست دادم

تو چی یان شی؟

مهم نیست

هرچی قبول بشم رو می خونم

نمیخوای برای رفتن به کالج به آمریکا برگردی؟

لو لیو ازم می پرسید

چرا باید برم؟

درس خوندن تو یه کالج آمریکا

برام مهم نیست

پس چی مهمه؟

چیزی که مهمه نزدیک هم بودنه

بیاین. بیاین برای خداحافظی با ار ار بنوشیم

امیدوارم همه رویاهای ما هم به حقیقت بپیونده

تا ابد با هم

به سلامتی! به سلامتی

تا ابد با هم

خاکستری

بیا

بیا اینجا

دوربین رو نگاه کن

بالاخره اقیانوس رو دیدم یان شی

منو ببین هنگ

یه بار دیگه

یک، دو، سه

هنگ

خیلی خوب

اون روز منظورت چی بود؟

کدوم روز؟

چیزی که اون روز

تو رستوران باربیکیو گفتی

چی گفتم؟

گفتی

"چیزی که مهمه نزدیک هم بودنه"

یعنی چی؟

نزدیک یعنی

نزدیک

نمی فهمی؟

نزدیک یعنی همیشه با هم بودن

هیچوقت جدا نشدن

بیا تابستون با هم اقیانوس

و زمستون برف رو ببینیم

باشه؟

بذار بهش فکر کنم

به چی میخوای فکر کنی؟

با هم بودن خیلی خوبه

تو برف رو دوست داری

بعد از اینکه فارغ التحصیل شدی برای دیدن برف صورتی میبرمت

اقیانوس رو دوست داری

بیا در آینده کنار اقیانوس ازدواج کنیم

کی خواست با تو ازدواج کنه؟

درضمن چطور ممکنه تو دنیا برف صورتی وجود داشته باشه؟

من هیچوقت بهت دروغ نمیگم

چه خانم نمونه ای

صبحونه رو میزه

تکون نخور

تا سه میشمرم

هرکی زودتر رسید

باشه

یک، دو، سه

الو؟

(یان شی)

(منم، لو لیو)

اولین پرواز به اونجا رو برام رزرو کن

چی شده؟

باید به آمریکا برگردم

تو خونه منتظرم باش

وقتی اومدم خونه

میخوام فورا ببینمت

جایی نمیرم

تو خونه منتظرتم

– ═════༻‌ • تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند •༺════ – – ═════༻‌ • myprmv.ir • ༺════ –

سلام، این نامه پذیرشتونه

استرس نداشته باش

یه راه دیگه برای تماس با یان شی پیدا میکنم

الو؟

(سلام خانم)

(از سوپرمارکت وان جیاگو زنگ میزنم)

(این هفته تخفیف های باورنکردنی داریم)

(برای صبحونـه یکی بخری دو تا میبری)

(ده درصد تخفیف رو همه وسایل خونه زدیم)

درست به موقع اومدین

یکم بهم پول بده

میخوام برم آمریکا

عقلت رو از دست دادی؟

میخوام برم ببینمش

اگه اون نمیخواد برگرده پس من میرم دیدنش

لو لیو بهمون گفته

چی گفته؟

گفتش که یان شی قرار نیست برگرده

گفت دیگه منتظر یان شی نمونیم

غیر ممکنه، باور نمیکنم

آ هنگ

خودتو گول نزن

میخوام از زبون خودش بشنوم

باشه، باشه آروم باش

اون هیچ وقت با من اینجوری رفتار نمیکرد- باشه، باشه-

اون اینکار رو نمیکنه

اون با من اینکار رو نمیکنه

الکی اینجا نشین و منتظر تماسش نمون

بیا یه چیزی بخور

الو؟

الو؟

یان شی؟

خودتی؟

(خودمم)

حالت خوبه؟

تا سر حد مرگ ترسوندیم

کجایی؟

خیلی وقته که منتظرتم

(تصمیم گرفتم که اینجا بمونم)

(دیگه قرار نیست برگردم)

اینقدر سر به سرم نذار

اصلا کارهات خنده دار نیست

مگه قبلا بهم نگفتی که

بعد از فارغ التحصیلی

منو میبری برف صورتی رو ببینم؟

خاکستری هم حسابی دلش تنگ شده

به سلامتی

به سلامتی- سال نو مبارک-

از سی‌وان پرسیدم

گفتش شاید اینجا اومده باشی

درست به موقع اومدی

اگه تو نمیومدی

من دنبالت میومدم

بذار ازت یه چیزی بپرسم

چرا برگشتی؟

قبل از اینکه امروز همه چی رو روشن کنیم

هیچ کس حق نداره که بره

برگرد خونه

خونه؟

کدوم خونه؟

اون قبلا بود که خونه داشتم

09-68

اون خونه ی ما بود

تو با دستهای خودت خرابش کردی

حتی یه تیکه هم ازش باقی نمونده

میدونم هرچی بگم بی فایده ـست

میتونی هر بلایی که خواستی سرم بیاری

تا جایی که بتونم برات جبران میکنم

میدونی خیلی مسخره ای؟

چرا هنوزم اینقدر مغروی؟

تو

از جلو چشمهام دور شو

جوری دور شو که دیگه هیچ وقت نبینمت

دیگه پیدات نشه

بارها و بارها به خودم گفتم که

باید منتظر برگشتت بمونم

ازت یه توضیح میخوام

چون هر بار که بهش فکر میکنم

نمی تونم بفهمم کجای زندگی رو اشتباه کردم

حتی یه توضیح درست و درمون هم ندادی

دوباره زندگیم رو به گند کشیدی

مگه من چه اشتباهی کردم؟

مگه من چه اشتباهی کردم؟

ببخشید

با عذرخواهی الانت

زندگی از دست رفته من برمیگرده؟

تو خواب ببینی

بهت میگم

من هرگز نمی تونم ببخشمت

دیگه جلوی چشمهام آفتابی نشو

تو قلب من

تو همین الانشم مُردی

(بعد فارغ التحصیلیت)

(میبرمت که برف صورتی رو ببینی)

(گفتی اقیانوس رو دوست داری)

(بیا در آینده باهم کنار اقیانوس ازدواج کنیم)

دانشجو

شورای دانشجویی تو رو برای کمک فرستاده؟

چیکار میکنین؟

داریم تبلیغ آدامس میکنیم

برف مصنوعی درست میکنیم

از همون اولین بار که دیدمش

یه حس بدی گرفتم

انتظار نداشتم که

غریزه ـم اینقدر دقیق کار کنه

بیا یکم قدم بزنیم

هیچ وقت درباره ـش ازت نپرسیدم

نه برای اینکه کنجکاو نبودم

چون جرأتش رو نداشتم

جوری وانمود کردم که انگار وجود نداره

امیدوارم دیگه هیچ وقت نبینمش

چون میدونم

اون برای تو چه معنایی داره

ببخشید

تو رابطه

هیچ درست و غلطی وجود نداره

وِن هنگ

باید خوب زندگی کنی

Q a S e M S a M a N g A n I

آقای یان

چی شده؟

آب از خونه ایشون نشت کرده و به طبقه های پایین رفته

کسی هم خونه نیست

حتی گوشیشون رو هم جواب نمیدن

بهش زنگ میزنم

شاید یه کلید یدکی اینجا گذاشته باشه

بالاخره اومدی

بیا تو انتخاب لباس کمکم کن

مشکلت چیه؟

کسی میتونه بهم بگه

اینجا چه خبره؟

اینو شب فارغ التحصیلی انداختمش دور

چرا تو خونه یان شی عه؟

یه چیزی بگو

یان شی نمیخواست تو رو ناراحت کنه

برای همین درد و مشکلش رو تو خودش ریخت

(مادر یان شی اون موقع بیخیال حرفه رقصیدن شد)

(و با بابای یان به آمریکا رفت)

(به خاطر محیط ناآشنا مامان یان کم کم به همه چی شکاک شد)

(بابای یان شی هم چون صبرش تموم شده بود رفت)

(خانواده یان شی همیشه سر طلاق با هم دعوا داشتن)

(وقتی اون موقع برگشت)

(به خاطر این بود که باباش درخواست طلاق داده بود)

(بیا بریم)

(مامانش تحت فشار روحی و روانی زیادی بود)

(به جایی رسید که دیگه نمی تونست خودشو کنترل کنه)

(گُمشو)

(برو)

(یان شی)

(بالاخره برگشتی)

(سریع به بابات زنگ بزن)

(بهش بگو زود برگرده خونه)

(مامان)

(مامان)

(مامان)

(نمیخوام بستری بشم)

(بعد اینکه مرگ مامانش رو دید)

(من میرم خونه)

(یان شی به خاطر اختلال استرس بعد از سانحه اذیت میشد)

(سی‌وان، اتقاقی برای یان شی افتاده)

(نذار به گوش ون هنگ برسه)

(متوجهم)

(منم باید همون کار رو کنم)

(درست مثل مامانم؟)

(زیاد بهش فکر نکن)

(فقط حرف دکترت رو گوش کن و خوب شو)

(گوشی رو بهم بده)

(سلام هنگ)

(منم)

(تصمیم گرفتم که اینجا بمونم)

(دیگه برنمیگردم خونه)

هنگ

از همه ‏چیز خبر داری؟

اگر اینو نمیدیدم

دوباره میرفتی؟

دوباره میخوای اون کارو انجام بدی؟

تو با خواست خودت رفتی

پنهان شدی و تنهایی زجر کشیدی

این دیگه چه کاری بود؟

این بار برگشتم

چون میخواستم همیشه پیش تو باشم

منم همینطور

منم میخوام همیشه پیشت باشم

مگه نگفتی هیچوقت بهم دروغ نمیگی؟

ولی تمام این سال ها بهم دروغ گفتی

اون زمان توی شرایطی بودم

که نمیتونستم برات آينده ی خوبی بسازم

چرا مجبور بودی خودت تنهایی

با اون همه درد روبرو بشی؟

میتونستیم باهم تحملش کنیم

چرا خودخواهانه درباره ی آیندمون

تصمیم گرفتی؟

تو کی هستی که مغرورانه

درباره خوشبختیمون تصمیم بگیری؟

از من پرسیدی که

به چی نیاز دارم؟

ولی من میخوام تو خوشحال باشی

ولی بدون تو چطور میتونم خوشحال باشم؟

تو تنها کسی هستی که میخوام

واقعا نمیدونم

چطوری توی این سالها دووم آوردی

هر روز بهت فکر میکردم

...فکر این که تو

فکر این که تو منتظر منی

بهم کمک میکرد از تاریکی بگذرم

عادت داشتم هرسال برات کیک تولد بخرم

و تصور کنم چطور روزت رو میگذرونی

یادآوری گذشته

یادآوری روزهای گذشته که باهم داشتیم

هر چیزی که بهم گفته بودی

و همه ی نگاه هایی که بهم کرده بودی

بارها از ذهنم میگذشتن

(توی شرایط بحرانیه)

(اگر مجبوره که بره)

(توصیه میکنم هرچی زودتر برش گردونین)

من در واقع روز فارغ التحصیلیت برگشتم

ولی نمیتونستم باهات روبه رو بشم

موقع باریدن برف صورتی

فقط تونستم از دور تماشات کنم

امیدوار بودم خوشحال و سلامت باشی

واقعا پشیمونم که

اون موقع با عجله نیومدم سمتت و بغلت نکردم

حتی فقط از دور دیدنت

بهم جرات ادامه دادن داد

به خودم گفتم که

مهم نیست چقدر سخت باشه برمیگردم سراغت

بخاطر تو به زندگی ادامه دادم

هر قولی که توی گذشته بهت دادم

هنوز توی قلبمه

حتی یک لحظه فراموشش نکردم

کم کم از اون دوران جون سالم به در بردم

روزی که ترخیص شدم

فقط به یک چیز فکر میکردم

میخوام فورا ببینمت

(میخوام برم خونه)

پس چرا وقتی برگشتی بهم نگفتی؟

قصدش رو داشتم

ولی اینکه دیدم یه زندگی جدید شروع کردی

باعث شد تردید کنم

حس کردم نباید مزاحمت بشم

ولی نتونستم بپذیرمش

میخواستم بدونم باهات خوب رفتار میکنه یا نه

اگر باهات بهتر از من نباشه

چیکار باید میکردم؟

اگر باهات بهتر از من باشه

چیکار باید میکردم؟

تو فقط زبون بریز

مردد شدی ولی بازم اذیتم کردی؟

(دعوتنامه)

خوب به نظر میاد

مهارت هات با چاقو خیلی پیشرفت کرده

جدی؟

درآينده بیشتر یادم بده

به سلامتی

ار ار دیگه بزرگ شده

یادته بچه بودی چقدر سرسخت بودی؟

ون هنگ رو انداختی بیرون تا توی خونه ی یان شی زندگی کنه

بابا

انتظارشو نداشتی،‌ آره؟

الان دیگه یه خانواده ی واقعی ان

آره

باید ازم ممنون باشین

من کسی بودم که پیشنهادش رو دادم

مگه نه ون هنگ؟

اگه بخاطر من نبود الان باهم نبودین

اگر اینجوریه

باید از من بیشتر از همه ممنون باشن

اگر وقتی بچه بودم اینقدر غیرمنطقی نبودم

چطور ممکن بود این اتفاقات بیفته

گوشت های دنده خوک کجان؟

آره، دنده های ترش و شیرین خوک

بشین، من میارمشون

هنگ یه نگاه بکن، جذابه؟

اینکه پیرمرده

کجا پیرمرده؟

این کیه؟- دوست پسرمه-

دوست پسرت؟- ببینم-

بذار ببینمش

خوشتیپه؟- یان شی-

بیا یه نگاه بکن- دارم میام-

کی باهاش آشنا شدی؟ بهم نگفتی

یان شی

یان شی- چی شد؟-

گاستروسکوپی و پاتولوژیش نشون دهنده ی

آدنوکارسینوماست نوعی سرطان بدخیم

به شدت بدخیمه

تصویر نشون دهنده متاستاز به کبد، ریه ها و استخوان هاست

خودت دکتری، لازم نیست بیشتر توضیح بدم

توی وضعیت اون

جراحی و شیمی درمانی موثر نیست

باید توی خونه استراحت کنه

بذارین توی روزای اخرش راحت باشه

ون هنگ خیلی خودتو ناراحت نکن

نتیجه معاینه اومده؟

خوب نیست

آره؟

بیا بریم خونه‌امون

یان شی

یان شی

چرا بیدار شدی؟

تو نبودی، منم نمیتونم بخوابم

عکسها هنوز اینجان؟

البته

توی همه این سال ها همینها نگهم داشتن

اینجا اولین باریه که دیدمت

مثل یه آهوی زخمی بودی

که باید ازش محافظت میشد

این مال وقتیه که برات قلدری کردن

مثل یه پیشی کوچولو عصبی بود

از کی ازم خوشت اومد؟

بهت نمیگم

حتی اگر بهم نگی هم میدونم

اون موقع همینکه چشمامو باز میکردم

دلم میخواست ببینمت

میخواستم مستقیم بعد از مدرسه بیام خونه

چرا من اینطور یادمه که

همینکه میرسیدم به خونه

تو همیشه فاز جدی بودن برمیداشتی

و واسم رئیس بازی درمیاوردی؟

میخواستم بیشتر باهات حرف بزنم

این وقتیه که توی شب سال نو

توی ووشی بودیم

سال نو مبارک

سال نو مبارک

هنوز این عکسو یادته؟

سفر فارغ التحصیلیمونه

معلومه که یادمه

خیلی خوشگلی

واقعا؟

خوشگل شدی

منم میخوام یکی بپوشم

هنگ بیا ما هم بپوشیمش

آره شما هم باید بپوشین

بیا بریم- مطمئنم خوشگل میشی-

بریم- بریم-

(توی چند روز گذشته)

(من خیلی تلاش کردم تا غم و دردم رو سرکوب کنم)

(نمیتونم بذارم گریه ‏ام رو ببینن)

(و نمیتونم یان شی رو ناراحت کنم)

(میدونم که یان شی هم داره همینکارو میکنه)

(باهم دیگه خودخوری میکنیم)

(ولی توی این لحظه)

(واقعا دیگه نمیتونم جلوش رو بگیرم)

(هی همش دارم به گذشته فکر میکنم)

(میخوام بدونم چه کار اشتباهی کردم)

(چرا سرنوشت انقدر با من و یان شی بی رحمه؟)

(وقتی یه قدم تا خوشحال بودن فاصله داریم)

(همیشه بهمون یه ضربه مهلک میزنه)

(ولی این بار)

(من دیگه نمیترسم)

(از اعماق قلبم)

(برای خودمون یه تصمیم گرفتم)

موهات رو رنگ کردی؟

خوشگل نشده؟

موهات خیلی کوتاه به نظر میاد

آره؛ رو مد تره

برگشتن لو لیو عجیبه

خیلی وقته این طوری پیش هم نبودیم

شما اوضاع من رو میدونین

میخوام درمورد یه چیزی باهاتون صحبت کنم

حرفی برای زدن نداریم

همون طور که میدونین

از بچگی خواهش کردن رو دوست نداشتم

به اندازه کافی التماس نکردی؟

دقیقا

وقتی 7 سالت بود نمیخواستی بری مدرسه

ازم خواهش کردی بی‌خبر از بابابزرگت ببرمت شهربازی

قشنگ یادمه

و اون همکلاسیمون

که روی پشت بوم بهت اعتراف کرد

ازش خواهش کردی تمومش کنه

و این بار که برگشتی

گفتی میخوای برای بخشش ون هنگ التماس کنی

درسته؛ وقتی ون هنگ از دانشگاه فارغ التحصیل شد

ازم خواهش کردی برف صورتی درست کنم

برای خیلی چیزها التماس کردی

برای همچین چیزهایی فقط شما میتونین کمکم کنین

هر کی بخواد میتونه کمک کنه من که نیستم

خوب شو و این قضیه رو خودت حل کن

فقط به سه تا چیز نیاز دارم

اول، سی وان

به اسم هنگ نصف پولم رو تو شرکتت

سرمایه گذاری میکنم

تو همیشه باهوش بودی

توی تجارت بهت اعتماد دارم

خوب کارت رو بچرخون و پول زیادی دربیار

میخوام هنگ از لحاظ مالی خیالش راحت باشه

باشه قبول میکنم

ولی میخوام که خودت این رو بهش بدی

دوم

تولد هنگ

یادتون باشه

هر سال تولدش رو باهاش جشن بگیرین

نذارین دیگه تنها باشه

آتش بازی دوست داره

از اونا بیشتر براش بگیر

خودت براش بگیر من وقت ندارم

سوم

هنگ کسیه که همیشه غرق خاطراتشه

به سمت جلو میره

ولی کل گذشته همراهشه

برای همین در آینده

دیگه اسمی از من جلوش نیارین

باشه؟

لو لیو

تو میدونی من این سال ها چطور زندگی کردم

و میدونی که بیشتر از هر چیزی نگران چی هستم

برای همین تو مهم ترین وظیفه رو داری

به جای من مراقب این دو تا باش

به ون هنگ هم کمک کن

ون سی وان

من یه مدت طولانی مراقب خواهرت بودم

حالا نوبت توئه

به جای من مراقب عشقم باش

دارین چی کار میکنین؟

دارین دفتر خاطرات همو پر میکنین؟

راست میگه

این یه راز بین مردها برای شب قبل عروسیه

شما نباید بدونین

چرا باید اول صبحی تمرین کنیم

و انقدر رسمی لباس بپوشیم؟

برای تمرین باید لباس رسمی تنمون باشه

جدی باشین

دقت کنین

این عالیه

جای خوبی نیستش؟

آقای داماد مبارک باشه

بذار درستش کنم

یان شی مال من چی؟

تو جذابی بابا

یان شی

برای بار هزارم اعتراف میکنم

خوشحالم که توی 17 سالگیم دیدمت

وقتی که توی آسیب پذیرترین و درمونده ترین زمان بودم

تصمیم گرفتی بهم نزدیک شی و ازم محافظت کنی

وقتی خونه ای نداشتم

من رو به خونه‌ات راه دادی

هنوز یادته؟

باهام به وو شوی برگشتی

بهم گفتی مهم نیست فامیلیم ون باشه یا یون

من همینی ام که هستم و فقط این مهمه

تو بهم

اولین

جشن تولد واقعیم رو هدیه دادی

به خاطر تو

من دیگه نمیترسیدم

تو بهم ثبات دادی

تو بهم یه خونه دادی

تقدیر ممکنه برامون دردسر درست کنه

ولی نمیتونه از هم جدامون کنه

یان شی، من میخوام همیشه با تو باشم

بیا اقیانوس تابستون و

برف زمستون رو با هم تماشا کنیم

بزرگترین پشیمونیم اینه که

توی این 7 سال کنارت نبودم

مجبور شدی تنهایی همه دردها رو تحمل کنی

یان شی، میخوام بهت بگم که

از این به بعد قراره هر دقیقه و هر ثانیه

کنارت بمونم

انتظار نداشتی این سری من گولت بزنم، نه؟

الان یر به یر شدیم

یان شی، من رو به عنوان

همسرت قبول میکنی؟

بله میکنم

بعد از انداختن این گردنبند

دیگه نمیتونی زیر حرفت بزنی

هنگ

همیشه میگی که من بهت یه خونه دادم

ولی تو کسی هستی که بهم خونه دادی

09-68

قبلا فقط یه سری عدد بودن

ولی به خاطر تو

اون خونه گرمتر شد

ممنون که به زندگیم اومدی

من باید این عروسی لب ساحل

رو برای تو میگرفتم

نمیدونم چقدر زمان برام مونده

ولی از این به بعد فکر میکنم

هر روز، روز آخریه که زنده ام

و خوب زندگی میکنم

بزرگترین پشیمونیم

اینه که این 7 سال

توی زندگیت نبودم

اگه میتونستم

میخواستم تا آخر عمرم برات جبرانش کنم

اگه به خاطر مرگ و بیماری نبود

تا صد سال کنارت میموندم

بده من

(یه موقع‌هایی فکر میکنم)

(چقدر خوب میشد اگر دست روزگار کاری میکرد)

(که یه جوری دیگه رقم بخوره)

(من با یان شی آشنا میشدم)

(همونیکه ازم محافظت و قبولم کرد)

(و اون میتونست از آمریکا برگرده)

(در رو باز کنه)

(و یه بغل گنده بهم بده)

(کل دوران دانشجویی کنارم باشه)

("و بگه "مهم اینه که نزدیک همدیگه باشیم)

(درست مثل بقیه زوج ها)

(میتونستیم با هم فیلم ببینیم)

(شب سال نو رو با هم بگذرونیم)

(و سال های سال با هم باشیم)

(همیشه توی مناسبت های مهم کنار هم باشیم) سال نو مبارک-

(میتونست توی فارغ التحصیلیم شرکت کنه)

(و با کلاهم ازم عکس بگیره)

(برام برف صورتی درست کنه)

(بگه هیچ موقع بهم دروغ نمیگه)

(میتونستیم شغلهایی که دوست داریم داشته باشیم)

(همیشه بیاد بیمارستان دنبالم)

(و شب موقع دویدن از پل هوایی پکن کولم کنه)

(توی نهمین سالگرد قرار گذاشتنمون)

(ازم بخواد باهاش ازدواج کنم)

(منم بگم بله)

رسیدیم خونه

آپلود زیرنویس : قاسم سمنگانی @Qasem_Samangani

(توی سال دهم)

(میتونستیم یه بچه داشته باشیم)

(و سگمون بزرگ شده باشه)

(میتونستیم یه خونه داشته باشیم)

(خونه ای که متعلق به ما باشه)

(تا ابد)

فیلم ادامه داره

– ═════༻‌ • تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند •༺════ – – ═════༻‌ • myprmv.ir • ༺════ –

چی داری مینویسی؟

فقط اگه با تو باشم بدون ترس با مرگ مواجه میشم

و بدون هیچ تردیدی از بهترین فرصتها میگذرم

– ═════༻‌ • تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند •༺════ – – ═════༻‌ • myprmv.ir • ༺════ –

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.