All language subtitles for not me

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian Download
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫ارائه‌شده توسط سینما دریمینگ ‫@CinemDreaming

‫«مترجم: «تارخ علی‌خانی ‫ تلگرام: aManOfWar@

‫برای نمایشگاهی که لغو شد...

‫موزه...

‫که به این سوال با تصاویر جواب بدم...

‫[من نه]

‫کجایی...

‫[این من نیستم]

‫لئوس؟

‫من؟

‫ممنون که پرسیدید.

‫[گُه]

‫نمی‌دونم.

‫ولی اگه می‌دونستم...

‫جواب می‌دادم...

‫[اون شب...]

‫[زود خوابم برده بود]

‫[نیروی حیاتی]

‫[درون تخم‌مرغ هستی]

‫[همچنان جنینی]

‫این‌طوری بود که شروع شد...

‫اصلا چیزی نمی‌گفتم. اصلا.

‫این... پدرمه.

‫نه، اون نه.

‫اون.

‫نه، اون نه!

‫این!

‫آره.

‫اینه.

‫اون!

‫نه، اون نه.

‫اون اونجا.

‫این.

‫بچه‌ی سمت چپ.

‫کنار مادرم.

‫کنار من.

‫این نه!

‫اینجا با منه.

‫این... منم.

‫بچه‌ام.

‫نه، این نه.

‫این، اونجا... ‫و اینجا...

‫پیش خواهرمم.

‫و اینجا پیش سه تا خواهرهامم.

‫توی اکثر خانواده‌ها یه موجود مرگباری هست...

‫که مثل یه مریضیه.

‫من همون موجودم در خدمت شما.

‫سه نگهبانم از پدرها تا پسران...

‫تئو...

‫پولو...

‫ژاولو...

‫[شبی قشنگ! اما گرم!]

‫[اینجا منم، جوان]

‫در حال دویدن به سوی سرنوشتم.

‫[من خوبم]

‫[من ناکارم]

‫[من هیاهو هستم]

‫[از دست قولنج‌ها...]

‫[افسردگی رو بذار کنار!]

‫من از اول زندگیم...

‫مریض بودم...

‫و فقط قصد دارم که ادامه بدم.

‫دستم.

‫پام.

‫و این هم...

‫کونم!

‫این دخترمه.

‫توی گهواره‌اش.

‫[دریا سخن می‌گوید]

‫و اینجا...

‫من و اونیم.

‫بابا اگه...

‫تند بدوی، خیلی تند...

‫بعد، بعد، بعد...

‫کوسه نمی‌تونه بگیرتت.

‫کوسه می‌خواست بگیرتت؟

‫پات رو بگیره؟

‫آره.

‫و من داشتم چیکار می‌کردم؟

‫تو، تو نبودی ببینی...

‫که کوسه پام رو گاز گرفت.

‫ندیدی.

‫چرا توی خوابم نفهمیدی؟

‫خواب‌هات دست خودتن نه من.

‫تقصیر من نیست.

‫ولی می‌خوام من رو بگیری...

‫چون نمی‌خوام که...

‫[خون ناپاک]

‫[پدران بد]

‫[مرد] ‫[سینما]

‫[سینما تمام کارهات رو می‌بخشه]

‫[جلویم را بگیر]

‫[وگرنه...]

‫یه قدم بیایید جلوتر شلیک می‌کنم.

‫[به خودم آسیب می‌زنم]

‫مُرده خانم.

‫مرده..

‫[متعلقین به دهه‌ی بیست]

‫این یارو رو نمی‌شناسم...

‫ولی مثل من...

‫قدش کوتاهه و فیلم درست می‌کنه.

‫همچنین مثل من...

‫می‌شه گفت...

‫یهودیه و...

‫سفیدپوست و مذکر و دگرجنس‌گراست.

‫این بچه که اینجاست...

‫یکی از بازماندگان گتو کراکوفه.

‫و این مرد جوان که اینجاست...

‫بخشی از خانواده‌اش رو...

‫در شوآ از دست داده.

‫این مرد همسرش رو از دست داده...

‫درحالی به قتل رسید که باردار بود.

‫و این یکی...

‫با دختر کم‌سنی همبستر شده.

‫تمام این مردها در قرن معاصر زیستند.

‫من هم همین‌طور.

‫[نقاب وحشت]

‫با خود فکر می‌کرد...

‫که حتی اگر مدتی طولانی...

‫تنها در صحرا قدم بزنم...

‫تا ابد قدم بزنم...

‫بدون این که هرگز کسی را ببینم...

‫گمانم چهره‌ام همچنان...

‫نقابی نگران خواهد ماند...

‫در حال محافظت...

‫زیرا که می‌ترسم ناگهان...

‫توسط کسی دیده شوم...

‫و تمام دنیا به سادگی...

‫تنهاییم را ببینند...

‫فریبم را ببینند.

‫[فایل‌های پخش]

‫[آخرین تلاش هیتلر]

‫که نامزد و دوستانش آدولف صداش می‌کردن.

‫و آدولف یه فکری داشت.

‫فکری که اون زمان خیلی جسورانه بود.

‫می‌خواست تمام افراد شرور دنیا رو از ‫صفحه‌ی روزگار محو کنه.

‫و این کار خیلی سخت بود.

‫ولی آدم چطور در کمترین زمان ممکن...

‫اون همه آدم رو بکشه؟ ‫آسون نیست.

‫چون که شرورین میلیون‌ها نفر بودند.

‫و چنین کاری تا حالا انجام نشده بود.

‫باید یه فکر هوشمندانه به سرش می‌زد.

‫اون موقع بود که آدولف و دانشمندان بزرگ...

‫یه راه حلی پیدا کردن.

‫نقشه این بود که همه شرورها رو جمع کنن...

‫و ببرنشون یه اردوگاه تابستانی...

‫و وقتی می‌خواستن دوش بگیرن...

‫آب رو...

‫با گازی مرگبار جایگزین کردن.

[اروپای امروزی]

‫[درحالی که دیر شده]

‫[نیویورک، نیویورک]

‫خانم‌ها و آقایان...

‫آمریکایی‌های عزیز...

‫میهن‌پرستان آمریکایی...

‫[سال 1939]

‫[ایزادور گرین‌بام، بیست و شش ساله]

‫[رویای روزی را می‌بینند] ‫[که نفرت فریاد بزند...]

‫[رویای روزی را می‌بینند] ‫[که نفرت فریاد بزند...]

‫[رویای روزی را می‌بینند] ‫[که نفرت فریاد بزند...]

‫[رویای روزی را می‌بینند] ‫[که نفرت فریاد بزند...]

‫یک...

‫دو...

‫سه...

‫هورا!

‫هورا!

‫[هورا!]

‫[همه ادعا می‌کنند...]

‫[که تحقیر شدند و توهین شنیدند]

‫[و این رویا یا شوخی بد گسترش می‌یابد]

‫[سایه رشد می‌کند]

‫[غرور]

‫[ذلت]

‫[این مجازاته! توبه کن!]

‫[پایان زمان نزدیکه!]

‫[پایان همه‌چیز]

‫زمان سر جاش نیست.

‫ای وای بر من که به دنیا آمدم که درستش کنم!

‫♪ پوست من سیاه‌ست ♪

‫♪ و دست‌هام درازن ♪

‫♪ موهام مثل پشمن ♪

‫♪ و پشتم خمه ♪

‫بله...

‫ما...

‫ما همچنان...

‫افراد آواره هستیم.

‫حتی...

‫حتی امروزه...

‫و امثال ما در دنیا زیادن.

‫تمام قاره‌ها...

‫پر از افراد آواره هستند.

‫[لعنت بر شما چشمانم...]

‫[که از این منظره‌ی دوست‌داشتنی لذت می‌برید]

‫وارد شو ژان مولان...

‫همراه هیئت وحشتناکت.

‫همراه افرادی که در سایه ‫زاده شدند وارد شو...

‫و افرادی که در آن ناپدید شدند...

‫برادرانمان در محفل شب.

‫[خبرهای خوب]

‫[خبرهای خوب]

‫امروز آقای گُه را دیدم...

‫و از اونجایی که هوا خوب بود...

‫با هم در پارک بوت شومون قدم زدیم.

‫ازش پرسیدم نظرش در مورد وضع حاضر چیه...

‫چون دائم در سفره.

‫شروع کرد به جواب دادن...

‫ولی خیلی زود متوقف شد...

‫نیازی شدید بر اون غلبه کرد.

‫روزبخیر خانم‌ها و آقایان...

‫و نوش جان.

‫فرانسه در وحشته.

‫الان سه روزه که...

‫کسی در کشور ما نخندیده.

‫بله.

‫سه روز می‌شه که حتی...

‫یه نفر نخندیده.

‫در حال حاضر برای این واقعه...

‫هیچ توضیحی وجود ندارد.

‫ایستگاه بعد...

‫بون نول.

‫بون نول...

‫بون نول.

‫هشدار...

‫زمان مثل همیشه در حال گذر است...

‫در حال گذر است.

‫[از زمان و رودخانه]

‫[وقتی جان بیست و یک‌ ساله بود] ‫[یکی از هفت میلیون نفری بود...]

‫ [که خیال می‌کرد] ‫[نیویورک به او نیاز داره]

‫خیال می‌کرد که می‌تونه ‫تمام گفتنی‌ها رو بگه.

‫تمام چیزهایی که می‌شه فهمید.

‫تمام چیزهایی که همگان دانسته‌اند.

‫در مورد شب و زمان و تاریکی.

‫و در مورد قلب مخفی و تیره‌ی شهر.

‫[چرخان]

‫[لبخند سرعت]

‫[جاذبه]

‫[سبکی]

‫[جاذبه]

‫[در ابتدا وقتی دوربین را با دست...]

‫[روی چرخی به حرکت در می‌آوردند...]

‫[انسان حس می‌کرد...]

‫[که خدایی سوژه‌ را...]

‫[با چشمان سنگینش دنبال می‌کند]

‫[ولی امروزه...]

‫[اگر پسری از دوست‌دخترش...]

‫[با دوربین تلفن همراهش فیلم بگیرد...]

‫[دیگر آن حس وجود ندارد]

‫چگونه...

‫می‌توان...

‫[نگاه خدایان را بازپس‌گرفت؟]

‫[لرزش؟]

‫[کودکی هنر؟]

‫عصر بخیر، ژان-لوک گدار هستم.

‫دو روزه که در پاریس هستم.

‫لطفا امروز عصر با دفترم تماس بگیرید...

‫یا با شماره‌ی 47471040 و یا 1063...

‫یا...

‫[یا...]

‫[تجدید ابدی]

‫ما همیشه زنده نیستیم.

‫یا به اندازه‌ی کافی زنده نیستیم.

‫[میوه‌ی ممنوـ]

‫آماده باشید...

‫قراره تصویری رو ببینیم.

‫دیدینش؟

‫پیامش رو دیدید؟

‫بیایید دوباره ببینیم...

‫محض این‌که پلک زده باشید.

‫آماده باشید.

‫این دفعه دیدینش؟

‫در شما نفوذ کرد؟

‫روی مردمک چشمتان ثبت شد؟

‫حالا دوباره ببینیمش...

‫ولی 24 بار پشت هم.

‫بله، سیبه.

‫از همه‌ی ما بیشتر عمر خواهد کرد.

‫حتی اگه امروزه دیگه...

‫به شکل سیب وجود نداشته باشه.

‫و در این باره باید بگم ‫«امروزه» متعلق به شما نیست...

‫دیگه برای شما وجود نداره...

‫برای من هم نداره.

‫ولی الان به ابدیتی از ثانیه را...

‫به سیبی خوب عطا کردیم.

‫آمین.

‫[سفر به اعماق زمین]

‫بیایید یه لحظه به زمین برگردیم.

‫ماگمای ما...

‫هی احمق، پاشو!

‫روی زمینی...

‫زنده‌ای!

‫باید جناحت رو انتخاب کنی...

‫نبردهات رو انتخاب کنی...

‫درحالی که منتظری...

‫در نمای معکوس فرو بری.

‫و همچنین لازمه که...

‫بازی کنی.

‫- جات رو پیدا کنی. ‫- تو کی هستی؟

‫مزرعه‌ات رو شخم بزنی...

‫درحالی که دعا می‌کنی برای...

‫[ناخواسته‌ها]

‫[دژاوو]

‫[گمون نکنم من سکانس] ‫[پی‌او‌وی‌ای ضبط کرده باشم]

‫(سکانسی که در آن ما زاویه‌ی دید) ‫ (شخصیت فیلم را داریم)

‫[بخاطر تابو؟]

‫اگرچه...

‫نمونه‌های هیچکاک...

‫در جوانی شگفت‌زده‌ام می‌کردن.

‫[سعی کردیم قاب دژاوو خلق کنیم]

‫[توهم دژاوو]

‫[مثل خاطره‌ای از حال حاضر]

‫[اوه بله...]

‫[یک قاب پی‌او‌وی ضبط کردم]

‫یک روز...

‫مثل این خواهد بود که قبلا زیستی.

‫[زن فیلمبرداری شده]

‫[نشان زیبایی]

‫دانشمند بااستعداد دیوانه‌وار...

‫عاشق زنی بود که تازه باهاش ازدواج کرده بود.

‫اون واقعا به طرز بی‌نقصی زیبا بود.

‫ولی...

‫با گذشت دوران وی وسواس بدی...

‫به نشان مادرزادی‌ای که...

‫زن روی گونه‌ی چپش داشت پیدا می‌کند...

‫و خیال می‌کند که زیباییش را خراب کرده...

‫[نشان]

‫درحالی که خیلی‌ها سر و دست ‫می‌شکستند که این نشان را ببوسند.

‫وی تواست معجونی درست کند...

‫که این ناخالصی را از بین می‌برد.

‫زنش که دید این وسواس تبدیل به ترس...

‫و انزنجار شده...

‫از سر عشق قبول کرد...

‫که معجون را سر بکشد.

‫نشان بالاخره از بین رفت.

‫[بی‌نقص شدی!]

‫ولی زن فورا مُرد.

‫[ایلمر بیچاره‌ی من، من دارم می‌میرم!]

‫هیچ زیبایی‌ای بدون لکه نیست.

‫[موسیقی]

‫[صدا]

‫[موسیقی/صدا]

‫[جنبش]

‫♪ این بالا را بنگر... ♪

‫♪ که من در بهشتم ♪

‫♪ ماجراها داشتم که نمی‌توان نادیده گرفت ♪

‫♪ دیگر همگان مرا می‌شناسند ♪

‫♪ این بالا را بنگر دوست که در خطرم ♪

‫♪ دگر چیزی برای از دست دادن باقی‌ نمانده ♪

‫♪ آنقدر اوج گرفتم که سرم گیج می‌رود ♪

‫♪ همه‌چیز را در پایین رها کردم ♪

‫♪ از من بعید نبود ♪

‫[آواز قو]

‫[زیرا چیزی نیست که...]

‫[مثل دوست داشتن یک مُرده...]

‫[به شما اوج بدهد]

‫آدم‌هایی که شب خوابشون رو می‌بینیم...

‫باید همیشه صبح بهشون زنگ بزنیم.

‫زندگی خیلی راحت‌تر می‌شه.

‫الو؟

‫خوابت رو دیدم.

‫زمانی پیش میاد که...

‫نمی‌شه اوضاع رو بدون تغییر اساسی عوض کرد.

‫زمانی که چیزی رو کشف نمی‌کنیم اگر...

‫همه‌چیز کشف نشه.

‫سلام، باربارام.

‫[خورشید مردگان]

‫در خیابان‌های شهر...

‫عشق من هست.

‫به هر کجا که می‌رود...

‫دیگر عشق من نیست...

‫همه می‌توانند با او حرف بزنند.

‫دیگر یادش نیست که در حقیقت ‫ چه کسی او را دوست داشته.

‫و از دور راهش را روشن می‌کند...

‫تا گمراه نشود.

‫[اوکسانا از اوکراین]

‫[کیر تو خدا]

‫جنده‌ها!

‫هر انسان...

‫[می‌بینمت]

‫در هر دقیقه پانزده تا بیست بار پلک می‌زنه.

‫[ای بینایی...]

‫[ای بینایی...]

‫یعنی هر ساعت 1200 بار...

‫و روزانه...

‫28 هزار بار.

‫اگر پلک نمی‌زدیم...

‫چشمانمون خشک می‌شد...

‫و کور می‌شدیم.

‫ولی تصاویر دائم سریع‌تر به سمت ما میان...

‫مثل یک جریان پیوسته.

‫دیگه وقفه ندارن...

‫دیگر در هر ثانیه چندین بار پلک نمی‌زنن.

‫می‌خوان که کور بشیم.

‫آره، ما نیاز داریم که پلک بزنیم.

‫زیبایی دنیا...

‫بهش نیاز داره.

‫«مترجم: «تارخ علی‌خانی ‫ تلگرام: aManOfWar@

‫ارائه‌شده توسط سینما دریمینگ ‫@CinemDreaming

‫[آنت پس از تیتراژ می‌‌آید]

‫شب بخیر عزیزان.

‫برق‌ها رو خاموش می‌کنم.

‫خواب‌های خوبی ببینین.

‫و حالا...

‫از طرف الکس که در سورن زندگی می‌کنه...

‫برای نیورا که در پاریس زندگی می‌کنه...

‫عشق مدرن...

‫اثر دیوید بویی.

‫♪ می‌فهمم کِی برم بیرون ♪

‫♪ کی خونه بمونم... ♪

‫♪ کارهام رو انجام بدم ♪

‫♪ پیگیر روزنامه‌ها هستم... ♪

‫♪ ولی تغییری ایجاد نمی‌شه. ♪

‫♪ در میان باد ایستادم... ♪

‫♪ ولی هیچ‌وقت دست خداحافظی تکون نمی‌دم ♪

‫♪ ولی سعیم رو می‌کنم... ♪

‫♪ سعیم رو می‌کنم... ♪

‫♪ هیچ نشونه‌ای از زندگی نیست ♪

‫♪ فقط قدرت فریبندگی مونده ♪

‫♪ زیر باران دراز کشیدم ♪

‫♪ ولی هیچ‌وقت دست خداحافظی تکون نمی‌دم ♪

‫♪ ولی سعیم رو می‌کنم... ♪

‫♪ سعیم رو می‌کنم ♪

‫♪ - عمرا اگه گولش رو بخورم... ♪ ‫♪ - عشق مدرن ♪

‫♪ - از کنارم رد می‌شه... ♪ ‫♪ - عشق مدرن ♪

‫♪ - به مسیرش ادامه می‌ده ♪ ‫♪ - عشق مدرن ♪

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.